﻿WEBVTT

00:01:30.700 --> 00:01:44.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:45.170 --> 00:01:46.830
‫خیلی خوشمزه‌ست!

00:01:47.080 --> 00:01:50.460
‫زیادی توی کارای آشپزخونه واردی. معمولاً آشپزی می‌کنی؟

00:01:50.790 --> 00:01:53.830
‫با مامانم می‌رفتم کلاس آشپزی...

00:01:54.040 --> 00:01:56.630
‫آکوا-کون، نذار این دختره از دستت بره!

00:01:56.630 --> 00:02:00.330
‫اینکه بتونی غذاهای خوشمزه بخوری، یکی از لذت‌های دنیاست!

00:02:00.630 --> 00:02:01.250
‫همم؟
‫نمی‌خوری؟

00:02:02.920 --> 00:02:04.420
‫خیلی اشتها ندارم.

00:02:07.000 --> 00:02:08.460
‫عـــا، بگو هواپیما.
‫عین بچه‌ها باهام رفتار نکن.

00:02:12.790 --> 00:02:14.710
‫من کمکت می‌کنم، آکوا-کون.

00:02:15.330 --> 00:02:19.960
‫درست همون‌طوری که تو بهم کمک کردی، منم از حمایت می‌کنم.

00:02:21.080 --> 00:02:24.540
‫عــه، پس شاگردتونه، کارگردان گوتاندا؟

00:02:24.710 --> 00:02:31.460
‫خب، همه‌ش داره بازیگری می‌کنه، پس شاید باید از همون اولش روی بازیگری تمرکز می‌کرد.

00:02:31.580 --> 00:02:35.210
‫می‌خوام ببینم! لطفاً فیلمی که آکوا-کون
‫توش بازی کرده رو بهم نشون بدید!

00:02:35.580 --> 00:02:36.920
‫خب، من که روالم، ولی...

00:02:37.460 --> 00:02:38.580
‫منم مشکلی ندارم.
‫هورااا!

00:02:39.540 --> 00:02:41.040
‫فقط وقتی من اینجام، نگاهش نکن.

00:02:42.790 --> 00:02:44.290
‫نمی‌خوام بمیرم!

00:02:44.290 --> 00:02:45.920
‫بیا باهم از اینجا بریم بیرون!

00:02:46.130 --> 00:02:47.790
‫ناز!

00:02:47.790 --> 00:02:49.580
‫مال وقتیه که ابتدایی بود.

00:02:50.420 --> 00:02:53.130
‫معمولاً خوشش نمیاد این چیزا رو به کسی نشون بده...

00:02:53.830 --> 00:02:56.040
‫فیلمی از بازیگری آکوا داری؟

00:02:56.460 --> 00:02:58.420
‫آه، دارم، ولی...

00:02:58.710 --> 00:02:59.630
‫نشونش نده.

00:03:00.080 --> 00:03:02.540
‫اون‌موقع اسکل بودم و تلاشام مسخره بود.

00:03:02.960 --> 00:03:06.790
‫توهم زده بودم که استعداد دارم و همینم برام گرون تموم شد.

00:03:07.670 --> 00:03:10.130
‫موندم چرا نظرش عوض شد.

00:03:10.790 --> 00:03:12.540
‫یه چیزی توی این عمارته.

00:03:11.750 --> 00:03:15.170
‫آها... یه‌جورایی درک می‌کنم که چرا همچین حسی داره.

00:03:14.290 --> 00:03:16.460
‫به‌نظرم تقصیر عروسک‌ها نیست،
‫قضیه‌ش چیه؟

00:03:16.460 --> 00:03:19.000
‫ولی عادی نیست که آدما این‌جوری بمیرن.
‫اینجا... بازیش رو از قبل آماده کرده بوده.

00:03:19.670 --> 00:03:21.750
‫اگه زودتر از اینجا نریم بیرون،

00:03:20.040 --> 00:03:23.710
‫هیچ احساساتی پشتش نیست؛
‫واسه همین واکنش‌های توی بازیش ضعیفن.

00:03:21.750 --> 00:03:24.130
‫معلوم نیست بعدش چی می‌شه!

00:03:24.130 --> 00:03:26.130
‫از قبل نحوه‌ی بازیش رو چیده بود.

00:03:25.130 --> 00:03:27.670
‫نباید بذاریم فداکاری مامان، سر هیچ‌وپوچ باشه!

00:03:27.670 --> 00:03:31.380
‫راستشو بخوای، وقتی داشتیم اینو فیلم‌برداری
‫می‌کردیم هم، عین امروز از حال رفت.

00:03:32.330 --> 00:03:35.830
‫انگاری توی بروز دادن احساساتش خوب نیست.

00:03:36.790 --> 00:03:40.210
‫وقتی سعی می‌کنه از تجربه‌های گذشته‌ش
‫استفاده کنه، بعضی وقتا این‌جوری می‌شه.

00:03:41.000 --> 00:03:42.920
‫البته که بچه‌ی بااستعدادیه.

00:03:43.330 --> 00:03:48.540
‫می‌تونه بازی‌ای که اینجا و جای دیگه دیده رو باهم
‫یکی کنه و یه اجرای به‌ظاهر درخور رو انجام بده.

00:03:49.790 --> 00:03:54.380
‫من اینو استعداد می‌دونم، ولی خودش به این راضی نیست.

00:03:55.330 --> 00:03:58.460
‫همیشه داره غر می‌زنه که استعدادی نداره.

00:04:06.210 --> 00:04:08.830
‫چرا بازیگری می‌کنی، آکوا-کون؟

00:04:09.880 --> 00:04:11.330
‫اصلاً مگه مهمه؟

00:04:11.960 --> 00:04:14.880
‫معلومه که هست. چیز مهمیه.

00:04:15.580 --> 00:04:21.000
‫چون می‌خوای یه ستاره شی؟ واسه پولش؟ تا یه آدم خاص شی؟

00:04:22.210 --> 00:04:23.630
‫دلیل خودت چیه آکانه؟

00:04:24.080 --> 00:04:25.540
‫من بازیگری می‌کنم چون باحاله.

00:04:26.420 --> 00:04:27.670
‫آره، اینو می‌دونم.

00:04:28.670 --> 00:04:34.130
‫حتی اگه بهت بگم چرا بازیگر شدم هم درک
‫نمی‌کنی. و درهرحال قرار نیست بهت بگم.

00:04:35.130 --> 00:04:36.710
‫باز شروع شد...

00:04:37.080 --> 00:04:43.130
‫آکوا-کون تو واسه من می‌ری رو منبر و می‌گی
‫ارتباط برقرار کردن چقدر مهمه، ولی خودت زیادی رازداری.

00:04:43.710 --> 00:04:46.170
‫این، مشکلت نیست؟

00:04:47.880 --> 00:04:49.000
‫پس اگه این‌طوره...

00:04:51.290 --> 00:04:55.880
‫فرض کن هدفم از بازیگری اینه که بزنم یکی رو بکشم؛ چی‌کار می‌کنی؟

00:04:56.710 --> 00:05:02.580
‫یکی توی صنعت سرگرمی هست که اون بالا مالاهاست،
‫منم می‌خوام برسم به اونجا و بزنم طرفو بکشم.

00:05:03.380 --> 00:05:05.830
‫اگه اینو بهت بگم؛ چی‌کار می‌کنی؟

00:05:10.630 --> 00:05:12.250
‫کمکت می‌کنم بکشیش.

00:05:16.710 --> 00:05:18.540
‫همچین حرفی رو این‌قدر راحت نزن.

00:05:18.920 --> 00:05:22.540
‫آخه داریم درمورد یکی حرف می‌زنیم که می‌خوای بکشیش دیگه...

00:05:23.040 --> 00:05:25.500
‫مطمئنم دلایل خودتو داری.

00:05:26.420 --> 00:05:28.380
‫مهم هم نیست درسته یا غلط.

00:05:28.790 --> 00:05:36.380
‫حتی اگه آدم داغونی باشی، من هنوزم حس
‫می‌کنم باید تو رو همون‌جوری که هستی قبول کنم.

00:05:37.330 --> 00:05:40.410
‫اگه قراره بار یه جرم رو به دوش بکشی،
‫منم می‌خوام توی این بار شریک باشم.

00:05:40.670 --> 00:05:43.500
‫به‌عنوان دوست‌دخترت، کاملاً براش آماده‌م.

00:05:44.540 --> 00:05:47.630
‫حتی اگه این قضیه‌ی رابطه‌مون صرفاً واسه کار باشه.

00:05:48.500 --> 00:05:49.710
‫رد دادی.

00:05:49.710 --> 00:05:52.750
‫تمام مدت فکر می‌کردی سالمم؟

00:05:53.710 --> 00:05:57.580
‫هرچند، منم توقع دارم به‌عنوان دوست‌پسرم وظایفتو انجام بدی.

00:05:57.830 --> 00:05:58.630
‫وظایف؟

00:06:00.790 --> 00:06:02.460
‫می‌خوام بیشتر از آریما کانا بدرخشم.

00:06:02.960 --> 00:06:07.500
‫و هیمه‌کاوا-سان هم همین‌طور.
‫هیچ‌جوره دلم نمی‌خواد به اون دوتا ببازم.

00:06:07.920 --> 00:06:11.250
‫ولی زوج هیمه‌کاوا-آریما خیلی قوی‌ان.

00:06:12.040 --> 00:06:13.920
‫خودم تنهایی شانسی جلوشون ندارم.

00:06:14.750 --> 00:06:17.250
‫اگه ببازم اون‌قدر ناراحت می‌شم که شاید بمیرم.

00:06:18.710 --> 00:06:20.540
‫می‌خوای همین‌جوری وایسی تا من بمیرم؟

00:06:20.820 --> 00:06:21.800
‫با اینکه دوست‌پسرمی؟

00:06:24.080 --> 00:06:28.460
‫حق داری. اینکه نذارم دوست‌دخترم بمیره، از وظایف منِ دوست‌پسره.

00:06:33.710 --> 00:06:36.210
‫اگه ممکنه، یه راهی بده که به بازی احساسی تکیه نکنه.

00:06:36.380 --> 00:06:44.040
‫آه، نمایش‌نامه رو خوندم، و طبق گستردگی تئاتر، خیلی منحصربه‌فرده.
‫یا شایدم باید بگم که یه ساختار چالش‌برانگیز داره.

00:06:44.880 --> 00:06:47.290
‫البته قصد نمایش‌نامه‌نویس مشخصه.

00:06:48.630 --> 00:06:49.750
‫قبلاً هم بهت گفتم؛

00:06:49.750 --> 00:06:54.420
‫جای اینکه یه بازیگر خفن بشی،‌ بازیگری
‫بشو که بتونی طبق تصورات بقیه عمل کنی.

00:06:55.080 --> 00:07:01.330
‫با این حرفایی که الان رفت توی ذهنت، برای اینکه خواسته‌های
‫کارگردان و اهدافِ نمایش‌نامه رو به‌جا بیاری؛ چی‌کار می‌کنی هوشینو آکوا؟

00:07:01.920 --> 00:07:04.630
‫«طبق تصورات بقیه» واسه‌ی این تئاتر یعنی چی؟

00:07:05.420 --> 00:07:07.130
‫بازی شدیداً احساسی.

00:07:08.630 --> 00:07:11.540
‫پس چاره‌ای نداری نه؟ جوابت شد بازی احساسی.

00:07:12.250 --> 00:07:14.750
‫از فردا، وقتی که تمرینت تموم شد بیا اینجا.

00:07:15.460 --> 00:07:17.330
‫از بیخ‌وبن درستت می‌کنم.

00:07:18.710 --> 00:07:20.420
‫تنهات نمی‌ذارم!

00:07:22.670 --> 00:07:24.170
‫چه بازی شخمی‌ای...

00:07:25.630 --> 00:07:27.210
‫چیزی نمی‌شه!

00:07:27.210 --> 00:07:28.710
‫خیلیم می‌شه!

00:07:28.830 --> 00:07:33.040
‫من خواهرشم، طبیعیه دلم شور بزنه که حالش خوبه یا نه.

00:07:33.250 --> 00:07:36.580
‫قشنگ می‌تونم تصور کنم دوباره یه گوشه تنها نشسته.

00:07:36.960 --> 00:07:41.290
‫یه‌جورایی این یه بازدید کلاسیه!
‫وظیفه‌ی خانواده هم از این‌جور کاراست دیگه!

00:07:41.290 --> 00:07:43.880
‫آژانس من خیلی سخت‌گیره!

00:07:43.880 --> 00:07:47.130
‫اگه بفهمن اینجام، منیجرم منو جر می‌ده!

00:07:48.250 --> 00:07:50.420
‫اوه،‌ تو همون پسره توی امروز شیرینی...

00:07:50.830 --> 00:07:51.920
‫که بازیت هم بدجوری ریده.
‫منو می‌شناسی؟

00:07:53.420 --> 00:07:55.330
‫بله! هوشینو روبی‌ام.

00:07:55.630 --> 00:07:57.460
‫ممنون که مراقب برادرم هستید.

00:07:57.710 --> 00:08:00.290
‫آه، تو خواهر آکوایی؟

00:08:00.290 --> 00:08:01.250
‫بله، بله.

00:08:01.420 --> 00:08:03.330
‫اون رفته ها.

00:08:04.130 --> 00:08:08.880
‫تمرین امروز تمومه. منم موندم که یه‌کم بیشتر تمرین کنم.

00:08:09.290 --> 00:08:10.710
‫که این‌طور.

00:08:11.000 --> 00:08:16.040
‫اونی-چان حوالی نیمه‌شب میاد خونه واسه همین گفتم شاید...

00:08:16.330 --> 00:08:18.750
‫پس تا دیروقت داره چی‌کار می‌کنه؟

00:08:18.750 --> 00:08:22.920
‫هممم. اخیراً با کوروکاوا می‌رن.

00:08:23.130 --> 00:08:24.460
‫کوروکاوا-سان...

00:08:24.920 --> 00:08:26.580
‫بهش زنگ می‌زنم و می‌پرسم!

00:08:26.790 --> 00:08:29.710
‫روبی، رعایت کن. ولشون کن اونا رو.

00:08:30.000 --> 00:08:31.460
‫«رعایت»؟ واسه چی؟

00:08:32.170 --> 00:08:38.540
‫با دوست‌دختر خوشگلش می‌زنه بیرون
‫و دیروقت میاد خونه. دلیلش فقط یه چیزه.

00:08:38.540 --> 00:08:41.540
‫عه؟ نمی‌فهمم. داداشم داره چی‌کار می‌کنه؟

00:08:41.830 --> 00:08:43.960
‫خب، می‌دونی...

00:08:45.420 --> 00:08:48.130
‫کارای خاک‌برسری؟!

00:08:48.540 --> 00:08:49.630
‫نگو...

00:08:49.630 --> 00:08:51.250
‫واسه همین مزاحمشون نشو.

00:08:51.250 --> 00:08:54.380
‫ولی هر شب دیر میاد! چند روزه هر شب دیر میاد!

00:08:54.500 --> 00:08:57.880
‫ماشالا هزار ماشالا انرژیش بالاست پس.

00:08:58.170 --> 00:09:03.040
‫آخه چی می‌تونه جلوی پسر دبیرستانی‌ای
‫که یه دوست‌دختر خوشگل داره رو بگیره؟

00:09:05.710 --> 00:09:07.710
‫اونی-چانم همچین کاری نمی‌کنه.

00:09:08.710 --> 00:09:13.500
‫اون بی‌گدار به آب نمی‌زنه و کاری
‫نمی‌کنه که یه دختر دبیرستانی حامله بشه.

00:09:14.420 --> 00:09:18.130
‫اگه همچین کاری بکنه، با تمام وجودم ازش متنفر می‌شم.

00:09:18.880 --> 00:09:19.960
‫روبی؟

00:09:22.080 --> 00:09:27.630
‫مشکلی نیست. من به داداشم اعتماد دارم.
‫تازه، اون همیشه از اون مدل آدمای رازدار بوده.

00:09:28.580 --> 00:09:31.630
‫شرمنده، ولی می‌شه از دست‌شویی استفاده کنم؟

00:09:32.000 --> 00:09:33.960
‫او ـ اوه، بهت نشون می‌دم کجاست.

00:09:43.630 --> 00:09:47.170
‫وقتی پای داداش آدم وسط باشه، نمی‌شه همچین حرفی رو راحت زد.

00:09:48.000 --> 00:09:49.790
‫منتظر کسی‌ای که کارش تموم شه؟

00:09:50.790 --> 00:09:53.170
‫اوه، نه. این‌طوری نیست.

00:09:53.290 --> 00:09:56.000
‫عه؟ تو بازیگری پس؟ خیلی خوشگلی.

00:09:56.000 --> 00:09:58.040
‫نفرمائید. من و خوشگلی؟

00:09:59.500 --> 00:10:00.630
‫با کدوم آژانسی؟

00:10:00.880 --> 00:10:02.290
‫با کنون فایر.

00:10:02.290 --> 00:10:04.330
‫عه؟ کنون فایر؟ پشمام!

00:10:05.040 --> 00:10:07.290
‫چندتا از دوستای منم اونجان.

00:10:07.420 --> 00:10:09.380
‫مثلاً نونون و اوئنو کورِها.

00:10:09.380 --> 00:10:11.250
‫آه، سنپای‌هامن!

00:10:11.380 --> 00:10:13.960
‫انگاری باید همه‌مون باهم یه بیرونی چیزی بریم!

00:10:14.210 --> 00:10:15.500
‫این لاین منه.

00:10:19.630 --> 00:10:20.500
‫خب...

00:10:21.750 --> 00:10:23.080
‫کاموشیدا-سان!

00:10:23.290 --> 00:10:25.750
‫کیندایچی-سان صدات می‌کنه! باهات کار فوری داره!

00:10:25.750 --> 00:10:26.750
‫عه، ناموساً؟

00:10:26.750 --> 00:10:29.580
‫کیندایچی-سان وقتی عصبانی باشه ترسناک می‌شه ها، زود باش!

00:10:31.040 --> 00:10:32.500
‫دفعه‌ی بعدی باهات می‌حرفم!

00:10:37.170 --> 00:10:39.170
‫چی می‌گه پس؟ کسی که اینجا نیست.

00:10:39.420 --> 00:10:40.920
‫خب، دروغ گفتم.

00:10:42.130 --> 00:10:46.170
‫دوستِ خواهرِ آکوا بود. زدنِ مخش بد می‌شد.

00:10:46.500 --> 00:10:49.130
‫چی می‌گی؟ واسه همین مزاحمم شدی؟

00:10:49.460 --> 00:10:50.710
‫قضیه جدیه.

00:10:51.210 --> 00:10:55.540
‫منم عین خودتم، واسه همین اگه بری دنبال دخترا بهت خرده نمی‌گیرم؛

00:10:55.880 --> 00:10:58.750
‫ولی نباید بیفتی دنبال دختری که ممکنه واسه کارت مشکل ایجاد کنه.

00:11:00.210 --> 00:11:03.040
‫داری زیادی حساس می‌شی! هیچ مشکلی پیش نمیاد.

00:11:03.040 --> 00:11:06.960
‫نمی‌فهمی ها...
‫تازه ما حرفه‌ای هستیم، حداقل در عمل.

00:11:07.170 --> 00:11:12.210
‫«حرفه‌ای»؟ کسی به من می‌گه حرفه‌ایه
‫که بازیگرش حسابی مالیده؟ ریدم حاجی!

00:11:12.750 --> 00:11:15.880
‫تو صرفاً یه مدلِ توچشمی که گاهی سریال بازی می‌کنی،

00:11:15.880 --> 00:11:18.460
‫و حالا هم به‌لطف آشناهایی که داشتی اومدی سر تئاتر.

00:11:19.130 --> 00:11:22.670
‫می‌گم، متوجه‌ای بدترین بازیگر این جمع تویی؟

00:11:22.960 --> 00:11:25.330
‫داری سطح بازی بقیه رو میاری پایین.

00:11:26.500 --> 00:11:29.960
‫من شاید خفن نباشم ولی به‌خاطر بازی‌های خوبمه که اینجام.

00:11:29.960 --> 00:11:32.500
‫خب؟ تو از پس چیا برمیای؟

00:11:33.710 --> 00:11:38.170
‫هیچی شخمی‌تر از این نیست که یکی بدون
‫هیچ استعدادی فاز برش داره و برات بره رو منبر.

00:11:38.830 --> 00:11:45.130
‫اگه هیمه‌کاوا-سان بود بهش گوش
‫می‌دادم ولی تو کی باشی که منو نصیحت کنی؟

00:11:46.210 --> 00:11:51.580
‫آه، آه. دختره عجب ممه‌های گنده‌ای هم داشت. سگ توش.

00:11:54.170 --> 00:11:56.750
‫خودم اینایی که گفتی رو می‌دونم.

00:11:57.630 --> 00:12:00.580
‫از وقتی که با اون هم‌بازی شدم می‌دونم.

00:12:03.830 --> 00:12:07.040
‫گفت با اونی-چانم دوسته واسه همین آیدی لاین‌هامونو دادیم به هم!

00:12:07.040 --> 00:12:09.290
‫گفت همه‌مون بریم باهم ناهار بزنیم!

00:12:09.630 --> 00:12:11.040
‫اوق...
‫عه؟ نرم؟

00:12:12.790 --> 00:12:13.850
‫البته...

00:12:13.850 --> 00:12:19.290
‫هستن کسایی که هم بشه به‌عنوان
‫یه آدم و هم بازیگر بهشون احترام گذاشت.

00:12:19.670 --> 00:12:21.790
‫اینو توی ذهنت داشته باش،

00:12:22.170 --> 00:12:26.290
‫ولی بیشتر این بازیگرهای تئاترهای ۲.۵ بعدی
‫که میفتن دنبال دخترا، بدجوری لاشی‌ان!

00:12:26.290 --> 00:12:26.920
‫عه؟

00:12:26.920 --> 00:12:29.420
‫این احتمالاً از اون آدماست که با همه بــــلـــــه!

00:12:29.500 --> 00:12:30.080
‫عه؟!

00:12:30.080 --> 00:12:32.710
‫گوشیتو بده بینم! بلاکش می‌کنم!

00:12:32.710 --> 00:12:34.380
‫عـــــــــه؟!

00:12:36.040 --> 00:12:38.500
‫کانا-چان، از این کوکی‌هایی که برامون آوردن می‌خوای؟

00:12:38.500 --> 00:12:39.750
‫آره، مرسی.

00:12:41.290 --> 00:12:42.790
‫چرا زل زدی؟

00:12:43.040 --> 00:12:44.670
‫زل نزدم.

00:12:44.670 --> 00:12:50.290
‫دروغ نگو تو رو خدا. همیشه خوابت میاد ولی تا
‫نگاهت میفته به من چشمات تیز می‌شن.

00:12:50.960 --> 00:12:53.080
‫با همه همین‌جوریم.

00:12:53.380 --> 00:12:58.750
‫کانا-چان احتمالاً این‌جوری فکر می‌کنی چون خودتو یه آدم خیلی خاص می‌دونی.

00:12:59.130 --> 00:13:02.500
‫«فکر کردی من کی‌ام؟ من بازیگر خردسال نابغه‌ام ها.»

00:13:03.170 --> 00:13:08.750
‫جوری که چسبیدی به گذشته‌ت، خودش خِفَته.
‫اصلاً واسه پیشرفتت تلاشی هم می‌کنی؟

00:13:10.790 --> 00:13:15.460
‫عه‌وا، عه‌وا، وای، وای.
‫می‌بینم که زبونت هم خیلی نیش داره.

00:13:15.790 --> 00:13:18.630
‫فکر کنم قشنگ از من متنفری.

00:13:18.920 --> 00:13:22.920
‫اینا رو می‌گی چون بدجوری از من بدت میاد.

00:13:23.670 --> 00:13:26.330
‫مگه نه، کوروکاوا آکانه-چان؟
The Age of Theater:
Special Feature on Children's
Theater Companies

00:13:27.670 --> 00:13:28.380
‫اون...!
‫اون چیه؟

00:13:29.790 --> 00:13:32.710
‫می‌دونید، منم اتفاقی شنیدم که...

00:13:33.130 --> 00:13:39.210
‫بازیگر نابغه‌مون کوروکاوا آکانه گفته یه بازیگر به‌خصوصی بهش انگیزه داده که بیاد توی کار تئاتر.

00:13:39.420 --> 00:13:42.580
‫بس کن! چرا اون دستته؟!

00:13:42.580 --> 00:13:47.460
‫خب منم برام سؤال شده بود که همچین
‫بازیگر خفنی کیه که این‌قدر ازش تعریف کردی.

00:13:47.830 --> 00:13:52.460
‫شنیدم یه مصاحبه‌ای بوده که کوروکاوا-سان توی اولین بازیش انجام داده،

00:13:52.460 --> 00:13:57.130
‫واسه همین منم اون نسخه از مجله رو سفارش دادم. و...

00:13:57.880 --> 00:14:00.040
‫چــی؟ چـــــی؟!

00:14:00.500 --> 00:14:02.210
‫کسی که ازش تعریف می‌کردی من بودم؟

00:14:02.210 --> 00:14:05.920
‫آکانه-چان، تو بازیگر تئاتر شدی چون منو تحسین می‌کردی؟

00:14:06.380 --> 00:14:10.210
‫ای بابا! اگه این‌قدر عاشقم بودی که باید می‌گفتی!

00:14:10.630 --> 00:14:17.460
‫ببخشید ولی من اصلاً و ابداً دوستت ندارم.
‫شرمنده که این حست یه‌طرفه‌ست!

00:14:17.750 --> 00:14:18.960
‫خیلی بدجنسی.

00:14:19.290 --> 00:14:21.130
‫کی بوده؟ کی بهش گفته؟!

00:14:21.130 --> 00:14:22.500
‫یکی از بچه‌های لالا لای بوده!

00:14:22.750 --> 00:14:23.420
‫شرمنده.

00:14:24.380 --> 00:14:25.830
‫هیمه‌کاوا-سان...

00:14:26.500 --> 00:14:30.880
‫می‌دونستم اونو رقیب خودت می‌دونی، ولی احساساتت بهش خیلی پیچیده‌ن ها.

00:14:30.880 --> 00:14:32.540
‫اصلاً هم این‌جوری نیست!

00:14:33.420 --> 00:14:35.330
‫درسته که قبلاً اون‌جور حسی داشتم.

00:14:36.420 --> 00:14:40.210
‫کانا-چان،‌ دختر معروفی که هم‌سن خودم بود رو توی تلویزیون دیدم...

00:14:40.540 --> 00:14:43.540
‫منم توی عالم بچگی ازش خوشم اومد و عضو شرکت تئاتر کودکان شدم.

00:14:43.750 --> 00:14:45.960
‫ولی ببین توی واقعیت چه آدمیه!

00:14:45.630 --> 00:14:47.080
‫اینو ببین!

00:14:46.130 --> 00:14:50.040
‫مغرور و بی‌ادبه! تازه مردمو مسخره هم می‌کنه!

00:14:51.170 --> 00:14:53.630
‫واسه ما آیدل شده، ادای هنرمندای همه‌فن‌حریفو درمیاره.

00:14:53.630 --> 00:14:56.880
‫ادای یوتیوبرهای معروف هم درمیاره و پول پارو می‌کنه.

00:14:56.880 --> 00:15:01.670
‫ببخشید کسی از کارکن‌ها اینجا هست؟
‫یه طرفدارم اومده توی استودیو و داره منو می‌ترسونه.

00:15:01.670 --> 00:15:02.380
‫«طرفدار»؟!

00:15:02.380 --> 00:15:05.000
‫ببخشید؟؟؟
‫من یکی از بازیگرهام!

00:15:05.380 --> 00:15:07.250
‫دعوا باهاش بی‌فایده‌س.
‫ببخشید!

00:15:07.670 --> 00:15:10.420
‫تو ذاتت جدیه، نمی‌تونی آریما رو دست بندازی.
‫ببخشید!

00:15:11.330 --> 00:15:13.580
‫یه تمرین فلفل دلمه‌ایت معروفه. خوب زر زر می‌کنیا.

00:15:14.380 --> 00:15:16.290
‫اوه، بهش ضربه زد.

00:15:16.290 --> 00:15:17.670
‫یه‌کمی جوگیر شد.

00:15:17.830 --> 00:15:21.040
‫عه جدی؟ تو هم فقط اون ریلیتی شو زوج‌یابیت معروفه!

00:15:21.580 --> 00:15:23.290
‫حالا کی همه‌فن‌حریفه؟!

00:15:24.170 --> 00:15:25.710
‫حمله‌ی وحشیانه‌ای بود.

00:15:25.710 --> 00:15:27.710
‫الحق که آریما زبونش نیش داره.

00:15:29.130 --> 00:15:31.580
‫شرمنده، من اینو می‌برم.

00:15:31.580 --> 00:15:34.210
‫حله، منم این‌یکی رو می‌برم.

00:15:35.580 --> 00:15:38.460
‫ای خدا! می‌ره رو مخم! چه مرگشه خدایی؟!

00:15:38.880 --> 00:15:41.080
‫خب، آریما همیشه بد دهنه.

00:15:41.330 --> 00:15:46.000
‫فقط بد دهن نیست. کل شخصیتش بده! قبلاً که بدتر هم بود!

00:15:46.000 --> 00:15:49.330
‫خودمم توی بچگی باهاش هم‌بازی بودم.

00:15:49.330 --> 00:15:50.670
‫پس طرف منو بگیر!

00:15:51.040 --> 00:15:52.500
‫شخصیتش افتضاح بود مگه نه؟

00:15:52.960 --> 00:15:54.580
‫نه، این‌جوری هم...

00:15:58.880 --> 00:16:01.290
‫حالا که گفتی، یادم اومد می‌خواستم بکشمش.

00:16:01.290 --> 00:16:02.210
‫مگه نه؟!

00:16:03.000 --> 00:16:04.090
‫منم وقتی دیدمش...

00:16:07.960 --> 00:16:10.380
‫الانه که تمرین شروع شه. بریم.

00:16:11.210 --> 00:16:12.330
‫دشمن خونی خانواده‌ی من!

00:16:12.670 --> 00:16:17.750
‫آه خیلی چسبید! قیافه‌شو دیدین؟ قشنگ معلوم بود حالشو گرفتم!

00:16:12.880 --> 00:16:14.330
‫مدرکت کو؟

00:16:14.330 --> 00:16:17.750
‫اون‌قدر آدم کشتم که قیافه‌هاشون به‌زور یادمه!

00:16:17.750 --> 00:16:19.540
‫خیلی بدجنسی خدایی.

00:16:20.040 --> 00:16:23.210
‫اگه می‌دونستم همچین کاری می‌کنی، هیچ‌وقت بهت نمی‌گفتم.

00:16:23.750 --> 00:16:26.000
‫چرا همیشه پاچه‌ی کوروکاوا رو می‌گیری؟

00:16:26.380 --> 00:16:29.080
‫آژانست با آکوا یکیه و اونم دوست‌دخترشه، باید یه‌کم...

00:16:29.290 --> 00:16:30.880
‫دوست‌دختر کاریش منظورته دیگه؟

00:16:30.880 --> 00:16:31.960
‫... باهاش کنار بیای.

00:16:34.130 --> 00:16:38.080
‫دلایل زیادی دارم. ما هم‌سنیم، قضیه حیثیتیه.

00:16:38.630 --> 00:16:41.540
‫این اولین باری نیست که هم‌بازی می‌شیم.

00:16:41.830 --> 00:16:44.710
‫و دلیلش هرچی می‌خواد باشه‌، هردفعه دعوامون شده.

00:16:44.880 --> 00:16:47.920
‫نگاه من و آکانه به بازیگری یه‌جور نیست،

00:16:48.250 --> 00:16:53.420
‫و تازه؛ توی اجرای نقشمون، و چیزی که
‫یه اجرای خوب می‌دونیمش هم متفاوتیم

00:16:55.130 --> 00:17:02.500
‫بازی اون این حس رو می‌ده که «من درستم»،‌ «تو اشتباهی».

00:17:02.670 --> 00:17:04.380
‫خدایی می‌ره رو مخم.

00:17:04.790 --> 00:17:09.500
‫مدام می‌شنیدم که بازیگرهای خردسال نابغه
‫بعد از بلوغ، واسه مردم عادی می‌شن؛

00:17:09.500 --> 00:17:12.750
‫و راستش خودمم بعدش دیگه نقشی نگرفتم.

00:17:13.130 --> 00:17:17.330
‫حالا مردم به کوروکاوا آکانه می‌گن نابغه و کلی ازش تعریف می‌کنن.

00:17:17.750 --> 00:17:21.080
‫اگه اوضاع همین‌طوری پیش بره، معنیش اینه که حرفش راست بوده.

00:17:21.460 --> 00:17:23.420
‫پس رقیب سنتی‌اته؟

00:17:24.790 --> 00:17:27.380
‫این‌جوری گفتنش خیلی خزه، ولی آره.

00:17:28.170 --> 00:17:29.670
‫ولی شور نزن...

00:17:30.500 --> 00:17:33.170
‫حتی یه بار هم فکر نکردم که...

00:17:34.080 --> 00:17:36.040
‫بازی اون از من بهتر بوده.

00:17:37.330 --> 00:17:42.040
‫هیمه‌کاوا-سان، از دید شما کدوم بهتره؟
‫آریما یا کوروکاوا؟

00:17:42.540 --> 00:17:46.290
‫جفتشون از بچگی دارن بازی می‌کنن و باتجربه‌ان،‌ و جفتشون خوبن.

00:17:46.460 --> 00:17:48.540
‫اینکه بگم کدومشون بهتره از بی‌سلیقگی‌امه.

00:17:48.540 --> 00:17:50.250
‫حالا اگه قرار بود بگید...

00:17:52.250 --> 00:17:55.830
‫کوروکاوا سبک بازیگری منحصربه‌فردی داره، بیخودی بهش نمی‌گن نابغه.

00:17:56.500 --> 00:17:57.710
‫ولی آریما...

00:17:58.670 --> 00:18:01.040
‫وابستگی خیلی بیشتری به خود بازیگری داره.

00:18:02.290 --> 00:18:03.040
‫خب...

00:18:03.420 --> 00:18:08.290
‫اگه یکی‌شون از اون یکی بزنه جلو تعجب‌برانگیز نیست.
‫احتمالاً برمی‌گرده به اینکه نمایشمون چه‌جوری از آب درمیاد...

00:18:08.790 --> 00:18:10.420
‫ولی این‌دفعه، آریما می‌بره.

00:18:15.000 --> 00:18:16.290
‫چون منو داره.

00:18:18.540 --> 00:18:20.960
‫هیمه‌کاوا-سان توی یه سطح دیگه‌ست هــا.

00:18:21.420 --> 00:18:23.500
‫بازیگرها رو اشتباه انتخاب کردن.

00:18:23.830 --> 00:18:28.170
‫روی صحنه‌ای که اون اجرا می‌کنه، بازی داغون تو خیلی به چشم میاد.

00:18:31.960 --> 00:18:34.420
‫آریما، بعدش باهام تمرین می‌کنی؟

00:18:34.830 --> 00:18:37.710
‫حتماً. خودمم می‌خواستم بهت بگم.

00:18:38.000 --> 00:18:41.540
‫آکوا-کون، وقت زیادی نداریم.
‫زود باش بریم خونه‌ی کارگردان.

00:18:41.880 --> 00:18:42.830
‫آره.

00:18:51.540 --> 00:18:52.960
‫عمراً ببازم.

00:19:02.670 --> 00:19:04.250
‫چی شده آبیکو-سنسی؟

00:19:05.250 --> 00:19:06.460
‫استرس داری؟

00:19:06.460 --> 00:19:08.540
‫چطوری نداشته باشم؟

00:19:09.130 --> 00:19:15.750
‫من حسابی توی پروژه دخالت کردم، پس اگه خوب
‫نفروشه تقصیر منه. معلومه که دارم استرس می‌گیرم.

00:19:15.750 --> 00:19:18.080
‫آدم به این‌جور چیزها هیچ‌وقت عادت نمی‌کنه.

00:19:18.880 --> 00:19:21.460
‫الان از نمایش‌نامه راضی‌ای دیگه؟

00:19:21.630 --> 00:19:23.500
‫آره، اینکه درست...

00:19:25.040 --> 00:19:29.380
‫ولی شده چیزی رو با اعتمادبه‌نفس ارائه بدی و اونا ردش کنن؟

00:19:29.790 --> 00:19:31.000
‫شده والا...

00:19:31.670 --> 00:19:38.130
‫اگه من تنها آدم توی دنیا باشم که فکر می‌کنم اثرم جالبه چی؟ همچین فکری...

00:19:38.130 --> 00:19:39.080
‫مشکلی پیش نمیاد.

00:19:40.250 --> 00:19:42.710
‫منم از نمایش‌نامه راضی‌ام.

00:19:43.210 --> 00:19:49.540
‫حداقلش، دو نفر توی دنیا هستن که فکر می‌کنن جالبه، مگه نه؟

00:19:52.380 --> 00:19:56.040
‫عه؟ فکر می‌کردم باهم رفیق شدیم دیگه...

00:19:56.040 --> 00:20:02.170
‫به خودتون نگیرید. این دختر کل جوونیش رو
‫صرف مانگا کرده و اطراف آقایون راحت نیست.

00:20:02.170 --> 00:20:07.000
‫لطفاً سعی کنید هی باهاش حرف بزنید.
‫راستشو بخواید خوشحال می‌شه.

00:20:08.830 --> 00:20:13.250
‫خب، تهِ تهش، موفقیت این تئاتر روی دوش بازیگرهاست.

00:20:13.830 --> 00:20:18.630
‫ولی همه‌شون واقعاً توانا هستن،
‫واسه همین مطمئنم نمایش خوبی می‌شه.

00:20:20.540 --> 00:20:21.830
‫توانایی، ها؟

00:20:22.830 --> 00:20:24.210
‫ممچو، مشتاق دیدار!
‫یوکی!

00:20:25.500 --> 00:20:26.750
‫و همراهاش!
‫حالا ما شدیم غریبه؟

00:20:28.290 --> 00:20:30.540
‫چه خبرا؟ اوضاع بر وفق مراده؟

00:20:30.830 --> 00:20:32.080
‫ما بگی‌نگی خوبیم.
‫همم؟

00:20:33.000 --> 00:20:35.250
‫جفتتون یه مدل دستبند پوشیدین؟

00:20:35.250 --> 00:20:37.170
‫زیورآلات سِت پوشیدن!

00:20:37.380 --> 00:20:38.630
‫مرغ عشقا رو!
‫نه، این...

00:20:40.130 --> 00:20:44.040
‫موندم چرا دخترها وقتی با هنرمندها قرار می‌ذارن از این رفتارای ضایع می‌کنن...

00:20:44.040 --> 00:20:47.920
‫چون دخترهای هنرمند هم وقتی عاشق بشن، اسکلی بیش نیستن.

00:20:47.920 --> 00:20:49.920
‫تـ ـ تـ ـ تصادفی شده!

00:20:49.920 --> 00:20:52.210
‫توی شبکه‌های اجتماعیت چیزی نذاریا!
‫حاجی!

00:20:52.460 --> 00:20:54.330
‫شور نزن! می‌تونم جلوی خودمو بگیرم!

00:20:54.580 --> 00:20:55.130
‫اوه؟

00:20:55.420 --> 00:20:57.790
‫واای، چه دختر خوشگلیه!

00:20:58.380 --> 00:21:00.290
‫اون، خواهر آکو-تانه.

00:21:00.290 --> 00:21:01.250
‫خدایی؟!

00:21:01.250 --> 00:21:03.250
‫چه ژن خوبی دارنا!

00:21:03.250 --> 00:21:04.790
‫دلم می‌خواد مامان‌باباشونو ببینم.

00:21:05.000 --> 00:21:06.710
‫حتماً اونا هم خوشگلن.

00:21:09.170 --> 00:21:11.790
‫خیلی از آدمای اطرافمون خفن به‌نظر میان.

00:21:12.170 --> 00:21:15.670
‫صندلی‌های عقب عموماً مال کساییه که توی نمایش یه نقشی داشتن.

00:21:15.960 --> 00:21:19.330
‫آخه باید همین عقب بشینی که واکنش تماشاگرها رو ببینی.

00:21:19.830 --> 00:21:22.710
‫حس می‌کنم خیلی آدم شاخی‌ام! خوشم اومد!

00:21:22.710 --> 00:21:23.960
‫از خود راضی نباش!

00:21:24.790 --> 00:21:25.960
‫اوه، کارگردانه.

00:21:26.500 --> 00:21:28.540
‫عین همیشه ترسناکه.

00:21:28.540 --> 00:21:30.170
‫موندم آکوا دعوتش کرده یا چی.

00:21:31.630 --> 00:21:36.420
‫آکوا آدمی نیست که از کارگردان بخواد بیاد اجراشو ببینه.

00:21:37.080 --> 00:21:40.290
‫این کارش نشون می‌ده چقدر واسه تئاتر هیجان‌زده‌ست.

00:21:43.750 --> 00:21:46.670
‫هرچی توی چنته داشتم رو کردم تا بهشون یاد بدم چی‌کار کنن.

00:21:47.170 --> 00:21:51.630
‫ولی آسیب روانیِ ناقلا، به‌صورت اساسی حل نشده.

00:21:52.210 --> 00:21:55.250
‫اگه روی صحنه دستپاچه بشه، کارش تمومه.

00:21:55.630 --> 00:21:59.130
‫و هرچی بیشتر بره سراغ بازی احساسی، ریسکش هم بیشتره.

00:21:59.580 --> 00:22:00.460
‫ولی...

00:22:00.880 --> 00:22:04.710
‫چقدر از آخرین باری که دیدم این‌قدر سر بازیگری جدیه می‌گذره؟

00:22:05.670 --> 00:22:10.170
‫خب یه‌جورایی از پسش برمیای دیگه؟
‫آخه تو یه بازیگر مجربی.

00:22:14.330 --> 00:22:20.290
‫قبلاً به من می‌گفتن نابغه؛ و حالا تو رو نابغه صدا می‌کنن.

00:22:20.790 --> 00:22:23.130
‫بدم میاد اینو قبول کنم، ولی خب توی ذهنم بود.

00:22:24.880 --> 00:22:27.250
‫و گفتنش برام دردناکه؛

00:22:27.920 --> 00:22:30.880
‫ولی مشتاقِ بازیِ دوباره باهات بودم.

00:22:33.210 --> 00:22:39.210
‫ازت می‌زنم جلو و کاری می‌کنم که دیگه هیچ‌کس
‫منو بازیگر خردسالِ نابغه‌ی سابق صدا نکنه!

00:22:41.960 --> 00:22:45.380
‫منم مشتاق بازی دوباره باهات بودم کانا-چان.

00:22:46.290 --> 00:22:50.420
‫خــیـــلـــی خــــیـــــلــــی وقت بود که منتظرش بودم.

00:22:51.750 --> 00:22:52.580
‫آی...
‫آی...

00:22:54.750 --> 00:22:55.380
‫آی!

00:23:06.630 --> 00:23:09.290
‫هرچیزی که می‌شد رو خونه‌ی کارگردان امتحان کردم،

00:23:09.960 --> 00:23:12.420
‫ولی نمی‌تونم احساسات وحشیانه‌ی این یارو رو کنترل کنم.

00:23:13.580 --> 00:23:15.830
‫خشمِ فوران کرده و حسرت...

00:23:16.710 --> 00:23:19.000
‫غمی بی‌روح و انتقام‌جویی...

00:23:20.000 --> 00:23:23.210
‫صرفاً نگاه کردن به چهره‌ی آی باعث می‌شه هول کنم.

00:23:25.630 --> 00:23:27.330
‫سریع پرت می‌شم به اون‌موقع.

00:23:28.290 --> 00:23:30.040
‫ولی، اشکالی نداره.

00:23:35.710 --> 00:23:36.830
‫اشکالی نداره.

00:23:37.500 --> 00:23:41.080
‫از هرچیزی که بتونم استفاده می‌کنم تا کمبود استعدادمو جبران کنم.

00:23:42.420 --> 00:23:44.080
‫این،‌ روش بازیگری منه.

00:23:46.710 --> 00:23:48.210
‫و حالا، پرده بالا می‌ره.

00:23:51.250 --> 00:23:52.710
‫همه‌ی توان‌تونو روی صحنه نشون بدید

00:23:55.850 --> 00:24:00.600
قســـــــــمت
۱۶
پرده بالا می‌رود

00:24:00.610 --> 00:24:14.610
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.