﻿WEBVTT

00:00:00.850 --> 00:00:05.740
‫هفده سال پیش، یه متخصص باکتری‌های بیماری‌زا پروفسور گور کشته شد.

00:00:06.610 --> 00:00:10.610
‫و حالا، کسانی که توی اون حادثه دخیل بودن به یه مسافرخانه دعوت شدن...

00:00:10.610 --> 00:00:12.620
‫جایی که یکی بعد از دیگری کشته میشن.

00:00:13.590 --> 00:00:18.370
‫با فهمیدن اینکه خون خاندان جنایتکار ام توی رگ‌هاش در جریانه،

00:00:18.370 --> 00:00:22.380
‫رون قسم خورد که این آخرین پرونده‌ش هست و
‫دیگه برای همیشه دست از استنباط بر می‌داره.

00:00:22.880 --> 00:00:26.170
‫اون دست تایگر دان، که یکی از مهمان‌ها بود رو...

00:00:26.170 --> 00:00:27.990
‫به عنوان یک مأمور خاندان ام و مجرم برملا کرد.

00:00:27.990 --> 00:00:30.500
‫بعدش دان با گفتن اینکه رون می‌تونه یه جنایتکار بی‌نقص بشه...

00:00:30.500 --> 00:00:32.800
‫میراث خاندان ام رو توی صورت رون کوبوند.

00:00:33.680 --> 00:00:36.430
‫اما حرف‌هاش یک جنبه‌ی دیگه هم داره...

00:00:36.454 --> 00:00:56.454
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:19.790 --> 00:02:22.280
‫رون، حتی منم می‌فهمم.

00:02:22.280 --> 00:02:26.130
‫در حال حاضر چیزی که باید منطقت رو صرفش کنی... دروغ بزرگ تایگر دان‌ـه!

00:02:27.710 --> 00:02:29.100
‫دروغ من؟

00:02:29.420 --> 00:02:31.900
‫توتو، چی داری می‌گی؟

00:02:31.900 --> 00:02:33.630
‫آخه، جور در نمیاد، درسته؟

00:02:33.630 --> 00:02:36.970
‫خانواده‌ی موریارتی از شر هر کسی که خرابکاری کنه خلاص می‌شن.

00:02:37.930 --> 00:02:42.510
‫در مورد وینتر، کلاهبردارهایی که لو رفتن حذف شدن.

00:02:42.510 --> 00:02:47.200
‫اما هفده سال پیش، قتل پروفسور گور بدون هیچ مشکلی پیش رفت.

00:02:47.520 --> 00:02:49.980
‫نقشه موفقیت‌آمیز بود، نه؟

00:02:53.020 --> 00:02:54.150
‫درسته.

00:02:56.030 --> 00:02:59.300
‫که این‌طور. مشاهده‌ی زیرکانه‌ای بود.

00:02:59.300 --> 00:03:04.080
‫و شاید تو درست بگی. نقشه‌ی هفده سال پیش خراب شد.

00:03:04.440 --> 00:03:06.310
‫از نقطه نظر ما که این‌طور بود.

00:03:07.000 --> 00:03:07.710
‫چی؟

00:03:09.320 --> 00:03:15.400
‫هدف ما، خاندام ام، این نبود که پروفسور گور کشته بشه. این بود که دزدیده بشه.

00:03:15.400 --> 00:03:16.550
‫دزدیده بشه؟

00:03:17.060 --> 00:03:20.640
‫مـ ـ مغز متفکر پشت جریان، پدرم، اشتباهی کشتش؟

00:03:20.920 --> 00:03:24.860
‫دقیقاً، الیوت موریارتی دچار یه لغزش وحشتناک شد.

00:03:25.210 --> 00:03:29.320
‫پروفسور گور پیشروترین پژوهشگر در زمینه‌ی بیماری‌های باکتریایی بود.

00:03:29.320 --> 00:03:33.530
‫اگه زنده دستگیر می‌شد، ثروت بسیار زیادی رو برای ما می‌ساخت.

00:03:33.530 --> 00:03:34.810
‫منظورت این نیست که...

00:03:34.810 --> 00:03:37.910
‫اگه پدرت خراب کرده، پس شاید...

00:03:38.560 --> 00:03:40.850
‫اون هم از خاندان ام پاکسازی شده.

00:03:41.660 --> 00:03:43.370
‫البته که شده.

00:03:44.580 --> 00:03:47.290
‫اوه راستی. هنوز یه کاری مونده که باید انجام بدم.

00:03:47.290 --> 00:03:49.500
‫به لطف شماها، کارم یادم اومد.

00:03:49.800 --> 00:03:51.460
‫همه‌ی شماها...

00:03:52.550 --> 00:03:54.000
‫می‌میرین.

00:03:54.000 --> 00:03:54.760
‫بسه!

00:05:04.430 --> 00:05:06.740
‫مـ ـ من...

00:05:15.630 --> 00:05:20.560
‫من... می‌خواستم فراموشش کنم. چون خیلی غمگین بودم.

00:05:22.420 --> 00:05:25.720
‫چون این غم‌انگیزترین چیزی بود که توی زندگیم اتفاق افتاده.

00:05:26.140 --> 00:05:27.270
‫رون...

00:05:27.940 --> 00:05:29.270
‫پس الان یادت اومد؟

00:05:30.700 --> 00:05:34.490
‫ولی نمی‌فهمم چرا انقدر غمگینم؟

00:05:35.440 --> 00:05:39.300
‫پدر من یه مجرم بود، کسی که باید ازش متنفر باشم.

00:05:39.830 --> 00:05:42.450
‫و از خاندان هیولایی ام بود.

00:05:44.450 --> 00:05:45.600
‫رون؟

00:05:46.510 --> 00:05:47.740
‫رون!

00:05:48.200 --> 00:05:51.320
‫حالت خوبه، رون؟ هی رون!

00:05:50.420 --> 00:05:52.250
‫رون، رون...

00:05:54.090 --> 00:05:55.000
‫رون.

00:05:58.750 --> 00:06:03.510
‫تو از خانواده‌ی جنایتکار موریارتی و دشمن خونینشون به دنیا اومدی،

00:06:03.510 --> 00:06:06.140
‫خانواده‌ی هلمز، خاندانی از بهترین کارآگاه‌ها.

00:06:06.690 --> 00:06:08.350
‫تو یه فرزند ممنوعه‌ای.

00:06:12.180 --> 00:06:14.950
‫پدر تو توی خانواده‌ی موریارتی به دنیا اومده،

00:06:14.950 --> 00:06:17.940
‫کسایی که نسل‌ها با جنایت امرار معاش کردن.

00:06:17.940 --> 00:06:21.360
‫من با این فکر که این تنها راه برای منه بزرگ شدم.

00:06:26.170 --> 00:06:28.990
‫تماشای سختی کشیدن مردم سخت بود.

00:06:28.990 --> 00:06:31.420
‫گاهی برام سوال می‌شد اوضاع باید همین‌طور باشه.

00:06:31.930 --> 00:06:37.040
‫اما همچنان باور داشتم که سرنوشت تغییری نمی‌کنه، برای همین هیچوقت زیر سوال نبردمش.

00:06:40.980 --> 00:06:45.340
‫اما می‌دونی... بعد از دیدن مادرت، تغییر کردم.

00:06:45.600 --> 00:06:48.800
‫اون کسی بود که منو این‌شکلی کرد.

00:06:53.580 --> 00:06:55.230
‫گوش کن، رون...

00:07:03.050 --> 00:07:07.190
‫نذار اسم هلمز یا موریارتی تو رو پابند کنه.

00:07:07.190 --> 00:07:09.070
‫راهی که خودت می‌خوای رو توی زندگی پیدا کن و پا توش بذار.

00:07:11.630 --> 00:07:15.250
‫ولی، زندگی کردن به روش خودت قدرت زیادی می‌طلبه.

00:07:15.840 --> 00:07:19.790
‫پس من هرچیزی که یاد گرفتم رو بهت یاد می‌دم.

00:07:35.240 --> 00:07:36.350
‫رون؟

00:07:37.330 --> 00:07:41.180
‫شرمنده توتو. الان خوبم.

00:07:42.700 --> 00:07:44.280
‫تایگر دان.

00:07:44.280 --> 00:07:47.800
‫چرا الان داری آدم‌های درگیر توی نقشه‌ی شکست خورده‌ی...

00:07:47.800 --> 00:07:50.740
‫هفده‌سال پیش رو می‌کشی، در حالی که همون‌موقع نکشتی.

00:07:52.380 --> 00:07:55.760
‫چون پدرم شماها رو فریب داد،

00:07:55.760 --> 00:07:59.170
‫و تا همین اواخر خبر نداشتین که اونا نقشی توی این جریان داشتن، درسته؟

00:08:00.850 --> 00:08:04.670
‫تنها دلیلی که انقدر می‌خواین بکشینشون...

00:08:04.670 --> 00:08:08.790
‫بابت اینه که به تازگی متوجه شدین پروفسور گور هنوز زنده‌ست، این‌طور نیست؟

00:08:08.790 --> 00:08:10.640
‫تو... خبر داشتی.

00:08:10.640 --> 00:08:12.270
‫از کجا می‌تونستم خبر داشته باشم؟

00:08:12.270 --> 00:08:17.100
‫اما همچنان یه چیزی در مورد جنایتی که پدرم هفده سال پیش ترتیب داده بود، عجیب بود.

00:08:17.400 --> 00:08:21.860
‫چرا پروفسور از راه بیمارستان به یه سوله‌ی انبار منتقل شد؟

00:08:22.250 --> 00:08:26.320
‫برای این بود تا با جسدی که به عنوان جایگزین بود، عوض شده.

00:08:26.600 --> 00:08:29.280
‫که این‌طور. پس با همین اطلاعاتی که این‌جا گیرت اومد...

00:08:29.280 --> 00:08:32.950
‫نه. استنباط من با شناختی که از پدرم داشتم تأیید شد

00:08:32.950 --> 00:08:37.750
‫ترفندی رو ابداع کرد که مطمئن بشه کسایی که درگیر بودن قربانی نشن.

00:08:38.010 --> 00:08:42.120
‫هیچوقت یه متخصص توی زمینه‌ی عوامل بیماری‌زا رو به خاندان ام تحویل نمیداد.

00:08:42.120 --> 00:08:44.920
‫و هیچوقت نمی‌کشتش.

00:08:47.670 --> 00:08:51.840
‫پس این پسر الیوت، رونـه، احسنت.

00:08:52.140 --> 00:08:57.430
‫الیوت یه جسد از سردخونه رو توی رودخونه انداخت و گذاشت پروفسور فرار کنه.

00:08:57.430 --> 00:09:00.480
‫ما همین تازگی متوجه این کارش شدیم...

00:09:00.960 --> 00:09:04.040
‫وقتی که فهمیدیم پروفسور با یه اسم دیگه توی سوئیس داره زندگی می‌کنه.

00:09:04.040 --> 00:09:06.780
‫واقعاً که بهمون رکب زد.

00:09:13.910 --> 00:09:15.280
‫چرا می‌‌خندی؟

00:09:15.280 --> 00:09:18.690
‫شوکی که بهم دادی انقدر بزرگ بود...

00:09:18.690 --> 00:09:21.370
‫که الان همه‌چیز رو در مورد پدرم به یاد میارم.

00:09:26.490 --> 00:09:30.010
‫تایگر دان، نقشه‌ت نتیجه‌ی عکس داد.

00:09:31.970 --> 00:09:34.830
‫من از الان به بعد هم به عنوان یه عقل کل دردسرساز رفتار می‌کنم...

00:09:34.830 --> 00:09:36.930
‫و در مقابل خاندان ام می‌ایستم!

00:09:37.270 --> 00:09:38.390
‫چی؟

00:09:38.390 --> 00:09:39.600
‫رون!

00:09:39.600 --> 00:09:43.890
‫البته، افتادن توی تله‌ی شماها بدنی رو برام به جا گذاشت که نمی‌تونم به عنوان یه کارآگاه فعالیت کنم...

00:09:43.890 --> 00:09:47.070
‫و بلو هم منو به عنوان یه قاتل جمعی دسته‌بندی کرده...

00:09:47.450 --> 00:09:50.870
‫بنابراین برای من، هر فعالیت کارآگاهی ممنوعه.

00:09:52.670 --> 00:09:54.780
‫اما بازم، هنوز کاری که پدرم گفت رو انجام می‌دم.

00:09:54.780 --> 00:09:58.160
‫خودم مسیرم رو انتخاب می‌کنم و شماها رو شکست می‌دم!

00:09:58.560 --> 00:10:02.350
‫خودت گفتی کلاً شدنی نیست.

00:10:02.350 --> 00:10:05.330
‫متوجه نیستی؟ همین الانش کیش و مات شدی.

00:10:06.770 --> 00:10:10.010
‫امان. به نظرت این‌جا شاهد چی بودی؟

00:10:10.360 --> 00:10:12.980
‫البته که خودم تنهایی نمی‌تونم.

00:10:13.340 --> 00:10:16.800
‫دقیقاً برای همین کسیو دارم که وقتی لازمه سرعقل میارتم...

00:10:16.800 --> 00:10:18.690
‫شریک فضولم.

00:10:19.300 --> 00:10:20.470
‫درسته.

00:10:21.210 --> 00:10:22.300
‫تایگر دان!

00:10:22.300 --> 00:10:25.940
‫حتی اگه رون نتونه، من تو رو دستگیر می‌کنم! تفنگت رو بذار زمین!

00:10:29.390 --> 00:10:32.660
‫بی‌خیال دیگه. دوزاریت کجه؟

00:10:32.660 --> 00:10:35.580
‫اگه شلیک کنم، کارتون تمومه!

00:10:35.580 --> 00:10:39.410
‫اما حداقلش در حال حاضر قصد کشتن منو نداری.

00:10:40.430 --> 00:10:44.820
‫بعد از اینکه با همه‌ی مخالفت‌ها در مورد اینکه به تو از پدرت اطلاعات بدیم غلبه کردم...

00:10:44.820 --> 00:10:46.880
‫اگه اون الان منو می‌دید، بهم می‌خندید.

00:10:47.410 --> 00:10:48.590
‫«اون»؟

00:10:50.350 --> 00:10:54.610
‫آره پهلوهام از خنده درد گرفتن، عمو تایگر.

00:10:55.660 --> 00:10:58.430
‫عجب نمایش جذابی بود.

00:11:00.180 --> 00:11:01.640
‫عروسک...

00:11:01.640 --> 00:11:02.600
‫غیرممکنه!

00:11:03.090 --> 00:11:04.060
‫تو کی هستی؟

00:11:04.530 --> 00:11:06.790
‫سلام، کامونوهاشی رون.

00:11:06.790 --> 00:11:13.490
‫من انقدر سرم شلوغه که حقیقتاً وقت ندارم سر این چیزا هدر بدم.

00:11:13.890 --> 00:11:16.990
‫من بزرگترین پسر خاندان موریارتی...

00:11:22.480 --> 00:11:25.120
‫مایلو موریارتی هستم.

00:11:30.740 --> 00:11:32.800
‫مایلو موریارتی؟

00:11:32.800 --> 00:11:36.260
‫این عروسک البته، یه اسباب بازی مکانیکیه.

00:11:36.630 --> 00:11:39.470
‫خودِ من یه جای خیلی خیلی دورم.

00:11:53.230 --> 00:11:58.200
‫اگه نقشه‌ی عمو تایگر خوب پیش رفته بود، همین‌طوری تا آخر فقط تماشا می‌کردم.

00:11:59.410 --> 00:12:03.290
‫اما به‌خاطر نمایش ضعیفش، نتونستم ساکت یه گوشه بشینم.

00:12:03.290 --> 00:12:05.870
‫اوی اوی بی‌خیال من شو مایلو.

00:12:05.870 --> 00:12:06.830
‫وایسا!

00:12:06.830 --> 00:12:09.080
‫لیلی‌-کون، میا-کون، ساکای-کون!

00:12:09.080 --> 00:12:11.670
‫شماها نباید به این حرفا گوش کنین.

00:12:15.390 --> 00:12:18.180
‫الان می‌خواین تظاهر کنی که هیچی نشنیدن؟

00:12:18.440 --> 00:12:20.230
‫اونا ربطی به این جریان ندارن.

00:12:20.230 --> 00:12:23.270
‫اونا هیچی در مورد خاندان ام نمی‌گن، بذار برن!

00:12:23.270 --> 00:12:25.140
‫تو قدر اختیار همچین کاری رو داری.

00:12:25.140 --> 00:12:29.100
‫که این‌طور. فوراً جایگاه منو فهمیدی.

00:12:29.370 --> 00:12:32.520
‫خوب حواست جمعه. کامونوهاشی رون.

00:12:32.520 --> 00:12:37.280
‫اما خلاص شدن از شر اونا برای ما حکم آداب رو داره.

00:12:37.280 --> 00:12:39.740
‫بس کن! دلیلی نداره تا اون حد پیش برین.

00:12:41.360 --> 00:12:45.830
‫میا-سان هنوز یه بچه‌ست! و ساکای-سان هم ربطی به اون حادثه نداره.

00:12:45.830 --> 00:12:49.060
‫همین‌طوری می‌خوای به کشتن آدمای بی‌گناه که فقط شاهد ماجرا بودن ادامه بدی؟

00:12:49.060 --> 00:12:51.040
‫پلیس ژاپن رو دست کم نگیر!

00:12:51.930 --> 00:12:54.220
‫قبلاً شنیده بودم،

00:12:54.840 --> 00:12:57.980
‫اما به‌طور فوق‌العاده‌ای رو اعصابی، کارآگاه ایشکی.

00:12:57.980 --> 00:13:01.240
‫درست مثل همون شریک شرلوک هلمزی.

00:13:02.010 --> 00:13:04.930
‫بذار بهت یه هشدار بدم.

00:13:05.390 --> 00:13:09.340
‫با اینکه تو بعد از معیوب شدن کامونوهاشی رون بهش کمک می‌کنی،

00:13:09.340 --> 00:13:12.020
‫تنها دلیلی که هنوز زنده‌ای...

00:13:12.020 --> 00:13:14.730
‫به‌خاطر اینکه من گذاشتم زنده بمونی.

00:13:15.880 --> 00:13:20.150
‫با گستاخی تمام اینا رو می‌گی، مایلو موریارتی...

00:13:20.580 --> 00:13:23.850
‫الان به یادم آوردی که به جای کشتن من...

00:13:24.370 --> 00:13:28.840
‫یا اینکه بذاری زنده بمونم، بیشتر دلت می‌خواد بازیچه‌ی دست خودت باشم.

00:13:28.840 --> 00:13:32.580
‫برای همین منو اینطوری کردی.
‫خودت تأییدش کردی...

00:13:32.580 --> 00:13:36.390
‫ای وای چی شده؟ گویا حالت خوب نیست.

00:13:36.390 --> 00:13:41.550
‫به‌نظر عوارض جانبی داروییه که برای سرکوب یه نوع واکنشه.

00:13:42.160 --> 00:13:43.510
‫حتی در مورد دارو می‌دونه؟

00:13:46.460 --> 00:13:47.360
‫رون!

00:13:47.360 --> 00:13:49.180
‫انقدر خودتو نزن به اون راه مایلو!

00:13:49.180 --> 00:13:54.520
‫تو درست بعد از حادثه‌ی اردوی خونین،
‫روی بدن من یه نوع درمان رو پیاده کردی.

00:13:55.060 --> 00:13:58.600
‫می‌دونستی که باعث می‌شه نتونم به عنوان یه کارآگاه فعالیت کنم.

00:13:58.600 --> 00:13:59.530
‫

00:14:00.860 --> 00:14:05.650
‫دارویی که مصرف می‌کنی تمایلاتت برای قتل رو می‌گیره...

00:14:05.650 --> 00:14:08.570
‫و اون‌ها رو به جای بقیه، به سمت خودت هدایت می‌کنه.

00:14:08.570 --> 00:14:11.040
‫هرچی بیشتر بخوریش، بیشتر بدنت رو از درون می‌خوره.

00:14:11.470 --> 00:14:12.750
‫در نهایت، می‌میری.

00:14:13.070 --> 00:14:13.880
‫چی؟

00:14:13.880 --> 00:14:15.300
‫فکر کردی برام مهمه؟

00:14:15.300 --> 00:14:18.240
‫مطمئنم کشتن من برای شماها آسونه.

00:14:18.240 --> 00:14:23.020
‫پس دلیلی که هنوز گذاشتی زنده بمونم، به‌خاطر اینه که براتون مشکل‌ساز می‌شه.

00:14:23.020 --> 00:14:25.430
‫من حتی اگه بمیرم هم دست از کارآگاهی برنمیدارم!

00:14:25.430 --> 00:14:27.770
‫اگه نمی‌خوای بمیرم، یالا درستم کن.

00:14:27.770 --> 00:14:29.640
‫یا نکنه انقدر می‌ترسی که من...

00:14:29.640 --> 00:14:32.850
‫یه کارآگاه بشم و در مقابلت وایسم؟ بزدل.

00:14:35.860 --> 00:14:39.570
‫مثل اینکه خیلی دلت می‌خواد منو بکشونی پای میز مذاکره.

00:14:39.570 --> 00:14:43.320
‫اما در مورد فرضیه‌ت شدیداً دچار اشتباه شدی.

00:14:43.320 --> 00:14:45.030
‫اشتباه؟

00:14:45.750 --> 00:14:49.290
‫من توی روزایی که باد میاد، پنجره رو می‌بندم.

00:14:49.290 --> 00:14:52.250
‫اما این بخاطر این نیست که از باد می‌ترسم.

00:14:52.250 --> 00:14:54.520
‫به‌خاطر اینه که می‌خوام روی کارم تمرکز کنم.

00:14:54.890 --> 00:14:58.630
‫به‌ همین توی پنج سال گذشته بی‌خیالت شدم.

00:14:59.440 --> 00:15:01.710
‫می‌خواستم جلوی چشمم نباشی.

00:15:02.180 --> 00:15:03.420
‫حرومی...

00:15:04.310 --> 00:15:09.490
‫خب گوش کن. گاهی وقتا هوس می‌کنم که یه بادی به سرم بخوره.

00:15:09.490 --> 00:15:11.390
‫الان شاید از اون وقتاست.

00:15:11.780 --> 00:15:17.730
‫اگه بخوای اتفاقی که این‌جا افتاد رو خلاصه کنی،
‫تو نتونستی جلوی اتفاق افتادن 3 قتل رو بگیری.

00:15:17.730 --> 00:15:22.410
‫به عبارتی، پیروزی از آن خاندان موریارتی‌ـه، کارآگاه درجه سه، رون.

00:15:24.720 --> 00:15:30.870
‫اما عمو تایگر اشتباه بزرگی کرد که سعی کرد تو رو به راه خودت برگردونه.

00:15:30.870 --> 00:15:35.710
‫و من به‌خاطر این مقاومت حقیرت، بهت یه جایزه می‌دم.

00:15:35.710 --> 00:15:39.540
‫کسی که درمانی روی بدنت انجام داد که کارآگاهی کردن رو ازت دزدید هم البته...

00:15:39.540 --> 00:15:41.750
‫عضو خاندان موریارتی‌ـه.

00:15:43.920 --> 00:15:49.640
‫و شاید، بین آدم‌هایی باشه که با بلو در ارتباطه و تو در آینده‌ای نزدیک باهاش روبه‌رو می‌شی.

00:15:49.640 --> 00:15:51.970
‫شاید اون فرد رو پیدا کنی.

00:15:54.770 --> 00:15:58.480
‫رئیس بلو گفت ممکنه که یه نفوذی داشته باشن!

00:15:58.480 --> 00:16:00.940
‫مایلو! نباید اینا رو بهش بگی.

00:16:00.940 --> 00:16:02.620
‫مهم نیست.

00:16:02.620 --> 00:16:06.790
‫خودم می‌دونم که مادربزرگ ایمریچ در مورد نفوذیمون می‌دونه.

00:16:07.160 --> 00:16:12.240
‫اوه، راستی رون، بذار بزرگترین سوء تفاهمی که برات پیش اومده رو اصلاح کنم.

00:16:13.450 --> 00:16:18.160
‫مرگ تو کوچیکترین مشکلی برام به وجود نمیاره.

00:16:18.160 --> 00:16:21.630
‫خیلی‌خب، آماده...

00:16:25.130 --> 00:16:26.460
‫وقت مردنه!

00:16:39.140 --> 00:16:40.900
‫بهم چیزی نگفته بودی، مایلو!

00:16:45.400 --> 00:16:50.010
‫غذای آخر غذای اصلی، سه تکه گوشت کباب شده‌ست.

00:16:50.820 --> 00:16:55.190
‫ساختمان چوبی قدیمی مسافرخانه با بمب خیلی خوب جور در میان.

00:17:10.840 --> 00:17:12.300
‫اینطوری نمی‌میرم!

00:17:18.320 --> 00:17:19.390
‫پـ ـ پام...

00:17:19.390 --> 00:17:21.100
‫لیلی-سان! ساکای-سان!

00:17:21.100 --> 00:17:23.810
‫این چیزیه که می‌خوای، مایلو؟

00:17:23.810 --> 00:17:25.690
‫کولم کن، عمو!

00:17:30.600 --> 00:17:33.560
‫خب، الان با خیال راحت بمیرین.

00:17:33.990 --> 00:17:37.070
‫خوش گذشت، کامونوهاشی رون.

00:17:47.010 --> 00:17:48.300
‫حالتون خوبه؟!

00:17:48.300 --> 00:17:49.760
‫نـ ـ نه.

00:17:49.760 --> 00:17:51.600
‫نـ ـ نمی‌تونم راه برم!

00:17:51.600 --> 00:17:53.470
‫ساکای-سان! لیلی-سان.

00:17:57.330 --> 00:17:58.610
‫آتیش داره پخش می‌شه....

00:18:03.810 --> 00:18:06.270
‫میا-سان، از اون‌جا فرار می‌کنیم!

00:18:08.270 --> 00:18:09.400
‫اما...

00:18:09.400 --> 00:18:11.360
‫من کولشون می‌کنم! نگران نباش.

00:18:13.570 --> 00:18:16.280
‫بـ ـ باشه.

00:18:29.340 --> 00:18:30.590
‫حالت خوبه؟

00:18:30.590 --> 00:18:33.800
‫بله، ببخشید، ممنونم.

00:18:33.800 --> 00:18:36.270
‫خیلی‌خب، فقط رون مونده.

00:18:36.270 --> 00:18:39.760
‫میا-سان، این دو نفرو تا جایی که می‌تونی از اینجا دور کن.

00:18:39.760 --> 00:18:40.390
‫چشم!

00:18:43.230 --> 00:18:46.960
‫دیگه... خیلی دیره.

00:18:58.120 --> 00:18:59.950
‫رون! کجایی؟

00:19:05.830 --> 00:19:08.040
‫رون! بیدار شو!

00:19:08.680 --> 00:19:10.000
‫برگشتی؟

00:19:10.000 --> 00:19:11.380
‫معلومه.

00:19:19.020 --> 00:19:21.470
‫واقعاً که احمقی!

00:19:21.470 --> 00:19:24.070
‫اگه ولم می‌کردی، زنده می‌موندی.

00:19:24.850 --> 00:19:26.940
‫فعلاً بیا بریم.

00:19:29.970 --> 00:19:31.470
‫راه خروج...

00:19:31.470 --> 00:19:33.440
‫کاملاً بسته شد.

00:19:34.350 --> 00:19:39.210
‫مثل اینکه این واقعاً آخرین استنباط من بود.

00:19:40.640 --> 00:19:43.370
‫آره، اما بقیه حالشون خوبه.

00:19:46.940 --> 00:19:48.300
‫ولم کن توتو.

00:19:48.920 --> 00:19:51.240
‫نمی‌خوام کسی برداشت اشتباه کنه.

00:19:51.240 --> 00:19:52.540
‫در مورد چی؟

00:19:52.540 --> 00:19:55.990
‫اگه بقیه ببینن دست من با همچین صمیمیتی دور گردن توـه،

00:19:55.990 --> 00:19:58.090
‫فکر می‌کنن زوج کارآگاهی هستیم.

00:19:58.090 --> 00:20:00.430
‫ها؟ زوج؟

00:20:05.580 --> 00:20:08.420
‫یعنی چی؟ منم نمی‌خوام.

00:20:28.980 --> 00:20:30.430
‫می‌گم، توتو.

00:20:31.460 --> 00:20:33.500
‫چیه، رون؟

00:20:40.390 --> 00:20:42.200
‫«ممنون.»

00:20:51.210 --> 00:20:52.110
‫بگیرینش.

00:20:52.740 --> 00:20:54.780
‫رون-کون! توتوتو!

00:20:54.780 --> 00:20:56.070
‫اسپیتز!

00:20:56.094 --> 00:21:01.094
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:01.118 --> 00:21:06.118
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:06.290 --> 00:21:12.880
‫به گفته‌ی اسپتیز، بلو به‌طور ناشناس مختصات رو از طریق یه شبکه‌ی مخفی دریافت کرده.

00:21:12.880 --> 00:21:15.590
‫وقتی اسپیتز، که نزدیک‌ترین بوده برای تحقیقات اومده،

00:21:15.970 --> 00:21:18.050
‫دیدکه مسافرخونه داره می‌سوزه.

00:21:21.050 --> 00:21:24.470
‫هیچ‌کس نمی‌دونه خبررسان ناشناس کی بوده.

00:21:31.710 --> 00:21:35.110
‫برای اینکه مطمئن بشیم میا-سان و بقیه دیگه به‌خاطر خاندان ام عذاب نمی‌کشن،

00:21:35.110 --> 00:21:37.450
‫تحت حفاظت فوق سری قرار گرفتن.

00:21:37.840 --> 00:21:43.370
‫البته، من هم مطمئن شدم که تحت هیچ شرایطی در مورد خاندان ام به کسی نگن.

00:21:45.910 --> 00:21:48.700
‫این نتیجه‌ی پرونده‌ست.

00:21:49.800 --> 00:21:52.770
‫و اینکه رون بعد از اون حقیقت چیکار می‌کنه...

00:21:53.420 --> 00:21:57.500
‫واقعاً که بدترین بابا بوده!

00:21:57.500 --> 00:21:59.880
‫همچین یادگاری‌ای برام گذاشت.

00:21:59.880 --> 00:22:02.840
‫واقعاً عصبانیم که پسر اونم.

00:22:02.840 --> 00:22:05.070
‫این اواخر همه‌ش داری همینو می‌گیا.

00:22:05.070 --> 00:22:06.350
‫بهش فکر کن.

00:22:06.670 --> 00:22:08.720
‫همه‌ی اونا به‌خاطر من مردن.

00:22:08.720 --> 00:22:11.870
‫و حتی الان هم میا-کون و بقیه نمی‌تونن هرطور که می‌خوان زندگی کنن!

00:22:11.870 --> 00:22:15.520
‫باید هر چه سریع‌تر خاندان ام رو شکست بدم!

00:22:19.230 --> 00:22:22.200
‫واقعاً که عجب بابای به‌درد نخوری! تعجبی نیست که کشته شده!

00:22:22.200 --> 00:22:25.040
‫اوی، او‌ن‌طوری نباید...

00:22:34.080 --> 00:22:35.740
‫واقعاً که.

00:22:37.590 --> 00:22:40.090
‫بدترین بابای دنیا بود.

00:02:07.980 --> 00:02:11.940 position:80%
‫26 پرونده‌ی قتل‌های سریالی مسافرخانه‌ی کوهستانی ( بخش چهارم )

00:21:04.580 --> 00:21:06.290 position:20% line:20%
آتش‌سوزی بزرگ در مسافرخانه‌ی ریونیون