﻿WEBVTT

00:00:00.860 --> 00:00:20.530
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.640 --> 00:01:30.640
"عرصه عشق"

00:01:30.640 --> 00:01:33.070
<i>قسمت ششم</i>

00:01:38.100 --> 00:01:41.530
لیو ون شو، برادر بزرگم از مقامش کناره گیری کرد

00:01:41.530 --> 00:01:46.440
چون امیدواره که یه روزی بتونه زیرسایه یه حکمران عاقل خدمت کنه

00:01:47.260 --> 00:01:51.040
الآن ما دوتا میخوایم که گذشته غمگینمونو فراموش کنیم و به همراه شما شورش کنیم

00:01:51.040 --> 00:01:54.670
هنوز شما از سوال طفره میری، میشه چراییش رو توضیح بدی؟

00:01:54.670 --> 00:01:59.260
برادر ون شو، این یه عقیده بی اختیار نیست

00:01:59.260 --> 00:02:05.060
من میخوام بخاطر برادر بزرگ شما خونوادمو ول کنم و زیر قرض برم که بتونه یه کار بزرگی رو انجام بده

00:02:06.040 --> 00:02:10.020
من واسه کمک به شما خودمو توی سختی و خطر میندازم

00:02:14.290 --> 00:02:18.110
من میدونم که شما خالص و بی ریایین

00:02:18.110 --> 00:02:23.060
میشه این قضیه تا وقتی که با برادر بزرگم صحبت کنم همینجور بمونه؟

00:02:23.060 --> 00:02:25.140
نه این یه مسئله مهمه

00:02:25.140 --> 00:02:30.290
به هرصورت باید همینجا یه تصمیمی بگیری، وگرنه فکر ترک کردن اینجارو از سرت بیرون کن

00:02:31.770 --> 00:02:33.350
کی اونجاست؟

00:02:55.750 --> 00:02:57.410
مراقب باش

00:03:02.850 --> 00:03:05.030
برادر سوم بدو

00:03:09.440 --> 00:03:11.750
تو چرا اینجایی؟-
که ازت محافظت کنم-

00:03:11.750 --> 00:03:14.110
افراد، بگیرینشون

00:03:14.110 --> 00:03:16.240
چیشده؟ برین دنبالشون

00:03:16.240 --> 00:03:17.820
وایسین

00:03:20.280 --> 00:03:22.570
برین دنبالشون، نزارین فرار کنن، وایسین

00:03:22.570 --> 00:03:24.190
برین دنبالشون، وایسین

00:03:24.190 --> 00:03:27.390
ندویین، ندویین-
سریع تر دنبالشون کنین-

00:03:36.700 --> 00:03:38.770
بگیر، بیا بالا

00:03:48.260 --> 00:03:49.940
کجا رفتن؟

00:03:51.860 --> 00:03:55.510
جی ون، اونوقت خیلی بی پروا و تند برخورد کردی

00:03:55.510 --> 00:03:59.690
برادر بزرگ، مگه تقصیر من بود؟ لیو شیو بهمون بی احترامی کرد

00:03:59.690 --> 00:04:04.190
ما حتی خواستیم برخلاف گذشته ناراضیمون بهش کمک کنیم

00:04:05.830 --> 00:04:10.470
به نظرم لیو شیو خیلی خوش رفتاره، ولی ما نباید دست گم بگیریمش

00:04:10.470 --> 00:04:14.860
از اونجایی که شورش راحت نیست، اون واقعا خیلی حواسش جمعه

00:04:15.690 --> 00:04:18.360
من که فکر میکنم ترسوئه

00:04:18.360 --> 00:04:22.660
راستی اون مرد جوان از کجا یهو پیداش شد؟ یعنی میگی چقدرشو شنید؟

00:04:22.660 --> 00:04:26.990
اگه پخش بشه همه نقشه هامون نقش بر آب میشه

00:04:26.990 --> 00:04:30.290
باید از خانواده دنگ باشه

00:04:31.500 --> 00:04:34.640
نکته جالبی بود، گفتنی ها گفته شد

00:04:34.640 --> 00:04:38.250
دیگه موفق شدن یا نشدنش به خواست کائنات بستگی داره

00:04:42.630 --> 00:04:45.830
برادر بزرگ شما خیلی به طالع بینی اعتقاد داریا

00:04:45.830 --> 00:04:49.040
اگه لیو شیوی پست فطرت انقدر از انجام دادنش میترسه خب به جاش لیو یان رو میگیریم

00:04:49.040 --> 00:04:51.270
لیو یان حتما موافقت میکنه

00:04:52.160 --> 00:04:55.180
رابطه ما و لیو یان همیشه تیره و تار بوده

00:04:55.180 --> 00:05:00.430
با این اتفاق لابد سوءتفاهما بیشترم میشه و عمرا لیو یان بهمون کمک کنه

00:05:00.430 --> 00:05:07.740
اگه یه روز میتونستیم مثل خاندان دنگ باشیم و رابطرو به آرومی با خاندان لیو نگهش داریم خیلی خوب میشد

00:05:07.740 --> 00:05:12.370
خاندان دنگ و لیو با ازدواج بهم دیگه وصلن و خب اینجوری خودمونی و صمیمی ترن

00:05:12.960 --> 00:05:17.080
برادر شنیدم که لیو شیو هنوزم دنبال همسر میگرده

00:05:17.640 --> 00:05:19.340
چطوره که ترتیب ازدواجشو با جون ار بدیم؟

00:05:19.340 --> 00:05:22.070
بعد اینکه خونواده هامون باهم وصلت کنن قاعدتا خونواده لیو بهمون اعتماد میکنن

00:05:22.070 --> 00:05:25.910
وقتش که برسه هردوتا خونواده میتونیم اهداف همدیگه رو پیش ببریم

00:05:25.910 --> 00:05:27.730
...لیو شیو

00:05:27.730 --> 00:05:29.470
همش بخاطر اینه که پسردایی خیلی عصبانی بود

00:05:29.470 --> 00:05:35.170
اون فکر کرد که لی تونگ میخواد بهت صدمه بزنه، واسه همین یهو پرید تو

00:05:35.850 --> 00:05:37.710
قبول دارم که خیلی تند رفتم

00:05:37.710 --> 00:05:38.970
یعنی داری میگی من فضولم؟

00:05:38.970 --> 00:05:41.570
نه فقط نگرانتم که مبادا آسیب ببینی

00:05:42.710 --> 00:05:46.640
اگه یه چیزیت میشد اونوقت باید به شوهر خواهر و بقیه اعضای خونواده چی میگفتم؟

00:05:46.640 --> 00:05:49.470
من به خواست خودم پریدم تو، لازم نکرده به کسی چیزی بگی

00:05:49.470 --> 00:05:51.630
ولی تو که نیومدی از من محافظت کنی

00:05:53.660 --> 00:05:55.950
ممنون لی هوا

00:05:55.950 --> 00:06:00.270
اونی که باید تشکر کنه منم، ممنون که سه سال پیش نجاتم دادی

00:06:02.230 --> 00:06:04.080
برادر سوم لیو

00:06:05.260 --> 00:06:09.720
اونوقتا عادت داشتی بهم برادر ون شو بگی

00:06:10.640 --> 00:06:13.760
من نمیتونم از اونوقتی که کوچیک بودیم چیز زیادی به یاد بیارم

00:06:15.000 --> 00:06:19.050
این دفعه اومدم ازت بپرسم

00:06:19.050 --> 00:06:23.440
چرا اون زمان پدرم منو بهت سپرد که به شین یه برگردونیم؟

00:06:27.880 --> 00:06:31.650
اون زمان پدرت بیمار بود و هیچ چاره دیگه ای جز اینکه تورو به من بسپره نداشت

00:06:31.650 --> 00:06:33.880
پدرم چه بیماری ای داشت؟

00:06:33.880 --> 00:06:37.270
نپرسیدم

00:06:37.270 --> 00:06:40.430
باشه، حتی اگه پدرمم بیمار بود

00:06:40.430 --> 00:06:44.880
پس چرا مادرمم بعد از مرگ پدرم فوت کرد؟

00:06:47.650 --> 00:06:50.120
لی هوا از اون اتفاق خیلی وقته که گذشته

00:06:50.120 --> 00:06:51.220
دیگه باید بیخیال تحقیق دربارش بشی

00:06:51.220 --> 00:06:53.920
چرا شبیه برادر بزرگمی؟ نمیزاری چیزی بدونم

00:06:53.920 --> 00:06:57.080
شما دقیقا چیو میخواین قایم کنین؟-
ون شو-

00:06:59.140 --> 00:07:02.870
چرا وقتی رفتین چیزی نگفتین؟ دیگه تقریبا با افراد خاندان لی جنگیدم

00:07:02.870 --> 00:07:05.950
تقصیر من شد، ببخشید که نگرانت کردم

00:07:05.950 --> 00:07:09.170
تا وقتی که حالتون خوب باشه مشکلی نیست، زودباشین به خونه برگردیم

00:07:09.170 --> 00:07:12.620
لی هوا، میخوای همراه ما بیای؟

00:07:14.410 --> 00:07:18.820
نه من به همونجایی که دخترخالم هست برمیگردم، خداحافظ

00:07:20.180 --> 00:07:24.770
چیشده؟ حتما خیلی سخت بوده که بعد این همه وقت همو ببینین، مگه خیلی حرف برای گفتن نداشتین؟

00:07:25.500 --> 00:07:27.350
تقصیر من شد

00:07:27.350 --> 00:07:31.200
اون اومد که جون منو نجات بده، درعوض منم عصبانیش کردم

00:07:52.490 --> 00:07:57.540
چی شده؟ کسی که میخواستی ببینیو دیدی دیگه پس چرا انقدر دپرسی؟

00:07:58.060 --> 00:08:05.510
همو دیدیم ولی انگار اون آدمی که قبلا بوده نیست

00:08:05.510 --> 00:08:07.850
آدما وقتی بزرگ میشن تغییر میکنن

00:08:07.850 --> 00:08:10.220
میدونم آدما عوض میشن

00:08:10.220 --> 00:08:14.540
ولی... فقط ظاهرش نبود که تغییر کرده بلکه شخصیتشم تغییر کرده

00:08:14.540 --> 00:08:18.530
قیافشو یادت نمیومد، اونوقت چجوری شخصیتشو یادته؟

00:08:18.530 --> 00:08:23.290
بعد اینکه دیدمش یادم اومد

00:08:24.700 --> 00:08:30.980
همیشه روی لبش لبخند داشت و واقعا آدم بی خیالی بود

00:08:30.980 --> 00:08:36.910
ولی الآنش خیلی ترسو و ضعیفه، حتی اگه کسی اذیتشم بکنه چیزی نمیگه

00:08:36.910 --> 00:08:40.510
بعد از این همه سال دیدار خیلی سخت بود، ولی وقتی درباره گذشته ازش پرسیدم

00:08:40.510 --> 00:08:43.760
با یه سری عبارتای قلنبه سلنبه بحثو عوض کرد

00:08:43.760 --> 00:08:46.080
دقیقا عین برادرمه

00:08:46.080 --> 00:08:49.250
نمیزاره چیزی از گذشته رو به یاد بیارم

00:08:49.250 --> 00:08:53.910
اگه دارن چیزیو ازت مخفی میکنن مطمئنم که به صلاح خودته

00:08:54.440 --> 00:08:56.900
میدونم برای خودم اینکارو میکنن

00:08:56.900 --> 00:09:00.500
ولی بعنوان یه فرزند، اگه ندونم پدر و مادرم چجوری فوت کردن

00:09:00.500 --> 00:09:02.920
خیلی بی وفا نمیشم؟

00:09:10.540 --> 00:09:12.760
دخترخاله درک نمیکنی که

00:09:12.760 --> 00:09:16.900
این چند ساله، حس میکردم انگار یه تیکه از قلبم گم شده

00:09:16.900 --> 00:09:21.150
میخواستم بپرسم ولی خب میترسیدم، واسه همین خیلی سخت تلاش کردم که یادم بیاد

00:09:21.150 --> 00:09:24.360
انگار یه مهی جلومو میگرفت

00:09:24.360 --> 00:09:25.850
نمیتونستم چیزی ببینم

00:09:25.850 --> 00:09:30.000
تحمل این درد دلخراش واقعا خیلی سخته

00:09:30.000 --> 00:09:31.890
خب اگه سخته بهش فکر نکن

00:09:31.890 --> 00:09:37.120
درواقع وقتی بهش فکر میکنی، انگار همچینم بد نیست که اتفاقای گذشته رو یادت نیاد

00:09:37.120 --> 00:09:38.680
مثل من

00:09:38.680 --> 00:09:44.310
همیشه اونوقتیو که پسرخاله توی جشنواره شانگ سی جونمو نجات داد با خودم مرور میکنم

00:09:45.530 --> 00:09:51.330
حتی فکر میکردم که اگه اون موقع میمردم دیگه هیچ حسرتی نداشتم

00:09:51.330 --> 00:09:52.960
زندگیم ارزششو داشت

00:09:52.960 --> 00:09:57.510
این چرت و پرتا چیه میگی؟ خیلیم عمر و زندگی طولانی ای داری

00:09:57.510 --> 00:10:02.140
ولی فکر نکنم که دیگه بتونم به عمرم برادرتو ببینم

00:10:02.140 --> 00:10:04.180
چی میگی تو؟

00:10:04.180 --> 00:10:08.980
از اونجایی که دلاتون به هم وصله، بالاخره یه روز همو ملاقات میکنین

00:10:12.700 --> 00:10:16.980
لی هوا امروز ‌که از هم خداحافظی کنیم، دیگه نمیدونم کی بشه که همو ببینیم

00:10:16.980 --> 00:10:20.690
بدون نگرانی چانگان رو ترک میکنم و راه های جدیدی رو برای خودم باز میکنم

00:10:20.690 --> 00:10:24.300
ولی روحم اینجا توی شین هی پیش تو میمونه

00:10:27.460 --> 00:10:29.490
لی هوا

00:10:31.210 --> 00:10:33.020
لی هوا-
هوم-

00:10:34.160 --> 00:10:37.460
نگران من نباش، من خوبم

00:10:38.900 --> 00:10:40.440
باشه

00:10:47.200 --> 00:10:50.290
ون شو، هیچ فکر کردی چرا تموم این سالا این ور و اون ور رفتم و با بقیه ارتباط گرفتم؟

00:10:50.290 --> 00:10:51.990
هنوزم نمیدونی؟

00:10:51.990 --> 00:10:54.500
خوب نیست حالا که برادران دار و دسته لی خواستن کمک حالمون باشن؟

00:10:54.500 --> 00:10:56.190
چرا باید ردش کنیم؟

00:10:56.190 --> 00:11:00.720
لی شو، پدر لی تونگ، یکی از مقامات سلسله جدیده که توی چانگانه

00:11:00.720 --> 00:11:04.960
اگه لی تونگ شورش کنه، خواسته فردی یکی از بهترین جاه طلبیاست

00:11:04.960 --> 00:11:08.760
اینجوری، ریش سفیدای خاندانشون چه فکری می‌کنن؟

00:11:08.760 --> 00:11:11.510
ون شو به نکته خوبی اشاره کرد

00:11:11.510 --> 00:11:13.820
ما نسبت به سلسله جدید، خائنیم

00:11:13.820 --> 00:11:19.790
اگه موفق بشیم که خوبه ولی اگه شکست بخوریم، میترسم که کسی حتی زن و بچه و افراد مسن نتونه در بره

00:11:20.710 --> 00:11:23.660
ولی الآن که کشور توی دردسر افتاده و ملت درخطرن

00:11:23.660 --> 00:11:25.670
نمیشه همینجوری نسبت به مردممون بی توجه باشیم و فقط به خودمون فکر کنیم

00:11:25.670 --> 00:11:29.040
چجوری با اجدادمون روبرو بشیم؟

00:11:29.040 --> 00:11:31.190
ون شو، وضعیت این دفعه مثل سه سال پیش نیست

00:11:31.190 --> 00:11:36.280
اون دفعه به فرصت بزرگی رو از دست دادم، ولی این دفعه هرچی ام که بشه نمیخوام اشتباه دیگه ای بکنم

00:11:36.280 --> 00:11:39.830
بخاطر همینه که میخوام به ملک لی برم و باهاشون طرح همکاری بریزم

00:11:39.830 --> 00:11:42.430
شوهرخواهر، شما ام میخوای باهامون بیای؟

00:11:42.430 --> 00:11:45.480
حتی اگه نخوام بیام هم نمیتونم ارتباط و اتحادمونو قطع کنم

00:11:45.480 --> 00:11:46.490
فراموشش کن

00:11:46.490 --> 00:11:49.020
تا قله قاف هم بری باهات میام

00:11:49.020 --> 00:11:50.890
خیلی خیلی ممنون شوهرخواهر

00:11:51.830 --> 00:11:54.750
ون شو، چیشد؟ بهش فکر کردی؟

00:11:54.750 --> 00:11:59.310
از اونجایی که شما دوتاتونم دارین میرین، پس منم همراهتون میام

00:11:59.310 --> 00:12:02.450
گرچه ما هنوزم با خاندان لی رابطه خوبی نداریم

00:12:02.450 --> 00:12:05.970
حتی اگه اونا به خصومتای گذشته اهمیت ندن، بازم باید حواسمون جمع باشه

00:12:05.970 --> 00:12:10.620
ظاهری صحبت کردن خوبه، ولی نباید به راحتی قول و قرار گذاشته بشه

00:12:10.620 --> 00:12:14.320
میبینیش؟ دوباره حرف خودشو میزنه، همیشه خدا محتاط بوده

00:12:14.320 --> 00:12:17.480
وظیفشون نیست که، فقط میخوان باهامون رفیق و همراه بشن

00:12:17.480 --> 00:12:20.210
معلومه که باید با اعتماد باهمدیگه رفتار کنیم

00:12:20.210 --> 00:12:22.510
تنها راهیه که میشه باهاش کارای بزرگو با موفقیت انجام داد

00:12:22.510 --> 00:12:26.220
چشم، هرچی برادر بگه

00:12:26.890 --> 00:12:28.430
برادر خوب

00:12:28.430 --> 00:12:31.070
خب دیگه اینم حل شد

00:12:35.610 --> 00:12:37.310
کاروانسرای چنگ دونگ (کاروانسرای شهر شرقی)

00:12:39.160 --> 00:12:41.250
گشنته، بخور

00:12:42.120 --> 00:12:44.550
برادر یین، واقعا جذابیا

00:12:44.550 --> 00:12:46.810
دیروز رفتی داخل خونه لی و چه غوغایی راه انداختی

00:12:46.810 --> 00:12:48.900
و در امنیت کامل برادر سوم رو برگردوندی خونه

00:12:48.900 --> 00:12:50.710
عجب مرد شجاعی

00:12:50.710 --> 00:12:52.990
واسه اینه که مهارتای هنرهای رزمیش عالیه

00:12:52.990 --> 00:12:56.890
برادر دیگه داری هندونه زیر بغلم میزاری، اتفاقا دیروز خیلی باعجله رفتار کردم

00:12:56.890 --> 00:12:59.100
کی میتونه وقتی برادرش درخطر باشه به چیز دیگه ای فکر کنه؟

00:12:59.100 --> 00:13:01.970
به این نمیگن شتابزده و بی فکر عمل کردن، میگن سریع حکم دادن

00:13:01.970 --> 00:13:03.810
اگه منم بودم همین کارو میکردم

00:13:03.810 --> 00:13:07.560
برادر یه قهرمان واقعیه، من کوچیک شمام

00:13:07.560 --> 00:13:10.300
در آینده باید از برادر بخوام که بیشتر آموزش بده بهم

00:13:10.300 --> 00:13:11.880
برادر یین نمیخواد انقدر مودب باشی

00:13:11.880 --> 00:13:14.710
از الآن به بعد یه خانواده ایم

00:13:14.710 --> 00:13:17.880
ما برادرا اهل یه خانواده ایم، لازم نیست دیگه انقدر به مسائل ناچيز اهمیت بدی

00:13:17.880 --> 00:13:20.750
چرا شوهرخواهر زودتر مارو معرفی نکرده بود

00:13:20.750 --> 00:13:23.990
فکر میکنم که شما مردونه تر و جوونمرد تر از برادر سوم باشی

00:13:23.990 --> 00:13:27.280
بفرما، به سلامتیت بزنیم-
باشه-

00:13:28.040 --> 00:13:30.830
بفرمایین، به سلامتی شما برادر بزرگ

00:13:35.740 --> 00:13:37.720
برادر سوم

00:13:37.720 --> 00:13:39.460
برادر سوم چرا وقتو هدر میدی؟

00:13:39.460 --> 00:13:41.870
بیا بیا بیا بیا، منتظرت بودیم

00:13:41.870 --> 00:13:44.290
بیا بیا بیا، بزار معرفی کنم

00:13:44.290 --> 00:13:47.080
ایشون همراه جدیدمون، برادر یینه

00:13:47.080 --> 00:13:48.850
برادر یین از هرکی بگی شجاعتش بیشتره

00:13:48.850 --> 00:13:52.810
ایشونم برای صحبت کردن با خونواده لی همراهمون به خونه لی میاد

00:13:52.810 --> 00:13:55.430
نه-
چرا نه؟-

00:13:55.430 --> 00:13:57.860
شهامت و جرئت برادر یین از هرکی بگی بیشتره

00:13:57.860 --> 00:13:59.400
چرا نیاد؟

00:13:59.400 --> 00:14:04.360
برادر، منظورم اینه که برادر یین خیلی جوون به نظر میرسه و به نظر نمیاد خیلی ماهر باشه

00:14:04.360 --> 00:14:07.030
گان لو توی 12 سالگیش وزیر شد، سون شو آئو توی 13 سالگیش یه مار کشت

00:14:07.030 --> 00:14:10.050
از اونجایی که شما اشتیاق بالا و روح قوی ای دارین، نیاز نیست ملاحظه سن کسیو بکنین

00:14:10.050 --> 00:14:11.820
خیلی خوبه

00:14:11.820 --> 00:14:14.740
برادر سوم کوچک، به نظر میرسه که خیلی دودلی

00:14:14.740 --> 00:14:19.520
باید بیشتر از رفیق یین یاد بگیری، باید توی انجام کارا مصمم باشی، مردای واقعی باید اینجوری باشن

00:14:19.520 --> 00:14:22.130
برادر یین، باید باهات حرف بزنم

00:14:22.130 --> 00:14:26.820
واییا ببینم، چی خواین بگین که جلوی من نمیشه گفت؟

00:14:30.410 --> 00:14:34.720
برادر بزرگ، لابد برادر سوم حس میکنه که من دیروز توی اقامتگاه لی خیلی بی ملاحظه بودم

00:14:34.720 --> 00:14:38.570
واسه همین احتمالا میخواد یه سری نکته و نصیحت بهم بگه، زودی برمیگردم

00:14:44.540 --> 00:14:48.640
باشه، زود برگردینا، منتظرتونم

00:14:50.520 --> 00:14:54.260
من درست حسابی با برادر یین حرف نزدم

00:14:54.810 --> 00:14:58.120
باشه اصلا، از اونجایی که شما لابد چیزی نمیزنین، خودم همشو میخورم

00:14:59.430 --> 00:15:01.900
ما تازه یه برادر دیگه گرفتیم

00:15:34.180 --> 00:15:36.740
احیانا منو نیوردی اینجا که بهم بگی برگردم خونه؟

00:15:36.740 --> 00:15:38.050
چرا حرف نمیزنی؟

00:15:38.050 --> 00:15:39.710
لی هوا خیلی باهوشیا

00:15:39.710 --> 00:15:43.570
هنوز دهنمو وا نکردم ولی میدونستی چی میخوام بگم

00:15:43.570 --> 00:15:46.380
با اینکه من یه زنم ولی خوب شخصیتمو میشناسی

00:15:46.380 --> 00:15:50.060
...من مثل-
تو مثل اون زنایی که توی خونه قایم میشن-

00:15:50.060 --> 00:15:52.600
سوالی نمیپرسن و به خونواده هاشون تکیه میکنن تا ازشون حمایت و نگهداری کنن نیستی

00:15:53.960 --> 00:15:55.590
خوبه که میدونی دیگه

00:15:55.590 --> 00:15:57.840
پس وقتو الکی هدر نده

00:16:17.860 --> 00:16:21.150
خیلی وقت بود که با برگ بو تاج نساخته بودم، دیگه کارم به خوبی قبلا نیست

00:16:21.150 --> 00:16:24.690
ولی تو هنوزم باهاش خوشگل میشی

00:16:26.560 --> 00:16:29.360
من بچه نیستم که، نمیخواد با این خرم کنی

00:16:29.360 --> 00:16:31.670
من که اینکارو نکردم تا خرت کنم

00:16:31.670 --> 00:16:36.500
فقط آرزو میکنم که درست مثل یه بچه شاد و خوشحال باشی

00:16:36.500 --> 00:16:39.340
اصلا دلم نمیخواد که توی جنگ کسیو بکشی

00:16:40.370 --> 00:16:43.590
لی هوا، میدونم که توانایی هات کمتر از یه مرد نیست

00:16:43.590 --> 00:16:45.210
ولی هرچی نباشه تو یه زنی

00:16:45.210 --> 00:16:48.790
توی جنگ شرکت کردن برات خیلی ناجوره، پس دیگه به شین یه برگرد

00:16:48.790 --> 00:16:50.680
نزار مادر و اعضای خونوادت نگران بشن

00:16:50.680 --> 00:16:52.720
من برنمیگردم

00:16:52.720 --> 00:16:55.250
شاید فکر کنی که من خیلی کله شقم

00:16:56.100 --> 00:17:01.090
و با اینکه یه عالمه از اتفاقایی که قبلا افتاده رو فراموش کردم ولی یادم نرفته که دایی و مادر بهم چی گفتن

00:17:01.090 --> 00:17:03.350
این سرزمین، هنوزم سرزمین مردمه

00:17:03.350 --> 00:17:07.090
و برای خلاص شدن از شر شیطانی که سرزمینمونو گرفته، باید همه مردم نیروهاشونو به کار بگیرن

00:17:07.090 --> 00:17:11.180
این دفعه که به شهر وان اومدم شرایط سخت تر از 3 سال پیشه

00:17:11.180 --> 00:17:13.630
بیماری فراگیر شده و مردم ضعیف شدن

00:17:13.630 --> 00:17:16.480
نمیتونم همینجوری وایسم و نگاه کنم، تو چطور میتونی؟

00:17:16.480 --> 00:17:18.920
لی هوا آخرش هممون غیراشرافی ایم

00:17:18.920 --> 00:17:20.980
بارها میشه که توانایی و قدرت لازم برای نگهداری از همه رو نداشته باشیم

00:17:20.980 --> 00:17:22.770
این معنیو میده که نباید تلاشمونو بکنیم؟

00:17:22.770 --> 00:17:26.920
اون زمانای توی مکتب تای رو به یاد میارم که اشتیاق عالی و روح بزرگی داشتی و انگار که مسئولیت کل دنیارو داشتی رفتار میکردی

00:17:26.920 --> 00:17:30.550
تو گفتی که سرنوشتمون توسط خودمون نوشته میشه نه خدایان

00:17:30.550 --> 00:17:34.280
تا جایی که سخت کار کنیم میتونیم دنیارو داشته باشیم، یادت رفت؟

00:17:34.280 --> 00:17:38.870
چرا الآن انقدر محتاط و ترسو شدی؟

00:17:38.870 --> 00:17:41.140
فکر میکنی من میترسم؟

00:17:42.920 --> 00:17:45.060
اصلا معلوم نیست که بمیریم یا زنده بمونیم

00:17:45.060 --> 00:17:48.650
اگه شکست بخوریم اونوقت تو ام باید باهامون بمیری

00:17:48.650 --> 00:17:50.950
بقیه خونودات چی میشن؟

00:17:50.950 --> 00:17:55.360
اونوقت پیرا و بچه ها چیکار کنن؟

00:17:59.280 --> 00:18:02.540
وقتی من کم سن بودم و پدرم هنوز زنده بود

00:18:02.540 --> 00:18:05.780
یه بار منو به بخش شرقی برد تا خویشاوندامو ببینم

00:18:05.780 --> 00:18:09.140
تصادفی رئیس بخش ژای یی رو دیدیم

00:18:09.140 --> 00:18:12.240
اون خواست که لیو شین رو ولیعهد کنه

00:18:12.240 --> 00:18:14.790
و سربازارو برای اعتراض به خاکسپاری آورد

00:18:14.790 --> 00:18:18.940
سه ماه بعد، چی یی به دست گائو ژونگ شکست خورد

00:18:18.940 --> 00:18:22.470
جسد ژای یی رو تیکه تیکه کردن و توی یه دره انداختن

00:18:22.470 --> 00:18:26.270
بعدها، وانگ منگ به مردم دستور داد که مقبره های اجداد خاندان ژای یی رو شخم بزنن

00:18:26.270 --> 00:18:29.520
و سه نسل از ژایی رو نابود کرد ولی هنوزم نفرتش از بین نرفته بود

00:18:29.520 --> 00:18:32.420
دوباره دستور داد که صدتا جنازه رو توی مقبره ها بندازن

00:18:32.420 --> 00:18:34.950
همینطور چیزای سمی و شلاقارو

00:18:34.950 --> 00:18:38.200
هزاران سربازی که اونوقت از ژای یی حمایت کرده بودن

00:18:38.200 --> 00:18:43.130
تیکه تیکه شدن و توی پنج تا دره انداخته شدن

00:18:43.730 --> 00:18:47.730
پدرم منو وسط اون خیابونای خون آلود برد

00:18:47.730 --> 00:18:52.770
بهم گفت تا وقتی که قدرت کائنات رو داری نیروی زور رو به راحتی استفاده نکن

00:18:52.770 --> 00:18:55.300
به قیمت جون بیگناها تموم میشه

00:18:56.330 --> 00:19:02.970
بعد اینکه به چون لینگ برگشتیم، پدرم دائما سرفه های خونی میکرد و در حد مرگ مریض شد، بعدشم فوت کرد

00:19:02.970 --> 00:19:05.360
ده ساله که از مرگش میگذره

00:19:05.360 --> 00:19:08.260
بالاخره همه جارو جنگ گرفته

00:19:08.260 --> 00:19:10.580
من و برادر بزرگ از نسل لیو

00:19:10.580 --> 00:19:14.540
مسئولیت اجتناب ناپذیری دلریم که سلسله خاندانمونو دوباره سرپا کنیم

00:19:14.540 --> 00:19:18.340
درحال حاضر، ما نه تنها روی آبرو و اعتبار شخصیمون

00:19:18.340 --> 00:19:23.280
بلکه روی جون اعضای خاندان و هرکی که باهامون در ارتباط باشه قمار کردیم

00:19:25.540 --> 00:19:28.900
ولی یین لی هوا، تو

00:19:28.900 --> 00:19:32.310
تو حق نداری که برای سرنوشت خاندان یین تصمیم بگیری

00:19:34.640 --> 00:19:37.460
میدونم نگران منی که درخطرم

00:19:37.460 --> 00:19:40.760
ولی منم نگران برادر بزرگ بوشن و امنیت پسردایی دنگ ام

00:19:40.760 --> 00:19:43.080
همونطور که خودت گفتی، این یه چیز حتمی و اجتناب ناپذیره

00:19:43.080 --> 00:19:46.560
همین الآنشم خاندان لیو و دنگ باهمدیگه متحد شدن، چطور میشه که خاندان یین باقی بمونه؟

00:19:46.560 --> 00:19:51.850
لازم نیست که تو درباره صحت و سلامتی خاندان یین نگران باشی، برادر بزرگ دربارش پس
یش بینی کرده و تدارک دیده

00:19:51.850 --> 00:19:55.430
برادر سوم، لطفا لی هوا رو هم مثل یین جی ببین

00:19:55.430 --> 00:19:58.240
یکی که میخواد توی این دوران هرج و مرج یه کاری بکنه

00:19:58.240 --> 00:20:00.890
بیا شونه به شونه هم بجنگیم

00:20:01.510 --> 00:20:04.200
منم میخوام جوونمرد باشم و دنیارو اصلاح و ازش محافظت کنم

00:20:04.200 --> 00:20:08.960
بهرحال هرکاری که شما مردا بتونین انجام بدینو منم میتونم انجام بدم

00:20:12.250 --> 00:20:16.140
واقعا میخوای همراهمون باشی؟

00:20:16.140 --> 00:20:17.740
بله

00:20:35.470 --> 00:20:39.270
گرفتن اعتماد برادر سیرن باعث افتخاره

00:20:39.270 --> 00:20:46.080
بیاین در آینده باهمدیگه دستاوردای زیادی بسازیم و برای سرپا کردن سلسله هان باهمدیگه سخت تلاش کنیم

00:20:46.080 --> 00:20:49.060
گل گفتی، همگی نوش

00:20:56.960 --> 00:21:01.700
بزارین معرفی کنم، خواهر کوچکم جون ار

00:21:01.700 --> 00:21:05.680
از آشنایی باهمه شما برادرای بزرگ خوشبختم

00:21:13.370 --> 00:21:15.610
ممنون خانم جون ار

00:21:26.430 --> 00:21:30.840
چند روز پیش بخاطر یه سوتفاهم ندونسته باعث شدم که بانو آسیب ببینه، بخاطر همین اومدم اینجا که معذرت خواهی کنم

00:21:30.840 --> 00:21:34.670
آقای یین نگران سلامتی و امنیت برادر ون شو بودن و اونوقت یکم مضطرب بودن

00:21:34.670 --> 00:21:37.890
رابطه دوستی بین شمارو واقعا تحسین میکنم

00:21:42.340 --> 00:21:46.300
برادرای بزرگ لذت ببرین، من دیگه میرم

00:21:51.460 --> 00:21:56.330
خواهر کوچک شما صدای ملایمی داره و پاکدامنه، قشنگ معلومه که از یه خونواده محترم ثروتمنده

00:21:56.330 --> 00:21:58.480
دیگه انقدرم تحسین نمیخواد

00:21:58.480 --> 00:22:00.320
برادر ون شو رو باید تحسین کرد

00:22:00.320 --> 00:22:04.120
شنیدم که هنوز ازدواج نکردی

00:22:04.120 --> 00:22:06.700
خواهر من هم هنوز دوشیزه ست

00:22:06.700 --> 00:22:11.910
یه فکری دارم، چطوره که دوتا خاندان باهمدیگه وصلت کنن؟

00:22:12.620 --> 00:22:16.010
البته که یه پیشنهاد عالیه

00:22:16.010 --> 00:22:21.090
موهبتیه اگه ون شو بتونه با خواهر کوچک شما ازدواج کنه

00:22:21.090 --> 00:22:22.850
خیلی از حسن نیت هردوتون ممنونم

00:22:22.850 --> 00:22:26.580
ولی خب من درحال حاضر اصلا به ازدواج فکر نمیکنم

00:22:26.580 --> 00:22:27.920
...این

00:22:27.920 --> 00:22:30.350
ون شو، تو که دیگه جوون نیستی

00:22:30.350 --> 00:22:32.850
باید هرچه زودتر ازدواج کنی

00:22:32.850 --> 00:22:36.610
از اونجایی که برادر سی یوآن پیشنهاد داد، معلومه ازدواجیه که از قبل توی سرنوشت مقدر شده

00:22:36.610 --> 00:22:38.310
من به جات قبول میکنم

00:22:38.310 --> 00:22:41.110
تازه، یکی از آرزوهای مادرو هم برآورده میکنی

00:22:41.110 --> 00:22:45.320
برادر بزرگ، من هنوز به هدفم نرسیدم واسه همین اصلا به ازدواج نمیخوام فکر کنم

00:22:45.320 --> 00:22:47.610
برادر ون شو خیلی یه دنده طور داره اینو رد میکنه

00:22:47.610 --> 00:22:49.850
نکنه بخاطر این خواهر کوچیکمونو رد میکنی که زشته؟

00:22:49.850 --> 00:22:51.200
نه

00:22:51.200 --> 00:22:54.540
دوشیزه جون ار خیلی زیبا و خوش رفتارن

00:22:54.540 --> 00:22:59.130
خونواده ما کاملا فقیره، میترسم باعث اذیت ایشون بشه

00:22:59.130 --> 00:23:00.600
دقیقا برخلاف چیزی که برادر ون شو میگه هست

00:23:00.600 --> 00:23:03.970
چیزی که من و برادر بزرگ دیدیم و بهش توجه کردیم رفتار و اخلاق شماست

00:23:03.970 --> 00:23:06.600
اینکه زمینه خونوادگیتون چیه اصلا برامون مهم نیست

00:23:06.600 --> 00:23:10.170
تازه ما خاندان لیو و لی داریم باهم دیگه متحد میشیم

00:23:10.170 --> 00:23:14.460
اگه باهمدیگه وصلت کنیم، هرچی که خاندان لی داره برای خاندان لیو هم میشه

00:23:14.460 --> 00:23:17.060
چطوری میتونیم جدا بمونیم؟

00:23:19.230 --> 00:23:21.810
از اونجایی که هنوز دشمنمون از بین نرفته، چرا باید یه خونه بسازیم؟

00:23:21.810 --> 00:23:24.680
تا وقتی که به بزرگترین هدفم نرسم، نمیخوام حتی به ازدواج فکر کنم

00:23:24.680 --> 00:23:27.740
امیدوارم برادر جی ون درک کنه

00:23:33.290 --> 00:23:36.390
بسه دیگه، بیاین یه وقت دیگه درباره این ازدواج حرف بزنیم

00:23:36.390 --> 00:23:37.900
بیاین یکم شراب بخوریم

00:23:37.900 --> 00:23:39.900
آره بفرمایین

00:23:39.900 --> 00:23:42.370
بله بله بفرمایین

00:24:12.870 --> 00:24:15.310
ببین چجوری منو بهم ریختی

00:24:15.310 --> 00:24:17.840
به نظرت اون بانوی توی مهمونی جذاب نبود؟

00:24:17.840 --> 00:24:21.110
اون که انقدر خوشگل و سخاوتمنده، چرا دوستش نداری؟

00:24:21.110 --> 00:24:24.140
هنوزم تو فکر دختر خونواده یینی؟

00:24:25.950 --> 00:24:28.140
برادر بزرگ خیلی شراب خوردی و مستی

00:24:28.140 --> 00:24:30.670
کی مسته؟ انگار خودت خیلی خوردی

00:24:30.670 --> 00:24:32.830
از چی میترسی؟ برادر یین که غریبه نیست

00:24:32.830 --> 00:24:36.630
بگو دیگه... تو که دیگه جوون نیستی، چرا هنوزم نمیخوای ازدواج کنی؟

00:24:36.630 --> 00:24:37.990
تا کی میخوای صبر کنی آخه

00:24:37.990 --> 00:24:39.490
برادر بزرگ میدونم داری به صلاح خودم اینکارو میکنی

00:24:39.490 --> 00:24:40.730
بخدا اگه بدونی

00:24:40.730 --> 00:24:43.240
میدونم دیگه، تا مقصدمون خیلی مونده

00:24:43.240 --> 00:24:47.690
تو... تو بخواب، آره بخواب

00:24:49.950 --> 00:24:53.240
لی هوا، دیگه ادا درآوردن بسه، برو خونه

00:24:53.240 --> 00:24:54.960
نمیخوام برم

00:24:55.820 --> 00:24:59.690
ون شو، تو متقاعدش کن

00:25:02.100 --> 00:25:04.630
برادر یین، دیگه اون یه یین جیه

00:25:04.630 --> 00:25:07.060
چطوری راضیش کنم که برگرده؟

00:25:07.880 --> 00:25:12.820
تازه پسردایی، برادر بزرگمم دیگه الآن خونه نیست، بزار بمونم

00:25:13.480 --> 00:25:15.350
...تو

00:25:20.730 --> 00:25:22.770
سریعتر

00:25:36.580 --> 00:25:38.240
لی هوا

00:25:39.350 --> 00:25:44.820
با اینکه بوشنگ دیشب مست بود ولی همه حرفاش درست بود

00:25:44.820 --> 00:25:47.730
ون شو بخاطر تو تا الآن ازدواج نکرده

00:25:47.730 --> 00:25:51.020
اگه تو هم بهش حس داری نزار فرصت از دست بره

00:25:51.020 --> 00:25:53.160
پسردایی چی داری میگی؟

00:25:53.160 --> 00:25:57.410
اوه آره، تقریبا برات ناجوره که توی اقامتگاه گنگ سون بمونی، چرا نمیای امشبو توی اسطبل بمونی؟

00:25:57.410 --> 00:26:01.090
نمیتونیم بزاریم که چان ار درباره شرایط امروز چیزی بفهمه

00:26:01.700 --> 00:26:04.280
میدونم

00:26:08.210 --> 00:26:10.740
برادر سی یوآن نقشه چیه؟

00:26:10.740 --> 00:26:15.190
به خونواده لی بگو که ارتش شورشی شونو توی وان چنگ جمع کنن

00:26:15.190 --> 00:26:18.600
برادر بوشنگ شورش چونگ لینگ رو رهبری میکنه درحالیکه وی چینگ شورش شین یه رو رهبری میکنه

00:26:18.600 --> 00:26:21.190
باهم دیگه شورش میکنیم

00:26:21.190 --> 00:26:27.220
همه قهرمانا باهم بمونن و اول به سمت نان یانگ و بعدش به چانگان پیشروی کنن

00:26:27.220 --> 00:26:32.270
خوب گفتی، برادر لی خیلی دقیق برنامه ریزی کرده، تحسینت میکنم

00:26:33.730 --> 00:26:39.680
از اونجایی که نقشه اینه، ما برادرا هم مشکلی نداریم که شورش کای یانگ و چونگ لینگ رو رهبری کنیم

00:26:39.680 --> 00:26:43.120
ولی برنامت برای گرفتن وان چنگ چیه؟

00:26:43.120 --> 00:26:44.990
نمیخواد نگرانش باشی

00:26:44.990 --> 00:26:47.970
من و پسرعمو، ژانگ شون وزیر نان یانگ رو ملاقات کردیم

00:26:47.970 --> 00:26:52.440
به محض اینکه شورش شروع بشه، ژانگ فو مقام پرچم دار ارشد و وزیر لیانگ چیوکی رو میگیریم

00:26:52.440 --> 00:26:57.460
اونوقت با همکاری نیروهای داخلیمون وان چنگ رو توی کمترین زمان میگیریم

00:26:59.560 --> 00:27:02.840
برادر ون شو نگران به نظر میرسه

00:27:02.840 --> 00:27:05.240
ایده بهتری داری؟

00:27:05.240 --> 00:27:07.810
شورش ما با شورش پناهنده ها فرق داره

00:27:07.810 --> 00:27:12.070
پناهنده ها بخاطر قحطی کارشونو ادامه میدن و فقط میخوان که زنده بمونن

00:27:12.070 --> 00:27:14.800
ما قربانی قحطی نیستیم، ما فقط میخوایم امپراتوری فعلی رو از تخت به زیر بکشیم

00:27:14.800 --> 00:27:19.640
واسه همین، باید دنبال وقت درستش بگردیم که با یه حمله موفق بشیم

00:27:19.640 --> 00:27:21.250
درست میگی

00:27:21.250 --> 00:27:25.420
برادر ون شو، به نظرت کی وقتشه؟

00:27:25.420 --> 00:27:28.610
وان چنگ اولین روز پاییز یه مراسم داره

00:27:28.610 --> 00:27:32.360
اون روز همه مقامات میرن بیرون شهر که برای بازی شکار کنن و اونارو برای کائنات قربانی کنن

00:27:32.360 --> 00:27:36.190
اگه بتونیم از این فرصت برای دزدیدن ژانگ فو و لیانگ چیوکی استفاده کنیم

00:27:36.190 --> 00:27:42.270
ارتش طرف مقابلمون دیگه رهبری نداره، اونوقت اداره وان چنگ و نان یانگ برای خودمون میشه

00:27:42.270 --> 00:27:44.990
تا پاییز سه ماه مونده

00:27:44.990 --> 00:27:46.770
خیلی دیر نمیشه؟

00:27:46.770 --> 00:27:48.600
من و بوشنگ به وطنمون برمیگردیم که روستاییارو متقاعد کنیم

00:27:48.600 --> 00:27:52.000
سرباز بگیریم، اسب بخریم و جیره غذایی ارتشو آماده کنیم، اینا وقت میبرن

00:27:52.000 --> 00:27:54.840
پس سه ماه هنوز دشواری داریم

00:27:54.840 --> 00:27:56.570
فقط میترسم اگه زیاد صبر کنیم بعضی چیزا تغییر کنه

00:27:56.570 --> 00:27:59.110
احتمال داره نقشمون لو بره

00:27:59.110 --> 00:28:01.720
باید این ریسکو قبول کنیم

00:28:01.720 --> 00:28:04.540
اگه به اندازه کافی آماده نشیم، اونوقت احتمال موفقیتمون خیلی پایین میاد

00:28:04.540 --> 00:28:08.290
تازه خیلیا هستن که میخوان بین ما سه تا خاندان سرک بکشن

00:28:08.290 --> 00:28:13.690
برادر سی یوآن،  باید به پدر و خویشاوندات بگی که هرچه زودتر چانگان رو ترک کنن

00:28:13.690 --> 00:28:17.940
نگران نباش، یکی از آشناهارو فرستادم که حواسش باشه

00:28:17.940 --> 00:28:19.730
...برادر بزرگ فکر کنم

00:28:19.730 --> 00:28:22.550
با برادر سوم موافقم، باید توی پاییز حمله کنیم

00:28:22.550 --> 00:28:24.720
اول، با توجه به قانون سلسله شین

00:28:24.720 --> 00:28:27.390
روستاییا باید این موقع سال مالیات بیشتری بدن

00:28:27.390 --> 00:28:29.920
خشم اونا بهمون کمک میکنه که افراد جوونشون رو برای سربازی جذب کنیم

00:28:29.920 --> 00:28:34.000
دوم، پاییز وقت برداشت محصوله، به راحتی میتونیم آذوقه مورد نیازمونو بخریم

00:28:34.000 --> 00:28:39.550
درسته، با نقشه ون شو پیش میریم و اولین روز پاییز حمله میکنیم

00:28:39.550 --> 00:28:44.620
خیلی خب، از اونجایی که برای وقتش تصمیم گرفتیم، بیاین کارامونو تقسیم کنیم و هرکی کار خودشو انجام بده

00:28:44.620 --> 00:28:48.510
برادر سی یوآن،  وان چنگ رو به تو میسپارم

00:28:48.510 --> 00:28:53.290
علاوه بر این، دزدیدن ژانگ فو رو هم تو باید کنترل کنی

00:28:53.290 --> 00:28:56.090
نگران نباش-
شوهرخواهر-

00:28:56.090 --> 00:28:59.630
تو باید رفتن خونواده از شین یه رو مدیریت کنی

00:29:02.330 --> 00:29:08.050
برادر جی ون، تو بعنوان نماینده خانواده لی با ما برای سرباز جمع کردن و اسب خریدن به چونگ لینگ بیا

00:29:08.050 --> 00:29:11.120
همینطور باید خویشاوندامونو راضی کنی که برای شورش بهمون ملحق بنش

00:29:11.120 --> 00:29:12.540
باشه

00:29:13.620 --> 00:29:17.030
تو چی برادر یین؟

00:29:17.030 --> 00:29:19.700
منم دنبال برادر بوشنگ به چونگ لینگ میرم

00:29:19.700 --> 00:29:21.310
خوبه

00:29:31.840 --> 00:29:36.360
برادر یین، برادر لی، حواستون به جلو باشه، ما اونجاییم، بریم

00:29:36.360 --> 00:29:38.520
بریم، بیاین داخل

00:29:38.520 --> 00:29:40.540
من برگشتم

00:29:40.540 --> 00:29:43.360
برادر بزرگ برگشتی،  برادر بزرگ، برادر بزرگ برگشته

00:29:43.360 --> 00:29:45.940
برادر بزرگ برگشتی، برادر بزرگ

00:29:45.940 --> 00:29:50.310
حال همگیتون چطوره؟ کای یانگ وی که در نبود من اذیتتون نکرد؟

00:29:50.310 --> 00:29:52.610
اون فقط بلده که چطوری با اون صدای نکره اش مردمو بترسونه

00:29:52.610 --> 00:29:55.120
ما ازش نمیترسیم-
نه نمیترسیم-

00:29:55.120 --> 00:29:57.070
اگه اذیتمون کنه از کای یانگ میندازیمش بیرون

00:29:57.070 --> 00:30:01.200
نمیخواد بیرون بندازینش، دیگه نمیتونه اینجا بمونه

00:30:01.200 --> 00:30:04.180
برادر بزرگ قراره شورشو شروع کنیم؟

00:30:04.180 --> 00:30:06.910
خوبه، خوبه، خوبه

00:30:06.910 --> 00:30:09.310
برادر بزرگ دیگه ییشتر از این نمیتونم صبر کنم

00:30:09.310 --> 00:30:12.280
اون دوتا کی ان؟

00:30:12.280 --> 00:30:16.600
این دوتا برادر جدید رو بهتون معرفی میکنم

00:30:16.600 --> 00:30:20.030
ایشون لی یی، لی جی ون از وان چنگه

00:30:20.030 --> 00:30:22.230
من لی جی ونم، خوشبختم

00:30:22.230 --> 00:30:24.210
برادر لی، از آشنایی باهات خوشبختیم

00:30:24.210 --> 00:30:28.190
و ایشون برادر یین، یین جی از شین یه ست

00:30:28.190 --> 00:30:29.290
از آشنایی باهات خوشبختیم برادر یین

00:30:29.290 --> 00:30:32.590
برادر یین خیلی ضعیف و لاغر به نظر میرسه، میتونه بجنگه؟

00:30:32.590 --> 00:30:35.370
...فکر کنم

00:30:35.370 --> 00:30:37.310
لیو جی چکار میکنی؟

00:30:37.310 --> 00:30:39.390
چرا انقدر بی ادبی؟ برادر یین تازه رسیده

00:30:39.390 --> 00:30:41.550
از بودن یه برادر جدید خوشحالم

00:30:41.550 --> 00:30:43.700
یین، برادر یین؟

00:30:43.700 --> 00:30:45.620
...همونی که میخواستی باهاش ازدواج کنی نیست

00:30:45.620 --> 00:30:47.400
ما تازه رسیدیم، خسته ایم

00:30:47.400 --> 00:30:49.270
برادر بزرگ، بریم داخل حرف بزنیم

00:30:49.270 --> 00:30:51.450
باشه، برادر سوم بریم

00:30:51.450 --> 00:30:52.740
برو، برو، برو، بریم تو حرف بزنیم، بیا

00:30:52.740 --> 00:30:54.760
بیا

00:30:56.820 --> 00:30:59.080
اینجا کتابخونه منه

00:30:59.080 --> 00:31:02.490
با اینکه یکم زمخت و ساده ست ولی خب کاملا تمیزه

00:31:02.490 --> 00:31:06.520
تازه این اتاق توی حیاط داخلیه و خیلی کسی اینجا نمیاد

00:31:06.520 --> 00:31:08.440
یه کمی اذیت میشی

00:31:09.910 --> 00:31:11.680
جای قشنگیه

00:31:11.680 --> 00:31:15.630
فکر کنم باید اتاقو با برادر جی تقسیم کنم

00:31:15.630 --> 00:31:18.090
ممنون برادر سوم

00:31:20.670 --> 00:31:23.380
برادر بزرگ که گفت، ما یه خونواده ایم

00:31:23.380 --> 00:31:25.430
نمیخواد انقدر باهام رسمی و مودب باشی

00:31:25.430 --> 00:31:27.380
هرچی خواستی بهم بگو

00:31:27.380 --> 00:31:29.160
باشه پس

00:31:29.160 --> 00:31:31.550
دیگه غیر رسمی میشیم

00:31:31.550 --> 00:31:36.250
برادر سوم، تاجی داری که ازت قرض بگیرم؟

00:31:36.250 --> 00:31:41.580
ما یه خونواده ساده ایم، برای بستن موهامونم از یه پارچه استفاده میکنیم، میبینی؟

00:31:41.580 --> 00:31:45.730
اووه... منم میتونم ولی خب توی خونمون معمولا خدمتکارا برام انجامش میدن

00:31:45.730 --> 00:31:47.490
خودم نمیتونم

00:31:47.490 --> 00:31:51.170
اشکال نداره، بستن موهای مردونه تقریبا ساده ست، بهت یاد میدم

00:31:52.080 --> 00:31:53.960
...اینجا آینه ندارم

00:31:53.960 --> 00:31:55.980
...چطوره که

00:31:55.980 --> 00:31:58.830
چطوره که خودت موهاتو باز کنی و بهم یاد بدی؟

00:31:58.830 --> 00:32:01.550
من... من یه بار که ببینم یاد میگیرم

00:32:01.550 --> 00:32:04.080
مردای محترم و اصیل از دهنشون به جای دستاشون استفاده میکنن

00:32:04.080 --> 00:32:08.350
بیا بشین بهت یاد میدم

00:32:12.890 --> 00:32:15.590
بفرما تا بهت یاد بدم

00:32:15.590 --> 00:32:17.660
خیلی ساده ست

00:32:18.880 --> 00:32:21.740
اول موهاتو باز میکنی

00:32:31.850 --> 00:32:34.860
این قسمتشو خوب شونه میزنی

00:32:34.860 --> 00:32:38.150
و میزاری پخش بشن

00:32:45.440 --> 00:32:50.960
از اول تا آخرش شونه میکنی، شونه اول نشون دهنده اینه که نگران پول نیستی

00:32:50.960 --> 00:32:56.230
دومین دفعش نشون دهنده اینه که نگرانی و مریضی نداری

00:32:57.660 --> 00:33:03.550
بعد... میپیچونیش

00:33:03.550 --> 00:33:05.890
بعدشم گوجه ایش میکنی

00:33:16.800 --> 00:33:18.180
همین

00:33:18.180 --> 00:33:19.390
تموم شد؟

00:33:19.390 --> 00:33:21.860
انقدر سریع؟

00:33:29.270 --> 00:33:31.660
خوب بستیش

00:33:44.700 --> 00:33:46.660
چیشده؟ موهات کشیده میشن؟

00:33:46.660 --> 00:33:49.020
...برادر سوم، برادر

00:33:49.950 --> 00:33:51.560
...شما دوتا

00:33:51.560 --> 00:33:53.010
...ما

00:33:53.010 --> 00:33:55.070
چرا انقدر گستاخی؟ کی بهت اجازه داد بیای تو؟

00:33:55.070 --> 00:33:57.180
من گستاخ نیستم، در باز بود

00:33:57.180 --> 00:33:59.460
ما که هممون مردیم از چی میترسی

00:33:59.460 --> 00:34:04.560
آه برادر سوم، شما دوتا همجنس گرایین؟

00:34:05.160 --> 00:34:07.440
چرت و پرت نگو، چی میگی برای خودت؟

00:34:07.440 --> 00:34:10.300
برادر یین بلد نبود چجوری باید موهاشو ببنده، داشتم بهش یاد میدادم

00:34:10.300 --> 00:34:13.900
بیخیال، کدوم مردی نمیدونه که چجوری باید موهاشو ببنده؟

00:34:13.900 --> 00:34:17.390
فکر کنم برادر یین رو دوست داری

00:34:17.390 --> 00:34:20.400
چون که نمیتونی با بانو یین ازدواج کنی

00:34:20.400 --> 00:34:22.380
هی ، خب مگه چیه من بلد نیستم دیگه

00:34:22.380 --> 00:34:24.650
توی اقامتگاه یین خیلی خدمتکار داریم،  نیاز نبوده خودم ببندم

00:34:24.650 --> 00:34:26.930
برادر سوم مگه نگفتی که کسی نمیاد تو؟

00:34:26.930 --> 00:34:29.690
چطوری این آقای لیو جوون انقدر بی ادبه؟ چطوری تونست بی اجازه وارد این اتاق حیاط بشه؟

00:34:29.690 --> 00:34:34.120
برو برو اصلا دیگه نمیخوام تو یا کسی دیگه بهم چیزی یاد بده که بقیه مسخرم کنن

00:34:36.960 --> 00:34:41.880
این برادر یین چقدر زود جوش میاره، فقط راشتم شوخی میکردم

00:34:42.840 --> 00:34:45.730
همگی زودباشین-
باشه-

00:34:46.320 --> 00:34:52.790
اونجارو ببین، یادت باشه یکیو پیدا کنی که خوب و درست به هم گرهشون بزنه

00:34:52.790 --> 00:34:53.840
باشه، اونجارو ببین

00:34:53.840 --> 00:34:55.390
بیا اینجا

00:34:56.090 --> 00:34:58.670
بندازش توی کوره

00:34:59.350 --> 00:35:02.330
این اسلحه هارو اونور ببرین

00:35:02.330 --> 00:35:05.130
استاد، آتیشو بزرگتر کن

00:35:08.110 --> 00:35:09.750
برادر سوم

00:35:15.850 --> 00:35:18.610
برادرا، یکم سخت تر و سریعتر کار کنین

00:35:18.610 --> 00:35:21.160
شما خیلی سخت کار میکنین

00:35:23.390 --> 00:35:25.690
همگی برادرا

00:35:25.690 --> 00:35:28.530
ممنون که همراهمین

00:35:28.530 --> 00:35:31.500
بیاین به سلامتی بزنیم که این جنگو برنده بشیم

00:35:31.500 --> 00:35:33.020
به سلامتی برد این جنگ

00:35:33.020 --> 00:35:35.380
نوش، نوش

00:35:36.770 --> 00:35:38.160
بیا

00:35:38.160 --> 00:35:41.250
به من بیشتر بده، تا سرشو پر کن

00:35:41.250 --> 00:35:43.690
برادرا، به سلامتی شما میزنم

00:35:43.690 --> 00:35:45.650
نوش

00:35:46.830 --> 00:35:49.120
بخورین، یه نفسی تازه کنین

00:35:55.810 --> 00:35:58.290
ممنون که برام شراب ریختی

00:36:27.040 --> 00:36:28.170
برادر دوم خیلی تنگ نیست؟

00:36:28.170 --> 00:36:30.830
خوبه، بزار کمکت کنم بپوشیش

00:36:47.400 --> 00:36:50.380
ما که هنوز نجنگیدیم، چرا خونریزی داری؟

00:36:50.380 --> 00:36:52.720
بیا ببینم

00:36:53.570 --> 00:36:55.270
چیزی نیست

00:36:57.200 --> 00:36:59.780
برادر سوم، امروز سرت شلوغ نیست؟

00:36:59.780 --> 00:37:02.990
سرم شلوغه، انقدر شلوغه که حتی وقت سرخاروندن ندارم

00:37:02.990 --> 00:37:06.010
ولی الآن یه وقت ندارم که هم تورو ببینم و هم یه نفسی تازه کنم؟

00:37:06.010 --> 00:37:08.070
وضعیت اقتصادی ما خیلی خوب نیست

00:37:08.070 --> 00:37:12.440
آدما خیلی ان بخاطر همین نشد بیشتر از این غذا بردارم، فعلا با همین خودتو سیر کن

00:37:12.440 --> 00:37:16.310
مثل اینکه تا حالا سختی نکشیدم، ولی میتونم گرسنگی رو تحمل کنم

00:37:18.350 --> 00:37:21.790
مراقب باش مراقب باش مراقب باش، بیا بیا بیا

00:37:21.790 --> 00:37:23.550
یکم آب بخور

00:37:26.750 --> 00:37:29.570
گفتم آروم بخور

00:37:29.570 --> 00:37:34.360
فکر کنم... اگه نمیتونی اینجا زندگی کنی میتونی به خونه برگردیا

00:37:34.360 --> 00:37:37.190
همینکه برادر بزرگ شورش رو شروع کرد به خونه برگرد

00:37:38.640 --> 00:37:40.590
دوباره داری از فرصت استفاده میکنی و بحثو میپیچونی که برگردونیم خونه

00:37:40.590 --> 00:37:44.130
انگار نمیدونی که اگه برگردم برادر بزرگم میخواد منو بپاد و نزاره از خونه بیرون برم

00:37:44.130 --> 00:37:46.900
اونوقت کی میخواد بیاد منو نجات بده؟ تو؟

00:37:46.900 --> 00:37:50.910
اگه به اندازه کافی حرف شنو بودی، وقتش که میرسید میومدم نجاتت میدادم

00:37:50.910 --> 00:37:53.250
حرفاتو قبول ندارم

00:37:54.620 --> 00:37:57.780
قبلا، وقتیکه از مکتب تای برگشتم

00:37:57.780 --> 00:37:59.870
بیشتر وقتا با برادر بزرگ میومدیم اینجا

00:37:59.870 --> 00:38:04.230
به طلوع و غروب خورشید نگاه میکردیم و درباره قوانین و طبیعت کائنات حرف میزدیم

00:38:05.520 --> 00:38:06.910
خب نتیجه حرفاتون چی شد؟

00:38:06.910 --> 00:38:11.400
آینده طولانیه، قبل اینکه وقت درست انجام هرکاری برسه باید صبر کنی

00:38:13.440 --> 00:38:18.180
به محض اینکه برادر بزرگ به هدفش برسه، میام خونتون

00:38:19.570 --> 00:38:21.950
بشین تا برسه

00:38:27.320 --> 00:38:29.850
منظورت چیه؟

00:38:31.290 --> 00:38:36.910
منظورم اینه که برای انجام یک کار خوب، یک صنعتگر به بهترین ابزار نیاز داره

00:38:36.910 --> 00:38:40.320
اخیرا تیر و کمون کم داریم

00:38:40.320 --> 00:38:43.880
این ایده ای که استفاده از چوب بامبو برای ساخت تیر دادی خیلی خوب بود

00:38:43.880 --> 00:38:48.230
رفیقمون یین واقعا خیلی باهوشه

00:38:50.300 --> 00:38:55.900
اگه هیج توانایی ای نداشتم، چرا باید جرئت میکردم و مهارت جزئیمو پیش یه متخصصی مثل برادر سوم لیو نشون میدادم؟

00:38:56.840 --> 00:39:01.870
خیلی بده، هنوز خیلی تیر نساختی ولی خنجرت دیگه تقریبا شکسته

00:39:01.870 --> 00:39:05.660
بخاطر اینه که توی خونتون یه تبر برای بریدن تیکه های چوب ندارین

00:39:05.660 --> 00:39:08.660
طوری نیست، منم فعلا این خنجرو برمیدارم

00:39:08.660 --> 00:39:13.370
تضمین میدم که فردا درستش میکنم

00:39:55.530 --> 00:39:57.180
...برادر سوم

00:40:03.180 --> 00:40:06.280
برادر سوم به چی فکر میکنی؟

00:40:06.280 --> 00:40:08.180
...دارم درباره

00:40:09.920 --> 00:40:11.570
...هیچی

00:40:12.830 --> 00:40:15.230
این جون چن رو توی اتاقت دیدم

00:40:15.230 --> 00:40:18.490
برادر بزرگم خیلی دنبال این میگشت و حتی یه کپیشو هم نتونست پیدا کنه، چطوری یکی از این داری؟

00:40:18.490 --> 00:40:21.460
یادت رفته که پیشگویی نظامی برای دایی دوک کایِته؟

00:40:21.460 --> 00:40:26.050
اون سال خونوادت خیلی باعجله رفتن و این توی کتابخونه جا موند

00:40:26.050 --> 00:40:31.060
خب ما که رفته بودیم، تو چرا برگشتی؟ که کتابارو برداری

00:40:32.230 --> 00:40:35.330
داشتم فکر میکردم از اونجایی که ما دیگه نمیتونیم برای یه مدت طولانی همو ببینیم

00:40:35.330 --> 00:40:40.100
حداقل باید یه چیزی بعنوان یادگاری بردارم

00:40:43.570 --> 00:40:48.930
و در آخر کتاب به صاحب واقعیش برگشت

00:40:48.930 --> 00:40:50.500
آره

00:40:52.010 --> 00:40:56.300
درسته، خیلی از یادداشت هاش کمرنگ شدن

00:40:56.300 --> 00:40:57.710
درست نمیتونم بخونمش

00:40:57.710 --> 00:41:00.060
بیا، برات میخونمش

00:41:08.040 --> 00:41:09.660
این جمله رو ببین

00:41:09.660 --> 00:41:12.030
کسی نمیتونه کاملا روی سربازا حساب باز کنه

00:41:12.030 --> 00:41:14.550
برای شکست دشمن باید همه همکاری کنن

00:41:14.550 --> 00:41:20.180
این عبارت یعنی اینکه تکیه کردن فقط روی نیروی سربازا کافی نیست

00:41:20.180 --> 00:41:24.360
به استراتژی ها و تدارکات و تشکیلات خوب هم نیازه

00:41:28.140 --> 00:41:29.720
چی؟

00:41:30.320 --> 00:41:37.460
همیشه فکر میکردم که برادر سوم با اون پسرک جوون بااعتماد به نفس توی دانشکده امپراتوری فرق داره

00:41:37.460 --> 00:41:43.540
یکم پیش فهمیدم که ملایمت و نجابت به قدرت و ضعف غلبه میکنه و به قوی چیره میشه

00:41:43.540 --> 00:41:48.150
برادر سوم پیشگویی نظامی رو بررسی کرده و فهمیدتش، و حالا

00:41:48.150 --> 00:41:50.810
داره با اصول اون زندگی میکنه

00:41:52.830 --> 00:41:56.770
پیشگویی نظامی به حیله گری و استراتژی تکیه کرده

00:41:56.770 --> 00:42:00.320
من دربرابر تو همیشه صادقم

00:42:03.210 --> 00:42:07.020
خیلی ساله که همدیگه رو ندیده بودیم و لابد خیلی چیزا یادت رفته

00:42:07.020 --> 00:42:09.840
تو هم واقعا یادت نمیاد من کی ام

00:42:09.840 --> 00:42:11.530
ولی مشکلی نیست

00:42:11.530 --> 00:42:16.950
فقط اینو بدون که من هیچوقت بهت دروغ نمیگم

00:42:16.950 --> 00:42:20.460
و هیچوقت ازت سواستفاده نمیکنم

00:42:26.960 --> 00:42:30.250
برادر سوم شوخی میکنم

00:42:30.250 --> 00:42:32.530
به دل نگیر

00:42:35.250 --> 00:42:37.220
قرار نبود برام استراتژیای نظامی رو توضیح بدی؟

00:42:37.220 --> 00:42:40.990
اگه آرایش نظامی یکم تغییر کنه

00:42:40.990 --> 00:42:42.860
خیلی تهاجمی میشه؟

00:42:42.860 --> 00:42:46.540
این آرایش باید اینجوری تغییر کنه

00:42:46.540 --> 00:42:48.250
جناح ها باید باهم دیگه کار کنن

00:42:48.250 --> 00:42:52.530
اینجوری توی آرایش نظامی میتونن آزادانه تغییر پیدا کنن و جلوی شکست رو بگیرن

00:42:52.530 --> 00:42:56.380
برادر سوم تو خیلی دقیقی، شکستو قبول میکنم

00:42:57.420 --> 00:42:59.880
این یکیو ببین

00:42:59.880 --> 00:43:03.430
...اگه اینو به بالا هدایتش کنی

00:43:05.510 --> 00:43:24.860
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:24.884 --> 00:43:36.884
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.