﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.820
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.150 --> 00:01:30.430
عرصه عشق

00:01:30.430 --> 00:01:33.070
"قسمت 5"

00:01:48.300 --> 00:01:52.080
یه چیزی هست که راجب توئه برادر ون شو

00:01:52.080 --> 00:01:57.550
در شیان یانگ امپراطور وارد شد و به کلمه "شیو" اشاره کرد

00:01:57.550 --> 00:02:01.510
اگه کاراکتر بالایی رو حذف کنی، کلمه "شیو" باقی میمونه

00:02:01.510 --> 00:02:05.300
درسته. باید کلمه شیو باقی بمونه

00:02:06.100 --> 00:02:08.130
لیو شیو باید امپراطور بشه

00:02:08.130 --> 00:02:11.110
برادر ون شو، تو رو با اسم لیو شیو هم صدا میزنن مگه نه؟

00:02:11.110 --> 00:02:16.510
درسته. از کجا میدونی که اون لیو شیو

00:02:16.510 --> 00:02:18.700
من نباشم؟

00:02:21.400 --> 00:02:25.790
اگه برادر ون شو میتونه امپراطور بشه، خب منم میتونم

00:02:25.790 --> 00:02:28.200
لی هوا، نمیتونی امپراطور شی

00:02:28.200 --> 00:02:31.120
اما میتونی ملکه، مادر مملکت بشی

00:02:31.120 --> 00:02:35.340
ملکه؟ دوس ندارم

00:02:35.340 --> 00:02:37.660
با اینحال برادر ون شو

00:02:37.660 --> 00:02:40.250
اگه تو امپراطور شی

00:02:40.250 --> 00:02:43.350
منم با ملکه بودن مشکلی ندارم

00:02:44.300 --> 00:02:48.650
لی هوا...جدی میگی؟

00:02:48.650 --> 00:02:51.220
حرف یه نجیب زاده اندازه هزاران طلا ارزش داره. منم نجیب زادم

00:02:51.220 --> 00:02:53.070
پس قول بده

00:02:53.070 --> 00:02:56.070
قول-
قول-

00:03:02.900 --> 00:03:06.980
لی هوا، هنوز قولمون رو یادته؟

00:03:12.100 --> 00:03:18.090
برادر سوم؟ دوباره داشتی به یین لی هوا فکر میکردی؟

00:03:18.090 --> 00:03:19.310
چی میگی تو؟

00:03:19.310 --> 00:03:23.560
فقط وقتایی که به لی هوا فکر میکنی حواست پرت میشه

00:03:24.600 --> 00:03:27.420
برادر سوم..دیگه بهش فکر نکن

00:03:27.420 --> 00:03:31.880
تو همش بهش فکر میکنی و بخاطر اون ازدواج نمیکنی، اما اون چی؟

00:03:31.880 --> 00:03:33.710
اگه به این دلیل نیست که اون از خانوادمون خوشش نمیاد چون فقیریم

00:03:33.710 --> 00:03:38.110
چرا بعد از اینکه نجاتش دادی نمیخواد تورو ببینه؟

00:03:39.100 --> 00:03:42.360
لی هوا همچین آدمی نیست-
اون دختر خانواده یین‌ عه-

00:03:42.360 --> 00:03:44.220
تو یه کشاورز اهل چان لینگ هستی

00:03:44.220 --> 00:03:47.880
از کجا میدونی اون دختر الان چجوری شده

00:03:47.880 --> 00:03:51.420
چه مصیبتی..اگه بخاطر اون نبود

00:03:51.420 --> 00:03:56.830
برادر آه یو شهرشو ول نمی‌کرد اونم بدون خبر توی این سالها

00:03:56.830 --> 00:03:59.100
یه مرد واقعی جاه طلبی و مسئولیت های زیادی داره

00:03:59.100 --> 00:04:02.770
آه یو رفت که دنیارو بگرده..تجربه خوبیه واسش

00:04:02.770 --> 00:04:05.450
نمیتونی بخاطرش لی هوا رو مقصر بدونی

00:04:08.700 --> 00:04:12.970
بوجی، میدونم آه یو به چی فکر میکنه

00:04:12.970 --> 00:04:18.220
به لی هوا فکر میکنه. با اینکه رفته دنیارو برگرده اما اگه یه روز برگرده

00:04:18.220 --> 00:04:20.750
فقط لی هوا رو دوست خواهد داشت

00:04:20.750 --> 00:04:23.010
نه کس دیگه ای رو

00:04:25.900 --> 00:04:31.750
برادر سوم. داری میگی من به خوبی لی هوا نیستم؟

00:04:34.300 --> 00:04:36.100
چی میگی؟

00:04:36.830 --> 00:04:41.560
خواهر کوچیکم دوست داشتنی،زیبا، جذاب ،بزرگوار و نجیبه

00:04:42.700 --> 00:04:45.530
تو و لی هوا هر کدوم خوبی های خودتونو دارین

00:04:45.530 --> 00:04:48.280
برادر سوم. داری سعی میکنی منو متقاعد کنی؟

00:04:48.280 --> 00:04:50.770
اگه واقعا حق با تو باشه

00:04:50.770 --> 00:04:55.390
چرا برادر آه یو اصلا منو نمیبینه؟
(آخی بچه)

00:04:57.600 --> 00:05:01.920
بوجی، تو نمیتونی احساسات رو به کسی تحمیل کنی

00:05:01.920 --> 00:05:05.060
بعضی وقتا،حتی اگه میلیون ها ویژگی خوب داشته باشی

00:05:05.060 --> 00:05:08.820
اما اگه طرفت تو رو نخواد، دیگه مهم نیست چقدر عالی و بی نقص هستی

00:05:08.820 --> 00:05:12.220
گوش بده بهم. بیخیال آه یو شو

00:05:12.220 --> 00:05:14.590
یکیو پیدا کن که واقعا قدرتو بدونه

00:05:17.200 --> 00:05:18.950
برادر سوم

00:05:19.900 --> 00:05:23.560
چرا با اینکه میدونی عشق چجوریه

00:05:23.560 --> 00:05:26.280
هنوز لی هوا رو فراموش نکردی؟

00:05:36.720 --> 00:05:39.980
برادر سوم.برادر سوم...بدبخت شدیم

00:05:39.980 --> 00:05:42.900
چیه؟ چی شده؟-
برادر بزرگ و بقیه دردسر درست کردن-

00:05:42.900 --> 00:05:47.230
قاضی داره میاد اینجا تا شما دو برادر رو بگیره..داره با سربازاش میاد تا دستگیرتون کنه

00:05:47.230 --> 00:05:52.220
برادر بزرگتر گفت ک بهتون بگم عجله کنین و تو خونه شین یه دنگ مخفی شین

00:05:58.900 --> 00:06:01.450
خیلی سبکه. میشه ازش استفاده کرد؟

00:06:01.450 --> 00:06:03.220
امتحان کن

00:06:04.400 --> 00:06:06.230
به کجا شلیک کنم؟

00:06:07.100 --> 00:06:08.700
اونجا

00:06:10.600 --> 00:06:13.660
خیلی بلنده. تیر بهش نمیرسه

00:06:13.660 --> 00:06:15.760
امتحان کن و ببین

00:06:26.000 --> 00:06:27.930
نظرت چیه؟
معرکه نیست؟

00:06:27.930 --> 00:06:31.300
از تکنیک های خانواده مو و کمان پولادی محکم غربی استفاده کردم

00:06:31.300 --> 00:06:34.420
وقتی تیر میندازی قدرتش شوکه‌ت میکنه...قدرتش ده برابر یه کمان معمولیه

00:06:34.420 --> 00:06:36.280
خواهر..تو معرکه ای

00:06:36.280 --> 00:06:39.710
با این کی میتونه به خانواده یین آسیب بزنه؟ اینو توی انبارم بازسازی میکنم

00:06:39.710 --> 00:06:42.390
چرا عجله داری؟ صبر کن اتاق کتاب طرح رو بیاره بعد برو

00:06:42.390 --> 00:06:43.270
باش

00:06:43.270 --> 00:06:46.290
خواهر.اینجایین

00:06:48.000 --> 00:06:51.390
چطوری پیداش کردی؟ برای دزدی مخفیانه وارد اتاقم شدی؟

00:06:51.390 --> 00:06:53.760
مخفیانه؟دزدی؟

00:06:53.760 --> 00:06:57.240
خواهر بزرگتر اینو برای من درست کرده. چطور جرات میکنی بخوریش؟

00:06:57.240 --> 00:06:59.280
شر و ور نگو

00:06:59.280 --> 00:07:01.820
اینو از خونه دایی دنگ چان آوردم

00:07:01.820 --> 00:07:04.470
برادر سوم، لیو شیو برای مخفی شدن به شین یه اومده

00:07:04.470 --> 00:07:06.900
اون اینو برام درست کرده

00:07:07.800 --> 00:07:09.940
لیو شیو به شین یه اومده؟
اره

00:07:09.940 --> 00:07:13.950
اومده مخفی شه؟از چی؟چه اتفاقی برای خانواده لیو افتاده؟

00:07:13.950 --> 00:07:16.090
چرا اینقد وراجی میکنی

00:07:19.400 --> 00:07:23.030
چی؟الان من اشتباهی مرتکب شدم؟

00:07:24.100 --> 00:07:26.180
نشدم

00:07:38.400 --> 00:07:42.490
خواهر کجا میری

00:07:42.490 --> 00:07:44.430
میرم خرید کنم

00:07:44.430 --> 00:07:47.640
خواهر بزرگتر میخواد بره لیو شیو رو پیدا کنه درسته؟

00:07:47.640 --> 00:07:49.700
شینگ ار...برای مدت کمی میرم بیرون

00:07:49.700 --> 00:07:53.330
نصف روز..نه دوساعته برمیگردم

00:07:53.330 --> 00:07:54.920
خواهر بزرگتر چرا گیج‌ میزنی؟

00:07:54.920 --> 00:07:58.300
از اینجا تا خونه دنگ حداقل دوساعت و نیم راهه

00:07:58.300 --> 00:08:01.870
حق با برادر بزرگتره، هر وقت راحب لیو شیو چیزی میشنوی،

00:08:01.870 --> 00:08:04.230
عجیب رفتار میکنی.نمیتونی منطقی باشی

00:08:04.230 --> 00:08:06.490
من کجام عجیبه؟

00:08:06.490 --> 00:08:10.310
افرین برادر خوب.بذار من برم زودی برمیگردم

00:08:10.310 --> 00:08:14.670
نه، برادر بزرگتر بارها بهم گفته نذارم از خونه بزنی بیرون

00:08:14.670 --> 00:08:17.050
مخصوصا نذارم ارتباطی با خانواده لیو داشته باشی

00:08:17.050 --> 00:08:21.960
برادر بزرگتر برادر بزرگتر
تو فقط به اون گوش میدی نه به من

00:08:23.700 --> 00:08:25.220
شمام میخواین جلومو بگیرین؟

00:08:25.220 --> 00:08:28.710
بانوی جوان. من باید از ارباب جوان اطاعت کنم..بابت رفتارم عذر میخوام

00:08:28.710 --> 00:08:33.490
ارباب جوان گفتن حواسم به در باشه و ازتون محافظت کنم که آسیب نبینین

00:08:37.700 --> 00:08:40.660
خواهر نمیخواد من حکومت کنم؟
یوچی الان خدمتکار خانواده یین‌ عه

00:08:40.660 --> 00:08:43.920
طبیعتا باید از من اطاعت کنه...رئیس موقت خاندان

00:08:43.920 --> 00:08:46.730
خواهر بزرگتر، لجبازی نکن

00:08:46.730 --> 00:08:48.790
سعی کن درک کنی

00:08:48.790 --> 00:08:51.540
درسته درسته.خیلی سخت بود که یه مسئولیت ثابت پیدا کنم

00:08:51.540 --> 00:08:55.020
بانوی جوان...منو در تنگنا قرار ندین و برین اتاقتون استراحت کنین

00:08:59.300 --> 00:09:01.220
برین بیرون...برین بیرون.برین بیرون

00:09:01.220 --> 00:09:03.930
همه بیرون...چشمم بهتون میخوره عصبی میشم

00:09:03.930 --> 00:09:04.900
باشه

00:09:04.900 --> 00:09:07.430
بیرون

00:09:16.300 --> 00:09:19.290
اقامتگاه خانواده یین

00:09:32.400 --> 00:09:36.270
چرا بعضی چیزا رو یادمه بعضیارو نه

00:09:41.500 --> 00:09:44.390
قول-
قول-

00:09:46.400 --> 00:09:49.290
چرا مجبور شدیم چانگ آن رو ترک کنیم؟

00:09:49.290 --> 00:09:55.790
پدر و مادر چرا مردن؟

00:10:06.900 --> 00:10:10.260
چرا برادر ون شو میخواد منو بفرسته؟

00:10:11.000 --> 00:10:15.760
چرا؟چرا هیچیو واضح به یاد نمیارم

00:10:16.800 --> 00:10:20.990
اقا، بانو خیلی سرسخته
این مرد اشراف زاده ای که میخواد ببینه کیه؟

00:10:20.990 --> 00:10:24.160
کدوم اشراف زاده؟فقط یه کشاورزه

00:10:24.160 --> 00:10:29.230
خواهر سال‌های زیادی دلتنگش بود.اما اون حتی یه بارم دنبالش نگشت

00:11:03.410 --> 00:11:06.250
تو دوست خوب لی هوا هستی.ازت یه خواهشی دارم

00:11:06.250 --> 00:11:10.710
دارم میرم دنبال مادر لی هوا بگردم ازت میخوام مراقب لی هوا باشی

00:11:10.710 --> 00:11:13.140
فردا همدیگرو توی رودخونه وی میبینیم

00:11:13.140 --> 00:11:17.510
اگه نیومدیم، معطل نکن فوری لی هوا رو به شین یه ببر

00:11:17.510 --> 00:11:20.210
به خونه پسر بزرگم یین شی ببرش

00:11:38.530 --> 00:11:42.560
پدر مادر برادر ون شو

00:11:42.560 --> 00:11:46.090
لی هوا لی هوا-
برادر ون شو-
لی هوا-

00:12:11.190 --> 00:12:13.300
چند وقته اینجوریه؟

00:12:13.300 --> 00:12:17.370
از موقعی که پدر مادرش توی رودخونه وی مردن بیهوشه

00:12:17.370 --> 00:12:20.380
اون گهگاه از خواب بیدار می شد، اما هزیون میگفت

00:12:24.260 --> 00:12:26.720
غم زیادی رو تحمل کرده

00:12:26.720 --> 00:12:29.390
غم بزرگ احساسات رو سرکوب میکنه

00:12:29.390 --> 00:12:35.040
بعد از چند روز سفرش، ذهنش قفل شده

00:12:35.040 --> 00:12:37.890
میترسم که وقتی بیدار شد خاطراتشو بیاد نیاره

00:12:37.890 --> 00:12:41.760
ممکنه قسمتی از خاطراتشو از دست بده

00:12:41.760 --> 00:12:47.600
نگران نباشین.درسته که از یه مادر نیستیم ولی هم خونیم

00:12:47.600 --> 00:12:49.500
اونا خواهر و برادرای کوچیکتر منن

00:12:49.500 --> 00:12:53.250
منم مثل مامان بابام ازشون مراقبت میکنم

00:12:53.250 --> 00:12:55.460
این پولو بگیر

00:12:55.460 --> 00:12:57.780
این...یعنی چی؟

00:12:57.780 --> 00:13:01.170
ممنون که خواهرمو آوردی خونه

00:13:01.170 --> 00:13:06.510
ولی تو خوب میدونی کارایی که مادر در چانگ آن انجام داده نباید به بیرون درز کنه

00:13:06.510 --> 00:13:09.940
به همین دلیل من باید هر نوع رابطه با تورو قطع کنم

00:13:09.940 --> 00:13:16.680
فکر میکنم توام‌ نمیخوای لی هوا زیر سایه غم مرگ پدر مادرش زندگی کنه

00:13:16.680 --> 00:13:21.350
نگران نباش.به لی هوا نمیگم چه اتفاقی افتاده

00:13:21.350 --> 00:13:24.680
توام جوری رفتار کن انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

00:13:39.330 --> 00:13:42.470
بانو،سرما خوردین؟ برم دکتر بیارم؟

00:13:42.470 --> 00:13:45.720
نمیخواد..خودت سرمو درد آوردی

00:13:48.890 --> 00:13:51.830
برو بیرون.میخوام بخوابم

00:13:52.440 --> 00:13:53.940
بله

00:14:19.770 --> 00:14:23.820
اتفاق بزرگ و بدی افتاده..باید کمکم کنی.ببین

00:14:23.820 --> 00:14:26.080
چه اتفاقی افتاده؟ منظورت این قیافه خمیر شدته؟

00:14:26.080 --> 00:14:29.360
تو راه یه فروشنده داشت گیر مو میفروخت

00:14:29.360 --> 00:14:32.070
خیلی آشنا بنظر میومد..خواستم یه نگاه بندازم.حدس بزن چیشد؟

00:14:32.070 --> 00:14:33.120
چی؟

00:14:33.120 --> 00:14:36.160
اون‌ گیره مو‌ همونی بود ک‌ خواهر قبلا استفاده میکرد

00:14:36.160 --> 00:14:37.670
گیره موی خواهر بزرگتر؟

00:14:37.670 --> 00:14:39.750
چطوری گیره موی خواهر به دست اون رسیده؟

00:14:39.750 --> 00:14:41.850
چقد تو خنگی

00:14:42.380 --> 00:14:46.640
راهزنانی که سال‌ها پیش خواهر رو دزدیدن، همه وسایل ارزشمند اونو بردن

00:14:46.640 --> 00:14:50.520
که یعنی احتمال داره اون فروشنده یکی از همون راهزنا باشه

00:14:50.520 --> 00:14:53.020
واقعا؟ چرا نگرفتیش؟

00:14:53.020 --> 00:14:54.660
البته که میخواستم بگیرمش

00:14:54.660 --> 00:14:56.970
وقتی گیره مو رو دیدم با عصبانیت بهش گفتم

00:14:56.970 --> 00:15:00.210
"چطور جرات می کنی راهزن! به مهارتام نگاه کن!". و بعد بازومو اینطوری به سمتش تکون دادم

00:15:00.210 --> 00:15:02.840
باشه باشه...بعدش چیشد؟

00:15:03.550 --> 00:15:06.080
من‌ نمیتونم با اون راهزن مقابله کنم

00:15:06.080 --> 00:15:09.430
نه تنها نتونستم بگیرمش، بلکه کتکم خوردم ازش

00:15:09.430 --> 00:15:14.530
اونا خیلی گستاخن و میگن خانواده یین مالک خونشون نیستن و دارن بدبخت میشن

00:15:14.530 --> 00:15:17.880
بخاطر همین تو فرد ضعیفی مثل منو فرستادی تا گیره رو پس بگیرم

00:15:17.880 --> 00:15:21.380
راهزنای پفیوز! قبل خواهرمو دزدیدن الانم دوستمو کتک زدن

00:15:21.380 --> 00:15:24.140
بریم.منو ببر پیشش-
وایسا.وایسا.وایسا-

00:15:24.140 --> 00:15:27.720
اگه فقط ما دوتا بریم کتک میخوریم

00:15:27.720 --> 00:15:29.870
اون خیلی قویه

00:15:29.870 --> 00:15:35.450
نظرت چیه یوچی جون و بقیه رو هم ببریم؟

00:15:35.450 --> 00:15:38.790
باشه...نباید تاخیر کنیم..بریم

00:15:40.300 --> 00:15:42.250
وایسا

00:15:45.870 --> 00:15:47.600
سریع سریع

00:15:51.670 --> 00:15:53.260
بریم

00:16:22.280 --> 00:16:23.980
کی هستی؟

00:16:26.230 --> 00:16:27.660
خودت کی هستی؟

00:16:27.660 --> 00:16:29.800
دزد! کجا میری؟

00:17:11.060 --> 00:17:13.200
میخوای فرار کنی؟
بیا اینجا ببینم

00:17:36.570 --> 00:17:38.900
یین جی چیکار میکنی

00:17:43.220 --> 00:17:45.220
پسر دایی.زن پسر دایی

00:17:45.220 --> 00:17:47.500
بوشنگ خوبی؟

00:17:48.150 --> 00:17:49.760
خوبم

00:17:50.450 --> 00:17:53.380
شوهر خواهر...میشناسیش؟

00:17:53.380 --> 00:17:55.960
...اوه بله..اون یین-
یین جی-

00:17:57.240 --> 00:18:01.600
فامیل دور یین شیابو هستم..موقتا توی خونه یین زندگی میکنم

00:18:03.830 --> 00:18:07.960
...اگه از خاندان یین هستی چرا پس زودتر

00:18:11.570 --> 00:18:14.490
چون من اکثر وقتا می‌شنوم که برادران خاندان راجب برادر بوشنگ حرف میزنن

00:18:14.490 --> 00:18:19.290
که قهرمان نان یانگ..نه کل جهانه

00:18:19.290 --> 00:18:22.580
من خیلی شمارو تحسین میکنم و میخواستم ببینمتون

00:18:22.580 --> 00:18:27.020
شنیدم که تو خونه دنگ میمونی ولی میترسیدم ظاهرم شما دو نفر رو نگران کنه.

00:18:27.020 --> 00:18:29.020
بخاطر همین اینجوری اومدم

00:18:29.020 --> 00:18:31.580
امیدوارم منو ببخشین

00:18:32.850 --> 00:18:36.590
چی برای هشدار دادن وجود داره...پس جاییکه کل خانواده هستن

00:18:36.590 --> 00:18:39.820
نگران نباشین..ما فامیلیم.چیزی نمیتونه پیوند مارو بهم بزنه

00:18:39.820 --> 00:18:44.470
رفیق، وقتیکه بخوای میتونیم باهم تمرین کنیم

00:18:44.470 --> 00:18:46.500
البته خیلی خوبه

00:18:46.500 --> 00:18:50.760
اوه درسته خواهر تو اکثر اوقات میگی یین شیبو خیلی قویه

00:18:50.760 --> 00:18:54.100
فکرشو نمیکردم که یین با این جوونی اینقدر مهارت داشته باشه

00:18:54.100 --> 00:18:57.090
در آینده، او مطمئناً یک چهره برجسته خواهد بود

00:18:57.660 --> 00:18:59.910
برادر بوشنگ ازم تعریف کرد

00:18:59.910 --> 00:19:02.830
یکم گستاخ بودم..آسیبی ندیدی درسته؟

00:19:02.830 --> 00:19:05.250
نه نه اتفاقا خیلی خوب بودی

00:19:05.250 --> 00:19:07.550
اگه مبارزه نمی‌کردیم باهم رفیق نمی‌شدیم مگه نه؟

00:19:08.400 --> 00:19:11.870
درسته..خانواده یین میدونن اینجایی؟-
نمیدونن-

00:19:11.870 --> 00:19:14.860
قایمکی اومدم بیرون

00:19:14.860 --> 00:19:16.360
چند نفرو باهات میفرستم برسوننت خونه

00:19:16.360 --> 00:19:20.560
نه مرسی..قایمکی برمیگردم

00:19:20.560 --> 00:19:23.800
اجباری نیست...اتفاقا خودمم باید یه چیزی برای خاله ببرم

00:19:23.800 --> 00:19:27.030
حالا که اینجایی میدم بهت برای خاله ببری

00:19:27.030 --> 00:19:31.120
برادر بوشنگ از دیدنت خوشحال شدم

00:19:31.120 --> 00:19:34.690
رفیق یین، بهم آسیب زدی

00:19:34.690 --> 00:19:38.470
خب نظرت چیه دفعه بعد به شراب مهمونت کنم ک از دلت دربیاد

00:19:38.470 --> 00:19:39.940
خوبه

00:19:40.540 --> 00:19:43.080
چند روز پیش پسردایی به وان چنگ رفت

00:19:43.080 --> 00:19:46.870
چان ار ازش خواست که این نامه رو به خاله برسونه

00:19:46.870 --> 00:19:49.980
برمیگردم و اینو میدم مامانم

00:19:49.980 --> 00:19:52.470
لی هوا

00:19:52.470 --> 00:19:54.180
چیشده؟

00:19:54.180 --> 00:19:56.540
اتفاقی افتاده؟

00:19:56.540 --> 00:19:58.510
نه ربطی به چان ار نداره

00:19:58.510 --> 00:20:03.650
لی هوا..بخاطر ون شو اومدی؟

00:20:06.590 --> 00:20:11.380
من...دنبال برادر ون شو هستم

00:20:11.380 --> 00:20:15.080
اما فقط میخوام راجب بچگیامون ازش یه سوال بپرسم

00:20:15.080 --> 00:20:16.810
نه چیز دیگه ای

00:20:16.810 --> 00:20:19.810
ون شو به وان چنگ رفته...چن روز دیگه میاد

00:20:19.810 --> 00:20:23.470
هر وقت اومد بهت خبر میدم بیای ببینیش

00:20:23.470 --> 00:20:25.660
برادر بزرگترم اجازه نمیده از خونه بزنم بیرون که اونو ببینم

00:20:25.660 --> 00:20:28.100
همین الانم با کلی دردسر یواشکی زدم بیرون

00:20:28.100 --> 00:20:31.830
فکر نکنم بتونم ببینمش

00:20:31.830 --> 00:20:38.330
برای بیرون اومدن این همه دردسر کشیدی، همین نشون میده اندازه برادر خنگم اشتیاق دیدنشو داری

00:20:38.860 --> 00:20:42.370
منو برای پرحرف بودنم ببخش

00:20:42.370 --> 00:20:45.890
شما دوتا منو نگران میکنین

00:20:45.890 --> 00:20:49.930
تو و ون شو از بچگی همو می‌شناختین...همین‌ باعث دلبستگی تون شده

00:20:49.930 --> 00:20:51.710
ون شو درونگراس

00:20:51.710 --> 00:20:56.300
علاوه بر اون وضعیت خانواده ما با شما قابل مقایسه نیست

00:20:56.300 --> 00:21:02.510
بخاطر همین با اینکه عمیقا عاشقته اما جرات ابرازش رو نداره

00:21:12.630 --> 00:21:16.820
مادر چیشده؟ دختر خاله تو نامه چی گفته؟

00:21:16.820 --> 00:21:21.430
چان ار گفته حالش خوبه..فقط بارداری یکم سخته

00:21:21.430 --> 00:21:23.870
خواسته که تو به وان چنگ بری و چند روزی ازش مراقبت کنی

00:21:23.870 --> 00:21:25.660
باشه الان آماده میشم

00:21:25.660 --> 00:21:27.280
بشین

00:21:32.240 --> 00:21:35.480
وقتی برادرت رفت گفت که نذاریم بری بیرون

00:21:35.480 --> 00:21:41.640
و همینطور الان بیرون درگیری و آشوبه.اینجا بمونی جات امن تره

00:21:41.640 --> 00:21:44.880
مامان دختر خاله نامه نوشته که برم پیشش ازش مراقبت کنم

00:21:44.880 --> 00:21:48.010
اگه نرم خیلی دلخور میشه

00:21:48.010 --> 00:21:51.080
براش نامه مینویسم و توضیح میدم جریانو

00:21:52.490 --> 00:21:55.490
میدونم تو و چان ار مثل خواهرین

00:21:55.490 --> 00:21:57.820
نگران اونم هستم

00:21:57.820 --> 00:22:04.330
ولی...وقتی یادم میاد شما دوتا رو دزدیدن یه ترسی به دلم میفته

00:22:04.910 --> 00:22:07.200
اگه خونه بمونی خیالم راحت تره

00:22:07.200 --> 00:22:11.590
مامان اون موقع بچه بودم و نمیدونستم چطور از خودم دفاع کنم بخاطر همین تو تله اونا افتادم

00:22:11.590 --> 00:22:15.800
الان دارم به برادر بزرگتر توی آموزش سربازا کمک میکنم و دیگه مثل قبل بی پروا نیستم

00:22:15.800 --> 00:22:17.780
و همینطور هر روز هنرهای رزمی و شمشیرزنی رو تمرین میکنم

00:22:17.780 --> 00:22:20.820
حتی اگه مهارتام خیلیم خوب نباشه اما میتونم از خودم دفاع کنم

00:22:20.820 --> 00:22:23.710
نگران نباش.اتفاقی نمیفته

00:22:23.710 --> 00:22:26.850
میدونم که مهارت داری و حواست هست

00:22:26.850 --> 00:22:33.420
اما حتی اگه من موافقت کنم برادر بزرگترت و شینگ ار موافقت نمیکنن

00:22:33.420 --> 00:22:35.320
مامان

00:22:35.320 --> 00:22:37.480
کسی نمیدونه که برادر بزرگتر کی برمیگرده

00:22:37.480 --> 00:22:42.430
و شینگ ار هم تا وقتیکه تو موافق باشی نمیتونه مخالفت کنه

00:22:43.840 --> 00:22:47.970
مامان منو و دختر خاله مدت زیادیه همو ندیدیم

00:22:47.970 --> 00:22:49.990
چیزای زیادی هست که باید براش تعریف کنم

00:22:49.990 --> 00:22:52.340
اونم همینطور

00:22:52.340 --> 00:22:57.010
و توام ک اونو میشناسی خیلی مهربون و خوش قلبه و همیشه خبرای خوب رو میگه و مسائل ناراحت کننده رو نمیگه

00:22:57.010 --> 00:23:01.020
اگه واقعا شوهرش باهاش خوب رفتار میکنه چرا از من خواسته برم و مراقبش باشم؟

00:23:01.020 --> 00:23:05.090
من‌ نگرانم که موضوع جدی تر از چیزی باشه که توی نامه گفته

00:23:06.120 --> 00:23:09.370
نگرانیت منطقیه

00:23:11.750 --> 00:23:15.910
اما هنوزم نگران امنیت توام...بیخیالش شو

00:23:16.700 --> 00:23:19.510
مامان فقط چند روز میمونم

00:23:19.510 --> 00:23:21.470
اگه حالش خوب بود برمیگردم

00:23:21.470 --> 00:23:24.120
اگه حالش خوب نبود سریعا با خودم میارمش اینجا

00:23:24.120 --> 00:23:26.040
نمیذارم که اذیت شه

00:23:26.040 --> 00:23:28.440
بذار برم

00:23:32.010 --> 00:23:35.170
باشه میذارم

00:23:35.170 --> 00:23:39.200
ولی قول بده مراقب خودت باشی

00:23:39.200 --> 00:23:43.700
میدم میدم...ممنون مامان

00:23:50.680 --> 00:23:52.510
یو

00:23:54.420 --> 00:23:57.150
میرم جاییو پیدا کنم ک لباسامو عوض کنم.منتظرم بمونین

00:23:57.150 --> 00:23:59.130
بله

00:24:11.770 --> 00:24:15.310
کلم کلم..کلم تازه

00:24:15.350 --> 00:24:18.540
بیاین و یه نگاه بندازین.کلم تازه...خیلیم ارزونه

00:24:18.540 --> 00:24:23.000
بدویین!بازرس اومده

00:24:23.000 --> 00:24:27.560
بدو بدو...سریع فرار کن

00:24:27.560 --> 00:24:32.470
زود باش زودباش..بدو

00:25:00.100 --> 00:25:02.800
از کمکت ممنونم ون شو

00:25:02.800 --> 00:25:05.910
یه‌‌گاری کامل غلات آوردی

00:25:05.910 --> 00:25:08.080
زودباش زودباش زودباش اینجا اینجا

00:25:08.080 --> 00:25:11.670
زودباش..سریع جابجاش کن

00:25:11.670 --> 00:25:13.990
برادر ون شو

00:25:14.890 --> 00:25:17.060
منو میشناسی؟

00:25:17.060 --> 00:25:19.210
لی یی جیون هستم

00:25:19.210 --> 00:25:21.830
من و پسرعموم لی تونگ چیزای زیادی راجبت شنیدیم

00:25:21.830 --> 00:25:25.360
میخواستم به خونم دعوتت کنم

00:25:25.360 --> 00:25:29.420
خیلی وقت بود دنبالت میگشتم..برادرمم خونه منتظرته

00:25:29.420 --> 00:25:32.330
برادر ون شو لطفا

00:25:32.330 --> 00:25:38.490
شما رو نمیشناسم پس نمیتونم به خونتون بیام شرمنده

00:25:41.500 --> 00:25:43.860
برادر ون شو نگران نباشین

00:25:43.860 --> 00:25:48.600
برادرم صادقانه شمارو دعوت کرده و میخواد راجب موضوعی باهاتون صحبت کنه

00:25:50.100 --> 00:25:52.760
کشور در هرج و مرجه و آماده یه سری تغییرات

00:25:52.760 --> 00:25:56.550
از قبیله نانیانگ، فقط شما و برادرتون سخاوتمند و مهربونین

00:25:56.550 --> 00:25:58.850
میتونیم راجب برنامه های عالی ای صحبت کنیم

00:26:00.500 --> 00:26:06.030
برادر لی، دستم انداختی؟ ما مردم عادی چه برنامه عالی میتونیم داشته باشیم؟

00:26:06.030 --> 00:26:08.640
....تو از نسل امپراطور گائوزو هستی. نمیخوای که

00:26:08.640 --> 00:26:12.540
من فقط میخوام کشاورزی کنم و از خانوادم مراقبت کنم.نمیدونم منظور برادر لی چیه

00:26:12.540 --> 00:26:14.170
..اما

00:26:17.200 --> 00:26:19.880
ون شو چه خوب که نرفتی

00:26:19.880 --> 00:26:23.490
خیلی ببخشید...هزینه محصولات رو اشتباه حساب کردم

00:26:23.490 --> 00:26:25.680
اوکیه..همدیگه رو خیلی خوب میشناسیم

00:26:25.680 --> 00:26:29.170
دفعه بعد ترازو رو بده من..باشه

00:26:32.750 --> 00:26:37.200
اگه راه رفتن برات سخته باید تو اتاقت استراحت کنی

00:26:37.200 --> 00:26:40.960
چرا میای بیرون؟

00:26:40.960 --> 00:26:43.470
فقط میخواستم قدم بزنم و هوا بخورم

00:26:43.470 --> 00:26:45.880
نمیخواستم شمارو ناراحت کنم

00:26:45.880 --> 00:26:47.990
خب دیگه میرم داخل

00:26:47.990 --> 00:26:50.890
...وایسا.منظورت اینه که

00:26:50.890 --> 00:26:54.140
داری میگی که من نمیذارم تو بیای بیرون؟

00:26:54.140 --> 00:26:57.300
...باعث شدی احساس کنم دارم اشتباه میکنم.باید بدونی که

00:26:57.300 --> 00:27:00.960
شوهرمون الان هیچ حسی بهت نداره

00:27:00.960 --> 00:27:03.440
اگه باردار نبودی

00:27:03.440 --> 00:27:05.570
ازت جدا میشد

00:27:05.570 --> 00:27:09.490
بانو الان بارداره و پزشک گفته که باید نور خورشید دریافت کنه

00:27:09.490 --> 00:27:13.720
برای بچش خوبه. همینطور بانو سوگلی خانوادس

00:27:13.720 --> 00:27:16.660
اون میتونه هرجایی که دلش میخواد بره

00:27:16.660 --> 00:27:19.470
تو خدمتکار گستاخ، جطور جرات میکنی جواب منو بدی

00:27:19.470 --> 00:27:22.700
فکر کنم باید فکر موندن تو این خونه رو از سرت بیرون کنی

00:27:22.700 --> 00:27:26.780
چطور یه صیغه سطح پایین به خودش اجازه میده برای معشوقه خاندان قلدری کنه؟انگار خانواده گونگ سون هیچ قوانینی ندارن

00:27:26.780 --> 00:27:31.280
این دختر دیوونه از کجا پیداش شد؟
چطور جرات میکنی تو خونه من اینا رو بگی
...یه نفر بیاد

00:27:32.300 --> 00:27:34.020
لی هوا ولش کن

00:27:34.020 --> 00:27:38.740
نه فقط معشوقه خاندان، تو حتی باید یانژی رو بانو خطاب کنی

00:27:38.740 --> 00:27:42.760
صیغه حقیری مثل تو چطور جرات میکنه اینقدر متکبرانه رفتار کنه؟
فکر کنم خانواده شین یه دنگ مارو یادت رفته

00:27:42.760 --> 00:27:46.620
درد میکنه! برو شوهرمون رو بیار..اگه پسرخاله اینجا باشه خیلی بهتره

00:27:46.620 --> 00:27:51.170
یه صیغه حقیر چطور میتونه اینقدر مغرورانه رفتار کنه؟
می‌توان ازش بپرسم تورو چطوری تنبیه میکنه

00:27:51.170 --> 00:27:54.530
بله بله مراقب حرفام نبودم و شمارو ناراحت کردم بانو

00:27:54.530 --> 00:27:57.690
بذارین برم بانو
باید از دختر خالم معذرت خواهی کنی

00:27:57.690 --> 00:28:01.210
بله بله همش تقصیر من بود

00:28:01.210 --> 00:28:03.460
جلوی معشوقه خودتو "من" خطاب میکنی؟

00:28:03.460 --> 00:28:08.220
بله بله من یه صیغه حقیرم که نمیدونم باید چجوری با خواهر بزرگترم رفتار کنم

00:28:08.220 --> 00:28:10.380
لطفا ناراحت نشین و بذارین برم

00:28:10.380 --> 00:28:13.420
بذارین برم..دیگه تکرار نمیکنم

00:28:13.420 --> 00:28:17.550
لی هوا بذار بره

00:28:17.550 --> 00:28:21.670
بخاطر دختر داییم ولت میکنم اگه دوباره تکرار بشه

00:28:21.670 --> 00:28:25.690
قلم دستتو میشکونم

00:28:25.690 --> 00:28:28.550
گمشو برو

00:28:31.500 --> 00:28:34.400
لی هوا..بالاخره اومدی..خیلی دلم برات تنگ شده بود

00:28:34.400 --> 00:28:37.600
دختر خاله، خاندان دنگ یه خاندان اسم و رسم دار هستن

00:28:37.600 --> 00:28:40.000
خاندان گونگ سون فقط ثروتمند هستن

00:28:40.000 --> 00:28:43.250
تو همسر رسمی این خانواده ای، جرا میذاری بهت بی ادبی کنن؟

00:28:43.250 --> 00:28:47.730
اگه امروز این اتفاقو نمیدیدم نمیتونستم باور کنم که چقدر اذیت میشی

00:28:47.730 --> 00:28:50.360
اون اذیتم نمیکنه

00:28:50.360 --> 00:28:53.090
فقط امروز اینجوری شد

00:28:53.090 --> 00:28:56.260
خانوم، از بانو خودتو مخفی نکن

00:28:56.260 --> 00:29:01.340
بانو شما نمیدونین از وقتیکه خانوم ازدواج کردن روزای شادی نداشتن

00:29:01.340 --> 00:29:04.900
اوایل ارباب بهشون احترام میذاشت

00:29:04.900 --> 00:29:09.120
اما خیلی زود ازشون فاصله گرفت

00:29:09.120 --> 00:29:12.100
بعدش دوتا صیغه گرفت و به بانو بی توجهی میکرد

00:29:12.100 --> 00:29:15.360
اگه بانو باردار و از خاندان دنگ نبود

00:29:15.360 --> 00:29:18.200
هیچ جایی در خاندان گونگ سون نداشت

00:29:18.200 --> 00:29:20.090
یانژی بسه

00:29:20.090 --> 00:29:24.590
دختر خاله چرا به برادرت نگفتی؟ مطمئنم که ازت حمایت میکرد

00:29:24.590 --> 00:29:27.360
یانژی ازت خواستم که با دختر خاله باشی و ازش مراقبت کتی

00:29:27.360 --> 00:29:30.340
چرا این قضایا چیزی نگفتی بهم؟
...بانو

00:29:30.340 --> 00:29:33.740
سرزنشش نکن.من نذاشتم چیزی بهت بگه

00:29:33.740 --> 00:29:37.170
میگن دختر متاهل مثل آب ریخته شده س

00:29:37.170 --> 00:29:40.860
نمیخواستم برادرم نگران شه و مشکل درست کنه

00:29:40.860 --> 00:29:45.390
تازه پیشنهاد خودم بود که اون دوتا صیغه رو بگیره

00:29:45.400 --> 00:29:49.500
دختر خاله
_لی هوا..بیخیال.ما مدت زیادیه همو ندیدیم

00:29:49.500 --> 00:29:53.820
بریم داخل صحبت کنیم

00:29:57.700 --> 00:30:00.190
داره تکون میخوره

00:30:00.190 --> 00:30:03.050
خواهرزادم داره بهم میگه سلام خاله

00:30:04.400 --> 00:30:06.760
...میگن بچه توی رحم

00:30:06.760 --> 00:30:09.420
احساسات مادر رو دریافت میکنه

00:30:09.420 --> 00:30:13.150
من مادر بدرد نخوریم که میذارم بچم اذیت شه

00:30:13.150 --> 00:30:16.690
اما دیدن تو باعث خوشحالی من و بچه شد

00:30:16.690 --> 00:30:21.360
بخاطر همین باید بخاطر بچه خوشحال باشی

00:30:22.200 --> 00:30:26.790
...خوشحال.اما

00:30:28.200 --> 00:30:30.590
چیزی واسه خوشحالی ندارم

00:30:30.590 --> 00:30:33.130
چرا نداری. داری مامان میشی

00:30:33.130 --> 00:30:36.700
بعد از اینکه بدنیا بیاد دیگه تنها نیستی

00:30:37.900 --> 00:30:42.320
اره بخاطر بچه خوشحالی دارم

00:30:42.320 --> 00:30:45.660
باید ادامه بدم

00:30:47.500 --> 00:30:50.320
شوهرت پدر این بچه س

00:30:50.320 --> 00:30:54.630
علاوه بر این، اون شخصا ازت خواستگاری کرد. چطور میتونه اینقدر باهات بد رفتار کنه؟

00:30:54.630 --> 00:30:58.350
واقعا ذره ای محبت زن و شوهری بینتون نیست؟

00:30:58.350 --> 00:31:02.840
بخاطر این با من ازدواج کرد چون خانواده هامون بهم میخورن و می‌خواست با یه خانواده خوب وصلت کنه

00:31:02.840 --> 00:31:06.260
اون باهام نه خوبه نه بد، وقتی اومدم اینجا

00:31:06.260 --> 00:31:08.220
یکم بهم محبت میکرد

00:31:08.220 --> 00:31:12.140
با این‌حال وقتی دید من سردم، اونم بسرعت علاقشو از دست داد

00:31:12.140 --> 00:31:15.650
ولی خوب شد. الان خیلی راحتم

00:31:16.700 --> 00:31:19.690
با اینحال تو بزودی مادر میشی

00:31:19.690 --> 00:31:23.300
در آینده اتفاقات شگفت انگیزتری میفته

00:31:23.300 --> 00:31:28.290
من از زمانی که با خانواده گونگ سون ازدواج کردم، به بعد فکر نکردم.بهش فکر نکردم

00:31:28.290 --> 00:31:31.200
چطور میتونی فکر نکنی.تو الان مادر بچه ای

00:31:31.200 --> 00:31:33.940
باید به بچت فکر کنی. نباید بذاری کسی برات قلدری کنه

00:31:33.940 --> 00:31:37.230
بسه دیگه لی هوا.حتما برات سخت بود بیای اینجا

00:31:37.230 --> 00:31:39.990
بیا راجب چیزای خوب حرف بزنیم

00:31:39.990 --> 00:31:43.390
بهم بگو..این سالها چطور گذشت؟

00:31:43.390 --> 00:31:46.460
خاله و پسر خاله مجبورت نکردن ازدواج کنی؟

00:31:46.460 --> 00:31:50.770
این سالها، خیلی خوب نبود. مادر و برادر بزرگتر نگران ازدواج نکردن من هستن

00:31:50.770 --> 00:31:53.490
درسته..خودم خواستم

00:31:53.490 --> 00:31:57.700
بهت حسودی میکنم که اینقدر بی خیالی

00:31:57.700 --> 00:32:02.200
اما اگه دیر بشه دیگه جوون نیستی و فرصت زیادی برای ازدواج نداری

00:32:02.200 --> 00:32:04.960
بخاطر اینه که هنوز داری به سایه اون غم فکر میکنی؟

00:32:04.960 --> 00:32:08.300
هی دختر خاله، من میدونم اون سایه کیه

00:32:08.300 --> 00:32:11.550
توام میشناسیش.اون برادر سوم لیو یوان، لیو شیوئه

00:32:11.550 --> 00:32:15.900
وقتی کوچیک بودم اون منو نجات داد.وقتی که منو دزدیدن بازم اون بود که منو نجات داد

00:32:15.900 --> 00:32:18.830
پس اون بود! تعجبی نداره

00:32:18.830 --> 00:32:20.720
چطور؟

00:32:20.720 --> 00:32:23.150
اون روز ناخواسته درمورد سایه دلت صحبت کردم

00:32:23.150 --> 00:32:26.300
و بعد فهمیدم که برادر بزرگتر قبلاً ون شو رو به خونتون آورده  تا ازت درخواست ازدواج کنه

00:32:26.300 --> 00:32:28.200
درخواست ازدواج از من؟

00:32:28.200 --> 00:32:30.040
کی؟چرا من‌ خبر ندارم

00:32:30.040 --> 00:32:32.230
قبل از مراسم بلوغ آه یو بود

00:32:32.230 --> 00:32:36.520
بعدش ناخواسته شنیدم که برادر بزرگتر و خانومش راجب این موضوع حرف میزدن

00:32:36.520 --> 00:32:40.110
اولش فکر کردم که تو کلا پسر سوم خانواده لیو رو فراموش کردی

00:32:40.110 --> 00:32:45.000
پس تو ذهنم نگهش داشتم و فکر کردم این همون کسیه که دوسش داری

00:32:45.000 --> 00:32:48.550
نیست.داری اشتباه میکنی

00:32:48.550 --> 00:32:51.300
من اتفاقات گذشته رو به یاد نمیارم

00:32:51.300 --> 00:32:55.890
حتی اگه یادم بیاد همه اون خاطرات مثل تکه های پازلن. نمیتونم بهم وصلشون کنم

00:32:55.890 --> 00:33:00.250
میخوام ببینمش و ازش بپرسم که قبلا چه اتفاقی افتاده

00:33:00.250 --> 00:33:05.770
کسی که خودشو تو قلبت جا کرده و کسیه که نمیتونی فراموشش کنی. اگه عشق نیست پس چیه؟

00:33:06.700 --> 00:33:09.900
خودمم نمیدونم اسمش این حس چیه

00:33:09.900 --> 00:33:15.860
...شاید دوستی بچگی شایدم

00:33:15.860 --> 00:33:20.500
نمیدونم وقتی که شخصا اونارو ببینی میتونی بفهمی

00:33:22.700 --> 00:33:26.110
سه سال گذشته. اگه میخوای ببینیش چطور هنوز ندیدیش؟

00:33:26.110 --> 00:33:28.800
تو به این باهوشی

00:33:28.800 --> 00:33:30.820
چطور هنوز برنامه ای نداری

00:33:30.820 --> 00:33:33.810
حتی اگه باهوش باشم میتونم از داداش بزرگترم باهوش تر باشم؟

00:33:33.810 --> 00:33:37.300
واقعا نمیفهمم چرا اینقد مخالفه که ببینمش

00:33:37.300 --> 00:33:40.340
حتی با صدا زدن اسمش ، نصف روز رو اخم میکنه

00:33:40.340 --> 00:33:44.460
تو میدونی از برادر بزرگترم بیشتر از همه میترسم.بخاطر همین حوصله ندارم درموردش صحبت کنم

00:33:44.460 --> 00:33:48.770
خاله و پسرخاله دوس دارن تو با آه یو ازدواج کنی

00:33:48.770 --> 00:33:50.960
دلیلی که بهت سخت میگیرن اینه که

00:33:50.960 --> 00:33:56.270
خوششون نمیاد برادر سوم لیو رو دوباره ببینی،بخاطر همین اینجوری رفتار میکنن

00:33:56.270 --> 00:33:59.160
خونه رو بخاطر مامانم ترک نکردم

00:33:59.160 --> 00:34:02.330
مامان بعد از ماجرای دزدیدن من مدت زیادی مریض بود

00:34:02.330 --> 00:34:05.440
به سختی حالش بهتر شد اما وقتی سعی کردم بزنم بیرون

00:34:05.440 --> 00:34:08.710
مادر گفت که اگه یه روز منو نبینه مضطرب میشه و سرگیجه میگیره

00:34:08.710 --> 00:34:10.700
بخاطر همین هر روز باید بهش سر بزنم

00:34:10.700 --> 00:34:13.500
برادرم بدتره. کلی کار ریخته سرم

00:34:13.500 --> 00:34:16.170
و به شینگ ار و فنگ ار گفته که تاکتیک های نظامی مقالاتی درمورد امور جاری رو از من یاد بگیرن

00:34:16.170 --> 00:34:19.720
اما در حقیقت میخواد که یه نفر حواسش به من باشه. تا یه ماه پیش که به چانگ آن رفت

00:34:19.720 --> 00:34:22.000
و بالاخره تونستم از خونه بزنم بیرون

00:34:22.000 --> 00:34:26.480
منم میدونستم که برادرت نیست بخاطر همین به خاله نامه نوشتم تورو بفرسته مراقبم باشی

00:34:26.480 --> 00:34:30.230
واقعا ازت بابت نامه ممنونم. باعث شد بالاخره از اونجا فرار کنم

00:34:30.230 --> 00:34:35.670
اما...شنیدم که لیو شیو هم اینجاس

00:34:35.670 --> 00:34:40.420
اهااااا پس اومدی اینجا اونو ببینی

00:34:41.400 --> 00:34:44.420
نه اومدم تورو ببینم

00:34:44.420 --> 00:34:46.040
خیلی نالاحتم

00:34:46.040 --> 00:34:50.010
واقعا میگم..اومدم تورو ببینم..جدی میگم

00:34:50.010 --> 00:34:53.000
دارم شوخی میکنم باهات.بشین

00:34:54.120 --> 00:34:57.170
وقتی خانواده دنگ به وان چنگ میان، معمولا تو مسافرخونه چنگ دونگ میمونن

00:34:57.170 --> 00:35:00.190
فکر کنم اگه لیو شیو بیاد اینجا میره همین مسافرخونه

00:35:00.190 --> 00:35:03.140
اگه میخوای ببینیش برو اونجا..احتمالا بتونی ببینیش

00:35:03.140 --> 00:35:06.600
عجله ای نیست.اول به تو کمک میکنم

00:35:06.600 --> 00:35:11.480
لی هوای ما چقدر عاقل شده. اگه قبلا بود سریع میرفتی دنبالش که پیداش کنی

00:35:11.480 --> 00:35:14.610
بزرگ شدم....مردم وقتی بزرگ میشن عوض میشن

00:35:14.610 --> 00:35:19.350
درسته.اگه مردم نمیتونستن بزرگ شن چی میشد؟

00:35:21.400 --> 00:35:26.640
برادر بزرگترم قبلاً گفته بود که آدم نمیتونه همیشه همه چیزو داشته باشه

00:35:26.640 --> 00:35:30.790
من همیشه دنبال راهی بودم که اونو ببینم

00:35:30.790 --> 00:35:33.560
اما اون هیچوقت دنبالم نگشت

00:35:33.560 --> 00:35:38.100
شاید منو فراموش کرده

00:35:38.100 --> 00:35:41.740
تو نمیتونی بخوبی خاطرات بچگیتو به یاد بیاری با اینحال هنوز اونو فراموش نکردی

00:35:41.740 --> 00:35:44.270
به این معنیه که رابطتون خیلی عمیق بوده

00:35:44.270 --> 00:35:48.550
و لیو شیو حافظشو از دست نداده و توی این سن هنوز مجرد مونده

00:35:48.550 --> 00:35:53.000
سایه ای که تو قلب اونه حتما تا استخونش حک شده و تا قلبش راه یافته حتی بیشتر از تو

00:36:11.020 --> 00:36:13.200
از اول میدونستم که دیدارمون سخت خواهد بود

00:36:13.200 --> 00:36:19.220
اون دفعه حتی اگه خجالت زده میشدم نباید با درخواست برادرت موافقت میکردم

00:36:22.800 --> 00:36:26.780
امیدوارم این دفعه که اومدم به شین یه بتونم ببینمت

00:36:26.780 --> 00:36:30.090
حتی اگه مثل دفعه قبل فقط از دور ببینمت

00:36:30.090 --> 00:36:33.750
حتی اگه 3 سال طول بکشه مشکلی نیست

00:36:54.750 --> 00:36:57.170
اقامتگاه چنگ دونگ

00:37:12.790 --> 00:37:16.950
برادر ون شو کجا میخوای بری؟

00:37:16.950 --> 00:37:21.530
آقای لی.من‌ همه محصولاتمو فروختم میخوام به شین یه برگردم

00:37:23.510 --> 00:37:25.570
شما از نسل امپراطوری هستین

00:37:25.570 --> 00:37:29.020
اما شما میخوای غلات بفروشی

00:37:29.020 --> 00:37:31.830
فکر نمیکنی داری به اجدادت توهین میکنی؟

00:37:31.830 --> 00:37:33.850
نه فکر نمیکنم

00:37:33.850 --> 00:37:37.240
مشکلاتی توی خونه هست.نباید دیر برسم.باید برم

00:37:37.240 --> 00:37:39.250
امیدوارم آقای لی درک کنن

00:37:46.250 --> 00:37:49.780
آقای لی میخواد منو بزور نگه داره؟

00:37:58.000 --> 00:38:01.590
برادر ون شو،برادرم صادقانه شمارو دعوت کرده

00:38:01.590 --> 00:38:04.830
اگه مریض نبود خودش شخصا میومد ازتون دعوت میکرد

00:38:04.830 --> 00:38:07.560
اما شما همش دعوت اونو رد میکنین

00:38:07.560 --> 00:38:11.030
بخاطر اینکه شما فکر می‌کنین خونه ما خطرناکه و جرات نمیکنین بیاین باهامون؟

00:38:11.030 --> 00:38:12.770
آقای لی باهام شوخی میکنه انگار

00:38:12.770 --> 00:38:16.780
حالا که برادرتون اصرار داره پس مزاحمشون میشم

00:38:35.230 --> 00:38:37.830
_دنبال کی میگردی؟
_دنبال لیو شیو میگردم

00:38:37.830 --> 00:38:41.990
آقای لیو توسط آقای لی امروز صبح به خونشون دعوت شدن.اینجا نیست

00:38:41.990 --> 00:38:43.840
ممنون

00:38:51.660 --> 00:38:55.300
یین جی اینجا چیکار میکنی؟ بخاطر ون شو اومدی؟

00:38:55.300 --> 00:38:58.140
نه اومدم دختر خالمو ببینم

00:38:58.140 --> 00:39:02.840
شنیدم لیو شیو هم اینجاس..اومدم اینجا دنبالش بگردم

00:39:02.840 --> 00:39:05.320
تو چرا اینجایی؟

00:39:05.320 --> 00:39:06.970
بخاطر بوشنگ

00:39:06.970 --> 00:39:09.400
لیو یان،لیو بوشنگ؟

00:39:09.400 --> 00:39:11.440
یه خانواده لی ثروتمند در وان چنگ هست

00:39:11.440 --> 00:39:15.130
رهبر خاندان لی تونگ، لی شیان یه برادر کوچیکتر از مادرش داره به اسم شن توچن

00:39:15.130 --> 00:39:16.770
این شن توچن در کارای درمانی خیلی خوبه

00:39:16.770 --> 00:39:19.400
مادر بوشنگ یک بیماری داشت، برای همین اومد اینجا تا اونو به دیدنش دعوت کنه

00:39:19.400 --> 00:39:21.050
اما این شن توچن عمدا کارو براش سخت کرد

00:39:21.050 --> 00:39:25.750
بوشنگ به دلیل عصبانیت اونو به یه دوئل دعوت کرد اما در عوض اونو کشت

00:39:25.750 --> 00:39:28.000
کشت؟

00:39:28.000 --> 00:39:31.390
وقتی بوشنگ عصبانی میشه، هیچکس جرات نمیکنه بهش نزدیک بشه

00:39:31.390 --> 00:39:36.620
برای همین، من و بقیه از مردم خواستیم که بهمون کمک کنن آسون نبود اما تونستیم این موضوعو سرکوب کنیم

00:39:36.620 --> 00:39:39.260
اما از خدمتکارایی که از وان‌چنگ برمی‌گشتن شنیدم که

00:39:39.260 --> 00:39:41.970
خانواده لی چند نفرو سراغ ون شو فرستاده

00:39:41.970 --> 00:39:43.130
بنظر میاد میخوان انتقام بگیرن

00:39:43.130 --> 00:39:46.460
ترسیدم که ون شو در خطر باشه بخاطر همین اومدم اینجا بهش سر بزنم

00:39:46.460 --> 00:39:50.180
لی تونگ و لی یی چه رابطه ای دارن؟

00:39:50.180 --> 00:39:52.300
برادر هم‌خونن

00:39:52.830 --> 00:39:57.790
وای نه همین الان‌گفتن لی یی از لیو شیو خواسته که بره خونش

00:39:59.190 --> 00:40:00.820
درو باز کنین

00:40:04.160 --> 00:40:05.910
_دنبال چی هستین؟
_اومدم لی تونگ رو ببینم

00:40:05.910 --> 00:40:09.360
ارباب حالش خوب نیست و هیچ مهمونی رو نمیپذیره

00:40:09.360 --> 00:40:12.550
آقای لی برادرم ون شو رو آورده اینجا.چطور میگی هیچ کسیو نمیبینه؟

00:40:12.550 --> 00:40:14.240
برین کنار

00:40:14.240 --> 00:40:15.910
این به ارباب لی یی مربوطه

00:40:15.910 --> 00:40:18.770
راجبش چیزی نمیدونم. به ارباب ما ارتباطی نداره

00:40:18.770 --> 00:40:21.580
اگه بزور وارد شین مجبور میشیم یجور دیگه برخورد کنیم

00:40:21.580 --> 00:40:23.940
به جهنم.برین کنار

00:40:23.940 --> 00:40:26.350
_تو
_پسر دایی

00:40:28.150 --> 00:40:31.460
ببین.مشخصه اونا بزور برادر ون شو رو گرفتن

00:40:31.460 --> 00:40:34.740
_چطوره که تو جلوشونو بگیری منم از پشت حواسم هست
_نه

00:40:34.740 --> 00:40:37.870
افراد آموزش دیده خاندان لی از ما بیشترن.نباید بی پروا باشی

00:40:37.870 --> 00:40:40.250
نگران نباش من‌ کارم خوبه

00:40:40.250 --> 00:40:42.590
_نمیشه خیلی خطرناکه
_برادر ون شو مدت زیادیه که اینجاس

00:40:42.590 --> 00:40:46.710
زندگیش تو خطره.فقط جلوشونو بگیر.هرچی بیشتر طول بکشه بهتره

00:40:47.240 --> 00:40:48.180
لی هوا

00:40:48.180 --> 00:40:50.710
شنیدم که دنگ ها بیرونن.اونا دنبال لیو شیو میگردن

00:40:50.710 --> 00:40:53.880
برو جلوشونو بگیر.نباید بذاریم بفهمن لیو شیو کجاس

00:40:53.880 --> 00:40:55.380
برو

00:41:12.410 --> 00:41:13.290
لیو شیو کجاس؟

00:41:13.290 --> 00:41:15.850
کی هستی؟
نمیدونم

00:41:15.850 --> 00:41:19.140
_اربابت لی تونگ کجاس؟
_اینم نمیدونم

00:41:22.000 --> 00:41:25.590
تو این دنیا،هزاران نفر از نسل لیو وجود داره

00:41:25.590 --> 00:41:28.900
فقط بخاطر پیشگویی پدر برادر شیوان که میگه

00:41:28.900 --> 00:41:31.030
اراده لیو موفق خواهد شر.لی کمک خواهد کرد

00:41:31.030 --> 00:41:34.050
پس قاطعانه باور دارین که من کسیم که سلسله هانو احیا میکنم

00:41:34.050 --> 00:41:36.850
بنظرتون زیادی منو جدی نگرفتین؟

00:41:36.850 --> 00:41:40.760
وقتیکه مانگ امپراتور سلسله سین به قدرت رسید، جهان دچار هرج و مرج شد،مردم راهی برای امرار معاش ندارن

00:41:40.760 --> 00:41:47.250
برادر ون شو، شما از نوادگان گائوزو هستین آیا درسته که  موقعی که سلسله شما در خطره، اهمیت ندی و رهاش کنی؟

00:41:47.250 --> 00:41:50.950
"با توجه به این پیشگویی که "اراده لیو موفق، لیو کمک خواهد کرد

00:41:50.950 --> 00:41:55.290
مقام رسمی پدرم زونگ چینگ شی (دانشمند بزرگ) هست و در طالع بینی آگاه بود

00:41:55.290 --> 00:41:56.990
اون مطمئناً پیشگویی های دروغ نمی کرد

00:41:56.990 --> 00:42:00.250
علاوه بر اون، وقتیکه پدرم در چانگ آن بود شنید که

00:42:00.250 --> 00:42:04.750
چای شائو گونگ هم یه پیشگویی کرده که

00:42:04.750 --> 00:42:09.160
میگه لیو شیو امپراطور خواهد شد

00:42:11.660 --> 00:42:15.460
این پیشگویی آقای چای شائو گونگ باید به گو شی گونگ،لیو شین تعلق داشته باشه

00:42:15.460 --> 00:42:17.960
لیو شین اسمشو عوض کرده و همینطور مرده

00:42:17.960 --> 00:42:22.620
این پیشگویی به اسم لیو شیو بود. اگه برادر ونشو نیست، پس کیه؟

00:42:24.950 --> 00:42:28.280
باید یه نفر دیگه باشه که استعداد و استراتژی عالی ای داره

00:42:28.280 --> 00:42:33.890
تحصیلات من سطحیه و چنین قصدی ندارم

00:42:33.890 --> 00:42:38.170
دل و جراتشو نداری؟ پس برادر بزرگترتون لیو یان هم مثل شما بی دل و جراته؟

00:42:38.170 --> 00:42:41.120
جیون، درست صحبت کن

00:42:47.390 --> 00:42:50.740
برادر لیو ون شو،برادرم کارشو ول کرد و توی تبعید زندگی میکنه

00:42:50.740 --> 00:42:55.890
فقط به این دلیل که آرزو می کنه روزی با حاکمی دانا روبرو بشه که بتونه سلسله هان و کشور رو احیا کنه

00:42:55.890 --> 00:42:59.710
در حال حاضر، ما دو نفر میخوایم از دشمنی گذشتمون با شما چشم پوشی کنیم و برای کارای بزرگ با هم همکاری کنیم

00:42:59.710 --> 00:43:04.190
اما تو لیو ون شو داری عقب نشینی و دوری میکنی. دلیلش چیه؟

00:43:04.190 --> 00:43:14.250
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:14.274 --> 00:43:26.274
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.