﻿WEBVTT

00:00:04.980 --> 00:00:07.670
‫پس یعنی حتی تو هم درست و حسابی هوای تشکت رو می‌گیری، رون؟

00:00:07.950 --> 00:00:08.740
‫یه لحظه...

00:00:08.740 --> 00:00:10.910
‫خیلی درازه!

00:00:13.500 --> 00:00:15.370
‫غافلگیرکننده بود.

00:00:15.370 --> 00:00:17.520
‫فکر نمی‌کردم زمین کاهلی رو هواگیری کنی.

00:00:17.520 --> 00:00:20.210
‫گاهی‌وقتا تنهایی انجامش می‌دم، میندازمش،
‫پس این کارو توی خونه امتحان کنم.

00:00:20.210 --> 00:00:22.080
‫آره، عمراً توی زندگیم سمتش هم نمی‌رم.

00:00:29.930 --> 00:00:31.800
‫به‌نظر خوشحال نمیای، توتو.

00:00:31.800 --> 00:00:33.940
‫فقط... می‌خواستم بگم،

00:00:33.940 --> 00:00:37.210
‫«از وقتی از رصدخونه اومدیم عجیب شدی.»

00:00:37.210 --> 00:00:40.020
‫ولی حالا که بهش فکر می‌کنم، تو همیشه عجیب بودی.

00:00:40.020 --> 00:00:43.710
‫پس یعنی اونی که عجیبه تویی.

00:00:43.710 --> 00:00:44.400
ها؟

00:00:45.440 --> 00:00:46.850
‫خب، شایدم حق با تو باشه.

00:00:47.180 --> 00:00:49.360
‫ولی فقط به‌خاطر اینه که حرفای عجیب می‌زنی.

00:00:49.690 --> 00:00:53.070
‫قایقی که قاتل‌های رصدخونه رو می‌برد غرق شده،

00:00:53.070 --> 00:00:57.240
‫همه‌ی خدمه گم شدن و تو داری می‌گی تصادفی نبوده. این‌طور چیزا.

00:00:57.240 --> 00:00:59.830
‫آره، این تنها توضیحیه که می‌تونم بهش فکر کنم.

00:01:00.700 --> 00:01:05.480
‫هرکسی پنج سال پیش توی اردوی تمرینی خونین این علامتو روی گردن من گذاشته...

00:01:05.480 --> 00:01:07.050
‫اون قایقم غرق کرده.

00:01:07.050 --> 00:01:10.250
‫اگه این‌ حقیقت داشته باشه،
‫برام جالبه که می‌تونی انقدر آروم بمونی.

00:01:10.250 --> 00:01:12.220
‫به وحشت نمی‌افتی؟

00:01:12.220 --> 00:01:14.510
‫توی ترس این‌طرف اون‌طرف دویدن دردی دوا نمی‌کنه، نه؟

00:01:14.510 --> 00:01:18.470
‫در حینی که اقدامات مناسب رو انجام می‌دم، از زندگی روزانه‌م هم لذت می‌برم.

00:01:18.470 --> 00:01:20.400
‫خوشبحالته که انقدر بی‌خیالیا.

00:01:25.480 --> 00:01:27.210
‫اوه، شرمنده!

00:01:27.210 --> 00:01:29.650
‫وایسا، این یکم پیش این‌جا نبودا!

00:01:29.650 --> 00:01:32.580
‫راستی، این یهویی سروکله‌ش توی چمدون من پیدا شد.

00:01:32.580 --> 00:01:34.780
‫یه سوغات از جزیره‌ی ناندان‌ـه، درسته؟

00:01:34.780 --> 00:01:36.970
‫مطمئنم آمامیا-کون خوشحال می‌شن.

00:01:36.970 --> 00:01:38.490
‫واقعاً؟ این‌طور فکر می‌کنی؟

00:01:38.490 --> 00:01:40.250
‫تضمین می‌کنم می‌خندونتش.

00:01:40.250 --> 00:01:41.530
‫جدی؟

00:01:41.550 --> 00:02:01.550
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:01.580 --> 00:02:21.580
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:14.470 --> 00:03:16.880
‫آمامیا-سنپای، براتون سوغاتی آوردم.

00:03:16.880 --> 00:03:17.800
‫ممنون.

00:03:17.800 --> 00:03:21.140
- ‫10 پرونده‌ی لاته‌ی مسموم - ‫خب
ایشکی...

00:03:19.760 --> 00:03:21.140
‫نادیده گرفتش.

00:03:21.140 --> 00:03:23.100
‫برات یه کاری دارم.

00:03:23.100 --> 00:03:24.100
‫ها؟

00:03:25.520 --> 00:03:29.770
‫چیزی از جزئیات بهم نگفت. یعنی چه کاریه.

00:03:27.810 --> 00:03:29.770
- اتاق کنفرانس - شماره‌ی 3

00:03:32.980 --> 00:03:34.810
‫واقعاً خودشه...

00:03:39.620 --> 00:03:41.060
‫از آشنایی‌ـتون خوشوقتم!

00:03:41.060 --> 00:03:44.210
‫من مونکی چیکوری هستم. از هفته‌نامه‌ی لایم.

00:03:46.030 --> 00:03:48.580
‫بنده ایشکی هستم از تیم تحقیق 1.

00:03:48.580 --> 00:03:50.910
‫خب... شما روزنامه‌نگارین؟

00:03:50.910 --> 00:03:54.500
- ‫شَدویینگ که این‌جا دنبال کردن ترجمه شده، حالتیه که ‫روزنامه‌نگار یه سلبریتی رو برای ثبت لحظه‌ای زندگیش دنبال می‌کنه.
- ‫بله! من اومدم تا دنبالتونم کنم افسر ایشکی.

00:03:54.500 --> 00:03:56.720
‫مـ ـ منو دنبال کنین؟

00:03:56.720 --> 00:03:57.740
‫درسته.

00:03:57.740 --> 00:04:01.300
‫برای ستون «مردمی که باید تماشا کرد» از جدیدترین
‫چاپمون، خیلی ممنون می‌شم.

00:04:01.300 --> 00:04:02.760
‫«مردمی که باید تماشا کرد.»؟

00:04:02.760 --> 00:04:05.360
‫عموماً برای این‌طور چیزا...

00:04:05.360 --> 00:04:06.910
‫نمی‌رن سراغ هنرمندها یا ورزشکارها؟

00:04:06.910 --> 00:04:10.750
‫نه... من بعد از مواردی مثل خفه‌شدگی‌های سریالی توی پلیس کلان‌شهر...

00:04:10.750 --> 00:04:12.460
‫و قاتل دست‌ جمع‌کن،

00:04:12.460 --> 00:04:15.760
‫کسی جز افسر ایشکی که این پرونده‌ها رو حل کرد، نمی‌خوام.

00:04:15.760 --> 00:04:20.070
‫ولی اونا توی هیچ روزنامه‌ای نبودن، از کجا فهمیدین من حلشون کردم؟

00:04:20.070 --> 00:04:21.530
- ‫چون خیلی دوستتون دارم.
- دوسـ ــــ

00:04:22.740 --> 00:04:24.700
‫اوه، منظورم از اون مدلای عجیبش نبود!

00:04:25.610 --> 00:04:29.930
‫می‌دونید من بچه که بودم، دزدیده شدم.

00:04:31.380 --> 00:04:35.100
‫مردی که شجاعانه پرونده رو حل کرد و منو نجات داد...

00:04:35.100 --> 00:04:36.590
‫یه افسر پلیس بود.

00:04:38.090 --> 00:04:41.740
‫از اون‌موقع، پلیس‌ها به چشم من قهرمان شدن.

00:04:41.740 --> 00:04:44.010
‫برای همینه که روزنامه‌نگار شدم.

00:04:44.010 --> 00:04:45.990
‫اینم بنا به دلایل خودم، روش منه...

00:04:45.990 --> 00:04:48.870
‫من هم سعی می‌کنم در مورد پرونده‌های حل نشده و جرم‌های غیرممکن تحقیق کنم.

00:04:48.870 --> 00:04:52.800
‫و کارآگاه ایشکی من شاهد این بودم که شما چطور
‫ بدون اشتباه پشت سر همدیگه پرونده‌ها رو حل می‌کنید.

00:04:52.800 --> 00:04:54.860
‫شما قهرمان‌های قهرمان‌هایید.

00:04:54.860 --> 00:04:57.070
‫شما برای من یه‌طور خدایید!

00:04:57.070 --> 00:04:58.470
‫خدا؟

00:04:58.970 --> 00:05:00.860
‫از اون عجیب و غریبهاشه.

00:05:00.860 --> 00:05:04.010
‫کلاً اشتباه برداشت کرده که من پرونده‌ها رو حل می‌کنم،

00:05:04.010 --> 00:05:06.660
‫ولی نمی‌تونم هویت رون رو لو بدم، پس چاره‌ای ندارم.

00:05:06.660 --> 00:05:09.850
‫اگر حس می‌کنید تحمیل‌کننده‌ست، می‌تونید با خیال راحت رد کنید.

00:05:09.850 --> 00:05:12.280
‫می‌دونم که درخواست زیادی ازتون دارم.

00:05:12.280 --> 00:05:14.710
‫همین که تونستم باهاتون ملاقات کنم قدردانم.

00:05:15.130 --> 00:05:16.720
‫واقعاً.

00:05:17.340 --> 00:05:19.480
‫نه مشکلی نیست!

00:05:19.800 --> 00:05:22.630
‫فقط در حال حاضر پرونده‌ای بهم محول نشده...

00:05:22.630 --> 00:05:23.550
‫فوق‌العاده‌ست!

00:05:23.550 --> 00:05:26.260
‫پس از همین الان برای پرونده‌ی بزرگ بعدی سرتونو خلوت کردن؟

00:05:26.630 --> 00:05:29.060
‫الحق که افسر تیم تحقیق 1اید.

00:05:29.060 --> 00:05:30.980
‫برداشتای اشتباهش داره مثل بهمن شدت می‌گیره.

00:05:37.920 --> 00:05:41.340
‫ملاقات با یه کارآگاه بزرگ سر کار واقعاً برام انگیزه‌بخشه..

00:05:41.340 --> 00:05:44.380
‫پس برای مرتب کردن همه‌ی اسناد و مدارک هم وقت صرف می‌کنید؟

00:05:44.380 --> 00:05:45.910
‫اوه، آ ـ آره.

00:05:45.910 --> 00:05:48.620
‫راستش همین بخش بزرگی از کار منه.

00:05:48.620 --> 00:05:51.530
‫قبل از اینکه بو ببره می‌خوام این قضیه رو فیصله بدم، اما...

00:05:56.280 --> 00:05:58.520
‫بعد از این بازم کارای دفتری دارم،

00:05:58.520 --> 00:06:01.510
‫پس نظرتون چیه یه مصاحبه موقع صرف فوری چایی داشته باشیم؟

00:06:01.510 --> 00:06:02.760
‫خوب نیست؟

00:06:02.760 --> 00:06:05.260
‫باعث افتخاره که موقع صرف نوشیدنی همراهیتون کنم!

00:06:13.940 --> 00:06:16.200
‫من شکلات داغ می‌خورم.

00:06:16.200 --> 00:06:18.760
- تلخ
- ‫منم آیس‌کافی می‌خورم. بِلَک باشه.

00:06:18.760 --> 00:06:19.760
- ‫نداریم.
- ‫چی؟

00:06:20.860 --> 00:06:22.860
‫تنها چیز بِلَکی که این‌جا داریم شیره‌ی شکره.

00:06:22.860 --> 00:06:23.780
- ‫رون‌ـــ - ‫چی؟

00:06:24.580 --> 00:06:27.100
‫اسم من چاساکو کاموکیو هست...

00:06:27.100 --> 00:06:29.330
‫توش هیچ «رو» یا «ن» ـی نیست.

00:06:29.330 --> 00:06:31.290
‫خود رون‌ـه!

00:06:31.290 --> 00:06:34.530
‫کافی‌شاپی که قهوه نداره؟

00:06:34.530 --> 00:06:36.630
‫می‌شه چند کلام اون‌جا باهاتون حرف بزنم؟

00:06:37.430 --> 00:06:41.090
‫عجب کارآگاه فوق‌العاده‌ای! انقدر قاطعانه نصیحتش می‌کنه...

00:06:41.090 --> 00:06:42.680
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:06:42.680 --> 00:06:43.460
- ‫کمک.
- ‫چی؟

00:06:44.230 --> 00:06:49.300
‫این‌جا دارم به صاحب کافه یاد می‌دم چطور
‫لاته با شیره‌ی شکر قهوه‌‌ایِ ویژه‌م رو درست کنه.

00:06:49.300 --> 00:06:51.550
‫معلومه وقت آزاد زیاد داری.

00:06:54.230 --> 00:06:57.020
‫فقط بخاطر اینکه بعضی‌ها برام کار نمیارن.

00:06:57.020 --> 00:06:57.730
‫خراب کردم.

00:06:57.730 --> 00:06:59.420
‫پرونده‌ی حل نشده‌ای نداری؟

00:06:59.420 --> 00:07:00.940
‫امروزم چیزی نبود.

00:07:01.570 --> 00:07:04.270
‫سر قراری؟ با یه روزنامه‌نگار زن؟

00:07:04.270 --> 00:07:06.200
‫ها؟ از کجا فهمیدی روزنامه‌نگاره؟

00:07:06.200 --> 00:07:07.440
‫ساده‌ست.

00:07:08.030 --> 00:07:11.880
‫وقتی وارد کافه شد، اولین چیزی که بررسی کرد قفسه‌ی مجلات بود.

00:07:11.880 --> 00:07:16.210
‫و اینکه جلوی کفش‌هاش سابیده شده
‫نشون می‌ده که زیاد می‌دوـه.

00:07:16.210 --> 00:07:18.290
‫قاب گوشیش هم پر از کارت ویزیته.

00:07:18.290 --> 00:07:19.670
‫یه نشانه‌ی گویای دیگه.

00:07:19.670 --> 00:07:21.430
‫که این‌طور.

00:07:21.430 --> 00:07:24.340
‫ولی برای کاره! اون واقعاً دچار سوء تفاهم شده...

00:07:24.340 --> 00:07:25.770
- ‫این‌جا چطوره؟
- ‫به‌نظرم خوبه، آره؟

00:07:27.550 --> 00:07:29.410
‫منم دوستش دارم.

00:07:29.760 --> 00:07:31.810
‫خیلی باکلاسه، نیست؟

00:07:31.810 --> 00:07:34.440
‫من برم از تابلوی بیرون عکس بگیرم.

00:07:34.440 --> 00:07:35.730
‫باشه.

00:07:35.730 --> 00:07:37.750
‫ما هم جلوتر می‌ریم تا سفارش بدیم.

00:07:37.750 --> 00:07:39.260
‫خب، تو چی می‌خوری؟

00:07:39.260 --> 00:07:40.940
‫من کافه لاته می‌خورم.

00:07:40.940 --> 00:07:42.900
‫منم! همونو می‌خورم.

00:07:42.900 --> 00:07:44.000
‫خوش آمدین.

00:07:44.000 --> 00:07:46.060
‫اوه، سه‌تا لاته لطفاً.

00:07:46.060 --> 00:07:47.550
‫الساعه میارم خدمتتون.

00:07:47.550 --> 00:07:50.370
‫ما سفارش هرکسی زودتر برسه رو زودتر آماده می‌کنیم، پس خیلی زود آماده می‌شه.

00:07:52.830 --> 00:07:54.790
‫بفرمایید. یه شکلات داغ و بِلَک.

00:07:54.790 --> 00:07:57.780
‫بِلَک؟ این که شیره‌ی شکر نیست، هست؟

00:07:57.780 --> 00:07:59.560
‫واقعاً فکر کردی همچین کاری می‌کنم؟

00:07:59.560 --> 00:08:01.170
‫مـ ـ معلومه که نه.

00:08:01.170 --> 00:08:02.650
‫با آب رقیقش کردم.

00:08:05.170 --> 00:08:06.620
- ‫چاساکو-سان بودی، درسته؟
- ‫چاساکو کاموکیو.

00:08:07.950 --> 00:08:09.760
‫واقعاً این‌جا کار می‌کنی؟

00:08:28.650 --> 00:08:29.860
‫تموم شد.

00:08:30.200 --> 00:08:32.070
‫بفرمایید. سه تا کافه لاته.

00:08:32.570 --> 00:08:34.280
‫وای!

00:08:34.280 --> 00:08:36.180
‫کی همچین مهارتی رو یاد گرفتی؟

00:08:36.180 --> 00:08:40.000
‫مهم‌ترین چیز کشیدن پلاتیپوس روی لاته‌ست.

00:08:40.000 --> 00:08:41.120
‫کسی نپرسید.

00:08:41.120 --> 00:08:43.090
‫چه اردک نازی.

00:08:44.550 --> 00:08:46.000
‫ا ـ ا ـ ارد....

00:08:46.470 --> 00:08:47.840
‫کمک می‌خوای؟

00:08:47.840 --> 00:08:49.370
‫مشکلی نیست!

00:08:49.730 --> 00:08:51.740
‫ار ـ اردک؟

00:08:53.000 --> 00:08:54.440
‫با اجازه.

00:08:55.430 --> 00:08:56.810
- ‫ها؟ ازم عکس گرفتی؟
- ‫بله.

00:08:57.870 --> 00:08:59.390
‫داری در موردش گزارش انجام می‌دی؟

00:08:59.390 --> 00:09:02.850
‫بله. ایشون دارن برام تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای رو رقم می‌زنن.

00:09:02.850 --> 00:09:04.150
- ‫ازشون سوالی داری؟
- ‫هی.

00:09:04.770 --> 00:09:06.070
‫معلومه!

00:09:06.070 --> 00:09:10.280
‫می‌خوام یه مقاله در مورد پرونده‌های حل‌نشدنی‌ای
‫که از پسش بر اومدن، بنویسم.

00:09:11.490 --> 00:09:14.580
‫عه، لعنتی. متوجه نشدم روزنامه‌نگار جناییه.

00:09:18.660 --> 00:09:19.680
‫بفرمایید.

00:09:19.680 --> 00:09:22.110
‫یه نمونه از لاته‌ی شیره‌ی شکر قهوه‌ای به حساب ما.

00:09:22.110 --> 00:09:23.880
‫این اندازه‌ش قدر نمونه نیست.

00:09:23.880 --> 00:09:25.840
‫تـ ـ تو! یه لحظه دنبالم بیا.

00:09:25.840 --> 00:09:27.410
‫نیازی نیست بخوای ازم تشکر کنی.

00:09:27.410 --> 00:09:28.480
‫بیا این‌جا.

00:09:31.760 --> 00:09:33.480
‫چی توی سرته؟

00:09:33.480 --> 00:09:36.750
‫روزنامه‌نگارهای جنایی می‌تونن منابع اطلاعات انتقادی در مورد پرونده‌های سخت باشن.

00:09:36.750 --> 00:09:39.500
‫باید باهاش رابطه‌‌ی خوبی برقرار کنی.

00:09:39.500 --> 00:09:40.230
‫چی؟

00:09:40.230 --> 00:09:42.940
‫تنها کاری که الان از من برمیاد،
‫اینه که یکم توی تنظیم صحنه کمک کنم.

00:09:42.940 --> 00:09:44.440
‫یه‌لحظه! صبر کن!

00:09:45.260 --> 00:09:48.590
‫بین خودمون کاری به استایل رستوران سوبا هم داریم.

00:09:48.590 --> 00:09:50.650
‫این‌طوری که این‌جا دیگه کافه نیست.

00:09:51.900 --> 00:09:55.290
‫می‌شه لطفاً انقدر برای افسر ایشکی دردسر درست نکنید؟

00:09:55.290 --> 00:09:58.870
‫وقت ایشون خیلی ارزشمنده. انقدر
‫ارزشمند که حیفه هدر داده بشه، حتی برای من.

00:09:59.540 --> 00:10:01.610
انقدر براش احترام قائلی؟

00:10:02.000 --> 00:10:03.960
‫ازت خوشم میاد.

00:10:03.960 --> 00:10:05.890
‫این دیگه از کجا در اومد؟

00:10:05.890 --> 00:10:07.170
‫خب خب...

00:10:12.340 --> 00:10:13.180
‫جولی؟

00:10:15.520 --> 00:10:16.640
- ‫خانوم؟
- ‫چـ ـ چی شده؟

00:10:18.610 --> 00:10:20.110
- ‫زنگ بزن آمبولانس.
- ‫باشه.

00:10:21.850 --> 00:10:23.310
- ‫و به پلیس.
- ‫چی؟

00:10:25.040 --> 00:10:26.230
‫سم بوده.

00:10:39.410 --> 00:10:44.840
‫توی فنجان خانومی که فوت شدن یه کپسول سیانور پیدا کردیم.

00:10:44.840 --> 00:10:46.120
‫که این‌طور.

00:10:47.000 --> 00:10:48.840
‫با اجازه.

00:10:48.840 --> 00:10:50.920
‫انتقامت رو می‌گیرم.

00:10:50.920 --> 00:10:52.220
- ‫چـ ـ هی!
- ‫لطفاً برید کنار!

00:10:53.710 --> 00:10:55.910
‫صحنه‌ی جرم میدان مبارزه‌ی کارآگاه‌های برجسته‌ست،

00:10:55.910 --> 00:10:58.350
‫و این تخصص کارآگاه ایشکیه.

00:10:58.350 --> 00:11:00.670
‫پس اون یه کارآگاه بزرگه؟

00:11:00.670 --> 00:11:02.810
‫ایشون پرونده‌های سخت زیادی رو حل کردن.

00:11:02.810 --> 00:11:05.060
‫ایشون بین افراد این‌کاره یه
‫کارآگاه برجسته‌ی‌ شناخته شدن.

00:11:05.060 --> 00:11:07.520
‫دوباره تعریفاش شروع شد!

00:11:07.520 --> 00:11:10.280
‫که اینطور. خب اینکه باعث قوت قلبه.

00:11:10.280 --> 00:11:12.720
‫حتی مظنونی مثل من هم خوشحاله که
‫شخصی مثل ایشون بالا سر پرونده‌ست.

00:11:12.720 --> 00:11:14.030
- ‫چی؟ تو...
- ‫مظنونی؟

00:11:15.110 --> 00:11:20.440
‫بله، چون فقط سه نفر فرصت داشتن تا توی
‫قهوه‌ی این خانوم سم بریزن.

00:11:20.940 --> 00:11:22.680
‫من، کسی که کافه‌ لاته رو درست کرده،

00:11:22.680 --> 00:11:25.550
‫و دوتا دختری که کنارشون نشسته بودن.

00:11:29.790 --> 00:11:33.260
‫سوال اینه که کی قهوه رو مسموم کرده بود و چطور.

00:11:34.710 --> 00:11:36.340
‫نیازی به نگرانی نست.

00:11:38.630 --> 00:11:41.970
‫کارآگاه ایشکی این پرونده رو به خوبی حل می‌کنن.

00:11:44.220 --> 00:11:45.230
‫چی؟

00:11:49.230 --> 00:11:52.440
‫می‌دونم معذبین کسی مثل من این جریان رو پوشش بده، ‫اما به عنوان یه روزنامه‌نگار،

00:11:52.440 --> 00:11:55.600
‫هرکاری ازم بر میاد رو انجام می‌دم تا یه مقاله‌ی خوب در موردش بنویسم.

00:11:55.600 --> 00:11:56.400
‫چیزه، من...

00:11:56.400 --> 00:12:00.670
‫جا داره بگم پرونده‌های آدم‌برفی غول‌پیکر توی کوشیرو...

00:12:00.670 --> 00:12:03.250
‫و ترور مار هشت سر توی ایزومو...

00:12:03.250 --> 00:12:04.490
‫جز پرونده‌هایی‌ان که من پوشش دادم.

00:12:04.490 --> 00:12:06.880
‫پرونده‌های خیلی پیچیده‌ای بودن!

00:12:06.880 --> 00:12:10.670
‫ واقعاً روزنامه‌نگار جنایی آینده‌داری هستی. اسمت چیه؟

00:12:10.670 --> 00:12:12.710
‫مونکی چیکوری.

00:12:13.920 --> 00:12:16.380
‫از حالا به بعد از جا هر اتفاقی افتاد،

00:12:16.380 --> 00:12:18.820
‫اول از همه به افسر ایشکی زنگ بزن.

00:12:18.820 --> 00:12:19.630
‫چی؟

00:12:19.630 --> 00:12:23.350
‫سعی داره با استفاده از ارتباطات دختره تو کشور
‫برای خودش پرونده جمع کنه.

00:12:23.350 --> 00:12:25.560
‫باید امروز هم شاهد کارشون باشی.

00:12:25.560 --> 00:12:27.060
- شما فازت چیه؟
- ‫بدم نمی‌گه.

00:12:33.310 --> 00:12:35.090
‫بنده ایشکی از پلیس کلان‌شهر هستم.

00:12:35.090 --> 00:12:36.970
‫می‌خوام با هر سه‌تون صحبت کنم.

00:12:36.970 --> 00:12:40.690
‫ما باور داریم که مجرم کسیه که به
‫فنجون قربانی دسترسی داشته.

00:12:40.690 --> 00:12:44.970
‫برای همین مایلم بودنم همه‌تون موقع حادثه در حال چه کاری بودین.

00:12:44.970 --> 00:12:46.330
‫با پیشخدمت شروع می‌کنیم.

00:12:46.330 --> 00:12:50.280
‫من فقط یه لاته‌ی عالی آماده کردم، ولی یه جای کار می‌لنگید.

00:12:50.280 --> 00:12:50.790
‫چی؟

00:12:50.790 --> 00:12:54.350
‫لاته‌ی پلاتیپوس من با اردک اشتباه گرفته شد. ‫پدیده‌ی بسیار عجیبی بود.

00:12:54.350 --> 00:12:55.750
‫واقعاً کینه‌ای هستی.

00:12:57.070 --> 00:12:59.840
‫بعدی هایامی-سان هستن که لاته‌ها رو بردن.

00:12:59.840 --> 00:13:01.000
‫بله.

00:13:01.550 --> 00:13:05.220
‫وقتی لاته‌هامون رو بردم سر میز، جولی..

00:13:05.220 --> 00:13:07.630
‫بیاید سه‌تایی عکس بگیریم!

00:13:07.630 --> 00:13:09.770
‫خب می‌گیرم!

00:13:11.480 --> 00:13:14.890
‫بعدش گوشیم زنگ خورد.

00:13:14.890 --> 00:13:17.370
‫ببخشید، مدیر محل کارمه.

00:13:17.370 --> 00:13:18.760
‫سلام، هایامی هستم.

00:13:18.760 --> 00:13:21.000
‫من می‌رم از اطراف کافه عکس بگیرم.

00:13:21.000 --> 00:13:22.950
‫باشه، من این‌جا منتظر می‌مونم.

00:13:22.950 --> 00:13:25.450
‫زیاد با تلفن حرف نزدم.

00:13:26.360 --> 00:13:28.820
‫ببخشید. منتظرتون گذاشتم.

00:13:28.820 --> 00:13:29.830
- ‫اشکالی نداره.
- ‫خب، بیاید بخوریم.

00:13:31.260 --> 00:13:34.430
‫وقتی برگشتم سر جام،
‫جولی اولین کسی بود که خورد.

00:13:34.430 --> 00:13:36.890
‫و بعدش ازش خورد و افتاد.

00:13:38.340 --> 00:13:44.270
‫به عبارتی، تنها کسی که می‌تونسته نوشیدنی رو مسموم کنه، منی که لاته رو آماده کردم...

00:13:44.270 --> 00:13:46.330
‫هایامی-کون‌ـی که لاته‌ها رو بردن،

00:13:46.330 --> 00:13:49.810
‫و تامادا -کون که باهاشون تنها موندن، بودیم.

00:13:49.810 --> 00:13:52.660
‫حرفای کارآگاه ایشکی رو ندزدین.

00:13:52.660 --> 00:13:53.810
‫امـ ـ اما...

00:13:54.150 --> 00:13:56.730
‫من فکر نمی‌کنم کار شما بوده باشه، کاموکیو-سان.

00:13:56.730 --> 00:13:59.120
‫شما خبر نداشتین کی از کدوم فنجون می‌خوره.

00:13:59.120 --> 00:14:01.960
‫و دلیلی هم نمی‌بینم شما بخواین به‌طور تصادفی کسی رو بکشین.

00:14:01.960 --> 00:14:04.010
‫حتی اگه خواهان مرگش ایشون بودید،

00:14:04.010 --> 00:14:09.120
‫تعیین اینکه کدوم فنجون در مقابل کی
‫قرار می‌گیره، تقریباً غیرممکن بوده.

00:14:09.120 --> 00:14:10.860
‫چـ ـ چقدر الهام‌بخش!

00:14:10.860 --> 00:14:14.210
‫فکرشون بکن می‌تونم استنباط کارآگاه ایشکی رو شخصاً ببینم!

00:14:14.210 --> 00:14:17.170
‫دقیقاً! می‌تونم رشدِ توانایی‌های استنباطش رو ببینم.

00:14:17.170 --> 00:14:18.890
شما فکر کردی کی هستی؟

00:14:18.890 --> 00:14:20.920
‫خب، این‌طور نبود.

00:14:20.920 --> 00:14:23.130
‫درسته؟ منم یادم میاد.

00:14:23.520 --> 00:14:27.850
‫جولی فنجونی که جلوش بود رو برنداشت.
‫اونی که سمت دیگه بود رو برداشت.

00:14:28.680 --> 00:14:29.640
‫چی گفتین؟

00:14:29.640 --> 00:14:33.980
‫پس مجرم چطوری ایشون رو به سمتی سوق
‫داده تا فنجون سمی سمت دیگه رو برداره؟

00:14:37.690 --> 00:14:40.900
‫آه، بخشید. ممنون بابت شهادتتون.

00:14:40.900 --> 00:14:45.380
‫الان با استفاده از صحبت‌هایی که داشتین ‫موقعیت رو سازماندهی می‌کنم.

00:14:45.380 --> 00:14:47.150
‫یکمی دیگه تحملون کنید.

00:14:51.840 --> 00:14:54.740
‫هیچ راهی برای کنترل قربانی نبوده،

00:14:54.740 --> 00:14:56.520
‫پس شاید یه‌طور حقه بوده.

00:14:56.520 --> 00:15:00.910
‫ولی دیگه از لاته‌ی قربانی هم نداریم.

00:15:00.910 --> 00:15:02.250
‫افسر ایشکی.

00:15:03.050 --> 00:15:04.490
‫اینو انداختین.

00:15:04.490 --> 00:15:06.790
‫ها؟ ممنون.

00:15:14.980 --> 00:15:16.190
- صفحه‌ی اجتماعی قربانی و عکس‌های روزنامه‌نگار - صفحه‌ی
اجتماعی قربانی و عکس‌های روزنامه‌نگار - ‫اوه، خودشه.

00:15:17.610 --> 00:15:20.150
‫شاید روی حساب اجتماعی جولی-سان مدرکی باشه.

00:15:20.150 --> 00:15:22.650
‫چـ ـ چه زیرکانه!
‫حرف ندارین افسر ایشکی.

00:15:22.650 --> 00:15:25.180
‫می‌شه عکسی از من گرفتن رو هم ببینم!

00:15:25.180 --> 00:15:28.110
‫او ـ اوه، معلومه! ببخشید
‫زودتر به ذهنم نرسید.

00:15:28.110 --> 00:15:31.160
‫من فقط از شما عکس گرفتم، افسر ایشکی،

00:15:31.160 --> 00:15:35.840
‫ولی یه عکس از لاته‌یِ سفارشیِ دخترا
‫که روی پیشخوان بود هم گرفتم.

00:15:35.840 --> 00:15:37.330
‫کمک بزرگی بود.

00:15:37.330 --> 00:15:39.600
‫واقعاً لاته‌هام حرف ندارن.

00:15:39.600 --> 00:15:42.320
‫و دقیقاً شما دوباره چرا این‌جا پیش مایید؟

00:15:42.320 --> 00:15:43.300
‫پیداش کردم.

00:15:43.300 --> 00:15:45.210
‫صفحه‌ی جولی-سان رو.

00:15:45.910 --> 00:15:47.760
‫شخصیت فعالی داشتن.

00:15:48.380 --> 00:15:50.760
‫توی همه‌ی عکسا حسابی داره بهشون خوش می‌گذره.

00:15:51.220 --> 00:15:52.470
‫اوه ایناهاش.

00:15:52.470 --> 00:15:54.310
‫لاته‌ای که خوردن.

00:15:55.460 --> 00:15:57.980
‫ولی هیچ چیزی عجیب به‌نظر نمی‌رسه.

00:15:59.190 --> 00:16:02.400
‫پس لاته بهمون سرنخی نمی‌ده.

00:16:02.400 --> 00:16:07.090
‫سخت شد! مجرم چطوری وادارش کرده ار فنجون سمی بخوره؟

00:16:11.160 --> 00:16:13.480
‫داره عرق می‌ریزه و سرشو گرفته...

00:16:13.480 --> 00:16:16.750
‫یه‌طورایی، همیشه فکر می‌کردم با خونسردی بیشتری پرونده‌ها رو حل می‌کنه.

00:16:18.280 --> 00:16:22.460
‫هرطور که بهش فکر می‌کنم لاته‌ی قربانی مشکلی نداره، نه؟

00:16:22.840 --> 00:16:26.240
‫من افسر ایشکی رو این‌طوری تصور نمی‌کردم.

00:16:27.920 --> 00:16:29.940
‫خیس عرق شدی کارآگاه ایشکی.

00:16:29.940 --> 00:16:32.010
‫بفرما اینم برای رفع خستگی. مهمون ما.

00:16:32.010 --> 00:16:33.010
‫چی؟

00:16:33.010 --> 00:16:34.870
‫یه حوله‌ی دستی داغ، سایز بزرگ.

00:16:34.870 --> 00:16:35.970
‫اون دیگه‌ی حوله‌ی حموم بخاره.

00:16:35.970 --> 00:16:38.810
‫عالیه، نه؟ اگه عینک داشتی شیشه‌هاشو بخار می‌گرفت.

00:16:38.810 --> 00:16:40.400
‫اصلاً خوب نیست.

00:16:40.400 --> 00:16:43.020
‫و با لوگومون حسابی توی شبکه‌های اجتماعی می‌ترکونه.

00:16:43.020 --> 00:16:44.860
‫نباید این‌طوری خودتو معروف کنی.

00:16:45.730 --> 00:16:46.820
‫دقیقاً.

00:16:46.820 --> 00:16:49.510
‫نکته همینه، افسر ایشکی.

00:16:50.530 --> 00:16:52.950
‫وقتی راه اشتباهی رو برای توچشم بودن انتخاب می‌کنی.

00:16:52.950 --> 00:16:54.990
‫توی زندگی هم راه اشتباهی رو انتخاب می‌کنی.

00:16:57.700 --> 00:16:59.910
‫چـ ـ چی دارین می‌گین؟

00:16:59.910 --> 00:17:01.620
‫پس یعنی...

00:17:02.210 --> 00:17:03.650
- ‫معما رو حل کردیم.
- ‫چی؟

00:17:04.370 --> 00:17:06.050
‫می‌دونین مجرم کی بوده؟

00:17:06.050 --> 00:17:08.260
‫ها؟ آ ـ آره، احتمالاً.

00:17:08.260 --> 00:17:11.170
‫من می‌رم بیرون یه نفسی تازه کنم.
‫بیا حواست بهم باشه.

00:17:11.170 --> 00:17:12.300
‫بـ ـ باشه.

00:17:12.300 --> 00:17:14.220
‫راستی! باید استنباطش رو بشنوم.

00:17:17.580 --> 00:17:19.420
‫ازتون یه خواهش دارم.

00:17:19.420 --> 00:17:20.390
‫چی؟

00:17:20.390 --> 00:17:23.350
‫می‌شه هر چیز نوک تیزی که توی آشپزخونه هست رو قایم کنید؟

00:17:23.670 --> 00:17:25.820
‫احتمال قتل دوم هست؟

00:17:25.820 --> 00:17:27.570
‫خب، بله.

00:17:27.570 --> 00:17:30.130
‫هرچند، خود مجرمه که توی خطره.

00:17:34.490 --> 00:17:38.610
‫الان می‌خوام پرونده‌ی قتل جولی-سان رو حل کنم.

00:17:38.610 --> 00:17:40.960
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، مرگ تصادفی نبود.

00:17:40.960 --> 00:17:43.170
‫جولی-سان به عمد کشته شدن.

00:17:45.240 --> 00:17:46.340
‫اما...

00:17:46.340 --> 00:17:49.470
‫جولی تصادفی فنجونش رو برداشت.

00:17:49.470 --> 00:17:52.550
‫فکرمی‌کردم هیچ راهی برای اینکه بشه وادارش
‫کرد یه فنجون مشخص رو برداره وجود نداره.

00:17:52.550 --> 00:17:54.760
‫نه، وجود داره.

00:17:54.760 --> 00:17:57.900
‫مجرم می‌دونسته که جولی-سان فنجون سمت مخالف رو برمیداره.

00:17:57.900 --> 00:17:58.610
‫چی؟

00:17:58.610 --> 00:18:01.390
‫جواب توی شبکه‌ی اجتماعی جولی-سان‌ـه.

00:18:01.860 --> 00:18:03.780
‫جولی-سان فرد میانیِ همه‌ی عکس‌ها هستن.

00:18:03.780 --> 00:18:08.110
‫ایشون عکس‌ها رو جوری می‌گیرن تا توجه روی خودشون باشه.

00:18:08.110 --> 00:18:13.440
‫با دونستن این عادتشون، واضحه که ایشون خوش‌عکس‌ترین لاته رو برمی‌دارن.

00:18:13.440 --> 00:18:15.390
‫بدون اینکه بدونن مسمومه.

00:18:15.390 --> 00:18:19.270
‫اما هر سه لانه پلاتیپوس مشابهی روی هم داشتن.

00:18:19.270 --> 00:18:20.080
‫بله.

00:18:20.560 --> 00:18:22.290
‫تا یک لحظه‌ی مشخص.

00:18:23.810 --> 00:18:26.730
‫کاری که مجرم انجام داده واقعاً ساده بوده.

00:18:26.730 --> 00:18:30.210
‫اون فقط انگشتشو توی فنجون‌های غیرسمی کرده.

00:18:31.880 --> 00:18:35.340
‫هیچکسی متوجه نمی‌شد،
‫و فقط هم یه ثانیه زمان می‌برد.

00:18:37.300 --> 00:18:41.290
‫و توی زمان کوتاهی که به سمت میز برده می‌شدن انجام شده.

00:18:41.290 --> 00:18:43.020
‫این مدرکشه.

00:18:47.610 --> 00:18:50.290
‫هایامی-سان، سوالمو جواب می‌دین؟

00:18:50.710 --> 00:18:52.820
‫چرا فقط چشم اون دو فنجون لاته‌ی دیگه...

00:18:52.820 --> 00:18:58.010
‫شکلش بهم ریخته بود؟

00:18:59.450 --> 00:19:01.160
‫تنها کسی که می‌تونسته این کارو بکنه...

00:19:01.160 --> 00:19:02.640
‫شما بودین!

00:19:13.550 --> 00:19:16.800
‫آخه... آخه جولی...

00:19:19.010 --> 00:19:23.300
‫جولی فقط نمی‌خواست تو مرکز همه‌چیز باشه.

00:19:23.300 --> 00:19:26.600
‫وقتی توجه‌ها به کس دیگه‌ای جلب می‌شد نمی‌تونست تحمل کنه.

00:19:26.600 --> 00:19:30.620
‫حتی دوست پسر من... وقتی یه آژانس استعدادیابی بهم پیشنهاد داد.

00:19:30.620 --> 00:19:32.400
‫اون ازم دزدیدش.

00:19:32.400 --> 00:19:34.090
‫پس برای همین...

00:19:34.090 --> 00:19:35.860
‫هرچقدر هم که نفرتتون شدید بود...

00:19:37.570 --> 00:19:40.270
‫کشتن یه نفر هیچوقت جواب درستی نیست!

00:19:41.990 --> 00:19:43.680
‫شما چی می‌دونین‌ــ

00:19:43.680 --> 00:19:44.700
‫سرتو بکوب.

00:19:47.180 --> 00:19:49.780
‫کسی که زندگی یه نفر دیگه رو کنار می‌ذاره...

00:19:50.130 --> 00:19:52.840
‫حقی برای زندگی توی این دنیا نداره.

00:19:53.250 --> 00:19:55.480
‫چی داره می‌گه؟

00:19:55.480 --> 00:19:56.800
‫سـ ـ سرتون بکوبون؟

00:19:56.800 --> 00:19:58.490
‫سرتو بکوبون.

00:20:01.220 --> 00:20:02.330
‫چشم.

00:20:33.540 --> 00:20:35.550
‫آخ!

00:20:35.550 --> 00:20:39.590
‫قهوه ریخت روم. چخبره؟

00:20:42.570 --> 00:20:44.590
‫ممنونم توتو.

00:20:44.610 --> 00:20:56.610
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:20:57.980 --> 00:21:00.110
‫واقعاً متأسفم.

00:21:00.110 --> 00:21:02.330
‫ریکوردر دیجیتالتون رو شکستم.

00:21:02.330 --> 00:21:04.600
‫از اون برای مقالاتتون استفاده می‌کردین، نه؟

00:21:04.600 --> 00:21:07.840
‫بله، اما فقط محتوای امروز روش بود.

00:21:07.840 --> 00:21:12.370
‫و اصلاً با دیدن ماهیت واقعی یه کارآگاه بزرگ قابل مقایسه نیست.

00:21:12.370 --> 00:21:13.460
‫من کاملاً راضی‌ام.

00:21:13.880 --> 00:21:15.170
‫«ماهیت واقعی»؟

00:21:15.170 --> 00:21:17.130
‫من یه چیزی رو فهمیدم.

00:21:17.130 --> 00:21:20.990
‫وقتی که دیدم سرتونو گرفتین و دارین به همه‌ی جزئیات فکر می‌کنین...

00:21:21.300 --> 00:21:25.350
‫متوجه شدم که استعداد یه کارآگاه بزرگ
‫این نیست که معماها رو مثل جادو حل کنه.

00:21:25.350 --> 00:21:29.070
‫بلکه اینه که با همه‌ی قدرتش باهاش گلاویز بشه.

00:21:29.070 --> 00:21:32.560
‫الان حتی بیشتر براتون احترام قائلم.

00:21:32.560 --> 00:21:34.710
‫امیدوارم در آینده بتونیم با هم کار کنیم.

00:21:35.150 --> 00:21:36.650
- ‫من هم.
- واسه چی؟

00:21:37.570 --> 00:21:41.110
‫خوشحالم که یه نفر در مورد افسر ایشکی با من هم‌نظره.

00:21:41.110 --> 00:21:43.280
‫بفرمایید، برای همه لاته درست کردم.

00:21:43.280 --> 00:21:45.480
‫می‌شه بگیریشون افسر ایشکی.

00:21:45.870 --> 00:21:47.830
- ‫نمی‌تونم اینو نشونش بدم.
- یه خبر عالی - ارتباطات روزنامه‌نگار - ‫تو چنگمونه!

00:21:47.990 --> 00:21:49.680
‫وقتی به‌هم می‌زنیشون مزه‌ش بهتر می‌شه.

00:21:49.680 --> 00:21:52.170
‫اوه ممنون.

00:21:52.170 --> 00:21:55.340
‫چیکوری-کون، اگه گرسنه‌اید...

00:21:55.340 --> 00:21:56.790
‫براتون غذا سفارش می‌دم.

00:21:56.790 --> 00:21:59.260
‫کافه از این کارا نمی‌کنه!

00:21:59.260 --> 00:22:01.520
‫پس باید با غذای خونگی ازشون پذیرایی کنید.

00:22:01.520 --> 00:22:03.220
‫منم یکم می‌خوام. چقدر عالی شد.

00:22:03.220 --> 00:22:04.930
‫الان یعنی چی؟

00:22:04.930 --> 00:22:08.070
‫حتی توی غذاتون کلی شیره‌ی شکر قهوه‌ای می‌ریزم.

00:22:08.070 --> 00:22:09.930
‫کار همیشه‌ته.