﻿WEBVTT

00:00:07.450 --> 00:00:10.620
اونو میشناسی؟

00:00:10.620 --> 00:00:14.200
.اونو خوب یادمه

00:00:14.200 --> 00:00:16.080
پس، بهم بگو؟

00:00:16.080 --> 00:00:18.370
!اون الان کجاست؟

00:00:18.370 --> 00:00:20.870
...وقتی اینو بدونم، میتونم

00:00:23.870 --> 00:00:26.910
.نیازی بهش نیست

00:00:26.910 --> 00:00:33.330
‫من قبلا شش سال پیش با دستای
‫خودم ترتیب اون یارو رو دادم.

00:00:41.540 --> 00:00:45.660
.هی، همزاد فایو

00:00:45.660 --> 00:00:49.750
تو یه واحد اسلحه برده هستی، درسته؟

00:00:49.750 --> 00:00:53.620
‫اسم من " اینویی جوزو " ِه.

00:00:53.620 --> 00:00:54.950
چرا؟

00:00:54.950 --> 00:00:57.700
چرا همکارم رو از بین بردی؟

00:00:57.700 --> 00:01:00.410
اون یکی از خودتون نبود؟

00:01:02.410 --> 00:01:12.410
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:31.450 --> 00:02:33.080
‫" جای زخم "

00:02:33.080 --> 00:02:34.290
‫" جای زخم "
‫پسر!

00:02:34.290 --> 00:02:36.450
‫" جای زخم "

00:02:42.120 --> 00:02:47.290
پس، اون مرد آتیشی یکی
.از آشناهای جوزو بود

00:02:47.290 --> 00:02:48.120
.آره

00:02:48.120 --> 00:02:53.120
‫بعدش، بهم گفت که برم خونه، چون
‫اونا چیزایی برای حرف زدن دارند.

00:02:53.120 --> 00:02:55.410
.شونن، گلوت

00:02:55.410 --> 00:03:00.500
‫وقتی توسط اسپیتز برگن گرفتار شدی،
‫اینکارو کردی، درسته؟

00:03:00.500 --> 00:03:03.660
...هاه؟ آ-آره

00:03:03.660 --> 00:03:08.330
‫این کار برادرم، " ویکتور " ِه.

00:03:08.330 --> 00:03:11.000
!و-واقعا؟

00:03:11.000 --> 00:03:16.080
‫من به خاطر هارمونی نمیتونستم به راحتی
‫روی تارهای صوتیت کار کنم.

00:03:16.080 --> 00:03:20.540
‫افراد زیادی وجود نداره که بتونند
‫همچین روشی رو استفاده کنند.

00:03:20.540 --> 00:03:22.000
...که اینطور

00:03:23.660 --> 00:03:27.250
مری، تونستی برادرت رو ببینی؟

00:03:27.250 --> 00:03:31.160
‫به نظر میرسه شرایط ناراحت کننده بوده،

00:03:31.160 --> 00:03:33.660
ولی تونستی به هدفت برسی؟

00:03:33.660 --> 00:03:36.290
.تا اینجای کار، فکر کنم

00:03:36.290 --> 00:03:39.540
.به نظر میرسه بدن واقعیش جای دیگه ایه

00:03:41.200 --> 00:03:43.870
.ولی من تونستم باهاش حرف بزنم

00:03:43.870 --> 00:03:46.540
‫چیزهایی که همیشه تو ذهنم بود رو
‫ازش پرسیدم.

00:03:46.540 --> 00:03:50.790
‫راستش، من هنوز نتونستم
‫به طور کامل درکش کنم.

00:03:50.790 --> 00:03:53.790
.ولی من میدونم الان باید چکار کنم

00:03:53.790 --> 00:03:58.830
‫الان باید بدن واقعیش رو پیدا کنم و
‫موشک های سینه ایم رو به سمتش شلیک کنم.

00:03:58.830 --> 00:04:01.370
موشک های... سینه ای؟

00:04:01.370 --> 00:04:05.250
.خب، الان احساس خیلی بهتری دارم

00:04:05.250 --> 00:04:13.000
‫برادرت هنوز بعد از گذشت سال ها از جنگ
‫در تلاشه تا کفاره بده.

00:04:14.330 --> 00:04:18.700
‫خب، این کارهای عروسک اونه،
‫پس من واقعا مطمئن نیستم.

00:04:18.700 --> 00:04:25.500
‫ولی اگه من با چشمای خودم میدیدم
‫کارم به این همه مردم آسیب میزنه و میکشه...

00:04:25.500 --> 00:04:28.910
‫...فکر میکنم از کاری که خودم کرده بودم
‫پشیمون میشدم.

00:04:30.290 --> 00:04:34.500
...نمیدونم که جوزو چه احساسی داره

00:04:36.830 --> 00:04:39.040
.اوه، بزار اینو روشن کنم

00:04:39.040 --> 00:04:42.370
‫من نه تو رو مقصر میدونم یا چیز دیگه ای.

00:04:42.370 --> 00:04:47.410
‫این واقعیت که تو ترتیب فایو رو دادی
‫واقعا غافلگیر کننده است.

00:04:48.620 --> 00:04:52.540
‫من کسیم که همکارم فایو
‫رو ول کردم.

00:04:52.540 --> 00:04:54.700
.تو یه هندزی

00:04:54.700 --> 00:04:55.700
.آره

00:04:55.700 --> 00:05:01.120
‫من هندز دستگاه 5 واحد
‫اسلحه برده بودم.

00:05:01.120 --> 00:05:03.040
...تا اون روز

00:05:04.830 --> 00:05:09.910
‫شش سال پیش، وقتی که سربازا گفتند
‫جنگ به زودی تموم میشه...

00:05:09.910 --> 00:05:15.700
‫آخرین روزی بود که به عنوان یه مرد
‫معمولی خرچنگ جوشیده مورد علاقه ام رو خوردم.

00:05:15.700 --> 00:05:20.700
‫مقامات بالاتر بهم دستور دادند که
‫همکارم رو تحویل بدم.

00:05:21.790 --> 00:05:24.950
‫اونا گفتند که از اونجا که جنگ تموم شده،

00:05:24.950 --> 00:05:29.330
‫واحدهای اسلحه برده رو به حالت
‫عادی برمیگردونند.

00:05:29.330 --> 00:05:32.830
.البته، همه اینا نمایش بود

00:05:32.830 --> 00:05:36.790
‫اونا میخواستند واحد های اسلحه
‫ برده رو از بین ببرند.

00:05:36.790 --> 00:05:41.250
‫من به دستوراتم عمل کردم،
‫با اینکه حقیقت رو میدونستم.

00:05:41.250 --> 00:05:45.040
‫بالاخره، سربازا قراره دستورات
‫مافوقشون رو اجرا کنند.

00:05:46.700 --> 00:05:50.250
.ولی اون نه

00:05:50.250 --> 00:05:57.540
من دیگه ابزار نیستم از وقتی که " هندز " من
ولم کرد، درسته؟

00:05:57.540 --> 00:06:01.660
...یعنی بالاخره آزاد شدم

00:06:03.750 --> 00:06:08.830
‫به همین دلیل فایو همچین کینه
‫دیوونه واری نسبت به من داشت.

00:06:08.830 --> 00:06:13.080
.هرچند، هیچوقت از تصمیمم پشیمون نشدم

00:06:13.080 --> 00:06:17.950
.باید برمیگشتم خونه پیش اِما

00:06:17.950 --> 00:06:21.540
‫اتفاقی که بعد از اون برای فایو افتاد،
‫سریه.

00:06:21.540 --> 00:06:24.410
پس، میتونی بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

00:06:24.410 --> 00:06:28.700
چرا فایو آخرش به دست تو کشته شد؟

00:06:32.700 --> 00:06:35.410
.فایو از ارتش فرار کرد

00:06:35.410 --> 00:06:38.830
.این کاملا شبیه کاریه که اون انجام میده

00:06:38.830 --> 00:06:44.290
‫اون یه شورشو با واحد های اسلحه برده دیگه
‫و " هندز " های اونا شروع کرد.

00:06:44.290 --> 00:06:49.700
‫شورش؟! و بعدش، تو...

00:06:49.700 --> 00:06:54.870
‫اون یارو هیچوقت تو در
‫خونه ات پیداش نمیشه.

00:06:57.040 --> 00:07:00.830
جوزو پشیمونه؟

00:07:00.830 --> 00:07:03.580
.از کارهایی که در طول جنگ انجام داد

00:07:03.580 --> 00:07:05.750
.احتمالا هست

00:07:05.750 --> 00:07:07.580
!واقعا؟

00:07:07.580 --> 00:07:12.290
‫آخه، اون همیشه نگران بی پولیه.

00:07:12.290 --> 00:07:15.040
...این چیزی نیست که من راجبش حرف میزنم

00:07:15.040 --> 00:07:20.790
منظورم اینه که واحد های اسلحه برده
کمک بزرگی به جنگ بزرگ کردند، درسته؟

00:07:20.790 --> 00:07:24.290
‫اون از اونایی نیست که مثلا " آرمد " یا
‫هر چیز دیگه ای رفتار کنه،

00:07:24.290 --> 00:07:29.660
‫ولی اگه کارها رو جور دیگه ای انجام
‫میداد، شغل بهتری پیدا میکرد.

00:07:29.660 --> 00:07:33.160
‫بعدش میتونستم به عنوان مهندس
‫شخصیص استخدام بشم

00:07:33.160 --> 00:07:38.040
‫و روزهام رو با تموم افزونه هایی که میخواستم
‫بدون هیچ نگرانی سپری کنم.

00:07:38.040 --> 00:07:39.700
!مرد، چه حروم کردنی

00:07:39.700 --> 00:07:44.410
‫فکر میکردم " حلال گر " شغلی قابل
‫تحسینه که به مردم کمک میکنه--

00:07:44.410 --> 00:07:47.580
...که اینطور. به همین دلیل جوزو

00:07:48.950 --> 00:07:53.750
مری، میدونی که کنار جوزو واحد های اسلحه
برده دیگه ای بودند، درسته؟

00:07:53.750 --> 00:07:59.410
‫خب، مردم عادی نمیدونند،
‫ولی هر مهندس مخصوصی...

00:07:59.410 --> 00:08:05.910
‫تو اواخر جنگ، 13 واحد اسلحه برده
‫از جمله جوزو، فعال بودند.

00:08:08.620 --> 00:08:11.370
‫اونا تو تیم های دو نفره با
‫" هندز " خودشون بودند.

00:08:11.370 --> 00:08:14.080
‫مجموعا 13 جفت بودند.

00:08:15.500 --> 00:08:20.410
.به کل واحد مفسدهای شرافتمند میگفتند

00:08:21.500 --> 00:08:26.910
‫تو گذشته، واحدی به اسم
‫مفسدهای شرافتمند وجود داشت.

00:08:26.910 --> 00:08:32.910
‫سربازایی که به خاطر کشورشون به پست ترین
‫سطح سقوط کردند.

00:08:32.910 --> 00:08:37.330
،به خاطر اینکه خودشون رو به فساد انداختند
.شرافتمند به نظر میرسیدند

00:08:38.080 --> 00:08:42.580
گسترش یافته های مجهز به اسلحه ای که
جریان جنگ رو

00:08:42.580 --> 00:08:45.540
.با قدرت و محدوده وسیع خودشون تغییر دادند

00:08:45.540 --> 00:08:53.040
‫ولی الان، تنها چهار واحد اسلحه برده
‫تایید شده وجود داره.

00:08:53.040 --> 00:08:56.000
،دو تا ازشون تو وندر بندر زندانی اند

00:08:56.000 --> 00:09:00.500
‫یکیشون تحت نظارت بروهرن قرار
‫داره، و جوزو.

00:09:00.500 --> 00:09:02.330
.چهار

00:09:02.330 --> 00:09:05.290
پس، اون نه تای دیگه تو
جنگ مردند؟

00:09:05.290 --> 00:09:06.450
.نه

00:09:06.450 --> 00:09:13.450
‫هیچکدومشون تو طول جنگ نمرده.
‫همشون بعد از اون مردند.

00:09:13.450 --> 00:09:16.120
...چطور میتونه این

00:09:16.120 --> 00:09:19.250
.ارتش سعی کرد مخفیانه ترتیبشون رو بده

00:09:19.250 --> 00:09:25.410
‫چرا؟ این کشور به لطف واحد های اسلحه
‫برده تونست تو جنگ پیروز بشه!

00:09:25.410 --> 00:09:27.160
،بعد از تموم شدن جنگ

00:09:27.160 --> 00:09:32.660
‫سلاح های قدرتمندی مثل اونا منبع
‫واکنش شدید عموم میشند.

00:09:32.660 --> 00:09:36.080
پس، جوزو چه جور موفق
شد با سلامت ازش عبور کنه؟

00:09:39.080 --> 00:09:42.500
.به نظر میرسه یکی بهت بدهکارم

00:09:42.500 --> 00:09:44.620
.نگرانش نباش

00:09:46.040 --> 00:09:48.330
.هی

00:09:48.330 --> 00:09:52.580
.یاد اون همکارت افتادم

00:09:52.580 --> 00:09:56.790
‫اون یه آدم عجیب و غریب بود که به
‫واحد اسلحه برده خودش اسم داد.

00:09:57.870 --> 00:10:00.450
.الان کاملا میفهمم

00:10:00.450 --> 00:10:06.330
.اون واقعا تو رو به عنوان همکارت میدید

00:10:06.330 --> 00:10:08.450
.بعدا میبینمت، جوزو

00:10:13.000 --> 00:10:18.750
‫به نظر میرسه که مثل سایر واحد های اسلحه
‫برده صدا زدنت با شماره ات، ضایع باشه.

00:10:18.750 --> 00:10:23.750
خب، چطوره از زبان کشور مادر بزرگم
استفاده کنیم؟

00:10:23.750 --> 00:10:29.580
سیزده... ترجمه اش میشه جوزو. چطوره؟

00:10:31.200 --> 00:10:35.000
‫تو فقط دستورات مقام های بالاتر
‫رو اجرا کردی.

00:10:35.000 --> 00:10:37.750
.تقصیر تو نیست

00:10:37.750 --> 00:10:40.290
.من بودم که اشتباه میکردم

00:11:03.160 --> 00:11:04.660
.نفهمیدم اینجا بودی

00:11:06.330 --> 00:11:08.700
چی شده؟

00:11:08.700 --> 00:11:11.410
.ورات درایزن

00:11:11.410 --> 00:11:14.040
!قاتل برادران، دستگاه 13

00:11:15.700 --> 00:11:22.950
‫بهت دستور دادند که نه واحد اسلحه برده
‫که ارتش رو ول کردند از بین ببری.

00:11:22.950 --> 00:11:25.750
اینو از کجا شنیدی؟

00:11:25.750 --> 00:11:28.250
.پشیمونی، جوزو

00:11:30.120 --> 00:11:34.370
‫این واقعیت که تو رفقای خودت رو ول کردی
‫و اونا رو به قتل رسوندی.

00:11:34.370 --> 00:11:40.080
‫به همین دلیله که هرگز از قدرتت
‫برای خودت استفاده نمیکنی.

00:11:40.080 --> 00:11:46.580
‫به عنوان راهی برای جبران گناهانت،
‫تبدیل به یه " حلال گر " برای کمک به دیگران شدی.

00:11:48.410 --> 00:11:53.160
کی همچین فکرای مسخره ای رو
تو سرت انداخته؟

00:11:55.750 --> 00:11:58.660
.تازه بالاخره متوجه شدم

00:11:58.660 --> 00:12:04.750
‫از روزی که باهات آشنا شدم
‫بهت تکیه کردم.

00:12:04.750 --> 00:12:08.830
‫جوزو، تو همیشه برای یکی دیگه میجنگی.

00:12:09.910 --> 00:12:13.250
!همه اش به خاطر آرزوی آدمای خودخواه دیگه

00:12:13.250 --> 00:12:15.200
!درست مثل کار امروز

00:12:15.200 --> 00:12:19.870
‫حتی اگه این کار برای کسایی که
‫دوسشان داری انجام داده باشی...

00:12:19.870 --> 00:12:22.700
‫همیشه خودت رو فدای خواسته های
‫دیگران میکنی!

00:12:22.700 --> 00:12:24.910
پس، خودت چی؟

00:12:26.580 --> 00:12:35.120
‫من... قبل از اینکه حافظه ام رو از دست بدم،
‫به نظر میرسه به اسپیتز برگن کمک مالی میکردم.

00:12:35.120 --> 00:12:36.620
چی؟

00:12:36.620 --> 00:12:40.410
!من به تروریست ها کمک میکردم

00:12:40.410 --> 00:12:48.200
‫شاید من دلیلی بودم که کلت و خیلی از
‫آدمای دیگه رنج کشیدند!

00:12:48.200 --> 00:12:54.250
‫با این وجود، من میخوام مردمی رو که
‫برای بروهرن قربانی میشند نجات بدم!

00:12:54.250 --> 00:12:57.870
.ولی، من دیگه نمیدونم

00:12:57.870 --> 00:13:02.080
‫من حتی نمیدونم که اینا احساسات
‫واقعی من هستند یا نه...

00:13:02.080 --> 00:13:05.290
!چکار کنم که برای همه جبران کنم؟

00:13:05.290 --> 00:13:08.000
...هیچکاری نمیتونم بکنم

00:13:08.000 --> 00:13:10.660
.من مثل تو نیستم، جوزو

00:13:10.660 --> 00:13:15.250
...کاش هیچوقت از گذشته خودم خبر نداشتم

00:13:15.250 --> 00:13:22.330
ندونستن کاری رو که قبلا انجام دادی
تغییر میده؟

00:13:22.330 --> 00:13:25.700
‫تو نمیتونی راجب چیزایی که نمیدونی
‫تصمیم بگیری.

00:13:25.700 --> 00:13:27.160
...اون

00:13:27.160 --> 00:13:33.080
‫چیزی که مهمه اینه که وقتی فهمیدی
‫چی رو انتخاب میکنی.

00:13:33.080 --> 00:13:36.870
.تو شانسی برای انتخاب به دست آوردی

00:13:38.370 --> 00:13:42.040
.تو باید ارزش خودت رو تعیین کنی

00:13:50.700 --> 00:13:56.120
‫من مشتاقانه منتظر نتایجت هستم،
‫رییس امنیت کانینگهام.

00:13:56.120 --> 00:13:59.830
!بله! حتی اگه به قیمت جونم باشه

00:13:59.830 --> 00:14:02.700
.اون حرفا رو به خاطر میسپارم

00:14:02.700 --> 00:14:08.700
‫اگه بتونی ارزش خودت رو بهمون نشون بودی،
‫ممکنه هنوز تو رو مفید بدونیم.

00:14:08.700 --> 00:14:10.660
!ب-بله

00:14:15.370 --> 00:14:16.790
.چه دردسری

00:14:16.790 --> 00:14:19.580
.پپر، کمی دیر کردی

00:14:19.580 --> 00:14:23.910
‫اون خوک، کانینگهام،
‫یه سره داد و بیداد میکرد.

00:14:23.910 --> 00:14:25.410
.بگیرش، سون

00:14:26.870 --> 00:14:29.500
!هورا! اینقدر؟

00:14:29.500 --> 00:14:31.410
.همشون رو یه باره نخور

00:14:31.410 --> 00:14:32.620
!آره

00:14:35.120 --> 00:14:37.790
‫بعد از اینکه خوردنت تموم شد
‫کار داریم.

00:14:37.790 --> 00:14:40.660
.خوشحال به نظر میرسی، پپر

00:14:40.660 --> 00:14:47.250
‫این یه ماموریت خسته کننده است،
‫ولی خوکه چیز خیلی جالبی گفت.

00:14:48.450 --> 00:14:51.910
.فکر کنم میتونیم با هم کمی بازی کنیم

00:15:03.410 --> 00:15:06.160
.چقدر عجیبه

00:15:06.160 --> 00:15:10.700
‫یه ربع قرن، پیش وقتی تحقیقاتم رو
‫آغاز کردم...

00:15:10.700 --> 00:15:16.290
‫... هیچ کس علاقه ای به تکنولوژی
‫افزونه نداشت.

00:15:17.660 --> 00:15:22.200
...حتی کسی که خداگونه و با عظمته

00:15:22.200 --> 00:15:27.700
‫حتی از چنین مردی به عنوان ابزاری برای
‫نشون دادن تاثیر بروهرن استفاده شده.

00:15:27.700 --> 00:15:30.120
.چقدر مسخره

00:15:30.120 --> 00:15:37.540
‫مهم نیست چه دوره ای باشه، خدای
‫مردم عادی همیشه چیزی شبیه به اینه.

00:15:37.540 --> 00:15:41.370
راستی، هنوز از محل اختفای
ویکتور خبری نداریم؟

00:15:41.370 --> 00:15:42.660
.آره

00:15:42.660 --> 00:15:46.080
.درسته که اون مرد خطرناکیه

00:15:46.080 --> 00:15:51.040
‫ولی، تا وقتی که هدفش نابودی همه
‫گسترش یافته ها باشه،

00:15:51.040 --> 00:15:54.790
.اون سر راهمون قرار نمیگیره

00:15:54.790 --> 00:16:00.330
‫اون عمیقا درگیر توسعه
‫تکنولوژی افزونه بود.

00:16:00.330 --> 00:16:06.410
‫گفتن اینکه اون همون چیزیه که اسپیتز برگن
‫خیلی دلش میخواد نابودش کنه، اغراق آمیز نیست.

00:16:06.410 --> 00:16:12.620
‫از اولم این اشتباه بود که بهش اجازه دادیم
‫به ما بپیونده.

00:16:14.500 --> 00:16:19.040
اونوقت، نباید منو هم نابود کنی، کونوگی؟

00:16:19.040 --> 00:16:20.830
.لطفا شوخی نکنید

00:16:20.830 --> 00:16:26.330
.اسپیتز برگن به خاطر تو وجود داره

00:16:26.330 --> 00:16:30.040
‫با این حال، اقدامات اخیرت بر خلاف عقیده ما برای

00:16:30.040 --> 00:16:33.700
...از بین بردن تکنولوژی افزونه بود

00:16:33.700 --> 00:16:38.870
‫درسته که اعضایی هستند که شروع به
‫همچین فکرایی کردند.

00:16:38.870 --> 00:16:43.790
‫هرچند من به تنهایی اینکار رو کردم،
‫ولی گرفتن اون پسر سخته.

00:16:43.790 --> 00:16:47.330
.ولی به همین راحتی اونو ول کردی

00:16:47.330 --> 00:16:55.330
‫ما نتونستیم اون اطلاعات رو به دست بیاریم و
‫همچین سرباز مفیدی رو در برابر بروهرن رها کردیم.

00:16:55.330 --> 00:16:59.700
.پذیرش تصمیماتت سخت بوده

00:16:59.700 --> 00:17:05.120
هدفی داری که هنوز بهمون نگفتی؟

00:17:09.330 --> 00:17:15.910
.میدونستم میای... تتسورو ساما

00:17:17.870 --> 00:17:22.290
همونجور که قول داده بودیم، همه افرادی رو که
نزدیکانت رو زیر نظر دارند برمیداریم

00:17:22.290 --> 00:17:27.000
.و از امنیت آینده شون مطمئن میشیم

00:17:27.000 --> 00:17:29.040
.لطفا خیالتون راحت باشه

00:17:29.040 --> 00:17:33.660
.ما به خوبی از بدنت مراقبت میکنیم

00:17:35.750 --> 00:17:38.540
...ولی، قبل از اون

00:17:42.000 --> 00:17:50.330
‫این واکنش یهم میگه که هارمونی
‫الان فعاله.

00:17:50.330 --> 00:17:55.500
‫دستگاهی که ما تو گلوت نصب کردیم
‫فقط یه محفظه صوتی نیست.

00:17:55.500 --> 00:18:01.910
‫این دستگاهیه برای قفل کردن
‫وضعیت فعلی هارمونی.

00:18:01.910 --> 00:18:09.250
‫تا وقتی که اونو غیر فعال نکنیم، نمیتونی
‫هدف هارمونی رو تغییر بدی.

00:18:09.250 --> 00:18:18.950
دستگاه 13، تو میتونی صدای منو بشنوی وقتی
که تتسورو ساما تو رو کنترل میکنه، درسته؟

00:18:18.950 --> 00:18:22.000
.تو باید کاملا گیج شده باشی

00:18:23.080 --> 00:18:28.540
‫من کیم، و چرا پیرمردی مثل من
‫همچین کاری میکنه...

00:18:28.540 --> 00:18:31.120
.هنوز وقت زیادی هست

00:18:31.120 --> 00:18:34.000
.بزار یه داستان قدیمی برات تعریف کنم

00:18:35.120 --> 00:18:40.450
.من یه برادر دوقلوی بزرگتر به اسم لاورنس داشتم

00:18:40.450 --> 00:18:44.580
‫برخلاف من، که با پاهای ضعیف به دنیا اومدم و
‫شخصیتی چاپلوس داشتم،

00:18:44.580 --> 00:18:47.700
.اون مرد بزرگی بود

00:18:47.700 --> 00:18:53.500
‫وقتی جوون بودم اونو به عنوان یه
‫موجود کامل تحسین میکردم.

00:18:53.500 --> 00:18:56.700
.هفدهمین زمستان من بود

00:18:56.700 --> 00:19:05.660
‫وقتی اون جنگ بزرگتر و نا امید کننده تر شده بود،
‫برادرم به خدمت سربازی فرستاده شد.

00:19:05.660 --> 00:19:11.910
‫هرچند به دلیل پاهام موفق شدم فراخوانی
‫رو از دست بدم، ولی خیلی نا امید بودم.

00:19:11.910 --> 00:19:19.700
‫احساس کردم چیزی کم دارم و از کسایی
‫که همه چیز دارند عقب موندم.

00:19:20.910 --> 00:19:28.080
ولی، قطار حامل برادرم تصادفی از ریل خارج شده بود

00:19:28.080 --> 00:19:32.410
.و اون بدون هر دو پاش برگشت

00:19:32.410 --> 00:19:33.700
.لاورنس

00:19:35.290 --> 00:19:39.080
.این چه شوخی وحشتانکیه، اندی

00:19:39.080 --> 00:19:43.660
‫فکر نمیکردم آخرش فقط به این خاطر که
‫دوقلوییم اینقدر شبیه هم بشیم.

00:19:43.660 --> 00:19:46.000
.اگه فقط تو بودی

00:19:46.000 --> 00:19:49.290
...اگه پاهای تو بودند

00:19:49.290 --> 00:19:53.410
‫...همه مجبور نبودند اینقدر
‫ناراحت باشند.

00:19:53.410 --> 00:19:56.080
!چ-چی داری میگی؟

00:19:56.080 --> 00:19:59.790
‫الان باید یکی از اونا رو به
‫موسسه ای بفرستیم.

00:19:59.790 --> 00:20:04.040
‫اگه تو زمان جنگ صدمه دیده بود
‫حداقل مزد میگرفتیم...

00:20:04.040 --> 00:20:06.750
...اگه مرده بود بهتر بود

00:20:07.870 --> 00:20:11.080
.اون موقع بود که فهمیدم

00:20:11.080 --> 00:20:14.330
.نیازی به نا امیدی نبود

00:20:16.250 --> 00:20:19.200
‫این من نبودم که چیزی کم داشت،

00:20:19.200 --> 00:20:23.200
‫بلکه خود این دنیا کمبود داشت.

00:20:23.200 --> 00:20:28.040
.بعد از اون، خودم رو تو تحقیقات غرق کردم

00:20:28.040 --> 00:20:32.000
‫تکنولوژی برای چیزی که تو واقعیت کم داشتیم.

00:20:32.000 --> 00:20:37.040
‫بعدش، اونا بهش تحقیق در تکنولوژی
‫افزونه میگفتند.

00:20:37.040 --> 00:20:38.870
.گسترش یافته ها

00:20:38.870 --> 00:20:43.330
وجود تغییر شکل یافته ای که با تکمیل چیزی که فرد فاقد اونه

00:20:43.330 --> 00:20:45.580
.با چیز دیگه ای ایجاد میشه

00:20:45.580 --> 00:20:49.660
.خنده دار، ولی تا حدودی زیبا

00:20:49.660 --> 00:20:55.870
‫تو فرزند عزیزی هستی که من خلق کردم.

00:20:55.870 --> 00:20:59.660
‫اسم من " اندی واچوسکی " ِه.

00:20:59.660 --> 00:21:06.450
‫در گذشته، من با بروهرن برای ایجاد
‫تئوری تکنولوژی افزونه کار میکردم.

00:21:06.450 --> 00:21:08.370
و به عنوان خالق اون،

00:21:08.370 --> 00:21:14.450
نمیتونم اقدامات ظالمانه شرکت بروهرن
.رو ببخشم

00:21:14.450 --> 00:21:20.620
‫من ازت میخوام بهم کمک کنی تا
‫برای بروهرن قضاوت کنم.

00:21:21.700 --> 00:21:27.120
واحد های اسلحه برده یه محدود کننده
دارند که نمیتونند بدون

00:21:27.120 --> 00:21:30.620
.مجوز " هندز " ازش استفاده کنند

00:21:30.620 --> 00:21:39.120
تتسورو ساما، توانایی های هک هارمونی برای حذف
اون محدود کننده مورد نیازه

00:21:39.120 --> 00:21:43.160
‫تا دستگاه 13 بتونه به طور مساوی
‫با سون مبارزه کنه.

00:21:49.500 --> 00:21:56.200
‫الان، به خاطر من، قدرت
‫اون مرد رو آزاد کن.

00:21:58.200 --> 00:22:08.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.370 --> 00:23:28.200
‫-- چه بچه احمقی.

00:23:28.200 --> 00:23:29.830
‫-- به نظر میرسه همتون اینو متوجه نمیشید.
‫-- چه بچه احمقی.

00:23:29.830 --> 00:23:30.790
- ‫-- چرا اینقدر با یه بچه مشکل داری؟ ‫-- به نظر میرسه همتون اینو متوجه نمیشید.
- ‫-- چرا اینقدر با یه بچه مشکل داری؟ ‫-- ولی هنوز راهی برای مبارزه با اونا وجود داره.

00:23:32.040 --> 00:23:35.410
‫-- الان، چرا ما مذاکرات رو شروع نکنیم،
‫پروفسور واچووسکی؟
‫-- ولی، هنوز راهی برای مبارزه با اونا وجود داره

00:23:35.410 --> 00:23:41.830
‫زندگی بدون اسلحه. قسمت 20.
‫" رویا میبینم "