﻿WEBVTT

00:00:12.380 --> 00:00:15.490
‫اوی، قبل از برگشتنش همه ی تراکتا رو پخش کردی؟

00:00:17.570 --> 00:00:21.580
‫انگاری این اطراف یه جسد پیدا کردن، برای همین وقت مناسبش نبود.

00:00:22.030 --> 00:00:23.340
‫جسد؟

00:00:23.340 --> 00:00:26.090
‫بله. همه‌جا پلیس هست.

00:00:26.090 --> 00:00:28.280
‫چه رو مخ.

00:00:28.280 --> 00:00:31.630
‫فهمیدم. برو بگو کار توـه و خودتو تحویل بده.

00:00:31.630 --> 00:00:34.040
‫این‌طوری باعث می‌شه پلیسا شرو کم کنن.

00:00:34.040 --> 00:00:36.050
‫عه؟ نمی‌شه که.

00:00:37.520 --> 00:00:41.520
‫خب، معلومه خب.
‫هیچ‌کی همچین چیزی نمی‌خواد، نه؟

00:00:43.960 --> 00:00:47.260
‫منم عمراً گیر نمی‌افتم.

00:00:47.284 --> 00:01:07.284
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:23.000 --> 00:02:26.500
‫یه نفر مرده؟ پس بگو چرا انقدر شلوغ پلوغه.

00:02:26.500 --> 00:02:30.470
‫بله. اگه چیزی می‌دونین، ممنون می‌شیم بهمون بگین.

00:02:30.470 --> 00:02:34.090
‫من سرم شلوغه، وقت برای این کارا ندارم.

00:02:35.050 --> 00:02:38.310
‫بعدم خیلی دردسره که یکی اینجا ریق رحمتو سر بکشه.

00:02:38.310 --> 00:02:40.760
‫باعث می‌شه دکه‌های لب ساحل بدنام بشن.

00:02:40.760 --> 00:02:42.980
‫نباید اینطوری در موردش حرف بزنین.

00:02:42.980 --> 00:02:44.930
‫آروم باشین، دکتر.

00:02:45.360 --> 00:02:50.150
‫متوفی یه موج‌سوار با لباس غواصی بوده.
‫گویا حادثه بوده.

00:02:51.190 --> 00:02:54.390
‫پسر این موج‌سوارا مایه‌ی عذابن.

00:02:54.390 --> 00:02:56.360
‫خب... گمونم چیزی که حقته سرت میاد.

00:02:56.360 --> 00:02:58.140
‫چیزی که حقته سرت میاد؟

00:02:58.140 --> 00:03:00.740
‫توی تابستون زیاد پیش میاد.

00:03:00.740 --> 00:03:04.330
‫ولی لباس غواصی خودش نبود. بهش بزرگ بود.

00:03:04.330 --> 00:03:09.950
‫اوه. بچه‌های قایق‌سوار لباساشونو می‌ذارن توی اون کلبه‌ای که بهش می‌گن قایق‌خونه.

00:03:09.950 --> 00:03:11.170
‫حتماً یکی از اونا بوده.

00:03:11.550 --> 00:03:12.880
‫خوب خبر دارین.

00:03:13.180 --> 00:03:14.950
‫خب، آدم همین اطرافم.

00:03:14.950 --> 00:03:18.340
‫شبای تابستون سرد می‌شه، لابد پوشیده و رفته شنا.

00:03:18.340 --> 00:03:21.870
‫شنا؟ موج‌سوار مگه نمی‌ره موج‌سواری؟

00:03:21.870 --> 00:03:23.560
‫چی باعث شد همچین فکری کنین؟

00:03:29.170 --> 00:03:30.270
‫شوخی کردم.

00:03:30.270 --> 00:03:32.520
‫موج‌سوارا هم می‌رن شنا. آدمن دیگه.

00:03:34.730 --> 00:03:35.990
‫نه؟

00:03:35.990 --> 00:03:38.950
‫خب راستی تو... چطوری کشتیش؟

00:03:39.910 --> 00:03:40.870
‫عه؟

00:03:44.180 --> 00:03:46.830
‫اینم شوخی بود. اینطوری نگاه نکن.

00:03:46.830 --> 00:03:49.760
‫حرومی! جرئت می‌کنی با من سرشاخ بشی؟

00:03:49.760 --> 00:03:53.380
‫اوه! چون یخ در بهشتمون تموم شده بود، داری این کارا رو می‌کنی؟

00:03:53.380 --> 00:03:54.320
‫معلومه.

00:03:54.320 --> 00:03:55.510
‫نه، این‌طور نیست.

00:03:55.510 --> 00:04:00.920
‫اطلاعاتی مبنی بر این که متوفی ساعت 10 شب به دیدن شما اومد، داریم.

00:04:00.920 --> 00:04:03.470
‫می‌تونین بگین دیروز کجا بودین؟

00:04:03.470 --> 00:04:05.930
‫امان... زودتر بنال خب.

00:04:05.930 --> 00:04:10.150
‫اون‌موقع، تمیزکاری این‌جا رو تموم کرده بودم و داشتم برمی‌گشتم خونه.

00:04:10.150 --> 00:04:13.700
‫بعدش رفتم یه مهمونی مشروب‌خوری همین اطراف و تا سحر اون‌جا بودم.

00:04:13.700 --> 00:04:15.900
‫هشت‌تا شاهدم دارم.

00:04:16.230 --> 00:04:21.370
‫پس برای زمان تخمینی مرگ که بین 2 تا 3 صبح باشه، توجیه زمانی داره.

00:04:21.660 --> 00:04:23.830
‫متوجه چیزی نشدین؟

00:04:24.160 --> 00:04:27.220
‫حالا که می‌گی، اطراف جز و مرد، یه آدم مستو دیدم...

00:04:27.220 --> 00:04:31.040
‫که یه گل روی تی‌شرتش بود و داشت می‌رفت سمت دریا.

00:04:31.360 --> 00:04:35.250
‫از کجا فهمیدین قربانی تی‌شرتی پوشیده بود که عکس گل روش بود؟

00:04:35.250 --> 00:04:38.110
‫ترمز بگیر، می‌خوای منو گیر بندازی؟

00:04:38.110 --> 00:04:41.590
‫من کجا گفتم اون یارو قربانی بوده؟

00:04:41.590 --> 00:04:44.540
‫هاها بلدی ها! شوخی کردم.

00:04:44.870 --> 00:04:48.810
‫حیف شد واسه‌تون، ولی بذارید رک و پوست‌کنده بهتون بگم...

00:04:49.110 --> 00:04:54.270
‫من یه توجیه زمانی بی‌نقص دارم! عمراً من کسی رو نکشتم.

00:04:54.710 --> 00:04:56.810
‫هوم. چه جالب.

00:04:56.810 --> 00:04:58.920
‫مدیر! مشتری داریم.

00:04:58.920 --> 00:04:59.950
‫اومدم!

00:05:00.340 --> 00:05:02.910
‫حالا که فهمیدین، دمتونو بذارین رو کولتون و هری.

00:05:03.460 --> 00:05:05.010
‫فعلاً.

00:05:08.380 --> 00:05:10.390
‫دقیقاً همون‌طوریه که گفت.

00:05:10.390 --> 00:05:11.360
‫چه کنیم؟

00:05:11.360 --> 00:05:12.080
‫چی؟

00:05:12.380 --> 00:05:17.140
‫کنجکاوم بدونم، بدون اینکه بدونه قربانی
‫کی مرده، چطوری توجیه زمانی داره...

00:05:17.140 --> 00:05:19.050
‫غیبگو که نیست.

00:05:19.410 --> 00:05:22.010
‫این مدیره خیلی مشکوکه.

00:05:34.370 --> 00:05:35.520
‫هی.

00:05:35.920 --> 00:05:36.940
‫اوهوم.

00:05:44.160 --> 00:05:47.450
‫تف، امروزم بازار کساده.

00:05:47.450 --> 00:05:49.240
‫هیچوقت مشتری خوب گیرمون نمیاد.

00:05:49.240 --> 00:05:51.910
‫مدیر، بازم تخم‌مرغ فاسد‌ـــ

00:05:51.910 --> 00:05:54.320
‫چند بار دیگه باید یه حرفو تکرار کنم؟

00:05:54.320 --> 00:05:56.210
‫دهنتو ببندی کسی نمی‌فهمه.

00:05:58.680 --> 00:06:00.900
‫تو اصلاً کارت توی نقشه کشیدن خوب نیست.

00:06:00.900 --> 00:06:03.880
‫شرط می‌بندم یخ‌چال و فریزر صنعتیت دارن گریه می‌کنن.

00:06:03.880 --> 00:06:04.890
‫چی‌ـــ

00:06:05.650 --> 00:06:09.570
‫تو مگه نرفتی؟ حرفمون تموم شد.

00:06:09.570 --> 00:06:12.060
‫اوه، ولی این‌جا یه دکه‌ی ساحلیه.

00:06:12.060 --> 00:06:15.070
‫گشنمه، برای همین اومدم یه چیزی بخورم.

00:06:15.460 --> 00:06:17.380
‫یخ در بهشت...

00:06:18.430 --> 00:06:19.850
‫تموم کردین، نه؟

00:06:19.850 --> 00:06:21.640
‫درسته!

00:06:21.640 --> 00:06:24.910
‫پس میشه با تخ‌مرغ تازه یه چیزی واسه‌م درست کنی؟

00:06:26.090 --> 00:06:29.370
‫دفعه‌ی دیگه که پیدات شد، به پلیسا می‌گم.

00:06:32.450 --> 00:06:37.480
‫خیلی آزاردهنده‌ست. مدیره اینقدر مشکوکه ولی نمی‌تونیم گیرش بندازیم.

00:06:37.480 --> 00:06:42.150
‫مدرکی نداریم، برای زمان مرگم توجیه زمانی داره.

00:06:43.130 --> 00:06:44.590
‫آه، وایسا ببینم!

00:06:45.110 --> 00:06:49.840
‫اگه قربانی مست جلوی مدیر از هوش رفته،

00:06:49.840 --> 00:06:52.810
‫تنها کاری که باید می‌کرد این بود که طرفو بذاره لب آب، نه؟

00:06:52.810 --> 00:06:57.020
‫اوهوم، آره جزر و مد طرفای سحر بوده.

00:06:57.020 --> 00:07:00.430
‫پس اگه وقتی مدیر توی مهمونی شراب‌خوری بوده، اومده،

00:07:00.430 --> 00:07:03.090
‫باید به فاصله‌ی زمانی قبل از غرق شدن قربانی وجود می‌داشت.

00:07:03.520 --> 00:07:08.640
‫منم در موردش فکر کردم، ولی دهن قربانی تمیز بود.

00:07:08.640 --> 00:07:09.490
‫چی؟

00:07:09.490 --> 00:07:11.360
‫منم موافقم.

00:07:12.000 --> 00:07:14.840
‫به کالبدشکافی کامل نیاز داریم،

00:07:14.840 --> 00:07:19.670
‫اما اگه توی عمق کمتری غرق شده بود،
‫باید شن و ماسه‌ی بیشتری توی دهنش می‌بود.

00:07:19.670 --> 00:07:21.300
‫که این‌طور.

00:07:21.300 --> 00:07:25.880
‫پس چطوری وقتی انقدر از صحنه دور بوده، قربانی رو توی آب غرق کرده؟

00:07:33.810 --> 00:07:35.280
‫جسد قربانی...

00:07:35.280 --> 00:07:39.810
‫حتماً دستاش به‌خاطر آب یخ اون‌طوری کبود شده بود.

00:07:40.610 --> 00:07:44.960
‫راست میگی. کاملاً امکانش هست که دمای بدنش یهویی پایین اومده باشه.

00:07:44.960 --> 00:07:47.990
‫اما اینکه دستاش اون‌طور کبود بشن...

00:07:48.500 --> 00:07:49.450
‫آخ!

00:07:52.600 --> 00:07:54.370
‫اوق! این چه سوخته!

00:07:54.780 --> 00:07:58.600
‫این مدیره خیلی بده! می‌رم مجبورش کنم دوباره بپزتش.

00:07:58.600 --> 00:07:59.700
‫عه؟ اما...

00:07:59.700 --> 00:08:00.830
‫بدش به من.

00:08:05.620 --> 00:08:06.960
‫چقدر قابل اطمینان.

00:08:06.960 --> 00:08:09.240
‫حواست به قدم‌هات باشه نخوری زمین.

00:08:09.240 --> 00:08:11.550
‫هه؟ ر ـ راست می‌گی.

00:08:26.570 --> 00:08:28.700
‫جذبش می‌کنه به‌خدا.

00:08:30.110 --> 00:08:31.460
‫حالت خوبه؟

00:08:33.470 --> 00:08:35.290
‫ماسه شوره.

00:08:36.850 --> 00:08:39.150
‫حتماً به‌خاطر اینه که ماسه‌ی دریاست.

00:08:42.180 --> 00:08:43.420
‫این شوری...

00:08:43.980 --> 00:08:45.130
‫رون؟

00:09:02.010 --> 00:09:06.290
‫فهمیدم. بازم دست‌وپا چلفتگیه موفو-سنسی نجاتمون داد.

00:09:06.290 --> 00:09:07.110
‫ها؟

00:09:07.110 --> 00:09:10.070
‫نکنه... از توجیه زمانیش سر در آوردی؟

00:09:14.130 --> 00:09:16.800
‫نمکو... دست کم نگیر.

00:09:24.470 --> 00:09:26.770
‫عجب داستانی شد.

00:09:26.770 --> 00:09:30.580
‫توی فصل پر کار ساحلو می‌بندین، یعنی کار و بار منم تعطیل می‌شه.

00:09:30.580 --> 00:09:32.930
‫نمی‌شه تحقیقاتتونو یه‌جای دیگه انجام بدین؟

00:09:32.930 --> 00:09:34.660
‫این تحقیقات نیست.

00:09:34.660 --> 00:09:39.110
‫آموزشیه! تحت تأثیر اون یاکیسوبای سوخته‌ت.

00:09:39.110 --> 00:09:41.890
‫خودت اون بخش سوخته‌ رو اضافه کردی!

00:09:41.890 --> 00:09:45.010
‫اگه می‌خوای با کار و بار من در بیفتی، بیا مستقیم بریم دادگاه.

00:09:45.010 --> 00:09:47.790
‫شوخی کردم. مثل همیشه اخلاق‌ـــ

00:09:47.790 --> 00:09:48.400
‫هـــا؟

00:09:48.400 --> 00:09:50.110
‫نه منظور اینه عالیه!

00:09:50.640 --> 00:09:53.320
‫خب، الان برای اینکه مطمئن بشیم کس دیگه‌ای توی این دریا نمی‌میره،

00:09:53.320 --> 00:09:55.820
‫برای هرکسی که درگیره یه کلاس آموزشی می‌ذاریم.

00:09:55.820 --> 00:09:58.040
‫چقدر مسخره‌.

00:10:01.360 --> 00:10:04.190
‫ممنون که همگی جمع شدین.

00:10:04.190 --> 00:10:08.340
‫الان معمای مردی که دیشب توی اقیانوس غرق شده رو حل می‌کنم.

00:10:08.590 --> 00:10:09.790
‫حل می‌کنی؟

00:10:10.310 --> 00:10:13.150
‫این حادثه نبوده. بلکه قتل بوده.

00:10:13.150 --> 00:10:16.010
‫و مجرم این‌جا بین ماست.

00:10:18.510 --> 00:10:20.020
‫یه لحظه صبر کنین.

00:10:20.020 --> 00:10:24.640
‫با توجه به زمان مرگ قربانی، همه‌ی افراد توجیه زمانی داشتن.

00:10:24.640 --> 00:10:27.480
‫بعدم، قربانی توی آب‌های آزاد مرده.

00:10:27.850 --> 00:10:34.950
‫بله، اما راهی وجود داشته تا قربانی رو با تأخیر زمانی
‫و توی آب‌های آزاد به قتل برسونه.

00:10:34.950 --> 00:10:36.960
‫چـ ـ چی؟

00:10:40.060 --> 00:10:42.840
‫و حیله‌ی بسیار وقیحانه‌ای هم بوده.

00:10:43.200 --> 00:10:44.080
‫درست نمی‌گم...

00:10:47.000 --> 00:10:48.820
‫جناب مدیر خانه‌ی تابستونی؟

00:10:49.310 --> 00:10:50.600
‫ها؟

00:10:51.240 --> 00:10:53.900
‫مغازه‌ی شما چندجایی کارش می‌لنگید.

00:10:53.900 --> 00:10:54.680
‫که یکی از اون‌ها‌ـــ

00:10:54.680 --> 00:10:56.720
‫یخ در بهشت شیره‌ی شکر قهوه‌ای نداشتی!

00:10:56.720 --> 00:10:59.390
‫الکی احساسات خودتو نریز وسط.

00:11:01.520 --> 00:11:04.350
‫اما راست می‌گه. یخ در بهشت.

00:11:05.130 --> 00:11:06.480
‫یخ در بهشت؟

00:11:06.480 --> 00:11:10.570
‫ساحل تقریباً خالی بود، اما بنا به دلایلی یخ در بهشتتون تموم شده بود.

00:11:10.570 --> 00:11:14.030
‫راست می‌گی. اینکه توی شلوغ‌ترین زمان تموم کرده باشی...

00:11:14.370 --> 00:11:16.490
‫پس دلیل اصلی تموم کردنتون چی بود؟

00:11:16.490 --> 00:11:19.870
‫چون به‌خاطر اینکه شما از یخ برای کار دیگه‌ای استفاده کرده بودین.

00:11:20.120 --> 00:11:21.580
‫چی داری می‌گی؟

00:11:21.960 --> 00:11:24.340
‫شما از یخ یخ در بهشت...

00:11:25.850 --> 00:11:27.750
‫برای ساختن یه قایق مرگ استفاده کردین.

00:11:28.370 --> 00:11:29.710
‫قایق مرگ؟

00:11:33.220 --> 00:11:37.640
‫دیشب، قربانی برای شکایت به دکه‌ی ساحلی شما اومد.

00:11:39.640 --> 00:11:43.400
‫اما... شما به حرفاش گوش ندادین.

00:11:51.400 --> 00:11:54.480
‫بعدش قربانی رو که از شدت مستی اون‌جا افتاده بود رو دیدین.

00:11:54.480 --> 00:11:58.610
‫اون‌موقع بود که ایده‌ی فرستادنش به دریا با قایق یخ به ذهنتون رسید.

00:12:02.210 --> 00:12:03.870
‫لباس غواصی برای این بود که جای سوختگی...

00:12:03.870 --> 00:12:05.670
‫و جای بسته شدنش روی بدنش نمونه،

00:12:05.670 --> 00:12:09.180
‫که جفتش وقتی جسد پیدا می‌شد، می‌تونست به عنوان مدرک استفاده بشه.

00:12:10.000 --> 00:12:13.930
‫وقتی بالأخره یخ‌ها آب شدن، قربانی توی دریا افتاد.

00:12:15.000 --> 00:12:18.790
‫قربانی که بیدار شده بود سعی کرد به یخ باقی مونده بچسبه تا غرق نشه،

00:12:18.790 --> 00:12:20.340
‫اما در نهایت اونم آب شد.

00:12:34.370 --> 00:12:37.240
‫پس دستاش برای همین اونقدر کبود شده بودن...

00:12:37.240 --> 00:12:39.820
‫تو واقعاً از هیچی خبر نداری ها...

00:12:39.820 --> 00:12:44.030
‫بلوکای یخ برای یخ در بهشت، انقدر کوچیکن

00:12:44.390 --> 00:12:48.500
‫ولی اگه از نمک استفاده کنین تا به هم
‫بچسبونینش می‌تونین تیکه‌های بزرگ بسازین.

00:12:48.500 --> 00:12:49.190
‫ها؟

00:12:49.190 --> 00:12:50.460
‫گفتین نمک؟

00:12:51.170 --> 00:12:55.300
‫وقتی روی یخ نمک بریزین، سطحش آب می‌شه و آب‌نمک غلیظ می‌شه.

00:12:55.300 --> 00:12:57.570
‫باعث چیزی می‌شه که بهش افول نقطه‌ی انجماد می‌گیم،

00:12:57.570 --> 00:12:59.750
‫وقتی که دمای سطح کمتر از انجماد می‌شه.

00:12:59.750 --> 00:13:02.830
‫اگه در اون حالت، تیکه‌ها رو به‌هم بچسبونین،

00:13:02.830 --> 00:13:05.100
‫یخ می‌زنن و به‌هم می‌چسبن.

00:13:05.100 --> 00:13:07.750
‫با یخ معمولی خانگی کار سختیه،

00:13:07.750 --> 00:13:11.190
‫ولی با یخ صنعتی که سطح صافی داره شدنیه.

00:13:11.940 --> 00:13:13.650
‫چطور تونستی همچین کاری بکنی؟

00:13:13.650 --> 00:13:16.110
‫اوی فوری شمشیر نکش.

00:13:16.560 --> 00:13:19.570
‫هیچ مدرکی وجود نداره که کار من باشه.

00:13:19.970 --> 00:13:23.160
‫با ماسه‌ی جلوی خانه‌ی ساحلی شما رو که باهاش قایق رو ساختین آزمایش کردیم،

00:13:23.160 --> 00:13:26.030
‫باید سطوح نمک بالایی رو اون‌‌جا تشخیص می‌دادیم.

00:13:26.670 --> 00:13:31.390
‫اون نمک، خب چیزه... به‌خاطر اینه که ما اونجا آشپزی می‌کنیم!

00:13:31.390 --> 00:13:36.110
‫پس باید فاکتورهای خرید یخ‌ـتون رو با فروش یخ‌ در بهشتتون مقایسه کنیم.

00:13:36.110 --> 00:13:38.450
‫می‌تونیم یه اختلاف توی ارقام پیدا کنیم.

00:13:39.320 --> 00:13:41.160
‫د ـ درسته.

00:13:41.160 --> 00:13:45.300
‫یخ‌چال دیروز کامل بسته نشده بود، برای همین همه‌ی یخامون آب شدن.

00:13:45.300 --> 00:13:48.530
‫ولی من حواسم بود دیشب درست ببندمش!

00:13:48.530 --> 00:13:49.670
‫خفه شو!

00:13:49.670 --> 00:13:52.940
‫بعد از اینکه تو رفتی، من رفتم سراغ یخ در بهشتای جدید.

00:13:53.410 --> 00:13:55.400
‫همچین ادعایی...

00:13:55.400 --> 00:13:59.360
‫د ـ دروغ نمی‌گم! حیف شد!

00:14:04.070 --> 00:14:06.820
‫خب، چقدر تحسین برانگیز! ماشالا آدم پرکاری هستی.

00:14:06.820 --> 00:14:09.430
‫دیشب، جدای همه‌ی اینا مهمونی مشروب‌خوری هم رفتی...

00:14:09.430 --> 00:14:11.690
‫و قربانی رو هم از اقامتگاهش بیرون کشیدی.

00:14:13.900 --> 00:14:16.650
‫بازم از اون شوخی‌‌های بیخودت؟

00:14:16.650 --> 00:14:18.490
‫چطور ممکنه همچین کاری کرده باشم؟

00:14:18.490 --> 00:14:20.460
‫من که نمی‌دونستم اقامتگاهشون کجاست؟

00:14:22.830 --> 00:14:24.380
‫قسم می‌خوری؟

00:14:24.380 --> 00:14:27.530
‫بی‌خیال نمی‌شی. در برابر خدا قسم می‌خورم.

00:14:27.530 --> 00:14:29.060
‫عجیبه ولی.

00:14:29.060 --> 00:14:30.500
‫کجاش؟

00:14:30.500 --> 00:14:36.020
‫بعدم اون موج‌سوارا خودشون شهادت دادن که قربانی با پای خودش رفته.

00:14:37.230 --> 00:14:38.940
‫آره درسته.

00:14:38.940 --> 00:14:42.460
‫دیدی؟ من دیشب یه بارم ندیدمش.

00:14:42.460 --> 00:14:45.910
‫یخ در بهشت درست کردم و مستقیم رفتم مهمونی مشروب‌خوری.

00:14:46.180 --> 00:14:49.630
‫قسمت عجیبش این نیست که شما قربانی رو از اقامتگاهش بیرون نکشیدی...

00:14:49.630 --> 00:14:51.620
‫اینه که نمی‌دونی اون کجا بود.

00:14:51.950 --> 00:14:52.830
‫ها؟

00:14:53.210 --> 00:14:57.740
‫اگه این‌طوره پس چرا ما اثر انگشت تو رو روی...

00:14:57.740 --> 00:15:00.310
‫تخته‌ی موج‌سواری قربانی که بیرون از اقامتگاه بود، پیدا کردیم؟

00:15:02.950 --> 00:15:04.340
‫تو از همون ابتدا،

00:15:04.340 --> 00:15:08.850
‫قصد داشتی کاری کنی مرگ قربانی
‫به نظر یه حاثه‌ی موج‌سواری بیاد.

00:15:08.850 --> 00:15:11.360
‫به اقامتگاهش رفتی تا تخته‌ی موج‌سواریش رو برداری،

00:15:11.360 --> 00:15:15.480
‫ولی نمی‌دونستی کدومش مال قربانیه، برای همین بی‌خیال شدی و برگشتی.

00:15:15.950 --> 00:15:19.940
‫فکر نمی‌کردم کسی متوجه بشه، برای
‫همین زحمت پاک کردن اثر انگشتت رو به خودت ندادی.

00:15:21.410 --> 00:15:25.610
‫شنیدم تا الان سه تا اخطاریه بابت غذای مسموم گرفتی.

00:15:25.610 --> 00:15:27.570
‫اینو از کجا می‌دونی؟

00:15:30.100 --> 00:15:33.620
‫ترسیدی اگه بهداشت متوجه بشه یه نفر دیگه دل درد گرفته،

00:15:33.620 --> 00:15:36.410
‫مغازه‌ی ساحلیت رو ببنده، برای همین کشتیش.

00:15:36.410 --> 00:15:37.750
‫اشتباه می‌گم؟

00:15:44.180 --> 00:15:48.590
‫نه... یه لحظه وایسا. منم باید حرفامو بزنم.

00:15:49.970 --> 00:15:54.720
‫کار و بار سخته. باید هرجا که می‌تونی صرفه‌جویی کنی.

00:15:55.110 --> 00:15:59.060
‫ولی اون داشت به خاطر یه دل درد کوچیک بلوا به پا می‌کرد.

00:15:59.060 --> 00:16:03.020
‫بعدم دقیقاً جلوی مغازه‌م از مستی بیهوش شده بود!

00:16:03.020 --> 00:16:06.940
‫اگه اون‌جا نیفتاده بود، من هیچوقت همچین کاری نمی‌کردم!

00:16:06.940 --> 00:16:09.990
</i>‫درسته! قربانی منم!

00:16:09.990 --> 00:16:11.950
‫پس گوش بگیرین...

00:16:11.950 --> 00:16:17.160
‫قبول که من کشتمش، پس میشه یکم جرممو کم کنین؟

00:16:17.160 --> 00:16:19.490
‫مزخرف نگو! زندگی یه آدم...

00:16:22.680 --> 00:16:24.710
‫زندگی آدما رو دست‌کم نگیر.

00:16:27.220 --> 00:16:28.800
‫موفو-سنسی...

00:16:31.770 --> 00:16:34.500
‫راستی! اختلال مجرم‌کشی رون.

00:16:37.430 --> 00:16:39.860
‫پس واقعاً کار مدیره؟

00:16:39.860 --> 00:16:41.220
‫آره درسته.

00:16:41.220 --> 00:16:45.650
‫و وقتی به جرمش اعترف کنه، من احتمالاً بهش فشار میارم تا خودش رو بکشه.

00:16:46.040 --> 00:16:49.110
‫موفو-سنسی میذارین دارو رو بخورم؟

00:16:49.110 --> 00:16:52.110
‫هنوز نمی‌دونیم اثرش تا چه حده.

00:16:52.110 --> 00:16:55.080
‫بعدم... احتمال عوارض جانبی شدید هست.

00:16:55.770 --> 00:16:59.540
‫درک می‌کنم. هر اتفاقی که بیفته مسئولیتش با منه.

00:17:00.740 --> 00:17:02.000
‫روتون حساب می‌کنم.

00:17:06.300 --> 00:17:08.290
‫چه اتفاقی داره می‌افته، رون؟

00:17:20.990 --> 00:17:27.070
‫از سیلی ایشون به عنوان فرصتی برای دونستن قدر زندگی آدم‌ها استفاده کن.

00:17:27.070 --> 00:17:28.300
‫لعنت بهت.

00:17:28.300 --> 00:17:29.530
‫تف!

00:17:30.830 --> 00:17:32.230
‫واکنشش عادی بود!

00:17:32.230 --> 00:17:33.950
‫دارو جواب می‌ده.

00:17:33.950 --> 00:17:35.290
‫عالیه، رون!

00:17:35.290 --> 00:17:37.900
‫آره. پرونده بدون اتفاقی بسته شد.

00:17:37.900 --> 00:17:40.790
‫کار شما هم عالی بود، ماکس و مولی.

00:17:41.180 --> 00:17:42.550
‫ماکس؟

00:17:42.550 --> 00:17:43.730
‫مولی؟

00:17:47.590 --> 00:17:49.020
‫کامونوهاشی-سان.

00:18:07.220 --> 00:18:09.110
‫رون، دارم میام داخل.

00:18:19.880 --> 00:18:21.160
‫صبح بخیر، توتو.

00:18:21.500 --> 00:18:23.620
‫خدا رو شکر! برگشتی به تنظیمات کارخانه.

00:18:25.990 --> 00:18:28.160
‫قتل کنار ساحل چی شد؟

00:18:28.160 --> 00:18:32.470
‫فکر کنم به مجرم فشار نیاورم، توهم زدم؟

00:18:32.800 --> 00:18:36.050
‫توهم نزدی! واقعاً تحت فشار نذاشتیش.

00:18:36.500 --> 00:18:39.400
‫واقعاً؟ دارو جواب داد؟

00:18:39.400 --> 00:18:41.200
‫آره، اما...

00:18:41.760 --> 00:18:45.480
‫یه روز کامل توی خوابت ناله می‌کردی و در مورد ماکس و مولی حرف می‌زدی.

00:18:46.890 --> 00:18:49.440
‫اونا بچه که بودم همسایه‌مون بودن.

00:18:49.750 --> 00:18:51.400
‫ماکس و مولی؟

00:18:52.040 --> 00:18:53.110
‫آره.

00:18:54.640 --> 00:18:57.580
‫داشتم در مورد یه مهمونی تولد خواب می‌دیدم.

00:18:59.480 --> 00:19:03.500
‫فکر کنم یه نفر دیگه هم بود.

00:19:06.220 --> 00:19:07.660
‫ولی یادم نمیاد.

00:19:08.890 --> 00:19:12.750
‫طبق صحبت موفو-سنسی، به‌خاطر دارو از هوش رفتی.

00:19:12.750 --> 00:19:14.920
‫گفت احتمالاً داری گذشته‌ت رو مرور می‌کنی.

00:19:15.900 --> 00:19:19.640
‫پس یعنی یه روز کامل بلااستفاده بودم؟

00:19:20.270 --> 00:19:24.080
‫آره. گفت برای یه فرمول بی‌نقص،

00:19:24.080 --> 00:19:27.100
‫باید در مورد درمان‌هایی که انجام دادی بیشتر بدونه.

00:19:28.090 --> 00:19:30.570
‫اون اطلاعات تو دست خاندان ام‌ـه.

00:19:33.420 --> 00:19:36.140
‫پس آخرش برگشتم سر خونه‌ی اول؟

00:19:36.140 --> 00:19:38.990
‫هنوزم بدترین کارآگاهم.

00:19:39.330 --> 00:19:40.430
‫رون...

00:19:42.530 --> 00:19:44.400
‫از موفو-سنسی یه درخواست غیرممکن کردم.

00:19:45.810 --> 00:19:51.380
‫ازش اجازه گرفتم هر وقت که واقعاً نیاز شد،
‫حتی اگه خودش حضور نداره، از دارو استفاده کنم.

00:19:52.260 --> 00:19:52.840
‫اما...

00:19:52.840 --> 00:19:55.600
‫چون منو پیش خودت داری.

00:19:56.790 --> 00:20:00.390
‫برنگشتی سر جای اول. داری پیشرفت می‌کنی، رون!

00:20:00.390 --> 00:20:03.720
‫به‌نظرم این خیلی بهتر از تلاش برای کشتن مجرمه.

00:20:07.770 --> 00:20:10.610
‫مطمئنم که یه روز دوباره یه کارآگاه بی‌نقص می‌شی.

00:20:11.210 --> 00:20:13.070
‫پس بیا با هم جلو بریم!

00:20:13.400 --> 00:20:14.440
‫توتو...

00:20:22.200 --> 00:20:23.960
‫معلومه!

00:20:24.410 --> 00:20:28.620
‫هر چی نباشه حل معما وظیفه‌ی من... وظیفه‌ی ماست.

00:20:29.580 --> 00:20:30.540
‫آره!

00:20:36.320 --> 00:20:37.590
‫ای بابا چقدر عجیب.

00:20:38.050 --> 00:20:40.570
‫نگاه کن، یه ماهی عجیب دیدم.

00:20:41.080 --> 00:20:43.250
‫پس کی منو دعوت می‌کنین...

00:20:44.680 --> 00:20:46.000
‫توتوتو؟

00:20:46.024 --> 00:21:06.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:06.048 --> 00:21:26.048
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:25.520 --> 00:22:28.030
‫خب نترس.

00:22:28.530 --> 00:22:31.530
‫از وقتی بهترین باریستا رو به اینجا دعوت کردم،

00:22:31.530 --> 00:22:34.810
‫روی دم کردن قهوه‌ی خودم حساس شدم.

00:22:36.170 --> 00:22:37.800
‫خوشمزه‌ست...

00:22:37.800 --> 00:22:43.090
‫بهترین هنرمند منبت‌کار چوب... اویاما ماکیتاتسو-سان.

00:22:43.090 --> 00:22:44.780
‫چـ ـ چه خبره؟

00:22:44.780 --> 00:22:50.930
‫من شدیداً تحت تأثیر استعداد استثنائی شما قرار
‫گرفتم، برای همین دعوتتون کردم این‌جا.

00:22:50.930 --> 00:22:52.940
‫پلیسا چیکار می‌کنین؟

00:22:52.940 --> 00:22:57.400
‫بعد از اینکه اون نامه‌ی هشدار رو گرفتم،
‫بهم قول دادن امنیتم رو تأمین می‌کنن.

00:22:59.530 --> 00:23:02.960
‫نامه‌ی هشدار؟ ما رو بد جلوه می‌دین.

00:23:02.960 --> 00:23:06.910
‫اون صرفاً یه معرفی نامه به شمایی بود که احترام زیادی براتون قائلم.

00:23:06.910 --> 00:23:08.030
‫نامه‌ی معرفی؟

00:23:08.030 --> 00:23:12.750
‫بله. استعداد شما واقعاً بی‌نظیره.

00:23:13.110 --> 00:23:17.210
‫این تکه انقدر منو تحت تأثیر قرار داد که اشک به چشم‌هام اومد.

00:23:17.210 --> 00:23:20.040
‫مسخره بازی در نیار! از جون من چی می‌خوای...

00:23:20.040 --> 00:23:22.880
‫استعداد ربایی؟

00:23:24.150 --> 00:23:29.890
‫چیزی که من می‌خوام بزرگترین استعداد دنیاست که قلبم رو به لرزه بندازه.

00:23:30.640 --> 00:23:34.060
‫و هیچکسی توی این دنیا نیست که بتونه....

00:23:35.520 --> 00:23:38.880
‫جلوی منو بگیره.

00:02:18.990 --> 00:02:26.500 position:80%
‫18 پرونده‌ی قتل غرق‌شدگی نیمه‌ی تابستان در کنار ساحل ( بخش دوم )

00:09:19.040 --> 00:09:21.500
ساحل بسته‌است

00:09:19.040 --> 00:09:21.500
وارد نشوید

00:09:19.040 --> 00:09:21.500
ساحل ناتسوکازه

00:12:50.540 --> 00:13:00.430
نمک

00:12:56.000 --> 00:13:00.470
افول نقطه‌ی انجماد

00:13:02.260 --> 00:13:05.350
فشار

00:13:02.260 --> 00:13:05.350
فشار