﻿WEBVTT

00:00:04.796 --> 00:00:06.256
‫آنچه گذشت...

00:00:06.297 --> 00:00:08.925
‫و تو تراشه پردازش کوانتومی‌ای که...

00:00:08.967 --> 00:00:10.760
‫رئیست برام ساخت،
‫یه اشکال ناجوری پیدا کردم.

00:00:10.760 --> 00:00:14.139
‫تراشه داره کد زیگی رو از مرکز
‫به بیرون انتقال میده،

00:00:14.180 --> 00:00:15.265
‫که احتمالا به خودش فرستاده میشه.

00:00:15.306 --> 00:00:16.349
‫تو با یکی دیگه هستی.

00:00:16.391 --> 00:00:17.851
‫با همدیگه پشت سرش می‌ذاریم.

00:00:17.892 --> 00:00:19.978
‫تو مأمور رابرت کوک از پروژه‌ی نشانه هستی.

00:00:20.019 --> 00:00:21.104
‫هانا بودی، درسته؟

00:00:21.146 --> 00:00:22.856
‫من به همه‌جور چیزهای غیرممکن باور دارم.

00:00:22.856 --> 00:00:24.774
‫تو سعی کن یویو رو...

00:00:24.816 --> 00:00:25.984
‫به یکی که نمی‌دونه چیه
‫توضیح بدی.

00:00:26.025 --> 00:00:28.069
‫نیروی گریز از مرکز،
‫تکانه زاویه‌ای،

00:00:28.111 --> 00:00:29.612
‫صد سال پیش...

00:00:29.654 --> 00:00:31.531
‫این جادوگری تلقی می‌شد.

00:00:34.743 --> 00:00:36.411
‫هنری!

00:00:37.528 --> 00:00:40.281
‫منم، لارنس.

00:00:40.323 --> 00:00:43.368
‫خدا رو شکر.
‫خدا رو شکر که اینجایی.

00:00:43.409 --> 00:00:45.036
‫تو داری خون‌ریزی می‌کنی!
‫چی شده؟

00:00:48.247 --> 00:00:50.291
‫یکی دنبالم کرد.

00:00:50.333 --> 00:00:51.918
‫فکر کردن من فرمول رو دارم.

00:00:51.960 --> 00:00:53.961
‫حالت خوب میشه.
‫فقط نفس بکش.

00:00:54.003 --> 00:00:55.338
‫اون چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

00:00:55.380 --> 00:00:56.756
‫کمک!

00:00:56.798 --> 00:00:58.049
‫ما نیاز به کمک داریم!

00:00:58.091 --> 00:00:59.550
‫هنری، واقعیه.

00:00:59.592 --> 00:01:03.262
‫تا پیداش نکردن، باید باید پیداش کنی.

00:01:03.304 --> 00:01:05.682
‫باهم پیداش می‌کنیم، باشه؟

00:01:05.723 --> 00:01:08.059
‫پس طاقت بیار.
‫طاقت بیار، لارنس!

00:01:08.101 --> 00:01:11.312
‫راه‌...یاب.

00:01:11.354 --> 00:01:12.313
‫لارنس.

00:01:12.355 --> 00:01:13.940
‫لارنس!

00:01:15.274 --> 00:01:17.110
‫لارنس!

00:01:17.151 --> 00:01:19.570
‫کسی مجیک رو ندیده؟
‫تو دفترش نیست.

00:01:19.612 --> 00:01:21.322
‫واسه مسائل شخصی یه روز مرخصی رفته.

00:01:21.364 --> 00:01:22.824
‫مجیک آدمی نیست که واسه مسائل شخصی
‫مرخصی بره.

00:01:22.865 --> 00:01:24.242
‫شاید جهش قبلی اونو بهم ریخته.

00:01:24.242 --> 00:01:26.327
‫اونم بعد از تمام سختی‌هایی که کشیده،
‫می‌دونین؟

00:01:26.327 --> 00:01:28.579
‫من باهاش حرف زدم.
‫حالش خوبه.

00:01:28.621 --> 00:01:30.456
‫تا اون میاد، باید برنامه بچینیم
‫تا تصمیم بگیریم...

00:01:30.456 --> 00:01:32.208
‫کی نفر بعدی کی قراره هولوگرام باشه.

00:01:32.250 --> 00:01:34.001
‫- یک، دو، سه.
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.

00:01:34.043 --> 00:01:35.294
‫- ایول!
‫- ای خدا، بخشکی شانس!

00:01:35.336 --> 00:01:37.171
‫- چرا همش می‌بازم؟
‫- ایان، همیشه کاغذ بیار.

00:01:37.213 --> 00:01:39.090
‫رویدادهای احتمالی اینطوری عمل نمی‌کنه.

00:01:39.630 --> 00:01:41.210
‫اینطوری نیست دیگه.

00:01:41.250 --> 00:01:42.590
‫اوه نگاه کنین، پیداش کردم.

00:01:42.590 --> 00:01:44.300
‫پیداش کردم.

00:01:46.760 --> 00:01:48.140
‫چی شده؟

00:01:48.180 --> 00:01:50.890
‫نمی‌دونم.
‫تازه سیگنالش رو دریافت کردم.

00:01:50.930 --> 00:01:52.640
‫ایان، گمش کردیم؟

00:01:52.680 --> 00:01:54.930
‫منظورت اینه که کلا گمش کردیم؟
‫نه، نه، نه، نه.

00:01:54.980 --> 00:01:57.810
‫انگار این یه خطای سیستم داخلیه.

00:01:59.770 --> 00:02:01.440
‫[توجهت رو جلب کردم؟]

00:02:02.230 --> 00:02:07.110
‫من میرم سرورهای پشتیبان رو بررسی کنم.

00:02:07.150 --> 00:02:10.410
‫ولی زود برمی‌گردم.

00:02:10.450 --> 00:02:12.330
‫تو وقتی بخوای خوب سریع عمل می‌کنی.

00:02:12.370 --> 00:02:14.120
‫وقتی به تیم امنیتی بگم
‫اونا هم سریع عمل می‌کنن.

00:02:14.160 --> 00:02:15.540
‫تو این کارو نمی‌کنی، ایان،

00:02:15.540 --> 00:02:17.000
‫نه وقتی که من تنها شانست...

00:02:17.000 --> 00:02:18.120
‫واسه راه‌اندازی دوباره‌ی سیستمت هستم.

00:02:18.170 --> 00:02:19.580
‫ببین، چی می‌خوای؟

00:02:19.630 --> 00:02:21.920
‫کارفرمای من تراشه‌ای رو برات مهیا کرد
‫به این شرط که...

00:02:21.960 --> 00:02:25.260
‫موقع استفاده از تراشه
‫هر داده‌ای که جمع‌آوری کنی رو باهاش به اشتراک بذاری.

00:02:25.300 --> 00:02:28.090
‫من به قولم عمل می‌کنم، باشه؟

00:02:28.130 --> 00:02:30.840
‫ولی الان نیاز دارم که اون تراشه‌ کوانتومی
‫دوباره فعال بشه.

00:02:30.890 --> 00:02:32.050
‫مسئله اضطراریه.

00:02:32.100 --> 00:02:33.390
‫دوست دارم کمکت کنم،

00:02:33.430 --> 00:02:35.220
‫ولی تراشه هر 24 ساعت...

00:02:35.270 --> 00:02:37.020
‫به کد مجوز احتیاج داره تا فعال بمونه.

00:02:37.060 --> 00:02:38.730
‫بعد که وقتی دیدیم ما رو مسدود کردی...

00:02:38.770 --> 00:02:40.440
‫شما داشتین داده‌ها رو می‌دزدیدین.

00:02:40.480 --> 00:02:42.150
‫نه، داشتیم داده‌هایی رو دریافت می‌کردیم...

00:02:42.190 --> 00:02:43.980
‫که حق دریافت‌شون رو داشتیم.

00:02:44.020 --> 00:02:47.400
‫خودت این معامله رو کردی، ایان.

00:02:47.440 --> 00:02:48.650
‫این چطوره؟

00:02:48.700 --> 00:02:50.740
‫بگو باهم به توافق رسیدیم.

00:02:50.780 --> 00:02:53.830
‫منم از روی حسن نیت،
‫تا آخر امروز...

00:02:53.870 --> 00:02:56.500
‫تراشه رو فعال می‌کنم.

00:02:56.540 --> 00:02:59.960
‫خب، شما خیلی از کالیفرنیا دور شدین،
‫پروفسور مک‌کوی.

00:03:00.000 --> 00:03:01.750
‫و اینکه شما آخرین نفر مقتول رو زنده دیدین.

00:03:01.750 --> 00:03:03.790
‫بهتون که گفتم، من وقتی رسیدم اینجا...

00:03:03.840 --> 00:03:05.210
‫به پروفسور لارنس حمله شده بود.

00:03:05.250 --> 00:03:07.170
‫اون گفت که قاتل چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

00:03:07.210 --> 00:03:09.340
‫اوه، که چشم‌هاش بی‌رحم بودن.

00:03:09.380 --> 00:03:10.930
‫خب، این حتما کمکمون می‌کنه
‫که راحت‌تر پیداش کنیم.

00:03:10.970 --> 00:03:12.800
‫ببینین، من هنوز متوجه نمیشم...

00:03:12.850 --> 00:03:15.640
‫که شما تنهایی ساعت چهار صبح
‫توی محوطه‌ دانشگاه چیکار می‌کردین.

00:03:15.680 --> 00:03:17.680
‫ببخشید دیر کردم.

00:03:17.730 --> 00:03:18.980
‫مشکلات فنی داشتیم.

00:03:19.020 --> 00:03:21.230
‫پروفسور مک‌کوی،
‫شما ارتباطی با حزب کمونیست ندارین؟

00:03:21.270 --> 00:03:22.810
‫چی؟

00:03:22.860 --> 00:03:24.900
‫اوه...

00:03:24.940 --> 00:03:27.070
‫اوه، اون بدجور در اشتباهه.

00:03:27.110 --> 00:03:29.190
‫اون قبل از اینکه پروفسور بشه،
‫سر گروهبان مک‌کوی...

00:03:29.240 --> 00:03:30.740
‫در دوران جنگ جهانی دوم...

00:03:30.780 --> 00:03:33.120
‫در لشکر هشتم هوابرد خدمت کرده،
‫چندین تور اعزامی به نرماندی داشته.

00:03:33.160 --> 00:03:34.370
‫آقای مک‌کوی...

00:03:34.410 --> 00:03:36.370
‫تو می‌تونی منو سرگروهبان صدا کنی.

00:03:36.410 --> 00:03:38.660
‫من این افتخار رو بعد از خدمت
‫در نرماندی به دست آوردم.

00:03:38.700 --> 00:03:41.250
‫- تو کجا خدمت کردی؟
‫- ظاهراً تو رستوران دیری کوئین.

00:03:41.290 --> 00:03:42.620
‫ما قدردان خدمتتون هستیم،

00:03:42.670 --> 00:03:44.330
‫ولی بازم شما شاهد مایی...

00:03:44.330 --> 00:03:46.040
‫یک قتل هستین.

00:03:46.090 --> 00:03:48.050
‫ازتون می‌خوام که شهر رو ترک نکنین.

00:03:48.090 --> 00:03:50.050
‫- تموم شد؟
‫- فعلا آره.

00:03:53.090 --> 00:03:54.550
‫اووه.

00:03:54.600 --> 00:03:55.850
‫تو نبرد نرماندی اینطوری شدی.

00:03:55.890 --> 00:03:57.470
‫ها.

00:03:57.510 --> 00:03:59.640
‫به شهر پرینستونِ نیوجرسی خوش اومدی.

00:03:59.680 --> 00:04:01.190
‫سال 1955 هستش.

00:04:01.230 --> 00:04:03.850
‫تو یه استاد فیزیک مهمون در دانشگاه اینجا هستی
‫و همین الانشم مظنون...

00:04:03.900 --> 00:04:04.900
‫یه قتل حل‌نشده هستی.

00:04:04.940 --> 00:04:08.110
‫یه دقیقه صبر کن.
‫پرینستون در سال 1955؟

00:04:08.150 --> 00:04:10.490
‫جن، ما تو هیجان‌انگیزترین مکان...

00:04:10.530 --> 00:04:13.530
‫در هیجان‌انگیزترین زمانِ تاریخ علمی آمریکا هستیم.

00:04:13.570 --> 00:04:15.240
‫تمام نابغه‌ها الان اینجا...

00:04:15.280 --> 00:04:16.990
‫مشغول کار هستن، که شامل...

00:04:18.450 --> 00:04:20.290
‫قهرمان تو آلبرت اَینشتَین هم میشه.

00:04:20.330 --> 00:04:21.660
‫می‌دونیم.

00:04:21.710 --> 00:04:23.620
‫تو ناهارهای زیادی رو
‫با پایان‌نامه‌هات...

00:04:23.620 --> 00:04:25.170
‫درمورد پدر فضا...

00:04:25.210 --> 00:04:27.460
‫فضازمان، نسبیت،
‫درهم‌تنیدگی کوانتومی.

00:04:27.500 --> 00:04:29.710
‫اصلا من به خاطر اینشتین...

00:04:29.760 --> 00:04:31.050
‫عاشق فیزیک شدم.

00:04:31.090 --> 00:04:33.930
‫و فرصت دیدنش رو دارم.

00:04:33.970 --> 00:04:35.680
‫اوه، شرمنده بن.

00:04:35.720 --> 00:04:38.970
‫امروز 15ام مِی هستش.
‫اینشتین یه ماه پیش فوت کرد.

00:04:39.010 --> 00:04:40.430
‫اوه.

00:04:40.470 --> 00:04:42.430
‫صبر کن، این ممکنه...

00:04:42.480 --> 00:04:43.690
‫به دلیل اینجا بودنت ربط داشته باشه.

00:04:43.690 --> 00:04:45.270
‫مرگ اینشتین؟

00:04:45.310 --> 00:04:47.060
‫به نظر میاد که پروفسور لارنس مرحوم...

00:04:47.110 --> 00:04:48.570
‫چندتا نامه به پروفسور مک‌کوی نوشته...

00:04:48.610 --> 00:04:50.440
‫که تو باشی، و ازت خواسته کمکش کنی...

00:04:50.480 --> 00:04:52.570
‫دنبال فرمول گم‌شده‌ای بگرده
‫که توسط...

00:04:52.610 --> 00:04:54.450
‫آلبرت اینشتین خلق شده.

00:04:54.490 --> 00:04:56.910
‫جن نه، من تمام مقالاتی...

00:04:56.950 --> 00:04:59.160
‫که آلبرت اینشتین منتشر کرده،
‫تمام سوابق تاریخی،

00:04:59.200 --> 00:05:00.620
‫و تمام بیوگرافی‌ها رو خوندم.

00:05:00.660 --> 00:05:02.620
‫و چیزی درمورد یه فرمول گم شده وجود نداره.

00:05:02.660 --> 00:05:04.710
‫شاید روی یه پروژه‌ی فوق محرمانه کار می‌کرده.

00:05:04.750 --> 00:05:07.040
‫- بیخیال، اونا مثلا...
‫- پروفسور مک‌کوی؟

00:05:07.080 --> 00:05:10.050
‫ما از طرف کمیسیون انرژی اتمی هستیم.

00:05:10.090 --> 00:05:11.920
‫میشه لطفا همراه ما بیاید؟

00:05:11.960 --> 00:05:13.130
‫می‌خواین دستگیرم کنین؟

00:05:13.170 --> 00:05:15.090
‫اتفاقا برعکس.

00:05:16.840 --> 00:05:20.140
‫ما به کمکت احتیاج داریم.

00:05:20.180 --> 00:05:22.060
‫اون همونیه که فکر می‌کنم؟

00:05:24.060 --> 00:05:25.810
‫آره.

00:05:25.810 --> 00:05:32.810
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:32.834 --> 00:05:36.834
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:05:38.780 --> 00:05:41.450
‫اونم یه جهش‌گر دیگه‌ست؟
‫مثل مارتینز؟

00:05:41.490 --> 00:05:44.330
‫ما ناهنجاری کوانتومی‌ای رو تشخیص نمی‌دیم، نه.

00:05:44.370 --> 00:05:46.580
‫اون هانا کارسونه، زنی که 6 سال پیش...

00:05:46.620 --> 00:05:49.380
‫تو نیومکزیکو دیدیش،
‫همونی که بهش گفتی به پرینستون بیاد.

00:05:49.420 --> 00:05:50.920
‫مگه چقدر احتمال داره که...

00:05:50.920 --> 00:05:52.920
‫تو دو جهش با یه نفر برخورد داشته باشم؟

00:05:52.960 --> 00:05:54.880
‫من که ایان نیستم، پس...

00:05:54.920 --> 00:05:56.220
‫یه رقم دقیق عجیبی ندارم بهت بگم.

00:05:56.260 --> 00:05:58.930
‫ولی به نظرم احتمالش به شدت کمه.

00:05:58.970 --> 00:06:02.600
‫شاید شتاب دهنده تصمیم گرفته که
‫تو نیاز به یه دوست داری.

00:06:03.850 --> 00:06:06.270
‫از اینجا به بعدش با خودمون.

00:06:06.310 --> 00:06:08.560
‫پروفسور لارنس گفت که می‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

00:06:08.600 --> 00:06:10.310
‫نیازی به گفتن نیست که
‫تمام چیزهایی که اینجا می‌بینی...

00:06:10.310 --> 00:06:13.230
‫کاملا محرمانه‌ست.

00:06:13.280 --> 00:06:15.740
‫جن، این پروژه‌ی ماترهورنه،

00:06:15.780 --> 00:06:17.950
‫برنامه دولتی‌ای که کارش...

00:06:17.990 --> 00:06:19.410
‫تحقیقات گرماهسته‌ای فوق سری بود.

00:06:19.450 --> 00:06:21.120
‫الان می‌خواستم همینو بهت بگم.

00:06:21.160 --> 00:06:22.740
‫صبر کن، من چرا یواش دارم حرف می‌زنم؟

00:06:22.780 --> 00:06:26.080
‫پروفسور، آماده‌ای که نگاهی به آینده بندازی؟

00:06:31.590 --> 00:06:35.050
‫آینده یه هزارتوی همستر استیم‌پانکه؟

00:06:37.010 --> 00:06:39.220
‫استلراتور.

00:06:39.260 --> 00:06:42.300
‫یادمه راجع‌به این خونده بودم.

00:06:42.350 --> 00:06:43.890
‫تو نامه‌ها.

00:06:43.930 --> 00:06:46.020
‫لارنس بهم گفت که دارین روی تکنولوژی جدید...

00:06:46.020 --> 00:06:47.520
‫همجوشی هسته‌ای کار می‌کنین.

00:06:47.560 --> 00:06:48.770
‫بله.

00:06:48.810 --> 00:06:50.940
‫این سیم پیچ‌های مغناطیسی بهمون اجازه میدن...

00:06:50.980 --> 00:06:53.770
‫تا ذرات پلاسما رو تحریک کنیم
‫که روی کاغذ...

00:06:53.820 --> 00:06:56.860
‫یه روزی می‌تونن انرژی پاک بی‌نهایت تولید کنن.

00:06:58.990 --> 00:07:00.820
‫ساعت داری؟

00:07:00.860 --> 00:07:02.120
‫آره.

00:07:02.160 --> 00:07:04.030
‫اوه.

00:07:04.080 --> 00:07:05.200
‫آه.

00:07:07.540 --> 00:07:09.080
‫ببخشید، این شوخی هچوقت تکراری نمیشه.

00:07:09.120 --> 00:07:10.540
‫نه، این...
‫اوه.

00:07:10.580 --> 00:07:12.630
‫دستیار پژوهشی بنده رو ببخشین.

00:07:12.670 --> 00:07:15.210
‫اون عین یه بچه‌ی بازیگوش می‌مونه.

00:07:15.250 --> 00:07:18.970
‫من دکتر کارل داناون هستم،
‫سرپرست پروژه‌ی ماترهورن.

00:07:19.010 --> 00:07:22.640
‫خیلی ممنون که در چنین شرایط دشواری اومدین...

00:07:22.680 --> 00:07:23.720
‫پروفسور مک‌کوی.

00:07:23.760 --> 00:07:25.260
‫پروفسور لارنس مرد خوبی بود.

00:07:25.310 --> 00:07:27.100
‫خیلی بهت تسلیت می‌گم.

00:07:27.140 --> 00:07:29.100
‫لطفا، بشینین.

00:07:31.790 --> 00:07:34.580
‫دیگه می‌تونین تشریف ببری، خانوم کارسون.

00:07:38.290 --> 00:07:41.550
‫من گمون می‌کنم که لارنس...

00:07:41.590 --> 00:07:44.880
‫مسائل زیادی رو بهتون گفته،
‫از جمله جستجوش...

00:07:44.930 --> 00:07:46.260
‫برای پیدا کردن فرمول اینشتین.

00:07:46.300 --> 00:07:48.800
‫- بهت گفته بودم.
‫- بهش اشاره کرده بود.

00:07:48.850 --> 00:07:50.970
‫ولی جزئیات رو کامل بهم نگفته بود.

00:07:51.010 --> 00:07:54.560
‫اینشتین قبل از مرگش، درگیر...

00:07:54.600 --> 00:07:58.270
‫حل کردن مشکلات همجوشی هسته‌ای بود.

00:07:58.310 --> 00:08:01.190
‫- که مشکلات زیادی داره.
‫- و حلشون کرده بود.

00:08:01.230 --> 00:08:02.730
‫واقعا؟

00:08:02.780 --> 00:08:07.030
‫بله، اینشتین چند روز قبل از مرگش
‫فرمولی نوشته بود.

00:08:07.070 --> 00:08:09.780
‫ولی فکر می‌کردن که کارش هم همراه با خودش
‫از دست رفته.

00:08:09.830 --> 00:08:11.410
‫تا اینکه لارنس سرنخی ازش پیدا کرد...

00:08:11.450 --> 00:08:13.410
‫که بعد با من ارتباط برقرار کرد.

00:08:13.450 --> 00:08:16.290
‫هرچی که بوده، لارنس هرگز...

00:08:16.330 --> 00:08:18.170
‫به ما در ماترهورن چیزی نگفت.

00:08:18.210 --> 00:08:20.250
‫اون منتظر شما بود.

00:08:20.290 --> 00:08:22.500
‫متاسفانه یکی دیگه زودتر رفت سراغش.

00:08:22.550 --> 00:08:24.380
‫"فکر کردن من فرمول رو دارم".

00:08:24.420 --> 00:08:25.970
‫اون قبل از مرگش اینو گفت.

00:08:26.010 --> 00:08:28.260
‫پروفسور مک‌کوی، ممکنه که عموم مردم...

00:08:28.300 --> 00:08:32.310
‫ندونن ما اینجا در ماترهورن چیکار می‌کنیم.

00:08:32.350 --> 00:08:35.390
‫ولی بهتون اطمینان میدم که
‫دشمنان‌مون می‌دونن.

00:08:35.430 --> 00:08:38.150
‫مدتی هست که جاسوسان شوروی...

00:08:38.190 --> 00:08:39.650
‫این پروژه رو هدف گرفتن.

00:08:39.690 --> 00:08:42.150
‫لزومی نداره بهتون بگم که اگه شوروی‌ها...

00:08:42.190 --> 00:08:45.740
‫اون فرمول رو پیدا کنن،
‫اونا...

00:08:45.780 --> 00:08:47.530
‫یه شبه به قدرت بی‌نهایت می‌رسن.

00:08:47.570 --> 00:08:49.870
‫و ایالات متحده...

00:08:49.910 --> 00:08:51.950
‫به معنای واقعی در تاریکی فرو میره.

00:08:51.990 --> 00:08:53.990
‫به نظرتون بتونین پیداش کنین؟

00:08:54.040 --> 00:08:55.910
‫مک‌کوی تو خط زمانی اصلی موفق نشد.

00:08:55.950 --> 00:08:58.080
‫ولی زیگی میگه که 97 درصد احتمال داره...

00:08:58.120 --> 00:08:59.670
‫که تو واسه به اتمام رسوندش اینجا باشی.

00:08:59.710 --> 00:09:01.040
‫لارنس دوست من بود.

00:09:01.080 --> 00:09:04.130
‫و اینشتین هم الگوی من بوده.

00:09:07.510 --> 00:09:10.930
‫اگه اون فرمول اینجا باشه،
‫من پیداش می‌کنم.

00:09:21.900 --> 00:09:24.520
‫تو نمی‌تونی این کارو کنی.
‫فقط اعضا اجازه دارن.

00:09:24.570 --> 00:09:28.570
‫آروم باش بابا.
‫الان زحمت یک روزتون رو حل کردم.

00:09:28.610 --> 00:09:30.410
‫قضیه چی بود؟

00:09:30.450 --> 00:09:32.120
‫اعضای آکادمی ملی علوم.

00:09:32.160 --> 00:09:33.870
‫عین یه باشگاه پسرونه‌ست.

00:09:33.910 --> 00:09:35.410
‫اونا کل روز وانمود می‌کنن...

00:09:35.450 --> 00:09:38.000
‫که باهوشن
‫و کمک هزینه‌های تحقیقاتی تپلی دریافت می‌کنن.

00:09:38.040 --> 00:09:40.460
‫درسته، آکادمی ملی علوم.

00:09:40.500 --> 00:09:42.210
‫گمون کنم که زن‌هایی مثل تو...

00:09:42.250 --> 00:09:44.710
‫مدام نادیده گرفته می‌شن.

00:09:44.750 --> 00:09:46.130
‫ولی روز منم میرسه.

00:09:46.170 --> 00:09:47.760
‫در این مدت اگه در محوطه‌ی دانشگاه...

00:09:47.760 --> 00:09:49.550
‫کمکی نیاز داشتی، من در خدمتم.

00:09:49.590 --> 00:09:51.840
‫دارم یه مقاله‌ای رو تموم می‌کنم
‫ولی بازم در خدمتم.

00:09:51.890 --> 00:09:53.220
‫ها. درمورد چی تحقیق می‌کنی؟

00:09:53.260 --> 00:09:55.560
‫گره‌گشاییِ نظریه‌ی درهم‌تنیدگی کوانتومی.

00:09:55.600 --> 00:09:57.180
‫داناون قراره کمکم کنه که
‫در آخر این سه ماهه...

00:09:57.180 --> 00:09:58.310
‫منتشرش کنم.

00:09:58.350 --> 00:10:00.600
‫دیگه خدافظ، باشگاه پسرونه‌.

00:10:00.640 --> 00:10:02.400
‫این عالیه، هانا.

00:10:04.980 --> 00:10:06.480
‫مگه من اسمم رو بهت گفته بودم؟

00:10:06.530 --> 00:10:07.730
‫هوم؟

00:10:07.780 --> 00:10:09.570
‫من...

00:10:09.610 --> 00:10:13.450
‫پروفسور لارنس تو نامه‌هاش
‫درموردت نوشته بود.

00:10:13.490 --> 00:10:16.080
‫گفته بود که تو خیلی باهوشی.

00:10:16.120 --> 00:10:17.910
‫ظاهراً تو اهل نیومکزیکو هستی؟

00:10:17.950 --> 00:10:22.960
‫آره، درواقع داستان دیوونه‌واریه.

00:10:23.000 --> 00:10:27.090
‫بگذریم، اگه کارم داشتی همینجام.

00:10:27.130 --> 00:10:29.590
‫موفق باشی، پروفسور مک‌کوی.

00:10:29.630 --> 00:10:31.130
‫ممنون.

00:10:31.154 --> 00:10:33.154
ا‌را‌ئه‌‌ا‌ی‌ ا‌ز وب‌س‍ایت‌ ب‍ا‌م‍ا‌‌ب‍ی‍ن

00:10:33.840 --> 00:10:36.680
‫بن، من دارم به مقاله‌ای که بهش اشاره کرد
‫نگاه می‌کنم.

00:10:36.720 --> 00:10:38.060
‫اسم هانا روش نیست.

00:10:38.100 --> 00:10:40.020
‫درواقع اسمش رو هیچ مقاله‌ی منتشر شده نیست.

00:10:40.060 --> 00:10:41.350
‫اون سال‌ها برای داناون کار می‌کنه،

00:10:41.390 --> 00:10:42.730
‫و داناون همش مقاله‌ها رو به اسمش منتشر می‌کنه.

00:10:42.730 --> 00:10:44.900
‫غلط کرد.

00:10:44.940 --> 00:10:46.440
‫میشه دوباره بگی؟

00:10:46.480 --> 00:10:50.150
‫گفتم می‌تونم از کمکت استفاده کنم در اون...
‫در این...

00:10:50.190 --> 00:10:52.990
‫جستجوم برای پیدا کردن فرمول اینشتین.

00:10:53.030 --> 00:10:54.910
‫بصورت رسمی هست.

00:10:54.950 --> 00:10:58.620
‫اعتبار هر کشفی که کردیم
‫بصورت مساوی به اسم هر دومون تموم میشه.

00:10:58.660 --> 00:11:00.540
‫یه تیر، دو نشون.
‫از این برنامه خوشم میاد.

00:11:00.580 --> 00:11:03.330
‫می‌خوای اعتبارش رو با من سهیم بشی؟

00:11:03.370 --> 00:11:04.710
‫تو اصلا منو نمی‌شناسی.

00:11:04.750 --> 00:11:06.920
‫خب، انصاف باید رعایت بشه.

00:11:06.960 --> 00:11:09.460
‫همونطور که گفتم، لارنس ازت خوشش میومد.

00:11:09.500 --> 00:11:12.720
‫بنابراین گفتم که شاید این درهایی رو برات باز کنه.

00:11:14.050 --> 00:11:17.100
‫آره، تمام درها رو برام باز می‌کنه.

00:11:17.140 --> 00:11:18.510
‫ممنون.

00:11:18.560 --> 00:11:20.270
‫من...

00:11:20.310 --> 00:11:23.310
‫آخه...
‫پروفسور، حرفم قراره عجیب به نظر بیاد.

00:11:23.350 --> 00:11:26.100
‫ولی ما قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

00:11:27.980 --> 00:11:30.320
‫نه، نه.

00:11:30.360 --> 00:11:33.530
‫نه، صرفا قیافه‌ام اینطوریه.

00:11:35.200 --> 00:11:38.160
‫پس باشه.

00:11:38.200 --> 00:11:40.580
‫این فرمول، از کجا می‌خوای شروع کنی؟

00:11:40.620 --> 00:11:43.200
‫لارنس برام نوشته بود که اون سرنخی...

00:11:43.250 --> 00:11:44.710
‫درمورد محل فرمول پیدا کرده.

00:11:44.750 --> 00:11:47.710
‫ولی من اصلا نمی‌دونم که کجا ممکنه باشه.

00:11:47.750 --> 00:11:50.500
‫هوم، نظر علمی منو می‌خوای؟

00:11:50.550 --> 00:11:53.470
‫- لطفا.
‫- آپارتمانش رو می‌گردیم.

00:11:53.510 --> 00:11:56.470
‫هوشمندانه‌ست.

00:11:56.510 --> 00:11:58.470
‫مغز کس دیگه‌ای هم...

00:11:58.510 --> 00:11:59.970
‫درگیر احتمالات نیست؟

00:12:00.010 --> 00:12:02.810
‫یعنی، اگه بن در سال 1955
‫به راز همجوشی پی ببره،

00:12:02.850 --> 00:12:05.440
‫این مسیر قرن 20ام رو به شدت تغییر نمیده؟

00:12:05.480 --> 00:12:08.230
‫دیگه خبری از پمپ بنزین نیست.
‫دیگه گرمایش جهانی وجود نداره.

00:12:08.270 --> 00:12:09.900
‫مجیک عجب روزی هم مرخصی رفته.

00:12:09.900 --> 00:12:12.360
‫این اثر پروانه‌ای واسه پایان دادن
‫به تمام اثرهای پروانه‌ایه.

00:12:12.400 --> 00:12:14.240
‫وقتی این تموم شد
‫ماشین‌هامون قراره تو هوا حرکت کنن.

00:12:14.240 --> 00:12:15.740
‫بیاین ماشین‌های پرنده رو فراموش کنیم
‫و تمرکزمون رو بذاریم...

00:12:15.740 --> 00:12:18.280
‫روی کمک کردن به بن،
‫اول ببینیم که دیگه چه کسی...

00:12:18.320 --> 00:12:20.200
‫در سال 1955 دنبال اون فرمول می‌گرده؟

00:12:20.240 --> 00:12:22.540
‫ایان کجاست؟

00:12:22.580 --> 00:12:24.250
‫دارن سعی می‌کنن بفهمن که
‫امروز صبح...

00:12:24.290 --> 00:12:25.870
‫چه چیزی باعث رخ دادن اون نقص شده بود.

00:12:25.910 --> 00:12:27.870
‫باشه، باشه، من می‌تونم این کارو کنم.

00:12:27.920 --> 00:12:31.540
‫من تو آرشیوهای قدیمی سازمان‌های اطلاعاتی می‌گردم...

00:12:31.590 --> 00:12:37.630
‫تا ببینم چه چیزی می‌تونم درمورد جاسوس‌های روسی
‫در پرینستون پیدا کنم.

00:12:37.680 --> 00:12:40.260
‫دیدن پاتوق قبلیت برات عجیب نیست؟

00:12:40.300 --> 00:12:42.510
‫من 50 سال بعد از اون زمان
‫به اونجا رفتم.

00:12:42.560 --> 00:12:44.640
‫تا اون موقع خیلی چیزها عوض شده بود.

00:12:44.680 --> 00:12:48.100
‫آره، ولی هنوزم باید خاطراتی رو برات زنده کنه.

00:12:48.140 --> 00:12:50.310
‫اگه بن چیزی پیدا کرد
‫بهم خبر بده.

00:12:53.780 --> 00:12:54.480
‫باشه.

00:13:00.450 --> 00:13:02.450
‫یکی یه قدم ازمون جلوتره.

00:13:02.490 --> 00:13:04.620
‫خب، اگه لارنس چیزِ مهمی پیدا کرده باشه،

00:13:04.660 --> 00:13:05.870
‫جایی قایمش می‌کنه که...

00:13:05.870 --> 00:13:07.250
‫فقط تو بتونی پیداش کنی.

00:13:07.290 --> 00:13:09.710
‫چیزی به ذهنت نمیرسه؟

00:13:14.750 --> 00:13:19.090
‫ما با همدیگه خدمت کردیم.

00:13:19.130 --> 00:13:20.970
‫لارنس راجع‌بهت حرف می‌زد.

00:13:21.010 --> 00:13:24.010
‫بهم گفت که تو جونش رو نجات دادی.

00:13:24.060 --> 00:13:27.270
‫اینطوری مصدوم شدی؟

00:13:27.310 --> 00:13:29.440
‫اوه، ببخشید.

00:13:29.480 --> 00:13:32.560
‫اصلا بهم مربوط نمی‌شد.

00:13:32.610 --> 00:13:35.320
‫بن، من دارم به سوابق نظامی لارنس و مک‌کوی نگاه می‌کنم.

00:13:35.360 --> 00:13:38.610
‫لشکر هشتم هوابرد یه اسم رمزی داشته.

00:13:38.650 --> 00:13:40.820
‫راه...یاب.

00:13:40.860 --> 00:13:43.280
‫راه‌یاب.

00:13:51.330 --> 00:13:53.380
‫معنی این کلمه‌ی آلمانی "عزلت" میشه.

00:13:53.420 --> 00:13:55.630
‫و این دست‌خط آل هستش.

00:13:55.670 --> 00:13:57.260
‫صبر کن، تو الان...

00:13:57.300 --> 00:13:59.220
‫پدر نسبیت رو آل صدا کردی؟

00:13:59.260 --> 00:14:00.590
‫تو می‌شناختیش؟

00:14:00.630 --> 00:14:02.590
‫خب، ما فقط چند بار همدیگه رو دیدیم، ولی آره.

00:14:02.640 --> 00:14:05.390
‫درواقع اون آدم باحالی بود.

00:14:05.430 --> 00:14:08.640
‫صبر کن، من این پنجره رو می‌شناسم.

00:14:08.680 --> 00:14:10.190
‫وای نه، بن.

00:14:10.230 --> 00:14:12.190
‫تو کتابخونه‌ی فیزیکه.

00:14:12.230 --> 00:14:14.400
‫اینشتین داره بهمون میگه که
‫کجا رو باید بگردیم.

00:14:14.440 --> 00:14:15.730
‫هانا، این عالیه.

00:14:15.770 --> 00:14:17.570
‫برعکسش.
‫برعکس عالی بودنه.

00:14:17.610 --> 00:14:19.530
‫پیدا کردن اون سرنخ
‫کل خط زمانی رو تغییر داد.

00:14:19.530 --> 00:14:21.240
‫بیا بریم، می‌برمت اونجا.

00:14:21.280 --> 00:14:22.990
‫بن، هانا امشب می‌میره.

00:14:23.030 --> 00:14:25.830
‫پروفسور، میای؟

00:14:34.830 --> 00:14:38.000
‫خب، مکان رو درست اومدیم.

00:14:38.050 --> 00:14:40.220
‫شاید فرمول یکی از کتاب‌ها باشه؟

00:14:40.260 --> 00:14:41.880
‫تعجبی هم نداره که لارنس به کمکم نیاز داشته.

00:14:41.930 --> 00:14:44.050
‫سوزن تو انبار کاهه.

00:14:44.090 --> 00:14:47.680
‫ببخشید، این بخش کتابخونه تعطیله.

00:14:47.720 --> 00:14:49.890
‫اوه، پروفسور مک‌کوی...

00:14:49.930 --> 00:14:51.270
‫بن؟

00:14:51.310 --> 00:14:52.940
‫از طرف کمیسیون انرژی اتمی اومده.

00:14:52.940 --> 00:14:54.310
‫میشه لطفا 15 دقیقه بهمون وقت بدی؟

00:14:54.310 --> 00:14:55.730
‫اون چطوری می‌میره؟

00:14:55.770 --> 00:14:57.440
‫ظاهراً یه اتفاق آزمایشگاهی عجیبی...

00:14:57.440 --> 00:14:59.150
‫امشب تو ماترهورن رخ میده.

00:14:59.190 --> 00:15:01.570
‫تو گزارشات نوشته که هانا داشته...

00:15:01.610 --> 00:15:02.990
‫یه جور آزمایشی انجام می‌داده.

00:15:03.030 --> 00:15:04.660
‫کل ساختمون آتیش گرفته.

00:15:04.700 --> 00:15:05.990
‫پس دست از جستجو برمی‌دارم.

00:15:05.990 --> 00:15:07.160
‫نه، نمی‌تونی.

00:15:07.200 --> 00:15:08.660
‫زیگی میگه که بهترین شانس ما
‫واسه جهش کردنت...

00:15:08.660 --> 00:15:10.240
‫پیدا کردن اون فرموله.

00:15:10.290 --> 00:15:11.700
‫تازشم، اگه الان بیخیال پیدا کردن فرمول بشی،

00:15:11.700 --> 00:15:13.250
‫هانا بازم تو حادثه می‌میره.

00:15:13.290 --> 00:15:15.920
‫به زیگی بگو که این اصلا منطقی نیست.

00:15:15.960 --> 00:15:18.170
‫من ازش کمک خواستم.

00:15:18.210 --> 00:15:20.760
‫بنابراین هر اتفاقی که براش بی‌افته
‫مسئولیتش با منه.

00:15:20.800 --> 00:15:23.590
‫بن. هی، درست میشه.

00:15:23.630 --> 00:15:26.090
‫درستش می‌کنیم.
‫اینو که می‌دونی، درسته؟

00:15:28.350 --> 00:15:29.760
‫جریان چیه؟

00:15:29.810 --> 00:15:31.810
‫فکر کنم اون منو یادش میاد، جن.

00:15:31.850 --> 00:15:33.730
‫می‌دونم که تو جسم دیگه‌ای هستم،

00:15:33.770 --> 00:15:37.440
‫ولی وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫انگار منو می‌شناسه.

00:15:39.820 --> 00:15:41.440
‫تو گوشیت رو آوردی اینجا؟

00:15:41.480 --> 00:15:44.990
‫آره، من باید واسه یه مدت کوتاه برم.

00:15:45.030 --> 00:15:47.160
‫تو فقط فرمول رو پیدا کن.

00:15:47.200 --> 00:15:48.990
‫و نذار امشب هانا نزدیک ساختمون بشه، باشه؟

00:15:48.990 --> 00:15:50.280
‫چشم بهم بزنی برگشتم.

00:15:50.330 --> 00:15:51.450
‫جن...

00:15:51.490 --> 00:15:53.000
‫پس اینجایی.

00:15:53.040 --> 00:15:55.420
‫خیلی‌خب، یکم برامون وقت جور کردم.
‫می‌خوای از کجا شروع کنیم؟

00:15:55.460 --> 00:15:57.460
‫بر اساس حروف الفبا شروع کنیم؟

00:15:59.250 --> 00:16:01.500
‫باشه، بیا شروع کنیم.

00:16:04.340 --> 00:16:05.510
‫جن؟

00:16:05.550 --> 00:16:07.640
‫همه‌چی روبراهه؟

00:16:07.680 --> 00:16:09.220
‫یه مشکل امنیتی داریم.

00:16:09.260 --> 00:16:10.760
‫درواقع مشکل به حساب نمیاد،
‫یه قضیه‌ایه.

00:16:10.810 --> 00:16:14.310
‫بیا بگیم یه قضیه‌ای هست که
‫باید بهش رسیدگی کنم.

00:16:14.350 --> 00:16:16.140
‫ممکنه یه خرده طول بکشه.

00:16:29.240 --> 00:16:31.370
‫پس فکر کنم که مشکل امروز صبح
‫یه نقص تصادفی نبود.

00:16:31.370 --> 00:16:33.080
‫نه، تو دردسر جدی‌ای افتادیم.

00:16:33.120 --> 00:16:34.660
‫خب، هرکاری که داری می‌کنی،
‫داره...

00:16:34.660 --> 00:16:35.750
‫هشدارهای امنیتی منو بالا میاره.

00:16:35.790 --> 00:16:37.370
‫می‌دونم، باشه؟
‫دارم هول می‌کنم.

00:16:37.420 --> 00:16:39.500
‫- نمی‌دونم چیکار کنم.
‫- هی.

00:16:39.540 --> 00:16:41.340
‫تو نمی‌تونی به تنهایی اینو درست کنی.

00:16:41.380 --> 00:16:43.130
‫مجبورم نیستی.

00:16:43.170 --> 00:16:46.170
‫می‌دونی که باید با کی حرف بزنی، درسته؟

00:16:46.220 --> 00:16:48.340
‫آره.

00:16:48.380 --> 00:16:50.260
‫می‌دونم.

00:16:50.284 --> 00:16:52.284
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

00:17:02.060 --> 00:17:03.730
‫هیچی نیست.

00:17:03.770 --> 00:17:07.950
‫یالا دیگه، آلبرت
‫اینو کجا قایم کردی؟

00:17:07.990 --> 00:17:10.450
‫پروفسور، وقتمون داره تموم میشه.

00:17:11.780 --> 00:17:13.200
‫خیلی‌خب، تو اونجا بودی.

00:17:13.240 --> 00:17:15.870
‫ایده‌ای نداری که کجا رو باید بگردن؟

00:17:15.910 --> 00:17:17.410
‫راستش آره.

00:17:17.460 --> 00:17:20.170
‫بهشون بگو طبقه‌ی دوم رو بگردن.

00:17:20.210 --> 00:17:22.710
‫من نمی‌تونم برگردم اونجا.

00:17:22.750 --> 00:17:25.380
‫بن خیلی واضح گفتم که
‫درحال حاضر نمی‌خواد...

00:17:25.420 --> 00:17:27.970
‫من هولوگرامش باشم.

00:17:28.010 --> 00:17:29.050
‫مجیک نیست.

00:17:29.090 --> 00:17:31.430
‫ایان دستش بنده و جن هم داره...

00:17:31.470 --> 00:17:33.930
‫یه کاری می‌کنه، پس...

00:17:37.270 --> 00:17:38.310
‫نه، فکر بدیه.

00:17:38.350 --> 00:17:40.900
‫نه، از بد هم بدتره.

00:17:42.270 --> 00:17:44.230
‫تو فکر بهتری داری؟

00:17:52.110 --> 00:17:53.160
‫سلام، بن.

00:17:53.200 --> 00:17:56.410
‫من تام وستفال از وزارت دفاع هستم.

00:18:00.410 --> 00:18:02.420
‫درسته، ببخشید.

00:18:02.460 --> 00:18:03.960
‫من به جای جن اومدم.

00:18:04.000 --> 00:18:06.000
‫اون دستش گیره.

00:18:12.930 --> 00:18:14.680
‫ممنون، ولی لازم نکرده.

00:18:14.720 --> 00:18:15.930
‫به کمکت نیاز ندارم.

00:18:15.970 --> 00:18:18.600
‫می‌تونی هر کسی که باشه رو بفرستی،
‫اصلا هر کس دیگه‌ای که بود.

00:18:18.640 --> 00:18:20.020
‫کس دیگه‌ای نداریم.

00:18:20.060 --> 00:18:22.770
‫ببین، می‌دونم که این بدجور معذب کننده‌ست،

00:18:22.810 --> 00:18:24.360
‫ولی من اینجا دانشجو بودم.

00:18:24.400 --> 00:18:26.360
‫فکر کنم بتونم کمکت کنم
‫چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.

00:18:26.360 --> 00:18:27.530
‫اوه، جدی؟

00:18:27.570 --> 00:18:29.110
‫مگه وقتی تو و دوست‌هات...

00:18:29.150 --> 00:18:31.200
‫اینجا داشتین بازی می‌کردین
‫یه فرمول 50 ساله پیدا کردی؟

00:18:31.200 --> 00:18:32.490
‫نه.

00:18:32.530 --> 00:18:36.160
‫ولی یه اتاق مخفی تو طبقه‌ی دوم پیدا کردم.

00:18:36.200 --> 00:18:38.620
‫اگه حق با تو باشه، بدجور عصبی می‌شم.

00:18:38.660 --> 00:18:40.830
‫ما دنبال چی می‌گردیم؟

00:18:40.870 --> 00:18:43.120
‫در افسانه‌ها اومده که در دهه‌ی 1800،

00:18:43.170 --> 00:18:44.750
‫انجمن‌های مخفی‌ای بودن که...

00:18:44.790 --> 00:18:46.880
‫در این کتابخونه باهم دیدار می‌کردن.

00:18:46.920 --> 00:18:49.630
‫ظاهراً یه اتاق مخفی در اینجا ساختن.

00:18:49.670 --> 00:18:51.920
‫و آل زیر نقاشیش "عزلت" نوشته بود.

00:18:51.970 --> 00:18:53.510
‫پس شاید جایی کار می‌کرده...

00:18:53.550 --> 00:18:54.680
‫که هیچکس نمی‌تونسته پیداش کنه.

00:18:54.720 --> 00:18:56.470
‫خودشه.

00:19:00.680 --> 00:19:03.020
‫بیا چند از این کتاب‌ها رو بکشیم.

00:19:06.650 --> 00:19:09.020
‫صبر کن، واقعا همین دیوار بود؟

00:19:10.780 --> 00:19:11.780
‫یه جایی همینجاست.

00:19:11.820 --> 00:19:13.700
‫شاید بهتره از هم جدا بشیم.

00:19:15.450 --> 00:19:17.320
‫آخه چطور یه اتاق مخفی رو فراموش کردی؟

00:19:17.370 --> 00:19:19.990
‫قضیه واسه دوران دانشگاهه.
‫اون موقع عقل‌مون درست کار نمی‌کرد.

00:19:20.040 --> 00:19:22.830
‫اوه، منظورت اینه که میومدی اینجا...

00:19:22.870 --> 00:19:24.290
‫تا با رفیق‌هات نئشه کنی.

00:19:24.330 --> 00:19:27.130
‫نه، داشتم با زن آینده‌ام نئشه می‌کردم.

00:19:27.170 --> 00:19:29.250
‫چی؟ صبر کن ببینم، تو متاهلی؟

00:19:29.300 --> 00:19:30.670
‫خیلی‌خب، اشتباه شده بود.

00:19:30.710 --> 00:19:32.550
‫هیچ مشکلی نیسـ...

00:19:32.590 --> 00:19:34.930
‫تام رفته پیش بن؟

00:19:34.970 --> 00:19:36.090
‫فکر می‌کردم تو ادیسون رو دوست داری.

00:19:36.090 --> 00:19:40.350
‫آره، و خیلی هم داره عالی پیش میره.

00:19:40.390 --> 00:19:42.480
‫همسرم 6 سال پیش فوت کرد.

00:19:42.520 --> 00:19:44.310
‫سرطان داشت.

00:19:44.350 --> 00:19:48.520
‫میشه برگردیم سر پیدا کردن این فرمول؟

00:19:48.560 --> 00:19:50.650
‫پروفسور؟

00:19:53.150 --> 00:19:56.910
‫حالا داریم مکان درستی رو می‌گردیم.

00:19:56.950 --> 00:19:59.370
‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم.

00:20:03.580 --> 00:20:05.960
‫اتاق اون طرفه.

00:20:06.000 --> 00:20:08.040
‫حتما نقطه دسترسیش تا 50 سال آینده تغییر می‌کنه.

00:20:08.080 --> 00:20:09.540
‫واسه همینم نتونستم پیداش کنم.

00:20:09.590 --> 00:20:11.880
‫خیلی‌خب، اگه من آلبرت اینشتین بودم،

00:20:11.920 --> 00:20:14.220
‫چطوری یه در مخفی رو باز می‌کردم؟

00:20:18.090 --> 00:20:19.350
‫هانا، ساعت تو چنده؟

00:20:19.390 --> 00:20:20.390
‫4:30.

00:20:20.430 --> 00:20:21.720
‫مال منم دیگه.

00:20:21.760 --> 00:20:23.390
‫این ساعت سه دقیقه جلوتره.

00:20:23.430 --> 00:20:25.270
‫زمان نسبی‌ـه.

00:20:36.070 --> 00:20:37.700
‫اول شما.

00:20:44.750 --> 00:20:47.210
‫چه دنج.

00:20:47.250 --> 00:20:50.080
‫صبر کن، این مال آل‌ـه.

00:20:50.130 --> 00:20:52.340
‫قبلا اینو به دفترهای ماترهورن میاورد.

00:20:52.380 --> 00:20:53.630
‫زبانش آلمانیه.

00:20:53.670 --> 00:20:54.960
‫ولی من می‌تونم ترجمش کنم.

00:20:55.010 --> 00:20:56.800
‫- میشه چراغ رو روشن کنی؟
‫- آره.

00:21:04.850 --> 00:21:06.350
‫چی نوشته؟

00:21:06.390 --> 00:21:07.980
‫بن، یه مرد سفیدپوست چشم آبی...

00:21:07.980 --> 00:21:09.440
‫داره این سمتی میاد، و چاقو هم داره.

00:21:09.480 --> 00:21:11.020
‫- یکی داره میاد.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

00:21:11.020 --> 00:21:12.980
‫وقتی از در اومد داخل، مچ دستش رو بگیر،

00:21:13.020 --> 00:21:14.440
‫و چاقو رو بزن تو شونه‌ی خودش.

00:21:14.440 --> 00:21:15.900
‫من این کارو بلد نیستم، یادته؟

00:21:15.900 --> 00:21:17.150
‫- من سرباز نیستم.
‫- چرا، هستی.

00:21:17.150 --> 00:21:18.530
‫- چرا داری اینو میگی؟
‫- بن، مراقب باش.

00:21:22.490 --> 00:21:24.160
‫آه!

00:21:26.830 --> 00:21:29.460
‫کتاب رو بده من، وگرنه جفت‌تون می‌میرین.

00:21:29.500 --> 00:21:30.920
‫خیلی‌خب.

00:21:41.090 --> 00:21:43.140
‫مک‌کوی!

00:22:00.900 --> 00:22:02.200
‫حالت خوبه؟

00:22:02.240 --> 00:22:03.990
‫آره.

00:22:04.030 --> 00:22:05.700
‫ما باید از اینجا بریم بیرون.
‫پاهاش رو بگیر.

00:22:05.700 --> 00:22:07.120
‫بن؟

00:22:07.160 --> 00:22:09.580
‫- دفتر.
‫- اوه، دفتر.

00:22:16.340 --> 00:22:18.380
‫خیلی‌خب.

00:22:18.420 --> 00:22:19.380
‫زنگ بزن 911.

00:22:19.420 --> 00:22:20.670
‫9-1 چی؟

00:22:20.720 --> 00:22:22.050
‫اپراتور رو بگیر.

00:22:22.090 --> 00:22:24.760
‫بهشون بگو که فوراً نیاز به پلیس و آتش‌نشانی داریم.

00:22:24.800 --> 00:22:26.600
‫از کجا می‌دونستی که اون داره میاد؟

00:22:26.640 --> 00:22:28.520
‫از دوره آموزشی ارتش.

00:22:28.560 --> 00:22:32.270
‫از دور می‌تونستم صدای پاهاش رو بشنوم.

00:22:32.310 --> 00:22:33.810
‫باشه.

00:22:38.900 --> 00:22:40.650
‫انگار این چشم آبی ممکنه...

00:22:40.690 --> 00:22:43.280
‫همون قاتل لارنس باشه.

00:22:43.320 --> 00:22:46.580
‫بن، مطمئن نیستم که با روس‌ها طرف باشی.

00:22:48.490 --> 00:22:50.080
‫- کارت عالی بود.
‫- واقعا؟

00:22:50.120 --> 00:22:52.410
‫خط زمانی تازه بروز شد.

00:22:52.460 --> 00:22:55.080
‫به لطف بن و هانا، کلاوس اریکسون...

00:22:55.130 --> 00:22:56.590
‫به جرم به قتل رسوند پروفسور لارنس...

00:22:56.590 --> 00:22:57.710
‫متهم و محکوم شد.

00:22:57.750 --> 00:22:59.000
‫حبس ابد گرفت.

00:22:59.050 --> 00:23:00.630
‫کلاوس اریکسون، چه اطلاعاتی ازش داریم؟

00:23:00.630 --> 00:23:01.970
‫اون آلمانیه.

00:23:02.010 --> 00:23:03.840
‫با بورسیه تحصیلی رشته‌ی مهندسی شیمی...

00:23:03.880 --> 00:23:05.890
‫از برلین به آمریکا اومد.

00:23:05.930 --> 00:23:07.430
‫تتو نداره؟

00:23:07.470 --> 00:23:08.850
‫آره، راستش داره.

00:23:10.560 --> 00:23:12.350
‫اون نماد نازی‌ هستش.

00:23:12.390 --> 00:23:15.690
‫صبر کن، نازی‌ها دنبال این فرمولن؟

00:23:15.730 --> 00:23:17.110
‫مگه تو دهه‌ اشتباهی هستیم؟

00:23:17.150 --> 00:23:18.940
‫یه تحقیق جامع درمورد عملیات "گیره کاغذ" انجام بدین.

00:23:18.980 --> 00:23:20.440
‫من به وزارت دفاع زنگ می‌زنم.

00:23:20.480 --> 00:23:22.740
‫و میگم که همه‌چی از حالت محرمانه خارج کنن.

00:23:22.780 --> 00:23:25.110
‫عملیات "گیره‌ کاغذ"؟

00:23:25.160 --> 00:23:28.490
‫بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا به آلمان رفت...

00:23:28.530 --> 00:23:32.120
‫و هزاران دانشمند و مهندس رو استخدام کردن...

00:23:32.160 --> 00:23:34.000
‫تا برای منافع آمریکا خدمت کنن.

00:23:34.040 --> 00:23:35.750
‫ما به نازی‌ها شغل دادیم؟

00:23:35.790 --> 00:23:37.130
‫تو خاک آمریکا.

00:23:37.170 --> 00:23:39.800
‫صبر کن.
‫تو گفتی که تعدادشون هزاران نفر بوده.

00:23:39.840 --> 00:23:42.760
‫یعنی اصلا نمی‌دونیم که بن با چند نفر طرفه.

00:23:44.510 --> 00:23:46.510
‫بله، قربان.

00:23:46.550 --> 00:23:48.300
‫ممنون، ژنرال.

00:23:48.350 --> 00:23:50.140
‫به زودی به فایل‌ها دسترسی پیدا می‌کنیم.

00:23:50.180 --> 00:23:53.060
‫هی، شنیدم که راجع‌به کیت
‫به بن گفتی.

00:23:54.560 --> 00:23:55.520
‫خیلی ببخشید.

00:23:55.560 --> 00:23:58.150
‫وقتی ازت خواستم بری اونجا...

00:23:58.190 --> 00:23:59.110
‫به اون فکر نکرده بودم.

00:23:59.150 --> 00:24:00.270
‫تصمیم درستی بود.

00:24:00.320 --> 00:24:02.900
‫تازشم، اونجا صرفا یه مکانه.

00:24:02.940 --> 00:24:05.740
‫هی.

00:24:05.780 --> 00:24:08.490
‫ببین، من وقتی بن رو از دست دادم،

00:24:08.530 --> 00:24:10.740
‫شنیدن روند سوگواری تو بود...

00:24:10.780 --> 00:24:15.120
‫که واقعا کمکم کرد ازش بگذرم.

00:24:15.160 --> 00:24:16.960
‫ولی از وقتی ما باهم بودیم،

00:24:17.000 --> 00:24:20.500
‫تو دیگه راجع‌به کیت حرف نزدی.

00:24:20.540 --> 00:24:22.630
‫می‌خوام بدونی که می‌تونی
‫راجع‌بهش حرف بزنی،

00:24:22.670 --> 00:24:25.670
‫مخصوصا وقتی داری جایی رو می‌بینی...

00:24:25.720 --> 00:24:27.130
‫که باهم آشنا شدین.

00:24:27.180 --> 00:24:30.180
‫ممنون.

00:24:30.220 --> 00:24:34.470
‫ولی اگه راجع‌بهش حرف نمی‌زنم،
‫به خاطر اینه که تو مأموریت هستیم.

00:24:34.520 --> 00:24:37.350
‫و الان تمرکز کردن روی گذشته
‫فایده‌ای برام نداره.

00:24:38.690 --> 00:24:40.400
‫باشه.

00:24:46.700 --> 00:24:48.530
‫میشه یه نوشیدنی واسه خودم بریزم؟

00:24:48.570 --> 00:24:50.820
‫هر روز پیش نمیاد که یکی سعی کنه
‫منو بکشه.

00:24:50.870 --> 00:24:53.540
‫میشه دو لیوان بریزی؟

00:24:53.580 --> 00:24:56.160
‫حتما.

00:24:56.200 --> 00:24:57.540
‫خوندن نوشته‌های آلمانی چطور پیش میره؟

00:24:57.580 --> 00:24:59.750
‫اوه، معرکه‌ست.

00:24:59.790 --> 00:25:03.670
‫اینشتین درمورد رویاهاش و ترس‌هاش نوشته.

00:25:03.710 --> 00:25:07.550
‫انگار داخل مغز بزرگ و زیباش هستم.

00:25:07.590 --> 00:25:10.720
‫خدایا، دلم می‌خواست دقیقا مثل اون باشم.

00:25:10.760 --> 00:25:12.260
‫منم.

00:25:18.540 --> 00:25:19.480
.به سلامتی آل

00:25:20.114 --> 00:25:21.574
.به سلامتی آل

00:25:24.720 --> 00:25:27.060
‫یه چیزی از دفترش برام بخون.

00:25:27.100 --> 00:25:28.690
‫باشه.

00:25:28.730 --> 00:25:32.400
‫خب، آل با دلشوره‌هایی دست و پنجه نرم می‌کرده.

00:25:32.440 --> 00:25:36.490
‫"نوآوری‌های بشر،
‫نبود وجدان،

00:25:36.530 --> 00:25:39.450
‫صرفا ما رو به فاجعه نزدیک‌تر می‌کند".

00:25:39.490 --> 00:25:42.030
‫ - اوه.
‫- آره.

00:25:42.080 --> 00:25:44.160
‫هوم.

00:25:44.200 --> 00:25:45.540
‫این جالبه.

00:25:45.580 --> 00:25:47.870
‫کل این صفحه به زبان یونانی نوشته شده.

00:25:47.910 --> 00:25:49.080
‫اوه.

00:25:49.120 --> 00:25:50.710
‫انگار یه جور شعره؟

00:25:50.750 --> 00:25:51.920
‫نه.

00:25:51.960 --> 00:25:53.090
‫من زبان یونانی خوندم.

00:25:53.130 --> 00:25:54.670
‫این شعر اصلا به نظر منطقی نمیاد.

00:25:54.710 --> 00:25:56.670
‫- اجازه هست؟
‫- آره.

00:25:59.260 --> 00:26:01.590
‫باید اینو ترجمه‌اش کنیم.

00:26:02.680 --> 00:26:04.180
‫صبر کن، مگه دفتر رو لازم نداری؟

00:26:04.220 --> 00:26:06.060
‫من حافظه‌ی تصویری دارم.

00:26:06.100 --> 00:26:07.390
‫یه نگاه دیگه بنداز.

00:26:07.430 --> 00:26:10.940
‫کلمه‌ یونانی "تریتوس"،

00:26:10.980 --> 00:26:14.900
‫که یعنی سوم،
‫و "دوتروس" میشه دوم،

00:26:14.940 --> 00:26:16.940
‫اگه اینا کد باشن؟

00:26:16.980 --> 00:26:20.660
‫ایزوتوپ‌ها، تریتیوم و دوتریوم دارن.

00:26:20.700 --> 00:26:22.990
‫اون داره با استفاده از کد فرمول رو مخفی می‌کنه.

00:26:23.030 --> 00:26:24.410
‫هانا، تو پیداش کردی.

00:26:24.450 --> 00:26:27.160
‫حالا فقط باید رمزگشاییش کنیم.

00:26:27.200 --> 00:26:28.580
‫دلم می‌خواد ببوسمت پروفسور

00:26:28.620 --> 00:26:30.920
‫ولی دستمون با تاریخ‌سازی بنده.

00:26:30.960 --> 00:26:32.250
‫اگه این جواب بده...

00:26:32.290 --> 00:26:34.250
‫دنیا رو تغییر میده.

00:26:36.800 --> 00:26:40.590
‫بن، اون باید دست از ترجمه کردن برداره.

00:26:40.630 --> 00:26:43.090
‫زیگی همین الانشم باقیِ فرمول رو رمزگشایی کرده.

00:26:43.140 --> 00:26:44.300
‫خطرناکه.

00:26:44.350 --> 00:26:45.970
‫این استلراتور رو به شدت ناپایدار می‌کنه.

00:26:45.970 --> 00:26:48.640
‫واکنش همجوشی‌ای که می‌تونه
‫کل ساختمان‌ها رو نابود کنه.

00:26:48.680 --> 00:26:51.850
‫واسه همینم به لارنس نداده بودش.

00:26:51.890 --> 00:26:53.270
‫این برای انرژی پاک نیست.

00:26:53.310 --> 00:26:55.820
‫یه بمبه.

00:26:55.860 --> 00:26:57.280
‫ببخشید؟

00:26:57.320 --> 00:26:59.190
‫زیگی میگه که اگه ترجمه رو کامل کنین...

00:26:59.240 --> 00:27:01.990
‫و به دست نازی‌ها برسه، خب...

00:27:02.030 --> 00:27:04.120
‫هانا، ما نمی‌تونیم اینو کامل کنیم.

00:27:04.160 --> 00:27:05.620
‫زیادی خطرناکه.

00:27:05.660 --> 00:27:07.580
‫اون خواب‌هایی که اینشتین راجع‌بهشون نوشته،

00:27:07.620 --> 00:27:09.450
‫ترس‌های مصیبت و فاجعه.

00:27:09.500 --> 00:27:11.370
‫منظورش این فرمول بوده.

00:27:11.410 --> 00:27:13.540
‫همین 30 ثانیه پیش ازم می‌خواستی
‫که اینو رمزگشایی کنم،

00:27:13.580 --> 00:27:14.790
‫حالا می‌خوای بیخیال بشم؟

00:27:14.790 --> 00:27:16.340
‫ببین، می‌دونم که این به نظر دیوونگی میاد،

00:27:16.380 --> 00:27:17.880
‫ولی لطفا دفتر رو بده من.

00:27:17.920 --> 00:27:20.300
‫نمی‌تونم این کارو کنم.
‫این زیادی مهمه.

00:27:20.340 --> 00:27:21.470
‫هانا، اگه تو...

00:27:21.510 --> 00:27:22.800
‫با اون فرمول از اینجا بری، می‌میری.

00:27:22.800 --> 00:27:23.800
‫باشه.

00:27:23.840 --> 00:27:25.180
‫قراره انفجاری رخ بده...

00:27:25.180 --> 00:27:26.970
‫که مسیر تاریخ رو تغییر میده.

00:27:27.010 --> 00:27:29.770
‫پروفسور، نمی‌دونم چه اتفاقی داره برات می‌افته،

00:27:29.810 --> 00:27:30.980
‫ولی به نظرم بهتره من برم.

00:27:31.020 --> 00:27:32.440
‫بن، تو باید جلوش رو بگیری.
‫اون نباید بره.

00:27:32.440 --> 00:27:35.190
‫مأمور رابرت کوک!

00:27:35.230 --> 00:27:37.690
‫اون بهت گفت بیای اینجا.

00:27:39.320 --> 00:27:41.150
‫تو یه رستوران دیدیش.

00:27:41.190 --> 00:27:43.400
‫شما درمورد اینشتین...

00:27:43.450 --> 00:27:47.620
‫و تکانه زاویه‌ای و یویو حرف زدین.

00:27:47.660 --> 00:27:51.250
‫و تو کمکش کردی که یه دختر جوون
‫رو نجات بده.

00:27:51.290 --> 00:27:53.500
‫و بهش گفتی که خداحافظی نکنه،

00:27:53.540 --> 00:27:56.830
‫فقط بگه بعداً می‌بینمت.

00:28:00.130 --> 00:28:03.260
‫تو این چیزها رو از کجا می‌دونی؟

00:28:03.300 --> 00:28:06.680
‫همونطوری که می‌دونم
‫اگه با اون فرمول از اینجا بری...

00:28:06.720 --> 00:28:09.180
‫چه اتفاقی برات می‌افته.

00:28:11.350 --> 00:28:13.890
‫من یه مسافر زمان هستم.

00:28:20.440 --> 00:28:21.900
‫تو یه مسافر زمانی؟

00:28:21.940 --> 00:28:24.030
‫بن، تو الان داری...

00:28:24.070 --> 00:28:25.490
‫پروتکل جهش کوانتومی رو کامل نقض می‌کنی.

00:28:25.530 --> 00:28:27.370
‫هرچی که بهش بگی تاثیرات بزرگی...

00:28:27.370 --> 00:28:28.570
‫روی خط زمانی می‌ذاره.

00:28:28.620 --> 00:28:30.120
‫میشه لطفا تنهام بذاری؟

00:28:30.160 --> 00:28:33.540
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

00:28:33.580 --> 00:28:36.710
‫یه شخص هولوگرام از آینده.

00:28:36.750 --> 00:28:38.580
‫ببین، می‌دونم که این به نظر دیوونگی میاد،

00:28:38.630 --> 00:28:41.250
‫ولی تو یه زمانی بهم گفتی که
‫به غیرممکن باور داری.

00:28:44.420 --> 00:28:46.470
‫من یه بار از اینشتین اشتباه نقل کردم...

00:28:46.510 --> 00:28:48.840
‫چون می‌دونستم که حرفم رو تصحیح می‌کنی.

00:28:50.810 --> 00:28:53.640
‫وای، خدای من.

00:28:54.560 --> 00:28:57.230
‫تویی، مگه نه؟

00:28:57.270 --> 00:28:59.980
‫تو رابرت کوک هستی.

00:29:00.020 --> 00:29:02.650
‫به مدت چند روز بودم.

00:29:02.690 --> 00:29:05.950
‫و حالا پروفسور مک‌کوی‌ام.

00:29:05.990 --> 00:29:09.490
‫من وقتی در زمان سفر می‌کنم،
‫تو جسم بقیه آدم‌ها جهش می‌کنم...

00:29:09.530 --> 00:29:12.370
‫تا تاریخ رو تغییر بدم که بهتر بشه.

00:29:14.120 --> 00:29:18.040
‫این...

00:29:18.080 --> 00:29:20.130
‫فوق‌العاده‌ست.

00:29:20.170 --> 00:29:21.420
‫وای!

00:29:21.460 --> 00:29:23.380
‫یه فرشته نگهبانی که از آینده فرستاده شده؟

00:29:23.420 --> 00:29:26.300
‫این باید رمانتیک‌ترین قسمت فیزیک باشه...

00:29:26.340 --> 00:29:27.380
‫که تا حالا شنیدم.

00:29:27.420 --> 00:29:28.840
‫همین؟

00:29:28.880 --> 00:29:31.220
‫قضیه‌ی سفر در زمان رو قبول داری؟

00:29:31.260 --> 00:29:35.020
‫ببین، حرفم قراره به نظر دیوونگی بیاد
‫ولی من شناختمت.

00:29:35.060 --> 00:29:38.940
‫البته ظاهرت رو که نه،
‫ولی امروز باطنت برام آشنا بود.

00:29:38.980 --> 00:29:42.230
‫اون موقع برام منطقی نبود،
‫ولی الان منطقیه.

00:29:42.270 --> 00:29:44.150
‫باور کن، ذهنم درگیره،

00:29:44.190 --> 00:29:48.240
‫ولی به گمونم دلم به طرز عجیبی می‌دونست.

00:29:48.280 --> 00:29:50.320
‫عجب، من...

00:29:50.360 --> 00:29:51.570
‫تا کِی اینجایی؟

00:29:51.620 --> 00:29:53.780
‫هر دفعه فرق می‌کنه.

00:29:53.830 --> 00:29:56.250
‫پس بیا وقت تلف نکنیم.

00:29:56.290 --> 00:29:59.830
‫پس تو به سال 1955 اومدی...

00:29:59.870 --> 00:30:03.170
‫تا فرمول اینشتین رو پیدا و نابودش کنی.

00:30:03.210 --> 00:30:04.500
‫خب، فکر می‌کردم دلیلش همین بود.

00:30:04.550 --> 00:30:06.300
‫ولی حالا فکر می‌کنم که واسه کمک به تو اومدم.

00:30:06.300 --> 00:30:08.670
‫به من کمک کنی؟

00:30:08.720 --> 00:30:10.430
‫چرا؟

00:30:11.840 --> 00:30:13.600
‫اوه.

00:30:16.060 --> 00:30:19.020
‫مسئله داناون‌ـه، مگه نه؟

00:30:19.060 --> 00:30:22.060
‫هرگز قرار نیست کارم رو منتشر کنه.

00:30:22.100 --> 00:30:26.190
‫من با داناون حرف می‌زنم
‫و همه‌ چیزهایی که پیدا کردیم رو توضیح میدم.

00:30:26.230 --> 00:30:28.740
‫ولی تا وقتی این کارو می‌کنم،
‫ازت می‌خوام اینجا بمونی...

00:30:28.780 --> 00:30:31.990
‫چون اگه بدونم اینجایی،
‫می‌دونم جات امنه.

00:30:32.030 --> 00:30:35.370
‫داری ازم می‌خوای که هیچ کاری نکنم.

00:30:35.410 --> 00:30:37.160
‫اصلا بیکار موندن رو بلد نیستم.

00:30:37.200 --> 00:30:41.580
‫ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی...

00:30:41.620 --> 00:30:44.960
‫چون من دارم به تو اعتماد می‌کنم.

00:30:47.210 --> 00:30:51.130
‫زود برمی‌گردم، قول میدم.

00:31:13.110 --> 00:31:14.950
‫سلام.

00:31:15.990 --> 00:31:17.280
تو اینجا چیکار می‌کنی؟،

00:31:17.330 --> 00:31:21.790
‫ببین، خودت که می‌دونی
‫من چطور دیوارهای زیادی بین خودمون قرار میدم...

00:31:21.830 --> 00:31:25.540
‫و چیزهایی رو پنهون می‌کنم
‫و حتی وقتی که نیاز به کمک دارم...

00:31:25.580 --> 00:31:26.960
‫سفره‌ی دلم رو واسه کسی باز نمی‌کنم؟

00:31:27.000 --> 00:31:30.550
‫خب، الان دارم میام پیشت
‫چون...

00:31:30.590 --> 00:31:32.420
‫به کمکت نیاز دارم.

00:31:32.470 --> 00:31:34.390
‫باشه.

00:31:34.430 --> 00:31:36.430
‫آدمایی که تو براشون کار می‌کنی...

00:31:36.470 --> 00:31:38.260
‫جهش کوانتومی رو گروگان گرفتن.

00:31:38.310 --> 00:31:42.640
‫اگه چیزی که می‌خوان رو بهشون ندم،
‫بن رو از دست میدم.

00:31:42.680 --> 00:31:45.810
‫و اگه چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم،

00:31:45.850 --> 00:31:47.440
‫اصلا نمی‌خوام فکر کنم...

00:31:47.480 --> 00:31:49.860
‫بعدش چی میشه.

00:31:51.360 --> 00:31:55.530
‫خوشحالم که داری بهم میگی.

00:31:55.570 --> 00:31:57.240
‫چی نیاز داری؟

00:31:57.280 --> 00:32:00.660
‫ازت می‌خوام که ثابت‌افزار تراشه
‫رو دوباره کدنویسی کنی.

00:32:02.870 --> 00:32:06.130
‫محض شفاف‌سازی میگم،
‫یعنی ازم می‌خوای...

00:32:06.170 --> 00:32:10.460
‫علیه رئیسم خودم عمل کنم
‫تا کنترل تکنولوژیش رو از دست بده،

00:32:10.500 --> 00:32:14.470
‫که بعد نه تنها اخراجم می‌کنه،

00:32:14.510 --> 00:32:15.590
‫بلکه حرفه‌ی شغلیم رو هم نابود می‌کنه.

00:32:15.630 --> 00:32:17.800
‫خواسته‌ی منصفانه‌ای نیست.

00:32:17.850 --> 00:32:19.640
‫می‌دونم، درک می‌کنم
‫ولی...

00:32:19.680 --> 00:32:21.970
‫جوابم بله‌ست.

00:32:24.220 --> 00:32:28.140
.جوابم بله‌ست

00:32:31.020 --> 00:32:33.310
دوستت دارم

00:32:33.360 --> 00:32:35.820
منم دوستت دارم

00:32:44.920 --> 00:32:46.630
‫چیزی تو فایل‌های "گیره کاغذ" پیدا نکردین؟

00:32:46.670 --> 00:32:49.470
‫اوه، فقط اسامی و نام‌های مستعار
‫نفرت‌انگیزترین...

00:32:49.510 --> 00:32:52.300
‫آدم‌های دنیا رو پیدا کردیم.

00:32:52.340 --> 00:32:55.300
‫اوه، اونا زخم‌های شمشیربازی‌ان؟

00:32:55.350 --> 00:32:58.430
‫ظاهراً در میان مقام‌های ارشد نازی
‫یه نشان افتخار بوده.

00:32:58.470 --> 00:33:00.100
‫آمریکا بهشون هویت جدید داد،

00:33:00.140 --> 00:33:02.900
‫ولی زخم‌هاشون داستان واقعی رو تعریف کردن.

00:33:02.940 --> 00:33:06.400
‫مگه داناون یه جفت شمشیر مخصوص شمشیربازی
‫روی دیوارش نداشت؟

00:33:06.440 --> 00:33:07.940
‫شمشیر سابر بودن.

00:33:07.980 --> 00:33:09.820
‫آره، داشت.

00:33:12.240 --> 00:33:14.280
‫داناون اسم واقعیش نیست.

00:33:19.910 --> 00:33:22.080
‫وای، خدای من.

00:33:22.120 --> 00:33:24.580
‫می‌دونم این نتیجه‌ای که می‌خواستیم نیست.

00:33:24.630 --> 00:33:27.710
‫ولی دفتر خاطراتش همچنان کشف بزرگیه.

00:33:27.750 --> 00:33:30.920
‫و انتظار دارم که از خانوم کارسون
‫به خاطر کشفش تقدیر بشه.

00:33:30.970 --> 00:33:32.260
‫و فرمول؟

00:33:32.300 --> 00:33:33.430
‫مجبور بودم نابودش کنم.

00:33:33.470 --> 00:33:36.050
‫اینشتین تو دفتر خاطراتش هم گفته بود.

00:33:36.100 --> 00:33:37.350
‫زیادی خطرناکه.

00:33:37.390 --> 00:33:39.350
‫ولی تو فرمول رو دیدی.

00:33:39.390 --> 00:33:41.520
‫به نظرت می‌تونی دوباره بنویسیش؟

00:33:41.560 --> 00:33:43.640
‫بن، داناون یه نازیه.

00:33:43.690 --> 00:33:45.060
‫همه‌چی زیر سر اونه.

00:33:45.100 --> 00:33:46.560
‫تو باید از اینجا بری.

00:33:48.020 --> 00:33:51.110
‫حافظه‌ام مثل سابق نیست.

00:33:52.450 --> 00:33:56.450
‫خب، متاسفانه،

00:33:56.490 --> 00:33:58.580
‫حافظه‌ی خانوم کارسون فوق‌العاده‌ست.

00:34:00.870 --> 00:34:05.000
‫داناون، قضیه چیه؟

00:34:05.040 --> 00:34:06.880
‫یه قدم دیگه هم بردار.

00:34:06.920 --> 00:34:11.670
‫حالا هانا قراره فرمول رو دوباره بنویسه،

00:34:11.710 --> 00:34:14.260
‫وگرنه همینجا می‌کشمتون.

00:34:24.770 --> 00:34:26.310
‫متوجه نمیشم.

00:34:26.350 --> 00:34:28.150
‫وقتی از نتیجه‌ی فرمول خبر داری
‫چرا اونو می‌خوای؟

00:34:28.150 --> 00:34:31.030
‫اون یه نازیه که برای دولت آمریکا کار می‌کنه.

00:34:31.070 --> 00:34:33.780
‫واقعا کنایه‌آمیزه.

00:34:33.820 --> 00:34:37.070
‫تو و برادرهای آمریکایت
‫از مرز گذشتین...

00:34:37.110 --> 00:34:40.740
‫تا با آدم‌هایی مثل من بجنگین،
‫بعد هم دولت خودتون...

00:34:40.790 --> 00:34:42.950
‫ما رو دوباره کنار هم جمع کرد.

00:34:43.000 --> 00:34:46.960
‫ولی این دفعه، انتظار دارم نتیجه متفاوت باشه.

00:34:47.000 --> 00:34:48.710
‫می‌خواد دستگاه رو تسلیحاتی کنه.

00:34:48.750 --> 00:34:51.750
‫من به آمریکایی‌ها گفتم که
‫من یه آلمانی خوب بودم،

00:34:51.800 --> 00:34:54.010
‫صرفا داشتم از دستورات پیروی می‌کردم.

00:34:54.050 --> 00:34:57.220
‫ولی هرگز باورم رو نسبت به هدف‌مون از دست ندادم.

00:34:57.260 --> 00:34:59.100
‫و با این تکنولوژی،

00:34:59.140 --> 00:35:01.640
‫می‌تونم از داخل جواب حمله‌شون رو بدیم.

00:35:01.680 --> 00:35:03.520
‫ای مرتیکه‌ی کثافت.

00:35:03.560 --> 00:35:04.770
‫من کمکت نمی‌کنم بمب بسازی!

00:35:04.770 --> 00:35:06.690
‫بن، گوش کن چی میگم.
‫اون باید دو نفر رو نشونه بگیره.

00:35:06.730 --> 00:35:08.100
‫این مزیت تاکتیکی‌ای بهمون میده.

00:35:08.150 --> 00:35:09.770
‫منو امتحان نکن.

00:35:09.810 --> 00:35:12.650
‫اوضاع خیلی سریع می‌تونه
‫برای هر دوتون ناخوشایند بشه.

00:35:12.690 --> 00:35:14.400
‫باید زاویه‌ی اسلحه رو تغییر بدی.

00:35:14.440 --> 00:35:15.900
‫وقتی اسلحه رو جابه‌جا کرد
‫لوله‌اش رو بگیر.

00:35:15.950 --> 00:35:18.450
‫تا جایی که می‌تونی سریع بکِشش پایین
‫و بعد حمله کن.

00:35:18.490 --> 00:35:21.910
‫فرمول رو دوباره بنویس،
‫وگرنه...

00:35:24.200 --> 00:35:26.370
‫هانا، پناه بگیر!

00:35:44.390 --> 00:35:46.270
‫ای لعنت.

00:35:50.650 --> 00:35:52.360
‫آه!

00:36:05.580 --> 00:36:08.620
‫خدا نگهدار، مک‌کوی.

00:36:15.500 --> 00:36:17.880
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

00:36:17.920 --> 00:36:19.630
‫تا حالا یه نازی رو با مشت نزده بودم.

00:36:19.680 --> 00:36:21.760
‫حس خیلی خوبی داشت.

00:36:24.760 --> 00:36:27.730
‫هیچوقت تکراری نمیشه.

00:36:27.770 --> 00:36:29.810
‫حواست به سرت باشه، آدولف.

00:36:37.320 --> 00:36:41.070
‫پس معمولا اینجاست که...

00:36:41.110 --> 00:36:44.410
‫هولوگرام بهم میگه همه‌چی درست میشه.

00:36:44.450 --> 00:36:48.370
‫اوه، بذار ببینم.

00:36:48.410 --> 00:36:51.080
‫کمیسیون انرژی اتمی بالاخره...

00:36:51.120 --> 00:36:55.000
‫کار هانا رو به رسمیت می‌شناسه،
‫همه‌ی کارهاش رو به اسم خودش منتشر می‌کنن.

00:36:55.040 --> 00:36:57.960
‫دناوان و همه‌ رفقای نازیش می‌افتن زندان.

00:36:58.010 --> 00:37:02.550
‫و پروفسور مک‌کوی یه مدال دیگه می‌گیره.

00:37:02.590 --> 00:37:06.560
‫همه در نهایت...

00:37:06.600 --> 00:37:08.430
‫تام، حالت خوبه؟

00:37:11.060 --> 00:37:13.770
‫تام؟

00:37:13.810 --> 00:37:16.270
‫اون بچه‌هایی که اونجا دارن حروف اول اسم‌شون رو...

00:37:16.320 --> 00:37:19.690
‫روی درخت حکاکی می‌کنن.
‫من و کیت هم قبلا موقع ناهار...

00:37:19.740 --> 00:37:21.860
‫زیر همون درخت می‌نشستیم
‫و به همون حروف اسمی...

00:37:21.900 --> 00:37:24.620
‫که الان دارن می‌نویسن
‫نگاه می‌کردیم.

00:37:24.660 --> 00:37:27.080
‫عجیبه.

00:37:27.120 --> 00:37:29.120
‫فکر می‌کنی که تازه اول زندگیته،

00:37:29.160 --> 00:37:31.460
‫بعد 50 سال دیگه، یکی دیگه...

00:37:31.500 --> 00:37:35.250
‫زیر همون درخت نشسته
‫و داره به همین فکر می‌کنه.

00:37:37.040 --> 00:37:40.920
‫آینده‌ی ما صرفا گذشته‌ی یکی دیگه‌ست، مگه نه؟

00:37:42.260 --> 00:37:44.550
‫خیلی متاسفم.

00:37:44.590 --> 00:37:46.760
‫به خاطر همسرت.

00:37:46.800 --> 00:37:49.680
‫ممنون، ولی...

00:37:49.720 --> 00:37:51.890
‫منم به خاطر چیزی که از دست دادی متاسفم.

00:37:57.150 --> 00:37:59.480
‫- درسته.
‫- آره، آره.

00:38:09.490 --> 00:38:13.210
‫امروز دلم واسه همسرم تنگ شد.

00:38:13.250 --> 00:38:15.330
‫می‌دونم.

00:38:20.000 --> 00:38:24.880
‫کل این قضیه، من و کیت،
‫تو و بن...

00:38:24.930 --> 00:38:27.340
‫پیچیده‌ست.

00:38:27.390 --> 00:38:29.350
‫و بهم ‌ریخته‌ست.

00:38:31.810 --> 00:38:33.890
‫و اشکال نداره.

00:38:36.980 --> 00:38:41.940
‫ببین، اشکال نداره که هنوزم
‫اون احساسات رو داشته باشی، تام.

00:38:47.070 --> 00:38:49.660
‫بازم چیزی که ما داریم رو خراب نمی‌کنه.

00:39:05.920 --> 00:39:08.090
‫به به، خود ایان رایت اومده.

00:39:08.140 --> 00:39:09.890
‫جالبه، تو اصلا اسمت رو بهم نگفتی.

00:39:09.930 --> 00:39:11.390
‫هنوز به اونجا نرسیدیم.

00:39:11.430 --> 00:39:13.140
‫اول باید چیزی که می‌خوام رو بهم بدی.

00:39:13.180 --> 00:39:16.140
‫منظورت دارایی به شدت محرمانه‌ی دولت.

00:39:16.180 --> 00:39:18.310
‫آره، از این خبرا نیست.

00:39:18.350 --> 00:39:22.110
‫سیمون، با جن آشنا شو،
‫رئیس تیم امنیتی ما.

00:39:22.150 --> 00:39:23.610
‫پس اسمم رو می‌دونی.

00:39:23.650 --> 00:39:26.740
‫همچنین می‌دونیم که کجا کار می‌کنی،
‫کجا زندگی می‌کنی،

00:39:26.780 --> 00:39:28.360
‫و چیکار کردی.

00:39:28.410 --> 00:39:31.120
‫تو امروز صبح از یه کارمند فدرال اخاذی کردی.

00:39:31.160 --> 00:39:33.240
‫اصلا حرکت خوبی نبود.

00:39:33.290 --> 00:39:37.580
‫راستی کل این گفتگو هم داره ضبط میشه.

00:39:37.620 --> 00:39:43.090
‫خب، خودتون دوتا رو ببینین
‫که چقدر به همدیگه افتخار می‌کنین.

00:39:43.130 --> 00:39:45.760
‫در عین حال، اون تراشه‌ کوانتومی...

00:39:45.800 --> 00:39:50.140
‫خب، تا ابد آفلاین می‌مونه.

00:39:51.930 --> 00:39:53.850
‫ریسکش رو به جون می‌خریم.

00:40:03.820 --> 00:40:06.530
‫پس این موقع‌ست که جهش می‌کنی؟

00:40:06.570 --> 00:40:09.240
‫انگار همینطوره.

00:40:09.280 --> 00:40:12.950
‫اوه و وقتی مک‌کوی برگشت،
‫هیچی یادش نمیاد.

00:40:12.990 --> 00:40:14.530
‫- پس...
‫- نگران نباش.

00:40:14.580 --> 00:40:16.500
‫بهش میگم سرش ضربه خورده.

00:40:18.660 --> 00:40:21.250
‫ولی اون زندگیم رو عوض نکرد.

00:40:21.290 --> 00:40:24.590
‫تو عوضش کردی.

00:40:24.630 --> 00:40:27.460
‫واقعا کاش زمان بیشتری داشتیم.

00:40:27.510 --> 00:40:29.840
‫منم.

00:40:29.880 --> 00:40:32.140
‫آخه خیلی چیزها رو می‌خوام...

00:40:32.180 --> 00:40:35.260
‫درمورد سفر در زمان
‫و آینده بدونم،

00:40:35.310 --> 00:40:40.390
‫ولی بیشتر می‌خوام راجع‌به تو و زندگیت بدونم.

00:40:40.440 --> 00:40:43.360
‫این زندگی منه.

00:40:43.400 --> 00:40:45.520
‫نمی‌تونم برم خونه.

00:40:45.570 --> 00:40:47.730
‫همش درحال جهش کردنم.

00:40:47.780 --> 00:40:51.610
‫و در زمان با آدم‌های فوق‌العاده‌ای آشنا می‌شم.

00:40:51.660 --> 00:40:56.370
‫ولی دیگه هرگز نمی‌بینمشون.

00:40:56.410 --> 00:40:58.500
‫به جزء من.

00:40:58.540 --> 00:41:00.160
‫تو که فکر نمی‌کنی این آخرین باریه...

00:41:00.160 --> 00:41:01.920
‫که منو می‌بینی، آره؟

00:41:03.830 --> 00:41:08.510
‫باشه، من می‌خوام یه چیز رو بدونم، پسر آینده،
‫فقط یه چیز.

00:41:08.550 --> 00:41:10.090
‫اوه، بیخیال دیگه.

00:41:10.130 --> 00:41:12.380
‫خیلی‌خب، باشه.

00:41:12.430 --> 00:41:13.930
‫یه سوال.

00:41:13.970 --> 00:41:16.010
‫بگو.

00:41:16.050 --> 00:41:17.930
‫اسمت چیه؟

00:41:20.230 --> 00:41:24.310
‫تو می‌تونی هر سوالی درمورد آینده‌ی...

00:41:24.350 --> 00:41:29.650
‫تاریخ بشریت ازم بپرسی،
‫اونوقت می‌خوای اسمم رو بدونی؟

00:41:30.780 --> 00:41:32.650
‫درسته.

00:41:34.110 --> 00:41:37.280
‫اسمم بن‌ـه.

00:41:37.330 --> 00:41:38.950
‫بن سانگ.

00:41:38.990 --> 00:41:44.080
‫خب بن سانگ، بعداً می‌بینمت.

00:41:44.120 --> 00:41:45.750
‫از اعتماد به نفست خوشم میاد.

00:41:45.790 --> 00:41:48.250
‫نظریه‌ام همینه، الکترومغناطیس...

00:41:48.300 --> 00:41:50.260
‫بین دو قطب.

00:41:50.300 --> 00:41:53.470
‫من دارم در زمان به جلو حرکت می‌کنم،
‫و تو داری به عقب حرکت می‌کنی،

00:41:53.510 --> 00:41:56.430
‫و میدان مغناطیسی‌ای رو بوجود میاره
‫که ما رو...

00:42:08.705 --> 00:42:15.705
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:42:15.729 --> 00:42:22.729
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.