﻿WEBVTT

00:00:04.796 --> 00:00:06.673
‫آنچه در جهش کوآنتومی گذشت...

00:00:06.673 --> 00:00:09.092
‫داشتم تو کدمون می‌گشتم
‫و توی...

00:00:09.092 --> 00:00:10.301
- ‫تراشه پردازش کوانتومی‌ای که ‫رئیست برام ساخت...
- ‫یه اشکال ناجوری پیدا کردم.

00:00:11.428 --> 00:00:12.679
‫گیدئون می‌دونه که اینجا بینمون جاسوسه.

00:00:12.679 --> 00:00:14.264
‫نه، نه، نه.
‫رسماً محاله که فهمیده باشه

00:00:14.264 --> 00:00:15.765
‫وقتی منو پیدا کنه، تو رو پیدا می‌کنه.

00:00:15.765 --> 00:00:17.142
‫بعدم همه‌چی رو می فهمه

00:00:17.142 --> 00:00:19.394
‫ایان، از خوشحالم از دیدنت

00:00:19.394 --> 00:00:22.022
‫وای. اینجا رو باش.

00:00:22.022 --> 00:00:24.232
‫عجب چیزیه.

00:00:24.232 --> 00:00:26.776
‫"هانای عزیز، قلب جاش مشکل داره،

00:00:26.776 --> 00:00:29.779
‫ولی قبل از اینکه اتفاقی بیفته
‫می‌تونن درستش کنن".

00:00:29.779 --> 00:00:31.239
‫فقط یه‌کم وقت می‌خوام.

00:00:31.239 --> 00:00:33.491
‫هرقدر که وقت بیشتری
‫رو در گذشته بگذرونی،

00:00:33.491 --> 00:00:35.285
‫اوضاع اینجا توی زمان حال
‫قاراشمیش‌تر می‌شه

00:00:35.285 --> 00:00:36.953
‫این ربطی به بن نداره.

00:00:36.953 --> 00:00:38.371
‫خب، روش فکر کن

00:00:38.371 --> 00:00:40.290
بعدش نظرت عوض می‌شه
و اون موقع سلامت می‌کنم

00:00:40.580 --> 00:00:47.580
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:55.472 --> 00:00:56.556
‫الو؟

00:00:56.556 --> 00:00:59.100
‫ اونا می‌دونن.

00:00:59.100 --> 00:01:01.353
‫- می‌دونن؟
‫- معلومه که می‌دونن.

00:01:01.353 --> 00:01:03.646
‫ تو با یه کارمند در کپلان حرف زدی،
‫ غیر از اینه؟

00:01:03.646 --> 00:01:05.815
‫ ببین، بهت گفته بودم که دهنت رو بسته نگه داری.

00:01:05.815 --> 00:01:07.233
‫ببخشید، من...

00:01:07.233 --> 00:01:08.818
‫ دیگه واسه معذرت‌خواهی دیره، خب؟

00:01:08.818 --> 00:01:11.738
‫الان دیگه آدما می‌میرن.
‫- کی؟

00:01:11.738 --> 00:01:13.948
‫- کی قراره بمیره؟
‫- من دیگه نیستم.

00:01:13.948 --> 00:01:16.076
‫ خون اونا گردن توئه.

00:01:16.076 --> 00:01:17.118
‫صبر کن.

00:01:20.705 --> 00:01:21.915
‫دیرمون میشه ها

00:01:25.251 --> 00:01:28.963
‫- باتری رو نگاه انداختی، درسته؟
‫- باتری؟

00:01:28.963 --> 00:01:30.340
‫باتری دوربین رو می‌گم.

00:01:30.340 --> 00:01:31.925
‫خدایا، من از کجا پیداتون می‌کنم آخه؟

00:01:31.925 --> 00:01:33.468
‫آه...

00:01:37.389 --> 00:01:40.600
‫مطبوعات. اخبار.

00:01:40.600 --> 00:01:43.186
‫- تو یه خبرنگاری!
‫- مست که نیستی؟؟

00:01:43.186 --> 00:01:45.105
‫چون مجبور بودم تهیه کننده‌ی قبلیم رو

00:01:45.105 --> 00:01:46.773
‫به‌خاطر شرب خمر در حین کار، اخراج کنم.

00:01:46.773 --> 00:01:48.024
‫نه، نه.

00:01:48.024 --> 00:01:50.193
‫من هنوز دارم سعی می‌کنم
‫ببینم چی به چیه.

00:01:50.193 --> 00:01:52.070
‫فکر کنم تازه داشتم با یه منبع خبری حرف می‌زدم.

00:01:52.070 --> 00:01:54.072
‫به نظر مهم میومد.

00:01:54.072 --> 00:01:55.407
‫گفت که آدما قراره بمیرن.

00:01:55.407 --> 00:01:57.450
‫ببین بچه، همه‌ یه خبری دارن،

00:01:57.450 --> 00:01:59.035
‫و همه‌شون می‌خوان من گزارشش کنم،

00:01:59.035 --> 00:02:00.578
‫چون فکر می‌کنن من کانی دیویس‌ام.

00:02:00.578 --> 00:02:03.498
‫پس تو کانی دیویس نیستی؟

00:02:03.498 --> 00:02:05.917
‫خودت متوجه منظورم میشی.

00:02:05.917 --> 00:02:08.461
‫من دیگه اونی که تو نیویورک بودم، نیستم.

00:02:11.798 --> 00:02:14.926
اوضاع رو واسه‌م خراب نکن

00:02:14.926 --> 00:02:17.470
‫این بزرگ‌ترین داستانیه که طی این چند ماه داشتم.

00:02:17.470 --> 00:02:20.098
‫من اینجا در مزرعه‌ی راستیک روتس
‫همراه با برنده‌ی امسال

00:02:20.098 --> 00:02:23.143
‫مسابقه‌ی کدو تنبل نمایشگاه دنور هستم.

00:02:23.143 --> 00:02:25.812
‫استیو، میشه بگی که دقیقا کدو تنبلت چقدر بزرگه؟

00:02:25.812 --> 00:02:28.189
‫تقریبا 500 کیلوگرم.

00:02:28.189 --> 00:02:30.567
‫یا خدا، چه بزرگه.

00:02:30.567 --> 00:02:33.737
‫میشه باهاش 200تا پای کدو تنبل درست کرد.

00:02:33.737 --> 00:02:34.863
‫خب، به نظر میاد که عید شکرگزاری امسال

00:02:34.863 --> 00:02:36.823
‫شما دوتا قراره کلی باقی مونده‌ی پای کدو تنبل
‫براتون بمونه.

00:02:36.823 --> 00:02:39.659
‫درسته.

00:02:39.659 --> 00:02:41.745
‫خب استیو، می‌دونم که بینندگان ما

00:02:41.745 --> 00:02:43.204
- ‫به شدت دلشون می‌خواد بدونن که ‫چه کاری از
دستشون برمیاد - ‫تا بتونن به همچین نتایجی برسن؟

00:02:44.497 --> 00:02:46.207
‫من اسمش رو سه چیز می‌ذارم:

00:02:46.207 --> 00:02:48.084
‫کار زیاد، صبر زیاد،

00:02:48.084 --> 00:02:49.461
‫و کمی هم ماده‌ی علف‌کُش.

00:02:49.461 --> 00:02:52.047
‫بیاین پنج دقیقه استراحت کنیم.

00:02:52.047 --> 00:02:54.716
‫شارژ باتریش کمه، پس...

00:02:54.716 --> 00:02:55.967
‫ببخشید.

00:02:57.594 --> 00:02:59.596
‫- اون کدو تنبل بزرگیه.
‫- جواب داد؟

00:02:59.596 --> 00:03:02.223
‫- نامه‌م رسید دست هانا؟
‫- آره.

00:03:02.223 --> 00:03:04.392
‫تونستن به موقع بیماری جاش رو تشخیص بدن.

00:03:04.392 --> 00:03:05.685
- ‫اوه، خدا رو شکر.
- ‫می‌دونم که نباید نامه رو می‌فرستادم،

00:03:06.895 --> 00:03:09.439
‫ولی باید کمک می‌کردم.

00:03:09.439 --> 00:03:11.024
‫من این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم.

00:03:11.024 --> 00:03:13.360
‫بن، متاسفم.

00:03:13.360 --> 00:03:16.029
‫جاش یک سال بعدش تو یه تصادف مُرد.

00:03:16.029 --> 00:03:19.199
‫در هر صورت مُرد؟

00:03:19.199 --> 00:03:21.743
‫تو سعی خودت رو کردی.
‫این چیزها...

00:03:21.743 --> 00:03:24.245
‫من باید بهش زنگ بزنم.
‫میشه شماره‌اش رو بهم بدی؟

00:03:24.245 --> 00:03:25.288
‫آه...

00:03:25.288 --> 00:03:26.790
‫تو رو خدا

00:03:29.876 --> 00:03:33.630
‫.415-174-5683

00:03:33.630 --> 00:03:35.757
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب.

00:03:35.757 --> 00:03:38.218
‫میشه لطفا روی جهش تمرکز کنیم؟

00:03:38.218 --> 00:03:40.261
‫درسته. کانی دیویس.

00:03:40.261 --> 00:03:42.180
‫خیلی‌خب، تو اوج حرفه‌ی شغلیش،

00:03:42.180 --> 00:03:44.557
‫اون روزنامه‌نگار پیشرویی در نیویورک بود.

00:03:44.557 --> 00:03:46.559
‫یعنی، اون یه اسطوره بود.

00:03:46.559 --> 00:03:48.895
‫در حد باربارا والترز.

00:03:48.895 --> 00:03:50.730
‫تا اینکه اخراج شد.

00:03:50.730 --> 00:03:52.565
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

00:03:52.565 --> 00:03:54.776
‫یعنی، گمون کنم به یه منبع خبری ربط داشته.

00:03:54.776 --> 00:03:57.737
‫ولی هر اتفاقی که افتاد،
‫عملا باعث تموم شدن حرفه‌ی شغلیش شد.

00:03:57.737 --> 00:04:00.281
‫- و حالا اون...
‫- خبر کدو تنبل‌ها رو پوشش میده.

00:04:01.574 --> 00:04:03.702
‫خیلی‌خب، پس من فقط باید

00:04:03.702 --> 00:04:05.620
‫کانی رو به اوج دوران شغلیش برگردونم.

00:04:05.620 --> 00:04:07.706
‫- نباید خیلی سخت باشه.
‫- یه کدو تُپلی؟

00:04:07.706 --> 00:04:10.417
‫بابا ترکیدم از خنده!

00:04:10.417 --> 00:04:13.003
‫چی؟

00:04:21.803 --> 00:04:24.431
‫تمام حرفم اینه که من

00:04:24.431 --> 00:04:26.599
‫یه ریز پردازنده‌ی پیشرفته توسعه دادم.

00:04:26.599 --> 00:04:28.935
‫این فناوری منه،

00:04:28.935 --> 00:04:31.104
‫و به ایان قرضش دادم.

00:04:31.104 --> 00:04:35.400
‫حالا هم بهم پسش نمیدن.

00:04:35.400 --> 00:04:37.277
‫یعنی، تو خوشت میاد

00:04:37.277 --> 00:04:39.779
‫که یکی دستگاهت رو بگیره و نده؟

00:04:39.779 --> 00:04:42.157
‫می‌تونم بهتون بگم که کی خوشش نمیاد،

00:04:42.157 --> 00:04:44.951
‫پنتاگون.

00:04:44.951 --> 00:04:47.704
‫اونا فکر می‌کنن که فناوری من خیلی باارزشه.

00:04:47.704 --> 00:04:51.750
‫ببخشید که اینو می‌گم، ولی همه‌ی شما رو
بذارن روی هم، به ارزش اون نمی‌رسه

00:04:51.750 --> 00:04:53.293
‫عذرخواهی می‌کنم، آقای ریج،

00:04:53.293 --> 00:04:54.753
‫ولی متوجه حرفات نمی‌شم.

00:04:56.379 --> 00:04:58.631
‫اوه.

00:04:58.631 --> 00:05:03.470
‫خب، کارمند تو ایان رایت،

00:05:03.470 --> 00:05:05.805
تراشه‌ی کوانتومی منو دزدید

00:05:05.805 --> 00:05:09.476
‫نماینده‌ی منو تهدید کرد،

00:05:09.476 --> 00:05:13.646
‫یکی از اعضای مورد اعتماد تیمم رو
‫علیه من کرد،

00:05:13.646 --> 00:05:18.443
‫و بعد بدون اینکه خبردار بشم
‫به استفاده کردن از تراشه‌ام ادامه داد.

00:05:18.443 --> 00:05:21.488
‫یا هم اینطور که معلومه،
‫بدون اینکه تو خبردار باشی.

00:05:21.488 --> 00:05:25.200
‫چیزی رو از قلم انداختم، ایان؟

00:05:27.994 --> 00:05:29.329
‫نه.

00:05:29.329 --> 00:05:31.915
‫عالیه.

00:05:31.915 --> 00:05:34.668
‫خب، حالا که همه می‌دونیم چی به چیه...

00:05:35.919 --> 00:05:37.796
‫من قرارهای ملاقات و ناهار
‫و این چرت و پرت‌ها دارم.

00:05:37.796 --> 00:05:42.050
‫بهت اعتماد دارم که اینو درستش کنی.

00:05:42.050 --> 00:05:43.468
‫درستش می‌کنم.

00:05:43.468 --> 00:05:46.471
‫و یکی از طرف وزارت دفاع

00:05:46.471 --> 00:05:48.098
‫فردا صبح میاد اینجا

00:05:48.098 --> 00:05:53.019
‫تا می‌دونی، مطمئن بشه که ردیفش می‌کنی.

00:05:54.813 --> 00:05:56.189
‫مجیک.

00:05:56.189 --> 00:05:57.816
‫مجیک، واقعا معذرت می‌خوام.

00:05:57.816 --> 00:05:59.401
‫برو خونه.

00:06:00.735 --> 00:06:03.613
‫سر راهت از تمام پایانه‌های سیستم
‫خارج میشی،

00:06:03.613 --> 00:06:06.116
‫و تا فردا که با نماینده‌ی وزارت دفاع حرف می‌زنی

00:06:06.116 --> 00:06:09.327
‫با من یا کس دیگه‌ای حرف نمی‌زنی.

00:06:17.419 --> 00:06:19.587
‫می‌فهمم که عصبانی‌ای، ولی...

00:06:19.587 --> 00:06:20.964
‫اصلا می‌فهمین که شما دوتا چیکار کردین؟

00:06:20.964 --> 00:06:22.757
‫می‌فهمم.

00:06:22.757 --> 00:06:24.384
‫این دفعه عواقبی به همراه داره

00:06:24.384 --> 00:06:26.052
‫که نمی‌تونم در برابرشون ازتون محافظت کنم.

00:06:26.052 --> 00:06:27.303
- ‫مجیک معذرت می‌خوام، ‫ولی ما فقط داشتیم...
- ‫برو بیرون!

00:06:36.855 --> 00:06:39.482
‫واقعا سر ضبط عالی بودی.

00:06:39.482 --> 00:06:41.401
‫اوه، لازم نکرده بگی.

00:06:41.401 --> 00:06:42.902
‫می‌دونم که احتمالا نمی‌خواستی

00:06:42.902 --> 00:06:44.320
‫خبرهای کدو تنبل رو پوشش بدی.

00:06:44.320 --> 00:06:46.740
‫راستش رو بگم، تو خیلی بهتر از اینی.

00:06:46.740 --> 00:06:49.492
‫- قبلا آره.
‫- خب یه داستان بهتر جور کن.

00:06:49.492 --> 00:06:50.910
‫منبعی که به من زنگ زد چی؟

00:06:50.910 --> 00:06:52.579
‫بهت گفتم که کاری به اون منبع نداشته باش.

00:06:52.579 --> 00:06:54.581
‫ولی این فرصت توئه تا به مردم یادآوری کنی

00:06:54.581 --> 00:06:57.167
‫که واقعا کی هستی.

00:06:57.167 --> 00:06:58.585
‫من الان همچین شخصی‌ام.

00:06:58.585 --> 00:07:00.587
‫داستان‌های کوچیک، اخبار محلی.

00:07:02.547 --> 00:07:03.965
‫تو نوار رو توی وَن جا گذاشتی؟

00:07:03.965 --> 00:07:06.217
‫شرمنده.
‫آره، میرم بیارمش.

00:07:06.217 --> 00:07:07.552
- ‫می‌دونم که هنوزم تازه بهم ملحق
شدی، - ‫ولی اگه می‌خوای اینجا دووم بیاری

00:07:08.762 --> 00:07:10.055
‫باید خودت رو جمع و جور کنی.

00:07:21.358 --> 00:07:23.068
‫ادیسون؟

00:07:47.634 --> 00:07:50.178
‫- سلام.
‫- هانا.

00:07:50.178 --> 00:07:52.097
‫ شما با منزل نالی تماس گرفتید.

00:07:52.097 --> 00:07:54.307
‫ لطفا بعد از شنیدن صدای بوق
‫ پیغام خود را بگذارید.

00:08:00.647 --> 00:08:03.358
‫اون خونه نبود، ادیسون.

00:08:03.358 --> 00:08:05.151
‫حتی اگه خونه بود، نمی‌دونستم چی بگم...

00:08:05.151 --> 00:08:07.529
‫هی.

00:08:07.529 --> 00:08:09.781
‫چی می‌خوای، کیف پولم؟

00:08:09.781 --> 00:08:11.700
‫می‌خوام کاری به داستان نداشته باشی.

00:08:11.700 --> 00:08:12.659
- ‫حقیقتش، من خیلی درموردش چیزی...
- ‫نمی‌دونم!

00:08:15.161 --> 00:08:18.331
‫دفعه بعد، خشاب خالی نیست.

00:08:35.682 --> 00:08:36.850
‫بهت گفته بودم که بیخیال داستان بشی.

00:08:36.850 --> 00:08:38.518
‫باور کن، اگه می‌تونستم این کار رو می‌کردم.

00:08:38.518 --> 00:08:39.894
‫می‌فهمم.

00:08:39.894 --> 00:08:42.313
‫حس می‌کنی وظیفه‌ی توئه که به مردم کمک کنی.

00:08:42.313 --> 00:08:43.606
‫منم قبلا اینطوری فکر می‌کردم.

00:08:43.606 --> 00:08:47.569
‫ولی به این حرفم اعتماد کن،
‫هیچ داستانی ارزشش رو نداره.

00:08:47.569 --> 00:08:49.362
‫- آخ!
‫- اوه.

00:08:49.362 --> 00:08:51.656
‫- به نظرت بخیه نیاز دارم؟
‫- طوریت نیست.

00:08:51.656 --> 00:08:55.493
تو الان... ویسکی‌لازمی

00:08:55.493 --> 00:08:57.829
‫مگه تو تهیه کننده‌ی قبلیت رو به‌خاطر
‫سرکار نوشیدنی خوردن اخراج نکردی؟

00:08:57.829 --> 00:08:59.622
‫الان دیگه وقت کاری داره تموم میشه.

00:08:59.622 --> 00:09:00.623
- ‫شما دوتا هنوز اینجا چیکار می‌کنین؟
- ‫هیچی.

00:09:01.833 --> 00:09:03.335
‫چی به سر تو اومده؟

00:09:03.335 --> 00:09:04.878
‫- فکر کنم یه داستان داریم...
‫- سرش ضربه خورده.

00:09:04.878 --> 00:09:07.172
‫فکر می‌کنه که ممکنه ضربه مغزی شده باشه، دیویدسون.

00:09:07.172 --> 00:09:09.966
‫آره.
‫سرش به یه کدو تنبل خورد.

00:09:09.966 --> 00:09:13.386
‫آخه چطور میشه سرت به یه کدو تنبل بخوره؟

00:09:13.386 --> 00:09:14.637
‫پاش گیر کرد.

00:09:14.637 --> 00:09:16.306
‫اوهوم، باید بیشتر احتیاط کنه،

00:09:16.306 --> 00:09:18.433
‫یا دفعه‌ی بعد، ممکنه بدتر بشه.

00:09:18.433 --> 00:09:21.102
‫باشه.
‫خب، حواست به جلوی پات باشه.

00:09:21.102 --> 00:09:22.854
‫کفپوش رو خونی نکن.

00:09:22.854 --> 00:09:25.148
‫وگرنه من سرکوفتش رو می‌خورم.

00:09:25.148 --> 00:09:26.775
‫ببخشید، ولی اون واسه صلاح خودت بود.

00:09:26.775 --> 00:09:28.860
‫واسه صلاح من یا خودت؟

00:09:28.860 --> 00:09:30.528
‫اصلا تو نیویورک چه اتفاقی افتاد؟

00:09:30.528 --> 00:09:32.238
‫چرا اخراج شدی؟

00:09:32.238 --> 00:09:33.990
‫اتفاقی که افتاد رو بیخیال شو.

00:09:37.202 --> 00:09:40.163
‫ببین، بعد از نیویورک
‫دیویدسون تنها کسی بود

00:09:40.163 --> 00:09:41.706
‫که حاضر بود بهم کار بده،

00:09:41.706 --> 00:09:42.916
‫منم نمی‌خوام از دستش بدم.

00:09:42.916 --> 00:09:45.043
‫ولی اگه این واترگیت بعدی باشه چی؟
‫[داستان بزرگ رسوایی واترگیت]

00:09:45.043 --> 00:09:47.545
‫هر خبرنگار جوونی دلش یه داستان واترگیت می‌خواد.

00:09:47.545 --> 00:09:48.922
- ‫تمام شکوه و افتخارش رو می‌خوای
‫اونوقت نمی‌خوای - ‫زحمتش رو بکشی.

00:09:50.382 --> 00:09:54.260
‫خب، قانون اول روزنامه‌نگاری اینه:
‫زحمت کار رو انجام بده.

00:09:54.260 --> 00:09:57.347
‫و چند سال بعد، چه می‌دونم،

00:09:57.347 --> 00:09:59.557
‫شاید به داستان بزرگت رسیدی.

00:10:01.851 --> 00:10:03.269
‫فردا می‌بینمت.

00:10:04.854 --> 00:10:06.856
‫چرا تو همیشه خونی‌ای؟

00:10:06.856 --> 00:10:09.359
‫نمی‌دونم.

00:10:09.359 --> 00:10:11.611
‫خیلی‌خب، این قراره سخت‌تر از چیزی باشه
‫که فکرش رو می‌کردم.

00:10:11.611 --> 00:10:13.947
‫آره، می‌دونم که دلیل اینجا بودنم اینه
‫که حرفه‌ی شغلیش رو پس بگیرم،

00:10:13.947 --> 00:10:15.782
‫- ولی اون نمی‌خوادش.
‫- نه، منظورم تویی.

00:10:15.782 --> 00:10:16.741
‫- من؟ ‫- اوهوم.
- ‫منم این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم،

00:10:17.784 --> 00:10:18.910
‫و تو حواست پرته.

00:10:18.910 --> 00:10:21.079
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، ولی...

00:10:21.079 --> 00:10:23.915
‫هنوز داری به اتفاقی که واسه جاش افتاد
‫فکر می‌کنی.

00:10:23.915 --> 00:10:26.459
‫کانی فکر می‌کنه که این داستان
‫ارزشش رو نداره.

00:10:26.459 --> 00:10:28.878
‫شاید کائنات اینطوری داره بهم میگه که
‫دست از تلاش کردن بردارم.

00:10:28.878 --> 00:10:31.089
‫خیلی‌خب، کائنات رو نمی‌دونم،

00:10:31.089 --> 00:10:33.800
‫ولی خودم بهت می‌گم که نمی‌تونی این کار رو کنی.

00:10:33.800 --> 00:10:36.219
‫بیخیال.
‫تو بهترین جهش‌گری هستی که می‌شناسم.

00:10:36.219 --> 00:10:37.637
‫و وظیفه‌ی توئه

00:10:37.637 --> 00:10:40.724
‫تا به کانی یادآوری کنی که اون روزنامه‌نگار کار درستیه.

00:10:40.724 --> 00:10:43.393
‫خیلی‌خب وودوارد،
‫تو آخه از روزنامه‌نگاری چی می‌دونی؟

00:10:43.393 --> 00:10:46.438
‫اولا، من دقیقا خود برنستین‌ام.
‫[خبرنگار معروف]

00:10:46.438 --> 00:10:48.606
‫و دوماً، اگه کارم این نبود،

00:10:48.606 --> 00:10:49.941
‫صد در صد روزنامه‌نگار می‌شدم.

00:10:49.941 --> 00:10:52.193
‫- واقعا؟
‫- شک نکن.

00:10:52.193 --> 00:10:54.654
‫یعنی، همه‌چی رو به خطر بندازی
‫تا از حقیقت پرده‌ برداری

00:10:54.654 --> 00:10:56.364
‫و برای کار درست بجنگی؟

00:10:56.364 --> 00:10:59.284
‫خیلی‌خب، تو فقط باید درگیرش بشی.

00:10:59.284 --> 00:11:01.494
‫کانی گفت قانون اول چیه؟

00:11:01.494 --> 00:11:04.789
‫- کار رو انجام بده.
‫- پس بیا دست به کار بشیم.

00:11:06.916 --> 00:11:08.084
- ‫خیلی‌خب.
- ‫چی می‌دونیم؟

00:11:09.461 --> 00:11:11.546
‫چیزِ زیادی نمی‌دونیم،
‫ولی منبع خبری مرموزت گفت

00:11:11.546 --> 00:11:13.840
‫- که تو با یکی ملاقات کردی.
‫- یه کارمند در کپلان.

00:11:13.840 --> 00:11:16.051
‫مشخصه که یه کارمند توی یه شرکت کار می‌کنه.

00:11:16.051 --> 00:11:17.552
‫ولی چه جور شرکتی؟
‫ممکنه هرچیزی باشه.

00:11:17.552 --> 00:11:19.637
‫ممکنه یه شرکت بزرگ باشه،
‫بانک باشه،

00:11:19.637 --> 00:11:21.222
‫وکیل باشه؟

00:11:21.222 --> 00:11:24.726
‫در سال 1982، لوید کپلان شریکی
‫در شرکت حقوقی کپلان و مایر بود.

00:11:24.726 --> 00:11:26.644
‫اون یکی از وکلای شرکتی برتر دنور هستش.

00:11:26.644 --> 00:11:28.480
‫اینجا تو دفتر برنامه‌هام نوشته شده که
‫دو روز پیش

00:11:28.480 --> 00:11:30.231
‫واسه صرف ناهار با یکی به اسم لوید ملاقات کردم.

00:11:30.231 --> 00:11:31.649
‫خودشه.

00:11:37.405 --> 00:11:39.616
‫خیلی‌خب.

00:11:39.616 --> 00:11:41.409
‫دیگه چی می‌دونیم؟

00:11:44.829 --> 00:11:46.581
‫زیگی نمی‌تونه این بخشش رو برامون انجام بده؟

00:11:46.581 --> 00:11:49.042
‫زیگی داره تو کل اینترنت

00:11:49.042 --> 00:11:51.961
‫دنبال لیست موکلین وکیله می‌گرده
‫ولی دقیق نیست.

00:11:51.961 --> 00:11:53.630
‫باید بصورت دستی سوابق رو بررسی کنیم.

00:11:53.630 --> 00:11:56.091
‫تو با خودت قهوه آوردی توی اتاق تصویربرداری؟

00:11:56.091 --> 00:11:57.884
‫آره.
‫ممکنه کل شب رو اینجا موندگار باشم.

00:11:59.636 --> 00:12:02.305
‫چرا هیچوقت نمی‌دونستم که می‌خواستی
‫روزنامه‌نگار بشی؟

00:12:03.556 --> 00:12:05.308
‫واسه قبل از زمانیه که باهات آشنا شدم.

00:12:05.308 --> 00:12:07.268
‫منم اجازه دارم راز داشته باشم.

00:12:08.520 --> 00:12:10.605
‫هنوزم غافلگیرم می‌کنی.

00:12:17.529 --> 00:12:20.198
‫خیلی‌خب، ما سوابق

00:12:20.198 --> 00:12:22.033
‫- چند سال خبری رو داریم؟
‫- 35تا.

00:12:22.033 --> 00:12:23.326
- ‫و بررسی چند سالش مونده؟
- ‫34.

00:12:27.914 --> 00:12:28.832
‫قراره کل شب رو اینجا باشیم.

00:12:28.832 --> 00:12:30.750
‫آره.

00:12:34.254 --> 00:12:36.297
‫خیلی‌خب، من سه اسم رو پیدا کردم
‫که طی 35 سال گذشته

00:12:36.297 --> 00:12:38.049
‫پشت سر هم همراه با کلمه‌ی کپلان بالا اومدن.

00:12:38.049 --> 00:12:40.593
‫یه شرکت بازاریابی به اسم ویوید،

00:12:40.593 --> 00:12:43.888
‫یه شرکت الکترونیکی به اسم آلکام،

00:12:43.888 --> 00:12:46.725
‫و یه شخصی به اسم چِت بارلو.

00:12:46.725 --> 00:12:49.352
‫باشه، من ویوید و آلکام رو بررسی می‌کنم.

00:12:49.352 --> 00:12:51.396
‫باشه. منم چت رو بررسی می‌کنم.

00:12:51.396 --> 00:12:54.232
‫من باز قهوه نیاز دارم.

00:12:54.232 --> 00:12:55.608
- ‫باشه، ولی زود برگرد.
- ‫اگه قرار باشه کانی رو قانع کنیم

00:12:57.068 --> 00:12:58.319
‫هنوز باید کلی کار انجام بدیم.

00:12:58.319 --> 00:12:59.904
‫حله، وودوارد.
‫[خبرنگار معروف]

00:13:06.119 --> 00:13:08.496
‫هی، حالت خوبه؟

00:13:08.496 --> 00:13:10.206
‫ایان؟

00:13:10.206 --> 00:13:11.791
‫اونا نمی‌تونن باهات حرف بزنن.

00:13:11.791 --> 00:13:14.711
‫تام.

00:13:14.711 --> 00:13:18.256
‫هی، اومدی منو ببینی؟
‫الان وقت خوبی نیستی.

00:13:18.256 --> 00:13:19.591
‫بن وسط یه جهشه،

00:13:19.591 --> 00:13:21.593
‫و ایان هم قراره توسط

00:13:21.593 --> 00:13:23.970
‫یه نماینده‌ی وزارت دفاع بازجویی بشه.

00:13:23.970 --> 00:13:26.139
‫من همون نماینده‌ی وزارت دفاع‌ام.

00:13:27.640 --> 00:13:30.477
‫گیدئون ریج تو رو فرستاده؟

00:13:30.477 --> 00:13:32.604
‫ببخشید، ولی این یه جور تضاد منافع نیست؟

00:13:32.604 --> 00:13:34.272
‫هست؟

00:13:34.272 --> 00:13:36.983
‫فکر نکنم اون از وضعیت ما خبر داشته باشه.

00:13:36.983 --> 00:13:39.361
‫حقیقتش، فکر نکنم خود منم می‌دونم.

00:13:39.361 --> 00:13:42.113
‫فقط می‌دونم که ساعت سه نصف شب بهم زنگ زدن

00:13:42.113 --> 00:13:45.992
‫و ازم خواستن که جهش کوانتومی رو با خاک یکسان کنم.

00:13:45.992 --> 00:13:48.661
‫تام، تو باید بهمون کمک کنی.

00:13:51.164 --> 00:13:53.291
‫شرمنده، بن بهم نیاز داره.

00:13:53.291 --> 00:13:55.335
‫من...

00:13:58.963 --> 00:14:00.715
‫به ایان سخت نگیر.

00:14:07.764 --> 00:14:09.683
‫ببخشید، برخورد کردم با...

00:14:13.061 --> 00:14:14.562
‫بن؟

00:14:14.562 --> 00:14:16.560
ا‌را‌ئه‌‌‌ا‌ی ا‌ز‌ وب‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

00:14:17.190 --> 00:14:18.942
‫- بن!
‫- هی! هی.

00:14:18.942 --> 00:14:20.402
‫هی، چی شد؟

00:14:20.402 --> 00:14:22.821
‫- داشتیم مظنونین رو مرور می‌کردیم.
‫- اوه. درسته، درسته.

00:14:22.821 --> 00:14:23.988
‫خب،

00:14:23.988 --> 00:14:25.824
‫وکیل‌مون بیشتر نماینده‌ی شرکت‌ها میشه،

00:14:25.824 --> 00:14:27.826
‫پس با خودم گفتم که این یارو چِت
‫باید خیلی مهم باشه.

00:14:27.826 --> 00:14:30.662
‫پس معلوم شد که اون مدیرعامل یه شرکت محلی

00:14:30.662 --> 00:14:32.664
‫به اسم هربیکوره،
‫ولی نمی‌تونم چیزی دیگه‌ای ازش پیدا کنم.

00:14:32.664 --> 00:14:35.667
‫هربیکور.
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

00:14:35.667 --> 00:14:38.211
‫آه، چون چند سال دیگه اسمشون رو
‫به آگرا یونایتد عوض می‌کنن،

00:14:38.211 --> 00:14:40.380
‫اسمش رو نشنیده بودم.

00:14:40.380 --> 00:14:42.340
‫آگرا یونایتد.
‫چرا برام آشناست؟

00:14:42.340 --> 00:14:45.260
‫اونا سموم کشاورزی تولید می‌کنن.

00:14:45.260 --> 00:14:47.345
‫در سال 1982 تازه دارن شروع به کار می‌کنن،

00:14:47.345 --> 00:14:49.931
‫ولی در زمان حال خیلی شرکت بزرگی هستن.

00:14:49.931 --> 00:14:51.349
‫رووت‌اَوت رو می‌شناسی؟

00:14:51.349 --> 00:14:54.686
‫- همون سم علف کش؟
‫- آره، واسه اوناست.

00:14:54.686 --> 00:14:55.729
‫وای، خدای من.

00:14:55.729 --> 00:14:57.230
‫چیه؟

00:14:57.230 --> 00:15:00.108
‫- کانی!
‫- برایان، تو اینجا خوابیدی؟

00:15:00.108 --> 00:15:01.276
‫باید درمورد داستانه باهات حرف بزنم.

00:15:01.276 --> 00:15:02.861
‫نگو که خدایی هنوزم...

00:15:02.861 --> 00:15:04.946
‫چند روز پیش، من با یه وکیل از شرکت حقوقی
‫کپلان و مایر ملاقات کردم.

00:15:04.946 --> 00:15:07.032
‫اونا وکیل چِت بارلو هستن،
‫مدیرعامل شرکت هربیکور،

00:15:07.032 --> 00:15:08.825
‫و قراره علف کشی رو به بازار عرضه کنن

00:15:08.825 --> 00:15:11.661
‫که قراره خیلی چیزهای بیشتری
‫نسبت به علف خالی رو بکُشه.

00:15:11.661 --> 00:15:13.121
‫تو گفتی که قانون اول انجام خود کاره.

00:15:13.121 --> 00:15:14.706
‫من کارش رو انجام دادم.

00:15:14.706 --> 00:15:16.916
‫حالا به کمک تو احتیاج دارم
‫تا جون آدم‌های زیادی رو نجات بدیم.

00:15:16.916 --> 00:15:20.128
‫خب، منظورت چه تعداد آدمه؟

00:15:20.128 --> 00:15:21.296
‫هزاران نفر.

00:15:28.219 --> 00:15:31.139
‫ این دنوری هست که می‌شناسید.

00:15:33.350 --> 00:15:36.436
‫ ولی این دنوری هست که من می‌شناسم.

00:15:36.436 --> 00:15:38.938
‫سلام، من چت بارلو هستم،
‫مدیرعامل هربیکور،

00:15:38.938 --> 00:15:40.815
‫و این برادرم رابی هستش.

00:15:40.815 --> 00:15:42.525
‫تقریبا نصف دنور زمین کشاورزیـه،

00:15:42.525 --> 00:15:44.402
‫پس ما شرکت‌مون رو تاسیس کردیم
‫تا حتما

00:15:44.402 --> 00:15:47.947
‫هوای کشاورزهایی مثل جو رو داشته باشیم.

00:15:47.947 --> 00:15:52.285
‫چون در هربیکور، ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم.

00:15:52.285 --> 00:15:59.042
‫ ♪ در هربیکور، ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم ♪

00:15:59.042 --> 00:16:01.044
‫این یارو تا حالا دوربینی ندیده که دوستش نداشته باشه.

00:16:01.044 --> 00:16:03.380
‫به نظرت چت می‌دونه که علف کُشش خطرناکه؟

00:16:03.380 --> 00:16:05.382
‫فقط یه جور میشه فهمید.

00:16:05.382 --> 00:16:07.050
‫یعنی پایه‌ای؟

00:16:07.050 --> 00:16:08.468
‫الکی جوگیر نشو.

00:16:08.468 --> 00:16:11.012
‫فقط دارم چندتا سوال می‌پرسم،

00:16:11.012 --> 00:16:14.391
‫مثلا اینکه از کجا می‌دونی که
‫این همه آدم قراره مریض بشن؟

00:16:14.391 --> 00:16:18.269
‫منبع خبریم بهم گفت.

00:16:18.269 --> 00:16:21.564
‫صرفا یه تخمینه، ولی منبع‌ام مطمئنه

00:16:21.564 --> 00:16:23.525
‫که طی چند دهه‌ی دیگه،

00:16:23.525 --> 00:16:26.611
‫این آفت کش ممکنه باعث سرطان هزاران نفر بشه.

00:16:26.611 --> 00:16:29.864
‫خیلی‌خب، منبعت چیه؟

00:16:29.864 --> 00:16:32.200
‫خب، این یه جورایی بن‌بسته.

00:16:32.200 --> 00:16:34.911
‫اوه برادر، با یه منبع خبری ناشناس سر و کار داریم؟

00:16:34.911 --> 00:16:37.997
‫اون به اون تلفن همگانی بهت زنگ زد، درسته؟

00:16:37.997 --> 00:16:39.332
‫آره، چطور؟

00:16:40.709 --> 00:16:42.252
‫هوم.

00:16:44.504 --> 00:16:47.549
‫قانون شماره دو: چیزی به اسم بن‌بست نداریم.

00:16:47.549 --> 00:16:50.010
‫سلام، بیل.
‫کانی‌ام.

00:16:50.010 --> 00:16:52.429
‫می‌خوام شماره‌ای از یه تلفن همگانی رو در بیاری.

00:16:52.429 --> 00:16:54.931
‫دیروز، جلوی ایستگاه خبری، ساعت 4.

00:16:54.931 --> 00:16:56.766
‫و قبل از اینکه بگی نیاز به حکم داری،

00:16:56.766 --> 00:16:59.185
‫می‌خوام بدونی که این واسه یه خبر کم‌اهمیت نیست.

00:16:59.185 --> 00:17:00.603
‫مهمه، بیل.

00:17:00.603 --> 00:17:03.356
‫با کمکت میشه جون خیلی‌ها رو نجات داد.

00:17:03.356 --> 00:17:05.483
‫واسه همینم تو پلیس شدی، غیر از اینه؟

00:17:08.028 --> 00:17:09.446
‫پشت خط می‌مونم.

00:17:09.446 --> 00:17:12.323
‫- کارش درسته.
‫- آره. 233.

00:17:12.323 --> 00:17:14.284
‫ممنون، بیل.

00:17:14.284 --> 00:17:16.619
‫تو یه ناجیِ واقعی هستی.

00:17:16.619 --> 00:17:19.581
‫- کارت حرف نداشت.
‫- این هیجان انگیزه.

00:17:19.581 --> 00:17:20.498
‫هرکسی ممکنه جواب تلفن رو بده.

00:17:22.417 --> 00:17:23.543
- ‫ ممنون که با هربیکور تماس
گرفتید، - ‫ دفتر رابی بارلو.

00:17:24.669 --> 00:17:25.962
‫ چه کمکی ازم برمیاد؟

00:17:25.962 --> 00:17:28.298
‫خیلی‌خب، انتظار هرکسی به جزء اون رو داشتم.

00:17:28.298 --> 00:17:30.633
‫می‌تونم با رابی بارلو صحبت کنم؟

00:17:30.633 --> 00:17:32.510
‫ اوه، معذرت می‌خوام.
‫ تازه برای صرف ناهار رفتن بیرون.

00:17:32.510 --> 00:17:36.973
‫- می‌تونم پیغام‌تون رو بگیرم؟
‫- نیازی نیست. ممنون.

00:17:36.973 --> 00:17:39.476
‫صبر کن، پس منبع ما برادر مدیرعامله؟

00:17:39.476 --> 00:17:41.061
‫مگه اونا باهمدیگه هربیکور رو تاسیس نکردن؟

00:17:41.061 --> 00:17:43.813
‫- این همه مخفی‌کاری واسه چیه؟
‫- یه افشاگره.

00:17:43.813 --> 00:17:45.231
- ‫می‌دونه که علف کُش‌شون به درد نمی‌خوره،
- ‫ولی زیادی می‌ترسه که حرفی بزنه،

00:17:46.649 --> 00:17:48.109
‫بنابراین با یه ایستگاه خبری تماس می‌گیره.

00:17:48.109 --> 00:17:49.778
‫تنها مشکل اینجاست که اگه منبع‌مون
‫حاضر نباشه

00:17:49.778 --> 00:17:51.404
‫بصورت علنی چیزی بگه،
‫داستانی گیر ما نمیاد.

00:17:51.404 --> 00:17:52.989
‫- ما؟
‫- باشه، آروم باش.

00:17:52.989 --> 00:17:55.658
‫منظورم فقط یه مصاحبه‌ی کوچیکه.

00:17:55.658 --> 00:17:56.910
‫خب، ما باید یه راست به هربیکور بریم.

00:17:56.910 --> 00:17:59.245
‫تا دوباره با ته اسلحه بزنن تو سرت؟

00:17:59.245 --> 00:18:01.122
‫دفتر تلفن رو بردار.
‫بیا آدرس هربیکور رو گیر بیاریم.

00:18:01.122 --> 00:18:03.500
‫نزدیک اونجا رستوران‌های کمی هست
‫که طرف بخواد ناهار بخوره.

00:18:03.500 --> 00:18:04.959
‫فکر خوبیه.

00:18:04.959 --> 00:18:06.878
‫من تمام رستوران‌های تو شعاع سه کیلومتری اونجا رو در میارم.

00:18:06.878 --> 00:18:08.505
‫سرت چطوره؟

00:18:08.505 --> 00:18:10.298
‫آره، خیلی بهتره.

00:18:10.298 --> 00:18:11.549
‫خودشم حرف زدن بلده؟

00:18:11.549 --> 00:18:14.969
‫اون ترجیح میده پشت دوربین بمونه.

00:18:16.513 --> 00:18:18.515
‫خیلی‌خب.
‫شما دوتا چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه دارین؟

00:18:18.515 --> 00:18:21.059
‫هیچی.

00:18:22.394 --> 00:18:24.771
‫باشه.

00:18:24.771 --> 00:18:30.527
‫بهتره تا داستان واقعی نشده
‫اینو بین خودمون دوتا نگه داریم.

00:18:30.527 --> 00:18:33.363
‫- که مبادا، می‌دونی...
‫- قضیه‌ی نیویورک تکرار بشه. فهمی‌دم.

00:18:33.363 --> 00:18:35.156
‫آره.

00:18:39.744 --> 00:18:41.996
‫سلام، رابی بارلو؟

00:18:41.996 --> 00:18:43.081
‫من می‌شناسمتون؟

00:18:43.081 --> 00:18:44.916
‫کانی دیویس هستم از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی.

00:18:48.837 --> 00:18:50.296
- ‫از کجا فهمیدین کار من بوده؟
- ‫ما روش‌های خودمون رو داریم.

00:18:51.506 --> 00:18:53.717
‫یه دقیقه واسه حرف زدن وقت داری؟

00:18:53.717 --> 00:18:55.593
‫- اکیداً محرمانه.
‫- چرا اونوقت؟

00:18:55.593 --> 00:18:56.678
‫از کی اینقدر می‌ترسی؟

00:18:56.678 --> 00:18:58.430
‫کی گفته می‌ترسم؟

00:18:58.430 --> 00:19:01.224
‫به‌خاطر برادرته؟

00:19:01.224 --> 00:19:03.935
‫- از من چی می‌خواین؟
‫- فقط حقیقت رو می‌خوایم.

00:19:03.935 --> 00:19:07.731
‫حقیقت اینه که ما علف کُش رو با گلیفوسات

00:19:07.731 --> 00:19:09.566
‫با چندتا کشاورز محلی تست کردیم
‫با اینکه تو آزمایشگاه موش‌هامون

00:19:09.566 --> 00:19:11.901
‫تومور ریه بوجود آورده بود.
‫نباید جایی بگین که من گفتم.

00:19:11.901 --> 00:19:13.403
‫چرا وقتی فهمیدین که تومور بوجود میاره

00:19:13.403 --> 00:19:14.612
‫محصول رو لغو نکردین؟

00:19:14.612 --> 00:19:16.823
‫یه یادداشت حساب و کتاب بود،

00:19:16.823 --> 00:19:19.826
‫و ظاهراً لغو کردن محصول خیلی هزینه داره.

00:19:19.826 --> 00:19:22.495
‫اگه بعداً به قربانی‌های احتمالی غرامت بپردازیم
‫ارزون‌تر در میاد.

00:19:22.495 --> 00:19:24.539
‫حتی گه هزاران قربانی باشه؟

00:19:24.539 --> 00:19:25.790
‫ببین، کل این جریان داره منو می‌کشه.

00:19:25.790 --> 00:19:27.667
‫اوه خب، ولی نه به معنای واقعی، درسته؟

00:19:27.667 --> 00:19:30.128
‫چون ممکنه به معنای واقعی اون کشاورزها رو بکشه.

00:19:30.128 --> 00:19:33.631
‫من سعی کردم کمک کنم، خب؟
‫ولی تو رفتی پیش وکیله.

00:19:33.631 --> 00:19:35.342
‫اونم به برادرم خبر داد
‫و حالا چت می‌دونه

00:19:35.342 --> 00:19:37.927
‫شما چه شکلی هستین،
‫که یعنی من نباید پیش شما دیده باشم، وگرنه...

00:19:37.927 --> 00:19:39.054
‫وگرنه چی؟

00:19:39.054 --> 00:19:41.348
‫اونم روش‌های خودش رو داره.

00:19:41.348 --> 00:19:43.308
‫اوه، مرد نقاب‌داره.
‫آره.

00:19:43.308 --> 00:19:46.478
‫- آره، همدیگه رو دیدیم.
‫- من ناپدید شدن آدما رو دیدم.

00:19:46.478 --> 00:19:49.439
‫ببینین، ما سعی‌ کردیم، خب؟

00:19:49.439 --> 00:19:52.025
‫ولی شما نیاز به یه مدرک غیر قابل انکار دارین.

00:19:52.025 --> 00:19:54.110
‫وگرنه هربیکراپ یه‌کم ماه

00:19:54.110 --> 00:19:57.280
‫تاییدیه‌ی سازمان حفاظت از محیط زیست رو می‌گیره
‫و محصول رو وارد بازار می‌کنیم.

00:20:01.242 --> 00:20:02.660
‫متاسفم.

00:20:04.245 --> 00:20:05.955
‫چیزی به اسم بن‌بست نداریم، درسته؟

00:20:05.955 --> 00:20:06.956
- ‫حق با اونه.
- ‫ما نیاز به مدرک داریم.

00:20:12.170 --> 00:20:13.797
‫صبر کن.
‫اون گفت "هربیکراپ"؟

00:20:13.797 --> 00:20:18.468
‫بعداً اسم علف کُش رو به روت‌اَوت تغییر دادن.
‫چرا؟

00:20:18.468 --> 00:20:20.095
‫می‌دونم کجا می‌تونیم مدرک گیر بیاریم.

00:20:21.930 --> 00:20:23.473
‫می‌دونستم که اسمش رو یه جایی شنیده بودم.

00:20:23.473 --> 00:20:24.724
- ‫ولی این یعنی...
- ‫کشاورزی که تو باهاش مصاحبه کردی

00:20:26.142 --> 00:20:28.144
‫یکی از آدم‌هاییه که علف کُش هربیکور رو تست کرده.

00:20:28.144 --> 00:20:30.021
‫باید بهش هشدار بدیم.

00:20:34.693 --> 00:20:36.569
‫خب، الان فرصتش رو دارین.

00:20:36.569 --> 00:20:38.655
‫- سلام!
‫- اوه سلام، شما برگشتین.

00:20:38.655 --> 00:20:41.116
‫آره، تا درمورد علف کُشت بهت هشدار بدیم.

00:20:41.116 --> 00:20:42.992
‫هربیکراپ؟
‫من عاشق اون محصولم.

00:20:42.992 --> 00:20:44.744
‫پس فکر کردین چطوری کدو تنبل‌هام
‫رو اینقدر گنده کردم؟

00:20:44.744 --> 00:20:46.538
‫همه‌چی روبراهه؟

00:20:47.956 --> 00:20:50.000
‫باید اونو ببری پیش دکتر
‫تا ریه‌هاش بررسی بشن.

00:20:50.000 --> 00:20:51.710
‫- ریه‌هاش؟
‫- آره و ریه‌های خودت.

00:20:51.710 --> 00:20:53.878
‫علف کُشت مواد شیمیایی‌ای توش هست
‫که باعث سرطان میشه.

00:20:53.878 --> 00:20:55.547
‫پس اگه بذاری یه نمونه خاک برداریم...

00:20:55.547 --> 00:20:56.673
‫خیلی‌خب صبر کنین،
‫شما اومدین اینجا،

00:20:56.673 --> 00:20:58.717
‫تهمت‌های سرسام‌آوری می‌زنین.

00:20:58.717 --> 00:21:00.593
‫- ما علاقه‌ای بهش نداریم.
‫- خیلی‌خب، استیو،

00:21:00.593 --> 00:21:03.179
‫من شماره‌ی بهترین دکتر توی دنور رو بهت می‌دم،

00:21:03.179 --> 00:21:05.181
‫تا نانسی رو ببری آزمایش بشه.

00:21:05.181 --> 00:21:06.349
‫می‌تونی این کار رو کنی؟

00:21:09.561 --> 00:21:12.981
‫آره، می‌تونم... آره.

00:21:12.981 --> 00:21:14.774
‫و واسه دوست‌هام توی اداره‌ی پلیس

00:21:14.774 --> 00:21:16.401
‫به یه نمونه‌ی خاک نیاز داریم،

00:21:16.401 --> 00:21:18.611
‫تا این اتفاق واسه کس دیگه‌ای نیفته.

00:21:18.611 --> 00:21:19.571
‫مشکلی نداره؟

00:21:19.571 --> 00:21:21.448
‫آره.

00:21:21.448 --> 00:21:22.657
‫خوبه.

00:21:22.657 --> 00:21:25.869
‫هی، همه‌چیز درست میشه.

00:21:25.869 --> 00:21:28.705
‫- ممنون.
‫- ممنونم.

00:21:28.705 --> 00:21:31.291
‫خدایا، اون چقدر کارش درسته.

00:21:32.917 --> 00:21:36.129
‫- زیگی خوشبین شده.
‫- خوبه.

00:21:36.129 --> 00:21:38.757
‫خیلی‌خب، من استیو و نانسی رو فرستادم پیش دکتر.

00:21:38.757 --> 00:21:40.925
‫بیا این نمونه رو نشون رابی بدیم.

00:21:40.925 --> 00:21:43.011
‫یه حسی بهم میگه که الان آماده‌ی حرف زدن باشه،

00:21:43.011 --> 00:21:45.472
‫و می‌تونیم اینو به یه داستان واقعی تبدیل کنیم.

00:21:46.806 --> 00:21:49.225
‫اوه، بس کن.

00:21:50.685 --> 00:21:52.979
‫اوه، این دیویدسونه.

00:21:52.979 --> 00:21:54.939
‫هی، الان که داری باهاش تلفنی حرف می‌زنی،

00:21:54.939 --> 00:21:57.567
‫بهش بگو که یه سرنخ داری.

00:21:57.567 --> 00:21:58.860
‫ببینش.

00:21:58.860 --> 00:22:00.737
‫این کاریه که اون باید انجام بده.

00:22:00.737 --> 00:22:02.697
‫آره، یه جورایی باعث میشه حس کنم

00:22:02.697 --> 00:22:04.324
‫که منم دارم کاری رو می‌کنم
‫که باید انجام بدم.

00:22:07.243 --> 00:22:09.537
‫یه اتفاق بزرگ تو مرکز شهر رخ داده.

00:22:09.537 --> 00:22:11.039
‫داستان بزرگیه،

00:22:11.039 --> 00:22:12.957
‫و دیویدسون می‌خواد من خبرش رو پوشش بدم.

00:22:12.957 --> 00:22:14.334
‫- این عالیه.
‫- آره!

00:22:14.334 --> 00:22:15.919
‫گفت دیده که ما چقدر سخت کار می‌کردیم

00:22:15.919 --> 00:22:17.921
‫و فکر کرده که من دیگه آماده‌ی برگشت هستم.

00:22:17.921 --> 00:22:19.422
‫چی؟ این معرکه‌ست!

00:22:19.422 --> 00:22:22.509
‫می‌دونم!

00:22:25.720 --> 00:22:27.806
‫باشه خب.

00:22:33.937 --> 00:22:35.438
‫نمی‌دونن چی باعث انفجار شده،

00:22:35.438 --> 00:22:37.232
‫ولی ظاهراً یکی مُرده.

00:22:37.232 --> 00:22:39.609
‫و بقایای یه کیف پول
‫و ساعت پیدا کردن،

00:22:39.609 --> 00:22:40.819
‫ولی بقیه چیزها سوختن.

00:22:40.819 --> 00:22:42.445
‫می‌دونی، به نظرم بهتره همینجا مستقر بشیم.

00:22:42.445 --> 00:22:43.613
‫- باشه. ‫- باشه. آماده‌ای؟
- ‫- آها. ‫- باشه.

00:22:45.031 --> 00:22:46.491
‫این تیکه رو می‌گیریم،
‫بعدش تو خیابون

00:22:46.491 --> 00:22:48.076
‫چندتا مصاحبه انجام می‌دیم،
‫تا ببینیم شاهدی بوده یا نه.

00:22:48.076 --> 00:22:51.246
‫باشه.
‫و می‌ریم برای ضبط.

00:22:51.246 --> 00:22:53.665
‫من کانی دیویس از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی هستم.

00:22:53.665 --> 00:22:56.084
‫امروز یه نفر بعد از اینکه ماشینی

00:22:56.084 --> 00:22:58.837
‫جلوی هتل پارک تراس منفجر شد
‫جان باخته.

00:23:00.255 --> 00:23:01.256
‫متاسفم.

00:23:03.675 --> 00:23:05.093
‫بن.

00:23:05.093 --> 00:23:08.013
‫من ایستادم جلوی...

00:23:08.013 --> 00:23:09.681
‫چیه؟

00:23:11.641 --> 00:23:13.810
‫اون ماشین رابیـه.

00:23:16.479 --> 00:23:17.856
‫اون مُرده.

00:23:25.321 --> 00:23:27.032
‫ من کانی دیویس از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی هستم.

00:23:27.032 --> 00:23:30.035
‫ من ایستادم جلوی...

00:23:30.035 --> 00:23:31.953
‫ چیه؟

00:23:33.538 --> 00:23:34.748
‫ اون مُرده.

00:23:34.748 --> 00:23:36.624
‫ متاسفم، من...

00:23:36.624 --> 00:23:38.710
‫ دوباره نمی‌تونم این کار رو کنم.

00:23:46.426 --> 00:23:48.595
‫پس دیگه تمومه؟

00:23:48.595 --> 00:23:50.597
‫تمومه.

00:23:50.597 --> 00:23:52.515
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍‍ی‍ن

00:23:52.515 --> 00:23:54.684
‫چرا درمورد هربیکور بهش نگفتی؟

00:23:54.684 --> 00:23:56.478
‫اگه چت، رابی رو کشته
‫ما می‌تونیم یه کاریش بکنیم.

00:23:56.478 --> 00:23:57.729
‫- دیگه کاری بهش ندارم.
‫- ولی...

00:23:57.729 --> 00:23:59.564
‫این اولین باری نیست که یه منبع

00:23:59.564 --> 00:24:01.191
‫به‌خاطر من مُرده.

00:24:01.191 --> 00:24:03.860
‫من جوگیر شدم، و یکی رو مجبور کردم که

00:24:03.860 --> 00:24:06.071
‫قبل از اینکه آماده باشه،
‫حرف بزنه.

00:24:06.071 --> 00:24:09.115
‫به هرحال، اون خودکشی کرد.

00:24:10.533 --> 00:24:13.370
‫- این اتفاقیه که افتاد...
‫- تو نیویورک.

00:24:13.370 --> 00:24:14.454
‫متاسفم.

00:24:14.454 --> 00:24:16.498
‫تصور می‌کنم خیلی برات سخت بوده

00:24:16.498 --> 00:24:18.833
‫که احساس کنی تو مسئول مرگ یه نفر هستی.

00:24:18.833 --> 00:24:22.379
‫آره. خب، اینجا بود که قانون سوم رو یاد گرفتم.

00:24:22.379 --> 00:24:24.589
‫قانون سوم چیه؟

00:24:24.589 --> 00:24:26.424
‫بدونی که کِی باید دست بکشی.

00:24:28.301 --> 00:24:29.761
‫نمی‌خوام برات درس عبرت بشه،

00:24:29.761 --> 00:24:32.013
‫بنابراین تو اخراجی.

00:24:33.807 --> 00:24:35.517
‫مراقب خودت باش، بچه.

00:24:46.361 --> 00:24:48.655
‫این اظهارات رسمی منه.

00:24:48.655 --> 00:24:51.116
‫تمام کارهایی که واسه برگردوندن بن انجام دادم.

00:24:51.116 --> 00:24:53.368
‫- حقیقت.
‫- تمامش؟

00:24:53.368 --> 00:24:54.285
‫اوهوم.

00:24:54.285 --> 00:24:58.039
‫من واقعا متاسفم.

00:25:00.291 --> 00:25:02.460
‫آخه متوجه نمیشم.

00:25:02.460 --> 00:25:05.296
‫وقتی به‌خاطر افزایش یهویی انرژی اومدم پیشت،

00:25:05.296 --> 00:25:06.631
‫چرا همون موقع بهم نگفتی؟

00:25:06.631 --> 00:25:08.466
‫چون قبلش یه بار برنامه

00:25:08.466 --> 00:25:13.054
‫رو بسته بودن،
‫و می‌ترسیدم که دوباره بن رو از دست بدم.

00:25:16.182 --> 00:25:17.976
‫ببین، درک می‌کنم تو کاری رو کردی

00:25:17.976 --> 00:25:19.561
‫که حس می‌کردی
‫باید به‌خاطر دوستت انجام می‌دادی.

00:25:19.561 --> 00:25:22.147
‫ولی کاری که من الان باید انجام بدم
‫رو تغییر نمیده.

00:25:24.107 --> 00:25:26.860
‫داری اخراجم می‌کنی؟

00:25:26.860 --> 00:25:29.279
‫من همچین اختیاری رو ندارم.

00:25:29.279 --> 00:25:30.822
‫ولی گیدئون دنبال تلافیه،

00:25:30.822 --> 00:25:33.283
‫و من باید توصیه کنم که تلافیش سر کی در بیاد.

00:25:33.283 --> 00:25:34.743
- ‫ببین، می‌دونم که الان شرایط
- ‫بین تو و ادیسون پیچیده‌ست...

00:25:35.952 --> 00:25:37.912
‫اون هیچ ربطی به این قضیه نداره.

00:25:37.912 --> 00:25:39.414
‫اگه اونا اخراجم کنن، اونوقت...

00:25:39.414 --> 00:25:42.000
‫اونوقت کُد برگردوندن بن رو به دست نمیارن.

00:25:42.000 --> 00:25:43.960
‫متاسفم.

00:25:43.960 --> 00:25:46.212
‫کاری از دست من برنمیاد.

00:25:47.672 --> 00:25:50.091
‫می‌دونی چیه؟
‫یه چیزی رو از قلم انداختم.

00:25:50.091 --> 00:25:53.803
‫اونجاش که از انجام هیچ کدوم از کارهام پشیمون نیستم.

00:25:53.803 --> 00:25:56.431
‫- فکر نکنم این حرفت عاقلانه باشه.
‫- برام مهم نیست، باشه؟

00:25:56.431 --> 00:25:58.266
‫برام مهم نیست که گیدئون ریج چی فکر می‌کنه.

00:25:58.266 --> 00:26:01.478
‫من دیگه خیلی خیلی خسته شدم
‫از بس به‌خاطر

00:26:01.478 --> 00:26:04.022
‫انجام کار درست، احساس شرمندگی کردم.

00:26:04.022 --> 00:26:05.857
‫وقتی این برنامه رو بستن،

00:26:05.857 --> 00:26:07.192
‫همه از بن قطع امید کردن.

00:26:07.192 --> 00:26:08.860
‫همه به جزء من.

00:26:08.860 --> 00:26:10.111
- ‫چون من مدام داشتم به این فکر می‌کردم
که - ‫"اگه من به جاش سرگردان بودم چی"؟

00:26:11.363 --> 00:26:13.031
‫- ایان...
‫- اگه تو جاش بودی چی؟

00:26:13.031 --> 00:26:14.407
‫اگه تمام کسایی که دوستشون داشتی

00:26:14.407 --> 00:26:18.203
‫ازت قطع امید می‌کردن
‫چه حسی پیدا می‌کردی؟

00:26:18.203 --> 00:26:20.330
‫حتما تمام این حرفام رو به اظهاراتم اضافه کن.

00:26:26.711 --> 00:26:30.173
‫می‌بینم که قهوه رو کنار گذاشتی.

00:26:30.173 --> 00:26:31.800
‫آره.

00:26:31.800 --> 00:26:35.679
‫واقعا کاش الان یه هولوگرام نبودم.

00:26:35.679 --> 00:26:37.180
‫یه نوشیدنی به کارم میاد.

00:26:37.180 --> 00:26:38.682
‫من این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم.

00:26:38.682 --> 00:26:40.767
‫الان شرایط مرکز عملیاتی خیلی بده.

00:26:40.767 --> 00:26:45.730
‫و راستی، من و تام نامزد کردیم.

00:26:45.730 --> 00:26:50.110
‫- اوه.
‫- و بعدش من نامزدی رو بهم زدم.

00:26:50.110 --> 00:26:52.529
‫اوه.

00:26:52.529 --> 00:26:54.280
‫به‌خاطر تو و این چیزها نبود.

00:26:54.280 --> 00:26:55.740
‫من که فکر نکردم...

00:26:55.740 --> 00:26:58.576
‫خوبه. خیلی‌خب.

00:26:58.576 --> 00:27:00.412
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:27:00.412 --> 00:27:03.790
‫من مدت زیادی تو حالت واکنشی بودم.

00:27:03.790 --> 00:27:05.250
‫اول تو جهش کردی،

00:27:05.250 --> 00:27:10.088
‫و من مجبور شدم هولوگرامت بشم.

00:27:10.088 --> 00:27:12.549
‫و بعد تو مُردی،

00:27:12.549 --> 00:27:15.468
‫و مجبور بودم باهاش کنار بیام.

00:27:15.468 --> 00:27:21.266
‫و بعد معلوم شد که تو هنوز زنده‌ای،

00:27:21.266 --> 00:27:25.186
‫و من دیگه هیچ انگیزه و هدفی نداشتم.

00:27:25.186 --> 00:27:29.274
‫انگار دیگه نمی‌دونستم کی‌ بودم.

00:27:31.109 --> 00:27:33.278
‫و بعد برام واضح شد.

00:27:33.278 --> 00:27:36.698
‫من واسه کمک به آدم‌ها
‫به برنامه‌ی جهش کوانتومی اومده بودم.

00:27:36.698 --> 00:27:39.325
‫من همچین شخصی‌ام.

00:27:39.325 --> 00:27:40.994
‫این هدف منه.

00:27:42.620 --> 00:27:46.624
‫آره، فکر می‌کردم هدف منم همین بود.

00:27:46.624 --> 00:27:50.462
‫ولی آخر سر، نتونستم به جاش کمک کنم،

00:27:50.462 --> 00:27:53.465
‫و رابی رو به کشتن دادم، پس...

00:27:53.465 --> 00:27:56.718
‫محض اطلاعت بگم که
‫تو رابی رو به کشتن ندادی.

00:27:56.718 --> 00:27:58.803
‫تو خط زمانی اصلی مُرد.

00:27:58.803 --> 00:28:00.513
‫- چی؟
‫- آره.

00:28:00.513 --> 00:28:02.057
‫طبق گفته‌ی زیگی،

00:28:02.057 --> 00:28:05.602
‫مرد نقاب‌دار میزبان جهش تو رو ترسوند
‫تا بیخیال داستان هربیکور بشه،

00:28:05.602 --> 00:28:08.021
‫ولی رابی بازم تو یه انفجار ماشین مُرد.

00:28:08.021 --> 00:28:09.814
‫چیه؟

00:28:09.814 --> 00:28:12.359
‫منو یاد یکی از حرف‌های رابی انداخت.

00:28:12.359 --> 00:28:15.403
‫اون گفت که ناپدید شدن آدما رو دیده.

00:28:15.403 --> 00:28:16.946
‫بعد از انفجار،

00:28:16.946 --> 00:28:18.406
‫کانی گفت که تو ماشینش چی باقی مونده بود؟

00:28:18.406 --> 00:28:20.825
‫یه ساعت، یه کیف پول.
‫بقیه چیزها سوخته بودن.

00:28:20.825 --> 00:28:23.703
‫- چرا؟
‫- انگار رابی...

00:28:23.703 --> 00:28:24.829
‫ناپدید شده.

00:28:41.179 --> 00:28:43.181
‫بن، این یعنی...

00:28:43.181 --> 00:28:44.641
‫منبع‌مون زنده‌ست.

00:28:52.399 --> 00:28:56.194
‫ متاسفم.
‫ نمی‌تونم دوباره این کار رو کنم.

00:28:56.194 --> 00:28:58.988
‫- هی.
‫- فکر کردم اخراجت کرده بودم.

00:28:58.988 --> 00:29:00.990
‫اون واسه موقعی بود که فکر می‌کردی
‫رابی مُرده بود.

00:29:00.990 --> 00:29:03.702
‫اون مرگش رو جعل کرد
‫تا از دست چت فرار کنه.

00:29:03.702 --> 00:29:06.329
‫ما هنوزم داستانی داریم.

00:29:06.329 --> 00:29:08.665
‫بازم چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:29:08.665 --> 00:29:09.749
‫حتی اگه رابی زنده باشه،

00:29:09.749 --> 00:29:12.293
‫ما نمی‌دونیم کجاست.

00:29:12.293 --> 00:29:13.712
‫هیچی نداریم.

00:29:13.712 --> 00:29:16.423
‫در آینده تمام این اطلاعات رو داریم.

00:29:16.423 --> 00:29:19.759
‫ما تو رو داریم.

00:29:19.759 --> 00:29:22.512
‫کانی، اتفاقی که تو نیویورک افتاد
‫خیلی ناگوار بود.

00:29:22.512 --> 00:29:23.596
‫نه، تو درک نمی‌کنی.

00:29:23.596 --> 00:29:25.849
‫درک می‌کنم.

00:29:25.849 --> 00:29:27.767
‫می‌دونم که می‌خوای از خودت قطع امید کنی،

00:29:27.767 --> 00:29:30.645
‫ولی من نمی‌تونم بهت اجازه بدم
‫این کار رو کنی.

00:29:30.645 --> 00:29:34.190
‫چون این هدف توئه.

00:29:36.735 --> 00:29:40.864
‫بعضی وقت‌ها اوضاع طوری که ما می‌خوایم پیش نمیره.

00:29:40.864 --> 00:29:43.199
‫آدم‌ها ترک‌مون می‌کنن.

00:29:43.199 --> 00:29:45.869
‫آدم‌ها می‌میرن.

00:29:45.869 --> 00:29:49.456
‫ولی دلیل نمیشه که دیگه تلاش نکنی
‫کار درست رو انجام بدی.

00:29:49.456 --> 00:29:52.334
‫این داستان ارزشش رو داره، کانی.

00:29:52.334 --> 00:29:54.252
‫تو ارزشش رو داری.

00:29:56.254 --> 00:29:59.382
‫کی بهت یاد داده که اینطوری با یه منبع حرف بزنی؟

00:29:59.382 --> 00:30:01.593
‫کانی دیویس.

00:30:01.593 --> 00:30:03.553
‫- تا حالا اسمش رو شنیدی؟
‫- هوم.

00:30:03.553 --> 00:30:05.513
‫خیلی تو نیویورک شناخته شده بود.

00:30:08.933 --> 00:30:11.186
‫به نظرت بتونه دوباره برگرده؟

00:30:11.186 --> 00:30:13.980
‫شنیدم که نیاز به یه تهیه کننده داره.

00:30:18.068 --> 00:30:22.364
‫پس این پایان کار جهش کوانتومیـه؟

00:30:22.364 --> 00:30:23.823
‫نه.

00:30:23.823 --> 00:30:26.743
‫ریج رو قانع کردم که برنامه
‫ارزش نجات دادن رو داره.

00:30:27.869 --> 00:30:30.622
‫- ولی...
‫- هنوزم یکی باید اخراج بشه.

00:30:30.622 --> 00:30:33.583
‫- آه.
‫- انتخاب واضح ایانـه.

00:30:33.583 --> 00:30:35.085
‫اونا چندین قانون فدرال رو زیر پا گذاشتن،

00:30:35.085 --> 00:30:38.797
‫به همه از جمله من و تو دروغ گفتن.

00:30:38.797 --> 00:30:40.548
‫ولی...

00:30:40.548 --> 00:30:42.634
‫ایان نباید اخراج بشه.

00:30:42.634 --> 00:30:44.427
‫اینجا بهش نیاز داریم تا واسه برگردوندن بن

00:30:44.427 --> 00:30:47.263
‫روی کد دارپا کار کنه.

00:30:47.263 --> 00:30:49.432
‫ولی اگه ایان نباشه، پس...

00:30:49.432 --> 00:30:51.726
‫داری ازم می‌خوای جن رو اخراج کنم؟

00:30:51.726 --> 00:30:55.563
‫دارم ازت می‌خوام کاری که به نظرت درسته
‫رو انجام بدی.

00:30:55.563 --> 00:30:57.816
‫- من سردرگم موندم.
‫- ایان و جن،

00:30:57.816 --> 00:31:01.695
‫اونا تو بدترین شرایطم پشتم بودن.

00:31:01.695 --> 00:31:03.780
‫اونا مثل خانواده‌ام می‌مونن، تام.

00:31:03.780 --> 00:31:05.782
‫بدون اونا هیچ جهش کوانتومی‌ای وجود نداره.

00:31:05.782 --> 00:31:08.660
‫کاش راه دیگه‌ای وجود داشت.

00:31:12.414 --> 00:31:14.916
‫از کجا می‌دونی که رابی اینجاست؟

00:31:14.916 --> 00:31:16.668
‫یکی به اسم بی‌آر لو تو اتاق سوم اقامت داره،

00:31:16.668 --> 00:31:18.586
‫و فردا یه پرواز از فرودگاه پوبلو مموریال داره.

00:31:18.586 --> 00:31:20.005
‫با خودم گفتم لابد یه اسم مستعاره.

00:31:20.005 --> 00:31:23.341
‫یه حسی بهم میگه.

00:31:26.970 --> 00:31:29.764
‫آه، لعنتی.

00:31:29.764 --> 00:31:31.224
‫خیلی‌خب، کارتون درسته.

00:31:31.224 --> 00:31:33.143
‫کارتون خیلی خوبه،
‫و اگه دوست پلیس‌تون ثابت کنه

00:31:33.143 --> 00:31:35.562
‫که آزمایش نمونه‌ی خاک،
‫ترکیب‌هایی

00:31:35.562 --> 00:31:37.230
‫که تو آزمایشگاه موش‌هامون
‫باعث بوجود اومدن تومورها شده بودن رو نشون میده،

00:31:37.230 --> 00:31:39.524
‫ممکنه یه چیزی گیر آورده باشین.

00:31:39.524 --> 00:31:41.484
‫ولی خطرناکه.

00:31:41.484 --> 00:31:42.569
‫راست میگه.

00:31:42.569 --> 00:31:44.571
‫هنوزم نیاز به مدرک غیر قابل انکار داریم

00:31:44.571 --> 00:31:46.406
‫که چت می‌دونه هربیکراپ خطرناکه

00:31:46.406 --> 00:31:48.658
‫و قصد داره در هر صورت بفروشتش.

00:31:48.658 --> 00:31:51.369
‫- ما نیاز به مدرک غیر قابل انکار داریم.
‫- چی؟

00:31:51.369 --> 00:31:53.621
‫درِ کافه گفتی که ما نیاز به یه مدرک غیر قابل انکار داریم.

00:31:53.621 --> 00:31:55.081
‫تو هم داریش، مگه نه؟

00:31:56.541 --> 00:31:57.959
- ‫نمی‌تونم بهتون بدمش.
- ‫یادداشت.

00:31:59.294 --> 00:32:01.212
‫یادداشتی که توش نوشته بود
‫غرامت دادن

00:32:01.212 --> 00:32:03.548
‫با قربانی‌ها هزینه‌اش کمتر از لغو محصوله.

00:32:03.548 --> 00:32:05.550
‫نمی‌تونم بهتون بدمش.

00:32:05.550 --> 00:32:06.926
‫کپی‌ای ازش ندارم.

00:32:06.926 --> 00:32:10.013
‫- ولی چت داره، مگه نه؟
‫- شما متوجه نیستین.

00:32:10.013 --> 00:32:14.100
‫فقط امضای چت روش نیست.

00:32:14.100 --> 00:32:16.019
‫امضای منم روشه.

00:32:16.019 --> 00:32:17.395
‫اونم با چت محکوم میشه.

00:32:22.108 --> 00:32:23.985
‫رابی.

00:32:23.985 --> 00:32:26.571
‫ببین، من بهت فشار نمیارم
‫کاری رو کردی

00:32:26.571 --> 00:32:28.948
‫که نمی‌خوای انجام بدی.

00:32:28.948 --> 00:32:34.537
‫ولی یه حسی بهم میگه
‫هرچقدر هم که فرار کنی،

00:32:34.537 --> 00:32:38.166
‫نمی‌تونی از خودت فرار کنی.

00:32:41.711 --> 00:32:44.756
‫تو گاوصندوق توی دفترشه.

00:32:58.520 --> 00:33:02.190
‫دیویدسون‌، من یه داستان داریم.

00:33:04.776 --> 00:33:07.112
‫چقدر می‌تونی اونو درگیر حرف زدن کنی؟

00:33:07.112 --> 00:33:10.407
‫چت خیلی دوست داره تو مرکز توجه باشه.
‫15 تا 20 دقیقه.

00:33:10.407 --> 00:33:11.616
‫وقت کافی‌ای هست؟

00:33:11.616 --> 00:33:13.702
‫تو کارت رو انجام بده،
‫منم کار خودم رو انجام می‌دم.

00:33:13.702 --> 00:33:15.412
‫این لحظه آخری توصیه‌ای نداری؟

00:33:15.412 --> 00:33:16.871
‫قانون شماره چهار:

00:33:16.871 --> 00:33:18.748
‫زنده از اونجا بیا بیرون.

00:33:22.752 --> 00:33:24.921
‫- کانی دیویس؟
‫- چت.

00:33:24.921 --> 00:33:26.756
‫سلام، تو نیویورک خیلی طرفدار کارت بودم.

00:33:26.756 --> 00:33:28.717
‫از اینکه شنیدم عذرت رو خواسته بودن
‫ناراحت شدم.

00:33:28.717 --> 00:33:31.636
‫خب، الان که اینجام.

00:33:31.636 --> 00:33:33.263
‫مرگ برادرت رو تسلیت می‌گم.

00:33:33.263 --> 00:33:35.974
‫حتما خیلی دل شکسته‌ای.

00:33:35.974 --> 00:33:38.268
‫آره، یه تراژی بود.

00:33:38.268 --> 00:33:39.728
‫کاملا غیرمنتظره بود.

00:33:39.728 --> 00:33:41.855
‫خب، زندگی می‌تونه اینطوری باشه.

00:33:41.855 --> 00:33:42.939
‫همین دیروز،

00:33:42.939 --> 00:33:45.400
‫تهیه‌ کننده‌ام برایان یهو استعفا داد.

00:33:45.400 --> 00:33:46.735
‫واقعا؟

00:33:46.735 --> 00:33:48.945
‫گفت که شهامت این کار رو نداره.

00:33:48.945 --> 00:33:52.574
‫حتما یه چیزی ترسوندتش.

00:33:52.574 --> 00:33:54.159
‫- هوم.
‫- خب، جای نگرانی‌ای نیست.

00:33:54.159 --> 00:33:56.077
‫دیویدسون کارش رو خوب بلده.

00:33:59.414 --> 00:34:00.832
‫- لطفا.
‫- اوه، آره.

00:34:05.712 --> 00:34:07.672
‫اوه، همینجاست.

00:34:09.507 --> 00:34:13.178
‫باشه.

00:34:13.178 --> 00:34:14.346
‫خیلی‌خب.

00:34:14.346 --> 00:34:16.264
‫- جن، پیداش کردیم.
‫- گاوصندوق رو نشونم بده.

00:34:18.099 --> 00:34:19.517
- ‫ایول.
- ‫فقط یه شماره سریال لازم دارم.

00:34:20.977 --> 00:34:24.981
‫- 37 آلفا، زولو، 2، 3، 4.
‫- فهمی‌دم.

00:34:24.981 --> 00:34:27.359
‫یه مدل گاردلاک 300 هستش.

00:34:27.359 --> 00:34:29.569
‫در سال 1983 مدلش جایگذین شد.

00:34:29.569 --> 00:34:31.237
‫نقص طراحی، فنجر معیوب!

00:34:31.237 --> 00:34:32.655
‫فقط باید به درش فشار بیارین.

00:34:32.655 --> 00:34:35.367
‫باشه.
‫منظورت چیه که به درش فشار بیاریم؟

00:34:35.367 --> 00:34:36.534
‫دستی کار کنین.

00:34:36.534 --> 00:34:39.120
‫فقط به بالای عقربه‌ی گاوصندوق محکم ضربه بزنین.

00:34:39.120 --> 00:34:43.166
‫جن میگه که باید به بالای عقربه‌ی گاوصندوق
‫محکم ضربه بزنیم.

00:34:43.166 --> 00:34:44.959
‫چیه؟

00:34:44.959 --> 00:34:46.294
‫هی.
‫جن، مطمئنی که...

00:34:51.257 --> 00:34:53.051
‫اوه جن، بدون تو چیکار می‌کردیم؟

00:34:53.051 --> 00:34:57.347
‫چه انتظاری داشتی؟

00:34:57.347 --> 00:34:59.516
‫خودشه، دوتا امضا،
‫همونطور که رابی گفت.

00:34:59.516 --> 00:35:00.892
‫ایول. خیلی‌خب.

00:35:00.892 --> 00:35:03.520
‫- بیا از اینجا بریم.
‫- فکر می‌کردم رابی مُرده بود.

00:35:09.859 --> 00:35:12.278
‫وقتی کلید کارتیش تو دستگاهم بالا اومد،

00:35:12.278 --> 00:35:14.030
‫فکر کردم حتما نقص فنی پیدا کرده.

00:35:14.030 --> 00:35:17.200
‫چیزی نمونده بود که بدون نقابت نشناسمت.

00:35:17.200 --> 00:35:21.996
‫ولی صدات و اسلحه‌ات رو به جا میارم.

00:35:21.996 --> 00:35:24.207
‫این دفعه...

00:35:24.207 --> 00:35:26.668
‫اسلحه پُره.

00:35:33.258 --> 00:35:35.510
‫یالا. ردش کن بیاد.

00:35:35.510 --> 00:35:36.678
- ‫نمی‌تونم این کار رو کنم.
- ‫واقعا می‌خوای جونت رو

00:35:37.971 --> 00:35:39.264
‫به‌خاطر یه تیکه کاغذ به خطر بندازی؟

00:35:39.264 --> 00:35:40.932
‫به گمونم قراره درگیر بشیم.

00:35:40.932 --> 00:35:44.477
‫اگه یکی‌مون اسلحه داشته باشه
‫که اسمش درگیری نمیشه.

00:35:44.477 --> 00:35:47.439
‫خب، من یه چیزِ خطرناک‌تر از اسلحه دارم.

00:35:47.439 --> 00:35:49.649
‫- داری؟
‫- یه دوربین.

00:35:49.649 --> 00:35:51.693
‫و درحال حاضر، رو به روی رئیست قرار گرفته.

00:35:51.693 --> 00:35:53.403
‫ولی چند روز پیش، تو گاراژ

00:35:53.403 --> 00:35:55.363
‫ایستگاه خبری‌ای دوربین کار گذاشته بودم
‫که وقتی داشتی

00:35:55.363 --> 00:35:59.242
‫نقاب می‌زدی تا یه تهیه کننده‌ی کی‌ایکس‌وای‌سی رو تهدید کنی
‫ازت فیلم گرفت.

00:35:59.242 --> 00:36:00.535
‫تو ازش فیلم گرفتی؟

00:36:00.535 --> 00:36:02.078
‫قطعا ازش فیلم نگرفتی.

00:36:02.078 --> 00:36:03.830
‫امتحانم کنی.

00:36:03.830 --> 00:36:05.206
‫اگه من از اینجا خارج نشم،

00:36:05.206 --> 00:36:07.292
‫به کانی دیویس گفتم تا داستان رو منتشر کنه،

00:36:07.292 --> 00:36:09.419
‫و سرتیترش هم اسم توئه...

00:36:09.419 --> 00:36:11.004
‫اسم کامل، وایات لی اسمیت.

00:36:11.004 --> 00:36:12.756
‫وایات لی اسمیت.

00:36:12.756 --> 00:36:14.507
‫تو اسمم رو از کجا می‌دونی؟

00:36:14.507 --> 00:36:16.880
‫من یه خبرنگارم، وایات.
‫همه‌چی رو درموردت می‌دونم.

00:36:16.900 --> 00:36:18.470
‫خیلی‌خب، چیزِ زیادی درمورد خودش
‫توی اینترنت نیست،

00:36:18.470 --> 00:36:20.055
‫ولی مادرش یه عضو ثبت شده‌ی

00:36:20.055 --> 00:36:21.598
‫لیگ تخته نردِ دنور هستش.

00:36:21.598 --> 00:36:23.475
‫پس اگه نمی‌خوای مامانت امشب بعد از
‫بازی تخته‌ نردش

00:36:23.475 --> 00:36:26.353
‫چهره‌ات رو توی اخبار ببینه

00:36:26.353 --> 00:36:28.355
‫بهت پیشنهاد می‌کنم اسلحه‌ات رو بیاری پایین.

00:36:34.069 --> 00:36:35.695
‫خیلی‌خب.

00:36:35.695 --> 00:36:39.032
‫وودوارد که همچین کاری نمی‌کرد،
‫ولی من مشکلی ندارم.

00:36:39.032 --> 00:36:40.492
- ‫و ما اینطوری شروع به کار کردیم.
- ‫می‌دونی، راحت نبود، ‫ولی خب،

00:36:41.826 --> 00:36:43.995
‫هیچ کار ارزشمندی راحت نیست، مگه نه؟

00:36:43.995 --> 00:36:47.457
‫نه نیست، چت.

00:36:47.457 --> 00:36:48.708
‫آم.

00:36:48.708 --> 00:36:50.919
‫خب، فکر کنم وقتمون تموم شد.

00:36:50.919 --> 00:36:53.421
‫اوه. خیلی زود گذشت.

00:36:53.421 --> 00:36:56.132
‫خب، دوربین دوستت داره.

00:36:57.717 --> 00:36:58.927
‫تو موفق شدی.

00:36:58.927 --> 00:37:02.013
‫یادداشت و نمونه‌ی خاک
‫به سازمان حفاظت از محیط زیست میرسه،

00:37:02.013 --> 00:37:04.182
‫و هربیکراپ هرگز وارد بازار نمیشه.

00:37:04.182 --> 00:37:06.643
‫که یعنی روت‌اَوت هرگز بوجود نمیاد،

00:37:06.643 --> 00:37:09.771
‫که یعنی هیچ کدوم از اون آدم‌ها مریض نمیشن.

00:37:09.771 --> 00:37:11.523
‫و اینو داشته باش...

00:37:11.523 --> 00:37:13.233
‫رابی میره واسه سازمان حفاظت از محیط زیست کار کنه.

00:37:13.233 --> 00:37:15.944
‫کانی چی؟

00:37:15.944 --> 00:37:18.571
‫کانی...

00:37:18.571 --> 00:37:20.407
‫چیه؟

00:37:20.407 --> 00:37:21.658
‫خودت ببین.

00:37:24.744 --> 00:37:28.415
‫راستش چت، یه سوال دیگه ازت دارم.

00:37:28.415 --> 00:37:31.167
‫- اوه، خوشحال میشم.
‫- داره چیکار می‌کنه؟

00:37:31.167 --> 00:37:34.212
‫- این بخشی از نقشه نیست.
‫- داره کارش رو انجام میده.

00:37:34.212 --> 00:37:36.256
‫می‌خوام درمورد هربیکراپ ازت بپرسم.

00:37:39.634 --> 00:37:41.261
‫اوه، هربیکراپ.

00:37:41.261 --> 00:37:45.807
‫یه آفت کُش جدید با استفاده‌ عمومیه،

00:37:45.807 --> 00:37:47.267
‫که منتظر تاییدیه‌ی سازمان حفاظت از محیط زیست هستیم.

00:37:47.267 --> 00:37:49.019
‫واسه هر محصول کشاورزی
‫در تمام فصول بی‌خطره.

00:37:49.019 --> 00:37:50.603
‫کلاغه بهم گفت که هربیکراپ

00:37:50.603 --> 00:37:52.981
‫رازه پشت بزرگترین کدو تنبل دنور هستش.

00:37:52.981 --> 00:37:54.816
‫همینطوره.

00:37:54.816 --> 00:37:59.362
‫چه نحوه بیان کنایه‌آمیزی.

00:37:59.362 --> 00:38:00.613
‫تا حالا کشاورز رو دیدی؟

00:38:00.613 --> 00:38:03.158
‫هنوز فرصتش رو نداشتم،

00:38:03.158 --> 00:38:04.784
‫ولی همونطور که ما دوست داریم
‫اینجا بگیم،

00:38:04.784 --> 00:38:07.412
‫وقتی مسئله کشاورزها باشه،
‫ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم.

00:38:07.412 --> 00:38:09.622
‫مراقب اینم بودین که

00:38:09.622 --> 00:38:12.625
‫احتمالا محصول شما به همسرش سرطان داده؟

00:38:12.625 --> 00:38:15.628
‫- ببخشید؟
‫- اوه، تو نمی‌دونستی؟

00:38:15.628 --> 00:38:18.465
‫حاضرم قسم بخورم که امضای خودت
‫پای یادداشتی خورده بود

00:38:18.465 --> 00:38:20.300
‫که گفته بود هربیکراپ خطرناکه،

00:38:20.300 --> 00:38:22.427
‫ولی به هرحال قصد دارین به بازار عرضه‌اش کنین.

00:38:27.057 --> 00:38:29.851
‫- تویی.
‫- همیشه منم.

00:38:33.730 --> 00:38:35.482
‫ممنون.

00:38:40.403 --> 00:38:42.072
‫می‌خوام این یادداشت رو بلند بخونم.

00:38:42.072 --> 00:38:42.989
- ‫نه، نه، نه. ‫نمی‌تونی این کار رو کنی.
- ‫یه دقیقه صبر کن.

00:38:44.324 --> 00:38:48.119
‫"بیانیه‌ی شرکت چت بارلو، دوم ماه مِی سال 1981.

00:38:48.119 --> 00:38:51.498
‫در خصوص تومورهای توده‌ی جامدِ بوجود آمده
‫توسط هربیکراپ"...

00:38:51.498 --> 00:38:54.000
‫یعنی، با اینکه خود عنوان یادداشت
‫به اندازه کافی متهم کننده‌ست،

00:38:54.000 --> 00:38:55.543
‫بهتر هم میشه.

00:38:55.543 --> 00:38:58.672
‫"ما تصدیق می‌کنیم که غلظت ذرات سمی‌ای

00:38:58.672 --> 00:39:01.591
‫که در هربیکراپ پیدا شده
‫به اندازه‌ای هستند

00:39:01.591 --> 00:39:04.010
‫که به طور بالقوه باعث آسیب جدی‌ای
‫به بافت انسان شوند"...

00:39:06.012 --> 00:39:10.684
‫من کانی دیویس هستم، از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی.

00:39:10.684 --> 00:39:12.727
‫انگار پایان خوشی داشتین.

00:39:12.727 --> 00:39:15.980
‫داری میری.

00:39:15.980 --> 00:39:16.981
‫چطور پیش رفت؟

00:39:18.983 --> 00:39:20.402
‫مجیک باید تصمیمی بگیره.

00:39:24.364 --> 00:39:25.865
‫تو هم همینطور.

00:39:28.451 --> 00:39:30.787
‫متاسفم، تام.

00:39:33.873 --> 00:39:36.376
‫منم.

00:39:36.376 --> 00:39:37.752
‫می‌دونی چی جالبه؟

00:39:37.752 --> 00:39:40.922
‫کار کردن با سفر در زمان
‫باعث شده به سرنوشت باور داشته باشم.

00:39:40.922 --> 00:39:43.258
‫منظورت چیه؟

00:39:43.258 --> 00:39:44.426
‫خب، بهش فکر کن.

00:39:44.426 --> 00:39:47.012
‫به‌خاطر اینکه تو بن رو از دست داده بودی
‫باهم آشنا شدیم.

00:39:47.012 --> 00:39:50.724
‫بعد ایان بن رو پیدا کرد
‫و من سر از اینجا در آوردم.

00:39:50.724 --> 00:39:53.476
‫فکر می‌کنم دست تقدیر بود که ما باهم باشیم،

00:39:53.476 --> 00:39:56.062
‫و فکر می‌کنم دست تقدیر هم بود
‫که از هم جدا بشیم.

00:40:02.360 --> 00:40:04.237
‫تام.

00:40:21.546 --> 00:40:22.839
‫مراقب خودت باش.

00:40:24.341 --> 00:40:25.467
‫تو هم همینطور.

00:40:33.641 --> 00:40:36.019
‫و بن رو بیار خونه.

00:40:42.359 --> 00:40:43.943
‫می‌خواستی حرف بزنیم؟

00:40:43.943 --> 00:40:46.613
‫گیدئون ریج قبول کرده که تمام اتهامات رو پس بگیره.

00:40:46.613 --> 00:40:50.492
‫داره اجازه میده که جهش کوانتومی موقتا
‫از تراشه‌اش استفاده کنه.

00:40:50.492 --> 00:40:52.660
‫واقعا؟

00:40:52.660 --> 00:40:54.746
‫- مجیک، این عالیه.
‫- کار تام بود.

00:40:54.746 --> 00:40:57.540
‫اون هرکاری که می‌تونست
‫رو برامون انجام داد.

00:40:57.540 --> 00:41:01.252
‫متاسفانه، یکی باید تقصیر اتفاقی که افتاد

00:41:01.252 --> 00:41:02.754
‫رو گردن بگیره.

00:41:02.754 --> 00:41:05.632
‫هیچ کاری هم از دست من برنمیاد.

00:41:05.632 --> 00:41:07.634
‫صبر کن.
‫اگه می‌خوای ایان رو اخراج کنی...

00:41:07.634 --> 00:41:09.386
‫نمی‌تونم ایان رو اخراج کنم.

00:41:09.386 --> 00:41:11.846
‫واسه برگردوندن بن بهش نیاز داریم.

00:41:11.846 --> 00:41:15.350
‫پس...

00:41:15.350 --> 00:41:18.561
‫منم.

00:41:18.561 --> 00:41:22.565
‫می‌دونم که نیت خیری داشتی.

00:41:22.565 --> 00:41:25.985
‫متاسفم که باید این کار رو انجام بدم،

00:41:25.985 --> 00:41:29.280
‫ولی گیدئون ریج می‌خواد یه نفر قربانی بشه.

00:41:32.575 --> 00:41:35.161
‫پس منم دارم خودم رو تقدیمش می‌کنم.

00:41:37.038 --> 00:41:38.039
‫چی؟

00:41:41.334 --> 00:41:44.004
‫از همین الان،

00:41:44.004 --> 00:41:47.215
‫من دارم از جهش کوانتومی استعفاء می‌دم.

00:41:48.410 --> 00:42:02.410
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.