﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:24.300 --> 00:00:26.350
‫ببخشید.
‫مطمئنی که اینا اصلن؟

00:00:26.390 --> 00:00:27.890
‫چون من واسه کفش غیر اصل پول نمیدم.

00:00:27.890 --> 00:00:30.140
‫بذار نگاه کنم.

00:00:30.180 --> 00:00:32.190
‫چند ساله که این کفش رو ندیده بودم.

00:00:37.690 --> 00:00:39.690
‫اوه، آره.
‫کاملا اصلن.

00:00:39.730 --> 00:00:41.030
- ‫هفته پیش، 40 دلار
بودن، - ‫الان 65 دلار شدن.

00:00:42.530 --> 00:00:44.200
‫چرا یهو تمام قیمت‌هاتون رو بالا بردین؟

00:00:44.200 --> 00:00:45.370
- ‫آم...
- ‫شرکت فوت لاکر رو مقصر بدون!

00:00:46.620 --> 00:00:48.620
‫از وقتی که پایین خیابون مغازه زدن،

00:00:48.660 --> 00:00:52.830
‫اونقدر کاسبی از دست دادیم که
‫باید قیمت‌هامون رو بالا ببریم.

00:00:52.870 --> 00:00:54.210
‫پسرم اینو می‌دونه.

00:00:54.250 --> 00:00:56.290
‫اوه!
‫بله، پدر.

00:00:56.330 --> 00:00:57.840
‫- ببخشید.
‫- آره.

00:00:57.880 --> 00:00:59.050
‫اوضاع واسه همه سخته.

00:00:59.050 --> 00:01:00.670
‫واسه همینم امشب قراره دو شیفت
‫تو سنت جو کار کنم...

00:01:00.670 --> 00:01:02.970
‫و واقعا هم این کفش‌ها رو لازم دارم.

00:01:03.760 --> 00:01:07.100
‫به گمونم باید بین دو شیفتم
‫یه سر تا خودپرداز برم.

00:01:07.140 --> 00:01:09.930
‫- ساعت چند تعطیل می‌کنین؟
‫- هر روز ساعت هفت.

00:01:09.970 --> 00:01:11.470
‫یه لحظه هم زودتر تعطیل نمی‌کنیم.

00:01:11.520 --> 00:01:13.430
‫کفش‌ها رو برات کنار می‌ذارم، باشه؟

00:01:13.480 --> 00:01:14.980
‫اسمت چیه؟

00:01:15.020 --> 00:01:17.560
‫- لوئیسا روهاس.
‫روهاس با "هـ دو چشم".

00:01:17.610 --> 00:01:19.690
‫روهاس با هـ دو چشم.
‫باشه.

00:01:19.730 --> 00:01:22.570
‫اوه، هی.

00:01:22.610 --> 00:01:25.570
‫وقتی این کفش وارد بازار شد رو یادمه.

00:01:25.610 --> 00:01:28.950
‫همیشه یه جفت از اینا می‌خواستم
‫ولی مامانم پولش رو نداشت.

00:01:28.990 --> 00:01:30.740
‫آره.

00:01:30.790 --> 00:01:34.250
‫اینقدر خیال‌بافی نکن، هوم؟

00:01:34.290 --> 00:01:37.000
‫عامل دردسر برگشته.

00:01:37.040 --> 00:01:38.880
‫حواست بهش باشه.

00:01:38.920 --> 00:01:41.420
‫مواظب باش چیزی ندزده.

00:01:45.970 --> 00:01:47.680
‫- میشه کمکت کنم؟
‫- اوه، چه خبر دنیل؟

00:01:47.720 --> 00:01:48.850
‫اومدم کفش‌های جردن 7 رو نگاه کنم.

00:01:48.850 --> 00:01:51.060
‫- سانی گفت که برام نگهش داشته.
‫- سانی؟

00:01:51.100 --> 00:01:52.220
‫داداشت دیگه، خنگ.

00:01:52.270 --> 00:01:53.890
‫اوه، درسته. داداشم.

00:01:53.930 --> 00:01:57.270
‫آره، الان برمی‌گردم.

00:02:01.730 --> 00:02:05.190
‫هی... داداش؟

00:02:05.240 --> 00:02:06.530
‫یه بچه اومده میگه...

00:02:06.570 --> 00:02:08.660
‫که یه جفت جردن 7 براش نگه داشتی؟

00:02:10.490 --> 00:02:12.240
‫دنبالم بیا.

00:02:14.200 --> 00:02:16.790
‫هی، نذار بابا اینو ببینه.

00:02:16.830 --> 00:02:18.460
‫می‌دونی که چه حسی نسبت به دوین داره.

00:02:18.500 --> 00:02:20.750
‫آره، به نظر نمیاد که خیلی بهش اعتماد داشته باشه.

00:02:20.790 --> 00:02:23.460
‫اون به هرکسی که کره‌ای نباشه
‫اعتماد نداره.

00:02:23.500 --> 00:02:25.340
‫تازه به زور هم به کره‌ای‌ها اعتماد داره.

00:02:25.380 --> 00:02:26.760
‫خب، ولی اگه تونستی پارک جین
‫رو قانع کن...

00:02:26.760 --> 00:02:28.930
‫که ممکنه درمورد چیزی یا کسی اشتباه کنه.

00:02:28.970 --> 00:02:29.890
‫یه جورایی سبکه.

00:02:29.930 --> 00:02:31.550
‫مطمئنی که چیزی توش هست؟

00:02:33.760 --> 00:02:35.180
- ‫خیلی‌خب.
- ‫این...

00:02:36.680 --> 00:02:38.310
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست.

00:02:38.350 --> 00:02:41.480
‫بهم اعتماد کن، داداش کوچیکه.

00:02:54.720 --> 00:02:56.260
‫اینا چی‌ان؟

00:02:57.890 --> 00:03:01.140
‫یه صبحونه‌ی ویژه، واسه یه خانوم ویژه...

00:03:01.180 --> 00:03:03.390
‫تو یه روز ویژه.

00:03:05.390 --> 00:03:09.390
‫اولین سالگرد آشنایی‌مون مبارک.

00:03:10.440 --> 00:03:13.230
‫چه خوشگلن.

00:03:13.270 --> 00:03:16.070
‫و امشب، قراره جشن بگیریم.

00:03:16.110 --> 00:03:18.240
‫حدس بزن کجا برامون میز گرفتم؟

00:03:18.280 --> 00:03:20.150
‫رستوران امیلیو؟

00:03:20.200 --> 00:03:21.530
‫رستوران موردعلاقه‌ام.

00:03:21.570 --> 00:03:25.017
‫اوه، مجیک.
‫کسی رو دستت نیست.

00:03:26.950 --> 00:03:28.950
‫خب، امیدوارم از نظرت اشکالی نداشته باشه...

00:03:28.990 --> 00:03:30.740
‫مجبور شدم واسه آخر شب میز رزرو کنم...

00:03:30.790 --> 00:03:32.700
‫چون شاید تو جهش کوانتومی معطل شدم.

00:03:32.750 --> 00:03:33.910
‫فکر کردم که گفتی موقت اونجایی...

00:03:33.910 --> 00:03:35.540
‫تا دوباره پروژه راه بیفته.

00:03:35.580 --> 00:03:37.000
‫می‌دونم، ولی خب...

00:03:37.040 --> 00:03:40.250
‫الان که دیگه ادیسون هولوگرام بن نیست،

00:03:40.300 --> 00:03:43.260
‫یکی باید تو جهش‌های بن همراهیش کنه.

00:03:43.300 --> 00:03:45.760
‫مگه ایان یا جن نمی‌تونن این کارو کنن؟

00:03:45.800 --> 00:03:47.550
‫اون یارو جدیده چی؟
‫اسمش چی بود؟

00:03:47.550 --> 00:03:49.300
‫تام.

00:03:49.350 --> 00:03:53.100
‫اون رابط وزارت دفاعه.

00:03:53.140 --> 00:03:56.440
‫ولی هنوزم مسئولیت تیم با منه.

00:03:56.480 --> 00:03:57.690
‫مجیک.

00:03:57.730 --> 00:04:00.230
‫می‌دونم که بن مثل پسرت می‌مونه،

00:04:00.270 --> 00:04:03.110
‫ولی بعد از سختی‌ای که پارسال بهت گذشت،

00:04:03.150 --> 00:04:05.400
‫مطمئنی که این عاقلانه‌ست؟

00:04:05.450 --> 00:04:07.160
‫من طوریم نمیشه.

00:04:07.200 --> 00:04:10.160
‫حالا بیا تا صبحونه سرد نشده بخوریم.

00:04:10.200 --> 00:04:12.120
‫بیا.

00:04:13.450 --> 00:04:14.830
‫هی، پسر.
‫چرا الکی عصبانی‌ای، آقای پی؟

00:04:14.870 --> 00:04:16.750
‫برو، وگرنه به پلیس زنگ می‌زنم.

00:04:16.790 --> 00:04:18.080
‫چه خبره؟ چی شده؟

00:04:18.080 --> 00:04:20.090
‫من داشتم کفش‌های خفن آدیداس
‫رو نگاه می‌کردم...

00:04:20.130 --> 00:04:22.210
‫که بابات بهم تهمت دزدی زد.

00:04:22.210 --> 00:04:26.010
‫تو هر روز میای اینجا و فقط نگاه می‌کنی.

00:04:26.050 --> 00:04:27.260
- ‫هیچی نمی‌خری!
- ‫گفتم که پول دادم.

00:04:28.720 --> 00:04:30.100
‫پس رسیدت کجاست؟

00:04:30.140 --> 00:04:32.140
‫نه، تا چیزی که اومدم دنبالش رو نگیرم
‫از اینجا نمیرم.

00:04:32.140 --> 00:04:34.140
‫اشتباه از من بود، پدر.
‫بیا.

00:04:44.610 --> 00:04:46.610
‫دفعه بعدی که تو این مغازه ببینمت،

00:04:46.650 --> 00:04:47.990
‫به پلیس زنگ می‌زنم.

00:04:48.030 --> 00:04:49.700
‫شوخی ندارم.

00:04:54.830 --> 00:04:56.460
‫مطمئنی که واسه این آماده‌ای؟

00:04:56.500 --> 00:04:57.660
‫همین که زیگی رو بن قفل کنه،

00:04:57.660 --> 00:04:59.670
‫دیگه شروع میشه و باید بری.

00:04:59.710 --> 00:05:01.420
‫- خودم طرز کار رو بلدم.
‫- هندلینک چی؟

00:05:01.420 --> 00:05:03.420
‫کار باهاش سخت‌تر از گوشی هوشمنده.

00:05:03.460 --> 00:05:04.630
‫خب، پس خوبه که بارها دیدم...

00:05:04.670 --> 00:05:06.170
‫چطور ادیسون باهاش کار کرده.

00:05:06.170 --> 00:05:07.720
‫آخه نمی‌خوام یه وقت بترسی.

00:05:07.720 --> 00:05:10.300
‫جن، من قبلا تکاور نیروی دریایی بودم.

00:05:10.340 --> 00:05:11.680
- ‫ترس از من می‌ترسه.
- ‫مطمئنی که نمی‌خوای برگردی اونجا،

00:05:13.140 --> 00:05:16.480
‫و شاید سعی کنی که یه بار دیگه
‫با بن حرف بزنی؟

00:05:16.520 --> 00:05:18.480
‫ایان...

00:05:18.520 --> 00:05:20.730
‫دلیلی داره که بن اون حرف رو زد.

00:05:20.770 --> 00:05:22.310
‫منم خواسته‌اش رو نادیده نمی‌گیرم.

00:05:22.360 --> 00:05:23.770
‫اینجا هم بیکار نمی‌شینم...

00:05:23.820 --> 00:05:25.860
‫که به نگرانی‌های شما اضافه بشم.

00:05:25.900 --> 00:05:28.530
‫پس اگه کارم داشتین، بهم زنگ بزنین.

00:05:28.570 --> 00:05:30.990
‫مجیک؟

00:05:31.030 --> 00:05:32.280
‫برو کمکش کن.

00:05:39.160 --> 00:05:41.040
‫زیگی بن رو پیدا کرد.

00:05:42.572 --> 00:05:43.781
خیلی خب مجیک

00:05:43.790 --> 00:05:47.300
‫آماده‌ای که کوانتوم‌انگیز بری جلو؟

00:05:47.340 --> 00:05:49.590
‫دیگه بیشتر از این آماده نمی‌شم.

00:05:58.920 --> 00:06:00.040
‫احیاناً...

00:06:00.040 --> 00:06:01.750
‫یه جفت کفش آکسفورد چرم سیاه سایز 14 نداری؟

00:06:01.790 --> 00:06:04.420
‫مجیک.

00:06:04.460 --> 00:06:06.710
‫وای.
‫انتظار این یکی رو نداشتم.

00:06:06.760 --> 00:06:08.760
‫ها؟

00:06:08.800 --> 00:06:10.640
‫دوباره داری خیال‌بافی می‌کنی؟

00:06:10.680 --> 00:06:12.850
‫برو پشت دخل.

00:06:12.890 --> 00:06:14.510
‫امیدوارم که انتظار کس دیگه‌ای نداشتی.

00:06:14.510 --> 00:06:18.310
‫اوه می‌دونی، آخه عادت کرده بودم.

00:06:18.350 --> 00:06:20.770
‫ولی شروعی تازه‌ست،
‫شروعی جدیده،

00:06:20.810 --> 00:06:23.060
‫پس قراره خوب بشه.

00:06:23.110 --> 00:06:24.610
‫حتی بهتر از خوب.

00:06:24.650 --> 00:06:26.820
‫دوباره لس آنجلس، ها؟

00:06:26.860 --> 00:06:28.900
‫دیگه دفعه خیلی از هالیوود دوره.

00:06:28.950 --> 00:06:30.530
‫آره.

00:06:30.570 --> 00:06:32.820
‫به کلبه‌ی کفشِ پارک
‫در مرکز محله‌ی کره‌ای‌ها خوش اومدی.

00:06:32.820 --> 00:06:34.990
‫تا جایی که فهمیدم، اسم من دنیل پارکه...

00:06:35.030 --> 00:06:38.790
‫و این جهش یه ربطی به مغازه‌ خواندگی داره.

00:06:38.830 --> 00:06:40.210
‫ولی هنوزم چیزهای نامفهومی هست...

00:06:40.210 --> 00:06:42.670
‫که امیدوارم بودم هولوگرامم بتونه برام جواب بده.

00:06:46.050 --> 00:06:47.840
‫به خاطر اینکه حکم "بی‌گناهی"...

00:06:47.880 --> 00:06:49.470
‫بارها و بارها در دادگاه اعلام شد...

00:06:49.510 --> 00:06:52.430
‫همه به مدافع تبریک می‌گویند.

00:06:52.470 --> 00:06:56.310
‫چهار افسر اداره‌ی پلیس لس آنجلس
‫در پرونده‌ی ضرب و شتم رادنی کینگ...

00:06:56.350 --> 00:06:58.140
‫بی‌گناه اعلام شدند...

00:06:58.180 --> 00:06:59.980
‫بن...

00:07:00.020 --> 00:07:02.310
‫می‌دونی امروز چه روزیه؟

00:07:02.350 --> 00:07:04.360
‫29ام آوریل سال 1992.

00:07:04.400 --> 00:07:06.320
‫یه روز قبل از شروع شورش‌های لس‌آنجلس.

00:07:19.080 --> 00:07:21.250
‫ حکم بی‌گناهی به جرم ضرب و شتم...

00:07:21.250 --> 00:07:22.870
‫یادمه که تو تلویزیون شورش‌ها
‫رو تماشا می‌کردم،

00:07:22.920 --> 00:07:24.960
‫که چقدر اون رأی دادگاه برای مردم سیاه‌پوست
‫ناعادلانه بود،

00:07:25.000 --> 00:07:26.840
‫و چقدر مردم به خاطرش عصبانی بودن.

00:07:26.880 --> 00:07:28.750
‫یادمه کره‌های روی پشت‌بوم...

00:07:28.800 --> 00:07:30.670
‫سعی داشتن از کسب و کارشون محافظت کنن.

00:07:30.720 --> 00:07:33.050
‫انگار کل این شهر منفجر شد.

00:07:33.090 --> 00:07:34.760
‫امکان نداره که دلیل اینجا بودنم
‫واسه جلوگیری از اون همه اتفاقات باشه.

00:07:34.760 --> 00:07:37.100
‫- درسته، مجیک؟
‫- نه.

00:07:37.140 --> 00:07:39.100
‫بر اساس گذشته‌ی اصلی،

00:07:39.140 --> 00:07:41.310
‫کلبه‌ی کفش پارک غارت شد.

00:07:41.350 --> 00:07:44.060
‫جین سعی کرد از مغازه‌اش محافظت کنه
‫و کشته شد.

00:07:44.100 --> 00:07:46.110
‫به نظر میاد که دلیل اینجا بودنت
‫نجات دادن اون باشه.

00:07:46.150 --> 00:07:48.230
‫چطوری؟

00:07:48.270 --> 00:07:50.150
‫باید قبل از اینکه دیر بشه
‫اون و سانی رو از اینجا ببری.

00:07:50.150 --> 00:07:51.440
‫خبر خوب اینه که تا هرج و مرج...

00:07:51.490 --> 00:07:52.990
‫به محله‌ی کره‌ای‌ها برسه
‫هنوز وقت هست.

00:07:53.030 --> 00:07:55.070
‫تا اون موقع، به ایان و جن میگم...

00:07:55.110 --> 00:07:56.820
‫تا جزئیات بیشتری از مرگ جین پیدا کنن...

00:07:56.870 --> 00:07:58.240
- ‫تا کمکت کنه ازش جلوگیری کنی.
- ‫باشه.

00:08:00.830 --> 00:08:01.910
‫باورم نمیشه که حتی بدون یه مجازات کوچیک...

00:08:01.910 --> 00:08:03.540
‫اون پلیس‌ها رو تبرئه کردن.

00:08:03.580 --> 00:08:04.920
‫رادنی کینگ یه مجرم بود.

00:08:04.960 --> 00:08:07.750
‫که 56 بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
‫جلوی دوربین.

00:08:07.790 --> 00:08:09.630
‫پلیس از اجتماع‌مون محافظت می‌کنن، می‌دونی؟

00:08:09.670 --> 00:08:11.800
‫اون افسرها صرفا داشتن وظیفه‌شون
‫رو انجام می‌دادن.

00:08:11.840 --> 00:08:13.340
‫عدالت اجرا شد.

00:08:13.380 --> 00:08:15.550
‫آره، ولی مردم قضیه رو اینطوری نمی‌بینن.

00:08:15.590 --> 00:08:17.850
‫برای اونا، این یه مثال دیگه از نظامیه...

00:08:17.890 --> 00:08:20.180
‫که قانون رو برای همه یکسان اجرا نمی‌کنه.

00:08:20.220 --> 00:08:21.680
‫و بدجور عصبانی‌شون می‌کنه.

00:08:21.720 --> 00:08:23.520
‫مشکلی نیست.

00:08:26.730 --> 00:08:28.900
‫می‌دونی، امروز کاسبی خوابیده.

00:08:28.940 --> 00:08:31.530
‫احتمالا بهتره زودتر تعطیل کنیم
‫و بریم خونه.

00:08:31.570 --> 00:08:33.030
‫خودت که می‌دونی ما هیچوقت زود تعطیل نمی‌کنیم.

00:08:33.070 --> 00:08:35.110
‫آره می‌دونم، سر ساعت هفت تعطیل می‌کنیم
‫و یه لحظه هم زودتر نمی‌بندیم.

00:08:35.110 --> 00:08:37.030
‫می‌دونم، ولی اگه اوضاع ناجور بشه،

00:08:37.070 --> 00:08:38.740
‫اصلا دلمون نمی‌خواد اینجا باشیم.

00:08:38.780 --> 00:08:41.080
‫پلیس حلش می‌کنه، باشه؟

00:08:41.120 --> 00:08:42.450
- ‫این دفعه نمی‌تونن.
- ‫تو از کجا می‌دونی؟

00:08:43.950 --> 00:08:46.170
‫فقط بهم اعتماد کنین، باشه؟

00:08:46.210 --> 00:08:47.250
‫لطفا.

00:08:50.000 --> 00:08:52.460
‫نه. تا وقتی که خانوم روها برمی‌گرده
‫تعطیل نمی‌کنیم.

00:08:52.510 --> 00:08:53.920
‫باشه؟

00:08:53.960 --> 00:08:56.510
‫آره، انبار خیلی بهم ریخته‌ست.

00:08:56.550 --> 00:08:58.090
‫برین تمیزش کنین!

00:08:58.140 --> 00:09:01.100
‫آره!

00:09:01.140 --> 00:09:02.930
‫باشه.

00:09:02.970 --> 00:09:04.980
‫ای بابا!

00:09:05.020 --> 00:09:07.730
‫رادیوی کره‌ای گفت که مردم
‫دارن علیه رأی دادن...

00:09:07.770 --> 00:09:08.980
- ‫تو شهر تظاهرات می‌کنن.
- ‫به نظر که صلح آمیز میاد.

00:09:10.400 --> 00:09:11.980
‫آره.

00:09:12.020 --> 00:09:14.400
‫فعلا آره.

00:09:14.440 --> 00:09:15.740
‫ببین، تو پسر بزرگه‌ای.

00:09:15.780 --> 00:09:17.780
‫شاید تو بتونی بابا رو قانع کنی
‫که بریم.

00:09:19.660 --> 00:09:21.120
‫موفق باشی.

00:09:21.160 --> 00:09:23.330
‫خودت که می‌دونی اون چه حسی نسبت به مغازه داره.

00:09:23.370 --> 00:09:25.330
‫انگار...

00:09:25.370 --> 00:09:27.000
‫بچه‌ی سوم اونه.

00:09:27.040 --> 00:09:28.750
‫حالا که فروشگاه‌های زنجیره‌ای کفش بزرگ‌تر...

00:09:28.750 --> 00:09:31.000
‫دارن ورشکستگیش رو تهدید می‌کنن،

00:09:31.040 --> 00:09:32.250
‫بیشتر واسه محافظت از مغازه می‌جنگه،

00:09:32.250 --> 00:09:33.840
‫با اینکه این نبرد تهش شکسته.

00:09:33.880 --> 00:09:36.170
‫مخصوصا امروز.

00:09:36.220 --> 00:09:38.880
‫واسه همینم دارم یه کار دیگه می‌کنم...

00:09:38.930 --> 00:09:41.100
‫که تا وقتی تو اردوگاه آموزشی هستی
‫تامین بمونیم.

00:09:41.140 --> 00:09:43.560
‫راستی، کِی می‌خوای به بابا بگی که...

00:09:43.600 --> 00:09:45.520
‫می‌خوای به نیروی دریایی ملحق بشی؟

00:09:45.560 --> 00:09:47.430
‫من...

00:09:47.480 --> 00:09:49.850
‫آخه وقت مناسبی پیدا نکردم که...

00:09:53.980 --> 00:09:56.070
‫بهتره بریم داخل.

00:10:01.160 --> 00:10:02.950
‫- چه خبر شده؟
‫- هیس!

00:10:02.990 --> 00:10:05.790
‫بذار گوش بدم.

00:10:05.830 --> 00:10:07.750
‫دارن می‌گن پناه بگیرین.

00:10:07.790 --> 00:10:10.250
‫- واقعا به نظرم بهتره بریم.
‫- بهتره زود برین.

00:10:10.290 --> 00:10:11.920
‫پلیس به طور کامل کنترل...

00:10:11.960 --> 00:10:13.040
- ‫خیابون‌های فلورنس و نرماندی رو از دست داده.
- ‫مردم دارن شیشه‌‌ی مغازها رو خرد می‌کنن...

00:10:14.550 --> 00:10:16.420
‫و ماشین‌ها رو می‌سوزونن
‫و من می‌خوام با این چیزها رو به رو نشم.

00:10:16.420 --> 00:10:18.720
‫پس این باید برای افزایش قیمت کافی باشه.

00:10:18.760 --> 00:10:20.050
- ‫اگه اینقدری که میگی اوضاع خرابه،
- ‫شاید بهتره تا تموم میشه ‫اینجا بمونی.

00:10:21.510 --> 00:10:22.850
‫نمی‌تونم.

00:10:22.890 --> 00:10:24.430
‫باید تا قبل از شروع شیف بعدیم
‫به سه‌تا بچه‌هام غذا بدم.

00:10:24.430 --> 00:10:25.640
- ‫با ماشین اومدی اینجا؟
- ‫اینجا لس آنجلسه. ‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:10:27.020 --> 00:10:28.480
‫- کجا پارک کردی؟ ‫- بالای خیابون.
- ‫اگه می‌خواین می‌تونم برسونم‌تون.

00:10:30.020 --> 00:10:31.400
‫- بله!
‫- نه، نه، نه، نه.

00:10:31.440 --> 00:10:34.150
‫دارن می‌گن پناه بگیرین.
‫ما هم همین کارو می‌کنم.

00:10:34.190 --> 00:10:36.440
‫از طرف خودت حرف بزن.

00:10:37.940 --> 00:10:39.570
‫تو نباید تنها بری.

00:10:39.610 --> 00:10:40.820
- ‫منم باهات میام.
- ‫اون بیرون مراقب خودت باشه، داداش کوچیکه.

00:10:42.030 --> 00:10:43.160
‫سریع برگرد!

00:10:45.780 --> 00:10:47.370
‫اینا چی‌ان؟

00:10:47.410 --> 00:10:50.330
‫مطالبات خسارت از بیمه،
‫گزارشات حوادث پلیس لس آنجلس.

00:10:50.370 --> 00:10:52.290
‫یه جایی تو این اسناد رسمی،

00:10:52.330 --> 00:10:54.420
‫دلیل مرگ جین رو پیدا می‌کنیم.

00:10:54.460 --> 00:10:56.960
‫متاسفانه مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه می‌مونه.

00:10:57.000 --> 00:10:58.590
‫که وقت نداریم توشون رو بگردیم.

00:10:58.590 --> 00:11:00.470
‫بن فوراً به این اطلاعات نیاز داره.

00:11:00.510 --> 00:11:02.930
‫خب، شورش‌های لس آنجلس یکی از پیچیده‌ترین حوادث...

00:11:02.970 --> 00:11:04.390
- ‫سال‌های اخیره.
- ‫یعنی، کلی دیدگاه متفاوت وجود داشت.

00:11:05.600 --> 00:11:08.180
‫اطلاعات درست و اطلاعات غلط زیادی...

00:11:08.220 --> 00:11:09.810
‫بین پلیس و رسانه‌ها...

00:11:09.850 --> 00:11:11.350
‫و مردم معترض رد و بدل می‌شد.

00:11:11.390 --> 00:11:14.400
‫واقعیت وضعیت هر لحظه تغییر می‌کرد،

00:11:14.440 --> 00:11:16.110
‫بنابراین هیچ حقیقت بی‌طرفانه‌ای وجود نداشت.

00:11:16.150 --> 00:11:19.900
‫کلا ترس و خشم و خشونت زیادی بود.

00:11:19.940 --> 00:11:21.610
‫خب...

00:11:21.650 --> 00:11:24.240
‫به کارتون ادامه بدین.

00:11:26.490 --> 00:11:28.740
‫فقط من اینطوری‌ام
‫یا کس دیگه‌ای هم هنوز...

00:11:28.790 --> 00:11:30.620
‫به خاطر وضعیت بن و ادیسون
‫تو شوکه؟

00:11:30.660 --> 00:11:32.040
- ‫وای، خدای من. ‫ممنون.
- ‫حس می‌کنم ما یه مشت بچه...

00:11:33.250 --> 00:11:34.630
‫وسط طلاق مامان و باباییم...

00:11:34.630 --> 00:11:36.540
‫و همه‌چی عین فیلم "کریمر علیه کریمر" شد.

00:11:36.540 --> 00:11:37.960
‫به نظر من که بیشتر...

00:11:37.960 --> 00:11:39.880
‫- وضعیت مثل "جنگ رزها" بود.
‫- آه.

00:11:39.920 --> 00:11:41.470
‫البته به جزء اقدام به قتل.

00:11:41.510 --> 00:11:45.140
‫بله، همه‌چی الان خیلی معذب کننده‌ست،

00:11:45.180 --> 00:11:47.760
‫ولی میشه لطفا تمرکزتون رو حفظ کنین؟

00:11:50.520 --> 00:11:52.980
‫اوه. ضربه‌ی مستقیم به سر.

00:11:53.020 --> 00:11:54.600
‫دلیل باعث کشته شدن جین شده.

00:11:54.650 --> 00:11:55.730
‫دقیقا بیرون مغازه‌اش.

00:11:55.770 --> 00:11:57.440
‫خیلی بده.

00:11:57.480 --> 00:12:00.440
‫و وقتی اون اتفاق افتاد
‫سانی یا دنیل اونجا نبودن.

00:12:00.480 --> 00:12:02.690
‫از رو احساس گناه، سعی کردن به یاد پدرشون...

00:12:02.740 --> 00:12:04.240
‫مغازه رو زنده نگه دارن،

00:12:04.280 --> 00:12:07.990
‫بنابراین هر دوشون از رویاها
‫و آرزوهاشون گذشتن.

00:12:32.980 --> 00:12:34.180
‫وای، نه.

00:12:34.230 --> 00:12:36.310
‫من یه پرستارم.
‫به آدم‌ها کمک می‌کنم.

00:12:36.350 --> 00:12:38.110
‫مگه من چیکار کردم که یکی اونقدر عصبانی بشه...

00:12:38.150 --> 00:12:39.360
‫که همچین کاری باهام بکنه؟

00:12:39.400 --> 00:12:41.820
‫اونا از دست تو عصبانی نیستن.
‫مشکل از نظامه.

00:12:41.860 --> 00:12:43.780
‫آره؟
‫خب، منم عصبانی‌ام!

00:12:43.820 --> 00:12:46.780
‫من یه مادر تنهام که داره جون می‌کنه
‫تا خرجش رو در بیاره،

00:12:46.820 --> 00:12:49.530
‫و الان تنها راه سر کار رفتنم رو از دست دادم.

00:12:49.580 --> 00:12:51.870
‫و هزینه‌ی تعمیر یا عوض کردنش رو ندارم...

00:12:51.910 --> 00:12:54.370
‫چون توان پرداخت بیمه رو ندارم!

00:12:54.410 --> 00:12:56.000
‫چطور باید برگردم پیش بچه‌هام؟

00:12:56.000 --> 00:12:58.330
‫باید یکی باشه که بتونی بهش زنگ بزنی
‫تا مراقبشون باشه.

00:12:58.380 --> 00:13:01.630
‫فامیل یا همسایه‌ای؟

00:13:01.670 --> 00:13:03.550
‫می‌دونی، می‌تونی با تلفن تو مغازه زنگ بزنی!

00:13:03.550 --> 00:13:04.720
‫- بن.
‫- بله؟

00:13:04.760 --> 00:13:06.430
‫تو باید فوراً برگردی مغازه.

00:13:06.470 --> 00:13:08.930
‫تازه می‌خواستیم برگردیم.
‫چرا؟ چی؟ چرا؟

00:13:08.970 --> 00:13:11.390
‫تو فقط واسه نجات جین اینجا نیستی.

00:13:11.430 --> 00:13:12.810
- ‫لوئیسا.
- ‫لوئیسا. بجنب. باید بریم.

00:13:13.850 --> 00:13:15.230
- ‫بیا.
- ‫زود باش.

00:13:16.100 --> 00:13:18.770
‫خیلی متاسفم.

00:13:27.740 --> 00:13:28.910
- ‫چیکار می‌کنی؟
- ‫به مادرم زنگ می‌زنم تا مواظب بچه‌هام باشه.

00:13:30.410 --> 00:13:31.660
- ‫وسایلت رو جمع کن، بابا. ‫از اینجا می‌ریم.
- ‫دنی، نمی‌تونیم بریم.

00:13:32.830 --> 00:13:34.240
- ‫به درک که هنوز ساعت هفت نشده.
- ‫ما مغازه رو تعطیل می‌کنیم...

00:13:35.370 --> 00:13:37.620
‫و همین الان گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم!

00:13:38.870 --> 00:13:40.250
‫چرا همینطوری اونجا وایسادین؟

00:13:40.250 --> 00:13:42.500
‫- زود باشین دیگه! بیاین بریم!
‫- کجا بریم؟

00:13:42.540 --> 00:13:45.710
‫دارن تمام جاده‌های ورودی و خروجی
‫محله‌ی کره‌ای‌ها رو می‌بندن.

00:13:45.760 --> 00:13:49.300
‫حق با اونه، بن.
‫الان دیگه راه خروجی وجود نداره.

00:13:54.470 --> 00:13:56.350
‫پلیس کجاست؟

00:13:56.390 --> 00:13:57.730
‫احتمالا تو بورلی هیلز هستن...

00:13:57.770 --> 00:13:59.810
‫و دارن از پولدارها محافظت می‌کنن.

00:13:59.850 --> 00:14:01.020
‫اونا نمیان اینجا!

00:14:01.060 --> 00:14:02.860
‫باید خوب اینجا رو چفت و بست کنیم.

00:14:02.900 --> 00:14:04.520
‫من در پشتی رو قفل می‌کنم.

00:14:04.570 --> 00:14:06.230
‫که به عنوان رجینالد دنی شناسایی شده...

00:14:06.230 --> 00:14:07.690
‫سر نبش خیابن‌های فلورنس و نرماندی...

00:14:07.740 --> 00:14:09.860
‫از خودروش بیرون کشیده شده،

00:14:09.910 --> 00:14:11.280
‫و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته.

00:14:11.320 --> 00:14:13.950
‫- خدای من.
‫- یه مشت حیوون.

00:14:13.990 --> 00:14:15.290
‫و اوضاع قراره بدتر هم بشه.

00:14:15.290 --> 00:14:17.370
‫چه گزینه‌هایی داریم؟

00:14:17.410 --> 00:14:19.160
‫متاسفانه گزینه‌های‌ خیلی کمی دارین.

00:14:19.210 --> 00:14:21.250
‫گارد ملی که تا صبح نمیرسه.

00:14:21.290 --> 00:14:23.420
‫باید پناه بگیرین و صبر کنین تا شورش‌ها تموم بشن.

00:14:23.460 --> 00:14:25.630
‫شورش‌ها شیش روز طول کشید.

00:14:25.670 --> 00:14:28.590
‫آخه چطور اون همه مدت از جین محافظت کنم؟

00:14:28.630 --> 00:14:31.090
‫اونم یه راهشه.

00:14:31.130 --> 00:14:32.220
‫چرا اون اسلحه رو داری؟

00:14:32.260 --> 00:14:33.800
‫من سرقت‌های زیادی تو این ناحیه می‌بینم.

00:14:33.850 --> 00:14:35.850
‫اینو برای محافظت خریدم.

00:14:35.890 --> 00:14:38.100
‫باید بهشون نشون بدیم که می‌تونیم
‫از خودمون دفاع کنیم.

00:14:38.140 --> 00:14:41.060
‫نرو روی پشت‌بوم.

00:14:41.100 --> 00:14:43.230
‫ممکنه صدمه ببینی.
‫یا حتی بدتر.

00:14:43.270 --> 00:14:45.610
‫یکی باید از مغازه‌مون محافظت کنه.

00:14:45.650 --> 00:14:46.730
‫من انجامش میدم.

00:14:58.290 --> 00:15:00.210
‫یه اسلحه جلوی یه جمعیت رو نمی‌گیره.

00:15:01.960 --> 00:15:03.120
‫حق با اونه.

00:15:03.170 --> 00:15:05.130
‫تا وقتی که بتونیم یه استراتژی خروج پیدا کنیم،

00:15:05.170 --> 00:15:06.590
‫باید محل‌تون رو مستحکم کنین،

00:15:06.590 --> 00:15:08.590
‫و از آسیب‌پذیرترین نقاط شروع کنین.

00:15:08.630 --> 00:15:10.800
‫من یه فکری دارم.

00:15:19.430 --> 00:15:21.350
‫بهتره اون کالاها رو هم برداری.

00:15:21.350 --> 00:15:24.310
‫وقتی مغازه چیزهای کمتری واسه غارت داشته باشه
‫کمتر چشم مردم رو می‌گیره.

00:15:24.350 --> 00:15:26.060
‫آره.
‫گمون کنم اولین بارت نیست.

00:15:26.110 --> 00:15:27.270
‫میشه اینطوری گفت.

00:15:27.320 --> 00:15:28.940
‫واقعا خوشحالم که اینجایی، مجیک.

00:15:28.980 --> 00:15:30.820
‫مخصوصا تو همچین زمانی.

00:15:35.490 --> 00:15:36.660
‫مشکلی هست؟

00:15:36.660 --> 00:15:39.330
‫مطمئن نیستم.
‫تو مرکز کارم دارن.

00:15:39.370 --> 00:15:41.000
‫تا موقعی که نیستم مشکلی نداری؟

00:15:41.040 --> 00:15:42.830
‫آره. فعلا مشکلی نداریم.

00:15:46.330 --> 00:15:47.630
‫جریان چیه؟

00:15:49.500 --> 00:15:52.170
‫بث، انتظار نداشتم تا موقع شام ببینمت.

00:15:52.220 --> 00:15:53.680
‫می‌دونم، ولی یادت رفت ناهارت رو بیاری.

00:15:53.720 --> 00:15:55.430
‫یادم نمیاد ناهار کنار گذاشته باشم.

00:15:55.470 --> 00:15:58.140
‫بذار یادت بیارم.

00:15:58.180 --> 00:16:00.270
‫توی دفترت.

00:16:01.930 --> 00:16:03.850
‫به زیگی بگو که چندین استراتژی خروج...

00:16:03.890 --> 00:16:05.900
‫واسه بن پیدا کنه تا خانواده‌ی پارک
‫رو از محله‌ی کره‌ای‌ها خارج کنه.

00:16:05.940 --> 00:16:07.940
‫از کِی تا حالا "لطفا" گفتن زشت شده؟

00:16:07.980 --> 00:16:10.980
‫همین الان، ایان.

00:16:11.030 --> 00:16:12.650
‫بله، قربان.

00:16:12.690 --> 00:16:15.240
‫خیلی‌خب، اصلا قضیه به ناهار مربوط نمیشه.

00:16:15.280 --> 00:16:17.280
‫اینو گل گفتی.

00:16:18.160 --> 00:16:20.490
‫تو که گفته بودی دیگه پات رو اینجا نمی‌ذاری.

00:16:20.540 --> 00:16:24.210
‫هرچی که داره اذیتت می‌کنه
‫باید خیلی جدی باشه.

00:16:24.250 --> 00:16:26.000
‫همینطوره.

00:16:26.040 --> 00:16:30.250
‫بعد از صبحونه‌ قشنگی که درست کرده بودی،
‫رفتم خونه رو تمیز کنم.

00:16:30.300 --> 00:16:32.380
‫آشغال‌ها رو بردم بیرون.

00:16:32.420 --> 00:16:36.890
‫و بعد اینو پیدا کردم.

00:16:36.914 --> 00:16:39.914
ا‍رائ‍ه‌‌‌ای از ب‍ام‍اب‍ی‍ن

00:16:40.220 --> 00:16:43.520
‫اون مال من نیست.

00:16:43.560 --> 00:16:46.390
‫پس چطور از سطل بازیافت ما سر در آورده؟

00:16:46.440 --> 00:16:48.230
‫تهِ انباری دیدمش...

00:16:48.270 --> 00:16:50.020
‫و فوراً خالیش کردم.

00:16:50.070 --> 00:16:51.070
- ‫اوه، مجیک.
- ‫قسم می‌خورم.

00:16:52.530 --> 00:16:55.490
‫ببین، من دوباره نوشیدنی خوردن رو شروع نکردم، بث.

00:16:55.530 --> 00:16:57.030
‫باید حرفم رو باور کنی.

00:16:57.070 --> 00:17:00.620
‫می‌خوام باور کنم، ولی وقتی فکر کردی که...

00:17:00.660 --> 00:17:03.370
‫که بن مُرده و اینجا بسته شد
‫دیدم چه فشار روحی‌ای بهت وارد کرد،

00:17:03.410 --> 00:17:08.210
‫دقیقا همونطوری که وقتی آل، سم رو از دست داد
‫ضربه روحی خورد.

00:17:08.250 --> 00:17:10.540
‫خدا شاهده مجیک،

00:17:10.590 --> 00:17:14.090
‫من نمی‌تونم، اصلا حاضر نیستم
‫که ببینم دوباره اون اتفاق...

00:17:14.130 --> 00:17:16.170
‫واسه کسی که دوستش دارم، بیفته.

00:17:16.220 --> 00:17:18.510
‫بن که سم نیست.

00:17:18.550 --> 00:17:20.300
‫تاریخ که تکرار نمیشه.

00:17:20.350 --> 00:17:23.060
‫من نمی‌ذارم تکرار بشه.

00:17:23.100 --> 00:17:24.350
‫به خاطر هر دوی ما.

00:17:24.390 --> 00:17:26.230
‫بهت قول میدم.

00:17:30.610 --> 00:17:32.480
‫بهتره برگردی پیش بن.

00:17:36.530 --> 00:17:37.900
‫موقع شام می‌بینمت.

00:17:51.870 --> 00:17:53.250
‫کجا میری؟

00:17:53.290 --> 00:17:56.250
‫جاکفشی‌ها باید یه خرده مرتب بشن.

00:17:57.750 --> 00:17:59.130
‫تو مرکز همه‌چی روبراهه؟

00:17:59.170 --> 00:18:01.300
‫همه‌چی خوبه، ولی استراتژی خروجی وجود نداره...

00:18:01.340 --> 00:18:02.720
‫که آخرش جین نمیره.

00:18:06.640 --> 00:18:07.930
‫در رو باز کنین!

00:18:07.970 --> 00:18:10.520
‫هی، در رو باز کین!
‫اون دوین‌ـه!

00:18:10.560 --> 00:18:11.770
‫در کوفتی رو باز کنین!

00:18:13.770 --> 00:18:15.860
‫نه! در رو باز نکن!

00:18:15.900 --> 00:18:17.360
- ‫نمیشه که همینطوری بیرون ولش کنیم!
- ‫نمی‌خوام اون بیاد اینجا!

00:18:26.280 --> 00:18:27.370
- ‫رفت.
- ‫بن، باید بری دنبالش.

00:18:28.790 --> 00:18:30.250
‫زیگی داره اینو میگه؟

00:18:30.290 --> 00:18:32.790
‫نیازی نیست یه هوش مصنوعی بهم بگه
‫که اگه پلیس‌ها دوین رو بگیرن...

00:18:32.830 --> 00:18:36.170
‫به احتمال صد در صد زنده نمی‌مونه.

00:18:42.010 --> 00:18:43.430
‫بن، باید عجله کنی.

00:18:43.470 --> 00:18:45.140
‫یه دقیقه داری بهم میگی که پناه بگیرم،

00:18:45.140 --> 00:18:46.970
‫حالا داری میگی باید برم بیرون؟

00:18:47.010 --> 00:18:48.390
‫جین چی میشه؟

00:18:48.430 --> 00:18:50.930
‫زیگی میگه 84 درصد احتمال داره که جین...

00:18:50.970 --> 00:18:52.180
- ‫تا دو ساعت دیگه در امان باشه.
- ‫ولی دوین همچین شانسی نداره...

00:18:53.600 --> 00:18:55.400
‫اگه پلیس‌ها اونو اشتباهی
‫به جای یکی از معترض‌ها بگیرن.

00:18:55.400 --> 00:18:57.060
‫باید می‌ذاشتی بیاد داخل.

00:18:57.110 --> 00:19:00.190
‫اون پسر یه خلافکار به درد نخوره.

00:19:00.230 --> 00:19:01.190
‫چرا؟ چون سیاه‌پوسته؟

00:19:01.230 --> 00:19:03.190
‫اون خلافکار نیست، بابا.

00:19:03.240 --> 00:19:04.780
‫اون شریک کاری منه.

00:19:06.360 --> 00:19:09.330
‫پس پول تو جعبه کفش واسه همین بود؟

00:19:09.370 --> 00:19:12.040
‫کدوم پول؟ کدوم کاسبی؟

00:19:12.080 --> 00:19:14.920
‫من و دوین داریم رو یه برند کفش اختصاصی کار می‌کنیم.

00:19:14.960 --> 00:19:17.250
‫- یه چی؟
‫- برند کفش.

00:19:17.290 --> 00:19:20.800
‫اون قراره طراحی‌شون کنه
‫و من می‌فروشم‌شون.

00:19:20.840 --> 00:19:23.420
‫ما قراره نایکی بعدی باشیم.

00:19:25.800 --> 00:19:27.590
‫هی.

00:19:27.640 --> 00:19:30.180
‫تو این کفش‌ها رو می‌فروشی.

00:19:30.220 --> 00:19:31.600
‫تا مدت زیادی این کارو نمی‌کنم.

00:19:31.640 --> 00:19:34.480
‫مغازه‌های خانوادگی‌ای مثل مغازه‌ی ما
‫دیگه دوره‌شون تموم شده.

00:19:34.520 --> 00:19:35.640
‫پس چرا باید به خودم زحمت بدم؟

00:19:35.690 --> 00:19:37.190
‫من و مادرت،

00:19:37.230 --> 00:19:39.900
‫بدون هیچی به این کشور اومدیم.

00:19:39.940 --> 00:19:43.440
‫ما 20 سال سخت کار کردیم...

00:19:43.490 --> 00:19:46.400
‫تا اینجا رو واسه تو و برادرت بسازیم.

00:19:46.450 --> 00:19:48.410
‫و حالا می‌خوای بهمون پشت کنی؟

00:19:48.450 --> 00:19:51.620
‫من بهتون پشت نمی‌کنم.

00:19:51.660 --> 00:19:54.580
‫من نگاهم به آینده‌ست،
‫دارم سعی می‌کنم یه چیزِ جدید بسازم.

00:19:54.620 --> 00:19:56.120
‫واسه همه‌مون.

00:19:56.160 --> 00:19:57.500
‫یه چیزی که آینده داشته باشه.

00:19:57.540 --> 00:20:00.000
‫آینده‌ی تو اینجا کنار خانوادته!

00:20:00.240 --> 00:20:01.620
‫نه پیش یه خلافکار!

00:20:01.660 --> 00:20:04.620
‫لعنت، بابا.
‫اون...

00:20:04.660 --> 00:20:06.170
‫می‌دونی چیه؟

00:20:06.210 --> 00:20:08.630
‫بیخیال.

00:20:08.670 --> 00:20:10.750
‫تو که هیچوقت به حرفم گوش نمیدی،
‫پس دیگه سعی نمی‌کنم بهت توضیح بدم.

00:20:12.260 --> 00:20:14.760
‫تو خیلی نمک نشناسی.

00:20:14.800 --> 00:20:16.760
‫نمی‌‌خوای نقشی تو این مغازه داشته باشی، هوم؟

00:20:16.800 --> 00:20:17.930
‫باشه!

00:20:19.810 --> 00:20:23.180
‫دنیل اینجا می‌مونه.

00:20:23.230 --> 00:20:24.480
- ‫اون می‌تونه بعد از من مغازه رو بچرخونه.
- ‫آره؟

00:20:25.770 --> 00:20:27.020
‫چرا از دنیل نمی‌پرسی...

00:20:27.060 --> 00:20:29.690
‫که سه ماه دیگه قراره کجا باشه؟

00:20:29.730 --> 00:20:32.190
‫اون چی داره میگه؟

00:20:32.230 --> 00:20:35.900
‫خب، من تو نیروی دریایی نام‌نویسی کردم.

00:20:37.570 --> 00:20:39.030
- ‫بن، ما باید بریم.
- ‫آم...

00:20:40.080 --> 00:20:41.240
‫بعداً می‌تونیم راجع‌بهش حرف بزنیم.

00:20:41.280 --> 00:20:43.910
‫بعد از اینکه دوین رو پیدا کردیم.
‫بیا بریم.

00:20:48.330 --> 00:20:50.210
‫هی. ببخشید که چغلیت رو کردم.

00:20:50.250 --> 00:20:53.000
‫عصبانی بودم و از دهنم پرید.

00:20:53.050 --> 00:20:55.010
‫بالاخره از حقیقت خبردار می‌شد.

00:20:57.050 --> 00:20:58.680
‫می‌فهمم که چرا نمی‌خواستی چیزی بهش بگی.

00:20:58.680 --> 00:21:00.140
‫می‌دونستی که دلش می‌شکنه.

00:21:00.180 --> 00:21:03.220
‫کدوم پسری می‌خواد این کارو با پدرش بکنه؟

00:21:03.270 --> 00:21:05.930
‫می‌دونم که اون فکر می‌کنه دیوونه شدم،
‫ولی نظر تو چیه؟

00:21:05.980 --> 00:21:08.400
‫اوه، قطعا داری راهت رو درست میری.

00:21:09.940 --> 00:21:11.020
‫ده سال دیگه،

00:21:11.060 --> 00:21:13.690
‫فرهنگ کفش‌‌های کتونی خیلی بزرگ میشه.

00:21:15.280 --> 00:21:17.150
‫دوین هم دقیقا همینو گفت.

00:21:17.200 --> 00:21:18.820
‫اون پسر یه آینده‌نگر واقعیه.

00:21:18.860 --> 00:21:20.910
‫ولی ضد حاله که بابا حاضر نیست
‫این چیزها رو قبول کنه.

00:21:20.950 --> 00:21:22.490
‫آره، آره، می‌دونم.

00:21:22.530 --> 00:21:23.870
‫و مسخره‌ست،

00:21:23.910 --> 00:21:26.790
‫ولی فکر کنم به خاطر اینه که می‌ترسه.

00:21:26.830 --> 00:21:29.670
‫مغازه میراث خانوادشه.

00:21:29.710 --> 00:21:31.330
‫ولی الان یه پسرش...

00:21:31.380 --> 00:21:33.340
‫قصد داره راه خودش رو در پیش بگیره...

00:21:33.380 --> 00:21:35.550
‫و اون یکی پسرش هم داره به ارتش ملحق میشه...

00:21:35.590 --> 00:21:38.840
‫و همینطورم جمعیتی که دارن
‫نابودی میراثش رو تهدید می‌کنن.

00:21:38.880 --> 00:21:41.930
‫انگار قراره همه‌چیزش رو از دست بده.

00:21:41.970 --> 00:21:43.390
- ‫پیداش کردم.
- ‫سر نبشه، یه خیابون جلوتر.

00:21:44.720 --> 00:21:46.930
‫خیلی‎‌خب. از این طرف.
‫بجنب.

00:21:54.650 --> 00:21:55.780
‫لعنتی!

00:22:06.910 --> 00:22:08.620
‫دوین.

00:22:08.660 --> 00:22:10.250
‫بیا اینجا!

00:22:10.290 --> 00:22:11.120
‫زود باش!

00:22:17.460 --> 00:22:18.880
‫اون همینجاهاست.

00:22:21.090 --> 00:22:24.470
‫همینطوری دنبالش بگردین.

00:22:24.510 --> 00:22:25.760
‫تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

00:22:25.810 --> 00:22:28.140
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

00:22:28.180 --> 00:22:30.810
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

00:22:30.850 --> 00:22:32.060
‫دریافت شد.

00:22:38.230 --> 00:22:39.610
- ‫هی، شما برگردین مغازه.
- ‫- اونجا می‌بینمتون. ‫- تو کجا میری؟

00:22:40.990 --> 00:22:42.240
‫ممکنه چند روز اینجا گیر کنیم.

00:22:42.280 --> 00:22:43.870
‫آب و غذا نداریم،

00:22:43.910 --> 00:22:45.410
‫پس یه سر تا هایپر مارکت پایین خیابون میرم،

00:22:45.410 --> 00:22:47.330
‫تازه اگه خالیش نکرده باشن.

00:22:47.370 --> 00:22:49.580
‫چی، یعنی می‌خوای بری دزدی کنی؟

00:22:49.620 --> 00:22:51.160
‫چه طعنه‌آمیز.

00:22:51.210 --> 00:22:54.000
‫هی، خیلی بیرون نمون.

00:22:58.050 --> 00:22:59.920
‫- می‌تونیم بریم.
‫- خیلی‌خب.

00:23:01.420 --> 00:23:02.470
‫مجیک؟

00:23:02.510 --> 00:23:04.390
‫من از پس این کار برنمیام.

00:23:14.230 --> 00:23:17.020
‫آخرین باری که اینطوری دیدیمش
‫رو یادته؟

00:23:17.070 --> 00:23:18.860
‫اعتیاد پیدا کرده بود.

00:23:34.420 --> 00:23:37.630
‫هرچی داره اذیتت می‌کنه،
‫نیاز نیست راجع‌بهش حرف بزنیم.

00:23:37.670 --> 00:23:40.380
‫اگه بهت کمک می‌کنه
‫می‌تونیم همینجا وایسیم و هیچی نگیم.

00:23:42.300 --> 00:23:43.880
‫تا حالا اسم تابستان گرم و طولانی به گوشت خورده؟

00:23:43.930 --> 00:23:46.300
‫آره، تابستان سال 1967.

00:23:46.340 --> 00:23:49.560
‫تو شهرهای سراسر کشور
‫شورش‌های نژادی رخ داد.

00:23:49.600 --> 00:23:51.930
‫من تو مدرسه‌ای درس خوندم که
‫از تدریس تاریخچه‌ی سیاه‌پوست‌ها نمی‌ترسیدن.

00:23:53.180 --> 00:23:54.940
‫برای ما، صرفا...

00:23:54.980 --> 00:23:57.060
‫یه نبرد کلافه کننده‌ی دیگه با ناعدالتی...

00:23:57.110 --> 00:24:00.150
‫در تاریخ طولانی‌ای از نبردهای کلافه کننده بود.

00:24:00.190 --> 00:24:02.740
‫صدها نفر کشته شدن،
‫هزاران نفر دستگیر شدن،

00:24:02.780 --> 00:24:07.780
‫و خیلی‌های دیگه هم زخمی شدن.

00:24:07.820 --> 00:24:11.040
‫منم یکی از اونا بودم.

00:24:11.080 --> 00:24:12.410
- ‫اصلا نمی‌دونستم.
- ‫از اون اتفاقاتی نیست که...

00:24:13.870 --> 00:24:15.920
‫تو گفتگوهای معمولی بحثش باز بشه.

00:24:15.960 --> 00:24:18.960
‫من تو مرخصی بودم
‫و رفته بودم دیترویت...

00:24:19.000 --> 00:24:21.210
‫به خانواده‌ام سر بزنم، که شب قبلش...

00:24:21.250 --> 00:24:24.840
‫پلیس‌ها همینطوری 80 نفر
‫رو بیرون یه کافه...

00:24:24.880 --> 00:24:28.510
‫فقط به خاطر اینکه سیاه‌پوست بودن
‫دستگیر کرده بودن.

00:24:28.550 --> 00:24:33.520
‫مردم شهر از روی حقانیت عصبانی بودن،

00:24:33.560 --> 00:24:35.600
‫عدالت می‌خواستن.

00:24:35.640 --> 00:24:37.440
‫اون موقع بود که اوضاع از کنترل خارج شد؟

00:24:37.480 --> 00:24:42.440
‫مردم ترسیده بودن، دنبال کمک بودن،
‫بنابراین...

00:24:42.480 --> 00:24:46.780
‫من و پسرعموم فیل،
‫سعی داشتیم به نوبه‌ی خودمون کمک کنیم...

00:24:46.820 --> 00:24:52.200
‫تا اینکه چهارتا پلیس پشت یه چراغ قرمز
‫جلومون رو گرفتن.

00:24:52.240 --> 00:24:54.580
‫اونا فقط دو سیاه‌پوست رو
‫سوار ماشینی دیدن....

00:24:54.620 --> 00:24:57.460
‫که فرض کردن دزدیه.

00:24:57.500 --> 00:25:00.340
‫سعی کردم بهشون توضیح بدم
‫که من اومدم مرخصی،

00:25:00.380 --> 00:25:04.800
‫ولی تصمیم گرفتن که ما هم بخشی از مشکل هستیم.

00:25:04.840 --> 00:25:06.720
‫چیکار کردن؟

00:25:08.800 --> 00:25:12.560
‫دوتاشون ما رو از ماشین کشیدن بیرون،

00:25:12.600 --> 00:25:15.100
‫انداختن‌مون روی زمین،
‫پوتین‌هاشون رو...

00:25:15.140 --> 00:25:17.690
‫گذاشتن روی گردن‌مون...

00:25:17.730 --> 00:25:19.980
‫و به سمت‌مون اسلحه گرفتن،

00:25:20.020 --> 00:25:23.440
‫بقیه‌شون هم داشتن با باتون‌شون
‫ما رو می‌زدن...

00:25:23.480 --> 00:25:28.030
‫و طوری توی خیابون ولمون کردن
‫انگار هیچ فرقی با آشغال نداشتیم.

00:25:28.070 --> 00:25:29.990
‫یه معجزه‌ست که هر دومون زنده موندیم.

00:25:30.030 --> 00:25:31.990
‫کاری از دستتون برنمیومد که
‫باهاشون مقابله کنین؟

00:25:31.990 --> 00:25:33.740
‫به هیچ وجه.

00:25:33.790 --> 00:25:36.660
‫والدین بچه‌های سیاه‌پوست قبل از اینکه بذارن...

00:25:36.700 --> 00:25:38.500
‫بچه‌هاشون تنهایی از خونه برن بیرون
‫درمورد این قضیه باهاشون حرف می‌زنن.

00:25:38.540 --> 00:25:41.250
‫وقتی اون ترس رو توی چهره‌ی دوین دیدم...

00:25:41.290 --> 00:25:43.800
‫یاد اون شب افتادم،

00:25:43.840 --> 00:25:46.170
‫و بهم یادآوری کرد که مهم نیست...

00:25:46.210 --> 00:25:51.050
‫سال 1967 باشه یا 1992،
‫یا حتی امروزه...

00:25:51.090 --> 00:25:56.100
‫یعنی ممکنه که جرقه‌های بی‌عدالتی فرق کنن،

00:25:56.140 --> 00:26:01.400
‫اما ظلم نظام همیشه فتیله رو روشن می‌کنه.

00:26:01.440 --> 00:26:04.020
‫و هرچقدر هم که پیشرفت کنیم،

00:26:04.070 --> 00:26:08.400
‫به نظر میاد که این هرگز عوض نمیشه.

00:26:14.740 --> 00:26:17.160
‫اگه نیاز داری از جهش کناره‌گیری کنی،

00:26:17.200 --> 00:26:19.160
‫من و ایان می‌تونیم به جات بریم.

00:26:19.210 --> 00:26:20.830
‫ازت ممنونم.

00:26:20.870 --> 00:26:22.630
‫ولی من به بن قول دادم.

00:26:22.670 --> 00:26:25.210
‫و قصد دارم سر قولم بمونم.

00:26:27.210 --> 00:26:28.380
‫زل زدنت به اون دوربین...

00:26:28.420 --> 00:26:29.920
- ‫باعث نمیشه که سریع‌تر برگردن.
- ‫اصلا نباید می‌ذاشتم بره.

00:26:31.430 --> 00:26:33.510
‫اون پسری که سعی دارن کمکش کنن
‫بچه‌ی یه مادره.

00:26:33.510 --> 00:26:34.850
‫اگه وضعیت برعکس بود،

00:26:34.890 --> 00:26:37.140
‫دلت نمی‌خواست یکی به بچه‌های خودت کمک کنه؟

00:26:37.180 --> 00:26:40.020
‫- برادرت چی شد؟
‫- رفته آذوقه بیاره.

00:26:40.060 --> 00:26:41.690
‫اون چرا اینجاست؟

00:26:41.730 --> 00:26:43.810
‫هی، من فقط می‌خوام از این جریان...

00:26:43.810 --> 00:26:44.940
- ‫زنده در بیام، باشه؟
- ‫دقیقا مثل تو.

00:26:45.980 --> 00:26:47.730
‫تو هیچیت مثل من نیست.

00:26:49.030 --> 00:26:50.450
‫آخه چند بار باید بگم؟

00:26:50.780 --> 00:26:52.110
‫این خلافکار حق نداره تو مغازه‌ی من باشه!

00:26:52.110 --> 00:26:54.530
‫شهر داره می‌سوزه...

00:26:54.530 --> 00:26:56.700
‫اونوقت تو فقط به این مغازه‌ کوفتی اهمیت میدی!

00:26:57.160 --> 00:26:58.870
‫که تازه الان توش گیر کردیم...

00:26:58.870 --> 00:27:00.250
‫چون تو لجباز بودی و به حرفم گوش ندادی!

00:27:00.710 --> 00:27:06.210
‫اگه همینطوری همه کسایی که دوستتشون داری
‫رو از خودت زده کنی،

00:27:07.750 --> 00:27:09.510
‫این خانواده رو نابود می‌کنی...

00:27:10.470 --> 00:27:12.880
‫و بعد که مُردی چی برامون می‌مونه؟

00:27:13.800 --> 00:27:16.640
‫تو کِی کره‌ای حرف زدن یاد گرفتی؟

00:27:19.270 --> 00:27:21.600
‫اومدن اینجا!

00:27:21.640 --> 00:27:23.310
‫خودت رو به کشتن میدی.

00:27:25.350 --> 00:27:26.360
- ‫حالا چیکار کنیم؟
- ‫بریم تو انبار!

00:27:27.900 --> 00:27:29.570
‫همگی! زود باشین!

00:27:53.300 --> 00:27:55.050
‫تعدادشون خیلی زیاده!

00:28:11.030 --> 00:28:12.230
- ‫تموم شد؟
- ‫رفتن.

00:28:37.840 --> 00:28:40.680
‫مغازه‌ام.

00:28:40.720 --> 00:28:44.020
‫حداقل کسی چیزیش نشد.

00:28:45.640 --> 00:28:47.140
‫باید شروع به تمیزکاری کنیم.

00:28:51.820 --> 00:28:54.070
‫ببخشید که اون موقع تنهات گذاشتم.

00:28:54.110 --> 00:28:57.950
‫وضعیت دوین منو یاد گذشته‌ام انداخت.

00:28:57.990 --> 00:28:59.410
‫فقط خوشحالم که الان اینجایی.

00:29:01.240 --> 00:29:04.700
‫لعنت، واقعا خسارت زیادی به اینجا زدن.

00:29:04.750 --> 00:29:06.580
‫حداقل جین هنوز حالش خوبه.

00:29:06.620 --> 00:29:07.960
‫آره.

00:29:08.000 --> 00:29:10.540
‫هنوزم از اینکه سرش داد زدم
‫عذاب وجدان دارم.

00:29:10.580 --> 00:29:13.050
‫تقصیر اون نیست که من به خاطر پدر خودم...

00:29:13.090 --> 00:29:15.460
‫مشکلات عصبی حل نشده دارم،
‫که هروقت بهش نیاز داشتم کنارم نبود.

00:29:15.510 --> 00:29:18.130
‫و حالا، جریانات ادیسون هم هست،

00:29:18.180 --> 00:29:19.840
‫- دیگه اصلا...
‫- من اینجام.

00:29:19.890 --> 00:29:22.050
‫هروقت خواستی
‫می‌تونی راجع‌بهش حرف بزنی.

00:29:23.680 --> 00:29:26.060
‫تو هم همینطور، مجیک.

00:29:26.100 --> 00:29:28.980
‫اگه کسی رو خواستی که باهاش حرف بزنی،
‫من هستم.

00:29:33.070 --> 00:29:36.190
‫- بن.
‫- اوهوم؟

00:29:36.240 --> 00:29:38.070
‫من مشکل اعتیاد دارم.

00:29:49.460 --> 00:29:50.500
‫تیم می‌دونه؟

00:29:50.540 --> 00:29:52.790
‫اوه، آره.

00:29:52.840 --> 00:29:58.170
‫متاسفانه کل شرایطم رو از نزدیک دیدن.

00:29:58.220 --> 00:30:00.430
‫کِی؟

00:30:00.470 --> 00:30:02.600
‫وقتی فکر کردیم که تو گم شدی.

00:30:02.640 --> 00:30:06.890
‫پروژه بسته شد، منم سردرگم شدم.

00:30:08.480 --> 00:30:11.900
‫تنها آرامشی که می‌تونستم پیدا کنم
‫تهِ شیشه‌ی نوشیدنی بود.

00:30:14.270 --> 00:30:16.650
‫بث کالاویچی.

00:30:16.690 --> 00:30:18.360
‫منو از اون وضعیت نجات داد.

00:30:18.400 --> 00:30:22.200
‫بهم کمک رسوند، ترکم داد.

00:30:22.240 --> 00:30:23.660
‫از اون موقع...

00:30:23.700 --> 00:30:28.790
‫353 روز می‌گذره.

00:30:28.830 --> 00:30:32.830
‫و هر روز خدا...

00:30:32.880 --> 00:30:35.540
‫دارم می‌جنگم...

00:30:35.590 --> 00:30:37.510
‫که لغزش نکنم.

00:30:37.550 --> 00:30:38.550
‫هوم.

00:30:41.130 --> 00:30:44.220
‫تو منو از دست ندادی، مجیک.

00:30:44.260 --> 00:30:46.810
‫من خودم خواستم که جهش کنم،

00:30:46.850 --> 00:30:50.020
‫و عواقب کارم فقط بر دوش خودمه،

00:30:50.060 --> 00:30:51.730
‫نه تو.

00:30:51.770 --> 00:30:54.230
‫و در خصوص مشکلی که
‫داری باهاش دست و پنجه نرم می‌کنی،

00:30:54.270 --> 00:30:55.730
‫آخه...

00:30:55.770 --> 00:30:59.490
‫تو یه دریاسالار و یه تکاوری مدال‌آوری.

00:30:59.530 --> 00:31:01.240
‫اگه نبردی برای جنگیدن باشه،

00:31:01.280 --> 00:31:04.700
‫مطمئنم که تو می‌تونی توش پیروز بشی.

00:31:06.120 --> 00:31:08.080
‫فکر می‌کردم من اینجا...

00:31:08.120 --> 00:31:10.000
‫باید کمک کنم، نه تو.

00:31:13.420 --> 00:31:14.920
‫ما خانواده‌ایم.

00:31:22.026 --> 00:31:25.071
محض اطلاعات بگم
هیولایی هستی واسه خودت

00:31:25.210 --> 00:31:26.510
ول هم که نمیکنی

00:31:26.550 --> 00:31:28.550
جهش کوانتومی در چه حاله؟

00:31:28.590 --> 00:31:30.840
راستش رو بخوای، این یکی
یه کم چغر و بدبدنه

00:31:30.890 --> 00:31:32.640
حال بن خوبه؟

00:31:32.680 --> 00:31:34.850
شورشی‌های لس آنجلس مقاومت نکردن
حالش... حالش خوبه

00:31:34.890 --> 00:31:35.890
فقط

00:31:35.930 --> 00:31:37.980
نگران مجیکم

00:31:38.020 --> 00:31:42.230
خب؟ مشخص شد که تکاورهای نیروی دریایی هم
گاهی سوتی میدن

00:31:42.270 --> 00:31:45.320
و متأسفانه تقصیر منه.

00:31:45.360 --> 00:31:49.030
ایان، نه

00:31:50.450 --> 00:31:51.990
ادیسون، ببین

00:31:52.030 --> 00:31:56.410
هر اتفاقی که برای بن،
برای مجیک افتاده...

00:31:56.450 --> 00:31:59.210
به خاطر اینه که منِ آینده

00:31:59.250 --> 00:32:01.460
یه بمب اتمی رو ول میده

00:32:01.500 --> 00:32:04.880
که باعث میشه این تیم
توی برهوت عاطفی قرار بگیره

00:32:04.920 --> 00:32:07.130
این بارش رادیواکتیو داره یواش‌یواش
ما رو مسموم میکنه

00:32:07.170 --> 00:32:09.300
خیلی خب، این استعاره‌ت رو نگرفتم

00:32:09.340 --> 00:32:10.340
- میدونم، میدونم -
استعاره‌ی خوبی نبود - آره.

00:32:11.630 --> 00:32:12.930
ولی معنیش این نیست که غلطه

00:32:12.970 --> 00:32:15.260
و اینطور نیست که
به خاطرش احساس گناه کنم

00:32:15.310 --> 00:32:19.060
آره، منم یه چیزهایی از احساس گناه حالیمه

00:32:19.100 --> 00:32:24.480
اینکه بعد از آسیب رسوندن عمدی به یکی
این حس رو داشته باشی یه چیزه

00:32:24.520 --> 00:32:28.490
ولی وقتی تمام تلاشت رو کردی که نکنی
حسابش فرق میکنه

00:32:28.530 --> 00:32:33.070
این موقع دیگه احساس گناه
فقط میشه مثل خندق بلا که گیرت میندازه

00:32:33.110 --> 00:32:36.450
و اینکه تو چنین حسی داشته باشی
به بن کمکی نمیکنه که

00:32:36.490 --> 00:32:38.040
یا به ماها

00:32:38.080 --> 00:32:40.160
الان دیگه اوضاع فرق کرده

00:32:40.210 --> 00:32:45.500
و همه‌مو نباید تلاشمون رو بکنیم
که گذشته ها رو دور بریزیم

00:32:45.540 --> 00:32:48.000
و روی گام بعدی تمرکز کنیم

00:32:48.050 --> 00:32:49.170
که چیه؟

00:32:49.210 --> 00:32:52.130
بفهمیم چطور بن رو برگردونیم خونه

00:32:52.180 --> 00:32:56.180
و ایان، اگه یه نفر باشه که
از پس این کار بربیاد

00:32:56.220 --> 00:32:57.850
خب؟

00:32:57.890 --> 00:32:58.810
اون تویی.

00:33:05.690 --> 00:33:07.270
حالا که حالمون خوب شد،
یکی مزاحم شد

00:33:10.030 --> 00:33:11.070
- بله، جن؟
- هم بکش بیا اینجا

00:33:12.320 --> 00:33:14.110
زیگی داره پس میفته

00:33:16.050 --> 00:33:17.430
- چیکار کردی؟
- ‫من فقط داشتم درمورد مرگ جین...

00:33:18.560 --> 00:33:20.520
‫دنبال جزئیات بیشتر می‌گشتم
‫که یهو...

00:33:20.560 --> 00:33:22.440
‫لطفا بگو که زیگی رو خراب نکردم.

00:33:22.480 --> 00:33:24.020
‫زیگی به این راحتی‌ها خراب نمیشه،
‫باور کن.

00:33:24.020 --> 00:33:26.690
‫باشه.
‫پس چرا قاطی کرده؟

00:33:26.730 --> 00:33:28.480
‫خب...

00:33:28.530 --> 00:33:30.610
‫بر اساس این، ضربه‌ مستقیمی...

00:33:30.650 --> 00:33:32.530
‫که جین رو کشته از اسلحه‌ی خودش بوده.

00:33:32.570 --> 00:33:34.660
‫با اسلحه‌ی خودش تا سر حد مرگ زدنش؟

00:33:34.700 --> 00:33:37.660
‫اینطوری بوده، ولی دیگه این اتفاق نمی‌افته.

00:33:37.700 --> 00:33:40.120
‫باشه، صبر کن.
‫مگه این خبر خوبی نیست؟

00:33:40.160 --> 00:33:42.410
‫خب، اگه بن تاریخ رو عوض نمی‌کرد...

00:33:42.460 --> 00:33:44.120
‫و دوین رو به مغازه برنمی‌گردوند
‫خبر خوبی بود.

00:33:44.170 --> 00:33:46.580
‫اون متغییر جدید باعث شده که
‫ریگی از اول محاسبه انجام بده.

00:33:46.630 --> 00:33:48.090
‫خب الان چی داره میگه؟

00:33:48.130 --> 00:33:51.380
‫که یکی دیگه قراره بمیره.

00:33:55.970 --> 00:33:58.930
‫اون می‌خواد همینطوری اونجا بشینه؟

00:33:58.970 --> 00:34:01.350
‫مغازه زندگی اون بود.

00:34:04.100 --> 00:34:06.650
‫هی، آقای پی.

00:34:06.690 --> 00:34:08.020
‫ببین، می‌دونم که این وضعیت افتضاحه،

00:34:08.060 --> 00:34:11.440
‫ولی نیمه‌ی پر لیوان رو ببین، می‌دونی؟

00:34:11.480 --> 00:34:13.860
‫همه‌ چیزهایی که بردن صرفا کالا بودن.

00:34:16.740 --> 00:34:19.200
‫کالا؟

00:34:19.240 --> 00:34:22.870
‫اون کالاها آینده‎ ی خانوادم بود.

00:34:22.910 --> 00:34:26.040
‫و اون پست فطرت‌ها همه‌چیز رو ازم گرفتن...

00:34:26.080 --> 00:34:28.790
‫و هیچی برام نذاشتن!

00:34:28.840 --> 00:34:30.800
‫می‌شنوی چی میگم؟

00:34:30.840 --> 00:34:33.720
‫هیچی!

00:34:33.760 --> 00:34:38.050
‫تو هنوزم پسرهات رو داری.
‫این خودش یه چیزی به حساب میاد.

00:34:45.730 --> 00:34:48.230
‫تو آخه چی می‌دونی، ها؟

00:34:48.270 --> 00:34:49.860
‫تو فقط یه بچه‌ی ولگردی.

00:34:55.070 --> 00:34:57.360
‫چیزی که من می‌دونم...

00:34:57.410 --> 00:34:58.780
‫اینه که هر روز خدا...

00:34:58.820 --> 00:35:01.240
‫آدمایی مثل تو سرم خراب می‌شن.

00:35:01.280 --> 00:35:02.490
‫همیشه یه جوری بهم نگاه می‌کنین،

00:35:02.540 --> 00:35:04.750
‫و فکر می‌کنین که من دزد و خلافکارم.

00:35:04.790 --> 00:35:06.960
‫من قراره جزء پنج دانش‌آموز برتر کلاسم فارغ‌التحصیل بشم.

00:35:08.420 --> 00:35:10.960
‫سه دانشگاه آیوی لیگ بهم پیشنهاد بورسیه‌ تحصیلی دادن.

00:35:13.130 --> 00:35:15.630
‫ولی تو اینو نمی‌بینی، مگه نه؟

00:35:15.670 --> 00:35:16.470
‫نه.

00:35:17.970 --> 00:35:19.760
‫چون تو فقط...

00:35:19.800 --> 00:35:21.930
‫یه بچه فقیره عصبانی سیاه‌پوست دیگه می‌بینی...

00:35:21.970 --> 00:35:24.390
‫که هیچ موقعیت و آینده‌ای پیش روش نداره،

00:35:24.430 --> 00:35:25.850
‫و بیرون مغازه‌ کهنه‌ات...

00:35:25.850 --> 00:35:28.100
‫که بوی گند کیمچی میده می‌پلکه
‫تا مشکل درست کنه.

00:35:28.140 --> 00:35:29.900
‫درست نمیگم؟

00:35:31.820 --> 00:35:32.820
- ‫چی؟
- ‫هی! دست نگه دار!

00:35:33.780 --> 00:35:36.070
‫- برو عقب.
‫- دست نگه دار! باشه؟

00:35:36.110 --> 00:35:38.110
‫اگه بس کنین و به حرف همدیگه گوش بدین،

00:35:38.150 --> 00:35:40.870
‫می‌فهمین که از اون چیزی که فکر می‌کنین
‫وجه اشتراک بیشتری دارین.

00:35:45.330 --> 00:35:48.330
‫دیدی؟ بهت چی گفته بودم؟

00:35:51.580 --> 00:35:53.170
‫دارن برمی‌گردن!

00:35:59.340 --> 00:36:02.100
‫- وای، نه.
‫- وای، نه! اوه!

00:36:02.140 --> 00:36:03.720
‫سانی!

00:36:03.760 --> 00:36:06.310
‫من چیکار کردم؟

00:36:06.350 --> 00:36:08.390
‫اوه، من چیکار کردم؟

00:36:08.430 --> 00:36:12.980
‫من چیکار کردم؟
‫وای، خدای من!

00:36:18.650 --> 00:36:20.200
‫ای لعنت، سانی!

00:36:20.240 --> 00:36:22.660
‫داره خون زیادی از دست میده.
‫ولی تو می‌تونی کمکش کنی، درسته؟

00:36:22.700 --> 00:36:24.740
‫آره، من قبلا با زخم گلوله سر و کار داشتم.

00:36:24.780 --> 00:36:27.580
‫نمی‌دونستم اون بود!

00:36:27.620 --> 00:36:30.750
‫بابا، تو یه اشتباه کردی.

00:36:30.790 --> 00:36:32.380
‫ولی هنوز واسه درست کردنش دیر نشده.

00:36:32.420 --> 00:36:33.290
- ‫اینجا هیچ کاری از دستم برنمیاد.
- ‫اون به بیمارستان نیاز داره.

00:36:34.750 --> 00:36:36.800
‫زیگی میگه که اگه سانی تا یه ساعت دیگه...

00:36:36.800 --> 00:36:39.420
‫تحت درمان مناسب قرار نگیره،
‫93 درصد احتمال داره بمیره.

00:36:39.470 --> 00:36:41.880
‫اوه.

00:36:41.930 --> 00:36:43.800
‫یه آمبولانس بالای خیابون هست!

00:36:43.850 --> 00:36:45.470
‫اگه شانس بیاریم، هنوزم لوازمی که...

00:36:45.470 --> 00:36:46.760
- ‫واسه باثبات کردن وضعیت سانی نیاز داریم ‫رو داره.
- ‫واقعا فکر می‌کنی که می‌تونیم نجاتش بدیم؟

00:36:48.100 --> 00:36:50.350
‫مطمئنم که اگه دست به دست هم بدیم
‫می‌تونیم نجاتش بدیم.

00:36:53.560 --> 00:36:55.980
‫طاقت بیار، سانی.

00:36:56.020 --> 00:36:58.190
‫تحمل کن.

00:36:58.230 --> 00:37:00.190
‫مراقب زیر پاتون باشین.

00:37:00.240 --> 00:37:02.110
‫یک، دو.

00:37:02.160 --> 00:37:04.030
‫باشه، خیلی‌خب.
‫بذارینش زمین، زمین، زمین، زمین.

00:37:05.330 --> 00:37:07.540
‫سانی. سانی!

00:37:08.870 --> 00:37:09.750
‫سانی...

00:37:10.000 --> 00:37:11.750
‫هرکاری که تو و دوین می‌خواین انجام بدین...

00:37:12.620 --> 00:37:14.960
‫ازش حمایت می‌کنم،

00:37:15.920 --> 00:37:17.670
‫فقط خواهش می‌کنم پیشم بمون.

00:37:17.670 --> 00:37:19.050
‫شمال اینجا یه بیمارستان هست.

00:37:19.050 --> 00:37:20.920
‫میگم زیگی ایمن‌ترین مسیر به اونجا
‫رو مشخص کنه.

00:37:20.970 --> 00:37:22.590
‫- باشه.
‫- طاقت بیار.

00:37:22.630 --> 00:37:24.090
‫انگار وسایل آمبولانس رو دست نزدن.

00:37:24.090 --> 00:37:27.970
‫خیلی‌خب، این چیزیه که نیاز دارم.

00:37:28.010 --> 00:37:29.390
‫از کجا می‌دونستی که می‌خواستم اونو بگم؟

00:37:29.390 --> 00:37:30.980
‫اوه، من قبلا یه مدت تو بیمارستان بودم.

00:37:30.980 --> 00:37:32.730
‫خیلی‌خب، ما سانی رو سوار آمبولانس می‌کنیم.

00:37:32.770 --> 00:37:34.310
‫دوین، ببین می‌تونی کلیدها رو پیدا کنی.

00:37:34.350 --> 00:37:35.480
‫باشه.

00:37:41.490 --> 00:37:43.070
‫اوه ایول، پسر!

00:37:43.110 --> 00:37:44.360
- ‫بی‌حرکت!
- ‫فوراً از آمبولانس پیاده شو!

00:37:46.700 --> 00:37:48.030
‫دوستم تیر خورده.

00:37:48.080 --> 00:37:49.700
‫باید ببریمش بیمارستان.

00:37:49.740 --> 00:37:51.120
‫از خودرو فاصله بگیر.

00:37:52.580 --> 00:37:55.370
‫دست‌هات رو بذار روی سرت
‫و بخواب روی زمین، همین الان!

00:37:55.420 --> 00:37:57.630
‫بخواب روی زمین
‫وگرنه بهت شلیک می‌کنیم!

00:37:57.670 --> 00:37:58.840
‫می‌شنوی؟

00:37:58.880 --> 00:38:01.340
‫اگه به اون شلیک کنین،
‫اونوقت باید به منم شلیک کنین!

00:38:01.380 --> 00:38:03.970
‫شما می‌گین که شما کارتون محافظت و خدمت کردنه.

00:38:04.010 --> 00:38:07.180
‫ولی در برابر کی دارین
‫از این بچه محافظت می‌کنین، هوم؟

00:38:07.220 --> 00:38:11.100
‫اون هیچ کار اشتباهی نکرده،
‫پس دست از سرش بردارین!

00:38:13.560 --> 00:38:15.600
‫برین! لطفا!

00:38:15.650 --> 00:38:20.110
‫وظیفه‌تون رو انجام بدین
‫و بذارین پسرم رو نجات بدم!

00:38:20.150 --> 00:38:21.780
‫خواهش می‌کنم!

00:38:25.200 --> 00:38:26.700
‫تمامی واحدها...

00:38:26.740 --> 00:38:28.240
‫در بلوار ویلشر و خیابان سوم جمع بشید.

00:38:28.280 --> 00:38:30.950
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها
‫در بلوار ویلشر و خیابان سوم جمع بشید.

00:38:30.990 --> 00:38:34.370
‫- برین عقب.
‫- بریم.

00:38:36.420 --> 00:38:38.170
‫ممنون، آقای پارک.

00:38:40.250 --> 00:38:46.090
‫می‌تونی با سریع رانندگی کردن
‫ازم تشکر کنی، دوین.

00:38:58.940 --> 00:39:00.270
‫- حالش چطوره؟ ‫- فعلا وضعیتش ثابته.
- ‫ولی واقعا باید عجله کنیم.

00:39:01.440 --> 00:39:03.400
‫سانی...

00:39:03.440 --> 00:39:05.820
‫متاسفم.

00:39:05.860 --> 00:39:08.240
‫خیلی متاسفم.

00:39:13.790 --> 00:39:15.410
‫لطفا بهم بگو که زنده می‌مونه.

00:39:15.450 --> 00:39:17.420
‫نه تنها سانی زنده می‌مونه،

00:39:17.460 --> 00:39:20.670
‫بلکه اون و دوین قراره
‫یه امپراتوری کفش سفارشی بسازن...

00:39:20.710 --> 00:39:22.250
‫به لطف جین،

00:39:22.300 --> 00:39:25.210
‫که با پول بیمه اولین سرمایه‌گذارشون میشه.

00:39:26.260 --> 00:39:27.930
‫دنیل هم بعد از نیروی دریایی،

00:39:27.970 --> 00:39:29.510
‫میره دانشکده‌ی حقوق...

00:39:29.550 --> 00:39:31.430
‫و اولین مدیر ارشد مالی شرکت میشه.

00:39:31.470 --> 00:39:36.140
‫پس آره، در نهایت اوضاع خانواده‌ی پارک خوب میشه.

00:39:40.350 --> 00:39:43.730
‫حالش خوب میشه.

00:39:49.360 --> 00:39:51.160
‫همه‌مون خوب می‌شیم.

00:40:00.630 --> 00:40:02.130
‫مأموریت با موفقیت به پایان رسید، دریاسالار.

00:40:02.170 --> 00:40:03.710
‫احسنت.

00:40:03.750 --> 00:40:05.170
‫مخصوصا تحت اون شرایط.

00:40:05.170 --> 00:40:08.380
‫یعنی، همه‌مون می‌دونیم که این جهش برات راحت نبود.

00:40:08.420 --> 00:40:11.720
‫نه، نبود.

00:40:14.350 --> 00:40:15.470
‫شب بخیر.

00:40:17.460 --> 00:40:20.290
‫مطمئنی که حالت خوبه؟

00:40:20.330 --> 00:40:21.710
‫خوب می‌شم.

00:40:32.600 --> 00:40:34.020
- ‫هی.
- ‫گوش کن.

00:40:35.520 --> 00:40:37.560
‫می‌دونم که امشب به رستوران امیلیو دل بسته بودی،

00:40:37.600 --> 00:40:40.610
‫ولی میشه قرار شام‌مون رو
‫به یه وقت دیگه موکول کنیم؟

00:40:42.900 --> 00:40:45.280
‫آره...

00:40:45.320 --> 00:40:49.990
‫امیدوار بودم که باهام به یه جلسه‌ی معتادان گمنام بیای.

00:40:50.030 --> 00:40:52.330
‫من نیاز به کمک دارم، بث.

00:40:52.370 --> 00:40:56.750
‫و واقعا حمایتت بهم کمک می‌کنه.

00:41:01.630 --> 00:41:04.420
‫هنری!

00:41:04.460 --> 00:41:07.130
‫منم، لارنس.

00:41:07.170 --> 00:41:10.050
‫خدا رو شکر.
‫خدا رو شکر که اینجایی.

00:41:10.090 --> 00:41:11.640
‫تو داری خون‌ریزی می‌کنی!
‫چی شده؟

00:41:15.100 --> 00:41:17.060
‫یکی دنبالم کرد.

00:41:17.100 --> 00:41:18.770
‫فکر کردن من فرمول رو دارم.

00:41:18.810 --> 00:41:20.140
‫حالت خوب میشه.

00:41:20.140 --> 00:41:22.020
‫- فقط نفس بکش.
‫- اون چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

00:41:22.060 --> 00:41:24.270
‫کمک! ما نیاز به کمک داریم!

00:41:24.320 --> 00:41:27.940
‫هنری، این واقعیه.
‫تو باید پیداش کنی.

00:41:27.990 --> 00:41:29.650
‫تا اونا پیداش نکردن!

00:41:29.700 --> 00:41:31.740
‫باهم پیداش می‌کنیم.

00:41:31.780 --> 00:41:34.370
‫باشه؟ پس طاقت بیار.
‫طاقت بیار، لارنس!

00:41:34.410 --> 00:41:37.750
‫راه‌یاب.

00:41:37.790 --> 00:41:39.000
‫لارنس.

00:41:39.040 --> 00:41:42.830
‫لارنس! لارنس!

00:41:42.830 --> 00:41:46.830
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:46.854 --> 00:41:53.854
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.