﻿WEBVTT

00:00:08.620 --> 00:00:11.990
‫فقط یه نفر قبل از این خانوم مرحوم...

00:00:12.330 --> 00:00:14.510
‫برگشتن به اتاقشون.

00:00:15.240 --> 00:00:17.460
‫درست نمی‌گم...

00:00:17.460 --> 00:00:19.440
‫افسر آمامیا؟

00:00:19.440 --> 00:00:22.630
‫سنپای؟ عمراً.

00:00:22.630 --> 00:00:23.630
‫نه.

00:00:25.390 --> 00:00:27.800
‫آمامیا-کون مجرم نیست.

00:00:28.450 --> 00:00:31.420
‫مجرم یه‌نفر دیگه‌ست که الان ‫هم این‌جا با ماـه.

00:00:32.350 --> 00:00:33.840
‫چی داری می‌گی؟

00:00:33.840 --> 00:00:36.330
‫اون زودتر رفت. این دیگه حقیقته.

00:00:36.330 --> 00:00:38.030
‫منم دیدم.

00:00:38.030 --> 00:00:42.400
‫درسته... تنها کسی که در موردش
‫حقایق نامشخصی هست اونه.

00:00:42.400 --> 00:00:47.940
‫اما عمل ساده‌ی ایجاد این وضعیت برای اون غیرممکن بوده.

00:00:50.200 --> 00:00:54.380
‫من همین الان می‌تونم اینو بهتون ثابت کنم.

00:00:54.400 --> 00:00:58.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:58.460 --> 00:01:01.830
‫کی فکرش رو می‌کرد به این زودی شانسم بزنه...

00:01:02.680 --> 00:01:05.800
‫کامونوهاشی رون، تو روحتم خبر نداره،

00:01:06.510 --> 00:01:11.810
‫ولی من یکی از اساتید آکادمی ترتبیت کارآگاه بلوام.

00:01:12.370 --> 00:01:17.280
‫لحظه‌ای که حین کارآگاهی دستگیرت کنم، کارت تمومه!

00:01:17.790 --> 00:01:18.800
‫حداقل،

00:01:19.770 --> 00:01:21.980
‫این چیزیه که افسر ایشکی می‌گن.

00:01:21.980 --> 00:01:22.940
‫ها؟

00:01:28.110 --> 00:01:29.760
‫این دیگه خیلی غیرمنطقی‌ـه!!

00:03:09.880 --> 00:03:12.590
‫یه‌لحظه، صبر کن... زیادی جوگیر نشو.

00:03:12.920 --> 00:03:17.110
‫واقعاً افسر ایشکی؟ به همین زودی
‫همه‌ی سرنخ‌هایی که نیازه رو به دست‌ آوردیم؟

00:03:17.110 --> 00:03:18.550
- ‫منظورتون اینه؟
- ‫من ـــــ چی‌ــــ

00:03:20.010 --> 00:03:23.690
‫که این‌طور. گفتین «من» و «چی»؟

00:03:24.200 --> 00:03:26.600
‫«من» برای داستان مخفی پشت بنیزومه،

00:03:26.600 --> 00:03:28.680
‫و «چی» برای آبی که با برگ‌ها قرمز شده.

00:03:28.680 --> 00:03:30.910
‫اینا کلید حل این معمان؟

00:03:30.910 --> 00:03:35.490
‫از «داستان مخفی»، منظورتون همون داستان دختری‌ـه که قربانی شد، نه؟

00:03:35.490 --> 00:03:39.510
این مردک بی‌گناهی خانوم افسره؟

00:03:39.510 --> 00:03:40.700
‫گویا.

00:03:41.190 --> 00:03:45.430
‫اوه، آمامیا-کون، به‌نظر گیج میاین.

00:03:45.830 --> 00:03:49.000
‫این داستانی که همه‌ش ازش می‌گین چیه؟

00:03:49.000 --> 00:03:52.120
‫توی اون بروشوری بود که توی ‫تاکسی گرفتین دیگه.

00:03:52.120 --> 00:03:54.460
‫من با تاکسی نیومدم.

00:03:54.460 --> 00:03:57.160
‫وقتی هم رسیدم بروشوری توی ایستگاه ندیدم.

00:03:58.880 --> 00:04:01.850
‫حالا یادم اومد، قبلاً هم گفته بودین...

00:04:01.850 --> 00:04:04.560
‫پس یعنی، خودتون اومدین این‌جا.

00:04:04.560 --> 00:04:07.770
‫من دقیقاً می‌دونم افسر ایشکی دارن در مورد چی حرف می‌زنن؟

00:04:09.100 --> 00:04:13.000
‫کار که تموم نمی‌شه، منم باید از خود ایستگاه می‌اومدم.

00:04:13.000 --> 00:04:17.110
‫چون بروشور ساختمان الحاقی رو خودمون درست کردیم.

00:04:17.110 --> 00:04:18.850
‫واقعاً متأسفم.

00:04:20.820 --> 00:04:24.920
‫اون هیچ فرصتی برای دیدن بروشور نداشت.
‫برای همین از داستان خبر نداشت.

00:04:24.920 --> 00:04:27.680
‫بنابراین ازش بر نمیاد قتلی بر اساس اون انجام بده.

00:04:28.100 --> 00:04:30.950
‫به عبارتی، آمامیا-کون مجرم نیست.

00:04:30.950 --> 00:04:33.050
‫الحق که حرف نداری افسر ایشکی.

00:04:33.050 --> 00:04:35.500
‫پس بگو! ایول به این استنباط!

00:04:35.500 --> 00:04:41.220
‫راست می‌گه! داستان مخفی هیچ‌جایی
‫جز اون بروشور توی تاکسی نوشته نشده بود.

00:04:41.220 --> 00:04:47.930
‫داستان چندان جالبی نیست، برای همین
‫این‌جا توی اقامتگاه ازش چیزی نمی‌گیم.

00:04:49.780 --> 00:04:51.850
‫پس فکر کنم همون‌طوره که افسر می‌گن.

00:04:54.060 --> 00:04:56.530
‫کامونوهاشی رون نبود؟

00:04:56.530 --> 00:04:59.240
‫ایشکی توتومارو بود که حلش کرد؟

00:04:59.240 --> 00:05:01.550
‫خب، حالا مجرم واقعی کیه؟

00:05:01.550 --> 00:05:02.200
‫چی؟

00:05:02.200 --> 00:05:05.660
‫من از کجا بدونم؟ تو بودی که گفتی
‫ یکی از ماهاست که این‌جاییم.

00:05:05.660 --> 00:05:08.260
‫چی؟ آها پس هنوز تصمیم نگرفتی.

00:05:08.260 --> 00:05:10.800
‫پس من به این که نفرین‌ـه رأی می‌دم.

00:05:10.800 --> 00:05:12.120
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری.

00:05:12.120 --> 00:05:14.590
‫من دیشب یه‌چیزی دیدم.

00:05:14.980 --> 00:05:18.050
‫نفرین رو نمی‌دم، ولی این یکی واقعاً ماورائی به‌نظر می‌رسید.

00:05:18.530 --> 00:05:19.260
‫چی؟

00:05:20.350 --> 00:05:24.890
‫بعد از شام، وقتی که داشتم به اتاقم
‫برمی‌گشتم از پنجره رودخونه رو نگاه کردم.

00:05:25.390 --> 00:05:28.260
‫یه مه سفید عجیب ازش بلند می‌شد.

00:05:28.940 --> 00:05:31.450
‫مثل یه‌طور روح بود.

00:05:32.120 --> 00:05:33.800
‫یه مه سفید؟

00:05:33.800 --> 00:05:35.650
‫پیداش کردم توتو!

00:05:35.650 --> 00:05:36.750
‫رودخونه رو نگاه کن!

00:05:36.750 --> 00:05:38.270
‫کی رفتی اونجا؟!

00:05:38.270 --> 00:05:39.560
- ‫مه می‌بینی؟
- ‫معلومه که نه.

00:05:41.360 --> 00:05:42.280
‫ببین!

00:05:42.280 --> 00:05:44.740
‫توپ پینگ‌پونگی‌ـه که دیشب گم کردیم.

00:05:44.740 --> 00:05:45.820
‫تقصیر تو بود.

00:05:45.820 --> 00:05:47.880
‫بارون سنگین، چوب‌ها، برگا،

00:05:47.880 --> 00:05:49.630
‫و ناودون رو برده پایین رودخونه.

00:05:49.630 --> 00:05:51.790
‫به اضافه‌ی توپ پینگ‌پونگ، این‌طوری یه‌طور سد درست شده.

00:05:51.790 --> 00:05:55.860
‫حتی اگه یه سگ آبی هم می‌بینی
‫لطفاً روی تحقیقات تمرکز کن!

00:05:56.750 --> 00:05:58.940
‫چیزی هست که بتونیم برای گرفتن توپ ازش استفاده کنیم؟

00:05:58.940 --> 00:06:00.460
‫اون باشه برای بعد!

00:06:01.190 --> 00:06:02.070
- ‫اون چیه؟
- ‫چی؟

00:06:03.750 --> 00:06:04.890
یه تشک حموم؟

00:06:04.890 --> 00:06:06.960
‫اون این‌جا چیکار می‌کنه؟

00:06:06.960 --> 00:06:08.430
‫به‌نظرت به توپ می‌رسه؟

00:06:08.430 --> 00:06:11.040
‫بی‌خیال اون توپ شو دیگه!

00:06:11.850 --> 00:06:13.330
‫ایشکی.

00:06:14.660 --> 00:06:16.520
‫اوضاع خرابه! عصبانی شده!

00:06:17.070 --> 00:06:18.980
‫اون‌موقع واقعاً نجاتم دادی.

00:06:20.570 --> 00:06:23.350
‫ازت ممنـ ــــ

00:06:24.720 --> 00:06:27.280
‫بدنش تشکرش رو پس می‌زنه.

00:06:28.530 --> 00:06:31.960
‫اما، تا وقتی که شک‌ها روی من باشه،

00:06:31.960 --> 00:06:35.100
‫من نمی‌تونم تحقیقات رو جلو ببرم.

00:06:35.100 --> 00:06:38.680
‫پس این پرونده رو می‌سپرم به تو.

00:06:41.090 --> 00:06:43.800
‫بـ ـــ به من؟

00:06:44.100 --> 00:06:45.610
‫می‌تونین روم حساب کنین!

00:06:45.610 --> 00:06:47.050
- ‫آمامیا-سنپای،
انتظاراتتـ ـــ - ‫خفه شو!

00:06:47.700 --> 00:06:48.470
- ‫ها؟
- ‫من از تو انتظاری ندارم!

00:06:49.860 --> 00:06:51.770
‫جز تو دیگه کسی این‌جا نیست!

00:06:51.770 --> 00:06:52.890
‫شرمنده اشتباه برداشت کردم!

00:06:53.430 --> 00:06:55.860
‫هیچ کدوم از اینا تو کتم نمی‌رن!

00:06:55.860 --> 00:06:59.190
‫از همون دیشب که رفتم توی حموم اشتباهی، شروع شد!

00:06:59.190 --> 00:07:01.480
‫آره، از شما بعید بود سنپای.

00:07:04.370 --> 00:07:05.820
‫آمامیا-کون.

00:07:06.360 --> 00:07:08.030
‫بـ ــ بله؟

00:07:08.030 --> 00:07:09.990
‫آفرین بهت!

00:07:09.990 --> 00:07:12.540
‫دیشب هم اشتباه از تو نبود.

00:07:14.950 --> 00:07:17.670
‫چـ ــ چقدر جذابه...

00:07:17.670 --> 00:07:18.880
‫جـ ـــ جذابه؟

00:07:18.880 --> 00:07:21.960
‫یه جیگر فوق جذابه!

00:07:22.860 --> 00:07:25.420
‫یعنی می‌خواین اینا آخرین حرفاتون باشن؟

00:07:28.110 --> 00:07:30.090
‫پلیسا رسیدن.

00:07:31.080 --> 00:07:32.430
‫خب دیگه...

00:08:48.470 --> 00:08:49.940
- ‫کارت خوب بود.
- ‫هوم.

00:08:50.880 --> 00:08:53.360
‫خب، اطلاعات جدیدی گیرت اومد؟

00:08:53.360 --> 00:08:56.900
‫طبق معاینه‌ی پزشکی، علت مرگ نارسایی قلب بوده.

00:08:56.900 --> 00:09:01.930
‫طبق گفته‌ی شوهرش،
‫خیلی وقته که مشکل قلبی داره.

00:09:02.280 --> 00:09:06.280
‫مشکل تا حدی بوده که گاهی وقتا
‫مجبور بودن توی بیمارستان بستریش کنن.

00:09:08.220 --> 00:09:10.820
‫پزشکی قانونی چیز دیگه‌ای نگفت؟

00:09:12.430 --> 00:09:17.290
‫ادامه بده، کامونوهاشی رون! یه‌چیزی
‫بگو که ثابت کنه داشتی کارآگاهی می‌کردی.

00:09:17.290 --> 00:09:19.540
‫دیگه، بذار فکر کنم...

00:09:19.540 --> 00:09:21.000
‫عه، رو دیوار یه هزارپا هست.

00:09:24.770 --> 00:09:26.340
‫آخ گو گو گو گوشم.

00:09:28.150 --> 00:09:29.800
‫هزارپا کجا بود؟

00:09:30.150 --> 00:09:33.010
‫معلومه که نیست. بعدم من حشراتو نمی‌کشم.

00:09:33.010 --> 00:09:35.420
‫ها؟ چی داری می‌گی؟

00:09:35.420 --> 00:09:37.260
‫نزدیک بود قلبم وایسه.

00:09:37.260 --> 00:09:38.600
‫اوه راستی.

00:09:38.600 --> 00:09:42.500
‫گفتن تفاوت دمای بیرون و داخل باعث نارسایی قلبی شده.

00:09:42.500 --> 00:09:44.100
‫شوک حرارتی بوده.

00:09:44.100 --> 00:09:45.660
‫پس بگو.

00:09:45.660 --> 00:09:47.570
‫چیو؟ منظورت این نیست که...

00:09:47.570 --> 00:09:49.780
‫آره. همه‌چی با عقل جور در میاد

00:09:50.310 --> 00:09:53.930
‫افسر ایشکی، نوبت توـه.

00:10:14.520 --> 00:10:16.500
‫چه خبره؟

00:10:16.500 --> 00:10:18.610
‫بازم چیزی شده؟

00:10:18.610 --> 00:10:21.120
‫یا نکنه بابت حادثه‌ی یکم پیشه؟

00:10:21.120 --> 00:10:24.710
‫بله. درمورد بانوی مرحومه.

00:10:25.130 --> 00:10:27.650
‫پلیس محلی لطف کردن اجازه دادن،

00:10:27.650 --> 00:10:30.150
‫من پرونده رو حل کنم.

00:10:30.150 --> 00:10:32.860
‫شما؟ منظورتون اینه که...

00:10:32.860 --> 00:10:35.370
‫این یه پرونده‌ی قتله.

00:10:35.370 --> 00:10:36.820
‫و...

00:10:37.220 --> 00:10:39.260
‫قاتل این‌جا پیش ماست.

00:10:42.740 --> 00:10:47.350
‫مجرم از اول از اینکه قربانی قلب ضعیفی داشتن، خبر داشته.

00:10:47.800 --> 00:10:48.750
‫کار شماست، نه؟

00:10:49.410 --> 00:10:50.520
‫آقای شوهر.

00:10:53.660 --> 00:10:56.800
‫چـ ــ چرا من باید با همسر عزیزم همچین کاری بکنم؟

00:10:56.800 --> 00:10:59.920
‫درسته که من از وضعیتش خبر داشتم.

00:10:59.920 --> 00:11:03.770
‫معلومه که من می‌دونم ماها زن و شوهریم
‫هیچ‌چیز مشکوکی در این مورد نیست، هست؟

00:11:03.770 --> 00:11:09.420
‫به‌علاوه، وقتی که اون مرد من توی سالن پیش بقیه بودم.

00:11:09.420 --> 00:11:14.240
‫درسته، شما با ماها بودین.

00:11:14.240 --> 00:11:16.450
‫مخصوصاً که می‌خواستین برای خودتون شاهد بسازین.

00:11:18.160 --> 00:11:22.160
‫پشت صحنه، شما یه تله‌ی خطرناک گذاشتین...

00:11:22.160 --> 00:11:24.070
‫تا همسرتون رو به کام مرگ بکشونین.

00:11:24.070 --> 00:11:25.000
- ‫تله؟
- ‫بله.

00:11:34.780 --> 00:11:38.220
‫ایشون یه تشک حمام به این شکل،
‫توی این قسمت ورودی به آب‌گرم گذاشتن.

00:11:38.220 --> 00:11:40.180
‫تا یه تله بسازن.

00:11:40.180 --> 00:11:44.290
‫فکر کردی ما احمقیم؟
‫هیچ‌کسی این‌طوری نمی‌افتـ ـــ

00:11:42.760 --> 00:11:44.290
‫درسته.

00:11:44.290 --> 00:11:48.520
‫تحت شرایط عادی، هرکسی می‌تونه به راحتی این تله رو ببینه.

00:11:48.520 --> 00:11:52.510
‫اما اون خانوم بدون عینکشون بینایی خیلی ضعیفی داشتن.

00:11:52.510 --> 00:11:54.440
‫درست نمی‌گم، آقا؟

00:11:59.680 --> 00:12:03.580
‫با توجه به بیناییشون، این برای
‫فریب دادنشون کافی بوده.

00:12:05.790 --> 00:12:10.130
‫این تله باعث شد ایشون توی آب‌گرم بیفتن،

00:12:10.740 --> 00:12:12.430
‫به جایی که دیگه ازش برگشتی نداشتن.

00:12:15.050 --> 00:12:17.630
‫اما مرگ براساس شوک حرارتی بود، نه؟

00:12:17.630 --> 00:12:20.260
‫واقعاً افتادن توی آب‌گرم برای ایست قلبی کافیه؟

00:12:20.260 --> 00:12:23.560
‫خب تصورش، تحت شرایط عادی سخته.

00:12:23.560 --> 00:12:26.980
‫اما اگه آب‌گرم پر از آب گرم نبوده باشه چی؟

00:12:27.280 --> 00:12:29.190
‫اگه پر از آب یخ بوده باشه چی؟

00:12:30.150 --> 00:12:30.980
- ‫چی؟
- ‫آب یخ؟

00:12:32.060 --> 00:12:33.770
‫این یه آب‌گرم با جریان روونه.

00:12:33.770 --> 00:12:34.850
- ‫رون.
- ‫باشه.

00:12:46.910 --> 00:12:51.060
‫ما اینو که توی رودخونه انداخته شده بود، پیدا کردیم.

00:12:51.060 --> 00:12:52.000
‫یه ناودون بارون؟

00:12:53.180 --> 00:12:57.610
‫شوهرش می‌دونست که یه اختلاف ارتفاعی بین
‫رودخونه و آب‌گرم وجود داره.

00:12:57.610 --> 00:12:59.470
‫ازش استفاده‌ی درستی کرد.

00:12:59.470 --> 00:13:04.110
‫از دوتا ناودون بارون استفاده کرد. یکی برای
‫هدایت آب از نزدیک‌ سرچشمه به داخل آب‌گرم.

00:13:04.110 --> 00:13:06.980
‫و دیگری، برای هدایت آب داغِ آب‌گرم به داخل رودخونه،

00:13:06.980 --> 00:13:09.430
‫این‌طوری تونست یه چشمه‌ی آب‌گرمِ یخ بسازه.

00:13:09.430 --> 00:13:12.690
‫پس اون مه سفیدی که من دیشب دیدم...

00:13:12.690 --> 00:13:13.890
‫درسته.

00:13:13.890 --> 00:13:16.110
‫اون یه پدیده‌ی ماورائی نبود.

00:13:16.630 --> 00:13:20.480
‫اون بخاری بود که از برخورد آب داغ حموم
‫به آب سرد رودخونه تولید می‌شد.

00:13:22.780 --> 00:13:25.170
‫فقط یه مشکل وجود داشت.

00:13:25.560 --> 00:13:30.200
‫برگای پاییزی توی رودخونه که از بارون
‫سنگین دو روز پیش بودن...

00:13:30.200 --> 00:13:32.290
‫چطوری سر از آب‌گرم در آوردن؟

00:13:33.060 --> 00:13:35.460
‫نمی‌تونسته دونه دونه جمعشون کنه.

00:13:36.920 --> 00:13:40.330
‫پس تصمیم گرفت از افسانه‌ی مخفی استفاده کنه.

00:13:40.710 --> 00:13:42.990
‫برگای ریخته‌ی بیشتری جمع کرد...

00:13:42.990 --> 00:13:46.790
‫و سعی کرد شبیه نفرین زن قربانی جلوه‌ش بده،

00:13:46.790 --> 00:13:48.150
‫تا رد خودش رو بپوشونه.

00:13:50.210 --> 00:13:53.350
‫کافیه! این‌جا حموم زنونه‌ست!

00:13:53.350 --> 00:13:56.520
‫یه مرد نمی‌تونه این‌همه وقت بیاد
‫این‌جا تا همه‌ی دسیسه‌ها رو بچینه.

00:13:56.520 --> 00:13:59.930
‫اگه خبر داشتین کسی نمیاد، دیگه مشکلی نبود.

00:14:00.700 --> 00:14:04.370
‫موقع شام، شما شنیدین که ما قراره پینگ‌پونگ بازی کنیم،

00:14:04.370 --> 00:14:08.340
‫پس می‌دونستین تا یه مدتی کسی به حموم مردونه نمیاد.

00:14:08.870 --> 00:14:13.260
- ‫بعد، با جابه‌جا کردن پرده‌‌ها‌ی
آب‌گرم مردونه و زنونه، - مردانه - مردانه

00:14:11.970 --> 00:14:17.840
زنانه

00:14:13.260 --> 00:14:15.340
‫زنا رو به آب‌گرم مردونه فرستادین،

00:14:15.340 --> 00:14:17.840
‫تا از اینکه آب‌گرم مردونه در اختیار خودتونه، مطمئن باشین.

00:14:17.840 --> 00:14:20.430
‫پس دلیل اینکه به حموم اشتباهی رفتم...

00:14:20.430 --> 00:14:23.050
‫به‌خاطر این بود که پرد‌ه‌هاش جابه‌جا شده بود؟

00:14:23.050 --> 00:14:24.280
‫درسته.

00:14:25.010 --> 00:14:30.220
‫بازی پینگ‌پونگ ما زودتر از انتظارمون تموم شد.

00:14:31.180 --> 00:14:34.610
‫پس ما قبل از اینکه بتونه پرده‌ها رو
‫جابه‌جا کنه رفتیم آب‌گرم،

00:14:34.610 --> 00:14:37.440
‫و شما هم اومدین اون‌جا، سنپای.

00:14:37.440 --> 00:14:39.930
‫هـ ــ هیچ مدرکی هم داریم.

00:14:39.930 --> 00:14:42.660
‫اگه میله‌های پرده رو برای آزمایش ببریم، هنوز می‌تونیم....

00:14:42.660 --> 00:14:45.110
‫اثر انگشت شما رو روش پیدا
‫کنیم، که دلیلی نداره اون‌جا باشه.

00:14:46.040 --> 00:14:49.170
‫شما فقط باید از آب‌گرم مردونه استفاده کرده باشین.

00:14:49.170 --> 00:14:52.580
‫پس چرا باید اثر انگشتتون روی میله‌ی پرده‌ی آب‌گرم زنونه باشه؟

00:14:52.580 --> 00:14:54.790
‫توضیحی براش دارین؟

00:14:56.390 --> 00:14:57.790
‫اون...

00:15:00.780 --> 00:15:01.840
‫شکست خوردم.

00:15:03.000 --> 00:15:04.310
‫همه رو گفتم.

00:15:07.970 --> 00:15:10.720
‫میچیو، خراب کردم.

00:15:11.210 --> 00:15:14.440
‫داری شوخی می‌کنی! واقعاً کشتیش؟

00:15:15.510 --> 00:15:17.540
‫ولی همه‌ش به‌خاطر تو بود، میچیو!

00:15:17.540 --> 00:15:19.730
‫چی؟ به من هیچ ربطی نداره.

00:15:19.730 --> 00:15:20.640
‫این‌طوری نگو!

00:15:20.640 --> 00:15:23.740
‫تو همیشه می‌گفتی اون مزاحممونه!

00:15:23.740 --> 00:15:25.800
‫گیریمم که گفته باشم،
‫«اگه زنت نبود»

00:15:25.800 --> 00:15:27.870
‫ولی کسی نگفت انقدر زیاده‌روی کنی.

00:15:27.870 --> 00:15:32.650
‫واقعاً که پستی. زنت رو به‌خاطر یه رابطه‌ی نامشروع کشتی...

00:15:32.650 --> 00:15:34.080
- ‫میچیو!
- ‫ولم کن!

00:15:34.080 --> 00:15:36.540
- ‫منو ول نکن میچیو!
- ‫چی توی سرت بود.

00:15:36.880 --> 00:15:39.000
‫جون زنت رو گرفتی!

00:16:05.320 --> 00:16:06.570
‫رون کجاست؟

00:16:09.160 --> 00:16:10.620
‫ها؟ چی شده؟

00:16:14.560 --> 00:16:16.790
‫رون؟ رون!

00:16:17.440 --> 00:16:19.750
‫این‌جا، ایشکی توتومارو!

00:16:19.750 --> 00:16:20.610
‫ها؟

00:16:21.840 --> 00:16:24.550
‫تو باشی حرفامون سریع‌تر پیش می‌ره.

00:16:24.550 --> 00:16:26.030
‫آقای اقامتگاه.

00:16:26.510 --> 00:16:29.470
‫مثل اینکه اونم تازه از خواب بیدار شده.

00:16:32.630 --> 00:16:34.370
‫من چیکار کردم؟

00:16:34.370 --> 00:16:36.830
‫راست می‌گی، یادمه یه چشمه‌ی آب‌گرم شیره‌ی شکر قهوه‌ای پیدا کردم...

00:16:36.830 --> 00:16:38.140
‫اون خواب بوده!

00:16:40.280 --> 00:16:42.110
‫اجازه بدین خودمو معرفی کنم.

00:16:42.940 --> 00:16:47.070
‫من استاد ردیابی بلو اسپیتز فایر هستم.

00:16:47.070 --> 00:16:49.530
‫بلو، همون آکادمی ترتبیت کارآگاه؟

00:16:49.530 --> 00:16:53.630
‫اومدم تا بررسی کنم آیا کامونوهاشی رون
‫به عنوان کارآگاه فعالیت می‌کنه یا نه.

00:16:53.630 --> 00:16:56.400
‫تو رو گذاشتن استاد ردیابی....

00:16:56.400 --> 00:17:00.470
‫همون موقع توی فروشگاهی که قرعه‌کشی کردیم، متوجه‌ت شدم.

00:17:00.470 --> 00:17:01.750
‫چی؟

00:17:01.750 --> 00:17:04.790
‫خودتم دیدی که. من کاری نکردم.

00:17:04.790 --> 00:17:07.460
‫افسر ایشکی پرونده رو حل کرد.

00:17:07.460 --> 00:17:09.140
‫دروغگو!

00:17:09.140 --> 00:17:12.060
‫یه احمقی مثل ایشکی، که حتی متوجه من نشد،

00:17:12.060 --> 00:17:14.960
‫عمراً نمی‌تونه همچین استنباط بی‌نظیری بکنه.

00:17:16.240 --> 00:17:18.140
‫زد تو خال، ولی آی قلبم.

00:17:18.140 --> 00:17:19.850
مدرکی هم داری؟

00:17:19.850 --> 00:17:22.060
‫مدرک به یه‌ورم.

00:17:22.060 --> 00:17:25.040
‫من می‌دونم اون استنباط‌ها مال تو بودن، کامونوهاشی رون!

00:17:25.040 --> 00:17:29.280
‫پس فقط توی تخصص خودت، که سایه‌وار
‫دنبال‌کردن متهم باشه، داغون نیستی،

00:17:29.280 --> 00:17:33.050
‫بلکه غیرمنطقی هم هستی.
‫تعجب می‌کنم که اصلاً استاد شدی.

00:17:33.050 --> 00:17:35.330
‫جدای اینکه منو با این فضاحت دزدیدی...

00:17:35.330 --> 00:17:38.220
‫استادم استادای قدیم.

00:17:38.220 --> 00:17:39.750
‫عصبانیش نکن!

00:17:39.750 --> 00:17:42.700
‫درسته. منو عصبانی نکن.

00:17:42.700 --> 00:17:45.090
‫اگه تأیید کنی که داشتی کارآگاهی می‌کردی،

00:17:45.090 --> 00:17:47.550
‫ازشون می‌خوام توی حکمت تخفیف قائل شن.

00:17:48.070 --> 00:17:50.510
‫تو اصلاً اختیار همچین کاری رو داری؟

00:17:51.970 --> 00:17:54.930
‫اگه فقط برای این این‌جا بودی تا ببینی کارآگاهی می‌کنم یا نه،

00:17:54.930 --> 00:17:58.970
‫نیازی نبود خودتو به عنوان
‫کارمند اقامتگاه جا بزنی.

00:17:58.970 --> 00:18:03.190
‫ولی دردسر اینکه مخفیانه عمل کنی و
‫با ماها تعامل داشته باشی رو به‌جون خریدی.

00:18:03.570 --> 00:18:08.430
‫اگه فقط برای بررسی اومده بودی،
‫انجام این‌کارا زیادی غیرمنطقی بود.

00:18:08.430 --> 00:18:11.120
‫نه تنها خودت رو به هدفت نشون دادی،

00:18:11.120 --> 00:18:14.660
‫همیشه احتمال این هم بود که
‫هدفت با فرارش سنگ جلوی پات بندازه.

00:18:15.200 --> 00:18:17.490
‫با توجه به تهدید یکم‌پیشت و حرف‌زدنت،

00:18:17.490 --> 00:18:20.100
‫به علاوه‌ی بی‌صبری‌ـت، حسم می‌گه پای یه چیز دیگه در میونه.

00:18:20.100 --> 00:18:21.620
‫و این یه موضوع شخصیه.

00:18:23.330 --> 00:18:26.700
‫یا با یکی سر کارآگاهی کردن من شرط بستی،

00:18:26.700 --> 00:18:29.050
‫یا تهدیدت کردن.

00:18:29.050 --> 00:18:30.580
‫یا شایدم،....

00:18:33.350 --> 00:18:36.250
‫به تواناییم نیاز داری.

00:18:41.240 --> 00:18:44.060
‫کیش و مات شدم. من حریف تو نمی‌شم.

00:18:44.410 --> 00:18:48.270
‫گمونم باید انقدر رو از باهوش‌ترین دانشجوی بلو انتظار می‌داشتم.

00:18:48.760 --> 00:18:51.670
‫فکر کردم اگه این‌کارو نکنم،
‫هیچ‌وقت کاری رو از جانب من قبول نمی‌کنی.

00:18:51.670 --> 00:18:52.700
‫کار؟

00:18:53.060 --> 00:18:54.490
‫می‌دونستم!

00:18:54.490 --> 00:18:56.700
‫رون-کون! لطفاً توانایی‌ت رو بهم قرض بده!

00:18:57.040 --> 00:18:58.110
‫چی؟

00:18:58.110 --> 00:19:01.100
‫من هیچ منطق استنباط برجسته‌ای ندارم،

00:19:01.100 --> 00:19:05.580
‫پس شاید با خودت بگی برای چی مهارت‌های
‫ردیابی خودمو تقویت کردم تا توی بلو استاد بشم؟

00:19:05.580 --> 00:19:10.300
‫همه‌ش بابت این بود که بهترین کارآگاه رو
‫پیدا کنم تا به کمکش راز گم شدن خانواده‌م رو حل کنم.

00:19:10.300 --> 00:19:12.400
‫گم شدن خانواده‌تون؟

00:19:12.760 --> 00:19:16.520
‫اما حتی توی بلو هم،
‫نتونستم کارآگاه مناسب رو پیدا کنم.

00:19:16.520 --> 00:19:20.950
‫حتی وقتی می‌پرسیدم، همه فقط یه‌چیز
‫می‌گفتن «شاید کامونوهاشی رون می‌تونست...»

00:19:20.950 --> 00:19:25.090
‫بعدش دستوری اومد که این فرصت رو ‫بهم داد تا ملاقاتت کنم.

00:19:25.090 --> 00:19:30.480
‫و الان مطمئن شدم تو همون کارآگاهی هستی که ‫من دنبالشم، رون-کون!

00:19:30.480 --> 00:19:31.690
- ‫رد می‌کنم.
- ‫چرا؟!

00:19:32.900 --> 00:19:36.100
‫تو استاد بلویی، درسته؟
‫چرا باید باورت کنم؟

00:19:36.100 --> 00:19:38.060
‫من حتی نمی‌شناسمت.

00:19:38.060 --> 00:19:40.620
‫آ-آه، بله، درسته.

00:19:40.910 --> 00:19:45.450
‫گمونم خودم از بس دقیق در موردت
‫تحقیق کردم بهت احساس نزدیکی می‌کنم.

00:19:45.450 --> 00:19:47.330
‫منم آدم خیلی خوبی‌ام ولی، می‌دونی.

00:19:47.330 --> 00:19:50.460
‫آره، من مطمئنم آدم خوب و صادقیه.

00:19:50.460 --> 00:19:51.290
‫باشه.

00:19:51.290 --> 00:19:53.500
‫اعتمادت رو به دست میارم!

00:19:53.500 --> 00:19:57.440
‫می‌رم و به مافوق‌هام می‌گم که تو کارآگاهی نمی‌کنی.

00:19:57.440 --> 00:19:59.390
‫اون که قطعاً، دیگه چی؟

00:19:59.390 --> 00:20:02.960
‫ها؟ اوه، خب معلومه توی کارهای گارآگاهی‌ت هم کمکت می‌کنم.

00:20:02.960 --> 00:20:04.970
‫گفتم که اون کار افسر ایشکی‌ـه.

00:20:04.970 --> 00:20:08.440
‫د ــ درسته. به افسر ایشکی کمک می‌کنم.

00:20:08.440 --> 00:20:09.920
- ‫خب دیگه؟
- ‫ها؟

00:20:10.900 --> 00:20:12.760
‫ها؟ خب...

00:20:13.310 --> 00:20:16.030
‫می‌خواستم توی خونه بپوشمش، ولی...

00:20:16.530 --> 00:20:17.670
- ‫این کت هاپی هم برای تو باشه!
- ‫عشق چیزای بومی هستین!

00:20:19.070 --> 00:20:20.780
‫اون واسه من خیلی کوچیکه.

00:20:20.780 --> 00:20:24.140
‫بی‌خیال دیگه رون، به‌نظر نمیاد آدم بدی باشه.

00:20:24.140 --> 00:20:26.000
‫چرا یه‌بار بهش گوش نمی‌دی؟

00:20:27.030 --> 00:20:30.230
‫توتو! می‌دونستم که حرف نداری!

00:20:30.230 --> 00:20:32.830
‫باهوش نیستی، ولی قلب مهربونی داری توتوتو!

00:20:32.830 --> 00:20:33.670
‫زیاد «تو» گفتین.

00:20:34.710 --> 00:20:38.510
‫لحظه‌ی آخر که دست شوهره‌ رو رو کردی خیلی خوب بود.

00:20:41.090 --> 00:20:44.810
‫فعلاً دیگه برم، ولی اگه یه‌وقت
‫به ردیاب نیاز داشتین خبرم کنین!

00:20:45.360 --> 00:20:47.660
‫بهت نشون می‌دم که می‌تونم اعتمادت رو به‌دست بیارم.

00:20:50.480 --> 00:20:52.980
‫پشمام، خروجش از همه پشم‌ریزون‌تر بود.

00:20:53.350 --> 00:20:55.410
‫امیدوارم حواسش باشه که کسی قبول نکرد.

00:20:55.410 --> 00:20:57.190
‫پس ردش می‌کنی؟

00:20:57.530 --> 00:21:01.680
‫مهارتش شاید توی حل معماهای آینده به‌کارمون بیاد،

00:21:01.680 --> 00:21:04.160
‫و درخواستش هم برام جالب بود.

00:21:04.160 --> 00:21:08.630
‫ولی بازم، نمی‌تونم کامل بهش اعتماد کنم،
‫برنامه داشتم ردش کنم.

00:21:08.630 --> 00:21:09.650
‫فعل گذشته؟

00:21:10.120 --> 00:21:13.020
‫اگه بهم خیانت کنه کارم تمومه.

00:21:13.020 --> 00:21:16.120
‫ولی چون تو می‌گی آدم خوبیه، منتظر می‌مونم.

00:21:16.120 --> 00:21:17.960
‫چه فشاری!

00:21:17.960 --> 00:21:21.740
‫فقط باید منتظر بمونیم ببینیم قابل اعتماده یا نه؟

00:21:21.740 --> 00:21:23.350
نقشه‌ای داری؟

00:21:23.350 --> 00:21:24.800
- ‫معلومه!
- ‫رُسش رو می‌کشم.

00:21:26.210 --> 00:21:27.770
‫باز اون روی شیطانیش بالا اومد!

00:21:28.120 --> 00:21:30.060
‫این همه ناز می‌کنه،

00:21:30.060 --> 00:21:33.480
‫ولی تا حالا ندیدم رون دست رد به
‫سینه‌ی کسی بزنه که توی دردسره.

00:21:35.190 --> 00:21:39.650
‫ممنون که توی پرونده‌ی قتل به آمامیا-سنپای کمک کردی.

00:21:39.670 --> 00:21:44.670
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:44.690 --> 00:21:47.040
‫فقط وظیفه‌م رو انجام دادم.