﻿WEBVTT

00:00:07.520 --> 00:00:08.860
‫چی گفتین؟

00:00:08.860 --> 00:00:13.330
‫پلیس تا فردا صبح یا حتی دیرتر نمی‌رسه؟

00:00:15.720 --> 00:00:18.250
‫واقعاً فقط یه راه ورود و خروج هست.

00:00:18.800 --> 00:00:21.960
‫فکر کردم یه چیزی مثل در مخفی پشت چراغ‌ها باشه،

00:00:22.800 --> 00:00:24.420
‫ولی فکر کنم امید زیادی بود.

00:00:26.110 --> 00:00:27.340
‫سوراخ گوله.

00:00:28.940 --> 00:00:30.760
‫توی هر چراغ یکی هست.

00:00:31.070 --> 00:00:33.670
‫به همه‌ی چراغ‌ها با گوله شلیک شده.

00:00:34.950 --> 00:00:37.350
‫همه‌شون دقیقاً خورده وسط.

00:00:37.350 --> 00:00:39.440
‫این کاری نیست که رون از پسش بر بیاد!

00:00:39.900 --> 00:00:44.150
‫مجرم این‌جا توی رصدخونه بوده و پشت سر هم گوله شلیک می‌کرده...

00:00:44.490 --> 00:00:48.110
‫ها؟ ولی ما فقط صدای یه شلیک رو شنیدیم.

00:00:49.040 --> 00:00:52.800
‫هرچی که باشه، باید حواسم باشه
‫پلیس محلی در مورد سیر تا پیازش تحقیق کنه.

00:00:52.820 --> 00:01:01.820
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:02.690 --> 00:01:03.850
‫خب حالا...

00:01:04.640 --> 00:01:06.420
‫با اجازه.

00:01:08.540 --> 00:01:10.840
‫نه نمی‌شه! عمراً نمی‌تونم مثل رون انجامش بدم!

00:01:12.360 --> 00:01:14.800
‫اگه فقط این‌جا دوربین امنیتی بود...

00:01:16.390 --> 00:01:18.910
‫به صورت خودکار موقعیت رو ردیابی می‌کنه و فیلم می‌گیره...

00:01:19.910 --> 00:01:20.980
‫خودشه.

00:01:21.400 --> 00:01:24.250
‫یه چیزی بوده که موقع جنایت داشته فیلم می‌گرفته.

00:01:24.250 --> 00:01:25.440
‫و منم پیداش کردم.

00:01:25.760 --> 00:01:29.730
‫شاید یه اطلاعات مهم ضبط کرده باشه!

00:01:30.360 --> 00:01:32.820
‫فقط می‌دونم که می‌تونم بی‌گناهی رون رو ثابت کنم!

00:01:42.820 --> 00:01:43.920
‫این...

00:01:43.940 --> 00:02:03.940
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:26.270 --> 00:03:29.150
‫ایشکی-کون؟ فکر کردم یه نفر دیگه‌ای.

00:03:29.150 --> 00:03:30.470
- ‫گریزلی-سان؟
- ‫چرا نردبون دستتونه؟

00:03:32.020 --> 00:03:36.700
- ‫07 پرونده‌ی قتل رصدخانه (بخش اول) - ‫اومدم داخل
رصدخونه رو بررسی کنم، ‫ولی مثل اینکه شما پیش‌دستی کردی.

00:03:36.510 --> 00:03:38.660
‫چیز دیگه‌ای هست که باید درموردش تحقیق کنید؟

00:03:38.980 --> 00:03:43.190
‫دنبال مدارکی هستم تا به‌طور انکارناپذیری
‫گناهکار بودن کامونوهاشی رون رو اثبات کنم.

00:03:43.190 --> 00:03:46.120
‫این‌دفعه باید به مرگ محکوم بشه.

00:03:47.630 --> 00:03:50.540
‫گیر یه دشمن سرسخت افتادیم.

00:03:50.880 --> 00:03:54.730
‫مطمئنم شما برای دلیل مخالفش اومدی.

00:03:54.730 --> 00:03:55.570
‫چی؟

00:03:56.080 --> 00:03:58.680
‫از همه بازجویی کردم. نتایج رو می‌خوای؟

00:03:58.680 --> 00:04:00.360
‫ها؟ بله.

00:04:00.360 --> 00:04:02.310
‫از منم جلوتره!

00:04:03.030 --> 00:04:08.810
‫طبق شهادت چندنفر، آخرین باری که اونودرا-سان
‫دیده شده ساعت 11 شب بوده.

00:04:08.810 --> 00:04:11.870
‫من می‌رم از توی اتاقم یه سری لوازم عکاسی بیارم.

00:04:12.230 --> 00:04:14.280
‫این‌ حرفیه که می‌گن گفته.

00:04:14.690 --> 00:04:18.450
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، آب‌وهوا در طول شب بدتر می‌شد،

00:04:18.450 --> 00:04:22.200
‫پس عجیب به‌نظر میاد که چرا زودتر ‫وسایلش رو سرپا نکرده بود.

00:04:22.200 --> 00:04:23.240
‫درسته.

00:04:23.700 --> 00:04:25.300
‫با توجه به شرایط جسد.

00:04:25.300 --> 00:04:29.000
‫واضحه صدای شلیکی که ساعت 1 بامداد
‫شنیده شد، همونیه که منجر به کشتنش شده.

00:04:29.400 --> 00:04:32.460
‫از همه در مورد توجیه زمانی‌شون توی اون ساعت پرسیدم.

00:04:33.250 --> 00:04:37.960
‫جومونجی-شی ساعت 11:30
‫برای مدت کوتاهی به دفترشون رفتن،

00:04:37.960 --> 00:04:40.520
‫ولی نیمه شب به پشت‌بوم برگشتن.

00:04:40.520 --> 00:04:43.290
‫دفترچه‌ی ستارگانمو یادم رفته بود.

00:04:43.950 --> 00:04:48.950
‫دونزاوا-شی تمام مدت روی پشت‌بوم بودن،
‫جدای اینکه یه بار نیمه‌شب به دستشویی رفتن.

00:04:48.950 --> 00:04:50.910
‫وقتی که ساعت 1 بامداد صدای شلیک شنیده شد،

00:04:50.910 --> 00:04:54.510
‫هم ایشون و هم جومونجی-شی روی پشت‌بوم بودن. منم دیدمشون.

00:04:55.330 --> 00:04:58.340
‫دست‌شویی رفتن از الزامات بیولوژیکیه، نیست؟

00:04:58.950 --> 00:05:03.800
‫اونو-سان از ساعت 11 تا 1 بامداد توی آشپزخونه بودن.

00:05:03.800 --> 00:05:07.760
‫وقتی صدای شلیک شنیده شد،
‫داشتن با اوریهیمه-سان صحبت می‌کردن،

00:05:07.760 --> 00:05:09.200
‫که رفته بودن ازشون نوشیدنی بگیرین.

00:05:09.920 --> 00:05:12.670
‫من تمام مدت بالای سر خورش بودم که داشت قل می‌خورد.

00:05:13.510 --> 00:05:18.090
‫اوریهیمه-سان از زمان تماشای بارش در نیمه‌شب یه پخش زنده رو شروع کردن.

00:05:18.090 --> 00:05:21.280
‫وقتی پخش زنده ساعت 12:40 دقیقه تموم
‫شد، ایشون به آشپزخونه نرفتن.

00:05:21.280 --> 00:05:25.680
‫و ساعت 1 بامداد، ایشون و اونو-سان با همدیگه
‫بودن که متوجه هیاهوی ناشی از شلیک گلوله شدن.

00:05:26.390 --> 00:05:29.890
‫ما صدای جیغ همه رو شنیدیم، برای همین
‫فکر کردیم باید اتفاقی افتاده باشه.

00:05:30.370 --> 00:05:33.000
‫شما هم که کل اون مدت روی پشت‌بوم پیش من بودی، درسته؟

00:05:33.000 --> 00:05:33.870
‫بله.

00:05:34.200 --> 00:05:39.900
‫اما، کامونوهاشی رون ساعت 10:30 برای خواب به اتاق خودش برگشت،

00:05:39.900 --> 00:05:41.820
‫و از بعد از اون دیده نشد.

00:05:43.670 --> 00:05:46.460
‫که یعنی، لحظه‌ای که صدای شلیک اومده،

00:05:46.460 --> 00:05:50.050
‫همه جز کامونوهاشی توجیه زمانی دارن.

00:05:56.390 --> 00:05:59.000
‫ولی بازم، من به رون باور دارم.

00:05:59.000 --> 00:06:00.970
‫مجرم واقعی باید یکی دیگه باشه.

00:06:03.560 --> 00:06:08.680
‫چرا حتی یه‌بار هم به این شک نکردی که
‫ممکنه کامونوهاشی مجرم باشه؟

00:06:08.680 --> 00:06:11.140
‫چون اون آدمی نیست که همچین کاری بکنه!

00:06:11.590 --> 00:06:13.100
‫این منطقی نیست!

00:06:13.100 --> 00:06:16.440
‫منم آدم منطقی‌ای نیستم. اون تخصص رون‌ـه.

00:06:18.970 --> 00:06:23.210
‫جوری که شما از چنین دید نزدیکی در مورد
‫کامونوهاشی رون صحبت می‌کنی...

00:06:23.210 --> 00:06:24.730
‫تا حالا همچین چیزی رو ندیدم.

00:06:25.080 --> 00:06:26.910
‫شما دقیقاً چه نسبتی باهاش داری؟

00:06:28.980 --> 00:06:30.510
‫اون...

00:06:31.740 --> 00:06:34.830
‫رون... دوستمه.

00:06:36.750 --> 00:06:38.780
‫مثل اینکه خیلی تغییر کرده.

00:06:38.780 --> 00:06:41.200
‫نه فقط از نظر ظاهری بلکه درونی هم.

00:06:41.200 --> 00:06:41.960
‫چی؟

00:06:42.410 --> 00:06:45.410
‫قبلاًها، کامونوهاشی رون هیچ ضعفی نشون نمی‌داد،

00:06:45.410 --> 00:06:47.920
‫و کسی نمی‌تونست بهش نزدیک بشه.

00:06:47.920 --> 00:06:50.830
‫دوستی که بتونه صرف‌نظر از منطق بهش اعتماد کنه...

00:06:50.830 --> 00:06:53.000
‫چیزیه که هیچوقت فکر نمی‌کردم داشته باشتش.

00:06:53.000 --> 00:06:54.140
‫که این‌طور.

00:06:54.910 --> 00:06:57.100
‫رون اون‌طوری بوده؟

00:06:57.850 --> 00:07:01.020
‫جدای اون، شما متوجه چیزی شدی؟

00:07:01.020 --> 00:07:02.570
‫ها؟ اوه. بله.

00:07:03.000 --> 00:07:06.410
‫به همه‌ی چراغ‌های این اتاق شلیک شده و خراب شدن.

00:07:06.910 --> 00:07:09.560
‫توی قسمتی که به دیوار متصلن جای
‫سوراخ گلوله پیدا کردم.

00:07:10.230 --> 00:07:14.870
‫و داشتم چک می‌کردم که آیا تلسکوپ
‫چیزی از حادثه رو ضبط کرده یا نه.

00:07:15.320 --> 00:07:18.400
‫تلسکوپ چیزی از اتفاقات داخل رصدخونه رو ضبط نمی‌کنه.

00:07:18.400 --> 00:07:20.340
‫چیزی توی فیلم نبود؟

00:07:20.690 --> 00:07:26.540
‫خب، ساعت 11 روشن شده،
‫ولی تا ساعت 1 بامداد کاملاً تاریک بوده.

00:07:26.540 --> 00:07:29.450
‫و از ساعت 1 بامداد، تنها چیزی که ضبط شده ستاره‌ی شمالیه.

00:07:29.800 --> 00:07:33.560
‫این با زمان باز شدن گنبد و شنیده شدن صدای شلیک مطابقت زمانی داره.

00:07:34.360 --> 00:07:38.020
‫به‌نظر نمیاد چیزی مرتبط با جنایت رو ضبط کرده باشه.

00:07:38.320 --> 00:07:40.520
‫چراغ‌ها با استفاده از تفنگ خراب شدن،

00:07:40.520 --> 00:07:43.980
‫و از ساعت 11 شب تا 1 بامداد،
‫داخل رصدخونه کاملاً تاریک بوده...

00:07:46.450 --> 00:07:48.910
‫درسته! پس جریان از این قراره!

00:07:48.910 --> 00:07:51.160
‫چطور تونستم انقدر سربه‌هوا باشم؟

00:07:51.700 --> 00:07:53.080
‫گریزلی-سان؟

00:07:54.030 --> 00:07:56.040
‫اینو به کامونوهاشی-سان بده!

00:07:56.570 --> 00:07:59.250
‫و همه‌ی چیزایی که الان به من گفتی رو بهش بگو!

00:07:59.680 --> 00:08:02.820
‫این... دستگیره دستبند رون‌ـه؟

00:08:02.820 --> 00:08:03.710
‫یعنی...

00:08:03.710 --> 00:08:06.050
‫کامونوهاشی-کون مجرم نیست!

00:08:06.050 --> 00:08:07.880
‫و ـ واقعاً؟

00:08:08.350 --> 00:08:09.890
‫وقت خوشحالی نداریم.

00:08:09.890 --> 00:08:12.470
‫باید هرچه سریع‌تر مجرم رو بگیریم.

00:08:12.470 --> 00:08:13.880
‫ها؟ درسته! بله!

00:08:13.880 --> 00:08:16.140
‫گاردت رو بالا نگه دار. کسی نمیاد کمکمون.

00:08:16.460 --> 00:08:18.890
‫در حال حاضر پلیس به‌خاطر طوفان تأخیر داره.

00:08:18.890 --> 00:08:22.480
‫که یعنی این جزیره یه موقعیت اتاق ‌بسته تبدیل شده.

00:08:22.480 --> 00:08:23.440
‫چی؟

00:08:23.440 --> 00:08:27.060
‫اگه به حادثه‌ی 10 سال پیش ارتباطی داشته باشه،

00:08:27.060 --> 00:08:30.160
‫پس نمی‌تونیم احتمال اینکه ممکنه قتل‌های
‫بعدی هم اتفاق بیفتن رو نادیده بگیریم.

00:08:33.320 --> 00:08:34.870
‫کارت عالی بود، توتو.

00:08:34.870 --> 00:08:38.080
‫به لطف تو، بی‌گناهی من ثابت شد.

00:08:38.480 --> 00:08:41.400
‫اما چطور؟ واسه‌م توضیح بده.

00:08:41.400 --> 00:08:43.040
‫اوه حتماً.

00:08:43.530 --> 00:08:45.520
‫ولی می‌شه یه‌ذره آهنگ هم بخونم؟

00:08:45.520 --> 00:08:47.510
- ‫کامو، کامو، کامو...
- ‫ترجیح می‌دم نخونی.

00:08:47.990 --> 00:08:48.970
‫باشه.

00:08:48.970 --> 00:08:50.680
‫ریخت دهنتو درست کن!

00:08:52.130 --> 00:08:57.590
‫اول، ویدیوی تلسکوپ نشون داده که ‫رصدخونه از ساعت 11 شب تا 1 بامداد تاریک بوده، درسته؟

00:09:01.630 --> 00:09:06.690
‫غیرممکنه که توی تاریکی دقیقاً به چندتا چراغ شلیک کنی.

00:09:05.400 --> 00:09:07.110
- تاریک تاریک
- شلیک غیر ممکن بوده

00:09:08.070 --> 00:09:13.740
‫که یعنی باید یا قبل از 11 شب یا بعد از 1 بامداد بهشون شلیک شده باشه.

00:09:14.200 --> 00:09:18.240
‫هفت تا چراغ وجود داره، اما ساعت 1 بامداد فقط یه صدای شلیک شنیده شد،

00:09:18.240 --> 00:09:20.080
‫پس باید قبل از ساعت 11 شب اتفاق افتاده باشه.

00:09:21.020 --> 00:09:27.550
‫که یعنی از قبل از ساعت 11 شب روی زمین خرده شیشه وجود داشته.

00:09:28.200 --> 00:09:31.010
‫خب حالا، منو پابرهنه پیدا کردین.

00:09:31.520 --> 00:09:34.930
‫اگه اون‌طوری توی تاریکی و بدون اینکه
‫بتونم چیزی رو ببینم، وارد اون‌جا شده بودم،

00:09:34.930 --> 00:09:36.720
‫کف پاهام...

00:09:37.040 --> 00:09:39.060
‫بابت اون خرده شیشه‌ها زخمی و خونی می‌شد.

00:09:40.080 --> 00:09:42.430
‫ولی حتی یه خراش هم نداشتن.

00:09:42.430 --> 00:09:44.930
‫که یعنی بعد از 11 شب، وقتی که چراغ‌ها خاموش شدن،

00:09:44.930 --> 00:09:47.520
‫من نمی‌تونستم حتی یه قدم توی جایی که پیدا شدم بردارم.

00:09:47.990 --> 00:09:53.620
‫حالا، به‌ راحتی می‌شه حدس زد اونودرا-کون با صدای
‫شلیکی که ساعت 1 بامداد شنیده شد، کشته شد،

00:09:54.520 --> 00:09:58.070
‫ولی بین من و اون یه تلسکوپ به اون بزرگی...

00:09:58.070 --> 00:10:00.370
‫که بتونه ما رو از همدیگه مخفی کنه، وجود داشت.

00:10:00.910 --> 00:10:04.800
‫من چطور تونستم از این طرف تلسکوپ...

00:10:04.800 --> 00:10:07.340
‫وقتی که نمی‌تونستم توی زمان جنایت حتی
‫قدم از قدم بردارم، به اون شلیک کرده باشم؟؟

00:10:07.340 --> 00:10:11.050
‫فهمیدم! از اون موقعیت، نمی‌تونستی بهش شلیک کنی!

00:10:11.410 --> 00:10:13.510
‫بازم ممنون توتو!

00:10:13.900 --> 00:10:19.060
‫به لطف تحقیقات خیره‌کننده‌ت،
‫مغزم الان حدود 2 درصد داره کار می‌کنه!

00:10:19.060 --> 00:10:20.350
‫فقط تازه 2 درصد؟

00:10:21.810 --> 00:10:23.230
- ‫خب، حالا...
- ‫بخش جالبش داره می‌رسه!

00:10:24.520 --> 00:10:26.020
‫اوم، کدوم بخش؟

00:10:26.510 --> 00:10:29.700
‫خواب‌آلودگی سنگینی که بعد از شام اومد سراغ من...

00:10:29.700 --> 00:10:32.860
‫ به‌خاطر داروی خواب‌آوری بود که
‫توی غذای شیره‌ی شکر قهوه‌‌ایم ریختن.

00:10:32.860 --> 00:10:35.450
‫پس یعنی مجرم آشپز، اونو-سان‌ـه؟

00:10:35.750 --> 00:10:39.120
‫نه. یه عالمه فرصت برای هرکسی
‫وجود داشته تا توی غذای من دارو بریزه.

00:10:39.120 --> 00:10:40.910
‫پس کار کیه؟

00:10:41.370 --> 00:10:44.500
‫بیا فعلاً اونو بذاریم کنار. اول بریم سراغ بخش جالب.

00:10:44.500 --> 00:10:46.380
‫این چیز «جالب» که مدام ازش می‌گی چیه؟

00:10:47.940 --> 00:10:50.630
‫الان می‌خوام یکم شیره‌ی شکر قهوه‌ایِ بدون داروی خواب‌آور بخورم.

00:10:50.630 --> 00:10:52.840
‫چشمات اون‌جان که داره برق می‌زنه؟

00:10:52.840 --> 00:10:55.970
‫شیره‌ی شکر قهوه‌ای، شیره!

00:10:54.550 --> 00:10:56.490
‫تو کارای مهم‌تری برای انجام دادن نداری؟

00:10:56.490 --> 00:10:57.800
‫انجامشون می‌دم!

00:11:03.070 --> 00:11:07.980
‫اگه کامونوهاشی رون مجرم نیست،
‫پس کار کیه؟ و چطوری؟

00:11:11.580 --> 00:11:13.590
‫این نخ ماهیگیریه.

00:11:23.330 --> 00:11:26.910
‫خوشحالم که ده کیلو شیره
‫خریدم و محض احتیاط گذاشتم کنار.

00:11:26.910 --> 00:11:28.830
‫هیچ‌کس اونقدر صرفاً «محض احتیاط» نمی‌خره!

00:11:29.840 --> 00:11:32.700
‫به لطف این، کارایی مغزم داره به 100 از 100 می‌رسه.

00:11:32.700 --> 00:11:34.800
‫قدرت 98 درصدِ مغزت از شیره‌ست؟

00:11:35.250 --> 00:11:37.760
‫شیره به کنار، ما باید مجرم اصلی رو بگیرم...

00:11:38.070 --> 00:11:41.050
‫برای همینه که به اتاق من برگشتیم، نه؟

00:11:41.050 --> 00:11:41.930
‫چی؟

00:11:42.440 --> 00:11:46.980
‫وقتی چیزخور شده بودم، مجرم حتماً منو
‫از این اتاق به رصدخونه برده.

00:11:46.980 --> 00:11:50.520
‫برای همین فکر کردم شاید این‌جا چندتا سرنخ جا گذاشته باشه.

00:11:50.830 --> 00:11:53.500
‫که این‌طور. چیزی هم پیدا کردی؟

00:11:53.980 --> 00:11:56.740
‫نه. همه‌چیز تمیز تمیزه.

00:11:56.740 --> 00:11:59.240
‫اما از شیوه‌ی کارش، کم‌کم دارم سر در میارم.

00:12:00.170 --> 00:12:04.680
‫مجرم با دقت تمام برای این قتل آماده شده بوده.

00:12:04.680 --> 00:12:06.710
‫یه‌طور جنایت تصادفی پیش اومده نبوده.

00:12:07.410 --> 00:12:10.540
منظورت اینه از اول تو رو هدف گرفته بود؟

00:12:10.540 --> 00:12:12.420
‫احتمالش که خیلی زیاده.

00:12:12.420 --> 00:12:15.510
‫گریزلی-سان چیز دیگه‌ای بهت گفت؟

00:12:15.510 --> 00:12:17.250
‫چیز دیگه؟

00:12:17.670 --> 00:12:20.970
‫اوه، گفت بعداً می‌خواد ازت درست عذرخواهی کنه.

00:12:20.970 --> 00:12:23.220
‫اون یه همچین آدمیه.

00:12:23.220 --> 00:12:25.430
‫حالا می‌فهمی چرا بهش احترام می‌ذارم، نه؟

00:12:25.430 --> 00:12:27.970
‫ظاهرش ترسناکه، ولی آدم خوبیه.

00:12:28.500 --> 00:12:32.860
‫اوه راستی. گفت می‌خواد دوباره در مورد
‫ حادثه‌ی اردوی تمرینی خونین‌ـت تحقیق کنه.

00:12:34.500 --> 00:12:35.260
‫هی!

00:12:35.260 --> 00:12:38.460
‫اینو باید وقتی مغزم یخ زده بود بهم بگی.

00:12:38.460 --> 00:12:40.670
‫این هیجان الان برام زیادیه!

00:12:40.670 --> 00:12:42.790
‫باشه، فهمیدم! تمومش کن.

00:12:42.790 --> 00:12:44.530
‫ای کاش می‌تونستم.

00:12:47.200 --> 00:12:47.910
‫ها؟

00:12:54.590 --> 00:12:55.750
‫رون...

00:12:55.750 --> 00:12:57.260
‫آره. دیدم.

00:13:01.840 --> 00:13:02.930
‫زود باش توتو!

00:13:14.780 --> 00:13:18.570
‫کـ ـ کامونوهاشی رون...

00:13:19.560 --> 00:13:21.580
‫ایـ ـ این یه تله‌ست...

00:13:23.200 --> 00:13:24.670
‫گریزلی-سان!

00:13:25.290 --> 00:13:26.300
‫سنسه!

00:13:36.420 --> 00:13:37.820
‫اون مرده.

00:13:39.170 --> 00:13:40.630
‫غیرممکنه...

00:13:50.950 --> 00:13:52.690
‫گریزلی-سان...

00:13:55.260 --> 00:13:56.490
‫رون...

00:13:57.480 --> 00:14:00.080
‫یکی از اساتید بلو کشته شده.

00:14:00.080 --> 00:14:02.290
‫می‌دونی این یعنی چی؟

00:14:02.290 --> 00:14:03.320
‫ها؟

00:14:03.980 --> 00:14:07.510
‫بلو پیشرفته‌ترین آژانس کارآگاهی جهانه.

00:14:07.510 --> 00:14:09.920
‫اینکه استاد تئوری اتاق‌ بسته‌شون...

00:14:09.920 --> 00:14:12.790
‫گریزلی-سان به چنین سرنوشتی دچار بشه...

00:14:13.480 --> 00:14:15.250
‫مشخصه که با حریف قدرتمندی طرفیم.

00:14:17.630 --> 00:14:18.810
‫با اجازه.

00:14:20.110 --> 00:14:23.380
‫سنسه، قول می‌دم انتقامتون رو بگیرم.

00:14:24.030 --> 00:14:27.400
‫بله. درسه. درسته رون.

00:14:27.400 --> 00:14:29.310
‫جفتمون مجرم رو گیر میندازیم.

00:14:31.520 --> 00:14:34.270
‫من الان استنباطم رو شروع می‌کنم، سنسه.

00:14:35.060 --> 00:14:36.760
‫تازه فوت کرده.

00:14:36.760 --> 00:14:39.720
‫لباسش اثری از درگیری نشون نمی‌ده،
‫پس از فاصله بهش شلیک شده،

00:14:39.720 --> 00:14:43.710
‫یا شایدم بدون اینکه حواسش باشه بهش
‫شلیک شده و بعدش فوراً افتاده.

00:14:50.240 --> 00:14:51.510
- ‫نخ ماهیگیری.
- ‫نخ ماهیگیری؟

00:14:52.780 --> 00:14:54.460
‫ایشکی-سان!

00:14:55.020 --> 00:14:56.920
‫ما صدای شلیک رو شنیدیم!

00:14:57.890 --> 00:14:59.140
- ‫گریزلی-سان؟
- ‫نگو که ایشون...

00:15:00.260 --> 00:15:02.430
‫بله. فوت کردن.

00:15:02.430 --> 00:15:04.090
‫امـ ـ اما اون...

00:15:05.050 --> 00:15:06.110
‫کامونوهاشی-سان؟

00:15:06.110 --> 00:15:08.550
‫ولی تو الان باید دست‌بند زده و زندانی باشی.

00:15:08.550 --> 00:15:10.010
‫که این‌طور! حتماً اون...

00:15:10.010 --> 00:15:13.730
‫اشتباه برداشت کردین! و رون هم اونودرا-سان رو نکشته!

00:15:14.180 --> 00:15:16.240
‫توضیحش طول می‌کشه، اما...

00:15:17.190 --> 00:15:18.860
‫وایسا عقب توتو.

00:15:18.860 --> 00:15:20.900
‫خودم توی 30 ثانیه توضیح می‌دم.

00:15:20.900 --> 00:15:22.650
‫انقدر سریع؟

00:15:24.610 --> 00:15:26.410
‫واقعاً داره سریع حرف می‌زنه!

00:15:30.630 --> 00:15:35.080
‫یه تفنگ، اسلحه‌ای که گمان می‌شد برای شلیک به اونودرا-سان
‫ازش استفاده شده، روی پشت‌بوم پیدا شد.

00:15:35.500 --> 00:15:39.500
‫گویا مجرم اینو از گریزلی-سان که ضبطش کرده بودن، دزدیده.

00:15:39.500 --> 00:15:42.910
‫اصلاً خنده‌دار نیست! یه قتل دیگه؟

00:15:42.910 --> 00:15:44.460
‫گریزلی-سان هم؟

00:15:44.460 --> 00:15:49.180
‫برای اینکه یه تصویر واضح از موقعیت داشته
‫باشیم، می‌خوام یه مرور روی توجیه زمانی همه بکنم.

00:15:49.610 --> 00:15:51.960
‫جومونجی-سان توی دفترشون داشتن استراحت می‌کردن.

00:15:51.960 --> 00:15:55.020
‫وقتی صدای شلیک رو شنیدن
‫وحشت‌زده اومدن بیرون.

00:15:55.780 --> 00:15:59.040
‫دونزاوا-سان توی سرویس بهداشتی
‫طبقه‌ی اول بودن که صدای شلیک رو شنیدن.

00:15:59.040 --> 00:16:01.650
‫و با جومونجی-سان توی لابی به‌هم برخوردن.

00:16:02.100 --> 00:16:04.870
‫اونو-سان گوش‌گیر توی گوششون بوده و خواب بودن.

00:16:05.370 --> 00:16:09.800
‫اوریهیمه-سان هدفون به گوش داشتن
‫صدای اجرای زنده‌شون رو بررسی می‌کردن،

00:16:09.800 --> 00:16:10.990
‫برای همین متوجه نشدن.

00:16:11.430 --> 00:16:16.340
‫که یعنی کسی توجیه زمانی نداره،
‫و هرکسی ممکنه گریزلی-سان رو کشته باشه.

00:16:17.080 --> 00:16:21.240
‫پس یعنی یکی از بین ما می‌تونه قاتل سنگ‌دل باشه.

00:16:21.240 --> 00:16:22.760
‫من می‌ترسم.

00:16:22.760 --> 00:16:24.050
‫تو خودتم مظنونی.

00:16:24.580 --> 00:16:29.160
‫اون‌وقت توی همچین موقعیتی به پلیس هم دسترسی نداریم...

00:16:29.160 --> 00:16:33.390
‫جوری که اوضاع داره پیش می‌ره،
‫فاجعه‌ی ده سال پیش دوباره تکرار می‌شه.

00:16:35.640 --> 00:16:38.080
‫این جزیره واقعاً نفرین شده!

00:16:38.080 --> 00:16:41.600
‫تهش جنازه‌ی همه‌مون رو پیدا می‌کنن.

00:16:41.600 --> 00:16:43.060
‫این اتفاق نمی‌افته.

00:16:44.840 --> 00:16:47.860
‫برعکس چیزی که به‌نظر میاد، افسر ایشکی الان خیلی عصبانیه.

00:16:48.250 --> 00:16:52.010
‫اون بیشتر از هرچیزی عاشق معماهاست،
‫و توی حل کردنشون هم کارش خوبه.

00:16:52.010 --> 00:16:56.330
‫ولی افتاد توی این تله و دو نفر جلوی چشم‌هاش کشته شدن‌ـ

00:16:56.810 --> 00:16:59.660
‫که یکیشون کارآگاه بزرگیه که لایق احترام زیادی بود.

00:17:00.150 --> 00:17:03.860
‫مجرم این‌جاست در حالی که وحشت کردین، بینتون مخفی شده.

00:17:03.860 --> 00:17:08.410
‫پشت نقاب مسخره‌ش از ترس ساختگیش
‫حتماً بابت پیروزیش لبخند به لب داره.

00:17:09.910 --> 00:17:12.350
‫اما پشیمون می‌شی.

00:17:13.200 --> 00:17:17.060
‫تو کسی رو که نباید عصبانی می‌کردی، عصبانی کردی.

00:17:22.860 --> 00:17:25.940
‫بیا دوباره تحقیق کنیم، از قتل اتاق بسته‌ی اولی شروع می‌کنیم.

00:17:25.940 --> 00:17:29.270
‫آره. ما بعد از اینکه صدای شلیک گلوله رو شنیدیم اومدیم این‌جا.

00:17:29.660 --> 00:17:31.400
‫اما درها قفل بودن.

00:17:31.870 --> 00:17:35.490
‫گریزلی-سان، جومونجی-سان و من با تنمون به در کوبیدیم.

00:17:35.970 --> 00:17:37.950
‫قفل رو شکونیم و رفتیم داخل.

00:17:43.860 --> 00:17:47.590
‫توتو، به‌نظر تو مجرم چطوری این رصدخونه
‫رو به اتاق بسته تبدیل کرد؟

00:17:47.940 --> 00:17:52.570
‫تنها دستگیره اصلی توی جیب من بود و من هم این تو حبس بودم.

00:17:52.570 --> 00:17:55.800
‫پس مجرم چطوری در رو قفل کرده؟

00:17:57.020 --> 00:17:59.200
‫شاید از یه‌طور وسیله استفاده کرده؟

00:18:00.270 --> 00:18:01.560
‫نخ ماهیگیری!

00:18:01.940 --> 00:18:03.350
‫چطوری ازش استفاده کرده؟

00:18:03.850 --> 00:18:06.430
‫از شکاف بالای در فرستادش پایین،

00:18:06.430 --> 00:18:08.720
‫وصلش کرده به دستگیره، و از بیرون چرخوندتش!

00:18:09.320 --> 00:18:10.320
- ‫اشتباهه!
- ‫اشتباهه!؟

00:18:11.780 --> 00:18:15.190
‫واقعاً؟ ولی من سالی یه‌بار یه استنباط می‌کنم.

00:18:15.190 --> 00:18:17.140
‫همه‌ی تلاشت رو کردی، توتو.

00:18:17.140 --> 00:18:19.280
‫ولی خوب به در نگاه کن.

00:18:19.280 --> 00:18:21.250
‫چطور نخ ماهیگیری ازش رد می‌شه؟

00:18:21.250 --> 00:18:22.430
‫ها؟

00:18:25.550 --> 00:18:28.040
‫روی کناره‌های در چسب هست.

00:18:28.720 --> 00:18:31.530
‫با وجود این چسب، حتی کوچکترین
‫نخ ماهیگیری هم نمی‌تونه رد بشه.

00:18:31.530 --> 00:18:34.260
‫با چسب و قفل، می‌شه اتاق‌ بسته‌ی دوبله!

00:18:34.880 --> 00:18:37.840
‫ولی چرا باید جدای قفل کردن بهش چسب هم بزنه؟

00:18:38.960 --> 00:18:40.470
‫داره جالب می‌شه.

00:18:40.990 --> 00:18:43.180
‫حریفمون واقعاً قدرتمنده.

00:18:43.180 --> 00:18:46.500
‫اما اگه انقدر مقاوم نبود، ارزش شکست دادن رو نداشت.

00:18:47.300 --> 00:18:50.620
‫به‌نظر خوشحال میاد. این رون همیشگیه.

00:18:50.620 --> 00:18:52.400
‫این کامونوهاشی رون‌ـه.

00:18:52.850 --> 00:18:56.640
‫همون‌طوری اون‌جا وانستا. بعد از اینکه درو شکوندین چی شد؟

00:18:56.640 --> 00:18:57.870
‫آ-آره.

00:18:58.350 --> 00:19:01.580
‫وقتی سه‌تامون وارد رصدخونه شدیم، تاریک تاریک بود.

00:19:02.250 --> 00:19:04.910
‫اونو-سان فوراً برامون چراغ قوه آورد،

00:19:04.910 --> 00:19:08.580
‫و وقتی ازشون استفاده کردیم تا جلومون رو
‫روشن کنیم، تو و اونودرا-سان...

00:19:09.290 --> 00:19:10.860
‫با اجازه.

00:19:10.860 --> 00:19:12.130
‫دیدی؟ گوش نمی‌دی.

00:19:12.770 --> 00:19:13.840
‫اونودرا-کون،

00:19:14.360 --> 00:19:17.430
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، توی این موقعیت، تلسکوپ جلوت بوده.

00:19:17.430 --> 00:19:19.800
‫نمی‌تونستی منو ببینی، نه؟

00:19:20.160 --> 00:19:22.160
‫تنها چیزی که توی خط دیده دریچه‌ی هواست،

00:19:22.160 --> 00:19:24.890
‫ولی کسی نمی‌تونه از اون وارد یا خارج بشه.

00:19:25.270 --> 00:19:27.840
‫توتو، لطفاً همه‌ی چراغ‌ها رو خاموش کن.

00:19:27.840 --> 00:19:29.220
- ‫تاریک می‌شه.
- ‫اشکالی نداره.

00:19:30.990 --> 00:19:32.110
‫الان خاموششون می‌کنم.

00:19:32.130 --> 00:19:42.130
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:19:42.640 --> 00:19:44.700
‫چشم‌هام داره عادت می‌کنه.

00:19:44.700 --> 00:19:45.830
‫اون...

00:19:46.340 --> 00:19:48.410
‫شاید کلید روشن کردن چراغ‌هاست؟

00:19:49.500 --> 00:19:52.490
‫و اون... دستگیره‌ای که گنبد رو باز و بسته می‌کنه.

00:19:54.340 --> 00:19:58.050
‫پس اونودرا-سان جلوی دستگیره‌ای افتاده که گنبد رو باز می‌کنه؟

00:20:01.470 --> 00:20:06.170
‫درسته! درست قبل از اینکه صدای شلیک رو بشنویم،
‫گنبد باز شد.

00:20:06.170 --> 00:20:09.690
‫یعنی اونودرا-سان دستگیره رو تکون داده و دقیقاً بعدش بهش شلیک شده؟

00:20:10.170 --> 00:20:14.330
‫ولی حتی اگه گنبد باز بوده باشه هم، مجرم
‫نمی‌تونسته از سقف فرار کنه.

00:20:14.330 --> 00:20:17.070
‫به علاوه، همه اون موقع توجیه زمانی دارن!

00:20:18.000 --> 00:20:22.030
‫رصدخونه یه اتاق بسته‌ی بی‌نقص بوده!
‫کسی نمی‌تونسته این‌جا بکشتش.

00:20:22.510 --> 00:20:25.320
‫شاید این یکی حتی برای تو هم زیادی سخت باشه، رون!

00:20:27.250 --> 00:20:29.210
‫رون؟ چراغ‌ها رو روشن می‌کنم.

00:20:29.210 --> 00:20:30.210
‫صبر کن!

00:20:31.670 --> 00:20:34.000
‫سطح سختیش خوراک خودمه.

00:20:34.000 --> 00:20:36.130
‫چالش حلقه زدن توی تاریکی؟

00:20:36.560 --> 00:20:42.500
‫پس حتی تو هم شکست رو قبول کردی و
‫کاری جز حلقه‌زدن برات نمونده؟

00:20:42.500 --> 00:20:45.430
‫چی داری می‌گی توتو؟ خوب نگاه کن.

00:20:46.490 --> 00:20:50.060
‫وقتی که داشتم حلقه می‌زدم، نخ ماهیگیری بهش گیر کرد.

00:20:51.020 --> 00:20:53.480
‫این یه سرنخ خیلی مهمه.
‫همون‌طوری دور حلقه‌ت نتابونش.

00:20:53.870 --> 00:20:57.690
‫هنوز متوجه نشدی توتو؟
‫این کلید حل معماست.

00:20:57.690 --> 00:20:58.650
‫چی؟

00:20:58.650 --> 00:21:01.110
‫من معمای اتاق بسته رو حل کردم.

00:21:01.110 --> 00:21:02.070
‫چی؟

00:21:02.550 --> 00:21:04.780
‫تنها چیزی که باقیمونده پیدا کردن مجرمه.

00:21:04.780 --> 00:21:05.990
‫مجرـــــ

00:21:08.920 --> 00:21:11.670
‫پس این‌جا بودین، افسر ایشکی.

00:21:11.670 --> 00:21:12.920
‫اوریهیمه-سان.

00:21:12.920 --> 00:21:16.830
‫نگران شدم که طوفان باعث قطع برق بشه.

00:21:16.830 --> 00:21:20.260
‫برای همین گفتم بپرسم
‫چراغ قوه‌ای هست که نیازتون نباشه؟

00:21:20.260 --> 00:21:22.650
‫اونو-سان نمی‌دونه؟

00:21:22.650 --> 00:21:26.440
‫بله، همین الان از اونو-سان پرسیدم،

00:21:27.130 --> 00:21:29.310
‫ولی مثل اینکه الان خیلی حساسن.

00:21:29.740 --> 00:21:32.480
‫همه مدام ازم می‌خوان چراغ قوه رو ببرم این‌ور اون‌ور.

00:21:32.480 --> 00:21:35.270
‫این الان سومین باره! خودتون پیداش کنید.

00:21:35.790 --> 00:21:39.160
‫که این‌طور. می‌تونم عصبانی بودنشون رو تصور کنم.

00:21:39.160 --> 00:21:40.740
‫چراغ قوه؟

00:21:42.620 --> 00:21:45.720
‫الحق که شما آیدل صورت فلکی اوریون هستین.

00:21:46.880 --> 00:21:48.940
‫اون نماد یه شکارچی بزرگ توی اساطیر یونانه.

00:21:48.940 --> 00:21:50.370
‫و درست مثل اوریون،

00:21:50.370 --> 00:21:52.340
‫شما هم این معما رو برای ما شکار کردین.

00:21:53.670 --> 00:21:54.660
‫جانم؟

00:21:54.660 --> 00:21:56.170
‫حرفات با عقل جور در نمیاد، رون.

00:21:56.510 --> 00:21:59.900
‫حالا دیگه همه‌ی قطعه‌ها رو داریم، به لطف اوریهیمه-سان.

00:21:59.900 --> 00:22:01.670
‫یعنی می‌دونی کار کی بوده؟

00:22:02.140 --> 00:22:04.440
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم، افسر ایشکی.

00:22:05.080 --> 00:22:06.520
‫حالا دیگه نوبت توـه.

00:22:07.300 --> 00:22:09.110
‫بیا ضد حمله‌مون رو شروع کنیم.