﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:00.300
شکوفایی جوانی

00:00:00.300 --> 00:00:02.450
<c.cyan>پارک هیونگ شیک
</c>

00:00:06.030 --> 00:00:08.320
<c.cyan>جون سو نی
</c>

00:00:09.180 --> 00:00:12.160
<c.cyan>پیو یی جین
</c>

00:00:12.920 --> 00:00:14.520
<c.cyan>یون جونگ سوک
</c>

00:00:17.940 --> 00:00:20.470
<c.cyan>لی ته سون
</c>

00:00:21.780 --> 00:00:24.960
<c.white>شکوفایی جوانی ما</c>

00:00:26.160 --> 00:00:27.150
<c.colorff0095>این سریال یک داستان خیالی می باشد</c>

00:00:27.230 --> 00:00:28.980
<c.colorff0095>...و همه شخصیت ها، گروه ها، مکانها و حوادث</c>

00:00:29.070 --> 00:00:30.820
<c.colorff0095> هیچ ارتباطی با واقعیت تاریخی نداشته و ساختگی می باشند</c>

00:00:30.900 --> 00:00:32.450
<c.colorff0095>صحنه هایی که در آن از حیوانات استفاده شده</c>

00:00:32.530 --> 00:00:35.720
<c.colorff0095>همگی با وسایل و جلوه های ویژه، انجام گرفته است</c>

00:00:35.744 --> 00:00:42.744
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:50.830 --> 00:00:53.190
!عالیجناب، عالیجناب

00:00:57.090 --> 00:00:58.760
تعقیبش کن

00:01:01.070 --> 00:01:03.430
!حتما باید بگیریش

00:01:04.410 --> 00:01:07.550
...و نشون بده که این

00:01:07.550 --> 00:01:09.870
!کار یه آدم بوده

00:01:12.960 --> 00:01:15.410
!عالیجناب، عالیجناب

00:01:15.410 --> 00:01:18.950
!بیدار شید، عالیجناب

00:01:19.990 --> 00:01:23.790
مردی که تیر پرتاب کرد رو بگیرین
!باید دستگیرش کنیم

00:01:23.790 --> 00:01:25.410
<i>!بله، قربان</i>

00:01:26.400 --> 00:01:29.040
!عالیجناب، عالیجناب

00:01:35.410 --> 00:01:37.670
اون بالا هیچ کسی نیست

00:01:40.170 --> 00:01:43.090
خوب بگردین، نمیتونه به این زودی
از شکارگاه خارج شده باشه

00:01:43.090 --> 00:01:44.630
<i>!بله، قربان</i>

00:01:44.630 --> 00:01:47.760
<i>...اگه دو تا ته کانگ وجود داشته
...یکیشون به عالیجناب ولیعهد تیر زده</i>

00:01:47.760 --> 00:01:49.820
! لطفا بیدار شید، عالیجناب

00:01:49.820 --> 00:01:51.860
<i>و اون یکیشون هم همراه ایشون بوده</i>

00:01:51.860 --> 00:01:54.450
اونا دوقلو هستن

00:01:54.450 --> 00:01:56.130
درسته

00:01:56.130 --> 00:01:59.130
اگه دوقلو باشن، امکانش هست

00:01:59.130 --> 00:02:03.980
باید به عالیجناب بگیم که محافظ مخصوص
یه برادر دوقلو داره؟

00:02:07.510 --> 00:02:09.540
قربان، اینو کجا بذارم؟

00:02:09.540 --> 00:02:11.650
اونو توی آشپزخونه بذار

00:02:12.670 --> 00:02:14.930
با دقت ببرش

00:02:14.930 --> 00:02:18.130
نوارهای کاغذی رو با دقت بچسبونین
تا باز از بینشون رد نشه

00:02:18.130 --> 00:02:21.090
باید در رو درست نصب کنی که نیافته-
بله، قربان-

00:02:21.090 --> 00:02:23.410
!دیر‌ وقته، عجله کنین

00:02:25.240 --> 00:02:26.960
بزارش زمین-
دو، سه-

00:02:31.810 --> 00:02:33.370
!سرورم

00:02:40.830 --> 00:02:44.440
از اینجا به بعد، باید پیاده برید

00:02:54.240 --> 00:02:56.330
<c.white>[داستان جوانی | قسمت هفده]</c>

00:03:12.720 --> 00:03:17.140
لطفا برید داخل، من دم در نگهبانی میدم

00:03:18.750 --> 00:03:20.410
بریم

00:03:34.460 --> 00:03:38.820
متاسفم که مهمون های گرانقدری مثل شما رو
مجبور کردم این همه راه رو تا اینجا بیاین

00:03:38.820 --> 00:03:40.240
مشکلی نیست

00:03:40.240 --> 00:03:44.470
چون تو شرایط خاصی هستیم
اومدیم اینجا، پس لطفا ما رو ببخشید

00:03:44.470 --> 00:03:46.270
...احیانا

00:03:46.270 --> 00:03:48.950
درباره شرایطمون، شنیدین؟

00:03:50.020 --> 00:03:54.770
من یه راهب آواره هستم ولی
توانایی چهره خوانی دارم

00:03:54.770 --> 00:03:59.610
نمیتونین اصالت و نجیب زاده بودنتون رو مخفی کنین

00:04:01.170 --> 00:04:07.020
الان اجازه بدین که من و ارباب جوان، کمی تنها باشیم

00:04:31.940 --> 00:04:34.070
!بانوی من

00:04:34.070 --> 00:04:37.480
متاسفم ولی باید برم دستشویی

00:04:43.320 --> 00:04:46.830
لطفا سریع برو و برگرد-
چـ...چشم، سرورم-

00:05:26.610 --> 00:05:30.440
<i>...اگه محافظ مخصوص واقعا یه دوقلو داشته باشه</i>

00:05:30.440 --> 00:05:33.140
این، واقعا یه دردسر بزرگ نیست؟

00:05:33.140 --> 00:05:35.760
...یکیشون کنار عالیجنابه

00:05:35.760 --> 00:05:39.770
ولی اون یکی با همین قیافه، درگیر
همه این حوادث وحشتناک بوده

00:05:39.770 --> 00:05:42.980
یعنی همدست نیستن؟-
امکان نداره-

00:05:42.980 --> 00:05:46.810
محافظ مخصوص میدونه برادر دوقلو داره؟

00:05:49.010 --> 00:05:52.700
اگه تو بچگی از هم جدا شده باشن
ممکنه خبر نداشته باشه

00:05:52.700 --> 00:05:54.730
این چیزیه که فوری میتونیم بررسیش کنیم

00:05:54.730 --> 00:05:57.700
خواجه کو، تو نگفتی که یه راز رو حل کردی؟

00:05:57.700 --> 00:05:59.880
چی هستش؟

00:05:59.880 --> 00:06:03.360
درباره این گلبرگ های گل صدتومانی بود

00:06:06.040 --> 00:06:08.910
...الهه رحمت و بخشش

00:06:18.280 --> 00:06:21.720
شیم یونگ تا لحظه ای که مُرد
...کاملا اطمینان داشت که

00:06:21.720 --> 00:06:24.530
معشوق مخفی مین جه یی بوده

00:06:24.530 --> 00:06:27.420
همچین ایمان کورکورانه ای، چطور امکان داشته؟

00:06:27.420 --> 00:06:30.060
...همینطوره، جز اینکه یه روح تسخیرش کرده باشه

00:06:30.060 --> 00:06:33.570
روح نبوده، تحت تاثیر یه چیز دیگه بوده

00:06:33.570 --> 00:06:35.810
!تو کشور مینگ، چیزی هست که بهش میگن افیون

00:06:35.810 --> 00:06:39.430
یه زمانی تاجری رو دیدم که
تا دریاهای دور رفته بود

00:06:39.430 --> 00:06:42.690
ظاهرا، تجار غربی از زمان سلسله تانگ
...افیون(تریاک) می آوردن

00:06:42.690 --> 00:06:44.440
هنوز هم میشه خریدش

00:06:44.440 --> 00:06:47.730
درباره اش شنیده بودم-
منم درباره اش شنیده بودم-

00:06:47.730 --> 00:06:50.470
اگه بخوریش، کم کم عقلتو از دست میدی

00:06:50.470 --> 00:06:53.000
و دیگه حتی نمیتونی والدین خودتو بشناسی

00:06:53.000 --> 00:06:54.910
شما هم از همین میخورین؟

00:06:54.910 --> 00:06:56.850
اینو نمیدونم دیگه

00:06:56.850 --> 00:07:02.230
ولی شنیدم وقتی تحت تاثیر افیون هستی
!اصلا نمیتونی بفهمی زنده ای، مرده ای

00:07:02.230 --> 00:07:05.790
اگه همونطور که شنیدم، تاثیر بخور
... گل صدتومانی، مثل افیون باشه

00:07:05.790 --> 00:07:11.910
نمیدونم که اون باعث شده که شیم یونگ وقتی
...تحت تاثیر بخور گل صدتومانی بوده

00:07:11.910 --> 00:07:16.270
اونطوری باور کنه که معشوق پنهانی
مین جه یی بوده

00:07:33.880 --> 00:07:37.160
چی باعث این همه دردتون شده؟

00:07:38.180 --> 00:07:39.400
<i>!پدربزرگ</i>

00:07:39.400 --> 00:07:43.580
...عموی بزرگم بهم هلو داد

00:07:43.580 --> 00:07:47.710
من اونا رو به برادر بزرگترم دادم

00:07:47.710 --> 00:07:50.050
بعد اینکه اون هلو رو خورد

00:07:51.750 --> 00:07:54.340
...برادر بزرگترم

00:07:54.340 --> 00:07:56.230
فوت کرد

00:07:58.970 --> 00:08:00.570
داری درباره تلقین کردن، حرف میزنی؟

00:08:00.570 --> 00:08:04.210
درباره کسایی که میتونن همچین
چیزی رو اجرا کنن، یه کتاب خوندم

00:08:04.210 --> 00:08:05.610
چی هست حالا؟

00:08:05.610 --> 00:08:09.080
...چیزیه که باعث میشه آدم گیج و متوهم بشه

00:08:09.080 --> 00:08:10.840
و افکار نادرست تو ذهنش، جای بگیره

00:08:10.840 --> 00:08:14.680
...شاهزاده بزرگ، شما هرگز

00:08:14.680 --> 00:08:19.810
به ولیعهد یی هیون فقید، هلو ندادین

00:08:19.810 --> 00:08:21.130
بله

00:08:22.070 --> 00:08:23.600
من هیچ وقت بهش هلو ندادم

00:08:23.600 --> 00:08:28.580
اینکه ولیعهد یی هیون به خاطر خوردن
...یه هلو، از دنیا رفته

00:08:28.580 --> 00:08:31.190
همش شایعات مسخره قصره

00:08:31.190 --> 00:08:33.170
این یه شایعه مسخره ست

00:08:33.170 --> 00:08:37.070
حالا خاطرات دردناکت ناپديد ميشن

00:08:37.070 --> 00:08:42.320
تمام خاطرات زمانی که
می ترسیدی هم، ناپدید میشه

00:08:42.320 --> 00:08:46.520
اگه گلبرگ گل صدتومانی رو بسوزونی
...و شروع کنی به تلقین کردن

00:08:46.520 --> 00:08:49.320
میتونی ذهن مردم رو هر جور
دلت میخواد، کنترل کنی؟

00:08:49.320 --> 00:08:52.810
و شیم یونگ هم تحت تاثیر
همچین چیزی قرار گرفته بود؟

00:08:52.810 --> 00:08:54.310
<i>من برگشتم</i>

00:08:54.310 --> 00:08:59.340
<i>خانواده سونگ مرگ ناعادلانه و غم انگیز، مردم
بیوک چون رو فراموش نکردن و برگشتن</i>

00:08:59.340 --> 00:09:03.190
<i>خانواده سونگ، تاج و تخت این کشور رو میگیره</i>

00:09:03.190 --> 00:09:06.260
<i>خانواده سونگ، تاج و تخت این کشور رو میگیره</i>

00:09:06.260 --> 00:09:09.550
!کاهن اعظم! کاهن اعظم هم همینطور بود

00:09:09.550 --> 00:09:11.480
..انگار یه چیزی تسخیرش کرده باشه

00:09:11.480 --> 00:09:14.980
به نظر می اومد که باور داره یه پیشگویی
درباره خانواده سونگ، بهش الهام شده

00:09:14.980 --> 00:09:17.460
پس اون از گل صدتومانی و تلقین کردن استفاده میکنه

00:09:17.460 --> 00:09:20.120
...تا فکرای الکی بندازه تو سر ملت

00:09:20.120 --> 00:09:22.370
تا اونا باور کنن چیزی که
! تو سرشونه، واقعیت محض ـه

00:09:22.370 --> 00:09:24.860
این فقط حدس و گمان ـه، مدرکی براش نیست

00:09:24.860 --> 00:09:27.720
...ولی استاد، استادتون گفت که

00:09:27.720 --> 00:09:31.520
از گل صدتومانی برای آروم کردن
مردم، استفاده میشه

00:09:31.520 --> 00:09:34.960
فکر میکنی هر چیزی که
تو هند وجود داره رو بلده؟

00:10:00.190 --> 00:10:02.960
من به عنوان یه بانو، آدام معاشرت رو بلدم

00:10:02.960 --> 00:10:05.350
ولی یه شرایط خاصی دارم که
مجبور شدم شما رو به اینجا بخوام

00:10:05.350 --> 00:10:06.740
پس لطفا حس نکنین بهتون توهینی شده

00:10:06.740 --> 00:10:08.370
!لطفا امرتونو بفرمایین، بانوی من

00:10:08.370 --> 00:10:11.240
باید ازت درخواست سختی بکنم

00:10:11.240 --> 00:10:12.510
هر امری که دارین بفرمایین

00:10:12.510 --> 00:10:16.140
امشب، باید به همراه شاهزاده جوان
قصر رو ترک کنم

00:10:16.140 --> 00:10:19.850
چرا تصمیم دارین شب از قصر خارج بشید؟

00:10:19.850 --> 00:10:22.480
شاهزاده جوان از نظر روحی شدیدا بیماره
...و پزشکان دربار سعی در درمانش دارن

00:10:22.480 --> 00:10:24.410
ولی هر کاری میکنیم، اصلا بهتر نمیشه

00:10:24.410 --> 00:10:26.900
برای همین تصمیم دارم از قصر ببرمش بیرون
تا یه نفر از طریق تلقین کردن، درمانش کنه

00:10:26.900 --> 00:10:29.680
بانوی من، چرا میخواین کاری که
تو قانون کشور ممنوعه رو انجام بدین؟

00:10:29.680 --> 00:10:33.400
افسر هان، لطفا هیچی دیگه ازم نپرس

00:10:33.400 --> 00:10:36.560
به راحتی به این نتیجه نرسیدم

00:10:37.660 --> 00:10:41.030
ولی در هر حال، به خاطر شاهزاده جوان
...این تصمیم رو گرفتم، ولی

00:10:42.030 --> 00:10:46.910
اگه وقتی مخفیانه قصر رو ترک کنیم
اتفاقی برای شاهزاده جوان بیافته

00:10:47.820 --> 00:10:50.590
چطور میتونم با عواقبش رو به رو بشم؟

00:10:50.590 --> 00:10:52.690
بانوی من-
التماست میکنم-

00:10:52.690 --> 00:10:55.270
تو تنها کسی هستی که میتونستم
بهش فکر کنم، افسر هان

00:10:55.270 --> 00:10:59.720
...میشه امشب از من و شاهزاده جوان

00:10:59.720 --> 00:11:01.630
محافظت کنی؟

00:12:27.650 --> 00:12:29.530
حالتون خوبه؟

00:12:55.580 --> 00:12:58.420
بانو کوان، حالت خوبه؟
!بانو کوان

00:13:04.420 --> 00:13:06.850
...اون در

00:13:06.850 --> 00:13:09.940
!نه! نباید بری! خطرناکه

00:13:10.790 --> 00:13:12.490
بانو کوان

00:13:37.540 --> 00:13:40.140
<i>نه، ولی شما معمولا توی این
جای عودی، بخور میدین</i>

00:13:40.140 --> 00:13:43.510
<i>ولی به نظرم عجیب بود که گل‌های
خشک شده، توی اون بوده</i>

00:13:43.510 --> 00:13:48.470
تو کی هستی؟ -
الان پرسیدی من کی هستم؟ -

00:13:50.630 --> 00:13:55.070
من، کسیم که همه چیز رو دیده

00:13:55.070 --> 00:13:57.700
...من دیدم که به خاطر طمع حاکمین و اشراف

00:13:57.700 --> 00:14:02.680
چطور یه شهر با خون مردمش
رنگ قرمز به خودش گرفت

00:14:02.680 --> 00:14:07.060
...من ناامیدی مردمی که رها کردین

00:14:07.060 --> 00:14:09.400
و خون گریه کردنشون رو دیدم

00:14:09.400 --> 00:14:12.680
...از اشراف‌زاده‌ها بگیر تا برده‌ها

00:14:12.680 --> 00:14:17.490
زیر آسمون خدا، زندگی کسی بی‌ارزشه؟

00:14:17.490 --> 00:14:21.800
و با این وجود، چطور میتونستم دست رو دست
بذارم و گناهان شرورانه شما رو ببینم

00:14:21.800 --> 00:14:26.350
...که زبون مردم بیگناه رو از حلقوم بیرون می کشید و

00:14:26.350 --> 00:14:31.710
و به عنوان جانی محکومشون می کنین و
حتی زمین های بی حاصلشونو ازشون میگیرین؟

00:14:31.710 --> 00:14:36.180
شهامت به خرج دادم و
با این دستان مقدس، خون ریختم

00:14:36.180 --> 00:14:40.680
ولی از اونجایی که آرامش مردم
....از خواسته بودا مهم تره

00:14:40.680 --> 00:14:43.060
پشیمون نیستم

00:14:43.060 --> 00:14:45.890
اینقدر بهونه نیار و هدفتو بگو

00:14:45.890 --> 00:14:49.470
با شاهزاده جوان چیکار کردی و
چرا سعی داشتی به شاهزاده خانم آسیب بزنی؟

00:14:49.470 --> 00:14:53.510
من یه هدف دارم
...اینکه خانواده سونگ

00:14:53.510 --> 00:14:57.640
!خانواده یی رو نابود کنه

00:14:57.640 --> 00:15:03.340
خاندان یی نابود خواهد شد و مردی واقعی
...از خانواده سونگ میاد تا

00:15:03.340 --> 00:15:05.920
سلسله جدیدی رو آغاز کنه

00:15:05.920 --> 00:15:11.800
فقط اون موقع‌ست که سلسله مراتب
و طبقات اجتماعی از بین میره

00:15:11.800 --> 00:15:14.460
...و آرمان شهرِ

00:15:14.460 --> 00:15:18.740
...واقعی

00:15:18.740 --> 00:15:21.020
...بالاخره

00:15:21.020 --> 00:15:23.710
!فرا میرسه

00:15:37.910 --> 00:15:40.960
<i>یه زن به طور مکرر به معبد مقدس رفت و آمد داشته</i>

00:15:40.960 --> 00:15:45.680
<i>فکر کنم هر وقتی که کاهن اعظم از گسونگ
برمیگشته، به دیدنش می اومده</i>

00:15:45.680 --> 00:15:48.770
<i>چون صورتشو می پوشوند، نتونستم چهره شو ببینم</i>

00:15:57.110 --> 00:15:59.750
[پرونده قتل گسونگ]

00:16:01.380 --> 00:16:03.340
این خیلی خطرناکه، دوست من

00:16:03.340 --> 00:16:05.830
گروه اینا یکی دو نفر نیست

00:16:05.830 --> 00:16:08.140
اونا به قصر و بخش تحقیقات سلطنتی، دسترسی دارن

00:16:08.140 --> 00:16:09.530
...خانواده سلطنتی رو تحقیر کردن

00:16:09.530 --> 00:16:12.110
کل خانواده فرماندار رو به قتل رسوندن

00:16:12.110 --> 00:16:14.980
...حتی به خودشون جرات دادن به سمت ولیعهد

00:16:14.980 --> 00:16:19.630
تیر پرتاب کنن

00:16:19.630 --> 00:16:23.350
حتما باید بفهمیم کی پشت ایناست

00:16:35.090 --> 00:16:37.230
عبادتگاه کاهن اعظم تو گسونگه؟

00:16:37.230 --> 00:16:38.540
چرا الان داری اینو بهم میگی؟

00:16:38.540 --> 00:16:41.430
...و اینکه موقع بررسی پرونده بیوک چون

00:16:41.430 --> 00:16:43.660
فهمیدیم مردم بیوک چون بعد اینکه می گفتن
...دارن به زادگاهشون برمیگردن

00:16:43.660 --> 00:16:45.730
عازم گسونگ میشدن

00:16:45.730 --> 00:16:48.780
یه سری شاهد عینی هم داریم که گفتن اونا رو
...دیدن وسایل مختلفی رو به زادگاهشون میفرستن

00:16:48.780 --> 00:16:51.850
و وسایل رو به گسونگ می فرستادن

00:16:51.850 --> 00:16:55.550
پس یعنی مرکزشون توی گسونگه؟

00:16:55.550 --> 00:16:57.220
هنوز مطمئن نیستم

00:16:57.220 --> 00:17:00.920
ولی خیلیا به طور همزمان به
بیوک چون و گسونگ اشاره میکنن

00:17:00.920 --> 00:17:02.970
کاهن اعظم هم اهل بیوک چون بوده

00:17:02.970 --> 00:17:07.100
مردمی که از زادگاهشون بیرون شدن
باهم توی گسونگ زندگی میکنن؟

00:17:07.100 --> 00:17:11.640
اگه اینطور باشه، مردم گسونگ از روستایی که
مردم بیوک چون توش زندگی میکنن، خبر ندارن؟

00:17:11.640 --> 00:17:14.590
اگه بود که حتما تا الان
شایعاتش پخش شده بود

00:17:17.220 --> 00:17:18.520
...احیاناً

00:17:19.360 --> 00:17:21.030
دارن مخفی زندگی میکنن؟

00:17:21.030 --> 00:17:23.730
واسه همین این همه وسیله میفرستن اونجا

00:17:23.730 --> 00:17:26.080
اگه چیزهایی که نیاز دارن رو
از تو خیابونای گسونگ بخرن

00:17:26.080 --> 00:17:28.410
ممکنه مخفیگاهشون لو بره

00:17:28.410 --> 00:17:30.370
...چون کوه سونگاک شیبش زیاده

00:17:30.370 --> 00:17:33.640
امکانش هست که بشه تو دره اش
یه روستا ساخت و مخفیانه توش زندگی کرد

00:17:33.640 --> 00:17:35.940
ولی همه اینا یه فرضیه‌ست

00:17:35.940 --> 00:17:38.870
ولی وقتی هیچ سر نخی نداریم
همین فرضیات و حدس ها هم مهمن

00:17:38.870 --> 00:17:42.360
اگه از فرضیات شروع کنیم
و خیلیاشون رو حذف کنیم

00:17:42.360 --> 00:17:43.720
در نهایت به حقیقت میرسیم

00:17:43.720 --> 00:17:46.940
!وای! همونطور که از خواجه کو انتظار می‌رفت

00:17:46.940 --> 00:17:49.070
!خیلی خب پس، شاگرد من

00:17:55.020 --> 00:17:57.970
!داری چیکار میکنی؟ بهشون بگو

00:17:57.970 --> 00:18:01.620
...استادم امروز بهم گفت که

00:18:01.620 --> 00:18:03.890
...از امروز به بعد

00:18:03.890 --> 00:18:08.810
نیازه که یه گروه تحقیقاتی تشکیل بدیم و این
موارد رو به طور قاعده‌مند، مورد بررسی قرار بدیم

00:18:08.810 --> 00:18:09.970
...اسمش

00:18:09.970 --> 00:18:13.040
استاد طبق میل خودش، اسم رو انتخاب کردن

00:18:14.250 --> 00:18:16.750
تیم تحقیقات سپر

00:18:16.750 --> 00:18:20.240
...تیم تحقیقات سپر -
معنیش چی هست؟ -

00:18:23.310 --> 00:18:27.460
یعنی ما سپر و محافظی هستیم که
...با تمام قدرت و جسممون

00:18:27.460 --> 00:18:30.650
!از ولیعهد محافظت می‌کنیم

00:18:31.570 --> 00:18:35.000
من رهبر گروه خواهم بود -
...ولی یه لحظه -

00:18:35.000 --> 00:18:36.740
کی گفته تو میتونی رهبر باشی؟

00:18:36.740 --> 00:18:39.190
من گفتم، مان یون دانگ مال منه

00:18:39.190 --> 00:18:42.920
منم که اینجا رو به عنوان مقر گروهمون
در اختیار گروه قرار میدم

00:18:42.920 --> 00:18:45.640
پس چرا نتونم رهبر باشم؟

00:18:45.640 --> 00:18:48.070
و اینکه من تمام شب درباره آینده مون، فکر کردم

00:18:48.070 --> 00:18:51.390
داری درباره یه همچین چیز کوچیکی فخرفروشی میکنی؟ -
چیز کوچیک؟ -

00:18:51.390 --> 00:18:55.160
اگه اینطوری میشه رهبر گروه شد
پس مقرمونو جابجا کنیم

00:18:55.160 --> 00:18:57.790
یه جای بهتر برای خودمون مهیا میکنم

00:18:57.790 --> 00:19:02.690
ولی بازم، میشه کسی که حتی بلد نیست
چطور بیل بزنه، رئیسمون بشه؟

00:19:02.690 --> 00:19:06.650
یه روز، بهت نشون میدم
!چقدر خوب بیل میزنم

00:19:06.650 --> 00:19:09.270
بگذریم، رهبر گروه منم
!رهبر منم، حالا هر چی بشه

00:19:09.270 --> 00:19:11.380
آره، برو به عالیجناب هم همینو بگو

00:19:11.380 --> 00:19:15.290
من، میونگ جین، رهبر گروه تحقیقاتی سپر هستم

00:19:16.220 --> 00:19:18.490
!خب، باشه
همین کارو بکن

00:19:18.490 --> 00:19:21.900
خدایا، فکر من اصلاً درگیر رهبر شدن نیست

00:19:21.900 --> 00:19:23.450
پس فقط کوچیکترین عضو خواهم بود

00:19:23.450 --> 00:19:27.750
عوضش، منو "مکنه طلا" صدا کنین

00:19:29.400 --> 00:19:31.960
<i>...پس من میشم نفر دوم</i>

00:19:35.820 --> 00:19:38.360
من نفر سوم میشم

00:19:39.320 --> 00:19:42.540
...پس باید به ولیعهد بگیم و

00:19:42.540 --> 00:19:45.340
و از محافظ مخصوص، تحقیقاتو شروع کنیم

00:19:46.360 --> 00:19:48.960
نمیدونم برادر بزرگه ست یا برادر کوچیکه

00:19:48.960 --> 00:19:54.240
ولی برادر دوقلوی اون محافظ مخصوص
تو همه این ماجراها دست داره

00:19:55.420 --> 00:20:00.020
پس باید بتونیم خیلی چیزها ازش بفهمیم

00:20:02.370 --> 00:20:03.900
!سپر

00:20:09.410 --> 00:20:11.140
!سرورم

00:20:29.490 --> 00:20:31.930
برو پزشک رو خبر کن و
به قصر ملکه هم اطلاع بده

00:20:31.930 --> 00:20:34.030
بله قربان -
باید مخفیانه بری -

00:20:34.030 --> 00:20:36.820
این موضوع نباید به بیرون از قصر، درز کنه

00:20:42.700 --> 00:20:44.480
حالت خوبه؟

00:20:45.500 --> 00:20:48.260
...فقط یه زخم اینجا بهم خورده

00:20:48.260 --> 00:20:49.690
خوبم

00:20:49.690 --> 00:20:51.760
تو شاهزاده خانم و شاهزاده جوان رو بردی اونجا

00:20:51.760 --> 00:20:54.060
اون سعی کرد به تو و شاهزاده خانم، آسیب بزنه

00:20:54.060 --> 00:20:57.670
از کجا اون مردی که مُرد رو میشناسی؟-
...من فقط -

00:20:57.670 --> 00:21:00.130
شنیدم بعضی از خدمتکارای قصر
...درباره یه راهب بودایی که میتونه

00:21:00.130 --> 00:21:03.600
ضربات روحی رو درمان کنه، حرف میزنن

00:21:04.610 --> 00:21:06.820
...اصلا فکرشم نمیکردم که همچین اتفاقی بیافته

00:21:06.820 --> 00:21:11.110
افسر هان، بانو کوان باید
به صورت درست، درمان بشه

00:21:31.280 --> 00:21:36.470
اگه واقعا با سوزوندن گل صدتومانی
...یه نفر دچار توهم میشه

00:21:36.470 --> 00:21:38.090
مگه توام اون بو رو استشمام نکردی؟

00:21:38.090 --> 00:21:40.930
...من هیچ خاطره ـی ساختگی ندارم

00:21:40.930 --> 00:21:43.000
فقط، به طور دقیق یادم نمیاد

00:21:43.000 --> 00:21:46.550
چیزی که منو از کاهن اعظم و شیم یونگ، متمایز میکنه
...اینه که من فقط  اون بو رو استشمام کردم

00:21:46.550 --> 00:21:49.990
ولی کسی چیزی بهم تلقین نکرد

00:21:49.990 --> 00:21:54.100
ولی گارام گفت که استاد
...ارباب جوان مان یون دانگ رو

00:21:54.100 --> 00:21:56.900
تو خونه ما تو "گسونگ" دیده بوده

00:21:56.900 --> 00:21:59.350
یعنی اون و شیم یونگ همو می شناختن؟

00:21:59.350 --> 00:22:02.600
شیم یونگ وقتی تحت تاثیر
توهمات بوده، خانواده ـتو کشته

00:22:02.600 --> 00:22:05.390
اگه اون مرد شیم یونگ رو
...تو گسونگ دیده باشه

00:22:05.390 --> 00:22:07.180
یعنی تصادفی بوده؟

00:22:08.040 --> 00:22:09.840
<i>...اینا</i>

00:22:09.840 --> 00:22:11.640
<i>اصلا کاربرد خاصی ندارن</i>

00:22:11.640 --> 00:22:17.760
<i>اینا معمولا برای آرامش دادن به فرد
به عنوان بخور، استفاده میشه</i>

00:22:17.760 --> 00:22:19.580
باید بیشتر درباره اون مرد بفهمیم

00:22:19.580 --> 00:22:22.370
ممکنه عضو اون گروه باشه

00:22:24.910 --> 00:22:29.980
اما واقعا نمی دونستید محافظ مخصوص
یه برادر دوقلو داره؟

00:22:29.980 --> 00:22:34.890
شما اسامی تمام اعضای
محافظین مخصوص رو حفظید

00:22:36.540 --> 00:22:38.560
کانگ ته رو به فرزندی گرفتن

00:22:38.560 --> 00:22:43.250
برای همین نمیتونم سوابق تولدش رو
از روی سوابقی که داریم، بررسی کنم

00:22:43.250 --> 00:22:45.460
اگه درباره کسایی که سرپرستی ـشو
...قبول کردن، تحقیق کنیم

00:22:45.460 --> 00:22:49.810
میتونیم بفهمیم کجا و چطوری
اونو به فرزندی گرفتن

00:22:51.290 --> 00:22:54.350
پدرخونده کانگ، یه افسر بخش خیریه و درمان بود

00:22:54.350 --> 00:22:58.990
کسایی که کانگ رو به اونا سپرد
من و افسر هان بودیم

00:22:58.990 --> 00:23:02.270
چی؟-
...اولین باری که کانگ رو دیدم-

00:23:02.270 --> 00:23:04.510
ده سال قبل بود

00:23:20.310 --> 00:23:22.200
بریم اونجا

00:23:22.200 --> 00:23:25.790
زیر کدوم فنجونه؟-
فقط جابجاشون کن-

00:23:25.790 --> 00:23:27.580
بیخیال، یکم صبر کن

00:23:27.580 --> 00:23:29.670
اینجاست، خوب نگاه کنین

00:23:29.670 --> 00:23:32.860
!یکی رو انتخاب کن-
!اینجا-

00:23:32.860 --> 00:23:34.910
معلومه تو شرط بندی کارت درسته

00:23:34.910 --> 00:23:37.000
!هی! اونو بگیرین

00:24:05.360 --> 00:24:09.040
بدنت سالمه و استعداد داری
پس چرا اینطوری زندگی میکنی؟

00:24:09.040 --> 00:24:10.350
مگه زندگی من چشه؟

00:24:10.350 --> 00:24:14.240
چه اشکالی داره که با تواناییهای خودم
بدون گدایی کردن، زندگی کنم؟

00:24:14.240 --> 00:24:18.300
چطور جرات میکنی! جیب بری
هم شد استفاده از توانایی؟

00:24:18.300 --> 00:24:20.340
راه رو نشون بده،خونت کجاست؟

00:24:20.340 --> 00:24:23.190
الان میرم خانواده تو می بینم
و بهشون میگم چیکار کردی

00:24:23.190 --> 00:24:27.030
فکر کردی اگه خانواده داشتم
اینطوری زندگی میکردم؟

00:24:35.870 --> 00:24:39.390
از حالا به بعد، من مادرتم

00:25:29.480 --> 00:25:37.580
استاد میونگدو به دربار سلطنتی گفت
"...به مردم حکومت کنید"

00:25:37.580 --> 00:25:46.530
"ولی بنا را بر اصلاح رسوم "
"و یافتن افراد مستعد بگذارید"

00:26:02.170 --> 00:26:04.040
(سه سال قبل)

00:26:10.590 --> 00:26:13.450
واقعا آزمون خدمات نظامی رو قبول شدی؟

00:26:13.450 --> 00:26:15.440
بهت افتخار میکنم

00:26:15.440 --> 00:26:18.270
هیچ وقت این لطف رو فراموش نمیکنم

00:26:18.270 --> 00:26:21.400
...اگه شما دو نفر رو ندیده بودم

00:26:21.400 --> 00:26:23.490
احتمالا هنوزم اون زندگی احمقانه
تو خیابون رو داشتم

00:26:23.490 --> 00:26:26.430
...اینطور نیست، تو

00:26:26.430 --> 00:26:31.240
حتی اگه ما هم نبودیم
زندگی درستی پیش می گرفتی

00:26:31.240 --> 00:26:33.600
...من همچین چیزی رو

00:26:33.600 --> 00:26:35.460
تو وجود تو دیدم

00:26:44.880 --> 00:26:46.850
شک نداره که اون، ته کانگ بود

00:26:46.850 --> 00:26:49.300
چه خبره ؟

00:26:49.300 --> 00:26:51.750
...آخه کانگ چطور میتونه همچین کاری بکنه

00:26:53.180 --> 00:26:55.210
...گفت بدون اینکه بدون زادگاهش کجاست

00:26:55.210 --> 00:26:57.790
یا بدونه پدر و مادرش کیه
تو خیابون، سرگردون بوده

00:26:57.790 --> 00:27:00.650
پس احتمالا نمیدونه که دوقلو داره

00:27:00.650 --> 00:27:04.360
شاید زادگاهش بیوک چون باشه

00:27:04.360 --> 00:27:07.150
از اونجایی که برادر دوقلوش
برای بیوک چون این کارا رو میکنه

00:27:07.150 --> 00:27:09.100
پس احتمالا زادگاهش اونجاست

00:27:09.100 --> 00:27:12.950
به این معنا نیست که محافظ مخصوص
اهل بیوک چون ـه؟

00:27:15.260 --> 00:27:17.890
...از یه طرف هم

00:27:17.890 --> 00:27:20.640
فکر میکنم این، مایه آرامش خاطره

00:27:21.740 --> 00:27:25.040
منظورت چیه؟-
...اگه برداشت های ما درست باشه-

00:27:25.040 --> 00:27:29.720
محافظ مخصوص، هیچ ربطی
 به مرگ خانواده من نداره

00:27:29.720 --> 00:27:32.270
و به شما هم حمله نکرده

00:27:33.280 --> 00:27:36.950
 اما دوقلوی محافظ  مخصوص
...به سمت شما تیر پرتاب کرده

00:27:36.950 --> 00:27:39.240
و قاصدی که فرستاده بودن رو کشته

00:27:39.240 --> 00:27:42.840
اگه با همون چهره‌ی محافظ
...تو قصر رفت و آمد کنه

00:27:42.840 --> 00:27:45.020
...خیلی ترسناک میشه

00:27:52.420 --> 00:27:56.230
عالیجناب من به قصر شرقی رفتم
و گفتن شما اینجایید

00:27:56.230 --> 00:28:00.720
چی شده؟-
دستور داده بودین که به خونه نزدیک پل تونگون برم-

00:28:07.000 --> 00:28:09.400
طبق دستورتون آماده اش کردم

00:28:09.400 --> 00:28:11.370
کارت خوب بود

00:28:17.510 --> 00:28:20.520
...قربان چرا با این لباس

00:28:21.960 --> 00:28:24.600
یه موقعیتی پیش اومده، فوری ـه
بگو من اینجام

00:28:24.600 --> 00:28:27.590
عالیجناب الان تو قصر شرقی نیستن

00:28:27.590 --> 00:28:30.160
گفتن امشب تو کتابخونه مطالعه میکنن

00:28:30.160 --> 00:28:33.330
محافظ مخصوص همین الان برای دیدن
عالیجناب به کتابخونه رفت

00:28:33.330 --> 00:28:35.840
کانگ پیش عالیجناب رفت؟

00:28:44.790 --> 00:28:48.110
عالیجناب، متاسفم لباس مناسبی نپوشیدم

00:28:50.990 --> 00:28:53.670
چطور میتونی اینجا
صحیح و سالم بایستی؟

00:28:53.670 --> 00:28:57.890
میتونم بدن محافظ مخصوص رو
برای اتفاقی که افتاده، بررسی کنم؟

00:28:57.890 --> 00:29:00.480
منظورت چیه؟چیزی که اتفاق افتاده؟

00:29:01.510 --> 00:29:03.540
چهار ساعت گذشته کجا بودی؟

00:29:03.540 --> 00:29:04.920
ببخشید؟

00:29:08.160 --> 00:29:10.680
کانگ اون موقع، نزدیک پل تونگون بوده

00:29:10.680 --> 00:29:11.920
اینطور نیست، عالیجناب

00:29:11.920 --> 00:29:15.040
محافظ مخصوص تو یه معبد کوچیک
تو کوه سوراک بود

00:29:15.040 --> 00:29:17.350
دارین در مورد چی صحبت میکنین؟

00:29:17.350 --> 00:29:20.480
من به دستور عالیجناب، تو خونه ای
نزدیک پل تونگون بودم

00:29:20.480 --> 00:29:24.680
...چند نفر با من بودن، پس-
اینطور نیست، عالیجناب-

00:29:24.680 --> 00:29:27.460
لطفا شونه‌های محافظ مخصوص رو
بررسی کنین

00:29:28.450 --> 00:29:32.650
شونه چپت به خاطر ضربه شمشیر
آسیب دیده

00:29:32.650 --> 00:29:34.410
کار کانگ نیست

00:29:35.430 --> 00:29:37.440
!سرورم

00:29:37.440 --> 00:29:41.070
شونه چپت رو به افسر هان، نشون بده

00:29:41.070 --> 00:29:43.280
این یه دستوره پس اطاعت کن

00:29:59.150 --> 00:30:01.780
قربان، چرا اینطوری با من رفتار میکنین؟

00:30:01.780 --> 00:30:04.100
!مطمئنم صورتتو دیدم

00:30:04.100 --> 00:30:08.270
دقیقا 4ساعت پیش، روی من شمشیر نکشیدی؟

00:30:14.670 --> 00:30:18.330
<i>من خیلی واضح صورتتو توی
خونه‌مون توی گسونگ دیدم</i>

00:30:18.330 --> 00:30:22.450
<i>با چشم های خودم تو رو نزدیک
آشپزخانه سلطنتی دیدم</i>

00:30:22.450 --> 00:30:24.750
احیانا، مدتی که عالیجناب محبوس بودن

00:30:24.750 --> 00:30:28.280
ارباب جوان مان یون دانگ رو
توی خیابون ندیدی؟

00:30:29.410 --> 00:30:31.260
نه، ندیدم

00:30:32.080 --> 00:30:37.060
ولی، ارباب جوان گفت که با چشم های خودش
اون محافظ مخصوص رو با لباس مبدل دیده

00:30:39.030 --> 00:30:40.390
...احیانا

00:30:41.950 --> 00:30:44.060
برادر دو قلو داری؟

00:30:59.650 --> 00:31:02.100
جوابمو بده

00:31:02.100 --> 00:31:04.270
پرسیدم که برادر دو قلو داری یا نه

00:31:06.580 --> 00:31:08.450
نه، عالیجناب

00:31:09.380 --> 00:31:11.160
ندارم

00:31:14.440 --> 00:31:16.760
کانگ، لطفا برو-
عالیجناب-

00:31:16.760 --> 00:31:20.640
بعدا صدات میکنم برگردی، پس الان برو

00:31:38.920 --> 00:31:41.290
عالیجناب، کانگ یه برادر دو قلو داره؟

00:31:41.290 --> 00:31:44.970
انگار کانگ خبر نداشته
که یه برادر دو قلو داره

00:31:57.000 --> 00:32:01.480
مردی که توی معبد کوچک کوه سوراک
باهاش روبرو شدی، شبیه کانگ بود؟

00:32:02.560 --> 00:32:04.570
چرا اونجا رفته بودی؟

00:32:04.570 --> 00:32:07.940
اون با شمشیر تو، زخمی شده ؟

00:32:23.630 --> 00:32:25.960
حتی اگه دو قلو باشن

00:32:25.960 --> 00:32:28.690
خیلی شبیه همدیگه هستن

00:32:28.690 --> 00:32:31.060
در مورد سان حرف میزنی؟

00:32:31.060 --> 00:32:32.910
فکر کنم سان بود

00:32:35.150 --> 00:32:39.060
توی بدترین حالت هم فکرش رو نمیکرد
برادرش زنده ـست، درسته؟

00:32:39.060 --> 00:32:43.910
اما لباسش شبیه یه مقام دولتی نبود؟

00:32:43.910 --> 00:32:46.940
چرا اطراف مان یون دانگ پرسه میزد؟

00:32:49.140 --> 00:32:51.900
نمیدونی سان و راهب
چه نقشه ای تو سرشونه؟

00:32:51.900 --> 00:32:54.610
...وقتی که به معبد مقدس رفتی-
!ساکت باش-

00:33:01.300 --> 00:33:03.590
کی برمیگردیم زادگاهمون؟

00:33:12.210 --> 00:33:14.230
...من یه خواب دیدم که

00:33:15.380 --> 00:33:18.900
 حیوون ها داشتن قبر اوه وول رو می کندن

00:33:18.900 --> 00:33:21.800
ما اونو بدون یه سنگ قبر
 یا حتی تابوت، دفن کردیم

00:33:21.800 --> 00:33:24.560
نمیدونم میتونیم قبرش رو پیدا کنیم یا نه

00:33:28.110 --> 00:33:30.150
برو داخل

00:33:30.150 --> 00:33:32.860
لطفا نگاه کن دال ره و مو رو بخوابن

00:33:43.510 --> 00:33:46.280
خب استاد، مراقب خودتون باشین

00:33:46.280 --> 00:33:48.050
باشه

00:34:00.130 --> 00:34:02.770
بریم، مسیر رو نشون بده

00:34:02.770 --> 00:34:05.890
نمیرین خونه؟-
توی شب خطرناکه-

00:34:05.890 --> 00:34:07.630
خب؟

00:34:07.630 --> 00:34:10.660
!اوهو! فقط به خاطر اینه که نگرانم

00:34:10.660 --> 00:34:13.390
بزار تا خونه‌ت همراهیت کنم-
چرا یهویی؟-

00:34:13.390 --> 00:34:18.230
بیخیال! این وظیفه یه محققه تا از یه شخص
ضعیف و کوچیک محافظت کنه

00:34:18.230 --> 00:34:22.710
خدای من، در هر صورت چرا میگین من ضعیفم؟

00:34:22.710 --> 00:34:26.720
چی؟ چی شد؟ چی شد؟

00:34:26.720 --> 00:34:28.970
...همین الان، یه روح

00:34:28.970 --> 00:34:32.030
...نه، دست یه جن-
...جـ...جن-

00:34:32.030 --> 00:34:36.020
!وقتی گردنم رو لمس میکرد، تونستم حسش کنم

00:34:42.460 --> 00:34:44.470
خیلی راحت میترسی

00:34:44.470 --> 00:34:47.220
چطور میتونی توی این خیابون تاریک
تنهایی راه بری؟

00:35:14.970 --> 00:35:17.030
...چون کنارت ایستادم

00:35:17.030 --> 00:35:20.300
احساس امنیت نمیکنی؟

00:35:20.300 --> 00:35:22.310
بله، استاد

00:35:22.310 --> 00:35:24.350
احساس امنیت میکنم

00:35:29.420 --> 00:35:30.470
!از این طرف

00:35:30.470 --> 00:35:33.750
خب، شاهزاده خانم و شاهزاده جوان جاشون امنه؟

00:35:33.750 --> 00:35:36.830
بله، هر دوشون در امنیت برگشتن

00:35:36.830 --> 00:35:39.510
...انگار شاهزاده جوان به راحتی خوابیدن، اما

00:35:39.510 --> 00:35:41.530
!عالیجناب

00:35:41.530 --> 00:35:45.640
من همون جای عودی که تو خونه کاهن اعظم
دیده بودم رو تو معبد دیدم

00:35:45.640 --> 00:35:48.210
...و اینکه، کلماتی که اون گفت

00:35:48.210 --> 00:35:50.800
<i>...خانواده سونگ</i>

00:35:50.800 --> 00:35:53.890
<i>خاندان یی رو نابود میکنه</i>

00:35:53.890 --> 00:35:58.290
<i>خاندان یی نابود خواهد شد و مردی واقعی
...از خانواده سونگ میاد تا</i>

00:35:58.290 --> 00:36:00.950
<i>سلسله جدیدی رو پایه گذاری کنه</i>

00:36:00.950 --> 00:36:04.420
<i>فقط اون موقع‌ست که سلسله مراتب
و طبقات اجتماعی از بین میره</i>

00:36:04.420 --> 00:36:09.150
<i> و آرمان شهرِ واقعی بالاخر فرا میرسه</i>

00:36:10.690 --> 00:36:13.310
!خیلی عجیب بود

00:36:13.310 --> 00:36:15.250
اون مرد چه شکلی بود؟

00:36:15.250 --> 00:36:18.650
ردای خاکستری راهب ها رو به تن داشت
ولی موهای بلند و کاملا سفید داشت

00:36:18.650 --> 00:36:22.090
به نظر نمی اومد، یه راهب واقعی و درست باشه

00:36:25.040 --> 00:36:29.600
اما گفت، خودش راهب شده
و به آرمان شهرِ واقعی اشاره کرد

00:36:29.600 --> 00:36:31.600
...ممکنه یه ولگرد باشه

00:36:31.600 --> 00:36:33.980
اما باید مدتی آیین بودایی مطالعه کرده باشه

00:36:33.980 --> 00:36:36.460
اون همراه برادر دوقلوی کانگ بود

00:36:36.460 --> 00:36:38.720
و اگه به اینکه سونگ خانواده یی رو
نابود میکنه، اشاره کرده

00:36:38.720 --> 00:36:41.290
قطعا با کاهن اعظم، دستشون تو یه کاسه بوده

00:36:41.290 --> 00:36:43.110
با جنازه‌ش چیکار کردی؟

00:36:43.110 --> 00:36:45.630
به شخص قابل اعتمادی گفتم
تا جای عودی و جسد رو ببره

00:36:45.630 --> 00:36:49.130
و به محض اینکه صبح بشه
میتونیم جنازه رو بررسی کنیم

00:37:00.870 --> 00:37:02.270
جای عود رو بردار

00:37:02.270 --> 00:37:05.140
افسر شخصا دستور دادن تا اونو
جای امنی نگه داریم

00:37:05.140 --> 00:37:07.700
باید هر چیزی که داخلش هست ببریم

00:37:07.700 --> 00:37:09.120
!بله، قربان

00:37:42.610 --> 00:37:47.550
عالیجناب، نمیدونم چطوری اینو بهتون بگم

00:37:47.550 --> 00:37:51.010
وقتی که کاهن اعظم داشت مرتکب قتل‌ها میشد

00:37:51.010 --> 00:37:54.180
گفتم یه زنی بود که مرتبا به
معبد مقدس، رفت و آمد داشت

00:37:54.180 --> 00:37:56.620
اون زن،  صورتشو می پوشوند

00:37:56.620 --> 00:38:00.470
بانوی دربار کوان، وقتی امروز داشت به
معبد می رفت، صورتشو پوشونده بود

00:38:00.470 --> 00:38:02.620
بانو کوان، صورتشو پوشونده بود

00:38:02.620 --> 00:38:06.440
و شاهزاده خانم و شاهزاده جوان رو
جایی برده که خون ریخته شده

00:38:06.440 --> 00:38:09.730
باید از شاهزاده خانم بپرسم
چرا قصر رو ترک کردن

00:38:09.730 --> 00:38:12.130
<i>...و شاهزاده جوان مرتب درباره دیدن روح و مار</i>

00:38:12.130 --> 00:38:14.450
<i>...هذیان میگه و این دفعه هم</i>

00:38:14.450 --> 00:38:16.260
<i>میگه که به ولیعهد یی هیون، هلو داده بوده</i>

00:38:16.260 --> 00:38:19.040
<i>چطور همه حرفاش میتونه حقیقت داشته باشه؟</i>

00:38:19.040 --> 00:38:21.300
شاهزاده جوان باید دلیل خودشو داشته باشه

00:38:21.300 --> 00:38:23.770
باید به دیدنش برم

00:38:27.860 --> 00:38:30.040
...اون واقعا

00:38:30.040 --> 00:38:32.580
اون شکلی مُرد؟

00:38:35.690 --> 00:38:37.660
...افسر هان

00:38:37.660 --> 00:38:41.680
...نقاب ته سان رو برداشت، و صورتشو دید

00:38:41.680 --> 00:38:43.580
افسر هان، به دیدن ولیعهد رفته

00:38:43.580 --> 00:38:46.940
احتمالا بهشون میگه که صورت ته سان رو دیده

00:38:47.870 --> 00:38:49.220
بانوی من

00:38:50.220 --> 00:38:52.310
ولیعهد به زودی میان

00:38:52.310 --> 00:38:56.160
شما چیزی درباره اتفاقی که افتاده
هیچی نمی دونین

00:38:56.160 --> 00:38:58.340
...اگه مشکلی پیش اومد

00:38:59.750 --> 00:39:02.270
من همه مسئولیتش رو قبول میکنم

00:39:04.080 --> 00:39:06.990
این جوری نگو، تو باید زندگی کنی

00:39:06.990 --> 00:39:10.050
باید زنده بمونی و به زادگاهت برگردی

00:39:10.050 --> 00:39:15.040
برای زن حقیری مثل من
مهم نیست که زنده بمونم

00:39:15.040 --> 00:39:18.090
شما باید در امان باشید تا شاهزاده جوان
به تاج و تخت برسه

00:39:18.090 --> 00:39:21.350
!این جوری باشه، همه میتونن به خونه برگردن

00:39:21.350 --> 00:39:27.100
به مردم بیوک چون فکر کنین که
به شما و شاهزاده جوان تکیه کردن

00:39:27.100 --> 00:39:32.140
...اونا تو روستای نیان قایم شدن

00:39:32.140 --> 00:39:35.500
و منتظر روزی هستن که بتونن
به زادگاهشون برگردن

00:39:37.720 --> 00:39:41.570
شما باید قوی باشین، بانوی من

00:39:41.570 --> 00:39:43.970
بزار من به بقیه‌اش رسیدگی کنم

00:39:43.970 --> 00:39:47.290
برو به اتاقت و مراقب خودت باش

00:40:03.020 --> 00:40:06.470
شاهزاده جوان به خواب عمیقی رفتن

00:40:06.470 --> 00:40:09.030
ضربان قلب و تنفسشون طبیعیه

00:40:09.030 --> 00:40:11.290
نیازی نیست نگران باشین

00:40:11.290 --> 00:40:13.690
میتونی بری

00:40:25.810 --> 00:40:29.320
چی باعث شد از قصر خارج بشین؟

00:40:29.320 --> 00:40:32.560
من شنیدم از اونجایی که شاهزاده جوان
...مخفیانه بازجویی کاهن اعظم رو دیدن

00:40:32.560 --> 00:40:36.300
نمیتونسته درست بخوابه

00:40:39.060 --> 00:40:43.070
اون فقط برادر شما نیست، برادر منم هست

00:40:43.070 --> 00:40:46.370
اگه تصمیم بگیرین کاری براش انجام بدین

00:40:46.370 --> 00:40:49.160
منم باید درباره اش بدونم

00:40:50.640 --> 00:40:53.780
<i>علیاحضرت ملکه اینجا هستن</i>

00:41:00.220 --> 00:41:02.780
من خبرها رو شنیدم

00:41:02.780 --> 00:41:05.070
چطوری این اتفاق افتاده؟

00:41:13.840 --> 00:41:16.870
اون الان خوابیده

00:41:17.850 --> 00:41:21.580
بیدار میشه، مگه نه؟ -
قطعا -

00:41:22.680 --> 00:41:26.640
مادر، بابت اینکه نگرانتون کردم متاسفم

00:41:27.650 --> 00:41:30.730
خیالم راحت شده که شما حالتون خوبه

00:41:32.980 --> 00:41:35.390
بهم بگید

00:41:35.390 --> 00:41:38.900
برای چی با برادر کوچیک‌ترمون
از قصر بیرون رفتین؟

00:41:38.900 --> 00:41:43.030
من باید دلیلش رو بدونم
تا بتونم اونا رو دستگیر کنم

00:41:44.780 --> 00:41:48.600
اگه امشب افسرهان اونجا نبود
چه بلایی سرتون می اومد؟

00:41:48.600 --> 00:41:50.760
اون سعی کرد با شمشیر بهتون حمله کنه

00:41:50.760 --> 00:41:55.660
شما مردی که قصد کشتن شاهزاده جوان رو داشت
و جلوی چشم افسر هان خودشو کشت دیدین

00:41:55.660 --> 00:41:57.920
جفتشون طرف هم بودن

00:41:57.920 --> 00:42:00.550
متوجه نیستین؟

00:42:00.550 --> 00:42:03.890
اینطور نمیشه، نمیتونیم به سادگی ازش بگذریم

00:42:03.890 --> 00:42:10.530
پدر باید مطلع بشن که کسی قصد کشتن
شاهزاده خانم و شاهزاده جوان رو داشته

00:42:10.530 --> 00:42:12.960
اورابونی، لطفا به پدر چیزی نگید

00:42:12.960 --> 00:42:17.830
شاهزاده خانم، شما باید به
عالیجناب ولیعهد حقیقت رو بگید

00:42:22.200 --> 00:42:27.450
بعد از اینکه شاهزاده جوان، مرگ
کاهن اعظم رو توی محل بازجویی دید

00:42:28.640 --> 00:42:30.890
اون درخت آلو رو در حال سوختن دید

00:42:30.890 --> 00:42:33.740
از اون موقع نتونسته بود
درست بخوابه یا غذا بخوره

00:42:33.740 --> 00:42:37.740
پزشک دربار اونو دید، ولی به نظر موثر نبود

00:42:37.740 --> 00:42:39.970
... شاهزاده خانم نگران برادرشون بودن

00:42:39.970 --> 00:42:42.400
از اونجایی که نگران بودم

00:42:42.400 --> 00:42:46.190
بانو کوان بهم گفت، از بقیه
بانوان دربار چی شنیده

00:42:46.190 --> 00:42:50.260
...و از سر ناامیدی

00:42:50.260 --> 00:42:54.250
مادر، بانو کوان کار اشتباهی نکرده

00:42:54.250 --> 00:42:57.890
من تصمیم گرفتم انجامش بدم، نه اون

00:42:57.890 --> 00:43:01.940
من ازش خواستم که بهتون نگه، مادر

00:43:01.940 --> 00:43:03.800
شاهزاده خانم

00:43:04.810 --> 00:43:09.880
اورابونی، از اونجایی که داشتین ازدواج میکردین
نمیتونستم نگرانتون کنم

00:43:09.880 --> 00:43:14.720
پس از افسر هان کمک خواستم و سعی کردم
خودم یه جوری حلش کنم

00:43:14.720 --> 00:43:17.880
باید یه کاری میکردم

00:43:17.880 --> 00:43:19.500
اورابونی

00:43:19.500 --> 00:43:22.000
از زمانی که برادر مریض شده
بیشتر از یه ماه میگذره

00:43:22.000 --> 00:43:24.970
اگه اتفاق بدی براش بیفته

00:43:24.970 --> 00:43:27.690
چطوری میتونم زندگی کنم؟

00:43:27.690 --> 00:43:30.880
حتما این همه مدت خیلی اذیت شدی

00:43:34.350 --> 00:43:36.590
گریه نکن شاهزاده خانم

00:43:36.590 --> 00:43:41.100
فقط خیلی ازت ممنونم

00:43:41.100 --> 00:43:43.270
نگران شاهزاده جوان نباش

00:43:43.270 --> 00:43:48.190
خواهر و برادر بزرگتر شاهزاده
!کیا هستن؟ ولیعهد و شما شاهزاده خانم

00:43:48.190 --> 00:43:54.030
جفتتون خیلی قوی هستین، من مطمئنم
اونم به زودی از بستر بیماری، بلند میشه

00:44:18.590 --> 00:44:22.920
مردی که میخواست شاهزاده جوان رو بکشه
چه جوری پیداش شد؟

00:44:22.920 --> 00:44:27.350
گفته بود که یه راهب مسافره، اما
...از حقیقت ماجرا خبر ندارم

00:44:27.350 --> 00:44:30.530
...دیدی که چه بلایی سر

00:44:31.940 --> 00:44:33.710
شاهزاده جوان آورد؟

00:44:34.900 --> 00:44:39.160
احیانا تو اتاق یه جای عودی دیدی؟

00:44:39.160 --> 00:44:40.810
...جای عودی

00:44:42.210 --> 00:44:43.300
دیدم

00:44:43.300 --> 00:44:47.610
احیانا، گلبرگ‌های خشک‌شده توی
جای عودی نبود؟

00:44:47.610 --> 00:44:50.010
گمونم دیده باشم

00:44:53.030 --> 00:44:54.830
دیگه چی اونجا بود؟

00:44:54.830 --> 00:44:59.700
...یه معبد کوچیک بود، چیز عجیبی نبود

00:44:59.700 --> 00:45:02.450
!اون داشت چای مینوشید

00:45:02.450 --> 00:45:05.660
یادته چه نوع چای‌ای بود؟

00:45:10.050 --> 00:45:14.660
نمیدونم، به من یا شاهزاده جوان نداد

00:45:35.800 --> 00:45:38.490
عالیجناب، این واقعیت که
...بانوی دربار کوان از قصر ملکه

00:45:38.490 --> 00:45:42.890
اونا رو پیش راهب همراهی کرده، تصادفیه؟

00:45:42.890 --> 00:45:45.080
نه تنها این، اون نقابی که باهاش
صورتشو پوشونده بود

00:45:45.080 --> 00:45:48.930
وقتی صبح بشه میتونیم با بانوی
دربار قصر ملکه، بررسی کنیم

00:45:48.930 --> 00:45:53.870
اما اگه طرف اونا بود
به سادگی میتونست دروغ بگه

00:45:53.870 --> 00:45:58.030
بعدش هم، بانوان اشراف معمولا
بالاپوش سرشون میندازن

00:45:59.120 --> 00:46:03.720
بانوی دربار کوان داره به خاطر جراحت‌هاش
درمان میشه، فعلا ولش کن

00:46:03.720 --> 00:46:07.060
خیلی باید حواسمون رو جمع کنیم، چون
اون یه بانوی دربار از قصر ملکه ست

00:46:10.200 --> 00:46:14.370
ولی بانوی دربار کوان، به عنوان
بونگ‌بانگ به قصر اومد

00:46:14.370 --> 00:46:16.850
این یعنی چی؟

00:46:18.000 --> 00:46:21.860
این یعنی شخصا توسط ملکه
از خونه‌ی خانوادگی‌ش آورده شده

00:46:21.860 --> 00:46:25.210
باید برای مشاور جناح راست کار کنه

00:46:25.210 --> 00:46:30.270
با این حال، برای گفتن اینکه مشاور
جناح راست پشت این قضایاست

00:46:30.270 --> 00:46:33.700
خانواده جو از سونگجو هیچ دلیلی برای کشتن
شاهزاده جوان و شاهزاده خانم ندارن

00:46:33.700 --> 00:46:37.540
در ضمن، از اونجایی که اون برای
مشاور جناح راست کار میکنه

00:46:37.540 --> 00:46:39.770
نمیتونه یه زن از خاندان سونگ باشه

00:46:39.770 --> 00:46:42.780
...اگه اینطوریه، در نهایت

00:46:42.780 --> 00:46:46.510
تمام اینا کار اهالی بیوک چون ـه

00:46:46.510 --> 00:46:49.320
 ...اگه این حقیقت داشته باشه که اونا راهزن نبودن

00:46:49.320 --> 00:46:52.580
و یه پرچم سفید برافراشتن
و منتظر نیروهای سلطنتی بودن

00:46:52.580 --> 00:46:58.060
احتمالا اونا خاندان سلطنتی رو
برای انتقامشون، هدف قرار دادن

00:47:17.810 --> 00:47:20.040
...چطور شد که ملکه گفتن

00:47:20.040 --> 00:47:22.800
<i> شما باید به عالیجناب ولیعهد حقیقت رو بگید</i>

00:47:22.800 --> 00:47:26.090
<i>بعد از اینکه شاهزاده جوان، مرگ
کاهن اعظم رو توی محل بازجویی دید</i>

00:47:26.090 --> 00:47:28.140
<i>اون درخت آلو رو در حال سوختن دید</i>

00:47:28.140 --> 00:47:31.220
<i>از اون موقع نتونسته بود
درست بخوابه یا غذا بخوره</i>

00:47:31.220 --> 00:47:33.310
<i>... شاهزاده خانم نگران برادرشون بودن</i>

00:47:33.310 --> 00:47:35.100
<i>گفت باید حقیقت رو بگه </i>

00:47:35.100 --> 00:47:38.900
<i>...ولی چرا نگفتن شاهزاده جوان</i>

00:47:38.950 --> 00:47:41.270
<i>به ولیعهد یی هیون، هلو دادن؟</i>

00:47:49.940 --> 00:47:53.780
!داره دیر میشه، سفر بی‌خطری داشته باشین

00:47:54.680 --> 00:47:57.320
بزار تا دم در باهات بیام

00:48:23.870 --> 00:48:28.900
<i>بانوی من، محقق پارک میدونن
ما واقعا کی هستیم</i>

00:48:28.900 --> 00:48:32.000
<i>ایشون بهم پارچه دادن
و گفتن واستون لباس بدوزم</i>

00:48:32.000 --> 00:48:32.780
پارچه؟

00:48:32.780 --> 00:48:35.800
<i>گفتن وقتی همه چیز حل شد
ما به زندگی سابقمون برمیگردیم</i>

00:48:35.800 --> 00:48:39.720
<i>ما میتونیم خودمونو تبرئه کنیم
و به گسونگ برگردیم، درسته؟</i>

00:48:39.720 --> 00:48:41.540
<i>گارام</i>

00:48:43.050 --> 00:48:46.920
<i>راستی توی بازار به مردی برخوردم
که قبلا قاضی دفتر گسونگ بود</i>

00:48:46.920 --> 00:48:49.470
<i>اون صورتمو دید</i>

00:48:49.470 --> 00:48:52.560
<i>برای جلوگیری از خطر احتمالی
از ترسم فرار کردم</i>

00:48:52.560 --> 00:48:55.890
<i>ولی ممکنه وقتی به مان یون دانگ
میاین، اونو ببینین</i>

00:48:55.890 --> 00:48:57.060
<i>پس مراقب باشین</i>

00:48:57.060 --> 00:48:58.860
قاضی دفتر گسونگ؟

00:48:58.860 --> 00:49:03.530
این مرد همونیه که به خاطر ترفیع
...به عنوان فرمانده نیروی نظامی پایتخت

00:49:03.530 --> 00:49:06.800
به هانیانگ فرستاده شد؟

00:49:24.930 --> 00:49:30.520
اگه دلیل اینکه خاطرات بانو
...میان و میرن، به خاطر

00:49:30.520 --> 00:49:33.000
چیزی به اسم گل صدتومانی یا افیونی
که توی آشپزخونه بوده، باشه

00:49:33.000 --> 00:49:35.180
من باید به خاطر ایشون، به یاد بیارم

00:49:36.990 --> 00:49:41.840
از روزی که اون قتل ها تو خونه گسونگ
اتفاق افتاد، چی به یاد دارم

00:49:41.840 --> 00:49:44.590
...اینه که شدید بارون میومد و

00:49:44.590 --> 00:49:47.660
نه، نه! این نبود

00:49:50.920 --> 00:49:54.410
<i>ارباب داشت نقاشی می کشید</i>

00:49:54.410 --> 00:49:56.730
نقاشی بود؟

00:49:56.730 --> 00:49:58.820
چرا با قرمز نقاشی می کشید

00:49:58.820 --> 00:50:02.650
به نظر نمی رسید که مشغول کشیدن ارکیده باشه

00:50:02.650 --> 00:50:07.010
چرا اونقدر خط ها کم بود؟

00:50:11.740 --> 00:50:15.070
این موضوع ربطی به پرونده داره؟

00:50:30.000 --> 00:50:32.730
<i>احیانا، تو برادر دوقلو داری؟</i>

00:50:33.740 --> 00:50:36.500
<i>مطمئنم صورتتو دیدم</i>

00:50:36.500 --> 00:50:40.370
<i>دقیقا 4ساعت پیش، روی من شمشیر نکشیدی؟</i>

00:50:40.370 --> 00:50:43.580
<i>واقعا به کوه سوراک نیومدی؟</i>

00:50:56.160 --> 00:50:57.810
داری میگی جنازه ناپدید شده؟

00:50:57.810 --> 00:51:00.600
ما همه جای معبد رو گشتیم

00:51:00.600 --> 00:51:03.130
ولی جنازه پیدا نشد

00:51:19.880 --> 00:51:21.610
خودم داخل معبد نگاه انداختم

00:51:21.610 --> 00:51:24.000
در اصل این معبد متعلق به بی‌ وون‌ سو ئه

00:51:24.000 --> 00:51:27.170
محلی برای اقامت شبانه
راهبان مسافره

00:51:27.170 --> 00:51:31.510
مردی که اون شب مُرد، اون معبد رو
برای اولین بار اجاره کرده بود

00:51:32.780 --> 00:51:35.780
...مردی که جسد رو برده

00:51:35.780 --> 00:51:38.510
باید برادر دوقلوی ته کانگ باشه

00:51:38.510 --> 00:51:39.520
!امکانش هست

00:51:39.520 --> 00:51:41.280
از بانوان دربار پرس و جو کردم

00:51:41.280 --> 00:51:44.710
و مطمئناً شایعاتی در مورد راهب مسافر
تو قصر وجود داشته

00:51:44.710 --> 00:51:47.060
یکی از بانوان دربار گفت
بانو کوان خودش درباره اش حرف زده بود

00:51:47.060 --> 00:51:50.220
حدود دو ماه قبل، بدون هیچ
دلیل خاصی، از اون مرد اسم برد

00:51:51.300 --> 00:51:55.520
دیشب سختی‌های زیادی رو تحمل کردی
...صادقانه بابت محافظت از

00:51:55.520 --> 00:51:58.110
شاهزاده خانم و شاهزاده جوان
ازت تشکر میکنم

00:51:58.110 --> 00:52:00.910
!وظیفه‌ام بود، عالیجناب

00:52:11.570 --> 00:52:15.410
علیاحضرت ملکه شما رو احضار کردن، افسر هان

00:52:46.910 --> 00:52:50.740
<i>ولیعهد، نامه‌ی روح‌ رو دیده</i>

00:52:54.240 --> 00:52:56.100
!ولیعهد

00:52:57.970 --> 00:53:01.910
چرا از گوشت و‌ خون من، به دنیا نیومدی؟

00:53:04.800 --> 00:53:07.150
...اگه بچه‌ای از گوشت و خون من بودی

00:53:08.300 --> 00:53:11.630
خیلی خوب میشد

00:53:18.180 --> 00:53:22.030
<i>یه زن از خاندان سونگ
توی قصره</i>

00:53:36.490 --> 00:53:38.670
<i>خاندان یی نابود میشه</i>

00:53:38.670 --> 00:53:44.040
<i> مردی واقعی از خانواده سونگ میاد تا
سلسله جدیدی رو پایه گذاری کنه</i>

00:53:46.320 --> 00:53:48.140
[موهاش دقیقا مثل موهای شیم یونگ، سفید بود]

00:53:50.130 --> 00:53:53.740
اگه با برگ گل صدتومانی بخور بدی
و بخوای افکاری  رو به کسی تلقین کنی

00:53:53.740 --> 00:53:56.870
<i>موهای کسی که اون طلسم
روش اجرا شده، سفید میشه</i>

00:53:56.870 --> 00:54:01.700
به خاطر همین موهای شیم یونگ
و کاهن اعظم، سفید بود

00:54:03.510 --> 00:54:05.710
...ولیعهد

00:54:05.710 --> 00:54:08.180
  تا کجا رو خبردار شدین؟

00:54:08.180 --> 00:54:11.850
...تو مرد باهوشی هستی، به زودی

00:54:12.900 --> 00:54:15.780
در موردم میفهمی

00:54:19.080 --> 00:54:20.890
<i>!اون داشت چای مینوشید</i>

00:54:20.890 --> 00:54:23.150
<i> به من یا شاهزاده جوان نداد</i>

00:54:23.150 --> 00:54:27.790
<i>اون چای باید به عنوان پادزهر استفاده شده باشه
تا کسی که طلسمو اجرا میکنه، تحت تاثیر قرار نگیره</i>

00:54:27.790 --> 00:54:29.820
<i>و رایحه گل صدتومانی، روش اثر نداره</i>

00:54:29.820 --> 00:54:35.750
<i>جه یی از اون چای نخورده برای همین
حافظه اش دچار مشکل شده</i>

00:56:27.340 --> 00:56:29.060
!حرکت نکن

00:56:32.150 --> 00:56:35.120
هیونگ-
وانمود کن نمیدونی-

00:56:37.040 --> 00:56:39.360
باید هر جور شده به زادگاهمون برگردیم

00:56:39.360 --> 00:56:41.380
...بزار بعدا حرف میزنیم

00:56:46.920 --> 00:56:49.470
...دوباره اومدی اینجا دنبال کتاب میگردی

00:57:20.330 --> 00:57:23.470
!بگیرینش، بگیرینش

00:57:31.990 --> 00:57:35.240
ولم کن، باید بگیرمش-
...نه-

00:57:35.240 --> 00:57:37.670
گفتم ولم کن، تو چت شده؟

00:57:37.670 --> 00:57:40.260
همین الان ولم کن

00:57:51.970 --> 00:57:56.470
<i>نامه‌‌ی روح که سرنوشتتون رو
توصیف میکنه، فراموش نکنین</i>

00:57:56.470 --> 00:57:59.430
<i>دونگ جا به دو او جا هیانگ گوم</i>

00:57:59.430 --> 00:58:04.800
<i>به این معنی که، بهترین دوستت
از پشت بهت خنجر میزنه</i>

00:58:10.800 --> 00:58:15.200
<i>بانوی من، افسر هان اینجاست</i>

00:58:17.330 --> 00:58:21.150
<i>خواجه کو سون دول از قصر شرقی
...همون مین جه یی</i>

00:58:21.150 --> 00:58:23.290
<i>دختر فرماندار گسونگ ئه</i>

00:58:27.780 --> 00:58:29.780
بزار بیاد داخل

00:58:35.930 --> 00:58:38.430
خوش اومدی، افسر هان

00:58:46.510 --> 00:58:48.860
برادر دو قلوت رو دیدی
تو هم خبر داشتی

00:58:48.860 --> 00:58:51.050
اهل بیوک چون هستی، مگه نه؟

00:58:51.050 --> 00:58:53.910
!نه، مزخرف نگو

00:58:53.910 --> 00:58:56.850
باید یکی از اونا باشی
باید اینو به عالیجناب بگم

00:58:56.850 --> 00:58:59.400
ایشون هم باید بدونن-
!ببند دهنتو-

00:58:59.400 --> 00:59:02.140
!حقیقت نداره، حقیقت نداره

00:59:22.750 --> 00:59:42.810
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:59:42.810 --> 00:59:45.200
<c.white>شکوفایی جوانی ما</c>

00:59:45.200 --> 00:59:49.150
<i>برگ برنده‌مون که قبلا گفتی
...ولیعهد رو نابود میکنه</i>

00:59:49.150 --> 00:59:51.520
<i>اون نامزدته</i>

00:59:51.520 --> 00:59:55.190
<i>باید کنار عالیجناب باشه</i>

00:59:58.610 --> 01:00:01.050
<i>حتما میخواستی مخفیانه چیزی بهم بگی</i>

01:00:01.050 --> 01:00:03.760
<i>بدون اینکه بدونم، چه اتفاقی افتاده؟</i>

01:00:03.760 --> 01:00:09.290
<i>مدرک کلیدی که میتونه همه چیز رو
درست کنه، احتمالا اونجاست</i>

01:00:09.290 --> 01:00:13.320
<i>این چیزیه که نمیتونیم برای رسیدن به حقیقت
 نادیده‌اش بگیریم</i>