﻿WEBVTT

00:00:05.400 --> 00:00:08.080
‫من جنازه‌ی آقای کلارک رو معاینه می‌کنم.

00:00:08.080 --> 00:00:09.860
‫همه لطفاً همون‌جایی که هستن بمونن.

00:00:12.580 --> 00:00:13.850
‫خیلی‌خب.

00:00:21.570 --> 00:00:24.680
‫اولین باره که می‌بینم رون هیچ علاقه‌ای برای یه پرونده از خودش نشون نمی‌ده.

00:00:25.320 --> 00:00:26.890
‫ولی می‌تونم بفهمم دلیلش چیه.

00:00:27.300 --> 00:00:30.340
‫خاندان ام برای مدت 5 سال کارآگاهی کردن رو ازش گرفت،

00:00:30.340 --> 00:00:32.340
‫و پدرش یکی از اون‌ها بوده.

00:00:32.430 --> 00:00:37.310
‫با فهمیدن اینکه پدرش تا سن شش سالگی راه ور روش جنایتکارها رو بهش آموزش داده...

00:00:37.334 --> 00:00:57.334
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:26.720 --> 00:02:30.170
‫هنوز بدنش گرمه. تازه مرده.

00:02:31.350 --> 00:02:33.380
‫کف کپسول آتیش‌نشانی...

00:02:33.380 --> 00:02:37.510
‫این قراره شبیه ماهی تازه بخارپز‌شده توی شراب سفید همراه با فومش کنه؟

00:02:38.600 --> 00:02:40.300
‫روی گردنش چندتا جا هست!

00:02:40.300 --> 00:02:43.420
‫کلارک-سان خفه شدن.

00:02:44.310 --> 00:02:49.320
‫قتل‌های قبلی کشته شدن با یه یخ‌شکن و چاقو بود.

00:02:49.320 --> 00:02:51.780
‫چرا قاتل این‌بار روش متفاوتی رو انتخاب کرده؟

00:02:51.780 --> 00:02:55.410
‫ساکای-سان، می‌شه واسه‌م دنباله‌ی وقایعی که به پیدا کردن جسد منتهی شد رو بگین؟

00:02:55.410 --> 00:02:56.360
‫حتماً.

00:02:56.360 --> 00:02:58.250
‫من داشتم می‌رفتم استراحت کنم،

00:02:58.250 --> 00:03:03.010
‫اما آشپزی کردن کاریه که منو آروم می‌کنه، برای همین توی آشپزخونه بودم.

00:03:03.010 --> 00:03:06.080
‫اما وقتی برگشتم تا یکم شراب برای استفاده بردارم...

00:03:07.020 --> 00:03:09.540
‫دیدم که منو روی دیوار نصب شده.

00:03:09.540 --> 00:03:12.250
‫فکر کردم حتماً اتفاقی افتاده، برای همین بازش کردم.

00:03:13.460 --> 00:03:15.890
‫اون‌موقع بود که کلارک-سان رو توی این وضعیت پیدا کردم.

00:03:19.430 --> 00:03:24.030
‫شاید آشپز کشته‌تش!
‫هرچی نباشه، هیچ شاهدی نداریم.

00:03:24.030 --> 00:03:24.640
‫چی؟

00:03:24.640 --> 00:03:28.450
‫وایسید، لیلی-سان!
‫هیچ مدرک محکمی نداریم.

00:03:31.570 --> 00:03:34.450
‫بقیه‌تون قبل از این اتفاق مشغول چه کاری بودین؟

00:03:34.770 --> 00:03:38.700
‫من داشتم بررسی می‌کردم ببینم می‌شه
‫به اینترنت وصل شد، هرچند فایده‌ای نداشت.

00:03:38.700 --> 00:03:41.250
‫من داشتم توی دفتر خاطراتم می‌نوشتم.

00:03:41.250 --> 00:03:45.720
‫من داشتم کار می‌کردم. یه دادخواست بزرگ دارم
‫که توی آمریکا در جریانه.

00:03:45.720 --> 00:03:48.190
‫رون و من توی انباری بودیم.

00:03:52.070 --> 00:03:54.090
‫پس کار رون نبوده.

00:03:54.090 --> 00:03:55.740
‫معلومم نیست.

00:03:55.740 --> 00:03:59.550
‫شما دوتا می‌تونین افسرای پلیس تقلبی و قاتلای سریالی باشن!

00:04:00.760 --> 00:04:04.230
‫از بین همه‌ی کسایی که دعوت شدن، اون از همه مشکوک‌تره!

00:04:04.230 --> 00:04:06.730
‫درست مثل همون مرد با زخم هلالی‌شکله!

00:04:08.690 --> 00:04:11.080
‫چی شده؟ از اون‌موقع حواست پرته.

00:04:11.080 --> 00:04:13.650
‫نکنه کشتن یه نفر باعث شده وارد یه خلسه‌ی هیجان‌‌انگیز بشی.

00:04:13.650 --> 00:04:17.950
‫فـ ـ فعلاً، باید از اتفاق افتادن قتل بعدی جلوگیری کنیم!

00:04:18.390 --> 00:04:22.120
‫اگه قرار باشه طبق منو پیش بره، غذای بعدی...

00:04:23.070 --> 00:04:25.580
«سه تکه شکار وحشی کباب‌شده»

00:04:25.580 --> 00:04:30.000
‫هی! اون بخش «سه» که به این معنی نیست که سه‌نفرمون قراره کشته بشیم، نه؟

00:04:30.960 --> 00:04:33.790
‫نـ ـ نگران نباشین! لطفاً آروم باشین!

00:04:33.790 --> 00:04:37.800
‫تا دارم تحقیق می‌کنم، می‌شه لطفاً همگی توی اتاق غذاخوری منتظر بمونین؟

00:04:37.800 --> 00:04:41.110
‫اینطوری، حتی اگه قاتل بین ما باشه هم،

00:04:41.110 --> 00:04:42.760
‫به این راحتی نمی‌تونه کاری بکنه.

00:04:42.760 --> 00:04:43.890
‫من نمی‌خوام!

00:04:43.890 --> 00:04:47.760
‫نمی‌خوام با کسی توی یه اتاق باشم که ممکنه یه قاتل سریالی باشه!

00:04:49.220 --> 00:04:52.060
‫حالتون خوبه، کامونوهاشی-سان؟

00:04:53.040 --> 00:04:57.020
‫پس در اون صورت، من رون رو برای تحقیقات می‌برم، شماها خیالتون راحت باشه.

00:04:57.020 --> 00:04:59.490
‫هر چهار نفرتون لطفاً توی اتاق غذاخوری منتظر بمونین!

00:04:59.490 --> 00:05:00.890
‫بریم، رون!

00:05:07.910 --> 00:05:10.540
‫باورم نمی‌شه سومین نفر هم قربانی شد.

00:05:12.370 --> 00:05:16.090
‫ولی هنوز از منوی کامل، غذا مونده...

00:05:16.090 --> 00:05:18.270
‫و هیچ سرنخی هم نداریم!

00:05:20.300 --> 00:05:24.260
‫هیچ‌کس توجیه زمانی نداره، برای همین نمی‌تونیم تعداد مظنون‌ها رو کم کنیم.

00:05:27.720 --> 00:05:33.190
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که همه توی حادثه‌ی قتل 17 سال پیش نقش داشتن.

00:05:33.190 --> 00:05:34.810
‫رون هم احتمالاً به این دلیل دعوت شده که پدرش...

00:05:34.810 --> 00:05:37.350
‫کسی بوده که کل جریان رو پیش می‌برده.

00:05:37.940 --> 00:05:40.840
‫باورنکردنیه که پدر رون یکی از اعضای خاندان ام...

00:05:40.840 --> 00:05:43.360
‫و مغز متفکر یه جنایت سنگین بوده...

00:05:46.100 --> 00:05:48.860
‫فکر می‌کردم همه‌ی آدم‌های خانواده‌ی رون کارآگاه بودن.

00:05:48.860 --> 00:05:50.350
‫اون از سمت مادریم بود.

00:05:51.550 --> 00:05:54.790
‫مادرم از یه خانواده‌ی کارآگاه به اسم هولمز میاد.

00:05:54.790 --> 00:06:00.510
‫اما پدرم از بدنام‌ترین سازمان جنایتکار، خانواده‌ی موریارتیه.

00:06:06.930 --> 00:06:09.810
‫به جای اینا بیا روی پرونده تمرکز کنیم.

00:06:09.810 --> 00:06:10.890
‫ها؟

00:06:12.850 --> 00:06:15.070
‫دیگه... خوب شدی؟

00:06:15.070 --> 00:06:16.110
‫آره.

00:06:16.110 --> 00:06:17.820
‫جوابمو دارم.

00:06:23.490 --> 00:06:28.490
‫یه نفر شبیه من، با آموزش‌های ویژه خطرناکه...

00:06:28.490 --> 00:06:30.950
‫و هیچ حقی برای کارآگاه بودن نداره.

00:06:30.950 --> 00:06:33.660
‫دیگه از تمام فعالیت‌های کارآگاهی فاصله می‌گیرم.

00:06:34.410 --> 00:06:36.200
‫دوباره از کارآگاه بودن دست می‌کشی؟

00:06:36.200 --> 00:06:37.280
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

00:06:37.280 --> 00:06:38.360
‫جدیم.

00:06:39.540 --> 00:06:41.590
‫حتی تو هم نمی‌تونی جلومو بگیری.

00:06:49.180 --> 00:06:54.500
‫هرچند، دیگه نمی‌تونم بذارم آدم‌هایی که پدرم به این
‫جریان کشونده، بیشتر از این عذاب بکشن.

00:06:54.500 --> 00:06:56.120
‫خودم همه‌چیزو تموم می‌کنم.

00:07:01.030 --> 00:07:04.550
‫این می‌شه آخرین پرونده‌ای که حل می‌کنم.

00:07:08.280 --> 00:07:10.830
‫حواست جمع باشه، توتو.

00:07:11.240 --> 00:07:14.960
‫احتمالش خیلی بالاست که خاندان ام توی این پرونده دخیل باشن.

00:07:14.960 --> 00:07:18.380
‫یکی از آدم‌هایی که به این‌جا دعوت شده، از آدمای خاندان ام‌ـه.

00:07:25.940 --> 00:07:26.990
‫آره.

00:07:31.700 --> 00:07:36.160
‫توتو، هروقت نمی‌دونی باید چیکار کنی، برگرد سر صحنه‌ی جنایت.

00:07:36.160 --> 00:07:38.230
‫الان چرا داری دوباره اینو بهم می‌گی؟

00:07:38.230 --> 00:07:41.690
‫چون وقتی من نباشم، دیگه خودت تنهایی.

00:07:44.580 --> 00:07:45.540
‫اوه؟

00:07:49.070 --> 00:07:50.930
‫اینو ندیده بودم.

00:07:50.930 --> 00:07:53.910
‫مجرم از کپسول آتیش‌نشانی توی راهرو برای بازسازی ظرف غذا استفاده کرده.

00:07:58.920 --> 00:08:03.130
‫غذای سوم ماهی پخارپز شده توی شراب سفید با فوم بود، درسته؟

00:08:03.130 --> 00:08:03.990
‫آره.

00:08:05.340 --> 00:08:10.550
‫پس می‌تونست از همه‌ی این شرابا برای استفاده کردن به جای اون استفاده کنه.

00:08:10.550 --> 00:08:16.020
‫پس چرا خطر اینکه با کپسول توی راهرو دیده بشه رو به‌جون خریده؟

00:08:16.020 --> 00:08:18.510
‫شاید می‌خواسته ارائه‌ش فانتزی‌تر بشه.

00:08:19.980 --> 00:08:24.940
‫ولی اکثر کپسول‌های آتیش‌نشانی این روزا به‌جای اینکه از فوم باشن، پودری‌ان.

00:08:24.940 --> 00:08:27.900
‫به عبارتی، مجرم شانس آورده.

00:08:30.280 --> 00:08:32.450
‫بیا برگردیم سر صحنه‌ی جرم اول.

00:08:40.250 --> 00:08:41.480
‫ببین، توتو.

00:08:44.420 --> 00:08:46.370
‫این لکه‌ی خونه؟

00:08:48.000 --> 00:08:50.120
‫که یعن چی؟

00:08:52.380 --> 00:08:55.110
‫قربانی بیرون از اتاقش کشته شده!

00:08:56.460 --> 00:08:58.130
‫احتمالش خیلی بالاست.

00:09:01.020 --> 00:09:02.810
‫این گلبرگ‌ها...

00:09:02.810 --> 00:09:06.730
‫واقعاً شبیه اولین غذا، سالاد‌ گل‌های خوردنیه.

00:09:07.350 --> 00:09:09.590
‫هی، تو چی فکر می‌کنی؟

00:09:15.660 --> 00:09:19.980
‫گل ریندو، اونیوری، کسمس...

00:09:22.450 --> 00:09:23.720
‫باغ توتو.

00:09:23.720 --> 00:09:24.780
‫باغ؟

00:09:24.780 --> 00:09:29.370
‫ما هم توی اتاقمون دسته‌ی گل داریم،
‫اما گل‌های این‌جا خیلی بیشترن.

00:09:29.370 --> 00:09:32.220
‫مجرم از یه‌جایی گل آورده.

00:09:32.220 --> 00:09:34.430
‫درسته! باغچه‌ی گل توی باغ.

00:09:38.850 --> 00:09:40.860
‫آره واقعاً چیده‌ شدن.

00:09:43.770 --> 00:09:44.770
‫توتو.

00:09:45.620 --> 00:09:48.070
‫چیز دیگه‌ای متوجه نشدی؟

00:09:48.070 --> 00:09:48.980
‫چی؟

00:09:48.980 --> 00:09:51.070
‫هرچیزی که اذیتت کنه.

00:09:51.070 --> 00:09:53.920
‫استنباط کردن از اون‌جا شروع می‌شه.

00:09:53.920 --> 00:09:55.950
‫می‌پرسی ولی خب...

00:09:55.950 --> 00:09:58.660
‫آروم بمون و خوب بهش فکر کن.

00:10:13.430 --> 00:10:17.510
‫چرا مجرم این‌همه زحمت برای بازسازی غذاها به خودش می‌ده؟

00:10:21.680 --> 00:10:25.150
‫دیگه بسه! نمی‌تونم همچین جایی بمونم!

00:10:25.670 --> 00:10:26.470
‫لیلی-سان!

00:10:26.470 --> 00:10:28.180
‫وایسا، لیلی!

00:10:28.180 --> 00:10:29.320
‫چیزی شده؟

00:10:29.970 --> 00:10:32.790
‫لیلی گفت می‌ره توی کوهستان قدم بزنه!

00:10:32.790 --> 00:10:36.240
‫هه؟ از روی تله‌کابین زمینو دیدم. خطرناکه!

00:10:36.240 --> 00:10:38.700
‫پس از یه راه دیگه می‌رم پایین.

00:10:40.420 --> 00:10:41.870
‫نه! خطرناکه!

00:10:43.370 --> 00:10:45.740
‫نگران خودت باش!

00:10:47.930 --> 00:10:50.460
‫نمی‌تونین! ممکنه زمین رانش کنه!

00:10:50.460 --> 00:10:53.420
‫علامتو بخون! بسه دیگه.

00:10:57.140 --> 00:11:00.850
‫لطفاً آروم باشید. اگه اشتباهی کنین ممکنه جونتون به‌خطر بیفته.

00:11:01.570 --> 00:11:04.060
‫بهتره که تیر بزنن و بمیرم.

00:11:04.060 --> 00:11:05.270
‫ها؟

00:11:05.270 --> 00:11:06.170
‫تیر؟

00:11:06.170 --> 00:11:07.230
‫یادت رفته؟

00:11:07.230 --> 00:11:11.440
‫وقتی نفر اول کشته شد، یه صدای تیر شنیدم.

00:11:11.440 --> 00:11:15.170
‫منم شنیدم، اما علت مرگ چاقو خوردن بود.

00:11:15.170 --> 00:11:16.790
‫برای ترسوندنش بود!

00:11:16.790 --> 00:11:19.340
‫مردی که زخم هلالی‌شکل داره هر کاری می‌کنه!

00:11:19.340 --> 00:11:22.990
‫مجرم کسیه که دقیقاً شبیه اون مرد، یعنی کامونوهاشی رون‌ـه.

00:11:22.990 --> 00:11:25.080
‫مطمئنم که اسلحه داره!

00:11:37.210 --> 00:11:40.260
‫آخرین شام هفده سال پیش...

00:11:42.220 --> 00:11:44.930
‫این یهودای احمق رو آشکار می‌کنم.

00:11:46.390 --> 00:11:49.600
‫نکنه... معما رو حل کرد؟

00:11:49.870 --> 00:11:53.420
‫اگه دوست دارین می‌تونین منو بگردین ببینین چیزی با خودم دارم یا نه.

00:11:53.820 --> 00:11:57.780
‫اما بعد از اون، امیدوارم به چیزایی که کارآگاه ایشکی پیدا کردن گوش کنین.

00:12:01.240 --> 00:12:03.950
‫کارآگاه ایشکی می‌دونن چرا صحنه‌های قتل صحنه‌سازی شدن...

00:12:05.410 --> 00:12:08.870
‫و اینکه کی بین ما قاتله!

00:12:34.630 --> 00:12:39.480
‫رون، اگه منطقت درست باشه، مجرم اونه، درسته؟

00:12:39.480 --> 00:12:42.910
‫واقعاً حرف نداری. هیچوقت خودم تنهایی نمی‌تونستم بفهمم.

00:12:51.100 --> 00:12:54.540
‫تو واقعاً... دیگه دست از کارآگاهی می‌کشی.

00:12:55.790 --> 00:12:57.910
‫منم می‌خوام ادامه بدم.

00:12:58.760 --> 00:13:02.470
‫اما فکر نمی‌کنم حق انجام این کارو داشته باشم.

00:13:05.500 --> 00:13:06.740
‫بریم توتو.

00:13:08.180 --> 00:13:11.140
‫این می‌شه آخرین استنباط دونفره‌مون.

00:13:22.990 --> 00:13:25.890
‫ممنون که این‌جا جمع شدین.

00:13:26.450 --> 00:13:32.150
‫یکم پیش ساکای-سان و تایگر-سان رون رو گشتن تا مطمئن بشن تفنگی نداره.

00:13:32.150 --> 00:13:33.520
‫لطفاً خیالتون راحت باشه.

00:13:34.630 --> 00:13:39.840
‫خب، الان قتل‌های سریالی که این‌جا توی مسافرخونه رخ داد رو توضیح می‌دیم.

00:13:40.610 --> 00:13:42.840
‫یکی از بارزترین ویژگی‌‌های این پرونده، صحنه‌سازی‌هایی هست که...

00:13:42.840 --> 00:13:45.550
‫قصد داره صحنه‌ی قتل رو شبیه به منوی غذای دیشب کنه.

00:13:45.550 --> 00:13:47.180
‫توی یه نگاه، به نظر می‌رسه برای اینه تا...

00:13:47.180 --> 00:13:49.240
‫ارتباط مهمون‌ها به‌همدیگه رو بهشون یادآوری کنه.

00:13:49.240 --> 00:13:52.520
‫که ‌همه‌شون هفده سال پیش مرتکب جرم شدن.

00:13:53.150 --> 00:13:54.210
‫اما...

00:13:54.980 --> 00:14:00.440
‫مجرم در اصل برای دلیل کاملاً متفاوتی قتل‌هاش رو به شکل غذا در آورده.

00:14:01.190 --> 00:14:02.650
‫دلیل متفاوت؟

00:14:02.650 --> 00:14:06.990
‫استتار کردن  قتل‌ها برای اینکه شبیه غذا بشن، برای مخفی کردن چیزی بوده.

00:14:06.990 --> 00:14:09.840
‫استتار؟ برای چی؟

00:14:11.200 --> 00:14:13.160
‫یه پیام مرگ.

00:14:13.890 --> 00:14:15.130
‫چی؟

00:14:15.130 --> 00:14:17.090
‫اولین قربانی، گاردنر-سان،

00:14:17.420 --> 00:14:20.750
‫با یه یخ‌شکن فرورفته توی سینه‌، توی اتاقشون پیدا شدن.

00:14:20.750 --> 00:14:24.300
‫و گل‌هایی که همه‌جای بدنشون پخش شده.

00:14:24.990 --> 00:14:29.210
‫طبیعتاً، اینطور برداشت می‌کنیم که گاردنر-سان توی اتاقشون کشته شدن،

00:14:29.210 --> 00:14:31.840
‫اما در اصل بیرون از اتاقشون کشته شدن.

00:14:31.840 --> 00:14:34.020
‫از کجا می‌فهمین؟

00:14:34.020 --> 00:14:37.420
‫ما توی راهرو لکه‌ی خون دیدیم.

00:14:38.420 --> 00:14:43.730
‫گاردنر-سان از ته‌مونده‌ی قدرتشون استفاده کردن تا
‫توی اتاق خودشون رو حبس کنن و درو قفل کردن.

00:14:44.180 --> 00:14:46.340
‫برای همین مجرم جز اینکه بیرون از پنجره نگاه کنه...

00:14:46.340 --> 00:14:49.240
‫راهی برای اینکه از مردنش مطمئن بشه، نداشته.

00:14:49.240 --> 00:14:52.700
‫برای همین اون‌جا پر از رد پا بود!

00:14:52.700 --> 00:14:56.920
‫بله و اون‌جا بود که متوجه اشتباه وحشتناک خودش شد.

00:14:56.920 --> 00:15:00.880
‫گاردنر-سان درست قبل از اینکه بیفته...

00:15:01.290 --> 00:15:04.000
‫به یه گل اونیوری چنگ زده تا حکم پیام مرگش رو داشته باشه.

00:15:08.320 --> 00:15:09.800
‫اونیوری؟

00:15:10.600 --> 00:15:15.270
‫وقتی مجرم متوجه این کار شده، گل‌های بیشتری از باغ کنده.

00:15:15.270 --> 00:15:19.280
‫بعدش به انباری رفته تا یه بادکنک مهمونی بزرگ برداره.

00:15:19.980 --> 00:15:22.490
‫بعدش بادکنک رو پر از گلبرگ کرده،

00:15:22.490 --> 00:15:25.460
‫از پایین در واردش کرده، بادش کرده...

00:15:26.790 --> 00:15:28.920
‫و بالای سر جنازه ترکونده‌ش...

00:15:28.920 --> 00:15:32.660
‫بعد از پخش شدن گلبرگ‌های گل، بادکنک رو کشیده بیرون.

00:15:33.310 --> 00:15:34.600
‫و به لطف اون...

00:15:35.080 --> 00:15:37.680
‫اونیوری توی دست قربانی به چشم نیومد.

00:15:38.290 --> 00:15:42.170
‫صدایی که لیلی-سان شنیده صدای ترکیدن یه بادکنک بوده.

00:15:42.170 --> 00:15:43.960
‫الان که می‌گی...

00:15:44.260 --> 00:15:48.430
‫وقتی مجرم به این ترفند رسید، نقشه کشید تا...

00:15:48.430 --> 00:15:51.180
‫همه رو به سبک غذای دیشب بکشه.

00:15:53.880 --> 00:15:55.140
‫ببخشید...

00:15:55.140 --> 00:15:58.600
‫چرا اونیوری پیام مرگه؟

00:15:58.930 --> 00:16:01.570
‫گاردنر-سان نمی‌تونستن ژاپنی صحبت کنن.

00:16:01.570 --> 00:16:05.320
‫به زبان مادریشون، انگلیسی، گل اونیوری...

00:16:05.710 --> 00:16:07.030
‫تایگر لیلی گفته می‌شه.

00:16:09.040 --> 00:16:11.240
‫منظورتون این نیست که کار تایگر-سان‌ـه.

00:16:11.240 --> 00:16:12.950
‫لیلی-سان هم هست.

00:16:12.950 --> 00:16:18.300
‫دقیقاً، اینجا کسایی رو داریم که اسمشون هم لیلی و هم تایگره.

00:16:18.770 --> 00:16:23.170
‫هرچند، گاردنر-سان فقط می‌خواسته به یه نفر از این دو شخص اشاره کنه.

00:16:24.040 --> 00:16:28.140
‫نشونه‌ش اینه که مجرم چرا تا این حد پیش رفته.

00:16:28.510 --> 00:16:31.170
‫اگه می‌تونست درو باز کنه،

00:16:31.170 --> 00:16:34.640
‫می‌تونست گل رو از دست قربانی بیرون بکشه.

00:16:35.520 --> 00:16:37.850
‫لیلی-سان می‌تونه قفل باز کنه.

00:16:37.850 --> 00:16:41.860
‫درسته. لیلی-سان از مظنونین خط می‌خوره.

00:16:41.860 --> 00:16:44.570
‫پس یعنی فقط یه نفر باقی می‌مونه.

00:16:45.780 --> 00:16:48.240
‫تایگر دان-سان، کار توـه.

00:16:48.240 --> 00:16:49.200
‫خدای من!

00:16:49.200 --> 00:16:50.660
‫تایگر-سان؟

00:16:53.340 --> 00:16:54.600
‫اعتراض دارم.

00:16:55.370 --> 00:16:58.330
‫همه‌ی این اتهاما ساختگیه.

00:16:58.330 --> 00:17:02.060
‫تنها چیزی که به ذهن من می‌رسه، اینه که از بدشانسی تمام،

00:17:02.060 --> 00:17:04.380
‫فقط منم که با این شرایط همخونی دارم.

00:17:05.050 --> 00:17:09.220
‫واقعاً فکر می‌کنین آدم‌های محترم این‌جا با من موافق نیستن؟

00:17:09.720 --> 00:17:12.100
‫پس قبول نمی‌کنی؟

00:17:12.100 --> 00:17:13.430
‫بسیار خب.

00:17:13.430 --> 00:17:17.140
‫پس بیاید یه نگاهی به قتل سوم، خفه کردن کلارک-سان بندازیم.

00:17:19.880 --> 00:17:23.700
‫اون قتل به منظور به تصویر کشیدن ماهی
‫ بخارپز شده توی شراب سفید با فوم بود، درسته؟

00:17:23.700 --> 00:17:28.490
‫پس چرا مجرم به جای شراب از یه کپسول آتیش‌نشانی برای صحنه‌سازی استفاده کرد؟

00:17:28.820 --> 00:17:30.510
‫جواب ساده‌ست.

00:17:30.510 --> 00:17:35.430
‫چون ساکای-کون توی آشپزخونه بوده، نتونسته دربازکن رو برداره.

00:17:36.170 --> 00:17:38.070
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

00:17:38.070 --> 00:17:41.300
‫اگه من بودم بطری‌های شراب رو می‌شکستم.

00:17:41.300 --> 00:17:44.250
‫نه. نمی‌تونستی این کارو بکنی.

00:17:45.710 --> 00:17:46.920
‫اگه به زور می‌شکوندیشون،

00:17:46.920 --> 00:17:49.720
‫خطر اینکه شراب روی لباست بریزه بود.

00:17:49.720 --> 00:17:52.180
‫البته، می‌تونستی بری عوضشون کنی...

00:17:52.180 --> 00:17:56.140
‫مگه اینکه دلیلی برای نتونستنت باشه. که اون هم توی قتل دومه.

00:17:56.610 --> 00:18:00.240
‫توی صحنه‌ی قتل دوم، جایی که ساسائوکا-کون توی حموم کشته شدن،

00:18:00.240 --> 00:18:04.150
‫نشانه‌هایی وجود داشت که با مجرم
‫گلاویز شده، نتیجاً هر دو خیس شده بودن.

00:18:04.570 --> 00:18:08.420
‫بنابراین بعد از کشتن ساسائوکا-کون
‫رفته تا لباس‌هاش رو عوض کنه،

00:18:08.420 --> 00:18:10.650
‫اما این یعنی یه مشکل کوچیک به وجود اومده.

00:18:10.650 --> 00:18:13.740
‫الان دیگه همه‌ی لباسای تمیزشو پوشیده.

00:18:15.930 --> 00:18:18.340
‫برای همین نمی‌تونسته بطری‌های شراب رو بشکنه...

00:18:18.340 --> 00:18:20.950
‫و از فوم کپسول آتیش‌نشانی برای صحنه‌سازی استفاده کرده.

00:18:21.420 --> 00:18:23.600
‫دلیل اینکه به‌جای اینکه با چاقو بزنتش...

00:18:23.600 --> 00:18:26.360
‫خفه‌ش کرده برای این بوده که هیچ خونی روی لباسش نریزه.

00:18:26.960 --> 00:18:30.420
‫ولی بازم، از کجا معلوم می‌شه که کار تایگر-سان‌ـه.

00:18:30.720 --> 00:18:32.380
‫می‌خوام خوب فکر کنین.

00:18:32.760 --> 00:18:35.810
‫اول، میا-کون یه عالمه لباس با خودش آورده،

00:18:35.810 --> 00:18:37.600
‫پس از لیست مظنونین خط می‌خوره.

00:18:37.600 --> 00:18:39.590
‫و روش این جنایت متکی بر این بوده که...

00:18:39.590 --> 00:18:43.340
‫بتونی کلمه‌ی «کپسول آتش‌نشانی فوم‌دار» رو بخونی.

00:18:43.340 --> 00:18:46.560
‫لیلی-کون نمی‌تونه ژاپنی بخونه، پس از لیست حذف می‌شه.

00:18:47.090 --> 00:18:51.410
‫بعدش آشپز ساکای-کون، خودش می‌تونسته دربازکن رو از آشپزخونه برداره.

00:18:51.410 --> 00:18:53.700
‫دلیلی برای اینکه خطر دیده شدن...

00:18:53.700 --> 00:18:56.870
‫موقع برداشتن کپسول برای صحنه‌سازی رو به جون بخره رو نداشته.

00:18:57.570 --> 00:19:01.010
‫بنابراین، به روش حذف گزینه فقط یه نفر باقی‌ می‌مونه.

00:19:01.010 --> 00:19:03.450
‫درسته... تایگر دان.

00:19:03.450 --> 00:19:05.370
‫فقط تو می‌تونی مجرم بشی!

00:19:11.280 --> 00:19:14.300
‫تو از آدمای خاندان ام‌ـی، نه؟

00:19:20.220 --> 00:19:22.430
‫بسیار خب. قبول می‌کنم.

00:19:22.430 --> 00:19:25.890
‫چندتا نشونه جا گذاشتم.

00:19:27.520 --> 00:19:31.740
‫ولی بازم، بودن توی مسافرخونه‌ی زیبا و این هوای تازه،

00:19:31.740 --> 00:19:34.920
‫جون گرفتن یکی پشت دیگری...

00:19:34.920 --> 00:19:39.450
‫واقعاً که خوش گذشت، پسر الیوت موریارتی...

00:19:39.450 --> 00:19:41.600
‫کامونوهاشی رون.

00:19:43.000 --> 00:19:43.920
‫چی؟

00:19:43.920 --> 00:19:45.120
‫چی داره می‌گه؟

00:19:45.120 --> 00:19:50.210
‫با از نزدیک زیرنظر گرفتن کامونوهاشی رون، خیلی خوب فهمیدم.

00:19:50.540 --> 00:19:54.360
‫تو به‌خاطر این می‌تونی از این رازهای شنیع پرده‌ برداری،
‫چون روانشناسی منو درک می‌کنه.

00:19:54.360 --> 00:19:58.490
‫پس یعنی می‌تونی روانشناسی مجرم‌ها رو به خوبی درک کنی.

00:19:59.020 --> 00:20:01.720
‫حتی اگه نقاب کارآگاه‌ها رو به چهره بزنی،

00:20:01.720 --> 00:20:03.930
‫در نهایت، تو هم فقط یه جنایتکاری.

00:20:06.210 --> 00:20:07.100
‫رون...

00:20:07.100 --> 00:20:10.060
‫هدفت برای کشتن این‌همه آدم چی بود؟

00:20:10.060 --> 00:20:12.010
‫خاندان ام چی می‌خواد؟

00:20:13.580 --> 00:20:14.710
‫معلومه.

00:20:15.180 --> 00:20:21.030
‫اینکه ریشه‌هایی که فراموش کردی رو بیدار کنه
‫تا در مورد مسیرت تجدید نظر کنی.

00:20:24.020 --> 00:20:29.420
‫پس اگه اینطوره کاملاً موفق شدین،
‫دیگه می‌خوام از کارآگاهی دست بردارم.

00:20:29.420 --> 00:20:31.480
‫خب خوشحال شدم.

00:20:31.480 --> 00:20:34.630
‫به من باشه که می‌گم از اول باید این کارو می‌کردیم.

00:20:34.630 --> 00:20:37.890
‫اما آدم‌های یه‌دنده خاندان مخالفشن.

00:20:39.100 --> 00:20:40.900
‫اوه، و اینکه...

00:20:40.900 --> 00:20:44.810
‫کشتن همه‌ی کسایی که توی پرونده‌ی هفده سال پیش دخیل بودن هم...

00:20:44.810 --> 00:20:46.960
‫بخش مهمی از این کار بود.

00:20:49.440 --> 00:20:53.330
‫خاندان موریارتی مدرکی از جنایت‌هاش باقی نمی‌گذاره.

00:20:53.330 --> 00:20:56.290
‫کسی که دعوتنامه‌ها رو فرستاد تا همه‌تون رو به این‌جا بکشونه،

00:20:56.290 --> 00:20:58.960
‫با اون زمرد های توی پاکت‌ها، من بودم.

00:20:58.960 --> 00:21:01.070
‫دیگه نمی‌ذارم قربانی بیشتری به جا بذاری.

00:21:01.070 --> 00:21:03.030
‫حق گفتن همچین چیزی رو داری؟

00:21:04.240 --> 00:21:08.260
‫تو از زمانی که پا به این دنیا گذاشتی یکی از ما بودی.

00:21:10.510 --> 00:21:13.100
‫متولد شدی تا رونق بیشتری برای خاندان به ارمغان بیاری....

00:21:13.780 --> 00:21:17.090
‫از خون و ثروت کشته‌شده‌ها تغذیه شدی...

00:21:17.090 --> 00:21:19.800
‫تحصیلات زبده‌ای در زمینه‌ی جنایت دیدی...

00:21:19.800 --> 00:21:22.040
‫تو مظهر یه موریارتی هستی.

00:21:25.140 --> 00:21:29.980
‫و موضوع فقط ذهنت نیست.
‫تا سطح سلولی توی وجودت هک شده.

00:21:30.290 --> 00:21:31.190
‫غیر از اینه؟

00:21:31.214 --> 00:21:33.214
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:33.238 --> 00:21:36.238
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:37.110 --> 00:21:38.170
‫رون.

00:21:39.070 --> 00:21:40.160
‫اوی رون.

00:21:42.740 --> 00:21:45.950
‫خودتو جمع و جور کن! دوباره مغزت از کار افتاده!

00:21:47.160 --> 00:21:48.170
‫توتو...

00:21:48.940 --> 00:21:52.120
‫تو نمی‌تونی نجاتش بدی، کارآگاه بزرگ...

00:21:52.120 --> 00:21:53.960
‫ایشکی توتومارو.

00:21:55.120 --> 00:21:57.420
‫خودم خیلی خوب می‌دونم.

00:21:57.420 --> 00:21:59.590
‫من اونقدر خوب نیستم که از دروغ‌گویی‌های توی پرده بردارم.

00:22:01.020 --> 00:22:02.510
‫دروغ؟

00:22:02.510 --> 00:22:04.840
‫رون، حتی منم می‌فهمم.

00:22:05.270 --> 00:22:10.020
‫چیزی که الان باید منطقت رو صرفش کنی... دروغ بزرگ تایگر دان‌ـه.

00:02:24.000 --> 00:02:28.960 position:80%
‫25 پرونده‌ی قتل‌های سریالی مسافرخانه‌ی کوهستانی ( بخش سوم )

00:10:43.370 --> 00:10:44.830
‫خطر!
‫در ادامه زمین رانش دارد

00:10:53.420 --> 00:10:55.180
‫خطر!
‫در ادامه زمین رانش دارد

00:13:40.090 --> 00:13:45.550
سالاد گل خوردنی
سوپ خرچنگ
ماهی تازه‌ی بخارپز شده در شراب سفید
سه تکه شکار وحشی کباب‌شده
کیک با موس شاه بلوط

00:10:53.420 --> 00:10:55.180
‫خطر!
‫در ادامه زمین رانش دارد

00:18:37.850 --> 00:18:46.560
خطر!
‫در ادامه زمین رانش دارد