﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:01:25.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:25.290 --> 00:01:32.930
نوولند: پرچم عقاب
بر اساس داستانی از جیانگ نان

00:01:35.450 --> 00:01:39.000
قسمت پنجاهم

00:01:55.000 --> 00:02:00.790
این تو بودی که مولی رو باور داشتی، اون دیوانه ای که فقط درمورد اسب ها و شمشیر ها میدونست

00:02:00.790 --> 00:02:03.080
الان چندین هزار نفر از مردان قوی جینگ یانگ

00:02:03.080 --> 00:02:05.460
تو حمله ی جنگجوهای گرگ های شوبی کشته شدن

00:02:05.460 --> 00:02:08.820
واسه مولی راحته که فقط بمیره

00:02:09.650 --> 00:02:14.610
اما کی مسوولیتشو قبول میکنه؟

00:02:17.050 --> 00:02:22.050
بسه!چرا داری جیغ و داد میکنی؟

00:02:22.050 --> 00:02:24.500
بین اونایی که تو جنگ مردن

00:02:26.020 --> 00:02:31.730
برادر خودم تیه یو هم هست

00:02:38.500 --> 00:02:44.050
درحال حاضر دشمن داره میاد.ما باید مثل اونا باشیم

00:02:44.050 --> 00:02:46.420
با جونمون از چینگ یانگ محافظت کنیم

00:02:47.970 --> 00:02:51.390
امپراطوری که نمی تونه از خانواده خودش محافظت کنه

00:02:51.390 --> 00:02:53.240
چطوری میتونه از ما محافظت کنه؟

00:02:53.240 --> 00:02:58.350
هوژیچین! هیچ کس جرئت نداره اینجا دربرابر امپراطور اینطوری حرف بزنه

00:03:01.920 --> 00:03:04.640
گزارش به امپراطور! شاهزاده برگشتن

00:03:19.900 --> 00:03:21.900
برادر

00:03:21.900 --> 00:03:27.600
آسول برادر عزیز من! تو بالاخره به چینگ یانگ برگشتی

00:03:29.540 --> 00:03:32.330
زخمی شدی؟ جدیه؟

00:03:32.330 --> 00:03:35.960
این خون ژنرال مولیه. من خیلی دیر برگشتم

00:03:35.960 --> 00:03:39.190
و نتونستم ژنرال مولی و برادر دوم رو نجات بدم

00:03:39.190 --> 00:03:42.230
اونا قهرمانای چینگ یانگن

00:03:42.230 --> 00:03:46.620
بله جنگ سختی بود

00:03:47.440 --> 00:03:51.480
ژنرال مولی مرده. تیه یو هم

00:03:54.960 --> 00:03:57.190
بیا الان درموردش حرف نزنیم

00:03:57.190 --> 00:04:01.960
مونلهور هر موقع ممکنه بیاد. ما باید تو فکر یه راه حل باشیم

00:04:01.960 --> 00:04:03.600
برادر سوم

00:04:04.450 --> 00:04:10.050
آسول چه خوب که برگشتی. اگه پدر زنده بود

00:04:10.050 --> 00:04:12.230
از دیدنت خیلی خوشحال میشد

00:04:12.230 --> 00:04:15.280
شاهزاده برگشته معلومه ما خوشحالیم

00:04:15.280 --> 00:04:17.760
اما مولی احتمالا

00:04:17.760 --> 00:04:22.500
قهرمانی نیست که شاهزاده گفت

00:04:22.500 --> 00:04:23.520
چرا نیست؟

00:04:23.520 --> 00:04:27.400
چرا نیست؟ مولی داوطلبانه جنگ رو شروع کرد و توصیه های بقیه رو نادیده گرفت

00:04:27.400 --> 00:04:30.860
این چیزی بود که شکست رو در پی اورد. اون به چیزی که لیاقتشو داشت رسید

00:04:30.860 --> 00:04:34.850
درسته.اون نه تنها جلوی شاه گرگها رو نگرفت

00:04:34.850 --> 00:04:36.710
بلکه درواقع خشمش رو هم بیشتر کرد

00:04:36.710 --> 00:04:39.490
درسته من یه ذره کنجکاو شدم که

00:04:39.490 --> 00:04:42.090
اگه مولی مخفیانه جنگ رو شروع کرده باشه

00:04:42.090 --> 00:04:46.110
شاه گرگها از کجا فهمید اون کجاست و زودتر رفت یه دام پهن کرد؟

00:04:46.110 --> 00:04:50.500
کی باورش میشد که مولی جنگ رو با فقط چند هزار سرباز شروع کنه؟

00:04:50.500 --> 00:04:55.680
داری میگی یکی تو اردوگاه مولی راز رو لو داده؟

00:04:55.680 --> 00:04:58.430
منظورتون چیه؟

00:04:58.430 --> 00:05:04.450
من با چشم های خودم دیدم که خون ژنرال مولی و سربازاش رودخونه تایل رو قرمز کرد

00:05:04.450 --> 00:05:07.260
اونا از جونشون گذشتن تا از چینگ یانگ محافظت کنن

00:05:07.260 --> 00:05:09.760
اونا قهرمانای چینگ یانگ ان

00:05:11.300 --> 00:05:13.360
شاهزاده! ناراحت نشین

00:05:13.360 --> 00:05:17.680
جنگ داره از راه میرسه و مولی تازه مرده.ما باید احتیاط کنیم

00:05:17.680 --> 00:05:22.600
درسته. یه چیز هست و اون اینه که مولی مخفیانه به جنگ رفت

00:05:22.600 --> 00:05:27.200
اما شاهزاده دوم هم رفت.چرا؟

00:05:28.230 --> 00:05:30.960
یکی باید پشت پرده باشه

00:05:30.960 --> 00:05:32.500
کافیه

00:05:33.640 --> 00:05:36.730
قبلا هم اون روز تو خیمه بزرگ گفتم که

00:05:36.730 --> 00:05:39.560
ظرف دو روز تصمیمم رو به شما میگم

00:05:39.560 --> 00:05:44.660
تیه یو مشکل منو فهمید واسه همین اون و مولی رفتن تا جلوی شاه گرگها رو بگیرن

00:05:44.660 --> 00:05:48.920
گرچه شکست خوردن اما ما باید انتقامشونو بگیریم

00:05:48.920 --> 00:05:52.110
ما باید به این فکر کنیم که چجوری با شاه گرگها بجنگیم

00:05:52.110 --> 00:05:56.180
برای جنگیدن با شاه گرگها ما به امپراطوری حقیقی مون نیاز داریمم

00:05:56.180 --> 00:06:00.770
من قبول دارم که تو ممکنه توسط پدر به عنوان وارث بعدی اش گماشته شده باشی

00:06:00.770 --> 00:06:04.170
اما از وقتی که تو مسوولیت رو به دست گرفتی ببین چه کارهایی کردی

00:06:04.170 --> 00:06:06.360
اگه تو حتی نمی تونی از ما محافظت کنی

00:06:06.360 --> 00:06:09.380
پس چطور میتونی هنوز به عنوان فرمانروای همه ی ما رفتار کنی؟

00:06:09.380 --> 00:06:11.070
موژیجین

00:06:12.340 --> 00:06:16.120
چطور جرئت میکنی با من اینطوری صحبت کنی!داری تلاش میکنی چیکار کنی

00:06:17.150 --> 00:06:19.020
پس بیاین مجمع کولیگه رو برگزار کنیم

00:06:19.020 --> 00:06:24.300
آره،بذار سران تمام هفت قبیله مشترکا مجمع کولیگه رو برگزار کنن

00:06:24.300 --> 00:06:28.300
بیاین مجمع کولیگه رو برگزار کنیم

00:06:28.300 --> 00:06:31.780
- بیاین مجمع کولیگه رو برگزار کنیم
- بیاین مجمع کولیگه رو برگزار کنیم

00:06:33.260 --> 00:06:40.500
برادر سوم حتی با برگزاری مجمع کولیگه هم نوبت تو نمیشه که امپراطور بشی

00:06:40.500 --> 00:06:45.160
آسول برگشته.اون ولیعهد چینگ یانگه

00:06:46.830 --> 00:06:53.130
نه برادر.تو توسط پدر به عنوان وارث انتخاب شدی

00:06:53.130 --> 00:06:56.140
و من به تصمیم پدر احترام میذارم

00:06:56.140 --> 00:07:01.050
من ولیعهد چینگ یانگ نیستم. من حالا بزرگ ترین شاهزاده جینگ یانگم

00:07:19.200 --> 00:07:24.020
آسول تو مجبور نیستی تو چادر زندگی کنی

00:07:24.020 --> 00:07:28.400
از اتاق مادرت همواره نگهداری شده.تو میتونی با ما بمونی

00:07:28.400 --> 00:07:32.790
من به زندگی تو اینجا عادت دارم، به علاوه، ژنرال مولی تازه مرده

00:07:32.790 --> 00:07:37.360
همسر استاد،مادر یینگ، هم تنهاست.میترسم نتونه تنهایی طاقت بیاره

00:07:39.560 --> 00:07:44.220
تو بزرگ شدی و من به انتخابت احترام میذارم

00:07:45.620 --> 00:07:51.550
میبینم که زمانی که تو سرزمین شمالی بودی بالغ شدی و برادر به تو افتخار میکنه

00:07:51.550 --> 00:07:56.940
برادر!من همراه تو از چینگ یانگ محافظت می کنم

00:07:58.200 --> 00:08:00.850
اگه پدر هنوز اینجا بود

00:08:00.850 --> 00:08:03.560
میذاشت تو امپراطور بشی

00:08:03.560 --> 00:08:06.120
برادر لطفا دیگه دربارش حرف نزن

00:08:09.520 --> 00:08:13.840
آسول میبرمت تا همسر جدیدمو ببینی

00:08:27.500 --> 00:08:30.960
آسول تو بالاخره برگشتی

00:08:58.330 --> 00:09:01.000
سوما؟

00:09:01.000 --> 00:09:03.400
تو باید یه عالمه سوال تو ذهنت داشته باشی

00:09:06.730 --> 00:09:11.760
تو چرا اینجایی؟ مگه تو

00:09:12.640 --> 00:09:16.690
من اون موقع نمردم

00:09:16.690 --> 00:09:19.810
من برای حفظ جونم فرار کردم

00:09:19.810 --> 00:09:23.160
و یه کاروان تجار رو برای برگشت به مراتع دنبال کردم

00:09:28.200 --> 00:09:30.590
چطوریه که میتونی حرف بزنی؟

00:09:30.590 --> 00:09:34.910
بعد از برگشت به پایتخت شمالی خوشبختانه یه پزشک ماهرو ملاقات کردم

00:09:34.910 --> 00:09:37.540
اون لالی ام رو درمان کرد

00:09:45.800 --> 00:09:50.760
همینجوری واینستا.آسول بیا و بشین

00:10:21.400 --> 00:10:27.160
سوما حتما برای تلاش به برگشت اذیت شده

00:10:28.720 --> 00:10:33.730
خدای پان دا منو مورد رحمت قرار داد و گذاشت شاهزاده بزرگ رو ملاقات کنم

00:10:34.690 --> 00:10:38.750
این خوش یمن ترین اتفاقی بود که تو زندگیم افتاده

00:10:46.400 --> 00:10:47.390
من برات خوشحالم

00:10:47.390 --> 00:10:51.120
وقتی سوما برگشت،من تقریبا نمی تونستم بشناسمش

00:10:51.120 --> 00:10:54.520
حالا اوضاع خوبه.نگاه کن بهش!هر روز زیبا و زیباتر میشه

00:10:54.520 --> 00:10:57.420
تعجبی نداره که ملکه ی قبیله ی چینگ یانگه

00:10:58.500 --> 00:11:04.130
بله تو الان بزرگ ترین شاهزاده ی پایتخت شمالی ای، باید محل اقامت خودتو داشته باشی

00:11:04.130 --> 00:11:06.830
برادر بزرگتر یه خونه برات میسازه،یکی که بهتر از بقیه ی برادرات باشه

00:11:06.830 --> 00:11:10.850
تا چند روز اینده تو اول اینجا زندگی خواهی کرد

00:11:10.850 --> 00:11:14.530
آره، من یه اتاق برات آماده کردم

00:11:15.400 --> 00:11:21.170
لازم نیست.پدر منو سلطان برده ها کرده پس من هنوزم سلطان برده ها خواهم بود

00:11:21.170 --> 00:11:23.740
من تو چادر اصلی زندگی میکنم

00:11:23.740 --> 00:11:30.650
اسول مجبور نیستی خودتو اذیت کنی.من باور دارم که تو با من نمی جنگی

00:11:30.650 --> 00:11:35.500
برادر با زندگی تو اون چادر من خودمو

00:11:36.370 --> 00:11:38.800
به پدر نزدیکتر حس میکنم

00:11:41.940 --> 00:11:46.780
امپراطور بذارین با اون موافقت کنیم.من کارهاشو به عهده میگیرم

00:12:24.100 --> 00:12:26.190
آسول

00:12:26.190 --> 00:12:29.560
پلنگ کوچولوی چینگ یانگی مون برگشته

00:12:30.490 --> 00:12:32.690
بذار ببینمت

00:12:32.690 --> 00:12:35.470
دلم خیلی برات تنگ شده بود

00:12:35.470 --> 00:12:39.770
خوبه که برگشتی

00:12:52.600 --> 00:12:55.600
من وقتی به سرزمین شرقی رفتم

00:12:55.600 --> 00:12:58.530
پدر هم همینجا باهام وداع کرد

00:12:58.530 --> 00:13:02.420
اون گفت وقتی برگردم یه قایق برمیداره و میاد دنبالم

00:13:02.420 --> 00:13:08.440
اینطور شد که به عنوان یه پسر من حتی نتونستم واسه آخرین بار ببینمش

00:13:08.440 --> 00:13:10.480
من باید اون موقع به حرفتون گوش می کردم و به سرزمین شرقی نمی رفتم

00:13:10.480 --> 00:13:13.900
نه، فرستادن تو به سرزمین شرقی

00:13:13.900 --> 00:13:16.950
بزرگترین آرزوی پدرت بود

00:13:17.960 --> 00:13:19.490
چرا؟

00:13:20.390 --> 00:13:26.140
موقعی که تو سرزمین شمالی بودی دوباره برات پیش اومد که خونت به جوش بیاد؟

00:13:26.970 --> 00:13:28.670
چند باری آره

00:13:30.630 --> 00:13:35.060
گرچه تو به پدرت نگفتی اما اون حدس زده بود

00:13:35.060 --> 00:13:40.800
کی رو تو اون سیاهچال دیدی؟از کی یاد گرفتی که چطور اون شمشیرو به کار ببری؟

00:13:40.800 --> 00:13:43.780
من یه پیرمرد رو تو اون سیاهچال دیدم

00:13:45.260 --> 00:13:46.730
و اون گفت که پدربزرگ منه

00:13:46.730 --> 00:13:49.140
قطعا اون پدربزرگ تو بود

00:13:49.140 --> 00:13:53.320
پدرت اون موقع بهت نگفت چون تو خیلی کوچیک بودی

00:13:53.320 --> 00:13:56.060
اون می ترسید که تو متوجه نشی و بترسی

00:13:56.060 --> 00:13:58.550
تمام کاری که میتونست بکنه این بود که تو رو یه جای دور بفرسته

00:13:58.550 --> 00:14:01.440
دور از تمام اون چیزهای ترسناک

00:14:01.440 --> 00:14:04.120
چیزهای ترسناک؟

00:14:04.120 --> 00:14:06.300
چرا پدر،پدربزرگ رو داخل یه سیاهچال زندانی کرد؟

00:14:06.300 --> 00:14:10.670
من تنها کسی ام که باقی موندم که بهت بگم

00:14:10.670 --> 00:14:14.530
آسول تو دراصل مریض نیستی

00:14:14.530 --> 00:14:17.350
خون تو با بقیه ی مردم عادی متفاوته

00:14:17.350 --> 00:14:20.330
پدربزرگ تو هم مثل تو بود

00:14:20.330 --> 00:14:23.860
شما جفتتون خون برنز رو دارین

00:14:23.860 --> 00:14:28.180
کوچک ترین پسرم آسول،از بچگی ضعیفه

00:14:28.180 --> 00:14:30.840
چطور تونستی مهارت های شمشیرزنی خودتو بهش یاد بدی؟

00:14:30.840 --> 00:14:33.860
تو قبیله ی پاسر ما

00:14:33.860 --> 00:14:38.790
اون تنها پلنگ کوچولوییه که خون برنز توش جریان داره

00:14:40.990 --> 00:14:46.550
بغیر از اون،هیچ کس نمیتونه خنجر مجازات مرگ رو یاد بگیره

00:14:46.550 --> 00:14:48.390
تو باعث مرگش میشی

00:14:48.390 --> 00:14:51.430
این دیگه سرنوشتش خواهد بود

00:14:51.430 --> 00:14:54.810
زمان مثل یه چرخه

00:14:56.260 --> 00:15:01.900
هرچیزی که تو گذشته اتفاق افتاده

00:15:01.900 --> 00:15:06.840
دوباره تو اینده ی نزدیک هم اتفاق میفته.یادت باشه که

00:15:07.780 --> 00:15:10.770
سایه ات رو کنار بذاری

00:15:10.770 --> 00:15:14.180
تو فقط میتونی به تاریکی هبوط کنی

00:15:16.990 --> 00:15:21.420
آسول! میشنوی؟

00:15:23.130 --> 00:15:25.340
خون برنز؟

00:15:27.890 --> 00:15:32.560
مثل اونی که افسانه میگه،که این تجسم خدای جنگه که میتونست هزاران نفر رو بکشه؟

00:15:32.560 --> 00:15:35.700
اینقدرها هم ساده و سطحی نیست

00:15:35.700 --> 00:15:39.540
درواقع این خون در سال های گذشته خون وحشی نامیده میشد

00:15:39.540 --> 00:15:43.140
کسانی که این نوع خون رو داشتند رو به سختی میشه گفت که توسط خدایان مورد رحمت قرار گرفتن

00:15:43.140 --> 00:15:45.370
توسط شیطان نفرین شدن

00:15:45.370 --> 00:15:49.660
اونا قدرت و سرعتی بیشتر از مردم عادی دارن

00:15:49.660 --> 00:15:53.280
اونا ذاتا جنگجوان

00:15:53.280 --> 00:15:57.630
وقتی قدرت توی خونشون کامل تولید میشه

00:15:57.630 --> 00:16:00.240
افسارگسیخته میشن

00:16:00.240 --> 00:16:04.290
از امکان به دور نیست که یه نفر تنهایی میتونه کل یه ارتشو از دم تیغ بگذرونه

00:16:04.290 --> 00:16:08.770
من نمی فهمم.اگه پدربزرگ یه همچین جنگجویی بود

00:16:08.770 --> 00:16:10.530
چرا پدر اونو زندانی کرد؟

00:16:10.530 --> 00:16:16.280
بخاطر این بود که تمام کسانی که این خون وحشی رو داشتن

00:16:16.280 --> 00:16:21.010
چون این قدرت ممنوعه رو بارها و بارها استفاده می کردن

00:16:22.410 --> 00:16:26.300
کم کم انسانیتشونو از دست میدادن

00:16:26.300 --> 00:16:31.390
جد تو،ییماد،اولین کسی بود ما به عنوان جنگجوی افسارگسیخته میشناسیم

00:16:31.390 --> 00:16:33.610
اون درنهایت دیوانه شد

00:16:33.610 --> 00:16:39.390
اون خواهرهای تنی شو مجبور کرد تا تمام شب رو باهاش به عیاشی بگذرونن

00:16:40.320 --> 00:16:43.210
و بعد اون اونا رو یکی پس از دیگری تا حد مرگ درید

00:16:43.210 --> 00:16:50.120
این سرنوشت توئه، یه سرنوشت غیرقابل گریز تو این دوران زندگی

00:16:50.120 --> 00:16:56.570
تو خون تو یه شیطان زندگی میکنه

00:16:56.570 --> 00:17:01.550
که دشمنان تو هم به اندازه ی عزیزانت ازش میترسن

00:17:01.550 --> 00:17:07.050
یادت باشه، از شر بعضی چیزا نمیشه خلاص شد

00:17:07.050 --> 00:17:11.180
یا تو مثل من میشی

00:17:11.180 --> 00:17:15.390
تمام چهار دست و پات با زنجیرهای فلزی سنگین به بند کشیده میشه

00:17:18.020 --> 00:17:23.110
یا فقط میمیری

00:17:23.110 --> 00:17:29.620
پدرت میترسید که خون وحشی پدربزرگ تو اونو به این سمت بکشونه که به کشتن ادما ادامه بده

00:17:29.620 --> 00:17:33.520
برای همین اونو زندانی کرد و رازشو مخفی نگه داشت

00:17:36.600 --> 00:17:42.690
کاهن اعظم! منم دیوانه میشم و

00:17:43.510 --> 00:17:45.260
آدمایی که دوستشون دارمو میکشم؟

00:17:45.260 --> 00:17:49.300
تو مهربون ترین بچه ای هستی که من میشناسم

00:17:49.300 --> 00:17:52.400
تو از هیشکی متنفر نیستی

00:17:52.400 --> 00:17:55.370
پدرت قبلا با ناراحتی فکر میکرد

00:17:55.370 --> 00:17:57.850
تو این نسل خاندان پاسر

00:17:57.850 --> 00:18:01.090
فقط یه پسر هست که خون برنز رو داره

00:18:01.090 --> 00:18:06.390
اما چرا اون باید پسر نحیف من،آسول، باشه؟

00:18:06.390 --> 00:18:12.700
من ازش پرسیدم چی میشد اگه اون قویترین پسرت بود

00:18:12.700 --> 00:18:16.190
آیا حتی بیشتر ازش نمی ترسیدی؟

00:18:16.190 --> 00:18:21.380
پدرت واسه مدت طولانی بهش فکر کرد

00:18:21.380 --> 00:18:25.520
اون گفت آره.بهش گفتم دقیقا همینطوره

00:18:25.520 --> 00:18:30.280
علاوه بر این پسرت آسول ضعیف نیست

00:18:30.280 --> 00:18:32.890
من همیشه فکر میکردم که ضعیف ترین و

00:18:32.890 --> 00:18:37.080
بدردنخورترین بچه ی پدرم

00:18:37.080 --> 00:18:40.160
قدرت یه آدم تو نیروی جسمی اش نیست

00:18:40.160 --> 00:18:42.390
قدرت واقعی اینجاست

00:18:42.390 --> 00:18:46.060
آسول میفهمی؟تو هیج وقت از کسی متنفر نبودی

00:18:46.060 --> 00:18:49.810
این ضعف تو نیست بلکه قدرت توئه

00:18:49.810 --> 00:18:53.000
برای مهار کردن این خون شیطانی

00:18:53.000 --> 00:18:58.110
آیا ما به آدمی با قویترین نیروی درونی احتیاج نداریم؟

00:18:58.110 --> 00:19:03.230
به این دلیل بود که پدرت تو رو به نانهوای فرستاد

00:19:03.230 --> 00:19:07.610
اون میخواست که تو از میدون جنگ برادرات دور بمونی

00:19:08.790 --> 00:19:12.560
که بزرگترین آرزوشو براورده کنی

00:19:16.170 --> 00:19:20.140
بزرگترین آرزوی پدر چی بود؟

00:19:24.900 --> 00:19:31.670
امروز آسول به سمت جنوب و ایالت تانگ پایین به راه افتاد

00:19:31.670 --> 00:19:35.570
به عنوان مهمان افتخاری برای توافق تانگ پایین و چینگ یانگ

00:19:35.570 --> 00:19:38.060
درموردش میدونم

00:19:38.060 --> 00:19:42.000
اون قبل اینکه بره اومد تا خداحافظی کنه

00:19:43.290 --> 00:19:48.400
میدونم که اومد تو رو ببینه.من جلوشو نگرفتم

00:19:50.330 --> 00:19:53.420
باید آخرین باری باشه که میدیدیش

00:19:53.420 --> 00:19:56.610
تو اونو به سرزمین شرقی فرستادی

00:19:56.610 --> 00:19:58.650
تا فقط از من فرار کنی

00:19:58.650 --> 00:20:02.780
من فقط میخوام آسول تو امنیت بزرگ بشه

00:20:02.780 --> 00:20:05.720
ازدواج کنه،بچه دار بشه

00:20:05.720 --> 00:20:09.260
و درنهایت تو اون جای مرفه بمیره

00:20:09.260 --> 00:20:10.770
این طوری

00:20:13.100 --> 00:20:17.720
شیطان مراتع هیچ وقت به دامش نمیندازه

00:20:17.720 --> 00:20:21.190
تو داشتی با پدر خودت مثل

00:20:21.190 --> 00:20:24.190
شیطان مراتع رفتار میکردی؟

00:20:24.190 --> 00:20:30.210
نه،من دارم به سرنوشتش اشاره میکنم

00:20:31.210 --> 00:20:36.890
تو این دنیا،چیزی که بیشتر از همه ازش متنفر بود خون برنز بود

00:20:36.890 --> 00:20:40.400
اما پدر تو ازت متنفر نبود، تو رو دوست داشت

00:20:40.400 --> 00:20:44.180
اون میخواست که تو بتونی این خون شیطانی رو مهار کنی

00:20:44.180 --> 00:20:48.670
و نذاری مصیبتی که برای پدربزرگت پیش اومده بود دوباره پیش بیاد

00:20:48.670 --> 00:20:56.340
بنابراین پدرت اینجا در آرامش خواهد بود

00:21:25.130 --> 00:21:30.820
چیه؟ من آسول رو اینجا نجات دادم.چرا هنوز ناراحتی؟

00:21:36.620 --> 00:21:41.060
اگه به خاطر من نبود تو نجاتش میدادی؟

00:21:41.060 --> 00:21:42.890
آره

00:21:44.150 --> 00:21:48.640
آسول مهربونه.اون با من رقابت نمی کنه

00:21:49.760 --> 00:21:53.420
گرچه اون ولیعهد بود اما الان

00:21:53.420 --> 00:21:57.290
اون بزرگترین دارایی من برای مقابله با برادر سومه

00:21:58.060 --> 00:22:05.500
اره اون آخرین کسیه که بخواد تو اینجور درگیری هایی وارد بشه

00:22:05.500 --> 00:22:08.040
منم نمی خوام همچین درگیری هایی رو ببینم

00:22:08.040 --> 00:22:13.850
سوما!فکر میکنم جاسوس رو برادر سوم فرستاده

00:22:13.850 --> 00:22:16.420
برادر سوم حرکت ژنرال مولی رو لو داده

00:22:16.420 --> 00:22:19.330
اون حتما میخواسته قدرت نظامی منو کم کنه

00:22:19.330 --> 00:22:21.860
اون آرزو میکرد من اونی میبودم که اون روز میرفت و میجنگید

00:22:21.860 --> 00:22:25.000
من کل اردوگاهشو از ریشه نابود میکنم

00:22:28.150 --> 00:22:33.490
نگران نباش.من الان امپراطورم.من میتونم کنترلشون کنم

00:22:33.490 --> 00:22:37.070
به محض اینکه شوبی رو عقب برونیم، وقتی زمستون بگذره

00:22:37.920 --> 00:22:39.850
برام یه بچه میاری؟

00:22:50.530 --> 00:22:54.240
نترس! من ازت محافظت میکنم

00:22:55.260 --> 00:22:57.200
من تا ابد ازت محافظت میکنم

00:23:00.600 --> 00:23:03.400
شاه گرگها شما مدت زیادیه که اینجا هستین

00:23:04.300 --> 00:23:08.700
میتونم بپرسم الان دارین به چی فکر میکنین؟

00:23:08.700 --> 00:23:11.700
داشتم به یه سری چیزای عجیب فکر میکردم

00:23:12.500 --> 00:23:17.200
در تمام زندگیم من دائما داشتم به

00:23:17.200 --> 00:23:19.500
ورود به اون شهر فکر میکردم

00:23:22.800 --> 00:23:28.200
مردم سرزمین شرقی میگن فقط یه آدم درستکار میتونه بر جهان حکومت کنه

00:23:28.200 --> 00:23:33.700
مردم مراتع میگن شمشیر باید تو دست شجاع ترین مرد باشه

00:23:35.800 --> 00:23:40.600
پایتخت شمالی قطعا متعلق به شما خواهد بود،شاه گرگها

00:23:40.600 --> 00:23:45.800
خب چی میشه اگه مال من باشه؟

00:23:55.600 --> 00:24:00.500
سی سال پیش،من از گولیر شکست خوردم

00:24:01.400 --> 00:24:07.200
از اون موقع به بعد،من گله ی گرگامو برداشتم و تو صحرا پرسه زدم

00:24:07.200 --> 00:24:12.100
سی سال گذشته.یه روزی من میمیرم

00:24:12.100 --> 00:24:16.200
گرگهام جسدمو تیکه پاره میکنن

00:24:16.200 --> 00:24:20.600
بدن من به اونا اجازه میده

00:24:20.600 --> 00:24:25.000
دورتر در صحرا سفر کنن.این زندگی منه

00:24:25.000 --> 00:24:29.800
حتی قهرمانی مثل شما هم برای زندگیش حسرت داره؟

00:24:29.800 --> 00:24:32.000
ما از صحرای شمالی به اینجا اومدیم

00:24:32.000 --> 00:24:35.400
درحالیکه فقط یه قدم از پایتخت شمالی فاصله داریم

00:24:35.400 --> 00:24:38.200
شما واقعا احساس میکنین میخواین ازش دست بکشین؟

00:24:38.200 --> 00:24:42.200
نه،من هنوز میخوام اونو داشته باشم

00:24:42.200 --> 00:24:46.000
وگرنه با حسرت میمیرم

00:24:46.000 --> 00:24:50.600
جنگجویی که روی گرگ سواره،مونلهور هورهان

00:24:50.600 --> 00:24:55.400
افسانه ها میگن که تبرش به خون بیش از هزار نفر آغشته شده

00:24:55.400 --> 00:25:01.000
اما چنین آدمی درواقع داره روبروی شهری که قراره مال اون بشه،تعمق میکنه

00:25:02.550 --> 00:25:06.120
خیلی از مردم اینو غیرقابل توضیح میدونن

00:25:13.600 --> 00:25:19.200
لی بی چن من میخوام هدفتو بدونم

00:25:22.600 --> 00:25:24.800
هدفم؟

00:25:27.000 --> 00:25:30.400
من به خاطر اون جوون اومدم

00:25:31.600 --> 00:25:33.600
لو گویی چن

00:25:34.400 --> 00:25:37.900
آسول پاسر

00:25:42.400 --> 00:25:44.700
من هم این نوه ام رو

00:25:46.040 --> 00:25:48.550
آدم جالبی میبینم

00:26:18.800 --> 00:26:22.300
سوما...ملکه

00:26:24.100 --> 00:26:27.200
آسول داری با من مثل غریبه ها رفتار میکنی؟

00:26:27.200 --> 00:26:28.000
نه

00:26:28.000 --> 00:26:31.000
بعد از اینهمه سال،تو یاد گرفتی چطوری مشروب بخوری؟

00:26:31.000 --> 00:26:35.200
من هنوز یادمه که وقتی بچه بودی عاشق شیرچایی بودی

00:26:35.200 --> 00:26:38.300
ممنون ملکه

00:26:41.200 --> 00:26:43.800
من فقط وقتی که تو سرزمین شرقی بودم یاد گرفتم چطوری شراب بخورم

00:26:45.700 --> 00:26:49.400
باید دوستای خوبی تو سرزمین شرقی داشته باشی

00:26:49.400 --> 00:26:52.700
فکر میکنم اول باید دوست هایی داشته باشی تا یاد بگیری چجوری شراب بخوری

00:26:53.600 --> 00:26:56.300
من دوست های خیلی خوبی تو سرزمین شرقی پیدا کردم

00:26:58.200 --> 00:27:01.200
من هنوز یادمه وقتی بچه بودیم

00:27:01.200 --> 00:27:04.000
اغلب به چادر کاهن اعظم میرفتیم

00:27:04.000 --> 00:27:06.600
تا به حرفاش درمورد چیزای دنیای بیرون گوش بدیم

00:27:06.600 --> 00:27:11.700
ملکه! شما به جاهای زیادی تو دنیای بیرون سفر کردین درسته؟

00:27:13.000 --> 00:27:14.600
آره

00:27:14.600 --> 00:27:18.400
دو سال طول کشید تا تمام راه رو تا خونه پیاده بیام

00:27:19.700 --> 00:27:22.200
حداقل بالاخره برگشتم

00:27:23.500 --> 00:27:27.200
سوما من متاسفم

00:27:28.800 --> 00:27:32.000
اون موقع تو چانیون،من نمی دونستم که تو هنوز زنده ای

00:27:39.300 --> 00:27:42.400
بیا درموردش حرف نزنیم.خوبه که تو برگشتی

00:27:43.200 --> 00:27:44.800
میدونستم که

00:27:44.800 --> 00:27:50.200
خدای پان دا بالاخره ما رو پیش هم برمیگردونه

00:27:58.100 --> 00:28:01.000
کاهن اعظم! بیرون سرده.زحمت بدرقه منو نکشین

00:28:01.000 --> 00:28:05.600
من قبلا همیشه فقط بعد اینکه میدیدم تو وارد چادر میشدی احساس آرامش میکردم

00:28:05.600 --> 00:28:07.400
من الان بزرگ شدم

00:28:07.400 --> 00:28:09.600
شما همتون بزرگ شدین

00:28:09.600 --> 00:28:12.800
اما سوما با قبل فرق میکنه

00:28:13.800 --> 00:28:18.200
همش تقصیر منه.اون حتما باید خیلی زجر کشیده باشه

00:28:19.120 --> 00:28:22.160
اون زیباتر از وقتیه که بچه بود

00:28:22.200 --> 00:28:26.500
چشماش همون چشماست اما نگاهش سردتر شده

00:28:26.500 --> 00:28:29.800
بیموگان اونو دید و سریع یه دل نه صد دل عاشقش شد

00:28:29.800 --> 00:28:33.800
علی رغم اینکه پدرت تازه مرده بود،باهاش ازدواج کرد

00:28:36.930 --> 00:28:39.820
امیدوارم برادر بزرگ خوب ازش مراقبت کنه

00:28:40.600 --> 00:28:43.700
کاهن اعظم!من دیگه میرم

00:29:02.200 --> 00:29:06.600
ولیعهد! خیلی طول کشید تا پیداتون کنیم

00:29:06.600 --> 00:29:08.400
رفتم تا یادی از پدر کنم

00:29:08.400 --> 00:29:12.600
همچنین من دیگه ولیعهد چینگ یانگ نیستم

00:29:15.800 --> 00:29:17.400
بیاین داخل صحبت کنیم

00:29:17.400 --> 00:29:19.400
لطفا از این طرف

00:29:24.800 --> 00:29:26.800
شما ولیعهد اعلام شده توسط امپراطور قبلی هستین

00:29:26.800 --> 00:29:31.400
تو ذهن ما شما وارث به حق تاج و تخت چینگ یانگین

00:29:31.400 --> 00:29:34.800
شاهزاده بزرگ تاج و تخت رو دزدید

00:29:34.800 --> 00:29:37.400
اون قاتلی بود که باعث مرگ امپراطور قبل شد

00:29:37.400 --> 00:29:38.600
بله

00:29:38.600 --> 00:29:41.400
شاهزاده بزرگ ذاتا ضعیفه

00:29:41.400 --> 00:29:44.600
و از ادمای قوی میترسه.اون نمی تونه

00:29:44.600 --> 00:29:49.400
تمام هفت قبیله ی مراتع رو متحد کنه. خیلیا ازش خوششون نمیاد

00:29:49.400 --> 00:29:52.800
ما مایلیم که در مجمع کولیگه از شما حمایت کنیم

00:29:52.800 --> 00:29:56.400
تا امپراطور بشین

00:29:56.400 --> 00:29:59.600
برادر بزرگ توسط خود پدر به امپراطوری گماشته شد

00:29:59.600 --> 00:30:04.000
پس اون امپراطور من و امپراطور هفت قبیله هم هست

00:30:04.000 --> 00:30:05.070
شاهزاده

00:30:05.100 --> 00:30:07.200
درحال حاضر شهر توسط شوبی تحت محاصره است

00:30:07.200 --> 00:30:12.000
شما با هم دربرابر دشمن مشترک متحد میشین و از شهر حفاظت میکنین

00:30:12.000 --> 00:30:13.600
اگر رژیم گرگ سفید

00:30:13.600 --> 00:30:17.400
حصار شهر رو بشکنه،شما کجا میرین؟

00:30:20.100 --> 00:30:23.000
شاهزاده! نمیخواین بیشتر بهش فکر کنین؟

00:30:23.000 --> 00:30:25.000
نیازی نیست

00:30:25.000 --> 00:30:29.600
همچنین اگه کسی بخاطر درگیری های داخلی به چینگ یانگ خیانت کنه

00:30:29.600 --> 00:30:34.400
مهم نیست کی باشه، من نمی ذارم قسر دربره

00:30:36.380 --> 00:30:38.060
شاهزاده شما فکر میکنین

00:30:38.060 --> 00:30:41.820
جاسوس بین ماهاست؟

00:30:44.800 --> 00:30:48.800
گفتم مهم نیست کی باشه

00:30:49.800 --> 00:30:52.200
من نمی ذارم قسر دربره

00:30:56.800 --> 00:30:59.400
ولیعهد! شما باید اتهامات غلطی از امپراطور شنیده باشین

00:30:59.400 --> 00:31:02.600
اون از سواره نظام و تهمت های غلط استفاده میکنه تا از شر مخالفانش خلاص بشه

00:31:02.600 --> 00:31:06.300
شما نمی ترسین که اون چینگ یانگ رو به سمت نابودی ببره؟

00:31:07.400 --> 00:31:10.200
ما از گرگ های سفید میترسیم و همچنین از جاسوسا

00:31:10.200 --> 00:31:13.400
واسه همینه که حذف جاسوسا باید اولین ماموریتون باشه

00:31:13.400 --> 00:31:17.000
اولا من ولیعهد نیستم

00:31:17.000 --> 00:31:21.800
دوما امپراطور جاسوسا رو حذف میکنن

00:31:21.800 --> 00:31:26.800
شاهزاده شما باید دوباره بهش فکر کنین.شما میتونین ولیعهد چینگ یانگ باشین

00:31:26.800 --> 00:31:31.000
- یا هم میتونین کسی باشین که فاجعه رو به بار میاره
- تو

00:31:52.000 --> 00:31:54.200
پسر خوب

00:31:54.200 --> 00:31:56.700
تو سرزمین شرقی یاد گرفتی چطور شراب بنوشی؟

00:31:58.000 --> 00:32:03.400
برادر! من تو سرزمین شرقی چند تا دوست پیدا کردم و ما همیشه با هم شراب میخوردیم

00:32:03.400 --> 00:32:07.000
شراب توی سرزمین شرقی با مال ما تو مراتع فرق میکنه.مزه اش شیرینه

00:32:07.000 --> 00:32:11.600
اما خیلی قویه.اگه بیش از حد بخوری،سرگیجه میاره

00:32:11.600 --> 00:32:14.800
هرموقع که زیاده از حد میخوردیم،تو خیابونا میدویدیم

00:32:14.800 --> 00:32:17.200
یه عالمه دردسر درست میکردیم

00:32:20.800 --> 00:32:23.000
منم میخوام سرزمین شرقی رو ببینم

00:32:23.800 --> 00:32:28.600
بهترم میشه اگه من بتونم دوباره تو سرزمین شرقی شراب بخورم

00:32:35.000 --> 00:32:36.500
برادر

00:32:37.230 --> 00:32:40.390
دیروز دو تا از سران قبیله اومدن منو ببینن

00:32:43.800 --> 00:32:44.800
چی گفتن؟

00:32:44.810 --> 00:32:47.400
اونا هنوز میخوان برادر بزرگ رو تو مجمع کولیگه برکنار کنن

00:32:47.400 --> 00:32:51.400
اما من ترجیح میدم همه ی ما برادرا تو جنگ علیه شوبی متحد باشیم

00:32:54.780 --> 00:32:56.610
متحد بشیم؟

00:32:57.600 --> 00:33:00.800
میدونی برادر بزرگ چند نفرو کشت تا بر تخت بشینه؟

00:33:00.800 --> 00:33:02.600
درموردش شنیدم

00:33:02.600 --> 00:33:04.800
برادر بزرگ اشتباه کرد که اینکارو کرد

00:33:04.800 --> 00:33:08.200
اما تو وضعیت فعلی اگه ما باهاش مخالفت کنیم

00:33:08.200 --> 00:33:10.200
چینگ یانگ نمی تونه بر شوبی پیروز بشه

00:33:10.200 --> 00:33:12.800
نه تنها من بلکه بقیه شش قبیله مراتع هم

00:33:12.800 --> 00:33:15.200
اونو قبول ندارن

00:33:16.000 --> 00:33:17.800
پدر تازه فوت کرده

00:33:17.800 --> 00:33:19.800
اون بلافاصله با سوما ازدواج کرد

00:33:19.800 --> 00:33:22.200
سوما دختر لانگه جنگهوانه

00:33:22.200 --> 00:33:25.300
این باعث میشه شیش قبیله مراتع چه فکرایی کنن؟

00:33:29.000 --> 00:33:30.400
آسول

00:33:31.800 --> 00:33:36.200
برادر بزرگ هرچیزی که دراصل متعلق به تو بوده رو دزدیده

00:33:36.200 --> 00:33:39.600
تخت امپراطوری انتظار میرفت مال تو باشه

00:33:43.800 --> 00:33:47.500
اگه تو وارث تاج و تخت پدر بشی

00:33:48.600 --> 00:33:51.800
من قطعا ازت حمایت میکنم

00:33:53.800 --> 00:33:55.200
برادر

00:33:56.000 --> 00:33:58.600
من هرگز نمی تونستم امپراطور بشم

00:34:01.400 --> 00:34:04.800
انگار که تو هنوزم مثل قبلنا یه بچه ای

00:34:21.640 --> 00:34:23.260
آسول

00:34:25.290 --> 00:34:27.000
برادر بزرگ

00:34:28.880 --> 00:34:33.750
سران قبایل امروز هنوز هم با من توی بحث درست صحبت نمی کنن

00:34:33.750 --> 00:34:36.460
من از وقتی که برگشتم همه چیو تو این چندروز دیدم

00:34:36.460 --> 00:34:39.240
تو از داخل و خارج با مشکلات مواجهی

00:34:39.240 --> 00:34:40.930
باید نگران باشی

00:34:40.930 --> 00:34:44.760
آره احساس میکنم دیگه صبرم داره سر میره

00:34:44.760 --> 00:34:47.090
بعضی وقتا واقعا میخوام همه چیو ول کنم و

00:34:47.090 --> 00:34:50.110
- همه چی رو فراموش کنم
- برادر بزرگ لطفا احساساتی نشو

00:34:50.110 --> 00:34:52.000
تو یه امپراطور عالی خواهی بود

00:34:52.000 --> 00:34:54.230
من بهت کمک میکنم

00:34:54.230 --> 00:34:58.710
شنیدم ووچیجین و توکله اومدن تو رو ببینن

00:34:58.710 --> 00:34:59.950
آره

00:34:59.950 --> 00:35:02.130
میخوای بهشون جواب مثبت بدی؟

00:35:02.680 --> 00:35:04.570
برادر تو منو اینجا داری

00:35:04.570 --> 00:35:07.260
میترسی برای تاج و تخت باهات رقابت کنم؟

00:35:10.150 --> 00:35:14.210
سوما میگه تو رو درک میکنه و تو اینکارو نمی کنی

00:35:15.220 --> 00:35:19.360
سوما به هرکی اعتماد داشته باشه منم بهش اعتماد دارم

00:35:19.360 --> 00:35:23.340
امیدوارم خیلی خوب از سوما مراقبت کنی

00:35:24.710 --> 00:35:28.290
یادمه وقتی بچه بودی خیلی سوما رو دوست داشتی

00:35:28.290 --> 00:35:30.200
حتی میخواستی باهاش ازدواج کنی

00:35:30.200 --> 00:35:32.530
ما همه بهت میخندیدیم

00:35:32.530 --> 00:35:37.220
اون موقع،من فکر میکردم اون یه راهی برای محافظت ازشه.بعدا فهمیدم که

00:35:37.220 --> 00:35:41.610
تو میتونی خیلی چیزا بگی اما نمیتونی لزوما بهشون برسی

00:35:41.610 --> 00:35:44.510
آدما دقیقا مثل برگهای افتاده رو رودخونه یخ بسته ان

00:35:44.510 --> 00:35:48.170
آدم نمی دونه که کجا شناور میشه یا با چه نوع آدمایی برخورد میکنه

00:35:49.700 --> 00:35:53.100
برادر! تو سرزمین شرقی

00:35:53.800 --> 00:35:55.660
من قبلا کسی که دوستش دارمو دیدم

00:35:55.660 --> 00:36:03.200
آسول داری بهم میگی یکی رو تو سرزمین شرقی داری که دوستش داری پس من واسه همین من لازم نیست نگران باشم؟

00:36:03.200 --> 00:36:05.420
میخوای به من دلداری بدی

00:36:05.420 --> 00:36:10.740
برادر بخاطر اینه که تو عضو خونواده منی

00:36:13.570 --> 00:36:16.720
این بار من واسه مدت خیلی زیاد خونه رو ترک کردم

00:36:16.720 --> 00:36:21.280
وقتی برگشتم حتی پدر هم رفته بود

00:36:23.190 --> 00:36:27.810
اینا مسایلی ان که با خانواده درموردشون حرف میزنی،درسته؟

00:36:39.760 --> 00:36:42.760
تو همیشه دوست داشتنی ترین برادر من بودی

00:36:42.760 --> 00:36:46.730
تو همیشه از رنجوندن آدما میترسی

00:36:46.730 --> 00:36:48.550
اما اینکه خودت برنجی نمی ترسی

00:36:48.550 --> 00:36:52.560
برادر من واقعا کسی رو دارم که عاشقشم

00:36:52.560 --> 00:36:55.400
باشه من باورت دارم

00:36:55.400 --> 00:36:58.430
آسول من یکی رو داره که عاشقشه

00:36:59.760 --> 00:37:04.110
وقتی کنترل همه چی رو تو پایتخت شمالی در دست گرفتیم، میخوام برگردم اونجا یه سری بزنم

00:37:05.680 --> 00:37:10.730
اگه پدر میتونست چیزی که داری میگی رو از بهشت بشنوه

00:37:13.110 --> 00:37:15.730
باید خیلی خوشحال میشد

00:37:36.600 --> 00:37:39.570
پدربزرگ من برگشتم

00:37:41.440 --> 00:37:43.050
پدربزرگ

00:38:02.940 --> 00:38:04.620
آسول

00:38:06.810 --> 00:38:08.330
سوما

00:38:09.670 --> 00:38:11.460
اینجا چیکار میکنی؟

00:38:11.460 --> 00:38:14.780
زمستان اینجا خیلی سرده.ترسیدم چون همین تازه برگشتی به اینجا عادت نداشته باشی

00:38:14.780 --> 00:38:17.150
واسه همین یه شنل برات اوردم

00:38:18.570 --> 00:38:20.250
همه ی لباسای زمستونی رو

00:38:20.250 --> 00:38:22.790
مادر یینگ آماده کرده

00:38:23.770 --> 00:38:25.510
پس نیازی نیست به خودت زحمت بدی

00:38:25.510 --> 00:38:27.910
درواقع من خیلی خوشحالم که تو برگشتی

00:38:27.910 --> 00:38:30.910
من همچنین امیدوارم که بتونم کاری واست انجام بدم

00:38:30.910 --> 00:38:34.510
اگه از این خوشت نمیاد،من بهشون میگم یکی از جنس پوست گرگ برات درست کنن

00:38:34.510 --> 00:38:36.090
سوما

00:38:38.470 --> 00:38:43.030
تو الان ملکه ی چینگ یانگی

00:38:43.030 --> 00:38:45.190
نیازی نیست این کارا رو انجام بدی

00:38:45.190 --> 00:38:48.210
گرچه من ملکه ام، هنوزم

00:38:48.210 --> 00:38:51.540
اغلب اتفاقات بچگیمونو یادم میاد

00:38:51.540 --> 00:38:53.330
اون موقع من هنوز برده ی تو بودم

00:38:53.330 --> 00:38:55.040
ملکه

00:39:00.960 --> 00:39:03.310
دیروقته

00:39:08.910 --> 00:39:11.380
لطفا زود استراحت کنین شاهزاده

00:39:13.520 --> 00:39:15.240
من دیگه میرم

00:39:34.230 --> 00:39:39.030
پایتخت، تیانچی

00:39:59.630 --> 00:40:01.410
ژنرال شی

00:40:04.830 --> 00:40:07.860
ژنرال شی شما سرگرمی خوبی دارین

00:40:07.860 --> 00:40:12.400
اما من خبرای بدی براتون دارم

00:40:15.880 --> 00:40:19.470
دیگه چی میتونه باشه، خبرای خوب؟

00:40:20.270 --> 00:40:24.800
تیانچو و سواره نظام چینگ یانگ شاهزاده ی چینگ یانگ رو

00:40:24.800 --> 00:40:27.400
از سکوی اعدام تو نانهوای فراری دارن

00:40:27.400 --> 00:40:31.140
اونا حتی بایلی جینگ هونگ،ارباب تانگ پایین، رو هم کشتن

00:40:31.140 --> 00:40:36.850
شاهدخت اول خیلی ناراحتن.ایشون دستور دادن تا یه فرمانده تیانچو کشته بشه تا به مردم بفهمونه که

00:40:36.850 --> 00:40:39.050
تو پایتخت قانون و چارچوبی هم هست

00:40:39.050 --> 00:40:42.520
تیانچو اجازه ندارن سر و صدا راه بندازن

00:40:46.270 --> 00:40:52.230
انگار که کبوتر جایی برای پناه گرفتن داره

00:40:52.230 --> 00:40:56.770
اما آدمایی مثل ما جایی برای پنهان شدن ندارن

00:40:59.700 --> 00:41:05.110
طبق قاعده این باید آخرین وعده ی غذایی من باشه

00:41:05.110 --> 00:41:10.740
شاهدخت اول دستور دادن،ژنرال شی مقام بالایی داره

00:41:10.740 --> 00:41:14.670
شما باید تو این وعده خوب غذا بخورین

00:41:17.930 --> 00:41:21.150
به عنوان کسی که قراره بمیره من یه خواسته ی اضافی دارم

00:41:21.150 --> 00:41:24.030
ژنرال میتونین اونو بگین

00:41:25.270 --> 00:41:27.730
اینجا شراب هست اما موسیقی ای نیست

00:41:27.730 --> 00:41:30.130
کسی رو بیارین که بتونه زیتر بزنه

00:41:30.130 --> 00:41:34.690
و به اون شخص قطعه ی"نیمه ی زندگی یخ بسته" رو بدین بزنه

00:41:38.210 --> 00:41:44.110
نیمه ی زندگی یخ بسته" شاهکار استاد مشهور پایتخت هوای شنیو ئه

00:41:44.930 --> 00:41:48.750
من مهارتشو ندارم اما یکمی ازشو بلدم

00:41:48.750 --> 00:41:53.610
من میخوام سفر خداحافظی شما رو باهاتون جشن بگیرم

00:42:00.500 --> 00:42:03.410
با کشتن من، شاهدخت اول

00:42:03.410 --> 00:42:05.880
فکر همه چیو کرده

00:42:05.880 --> 00:42:10.120
ژنرال شی اگه مشکلی ندارین من یه مقدار خودنمایی کنم

00:44:05.140 --> 00:44:09.570
خوب نواختین.خیلی خوب نواختین

00:44:13.700 --> 00:44:43.700
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:43.724 --> 00:45:43.724
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.