﻿WEBVTT

00:02:13.470 --> 00:02:23.470
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:02.440 --> 00:00:04.980
‫رون! هستی؟

00:00:07.820 --> 00:00:09.280
‫هی توتو.

00:00:09.910 --> 00:00:10.870
‫پرونده آوردی برام؟

00:00:11.170 --> 00:00:12.830
‫چشمات چرا این‌طوریه، رون؟

00:00:12.830 --> 00:00:15.290
‫واقعاً، چشم‌هات... چی شده؟

00:00:16.610 --> 00:00:19.120
‫به اعجازات مدرنیته معتاد شدم.

00:00:21.460 --> 00:00:25.340
‫از مردم و منظره و رویاها پر شده.
‫الحق که چه صفحه‌ی باشکوهیه.

00:00:25.340 --> 00:00:27.340
‫همون تلویزیون بگو خودتو راحت کن.

00:00:28.280 --> 00:00:30.260
‫توانایی‌های ذهنی: حقیقت یا تخیل؟

00:02:09.210 --> 00:02:13.450
‫بیاید برنامه‌ی زنده‌ی « توانایی‌های ذهنی: حقیقت یا تخیل» رو شروع کنیم.

00:02:13.890 --> 00:02:15.910
‫بنده اونو یاکو، میزبان این برنامه هستم.

00:02:16.460 --> 00:02:20.160
‫در برنامه‌ی امروز ما یه رابط ذهنی و یک
‫ متخصص اعصاب ‌و روان با همدیگه روبه‌رو می‌شن...

00:02:20.160 --> 00:02:22.620
‫تا صحت وجود قدرت‌های ذهنی رو تأیید کنند.

00:02:23.010 --> 00:02:25.020
‫شخصی که قدرتش رو به نمایش می‌ذاره،

00:02:25.020 --> 00:02:26.830
‫رابط ذهنی‌ای هست که همه باهاش آشنایید، توراگه-سان!

00:02:29.300 --> 00:02:33.880
‫و در مقابل ایشون جراح مغز و اعصاب با دست‌های معجزه‌آسا...

00:02:33.880 --> 00:02:34.750
‫اوه.

00:02:35.160 --> 00:02:36.970
‫موفو-سنسه، برنامه شروع شده!

00:02:36.970 --> 00:02:39.050
‫چی؟ به این زودی؟

00:02:39.050 --> 00:02:41.010
‫لطفاً به دوربین نگاه کنید.

00:02:42.930 --> 00:02:44.630
‫انقدر زخمیه.

00:02:45.160 --> 00:02:46.630
- ‫پانسمان‌هاش بیشتر شده.
- ‫ها؟

00:02:47.270 --> 00:02:49.230
‫اوه، خیلی ببخشید.

00:02:49.230 --> 00:02:51.000
‫دکتر، صورتتون چی شده؟

00:02:51.000 --> 00:02:54.300
‫داشتم سیب پوست می‌گرفتم چاقو برگشت تو صورتم.

00:02:54.300 --> 00:02:56.700
‫شرمنده، خیلی توی پانسمان‌کردن خوب نیستم.

00:02:58.160 --> 00:03:01.440
‫موفو-سنسه آدم عجیبیه، برای همین تماشاکردنش جالبه.

00:03:01.440 --> 00:03:04.150
‫واقعاً یه جراح نابغه‌ست؟

00:03:04.150 --> 00:03:10.130
‫جراحی‌هاش تا حد 0.001 میلی‌متر دقیقه.
‫اون یه پزشک برجسته در سطح جهانیه.

00:03:10.130 --> 00:03:11.380
‫اوخ!

00:03:11.890 --> 00:03:14.690
‫داشتم میکروفونمو درست می‌کردم که چونمو گرفتم.

00:03:14.690 --> 00:03:15.850
‫آی!

00:03:17.070 --> 00:03:19.010
‫چرا انقدر دست‌وپاچلفتیه؟

00:03:20.350 --> 00:03:23.600
‫خب، توراگه-سان امروز چطور قدرتی رو برامون به نمایش می‌ذارید؟

00:03:23.600 --> 00:03:27.190
‫بالأخره وقت نمایش قدرت حقیقیم فرا رسیده.

00:03:27.190 --> 00:03:30.560
‫امروز، بهتون نشون می‌دم که تنها با نوشتن،
‫ می‌تونم ذهن یک فرد رو کنترل کنم.

00:03:30.560 --> 00:03:32.020
‫چی؟ ها؟

00:03:32.020 --> 00:03:33.730
‫به نظر جالب میاد!

00:03:33.730 --> 00:03:35.260
‫تو می‌تونی توراگه!

00:03:35.260 --> 00:03:37.860
‫رون، تو به این چیزای رابطای ذهنی اعتقاد داری؟

00:03:37.860 --> 00:03:39.110
‫تو بگو قدر یه ارزن.

00:03:39.110 --> 00:03:41.900
‫ها؟ پس چرا داری تشویقش می‌کنی؟

00:03:41.900 --> 00:03:46.110
‫چون اگه قدرت‌ رابطای ذهنی حقیقت داشت،
‫حل پرونده‌ها خیلی باحال‌تر می‌شد.

00:03:46.110 --> 00:03:49.080
‫من عاشق حل‌کردن پرونده‌های پیچیده‌ام.

00:03:50.790 --> 00:03:54.050
‫تو مثل اون آدمای ساده‌لوحی هستی که
‫پشت هم داد می‌زنن «پشمـــــام».

00:03:54.050 --> 00:03:57.720
‫دیگه انقدر هم گاگول نیستم. زیادی منو دستِ‌ کم گرفتی.

00:03:57.720 --> 00:04:01.180
‫اگه بتونید در مقابل توانایی ذهنی من مقاومت کنید،

00:04:01.180 --> 00:04:04.190
‫بهتون 100,000 ین جایزه می‌دم.

00:04:04.190 --> 00:04:05.220
‫داوطلبی داریم؟

00:04:05.220 --> 00:04:07.670
- ‫اینجا!
- ‫من من!

00:04:07.670 --> 00:04:10.440
‫تویی که هودی سفید پوشیدی بیا.

00:04:10.850 --> 00:04:13.900
‫ایول! قراره 100,000 ین بزنم به جیب!

00:04:16.610 --> 00:04:21.570
‫قبلش بگم اتفاقی که قراره بیفته، یه نوع پیشنهاد دادن نیست.

00:04:22.110 --> 00:04:25.900
‫چیزی که من روی این تخته می‌نویسم،
‫مستقیماً اون رو کنترل می‌کنه.

00:04:26.720 --> 00:04:31.550
‫سوژه هدفون عایق صدایی که عوامل
‫آماده کردن رو می‌ذاره روی گوشش.

00:04:31.550 --> 00:04:33.670
‫وقتی اونو بذاره، هیچی نمی‌شنوه.

00:04:34.040 --> 00:04:37.130
‫با این‌همه، درست لحظه‌ای که اینو می‌خونه...

00:04:42.420 --> 00:04:44.010
‫بدنم...

00:04:44.370 --> 00:04:45.970
‫یه‌لحظه، ها؟ چی؟

00:04:45.970 --> 00:04:47.370
- ‫ها؟
- ‫غیرممکنه!

00:04:48.180 --> 00:04:49.640
‫پشمـــــام!

00:04:49.640 --> 00:04:52.360
‫درست همونطور که روی تخته نوشته عمل می‌کنه!

00:04:52.360 --> 00:04:54.830
‫همگی، به افتخار توراگه-سان!

00:04:57.500 --> 00:04:59.420
‫کلمه‌ی بعدی اینه.

00:04:59.420 --> 00:05:03.620
‫حواسش معطوف به این می‌شه و
‫برخلاف میلش ازش پیروی می‌کنه.

00:05:05.140 --> 00:05:06.020
‫ها؟

00:05:06.580 --> 00:05:07.950
‫و ــ واقعاً؟

00:05:07.950 --> 00:05:10.250
‫پشمام... پشمام!

00:05:10.590 --> 00:05:12.790
- بدو - ‫این‌دفعه، کلمه‌ی «run» باعث
شد بدوـه.

00:05:12.790 --> 00:05:16.220
‫واقعاً ذهنش داره با چیزایی که نوشته می‌شه کنترل می‌شه؟

00:05:16.840 --> 00:05:19.050
‫یعنی موفو-سنسه قبول می‌کنه؟

00:05:19.050 --> 00:05:20.130
‫ها؟

00:05:22.270 --> 00:05:24.300
‫شما دارید علم عصب‌شناسی رو زیر سوال می‌برید.

00:05:24.300 --> 00:05:26.760
‫و حالا اعتراض اوساکی-سنسه رو داریم.

00:05:26.760 --> 00:05:30.730
‫واقعاً سوژه به‌طور تصادفی انتخاب شده بود؟

00:05:30.730 --> 00:05:31.810
‫چی؟

00:05:31.810 --> 00:05:35.020
‫انتظارش می‌رفت. چی باعث شکتون شده؟

00:05:35.400 --> 00:05:39.130
‫درست مثل اثرانگشت، نوع حرکات فرد هم قابل تغییر نیست.

00:05:39.900 --> 00:05:44.580
‫من حرکات سوژه رو با یه برنامه‌ی بیولوژیکی
‫که حرکات رو تجزیه و تحلیل می‌کنه ارزیابی کردم،

00:05:44.580 --> 00:05:48.450
‫و متوجه شدم ایشون همون سوژه‌ی نمایش قبلیتون هستن.

00:05:49.300 --> 00:05:51.910
‫ایشون باهاتون همدستن، توراگه-سان!

00:05:53.000 --> 00:05:54.290
‫پس متوجه شد.

00:05:54.290 --> 00:05:55.880
‫همه‌ش فیلم بود؟

00:05:56.620 --> 00:05:57.940
- ‫اینم مدرکش!
- ‫انقدر ترکاش زیاده که نمی‌بینیم!

00:05:59.210 --> 00:06:03.180
‫خب، هروقت از دستت می‌افته یه ‫کامیون
کمپرسی از روش رد می‌شه دیگه، این‌طور نیست؟

00:06:03.180 --> 00:06:04.890
‫نه خب...

00:06:06.100 --> 00:06:08.240
‫لطفاً تهمت ناروا نزنید.

00:06:09.560 --> 00:06:15.120
‫اگه کلمه‌ی بعدی روی مغزش اثر
‫بذاره، قبول می‌کنید که همدستم نبود؟

00:06:15.120 --> 00:06:16.230
‫چی؟

00:06:18.690 --> 00:06:21.900
‫کلمه‌ای که ایشون نوشتن، فقط یه معنی می‌تونه داشته باشه!

00:06:23.610 --> 00:06:28.330
‫نظرتون چیه، اوساکی-سنسه؟ اگه
‫سوژه بمیره، باورم می‌کنید؟

00:06:28.330 --> 00:06:30.290
‫غیرممکنه که این باعث مرگش بشه.

00:06:30.290 --> 00:06:31.910
‫این جواب منه.

00:06:32.220 --> 00:06:35.280
‫اوه عزیزم... بسیار خب...

00:06:54.370 --> 00:06:55.800
‫مرده.

00:06:57.560 --> 00:06:58.930
- ‫ا ــ اوضاع بده.
- ‫برنامه رو متوقف کنید!

00:06:59.930 --> 00:07:01.070
‫زنگ زدم به آمبولانس.

00:07:01.430 --> 00:07:03.320
‫صفحه‌ای رو نشون بده که برای حوادث استفاده می‌کنیم!

00:07:07.330 --> 00:07:09.790
‫غیرممکنه...

00:07:10.230 --> 00:07:13.250
‫برنامه زنده‌ست. وقت برای علافی نداریم.

00:07:13.250 --> 00:07:14.260
‫آره.

00:07:21.630 --> 00:07:23.350
‫اوه، ایشکی-سان.

00:07:23.350 --> 00:07:26.840
‫همین الان مرگ رو تأیید و محل رو ایمن کردیم.

00:07:27.280 --> 00:07:28.520
- ‫خسته نباشید.
- ‫اون کیه باهاتون؟

00:07:29.700 --> 00:07:30.300
‫ها؟

00:07:30.300 --> 00:07:32.260
‫من آساسوکی کاموجی هستم.

00:07:32.990 --> 00:07:34.750
‫من طرفدار حزب‌باد توراگه‌ام.

00:07:34.750 --> 00:07:37.350
‫الان عمراً راهت نمی‌دن.

00:07:37.350 --> 00:07:40.810
‫ایشون یه متخصصن که توی تحقیقات به من کمک می‌کنن.

00:07:40.810 --> 00:07:42.500
‫با اجازه.

00:07:42.900 --> 00:07:45.290
‫نگران نباش. انتقامت رو می‌گیرم.

00:07:46.190 --> 00:07:47.530
‫اون کیه؟

00:07:47.700 --> 00:07:50.490
‫اوه، توراگه-کون! توی تلویزیون دیدمت!

00:07:50.490 --> 00:07:51.870
‫و شما کی باشی؟

00:07:51.870 --> 00:07:53.830
‫من یه طرفدار حزب بادم!

00:07:53.830 --> 00:07:56.290
‫بی‌خیال این «حزب باد» شو و بلند شو!

00:07:56.290 --> 00:07:58.490
‫یه طرفدار این‌جا چیکار می‌کنه؟

00:07:58.490 --> 00:07:59.650
‫خیلی متأسفم.

00:07:59.650 --> 00:08:02.250
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم، توراگه-کون.

00:08:02.250 --> 00:08:04.630
‫چـ ــ چیز بدی نگی.

00:08:04.630 --> 00:08:06.340
‫چطوری کشتیش؟

00:08:06.340 --> 00:08:08.050
‫این‌ که افتضاحه.

00:08:08.050 --> 00:08:09.660
ولی باید می‌پرسیدیم، نه؟

00:08:09.660 --> 00:08:11.360
‫نخیر!

00:08:11.360 --> 00:08:12.760
‫آدم جالبی هستی.

00:08:12.760 --> 00:08:15.970
‫من با قدرت‌های ذهنیم کشتمش.

00:08:17.180 --> 00:08:22.160
‫اما تحت علم و قانون دنیای مدرن،
‫نمی‌تونم متهم شناخته بشم.

00:08:22.160 --> 00:08:24.150
‫پس تأیید می‌کنید که کشتینش؟

00:08:24.910 --> 00:08:28.490
‫ول من نمی‌تونم یه نفر رو به‌خاطر مرگ
‫ناشی از قدرت‌‌های ذهنی دستگیر کنم.

00:08:28.490 --> 00:08:30.950
‫می‌دونستم! شما واقعاً حرف نداری!

00:08:32.230 --> 00:08:33.640
‫می‌شه بهم امضاء بدید؟

00:08:33.950 --> 00:08:35.410
‫اون دفترچه‌ی منه!

00:08:35.710 --> 00:08:37.620
‫روی همچین کاغذ کوچیکی؟

00:08:37.620 --> 00:08:39.690
‫خب، یه‌دفعه‌‌ای شد.

00:08:39.690 --> 00:08:43.090
‫خودکار دارید؟ همونی که باهاش
‫روی تخته می‌نوشتید هم جوابه.

00:08:43.590 --> 00:08:44.590
‫چی؟

00:08:45.800 --> 00:08:47.780
‫بعد از امضاء زحمتو کم کنید.

00:08:51.250 --> 00:08:52.680
‫انقدر کلفته که نمی‌تونم بخونمش.

00:08:52.680 --> 00:08:54.420
‫رفتی رو مخش!

00:08:54.420 --> 00:08:58.270
‫اگه فقط اون جراح‌ مغز و اعصاب
‫قدرت‌های رابط ذهنی رو باور می‌کرد،

00:08:58.270 --> 00:09:01.260
‫نیازی به این نمایش نمی‌بود.

00:09:01.260 --> 00:09:02.850
‫اگه قرار باشه کسی مجازات بشه،

00:09:02.850 --> 00:09:05.570
‫اونه، این‌طور نیست؟

00:09:06.260 --> 00:09:07.800
‫غیرممکنه...

00:09:18.430 --> 00:09:22.210
‫من شیکاتا هستم، دستیار اوساکی-سنسه توی بیمارستان.

00:09:22.210 --> 00:09:25.210
‫دکتر در حال حاضر شدیداً ناراحتن.

00:09:25.210 --> 00:09:28.670
‫به‌نظر من اتفاقی که افتاد تقصیر ایشون نیست.

00:09:28.670 --> 00:09:30.070
‫نه...

00:09:30.070 --> 00:09:32.130
‫من یه متخصص توی زمینه‌ی پزشکی‌ام...

00:09:32.610 --> 00:09:36.600
‫باید مسئولیت اینکه اجازه دادم یه‌نفر
‫جلوی چشم‌هام بمیره رو قبول کنم.

00:09:38.060 --> 00:09:43.520
‫موفو-سنسه، این حادثه باعث شده شما
‫به قدرت‌های رابط ذهنی باور پیدا کنید؟

00:09:43.520 --> 00:09:45.210
‫نمی‌دونم.

00:09:45.210 --> 00:09:48.980
‫جسد رو معاینه کردم و علت مرگ سم بود.

00:09:49.720 --> 00:09:50.890
‫سم؟

00:09:50.890 --> 00:09:55.340
‫طی معاینه، متوجه فلج‌شدگی شدم،
‫و باتوجه به حضور یرقان ازرق...

00:09:55.340 --> 00:09:57.450
‫فکر می‌کنم که سم عصبی بوده.

00:09:58.210 --> 00:10:00.650
‫سم‌هایی مثل سم بادماهی یا سم مار...

00:10:01.010 --> 00:10:04.350
‫قبل از اینکه آمبولانس برسه ایست قلبی کرد،

00:10:04.720 --> 00:10:07.420
‫پس ممکنه یه‌چیز قوی‌تر مثل سم بوتولونیوم باشه.

00:10:07.820 --> 00:10:09.870
‫دقیقاً همون‌طور که فکرش رو می‌کردم.

00:10:09.870 --> 00:10:11.840
‫احسنت، موفو-سنسه.

00:10:11.840 --> 00:10:14.520
‫من متوجه یه لکه پشت گردن قربانی شدم...

00:10:14.520 --> 00:10:17.030
‫که ممکنه جای سوزن سمی باشه.

00:10:17.030 --> 00:10:18.180
‫نظر شما چیه؟

00:10:18.180 --> 00:10:20.020
‫منم دقیقاً همین فکرو کردم!

00:10:20.020 --> 00:10:21.420
پس هم‌نظریم؟

00:10:21.960 --> 00:10:23.730
‫شما دکترید؟

00:10:23.730 --> 00:10:25.060
‫من طرفدار توراگه‌ام.

00:10:25.060 --> 00:10:28.020
‫نمی‌خواد حالا انقدر روراست باشی.

00:10:28.020 --> 00:10:30.000
‫اگه جای سوزن سمی هست،

00:10:30.000 --> 00:10:33.320
‫یعنی توراگه از یه‌طور تفنگ بادی یا
‫همچین چیزی برای زدنش استفاده کرده؟

00:10:33.720 --> 00:10:35.630
‫متأسفانه نه.

00:10:35.630 --> 00:10:38.500
‫هیچ کار مشکوکی نکرد.

00:10:38.500 --> 00:10:40.890
‫و از اونجایی هم که ایستاده بود
‫نمی‌تونست سوژه رو بزنه.

00:10:40.890 --> 00:10:44.870
‫به‌علاوه، کسی هم پشت سر سوژه نبود!

00:10:44.870 --> 00:10:47.750
‫هرچقدر هم مغزمو به‌کار می‌گیریم،
‫براش جوابی پیدا نمی‌کنم.

00:10:47.750 --> 00:10:50.460
‫حق با شماست. واقعاً نمایش ابرانسانی‌ای بود.

00:10:50.460 --> 00:10:52.960
‫تنها چیزی که توجیه‌ش می‌کنه قدرت‌های رابط ذهنی‌ـه.

00:10:52.960 --> 00:10:55.930
‫هورا! توراگه-سان برنده شد! طرفداران شاد باشید!

00:10:55.930 --> 00:10:57.890
‫تو افتضاحی!

00:10:59.850 --> 00:11:03.520
‫سنسه، یه دلیل شخصی دارن که نمی‌تونن تسلیم بشن.

00:11:04.310 --> 00:11:07.390
‫برای همینه که باوجود عمل جراحی‌ای که کل دیشب داشتن...

00:11:07.390 --> 00:11:09.770
‫خودشون رو وادار به اومدن به این‌جا کردن.

00:11:09.770 --> 00:11:14.240
‫پس زود پرونده رو حل کنیم تا
‫ایشون هم بتونن یکمی بخوابن.

00:11:15.950 --> 00:11:20.950
‫حقه‌ش رو برملا می‌کنیم و نظاره‌گر
‫با اردنگی بیرون افتادن رابط تقلبی می‌شیم.

00:11:21.350 --> 00:11:21.950
‫رون...

00:11:22.870 --> 00:11:24.120
‫حقه؟

00:11:24.500 --> 00:11:26.450
‫این یه توانایی رابط ذهنی نبود.

00:11:27.100 --> 00:11:30.450
‫ولی شما گفتی طرفدار توراگه هستی...

00:11:30.450 --> 00:11:32.500
‫از اون حزب‌بادیاش.

00:11:32.500 --> 00:11:37.010
‫تنها چیزی که تا آخر عمرم طرفدارشم، حقیقته.

00:11:37.010 --> 00:11:42.010
‫افسر ایشکی ساده‌لوح و معصوممون این حقه رو برملا می‌کنه.

00:11:44.840 --> 00:11:47.650
‫درست بعد از اینکه سوژه تخته‌ رو دید،

00:11:47.650 --> 00:11:50.630
‫چشم‌هاش رو بست و افتاد روی زمین، درسته؟

00:11:51.060 --> 00:11:53.860
‫و بعد از اون، حتی پلکم نزد؟

00:11:53.860 --> 00:11:54.530
‫نه.

00:11:55.290 --> 00:12:00.240
‫وقتی داشتم بهش CPR می‌دادم،
‫برای یه لحظه برگشت.

00:12:00.240 --> 00:12:02.130
‫داشت درد می‌کشید،

00:12:02.580 --> 00:12:04.950
‫بعدش دوباره تنفسش قطع شد.

00:12:05.520 --> 00:12:07.840
‫غیرممکنه که توراگه موقعی که دکتر...

00:12:07.840 --> 00:12:11.510
‫داشته بهش CPR می‌داده زده باشتش.

00:12:11.960 --> 00:12:15.420
‫پزشکی قانونی هم هیچ سوزن سمی‌ای پیدا نکرده.

00:12:15.420 --> 00:12:18.180
‫واقعاً به‌نظر میاد عاملش روانی بوده.

00:12:18.180 --> 00:12:21.140
‫نه. همه‌ی تیکه‌ها رو داریم توتو.

00:12:21.140 --> 00:12:21.900
‫چی؟

00:12:22.570 --> 00:12:24.600
‫بالا تا پایین این حقه...

00:12:24.600 --> 00:12:26.560
‫توی تلویزیونه.

00:12:26.690 --> 00:12:29.700
‫چشماتون قرمز شده، یکم قطره بریزید.

00:12:29.700 --> 00:12:31.020
‫چه مهربون.

00:12:31.020 --> 00:12:32.620
‫مراقب خودتون باشید.

00:12:32.620 --> 00:12:33.590
‫ممنونم.

00:12:37.240 --> 00:12:39.700
‫ممنونم که این‌جا جمع شدید.

00:12:39.700 --> 00:12:44.770
‫بنده الان معمای اینکه سوژه چطور
‫طی برنامه فوت شد رو حل می‌کنم.

00:12:45.240 --> 00:12:50.710
‫و از اونجایی که سن هنوز آماده‌ست،
‫بیاید صحنه رو بازسازی کنیم.

00:12:50.710 --> 00:12:52.180
- ‫می‌خواید بازسازی کنید؟
- ‫واقعاً می‌تونید این‌کارو بکنید؟

00:12:54.080 --> 00:12:57.380
‫اوساکی-سنسه، می‌شه ازتون بخوام نقش سوژه رو بازی کنید؟

00:12:57.380 --> 00:12:58.920
‫من؟

00:12:59.340 --> 00:13:01.780
‫من جای توراگه-سان رو می‌گیرم.

00:13:01.780 --> 00:13:06.280
‫برای اینکه مطمئن باشیم، از عوامل
‫خواستم همون تخته رو برامون بیارن.

00:13:06.280 --> 00:13:09.100
‫توراگه-سان، میشه ماژیکی که
استفاده کردید رو قرض بگیرم؟

00:13:09.100 --> 00:13:11.770
‫نیازی نیست تا این حد پیش برید.

00:13:11.770 --> 00:13:14.480
‫چرا باید توی این نمایش شرکت کنم؟

00:13:14.480 --> 00:13:16.640
‫یه‌نفر این‌جا جونش رو از دست داد.

00:13:16.640 --> 00:13:18.150
‫لطفاً ماژیکو بهمون بدید.

00:13:24.200 --> 00:13:25.830
‫خیلی متأسفم.

00:13:25.830 --> 00:13:28.290
‫الهه‌ی دست‌وپا چلفتی بودن یونان باستان.

00:13:30.100 --> 00:13:32.250
‫توراگه-سان، این ماژیکو قرض می‌گیریم.

00:13:32.250 --> 00:13:33.390
‫لعنتی.

00:13:36.670 --> 00:13:40.050
‫اوساکی-سنسه هدفون‌های عایق صدا رو می‌پوشن.

00:13:40.050 --> 00:13:42.380
‫و کاری که این‌جا نوشته می‌شه رو انجام می‌دن.

00:13:42.380 --> 00:13:44.470
‫اساساً، مثل جناب همدست عمل می‌کنن.

00:13:44.470 --> 00:13:47.880
‫هی! چرا بهش می‌گی همدست؟

00:13:47.880 --> 00:13:49.930
‫کدوم احمقی جونشو واسه‌ی یه حقه‌ی صحنه‌سازی شده می‌ده؟

00:13:49.930 --> 00:13:53.650
‫لـ ــ لطفاً آروم باشید! داریم همینو بررسی می‌کنیم.

00:13:56.600 --> 00:13:57.570
‫خب حالا...

00:13:58.050 --> 00:13:59.520
‫لطفاً با این کلمه شروع کنید.

00:14:02.490 --> 00:14:03.850
‫بسیار عالی.

00:14:04.460 --> 00:14:05.950
‫خب، حالا کلمه‌ی بعدی.

00:14:07.040 --> 00:14:08.430
‫بی‌نظیره!

00:14:08.430 --> 00:14:10.040
‫دارن دقیقاً دنبال می‌کنن.

00:14:10.040 --> 00:14:13.560
‫خب، معلومه، شما ازشون این‌طور خواستین.

00:14:13.560 --> 00:14:16.230
‫احمقانه‌ست. این افسره حالش خوبه؟

00:14:18.380 --> 00:14:20.840
‫خب، حالا آخری، سوال مربوطه.

00:14:21.590 --> 00:14:25.550
‫از اوساکی-سنسه می‌خوام دقیقاً همون‌جایی که سوژه ایستاد بود، وایسن.

00:14:26.240 --> 00:14:28.010
‫اینم به‌همون شکل نشونشون می‌دم.

00:14:35.020 --> 00:14:36.980
‫موفو-سنسه.

00:14:37.730 --> 00:14:39.690
‫لطفاً آروم باشید.

00:14:39.690 --> 00:14:42.170
‫اوساکی-سنسه نمردن.

00:14:42.170 --> 00:14:44.220
‫پس شما چیکار کردین؟

00:14:44.220 --> 00:14:46.020
‫این تخته حقه‌ای داره؟

00:14:46.020 --> 00:14:48.500
‫نه، صرفاً یه کاغذ ضخیم معمولیه.

00:14:48.500 --> 00:14:52.480
‫ولی موقع حادثه، توراگه-سان تخته رو روی سکو گذاشتن.

00:14:52.800 --> 00:14:56.540
‫و بعد وارونه‌ش کردن و به سوژه نشونش دادن.

00:14:56.540 --> 00:14:58.500
وارونه‌ش کرد؟

00:15:05.680 --> 00:15:07.100
‫این‌طوری.

00:15:08.390 --> 00:15:09.800
- بخواب - «Sleep»?

00:15:10.240 --> 00:15:11.060
‫داره می‌گه بخواب!

00:15:11.060 --> 00:15:14.520
- بخواب - بمیر -
‫وارونه‌ش که می‌کنی «death» می‌شه «sleep»؟

00:15:14.520 --> 00:15:18.980
پس یعنی سوژه وقتی افتاد، هنوز هوشیار بوده؟

00:15:18.980 --> 00:15:20.360
‫درسته.

00:15:20.360 --> 00:15:23.190
‫سوژه داشته تظاهر به‌خوابیدن می‌کرده.

00:15:23.940 --> 00:15:26.580
‫هدفون مانع شنیدن هیاهوی بیرون شده،

00:15:26.580 --> 00:15:30.490
‫برای همین به نقش‌بازی‌کردن ادامه
‫داده حتی وقتی که توراگه-سان نبضش رو گرفتن.

00:15:30.490 --> 00:15:33.450
‫پس، سوژه کی کشته شده؟

00:15:34.270 --> 00:15:36.270
‫وقتی که برنامه متوقف شد،

00:15:36.270 --> 00:15:38.350
‫زمانی که بین جمعیت ایستاده بودن...

00:15:38.350 --> 00:15:42.460
‫و وسط اون هیاهو، توراگه-سان سم رو بهش تزریق کردن.

00:15:44.170 --> 00:15:47.740
‫پس یعنی دردی که موقع CPR داشت می‌کشید...

00:15:47.740 --> 00:15:50.640
‫به‌‌خاطر این بود که زمان می‌برد تا سم
‫ تزریق شده توی خونش به گردش در بیاد.

00:15:51.020 --> 00:15:53.660
‫هیچ توانایی رابط ذهنی‌ای به‌کار برده نشد.

00:15:53.660 --> 00:15:56.240
‫درسته، توراگه-سان؟

00:15:59.470 --> 00:16:01.700
‫این اتهامات کاملاً بی‌اساسن.

00:16:01.700 --> 00:16:04.190
‫اول و مهم‌تر از همه شما سوزن سمی‌ای پیدا نکردید!

00:16:04.190 --> 00:16:06.570
‫نه، پیدا کردیم.

00:16:06.570 --> 00:16:07.870
‫چـ ـــی؟

00:16:11.970 --> 00:16:14.150
‫وقتی ازتون خواسته شد دفترچه‌ی منو امضا کنید،

00:16:14.150 --> 00:16:17.620
‫چرا از همچین ماژیک سر پهنی استفاده کردید؟

00:16:17.960 --> 00:16:21.580
‫به‌خاطر اینکه سوزن توی سر نازک ماژیکتون مخفی شده بود.

00:16:22.790 --> 00:16:25.010
‫اون‌جا مخفیش کرده بود؟

00:16:25.010 --> 00:16:28.720
‫اشتباهه! مرگش بابت قدرت‌های ذهنی بود.

00:16:28.720 --> 00:16:32.010
‫اگه باور نمی‌کنید، بهتون ثابت می‌کنم!

00:16:34.260 --> 00:16:38.540
‫توراگه‌ی رابط ذهنی!

00:16:43.110 --> 00:16:45.410
‫دروغ گفتم. تسلیم می‌شم.

00:16:51.090 --> 00:16:55.370
‫آدم خودم بود، ولی داشت منو تهدید می‌کرد!

00:16:55.370 --> 00:16:57.550
‫بهم گفت اگه 90 درصد درآمدمو بهش ندم،

00:16:57.550 --> 00:17:00.080
‫حقه‌هام رو لود می‌ده.

00:17:00.080 --> 00:17:02.200
‫چاره‌ای جز کشتنش نداشتم.

00:17:03.510 --> 00:17:04.920
‫خودتو بزن.

00:17:06.130 --> 00:17:08.840
‫هرکسی که زندگی دیگران رو نادیده می‌گیره...

00:17:09.350 --> 00:17:11.630
‫حقی برای زندگی توی این دنیا نداره.

00:17:12.090 --> 00:17:13.550
‫ای وای!

00:17:13.550 --> 00:17:15.110
‫خودتو بزن.

00:17:18.140 --> 00:17:20.440
‫خومو... بزنم...

00:17:27.730 --> 00:17:28.900
‫نکن!

00:17:45.490 --> 00:17:46.800
‫سوزن مسموم!

00:17:50.010 --> 00:17:51.470
‫توتو!

00:17:52.860 --> 00:17:54.180
‫بذارید یه نگاهی بندازم.

00:17:54.530 --> 00:17:56.070
‫خیلی دیره!

00:17:56.640 --> 00:17:58.200
‫جای سوزن مسموم...

00:17:58.200 --> 00:17:59.850
‫جای سوزن مسموم؟

00:17:59.850 --> 00:18:02.640
‫نوک قلم رو با سوزن عوض کردم.

00:18:02.640 --> 00:18:04.560
‫غیرممکنه جای جوهر باقی بمونه.

00:18:04.560 --> 00:18:05.310
‫چی؟

00:18:05.850 --> 00:18:08.020
‫پس یعنی این ماژیک...

00:18:15.780 --> 00:18:18.190
‫اینه! این همون ماژیک با سوزن مسمومه!

00:18:27.840 --> 00:18:31.770
‫واقعاً که رون! گفتم دیگه ریق رحمتو سر کشیدم ها.

00:18:34.280 --> 00:18:36.670
‫متأسفم. از کاری که کردم پشیمونم.

00:18:36.670 --> 00:18:41.360
‫الان اینو می‌گی، اما می‌دونم بعداً
‫مثل همیشه بازم ازم پرونده می‌خوای.

00:18:42.120 --> 00:18:45.480
‫اشتباه کردم که دوباره کارآگاهی رو شروع کردم.

00:18:45.480 --> 00:18:48.300
‫ها؟ باهام کل نمی‌ندازه؟

00:18:48.300 --> 00:18:51.600
‫اگه از کنترل خارج می‌شد، دیگه
‫نمی‌شد کارم رو جبران کرد.

00:18:52.440 --> 00:18:56.160
‫من حق کارآگاه بودن رو ندارم.

00:19:00.200 --> 00:19:02.200
‫امروز واقعاً حالش خوب نیست.

00:19:02.200 --> 00:19:04.200
‫مثل اولین‌باریه که دیدمش.

00:19:04.770 --> 00:19:06.830
‫البته دلیلش رو نمی‌فهمم.

00:19:07.340 --> 00:19:11.250
‫شاید بهتره این روش خطرناک رو تمومش کنیم.

00:19:11.250 --> 00:19:13.300
‫اوه، ایشکی-سان.

00:19:15.760 --> 00:19:18.360
‫پانسمانم به دستگیره گیر کرده.

00:19:18.360 --> 00:19:20.010
‫واقعاً مهارت می‌طلبه!

00:19:20.720 --> 00:19:23.730
‫بابت کاری که امروز کردین ازتون ممنونم.

00:19:23.730 --> 00:19:25.230
‫قابلی نداشت.

00:19:25.670 --> 00:19:29.690
‫خیلی بیمارها به‌خاطر شما به‌زندگی ادامه می‌دن.

00:19:30.520 --> 00:19:33.890
‫خیلی‌وقت پیش من یه بیمار داشتم
‫که به قدرت‌های رابط ذهنی باور داشت،

00:19:33.890 --> 00:19:36.490
‫بابت همین قبول نکرد جراحی بشه و فوت کرد.

00:19:36.490 --> 00:19:38.600
‫برای همین انقدر تلاش داشتین...

00:19:39.070 --> 00:19:43.290
‫استنباط‌های بینظیرتون جون خیلی‌ها رو نجات می‌ده!

00:19:45.500 --> 00:19:48.250
‫بله، حق با شماست...

00:19:48.800 --> 00:19:51.960
‫انرژی گرفتم! ممنون موفو-سنسه!

00:19:51.960 --> 00:19:53.440
‫قابلی نداشت.

00:19:53.920 --> 00:19:55.720
‫من دیگه برم.

00:19:57.300 --> 00:20:01.800
‫اوه، شرمنده که اون‌جا ترسوندمتون.

00:20:01.800 --> 00:20:05.520
‫اون یه عادت عجیبی داره که قاتل‌ها رو
‫تحت فشار می‌ذاره...

00:20:06.200 --> 00:20:07.610
‫تحت فشار می‌ذاره...؟

00:20:08.350 --> 00:20:09.870
‫خب، بعداً می‌بینمتون...

00:20:12.780 --> 00:20:16.640
‫اون بیشتر از تحت فشار گذاشتن بود.

00:20:21.060 --> 00:20:22.060
‫رون!

00:20:25.200 --> 00:20:27.660
‫نمی‌تونی سر همچین چیزی جا بزنی!

00:20:28.360 --> 00:20:29.850
‫«همچین چیزی»؟

00:20:30.430 --> 00:20:34.340
‫نزدیک بود بکشمت!

00:20:34.340 --> 00:20:36.340
‫اون فقط یه حادثه بود.

00:20:36.340 --> 00:20:40.530
‫اگه بازم همچین اتفاقی بیفته و بمیری...

00:20:41.090 --> 00:20:44.990
‫من از خودم متنفر می‌شم و نمی‌تونم بارشو به‌دوش بکشم.

00:20:44.990 --> 00:20:48.250
‫ای بابا، انقدر راحت منو نکن توی قبر.

00:20:48.250 --> 00:20:50.180
‫دفعه‌ی بعدی، خودم جلوتو می‌گیرم.

00:20:50.180 --> 00:20:53.940
‫واسه همین منم ازت می‌خوام یکمی
‫به کامونوهاشی رون ایمان داشته باشی.

00:20:55.400 --> 00:20:57.470
‫صرف نظر از همه‌ی اینا تو عاشق کارآگاهی هستی.

00:20:57.470 --> 00:20:59.660
‫کل زندگیت رو صرف کارآگاهی کردی.

00:20:59.660 --> 00:21:02.130
‫برای چی 5 سال گوشه‌گیر شدی؟

00:21:02.620 --> 00:21:05.080
‫بابت این بود که برای
‫زندگی آدم‌ها ارزش قائلی.

00:21:05.080 --> 00:21:06.070
‫توتو...

00:21:06.070 --> 00:21:10.080
‫هسته‌ی اصول زندگیت و کارهایی که
‫می‌کنی، جون آدماست.

00:21:10.670 --> 00:21:12.790
‫تو همچین آدمی هستی.

00:21:13.830 --> 00:21:15.250
- ‫اما...
- ‫اوه، راستی.

00:21:20.760 --> 00:21:22.140
- ‫دعوتنامه؟
- بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده ‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:29.310 --> 00:21:34.000
‫یه گردهمایی توی یه رصدخونه‌ی یه جزیره‌ی
‫دورافتاده برای تماشای بارش شهابی؟

00:21:34.000 --> 00:21:35.240
‫چی هست؟

00:21:35.240 --> 00:21:36.750
‫امروز صبح رسید.

00:21:36.750 --> 00:21:39.480
‫فرستنده رو درست نمی‌شناسم،

00:21:39.480 --> 00:21:42.260
‫ولی این‌طور وقتا یه هوایی تازه کن.

00:21:42.260 --> 00:21:46.530
‫تا وقتی که بتونی به‌خودت باور
‫داشته باشی، منم همراهتم، باشه؟

00:21:48.640 --> 00:21:50.300
‫حق با توـه.

00:21:50.300 --> 00:21:53.710
‫شاید فاصله گرفتن از معماها هم بد نباشه.

00:21:58.320 --> 00:22:00.050
‫و این جزیره‌ی دورافتاده...

00:22:00.050 --> 00:22:03.010
‫جزیره‌ی ناندان به شیره‌ی شکر قهوه‌ایش معروفه!

00:22:03.010 --> 00:22:05.610
‫فقط همون تیکه‌ش برات مهمه؟

00:22:06.400 --> 00:22:09.530
‫حداقل می‌شه امروز یه خواب شیرین داشت.