﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:26.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:26.850 --> 00:01:30.090
<i>[ نغمه سرور صلح آمیز ]</i>

00:01:30.090 --> 00:01:33.070
<i>[5 قسمت]</i>

00:02:25.760 --> 00:02:27.880
بانوان، شما توسط ملکه مادر احضار شدین

00:02:27.880 --> 00:02:31.140
تا به قصر بیاین و کشاورزی و پرورش کرم ابریشم یاد بگیرین؟

00:02:31.140 --> 00:02:36.230
احضار شدیم تا پرورش کرم ابریشم و نخ  ریسی پارچه یاد بگیریم

00:02:36.230 --> 00:02:40.790
<i>این چیزیه که ملکه مادر سالهای ساله که بهمون آموزش میدن</i>

00:02:42.090 --> 00:02:44.470
رسوندن فرمان امپراطور سابق درمورد پیشرفت کشاورزی

00:02:44.470 --> 00:02:47.320
به افراد عمارت خودتون و مردم عادی

00:02:48.460 --> 00:02:50.500
<i>حتما براتون سخته</i>

00:03:24.260 --> 00:03:27.690
نزدیک بودن مثل کنار خورشید بودنه و دور بودن مثل خیره شدن به ابرهاست

00:03:27.690 --> 00:03:31.890
ثروتمند بدون غرور، مجلل بدون رنج و ناراحتی

00:03:31.890 --> 00:03:34.750
دخترم چی میخونی؟ سوار کالسکه شو

00:03:48.230 --> 00:03:49.990
<i> عصر تیانشنگ، سال هشتم]
[(سال 1030 امپراطوری چینی)</i>

00:03:49.990 --> 00:03:52.510
!آزمون نخبه ها در حال برگزاریه. مزاحم نشین

00:03:52.510 --> 00:03:57.900
بیا بریم. بیا برگردیم -
مامان. آزمون نخبه ها چیه؟ -

00:03:57.900 --> 00:04:01.210
آزمون نخبه ها زمانی برگزار میشه که همه ادیبانی که در آزمونهای استانی قبول شدن

00:04:01.210 --> 00:04:03.160
اینجا دور هم جمع میشن تا یه بار دیگه آزمون بدن

00:04:03.160 --> 00:04:07.380
اگه اینو قبول بشن میتونن به قصر برن و پسر خدایان رو ببینن

00:04:07.380 --> 00:04:10.380
اگه توی امتحان قبول بشن مقام بدست میارن

00:04:10.380 --> 00:04:15.020
متوجه شدم. استاد میخواد ما شعر امپراتور سابق رو به یاد داشته باشیم

00:04:15.020 --> 00:04:17.780
<i>وقتی مردی میخواد آرزوی خودش رو محقق کنه</i>
(اصرار به مطالعه اشعار" نوشته امپراطور ژنگ زونگ")

00:04:17.780 --> 00:04:21.580
<i>اون فقط باید پنج ادبیات باستانی رو با کوشش زیاد کنار پنجره مطالعه کنه
</i>  (در متن شعر اصلی "شش ادبیات باستانی" هست نه پنج)

00:04:23.790 --> 00:04:26.550
<i>[ سوالات آزمون ]</i>

00:04:33.470 --> 00:04:37.760
ادیب یان، این جوان درمورد سوال امتحانی سوال داره

00:04:37.760 --> 00:04:39.920
کدوم سوال؟

00:04:47.550 --> 00:04:51.950
طبق این تکلیف "سیکونگ" از "آیین های ژو" ناشی میشه
( وزیر کارهای عمومی ژولی - یکی از سه ادبیات باستانی آداب و رسوم ، که با سازمان دیوان سالاری کار می کند)

00:04:51.950 --> 00:04:54.770
ژنگ کانگ چنگ از خاندان هان شرقی هم اونو حاشیه نویسی کرده

00:04:54.770 --> 00:04:57.950
سیکونگ فعلی هم کشیدن نقشه قلمرو جهان رو مدیریت میکنه

00:04:57.950 --> 00:05:02.120
اما تنها کار سیکونگ از سلسله ژو نقشه کشی نبود
سیکونگ های سلسله های پیش از هان هر دو مدنی و نظامی بودند ، از نظر) (اقتدار بسیار گسترده بودند ، به عنوان مثال عنوان کائو کائو "سیکونگ

00:05:02.120 --> 00:05:08.340
بنابراین سیکونگ مسئول نقشه برداری از سلسله هان هست

00:05:08.340 --> 00:05:13.120
بخاطر همین کنجکاو بودم که آیا باید درمورد سیکونگ سلسله هان بنویسم یا ژو؟

00:05:15.440 --> 00:05:17.450
اسمت چیه؟

00:05:18.550 --> 00:05:21.900
شاگرد او یانگشیو
(با نام مردمی یونگ شیو)

00:05:24.330 --> 00:05:27.140
<i>پس بهم اجازه بده تا محافظ سه وزیر دربار</i>

00:05:27.140 --> 00:05:30.280
<i>در کنترل منحصر به فرد نقشه و زمین باشم</i>

00:05:33.700 --> 00:05:36.960
موضوعش کامل و تکمیله. پیچیدگی و جزئیاتش لایه به لایه کشف میشه

00:05:36.960 --> 00:05:39.960
پایانش مثل مجرائیه که به راحتی شکل گرفته درست مثل آبشاری که به پایین میریزه
(پایانش موفقیت آمیزه)

00:05:39.960 --> 00:05:43.830
بالاخره اشاره میکنه که درسته سلسله قبلی مقامات بلند پایه ای داشت ولی هیچکدوم درست آماده نشده بودن

00:05:43.830 --> 00:05:47.350
در سلسله جاری، سیکونگ مسئول نقشه برداری از قلمرو هست

00:05:47.350 --> 00:05:51.700
و غرور قلمرو ولیعهد رو نشون میده

00:05:51.700 --> 00:05:56.550
وقتی این سوال رو دیدم احساس کردم نقضی داره

00:05:56.550 --> 00:05:59.090
عنوان سیکونگ از "آیین های ژو" نشات گرفته شده

00:05:59.090 --> 00:06:01.760
ولی تفسیر و شرح تفسیر از انجمن علمی  ای در اواخر سلسله هان یا غربی میاد

00:06:01.760 --> 00:06:05.640
<i>حالا باید درمورد کدوم سیکونگ بنویسن؟</i>

00:06:05.640 --> 00:06:10.170
بین تمام ادیبان فقط اون فرد متوجه این اشتباه شد

00:06:10.170 --> 00:06:16.040
استاد، شما همیشه گفتین این آزمون درباری برای انتخاب با استعدادترین ادیب کشوره

00:06:16.040 --> 00:06:19.810
همچین استعدادی، حتی اگه ادبیاتهای باستانی رو حفظ باشه کافی نیست

00:06:19.810 --> 00:06:24.380
<i>باید قلبش برای کشور بتپه، با امور رایج کشور آشنا باشه و بتونه دقیق تجزیه و تحلیلشون کنه</i>

00:06:24.380 --> 00:06:28.280
من هنوزم نمیتونم استانداردهای آزمون رو عوض کنم

00:06:28.280 --> 00:06:32.940
ولی با این سوال، استاد، میتونین به طور کامل استعداد واقعی رو تشخیص بدین

00:06:34.800 --> 00:06:37.180
عالیجناب. دارین زیاد از من تعریف میکنین

00:06:39.190 --> 00:06:41.300
<i>[ جیانگنان ]</i>

00:06:41.300 --> 00:06:44.320
<i>او یانگشیو، متولد سال چهار در منطقه جینگده
(منطقه ژنگ زونگ، سال 1007 چینی)</i>

00:06:44.320 --> 00:06:47.970
حتی بیست و سه سالشم نشده

00:06:47.970 --> 00:06:52.380
خوبه، خوبه، این خوبه

00:06:52.380 --> 00:06:55.280
<i>وانگ یائوچن از انجمن جیشیان</i>

00:06:55.280 --> 00:06:58.170
<i>و هان چی اجازه شرف یابی میخوان</i>

00:06:58.170 --> 00:06:59.720
بذار بیان

00:07:21.890 --> 00:07:25.670
فرد با استعداد، چهره ای پر از شادی داری پس آزمونت رو به خوبی دادی

00:07:25.670 --> 00:07:27.490
لطفا یه نگاهی بندازین

00:07:40.400 --> 00:07:43.460
از این لباس خاص خوشتون اومده؟

00:07:44.620 --> 00:07:47.880
این گرونترین لباس این مغازه ـست

00:07:51.510 --> 00:07:53.210
<i>جناب ادیب خیالتون خیلی راحته</i>

00:07:53.210 --> 00:07:55.640
<i>حتما نمره آزمونتون خیلی خوب شده</i>

00:07:55.640 --> 00:07:57.490
چرا وقتی وارد سالن سلطنتی میشین اینو نپوشین؟

00:07:57.490 --> 00:07:59.630
شاید شما بالاترین نمره رو بگیرین

00:07:59.630 --> 00:08:01.630
!و مغازه من مغازه ای میشه که لباس برنده نفر اول رو تهیه کرده

00:08:01.630 --> 00:08:05.840
اگه این اتفاق بیوفته من کل پولتون رو پس میدم

00:08:05.840 --> 00:08:08.470
!و بهتون چندتا لباس دیگه هم هدیه میدم

00:08:25.260 --> 00:08:31.710
<i>[ لباس نفر اول]</i>

00:08:31.710 --> 00:08:34.230
یان شو سوال آزمون امسال رو اعلام میکنه

00:08:34.230 --> 00:08:36.720
و برای عالیجناب بسیار خوشنودکننده بود

00:08:37.510 --> 00:08:41.100
کسی که نفر اول شده "او یانگشیو" هست

00:08:41.100 --> 00:08:43.850
<i>که خیلی جوونه</i>

00:08:45.030 --> 00:08:49.750
او یانگشیو کمی معروف شده

00:08:50.930 --> 00:08:55.030
!سه بار در آزمون شرکت کرده و دوبار رد شده

00:08:55.030 --> 00:08:58.540
ولی این بار نفر اول شده

00:08:58.540 --> 00:09:03.390
فکر میکنم کاملا مناسب درک ادیب یانه

00:09:04.490 --> 00:09:06.780
این او یانگشیو شعر های مصرعی میگه

00:09:06.780 --> 00:09:10.940
تازگیا خواننده های میخانه

00:09:10.940 --> 00:09:14.480
شعر های اون رو هم میخونن

00:09:15.910 --> 00:09:18.840
ادیب یان هم شعر گفتن رو دوست داره

00:09:19.850 --> 00:09:24.910
اون او یانگشیو رو به عنوان بالاترین نمره آزمون استانی انتخاب کرد

00:09:24.910 --> 00:09:28.790
و یه نفر دیگه به اسم ژانگ شیان رو هم که بخاطر سخنرانی مشهوره رو هم انتخاب کرد

00:09:28.790 --> 00:09:31.890
سخنرانی کردن واقعا ویژگی خوبیه

00:09:31.890 --> 00:09:36.100
ولی من شنیدم او یانگشیو دوست داره با آواز

00:09:36.100 --> 00:09:39.440
و با صدای رسا سخنرانی پرزرق و برق بکنه

00:09:39.440 --> 00:09:42.150
اگه درنهایت اون اولین فارغ التحصیل آزمون درباری بشه

00:09:42.150 --> 00:09:44.630
مستقیم به کنسولگری میره

00:09:44.630 --> 00:09:49.020
<i>درست مثل هان چی و وانگ یائوچن خیلی نزدیک عالیجناب راه میرفت</i>

00:09:49.020 --> 00:09:52.970
اگه اون موقع

00:09:53.680 --> 00:09:56.790
چند خط از شعر

00:09:56.790 --> 00:09:59.010
<i>"سرخ شدن چهره نرم و لطیف"</i>

00:09:59.010 --> 00:10:02.020
یا اون شعر عاشقانه دیگه درمورد "کمر ظریف و باریک" رو بخونه

00:10:02.020 --> 00:10:05.940
و عالیجناب رو مجبور کنه که پنهانی بانوانی رو ملاقات کنه

00:10:05.940 --> 00:10:08.410
!اینطوری دیگه عالی نمیشه

00:10:17.190 --> 00:10:19.730
<i>تو هم صحبت خوبی هستی</i>

00:10:19.730 --> 00:10:21.910
امروز چی شده؟

00:10:22.770 --> 00:10:25.310
تو بگو. امروز چی شده؟

00:10:26.040 --> 00:10:30.230
بعد از آزمون استانی خیلی از سخنرانی ها و اشعار برنده، او یانگشیو

00:10:30.230 --> 00:10:32.730
دارن بین مردم در پایتخت پخش میشن

00:10:32.730 --> 00:10:37.120
بعضی از بانوان قصر دارن اونا رو رونویسی یا با آواز میخوننشون

00:10:37.120 --> 00:10:40.470
اشعار او یانگشیو رو تقلید میکنن

00:10:40.470 --> 00:10:43.610
و امروز توسط مباشر رن توبیخ شدن

00:10:44.920 --> 00:10:48.830
سلسله ما بر پایه خوندن داستان و ادبیات بانوان هم ساخته شده

00:10:48.830 --> 00:10:54.400
رونویسی بانوان قصر از روی اشعار عالی چه ایرادی داره؟

00:10:54.400 --> 00:10:56.550
ملکه مادر گفتن

00:10:56.550 --> 00:10:59.020
...شعرهای او یانگشیو خیلی

00:10:59.020 --> 00:11:02.340
گستاخانه، سبک ـن و جدی نیستن

00:11:05.550 --> 00:11:08.400
در واقع اون اشعار عاشقانه میگه

00:11:08.400 --> 00:11:09.420
...ولی

00:11:09.420 --> 00:11:12.870
عالیجناب ما هیچ شعر ناشایسته ای رونویسی نکردیم

00:11:12.870 --> 00:11:14.520
...ما

00:11:17.780 --> 00:11:23.100
عالیحناب، اجازه بدین مائوزی شام عالیجناب رو بیاره

00:11:37.200 --> 00:11:40.030
این لباس نفر اول بیشتر بهم نمیاد؟

00:11:40.030 --> 00:11:43.010
ببین! رنگشو

00:11:43.010 --> 00:11:46.300
<i>!اندازش خیلی مناسب منه</i>

00:11:48.330 --> 00:11:51.900
وانگ گونگشو مگه این لباس من نیست؟

00:11:51.900 --> 00:11:54.760
چرا لباس منو دزدیدی و پوشیدی؟ -
!او یانگشیو -

00:11:54.760 --> 00:11:56.350
<i>تو حتما نفر اول میشی</i>

00:11:56.350 --> 00:11:59.490
این لباس نفر اول رو میپوشم تا شانس بیارم

00:11:59.490 --> 00:12:03.260
!شاید با این رتبه ـم بالاتر بره

00:12:14.920 --> 00:12:18.670
<i>معتقدم مقاله دادخواهی او یانگشیو</i>

00:12:18.670 --> 00:12:23.180
<i>تجزیه تحلیل جسورانه و جدیدی داره</i>

00:12:23.180 --> 00:12:25.180
<i>نوشته قوی ایه</i>

00:12:25.180 --> 00:12:28.020
<i>کنایات تماشایی ای بکار برده و قافیه ها بخوبی ساخته شده</i>

00:12:28.020 --> 00:12:30.840
هیچکس دیگه ای به اندازه اون ممتاز نیست

00:12:31.450 --> 00:12:35.820
با اینحال من گفتار او یانگشیو که

00:12:35.820 --> 00:12:39.070
تسلط فراوانی داره رو درک میکنم ولی تهذیب مناسبی نداره

00:12:39.070 --> 00:12:41.150
<i>مقاله خوبی ست</i>

00:12:41.150 --> 00:12:44.990
ولی نه به اندازه مقاله نفر اول

00:12:44.990 --> 00:12:47.950
ظاهرا ممکنه به اندازه کافی خوب بنظر نیاد

00:12:47.950 --> 00:12:50.730
...اما ساختارش نثر مستقیمه که در ادبیات باستانی استفاده میشه، این

00:12:50.730 --> 00:12:54.850
این مقاله وانگ گونگشو بسیار خوبه

00:12:57.820 --> 00:13:02.250
پیشرفته و قابل توجه نیست ولی آرامش پایه داره

00:13:02.250 --> 00:13:04.370
من دوسش دارم

00:13:05.140 --> 00:13:08.980
وانگ گونگشو رعیت زاده ست

00:13:08.980 --> 00:13:10.930
ولی اون برای مطالعه کردن تلاش کرده

00:13:10.930 --> 00:13:14.560
و در این سن کم، شعر و استدلالش همه درجه یک هستن

00:13:14.560 --> 00:13:18.400
<i>اون الگویی برای ادیبانیه که در خانواده های فقیر بدنیا میان</i>

00:13:18.400 --> 00:13:22.190
و لو هانگ کلمات تندی مینویسه ولی استدلال های یک پارچه ای داره

00:13:22.190 --> 00:13:25.150
اون استعداد مناسبی برای حکومته

00:13:28.100 --> 00:13:30.840
خوبه. فکر میکنم

00:13:30.840 --> 00:13:34.210
وانگ گونگشو نفر اول و لو هانگ نفر دوم هستن

00:13:34.210 --> 00:13:36.210
<i>(اشعار او یانگشیو توسط خادمان  پادشاه رو نویسی شدن</i>

00:13:36.210 --> 00:13:38.340
<i>اشعار او یانگشیو؟</i>

00:13:38.340 --> 00:13:42.040
توسط افراد قصر ملکه مادر رونویسی شدن

00:13:44.880 --> 00:13:47.210
بله منم گیج شدم

00:13:47.210 --> 00:13:50.560
<i>خیلی خوشحال بودم که فرد بااستعدادی مثل او یانگشیو رو دیدم</i>

00:13:50.560 --> 00:13:54.100
ولی نثر گستاخانه اون

00:13:54.100 --> 00:13:56.240
اگه ملکه مادر از این بعنوان قدرت نفوذش

00:13:56.240 --> 00:13:59.590
برای انتخاب پست های برجسته استفاده کنه

00:13:59.590 --> 00:14:03.680
!نفر اول که هیچ، ممکنه مردود بشه

00:14:03.680 --> 00:14:08.620
امروز جایگاه اول و دوم نشد. نفر چهارم شده

00:14:09.930 --> 00:14:12.020
براش مناسبتره

00:14:12.020 --> 00:14:16.210
<i>ادیب نفر اول جوانه، فقط نوزده سالشه و خوش چهره ست</i>

00:14:16.210 --> 00:14:21.540
کنجکاوم کدوم وزیر به عنوان داماد انتخابش میکنه

00:14:22.990 --> 00:14:26.720
اول میخواستم او یانگشیو رو نفر اول انتخاب کنم

00:14:26.720 --> 00:14:30.440
ولی مباشر رن بهم گفت که ملکه مادر اونو دوست ندارن

00:14:30.440 --> 00:14:32.450
بخاطر همین یه نفرو برای تحقیق درموردش گذاشتم

00:14:32.450 --> 00:14:36.030
فهمیدم که اون واقعا کمی کاستی داره

00:14:36.030 --> 00:14:40.940
<i>به میخانه ها میره و اشعار آزادی خواهیش به طور گسترده ای پخش شده</i>

00:14:40.940 --> 00:14:42.680
این جرم بزرگی نیست

00:14:42.680 --> 00:14:45.510
اما بنظرم کاملا مناسب نیست

00:14:45.510 --> 00:14:49.170
<i>نفر اول الگوییه برای همه ادیبان دنیا</i>

00:14:49.170 --> 00:14:51.710
<i>فقط درمورد استعداد ادبی نیست</i>

00:14:54.120 --> 00:14:57.110
الان نفر اول جوان ـه

00:14:57.110 --> 00:15:00.390
و خونوادش فقیرن ولی اون جاه طلبیشو حفظ کرده

00:15:00.390 --> 00:15:03.300
<i>الگویی برای تمام ادیبانه</i>

00:15:04.440 --> 00:15:08.820
<i>نفر اول جوان، پر از حس نشاط و پیشرفت</i>

00:15:08.820 --> 00:15:11.300
<i>مثل شروع یه روز میمونه</i>

00:15:11.300 --> 00:15:16.480
چن به معنی صبح پس من بهش اسم جدید "گونگچن" میدم

00:15:18.730 --> 00:15:20.570
خیلی خوبه

00:15:21.550 --> 00:15:26.760
نفر اول، شما اونی رو که یان شو انتخاب کرده بود انتخاب نکردین

00:15:26.760 --> 00:15:30.400
شما همونطور که دوست داشتین یه جوان رو انتخاب کردین

00:15:32.190 --> 00:15:34.740
!بسیار عالیه

00:15:40.480 --> 00:15:44.590
درخواست بازدید از خونه شو رو داریم

00:15:46.410 --> 00:15:50.590
<i>!خونه نفر اول آزمون درباری، وانگ گونگچن</i>

00:15:51.390 --> 00:15:53.060
نفر اول؟

00:15:54.050 --> 00:15:58.700
"وانگ گونگچن؟"
<i>(وانگ گونگچن با نام مردمی جانکوانگ)</i>

00:16:20.440 --> 00:16:23.160
<i>[ لباس نفر اول]</i>

00:16:45.300 --> 00:16:46.760
<i>بیا، اینجا</i>

00:16:46.760 --> 00:16:48.850
<i>شما نمره بالا گرفتین و مغازه ما هم متبرک شده</i>

00:16:48.850 --> 00:16:51.250
<i>نفر اول توی مغازه ما هست</i>

00:16:51.250 --> 00:16:52.900
!عجب افتخاری

00:16:56.410 --> 00:16:58.650
پولشو داده؟ -
بله داده -

00:16:58.650 --> 00:17:01.650
یانگشو -
!برگشتی -

00:17:03.700 --> 00:17:06.420
کجا رفتی اینقدر مست کردی؟

00:17:06.420 --> 00:17:09.740
صدراعظم شوئه، شوئه کوی، منو دعوت کرد

00:17:09.740 --> 00:17:12.230
بسختی میشه مهمان نوازی عالیشو قبول نکرد

00:17:12.230 --> 00:17:14.210
..اون..اون

00:17:14.210 --> 00:17:16.970
میخواست با دخترش ازدواج کنی مگه نه؟

00:17:18.590 --> 00:17:20.310
نه فقط این

00:17:20.310 --> 00:17:24.370
یانگشو ،ازم پرسید میدونم

00:17:24.370 --> 00:17:27.090
تو ازدواج کردی یا نه

00:17:27.090 --> 00:17:29.700
<i>عاشق اشعارت شده</i>

00:17:29.700 --> 00:17:32.150
با تشکر از صدراعظم شوئه

00:17:32.150 --> 00:17:34.360
ولی متاسفانه

00:17:34.360 --> 00:17:38.230
وقتی به پایتخت میومدم برای مامانم نوشتم که

00:17:38.230 --> 00:17:42.360
تا از دختر ادیب شو یان خواستگاری کنه

00:17:42.360 --> 00:17:44.600
و ادیب یان هم قبول کرده

00:17:45.190 --> 00:17:48.880
چقدر بد
!چقدر دلم سوخت

00:17:48.880 --> 00:17:50.940
در منطقه تیانشنگ

00:17:52.260 --> 00:17:54.450
چهار بار توی آزمون رد شدم

00:17:56.210 --> 00:17:59.750
ادیب شو نه تنها ازم نا امید نشد

00:17:59.750 --> 00:18:05.690
بلکه منو به یه سفر برد تا درمورد شعر و نثر باهم بحث کنیم و دوستای خوبی شدیم

00:18:05.690 --> 00:18:07.640
معتقدم این بار

00:18:07.640 --> 00:18:11.320
اجازه میده دخترش باهام ازدواج کنه

00:18:11.320 --> 00:18:15.480
اجازه میده دختر کوچیکش با دوستش او یانگشیو ازدواج کنه

00:18:15.480 --> 00:18:19.730
اینطوری نیست که برام نقشه کشیده باشه، او یانگشیو بارها برای آزمونها ثبت نام کرده

00:18:19.730 --> 00:18:22.010
این هرج و مرج داماد پیدا کردن بعد آزمون ها

00:18:22.010 --> 00:18:24.010
!باید ردشون کنم

00:19:02.630 --> 00:19:06.320
<i>(عمارت سائو)</i>

00:19:07.230 --> 00:19:09.310
چرا چینگرو و یوهو هنوز نیومدن؟

00:19:09.310 --> 00:19:12.360
چینگرو آخرین بار ازم خواست بهش یاد بدم شراب درست کنه

00:19:12.360 --> 00:19:15.180
پدرم نفر اول آزمون وانگ گونگچن رو دعوت کرده

00:19:15.180 --> 00:19:17.600
که برای گفتگو درمورد شعر و نثر به خونمون بیاد

00:19:17.600 --> 00:19:22.870
<i>ولی درواقع میخوان مقدمات ازدواج خواهر سومم رو درست کنن</i>

00:19:22.870 --> 00:19:26.170
<i>و معلومه که خواهرم باید میموند و نگاه میکرد</i>

00:19:26.170 --> 00:19:29.860
و پنجمین خواهرمم همیشه همراه اونه

00:19:29.860 --> 00:19:32.000
پس اونم همراش مونده

00:19:32.000 --> 00:19:35.080
وانگ گونگچن فقط نوزده سالشه

00:19:35.080 --> 00:19:38.880
شنیدم جوانترین نفر اول آزمون توی سلسله ـمونه

00:19:38.880 --> 00:19:41.430
<i>نمیدونم چه شکلیه</i>

00:19:41.430 --> 00:19:42.990
خیلی نگرانش نباش

00:19:42.990 --> 00:19:45.110
مطمئنم به اندازه سو زیمی خوش چهره نیست

00:19:45.110 --> 00:19:47.980
چرا با اون مقایسه ـش میکنی؟
[ دختر دو یان، دو یوهنگ ]

00:19:47.980 --> 00:19:50.220
اون نفر اول فارغ التحصیلاست

00:19:50.220 --> 00:19:52.050
..اون

00:19:52.670 --> 00:19:55.280
وقتی آزمون میداده

00:19:55.280 --> 00:19:57.950
احتمالا حتی پیش نویس هم نمینویسه

00:19:57.950 --> 00:20:00.180
درسته ولی بازم قبول نشد

00:20:00.180 --> 00:20:03.460
!میتونی از عمو دو بخوای همه رتبه برتر ها رو بهت هدیه بده

00:20:03.460 --> 00:20:07.060
برو بابا، کی اونا رو خواست؟

00:20:08.150 --> 00:20:11.010
ولی تو به سو زیمی اهمیت میدی

00:20:12.080 --> 00:20:14.570
اگه اون قبول بشه باهاش ازدواج میکنی

00:20:14.570 --> 00:20:17.820
اگرم قبول نشه تو همراهش میمونی

00:20:17.820 --> 00:20:19.490
!تو

00:20:20.840 --> 00:20:22.730
!زبون تیزی داری

00:20:22.730 --> 00:20:26.400
میبینم چطور شوهرت بدبخت میشه

00:20:26.400 --> 00:20:30.880
شوهر آینده ـم خودش رو وقف جاودانه شدنش کرده. مطمئنم بسیار فرد آرامی ـه

00:20:30.880 --> 00:20:37.020
چه از نظرش نرم و لطیف باشم چه زبون تیزی داشته باشم اهمیتی نمیده

00:20:37.020 --> 00:20:40.290
قرار این ازدواج از زمان پدربزرگاتون گذاشته شده

00:20:40.290 --> 00:20:42.560
حتی اون موقع بدنیا نیومده بودی

00:20:42.560 --> 00:20:45.250
الان اون فقط میخواد راهب بشه
<i>[ دختر یان شو, یان شینگسو]</i>

00:20:45.250 --> 00:20:49.390
پدرمادر نمیتونن این ازدواج رو رد کنن؟

00:20:49.390 --> 00:20:51.940
<i>با پیشینه، استعداد و چهره دانشو</i>

00:20:51.940 --> 00:20:54.830
!هرکی باهاش ازدواج کنه خوشبخت میشه

00:20:54.830 --> 00:20:58.450
ولی اون لی ژن؟ اون فقط به تزکیه برای موجودی آسمانی تر شدن فکر میکنه
(تزکیه : پاک کردن نفس)

00:20:58.450 --> 00:21:00.730
چرا اصلا ازدواج کرده؟

00:21:01.360 --> 00:21:04.250
نمیخواست ازدواج کنه

00:21:04.250 --> 00:21:08.190
پدرمادرش مجبورش کردن

00:21:08.190 --> 00:21:12.040
فراموشش کنین. حداقل کسی که داره تزکیه میکنه خشن و بد دهن نیست

00:21:12.040 --> 00:21:14.730
و در بدترین حالت به من بی محلی میکنه

00:21:14.730 --> 00:21:20.290
درواقع عالیه. درهرحال که نمیتونستم با کسی که دوسش دارم ازدواج کنم

00:21:20.290 --> 00:21:21.360
<i>[ دختر شوئه کوی، شوئه یوشی]</i>

00:21:21.360 --> 00:21:24.500
با کسی که دوسش داری ازدواج نمیکنی؟

00:21:26.500 --> 00:21:31.160
منظورت اینه که یکیو داری؟

00:21:35.080 --> 00:21:37.780
امکان نداره

00:21:37.780 --> 00:21:40.450
ما با هم بزرگ شدیم

00:21:40.450 --> 00:21:43.630
!تاحالا ندیدم از یکی خوشت بیاد

00:21:43.630 --> 00:21:47.500
اگه از کسی خوشت میاد میتونی به ارباب بگی

00:21:47.500 --> 00:21:50.880
شاید با اون ازدواج مخالفت کرد

00:21:51.970 --> 00:21:56.100
من کسیو دوست ندارم کجا بود اصن؟

00:21:59.300 --> 00:22:04.170
اگه باشه، باید توی آسمون باشه

00:22:04.170 --> 00:22:06.810
حتی نمیتونم بهش دست بزنم

00:22:07.990 --> 00:22:13.530
"خورشید از شرق طلوع میکنه و به کل فوسانگ میتابه"
(از مجموعه اشعار جیوگ - نُه شعر)

00:22:25.500 --> 00:22:27.220
زود باش زود باش

00:22:34.270 --> 00:22:35.980
شاهزاده ششم

00:22:37.520 --> 00:22:39.110
عجله کن

00:22:47.140 --> 00:22:49.750
<i>(میائو شین هه)</i>

00:22:54.950 --> 00:22:59.320
<i>[ اولین سال دوران مینگدائو - (سال 1032 چینی)]</i>

00:22:59.320 --> 00:23:03.500
<i>[ صلح دوردست]</i>

00:23:11.060 --> 00:23:14.970
!عجله کن! به مباشر رن اطلاع بدین. میخوام ملکه مادر رو ببینم

00:23:21.120 --> 00:23:24.630
ملکه مادر، اگرچه لی شان رونگ  از بیماری بی حسی قفسه سینه رنج میبرن

00:23:24.630 --> 00:23:27.540
ولی من همیشه ایشونو با درمان های زیاد درمان میکردم

00:23:27.540 --> 00:23:31.050
<i>!ولی این دفعه، بیماری یهویی حمله کرده و ایشون غش کردن</i>

00:23:31.050 --> 00:23:34.520
<i>دکتر دربار وانگ و من راه های متنوعی رو امتحان کردیم</i>

00:23:34.520 --> 00:23:36.800
<i>ولی نتونستیم شان رونگ لی رو بهوش بیاریم</i>

00:23:36.800 --> 00:23:42.780
الان فقط با جینسینگ هزار ساله زنده نگهش داشتیم
من نالایقم

00:23:42.780 --> 00:23:46.600
ملکه مادر باید منو مجازات کنن

00:23:54.220 --> 00:23:58.050
امروز دربار سلطنتی دستور جدیدی میده

00:23:58.840 --> 00:24:03.380
اجازه میدم شان رونگ لی به عنوان صیغه درباری چن معرفی بشه

00:24:04.170 --> 00:24:05.810
شوژونگ

00:24:05.810 --> 00:24:06.990
بله

00:24:06.990 --> 00:24:10.690
به سالن فانینگ برو و به عالیجناب اطلاع بده

00:24:10.690 --> 00:24:12.550
چشم

00:24:12.550 --> 00:24:16.120
شان رونگ لی امپراطور قبلی بشدت بیمارن

00:24:17.120 --> 00:24:20.950
تحت درمان شدیدی هستن ولی ترس زنده نموندنش هست

00:24:22.150 --> 00:24:25.030
<i>من و اون سالها همدیگه رو دوست داشتیم</i>

00:24:25.030 --> 00:24:27.780
الان احساس وحشت دارم

00:24:30.390 --> 00:24:32.330
جلسه سال جدید

00:24:32.330 --> 00:24:36.490
این رویداد همه ساله با حضور ملل مختلف برگزار میشه و نباید خللی در برگزاریش بوجود بیاد

00:24:36.490 --> 00:24:42.690
امروز، امیدورام عالیجناب بتونن تنهایی برگزارش کنن

00:24:43.790 --> 00:24:46.490
من نمیتونم برم

00:24:49.680 --> 00:24:54.320
این.. دقیقا همینا رو به عالیجناب بگم؟

00:24:56.910 --> 00:25:02.240
فکر میکنی.. جایی رو اشتباه گفتم؟

00:25:02.240 --> 00:25:04.120
چرا اشتباه باشه؟

00:25:04.120 --> 00:25:07.090
الان به سالن فانینگ میرم و مو به موی حرفاتونو میگم

00:25:07.090 --> 00:25:09.160
به عالیجناب گزارش کامل میدم

00:25:26.800 --> 00:25:30.830
عالیجناب، مباشر رن درخواست ملاقات برای موضوعی فوری رو داره

00:25:34.570 --> 00:25:38.800
عالیجناب -
ملکه مادر راهنمایی جدیدی دارن؟ -

00:25:40.160 --> 00:25:43.330
ملکه مادر فرمودن در رویداد دربار سال جدید

00:25:43.330 --> 00:25:45.330
حضور پیدا نمیکنن

00:25:48.150 --> 00:25:49.970
اتفاقی افتاده؟

00:25:53.970 --> 00:25:56.960
شان رونگ لی بشدت بیمارن

00:26:03.970 --> 00:26:06.000
<i> هیئر چی میخوای؟</i>

00:26:06.000 --> 00:26:08.460
میخوام شاهزاده ششم رو همراهی کنم

00:26:10.030 --> 00:26:12.360
برو و همراهیش کن

00:26:12.360 --> 00:26:15.050
به یه نفر برای همراهی نیاز داره

00:26:15.550 --> 00:26:21.340
اینطوریه که اگه امروز برای مدتی کوتاه همراهیش کنی

00:26:21.340 --> 00:26:24.720
میتونی توی زندگی هم همراهیش کنی؟

00:26:55.420 --> 00:26:59.730
در جلسه دربار سال جدید. همه ملت ها حضور دارن

00:26:59.730 --> 00:27:02.330
نباید خللی در برگزاریش بوجود بیاد

00:27:03.610 --> 00:27:05.720
جلسه دربار سال جدید

00:27:05.720 --> 00:27:08.930
همه ملت ها حضور دارن

00:27:08.930 --> 00:27:11.600
نباید خللی در برگزاری بوجود بیاد

00:27:15.280 --> 00:27:17.200
عالیجناب

00:27:28.140 --> 00:27:30.060
تاجمو بذارین

00:28:10.400 --> 00:28:11.780
<i>تعظیم کنید</i>

00:28:11.780 --> 00:28:14.580
<i>[ تدبیر ابدی ]</i>

00:28:35.020 --> 00:28:39.100
ادای احترام به شاهزاده جینگ

00:28:54.700 --> 00:28:57.280
<i>به محض بدنیا امدن عالیجناب </i>

00:28:57.280 --> 00:29:00.700
<i> لانهویی قبل از اینکه از اتاق لیو بیرون بره</i>

00:29:00.700 --> 00:29:06.220
<i>هرگز نتونست بچه خودشو در آغوش بگیره</i>

00:29:06.220 --> 00:29:11.190
<i> و عالیجناب وارث بزرگ آواز عالی ای شدن که در لیو بدنیا اومد </i>

00:29:11.190 --> 00:29:15.480
<i> در حالیکه لانهویی فقط یک خدمتکار ساده قصر بود </i>

00:29:15.480 --> 00:29:18.250
<i> که هیچ ارتباطی با شاهزاده جوان نداشت </i>

00:29:19.040 --> 00:29:22.580
<i>روزی که عالیجناب به تخت نشتن اون مثل بقیه همسران و صیغه ها بود</i>

00:29:22.580 --> 00:29:24.970
<i>!اون به شما ادای احترام کرد </i>

00:29:25.710 --> 00:29:28.260
<i>معنی فضیلت احترام به پدر و مادر چیست؟</i>

00:29:28.260 --> 00:29:32.030
<i>کنفوسیوس گفته تا زمانی که والدین زنده ان باهاشون با نهایت ادب برخورد کنین</i>

00:29:32.030 --> 00:29:36.820
<i>زمانی که مُردن با نهایت ادب دفنشون کنین و با نهایت ادب براشون قربانی کنین</i>

00:30:14.700 --> 00:30:17.900
<i>امپراطور جام دوم شراب رو بالا ببرن</i>

00:30:20.160 --> 00:30:23.530
<i>!شهد شیرین رو براشون آماده کنین</i>

00:30:54.500 --> 00:30:57.930
عالیجناب به ما اجازه نزدیک شدن ندادن و من از دور منتظر بودم
(یانگ هواایمین)

00:30:57.930 --> 00:31:01.830
دیدم که عالیجناب بعد از دو زمان چایی اصلا تکون نخوردن
(هر زمان چایی برابر با سی دقیقه ست)

00:31:01.830 --> 00:31:05.860
<i>من خیلی نگران بودم و جرئتمو جمع کردم که به بالای پل برم</i>

00:31:05.860 --> 00:31:09.940
فقط دو قدم رفتم که عالیجناب فریاد زدن بایست

00:31:09.940 --> 00:31:12.260
<i>..میخواستم دلیلمو توضیح بدم</i>

00:31:12.260 --> 00:31:14.920
اما اعلیحضرت اجازه ندادن

00:31:14.920 --> 00:31:18.150
بطری شراب شیشه ای نزدیکشون رو به طرف من انداختن

00:31:18.150 --> 00:31:21.580
<i>گفتن اگه کسی جرئت داره یه قدم دیگه به پل نزدیک بشه</i>

00:31:21.580 --> 00:31:24.270
<i>خودشون رو توی رودخونه میندازن</i>

00:31:24.270 --> 00:31:26.300
عالیجناب، تمام این سالها

00:31:26.300 --> 00:31:30.160
مهم نبود خدمتکارا چه اشتباهی میکردن ایشون هیچوقت با ما بدرفتاری نمیکردن

00:31:30.160 --> 00:31:34.640
ولی من اونقدر باعث عصبانیت عالیجناب شدم که اونطوری با عصبانیت به طرفم چیزی پرت کردن

00:31:34.640 --> 00:31:38.470
بخاطر همین اگه منو توی دریاچه ای یخ زده بندازین تا غذای ماهی ها بشم لیاقتشو دارم

00:31:38.470 --> 00:31:42.120
<i>...من فقط نگرانم و میترسم که</i>

00:31:42.690 --> 00:31:45.570
!ملکه مادر، من میرم شاهزاده ششم رو ببینم

00:31:45.570 --> 00:31:49.360
<i>پس پای چیزی که صبح ازت پرسیدم میمونی؟</i>

00:32:02.300 --> 00:32:06.140
ملکه مادر، نزدیک آب هوا سرده

00:32:06.140 --> 00:32:08.020
شاهزاده ششم از بچگی ضعیف بودن

00:32:08.020 --> 00:32:12.190
دوساعته که اونجاست و مریض میشه

00:32:22.930 --> 00:32:27.550
این دستوریه که شان رونگ لی رو صیغه چن میکنه

00:32:27.550 --> 00:32:29.480
<i>چنگ لین اینو نوشته</i>

00:32:29.480 --> 00:32:34.330
لو یی جیان و یان شو هردو بهش اضافه شدن

00:32:34.330 --> 00:32:36.780
<i>و منم بهش چند کلمه ای اضافه کردم</i>

00:32:37.700 --> 00:32:40.130
باید الان اعلام بشه

00:32:40.130 --> 00:32:42.440
همین الان به بایگانی بفرستینش

00:32:42.440 --> 00:32:45.380
و آخر شب یه مقبره یونگ جینگ ببرینش

00:33:01.600 --> 00:33:06.950
شان رونگ لی درخدمت امپراطور قبلی بود

00:33:08.300 --> 00:33:13.600
هماهنگی مهربانی ولطافت ایجاد میکرد

00:33:14.630 --> 00:33:17.390
<i>نمادی از یک شاهین بود</i>

00:33:19.370 --> 00:33:22.580
<i>قطب نمای عدالت بود</i>

00:33:24.110 --> 00:33:28.600
در رفتار و گفتارش آرام و محتاط بود

00:33:30.750 --> 00:33:36.350
ملکه مادر، شینگهه التماس میکنه که اجازه بدین برای شاهزاده ششم کت خزدار ببره ،

00:33:36.350 --> 00:33:38.330
خدمه میترسن که مجازات بشن

00:33:38.330 --> 00:33:41.520
ولی شینگهه نمیترسه که بعنوان غذای ماهی به دریاچه انداخته بشه

00:33:43.810 --> 00:33:46.340
کنار اون دریاچه چادر هست

00:33:47.470 --> 00:33:51.000
عالیجناب زمانی که خیلی جوان بودن اونجا رفتن

00:33:52.490 --> 00:33:55.590
<i>  داژونگ شیانگفو هشتمین سال دوران
(امپراطور ژنگ زونگ  - سال 1015چینی)
عصر سال نو</i>

00:33:55.590 --> 00:33:58.150
امپراطور قبلی ناگهانی حس و حال اینو پیدا کرد

00:33:58.150 --> 00:34:02.460
که شاهزاده ششم رو برای دیدن آتیش بازی به چادر کنار دریاچه ببره

00:34:02.460 --> 00:34:04.640
<i>کسانی که همراهیشون کردن بانو لی و</i>

00:34:04.640 --> 00:34:07.700
و شاهدخت کوچکی که بدنیا اورده بود

00:34:08.620 --> 00:34:11.760
اون روز توی زندگی عالیجناب

00:34:12.620 --> 00:34:15.330
روزیه که از همیشه بیشتر نزدیک اون بود

00:34:15.330 --> 00:34:19.110
و زمانی که اون دونفر باهم سپری کردن

00:34:19.110 --> 00:34:23.820
<i>آتیش بازی رو با هم نگاه کردن و شاهدخت کوچیک گرسنه شد</i>

00:34:23.820 --> 00:34:28.740
پس خوراکی ای که شخصا برای شاهدخت درست کرده بود رو اورد که بخوره

00:34:28.740 --> 00:34:33.950
شاهدخت با خوشحالی میخورد و عالیجناب هم هوس یه لقمه کردن

00:34:35.410 --> 00:34:40.320
ولی اون از بچگی آداب رو نمیدونست و بدون اجازه خورد

00:34:41.070 --> 00:34:46.560
<i>بانو لی سر به زیر و خوش برخورده</i>

00:34:46.560 --> 00:34:49.820
<i>و در رفتار و گفتارش محتاطه</i>

00:34:49.820 --> 00:34:54.130
اگه امپراطور قبلی و من اجازه نمیدادیم که اونا رو بهشون نده

00:34:55.410 --> 00:34:58.730
جرئت اینو نداشت که خوراکی ای که خودش درست کرده رو

00:34:59.590 --> 00:35:03.400
به ولیعهدی که خودش بدنیا اورده بده

00:35:19.000 --> 00:35:20.960
ملکه مادر

00:35:24.160 --> 00:35:26.540
هیئر ذهن خودشو رو جم وجور کرده

00:35:29.020 --> 00:35:32.310
شاهزاده ششم رو برای همیشه همراهی میکنم

00:35:36.430 --> 00:35:42.140
 به یکی از زنان قصر که بدون لذت زندگی میکنن تبدیل میشم

00:36:09.300 --> 00:36:11.600
نیا جلو -
شاهزاده ششم -

00:36:13.040 --> 00:36:17.250
<i>شاهزاده ششم، بریم خونه</i>

00:36:32.600 --> 00:36:37.600
<i> نمیخوای هیئر به یکی از هزاران زن قصر تبدیل بشه  </i>

00:36:37.600 --> 00:36:41.890
<i>و برای همیشه در قصر زندانی بشه. درک میکنم</i>

00:36:42.850 --> 00:36:48.490
با اینحال اون خودشو قانع کرده

00:36:48.490 --> 00:36:51.190
الان یه فرمان درباری نمیتونه عوض بشه

00:36:51.190 --> 00:36:55.450
<i>(دایه ژائو ژن، بانو شو)</i>

00:36:59.700 --> 00:37:04.100
اون بشدت مریض بود و من نمیتونستم برم ببینمش

00:37:05.010 --> 00:37:07.770
حتی نتونستم یه بار مادر صداش بزنم

00:37:13.100 --> 00:37:15.960
<i>این سالها همش به خودم میگفتم </i>

00:37:15.960 --> 00:37:21.630
"عجله ای نیست. صبر کن. آروم پیش برو"

00:37:21.630 --> 00:37:24.460
یه روز بالاخره به قدرت میرسم

00:37:25.740 --> 00:37:28.340
میارمش اینجا

00:37:28.340 --> 00:37:33.030
همه چیزایی که باید داشته باشه و الان ازش گرفته شده
همه رو بهش برمیگردونم

00:37:34.020 --> 00:37:37.200
فداکاری هایی که مدیونش هستم رو جبران میکنم

00:37:38.260 --> 00:37:40.000
..ولی

00:37:42.720 --> 00:37:45.900
الان دیگه فرصتی برای انجامشون دارم

00:38:04.700 --> 00:38:07.360
شاهزاده ششم، هنوز سردتونه؟

00:38:07.360 --> 00:38:10.360
سرده. سرده

00:38:17.450 --> 00:38:19.960
عموی هشتم بهم گفت

00:38:20.790 --> 00:38:24.630
وقتی داریم از چادر کنار دریاچه آتیش بازی رو نگاه میکنیم اونم اونجاست

00:38:25.570 --> 00:38:30.860
ولی من فقط یادمه پدرم ازم خواست یه شعر بنویسم

00:38:30.860 --> 00:38:33.740
عمو و ملکه هر دو گفتن خوبه

00:38:33.740 --> 00:38:36.830
ملکه ـش گفت قافیه ها قابل قبولن

00:38:37.370 --> 00:38:39.990
هیچ خاطره ای ازش ندارم

00:38:43.270 --> 00:38:48.100
بخاطر همین به اون پل رفتم تا ببینم خاطره ای یادم میاد یا نه

00:38:49.120 --> 00:38:51.090
ولی بازم چیزی یادم نیومد

00:38:54.670 --> 00:38:56.350
یه سینی آتیش دیگه اضافه میکنم

00:38:56.350 --> 00:38:59.720
!نه، نرو

00:39:38.900 --> 00:39:40.650
بیدار شدی؟

00:39:43.330 --> 00:39:46.190
هنوزم سردتونه شاهزاده ششم؟

00:39:46.190 --> 00:39:47.970
سردم نیست

00:39:49.950 --> 00:39:51.600
درد داشت؟

00:40:01.400 --> 00:40:04.580
...هیئر ببخشید من

00:40:08.830 --> 00:40:10.480
شاهزاده ششم

00:40:12.370 --> 00:40:14.970
الان من زن شما ام

00:40:16.150 --> 00:40:20.380
میدونم تواناییام محدوده

00:40:20.380 --> 00:40:23.030
ولی تا زمانی که بتونم شما رو همراهی کنم

00:40:23.540 --> 00:40:25.600
برام مهم نیست چیزی نداشته باشم

00:40:38.200 --> 00:40:40.650
تو خونواده منی

00:40:40.650 --> 00:40:43.260
همیشه خونواده منم میمونی

00:40:50.260 --> 00:40:54.090
<i>[ عمارت سائو ]</i>

00:40:54.090 --> 00:40:56.910
خانواده شوهر آیندت خبری فرستادن

00:40:56.910 --> 00:40:59.820
داماد بیماری پوستی گرفته و نمیتونه توی هوای سرد باشه

00:40:59.820 --> 00:41:05.030
<i>بخاطر همین همراه عروس فردا برادر کوچیکتر دوماده تا بهت برای ورود به خونشون خوش آمد بگه</i>

00:41:05.030 --> 00:41:07.280
<i>میخوام با پدرت حرف بزنم</i>

00:41:07.280 --> 00:41:10.190
اگه حال داماد خوب نیست خب چرا تاریخ رو عوض نمیکنن
<i> [ مادر سائو ]</i>

00:41:10.190 --> 00:41:14.590
مامان نیازی نیست تاریخ رو عوض کنیم. من همونطور که قول دادم عروسی رو تموم میکنم

00:41:16.720 --> 00:41:21.690
خودش نمیاد تورو همراهی کنه؟ بنظرم بیماری پوستی هم الکیه

00:41:21.690 --> 00:41:23.480
<i>اون نمیخواد ازدواج کنه</i>

00:41:23.480 --> 00:41:27.660
!کل روز به این فکر میکنه که چطور جادوگر بشه

00:41:28.150 --> 00:41:31.190
اگه مجبورش کنم بیاد منو همراهی کنه اونوقت شوهر خوبی میشه؟

00:41:31.190 --> 00:41:34.730
کنار هم هماهنگ و بچه هایی پشت سرمون؟

00:41:36.070 --> 00:41:39.490
ولی چون قانونا این ازدواج رو میخواد

00:41:39.490 --> 00:41:42.150
باید توی آماده سازیش وسواس بخرج بدن

00:41:42.150 --> 00:41:44.530
<i>!و برای پیدا کردن مسیر مناسب کلی تحقیق کنن</i>

00:41:44.530 --> 00:41:47.540
<i>!حداقل مجبورش کن برای عروسی همراهیت کنه</i>

00:41:47.540 --> 00:41:51.440
!برای بردن عروس به خونه جایگزین میفرسته؟  این دیگه چه وضعیه

00:41:52.650 --> 00:41:55.800
مهم نیست چیه، من نمیخوام عمارت سائو روی حرفشون حرفی بزنه

00:41:55.800 --> 00:41:58.400
نباید به خودم اجازه بدم نزاکتم از بین بره

00:42:04.520 --> 00:42:09.430
اون قدیما اگه ژنرال فقید لی جونش رو برای عبور از مانع به خطر نمینداخت

00:42:09.430 --> 00:42:12.200
پدربزرگ توی جنگ کشته میشد و خانوادش نابود میشد

00:42:12.200 --> 00:42:14.590
اینطوری ما هم شکوه عمارت سائو رو نداشتیم

00:42:14.590 --> 00:42:17.160
یه شخص نمیتونه بزنه زیر حرفش

00:42:17.160 --> 00:42:21.560
تو. وقتی برای اولین بار بفهمی که شوهر آیندت داره خودشو برای جاویدان شدن آماده میکنه

00:42:21.560 --> 00:42:25.980
منو سرزنش میکنی که چرا این ازدواج رو برات ترتیب دادم

00:42:29.220 --> 00:42:31.950
پدر منو بخاطر درس خوندن چند سالی به انجمن اُدَبا فرستاد

00:42:31.950 --> 00:42:34.540
و الان من برخی از چیزا رو درک میکنم

00:42:34.540 --> 00:42:38.100
ارباب یان و ارباب فان همیشه با شاگردا موقع نوشیدن چایی بحث میکنن

00:42:38.100 --> 00:42:42.600
چیزی که اونا بیشتر از همه میگن اینه که زندگی بین آسمان و زمین جریان داره

00:42:50.700 --> 00:43:30.700
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:30.724 --> 00:45:30.724
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.