﻿WEBVTT

00:00:04.280 --> 00:00:06.900
‫سوباسا... اون آتش‌فشانه نگاه کن.

00:00:07.310 --> 00:00:08.410
‫رون؟

00:00:11.820 --> 00:00:14.640
‫از میان دوره‌ی کرتاسه پرواز کن! پترانودون.

00:00:16.060 --> 00:00:17.430
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:00:18.030 --> 00:00:19.000
‫دایناسوربازی می‌کنم.

00:00:21.670 --> 00:00:24.940
‫می‌دونم گفتی اگه پرونده نداشته باشی خیلی حوصله‌ت سر می‌ره،

00:00:24.940 --> 00:00:26.760
‫ولی فکر نمی‌کردم واقعاً دیوونه بشی!

00:00:26.760 --> 00:00:28.670
‫نجاتش بدین، موفو-سنسی!

00:00:28.970 --> 00:00:33.550
‫چی داری می‌گی؟ دارم خاطرات سه‌سالگیم رو بازسازی می‌کنم.

00:00:33.920 --> 00:00:36.890
‫خاطرات سه‌سالگیت؟ مال دوران کرتاسه؟

00:00:36.890 --> 00:00:39.620
‫بهت گفتم داروهایی که موفو-سنسی بهم داد...

00:00:39.620 --> 00:00:41.980
‫باعث شد خاطرات قدیمیم رو ببینم، نه؟

00:00:42.630 --> 00:00:46.910
‫یه بخشیش رو یادم نمیومد،
‫برای همین سعی داشتم کنار هم بچینمشون.

00:00:47.940 --> 00:00:52.200
‫بعد متوجه شدم خاطرات قبل از شش سالگیم خیلی درهم و برهمه.

00:00:52.200 --> 00:00:53.910
‫برای همه همین‌طوره، نیست؟

00:00:53.910 --> 00:00:56.120
‫نه. من همه‌چیزو یادمه.

00:00:56.120 --> 00:00:57.580
‫همه‌چیز؟

00:00:57.580 --> 00:01:02.040
‫برای همین، اون قسمتایی که پاک شدن، بیشتر می‌رن روی مخم.

00:01:02.560 --> 00:01:06.440
‫مثلاً، وقتی سه سالم بود، ساعت 11، 11 اپریل،

00:01:06.440 --> 00:01:09.880
‫داشتم با همسایه‌هامون مکس و مولی دایناسور بازی می‌کردم.

00:01:10.940 --> 00:01:13.930
‫یه نفر دیگه هم اون‌جا نشسته بود...

00:01:13.930 --> 00:01:16.560
‫اما توی ذهنم، یه مهی هست که اونو پوشونده.

00:01:17.090 --> 00:01:22.270
‫برای همین، گفتم اگه دوباره خاطره‌هامو
‫بازسازی کنم، ممکنه یادم بیاد.

00:01:22.550 --> 00:01:25.230
‫به‌نظرم همچین چیزی فراتر از درک هر آدمیه.

00:01:25.660 --> 00:01:28.690
‫ولی با این‌همه، خوشحالم که از شدت سر رفتن حوصله‌ت خل نشدی.

00:01:30.110 --> 00:01:32.590
‫اما هنوز کاری برای انجام دادن ندارم، پرونده می‌خوام توتو!

00:01:32.590 --> 00:01:33.110
‫اوه.

00:01:33.110 --> 00:01:35.610
‫یالا! بهم پرونده بده!

00:01:35.610 --> 00:01:37.590
‫یه پرونده‌ی تازه از تنور در اومده!

00:01:37.590 --> 00:01:39.210
‫کارت همینه، نه؟

00:01:39.210 --> 00:01:43.160
‫ببین منو، کار یه افسر پلیس این نیست که بیفته دنبال دردسر.

00:01:43.160 --> 00:01:44.540
‫ما که گزارشگر نیستیم!

00:01:44.540 --> 00:01:47.000
‫خودشه! احسنت، توتو.

00:01:47.000 --> 00:01:47.840
‫ها؟

00:01:47.840 --> 00:01:49.800
‫بریم از چیکوری-کون بپرسیم.

00:01:51.370 --> 00:01:54.540
‫فکر کنم الان... حرفی زدم که نباید.

00:01:54.564 --> 00:02:14.564
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:34.990 --> 00:03:38.290
‫چیکوری-چان گفت اومده توی آزمایشگاه تا متریال جمع کنه.

00:03:38.290 --> 00:03:41.200
‫همین الان دیدمش، فکر نمی‌کردم دوباره به این زودی ببینیمش.

00:03:41.480 --> 00:03:42.910
‫این چیز خوبیه.

00:03:42.910 --> 00:03:46.660
‫در ارتباط بودن با گزارشگرای جرایم چیز خوبیه.

00:03:47.190 --> 00:03:49.120
‫افسر ایشکی!

00:03:49.120 --> 00:03:50.580
‫آه، چیکوری-چان!

00:03:53.350 --> 00:03:56.860
‫اطلاعات جمع کردن با ستاره‌ی بازرس‌های واحد 1 تحقیقات ایستگاه پلیس کلان‌شهر؟

00:03:56.860 --> 00:03:58.010
‫مثل یه رویا می‌مونه!

00:03:58.010 --> 00:03:59.970
‫ستاره...؟

00:03:59.970 --> 00:04:02.180
‫این یکم زیادیه.

00:04:03.480 --> 00:04:06.850
‫خب، یه کارمند پاره‌وقت کافه مثل کاموکیو-سان این‌جا چیکار می‌کنه؟

00:04:07.210 --> 00:04:08.810
‫حقیقتش، چیکوری-کون...

00:04:09.770 --> 00:04:12.990
‫افسر ایشکی‌ای که انقدر تحسینش می‌کنی،

00:04:12.990 --> 00:04:15.990
‫بهم انگیزه داد تا خودم یه افسر پلیس بزرگ بشم!

00:04:15.990 --> 00:04:16.940
‫چی؟

00:04:18.030 --> 00:04:22.410
‫افتادم دنبال افسر ایشکی، تا همه‌چیزو کنار دستش یاد بگیرم.

00:04:25.950 --> 00:04:28.540
‫اگه همین‌طوری بهش دروغ بگه...

00:04:30.000 --> 00:04:32.960
‫چه عزم باشکوهی!

00:04:32.960 --> 00:04:36.070
‫اگه قصدتون اینه، با تمام وجود ازتون حمایت می‌کنم!

00:04:36.070 --> 00:04:38.290
‫عالیه. از همکاری باهات خوشوقتم.

00:04:40.630 --> 00:04:43.320
‫آره، می‌دونستم تهش به کجا می‌رسه.

00:04:50.890 --> 00:04:52.970
‫می‌دونم چقدر سرتون شلوغه.

00:04:52.970 --> 00:04:56.010
‫ممنونم که قبول کردین امروز برای دریافت اطلاعات بیام.

00:04:56.010 --> 00:04:59.690
‫نه اصلاً. اتفاقاً ما هم امروز این‌جا آزمایشی انجام نمی‌دیم،

00:04:59.690 --> 00:05:05.080
‫و به عنوان پژوهشگر برامون مهمه که توجه عمومی رو به کارمون جلب کنیم.

00:05:05.970 --> 00:05:09.940
‫ازتون ممنونیم که گذاشتین ما هم همراهشون
‫بیایم، با وجودی که لحظه‌ی آخر بهتون خبر دادیم.

00:05:09.940 --> 00:05:12.540
‫در مورد روند تحقیقاتتون کنجکاویم، می‌دونین؟

00:05:12.540 --> 00:05:14.500
‫باعث خرسندیه.

00:05:24.510 --> 00:05:27.240
‫این آزمایشگاه ماست.

00:05:27.240 --> 00:05:30.250
‫پروفسور مارویاما برای یه کنفرانس آکادمیک رفتن آمریکا،

00:05:30.250 --> 00:05:32.480
‫برای همین امروز من راهنماییتون می‌کنم.

00:05:34.850 --> 00:05:37.890
‫ما در زمینه‌ی روانشناسی شناختی فعالیت می‌کنیم.

00:05:37.890 --> 00:05:40.560
‫به عبارتی، در کار زمینه‌ی روانشناسی انسانی،

00:05:40.560 --> 00:05:43.790
‫به‌طور اختصاصی در مورد فعالیت شناختی مطالعه می‌کنیم.

00:05:43.790 --> 00:05:47.830
‫ساده بگم، در مورد مکانیزم‌هایی مانند احساسات مطالعه می‌کنیم،

00:05:47.830 --> 00:05:50.040
‫و این‌جا با دانشجو‌ها یاد می‌گیریم.

00:05:50.500 --> 00:05:55.790
‫لطفاً با خیال راحت بررسی کنین. و اگه سوالی داشتین، فوراً بپرسین.

00:05:55.790 --> 00:06:00.670
‫خب در اون مورد... یه بخشی از خاطرات دوران بچگی من پاک شده.

00:06:00.670 --> 00:06:02.220
‫می‌دونین علتش چیه؟

00:06:02.220 --> 00:06:05.640
‫اتفاقاً تخصص خود بنده مطالعه در مورد حافظه‌ست.

00:06:05.640 --> 00:06:07.680
‫اوه؟ چه اطمینان‌بخش.

00:06:08.160 --> 00:06:13.530
‫دلایلی زیادی به ذهنم می‌رسه... برای مثال؛ فراموشی تجزیه‌ای.

00:06:13.530 --> 00:06:15.220
‫وقتی یه نفر دچار شوک وحشتناکی می‌شه،

00:06:15.220 --> 00:06:18.070
‫ممکنه خاطرات قبل و بعد از اون جریان رو فراموش کنن.

00:06:18.070 --> 00:06:20.610
‫پس بگو، خودم بهش فکر کرده بودم.

00:06:22.250 --> 00:06:26.050
‫پرفسور آئویی، کم‌کم وقت جلسه با انگلیسه.

00:06:26.050 --> 00:06:27.570
‫اوه، راست می‌گی!

00:06:27.880 --> 00:06:30.580
‫خیلی ببخشید. برنامه‌م خیلی پره.

00:06:30.580 --> 00:06:33.520
‫از الان به بعد از ایشون، هیمنو-کون پرسید.

00:06:33.520 --> 00:06:35.450
‫دختر باهوشین.

00:06:37.960 --> 00:06:39.410
‫خب، با اجازه...

00:06:39.410 --> 00:06:40.530
‫بقیه‌ش با تو.

00:06:40.530 --> 00:06:42.300
‫بله، پرفسور آئویی.

00:06:45.080 --> 00:06:46.390
‫موفق باشین!

00:06:49.410 --> 00:06:51.480
‫چقدر سرشون شلوغه.

00:06:51.480 --> 00:06:53.560
‫بله، واقعاً بی‌نظیرن.

00:06:53.560 --> 00:06:58.550
‫چندتا مقاله‌ی پیشگامانه توی مجله‌های علمی بین‌المللی نوشتن،

00:06:58.550 --> 00:07:02.030
‫و توی زمینه‌ی تحقیقات حافظه کسی رو دستشون نیست.

00:07:02.450 --> 00:07:04.240
‫ستاره‌ی جوان ما هستن.

00:07:04.240 --> 00:07:07.080
‫ستاره؟ چه کلمه‌ی قشنگی!

00:07:07.700 --> 00:07:10.280
‫حالا که حرفش شد، ما هم اینجا یه ستاره داریم.

00:07:10.280 --> 00:07:14.120
‫هیمنو-سان، کاملاً این حس احترام و تحسینی که نسبت بهشون دارین رو درک می‌کنم!

00:07:14.120 --> 00:07:14.750
‫ها؟

00:07:15.710 --> 00:07:20.170
‫منم همین حسو به افسر ایشکی دارم. چون فوق‌العاده‌ن و حسابی تحسینشون می‌کنم!

00:07:20.170 --> 00:07:22.250
‫وای، جدی؟

00:07:22.250 --> 00:07:26.340
‫واقعاً تماشای یه ستاره موقع کار تأثیر برانگیزه، نه؟

00:07:26.340 --> 00:07:28.600
‫خیلی خوشحالم که درک می‌کنی!

00:07:28.600 --> 00:07:32.260
‫اگه دوست داشته باشین، می‌‌تونیم در مورد ستاره‌هامون با همدیگه دل یه سیر حرف بزنیم.

00:07:32.260 --> 00:07:33.320
‫آره، حتماً.

00:07:33.320 --> 00:07:35.930
‫واسه چه چیزای عجیبی ذوق می‌کنن...

00:07:35.930 --> 00:07:38.940
‫«تأثیر برانگیز» دقیق‌ترین کلمه بود!

00:07:38.940 --> 00:07:39.880
‫نه؟!

00:07:39.880 --> 00:07:40.650
‫خب، ایشکی-سان...

00:07:40.650 --> 00:07:42.400
‫چقدر صداشون زیاده.

00:07:52.050 --> 00:07:54.040
‫اینجا اتاق ایزوله شده‌ست؟

00:07:54.040 --> 00:07:55.660
‫چه خوب واردین.

00:07:55.660 --> 00:07:57.000
‫اتاق ایزوله؟

00:07:57.360 --> 00:08:00.090
‫فضایی برای انجام آزمایش‌های روانشناختی.

00:08:00.090 --> 00:08:01.750
‫طوری ساخته شده تا از ورود صداهای بیرون،

00:08:01.750 --> 00:08:04.960
‫امواج رادویی، و میدان‌های مغناطیسی جلوگیری کنه.

00:08:10.930 --> 00:08:12.880
‫عه، چه خفن.

00:08:12.880 --> 00:08:14.640
‫اولین باره همچین جایی می‌بینم.

00:08:14.640 --> 00:08:18.480
‫این‌جا، امواج مغزی رو ضبط می‌کنیم و حرکات چشم رو اندازه می‌گیریم.

00:08:18.730 --> 00:08:21.940
‫به‌خاطر دلایل امنیتی نمی‌تونیم داده‌هایی که
‫جمع می‌شه رو از آزمایشگاه بیرون ببریم.

00:08:21.940 --> 00:08:24.770
‫با امنیت شدید توی کامپیوتری که این‌جاست، ذخیره می‌شن.

00:08:25.560 --> 00:08:27.960
‫چقدر مجهزین.

00:08:27.960 --> 00:08:32.870
‫همچنین مفتخریم تا اتاق MRI رو به‌طور اشتراکی با آزمایشگاه‌های دیگه مدیریت کنیم.

00:08:33.170 --> 00:08:35.200
‫MRI همون دستگاه‌های توی بیمارستانن...

00:08:35.200 --> 00:08:37.780
‫که باهاش می‌شه سطوح مختلف بدن رو ببینی؟

00:08:37.780 --> 00:08:39.460
‫از اونا هم دارین؟

00:08:39.840 --> 00:08:45.570
‫قیمتش خیلی بالاست، اما پروژه‌های پرفسور آئویی اهمیت زیادی دارن.

00:08:45.950 --> 00:08:48.050
‫واقعاً آدم کار درستی هستن، نه؟

00:08:49.530 --> 00:08:51.980
‫اینکه ما این طور تجهیزات بی‌نظیری داریم...

00:08:51.980 --> 00:08:56.270
‫به‌خاطر اینه که پروفسور و همکارهاشون
‫همچین تحقیقات بی‌نظیری رو انجام می‌دن.

00:08:56.270 --> 00:08:59.620
‫واقعاً واقعاً ازشون ممنونم!

00:08:59.620 --> 00:09:03.390
‫منم همیشه از افسر ایشکی ممنونم،

00:09:03.390 --> 00:09:05.190
‫برای همین کاملاً درکتون می‌کنم، هیمنو-سان.

00:09:08.150 --> 00:09:10.620
‫چرا این دوتا شبیه دوقلوها شدن؟

00:09:12.770 --> 00:09:14.270
‫کسی به من چیزی نگفت.

00:09:14.270 --> 00:09:15.330
‫منم.

00:09:17.290 --> 00:09:20.000
‫چی شده، ایمای-کون؟ اوویگاوا-کون؟

00:09:20.000 --> 00:09:24.290
‫رزرو اتاق آزمایش امروز بعد از ظهر من، با این تلاقی داره.

00:09:24.290 --> 00:09:26.460
‫من اول رزور کردم.

00:09:26.460 --> 00:09:28.310
‫دروغ نگو! من اول کردم!

00:09:28.310 --> 00:09:29.410
‫چی گفتی؟!

00:09:29.410 --> 00:09:30.670
‫د ـ دعوا نکنین.

00:09:31.630 --> 00:09:34.600
‫وای چقدر سروصدا زیاده. هیمنو یه‌کاریش بکن.

00:09:34.600 --> 00:09:36.050
‫چیکار کنم خب؟

00:09:36.050 --> 00:09:40.140
‫می‌تونی مثل همیشه بری سراغ پروفسور و وادارش کنی واسطه بشه.

00:09:41.390 --> 00:09:45.600
‫«پرفسور خیلی خفنین، پرفسور کمکم کنین!»

00:09:45.600 --> 00:09:46.980
‫دیگه تو این کارا حرفه‌ای شدی...

00:09:47.870 --> 00:09:49.070
‫نیکی-سان...

00:09:54.020 --> 00:09:55.370
‫عذر می‌خوام.

00:09:55.370 --> 00:09:58.130
‫شرمنده‌م که شاهد همچین چیز خجالت‌آوری بودین.

00:09:58.130 --> 00:10:00.620
‫نه نه... اصلاً درگیرش نشین، هیمنو-سان.

00:10:01.000 --> 00:10:06.080
‫همه دارن حسابی واسه تحقیقاتشون زحمت می‌کشن، گاهی اوقات از کوره در می‌رن.

00:10:06.440 --> 00:10:09.560
‫ما همه گاهی‌اوقات سر بعضی مسائل احساسی رفتار می‌کنیم.

00:10:09.560 --> 00:10:11.550
‫به‌خاطر ما بابتش خودتونو اذیت نکنین.

00:10:12.000 --> 00:10:14.010
‫خیلی مهربونین!

00:10:14.400 --> 00:10:18.240
‫کاملاً درک می‌کنم که چرا چیکوری-سان انقدر براتون احترام قائلن.

00:10:18.240 --> 00:10:19.170
‫نه؟!

00:10:19.720 --> 00:10:22.890
‫مدرسه‌ای که من می‌رفتم خیلی رقابتی بود،

00:10:22.890 --> 00:10:24.690
‫برای همین توش دعوا زیاد بود.

00:10:25.910 --> 00:10:29.420
‫اما اگه قابلیت‌هاتو بهشون نشون بدی و
‫اعتماد بنفسشون رو نابود کنی، همه دهنشون رو می‌بندن.

00:10:29.420 --> 00:10:31.360
‫خیلی وحشیانه بود.

00:10:32.180 --> 00:10:34.070
‫کاموکیو-سان خیلی آدم جالبی هستین!

00:10:34.580 --> 00:10:38.780
‫درست می‌گین. سعیمو می‌کنم تا مهارت‌هامو تقویت کنم...

00:10:38.780 --> 00:10:42.790
‫و نهایت تلاشمو می‌کنم تا درخدمت آدم‌هایی بزرگی مثل پرفسور آئویی باشم.

00:10:42.790 --> 00:10:45.460
‫من ازتون حمایت می‌کنم هیمنو-سان.

00:10:45.460 --> 00:10:47.100
‫ممنونم!

00:10:48.420 --> 00:10:52.250
‫بازم دوتایی همو ببینیم تا در مورد ستاره‌هامون حرف بزنیم؟

00:10:52.250 --> 00:10:54.430
‫هنوز خیلی حرفا برای گفتن داریم.

00:10:54.430 --> 00:10:56.590
‫هروقت که بیاین قدمتون به روی چشمه!

00:10:56.590 --> 00:10:59.890
‫پس پس... این شماره تماس شخصی منه.

00:10:59.890 --> 00:11:01.770
‫وای... مطمئنین؟

00:11:01.770 --> 00:11:03.140
‫البته!

00:11:03.140 --> 00:11:04.600
‫خیلی ذوق کردم!

00:11:04.600 --> 00:11:07.070
‫یه لحظه وایسین. منم شماره‌مو بدم.

00:11:07.070 --> 00:11:08.360
‫ممنونم!

00:11:08.360 --> 00:11:09.390
‫خواهش می‌کنم!

00:11:09.390 --> 00:11:10.910
‫خب، با اجازه!

00:11:15.300 --> 00:11:18.840
‫در مورد مصاحبه‌ی دیروز نگران بودم، ولی خوب پیش رفت.

00:11:18.840 --> 00:11:23.200
‫آره. تماشای اینکه هیمنو-کون و چیکوری-کون چقدر شبیهن هم جالب بود.

00:11:23.200 --> 00:11:26.000
‫مثل خواهرا با هم هماهنگ بودن.

00:11:26.000 --> 00:11:29.920
‫و اینکه چیکوری-چان واقعاً فکر می‌کنه می‌خوای افسر پلیس شی.

00:11:29.920 --> 00:11:34.490
‫چه اشکالی داره؟ تا وقتی پرونده‌ها رو حل کنم یکیه.

00:11:38.640 --> 00:11:40.810
‫خب، ببین کیه.

00:11:45.290 --> 00:11:46.180
‫الو؟

00:11:48.760 --> 00:11:49.600
‫ها؟

00:11:52.070 --> 00:11:53.600
‫ایشکی-سان...

00:12:00.450 --> 00:12:02.160
‫انفجار توی آزمایشگاه؟!

00:12:03.120 --> 00:12:05.540
‫چیکوری-چان، آروم باش. چیکوری-چان...

00:12:06.990 --> 00:12:08.870
‫یکی داخل گیر افتاد.

00:12:08.870 --> 00:12:09.290
‫چی؟

00:12:18.200 --> 00:12:21.140
‫هیمنو-سان... مرده.

00:12:46.750 --> 00:12:48.370
‫آمامیا-سنپای!

00:12:48.370 --> 00:12:49.620
‫ایشکی؟

00:12:49.620 --> 00:12:51.460
‫من خبرت نکردم. این‌جا چیکار می‌کنی؟

00:12:51.460 --> 00:12:55.920
‫یه دختری که من می‌شناسم توی انجار گیر افتاده، برای همین...

00:12:56.900 --> 00:12:58.130
‫منظورت هیمنو-سانه؟

00:13:00.680 --> 00:13:05.380
‫طبق گزارش پزشکی قانونی، اتاق ایزوله پر از گاز قابل اشتعال بود.

00:13:05.380 --> 00:13:10.060
‫به محض باز شدن در، با تماس با هوا منفجر شده.

00:13:10.380 --> 00:13:13.300
‫گاز قابل اشتعال توی آزمایشگاه روانشناسی؟

00:13:13.300 --> 00:13:15.020
‫درسته. با عقل جور در نمیاد.

00:13:15.020 --> 00:13:18.240
‫نکته اینه تا الان یه بارم از گاز برای آزمایش استفاده نکردن.

00:13:18.570 --> 00:13:22.340
‫محتمل‌ترین منبع اشتعال، تفنگ حرارتی‌ای بوده که
‫ برای ساختن آزمایش‌های خودشون ازش استفاده می‌کردن،

00:13:22.340 --> 00:13:26.950
‫اما دانشجوها با اطمینان میگن هیچوقت اونو بدون مراقبت ول نمی‌کنن.

00:13:26.950 --> 00:13:28.910
‫پس منظورتون اینه که انفجار...

00:13:29.300 --> 00:13:32.570
‫یه نفر از عمد با قصد قتل انفجار رو راه انداخته.

00:13:32.570 --> 00:13:33.630
‫این‌طور به نظر میاد.

00:13:34.840 --> 00:13:39.050
‫غیرممکنه... کی همچین کار وحشتناکی با هیمنو-سان می‌کنه؟

00:13:47.210 --> 00:13:49.320
‫آمامیا-سنپای، خواهش می‌کنم!

00:13:49.320 --> 00:13:51.650
‫این پرونده رو بسپرین به من.

00:13:51.650 --> 00:13:53.520
‫کارو با مسائل شخصی قاطی نکن!

00:13:53.520 --> 00:13:56.860
‫واقعاً خیال کردی می‌تونم همچین پرونده‌ی
‫مهمی رو بسپرم به کسی که آسیب عاطفی دیده؟

00:14:00.270 --> 00:14:01.410
‫درسته.

00:14:07.080 --> 00:14:08.870
‫تلفن دارم. یکم وایسا.

00:14:09.500 --> 00:14:10.570
‫الو؟

00:14:12.460 --> 00:14:14.450
‫چی؟ که این‌طور.

00:14:15.380 --> 00:14:17.000
‫باشه. فوراً میام.

00:14:19.450 --> 00:14:22.420
‫یه پرونده‌ی دیگه. چاره‌ای نیست. اینجا با تو.

00:14:22.730 --> 00:14:23.630
‫عه؟

00:14:24.020 --> 00:14:25.590
‫ولی کسی بهش زنگ نمی‌زد...

00:14:27.050 --> 00:14:29.510
‫اگه خراب کنی، فوراً عوضت می‌کنم.

00:14:33.000 --> 00:14:33.940
‫اطاعت!

00:14:34.670 --> 00:14:36.320
‫ممنونم، سنپای!

00:14:39.320 --> 00:14:42.240
‫عه؟ پرونده با شماست، افسر ایشکی؟

00:14:43.370 --> 00:14:48.200
‫خدا رو شکر. اگه با شما باشه... حتماً کار درست رو برای هیمنو-سان می‌کنین...

00:14:48.770 --> 00:14:51.910
‫چون شما... ستاره‌ی مایین.

00:14:54.140 --> 00:14:56.710
‫به محض اینکه آماده شم میام اون‌جا.

00:14:57.040 --> 00:15:00.820
‫به خودت فشار نیار، چیکوری-چان. اگه چیزی دستگیرم بشه بهت می‌گم.

00:15:01.190 --> 00:15:03.070
‫اوهوم. فعلاً.

00:15:10.510 --> 00:15:11.730
‫توتو...

00:15:11.730 --> 00:15:13.110
‫می‌دونم.

00:15:13.570 --> 00:15:14.850
‫کاری که بتونیم رو می‌کنیم.

00:15:18.220 --> 00:15:19.830
‫اول باهاشون حرف می‌زنیم.

00:15:19.830 --> 00:15:20.760
‫آره.

00:15:25.280 --> 00:15:28.200
‫چرا از بین این‌همه آدم، هیمنو-کون؟

00:15:28.200 --> 00:15:29.870
‫تسلیت می‌گم.

00:15:30.260 --> 00:15:34.200
‫عذرخواهی می‌کنم، اما دیروز بعد از جلسه‌تون چیکار کردین؟

00:15:34.570 --> 00:15:35.160
‫چی؟

00:15:35.160 --> 00:15:38.000
‫سوال فقط فرمالیته‌ست.

00:15:38.000 --> 00:15:39.210
‫آه...

00:15:41.560 --> 00:15:44.370
‫دیشب، تا دیروقت تو بخش تحقیقات بودم،

00:15:44.370 --> 00:15:47.450
‫با دستگاه MRI  آزمایش انجام می‌دادم.

00:15:47.450 --> 00:15:52.510
‫موقع خارج شدن از کنار اتاق آزمایش رد شدم، ولی چراغی روشن نبود.

00:15:52.860 --> 00:15:53.970
‫که این‌طور.

00:15:56.110 --> 00:15:59.440
‫آزمایشگاه بابت انفجار خسارت سنگینی دید؟

00:15:59.440 --> 00:16:03.100
‫شاید یه‌طوری بتونیم دوباره وسایلو بخریم،

00:16:03.100 --> 00:16:07.400
‫اما اطلاعات 10 سال توی اون کامپیوتر همگی نابود شدن.

00:16:07.400 --> 00:16:10.620
‫برای همچین ضرری نمی‌شه قیمتی گذاشت.

00:16:12.990 --> 00:16:17.130
‫ولی بازم... همچین چیزی با زندگی هیمنو-کون قابل مقایسه نیست.

00:16:17.580 --> 00:16:22.290
‫وقتی به این فکر می‌کنم که والدینش ممکنه چه احساسی داشته باشن، زبونم بند میاد.

00:16:23.010 --> 00:16:25.260
‫آه، چرا باید همچین اتفاقی بیفته؟

00:16:27.520 --> 00:16:31.920
‫بعداً از متخصص‌ها می‌پرسم که میشه داده‌ها رو برگردوند یا نه.

00:16:31.920 --> 00:16:34.180
‫چیز دیگه‌ای نظرتون رو جلب نکرد؟

00:16:34.550 --> 00:16:35.440
‫نه.

00:16:36.300 --> 00:16:39.600
‫آه، یه چیزی هست که می‌خواستم باهاتون در موردش حرف بزنم.

00:16:42.770 --> 00:16:45.380
‫این نامه به آدرس این آزمایشگاه فرستاده شده.

00:16:45.380 --> 00:16:48.740
‫اخیراً از طرف یه فرستنده‌ی ناشناس فرستاده شده.

00:16:51.420 --> 00:16:52.720
‫مهر پستش برای دیروزه.

00:16:52.720 --> 00:16:54.160
‫داخلش رو بررسی می‌کنیم.

00:16:59.870 --> 00:17:01.080
‫تهدید؟

00:17:01.080 --> 00:17:02.040
‫چی؟

00:17:02.430 --> 00:17:05.300
‫پس یه نفر از هیمنو-کون کینه داشته؟

00:17:05.300 --> 00:17:07.760
‫در اون‌صورت، از پیش طراحی شده بود.

00:17:08.020 --> 00:17:12.230
‫هرکسی که می‌دونسته هیمنو-سان امروز صبح از اتاق ایزوله استفاده می‌کنه...

00:17:12.230 --> 00:17:13.470
‫مجرمه.

00:17:18.310 --> 00:17:20.390
‫وقتی از پرفسور آئویی پرسیدیم،

00:17:20.390 --> 00:17:25.520
‫گفتن برنامه‌ریزی اتاق ایزوله رو به شما دانشجوها می‌سپرن.

00:17:25.880 --> 00:17:30.090
‫کسی از شما خبر داشت که هیمنو-سان امروز صبح از اتاق ایزوله استفاده می‌کنه؟

00:17:35.960 --> 00:17:38.950
‫خب... هر سه نفرمون.

00:17:40.040 --> 00:17:43.500
‫ما همه امروز صبح رو می‌خواستیم.

00:17:43.500 --> 00:17:47.500
‫دیشب، بعد از نیمه‌شب با یه برنامه‌ی پیام‌رسان
‫یه‌طور قرعه انداختیم و موضوع رو حلش کردیم.

00:17:47.500 --> 00:17:50.470
‫کسی جز شما سه نفر هم خبر داشت؟

00:17:50.470 --> 00:17:53.740
‫فقط خودمون چهار نفر توی اون گروهیم، پس نه.

00:17:54.890 --> 00:17:59.600
‫پس بعد از اینکه قرعه‌کشی کردن و قبل از اینکه
‫هیمنو-سان امروز صبح برسه،

00:17:59.600 --> 00:18:04.490
‫یکی از این سه نفر اومده آزمایشگاه و تله‌ی انجار رو گذاشته.

00:18:04.810 --> 00:18:09.030
‫بعد از اینکه قرعه‌کشی کردین، تا صبح چیکار می‌کردین؟

00:18:09.030 --> 00:18:11.850
‫نصف شب بود، فوری رفتم خوابیدم.

00:18:11.850 --> 00:18:14.990
‫بعدم مثل همیشه ساعت 9 بیدار شدم، اومدم دانشگاه.

00:18:15.250 --> 00:18:16.200
‫منم.

00:18:16.200 --> 00:18:20.160
‫منم، اما... احیاناً به ماها شک دارین؟

00:18:20.160 --> 00:18:24.940
‫چی؟ کسی رو هم ندیدیم، برای همین
‫هیچ توجیه زمانی‌ای نداریم. الان مظنونیم؟

00:18:24.940 --> 00:18:27.380
‫به‌خاطر این جریان آینده‌مونو نابود می‌کنین؟

00:18:27.720 --> 00:18:30.210
‫آه، راستی! اوویگاوا مشکوکه!

00:18:30.210 --> 00:18:31.050
‫چی؟

00:18:31.050 --> 00:18:35.590
‫این پسر داده‌های هیمنو رو از روی کامپیوتر پاک کرد تا مانع تحقیقش بشه.

00:18:35.590 --> 00:18:38.260
‫هیمنو خودش گزارششو به دانشگاه داد!

00:18:38.260 --> 00:18:40.000
‫تـ ـ تو از کجا می‌دونی؟

00:18:40.000 --> 00:18:42.890
‫دیدم که هیمنو از پروفسور می‌پرسید چیکار کنه؟

00:18:42.890 --> 00:18:45.520
‫مانع راهت بود، نه؟

00:18:45.520 --> 00:18:49.110
‫ایمای، تو خودتم انگیزه‌ی خوبی برای این کار داری.

00:18:49.110 --> 00:18:49.730
‫چی؟

00:18:49.730 --> 00:18:52.710
‫هیمنو ردت کرد، برای همین مدام دم خونه‌ش پلاس بودی.

00:18:52.710 --> 00:18:54.510
‫باهات مثل استاکرا رفتار می‌کرد.

00:18:54.510 --> 00:18:57.700
‫دائم داغ می‌کردی می‌گفتی؛ «یه کاری می‌کنم این دختره تقاص پس بده!»

00:18:58.870 --> 00:19:00.160
‫چندش.

00:19:00.160 --> 00:19:03.620
‫خفه شو، نیکی! تو بیشتر از همه از هیمنو متنفر بودی!

00:19:04.580 --> 00:19:08.520
‫هر دفعه یه آزمایش MRI رو لغو می‌کردی، هیمنو بهت تذکر می‌داد.

00:19:08.520 --> 00:19:10.800
‫بعدش تو جیغ و داد می‌کردی که؛ «ای کاش اون پیرزن بمیره!»

00:19:10.800 --> 00:19:13.660
‫نخیرم! این دوتا هیچ ربطی به‌هم ندارن!

00:19:13.660 --> 00:19:16.110
‫همین امروز صبح هم گفتی از دست دادن داده‌هامون...

00:19:16.110 --> 00:19:20.100
‫شوک بدتری از کشته شدن هیمنو بهمون وارد کرد.

00:19:20.100 --> 00:19:23.310
‫هــــا؟! این چه ربطی به آزمایش‌هامون داره، چندش؟

00:19:23.310 --> 00:19:24.770
‫الان چی نالیدی؟

00:19:24.770 --> 00:19:26.600
‫لـ ـ لطفاً آروم باشین!

00:19:26.600 --> 00:19:31.070
‫چرا بعد از لغو کردن یه آزمایش MRI تذکر بهت می‌داد؟

00:19:31.370 --> 00:19:36.350
‫تعمیر و نگهداری دستگاه MRI زحمت زیادی داره، برای همن باید زیاد ازش استفاده کنیم.

00:19:36.350 --> 00:19:38.660
‫لغو کردن لحظه‌ی آخری ممنوعه.

00:19:38.920 --> 00:19:42.400
‫پروفسور آئویی بیشتر از هرچیزی روی این موضوع سختگیره.

00:19:43.470 --> 00:19:48.420
‫پروفسور بیشترین اهمیت رو به دقت و کارایی می‌دن.

00:19:48.860 --> 00:19:51.130
‫که این‌طور. ممنون.

00:19:53.740 --> 00:19:54.590
‫رون؟

00:19:56.930 --> 00:20:01.690
‫گفتی که پلیس از قبل گزارش ثبت ورود به آزمایشگاه رو گرفته، درسته؟

00:20:01.690 --> 00:20:03.060
‫ها؟ اوی.

00:20:03.060 --> 00:20:06.020
‫برای امروز کافیه. خیلی ممنون.

00:20:06.020 --> 00:20:10.230
‫ممکنه دوباره در آینده باهاتون تماس بگیریم.
‫ممنون می‌شیم بازم همکاری کنیم.

00:20:18.780 --> 00:20:20.830
‫یهویی چی شد؟

00:20:20.830 --> 00:20:22.070
‫یه جای کار می‌لنگه.

00:20:22.070 --> 00:20:23.740
‫در حالت عادی این‌طوری نمی‌شه.

00:20:23.740 --> 00:20:24.950
‫ها؟

00:20:24.950 --> 00:20:28.670
‫چرا نامه‌ی تهدید بعد از حادثه رسید؟

00:20:28.670 --> 00:20:30.630
‫ها؟ منظورت چیه؟

00:20:30.630 --> 00:20:37.090
‫اگه تهدید بعد از مردن هیمنو-کون رسیده،
‫دیگه نمی‌تونه ترسونده‌باشتش، نه؟

00:20:40.790 --> 00:20:41.510
‫چیه؟

00:20:41.510 --> 00:20:45.250
‫هیچی فقط... اکثر آدما اینو در نظر نمی‌گیرن.

00:20:45.250 --> 00:20:47.980
‫انگار خط فکری مجرم رو درک می‌کنی.

00:20:48.360 --> 00:20:50.830
‫قبلاً زیاد اینو بهم می‌گفتن.

00:20:56.040 --> 00:20:59.320
‫و اینکه، مهر پست نامه برای دیروزه.

00:20:59.320 --> 00:21:03.580
‫مجرم چطور تونسته نامه‌ی تهدید رو...

00:21:03.580 --> 00:21:06.790
‫قبل از اینکه تصمیم گرفته بشه اون از
‫آزمایشگاه استفاده کنه، براش بفرسته؟

00:21:07.180 --> 00:21:08.250
‫راست می‌گی!

00:21:08.250 --> 00:21:10.630
‫گزارش ثبت ورود رو داری؟

00:21:10.630 --> 00:21:11.710
‫آره.

00:21:11.734 --> 00:21:13.734
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:13.770 --> 00:21:18.380
‫تا یه ماه پیش، پروفسور مارویاما و پروفسور آئویی هر دو زیاد به آزمایشگاه میومدن.

00:21:18.650 --> 00:21:23.200
‫اما اسم پروفسور مارویاما به‌خاطر سفرهاشون
‫به خارج از کشور از لیست حذف شده.

00:21:23.990 --> 00:21:27.810
‫پروفسور آئویی هم توی هفته‌ی گذشته اصلاً از آزمایشگاه استفاده نکردن.

00:21:28.170 --> 00:21:32.050
‫به‌جاش، هیمنو-سان و اوویگاوا-کون بیشتر ازش استفاده می‌کنن.

00:21:32.050 --> 00:21:36.270
‫نیکی-سان و ایمای-کون هم دوتایی زیاد بعد‌ا از ظهرا با هم اون‌‌جا بودن.

00:21:36.294 --> 00:21:37.456
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:37.480 --> 00:21:38.660
‫بده ببینم!

00:21:39.590 --> 00:21:44.660
‫حتماً برای همینو-سان سخت بوده که
‫مدام توی آزمایشگاه همه با هم دعوا کنن.

00:21:45.020 --> 00:21:49.420
‫مجرم کیه؟ هیچ ایده‌ای ندارم.

00:21:49.420 --> 00:21:51.870
‫راستش، جدای همه‌ی اینا همه‌شونم مشکوکن.

00:21:52.210 --> 00:21:54.380
‫انگیزه‌ی اصلی همچنان معلوم نیست.

00:21:54.380 --> 00:21:56.840
‫اما فهمیدم مجرم کیه.

00:21:57.320 --> 00:21:58.300
‫عه؟

00:21:59.230 --> 00:22:00.760
‫خیال کردی می‌ذارم قسر در بره...

00:22:02.710 --> 00:22:08.860
‫این قاتل دلسرد که ثمره‌ی یه آزمایشگاه خشن بوده؟

00:03:25.980 --> 00:03:28.980
دانشگاه توکیو

00:03:25.980 --> 00:03:30.980 position:80%
‫21 پرونده‌ی قتل آزمایشگاه تحقیقاتی روانشناسی ( بخش اول)

00:05:19.210 --> 00:05:21.510
مارویاما

00:05:19.210 --> 00:05:21.510
آزمایشگاه

00:07:50.120 --> 00:07:51.580
در حال استفاده

00:07:57.160 --> 00:08:04.960
امواج رادیویی

00:07:57.160 --> 00:08:04.960
صدا

00:07:57.160 --> 00:08:04.960
میدا‌ن‌ها مغناطیسی

00:11:39.300 --> 00:11:41.260
چیکوری-چان

00:11:39.300 --> 00:11:41.260 line:20%
تماس دریافتی

00:12:31.980 --> 00:12:34.480
دانشگاه توکیو

00:12:38.490 --> 00:12:40.950
مارویاما

00:12:38.490 --> 00:12:40.950
آزمایشگاه

00:15:21.330 --> 00:15:23.310
پروفسور آئویی

00:17:15.930 --> 00:17:17.930
اتاق کنفرانس

00:21:23.610 --> 00:21:27.820
مارویاما
ائویی
هیمنو
ایمای
اوویگاوا
نیکی
ماریوماما
هیمنو
ماریوماما
ماریوماما
آئویی
ماریوماما
ماریوماما
آئویی
ماریوماما
آئویی
هیمنو