﻿WEBVTT

00:00:00.980 --> 00:00:02.870
‫ببخشید که دیر کردیم.

00:00:02.870 --> 00:00:05.010
‫نه اصلاً. حتماً سرتون شلوغ بوده.

00:00:05.010 --> 00:00:07.450
‫هرچی نباشه یکی از بهترین کارآگاه‌های ژاپن‌ هستین.

00:00:07.450 --> 00:00:09.570
‫کی بهتون همچین چیزی رو گفته؟

00:00:09.570 --> 00:00:12.360
‫من یه دوست توی پلیس استانی دارم.

00:00:12.360 --> 00:00:15.000
‫اون از کاواسمی-سان در مورد کارآگاه‌های بااستعداد پرسیده بود،

00:00:15.000 --> 00:00:17.660
‫و ایشون هم اسم شما رو گفته بودن، ایشکی-سان.

00:00:18.010 --> 00:00:19.870
‫کـ ـ کاواسمی-سان؟

00:00:19.870 --> 00:00:24.840
‫ولی چرا یه کارآگاه بااستعداد رو به یه
‫مهمانی تماشای بارش شهابی دعوت کردین؟

00:00:25.210 --> 00:00:27.130
‫برای اینکه برای هرچیزی آماده باشیم.

00:00:27.640 --> 00:00:32.360
‫اون حادثه در نهایت ذهن چندتا از مهمون‌هامون رو درگیر می‌‌کنه.

00:00:32.360 --> 00:00:33.400
اون حادثه؟

00:00:33.400 --> 00:00:34.930
‫چـ ـ چه حادثه‌ای؟

00:00:34.930 --> 00:00:36.180
‫نپـــــــرس!

00:00:36.630 --> 00:00:39.270
‫من اومدم این‌جا تا از پرونده‌ها دور باشم.

00:00:39.270 --> 00:00:40.900
‫ولی فقط پرسیدنش که...

00:00:40.900 --> 00:00:42.200
‫نه، نمی‌تونم!

00:00:42.200 --> 00:00:44.900
‫اگه اتفاقی در مورد یه پرونده بشنوم چی؟

00:00:44.900 --> 00:00:47.820
- ‫اون‌وقت همه‌ی این کارا هیچ و پوچ می‌شه!
- ‫لطفاً بهش توجه نکنید. یکمی خسته‌ست.

00:00:48.460 --> 00:00:51.500
‫من فقط محض اطمینان از شما خواستم بیاید.

00:00:51.500 --> 00:00:53.320
‫قرار نیست اتفاقی بیفته.

00:00:53.320 --> 00:00:56.030
‫لطفاً از مهمونی تماشای بارش لذت ببرید.

00:00:57.200 --> 00:01:00.260
‫خب، الان دیگه می‌تونین ببینیش. اون جزیره‌ست.

00:01:03.380 --> 00:01:08.660
‫ زمان برداشت نیشکر،
‫کشاورزها از جزیره‌ی اصلی میان،

00:01:08.660 --> 00:01:13.550
‫اما الان فقط کارکنان رصدخونه و مهمون‌های ما این‌جا هستن.

00:01:13.550 --> 00:01:17.700
‫و شیره‌ی شکر قهوه‌ای معروفتون
‫ازن این نیشکر‌ها درست می‌شه، درسته؟

00:01:17.700 --> 00:01:19.310
‫خوب واردین!

00:01:19.910 --> 00:01:23.340
‫لطفاً واسه‌م روزانه سه وعده غذا از
‫شیره‌ی شکر قهوه‌ای آماده کنید.

00:01:23.340 --> 00:01:25.230
‫فقط تویی که با همچین چیزی مشکلی نداری!

00:01:25.860 --> 00:01:28.970
‫تازه می‌خوام بعدش هم حلقه‌بازی کنم.

00:01:28.970 --> 00:01:31.780
‫این بود که یادت رفته بود و واسه‌ش برگشتی؟

00:01:32.490 --> 00:01:37.840
‫«حلقه‌ زدن توی رصدخونه» یکی از کارای
‫لیستی‌ـه که توی دوران خونه‌نشینیم نوشتم.

00:01:37.840 --> 00:01:39.950
‫اون لیستت هم اصلاً تو کتم نمی‌ره...

00:01:41.370 --> 00:01:44.320
‫امشب یه سلف سرویس ایستاده راه میندازیم.

00:01:44.320 --> 00:01:47.090
‫از آشپز می‌خوام براتون یه غذا با شیره‌ی شکر قهوه‌ای آماده کنه.

00:01:47.590 --> 00:01:49.740
‫و تا هرچقدر که دلتون می‌خواد حلقه‌بازی کنید.

00:01:54.940 --> 00:01:57.140
‫خب، رسیدیم.

00:01:57.140 --> 00:02:00.960
‫اون گل سرسبد جزیره‌، رصدخونه‌ی ناندانه.

00:02:00.980 --> 00:02:20.980
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:21.010 --> 00:02:41.010
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:37.990 --> 00:03:41.050
‫توی طبقه‌‌ی اول، لابی و کافه‌ رو داریم.

00:03:42.580 --> 00:03:44.540
‫عه؟ هفت‌تیر؟

00:03:44.800 --> 00:03:47.750
‫ماکته. برای دفع ارواح شیطانیه.

00:03:48.180 --> 00:03:49.280
‫عه.

00:03:49.280 --> 00:03:51.700
‫چه دقیق ساختنش.

00:03:51.700 --> 00:03:55.590
‫اصلاً از نمونه‌ی واقعیش قابل تشخیص
‫ نیست، اما جریان روح‌های شیطانی چیه؟

00:03:55.590 --> 00:04:00.110
‫خیلی وقت پیش ها توی این جزیره،
‫برای محافظت از نیشکر،

00:04:00.110 --> 00:04:03.420
‫هر خانواده یه تفنگ چخماقی به عنوان طلسم نگه می‌داشت.

00:04:03.420 --> 00:04:04.560
‫این سنته.

00:04:05.020 --> 00:04:06.230
‫هـــا!

00:04:06.940 --> 00:04:09.830
‫اتاق مهمان‌ها توی طبقه‌ی دومه.

00:04:09.830 --> 00:04:11.900
‫و درِ انتهای راهرو...

00:04:11.900 --> 00:04:14.360
‫ورودی رصدخونه‌ست.

00:04:15.820 --> 00:04:18.370
‫همه‌شونـــــو می‌کشـــــــم!

00:04:22.150 --> 00:04:23.200
‫اوه، مدیر.

00:04:23.200 --> 00:04:25.240
‫داری چیکار می‌کنی، اونو-کون؟

00:04:25.240 --> 00:04:26.950
‫تخلیه‌ی استرس.

00:04:27.310 --> 00:04:29.820
‫وقتی در رصدخونه بسته باشه،
‫این اتاق عایق صدا می‌شه،

00:04:29.820 --> 00:04:32.920
‫برای همین وقتایی که چیزی می‌ره
‫روی مخم، میام و این‌جا داد می‌کشم.

00:04:32.920 --> 00:04:35.200
‫خـ ـ خبر نداشتم.

00:04:35.200 --> 00:04:36.960
‫گوش بده تو رو خدا!

00:04:36.960 --> 00:04:39.540
‫دونزاوا، یکی از مهمون‌هامون،
‫ازم خواست براش قهوه ببرم.

00:04:39.540 --> 00:04:42.930
‫بعد وقتی که بردم، سرم داد زد
‫چون ستاره‌های روی فنجون اشتباه بودن.

00:04:42.930 --> 00:04:45.510
‫به‌علاوه، جریان این غذای شیره‌ی شکر قهوه‌ای چیه؟

00:04:46.450 --> 00:04:47.220
‫اون برای منه.

00:04:47.220 --> 00:04:49.060
‫یـ ـ یکی از مهمون‌ها؟!

00:04:49.060 --> 00:04:50.770
‫لطفاً گستاخی من رو ببخشید.

00:04:50.770 --> 00:04:52.770
‫شرمنده بابت درخواست غیرممکنی که داشتم.

00:04:52.770 --> 00:04:54.440
‫این‌همه هیاهو برای چیه؟

00:04:55.610 --> 00:04:57.570
‫چه مدل موی عجیبی!

00:04:57.570 --> 00:05:02.810
‫موهام این‌طوری کات خورده تا وقتی
‫می‌خوام از تلسکوپ چیزی رو ببینم مزاحمم نباشه.

00:05:02.810 --> 00:05:05.780
‫خیلی حرفا برای گفتن دارم، اما دهن عزیزم، آروم بگیر.

00:05:06.170 --> 00:05:08.960
‫وای وای. مثل اینکه مهمون‌های ناخالص داریم.

00:05:08.960 --> 00:05:10.080
ناخالص؟

00:05:10.080 --> 00:05:14.150
‫منظور دونزاوا-سان اینه بینمون کسایی
‫هستن که ارزش واقعی بارش شهابی رو نمی‌دونن،

00:05:14.150 --> 00:05:16.300
‫و طرفدار ستاره‌شناسی نیستن.

00:05:17.380 --> 00:05:20.220
‫سلام! من اونودرا، عکاس اجرام آسمانی‌ام.

00:05:20.740 --> 00:05:22.680
‫و نه فقط شما دو نفر،

00:05:22.680 --> 00:05:25.440
‫این دوستمون هم علاقه‌ای به ستاره‌شناسی نداره.

00:05:28.370 --> 00:05:29.180
‫تو...

00:05:29.880 --> 00:05:31.140
‫سنسه...

00:05:31.510 --> 00:05:32.850
- از سنسه... ؟
- ‫آره.

00:05:34.030 --> 00:05:38.320
‫ایشون استاد تئوری اتاق بسته‌ی آکادمی کارآگاهی بلو...

00:05:38.810 --> 00:05:40.780
‫جان گریزلی-سنسه هستن.

00:05:41.270 --> 00:05:42.660
‫اون از بلوـه؟

00:05:42.660 --> 00:05:46.660
‫ایشون یکی از معدود اساتیدی هستن
‫که به عنوان مافوق خودم قبولشون داشتم.

00:05:47.060 --> 00:05:51.120
‫و تو این جا چیکار می کنی...
‫کامونوهاشی... کون؟

00:05:51.500 --> 00:05:53.170
‫اومدم به یه سفر خوراکی.

00:05:53.490 --> 00:05:55.500
‫خب، همه تون این جایین.

00:05:55.930 --> 00:05:59.210
‫معرفی می‌کنم. ایشون گریزلی-سان و ایشکی-سان هستن.

00:05:59.210 --> 00:06:03.220
‫از این دونفر خواستم به این‌جا بیاین
‫تا مطمئن باشیم مشکلی پیش نمیاد.

00:06:03.220 --> 00:06:06.310
‫یکی از این دونفر کارآگاه درجه‌یک
‫و دیگری افسر معروف پلیس.

00:06:06.310 --> 00:06:09.050
کسی مثل سنسه به عنوان محافظ کار می‌کنن؟

00:06:09.050 --> 00:06:10.680
‫کم‌ترین کاریه که می‌تونن بکنن...

00:06:11.220 --> 00:06:14.900
‫اونم بعد از حادثه‌ی دلخراشی که این‌جا افتاد.

00:06:14.900 --> 00:06:17.610
‫لطفاً جلوی من در مورد حوادث صحبت نکنید.

00:06:17.610 --> 00:06:19.030
‫من هیچ علاقه‌ای ندارم!

00:06:19.030 --> 00:06:21.070
‫رفتار و گفتارت با هم دیگه در تناقضن.

00:06:21.620 --> 00:06:24.820
‫البته اگه توتو انقدر دوست داره در موردش
‫بشنوه، گمونم مشکلی نداشته باشم.

00:06:24.820 --> 00:06:27.880
‫من عمراً همچین حرفی نزدم، ولی خب باشه گوش کنیم.

00:06:30.990 --> 00:06:33.230
‫اون‌موقع، درست مثل الان،

00:06:33.230 --> 00:06:36.960
‫شرایط بی‌نقصی برای تماشای بارش شهابی لئونید مهیا بود.

00:06:37.900 --> 00:06:39.840
‫ده سال پیش رخ داد.

00:06:39.840 --> 00:06:41.590
‫این‌جا توی رصد‌خانه‌ی ناندان،

00:06:42.180 --> 00:06:47.180
‫مدیر و شش نفر دیگه همگی با شلیک گلوله کشته شدن.

00:06:50.420 --> 00:06:54.130
‫مدیر وقت پدر بنده بودن.

00:06:54.130 --> 00:06:54.850
‫چی؟

00:06:55.110 --> 00:06:59.440
‫حتی بعد از تحقیقات گسترده‌ای که انجام شد،
‫تفنگی که استفاده شده بود، هیچوقت پیدا نشد.

00:06:59.440 --> 00:07:03.190
‫هویت قاتل ناشناخته باقی‌موند. پرونده باز موند.

00:07:03.190 --> 00:07:05.990
‫ما به فکر تعطیلی رصدخونه افتادیم،

00:07:05.990 --> 00:07:10.410
‫اما پدرم از صمیم قلبش عاشق این‌جا و ستاره‌شناسی بود.

00:07:10.910 --> 00:07:14.930
‫و برای همین من یه مهمانی برای
‫تماشای همون بارش شهابی ترتیب دادم.

00:07:14.930 --> 00:07:19.130
‫فکر کنم چیزی که پدرم می‌خواستن
‫هم پشت سر گذاشتن اون فاجعه‌ست.

00:07:19.450 --> 00:07:21.350
‫با تمام وجود موافقم، جناب مدیر.

00:07:21.350 --> 00:07:22.840
‫ما هم هواتون رو داریم.

00:07:22.840 --> 00:07:24.750
‫درسته، جومونجی-سان!

00:07:24.750 --> 00:07:26.550
‫بیاید با موفقیت این بازدید رو به انجام برسونیم.

00:07:26.860 --> 00:07:29.510
‫اشکم در اومد،

00:07:29.510 --> 00:07:31.970
‫ها؟ ایشون...

00:07:32.490 --> 00:07:35.660
‫میون حرفتون نشد خودم رو معرفی کنم.

00:07:35.660 --> 00:07:37.850
‫منم به این‌جا دعوت شدم.

00:07:38.600 --> 00:07:41.180
‫من آیدل صورت فلکی اریون....

00:07:41.180 --> 00:07:42.650
‫اوریهیمه هستم.

00:07:42.950 --> 00:07:45.730
‫اولین باره از نزدیک یه آیدل می‌بینم.

00:07:45.730 --> 00:07:48.360
‫جدای ظاهرشون، ایشون طرفدار دوآتیشه‌ی ستاره‌شناسی‌ان.

00:07:52.030 --> 00:07:53.740
‫کی داره بدون اجازه اونو باز می‌کنه؟

00:07:53.740 --> 00:07:56.710
‫شرمنده. نتونستم جلوی خودمو بگیرم تا دستگیره رو تکون ندم.

00:07:56.710 --> 00:07:59.480
‫اوه! گنبد رصدخونه داره باز می‌شه!

00:08:04.090 --> 00:08:06.340
‫تلسکوپ می‌چرخه؟

00:08:06.340 --> 00:08:07.770
‫به صورت کامپیوتری کنترل می‌شه.

00:08:07.770 --> 00:08:11.050
‫به صورت خودکار موقعیت‌ رو ردیابی
‫می‌کنه و از هر ستاره‌ای که تو دیدرسه فیلم می‌گیره.

00:08:14.020 --> 00:08:17.860
‫ولی از این تلسکوپ برای تماشای بارش شهابی استفاده نمی‌کنیم.

00:08:18.480 --> 00:08:21.930
‫زیبایی حقیقی بارش شهابی رو تلسکوپی که بزرگنمایی کمی داره...

00:08:21.930 --> 00:08:24.460
‫یا چشم غیرمسلح بهتر دیده می‌شه.

00:08:24.460 --> 00:08:25.440
‫واقعاً؟

00:08:25.440 --> 00:08:28.530
‫از حدود ساعت 11 می‌تونیم از روی پشت‌بوم تماشاش کنیم.

00:08:28.530 --> 00:08:31.990
‫تا اون‌موقع، لطفاً از سلف سرویس ایستاده لذت ببرید.

00:08:43.280 --> 00:08:44.890
‫تو که گرفتی نشستی.

00:08:44.890 --> 00:08:46.800
‫بعد اون شیره رو روی همه‌چی ریختی!

00:08:47.100 --> 00:08:49.540
‫خب، اشکالش چیه؟

00:08:49.540 --> 00:08:54.540
‫همه‌مون رو تحت تأثیر قرار دادن
‫معلومه یه دیوونه‌ی ستاره‌شناسیِ خالص‌ان.

00:08:54.540 --> 00:08:55.260
‫چی؟

00:08:55.260 --> 00:08:59.100
‫کم پیش میاد کسی بتونه انقدر طولانی و با ذوق...

00:08:59.100 --> 00:09:00.610
‫در مورد کوتوله‌های قهوه‌ای حرف بزنه.

00:09:01.150 --> 00:09:03.360
‫رون، نمی‌دونستم از این چیزا خوشت میاد.

00:09:03.820 --> 00:09:05.650
‫یکی از اجدادم از پنج نسل قبل...

00:09:05.650 --> 00:09:08.620
‫یه کارآگاه بوده که هیچ چیزی‫در مورد
‫هلیوسانتریزم و منظومه‌ی خورشیدی نمی‌دونسته.

00:09:08.620 --> 00:09:11.320
‫در واکنش به اون، علاقه‌مند شدم.

00:09:11.320 --> 00:09:13.030
‫واقعاً؟

00:09:13.700 --> 00:09:16.740
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫می‌بینم چیز زیادی در مورد رون نمی‌دونم.

00:09:22.940 --> 00:09:27.140
‫اون مرد... یعنی اون چیزی در مورد رون
‫از دورانی که توی آکادمی بوده می‌دونه؟

00:09:27.610 --> 00:09:29.300
‫و همچنین در مورد بیماریش.

00:09:29.780 --> 00:09:33.410
‫شاید یه سرنخ برای درمانش داشته باشه!

00:09:36.350 --> 00:09:38.310
‫عـ ـ عصر بخیر.

00:09:39.200 --> 00:09:41.940
‫تو دوست کامونوهاشی-کون هستی، درسته؟

00:09:41.940 --> 00:09:42.860
‫بله.

00:09:42.860 --> 00:09:47.020
‫اون که تو هیچ کارآگاهی ممنوعه‌ای شرکت نمی‌کنه، می‌کنه؟

00:09:47.020 --> 00:09:48.380
‫چی؟ نه.

00:09:49.150 --> 00:09:52.200
‫آخه مجرم‌ها رو تحت فشار می‌ذاره.

00:09:52.200 --> 00:09:55.410
‫که این‌طور. پس تا این حد رو در موردش می‌دونی.

00:09:55.410 --> 00:09:57.940
‫امـ ـ اما از جزئیات خبر ندارم!

00:09:59.790 --> 00:10:02.230
‫اگه اشکالی نداشته باشه، امیدوار بودم شما برام بگین.

00:10:02.230 --> 00:10:04.010
‫توی گذشته‌ش چه اتفاقی افتاد؟

00:10:04.010 --> 00:10:07.380
‫واقعاً رون به مجرم‌ها فشار آورد تا بمیرن.

00:10:11.560 --> 00:10:16.810
‫پنج سال پیش، رون توی یک اردوی تمرینی عملی شرکت کرد.

00:10:16.810 --> 00:10:19.060
‫پلیس و دانشجوها با هم همکاری می‌کردن...

00:10:19.060 --> 00:10:22.020
‫تا مجرم‌های واقعی رو دستگیر کنن.

00:10:22.020 --> 00:10:24.270
‫اون با نبوغش در استنباط،

00:10:24.270 --> 00:10:28.940
‫موفق شد پایگاه یک گروه هفت‌نفره‌ی قاتل رو پیدا کنه.

00:10:28.940 --> 00:10:32.400
‫اما وقتی پلیس وارد اون پناهگاه شد...

00:10:37.370 --> 00:10:39.030
‫کامونوهاشی رون، آلت قتاله به‌دست و گیج و خونین...

00:10:39.030 --> 00:10:43.470
‫کامونوهاشی رون، آلت قتاله به‌دست و گیج و خونین...

00:10:43.470 --> 00:10:46.610
‫میون جنازه‌های هفت قاتل ایستاده بود.

00:10:47.420 --> 00:10:50.420
‫اسمش شد، اردوی عملی خونین.

00:10:51.110 --> 00:10:54.030
‫فکر کنم این جوابیه که دنبالشین.

00:10:54.380 --> 00:10:56.910
‫رون اون کار رو با مجرم‌ها کرد...؟

00:10:57.340 --> 00:10:59.970
‫به احتمال 99 همین‌طوره.

00:11:00.710 --> 00:11:02.850
‫هرچند، کامونوهاشی رون هیچ خاطره‌ای..

00:11:02.850 --> 00:11:05.420
‫از 30 دقیقه قبل و بعد حادثه نداشت،

00:11:05.420 --> 00:11:07.940
‫از این‌رو به عنوان کسی که
‫سلامت روانی نداشته درنظر گرفته شد.

00:11:07.940 --> 00:11:10.860
‫بنابراین، نهایت مجازاتش این بود که...

00:11:10.860 --> 00:11:13.440
‫از دریافت گواهی کارآگاهی منعش کردن.

00:11:15.160 --> 00:11:16.910
‫شانس آورد.

00:11:17.360 --> 00:11:20.910
‫اگه قرار بود من در مورد سرنوشتش تصمیم بگیرم،

00:11:20.910 --> 00:11:22.870
‫قطعاً با اعدام مجازاتش می‌کردم.

00:11:27.760 --> 00:11:30.540
‫شما دوست کامونوهاشی-سان هستین، درسته؟

00:11:30.540 --> 00:11:32.160
‫لطفاً جلوشون رو بگیرید!

00:11:32.160 --> 00:11:32.930
‫چی؟

00:11:36.840 --> 00:11:39.160
‫وقتی تازه غذا خوردی خطرناکه اون کارو بکنی!

00:11:39.160 --> 00:11:41.990
‫داشتم مدار سیاره‌ها توی منظومه‌ی خورشیدی رو نشون می‌دادم...

00:11:41.990 --> 00:11:43.310
- ‫فوق‌العاده‌ست!
- ‫بله واقعاً هست!

00:11:45.540 --> 00:11:47.590
‫حسابی سرَِ کِیفم توتو.

00:11:48.780 --> 00:11:52.540
‫حالا که به خواسته‌م رسیدم و خوابمم میاد، می‌رم توی اتاقم.

00:11:52.540 --> 00:11:53.820
بارش شهابی چی؟

00:11:54.570 --> 00:11:56.070
‫توی رویاهام می‌بینمش.

00:11:56.700 --> 00:11:57.680
- ‫چقدر عمیق.
- ‫چقدر خالصانه.

00:11:58.860 --> 00:12:00.620
‫دارین یکم زیادی تعریف می‌کنین!

00:12:02.080 --> 00:12:05.540
‫رون لعنتی! درکی از احساس آدم‌ها نداره!

00:12:15.820 --> 00:12:16.880
‫پس این...

00:12:17.620 --> 00:12:19.810
‫بارش شهابی لئونیده!

00:12:21.690 --> 00:12:26.600
‫من هیچ علاقه‌ای به ستاره‌ها ندارم، ‫اما خوب شد اومدم.

00:12:33.810 --> 00:12:36.660
‫راستی، اونودرا-سان کجا رفتن؟

00:12:36.660 --> 00:12:38.910
‫فوراً رفتن به اتاقشون.

00:12:38.910 --> 00:12:41.320
‫گفتن باید یه وسیله‌ی عکاسی بیارن.

00:12:41.860 --> 00:12:44.030
‫ولی الان دو ساعتی شده، نه؟

00:12:48.710 --> 00:12:49.990
‫گنبد!

00:12:53.770 --> 00:12:55.040
- ‫صدای شلیک بود؟!
- ‫از داخل بود!

00:12:55.840 --> 00:12:56.800
- ‫نکنه...
- ‫می‌رم ببینم!

00:12:57.790 --> 00:12:58.760
‫آره!

00:13:03.760 --> 00:13:04.640
‫فایده نداره.

00:13:04.640 --> 00:13:06.430
‫می‌رم کلید رو بیارم!

00:13:08.810 --> 00:13:10.190
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:13:12.230 --> 00:13:14.190
‫کسی داخله؟

00:13:19.490 --> 00:13:20.900
‫نمی‌تونم کلید رو پیدا کنم!

00:13:20.900 --> 00:13:22.530
‫باید توی دفتر باشه، اما...

00:13:22.530 --> 00:13:23.220
- ‫چی؟
- ‫نه...

00:13:23.870 --> 00:13:25.880
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که درو بشکنیم.

00:13:29.440 --> 00:13:30.960
‫خیلی محکمه!

00:13:30.960 --> 00:13:32.210
- ‫منم کمک می‌کنم!
- ‫منم!

00:13:39.120 --> 00:13:40.340
‫خیلی تاریکه.

00:13:44.360 --> 00:13:45.640
‫چراغ‌ها روشن نمی‌شن.

00:13:45.640 --> 00:13:48.030
‫مدیر! چراغ قوه رو آوردم!

00:13:48.030 --> 00:13:49.910
‫به دادمون رسیدی، اونو-کون!

00:13:54.120 --> 00:13:55.640
‫شـ ـ شوخی می‌کنی.

00:13:55.640 --> 00:13:58.150
‫اون اونودرا-سان و...

00:14:00.550 --> 00:14:01.730
‫رون؟!

00:14:03.420 --> 00:14:05.320
‫ایـ ـ این غیرممکنه.

00:14:08.610 --> 00:14:09.330
‫رون!؟

00:14:22.090 --> 00:14:24.300
‫مـ ـ مرده!

00:14:24.750 --> 00:14:29.310
‫من چه حماقتی کردم. باید پیش‌بینی‌ـش می‌کردم.

00:14:29.310 --> 00:14:32.020
نـ ـ نکنه به رون شک دارین؟

00:14:32.020 --> 00:14:34.180
‫نگاه کنید! واضحه، نیست؟

00:14:35.900 --> 00:14:38.390
‫از اولشم می‌دونستم مشکوکه.

00:14:38.390 --> 00:14:40.730
‫کدوم آدمی غذای شیره‌ی شکر قهوه‌ای می‌خواد؟

00:14:41.110 --> 00:14:42.690
‫شیره هیچ تقصیری نداره.

00:14:43.760 --> 00:14:44.910
‫رون، بیداری؟

00:14:45.550 --> 00:14:48.480
‫با جیغ اوریهیمه-کون بیدار شدم.

00:14:48.480 --> 00:14:52.370
‫هیچی از بعد از اینکه به اتاقم رفتم
‫و روی تختم دراز کشیدم، یادم نمیاد.

00:14:52.910 --> 00:14:58.590
‫ولی از همین مکالمه‌ی الانتون
‫ می‌تونم بفهمم توی موقعیت خیلی بدیم.

00:14:58.590 --> 00:15:00.260
‫قتل بوده!

00:15:00.260 --> 00:15:01.860
‫زود باشید دستگیرش کنید!

00:15:01.860 --> 00:15:04.990
‫لطفاً کسی تکون نخوره!
‫همه‌ی شماها مظنون هستین.

00:15:04.990 --> 00:15:05.590
‫چی؟

00:15:06.960 --> 00:15:08.390
‫مـ ـ ما؟

00:15:08.390 --> 00:15:14.190
‫من باید هر حادثه‌ای رو منصفانه و بدون غرض بررسی کنم.

00:15:14.510 --> 00:15:18.420
‫باید همه‌ی افرادی که توی این
‫جزیره حضور دارن رو به چشم مظنون ببینم.

00:15:19.450 --> 00:15:23.800
‫الحق که شما استادی هستین که مظهر ایده‌آل‌های والای بلو هست.

00:15:23.800 --> 00:15:26.690
‫برای همینه که بنده در حضورتون کلاه از سرم برمی‌دارم.

00:15:27.040 --> 00:15:30.640
‫لطفاً با دقت کامل بررسیش کنید، کارآگاه درجه یک...

00:15:30.640 --> 00:15:32.040
‫و افسر معروف پلیس.

00:15:32.940 --> 00:15:35.080
‫درسته. منم هستم.

00:15:35.790 --> 00:15:38.330
‫من تو رو از لیست مظنون‌ها حذف نکردم.

00:15:38.330 --> 00:15:41.060
‫پس ساکت باش و تماشا کن، کامونوهاشی رون.

00:15:43.420 --> 00:15:47.260
‫جسد هنوز گرمه، که یعنی همین الان کشته شده.

00:15:47.730 --> 00:15:51.130
‫گوله مستقیم به قلبش خورده.

00:15:51.130 --> 00:15:54.120
‫اگه بخوایم دقیق بگیم، باید اول منتظر نتیجه‌ی کالبدشکافی باشیم،

00:15:54.120 --> 00:15:55.480
‫ولی به احتمال قوی علت مرگ همینه.

00:15:56.620 --> 00:15:58.740
‫پس سلاح قاتل تفنگ بوده.

00:15:58.740 --> 00:16:00.270
‫من اینو مصادره می‌کنم.

00:16:00.270 --> 00:16:03.380
‫اون اسلحه که توی لابی به نمایش گذاشته شده بود.

00:16:03.380 --> 00:16:05.690
‫هیچ خبر نداشتم واقعیه...

00:16:10.050 --> 00:16:12.570
‫همه‌ی چراغ‌های این‌جا شکسته شدن.

00:16:16.400 --> 00:16:20.500
‫بدون نردبان، امکان فرار از گنبد هم غیرممکنه.

00:16:22.780 --> 00:16:25.660
‫هیچکسی هم نمی‌تونه از این‌جا فرار کنه.

00:16:25.660 --> 00:16:27.420
‫بله، خیلی کوچیکه.

00:16:32.520 --> 00:16:35.310
‫هیچ راه فرار دیگه‌ای وجود نداره.

00:16:35.310 --> 00:16:37.020
‫مـ ـ موافقم.

00:16:37.630 --> 00:16:41.750
‫بنابراین، فقط می‌تونیم بگیم همه‌ی این دلایل...

00:16:41.750 --> 00:16:43.430
‫ما رو به یک حقیقت سوق می‌دن.

00:16:44.100 --> 00:16:48.190
‫غیرممکنه که بگیم متهم کسی جز تو بوده، کامونوهاشی رون.

00:16:48.190 --> 00:16:49.650
‫دیدید؟ می‌دونستم!

00:16:49.650 --> 00:16:52.990
‫اوه؟ این نتیجه‌ای نبود که انتظارش رو داشتم.

00:16:52.990 --> 00:16:54.310
‫امـ ـ اما...

00:16:54.310 --> 00:16:57.330
‫شواهد غیرقابل انکاری علیه‌ت وجود داره.

00:16:57.800 --> 00:16:59.710
‫درست مثل پنج سال پیش.

00:17:02.200 --> 00:17:05.380
‫هیچ راه ورود و خروجی جز دری که ازش اومدیم وجود نداره.

00:17:05.820 --> 00:17:08.340
‫اما اون در قفل بود.

00:17:08.800 --> 00:17:11.440
‫پس داخل رصدخونه...

00:17:11.440 --> 00:17:14.050
‫یک اتاق‌بسته‌ی بی‌نقص بوده.

00:17:14.050 --> 00:17:15.010
‫چی؟

00:17:15.470 --> 00:17:16.720
‫اتاق‌بسته؟

00:17:17.240 --> 00:17:20.460
‫فقط چون در قفل بوده من شدم مجرم؟

00:17:20.460 --> 00:17:22.040
‫من کسی رو بکشم‌ــ

00:17:23.000 --> 00:17:24.050
‫این؟

00:17:27.570 --> 00:17:30.190
‫این چیه؟

00:17:30.530 --> 00:17:34.420
‫اون کلیدیه که توی لابیه!
‫تنها کلید اصلیه!

00:17:34.420 --> 00:17:38.830
‫ایـ ـ این چیز دردسرساز تو جیب من چیکار می‌کنه؟

00:17:38.830 --> 00:17:40.760
‫اون یه مدرک قطعیه!

00:17:40.760 --> 00:17:41.830
‫قاتل!

00:17:41.830 --> 00:17:43.540
‫چی؟ چرا رون باید یه‌نفرو بکشه؟

00:17:43.540 --> 00:17:46.000
‫دستگیرش کن، ایشکی-کون!

00:17:48.420 --> 00:17:49.680
‫لطفاً صبر کنید!

00:17:49.680 --> 00:17:53.430
‫مشکلی نیست توتو. اگه قرار باشه تو دستگیرم کنی، راضیم.

00:17:53.430 --> 00:17:56.510
‫اوی رون! خودت حرفی برای گفتن نداری؟

00:17:56.510 --> 00:17:59.970
‫ندارم. هیچی.

00:18:00.260 --> 00:18:01.560
‫غیرممکنه...

00:18:01.560 --> 00:18:04.810
‫برو و براش کفش بیار ایشکی-کون.

00:18:07.200 --> 00:18:10.490
‫پابرهنه روی این خرده‌شیشه‌ها راه‌رفتن خطرناکه.

00:18:16.010 --> 00:18:16.940
‫بله.

00:18:18.740 --> 00:18:21.070
‫این رصدخونه نفرین شده!

00:18:21.070 --> 00:18:23.080
‫لطفاً حرفای ترسناک نزنید!

00:18:23.080 --> 00:18:25.830
‫حق با اونه! دیگه مجرم رو هم گرفتیم.

00:18:25.830 --> 00:18:30.050
‫جومونجی-سان، لطفاً با پلیس جزیره‌ی اصلی تماس بگیرید.

00:18:30.050 --> 00:18:32.220
‫هنوز به یه تحقیق رسمی نیاز داریم.

00:18:32.220 --> 00:18:35.890
‫حتماً. بودن شما این‌جا واقعاً کمک‌حال بود، گریزلی-سان.

00:18:38.440 --> 00:18:40.740
‫واقعاً چیزی یادت نمیاد؟

00:18:41.250 --> 00:18:45.460
‫نه. از وقتی توی تختم بیهوش شدم هیچ حافظه‌ای ندارم.

00:18:45.460 --> 00:18:48.350
‫وقتی چشمم رو باز کردم، توی رصدخونه بودم.

00:18:48.350 --> 00:18:51.940
‫همراه جسد اونودرا-کون که گویا من کشتمش.

00:18:52.630 --> 00:18:53.990
‫اون...

00:18:54.520 --> 00:18:57.130
‫همون حسیه که بعد از حادثه‌ی اردوی عملی خونین داشتی؟

00:18:58.640 --> 00:19:01.220
‫گریزلی-سنسه در موردش بهت گفت؟

00:19:01.220 --> 00:19:03.070
‫موقع شام.

00:19:03.700 --> 00:19:06.580
‫دقیقاً همون‌طوره، درست مثل جرمی که مرتکب شدم.

00:19:07.000 --> 00:19:09.710
‫تو... واقعاً فکر می‌کنی قاتلی؟

00:19:09.710 --> 00:19:14.010
‫باید باشم. هیچ‌چیزی یادم نمیاد، پس باید حقیقت داشته باشه.

00:19:14.010 --> 00:19:15.620
‫صبر کن رون!

00:19:15.620 --> 00:19:17.780
‫جریان چیه؟ از تو بعیده؟

00:19:17.780 --> 00:19:20.010
‫نکنه مغزت زنگ زده؟

00:19:20.010 --> 00:19:22.400
‫یه‌طوری حرف می‌زنی انگار برای حالت عکسش مدرکی داری.

00:19:22.400 --> 00:19:23.350
- ‫دارم!
- ‫در موردش فکر کن!

00:19:24.700 --> 00:19:27.270
‫مجرم یه آدم معمولی بود.

00:19:27.270 --> 00:19:31.860
‫کسایی که تو بهشون فشار میاری خودشون
‫ رو بکشن، همیشه قاتل بودن، نبودن؟

00:19:33.500 --> 00:19:37.410
‫تو هیچوقت، حتی یه‌بار هم سعی نکردی یه آدم بی‌گناه رو بکشی.

00:19:37.410 --> 00:19:40.370
‫بهت که گفتم همچین آدمی نیستی.

00:19:40.370 --> 00:19:42.870
‫وقتی موضوع به این قضیه ختم می‌شه زودی وا می‌دی،

00:19:42.870 --> 00:19:44.080
‫پس هرچقدر دیگه لازم باشه می‌گم!

00:19:45.290 --> 00:19:48.000
‫حتی اگه تو مطمئن نیستی، من هستم.

00:19:50.550 --> 00:19:56.040
‫مثل اینکه شفا‌ف‌سازی‌هات یکمی مغز یخ‌زده‌م رو گرم کرد.

00:19:56.040 --> 00:19:58.510
‫درسته... تازه داره یه‌چیزایی یادم میاد.

00:19:58.510 --> 00:20:01.350
‫یه نکته هست که به‌نظرم عجیبه.

00:20:01.350 --> 00:20:02.050
‫چی؟

00:20:02.390 --> 00:20:06.350
‫راستش، من یه رازی رو ازت مخفی کردم.

00:20:06.350 --> 00:20:08.060
‫ر ـ راز؟

00:20:08.830 --> 00:20:10.770
‫می‌دونی توتو، من...

00:20:13.790 --> 00:20:16.400
‫توی کار با با تفنگ یه بی‌خاصیت به‌تمام معنام.

00:20:16.400 --> 00:20:17.860
‫چی؟

00:20:18.220 --> 00:20:21.520
‫همیشه توی همه‌ی درسا بهترین نمره رو می‌گرفتم.

00:20:21.520 --> 00:20:23.010
‫به جز تیراندازی.

00:20:23.010 --> 00:20:26.390
‫به‌خاطر اینکه هیچوقت نتونستم
‫به هدف شلیک کنم، مردود شدم.

00:20:26.390 --> 00:20:27.710
جان من؟

00:20:28.710 --> 00:20:32.670
‫اما از پشت دقیقاً به قلب اونودرا-سان شلیک شده بود.

00:20:32.670 --> 00:20:37.130
‫حتی اگه هزارتا تیر هم داشته باشم، با
‫مهارت‌های من یکیش هم به هدف نمی‌خوره.

00:20:37.130 --> 00:20:39.400
‫پس غیرممکنه تو کشته باشیش.

00:20:39.400 --> 00:20:43.050
‫صبر کن، چرا اینو زودتر نگفتی، همچین چیز مهمی رو.

00:20:43.050 --> 00:20:45.910
‫چون توی این پنج سال بعد از اون اردوی عملی خونین،

00:20:45.910 --> 00:20:48.520
‫مدام به خوردِ خودم دادم...

00:20:48.880 --> 00:20:51.640
‫اگه اتفاقی افتاده و به یاد نیاوردمش،

00:20:51.640 --> 00:20:54.990
‫هرچقدر هم که سخت باشه، به عنوان یک حادثه قبولش کنم.

00:20:54.990 --> 00:20:55.920
‫چی؟

00:20:55.920 --> 00:20:59.320
‫باید این حرفو به خودم می‌گفتم تا عقل از سرم نره.

00:20:59.320 --> 00:21:02.840
‫وگرنه از قربانی‌ها، بلو و دنیا متنفر می‌شدم.

00:21:02.840 --> 00:21:05.450
‫اون‌وقت خودم یه‌ مجرم می‌شدم.

00:21:06.030 --> 00:21:07.660
‫منظورت اینه...

00:21:07.660 --> 00:21:09.600
‫خود رون قلباً...

00:21:09.600 --> 00:21:13.110
‫خودش رو مجرم حادثه‌ی اردوی عملی خونین نمی‌دونه.

00:21:13.750 --> 00:21:15.030
‫ممنونم.

00:21:15.030 --> 00:21:17.940
‫به لطف تو، فکر‌های یخ‌زده‌م دارن آب می‌شن.

00:21:17.940 --> 00:21:20.890
‫الان مغزم حدود 1 درصد کارایی داره.

00:21:20.890 --> 00:21:22.590
‫فقط 1 درصد؟

00:21:23.100 --> 00:21:28.390
‫می‌گم، پس اگه من مجرم نیستم یعنی فکر می‌کنی کار یه نفر دیگه‌ست؟

00:21:28.390 --> 00:21:29.810
‫خب، معلومه.

00:21:30.370 --> 00:21:32.270
‫صبر کن. یعنی...

00:21:32.670 --> 00:21:34.730
‫اگه مجرم هنوز اون بیرون باشه...

00:21:35.790 --> 00:21:40.950
‫یکی از اون‌ها اونودرا-سان رو کشته و برای رون پاپوش دوخته.

00:21:41.780 --> 00:21:43.120
- ‫من باید برم!
- ‫کجا؟

00:21:43.660 --> 00:21:45.330
‫معلومه برای تحقیقات!

00:21:45.350 --> 00:21:54.350
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:54.720 --> 00:21:58.590
‫پنج سال پیش وقتی دستگیر شدم داد می‌کشیدم و گریه می‌کردم، نه؟

00:21:59.350 --> 00:22:03.050
‫حالا فهمیدم این‌دفعه چرا وحشت نکردم.

00:22:05.890 --> 00:22:09.060
‫پنج سال پیش، توتو رو نداشتم.