﻿WEBVTT

00:00:00.493 --> 00:00:07.493
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:07.799 --> 00:00:09.050
- ‫امشب بهشون حمله می‌کنیم.
- ‫یادت باشه، دوتا نگهبان عقبش هستن.

00:00:10.385 --> 00:00:12.387
‫یکی رو به سرش شلیک کن،
‫اون یکی هم به سینه‌اش شلیک کن.

00:00:12.429 --> 00:00:14.556
‫وقتی رفتیم داخل، تو مجسمه رو بردار،

00:00:14.597 --> 00:00:19.102
‫و من اونجا رو تیربارون می‌کنم
‫تا هیچ بازمانده‌ای نمونه.

00:00:19.144 --> 00:00:21.187
‫فهمیدی؟

00:00:21.229 --> 00:00:22.981
‫فهمیدی؟

00:00:26.025 --> 00:00:28.236
‫هی، برای یه ستاره‌ی تلوزیونی...

00:00:28.278 --> 00:00:29.821
‫که دیگه تو اوجش نیست، بدک نبود.

00:00:29.863 --> 00:00:31.781
‫درست نمیگم؟

00:00:31.823 --> 00:00:33.408
‫اوه، استعداد کوئنتین هم همینه.

00:00:33.450 --> 00:00:37.245
‫چیزهایی درون بازیگرها می‌بینه که
‫بقیه کارگردان‌ها نمی‌بینن.

00:00:37.287 --> 00:00:41.166
‫اوه و امیدوارم که این شغل رو به دست بیارم.

00:00:41.207 --> 00:00:43.710
‫- تو نیل راسل هستی.
‫- معلومه که خودمم.

00:00:45.837 --> 00:00:47.297
‫نمی‌دونم اجازه دارم اینو بگم یا نه،

00:00:47.338 --> 00:00:49.340
‫ولی طرفدار دوآتیشه‌ی توئم!

00:00:49.382 --> 00:00:52.177
‫سامر، همینجا حرفت رو قطع می‌کنم.

00:00:52.218 --> 00:00:55.388
‫امروز، هر حرفی که خواستی
‫رو می‌تونی بزنی.

00:00:55.430 --> 00:00:56.723
‫حالا، می‌دونم که نمایندگی من،

00:00:56.764 --> 00:00:59.434
‫دوست دارن دستیارهاشون رسمی رفتار کنن،

00:00:59.476 --> 00:01:02.812
‫ولی تو دیگه با من کار می‌کنی،
‫پس حرفات رو راحت بزن.

00:01:02.854 --> 00:01:05.148
‫درواقع، بیشتر بهم بگو.

00:01:05.190 --> 00:01:06.858
‫باشه.

00:01:06.900 --> 00:01:08.818
‫اوه.

00:01:11.237 --> 00:01:13.740
‫خب، تو فیلم "جاذبه‌ی کیهانی" عاشق بازیت هستم.

00:01:15.033 --> 00:01:19.037
‫ولی نامزد سابقم، فیلم "همانندسازی" رو دوست داره.

00:01:19.078 --> 00:01:20.246
‫اوه.

00:01:20.288 --> 00:01:21.998
‫اوه، همونی که توش نقش دانشمندی
‫رو بازی کردم...

00:01:22.040 --> 00:01:23.291
- ‫که یکی دیگه از زنش بوجود میاره...
- ‫و بعد کلون عاشق برادرم میشه؟

00:01:24.709 --> 00:01:26.419
‫- آره، برادر دوقلوت!
‫- اوه.

00:01:26.461 --> 00:01:28.713
‫اون فقط تنها چیزی که بهتر از نیل راسل‌ـه...

00:01:28.755 --> 00:01:30.340
‫دوتا نیل راسل‌ـه.

00:01:30.381 --> 00:01:34.260
‫اوه، ازش خوشم میاد.
‫گفتی نامزد سابقته؟

00:01:34.302 --> 00:01:37.096
‫- آره.
‫- متاسفم.

00:01:37.138 --> 00:01:38.598
‫اوه.

00:01:38.640 --> 00:01:43.144
‫می‌دونی، منم به نوبه‌ی خودم برای...

00:01:43.186 --> 00:01:46.439
‫عشق از دست رفته‌ام اشک ریختم،
‫ولی به قول معروف،

00:01:46.481 --> 00:01:50.777
‫"گریه کردن یعنی کم کردن عمق غم".

00:01:50.818 --> 00:01:53.821
‫سامر، میشه یه راز کوچیک رو بهت بگم؟

00:01:53.863 --> 00:01:55.448
‫هر روزی که ما از خواب بیدار می‌شیم،

00:01:55.490 --> 00:01:58.785
‫ماجراجویی‌ای انتظارمون رو می‌کشه.

00:01:58.826 --> 00:02:03.248
‫بعضی‌هاشون خوشن، بعضی‌هاشون ترسناکن
‫و بعضی‌هاشون هم مسخره‌ان.

00:02:03.289 --> 00:02:05.583
‫ولی هرطور که باشن،

00:02:05.625 --> 00:02:10.088
‫زندگی رو باید زندگی کرد.

00:02:16.344 --> 00:02:17.971
‫صبح همگی بخیر.

00:02:18.012 --> 00:02:22.392
‫مطمئنم متوجه شدین که دوباره برگشتیم سر کارمون.

00:02:22.433 --> 00:02:27.355
‫چیزی که ممکنه ندونین
‫اینه که این مرد مسئولشه،

00:02:27.397 --> 00:02:28.481
- ‫تام وستفال.
- ‫اون یه افسر ارشد...

00:02:29.816 --> 00:02:32.777
‫در واحد نوآوری دفاعی پنتاگون هستش.

00:02:32.819 --> 00:02:35.154
‫اون مخفیانه تلاش می‌کرده...

00:02:35.196 --> 00:02:38.074
‫تا پروژه‌ی کوانتوم لیپ ادامه پیدا کنه.

00:02:38.116 --> 00:02:40.994
‫وقتی بهت می‌گم ازت ممنونم
‫می‌دونم که دارم حرف همه رو می‌زنم.

00:02:41.035 --> 00:02:44.956
‫تو ما رو از دوران تاریکی نجات دادی.

00:02:49.043 --> 00:02:50.211
‫صبح بخیر.

00:02:50.253 --> 00:02:52.338
‫فقط می‌خواستم با این حرف شروع کنم...

00:02:52.380 --> 00:02:54.674
‫که خیلی از پیوستن به شما هیجان‌زده‌ام.

00:02:54.716 --> 00:02:57.802
‫این واقعا برنامه‌ی تاریخ‌سازیه.

00:02:57.844 --> 00:03:00.471
‫کار ما رویاییه.

00:03:00.513 --> 00:03:02.140
‫از لحاظ کوتاه مدت، وظیفه‌ی من...

00:03:02.181 --> 00:03:04.058
‫نظارت و ارزیابی عملیاته.

00:03:04.100 --> 00:03:05.518
- ‫می‌دونم، می‌دونم.
- ‫ولی دولت اینطوریه.

00:03:06.894 --> 00:03:09.897
‫بدون کاغذبازی نمی‌تونم دنیا رو تغییر بدیم.

00:03:14.444 --> 00:03:17.113
‫حالا از لحاظ بلند مدت،
‫هدف من اینه که مطمئن بشم...

00:03:17.155 --> 00:03:19.198
‫دیگه هرگز کسی برنامه‌مون رو متوقف نکنه.

00:03:19.240 --> 00:03:20.992
‫و صراحتاً، چیزی که در معرض خطره همینه.

00:03:21.034 --> 00:03:22.869
‫حالا، اینطوری می‌تونیم جلوش رو بگیریم...

00:03:22.910 --> 00:03:26.080
‫که به همه‌ی مقامات واشینگتن نشون بدیم...

00:03:26.122 --> 00:03:31.753
‫که جهش کوانتومی واقعا چقدر مهم،
‫شرافتمندانه و الهام‌بخشه.

00:03:31.794 --> 00:03:34.630
‫خیلی‌خب، سخنرانی تموم شد.
‫بیاین مشغول کار بشیم.

00:03:34.672 --> 00:03:39.927
‫- ایان، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
‫- آره، حتما.

00:03:42.013 --> 00:03:45.057
‫میشه این پالس‌های انرژی دوره‌ای
‫رو برام توضیح بدی؟

00:03:45.099 --> 00:03:46.476
‫اوه، آره.
‫خیلی‌خب.

00:03:46.517 --> 00:03:48.895
‫خب، عملا هر بار که بن جهش می‌کنه،

00:03:48.936 --> 00:03:50.897
‫ما باید دنبال اثر کوانتومیش بگردیم...

00:03:50.938 --> 00:03:52.148
‫و روش قفل کنیم،

00:03:52.190 --> 00:03:54.776
‫و این انرژی به شدت زیادی مصرف می‌کنه.

00:03:54.817 --> 00:03:57.403
‫گمون کنم که هزینه‌ی برق‌مون زیاده؟

00:03:57.445 --> 00:03:59.655
‫- در محدوده‌ی لاس وگاس آره.
‫- اووف.

00:03:59.697 --> 00:04:00.948
‫ببین، اینو می‌تونم بزنم پای...

00:04:00.990 --> 00:04:02.617
‫مأموریت نجات فرد گیر افتاده‌مون،

00:04:02.658 --> 00:04:05.787
‫ولی میشه جزئیاتش رو برام بررسی کنی؟

00:04:05.828 --> 00:04:07.997
‫این پالس‌ها خیلی بزرگ‌تر از سه سال پیش هستن.

00:04:08.039 --> 00:04:09.999
‫واقعا؟

00:04:17.423 --> 00:04:18.549
‫"برنامه‌ی امشب"؟

00:04:18.591 --> 00:04:20.760
‫ما میایم.

00:04:22.428 --> 00:04:24.472
‫باورم نمیشه که تو داری با نیل راسل وقت می‌گذرونی.

00:04:24.514 --> 00:04:27.308
‫می‌دونم.

00:04:27.350 --> 00:04:29.602
‫میشه من؟

00:04:33.523 --> 00:04:35.441
‫آره، می‌دونم که دیوونگیه.

00:04:35.483 --> 00:04:37.443
‫و تازه از چیزی که تصور می‌کردیم
‫هم آدم باحال‌تریه.

00:04:37.485 --> 00:04:38.903
‫تو داستان‌های خیلی سرسام‌آورش...

00:04:38.945 --> 00:04:40.738
‫درمورد فصل اولش تو سریال "به شدت بهم میایم"
‫رو از دست دادی.

00:04:40.780 --> 00:04:43.658
‫خیلی‌خب، بعداً باید کامل برام تعریف کنی.

00:04:43.699 --> 00:04:46.744
‫ولی قبلش، احتمالا بهتره دلیل اینجا بودنت رو بفهمیم.

00:04:46.786 --> 00:04:48.120
‫آره.

00:04:48.162 --> 00:04:49.789
‫به نظرت ارتباطی با اون حادثه داره؟

00:04:49.830 --> 00:04:53.251
‫معلومه که بهش ربط داره.
‫امروز چهارم آوریل سال 2000 هستش.

00:04:53.292 --> 00:04:54.627
‫همون روزیه که اون ناپدید شد.

00:04:54.669 --> 00:04:56.504
‫خیلی‌خب، تو دوره‌ زمانی اصلی،

00:04:56.546 --> 00:04:59.298
‫نیل توی شهر بود تا در "برنامه‌ی امشب"
‫حضور پیدا کنه،

00:04:59.340 --> 00:05:00.967
‫ولی در آخرین لحظه کنسلش کرد.

00:05:01.008 --> 00:05:03.469
‫آخرین بار دیدنش که داشته با قایق
‫به سمت کاتالینا می‌رفته،

00:05:03.511 --> 00:05:06.097
‫و فرداش قایقش رو وسط دریا پیدا کردن.

00:05:06.138 --> 00:05:09.058
‫و یه هفته بعد، آب جسدش رو به ساحل آورد.

00:05:12.478 --> 00:05:14.146
‫نباید بذاریم سوار اون قایق بشه.

00:05:14.188 --> 00:05:15.523
‫درواقع زیگی میگه...

00:05:15.564 --> 00:05:18.276
‫تو اینجایی تا اونو به "برنامه‌ی امشب" برسونی.

00:05:18.317 --> 00:05:21.320
‫ظاهراً این وظیفه‌ی واقعی سامر والش بوده،

00:05:21.362 --> 00:05:23.531
‫ولی مشخصه که نتونسته انجامش بده.

00:05:23.572 --> 00:05:25.116
‫برنامه‌ی امشب؟

00:05:25.157 --> 00:05:26.617
‫قضیه باید بیشتر از اینا باشه.

00:05:26.659 --> 00:05:29.829
‫سامر، میشه یه عکس از همه‌مون بگیری؟

00:05:29.870 --> 00:05:31.956
‫اوه، آره. البته.

00:05:33.457 --> 00:05:35.459
‫همه لبخند بزنین.

00:05:38.129 --> 00:05:40.923
‫اوه، من عاشق وقت گذروندن با هوادارانم.

00:05:40.965 --> 00:05:42.842
‫حالا، پیت گفته بود که قراره
‫چندتا از نامه‌هام رو بیاری.

00:05:42.883 --> 00:05:44.802
‫پیت مدیر برنامه‌های نیل هستش، رئیس تو.

00:05:44.844 --> 00:05:47.179
‫بله، درسته.
‫آم...

00:05:47.221 --> 00:05:49.181
‫اوه اینجان، ببخشید.

00:06:01.861 --> 00:06:06.449
‫این نامه‌هایی که به کی.‌آر لمبرت فرستادی
‫همه‌شون برگشت خوردن.

00:06:06.490 --> 00:06:09.660
‫آره، حتما آدرسش قدیمی‌ بوده.

00:06:09.702 --> 00:06:11.704
‫ببین، من میرم یه اسپرسوی دیگه بگیرم.

00:06:11.746 --> 00:06:13.247
‫میشه...
‫تو چیزی می‌خوای؟

00:06:13.289 --> 00:06:15.374
‫نه، میل ندارم.
‫ممنون.

00:06:18.544 --> 00:06:20.838
‫می‌دونیم کِی سامر، نیل رو گم کرد؟

00:06:20.880 --> 00:06:24.550
‫خب، قرار بوده ساعت 5 غروب
‫تو برنامه حضور پیدا کنه.

00:06:24.592 --> 00:06:26.218
‫ولی من گزارش مخارج اون روز سامر رو دارم.

00:06:26.260 --> 00:06:28.512
‫اون بنزین خرید تا نیل رو از فرودگاه سوار کنه...

00:06:28.554 --> 00:06:32.767
‫و بیارتش اینجا، نیل هزینه‌ی صبحونه رو حساب کرده.

00:06:32.808 --> 00:06:35.895
‫و همین.

00:06:35.936 --> 00:06:38.731
‫همین؟
‫یعنی به زودی گمش می‌کنم.

00:06:38.773 --> 00:06:40.441
‫- شاید تو دستشویی باشه؟
‫- آره.

00:06:43.486 --> 00:06:45.738
‫خیلی‌خب، اگه ما گمش کنیم
‫و سوار اون قایق بشه،

00:06:45.738 --> 00:06:46.989
‫اون می‌میره، بن.

00:06:53.287 --> 00:06:55.039
‫لعنتی.

00:06:55.081 --> 00:06:57.458
‫اون غیبش زد.

00:07:07.551 --> 00:07:08.803
‫نیل!

00:07:08.844 --> 00:07:10.513
‫نیل؟

00:07:13.432 --> 00:07:15.392
‫نیل!

00:07:15.434 --> 00:07:19.355
‫من نیل راسل رو گم کردم!
‫آخه کی نیل راسل رو گم می‌کنه؟

00:07:19.396 --> 00:07:21.232
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بیا بهش فکر کنیم.

00:07:21.273 --> 00:07:23.692
‫پس یه دقیقه، نیل می‌گفت
‫"سامر، تو بهترینی"،

00:07:23.734 --> 00:07:25.820
‫و بعدش جیم شد رفت.

00:07:25.861 --> 00:07:29.323
‫نامه‌اش، تو کافه قبل از اینکه غیبش بزنه
‫داشت می‌خوندش.

00:07:29.365 --> 00:07:31.367
‫بن، اون یکی.
‫حتما تازه بازش کرده.

00:07:31.408 --> 00:07:32.743
‫اوهوم.

00:07:32.785 --> 00:07:35.663
‫خب، هرچی که توش بوده
‫دیگه نیست.

00:07:35.704 --> 00:07:38.040
‫لورا اونز، کلیتون درایو پلاک 3512،

00:07:38.082 --> 00:07:39.583
‫- لس آنجلس...
‫- بن!

00:07:39.625 --> 00:07:41.418
‫لورا اونز!

00:07:41.460 --> 00:07:42.753
‫اوه، آره!

00:07:42.795 --> 00:07:44.296
‫منظورت بازیگر همکارش تو سریال "به شدت بهم میایم".

00:07:44.338 --> 00:07:47.508
‫آره، ولی مهم‌تر اینه که
‫لورا اونز همسر سابقش بود.

00:07:47.550 --> 00:07:49.552
‫اوه.

00:07:51.512 --> 00:07:54.723
‫بن، لورا اونز امروز داره تو خونه‌اش ازدواج می‌کنه.

00:07:54.765 --> 00:07:56.141
‫امروز؟

00:07:56.183 --> 00:07:57.851
‫واسه همینم نیل اینقدر عجله داشت.

00:07:57.893 --> 00:07:59.103
‫- باید همین الان پیداش کنیم. ‫- آره.
- ‫- آره. ‫- باشه. اوه، هی!

00:08:00.563 --> 00:08:02.273
‫ببخشید، ببخشید!

00:08:04.066 --> 00:08:07.361
‫میشه منو تا در اصلی ببرین؟

00:08:10.281 --> 00:08:12.449
‫خب، به گمونم نظارت سازمانی...

00:08:12.491 --> 00:08:14.118
‫مزایای خودش رو داره.

00:08:16.370 --> 00:08:19.290
‫مطمئن نیستم که همه همچین حسی داشته باشن.

00:08:19.331 --> 00:08:21.750
‫فکر کنم امروز صبح همه رو شوکه کردم.

00:08:21.792 --> 00:08:23.252
‫بیخیال.

00:08:23.294 --> 00:08:25.254
‫شوکه کردن یعنی اینکه داری کاری
‫رو اشتباه انجام میدی.

00:08:25.296 --> 00:08:28.674
‫اینجا همه صلاح برنامه رو می‌خوان.

00:08:28.716 --> 00:08:30.426
‫جهش چطور پیش میره؟

00:08:30.467 --> 00:08:32.595
‫نیل راسل.
‫یعنی، باورت میشه؟

00:08:32.636 --> 00:08:34.346
‫خیلی برام سخته که همش بهش زل نزنم.

00:08:34.388 --> 00:08:36.015
‫آروم باش.
‫اینو با صدای بلند گفتی.

00:08:36.056 --> 00:08:37.516
‫آره خب،

00:08:37.558 --> 00:08:39.101
‫اگه الان نوجوون بودم از روی پشت بوم داد می‌زدم،

00:08:39.143 --> 00:08:40.644
‫پس همینم پیشرفته.

00:08:40.686 --> 00:08:42.062
‫خب، امیدوارم الان که بالغ هستی...

00:08:42.104 --> 00:08:45.524
‫بتونی به بن کمک کنی تا جلوی نیل رو بگیره
‫که جلوی عروسی رو نگیره.

00:08:46.984 --> 00:08:49.611
‫تو داشتی نگاه می‌کردی.

00:08:49.653 --> 00:08:52.865
‫باشه.

00:08:52.906 --> 00:08:55.743
‫نظرت درمورد جهش اولت چی بود؟

00:08:55.784 --> 00:09:00.039
‫نظرم راجع‌به جهش چیه
‫یا راجع‌به بن؟

00:09:00.080 --> 00:09:03.959
‫حقیقتش، به اندازه کافی چیزی ندیدم
‫که نظری داشته باشم.

00:09:04.001 --> 00:09:06.128
‫ولی بن هولوگرامه،

00:09:06.170 --> 00:09:10.758
‫- و دختره باهوش، کاردان...
‫- هوم.

00:09:10.799 --> 00:09:12.926
‫و جذابه.

00:09:12.968 --> 00:09:14.261
‫حقیقتش،

00:09:14.303 --> 00:09:17.806
‫واسه من سخته که کلا به اون زل نزنم.

00:09:17.848 --> 00:09:21.226
‫فهمیدم چیکار کردی.

00:09:38.619 --> 00:09:40.621
‫یالا، یالا.

00:09:40.662 --> 00:09:43.499
‫ریچل، لطفا جواب بده.

00:09:43.540 --> 00:09:44.625
‫سلام.

00:09:44.666 --> 00:09:46.502
‫سلام، عزیزم.

00:09:46.543 --> 00:09:49.713
‫آره، نه.
‫همه‌چی خوبه.

00:09:50.964 --> 00:09:53.175
‫تا حالا از سر کار بهت زنگ نزده بودم؟

00:09:53.217 --> 00:09:58.222
‫خب، آخه یه دو ساعتی وقتم آزاد بود...

00:09:58.263 --> 00:10:01.934
‫و می‌خواستم ببینم که می‌تونی واسه ناهار همدیگه رو ببینیم؟

00:10:06.855 --> 00:10:07.940
‫- سلام. ‫- سلام.
- ‫چطور تا اینجا اومدی؟

00:10:09.399 --> 00:10:11.527
‫اوه، کارت شنایی نمایندگی تو این شهر
‫مثل بلیط طلایی می‌مونه.

00:10:11.568 --> 00:10:13.946
‫اینو از فیلم نیل به اسم "امنیت عمومی" یادمه.

00:10:13.987 --> 00:10:15.697
‫صبر کن، "امنیت عمومی"؟

00:10:15.739 --> 00:10:18.158
‫مگه ما اون فیلم رو موقع ماراتون نیل راسل...

00:10:18.200 --> 00:10:20.369
‫- در هفته‌ی آنفولانزای سال 2020 نگاه نکردیم؟
‫- در هفته‌ی آنفولانزای سال 2020.

00:10:20.410 --> 00:10:22.037
‫همین فکر کردن بهش حالت تهوع بهم دست میده.

00:10:22.079 --> 00:10:23.455
‫اوه، واقعا.

00:10:23.497 --> 00:10:26.333
‫من تا حالا اونقدر زمان رو کفِ دستشویی نگذرونده بودم.

00:10:26.375 --> 00:10:29.169
‫ولی یادمه که یه بنده خدایی...

00:10:29.211 --> 00:10:30.838
‫با اینکه حالش بهتر شده بود
‫بازم همونجا پیشم دراز کشیده بود.

00:10:30.879 --> 00:10:34.758
‫اوه می‌دونی، من کلا دراز کشیدن روی کاشی
‫رو دوست دارم.

00:10:41.265 --> 00:10:43.267
‫خب، فهمیدم که...

00:10:43.308 --> 00:10:45.102
‫چرا باید نیل رو به "برنامه‌ی امشب" برسونی.

00:10:45.143 --> 00:10:47.229
‫پس زیگی میگه که علی‌رغم حضورهای مکرری که داشته،

00:10:47.271 --> 00:10:48.689
- ‫شهرت نیل داشته کمرنگ می‌شده.
- ‫نیل؟

00:10:49.773 --> 00:10:50.732
- ‫ولی اون نقش اول...
- ‫بزرگ‌ترین سریال سیتکام تلوزیونی بود.

00:10:51.900 --> 00:10:53.068
- ‫یعنی، فیلم‌هاش.
- ‫اون هرجا که میره مردم می‌شناسنش.

00:10:54.444 --> 00:10:56.905
‫آره، ولی اون سریال 15 سال پیش تموم شد.

00:10:56.947 --> 00:10:58.073
- ‫و اگه متوجه شده باشی، -
‫بیشتر هوادارانش سن‌شون بالا رفته.

00:10:59.408 --> 00:11:01.410
‫آره خب، بعد از مرگ نیل،

00:11:01.451 --> 00:11:03.036
‫همه گفتن، "اوه، اون یه اسطوره‌ست"،

00:11:03.078 --> 00:11:06.039
‫ولی حقیقت اینه که اون بی سر و صدا
‫عمارتش رو فروخت...

00:11:06.081 --> 00:11:07.416
‫به ساحل شرقی آمریکا برگشت.

00:11:07.457 --> 00:11:09.251
‫واسه همینم فقط "در شهر" هستش.

00:11:09.293 --> 00:11:12.588
‫آره.
‫اوه، و این نامه‌هایی که به کی.آر لمبرت فرستاده؟

00:11:12.629 --> 00:11:14.256
‫اون یه ناشر جویای نام بوده...

00:11:14.298 --> 00:11:15.465
‫که مشخصه علاقه‌ای به...

00:11:15.507 --> 00:11:17.301
‫غافلگیری بازگشت نیل به حرفه‌اش نداشته.

00:11:17.342 --> 00:11:18.969
‫تعجبی هم نداره این همه فرضیه هست...

00:11:19.011 --> 00:11:21.263
‫که حادثه‌ی اون خودکشی بوده.

00:11:21.305 --> 00:11:23.223
‫یعنی، روز بی‌نقصی بوده،
‫دریا آروم بوده.

00:11:23.265 --> 00:11:24.891
‫ولی زیگی میگه اگه ما اون رو
‫به برنامه‌ی تلوزیونی برسونیم...

00:11:24.933 --> 00:11:27.477
‫تا زندگی نامه‌اش رو تبلیغ کنه،
‫هیچ کدوم از این اتفاقات نمی‌افتن.

00:11:27.519 --> 00:11:31.732
‫اگه این کارو کنیم، کتاب موفق عمل می‌کنه
‫و نیل تو یه فیلم بزرگ ایفای نقش می‌کنه.

00:11:31.773 --> 00:11:35.235
‫پس اگه اونو به لنو برسونیم،
‫همه برنده می‌شن.

00:11:35.277 --> 00:11:37.321
‫اوه، اون واقعا بازیگر خوبیه.

00:11:37.362 --> 00:11:38.989
‫اون این همه تحت فشاره...

00:11:39.031 --> 00:11:41.033
‫ولی همش رفتار مهربون و جذابی داره.

00:11:41.074 --> 00:11:43.285
‫- پس من عوضی‌ام، ها؟
‫- بله!

00:11:43.327 --> 00:11:45.912
‫- بله، تو عوضی‌ای!
‫- اوه، فهمیدم، فهمیدم!

00:11:45.954 --> 00:11:47.164
‫دیگه کافیه. می‌دونی چیه؟
‫زنگ می‌زنم پلیس.

00:11:47.205 --> 00:11:48.957
‫- اوه!
‫- زنگ می‌زنم پلیس!

00:11:48.999 --> 00:11:50.208
- ‫این حرکت کلاسیک مایکله.
- ‫اصلا آدم محکمی نیست.

00:11:51.627 --> 00:11:52.794
‫داره میره مادرش رو خبر کنه.

00:11:52.836 --> 00:11:54.755
‫چیکار کنم؟

00:11:54.796 --> 00:11:56.089
‫صبر کن تا موقعیتش پیش بیاد؟

00:11:56.131 --> 00:11:58.759
‫لورا، خواهش می‌کنم.
‫بهت التماس می‌کنم.

00:11:58.800 --> 00:12:01.303
‫یه فرصت دیگه بهم بده.
‫از اول شروع می‌کنیم.

00:12:01.345 --> 00:12:03.096
‫نیل، پاشو.
‫لطفا!

00:12:03.138 --> 00:12:05.932
‫ببین، هرکاری بخوای می‌کنم، خب؟

00:12:05.974 --> 00:12:07.309
‫بازیگری رو ول می‌کنم.
‫یه سگ می‌گیریم.

00:12:07.351 --> 00:12:09.311
‫- یه خانواده تشکیل می‌دیم.
‫- خانواده؟

00:12:09.353 --> 00:12:11.313
‫اگه موقعیتی درکار نباشه چی؟

00:12:11.355 --> 00:12:12.898
‫می‌دونی، من واقعا...

00:12:12.939 --> 00:12:15.567
‫فکر کردم کار خوبیه که تو رو
‫به عروسیم دعوت کنم،

00:12:15.609 --> 00:12:17.694
‫ولی مشخصه که اشتباه کردم.

00:12:17.736 --> 00:12:19.988
‫باشه، حداقل میشه قبول کنیم که
‫نمی‌تونی با مایکل ازدواج کنی؟

00:12:20.030 --> 00:12:21.156
- ‫یعنی، اون در بهترین حالت ‫یه بازیگر مکمل باشه.
- ‫اون نقش اول بهش نمیاد!

00:12:22.491 --> 00:12:25.702
‫و تو با نقش اول داشتن چی نصیبت شد؟

00:12:25.744 --> 00:12:27.662
‫یه زندگی تنها.

00:12:27.704 --> 00:12:29.373
‫واسه همینم اینجام.

00:12:29.414 --> 00:12:30.665
‫وقتی داشتم روی زندگی‌نامه‌ام کار می‌کردم،

00:12:30.707 --> 00:12:34.127
‫پی بردم که زندگیم چقدر پوچه.

00:12:34.169 --> 00:12:36.463
‫کمکم کن.
‫کمکم کن تا دیر نشده اینو درست کنم.

00:12:36.505 --> 00:12:38.423
‫اوه، اون داره با مایکل استیونز ازدواج می‌کنه،

00:12:38.465 --> 00:12:39.549
‫بازیگر همکارشون تو همون سریال.

00:12:39.591 --> 00:12:41.218
‫بن!

00:12:41.259 --> 00:12:42.803
‫و اون یه شمشیر سامورایی داره!

00:12:42.844 --> 00:12:44.179
‫نیل، تخم سگ!

00:12:44.221 --> 00:12:46.098
‫اوه، هی!
‫نیازی به خشونت نیست.

00:12:46.139 --> 00:12:47.474
‫اوه، عالیه.
‫اونوقت تو کی باشی؟

00:12:47.516 --> 00:12:49.601
‫دوست دختر پول‌دوست 25 ساله‌ی نیل؟

00:12:49.643 --> 00:12:50.727
- ‫چی؟
- ‫تعجی هم نداره که آدمی به خودخواهی تو...

00:12:52.062 --> 00:12:54.189
‫سامر، دستیار مدیر برنامه‌هامون
‫رو به جا نمیاره.

00:12:54.231 --> 00:12:56.525
‫اوه، سامر.
‫شرمنده.

00:12:56.566 --> 00:12:58.151
‫خوشحالم که بالاخره رو در رو می‌بینمت، می‌دونی؟

00:12:58.193 --> 00:12:59.528
‫- من...
‫- بیرون!

00:12:59.569 --> 00:13:01.696
‫شما دوتا فوراً از این خونه برین بیرون.

00:13:01.738 --> 00:13:04.324
‫نیل، اگه یه کلمه دیگه حرف بزنی،
‫به خدا قسم...

00:13:04.366 --> 00:13:06.076
‫دیگه هیچوقت باهات حرف نمی‌زنم.

00:13:06.118 --> 00:13:07.536
- ‫ساکت!
- ‫خب، این همونقدر خوب پیش رفت که...

00:13:08.912 --> 00:13:11.039
‫من برنامه‌ی شکسپیر در پارک رو اجرا کردم.

00:13:11.081 --> 00:13:12.833
‫اوه، که تو نقش پاک رو ایفا کردی؟

00:13:12.874 --> 00:13:14.960
‫نه، اون موقع منتقدها فقط قصد داشتن
‫یکی رو تخریب...

00:13:15.001 --> 00:13:16.169
‫ببین، امید رو واسه کسی نگه دار...

00:13:16.211 --> 00:13:18.130
‫که واقعا به کارش بیاد.

00:13:18.171 --> 00:13:20.257
‫من دیگه کارم تمومه.

00:13:20.298 --> 00:13:21.716
‫من نمی‌خوام فکر کنم،
‫نمی‌خوام حرف بزنم.

00:13:21.758 --> 00:13:24.177
‫فقط به لنو بگو که پشیمون شدم،

00:13:24.219 --> 00:13:25.595
‫بنابراین میرم قایق‌رانی.

00:13:25.637 --> 00:13:27.931
‫نه! نمی‌تونی این کارو کنی!

00:13:27.973 --> 00:13:29.141
‫چرا؟

00:13:29.182 --> 00:13:31.059
‫چون مشخصه که...

00:13:31.101 --> 00:13:32.894
‫لورا هنوزم دوستت داره.

00:13:32.936 --> 00:13:33.979
- ‫واقعا؟
- ‫- واقعا؟ ‫- آره!

00:13:35.355 --> 00:13:36.565
‫ندیدی چطور داشت بهت نگاه می‌کرد؟

00:13:36.606 --> 00:13:38.150
‫آره، یه جورایی به نظرم خشم میومد.

00:13:38.191 --> 00:13:39.526
‫آره، بله، ولی...

00:13:39.568 --> 00:13:42.571
‫بعضی وقت‌ها خشم می‌تونه عشق هم باشه.

00:13:42.612 --> 00:13:43.697
- ‫بصورت برعکس.
- ‫کاری که تو باید بکنی اینه که...

00:13:44.990 --> 00:13:47.659
‫به "برنامه‌ی امشب" بری
‫تا زندگی‌نامه‌ات رو تبلیغ کنی...

00:13:47.701 --> 00:13:51.079
‫و بعد باید عشق بی‌پایانت رو بهش اعلام کنی.

00:13:51.121 --> 00:13:52.581
‫نه، این فکر خیلی بدیه.

00:13:52.622 --> 00:13:54.791
‫لورا از توجه عمومی متنفره.
‫هرگز منو نمی‌بخشه.

00:13:54.833 --> 00:13:56.376
‫ولی...

00:13:56.418 --> 00:13:58.211
‫چیزی که اون خوشش میاد...

00:13:58.253 --> 00:14:02.841
‫چیزی که دوست داره، کارهای عاشقانه‌ی لطیفه.

00:14:02.883 --> 00:14:05.176
‫نه، مأموریت ما این نیست.

00:14:05.218 --> 00:14:07.596
‫و حق با توئه.
‫من خیلی زود داشتم تسلیم می‌شدم.

00:14:07.637 --> 00:14:10.765
‫ولی وقتی نیمه‌ی گم شده‌ات رو پیدا کردی
‫هرگز نباید جا بزنی.

00:14:10.807 --> 00:14:12.851
‫بن، باید جلوی اینو بگیری
‫تا از کنترل خارج نشده.

00:14:12.893 --> 00:14:15.729
‫خیلی‌خب، آماده باش سامر،

00:14:15.770 --> 00:14:17.397
‫چون قراره دوباره دل لورا رو به دست بیاریم!

00:14:17.439 --> 00:14:18.690
‫مأموریت‌مون این نیست، بن.

00:14:30.785 --> 00:14:33.413
‫من می‌تونم به قرارهای ناهار غافلگیر کننده عادت کنم.

00:14:36.021 --> 00:14:39.733
.بیشتر دلم می‌خواد قبل از نیمه شب، خونه پیشم باشی

00:14:42.130 --> 00:14:44.300
‫من برامون اوماکاسه سفارش دادم.

00:14:44.340 --> 00:14:46.720
‫اوه، واقعا خوشحال شدم که امروز...

00:14:46.760 --> 00:14:49.020
‫یکی از تصمیم‌هام کم شد.

00:14:50.020 --> 00:14:52.940
‫ایان.

00:14:52.980 --> 00:14:55.150
‫ایان.

00:14:55.190 --> 00:14:57.270
‫چی شده؟

00:14:57.320 --> 00:14:58.360
‫من همه‌ی لبخندهات رو می‌شناسم.

00:14:58.400 --> 00:15:01.610
‫این لبخندی که زدی یعنی یه چیزی شده.

00:15:04.410 --> 00:15:06.820
‫تام...

00:15:06.870 --> 00:15:08.950
‫تام ازم خواست راهی پیدا کنم...

00:15:08.990 --> 00:15:11.620
‫تا تکنولوژی‌مون رو در مصرف برق
‫بهینه‌تر کنم،

00:15:11.660 --> 00:15:14.120
‫منم داشتم تو کدهامون می‌گشتم...

00:15:14.170 --> 00:15:16.670
‫و تو تراشه پردازش کوانتومی‌ای که...

00:15:16.710 --> 00:15:18.290
‫رئیست برام ساخت...

00:15:18.340 --> 00:15:19.750
‫یه اشکال ناجوری پیدا کردم.

00:15:23.590 --> 00:15:24.970
‫وقتی ما باهم آشتی کردیم،

00:15:25.010 --> 00:15:27.430
‫باهم توافق کردیم که این بین تو و اونه.

00:15:27.470 --> 00:15:28.600
- ‫می‌دونم.
- ‫تو به یکی نیاز داشتی تا...

00:15:29.600 --> 00:15:30.560
‫برات قدرتمندترین تراشه‌ی دنیا رو بسازه،

00:15:30.600 --> 00:15:32.100
‫منم تو رو به رئیسم معرفی کردم.

00:15:32.140 --> 00:15:33.850
‫من تا همین حد دخالت داشتم.

00:15:33.890 --> 00:15:36.020
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫ولی تراشه...

00:15:36.060 --> 00:15:39.440
‫تراشه داره کد زیگی رو از مرکز ما
‫به بیرون انتقال میده،

00:15:39.480 --> 00:15:40.690
‫که احتمالا به خودش فرستاده میشه.

00:15:40.730 --> 00:15:46.280
‫باشه، خب...

00:15:46.320 --> 00:15:48.660
‫بیا الکی شلوغش نکنیم، باشه؟

00:15:48.700 --> 00:15:53.120
‫خبر خوب اینه که بیشترین چیزی که می‌تونه گیرش بیاد
‫هوش مصنوعیه، خب؟

00:15:53.160 --> 00:15:54.210
‫اگه تو بن رو پیدا نکنی،

00:15:54.250 --> 00:15:55.870
‫امکان نداره اون بفهمه که...

00:15:55.920 --> 00:16:00.670
‫جهش کوانتومی به سفر در زمان ربط داره.

00:16:00.710 --> 00:16:03.420
‫صبر کن.

00:16:03.460 --> 00:16:07.590
‫تو پیداش کردی؟

00:16:07.640 --> 00:16:10.220
‫ایان، تو بن رو پیدا کردی
‫و به من نگفتی؟

00:16:11.930 --> 00:16:14.640
‫ببین، نمی‌خواستم رئیست...

00:16:14.680 --> 00:16:17.980
‫درمورد شغل من ازت سوال کنه
‫و تو مجبور بشی بهش دروغ بگی، پس...

00:16:18.020 --> 00:16:19.360
‫پس به جاش، تو بهم دروغ گفتی.

00:16:19.400 --> 00:16:21.480
‫نه، خودت بهم گفتی که می‌خوای کنار بکشی.

00:16:21.520 --> 00:16:26.650
‫از قرارمون کنار بکشم، نه...

00:16:26.700 --> 00:16:28.490
‫حق نداری بگی که راز نگه داشتن...

00:16:28.530 --> 00:16:32.950
‫از کسی که ناسلامتی دوستش داری
‫دروغ گفتن نیست.

00:16:32.990 --> 00:16:35.500
‫من می‌تونم با عقده‌ی ناجی بودنت کنار بیام.

00:16:35.540 --> 00:16:40.130
‫بعضی روزها حتی تحسین برانگیز هم هست.

00:16:40.170 --> 00:16:41.840
‫ولی بهت گفته بودم که دیگه
‫رازداری رو تحمل نمی‌کنم.

00:16:41.840 --> 00:16:43.899
ریچل، ریچل
ریچل، لطفاً

00:16:44.000 --> 00:16:46.260
‫متاسفم.

00:16:46.300 --> 00:16:49.430
‫تو همیشه متاسفی.

00:16:49.470 --> 00:16:52.300
‫ولی هیچوقت عوض نمیشی.

00:17:00.850 --> 00:17:04.150
‫آره، ممنون چارلی.
‫تو مرد خوبی هستی.

00:17:05.520 --> 00:17:08.650
‫قدم اول نقشه‌ام اینه که لورا رو...

00:17:08.690 --> 00:17:11.410
‫از هر طلسمی که شده در بیارم.
‫با گل.

00:17:11.450 --> 00:17:13.160
‫- هوم.
‫- اون چارلی کارتر بود.

00:17:13.200 --> 00:17:16.490
‫اون گل‌آرای شماره یک جفری کاتزنبرگ هستش.

00:17:16.540 --> 00:17:17.950
‫گل موردعلاقه‌ی لورا، لاله‌ست.

00:17:18.000 --> 00:17:19.960
‫پس ما ماشین رو پر از گل لاله می‌کنیم.

00:17:21.750 --> 00:17:24.380
‫اون همیشه فکر می‌کنه که من هیچوقت
‫به حرفش گوش نمیدم.

00:17:24.420 --> 00:17:26.500
‫من همیشه گوش می‌کردم.
‫فقط...

00:17:26.550 --> 00:17:28.670
‫به جاش هرکاری که خودم می‌خواستم
‫انجام می‌دادم.

00:17:28.710 --> 00:17:30.840
‫به گمونم به این می‌گن خودخواهی.

00:17:30.880 --> 00:17:31.970
‫نه بابا؟

00:17:32.010 --> 00:17:33.550
‫همه‌ی ما از اشتباهات‌مون درس می‌گیریم.

00:17:33.590 --> 00:17:35.350
‫جدی؟

00:17:35.390 --> 00:17:36.930
‫چون زیگی میگه...

00:17:36.970 --> 00:17:39.730
‫هر دقیقه‌ای که ما پیگیر لورا باشیم،
‫اوضاع رو بدتر می‌کنیم.

00:17:39.770 --> 00:17:41.230
‫می‌دونی، من یه بار به یه جایزه بگیر...

00:17:41.270 --> 00:17:43.230
‫و دوست پسرش کمک کردم باهم آشتی کنن
‫با اینکه...

00:17:43.270 --> 00:17:45.020
‫بقیه فکر می‌کردن کارم اشتباهه.

00:17:45.060 --> 00:17:46.730
‫نه، من نگفتم که اون اشتباه بود.

00:17:46.770 --> 00:17:48.730
‫گفتم اون مأموریت‌مون نبود.

00:17:48.780 --> 00:17:50.530
‫این یه اشتباهه.

00:17:50.570 --> 00:17:53.490
‫قدم دوم: موسیقی.

00:17:53.530 --> 00:17:54.620
‫اون کارراس بود،

00:17:54.660 --> 00:17:56.370
‫که قراره بیاد تو خونه‌ی لورا پیشمون...

00:17:56.410 --> 00:17:58.660
‫و بعد از اینکه این عروسی مسخره رو بهم زدم...

00:17:58.700 --> 00:18:00.370
‫براش آواز عاشقانه بخونه.

00:18:00.410 --> 00:18:01.960
‫خیلی‌خب، می‌بینی؟
‫اینجا نوشته.

00:18:02.000 --> 00:18:03.420
‫"لورا و مایکل همچنان بعد از 20 سال...

00:18:03.460 --> 00:18:05.420
‫خوش و خرم باهم زندگی می‌کنند".

00:18:07.750 --> 00:18:09.880
‫از کجا می‌دونی که داری کار درست رو انجام میدی، نیل؟

00:18:09.920 --> 00:18:12.550
‫از کجا می‌دونی که اون نیمه‌ی گم شده‌ی توئه؟

00:18:12.590 --> 00:18:16.930
‫چون من از دستش دادم.

00:18:16.970 --> 00:18:19.560
‫یعنی، عجیبه.
‫من...

00:18:19.600 --> 00:18:22.560
‫می‌تونم ساعت‌ها بهت بگم...

00:18:22.600 --> 00:18:24.400
‫که چه چیزهای لورا رو دوست دارم،

00:18:24.440 --> 00:18:28.440
‫ولی قبلا هم اونا رو دوست داشتم
‫و بازم...

00:18:28.480 --> 00:18:33.490
‫تصمیماتی رو گرفتم که زندگی‌مون رو خراب کرد.

00:18:34.740 --> 00:18:38.490
‫انگار بخشی از وجودم کَنده شده بود.

00:18:38.530 --> 00:18:41.000
‫نیمه‌ی دیگه‌ام رو از دست دادم.

00:18:43.290 --> 00:18:47.750
‫و بعد همینطوری توی زندگی سردرگم هستی.

00:18:47.790 --> 00:18:50.590
‫این با عقل جور در میاد؟

00:18:50.630 --> 00:18:53.130
‫بیشتر از چیزی که بدونی.

00:18:56.640 --> 00:18:57.930
‫تو داری کار درست رو می‌کنی، نیل.

00:18:57.970 --> 00:19:00.890
‫داری برای عشق می‌جنگی.

00:19:00.930 --> 00:19:02.350
‫آره.

00:19:02.390 --> 00:19:05.940
‫خیلی‌خب، جلوتر بپیچ سمت چپ
‫و یه جای پارک پیدا کن.

00:19:05.980 --> 00:19:07.310
‫اینجا چی هست؟

00:19:07.350 --> 00:19:09.690
‫خب، ما گل‌ها رو گرفتیم،
‫اسطوره‌ی اپرا رو هم جور کردیم.

00:19:09.730 --> 00:19:11.230
‫فقط یه کار دیگه مونده:

00:19:11.280 --> 00:19:13.400
‫تا کت و شلوار مجلسیم رو بدزدم.

00:19:13.440 --> 00:19:14.570
‫ها؟

00:19:14.610 --> 00:19:16.610
‫تو گفتی بدزدی.

00:19:16.660 --> 00:19:18.780
‫چرا باید یه کت و شلوار رو بدزدی؟

00:19:18.820 --> 00:19:22.160
‫یه کت و شلوار معمولی که نیست،
‫اون کت و شلوار معروفه،

00:19:22.200 --> 00:19:24.870
‫همونی که موقع ازدواج کردن با لورا...

00:19:24.910 --> 00:19:27.620
‫تو سریال و تو زندگی واقعی پوشیدم.

00:19:27.670 --> 00:19:28.920
‫و اون اینجاست؟

00:19:28.960 --> 00:19:31.460
‫اونجاست.

00:19:36.970 --> 00:19:38.970
‫ما برای جهش قبلی تو واشینگتن بودیم،

00:19:39.010 --> 00:19:40.800
‫ولی دشوار بود.

00:19:40.850 --> 00:19:43.180
‫آره، به نظر برای هر دوتون دشواره.

00:19:43.220 --> 00:19:44.930
‫آره، خب حداقل دفعه‌ی قبل،

00:19:44.980 --> 00:19:47.020
‫بن به نفع جهش تصمیم می‌گرفت،

00:19:47.060 --> 00:19:48.060
- ‫ولی الان؟
- ‫یعنی، بیخیال.

00:19:49.400 --> 00:19:51.190
‫داره به نیل کمک می‌کنه تا زنی که از دست داده
‫رو به دست بیاره؟

00:19:51.230 --> 00:19:53.150
‫آره.

00:19:55.190 --> 00:19:56.860
‫به نظرت باید چیکار کنم؟

00:19:56.900 --> 00:19:59.820
‫یعنی، نمی‌تونم همینطوری دست رو دست بذارم
‫و اجازه بدم جهش رو خراب کنه.

00:19:59.870 --> 00:20:02.370
‫اون برای همیشه در سال 2000 گیر می‌افته.

00:20:02.410 --> 00:20:04.160
‫هی. هنوز کار به اونجا نکشیده.

00:20:04.200 --> 00:20:05.750
‫زیگی میگه که...

00:20:05.790 --> 00:20:07.790
‫باید اون رو به "برنامه‌ی امشب" برسونه،

00:20:07.830 --> 00:20:08.830
‫مهم نیست که بن چطوری این کارو می‌کنه.

00:20:08.870 --> 00:20:10.830
‫و با توجه به چیزی که خوندم،

00:20:10.880 --> 00:20:12.290
‫بن خوب می‌دونه...

00:20:12.340 --> 00:20:14.170
‫چیکار کنه.

00:20:14.210 --> 00:20:16.670
‫آره. می‌دونه.

00:20:16.720 --> 00:20:20.510
‫پس رهبری رو بسپار به خودش.
‫مستحقش هست.

00:20:20.550 --> 00:20:21.850
‫بهش اعتماد کن.

00:20:21.890 --> 00:20:27.100
‫و اعتماد داشته باش که اگه
‫واقعا خودش رو گم کرده باشه...

00:20:27.140 --> 00:20:29.560
‫می‌فهمه که چیکار کنه.

00:20:29.850 --> 00:20:31.020
‫خدایا.

00:20:31.060 --> 00:20:32.940
‫اینم از این.
‫تازه چاپ شدن.

00:20:32.980 --> 00:20:35.730
‫خب، بیشتر می‌خوره که 20 سال پیش
‫چاپ شده باشن.

00:20:35.780 --> 00:20:38.530
‫"به شدت خوب"؟
‫اسم کتابش رو این گذاشته؟

00:20:38.570 --> 00:20:41.200
‫"به شدت بهم میایم" اسم سریال سیتکامش بود.

00:20:41.240 --> 00:20:43.450
‫به جای اینکه زیگی راهنمایی‌مون کنه...

00:20:43.490 --> 00:20:45.580
‫که چه چیزی به نیل انگیزه میده،

00:20:45.620 --> 00:20:47.040
- ‫بیاین از زبون خودش بشنویم.
- ‫می‌دونی،

00:20:48.500 --> 00:20:49.620
‫می‌تونیم کتاب رو تو زیگی بارگذاری کنیم
‫تا برامون بخونتش.

00:20:49.670 --> 00:20:52.580
‫با کمال احترام، این یه زندگی‌نامه‌ست.

00:20:52.630 --> 00:20:54.290
‫و وقتی مسئله زندگی‌نامه باشه،

00:20:54.340 --> 00:20:59.130
‫بعضی وقت‌ها باید فحوای کلام رو در یابی.

00:21:03.600 --> 00:21:07.220
‫اوه، دختر خوبی مثل تو از کجا
‫قفل باز کردن یاد گرفته؟

00:21:07.270 --> 00:21:09.140
‫داستانش درازه.

00:21:09.180 --> 00:21:11.900
‫باید عجله کنیم.
‫یکی ممکنه پیدامون کنه.

00:21:20.860 --> 00:21:23.030
‫و من اینجام.

00:21:23.070 --> 00:21:25.740
‫این مثلا باید تو باشی؟

00:21:27.450 --> 00:21:30.660
‫آره، عالی نیست
‫ولی چشم‌هاش چیزِ خاصی داره.

00:21:36.340 --> 00:21:37.250
‫خوبی؟

00:21:37.300 --> 00:21:40.090
‫آره، آره.
‫فقط اینکه...

00:21:40.130 --> 00:21:43.510
‫زل زدن تو چهره‌ی فناپذیر خودت
‫حس خاصی داره.

00:21:43.550 --> 00:21:46.100
‫که حقیقتش دقیق به شکل خودم درش نیاوردن،

00:21:46.140 --> 00:21:47.720
‫ولی...

00:21:47.760 --> 00:21:50.520
‫چرا مردم به پیکرهای مومی وسواس دارن؟

00:21:50.560 --> 00:21:53.690
‫یعنی، آرزومونه کنار آدمایی باشیم که...

00:21:53.730 --> 00:21:56.570
‫درکل واقعی‌ها همیشه بهترن.

00:21:59.400 --> 00:22:00.860
‫شاید بهتره کت و شلوار رو برداریم و بریم.

00:22:00.900 --> 00:22:03.280
‫آره.

00:22:04.910 --> 00:22:08.240
‫پلیس! در رو باز کنین!

00:22:14.500 --> 00:22:15.920
‫هی، سامر.

00:22:15.960 --> 00:22:18.590
‫یادته گفته بودم که هر روز یه ماجراجویی هستش؟

00:22:18.630 --> 00:22:19.630
- ‫آره.
- ‫این چه جور ماجراجویی‌ایه؟

00:22:21.010 --> 00:22:23.840
‫از اونایی که تو روزنامه پخش میشه.

00:22:23.880 --> 00:22:25.260
‫دستبند.

00:22:25.300 --> 00:22:27.390
‫خب، انتظار اینو نداشتم.

00:22:27.430 --> 00:22:31.060
‫زیگی میگه تا وقتی که اون آزاد بشه،

00:22:31.100 --> 00:22:33.770
‫برنامه رو از دست میده،
‫میزبانت از تی‌ای‌ای اخراج میشه،

00:22:33.810 --> 00:22:35.020
‫و نیل هنوزم می‌میره.

00:22:35.060 --> 00:22:37.520
‫عالیه.

00:22:37.560 --> 00:22:41.190
‫هی، ببین.
‫ما قبلا تو موقعیت‌های دشوارتری هم بودیم، خب؟

00:22:41.230 --> 00:22:43.900
‫فقط باید از هرچی که دسترس‌مون هست
‫استفاده کنیم.

00:22:43.950 --> 00:22:45.990
‫تو یه دستیار هالیوودی هستی.

00:22:46.030 --> 00:22:47.780
‫تمام منابع شهر...

00:22:47.820 --> 00:22:48.910
‫در اختیارت هستن.

00:22:48.950 --> 00:22:50.660
‫حتی بهتر.

00:22:50.700 --> 00:22:52.160
‫من نیل راسل رو دارم.

00:22:54.080 --> 00:22:56.170
‫افسر جکسون.

00:22:56.210 --> 00:22:58.210
‫تو تا حالا کارهای نیل رو دیدی؟

00:22:58.250 --> 00:22:59.290
‫چرا؟

00:22:59.340 --> 00:23:00.920
‫اون دوتا دختر داره، نُه و 11 ساله.

00:23:00.960 --> 00:23:02.050
‫نیل چندتا فیلم کودکانه هم بازی کرده.

00:23:02.090 --> 00:23:03.670
‫به خاطر این می‌پرسم...

00:23:03.720 --> 00:23:05.340
‫چون به تازگی دختر فرماندار تولد گرفته بود...

00:23:05.380 --> 00:23:07.720
‫و نیل بصورت افتخاری تو تولدش حضور پیدا کرد.

00:23:07.760 --> 00:23:09.010
- ‫واقعا رفتم؟
- ‫فرماندار دختر نداره، بن.

00:23:10.060 --> 00:23:11.470
‫- همینطوری باهاش پیش برو.
‫- باشه.

00:23:11.520 --> 00:23:13.430
‫اون صدای تمام شخصیت‌های موردعلاقه‌اش رو اجرا کرد.

00:23:13.480 --> 00:23:15.690
‫دارم رسیدهای کارت بانکیش رو چک می‌کنم.

00:23:15.730 --> 00:23:19.650
‫من نقش مأمور تام هاوک رو بازی کردم،
‫نقش کاپیتان پیتر هانت رو بازی کردم.

00:23:19.690 --> 00:23:22.150
‫"تحول سیرکی".
‫دو هفته پیش اجاره‌اش کرده.

00:23:22.190 --> 00:23:25.950
‫البته، نقش مدیر صحنه‌ی "تحول سیرکی"
‫رو هم بازی کرده.

00:23:25.990 --> 00:23:27.320
‫چطور می‌تونی فراموش کنی؟

00:23:27.360 --> 00:23:29.120
‫می‌دونی، همونی که دختره...

00:23:29.160 --> 00:23:32.080
‫از خونه فرار می‌کنه
‫و به سیرک ملحق میشه...

00:23:32.120 --> 00:23:33.370
‫و در نهایت...

00:23:33.410 --> 00:23:35.210
‫والدینش رو آشتی میده.

00:23:35.250 --> 00:23:36.670
‫اوه، هر دفعه که یادم میاد
‫احساساتی می‌شم.

00:23:36.710 --> 00:23:38.460
‫اگه این دفعه با یه هشدار بذاری بریم،

00:23:38.500 --> 00:23:40.750
‫مطمئنم نیل خوشحال میشه...

00:23:40.790 --> 00:23:44.010
‫که به عنوان قدردانی همچین کاری رو
‫برای تو انجام بده.

00:23:46.090 --> 00:23:48.130
‫هنوزم لباسش رو داری؟

00:23:49.260 --> 00:23:50.640
‫نمی‌دونستم که نیل...

00:23:50.680 --> 00:23:52.760
‫تو دانشگاه در یه گروه موسیقی کوارتت بوده.

00:23:52.810 --> 00:23:55.730
‫نمی‌دونستم چیزی نمونده بود که نیل
‫به سپاه صلح ملحق بشه.

00:23:55.770 --> 00:23:58.520
‫می‌خوام حرفی که اون موقع زدم رو تاکید کنم.

00:23:58.560 --> 00:24:02.570
‫دنبال فحوای کلامیِ چیزهایی بگردین
‫که به درد ما بخورن.

00:24:11.280 --> 00:24:13.490
‫یا همین الان بهم میگی چی شده...

00:24:13.540 --> 00:24:15.910
‫وگرنه باید به همه بگی.

00:24:20.080 --> 00:24:22.290
‫باشه.

00:24:22.340 --> 00:24:24.840
‫ما یه نفوذ امنیتی داشتیم.

00:24:24.880 --> 00:24:27.800
‫مجیک، بزن صفحه‌ی 116.

00:24:27.840 --> 00:24:29.510
‫به چی مربوط میشه؟

00:24:29.550 --> 00:24:31.600
‫بار اولی که نیل یکی رو دوست داشته.

00:24:31.640 --> 00:24:33.100
‫وقتی دزدکی آوردمت اینجا تا...

00:24:33.140 --> 00:24:34.640
‫تراشه رو نصب کنی
‫ازت خواستم که بررسیش کنی.

00:24:34.680 --> 00:24:35.970
- ‫بهت گفته بودم که دنبال همچین چیزی بگردی.
- ‫جن، فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

00:24:36.980 --> 00:24:38.350
‫می‌دونم، می‌دونم.

00:24:41.400 --> 00:24:43.440
‫چرا الان داریم درمورد نفوذ خبردار می‌شیم؟

00:24:43.480 --> 00:24:47.320
‫خب، چون به تازگی بعد از اینکه بن رو پیدا کردیم
‫شروع شده.

00:24:47.360 --> 00:24:50.570
‫هر دفعه که بن جهش می‌کنه
‫داده انتقال میده.

00:24:50.610 --> 00:24:54.490
‫اون و نیل از هم جدا شدن.
‫اون دیگه هیچوقت ایفای نقش نکرد.

00:24:54.530 --> 00:24:56.870
‫چرا؟

00:24:56.910 --> 00:24:58.160
‫پس گزینه‌های ما اینه که...

00:24:58.200 --> 00:25:00.120
‫بذاریم تراشه کدها رو به بیرون بفرسته...

00:25:00.170 --> 00:25:02.960
‫یا تراشه رو در بیاریم
‫و بن رو برای همیشه از دست بدیم؟

00:25:03.000 --> 00:25:04.790
‫آره، یه جورایی امیدوارم که...

00:25:04.840 --> 00:25:07.710
‫یه گزینه‌ی سوم بهتری به ذهن‌مون برسه.

00:25:07.760 --> 00:25:09.010
- ‫می‌تونم فایروال رو غیرفعال
کنم، - ‫ولی خیلی زود می‌فهمن.

00:25:10.430 --> 00:25:13.550
‫خب، حداقل برامون وقت می‌خره.

00:25:15.010 --> 00:25:17.970
‫ایان؟ جن؟

00:25:19.700 --> 00:25:21.200
‫ببینین تام چی پیدا کرده.

00:25:25.250 --> 00:25:26.790
‫پاتریشیا بردفورد؟

00:25:26.830 --> 00:25:29.540
‫اون و نیل 30 سال پیش
‫موقع انجام نمایش‌های برادوی عاشق همدیگه شدن.

00:25:29.580 --> 00:25:31.040
‫از هم جدا شدن.

00:25:31.090 --> 00:25:34.130
‫پنج سال بعد، اون با مردی به اسم
‫کلاید لمبرت ازدواج کرد.

00:25:34.170 --> 00:25:35.470
‫لمبرت، لمبرت.

00:25:35.510 --> 00:25:37.470
‫چرا این اسم اینقدر برام آشناست؟

00:25:37.510 --> 00:25:39.220
‫اون نامه‌های برگشتی‌ای که به اون ناشر فرستاده بود.

00:25:39.260 --> 00:25:40.640
‫اسم اونم لمبرته.

00:25:40.680 --> 00:25:43.430
‫کارولاین لمبرت.
‫اون دختر پاتریشیاست.

00:25:43.470 --> 00:25:45.770
‫تازه 30 سالش شده.

00:25:45.810 --> 00:25:47.350
‫وای، خدای من.

00:25:47.390 --> 00:25:48.650
‫اگه اون موقع جهش 30 سالشه،

00:25:48.690 --> 00:25:53.860
‫- این یعنی...
‫- کارولاین دختر نیل‌ـه.

00:25:56.650 --> 00:25:59.910
‫می‌دونی که این سرنوشته.
‫بهش فکر کن، سامر.

00:25:59.950 --> 00:26:02.030
‫کائنات تو رو فرستاده پیشم...

00:26:02.080 --> 00:26:03.370
- ‫چون اگه تو اینجا نبودی، - ‫من الان
تو بازداشتگاه یا هم وسط راه کاتالینا بودم.

00:26:04.870 --> 00:26:06.620
‫ولی غیر از این، زندگیم...

00:26:06.660 --> 00:26:09.120
‫بیا روی این تمرکز کنیم
‫که وقتی لورا رو پس بگیری...

00:26:09.170 --> 00:26:10.750
‫و تو "برنامه‌ی امشب" بترکونی...

00:26:10.790 --> 00:26:12.540
‫چقدر احساس عالی‌ای بهت دست میده.

00:26:12.590 --> 00:26:15.050
‫مطمئنم که کوئنتین اون نقش رو بهت میده.

00:26:15.090 --> 00:26:16.260
‫همچین فکری می‌کنی؟

00:26:16.300 --> 00:26:18.050
‫از احتمالاتت خوشم میاد.

00:26:20.300 --> 00:26:21.430
‫- بن. ‫- هوم؟
- ‫اوه، سلام.

00:26:22.600 --> 00:26:25.220
‫من میرم یه تماس کوتاه می‌گیرم.

00:26:25.270 --> 00:26:27.520
‫فقط دارم براش کفش می‌گیرم.

00:26:27.560 --> 00:26:30.400
‫خیلی‌خب، ببین.
‫ممکنه یه نقشه‌ی دوم پیدا کرده باشیم.

00:26:30.440 --> 00:26:33.230
‫مگه نقشه‌ی اول اشتباه پیش رفت؟

00:26:33.270 --> 00:26:37.320
‫آره، وقتی که لورا شما رو از خونه‌اش
‫پرت کرد بیرون.

00:26:37.360 --> 00:26:39.700
‫بیخیال. ببین.

00:26:39.740 --> 00:26:43.580
‫نیل دختری داره که هیچوقت
‫بصورت عمومی ازش چیزی نگفته.

00:26:43.620 --> 00:26:47.290
‫کارولاین لمبرت.

00:26:47.330 --> 00:26:49.710
‫اون نامه‌هایی که برگشت خورده بودن.

00:26:49.750 --> 00:26:51.290
‫تو گفتی که این جهش باید...

00:26:51.330 --> 00:26:52.670
‫درمورد یه چیزی بیشتر از "برنامه‌ی امشب" باشن.

00:26:52.710 --> 00:26:56.050
‫حق با تو بود.
‫درمورد دخترشه.

00:26:56.090 --> 00:26:59.220
‫نه. نه، درمورد لوراست.

00:26:59.260 --> 00:27:00.680
‫بن، بیخیال شو.

00:27:00.720 --> 00:27:02.720
‫فکر کنم نیل می‌دونه که چی می‌خواد.

00:27:02.760 --> 00:27:05.220
‫اگه نیل می‌دونست چی می‌خواد
‫الان دچار بحران نشده بود.

00:27:05.260 --> 00:27:07.640
‫خیلی‌خب، کوتاه بیا.

00:27:07.680 --> 00:27:11.270
‫آشتی کردن با دخترش منطقیه.

00:27:11.310 --> 00:27:14.440
‫اسم قایقش چیه؟

00:27:14.480 --> 00:27:17.360
‫- "کارولاین عزیز".
‫- دقیقا.

00:27:17.400 --> 00:27:20.320
‫ببین، اون سال‌ها سعی کرد که
‫باهاش ارتباط برقرار کنه...

00:27:20.360 --> 00:27:21.530
- ‫ولی جوابی دریافت نکرد.
- ‫یعنی، اونقدر براش دردناک بوده...

00:27:22.740 --> 00:27:24.620
‫که حتی تو زندگی‌نامه‌اش هم چیزی ازش ننوشته.

00:27:24.660 --> 00:27:26.450
‫حقیقتش، شانس آوردیم که تام متوجهش شد.

00:27:26.490 --> 00:27:31.160
‫تام؟
‫اون تازه به جمع‌مون اضافه شده؟

00:27:35.840 --> 00:27:39.050
‫ادیسون، اون...

00:27:39.090 --> 00:27:40.380
دوست پسر توئه؟

00:27:43.640 --> 00:27:44.890
‫بن.

00:27:44.930 --> 00:27:48.600
‫پس داره کمک می‌کنه؟

00:27:48.640 --> 00:27:51.680
‫اون درمورد جهش کوانتومی می‌دونه؟

00:27:51.730 --> 00:27:53.310
‫راستش، اون یکی از کسایی بود...

00:27:53.350 --> 00:27:55.310
‫که کمک کرد تا پروژه دوباره برقرار بشه...

00:27:55.360 --> 00:27:57.150
‫تا بتونیم پیدات کنیم.

00:27:57.190 --> 00:28:01.650
‫اوه، پس اونجا کار می‌کنه؟

00:28:01.690 --> 00:28:03.740
‫اون جهش‌ها رو نگاه می‌کرده؟

00:28:04.910 --> 00:28:07.990
‫صبر کن.

00:28:08.030 --> 00:28:11.080
‫واسه همین موافق نیستی...

00:28:11.120 --> 00:28:12.040
- ‫که کمکش کنم دوباره به لورا برسه؟
- ‫چون نگرانی که...

00:28:13.120 --> 00:28:14.830
‫وقتی من رسیدم خونه،
‫همین کارو می‌کنم؟

00:28:14.870 --> 00:28:16.540
‫چی؟ نه.

00:28:16.580 --> 00:28:18.340
‫بن، تنها نگرانی من آوردن تو به خونه‌ست،

00:28:18.380 --> 00:28:19.710
- ‫نه اتفاقی که بعدش می‌افته.
- ‫اوه، واقعا؟

00:28:21.130 --> 00:28:24.010
‫چون من نمی‌تونم از فکر هر دوی اینا در بیام.

00:28:24.050 --> 00:28:28.050
‫ولی آره، اونی که سرگردان و تنهاست منم،
‫پس...

00:28:28.100 --> 00:28:31.180
‫خیلی‌خب، ببین.
‫واسه همینم همش بهت سر می‌زدم.

00:28:31.220 --> 00:28:33.520
‫می‌دونستم که نیاز به زمان داری...

00:28:33.560 --> 00:28:35.560
‫- تا هضم کنی...
‫- چیزی که من نیاز داشتم...

00:28:35.600 --> 00:28:37.730
‫این بود که منتظرم بمونی.

00:28:37.770 --> 00:28:41.690
‫من وارد فضا و زمان شدم
‫تا تو رو نجات بدم،

00:28:41.730 --> 00:28:44.070
‫اونوقت تو نتونستی سه سال صبر کنی؟

00:28:45.740 --> 00:28:49.870
‫من تا ابد منتظرت می‌موندم، ادیسون.

00:28:50.830 --> 00:28:53.200
‫هیچوقت بیخیال دنبال تو گشتن نمی‌شدم.

00:28:56.960 --> 00:28:59.290
‫وقتی تو مجبور نبودی منتظر بمونی...

00:28:59.340 --> 00:29:02.170
‫راحته که بگی منتظر می‌موندی،

00:29:02.210 --> 00:29:04.800
‫وقتی تو کسی بودی که رفته بود،

00:29:04.840 --> 00:29:09.220
‫نه کسی که جا مونده بود.

00:29:09.260 --> 00:29:11.350
‫می‌دونی وقتی گفتن که می‌خوان...

00:29:11.390 --> 00:29:14.270
‫جهش کوانتومی رو تعطیل کنن
‫من چیکار کردم؟

00:29:14.310 --> 00:29:15.850
‫سعی کردم بپرم تو شتاب دهنده...

00:29:15.890 --> 00:29:20.770
‫به امید اینکه منو بفرسته پیش تو.

00:29:20.820 --> 00:29:24.900
‫آره، این کارو کردم.

00:29:24.940 --> 00:29:26.740
‫می‌دونی دیگه چیکار کردم؟

00:29:26.780 --> 00:29:31.120
‫تو مراسم خاکسپاریت سخنرانی کردم.

00:29:33.120 --> 00:29:35.500
‫پس بهم نگو که چقدر واسه تو سخت بوده،

00:29:35.540 --> 00:29:38.000
‫چون من منتظر موندم.

00:29:38.040 --> 00:29:39.880
‫من سوگواری کردم،

00:29:39.920 --> 00:29:42.750
‫و بعد تو رو همراه با...

00:29:42.800 --> 00:29:46.220
‫زندگی‌ای که قرار بود باهمدیگه داشته باشیم
‫دفن کردم.

00:29:46.260 --> 00:29:51.890
‫زندگی‌ای که تو منو توش تنها گذاشتی.

00:29:53.720 --> 00:29:55.180
- ‫هی.
- ‫ما باید از اینجا بریم.

00:29:56.480 --> 00:29:57.770
‫می‌گن یه زن دیوونه...

00:29:57.810 --> 00:30:00.440
‫داره درمورد فضا و زمان داد و بی‌‌داد می‌کنه.

00:30:00.480 --> 00:30:03.480
‫خیلی‌خب، آماده‌ای که بریم عشقم رو پس بگیریم؟

00:30:31.880 --> 00:30:34.050
‫خب...

00:30:34.090 --> 00:30:35.680
‫در چه حالی؟

00:30:35.720 --> 00:30:38.050
‫نوبت توئه که بیای بهم سر بزنی؟

00:30:38.100 --> 00:30:41.720
‫آره، راستش تام گفته که شیفتی کار کنیم،
‫پس...

00:30:43.730 --> 00:30:45.390
‫معلومه که این کارو کرده.

00:30:48.520 --> 00:30:51.190
‫ببین، من...

00:30:51.230 --> 00:30:52.900
‫متاسفم.

00:30:52.940 --> 00:30:57.700
‫بن واقعا ناعادلانه حرف زد.

00:30:57.740 --> 00:31:01.700
‫نه، نکرد.

00:31:01.740 --> 00:31:03.250
‫اتفاقی که افتاد...

00:31:03.290 --> 00:31:08.330
‫دقیقا همون اتفاقی بود که
‫می‌ترسیدم بی‌افته.

00:31:08.380 --> 00:31:12.800
‫من یه مسئله‌ مهمی رو از ریچل مخفی کردم...

00:31:12.840 --> 00:31:14.090
‫و فکر کنم اون موقع،

00:31:14.130 --> 00:31:16.880
‫با خودم فکر می‌کردم که شاید
‫دارم ازش محافظت می‌کنم،

00:31:16.930 --> 00:31:21.140
‫ولی الان،

00:31:21.180 --> 00:31:24.600
‫فکر می‌کنم که شاید...

00:31:24.640 --> 00:31:27.770
‫آمادگیش رو نداشتم که باهاش روبه‌رو بشم.

00:31:27.810 --> 00:31:30.230
‫پس یعنی داری میگی...

00:31:30.270 --> 00:31:33.280
‫که ممکنه بن آمادگی کنار اومدن باهاش
‫رو نداشته باشه؟

00:31:37.820 --> 00:31:39.160
‫دوباره سلام.

00:31:39.200 --> 00:31:41.410
‫فقط باید یه چندتا گل رو این آخر کاری تحویل بدیم.

00:31:41.450 --> 00:31:42.540
‫به این میگی چندتا؟

00:31:42.580 --> 00:31:44.500
‫آره، خب...

00:31:44.540 --> 00:31:46.210
‫ببین، عروس منتظر ایناست...

00:31:46.250 --> 00:31:49.170
‫و وقتی کسی دیر کنه
‫اون بدجور عصبانی میشه.

00:31:49.210 --> 00:31:50.630
‫داره دروغ میگه.

00:31:50.670 --> 00:31:52.550
‫لورا مثل یه فرشته صبوره.

00:31:52.590 --> 00:31:54.590
‫- من فقط...
‫- دیگه می‌خواستیم بریم.

00:31:54.630 --> 00:31:56.590
‫ببخشید که سردرگمی پیش اومد.

00:32:08.230 --> 00:32:09.600
‫وای، نه.

00:32:13.480 --> 00:32:15.030
‫اون عاشقش میشه.

00:32:15.070 --> 00:32:16.570
‫بیا. عاشق تو میشه.

00:32:25.200 --> 00:32:28.330
‫مرتیکه معرفت پوشیدن یه کت و شلوار رسمی رو نداره.

00:32:28.370 --> 00:32:30.580
‫نگران اون نباش.

00:32:30.620 --> 00:32:32.420
‫یادته که چی تمرین کرده بودیم؟

00:32:32.460 --> 00:32:36.130
‫آره، من یه بازیگرم.
‫شغلم حفظ کردن دیالوگه.

00:32:41.590 --> 00:32:43.930
‫سلام علیک.

00:32:46.680 --> 00:32:48.560
‫نیل، تو برگشتی؟

00:32:48.600 --> 00:32:51.480
‫لورا، می‌دونم که این دیوونگیه،

00:32:51.520 --> 00:32:52.980
‫ولی دیوونگی‌تر اینه که...

00:32:53.020 --> 00:32:57.490
‫چیزی که داریم رو دور بندازیم.

00:32:57.530 --> 00:33:00.820
‫کائنات با ما مهربون نبوده، ولی...

00:33:00.860 --> 00:33:04.620
‫ازمون ناامید هم نشده.

00:33:04.660 --> 00:33:06.410
‫ما همین الانشم بر احتمالات غیرممکن غلبه کردیم،

00:33:06.450 --> 00:33:09.660
‫پس بیا یکم فراتر از این بریم.

00:33:09.710 --> 00:33:12.960
‫بذار بیام خونه پیشت.

00:33:13.000 --> 00:33:17.960
‫چون از عمق قلبم، می‌دونم که به اونجا تعلق دارم.

00:33:18.010 --> 00:33:22.050
‫نیل، تو مرد خیلی نازنینی هستی.

00:33:25.550 --> 00:33:28.060
‫حالت خوبه؟

00:33:28.100 --> 00:33:30.810
‫آخه انگار الان خیلی سردرگمی.

00:33:30.850 --> 00:33:32.060
‫چی؟

00:33:32.100 --> 00:33:33.650
‫طوری با این حرکت غیرمنتظره برگشتی...

00:33:33.690 --> 00:33:35.060
‫که انگار تو یکی از همین فیلم‌هات هستیم.

00:33:35.110 --> 00:33:38.070
‫ولی اینطوری نیست، نیل.
‫این واقعیته.

00:33:38.110 --> 00:33:41.530
‫این زندگی منه.

00:33:41.570 --> 00:33:44.950
‫ما زمانی همدیگه رو دوست داشتیم.

00:33:44.990 --> 00:33:48.330
‫ولی اون سال‌ها پیش بود.

00:33:48.370 --> 00:33:52.080
‫و من دیگه اون زن نیستم
‫و تو اون مرد نیستی...

00:33:52.120 --> 00:33:55.040
‫مهم هم نیست که چقدر آرزو کنی
‫کاش اون مرد بودی.

00:33:55.080 --> 00:33:58.420
‫وقتشه که فراموشش کنی.

00:33:58.460 --> 00:34:00.880
‫وقتشه که به زندگیت ادامه بدی.

00:34:00.920 --> 00:34:05.640
‫من نمی‌تونم رویات رو برآورده کنم.

00:34:05.680 --> 00:34:08.350
‫تو باید یه رویای جدید پیدا کنی.

00:34:18.520 --> 00:34:22.150
‫- معذرت می‌خوام.
‫- نیازی نیست.

00:34:22.190 --> 00:34:25.990
‫- باید به حرفت گوش می‌دادم.
‫- طوری نیست.

00:34:26.530 --> 00:34:28.530
‫عقلم رو از دست داده بودم.

00:34:28.570 --> 00:34:31.040
‫قابل درکه.

00:34:33.080 --> 00:34:34.660
‫می‌تونی منو ببخشی؟

00:34:34.710 --> 00:34:36.750
‫چیزی واسه بخشیدن وجود نداره.

00:34:36.790 --> 00:34:40.380
‫تقصر تو نیست، سامر.
‫من کشوندمت اینجا.

00:34:40.420 --> 00:34:41.960
‫نه، تو منو نکشوندی.

00:34:42.000 --> 00:34:44.340
‫این نفرین منه.

00:34:44.380 --> 00:34:47.890
‫من به طرز غیرممکنی دل‌ربام.

00:34:48.430 --> 00:34:52.680
‫حداقل برای یه مدت کوتاه،
‫و بعد دیگه کمرنگ میشه.

00:34:52.720 --> 00:34:56.690
‫یه خرده سریع‌تر از چیزی که دوست دارم
‫بهش اقرار کنم.

00:34:59.270 --> 00:35:00.730
‫خب، ما هنوزم "برنامه‌ی امشب" رو داریم،

00:35:00.770 --> 00:35:03.440
‫- پس بهتره...
‫- نه.

00:35:05.740 --> 00:35:08.570
‫من میرم قایق‌رانی.

00:35:25.760 --> 00:35:26.760
‫سلام.

00:35:27.760 --> 00:35:28.930
‫اولین روز کاملت در اینجا.

00:35:28.970 --> 00:35:30.470
‫همون چیزی بود که امیدش رو داشتی؟

00:35:30.510 --> 00:35:33.720
‫به جزء این همه گزارش نوشتن آره.

00:35:33.760 --> 00:35:38.020
‫نه، خیلی بیشتر از ایناست.

00:35:38.060 --> 00:35:39.730
‫وقتی همسرم مُرد،

00:35:39.770 --> 00:35:43.730
‫یادمه یهو حس کردم که ما چقدر ناتوان هستیم.

00:35:43.770 --> 00:35:45.480
‫مهم هم نیست که چه فکری می‌کنیم.

00:35:45.530 --> 00:35:49.110
‫و اینجا کار کردن با سفر در زمان،

00:35:49.150 --> 00:35:51.070
‫تنها چیزی که فکر می‌کردم
‫مجبور نیستم حسش کنم...

00:35:51.110 --> 00:35:55.910
‫ناتوانی بوده.
‫آره، منم این اشتباه رو مرتکب شدم.

00:35:55.950 --> 00:35:57.500
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

00:35:57.540 --> 00:35:58.960
‫حتما.

00:35:59.000 --> 00:36:02.250
‫سوالت...

00:36:02.290 --> 00:36:04.130
‫درمورد ایان و جن‌ـه؟

00:36:04.170 --> 00:36:05.800
‫چون می‌دونم که کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شونه.

00:36:05.840 --> 00:36:07.090
‫ولی خب، اغلب اوقات همینطورن.

00:36:07.130 --> 00:36:08.800
‫نه.

00:36:08.840 --> 00:36:10.760
‫بن و ادیسون؟

00:36:10.800 --> 00:36:12.010
- ‫نه.
- ‫به نظرم بهترین کاری که در اون مورد ‫می‌تونم انجام بدم...

00:36:13.180 --> 00:36:16.430
‫اینه که اوضاع رو به خود ادیسون بسپارم.

00:36:16.470 --> 00:36:18.770
‫سوالم درمورد شتاب دهنده کوانتومی هستش.

00:36:18.810 --> 00:36:22.310
‫مطمئن نیستم که درمورد اون
‫باید از من سوال بپرسی.

00:36:22.350 --> 00:36:24.900
‫اول سم بکت، حالا بن سانگ.

00:36:24.940 --> 00:36:28.740
‫در هر دو مورد، گمانه‌زنی ما این بود که
‫یه اشتباهی رخ داده...

00:36:28.780 --> 00:36:29.950
‫و اگه بتونیم درستش کنیم،

00:36:29.990 --> 00:36:32.280
‫یکی‌شون یا هر دوشون ممکنه برگردن خونه.

00:36:32.320 --> 00:36:34.200
‫هدفمون هم اینه.

00:36:34.240 --> 00:36:38.410
‫ولی اگه موتور جهش کوانتومی فداکاری باشه چی؟

00:36:38.450 --> 00:36:43.830
‫اگه فداکاری بهایی باشه که باید
‫برای تغییر بپردازیم چی؟

00:36:43.880 --> 00:36:45.000
‫به مدت 30 سال،

00:36:45.040 --> 00:36:47.460
‫فرض کردیم که تکنولوژی خرابه.

00:36:47.500 --> 00:36:52.510
‫ولی اگه حتما باید یه سفر یک‌‌طرفه باشه چی؟

00:36:52.550 --> 00:36:56.300
‫ولی فکر نکنم این جلوی جهش کردن آدما رو بگیره.

00:36:56.350 --> 00:36:59.720
‫فکر می‌کنم حتی اگه بهاش این باشه
‫بازم بعضی‌ها میرن.

00:36:59.770 --> 00:37:03.020
‫یه چیزی در درون ما هست...

00:37:03.060 --> 00:37:06.110
‫که سعی داره بهتر عمل کنه.

00:37:07.320 --> 00:37:08.320
- ‫و ما هم همینو باید...
- ‫به مقامات واشینگتن نشون بدیم.

00:37:11.820 --> 00:37:14.950
‫آره.

00:37:22.330 --> 00:37:25.710
‫خیلی‌خب. رسیدیم.

00:37:29.960 --> 00:37:31.630
‫اینجا بندرگاه یا پیش لنو نیست.

00:37:31.670 --> 00:37:34.760
‫ما کدوم گوری هستیم؟

00:37:34.800 --> 00:37:38.100
‫خونه‌ی دخترت.

00:37:38.140 --> 00:37:41.430
‫تو از کجا...

00:37:45.520 --> 00:37:48.270
‫خب، تو خیلی زرنگی، سامر...

00:37:48.320 --> 00:37:53.860
‫ولی اون نمی‌خواد منو ببینه.

00:37:53.900 --> 00:37:56.870
‫به نظرت چرا همه‌ی این نامه‌ها رو پس فرستاده؟

00:37:58.990 --> 00:38:00.200
- ‫من باید چیکار کنم؟
- ‫همینطوری برم اونجا، ‫در بزنم...

00:38:01.660 --> 00:38:06.170
‫و بگم، "خیلی متاسفم".

00:38:06.210 --> 00:38:08.840
‫به نظر شروع خوبی میاد.

00:38:08.880 --> 00:38:11.880
‫اگه در رو توی صورتم ببنده چی؟

00:38:11.920 --> 00:38:13.210
‫این کارو نمی‌کنه.

00:38:13.260 --> 00:38:15.380
‫- اگه باز نکرد چی؟
‫- باز می‌کنه.

00:38:15.430 --> 00:38:18.180
‫اوه، اگه ازم متنفر باشه چی؟

00:38:18.220 --> 00:38:21.060
‫خدایا، من تو زندگیم کلی اشتباه مرتکب شدم،

00:38:21.100 --> 00:38:25.890
‫ولی اینکه با دختر خودم ارتباطی نداشته باشم؟

00:38:27.190 --> 00:38:29.900
‫اون کاملا حق داره که عصبانی باشه.

00:38:33.030 --> 00:38:35.570
‫من یه دوست دارم که...

00:38:35.610 --> 00:38:39.120
‫رابطه‌ی پیچیده‌ای با پدرش داره.

00:38:39.160 --> 00:38:42.790
‫اون بهم گفت که رو در رو دیدن پدرش...

00:38:42.830 --> 00:38:44.750
‫زندگیش رو عوض کرد.

00:38:47.120 --> 00:38:49.460
‫بهش فرصت عصبانی بودن رو بده.

00:38:49.500 --> 00:38:53.380
‫بهش فرصت گریه کردن رو بده.

00:38:55.550 --> 00:38:58.590
‫یه بار یه شخص خیلی باهوش بهم گفت...

00:38:58.640 --> 00:39:02.100
‫"گریه کردن یعنی کم کردن عمق غم".

00:39:07.940 --> 00:39:09.150
‫آره.

00:39:09.190 --> 00:39:10.940
‫تازشم...

00:39:10.980 --> 00:39:13.320
‫تو نیل راسل هستی.

00:39:13.360 --> 00:39:16.280
‫آره.

00:39:16.320 --> 00:39:18.360
‫به گمونم هستم.

00:39:31.580 --> 00:39:34.380
‫می‌دونی، تو مدیر برنامه‌ی خفنی میشی.

00:39:37.670 --> 00:39:39.130
‫ممنون.

00:39:59.820 --> 00:40:02.780
‫نیل به برنامه‌ی لنو میرسه.
‫[مجری برنامه‌ی امشب]

00:40:02.820 --> 00:40:05.410
‫دخترش می‌رسونتش.

00:40:05.450 --> 00:40:08.410
‫امروز داستان ماجراجویی کوچیکش
‫رو تعریف می‌کنه...

00:40:08.450 --> 00:40:13.460
‫و حظورش در برنامه حرفه‌ی بازیگریش رو
‫کاملا زنده می‌کنه.

00:40:13.500 --> 00:40:15.840
‫اون یه پدربزرگ میشه.

00:40:15.880 --> 00:40:21.180
‫و حالا، ما هفت‌تا فیلم جدید از نیل راسل
‫واسه تماشا کردن داریم.

00:40:23.640 --> 00:40:25.890
‫ما؟

00:40:29.100 --> 00:40:30.230
‫- معذرت می‌خوام. ‫- آره، نه، نه.
- ‫اشکال نداره.

00:40:31.270 --> 00:40:33.610
‫آم...

00:40:33.650 --> 00:40:36.900
‫این دو جهش آخر خیلی سخت بودن.

00:40:36.940 --> 00:40:38.280
‫می‌دونم.

00:40:38.320 --> 00:40:42.410
‫من نادیده‌ات گرفتم،
‫با لحن تند باهات حرف زدم،

00:40:42.450 --> 00:40:46.160
‫سرت داد زدم، ادیسون.

00:40:46.200 --> 00:40:48.580
‫- نمی‌خوام این کارو کنم.
‫- می‌دونم.

00:40:48.620 --> 00:40:52.870
‫ولی بن، ببین
‫ما یه فکری براش می‌کنیم.

00:40:52.920 --> 00:40:56.210
‫نه، نمی‌کنیم.

00:40:56.250 --> 00:40:58.340
‫حق با لورا بود.

00:40:58.380 --> 00:41:01.380
‫من باید از این خیال دست بکشم.

00:41:01.420 --> 00:41:03.970
‫باید بیخیال پایان خوش باشم.

00:41:04.010 --> 00:41:06.390
‫من...

00:41:06.430 --> 00:41:08.430
‫بن، چی داری میگی؟

00:41:08.470 --> 00:41:11.890
‫من نیاز به زمان دارم.

00:41:11.930 --> 00:41:17.980
‫من نمی‌تونم فراموشت کنم
‫اگه تو همیشه...

00:41:18.020 --> 00:41:20.440
‫تو دیگه نمی‌تونی تو هولوگرام من باشی، ادیسون.

00:41:23.150 --> 00:41:26.320
‫خدانگهدار.

00:41:30.040 --> 00:41:37.040
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.