﻿WEBVTT

00:00:05.620 --> 00:00:07.150
‫این‌جا کسی نیست.

00:00:08.560 --> 00:00:09.610
‫ناپدید شد؟

00:00:10.010 --> 00:00:11.180
‫صبح روز بعد،

00:00:11.520 --> 00:00:13.650
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

00:00:13.650 --> 00:00:16.090
‫جنازه‌ی مأمور که به‌طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

00:00:16.580 --> 00:00:21.080
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

00:00:21.920 --> 00:00:23.580
‫افسر ایشکی...

00:00:23.580 --> 00:00:27.670
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید شدن یاداگامی سر در آوردین.

00:00:27.670 --> 00:00:31.760
‫افسانه‌های زنده‌ای که توسط زنده‌ها خلق شدن.

00:00:31.780 --> 00:00:38.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:04.060 --> 00:02:09.320
‫13 پرونده‌ی قتل یاداگامی-ساما (بخش دوم)

00:02:06.130 --> 00:02:09.310
‫از همگی ممنونم که جمع شدین.

00:02:09.310 --> 00:02:13.530
‫الان می‌خوام قتلی رو که توی روستاتون رخ داد رو شرح بدم.

00:02:16.530 --> 00:02:21.480
‫دیشب، بعد از اینکه ما یاداگامی-ساما رو
‫دیدیم و فوراً به کلبه‌ی میهمان رفتیم،

00:02:21.480 --> 00:02:25.250
‫این مرد اتفاقی شیره‌ی شکر قهوه‌ایش رو روی زمین انداخت.

00:02:25.250 --> 00:02:27.910
‫هرچند، امروز وقتی به کلبه‌ی مهمان رفتیم.

00:02:27.910 --> 00:02:30.580
‫بطری خیلی دورتر از جایی بود که ازش ریخته شده بود.

00:02:31.210 --> 00:02:35.930
‫این مرد گفت مار سفیدی رو توی رودخونه دید، و وقتی بررسی کردیم،

00:02:35.930 --> 00:02:38.630
‫یه سنگ پیدا کردیم که یه طناب بهش گره خورده بود.

00:02:41.840 --> 00:02:45.630
‫این حقایق، و صدای بلندی که موقع ورود به کلبه شنیدیم،

00:02:45.630 --> 00:02:47.440
‫و بسته شدن معبد،

00:02:47.440 --> 00:02:51.150
‫کلید‌های ترفند ناپدید شدن یاداگامی-سان هستن.

00:02:51.520 --> 00:02:52.860
‫گفتین، ترفند؟

00:02:52.860 --> 00:02:56.070
‫بله. یاداگامی-سامایی که ما دیدیم...

00:02:56.810 --> 00:02:59.530
‫یه طومار نقاشی شده‌ی چسبیده شده روی یه تشک تاتامی بود.

00:02:59.530 --> 00:03:00.740
‫چی؟

00:03:04.120 --> 00:03:05.980
‫مجرم تشک رو ایستاده گذاشته بود،

00:03:05.980 --> 00:03:08.910
‫طومار یاداگامی-ساما رو به پشتش چسبونده بود،

00:03:08.910 --> 00:03:10.680
‫و از طناب برای نگه‌داشتنش استفاده کرده بود.

00:03:10.680 --> 00:03:13.370
‫یه طرف طناب به در بسته شده بود،

00:03:13.370 --> 00:03:17.340
‫در حالی که سر دیگه‌ش به یه سنگ گره خورده
‫بود و از بیرون پنجره آویزون بود.

00:03:17.340 --> 00:03:21.800
‫بنابراین وقتی که ما درو باز کردیم، طناب آزاد شد،

00:03:21.800 --> 00:03:25.080
‫و همراه با سنگِ سمت دیگه‌ش توی رودخونه افتاد.

00:03:25.720 --> 00:03:27.340
‫و تشک هم افتاد سر جاش،

00:03:27.340 --> 00:03:29.030
‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

00:03:29.740 --> 00:03:33.190
‫صدای بلندی که ما شنیدیم، صرفاً
‫صدای افتادن تشک روی زمین بود.

00:03:33.190 --> 00:03:35.650
‫ایـ ـ این حقیقت پشت پنهان شدن یاداگامی-ساماـه؟

00:03:35.650 --> 00:03:39.110
‫من مطمئنم این نقاشی قدیمی چیزیه که ما دیشب دیدیم.

00:03:41.450 --> 00:03:44.390
‫دلیلی که بطری با فاصله از لکه افتاده بود...

00:03:44.390 --> 00:03:48.750
‫این بود که مجرم تشک رو بلند کرده بود
‫تا طومار نقاشی رو برداره.

00:03:49.370 --> 00:03:51.710
‫اما... کی همچین کاری می‌کنه؟

00:03:51.710 --> 00:03:54.840
‫متهم نمی‌خواست روستایی‌ها مظنون شناخته بشن،

00:03:54.840 --> 00:03:56.920
‫بنابراین جوری نقشه ریخت تا غیرممکن به‌نظر بیاد.

00:03:57.230 --> 00:04:00.160
‫برای اینکه حقه‌ش جواب بده، به
‫کسی نیاز داشت تا شاهد ماجرا باشه.

00:04:00.880 --> 00:04:03.340
‫و کسی که ما رو به اتاقمون فرستاد...

00:04:03.340 --> 00:04:05.430
‫شما بودین، شهردار، درسته؟

00:04:08.680 --> 00:04:11.530
‫ایـ ـ اینا دیگه از کجا دراومد؟

00:04:11.530 --> 00:04:12.970
‫در مورد صبح امروزه...

00:04:12.970 --> 00:04:15.570
‫جسد کبودی‌هایی شبیه فلس مار داشت،

00:04:15.570 --> 00:04:18.980
‫و ما هم در این خصوص که شب قبلش
‫مردی رو دیدیم که مار دورش پیچیده‌شده بود، گفتیم.

00:04:18.980 --> 00:04:22.200
‫عموماً، اولین فکر آدما درمورد قربانیه،

00:04:22.510 --> 00:04:25.280
‫ولی شما بلافاصله اعلام کردین، یاداگامی بوده!

00:04:25.280 --> 00:04:28.990
‫چون شما می‌دونستین ما طومار نقاشی رو دیدیم!

00:04:28.990 --> 00:04:31.710
‫ایـ ـ این که نشد مدرک!

00:04:32.100 --> 00:04:34.920
‫اول از همه، کسی اسلحه‌ی قاتل رو پیدا نکرد! کجاست؟

00:04:36.970 --> 00:04:41.190
‫د ـ درسته! اسلحه نکته‌ی ارتباطیتون با جسده...

00:04:41.190 --> 00:04:43.560
‫احسنت افسر ایشکی! بند!

00:04:43.560 --> 00:04:45.640
‫نه من نگفتم بند!

00:04:45.640 --> 00:04:48.390
‫منظورتون طنابیه که جلوی معبد وصله!

00:04:49.390 --> 00:04:50.600
‫ها؟

00:04:50.600 --> 00:04:54.250
‫از نزدیک که نگاه می‌کنم، می‌تونم بفهمم متفاوت از دیروز وصل شده،

00:04:54.250 --> 00:04:57.260
‫همو‌ن‌طور که فکر می‌کردم برای چیزی استفاده شده و بعدش برگردونده شده.

00:04:57.560 --> 00:04:59.020
‫حالا فهمیدم!

00:04:59.380 --> 00:05:01.730
‫سلاح قاتل طناب معبده!

00:05:01.730 --> 00:05:04.260
‫اگه بفرستیمشون پزشکی قانونی...

00:05:04.260 --> 00:05:06.740
‫اثر انگشت شما و قربانی رو روش پیدا می‌کنیم!

00:05:15.710 --> 00:05:18.690
‫غـ ـ غیرممکنه! یعنی‌ـــ

00:05:18.690 --> 00:05:21.380
‫می، دیگه کافیه.

00:05:21.760 --> 00:05:22.840
‫بابابزرگ...

00:05:22.840 --> 00:05:26.480
‫متأسفم، می، همگی...

00:05:29.300 --> 00:05:31.620
‫کار من بود.

00:05:32.290 --> 00:05:35.830
‫من از اون مأموری که برای ساخت سد اومده بود متنفر بودم،

00:05:35.830 --> 00:05:39.170
‫برای همین گفتم بیاد این‌جا و کشتمش.

00:05:39.170 --> 00:05:42.730
‫واقعاً تنها دلیلش همینه؟

00:05:42.730 --> 00:05:45.450
‫چیز دیگه‌ای نیست که دارین مخفیش می‌کنین؟

00:05:52.650 --> 00:05:54.060
‫خودتو بنداز پایین.

00:05:54.790 --> 00:05:56.000
‫دوباره شروع شد!

00:05:56.310 --> 00:05:59.370
‫با مرگ خودت با مرده همدردی کن.

00:06:00.210 --> 00:06:02.670
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

00:06:02.670 --> 00:06:04.630
‫خودتو بنداز توی آبشار.

00:06:07.090 --> 00:06:08.890
‫باشه. میندازم.

00:06:15.610 --> 00:06:18.970
‫میندازم... میندازم...

00:06:18.970 --> 00:06:20.430
‫میندازم...

00:06:24.110 --> 00:06:25.070
- ‫نکنین!
- ‫به خودتون بیاین!

00:06:29.350 --> 00:06:31.660
‫من داشتم...

00:06:34.330 --> 00:06:37.000
‫الان دیگه همه‌چی خوبه. نگران نباشین.

00:06:50.180 --> 00:06:51.170
- ‫بابابزرگ!
- ‫توتوتو!

00:07:01.430 --> 00:07:02.480
‫شما دو نفر حالتون خوبه؟!

00:07:02.480 --> 00:07:05.150
‫یالا! یه‌چیزی بیارین، مهم نیست چی باشه!

00:07:11.950 --> 00:07:14.150
‫شهردار، لطفاً بگیرینش.

00:07:15.620 --> 00:07:16.840
- ‫ما می‌کشیمتون بالا! طاقت بیارین!
- ‫منم کمک می‌کنم.

00:07:30.970 --> 00:07:35.720
‫می، لطفاً خوشبخت شو.

00:07:36.350 --> 00:07:37.930
‫بابابزرگ...

00:07:37.930 --> 00:07:39.600
‫بریم، شهردار.

00:08:00.620 --> 00:08:02.960
‫چطوره دیگه بیای بیرون؟

00:08:03.350 --> 00:08:05.920
‫تو بودی که طناب رو انداختی، نه؟

00:08:14.080 --> 00:08:16.640
‫چه بزرگ شدی، اسپیتز.

00:08:16.640 --> 00:08:18.600
‫آ ـ آنیکی؟

00:08:18.600 --> 00:08:22.060
‫شما دو نفر از کی فهمیدین من این‌جام؟

00:08:22.430 --> 00:08:23.560
- ‫توتو.
- ‫درسته.

00:08:24.520 --> 00:08:26.970
‫وقتی موروی گفت توی صحرا بیهوش شد...

00:08:26.970 --> 00:08:29.390
‫و توی دامنه‌ی کوه بیدار شد،

00:08:29.390 --> 00:08:33.240
‫این احتمال رو که کسی که نزدیک کوه
‫زندگی می‌کنه نجاتش داده رو در نظر گرفتیم.

00:08:33.240 --> 00:08:36.620
‫بعد اون زمانی رو که می‌-سان برای اهدای پیشکش رفته بود، یادمون اومد،

00:08:36.620 --> 00:08:39.090
‫یه کیف عایق همراهش بود.

00:08:42.050 --> 00:08:45.380
‫احتمال دادیم که برای کسی که توی کوهه غذا برده.

00:08:45.380 --> 00:08:47.840
‫و همچنین...

00:08:48.430 --> 00:08:52.750
‫وقتی می-کون اسپیتز رو دید، از دهنش پرید «تو این‌جا چیکار می‌کنی؟»

00:08:52.750 --> 00:08:57.850
‫واسه‌مون سوال شد نکنه کسی که براش ‫غذا می‌برده، شبیه اسپیتزه.

00:08:57.850 --> 00:09:01.060
‫برای همین به فکرمون رسید، شاید برادرش باشه.

00:09:01.470 --> 00:09:03.590
‫نه، افسر ایشکی؟

00:09:03.590 --> 00:09:04.560
‫هوم. هوم.

00:09:05.020 --> 00:09:06.600
‫که این‌طور.

00:09:06.600 --> 00:09:09.480
‫اسپیتز، واسه خودت دوستای خوب و بااستعدادی پیدا کردی.

00:09:11.580 --> 00:09:13.900
چرا منو ول‌کردی و غیبت زد؟

00:09:16.840 --> 00:09:18.700
‫همه‌چیز پونزده سال پیش شروع شد...

00:09:19.360 --> 00:09:22.220
‫زمانی که برای تحقیقات از این روستا بازدید می‌کردم،

00:09:22.650 --> 00:09:25.570
‫شهردار در مورد برنامه‌ی احداث سد برام گفت.

00:09:25.570 --> 00:09:29.030
‫من پیشنهاد دادم از افسانه‌ی یاداگامی برای پیاده کردن یه حقه استفاده کنن.

00:09:29.030 --> 00:09:30.950
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

00:09:31.510 --> 00:09:33.870
‫اما وقتی به کشور خودم برگشتم،

00:09:33.870 --> 00:09:36.810
‫فهمیدم ماشین آلات سنگین رو توی کوهستان مخفی کرده...

00:09:36.810 --> 00:09:39.310
‫و مانع ساخت سد شده.

00:09:40.440 --> 00:09:44.560
‫بعدش، چهار سال بعد، وقتی که داشتم توی یه
‫کشور دیگه کارهای میدانی انجام می‌دادم،

00:09:44.560 --> 00:09:46.760
‫زندگیم به کل عوض شد.

00:09:48.010 --> 00:09:50.560
‫چیزی رو فهمیدم که نباید.

00:09:50.560 --> 00:09:53.240
‫که باعث شد یه سازمان خاص بیفته دنبالم.

00:09:54.440 --> 00:09:56.150
‫داری در مورد کدوم سازمان حرف می‌زنی؟

00:09:56.150 --> 00:09:58.480
‫حتی اگه بمیرم هم نمی‌گم.

00:09:58.480 --> 00:10:01.870
‫اگه بگم، نمی‌تونم امنیت هیچکدومتون رو تضمین کنم.

00:10:04.070 --> 00:10:08.780
‫برای همین بدون اطلاع خانواده‌ت ناپدید شدی، درسته؟

00:10:09.130 --> 00:10:10.750
‫بله، همین‌طوره.

00:10:10.750 --> 00:10:13.900
‫بعد از اینکه کسایی که افتاده بودن دنبالم رو ‫دور زدم و به این‌جا اومدم،

00:10:13.900 --> 00:10:17.520
‫از حقی که برای جلوگیری از احداث سد داشتم، سوء ‫استفاده کردم...

00:10:17.520 --> 00:10:19.910
‫و توی کوه پناه گرفتم.

00:10:19.910 --> 00:10:22.890
‫پس روستایی‌ها می‌دونن تو این‌جایی؟

00:10:22.890 --> 00:10:26.660
‫بله، از روزی که ناپدید شدم و اسپیتز رو ترک کردم.

00:10:26.660 --> 00:10:28.230
‫پس قضیه اینه...

00:10:28.230 --> 00:10:30.690
‫تمام روستا توطئه کردن تا مخفیت کنن.

00:10:30.690 --> 00:10:34.300
‫اما آخرش، من باعث بدبختی این مردم شدم.

00:10:34.710 --> 00:10:39.050
‫به‌خاطر من بود که شهردار اون مأمور رو کشت.

00:10:42.550 --> 00:10:44.830
‫مأمور فهمید من این‌جام...

00:10:44.830 --> 00:10:46.760
‫و متوجه شد یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست،

00:10:46.760 --> 00:10:50.320
‫برای همین در ازای بسته نگه‌داشتن
‫دهنش درخواست پول کرد.

00:10:50.660 --> 00:10:52.720
‫طولی نکشید که مطالباتش بالا گرفت.

00:10:52.720 --> 00:10:55.590
‫وقتی تهدید کرد که دستمو برای دنیا رو می‌کنه...

00:10:55.860 --> 00:10:57.550
‫اون فاجعه رخ داد.

00:10:58.050 --> 00:10:59.010
‫که این‌طور.

00:10:59.540 --> 00:11:01.100
‫من خبر نداشتم.

00:11:01.630 --> 00:11:02.970
‫بابابزرگ...

00:11:03.490 --> 00:11:06.810
‫من قصد ندارم به قیمت خوشحالی بقیه زندگی کنم.

00:11:06.810 --> 00:11:10.150
‫ایشکی-کون بودی، درسته؟ باید منو دستگیر کنی.

00:11:10.150 --> 00:11:11.150
- ‫چی؟
- ‫نمی‌تونی!

00:11:12.110 --> 00:11:15.080
‫آنیکی! من تازه پیدات کردم!

00:11:15.080 --> 00:11:16.450
‫اسپیتز...

00:11:16.450 --> 00:11:20.280
‫من فقط می‌خواستم قبل از دستگیر شدنم حقیقت
‫رو در مورد اتفاقی که افتاده واسه‌ت بگم.

00:11:20.810 --> 00:11:22.170
‫خب، ایشکی-کون،

00:11:22.580 --> 00:11:24.390
‫وادار کردنشون به مخفی کردن ماشین‌آلات سنگین...

00:11:24.390 --> 00:11:26.240
‫و خیلی چیزای دیگه هست که منو بهشون متهم کنی.

00:11:26.240 --> 00:11:27.880
‫صبر کن، آنیکی!

00:11:27.880 --> 00:11:31.460
‫شهردار واقعاً تلاش داشت ازت محافظت کنه؟

00:11:32.670 --> 00:11:35.390
‫این صرفاً حدس منه، اما من فکر می‌کنم...

00:11:35.390 --> 00:11:37.880
‫چیزی که شهردار واقعاً داشت ازش محافظت می کرد...

00:11:38.160 --> 00:11:41.340
‫احساسات می‌-کون به تو بوده.

00:11:45.510 --> 00:11:47.050
‫می...

00:11:47.050 --> 00:11:48.980
‫همچین مردی رو...

00:11:54.900 --> 00:11:59.890
‫ما کسی هستیم که مردی که یاداگامی-ساما
‫دزدیده بود رو بیرون کشیدیم،

00:12:00.300 --> 00:12:03.620
‫مطمئنم عذاب الهی تو راهه، و
‫خشم یاداگامی-ساما نازل می‌شه.

00:12:03.620 --> 00:12:07.330
‫اون‌موقعست که یهویی در آسمون باز می‌شه، درسته؟

00:12:09.290 --> 00:12:12.500
‫ترجیح می‌دم موش آبکشیده نشم. فعلاً با اجازه.

00:12:12.500 --> 00:12:15.960
‫وایسا! تو که گفتی به این چیزای اسرارآمیز علاقه‌ای نداری.

00:12:22.340 --> 00:12:26.100
‫حالا که پرونده حل شده، منم رفع زحمت می‌کنم.

00:12:27.810 --> 00:12:28.930
‫وایسا!

00:12:44.120 --> 00:12:47.860
‫ممنونم، توتوتو، رون-کون!

00:13:07.560 --> 00:13:09.080
‫حالا نوبت منه!

00:13:09.080 --> 00:13:10.810
‫منتظر بمون، رون-کون!

00:13:10.810 --> 00:13:15.340
‫غیرممکنه رون-کون کسی رو توی اردوی تمرینی خونین کشته باشه.

00:13:15.770 --> 00:13:19.270
‫چه حقیقتی پشت فایلاییه که این‌جاست؟

00:13:19.270 --> 00:13:20.540
‫دیگه کافیه.

00:13:21.930 --> 00:13:24.660
‫چیزی که دنبالش اینه؟

00:13:25.030 --> 00:13:26.870
‫استاد اسپیز فایر؟

00:13:28.580 --> 00:13:30.170
‫مدیر؟

00:13:30.980 --> 00:13:34.520
‫سعی داری فایلای مربوط به حادثه‌ی کامونوهاشی-رون رو بدزدی.

00:13:34.520 --> 00:13:37.000
‫حتماً برای عواقبش هم آماد‌ه‌ای!

00:13:38.710 --> 00:13:41.520
‫معلومه! من بهش خیلی مدیونم.

00:13:41.520 --> 00:13:43.380
‫هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

00:13:51.510 --> 00:13:54.420
‫پس... ازت یه خواهش دارم.

00:13:54.420 --> 00:13:55.480
‫چی؟

00:14:02.320 --> 00:14:04.490
‫رون-کون، من برگشتم!

00:14:04.490 --> 00:14:06.200
‫خوش اومدی، اسپیتز!

00:14:06.200 --> 00:14:07.750
‫خوشحالم که حالت خوبه.

00:14:08.400 --> 00:14:09.710
‫ممنون، توتوتو!

00:14:10.110 --> 00:14:12.460
‫خب، فایلا چی؟

00:14:12.460 --> 00:14:14.730
‫خشکش زده و مضطربه.

00:14:15.550 --> 00:14:17.220
‫در اون مورد...

00:14:21.110 --> 00:14:22.470
- ‫اون‌جا نبودن.
- ‫چی؟

00:14:24.630 --> 00:14:26.430
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.

00:14:26.430 --> 00:14:28.680
‫ولی برات یه پیغام دارم.

00:14:28.680 --> 00:14:32.170
‫چیز مهمیه، برای همین مدیر ازم خواست حتماً بهت برسه.

00:14:33.370 --> 00:14:36.400
‫پیغام توی این تبلته.

00:14:36.400 --> 00:14:40.110
‫ولی وقتی باز بشه، ناپدید می‌شه.
‫برای همین گفت مراقب باشی.

00:14:41.180 --> 00:14:42.620
‫بذار بخونمش.

00:14:49.700 --> 00:14:51.300
‫یه کده.

00:14:51.710 --> 00:14:53.820
‫من می‌تونم زودی رمزگشاییش کنم.

00:14:53.820 --> 00:14:56.970
‫نمی‌خوایم مزاحمت شیم، ما اون‌جاییم.

00:14:56.970 --> 00:14:58.170
‫وایسین.

00:14:59.880 --> 00:15:03.840
‫یه رمز عبور ساخته شده از اطلاعات شخصی شما دو نفر می‌خواد.

00:15:03.840 --> 00:15:05.030
‫چی؟

00:15:09.300 --> 00:15:11.320
‫پیغام برای توـه دیگه رون؟

00:15:11.320 --> 00:15:13.290
‫اشکالی نداره ما هم بشنومیش؟

00:15:13.290 --> 00:15:15.530
‫دلیلی که برای رمز عبورش به شما نیاز دارم...

00:15:15.530 --> 00:15:17.870
‫اینه که می‌خواد شما دو نفر هم بشنوینش.

00:15:17.870 --> 00:15:18.730
‫می‌خونمش.

00:15:21.380 --> 00:15:24.680
‫«وضعیت وخیمه، کامونوهاشی رون،

00:15:24.680 --> 00:15:27.660
‫پس من دیگه حقیقت رو بهت می‌گم.

00:15:27.960 --> 00:15:31.770
‫مدارکی که در مورد اردوی تمرینی خونین به دنبالشی...

00:15:31.770 --> 00:15:35.630
‫...دیگه از فایلای بلو و پلیس پاک شده.

00:15:35.630 --> 00:15:37.950
‫حقیقتش در خصوص اون حادثه،

00:15:37.950 --> 00:15:40.820
‫لکه‌ی خونی که نه متعلق به تو بود و نه قربانی‌ها،

00:15:40.820 --> 00:15:45.050
‫بلکه متعلق به شخص کاملاً
‫غریبه‌ای بود، توی صحنه‌ی جرم پیدا شد.

00:15:45.630 --> 00:15:48.190
‫اما همچنان کسی نتونست معمای پشت اتاق‌بسته رو...

00:15:48.190 --> 00:15:50.150
‫که قتل درش صورت گرفته بود رو حل کنه،

00:15:50.150 --> 00:15:53.610
‫پس کسی نمی‌تونه اسم تو رو مبرا از سوء ظن کنه.

00:15:54.270 --> 00:16:01.480
‫یک‌جایی، یه‌نفر همه‌ی داده‌های مربوط به خون فرد
‫ناشناس رو از تمامی فایل‌ها پاک کرد.

00:16:03.440 --> 00:16:08.110
‫بعدش استاد گریزلی توی پرونده‌ی رصدخانه کشته شدن،

00:16:08.110 --> 00:16:13.450
‫و یک گزارش در مورد علامتی توی صحنه‌ی
‫جرم بود که با علامت روی گردنت مطابقت داشت.

00:16:13.450 --> 00:16:16.470
‫من از یک چیز مطمئن شدم.

00:16:16.920 --> 00:16:21.300
‫حادثه‌ی پنج سال پیش، توسط یه سازمان مشخص انجام شده،

00:16:21.300 --> 00:16:23.380
‫و تو به اشتباه متهم شدی.

00:16:24.070 --> 00:16:27.420
‫اون نشان که بعداً در طی درمانت روی گردنت ظاهر شد،

00:16:27.420 --> 00:16:32.350
‫احتمالاً همزمان با اختلال قاتل‌کشیِ تو ایجاد شده.

00:16:32.350 --> 00:16:36.560
‫فقط یک سازمان وجود داره
‫که توانایی چنین کاری رو داره...

00:16:39.190 --> 00:16:40.510
‫خاندان ام.»

00:16:40.510 --> 00:16:42.190
‫چی؟ هیچکس نه اونا!؟

00:16:42.190 --> 00:16:43.900
‫خاندان ام؟

00:16:46.790 --> 00:16:50.020
‫می‌گن سر همه‌ی جنایت‌ها رو بگیری به خاندان ام می‌رسی.

00:16:50.020 --> 00:16:53.080
‫و چیزی که خودشون مرتکب می‌شن به‌طور تضمینی حل نشدنیه.

00:16:53.080 --> 00:16:55.830
‫اون‌ها شنیع‌ترین خانواده‌ی جنایتکار تاریخ‌ان.

00:16:55.830 --> 00:17:01.170
‫موارد انگشت‌شماری هست که حتی توانمند‌ترین
‫فارغ‌التحصیلان بلو هم همچنان نتونستن حل کنن.

00:17:01.170 --> 00:17:04.850
‫می‌گن خاندان ام توی حدود 90درصدشون نقش داره.

00:17:04.850 --> 00:17:07.800
‫همچین سازمانی دنبال رونه؟

00:17:09.510 --> 00:17:12.390
‫رون-کون، بقیه‌ش رو هم بخون.

00:17:14.470 --> 00:17:18.100
‫«من مایلم حقیقت پشت این اتفاقات رو بدونم،

00:17:18.100 --> 00:17:22.520
‫اما فهمیدم جاسوسی از خاندان ام توی بلو هست،

00:17:22.520 --> 00:17:24.690
‫پس باید با نهایت احتیاط عمل کنم.»

00:17:24.690 --> 00:17:26.480
‫توی آکادمی جاسوس هست؟!

00:17:26.480 --> 00:17:32.160
‫«برای همین چاره‌ای ندارم تا به این شیوه برات پیغام بفرستم.

00:17:32.160 --> 00:17:35.380
،‫برای توانایی‌هات احترام زیادی قائلم

00:17:35.380 --> 00:17:37.960
‫یک روز، وقتی بی‌گناهیت رو ثابت کردی،

00:17:37.960 --> 00:17:41.710
‫مشتاقم تا گواهی کارآگاهیت رو برگردونم.»

00:17:41.710 --> 00:17:46.320
‫رون، والدین تو و من دوستان قدیمی بودیم.

00:17:46.320 --> 00:17:49.320
‫من از وقتی به دنیا اومدی مراقبت بودم.

00:17:49.700 --> 00:17:54.930
‫اخیراً که با خبر شدم دوستان مورد اعتمادی پیدا کردی، عمیقاً خوشحال شدم.

00:17:54.930 --> 00:17:57.140
‫ایشکی توتومارو-سان.

00:17:57.140 --> 00:17:59.120
‫استاد اسپیتز...

00:17:59.600 --> 00:18:02.550
‫رون رو به شما می‌سپارم.

00:18:03.060 --> 00:18:05.160
‫«خیلی احتیاط کنید»

00:18:05.160 --> 00:18:08.330
‫مدیر بلو، امه امه‌ریه.

00:18:14.550 --> 00:18:18.170
‫حالا فهمیدیم کی برای رون پاپوش درست کرده.

00:18:18.170 --> 00:18:22.250
‫بیاید این خاندان ام رو گیر بندازیم و مجبورشون
‫کنیم همه‌چیز رو در مورد رون بهمون بگن!

00:18:22.250 --> 00:18:25.080
‫توتوتو... عزمت رو دوست دارم!

00:18:25.080 --> 00:18:27.710
‫ولی در مقابل این آدما هیچ معنایی نداره.

00:18:27.710 --> 00:18:30.480
‫فارغ‌التحصیل‌های بلو که سعی کردن پرونده‌هایی که...

00:18:30.480 --> 00:18:32.980
‫خاندان ام توشون نقش داشتن رو حل کنن،

00:18:32.980 --> 00:18:34.930
‫همه‌شون دچار مرگ مرموزی شدن.

00:18:35.460 --> 00:18:37.020
‫منظورت اینه کشته شدن؟

00:18:37.520 --> 00:18:40.150
‫حقیقت توی تاریکی پنهان شده.

00:18:40.850 --> 00:18:43.480
‫همچین گروه خطرناکی...

00:18:45.030 --> 00:18:46.430
‫رون.

00:18:59.120 --> 00:19:01.580
‫مشکل همینه.

00:19:02.040 --> 00:19:05.790
‫انقدر هیجان‌زده‌م که نمی‌تونم جلوی لرزیدنم رو بگیرم.

00:19:09.630 --> 00:19:15.660
‫تا وقتی که من و توتو به حل کردن پرونده‌ها
‫ادامه بدیم، اونا حتماً دوباره خوشونو نشون می‌دن.

00:19:16.600 --> 00:19:19.310
‫اما دفعه‌ی بعدی، دیگه نمی‌ذاریم قسر در برن.

00:19:21.710 --> 00:19:24.970
‫پته‌ی خاندان ام رو می‌ریزیم روی آب.

00:21:00.410 --> 00:21:01.830
‫نی‌-سان.

00:21:01.830 --> 00:21:06.660
‫کریسِ سلاخ، داره بچه‌دار می‌شه برای همین می‌خواد دیگه خلاف نکنه.

00:21:06.990 --> 00:21:08.740
‫برای همین به مشکل خوردیم.

00:21:08.740 --> 00:21:11.590
‫می‌دم تیکه‌تیکه‌ش بکنن و یه‌نفر دیگه رو میارم.

00:21:11.590 --> 00:21:13.940
‫فکر بدی که نیست،

00:21:13.940 --> 00:21:17.380
‫ولی باعث می‌شه پونزده سال دیگه یکی قصد انتقام کنه.

00:21:18.380 --> 00:21:21.390
‫حواست باشه کوچیکترین جوونه‌ها رو هم ریشه‌کن کنی.

00:21:21.390 --> 00:21:23.140
‫حتماً.

00:21:23.510 --> 00:21:26.470
‫چرا سازمانی به دقت ما...

00:21:26.470 --> 00:21:28.980
‫اجازه داد اون دورگه زندگی کنه؟

00:21:28.980 --> 00:21:30.630
‫هی وینتر!

00:21:30.630 --> 00:21:33.020
‫این‌طوری نباید با بردار بزرگت حرف بزنی.

00:21:34.400 --> 00:21:36.740
‫منظورت کامونوهاشی رونه؟

00:21:37.280 --> 00:21:38.910
‫پس کیه؟

00:21:38.910 --> 00:21:42.970
‫به‌خاطر اینکه عضوی از خانواده‌ست.
‫اونم خون ما رو توی رگ‌هاش داره.

00:21:42.970 --> 00:21:44.280
‫خانواده.

00:21:44.280 --> 00:21:45.960
‫پس آلیس چی؟

00:21:45.960 --> 00:21:47.990
‫اونم همخون ما بود!

00:21:47.990 --> 00:21:49.820
‫هنوز حرفم تموم نشده بود.

00:21:49.820 --> 00:21:53.000
‫دقیق بخوام بگم، فقط کسایی که برترن باقی می‌مونن.

00:21:53.000 --> 00:21:56.070
‫کامونوهاشی رون ثابت می‌کنه که
ارزش اینکه برادر ما باشه رو داره؟

00:21:56.070 --> 00:21:57.970
‫قصد داریم اینو بفهمیم.

00:21:57.970 --> 00:22:01.050
‫ولی اون همخون شرلوک هلمز هم هست.

00:22:01.050 --> 00:22:02.890
‫هیچوقت برادر من حساب نمی‌شه.

00:22:06.890 --> 00:22:08.810
‫وینتر.

00:22:08.810 --> 00:22:12.270
‫هنوزم بابت اینکه آلیس رو کنار گذاشتیم ناراحتی؟

00:22:13.480 --> 00:22:14.600
- ‫ولم کن!
- ‫هـ ـ هی!

00:22:16.840 --> 00:22:22.950
‫ولی یه راه هست که هم خواسته‌ی تو و هم خواسته‌ی من برآورده شه.

00:22:25.120 --> 00:22:26.970
‫ناامیدی.

00:22:27.800 --> 00:22:30.900
‫بهترین جنایات خاندان ام...

00:22:30.900 --> 00:22:36.640
‫مدت‌ها که توسط شرلوک‌ هلمز و نوادگانش برملا شدن.

00:22:37.300 --> 00:22:42.910
‫خون اون... توی رگ‌های کامونوهاشی رون
‫در جریانه، پس چیزی که نمی‌تونیم اجازه‌ش رو بدیم...

00:22:42.910 --> 00:22:44.730
‫اینه که اون کارآگاه بشه.

00:22:47.970 --> 00:22:50.750
‫بنابراین، باید ناامیدی رو روی سرش خراب کنیم.

00:22:51.200 --> 00:22:55.470
‫بعد از اینکه کاملاً دست از کارآگاهی کشید...

00:22:55.470 --> 00:22:58.670
‫معلوم می‌کنیم آیا ارزش خاندان موریارتی رو داره یا نه.

00:22:59.360 --> 00:23:02.620
‫حتی اگه توی این مسیر بلااستفاده شد هم مشکلی نیست.

00:23:04.720 --> 00:23:08.130
‫صرفاً نشون می‌ده تا همین حد ازش بر میومده.

00:23:12.960 --> 00:23:15.170
‫کامل و دقیق انجامش می‌دم.

00:23:17.630 --> 00:23:19.460
‫روت حساب می‌کنم.

00:23:19.170 --> 00:23:22.840
- m 40.4 230.4 l 144 230.4 144 272 40.4 272 - ‫اولین فرزند خاندان موریارتی - ‫میلو
موریارتی - ‫اولین فرزند خاندان موریارتی - ‫میلو موریارتی - ‫یه بلیت به ژاپن واسه‌ت دارم.

00:23:23.120 --> 00:23:28.060
- ‫برو و یه چشمه‌ی ترسناک از خاندان موریارتی رو نشونش بده.
- m 243.2 231.5 l 362.4 231.5 362.4 271.5 243.2 271.5 - ‫چهارمین فرزند خاندان موریارتی - ‫وینتر موریارتی - ‫چهارمین فرزند خاندان موریارتی - ‫وینتر موریارتی

00:23:30.610 --> 00:23:37.610
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.