﻿WEBVTT

00:00:17.000 --> 00:00:18.480
‫همه‌چیز آماده‌ست.

00:00:18.480 --> 00:00:19.250
‫آره.

00:00:19.274 --> 00:00:39.274
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:56.410 --> 00:01:58.840
‫ممنون از همگی که اومدن.

00:01:58.840 --> 00:02:03.690
‫الان قتل انفجار آزمایشگاه رو براتون می‌گیم.

00:02:04.060 --> 00:02:05.150
‫قتل؟

00:02:05.580 --> 00:02:10.360
‫هیمنو-سان قربانی یه تله‌ی انفجار توی اتاق آزمایش شدن.

00:02:10.800 --> 00:02:12.440
‫غیرممکنه!

00:02:16.500 --> 00:02:18.530
‫این تهدید، ابزار اصلی مظنونه.

00:02:18.880 --> 00:02:23.170
‫این نامه، که به آدرس آزمایشگاه ارسال شده، مهر اداری دیروز رو خورده.

00:02:23.170 --> 00:02:27.250
‫اما شما کی تصمیم گرفتین که هیمنو-سان از اتاق آزمایش استفاده کنه؟

00:02:27.250 --> 00:02:28.270
‫نیکی-سان؟

00:02:28.270 --> 00:02:30.060
‫خـ ـ خب...

00:02:30.060 --> 00:02:33.670
‫ما با قرعه‌کشی حول و حوش بعد از نیمه‌شب تصمیم گرفتیم.

00:02:34.040 --> 00:02:36.190
‫پس یعنی مجرم نامه رو...

00:02:36.190 --> 00:02:39.890
‫قبل از اینکه قرار بر استفاده‌ی هیمنو-سان از
‫اتاق آزمایش باشه، فرستاده.

00:02:40.230 --> 00:02:43.150
‫مجرم پیش‌بینی کرده بود که اون توی قرعه‌کشی برنده می‌شه؟

00:02:43.150 --> 00:02:45.600
‫شاید قرعه‌‌کشیه یه‌طوری دستکار شده بود.

00:02:45.950 --> 00:02:47.060
‫خیر،

00:02:47.430 --> 00:02:48.740
‫برای حل این معما،

00:02:48.740 --> 00:02:51.780
‫ما باید بود دیدمون رو 180 درجه بچرخونیم.

00:02:52.110 --> 00:02:57.020
‫مجرم نامه‌ی تهدید رو برای هرکسی که ممکن بود وارد اتاق آزمایش بشه نوشته بود...

00:02:57.020 --> 00:02:58.740
‫و همه‌ رو پست کرده بود.

00:03:00.280 --> 00:03:03.050
‫بعدش، زمانی که هیمنو-سان توی انفجار جونشون رو از دست داد...

00:03:03.050 --> 00:03:06.540
‫اونی که برای هیمنو-سان بود رو
‫برداشته و به پلیس داده...

00:03:07.240 --> 00:03:10.750
‫تا جوری نشون بده انگار که هیمنو-سان تمام مدت هدف بوده.

00:03:11.140 --> 00:03:12.660
‫کسی واقعاً همچین کاری کرده؟

00:03:12.660 --> 00:03:14.670
‫اما تنها کسی که می‌تونه همچین کاری بکنه...

00:03:14.990 --> 00:03:17.850
‫اونیه که نامه‌ها رو گرفته.

00:03:19.140 --> 00:03:20.710
‫درسته.

00:03:20.710 --> 00:03:23.260
‫پروفسور مارویاما بابت سفر کاری نیستن،

00:03:23.260 --> 00:03:25.850
‫پس این کار می‌افته به عهده‌ی کسی که در غیباشون مسئول آزمایشگاه هستن...

00:03:30.110 --> 00:03:31.570
‫دستیار پرفسور آئویی.

00:03:39.060 --> 00:03:42.240
‫مجرم شما هستین، درسته؟ پروفسور آئویی؟

00:03:44.450 --> 00:03:49.260
‫کنجکاو بودم چی می‌‌خواین بگین،
‫ولی همه‌ی اینا صرفاً فرضیه‌ نیست؟

00:03:49.260 --> 00:03:53.670
‫چرا من باید کسی با هوش هیمنو-کون رو بکشم؟ هیچ انگیزه‌ای برای این کار ندارم.

00:03:53.670 --> 00:03:57.830
‫درسته، هیچ دلیلی برای اینکه شخص هیمنو-کون رو بکشین نداشتین.

00:03:57.830 --> 00:04:00.140
‫اما هدف قتل نبوده. بلکه‌ روشتون بوده.

00:04:01.350 --> 00:04:05.090
‫یه وسیله برای ایجاد یه انفجار برای اینکه کامپیوتر رو منفجر کنین.

00:04:05.090 --> 00:04:06.570
‫ها؟ کامپیوتر؟

00:04:06.570 --> 00:04:08.020
‫منظورتون کامپیوتریه که توی آزمایشگاهه؟

00:04:08.590 --> 00:04:12.630
‫نقشه‌ی پروفسور آئویی این بود تا حادثه رو جوری جلوه
‫بده که کسی هدف گرفته شده تا بتونه...

00:04:12.630 --> 00:04:15.480
‫تا بتونه به همراه قربانی از شر کامپیوتر هم خلاص بشه.

00:04:15.480 --> 00:04:16.890
‫اما اینکه...

00:04:16.890 --> 00:04:18.440
‫شروع این جنایت...

00:04:18.440 --> 00:04:21.700
‫شما بودی که سرخود داده‌ها رو پاک می‌کردی، اوویگاوا-کون.

00:04:21.700 --> 00:04:22.660
‫ها؟

00:04:23.000 --> 00:04:26.080
‫چون هیمنو-کون این موضوع رو به دانشگاه گزارش داد،

00:04:26.080 --> 00:04:33.000
‫پرفسور آئویی لازم داشت تا قبل از اینکه
‫اونا تحقیقات رو شروع کنن چیز دیگه‌ای رو از پایانه حذف کنه.

00:04:33.000 --> 00:04:34.710
‫و‌ ـ وایسین!

00:04:34.710 --> 00:04:37.150
‫چی دارین می‌گین؟ منظورتون از «چیز» دیگه‌ای چیه؟

00:04:37.150 --> 00:04:38.920
‫داده‌های تحقیق ساختگی.

00:04:40.130 --> 00:04:43.250
‫من همه‌ی مقاله‌‌های شما رو خوندم.

00:04:43.250 --> 00:04:47.690
‫منظور از نویز زمانیه که وقتی یه آزمایش تکرار می‌شه، نتیجه‌ها فرق کنه
‫هر چقدر این تفاوت بیشتر باشه یعنی صحت آزمایش کمتره.

00:04:43.250 --> 00:04:47.690
‫و نسبت به بقیه، تقریباً هیچ نویزی توی تحقیقات شما وجود نداشت.

00:04:47.690 --> 00:04:49.600
‫اساساً یعنی زیادی خوب بودن.

00:04:49.600 --> 00:04:50.260
‫چی؟

00:04:50.260 --> 00:04:51.590
‫پس داده‌ها ساختگی بودن؟

00:04:51.590 --> 00:04:55.190
‫وایسا ببینم، کسی می‌تونه کل مقاله‌های پروفسور رو توی نصف روز بخونه؟

00:04:55.530 --> 00:04:58.030
‫جدای این، این مطالعات «زیادی خوب» شما...

00:04:58.030 --> 00:05:02.410
‫اغلب با سفرهای پرفسور مارومیا که منجر به عدم
‫حضورشون در آزمایشگاه می‌شد، همزمان بودن.

00:05:02.820 --> 00:05:05.620
‫می‌شه حکایت همون که صاحبخونه نبوده و خونه پر از شیطون شده...

00:05:06.480 --> 00:05:08.580
‫حرفی برای رد کردنش دارین؟

00:05:18.020 --> 00:05:23.290
‫ای وای. مثل اینکه شماها هیچی نمی‌فهمین.

00:05:23.290 --> 00:05:26.390
‫من با کارآمدی تمام به اینجا که هستم رسیدم...

00:05:26.390 --> 00:05:29.350
‫چون کاملاً برای آزمایش‌هام آماده می‌شم.

00:05:29.350 --> 00:05:32.020
‫همه‌ی عدم قطعیت‌ها رو از بین می‌برم.

00:05:32.600 --> 00:05:33.820
‫این‌طور نیست؟

00:05:33.820 --> 00:05:35.750
‫خب...

00:05:36.690 --> 00:05:43.070
‫چقدر احتمال داره که یه انفجار همه‌ی هارد یک کامپیوتر رو نابود کنه؟

00:05:43.070 --> 00:05:47.010
‫ما توی عصری زندگی می‌کنیم که داده‌هایی که با آتیش
‫از بین رفتن، امکان بازیابی دارن.

00:05:47.010 --> 00:05:51.910
‫من هرگز نقشه‌ی جنایتکارانه‌ای که انقدر عدم قطعیت توش باشه، نمیکشم.

00:05:51.910 --> 00:05:53.420
‫بدم نمی‌گه.

00:05:53.420 --> 00:05:57.380
‫اگه هدف از بین بردن داده‌ها بوده باشه،
‫این نقشه خیلی آبکیه.

00:05:57.800 --> 00:06:00.340
‫برای همین باید بود کاملاً مطمئن بشید.

00:06:01.590 --> 00:06:04.890
‫برای همین بود که دیشب توی اتاق MRI بودین، درسته؟

00:06:06.830 --> 00:06:12.130
‫کیس کامپیوتر رو توی یه پارچه یا بسته پیچوندین تا بهش نچسبه.

00:06:12.130 --> 00:06:14.900
‫فقط باید به دستگاه MRI نزدیکش می‌کردین.

00:06:15.680 --> 00:06:17.490
‫فهمیدم! میدان مغناطیسی!

00:06:17.490 --> 00:06:21.570
‫آهن‌رباهای دستگاه MRI همه‌ی اطلاعات روی کیس رو پاک می‌کنه.

00:06:21.570 --> 00:06:24.320
‫انفجار توی آزمایشگاه یه‌طور استتار بود.

00:06:24.320 --> 00:06:27.550
‫نقشه رو جوری چید که انگار کامپیوتر توی انفجار از بین رفته.

00:06:28.160 --> 00:06:30.820
‫شاهدی دارین؟

00:06:30.820 --> 00:06:31.950
‫نه.

00:06:32.370 --> 00:06:33.950
‫می‌دونستم.

00:06:33.950 --> 00:06:36.770
‫هم با این موضوع و هم نامه‌ی تهدید،

00:06:36.770 --> 00:06:38.920
‫هنوز از حد تصورات جلوتر نرفتین.

00:06:39.590 --> 00:06:41.380
‫اگه من مشاوره‌ی دانشگاه شما بودم،

00:06:41.380 --> 00:06:44.880
‫به این تئوری‌ای که نوشتین نمره‌ی مردودی می‌دادم.

00:06:45.220 --> 00:06:50.470
‫اگه واقعاً حقیقت داره، پس چرا شاهدی نمیارین تا ثابتش کنه؟

00:06:50.470 --> 00:06:53.190
‫شخصی که لایق استناد توی مقاله‌تون باشه.

00:06:53.190 --> 00:06:54.840
‫شاهدی نیست.

00:06:56.180 --> 00:06:57.480
‫و خود این مدرکه!

00:06:57.480 --> 00:06:58.440
‫چی؟

00:06:58.760 --> 00:07:02.650
‫دیشب تنها توی اتاق MRI بدون هیچ نمونه‌ی آزمایشی چیکار می‌کردین؟

00:07:04.950 --> 00:07:08.350
‫ما هم دیشب هیچ داده‌ای از آزمایشی دریافت نکردیم.

00:07:08.350 --> 00:07:12.320
‫نگهداری از اتاق MRI سنگینه. بدون هیچ استفاده‌ای رزروش کردین؟

00:07:12.320 --> 00:07:14.540
‫شمایی که همیشه به دانشجوها می‌گین در این مورد مراقب باشن؟

00:07:16.560 --> 00:07:22.960
‫همچنین نخ مطابق با پتویی که توی سطل زباله‌‌تون بود رو داخل دستگاه MRI پیدا کردیم.

00:07:25.060 --> 00:07:26.490
‫اگه قصد دفاع ازخودتون رو دارین،

00:07:26.490 --> 00:07:29.510
‫لطفاً شواهدی رو آماده کنین که ارزش بیان توی یه مقاله رو داشته باشن.

00:07:37.550 --> 00:07:41.400
‫مثل اینکه چاره‌ای نیست. هر بهانه‌ی دیگه‌ای بی‌اثره.

00:07:41.400 --> 00:07:42.680
‫منظورتون اینه...

00:07:42.680 --> 00:07:44.360
‫پروفسور واقعاً شما کشتینش؟

00:07:44.850 --> 00:07:47.070
‫من کجا اشتباه کردم؟

00:07:47.070 --> 00:07:51.510
‫شما هفته‌ی گذشته اصلاً از آزمایشگاه استفاده نکردین، نه؟

00:07:51.510 --> 00:07:55.130
‫چرا مردی که با تحقیقاتش به این جایگاه رسیده باید چنین کاری بکنه؟

00:07:55.770 --> 00:07:57.500
‫جواب ساده‌ست.

00:07:57.500 --> 00:08:01.480
‫شما انقدر برای کارایی ارزش قائلید که
‫هیچ آزمایش بیهوده‌ای رو انجام نمی‌دین.

00:08:01.480 --> 00:08:04.920
‫چون به هر حال می‌دونستین، اون کامپیوتر قراره نابود بشه.

00:08:06.490 --> 00:08:10.890
‫یک عمر کارآمدی در نهایت سنگ پای خودم شد.

00:08:11.330 --> 00:08:12.350
‫پس یعنی...

00:08:12.880 --> 00:08:15.310
‫درسته. کار من بود.

00:08:17.650 --> 00:08:22.230
‫هیمنو-سان انقدر... انقدر به شما باور داشت.

00:08:22.860 --> 00:08:24.190
‫چیکوری-چان...

00:08:24.510 --> 00:08:29.460
‫برای محافظت از خودت، دانشجویی رو که ازت
‫یه بت ساخته بود رو عین یه چیز دور ریختنی، کشتی.

00:08:29.460 --> 00:08:30.950
به هیچ جات بر نمی‌خوره؟

00:08:31.400 --> 00:08:35.780
‫نه، بابت کاری که با هیمنو-کون کردم ناراحتم.

00:08:35.780 --> 00:08:37.620
‫درست طوری که انگار قبلم دو تکه می‌شه.

00:08:37.620 --> 00:08:39.750
‫هیچ عذرخواهی‌ای کافی نیست.

00:08:39.750 --> 00:08:42.720
‫می‌شه دست از گفتن چیزهایی بردارین که از ته قلبتون نیست؟

00:08:43.460 --> 00:08:49.050
‫حذف یه رقیب آینده‌ حین انجام این کار...
‫این هم به‌نظرتون کارآمد بود، نه؟

00:08:51.070 --> 00:08:54.730
‫خوبه. پس درکم می‌کنی.

00:08:54.730 --> 00:08:58.890
‫فکر می‌کردم فقط مادرم فکرهام رو درک می‌کنه.

00:08:59.200 --> 00:09:03.760
‫همیشه برای ساخت یه مرد بزرگ، چندتا قربانی ضروریه.

00:09:03.760 --> 00:09:07.400
‫هیمنو-کون تونست برای ستاره‌ای که انقدر تحسینش می‌کرد مفید باشه،

00:09:07.400 --> 00:09:08.980
‫یه تیر و دو نشون، نه؟

00:09:08.980 --> 00:09:10.120
‫تو...

00:09:10.520 --> 00:09:11.820
‫احساسات اون...

00:09:12.240 --> 00:09:15.780
‫تو... حقی برای زندگی توی این دنیا نداری.

00:09:15.780 --> 00:09:17.150
‫رون؟

00:09:17.150 --> 00:09:19.240
‫ولی دارو رو خورد.

00:09:20.000 --> 00:09:22.980
‫نگران نباش توتو. دارو داره کار می‌کنه.

00:09:22.980 --> 00:09:24.460
‫این به اراده‌ی خودمه.

00:09:24.460 --> 00:09:26.070
‫منو به خنده ننداز.

00:09:26.070 --> 00:09:29.590
‫مردی به ذکاوت من حق زندگی نداره؟

00:09:31.360 --> 00:09:35.510
‫در اون صورت، شما آدمای عادی هم چنین حقی ندارین!

00:09:35.510 --> 00:09:36.470
‫بمب؟!

00:09:37.930 --> 00:09:40.500
‫محض اطمینان آماده‌ش کردم.

00:09:40.500 --> 00:09:43.390
‫برای من قطعیت همیشه اولویت داره.

00:09:43.390 --> 00:09:47.360
‫اگه همه‌ی شما نابود بشین، اونوقت من تا آخرش یه پروفسور بااستعداد باقی می‌مونم.

00:09:47.360 --> 00:09:50.260
‫نگران نباش، مامان!

00:09:58.720 --> 00:10:00.740
‫کی گفت می‌تونی بمیری؟

00:10:00.740 --> 00:10:03.710
‫تا آخر عمرت برای هیمنو-کون تقاص پس می‌دی.

00:10:12.880 --> 00:10:15.210
‫یالا! آروم باش!

00:10:15.210 --> 00:10:20.010
‫انقدر دست و پا نزن! آروم بیا!

00:10:16.160 --> 00:10:20.010
‫مامان! مامان!

00:10:21.210 --> 00:10:23.660
‫کارت خوب بود، ایشکی توتومارو.

00:10:23.660 --> 00:10:24.560
‫بله.

00:10:39.770 --> 00:10:44.100
‫من می‌خواستم بیشتر با هیمنو-سان حرف بزنم...

00:10:44.100 --> 00:10:46.460
‫می‌خواستم بیشتر باهاش دوست بشم.

00:10:47.320 --> 00:10:48.420
‫اوهوم.

00:10:48.420 --> 00:10:52.380
‫اما... هیمنو-سان دیگه هیچوقت بر نمی‌گرده.

00:10:52.950 --> 00:10:54.800
‫سعیمو می‌کنم تا مهارت‌هامو تقویت کنم...

00:10:54.800 --> 00:10:58.960
‫و نهایت تلاشمو می‌کنم تا درخدمت آدم‌هایی بزرگی مثل پرفسور آئویی باشم.

00:10:59.890 --> 00:11:02.580
‫برای همین... برای همین...

00:11:03.000 --> 00:11:06.780
‫منم باید بیشتر و به جای هیمنو-سان هم تلاشمو بکنم.

00:11:08.120 --> 00:11:09.560
‫درسته. منم‌ــ

00:11:10.770 --> 00:11:12.080
‫ها؟

00:11:12.790 --> 00:11:13.790
‫کاموکیو-سان؟

00:11:13.790 --> 00:11:15.450
‫عوارض دارو!

00:11:15.450 --> 00:11:16.720
‫رون!

00:11:16.720 --> 00:11:18.410
‫کاموکیو-سان!

00:11:23.570 --> 00:11:24.820
‫شیرین...

00:11:26.600 --> 00:11:28.180
‫شیره‌ی شوکر قهوه‌ای!

00:11:28.180 --> 00:11:29.590
‫«شیره‌ی شوکر قهوا‌ی»؟

00:11:34.280 --> 00:11:36.760
‫بازم خواب از سه‌سالگیم...

00:11:36.760 --> 00:11:38.890
‫جوری که گفتم «شیره‌ی شکر قهوه‌ای» عجیب بود.

00:11:38.890 --> 00:11:42.450
‫از اون سن شیره‌ی شکر قهوه‌ای دوست داشتی؟

00:11:43.190 --> 00:11:44.850
‫توتو، چرا اون‌طوری لباس پوشیدی؟

00:11:44.850 --> 00:11:48.260
‫اوه، از مراسم خاکسپاری هیمنو-سان برمی‌گردم.

00:11:48.260 --> 00:11:50.060
‫سلام تو رو هم رسوندم، رون.

00:11:51.030 --> 00:11:52.270
‫ممنون.

00:11:52.270 --> 00:11:55.740
‫چیکوری-چان هم بالأخره تونست بدون گریه‌کردن خداحافظی کنه.

00:11:56.420 --> 00:11:57.440
‫ درسته.

00:12:02.620 --> 00:12:04.800
‫دیروز عالی بودی، رون.

00:12:04.800 --> 00:12:08.000
‫تا آخرش تونستی سر از منطق عجیب و غریب مجرم در بیاری.

00:12:08.000 --> 00:12:12.890
‫بهت که گفتم... از قدیما کارم تو خوندن ذهن مجرما خوب بود.

00:12:12.890 --> 00:12:17.330
‫که این‌طور. فکر می‌کنم این مهارتیه که همه‌ی کارآگاه‌ها دارن.

00:12:18.430 --> 00:12:19.970
‫اونو نمی‌دونم.

00:12:20.260 --> 00:12:24.270
‫ولی، دوباره داشتم خاطرات قبل از شش سالگیم رو مرور می‌کردم،

00:12:24.270 --> 00:12:27.100
‫ولی واقعاً یه تیکه هست که یادم نمیاد.

00:12:27.100 --> 00:12:30.040
‫حس می‌کنم یه چیز خیلی مهمه، ولی...

00:12:30.040 --> 00:12:34.030
‫من بیشتر چیزا رو از اون سن یادم نمیاد.

00:12:34.030 --> 00:12:36.400
‫بیشترش در مورد پشت همستریه که اون‌موقع‌ها داشتم.

00:12:38.110 --> 00:12:41.160
‫پس وقتی زل بزنی به پشت همستر اینطوری بزرگ میشی!

00:12:41.160 --> 00:12:43.440
</i>‫منظورت از «این‌طوری» دقیقاً چطوریه؟

00:12:44.010 --> 00:12:45.910
‫قیافه‌ت! بخصوص قیافه‌ت...

00:12:45.910 --> 00:12:50.440
‫آه، راستی، توی صندوق پستیت یه نامه‌ی عجیب بود.

00:12:50.440 --> 00:12:51.650
‫نامه‌ی عجیب؟

00:12:51.650 --> 00:12:53.750
‫داشت میفتاد، برای همین آوردمش.

00:12:56.920 --> 00:13:01.090
‫به‌نظر خیلی قدیمی میاد، نوشته‌هاش هم کمرنگ شدن.

00:13:01.090 --> 00:13:03.300
‫که این‌طور. راست می‌گی عجیبه.

00:13:03.300 --> 00:13:04.260
‫نه؟

00:13:04.590 --> 00:13:07.680
‫مهر پستش مال 17 سال پیشه.

00:13:07.680 --> 00:13:08.860
‫چی؟

00:13:13.140 --> 00:13:15.730
‫فهمیدی اون نامه‌ی مرموز چی بود؟

00:13:15.730 --> 00:13:18.190
‫آره. یه دعوتنامه‌ست.

00:13:18.190 --> 00:13:20.220
‫بازش کردی؟

00:13:20.220 --> 00:13:23.410
‫اگه مال 17 سال پیشه، پس برای تو نیست، نه؟

00:13:23.740 --> 00:13:26.570
‫اما به آدرس این ملکه که الان من مدیرشم.

00:13:26.570 --> 00:13:29.750
‫17 سال پیش کی مدیرش بوده؟

00:13:29.750 --> 00:13:32.670
‫اینجا مال مادربزرگ مادریمه،

00:13:32.670 --> 00:13:35.210
‫اما اون‌موقع پدربزرگم مدیرش بود.

00:13:35.760 --> 00:13:37.290
‫پدربزرگت؟

00:13:37.290 --> 00:13:40.910
‫بعد از اینکه فوت شد، یه چندسالی مادرم مدیرش بود.

00:13:40.910 --> 00:13:44.640
‫بعدش وقتی من از بلو اخراج شدم،
‫کلیدا رو داد بهم و خودش رفت.

00:13:44.640 --> 00:13:47.810
‫اولین باره که در مورد مادرت بهم گفتی رون.

00:13:47.810 --> 00:13:49.100
‫جدی؟

00:13:49.100 --> 00:13:53.200
‫مامانم یکم آدم عجیبیه. الان رفته تا برای 50امین بار دنیا رو بگرده.

00:13:53.200 --> 00:13:55.450
‫50 بار؟ چه خفن.

00:13:55.450 --> 00:13:57.560
‫الحق که مامان خودته رون.

00:13:58.000 --> 00:14:00.030
‫علاقه‌ت به شیره‌ی شکر قهوه‌ای هم از ایشونه؟

00:14:00.030 --> 00:14:01.220
‫نه بابا.

00:14:01.220 --> 00:14:03.740
‫پس به معما و پازل علاقه داشتن؟

00:14:03.740 --> 00:14:06.730
‫تا جایی که من می‌دونم، به این چیزا علاقه‌ای نداشت.

00:14:06.730 --> 00:14:09.840
‫یه چیزاییمون شبیه، ولی خیلی چیزامون هم شبیه نیست.

00:14:09.840 --> 00:14:11.200
‫جدی؟

00:14:11.200 --> 00:14:14.170
‫مثلاً، اون تحت هیچ شرایطی عصبانی نمی‌شه.

00:14:14.550 --> 00:14:17.870
‫آره، تو توی دانشگاه حسابی قاطی کرده بودی.

00:14:18.500 --> 00:14:21.680
‫از خودم ناامید شدم که اون‌طوری واکنش نشون دادم.

00:14:21.680 --> 00:14:25.340
‫کارآگاه‌هایی که با احساساتشون معماها رو حل می‌کنن، بدترینن.

00:14:25.980 --> 00:14:27.100
‫که این‌طور.

00:14:27.480 --> 00:14:30.050
‫گفتی پدرت نبود، نه؟

00:14:30.050 --> 00:14:32.680
‫قبل از اینکه من به دنیا بیام، بابت بیماری فوت شد.

00:14:32.680 --> 00:14:34.140
‫اوه، متأسفم.

00:14:35.270 --> 00:14:36.580
‫درگیرش نشو!

00:14:36.580 --> 00:14:40.230
‫همیشه فقط خودم و مامانم بودیم،
‫برای همین کلمه‌ی «بابا» برام معنای چندانی نداره.

00:14:40.600 --> 00:14:42.470
‫مهم‌تر از اون، باید آماده بشیم!

00:14:42.470 --> 00:14:43.280
‫آماده؟

00:14:43.280 --> 00:14:46.400
‫گفتم که نامه در اصل یه دعوتنامه‌ست دیگه.

00:14:46.400 --> 00:14:49.200
‫دعوت شام توی اوبرجه.

00:14:49.510 --> 00:14:50.910
‫اوبرج؟

00:14:51.220 --> 00:14:53.920
‫منو رو توی مقدمه نوشتن.

00:14:56.060 --> 00:14:58.840
‫واقعاً نوشتن. همه‌ی غذاهاشون خیلی باکلاسه.

00:14:59.240 --> 00:15:02.740
‫طبق چیزی که من می‌بینم، به‌نظر یه‌طور نمونه‌ی خلاقانه از غذاهای فرانسویه.

00:15:02.740 --> 00:15:03.970
‫هه.

00:15:04.300 --> 00:15:07.220
‫و تاریخش هم دقیقاً برای امروزه.

00:15:07.220 --> 00:15:08.510
‫باید بریم، نه؟

00:15:08.510 --> 00:15:11.660
‫شوخی می‌کنی؟ مال هفده سال پیشه.

00:15:11.660 --> 00:15:13.640
‫خیلی وقته که تاریخش گذشته!

00:15:13.640 --> 00:15:16.110
‫حتی معلوم نیست رستورانه هنوز باز باشه.

00:15:16.110 --> 00:15:18.190
‫توی بسته اینم بود.

00:15:18.190 --> 00:15:20.560
‫باید بریم برش گردونیم.

00:15:20.560 --> 00:15:21.900
‫معلومه حسابی قیمتیه.

00:15:22.340 --> 00:15:23.610
‫سنگ قیمتی؟

00:15:23.610 --> 00:15:24.990
‫یه زمرد.

00:15:26.260 --> 00:15:27.260
‫اما...

00:15:27.260 --> 00:15:29.820
‫قبل از اینکه بریم، بهتر نیست یکم در موردش تحقیق کنیم؟

00:15:29.820 --> 00:15:32.280
‫انقدر بی‌فرهنگ نباش، توتو.

00:15:32.280 --> 00:15:38.040
‫من فکر نمی‌کنم این دعوتنامه‌ی 17 ساله الان اشتباهی اومده باشه.

00:15:38.040 --> 00:15:39.790
‫پس جریانش چیه؟

00:15:39.790 --> 00:15:43.030
‫داریم می‌ریم ماجراجویی تا معما حل کنیم دیگه.

00:15:43.030 --> 00:15:44.210
‫ماجراجویی؟

00:15:44.550 --> 00:15:51.230
‫کامو، کامو، کامو! کامو، کامو! کامو! کامو! کامو!

00:15:49.140 --> 00:15:51.230
‫خیلی وقت بود خوندنشو نشنیده بودم.

00:15:51.640 --> 00:15:54.240
‫این‌طور وقتا کسی جلودارش نیست.

00:15:59.560 --> 00:16:02.840
‫پشمام! انگار که داریم بالای درختا پرواز می‌کنیم!

00:16:02.840 --> 00:16:06.610
‫این اوبرج به‌نظر جای هیجان‌انگیزی میاد.

00:16:08.320 --> 00:16:12.280
‫می‌گم، می‌دونم الان پرسیدنش عجیبه ولی... اوبرج چیه؟

00:16:12.280 --> 00:16:15.620
‫رستورانی که می‌تونی شب بمونی، گمونم بشه این‌طور گفت.

00:16:16.200 --> 00:16:19.560
‫سلام. منم چون بار اولمه، یکم مضطرب بودم.

00:16:19.560 --> 00:16:22.090
‫حالا که می‌بینم آدم‌های دیگه‌ای هم می‌رن خیالم راحت شد.

00:16:22.090 --> 00:16:24.550
‫بارتون چقدر کمه. اهل این اطرافین؟

00:16:24.820 --> 00:16:29.330
‫بابت کار از آمریکا اومدم. الان توی توکیو توی هتل اتاق گرفتم.

00:16:29.330 --> 00:16:32.010
‫آمریکایی هستین؟ چه خوب ژاپنی بلدین.

00:16:33.500 --> 00:16:37.560
‫شاید به نظر نیاد، اما به عنوان وکیل دنیا رو گشتم.

00:16:37.560 --> 00:16:39.620
‫اگه به مشکلی خوردین، باهام تماس بگیرین.

00:16:43.020 --> 00:16:46.320
‫یه فضای اداری وسط نیویورک، چقدر خفن.

00:16:46.320 --> 00:16:47.900
‫در ازاش، این...

00:16:48.340 --> 00:16:50.310
‫کارت ویزیت شیره‌ی شکر قهوه‌ای رو از من قبول کنین.

00:16:51.570 --> 00:16:53.780
‫خیر! خود کارت خیره!

00:16:53.780 --> 00:16:55.740
‫با این «خیر» اون «خیر» جمله ساخت!

00:16:55.740 --> 00:16:57.500
‫مغزش چقدر سریع کار می‌کنه.

00:16:57.790 --> 00:17:01.530
‫بر خلاف اون باغبان،

00:17:01.530 --> 00:17:04.300
‫حداقل با شما دو نفر خوب میشه حرف زد.

00:17:15.350 --> 00:17:20.310
‫با همدیگه با یه خط مترو اومدیم، ولی اصلاً یخش آب نمیشه.

00:17:20.600 --> 00:17:22.520
‫اون گلا رو از کجا آورده؟

00:17:22.520 --> 00:17:25.720
‫گفت از باغ خودش آورده.

00:17:25.720 --> 00:17:29.110
‫30 دقیقه باهاش حرف زدم و فقط همینو ازش شنیدم.

00:17:53.550 --> 00:17:55.730
‫به ری‌یونیون خوش اومدین!

00:17:55.730 --> 00:17:57.870
‫با وجودی که این‌جا خیلی دوره...

00:17:57.870 --> 00:17:58.770
‫شما!؟

00:17:58.770 --> 00:18:01.930
‫ببخشید که خودمو معرفی نکردم!
‫سرآشپز ساکای هستم.

00:18:01.930 --> 00:18:04.630
‫و ببخشید، اما بقیه‌ی کارکن‌ها نیستن.

00:18:04.630 --> 00:18:07.580
‫برای همین خودم تنهایی کل این‌جا رو می‌گردونم.

00:18:07.580 --> 00:18:11.570
‫و واقعاً عذر می‌خوام که نمی‌تونم خوش‌آمدگویی در خورتری داشته باشم.

00:18:14.530 --> 00:18:17.610
‫باید سخت باشه. لطفاً نگران ما نباشین.

00:18:17.610 --> 00:18:20.310
‫شما این دعوتنامه رو فرستادین؟

00:18:20.700 --> 00:18:23.160
‫بذارین ببینم، آه بله.

00:18:23.160 --> 00:18:25.580
‫منوی امروزمونه!

00:18:26.170 --> 00:18:31.120
‫اما من فقط یه آشپز استخدامی‌ام، برای همین دعوتنامه ارتباطی به من نداره.

00:18:31.120 --> 00:18:32.760
‫که این‌طور. صاحب کیه؟

00:18:32.760 --> 00:18:36.760
‫نمی‌دونم... استخدام شدم، برای همین تا به حال ندیدمشون.

00:18:41.520 --> 00:18:44.570
‫اوه، شرمنده معطلت کردیم. بازم ممنون.

00:18:44.570 --> 00:18:45.850
‫ممنون بابت درکتون!

00:18:46.200 --> 00:18:48.230
‫توی اوبرج منتظرتون می‌مونم.

00:18:48.230 --> 00:18:50.360
‫لطفاً ساعت 6 برای صرف غذا تشریف بیارین.

00:18:50.360 --> 00:18:52.070
‫خب، با اجازه.

00:18:54.480 --> 00:18:56.520
‫به‌نظر سرش خیلی شلوغه.

00:18:56.520 --> 00:18:59.360
‫اوهوم. معما همه‌ش داره پیچیده‌تر می‌شه.

00:18:59.360 --> 00:19:01.240
‫چه معمایی؟

00:19:02.120 --> 00:19:03.200
‫سلام!

00:19:03.200 --> 00:19:04.670
‫سلام.

00:19:04.670 --> 00:19:06.170
‫ببخشید که پریدم وسط حرفتون.

00:19:06.170 --> 00:19:07.900
‫من میا کوستا هستم.

00:19:07.900 --> 00:19:09.710
‫یه دبیرستانی‌ام که از ایتالیا اومدم.

00:19:12.170 --> 00:19:15.050
‫سلام، من رون‌ام و اون توتو.

00:19:15.050 --> 00:19:15.880
‫سلام.

00:19:30.790 --> 00:19:32.480
‫تو هم دعوت شدی؟

00:19:32.480 --> 00:19:34.780
‫بله، از طرف خاله‌م که توی ژاپن زندگی می‌کنه.

00:19:35.050 --> 00:19:37.050
‫ژاپنیت خیلی خوبه.

00:19:37.050 --> 00:19:39.940
‫چون فرهنگ ژاپنو خیلی دوست دارم، خودم یاد گرفتم.

00:19:39.940 --> 00:19:41.350
‫عه؟ چه خفن.

00:19:41.350 --> 00:19:42.250
‫خودت یاد گرفتی؟

00:19:42.250 --> 00:19:43.190
‫بله!

00:19:43.190 --> 00:19:45.060
‫بلد بودن یه زبون دیگه خیلی خفنه.

00:19:45.060 --> 00:19:48.090
‫مثل اینکه آدمای زیادی از خارج به این‌جا اومدن.

00:19:48.090 --> 00:19:51.250
‫منم بهش فکر کردم! راستی، اون معمایی که گفتین چی بود؟

00:19:51.770 --> 00:19:56.080
‫این دعوتنامه که من گرفتم مال 17 سال پیشه.

00:19:56.620 --> 00:19:58.180
‫وای! چه رمانتی!

00:19:58.630 --> 00:20:01.320
‫توی بسته یه جواهر هم بود.

00:20:01.320 --> 00:20:04.250
‫اوه، زمرد، چه تصادفی!

00:20:04.250 --> 00:20:05.230
‫تصادف؟

00:20:12.570 --> 00:20:15.570
‫یادگاری مادر منم زمرده.

00:20:15.570 --> 00:20:16.780
‫راست می‌گی.

00:20:18.780 --> 00:20:20.700
‫چه تصادف عجیبی.

00:20:21.120 --> 00:20:24.160
‫و یه شروع جالب برای ماجراجویی حل یه معما.

00:20:24.160 --> 00:20:25.480
‫بسیار زیبا

00:20:25.480 --> 00:20:27.620
‫ماجراجویی برای حل معما خیلی باحاله!

00:20:34.340 --> 00:20:37.050
‫چه ماجراجویی‌ای؟ مزخرفه.

00:20:48.850 --> 00:20:51.990
‫و همون منو برای شام امشبه.

00:20:51.990 --> 00:20:53.500
‫واقعاً مشتاقشم.

00:20:53.500 --> 00:20:56.580
‫بازم که اون شیره‌ی مورد علاقه‌تو نمی‌ریزی روش؟

00:20:56.580 --> 00:20:57.870
‫معلومه که می‌ریزم.

00:20:57.870 --> 00:21:00.750
‫احیاناً... اون‌جا معما رو حل می‌کنین؟

00:21:00.750 --> 00:21:01.470
‫چی؟

00:21:11.460 --> 00:21:12.480
‫وای!

00:21:12.480 --> 00:21:13.920
‫خیلی بزرگه!

00:21:15.140 --> 00:21:16.630
‫میا-سان! چمدونتون!

00:21:18.840 --> 00:21:21.550
‫مثل اینکه اینجا خیلی شلوغ و سرزنده شده.

00:21:22.880 --> 00:21:25.260
‫قبلاً جایی همدیگه رو دیدیم؟

00:21:25.260 --> 00:21:26.280
‫نه.

00:21:26.280 --> 00:21:27.720
‫عذر می‌خوام.

00:21:27.720 --> 00:21:31.140
‫منم به این‌جا دعوت شدم. خوشوقتم.

00:21:34.630 --> 00:21:36.190
‫بله، خوشوقتم.

00:21:36.214 --> 00:21:50.214
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:50.238 --> 00:22:04.238
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:04.500 --> 00:22:06.010
‫پس این...

00:22:06.850 --> 00:22:09.600
‫اوبرج ری‌یونیون‌ـه!

00:00:00.000 --> 00:00:02.480
دانشگاه توکیو

00:00:02.480 --> 00:00:03.730
اتاق کنفرانس

00:01:56.010 --> 00:01:58.470
اتاق کنفرانس

00:01:56.010 --> 00:02:00.980 position:80%
‫22 پرونده‌ی قتل آزمایشگاه تحقیقاتی روانشناسی ( بخش دوم )

00:02:51.780 --> 00:02:58.740
تهدید به هیمنو

00:02:51.780 --> 00:02:58.740
تهدید به نیکی

00:02:51.780 --> 00:02:58.740
تهدید به اوویگاوا

00:02:51.780 --> 00:02:58.740
تهدید به ایمای

00:12:58.630 --> 00:13:01.090
نتاهیگاشینه، توکیو

00:12:58.630 --> 00:13:01.090
جناب کامونوهاشی

00:12:58.630 --> 00:13:01.090
برسد به دست مدیر

00:13:49.640 --> 00:13:57.570
بار

00:14:58.840 --> 00:15:04.300
سالاد گل خوردنی
سوپ خرچمنگ
ماهی تازه‌ی بخارپز شده در شراب سفید
شکار وحشی کباب‌شده سه‌باره
کیک با موس شاه بلوط

00:16:39.270 --> 00:16:42.230
وکیل
تایگا دان

00:16:39.270 --> 00:16:42.230


00:16:50.300 --> 00:16:50.630 line:20%
شیره‌ی
شکر
قهوه‌ای

00:16:50.420 --> 00:16:50.630
خوشمزه‌ترین

00:16:50.750 --> 00:16:51.590 line:20%
شیره‌ی
شکر
قهوه‌ای

00:16:51.010 --> 00:16:51.590
خوشمزه‌ترین

00:17:12.390 --> 00:17:15.350


00:17:12.390 --> 00:17:15.350
باغبان
کنی گادنر

00:18:11.570 --> 00:18:14.530


00:18:11.570 --> 00:18:14.530
آشپز
ساکای شوسکه

00:19:09.710 --> 00:19:12.170


00:19:09.710 --> 00:19:12.170
دبیرستانی
میا کوستا

00:20:37.050 --> 00:20:39.510


00:20:37.050 --> 00:20:39.510
رئیس کمپانی امنیتی
کارن لیلی

00:21:31.140 --> 00:21:33.730


00:21:31.140 --> 00:21:33.730
جراح
 بیل کلارک

00:21:39.690 --> 00:21:42.160


00:21:39.690 --> 00:21:42.160
راننده‌ی تاکسی
 تام ساسائوکا