﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.980
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.610 --> 00:01:30.720
عرصه عشق

00:01:30.720 --> 00:01:33.810
قسمت 11

00:01:33.810 --> 00:01:37.480
ما داریم تلاش میکنیم که خودمونو نجات بدیم، همه مردم اونجا شاهدش بودن

00:01:37.480 --> 00:01:40.260
برادر بزرگ، به حرفشون گوش نکن

00:01:40.260 --> 00:01:42.910
حتی اگه مقصر اصلی ما بودیم با حرفامون اونارو آزار میدادیم

00:01:42.910 --> 00:01:45.430
اونا همون لحظه که اومدن باعث دردسر شدن

00:01:45.430 --> 00:01:47.190
ببینید چه بلایی سر دستم اوردن

00:01:47.190 --> 00:01:50.120
برادربزرگ، شما باید این مشکلو برامون حل کنید

00:01:50.120 --> 00:01:53.240
ما فقط دو نفرو داریم در حالی که شما بیشتر از ۱۰ نفر همراهتون دارین

00:01:53.240 --> 00:01:56.140
چرا ما باید جنگو شروع کنیم؟

00:01:56.140 --> 00:01:57.720
عدالت توی دله مردمه

00:01:57.720 --> 00:02:02.740
اینکه چه کسی درست میگه و چه کسی اشتباه در هر
صورت ژنرال بزرگ بدون در نظر گرفتن همه اینا تصمیم گیرندست

00:02:09.190 --> 00:02:10.860
بخاطر همین

00:02:10.860 --> 00:02:14.010
از اونجایی که یین جی سگه دست اموزه ژنرال بو شنگه

00:02:14.010 --> 00:02:18.050
فکر میکنی که حکم دقیقا باید چی باشه؟

00:02:24.610 --> 00:02:28.040
به نظر من، هر دو طرف دچار اشتباه شدن

00:02:28.040 --> 00:02:30.110
بخاطر همین، همه دنبال مصالحه ان

00:02:30.110 --> 00:02:33.300
هیچ کس اجازه از سر گرفتن این موضوع در اینده رو نداره

00:02:33.300 --> 00:02:37.080
خیلی خوب، از اونجایی که این اولین اشتباهته، بزار توی گذشته بمونه

00:02:37.080 --> 00:02:38.660
حالا میتونی بری

00:03:06.030 --> 00:03:09.930
مرغ معطر اینجاست

00:03:12.010 --> 00:03:14.210
هر چند من دل و دماغ خوردنشو ندارم

00:03:14.210 --> 00:03:16.960
فقط  مخصوص تو اوردمش

00:03:16.960 --> 00:03:18.190
بدون هیچ عجله ای، بخور

00:03:18.190 --> 00:03:21.040
فکر نمیکنم بخوام. الان بشدت عصبیم

00:03:21.040 --> 00:03:24.560
اگه تو چیزی نخوری، دقیقا کاری رو انجام دادی که ژائو مائو میخواد

00:03:24.560 --> 00:03:27.450
دسته شکسته‌ی اون چه ربطی به غذا نخوردن تو داره؟

00:03:36.030 --> 00:03:37.590
اروم، اروم

00:03:37.590 --> 00:03:40.250
خیلی خوشمزست

00:03:41.500 --> 00:03:45.090
از زمانی که شورشو شروع کردیم، خیلی وقت میشه که گوشت نخوردی اره؟

00:03:45.090 --> 00:03:48.050
فکر میکنم کلا مزه‌ی گوشت از زیر زبونم در رفته بود

00:03:58.120 --> 00:04:00.350
الان که حرف گوشت شد

00:04:00.350 --> 00:04:03.260
من دو روز پیش به ارتش پینگ لین رفته بودم

00:04:03.260 --> 00:04:06.700
من افراد زیادی رو با اختلاف سنی متفاوتی دیدم که برای خودشون غذا درست میکردن

00:04:06.700 --> 00:04:09.500
گفتم" نمیتونه خوراکی باشه" اما اونا گفتن

00:04:09.500 --> 00:04:13.360
از وقتی که لو لین توسط یان یو به زمین گرم خورد اوناهم با ارتش فرار کردن

00:04:13.360 --> 00:04:16.130
اونا غذایی نداشتن پس مجبور بودن برای سیر کردن شکمشون اون چیزا رو بخورن

00:04:16.130 --> 00:04:19.390
همه اون چیزایی که فقط اسمشون غذا بود رو تا یک سال میخوردن

00:04:21.100 --> 00:04:24.960
من میدونم که تو میخوای عمدا به ته این موضوع برسی تا قدرتتو نشون بدی و برای اطمینان از منظم بودن نظام

00:04:24.960 --> 00:04:27.130
به اونها هشدار بدی

00:04:27.130 --> 00:04:29.720
ولی، شاید هیچ وقت بهشون فکر نکردی

00:04:29.720 --> 00:04:33.620
ارتش ما در مجموع نصفه ارتش شین شی و پین لین نمیشه

00:04:33.620 --> 00:04:37.700
بیشترشون جایی واسه موندن ندارن و مثل راهزن سرگردون این ور اونور میرن

00:04:37.700 --> 00:04:41.880
اونا فقط خوراکی برای خودشون و زنو بچه هاشون میخوان

00:04:41.880 --> 00:04:45.380
اونا دیگه نمیتونن بخاطر چیزای دیگه اذیت بشن

00:04:47.970 --> 00:04:51.720
اما برادر سوم، ما فقط شورشیم و راهزن سرگردون نیستیم

00:04:51.720 --> 00:04:55.990
کارای ژانگ مائو چه فرقی با اون جونورایی داره که توی گذشته خدمتکارارو به بند میکشیدن؟

00:04:55.990 --> 00:04:58.810
اونا میخوان از اسم ارتشمون برای به بند کشیدن مردم عادی و دزدی ازشون استفاده کنن

00:04:58.810 --> 00:05:01.580
اگه اسم درست نباشه، حرف هم مرتب نمیشه و اگه حرف مرتب نشه کاری رو نمیشه جلو برد

00:05:01.580 --> 00:05:06.580
اگه مردم فقط بخاطر این اعتمادشون نسبت به ما از دست بدن چطوری میتونیم دزد مانگو به زمین بزنیم و دنیای رو نجات بدیم؟

00:05:07.800 --> 00:05:09.820
این منطقیه

00:05:10.380 --> 00:05:12.860
اما هر چی عجله داشته باشی سرعتت کمتر میشه

00:05:12.860 --> 00:05:15.670
اگه خیلی سریع کارو جلو ببریم ممکنه نتیجه عکسشو بدست بیاریم

00:05:15.670 --> 00:05:19.190
بیشتر اونا از وانگ کوانگ دستور گرفتن و اون زندگی و مرگو گذروندن

00:05:19.190 --> 00:05:21.310
ما فقط با اونا همکاری کردیم

00:05:21.310 --> 00:05:24.270
اگه بخواییم که بهمون اعتمادکنن یکم طول میکشه

00:05:24.270 --> 00:05:27.210
اگه بخواییم از قوانین نظامی ما دستور بگیرن هم بیشتر از اون طول میکشه

00:05:27.210 --> 00:05:29.730
تو باید به خاطر داشته باشی که ببرها و گرگها رو

00:05:29.730 --> 00:05:32.780
تو نه میتونی کنترلشون کنی نه میتونی بزاری کنترلت کنن

00:05:32.780 --> 00:05:35.060
بنظرت زو وی نگفته که میخوادنظم نظامیشو ارتقا بده؟

00:05:35.060 --> 00:05:39.260
بیا یکم بیشتر صبر کنیم وقتی توی چندتا مبارزه پیروز شدیمو شهر وانو به چنگ اوردیم

00:05:39.260 --> 00:05:42.420
اون زمانه که کلی غذا داریم

00:05:42.420 --> 00:05:46.650
فکر میکنم بقییه مشکلا به راحتی حل میشه

00:05:47.910 --> 00:05:50.060
امیدوارم

00:05:53.980 --> 00:05:55.070
درسته

00:05:55.070 --> 00:05:58.540
پدربزرگ مادریت اون قدری سن داره که شوک بهش وارد شه

00:05:58.540 --> 00:06:01.690
الان این یه مشکله؟
 من درموردش نگرانم

00:06:01.690 --> 00:06:05.140
اماد پدربزرگ مادریم رفتار مخصوص خودشو داره اگه الان برم

00:06:05.140 --> 00:06:07.420
میترسم که بیشتر عصبی شه

00:06:09.620 --> 00:06:11.380
خون ضخیم تر ابه

00:06:11.380 --> 00:06:14.350
مهم نیست چقدر عصبی بشه اون بیشتر اوقات سرزنشت میکنه

00:06:14.350 --> 00:06:17.240
منو ببین که هر روز برادرمو عصبی میکنم

00:06:17.240 --> 00:06:21.170
ولی با اینحال اگه اتفاقی واسم بیوفته اون ازم محلفظت میکنه

00:06:21.170 --> 00:06:22.500
اینطوری نباش من باهات میام

00:06:22.500 --> 00:06:25.890
وقتی یه فصل کتک بخوری همراهت مبام

00:06:27.510 --> 00:06:29.130
باشه

00:06:29.690 --> 00:06:31.990
اول این غذایی که واست اوردمو بخور

00:06:31.990 --> 00:06:34.130
خوب بخور که بتونی زیر ضربه ها دووم بیاری

00:06:34.130 --> 00:06:35.520
ارومتر

00:06:36.440 --> 00:06:38.530
بخور

00:06:41.770 --> 00:06:45.870
امروز دخلتو میارم نوه‌ی بی لیاقت

00:06:45.870 --> 00:06:50.910
نوه‌ی بی لیاقت. شکنجت میکنم. شکنجت میکنم. شکنجت میکنم

00:06:50.910 --> 00:06:53.050
شکنجت میکنم. شکنجت میکم

00:06:53.050 --> 00:06:56.270
اونقدری شکنجت میکنم که نفسای اخرتو بکشی

00:06:56.270 --> 00:06:58.360
شکنجه. شکنجه

00:06:58.360 --> 00:07:01.200
شکنجت میکنم، نوه‌ی بی عرضه

00:07:04.150 --> 00:07:08.170
از اونجایی که جوونی میگی از نواده‌های هان هستی

00:07:08.170 --> 00:07:10.150
از نوادگان امپراطوری

00:07:10.150 --> 00:07:12.870
ولی ببین چی رو تموم کردی

00:07:12.870 --> 00:07:16.110
تو یه شورشی یا یه راهزن؟

00:07:16.110 --> 00:07:21.420
تو جون مردمو نجات میدی یا خونه هاشونو غارت میکنی

00:07:21.420 --> 00:07:22.980
د بنال دیگه

00:07:22.980 --> 00:07:24.930
من اشتباه کردم

00:07:24.930 --> 00:07:29.540
تا زمانی که بتونی خودتو اروم کنی حتی اگه تا سر حد مرگم‌ بزنیم

00:07:29.540 --> 00:07:30.980
من خودمو سزاوارش میدونم

00:07:30.980 --> 00:07:33.970
خوب حالا که گفتی شکنجت میدم

00:07:33.970 --> 00:07:38.990
شکنجت میدم. شکنجت میدم. شکنجت میدم. شکنجت میدم

00:07:38.990 --> 00:07:45.990
شکنجت میدم. شکنجت میدم. شکنجت میدم. شکنجه، شکنجه

00:07:45.990 --> 00:07:48.610
شکنجت میدم

00:07:53.900 --> 00:07:57.950
نوه‌ی پسرم

00:08:06.150 --> 00:08:08.590
نوه پسرم

00:08:17.840 --> 00:08:22.270
اون یین جی رو دیر یا زود دخلشو میارم

00:08:23.930 --> 00:08:26.420
امروز اینجا جلوی چشم همه فکر نمیکنی که حرفت خجالت اوره؟

00:08:26.420 --> 00:08:28.430
خواهشا تو اینده واسم دردسر درست نکن

00:08:28.430 --> 00:08:31.500
برادر بزرگ. ما میتونیم خانواده لیو رو تحمل کنیم

00:08:31.500 --> 00:08:33.540
ولی خانواده‌ی یان چی؟

00:08:33.540 --> 00:08:36.790
اون شخصی که دمش به دم خانواده یان وصله گفته که ما همه راهزنیم

00:08:38.750 --> 00:08:40.730
مجروح شدن من اصلا به چشم نمیاد

00:08:40.730 --> 00:08:44.390
اون چشمش دنبال ارتش شین شه پینگ لین و برادر بزرگه

00:08:44.390 --> 00:08:46.700
واقعا تو میتونی همبچین چیزی رو تحمل کنی؟

00:08:49.980 --> 00:08:51.970
باز داری کجا میری؟

00:08:53.900 --> 00:08:55.300
میرم تا انتقام بگیرم

00:08:55.300 --> 00:08:57.860
اون دستمو زخمی کرد میرم که کله خانوادشو با خاک یکسان کنم

00:08:57.860 --> 00:08:59.440
توعه کله خر

00:08:59.440 --> 00:09:00.950
خانواده یین خانواده‌ی مشهوریه

00:09:00.950 --> 00:09:04.190
تو فقط با یه دست و یه نیزه چه غلطی میتونی بکنی دقیقا؟

00:09:04.190 --> 00:09:05.730
بتمرگ سرجات

00:09:19.870 --> 00:09:23.300
برادر بزرگ من شنیدم که خانواده یانگ ثروت زیادی داره

00:09:23.300 --> 00:09:25.000
صدها هکتار زمین کشاورزی که حاصل خیزه

00:09:25.000 --> 00:09:28.150
شین یه پر خانواده های ثروتمنده

00:09:28.150 --> 00:09:30.300
چرا نباید اول شین یه رو با خاک یکسان کنیم؟

00:09:30.300 --> 00:09:32.390
زمانی که ما پول و غذای کافی بدست اوردیم

00:09:32.390 --> 00:09:36.300
بعدش جی یانگ و وان چنگ و تصاحب میکنیم تازه باعث میشه اعتمادبنفسمون بره بالا

00:09:36.300 --> 00:09:38.160
مگه نه مشاور نظامی؟

00:09:38.160 --> 00:09:39.960
مزخرفه

00:09:39.960 --> 00:09:42.140
اون مکانه خانواده‌ی یین و دنگه

00:09:42.140 --> 00:09:46.110
اونا با خانواده‌ی لیو یان هم فامیلن. بنظرت موافقت میکنه؟

00:09:47.430 --> 00:09:52.930
ژنرال بنظرم اونی که ژانگ مائو گفت منطقیه

00:09:52.930 --> 00:09:55.330
خیلی از مردم الان دارم بهمون ملحق میشن

00:09:55.330 --> 00:09:58.570
ما نمیتونیم فقط به پول و غذای هو یانگ وابسته باشیم

00:09:58.570 --> 00:10:02.430
بزودی زمستون میاد و ما به غذای بیشتری نیاز داریم

00:10:02.430 --> 00:10:06.040
اگه اول شین یه رو بگیریم میتونیم انرژیمونو ذخیره کنیم

00:10:06.040 --> 00:10:11.410
بعدش که به جی یانگ و وان چنگ حمله کردیم شانسمون برای برد بیشتره

00:10:18.330 --> 00:10:21.990
ژندال نیازی به نگرانی درباره ی لیو یان نیست

00:10:21.990 --> 00:10:25.880
ایا برادر شوهرش دنگ چنجیا توسط شین یه به قتل نرسید؟

00:10:25.880 --> 00:10:30.520
میتونیم همینو بهونه کنیم و بگیم که اومدیم انتقام خانواده دنگ و بگیریم

00:10:30.520 --> 00:10:33.890
فکر میکنم که دیگه لال مونی بگیره

00:10:33.890 --> 00:10:35.600
این بهتره

00:10:37.250 --> 00:10:41.560
باشه اول به شین یه حمله میکنیم

00:10:43.100 --> 00:10:44.610
بیا

00:10:47.220 --> 00:10:48.670
بخور بخور

00:10:59.840 --> 00:11:01.600
برادر بزرگ

00:11:01.600 --> 00:11:04.310
مگه قرار نبود به جی یانگ حمله کنیم چرا داریم میریم سمت شین یه؟

00:11:04.310 --> 00:11:06.180
این راه نیست

00:11:11.740 --> 00:11:14.390
این تصمیم من نبوده

00:11:14.390 --> 00:11:15.900
این تصمیمه وانگ کوانگه

00:11:15.900 --> 00:11:18.930
قشنگ معلومه که چشمش دنباله ادامای ثروتمنده شین یه‌ست. میخواد از اونا دزدی کنه

00:11:18.930 --> 00:11:21.320
برادر بزرگ، چطور میتونی بهش اعتماد کنی؟

00:11:23.280 --> 00:11:27.380
گفتن که شین یه تجهیزات نظامی داره و توسط مسئولی تحت کنترله پس حمله بهش اسونه

00:11:27.380 --> 00:11:31.290
برادر بزرگ اول راضی نبود اما گفتن که میخوان از خانواده‌ی دنگ انتقام بگیرن

00:11:31.290 --> 00:11:34.970
چطور انتظاری که برادر بزرگ اونو برای کار یا مسائل شخصی رد کنه؟

00:11:34.970 --> 00:11:38.240
اگه جرات کنن که برای دزدی وارد شهر بشن یا بخوان به شین یه دست بزنن خودم دست به کار میشم

00:11:38.240 --> 00:11:41.400
باشه باشه. ما اینجام پس اروم باش

00:11:41.400 --> 00:11:42.850
چطور ازم میخوای که اروم باشم؟

00:11:42.850 --> 00:11:47.070
ما تسلیم و تحت فشار اونا میشیم و اونا سعی میکنن بخاطر کار و مسائل شخصیشون دوباره برگردن

00:11:47.070 --> 00:11:49.220
خیلی خوب اروم باش

00:11:49.220 --> 00:11:51.000
من نمیزارم به خانواده یین حمله کنن

00:11:51.000 --> 00:11:53.740
بیاین اول به شین یه بریم تا جلوی اتش زدن خونه ها و غارت و بگیریم

00:11:53.740 --> 00:11:55.330
اگه تواناییشو داشتن بزارین حمله کنن

00:11:55.330 --> 00:11:57.740
خانواده یین نمیتونه عقب نشینی کنه

00:11:57.740 --> 00:12:01.410
مطمئن باش که اگه حتی من نتونم از کشورم دفاع کنم

00:12:01.410 --> 00:12:03.310
ما لیاقت اینکه عضو خانواده لیو باشیم و نداریم

00:12:03.310 --> 00:12:04.670
اگه بزور دزدی کنن چی؟

00:12:04.670 --> 00:12:07.590
اگه اونا طبق گفته خودشون عقب نشینی کنن حتی اگه مجبور باشم هر کاری رو انجام میدم

00:12:07.590 --> 00:12:10.840
من باهاشون درگیر نمیشم پس نگران نباش

00:12:14.070 --> 00:12:17.590
خیلی خوب. اماده رفتن بشین

00:12:30.050 --> 00:12:33.210
صورتت مثل پایه ماهی تابه موقع سرخ شدنه

00:12:33.210 --> 00:12:37.090
چی؟ نکنه تو هنوز از برادر بزرگتر عصبانی؟

00:12:37.090 --> 00:12:41.500
معلومه که نه. من فقط نگران برگشت به شین یه‌ام

00:12:41.500 --> 00:12:43.790
میخوام که به خونه برگردم

00:12:43.790 --> 00:12:49.200
یادمه اخرین بار برادر بزرگ بهم گفت که اگه به حرفش گوش ندم یه عمر تو خونه زندونیم میکنه

00:12:49.200 --> 00:12:51.880
و اینبار یواشکی بیرون اومدم

00:12:51.880 --> 00:12:56.200
هنوز داری میخندی؟ اگه به خونه برگردم ممکنه دیگه نتونم روشنایی روزو ببینم

00:12:56.200 --> 00:12:59.460
اگه واقعا نمیتونی بیرون باشی پس فقط خونه بمون

00:12:59.460 --> 00:13:02.460
همین الان ارتش هان تحت کنترل برادر بزرگ نیست

00:13:02.460 --> 00:13:05.520
تو اینده موقعیت های بیشتری وجود دارن که ممکنه نتونیم اونا رو قبول یا تحمل کنیم

00:13:05.520 --> 00:13:08.550
با همیچین افکاری، چرا باید با موندنت عذاب بکشی؟

00:13:08.550 --> 00:13:10.330
پس بیشتر باید بمونم

00:13:10.330 --> 00:13:12.930
برادر بزرگه که باید کله وضعیت رو کنترل کنه درحالی که شماها فقط تحمل کننده این

00:13:12.930 --> 00:13:15.340
بنظرت برادرای جوئلینگ ما بخاطر این خفه نمیشن؟

00:13:15.340 --> 00:13:17.260
تو، همیشه به نصیحتا گوش نمیکنی

00:13:17.260 --> 00:13:19.820
تو همیشه دوست داری چونه بزنی

00:13:20.870 --> 00:13:23.960
در هر صورت برام مهم نیست‌. اگه برادر بزرگ واقعا بخواد منو بکشونه خونه

00:13:23.960 --> 00:13:27.010
برادر سوم باید برای جلوگیری از اونا راه حلی پیدا کنیم

00:13:29.050 --> 00:13:31.160
و تو میگی که باهام مثل یه دوست رفتار میکنی؟

00:13:31.160 --> 00:13:33.410
من حتی خیلی قبل تو رو تا خونه پدربزرگت همراهی کردم

00:13:33.410 --> 00:13:35.900
باید کمکم کنی

00:13:35.900 --> 00:13:40.520
باشه باشه باشه. برادر سوم همه تلاششو میکنه

00:13:47.660 --> 00:13:49.600
<i>[شین یه]</i>

00:13:54.130 --> 00:13:57.310
من با احترام به ژنرال لیو که به شهرمون اومده خوش امد میگم

00:13:59.240 --> 00:14:01.810
این یعنی چی؟ نمیخوایم دیگه باهام بجنگیم؟

00:14:01.810 --> 00:14:06.000
شین یه میدونه که چطوری خودشو با شرایط وفق بده که نه تهش بشه جنگیدن و نه تسلیم شدن

00:14:09.120 --> 00:14:11.360
ژنرال، لطفا وارد شهر بشین

00:14:12.380 --> 00:14:14.280
بیا خصوصی حرف بزنیم

00:14:15.620 --> 00:14:17.580
ژنرال، لطفا

00:14:18.240 --> 00:14:22.190
شنیدم که این تو بودی که مردایی رو برای حفاری
...مقبره های اجدادی برادر شوهرم دنگ چن بردی

00:14:22.190 --> 00:14:24.080
و حتی مقبره رو هم با خاک یکسان کردی

00:14:24.080 --> 00:14:26.870
من فقط دستوراتو انجام دادم چون نمیتونم ازش سرپیچی کنم

00:14:26.870 --> 00:14:28.570
ممکنه که ژنرال منو ببخشن، منو ببخشن

00:14:28.570 --> 00:14:32.630
در واقع، تو زمانای عادی، من و خانواده دنگ و یین صمیمیم

00:14:32.630 --> 00:14:35.660
این فقط یه نمایشه تا بتونم گزارش بدم که وظیفه خودمو انجام دادم

00:14:35.660 --> 00:14:37.360
...وگرنه چطوری اعضای خانواده دنگ

00:14:37.360 --> 00:14:41.460
به راحتی از خطر فرار کردنه؟ امیدوارم ژنرال بتونه اینو درک کنه

00:14:41.460 --> 00:14:46.640
اینسری بزرگ‌ترین خاندان یین بود که به من توصیه کرد با ژنرال نجنگم و فقط صادقانه تسلیم شم

00:14:46.640 --> 00:14:50.370
من هرگز جرات نمیکنم که به ژنرال آسیب برسونم

00:14:52.390 --> 00:14:56.910
به من هیچ ربطی نداره چون من نمیدونم برادر بزرگم چیکار کرده

00:14:56.910 --> 00:14:59.380
دوری از مجبور کردن دشمن نه تنها امنیت کل شهر و تضمین میکنه

00:14:59.380 --> 00:15:01.670
همچنین نقشه غارت وانگ کوانگ و دیگرانو از بین میبره

00:15:01.670 --> 00:15:04.720
این حرکته یین سیبو واقعا زیرکانست

00:15:06.260 --> 00:15:11.350
توی این زمان خانواده‌ی یان خیلی کمکمون کردن فکر کنم بهتر باشه ببینیمشون

00:15:27.460 --> 00:15:28.770
همگی راه بیوفتین

00:15:28.770 --> 00:15:32.340
من به همه نوشیدنی و خوراک میدم به سلامتی

00:15:33.050 --> 00:15:34.560
به سلامتی

00:15:38.260 --> 00:15:41.240
یین زینگ و دنگ فنگ به ژنرال بوشنگ سلام می کنن

00:15:41.240 --> 00:15:43.600
بیاین و بشینید لطفا

00:15:49.520 --> 00:15:51.370
همگی خوب نگاه کنید

00:15:51.370 --> 00:15:53.310
اینها بچه های بزرگ خانواده‌ی یین و دنگ ان

00:15:53.310 --> 00:15:55.560
قهرمانای جوانی که متمایزن

00:15:55.560 --> 00:15:57.970
ژنرال دارن زیاد اغراق میکنن برادر بزرگ دستور داد بیایم

00:15:57.970 --> 00:16:01.350
تا به شما شراب، غذای قیمتی، و کمی اذوقه مورد نیاز رو به عنوان پاداش برای ارتش هان بدیم

00:16:01.350 --> 00:16:03.130
از مهمون نوازی باشکوه برادر بزرگتون خیلی ممنونم

00:16:03.130 --> 00:16:07.000
من شخصا یه روز به خونتون میام تا ازش تشکر کنم

00:16:07.000 --> 00:16:09.000
...من نمیتونم اینو قبول کنم. برادر بزرگ قبلا گفته بود

00:16:09.000 --> 00:16:11.410
ژنرال به شین یه ما کمک کرد تا توی فاجعه جنگ از بین نریم

00:16:11.410 --> 00:16:13.560
ما باید اولین نفراتی باشیم که از شما تشکر میکنه

00:16:13.560 --> 00:16:16.660
ما همین الانم خانواده ایم نیازی نیست مثل غریبه ها رفتار ‌کنیم

00:16:16.660 --> 00:16:19.100
برادر یین چی داری میگی؟

00:16:22.150 --> 00:16:25.890
خیلی خوب اماده باشین بیاین که لذت ببریم

00:16:31.600 --> 00:16:35.600
برادر دوم  برادر دوم میتونیم خصوصی صحبت کنیم؟

00:16:35.600 --> 00:16:40.040
برادر یین جی خیلی وقته که ندیدمت. دلم برات تنگ شده بود

00:16:42.920 --> 00:16:44.660
پس بیا بریم

00:16:55.980 --> 00:16:58.610
شما دوتا میخوایین در مورد چی باهام صحبت کنید؟

00:16:58.610 --> 00:16:59.930
البته، این فقط برا رفتن به خونه بود

00:16:59.930 --> 00:17:03.980
بزارین برم! بزارین برم! اگه نزارین از تمام زورم استفاده میکنم

00:17:03.980 --> 00:17:08.070
خواهر از قدرتت استفاده نکن. اگه انجام بدی فریاد میزنم

00:17:08.070 --> 00:17:09.640
خواهر بزرگتر فقط باهامون بیا خونه باشه؟

00:17:09.640 --> 00:17:11.390
بزن بریم-
 بزن بریم یین شینگ-
 برادرای همکار-

00:17:11.390 --> 00:17:13.600
برادر سوم
 یه دقه وایسین

00:17:14.680 --> 00:17:17.130
لیو ونشو، این مربوط به خانواده یینه

00:17:17.130 --> 00:17:19.180
نخود هر اش نشو

00:17:19.180 --> 00:17:21.680
برادر سوم
 بیا اینجا

00:17:22.380 --> 00:17:25.190
برادر یین جی پرسنل ارتش هانه

00:17:25.190 --> 00:17:27.580
شماها نمیتونین همینطوری ببرینش

00:17:29.760 --> 00:17:33.320
ولم کن همین الانم دستم شکسته

00:17:33.320 --> 00:17:35.430
لیو ونشو الان داری چه غلطی میکنی؟

00:17:35.430 --> 00:17:38.850
خواهر، عشق زندگی عموی کوچیک منه همون زمانی که شما و عموی من چندین سال تو خوابگاه بودین.

00:17:38.850 --> 00:17:42.130
اینجوری دخالت میکنی، ینی این تلاش برای دزدیدن معشوق شخص دیگه ایه یا تلاش برای کشتن خواهرم؟

00:17:42.130 --> 00:17:45.290
دنگ فن این مزخرافات چیه داری میگی؟

00:17:45.290 --> 00:17:47.610
همین الانم خواهر بزرگم خیلی کمکت کرده

00:17:47.610 --> 00:17:49.600
کوری نمیبینی مجروح شده؟

00:17:49.600 --> 00:17:53.570
توی جنگ، شمشیر چشم نداره و نمیدونه داره به کی میزنه.  واقعا می تونی امنیت کامل اونو تضمین کنی؟

00:17:55.490 --> 00:17:58.180
بامن بیا
 بزار برم

00:17:58.180 --> 00:17:59.430
برادر سوم

00:17:59.430 --> 00:18:02.670
بزارین برم! شما دوتا مگه کر هستین بزارین برم

00:18:02.670 --> 00:18:05.160
برادر سوم! برادر سوم

00:18:13.990 --> 00:18:17.660
قبلاً همیشه از برادر شوهرت می شنیدم که می گفت خانواده یین غیر قابل پیش بینین

00:18:17.660 --> 00:18:20.280
...باورش نکردم. ولی حالا که دارم همه اتفاقاتو میبینم

00:18:20.280 --> 00:18:22.400
اونا طبق شهرتشون زندگی رو میگذرونن

00:18:22.400 --> 00:18:26.170
مخصوصا برادر بزرگتر اون، یین سیبو، که یه ادم خیلی مشهوره

00:18:26.170 --> 00:18:28.970
اگه اون حاضر بشه با ما همکاری کنه

00:18:28.970 --> 00:18:31.590
ما درست مثل ببر با بالهای اماده پرواز میشیم

00:18:31.590 --> 00:18:35.920
وقت طلاست. برادر سوم، بیاین فردا بریم به دیدم خانواده یین
 گفتی چیکار کنیم؟

00:18:35.920 --> 00:18:38.030
انجام چه کاری؟ البته باید ازشون قدردانی کنیم

00:18:38.030 --> 00:18:42.360
از اونا تشکر کنیم که شین‌ون رو متقاعد کردن که شهر رو به ما بده

00:18:42.360 --> 00:18:46.070
و بعد از اون، باید در مورد ازدواجش با تو بپرسیم

00:18:46.070 --> 00:18:49.300
برادر بزرگتر، من جنبه‌ی شوخی ندارم

00:18:49.300 --> 00:18:52.890
احمق، من کی باهات شوخی کردم؟

00:18:53.990 --> 00:18:57.240
برادر کوچولو سوم، بنظرت همیشه اینو به من نمیگی

00:18:57.240 --> 00:18:59.580
اگر میخوای ازدواج کنی، اون شخص فقط میتونه یین لی هوا باشه

00:18:59.580 --> 00:19:03.680
بزار یه چیزی بهت بگم. یین جی به مدت 6 ماه با ما همراهی کرد جوری که جونشم میزاشت وسط

00:19:03.680 --> 00:19:06.660
با من و لیو جی مثل برادرای واقعی رفتار کرد

00:19:06.660 --> 00:19:10.510
ولی برا شما دونفر، حتما یه مشکلی هست

00:19:10.970 --> 00:19:16.220
من احساس می‌کنم که این موضوع به سادگی دوستی یا برادری نیست

00:19:16.220 --> 00:19:20.380
برادر بزرگتر، نگران مشکلات ما نباشین

00:19:20.380 --> 00:19:22.520
و بیاین دیگه پامونو خونه‌ی یین نذاریم

00:19:22.520 --> 00:19:25.540
برادر بزرگش ازم خوشش نمیاد. حتی اگه بریم، فکر نکنم بتونیم پامونم داخل بزاریم

00:19:25.540 --> 00:19:27.400
اگه نتونین داخل شین، پس من اینجا چه غلطی میکنم؟

00:19:27.400 --> 00:19:30.350
من لیو بوشنگ فرمانده‌ی ستون بهشتم

00:19:30.350 --> 00:19:32.520
اونا مگه میتونن دیدن منم رد کنن؟

00:19:32.520 --> 00:19:36.740
برادر بزرگتر، یین سیبو این دفعه بهمون کمک کرد چون می‌خواست شین یه رو از آسیب نجات بده

00:19:36.740 --> 00:19:38.580
فقط بخاطر اینکه لی هوا خواهر کوچیکشه

00:19:38.580 --> 00:19:41.880
اما اگه برنامت اینه که خانواده یین و برای پیوستن به ارتش هان تشویق کنی

00:19:41.880 --> 00:19:43.340
قطعا غیر ممکنه

00:19:43.340 --> 00:19:45.070
چرا؟

00:19:45.070 --> 00:19:46.780
لی هوا قبلا بهم گفته بود

00:19:46.780 --> 00:19:49.940
خانواده یین هزاران ساله که از درگیری های دولتی فاصله گرفتن

00:19:49.940 --> 00:19:53.570
برادر بزرگش، گوش به فرمان خانواد‌ست و
...فقطم خانواده یین رو میخواد

00:19:53.570 --> 00:19:56.960
تا از هرج و مرج و درگیری دنیا، شعله های جنگ، تهاجم و آزار و اذیت حفظ بشن

00:19:56.960 --> 00:20:00.810
خواهشا یکم فکر کن. برادر شوهر خانواده دنگ از طریق ازدواج با اونا فامیلن

00:20:00.810 --> 00:20:04.120
اما، اون هرگز اجازه نداده که یین ها با اون درگیر بشن

00:20:04.120 --> 00:20:07.530
بخاطر همین کاملا واضحه که یین ها بهمون کمک نمیکنن

00:20:07.530 --> 00:20:09.640
ولی گذشته گذشته و الانم الانه

00:20:09.640 --> 00:20:12.860
لی هوا الانم به ارتش هان ما پیوسته. وقتی یه روز، بلاخره با لی هوا ازدواج کردی

00:20:12.860 --> 00:20:17.930
برادر بزرگتر، با توجه به موقعیت الانمون، من با اون ازدواج نمیکنم

00:20:17.930 --> 00:20:19.990
...نه... تو

00:20:21.910 --> 00:20:23.860
بلاخره اینکارو میکنی

00:20:23.860 --> 00:20:27.750
می ترسی بگن که اول بهش نزدیک شدی و بعد مثل یه موش پشتش قایم شدی مگه نه؟

00:20:29.820 --> 00:20:33.140
.جاه طلبی لی هوا به یه مرد باخت نمیده

00:20:33.140 --> 00:20:35.140
اما با اینکه اون باهوشه و مهارت جنگیش بالاست

00:20:35.140 --> 00:20:37.470
اون خیلی صمیمیه

00:20:37.470 --> 00:20:41.620
الان  وضعیت داخلی ارتش هان ما هنوز نامشخصه. گذاشتم بره

00:20:41.620 --> 00:20:44.200
بخاطر اینکه نمیخوام دوباره تو خطر بیوفته

00:20:48.800 --> 00:20:53.620
اما اجازه بده با هدف جلب حمایت خانواده یین درخواست ازدواج کنم

00:20:53.620 --> 00:20:55.160
برادر بزرگتر

00:20:55.820 --> 00:20:57.880
من نمیتونم انجامش بدم

00:20:57.880 --> 00:21:00.050
دقیقا چی میخوای که بهت بگم؟

00:21:00.050 --> 00:21:03.750
فکر میکنی که میخوام اینکارو انجام بدم فقط برای اینکه به خودمون کمک کنم

00:21:03.750 --> 00:21:07.260
بخاطر اینکه من میتونم ببینم که تو و لی هوا احساسات عمیقی نسبت بهم دارین

00:21:07.260 --> 00:21:09.110
تو هنوزم مثل خیلی وقته پیش منتظر اون بودی

00:21:09.110 --> 00:21:11.580
واقعا چقدر دیگه میخوای منتظر بمونی؟

00:21:11.580 --> 00:21:14.320
سلسله شین هنوز حذف نشده، چگونه میشه در مورد این چیزا صحبت کرد؟

00:21:14.320 --> 00:21:16.820
وقتی یک روز به برادر بزرگتر کمک کردم تا سلسله شین رو سرنگون کنه

00:21:16.820 --> 00:21:20.570
و الان سلسله هان و زیر پوشش بگیره، قطعا برای پیدا کردن لی هوا برمیگردم

00:21:21.490 --> 00:21:25.220
برادر بزرگتر، ممکنه احساس کنی که قدرت ما دو نفر

00:21:25.220 --> 00:21:27.020
هنوز برای انجام کارهای بزرگ کافی نیست؟

00:21:27.020 --> 00:21:29.180
معلومه که نه
 پس، خوبه

00:21:29.180 --> 00:21:31.250
پس من هیچ دلیلی برای ازدواج عجله ای با اون ندارم

00:21:31.250 --> 00:21:34.960
یادمه برادر بزرگتر قبلاً گفته بود که اگه روزی بتونین آرزوی خودتونو برآورده کنین

00:21:34.960 --> 00:21:36.950
من همچنین می تونم وزیر باشم

00:21:36.950 --> 00:21:40.850
یا حداقلش میتونم مثل ژی جین وو( یه فرمانده قوی) باشم مگه نه؟

00:21:40.850 --> 00:21:43.190
...تا اون زمان من به خانواده‌ی یین میرم

00:21:43.190 --> 00:21:47.190
تا در شکوه با لی هوا ازدواج کنم

00:21:47.190 --> 00:21:49.190
چیزی بهتر از اینم هست؟

00:21:49.190 --> 00:21:51.690
درسته، تو خیلی جاه طلبی

00:21:51.690 --> 00:21:55.620
باشه پس من همون چیزی رو میخوام که تو میخوای وقتی زمانش برسه اگه یین سیبو هنوز موافق نباشه

00:21:55.620 --> 00:21:58.900
من افرادی رو میبرم تا یین لی هوا و برات بیارن. بعدش ببینیم چی واسه گفتن داره

00:21:58.900 --> 00:22:03.640
برادر بزرگتر ...اون وقت جاه طلبی خودتو برآورده کردی چگونه می تونی هنوز اینطوری باشی؟

00:22:03.640 --> 00:22:06.950
نه من فقط نگرانت بودم

00:22:07.920 --> 00:22:11.310
برادر بزرگتر، بیا درمورد موضوع عجله کنیم

00:22:11.310 --> 00:22:12.850
کی میتونیم حرکت کنیم؟

00:22:12.850 --> 00:22:15.070
الان که میبینم درد سرم باعث حواس پرتی شد

00:22:15.070 --> 00:22:17.130
این وانگ کوانگ گفت از اونجایی که اونا نمیتونن چیزی رو اینجا ببرن

00:22:17.130 --> 00:22:20.270
اونا میخوان با سرعت به جی یانگ برن و از ما میخوان تا فردا  حرکت کنیم

00:22:20.920 --> 00:22:24.350
درسته‌ نمیخوای عجبه کنی و قبل رفتن با لی هوا خدافظی کنی؟

00:22:25.770 --> 00:22:29.200
نیازی نیست. اون منو درک میکنه

00:22:29.200 --> 00:22:31.020
...تو

00:22:47.680 --> 00:22:48.950
<i>[محل خانواده‌ی یین]</i>

00:22:56.420 --> 00:22:58.660
در و باز کنین. بزارین برم

00:22:58.660 --> 00:23:00.820
به برادر بزرگتر بگین من دنباله اونم

00:23:00.820 --> 00:23:02.990
خواهر بزرگ، اینقدر انرژیتو حروم نکن

00:23:02.990 --> 00:23:08.290
برادر بزرگتر قبلا گفته بود که اگه مدت طولانی بیرون باشی اینسری به مدت بیشتری زندانی میشی

00:23:09.060 --> 00:23:11.330
خواهش میکنم

00:23:11.330 --> 00:23:14.530
برو برادر بزرگتر و ببین و بهش بگو که چیز مهمی باید بهش بگم

00:23:14.530 --> 00:23:18.670
اون چیز مهم احیانا این نیست که خواهر با لیو شیو و لیو یان میخواد بره به جنگ؟

00:23:18.670 --> 00:23:23.090
فکر کردن بهشو تموم کن. همین الانم ارتش لیو شیو و لیو یان حرکت کردن

00:23:25.710 --> 00:23:28.670
یین زینگ!  دنگ فنگ!  اگه شما دو نفر هنوز به خواهر بزرگتون اعتماد دارین

00:23:28.670 --> 00:23:30.820
پس در و باز کنین! من باید برادر بزرگتر و ببینم

00:23:30.820 --> 00:23:33.890
خواهر بزرگ، اینقدر داد نزن. برادر بزرگتر اینجا بیا نیست

00:23:33.890 --> 00:23:36.590
و ببین، بعد از اینکه ارتش هان و ترک کردی، حتی یکی از اون افراد چوئن لینگ

00:23:36.590 --> 00:23:38.600
نیومد تو رو ببینه

00:23:38.600 --> 00:23:41.220
این به این معنیه که اونا اصلا نگران خواهر بزرگ نیستن

00:23:41.220 --> 00:23:43.950
اینکه اونجا باشی یا نه فرقی نداره

00:23:43.950 --> 00:23:48.460
باشه باشه از اونجایی که دارم میبینم اهمیتی به خواهر نمیدن

00:24:26.200 --> 00:24:28.950
خیلیا میگن که سن پنگ کسیه که می دونه چطوری از تاکتیک های نظامی استفاده کنه

00:24:28.950 --> 00:24:32.290
اما اون قبله حملمون پا به فرار کذاشت

00:24:32.290 --> 00:24:35.790
من فکر میکنم این یه شهرته بی ارزشه و ناپایداره

00:24:39.530 --> 00:24:41.760
<i> انبار جی یانگ </i>

00:24:41.760 --> 00:24:44.820
برادر بزرگ، انبار خیلی وقته خالی شده

00:24:44.820 --> 00:24:46.640
چیزی باقی نمونده

00:24:47.260 --> 00:24:51.130
برادر بزرگ، برادر سوم، پول ها و غذایی نیست انگار همشونو بردن

00:24:51.130 --> 00:24:52.940
حتی یه ذره هم چیزی نذاشتن باقی بمونه

00:24:52.940 --> 00:24:54.820
وانگ کوانگ و افرادش حتما زده با سرشون

00:24:54.820 --> 00:24:56.980
اونا همه جا رو گشتن و چیزی پیدا نکردن

00:24:56.980 --> 00:25:00.520
وانگ کوانگ قطعا الان داره بد و بیراه میگه

00:25:00.520 --> 00:25:04.650
من به سن پنگ از بالا نگاه کردم. اون ابتکار عملو برای عقب نشینی ارتش برای ذخیره انرژی به دست گرفته.

00:25:04.650 --> 00:25:08.060
الان نه اون شکست میخوره و نه ما پیروز میشیم

00:25:08.060 --> 00:25:10.620
برادر بزرگتر، منظورت از این حرفا چیه؟

00:25:10.620 --> 00:25:13.560
مگه قبل جنگ پا به فرار نذاشته؟ منکه حس میکنم اون باید ازت بترسه

00:25:13.560 --> 00:25:17.580
من فکر میکنم سن پنگ فقط یه موش ترسوعه

00:25:17.580 --> 00:25:19.850
سن پنگ اونقدرام ساده نیست

00:25:19.850 --> 00:25:25.000
تو مسیری که میریم، می‌تونیم از علامت‌ چرخ‌ها، نقش‌های کفش، و نقش‌های سم اسب بفهمیم

00:25:25.000 --> 00:25:28.830
که هیچ نشونه ای از وحشت دیده نمیشه پس معلومه با نظم عقب نشینی کردن

00:25:28.830 --> 00:25:32.620
این نشون میده عقب نشینیشون با برنامه ریزی قبلی بوده

00:25:32.620 --> 00:25:36.320
برادر بزرگتر، این می تونه استراتژی اونا برای ساختن یه قلعه قوی، پاک کردن تمام مواد غذایی برای گیر افتادن دشمن باشه

00:25:36.320 --> 00:25:38.980
باید مواظب باشیم

00:25:39.820 --> 00:25:42.540
ساختن یه قلعه بزرگ و پاک کردن همه مواد غدایی؟

00:25:42.540 --> 00:25:46.180
سن پنگ تو با خانوادت از شهر فرار کردی

00:25:46.180 --> 00:25:49.060
هنوز جرات اینو داری که درباره‌ی " ساختن یه قلعه بزرگ و پاک کردن همه مواد غذایی" حتی فکر کنی؟

00:25:49.060 --> 00:25:52.520
این شهر و بدون هیچ دلیلی بهشون دادی

00:25:52.520 --> 00:25:54.900
ادما اینطوری میجنگن؟

00:25:55.630 --> 00:25:57.340
یانگ، سخت در اشتباهی

00:25:57.340 --> 00:26:00.430
من اهل جی یانگم و با زمینای اون اشنام

00:26:00.430 --> 00:26:02.990
ما میتونیم خیلی سریع دوباره این شهر و تصاحب کنیم

00:26:02.990 --> 00:26:04.990
فعلا بهشون اجازه ورود به شهر و میدم

00:26:04.990 --> 00:26:07.280
فقط باید منتظر موند دشمن گاردشو پایین بیاره

00:26:07.280 --> 00:26:09.040
ما میتونیم اول گولشون بزنیم بعد با خاک یکسانشون کنیم

00:26:09.040 --> 00:26:11.610
چطور میتونیم با خاک یکسانشون کنیم؟ بگو

00:26:11.610 --> 00:26:14.380
برادر سوم، تو خیلی محتاطی

00:26:14.380 --> 00:26:17.560
بعد اینکه چانگ جو رو بردیم، ما همیشه پیروزیم

00:26:17.560 --> 00:26:20.940
بنظرت نخست وزیر شین یه قبل از نبرد نگرخید و تسلیم نشد؟

00:26:20.940 --> 00:26:25.990
نخست وزیر یه قام مدنیه، سن پنگ یه مقام نظامیه. اونا متفاوت‌ان ما نمیتونیم دشمنو دست کم بگیریم.

00:26:25.990 --> 00:26:29.640
بسیاز خوب. از اونجایی که ما مالک شهر جی یانگ شدیم

00:26:29.640 --> 00:26:31.890
همه الان خسته ان

00:26:31.890 --> 00:26:34.060
فقط بزار یکم اینجا استراحت کنن

00:26:34.060 --> 00:26:35.970
تا زمانی که کامل وارد شهر بشیم

00:26:35.970 --> 00:26:37.760
ما باید با تغییر نکردن با رویدادهای در حال تغییر کنار بیاییم

00:26:37.760 --> 00:26:41.600
میخوام ببینم سن پنگ بعدش چه غلطی میخواد بکنه

00:26:49.940 --> 00:26:52.780
من تمام غذاهای شهر جی یانگ و حذف میکنم

00:26:52.780 --> 00:26:56.090
در این شهر مواد غذایی وجود نداره و نمیتونه سنگر باشه

00:26:56.090 --> 00:26:58.170
بعد اینکه دشمن بفهمه نمیتونه هیچ غلطی بکنه و چیزی بدست بیاره

00:26:58.170 --> 00:27:04.710
اونا شهر و ترک خواهند کرد و به شهر دیگری میرن
ارتش دشمن از ارتش چونگ لینگ لیو یان، ارتش شین شی
و پین لین تشکیل شده

00:27:04.710 --> 00:27:08.280
شنیدم که وانگ کوانگ با لیو یان در هو یانگ رابطه خوبی نداشته

00:27:08.280 --> 00:27:11.390
اعتقادم اینکه هر دو طرف نمیتونن نیازهای همه جبران کنن

00:27:11.390 --> 00:27:13.640
ما فقط باید به یه حزب حمله کنیم تا وقتی فرصت مهیا بشه

00:27:13.640 --> 00:27:15.740
اونا نمیتونن از همه چی محافظت کنن

00:27:15.740 --> 00:27:19.800
اولین قدم خالی کردن شهر جی یانگه، من مرحله دومو اماده کردم

00:27:19.800 --> 00:27:22.960
اینبار قطعا میتونیم دشمنو شکست بدیم

00:27:22.960 --> 00:27:26.030
کجا قصد شکست دادنشونو داریم؟

00:27:27.950 --> 00:27:32.080
همینجا، چانگ ان جو کوچولو

00:27:56.620 --> 00:27:58.810
خانوم، لطفا وایستین

00:28:02.300 --> 00:28:04.900
هو پو، تو امروز ازادی؟

00:28:04.900 --> 00:28:08.420
چرا اونجا وایستادی تا از نسیم لذت ببری؟ احیانا مجبور نیستی زینگر رو همراهی کنی؟

00:28:08.420 --> 00:28:12.220
اقا برای رسیدگی به امور به بیرون رفتن و دستور دادن مواظب شما باشم

00:28:12.220 --> 00:28:15.700
من خوبم. داشتم میرفتم برادرمو پیدا کنمو صحبتی باهاش داشته باشم

00:28:21.400 --> 00:28:23.020
همین الان گفتم که همه چی خوبه پس چرا هنوز عین جغد اینجایی؟

00:28:23.020 --> 00:28:25.620
اقای بزرگ گفتن که نمیخوان شمارو ببینن

00:28:25.620 --> 00:28:28.800
هوا تاریکه، لطفا برگردین و استراحت کنین

00:28:28.800 --> 00:28:33.080
بعد این چند ماه  جسارت بیشتری پیدا کردی و جرات میکنی به من دستور بدی که چیکار کنم؟ گمشو

00:29:19.940 --> 00:29:23.530
تو از کی تاحالا اینقدر قوی شدی؟ کی بهت اموزش داده؟

00:29:23.530 --> 00:29:26.760
مرسی بابت تعرفتون. اقا بهم اموزش دادن

00:29:26.760 --> 00:29:30.690
اون حتی نمیتونه منو شکست بده. بعد چطوری بهت کمک کرده؟

00:29:31.160 --> 00:29:34.710
بیخیالش. اگه نتونم شکستت بدم پس برمیگردم

00:29:51.950 --> 00:29:56.170
خانوم بزارین برم

00:30:25.360 --> 00:30:27.960
خانوم، دارین کجا میرین؟

00:30:27.960 --> 00:30:31.430
یو چیجون، حتی تو جرات داری جلوی منو بگیری؟ همه شما دنبال شورشین؟

00:30:31.430 --> 00:30:34.040
خانوم  اگه بزارم شما از اینجا برین

00:30:34.040 --> 00:30:37.060
5 تا مانع دیگه و 500 تا نگهبان وجود داره

00:30:37.060 --> 00:30:40.120
فکر میکنم باید بیخیال بشین

00:30:41.550 --> 00:30:43.750
خانوم
 میخوام برادر بزرگمو ببینم

00:30:43.750 --> 00:30:46.490
خانوم، بهتره بیشتر از این کارو سخت نکنید

00:30:55.190 --> 00:30:59.380
من مجازاتت نکردم و تو هنوز داری واسم دلیل میاری؟

00:31:01.720 --> 00:31:03.070
باشه

00:31:04.450 --> 00:31:08.830
بزار ببینم باز چی داری رو کنی

00:31:08.830 --> 00:31:12.420
تو دو برادر لیو یان و لیو شیو رو تو شروع یه شورش دنبال کردی

00:31:12.420 --> 00:31:15.220
ایا جایگاهتو فراموش کردی؟

00:31:15.220 --> 00:31:19.490
وقتی به اونا ملحق میشدی یعنی اینکه خانواده یین نیز در اون شرکت می کنن

00:31:19.490 --> 00:31:24.990
هر کار تو نشون دهنده‌ی موقعیت و نگرش خانواده یینه

00:31:24.990 --> 00:31:27.960
برادر بزرگ، من میدونم که برای تو

00:31:27.960 --> 00:31:30.590
مهمترین چیز اینکه خانواده ما رو تو زمان هرج و مرج نجات بدی

00:31:30.590 --> 00:31:33.710
میدونی و بازم اینکارو میکنی؟ واقعا میخوای فقط دردسر درست کنی؟

00:31:33.710 --> 00:31:37.660
من دردسر درست نکردم. برادر بزرگ، شعله های جنگ در سراسر سرزمین ها شعله وره

00:31:37.660 --> 00:31:41.320
با توانایی هامون، چقدر دیگه میتونیم از خودمون محافظت کنیم؟

00:31:41.320 --> 00:31:43.650
شاید دفاع ما تو این خونه بتونه برای مدت کوتاهی دوام بیاره

00:31:43.650 --> 00:31:46.180
اما اگه میلیون ها سرباز و اسب بهمون حمله کنن

00:31:46.180 --> 00:31:48.680
چقدر میتونیم از خودمون دفاع کنیم؟

00:31:49.510 --> 00:31:52.280
هنر جنگه که بهترین ژنرال ها رو از نقشه های دشمن حفظ میکنه

00:31:52.280 --> 00:31:54.000
...همه این سالها، فکرم مشغول بود

00:31:54.000 --> 00:31:56.910
تا خانواده یین درگیر جنگ نشه

00:31:56.910 --> 00:31:59.480
این بار شین یه رو از آسیب نجات ندادم؟

00:31:59.480 --> 00:32:01.750
این بخاطر محافظت از برادر بو شنگ بود

00:32:01.750 --> 00:32:05.480
به دربار امپراتوری اشاره نکنین، فقط به وانگ کوانگ و گروهی که بر قدرت خود تکیه می کنن و حمله می کنن.

00:32:05.480 --> 00:32:06.810
ماهم میتونیم از خودمون دفاع کنیم

00:32:06.810 --> 00:32:08.520
البته، میدونم که میتونیم از خودمون دفاع کنیم

00:32:08.520 --> 00:32:11.740
اما چند نفر از عضو یین رو باید قربانی کنیم؟

00:32:11.740 --> 00:32:16.200
تا زمانی که جنگ ادامه داره، هرج و مرج وجود داره. خانواده یین در خطر شکسته

00:32:16.200 --> 00:32:20.590
برادر بزرگتر، شما قبلا در مورد دخترخاله میدونستین نه؟

00:32:23.590 --> 00:32:28.450
نمیخوام بازم درد از دست دادن عزیزامو تجربه کنم

00:32:32.340 --> 00:32:34.360
بهش فکر میکنم

00:32:35.730 --> 00:32:38.150
اینکه چطور پدر و مادر مردن

00:32:38.150 --> 00:32:40.290
بهش فکر میکنم

00:32:41.710 --> 00:32:46.780
لیو شیو همه اینا رو بهت گفت؟

00:32:49.900 --> 00:32:54.830
روزی بود که دختر خاله در چانگ آن جو کوچک درگذشت

00:32:56.140 --> 00:32:58.080
چانگ ان کوچک؟

00:33:01.520 --> 00:33:04.540
من دخترخاله رو به سمت شین یه همراهی کردم

00:33:04.540 --> 00:33:08.560
در چانگ آن کوچک، ارتش شین می خواست منو اسیر کنه

00:33:10.900 --> 00:33:14.240
دخترخاله بخاطر از دست دادن خون در گذشت

00:33:14.240 --> 00:33:19.040
اون روز روز اگوست بود روز گنگ شو

00:33:21.510 --> 00:33:23.900
اگوست، گنگ شو؟

00:33:23.900 --> 00:33:25.700
ما الان کجاییم؟
 کنار چانگ ان کوچک

00:33:25.700 --> 00:33:29.170
اقا گروهی از سربازا درحال تعقیبمونن

00:33:29.170 --> 00:33:31.670
دور بزنیم

00:33:32.820 --> 00:33:38.920
...پسرخاله چرا همیشه تو

00:33:39.830 --> 00:33:43.530
حاضر نیستی بهم نگاه کنی؟

00:33:45.660 --> 00:33:50.720
برادر بزرگ، من میدونم که شما مسئولیت محافظت از خانواده یین رو دارین

00:33:50.720 --> 00:33:55.290
پس نمیتونین انتقام پدر و دخترخاله رو بگیرین، پس منم که میتونم

00:33:55.290 --> 00:33:57.320
بزارین برم

00:33:57.320 --> 00:34:01.530
حتی اگه در مناطق جنگی بمیرم، باز هم میخوام با دزدان مانگ بجنگم

00:34:07.630 --> 00:34:09.490
برادر بزرگ

00:34:19.530 --> 00:34:22.010
...اگوست، گنگ شو

00:34:57.380 --> 00:35:01.340
♫<i>کی میدونه عشق چیه</i>♫

00:35:01.340 --> 00:35:05.200
<i>♫ کی میدونه که سرنوشت اخر مارو به کجا میبره؟ </i>♫

00:35:05.200 --> 00:35:12.550
<i>♫ به ظاهر مطمئنیم و بعد از درک همه چی برام سخته </i>♫

00:35:12.550 --> 00:35:16.510
<i>♫ کی دنیای من میشه♫

00:35:16.510 --> 00:35:20.280
<i>♫ و سپس کشف کرد که به سادگی</i>♫

00:35:20.280 --> 00:35:27.380
♫<i> یک رابطه عاشقانه زودگذر رو ♫</i>

00:35:31.320 --> 00:35:38.750
♫<i> من از همه عمرم استفاده کردم و سعی کردم زندگی ارومی رو با تو سپری کنم ♫</i>

00:35:38.750 --> 00:35:46.490
♫<i> لطفا اون لحظاتو با تمام رشته هایی مرتبط بهش ببخش♫</i>

00:35:46.490 --> 00:35:51.240
♫ اگه یه اعتراف هم قابل تناسخ باشه خیلی خوب میشه ♫

00:35:51.240 --> 00:35:54.190
♫<i> یاداوری برای همیشه اونو پشت سرش گذاشت </i>♫

00:35:54.190 --> 00:36:00.740
<i>♫ چه کسی مونده که به اهستگی کلماتمونو بنویسه؟ </i>♫

00:36:01.720 --> 00:36:12.820
<i>♫ اون لبخند پشت سایه‌ی ماه کیه </i>♫

00:36:22.780 --> 00:36:24.750
مامان، لطفا مواظب خودت باش

00:36:30.000 --> 00:36:33.560
لی هوا تو باید زنده بمونی تا منو بار دیگه ببینی

00:36:33.560 --> 00:36:36.840
اگه در بیرون با خطری مواجه شدی، نباید زیاد به خودت فشار بیاری

00:36:36.840 --> 00:36:40.130
منو برادر بزرگت منتظریم تا برگردی

00:36:49.480 --> 00:36:50.850
مرسی، برادر بزرگتر، که اجازه دادی برم

00:36:50.850 --> 00:36:52.370
خیلی خب

00:36:54.070 --> 00:36:58.520
لی هوا من به انتخابت احترام میذارم

00:36:58.520 --> 00:37:01.400
این سفر از اینجا خیلی دوره

00:37:01.400 --> 00:37:05.490
توانایی منم محدوده. میترسم نتونم ازت محافظت کنم

00:37:05.490 --> 00:37:09.330
یادت باشه که در هر زمان مراقب خودت باشی

00:37:12.760 --> 00:37:18.530
مادر. برادر بزرگ. مواظب خودتون باشین

00:38:19.240 --> 00:38:20.670
سن پنگ قبلا افراد خودشو از وانگ چنگ خارج کرده؟

00:38:20.670 --> 00:38:23.610
بله. من قبلا خانوادشو تو زندان حبس کرده بودم

00:38:23.610 --> 00:38:28.010
اگه نقشه اون شکست بخوره، خانوادشو به خاطر هر دو جنایت به اعدام محکوم می کنیم

00:38:28.010 --> 00:38:31.180
اما اگه اون برنده بشه، فقط جرم خودشو تو رها کردن شهرش جبران میکنه

00:38:31.180 --> 00:38:34.250
پیروزی همچنان برای ماست

00:39:25.210 --> 00:39:27.970
ولش کن-
 مراقب باش-

00:39:30.190 --> 00:39:31.710
عقب نشینی

00:39:38.860 --> 00:39:40.410
مادر

00:39:42.260 --> 00:39:43.090
برادر بزرگ

00:39:43.090 --> 00:39:45.460
برادر سوم، عجله کن و زنان و کودکانو به جی یانگ برگردون

00:39:45.460 --> 00:39:47.640
سریع تر

00:40:36.470 --> 00:40:38.120
بکشش

00:41:39.930 --> 00:41:42.720
لیو یان رو زنده بگیرین و هزاران لیانگ پاداش خواهید گرفت

00:41:42.720 --> 00:41:44.250
اجازه ندین لیو یان در بره

00:41:44.250 --> 00:41:47.920
لیو یان رو زنده گیر بندازین! لیو یان رو زنده گیر بندازین

00:42:05.240 --> 00:42:07.040
نجاتم بده

00:42:11.950 --> 00:42:14.020
نجاتم بده

00:42:17.200 --> 00:42:19.110
بو جی

00:42:24.870 --> 00:42:28.090
بو جی-
نجاتم بده-
بو جی. بو جی-

00:42:29.160 --> 00:42:32.090
برادر سوم. برادر سوم

00:42:35.240 --> 00:42:37.360
برادر دوم

00:42:37.990 --> 00:42:45.610
برادر دوم
 برادر دوم. برادر دوم. برادر دوم

00:42:45.610 --> 00:42:48.700
برادر سوم زودتر بو جی رو از اینجا ببر
 برو دیگه

00:42:48.700 --> 00:42:52.280
برادر دوم. برادر دوم

00:42:52.280 --> 00:42:53.990
بیا بریم

00:42:54.014 --> 00:43:14.014
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.