﻿WEBVTT

00:00:08.666 --> 00:00:28.666
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:30.690 --> 00:01:33.250
عرصه عشق

00:01:33.980 --> 00:01:38.150
چطور جرات میکنی انقدر سرکش باشی ! امپراطور قبلا قسمت وسیعی از ارتش رو به لیویان برای فتح وانچنگ داده

00:01:38.150 --> 00:01:40.360
الآن این اردوگاه فقط بیست هزار سرباز داره

00:01:40.360 --> 00:01:42.580
اونها هنوز باید از خانواده های اون سربازها محافظت کنند

00:01:42.580 --> 00:01:44.810
میخوای اون ها همینجوری بی ارزش بمیرن ؟

00:01:44.810 --> 00:01:46.540
اینطور نیست که خطر این کارو ندونم

00:01:46.540 --> 00:01:49.160
اما اگه کونیانگ گم بشه ، نیروهای اصلی در وانچنگ در معرض خطر قرار میگیرن

00:01:49.160 --> 00:01:51.560
قدرت نظامی اینجا با دستور امپراطورم زیاد دووم نمیاره

00:01:51.560 --> 00:01:54.000
تا اون موقع ارتش هان کاملا شکست خورده

00:01:54.000 --> 00:01:58.250
.چقدر گستاخ ! امپراطور مقدر شده بهشته
 چطور جرات میکنی ایشون رو نفرین کنی

00:01:58.250 --> 00:02:00.110
سربازها-
هان جی-

00:02:01.030 --> 00:02:04.680
یین جی ، این اطلاعات رو از کجا آوردی ؟

00:02:04.680 --> 00:02:07.400
چرا سربازهای من در این مورد خبری به من ندادن ؟

00:02:08.810 --> 00:02:11.300
من فقط ناخواسته شنیدم

00:02:11.300 --> 00:02:15.580
.این فقط یه شایعه اس
شما جرات دارین برای امپراطور مزاحمت ایجاد کنین؟

00:02:16.760 --> 00:02:24.830
یین جی ممکنه بخوای امپراطور رو فریب بدی تا نیرو بفرستن و به لیوشیو کمک کنن؟

00:02:24.830 --> 00:02:30.380
امپراطور چیزهایی که گفتم حقیقته
امیدوارم که امپراطور فورا نیروهایی برای کمک از اونها بفرستن

00:02:34.880 --> 00:02:38.800
یین جی ، استقرار ارتش یک چیز خیلی مهمه

00:02:38.800 --> 00:02:43.360
من اول منتظر میمونم تا سربازم در این مورد بهم خبر بده بعدش تصمیم می‌گیرم

00:02:44.990 --> 00:02:48.000
اگه امپراطور هیچ نیرویی رو نمیفرستن باید یه نفر بره و به اونها خبر بده

00:02:48.000 --> 00:02:49.420
سر جات وایسا

00:02:52.830 --> 00:02:58.040
امپراطور مثل اینکه یادتون رفته شما هیچ مقام رسمی به من ندادین من مجبور نیستم دستور شما رو گوش کنم

00:02:58.040 --> 00:02:59.200
یین جی ، وایسا

00:02:59.200 --> 00:03:02.480
امپراطور اون دنبال مرگ خودشه بهش اجازه بدین بره

00:03:02.480 --> 00:03:05.690
چرا باید از این مرد مغرور که نیت خوب دیگران رو درک نمیکنه ناراحت بشین؟

00:03:06.480 --> 00:03:10.130
امپراطور ، امپراطور

00:03:17.640 --> 00:03:22.080
این عالیه یین جی ...لی هوا

00:03:33.870 --> 00:03:35.970
وایسا

00:03:35.970 --> 00:03:37.160
حتی اگه بری ، این فقط یه خودکشیه

00:03:37.160 --> 00:03:40.280
حتی اگرم خودکشی باشه ، حداقل اینجوری بی مصرف نبودم

00:03:40.280 --> 00:03:44.130
لیو شنگ گنگ،  اون جرأت و شهامتی که زمان ترور وانگ مانگ داشتی کجا رفته؟

00:03:44.130 --> 00:03:46.850
لی هوا ، هنوز نفهمیدی ؟

00:03:46.850 --> 00:03:49.250
من فقط یه عروسک خیمه شب بازیم که وانگ کونگ و بقیه از اون استفاده میکنن

00:03:49.250 --> 00:03:51.430
حتی اگه بخوام برای لیو شیو کمک بفرستم

00:03:51.430 --> 00:03:53.260
من هیچ ارتشی ندارم که بفرستم ، من واقعا نمیتونم

00:03:53.260 --> 00:03:56.380
اگه واقعا نمیتونی این کارو انجام بدی ، چرا هنوز از کلمه هایی مثل حذف کردن دزد مانگ حرف میزنی؟

00:03:56.380 --> 00:04:00.470
اگه الآن مادرم تو رو اینطوری ضعیف و شکسته ببینه ، فکر میکنه تو رقت انگیزی

00:04:00.470 --> 00:04:04.120
آره ، من بدترین امپراطور دنیام

00:04:04.120 --> 00:04:06.820
اما چیکار میتونم بکنم ؟

00:04:06.820 --> 00:04:08.850
من نیرو و قدرت کافی ندارم

00:04:08.850 --> 00:04:11.040
به جز ما وو ، هیچ کس دیگه واقعا منو قبول نداره و بهم احترام نمیذاره

00:04:11.040 --> 00:04:16.980
حتی تو ، تو قبلا خواهر کوچولوی من بودی اما الآن از من برای دزدیدن تاج و تخت از امپراطور لیویان متنفری

00:04:16.980 --> 00:04:21.630
چیزی که من از اون متنفرم اینه که تو به خاطر این تاج و تخت امپراطوری قول و قراری که به مادرم دادی و فراموش کردی

00:04:21.630 --> 00:04:24.990
فراموش کردی که دشمن تو وانگ مانگِ نه لیویان که جون خودش برای خدمت کردن بهت یه خطر میندازه

00:04:24.990 --> 00:04:27.340
اگه هیچ نیرویی رو نفرستی ، من خودم بهشون خبر میدم

00:04:27.340 --> 00:04:30.030
لی هوا ! بی پروا نباش

00:04:30.030 --> 00:04:32.370
زندگیتو برای هیچی به خطر ننداز

00:04:32.370 --> 00:04:35.630
تو گذشته تو و مادرم هم وطن بودین ، رابطه استاد و شاگردی داشتین

00:04:35.630 --> 00:04:39.430
اون خیلی خوب می‌دونست اگه به جنگل بره شانس کمی برای زنده
موندن داره اما اون بازم انتحاب کرد با تو بیاد

00:04:39.430 --> 00:04:42.600
اینجوری از دست دادن جونش بیهوده نیست؟

00:04:42.600 --> 00:04:47.580
دقیقا به همین خاطره که نمیخوام مثل مادرت باشی

00:04:47.580 --> 00:04:49.750
تو و مادرم از یه سرزمین هستین

00:04:49.750 --> 00:04:53.220
من و برادر سوم هم رزمیم ما برادرهای قسم خورده ایم

00:04:53.220 --> 00:04:56.670
برادرم تو خطره ، چطور میتونم و دست رو دست بذارم و بشینم و نگاه کنم

00:04:56.670 --> 00:05:00.050
تو قبلا گفتی که تو هم از نسل لیو هستین

00:05:00.050 --> 00:05:02.100
حالا هم ، برادر جونشو برای دنیا به خطر میندازه

00:05:02.100 --> 00:05:06.890
به عنوان بردارش،  حتی اگه توی این جنگ بمیرم هم پشیمون نمیشم

00:05:12.210 --> 00:05:15.010
لی هوا ، اینو بگیر

00:05:19.890 --> 00:05:21.830
برگرد و خوب زندگی کن

00:05:25.070 --> 00:05:28.050
[کون یانگ]

00:05:41.950 --> 00:05:44.240
بچه ها زیر دست کدوم ژنرال هستین ؟ ژنرال لیو شیو کجاست؟

00:05:44.240 --> 00:05:46.950
ژنرال لیو رفتن تا به شهر یانگوان حمله کنه

00:06:00.140 --> 00:06:02.700
برادر سوم
یین جی

00:06:07.130 --> 00:06:08.920
...برادر سوم

00:06:15.940 --> 00:06:18.530
حدود یک میلیون سرباز ؟ وانگ مانگ چه جوری میتونه این همه سرباز داشته باشه ؟

00:06:18.530 --> 00:06:20.820
الان نیروهای خیلی خوبمون حدودا 420000 نفرن

00:06:20.820 --> 00:06:24.020
با اضافه شدن حدود ده هزار نیروی پشتیانی اون ها ادعا میکنن که نیرو های اون ها حدود یه میلیون نفره

00:06:24.020 --> 00:06:28.430
واو! وانگ مانگ واقعا داره همه تلاشش رو میکنه تا ما رو از بین ببره

00:06:28.430 --> 00:06:33.030
درسته ، وقتی به یانگوان رسیدم با ارتش شین برخورد کردم که با تجهیزات کامل از چادرهای خودشون بیرون اومدن

00:06:33.030 --> 00:06:35.660
اون فرد خیلی عجیب و سیاه بود ، وقتی به افرادش نگاه میکنی

00:06:35.660 --> 00:06:38.650
صد مایل پیچ در پیچن که نمیتونی انتهاش رو ببینی

00:06:38.650 --> 00:06:42.930
بذار بهت بگم ، ترسناک تراز همه چیز خیانتکار سلسله شینه

00:06:42.930 --> 00:06:45.370
اون به اندازه آسمونیه که ستون های بزرگی در خودش جا داده

00:06:45.370 --> 00:06:47.320
و حتی اینجوری صداش میکنن
...این دیگه چی بود

00:06:47.320 --> 00:06:49.350
اوه ، درسته،  جووبا ( هیچ چیزی برزگ تر از اون نیست)

00:06:49.350 --> 00:06:51.370
درسته ، درسته درسته منم همچین چیزی رو دیدم

00:06:51.370 --> 00:06:53.800
اون حدود ده فوت قد داره؟ و حیوون های وحشی رو تربیت میکنه؟

00:06:53.800 --> 00:06:55.270
درسته ، خودشه

00:06:55.270 --> 00:06:58.570
مزخرفه ! چطوری میشه یه نفر ده فوت قد وجود داشته باشه

00:06:58.570 --> 00:07:03.000
اگه واقعا بتونم از نزدیک ببینمش،  فکر کنم شلوارمو خیس کنم

00:07:03.780 --> 00:07:07.410
به چی میخندی؟ میگم با چشمای خودم دیدمش چطوری میشه دروغ باشه؟

00:07:07.410 --> 00:07:10.380
اون پسر قد بلند احمق ، اگه هیکل بزرگی هم داشته باشه خیلی خوب میشه

00:07:10.380 --> 00:07:12.760
اما اون ببر و پلنگ ، کرگدن و فیل رو با خودش داره

00:07:12.760 --> 00:07:17.360
اون روی کالسکه ای بالای فیل می نشست که فیل شاخ خودش رو بلند کرده بود ، حدس بزنین چی شد ؟

00:07:17.380 --> 00:07:21.450
حیون های وحشی همه با هم زوزه میکشن وباعث تغییر ظاهر آسمان وزمین شدن

00:07:21.450 --> 00:07:25.870
اون چطور میتونه یه انسان باشه؟ اون حتما یه جنگجوی اسطوره ای باستانیه

00:07:25.870 --> 00:07:30.550
اون فقط یه انسان قد بلنده که میتونه حیوون های وحشی رو تربیت کنه از چی بترسیم ؟

00:07:30.550 --> 00:07:37.980
به علاوه،  اون 420000 سرباز هم ، گروهی از دزدهان که همه با هم قاطی شدن

00:07:37.980 --> 00:07:40.890
اوه درسته ، تو هنوز ندیدی

00:07:40.890 --> 00:07:43.740
ایشون وانگ با ، برادر تازه وارد ما

00:07:43.740 --> 00:07:45.760
من وانگ بائم

00:07:49.200 --> 00:07:53.880
تا حالا کسی بهتون گفته شما دو تا شبیه دو تا نگهبان خدای در هستین؟

00:07:56.440 --> 00:07:58.630
نه اصلا شبیهش نیستیم

00:08:00.650 --> 00:08:03.430
یین جی ، با من بیا

00:08:11.160 --> 00:08:13.040
چرا مردم رو نگران می کنی؟

00:08:13.040 --> 00:08:14.630
اینجا خیلی خطرناکه ، برای چی اومدی اینجا ؟

00:08:14.630 --> 00:08:16.700
تو نمیخواستی من بیام اینجا ؟

00:08:17.810 --> 00:08:19.970
من نمیخوام تو ، تو خطر بیفتی

00:08:19.970 --> 00:08:23.380
حتی اگه قرار  باشه بمیری ، باید با هم بمیریم

00:08:25.340 --> 00:08:29.020
من نمیذارم تو خطر بیوفتی
ازت محافظت میکنم

00:08:29.020 --> 00:08:32.410
تکنیک شمشیر زنی تو از من بهتره؟ من نیازی ندارم تو ازم محافظت کنی

00:08:32.410 --> 00:08:35.020
من میتونم از خودم مراقبت کنم

00:08:35.020 --> 00:08:36.610
درسته ، درسته

00:08:36.610 --> 00:08:40.870
هرکی اسم ژنرال یین رو تو جیانگهو بشنوه ترس به جونش میوفته

00:08:40.870 --> 00:08:43.600
حتی اگه اون حیوون های وحشیه کنار اون مرد غول پیکر تو رو ببینن

00:08:43.600 --> 00:08:47.090
همش این ور اون ور میپرن ومیترسن

00:08:48.010 --> 00:08:50.430
من میترسم این تو باشی که این ور و اون ور از ترس میلرزی

00:08:50.430 --> 00:08:52.080
صدر در صد  ، من نمی‌ترسم

00:08:52.080 --> 00:08:53.480
اما راستش

00:08:53.480 --> 00:08:56.300
اوضاع با امپراطور چطوره؟کسی وقتی قیافتو تغییر دادی دید؟

00:08:56.300 --> 00:08:57.830
...همسر اون-
.بسه-

00:08:57.830 --> 00:09:01.150
دوباره همو دیدیم و غر زدن شروع شد
سرم داره گیج میره

00:09:02.980 --> 00:09:05.910
لیو شیو اونجا داره چی میخونه؟

00:09:05.910 --> 00:09:07.260
دخالت نکن

00:09:07.260 --> 00:09:10.970
من ...من

00:09:10.970 --> 00:09:14.120
باسه، باشه ...بیا راجب مسائل مهم حرف بزنیم

00:09:14.120 --> 00:09:17.270
به نظرت الآن باید چیکار کنیم؟

00:09:17.270 --> 00:09:21.100
برای امنیت خودمون ، بهتر نیست هر چه زودتر عقب نشینی کنیم؟

00:09:22.120 --> 00:09:24.570
برای عقب نشینی دیگه خیلی دیر شده

00:09:51.910 --> 00:09:53.490
دشمن به زودی میرسه ، نباید وقت تلف کنیم

00:09:53.490 --> 00:09:56.510
اگه ممکنه دوک چنگگو باید سربازهایی رو برای ساماندهی
یه تشکیلات دفاعی در برابر ارتش شین بفرسته

00:09:56.510 --> 00:09:58.080
جوری حرف میزنی انگار کار خیلی آسونیه

00:09:58.080 --> 00:10:01.220
فقط ما 8000 سرباز داریم
اونوقت برای برای مقابله با ارتش 420000 نفره میریم ؟

00:10:01.220 --> 00:10:03.580
ما حتما می‌میریم

00:10:03.580 --> 00:10:06.260
دوک چنگگو ، به جز اینکه اینجا منتطر مرگ باشیم

00:10:06.260 --> 00:10:11.390
چرا از کونیانگ عقب نشینی نکنیم ، حداقل جونمون رو نجات ندیم

00:10:11.390 --> 00:10:13.750
الآن ، سربازها و اسب های ما کمن و آذوقه کافی هم نداریم

00:10:13.750 --> 00:10:15.770
در حالی که ارتش اونا خیلی قویه ، این وضعیت خیلی خطرناکه

00:10:15.770 --> 00:10:19.470
الآن فقط ما میتونیم از کونیانگ دفاع کنیم
تا بتونیم همین یه ذره امیدی رو که داریم حفظ کنیم

00:10:19.470 --> 00:10:21.820
اگه از کونیانگ بریم و فرار کنیم و پخش بشیم

00:10:21.820 --> 00:10:24.090
وقتی ارتش بزرگ دشمن برسه ، اون ها تصمیم میگیرن ما رو یکی یکی بکشن

00:10:24.090 --> 00:10:27.130
تا اون موقع ، هیچ شانسی برای زنده موندن نداریم

00:10:27.130 --> 00:10:30.020
هر چه فاصله ما و دشمن بیشتر باشه ، بیشتر باید از جنگ رو در رو پرهیز کنیم

00:10:30.020 --> 00:10:33.620
بیایین از فرصت استفاده کنین تا ارتش شین هنوز نرسیده عقب نشینی کنیم

00:10:33.620 --> 00:10:35.850
درسته، همه ما زن و بچه داریم

00:10:35.850 --> 00:10:38.520
فقط وقتی عقب نشینی کنیم می تونیم جونمون رو حفظ کنیم و
 منتظر زمان مناسب باشیم

00:10:38.520 --> 00:10:42.100
ما الآن نمی تونیم عقب نشینی کنیم ،وزیر جنگ الآن ارتش
رو برای حمله به وانچنگ رهبری می کنه

00:10:42.100 --> 00:10:45.740
الآن اون ها نمی تونن برای کمک به ما نیرو بفرستن
اونوقت اگه کونیانگ رو از دست بدیم

00:10:45.740 --> 00:10:50.120
طولی نمیکشه که بقیه ارتش هان از بین میره

00:10:50.120 --> 00:10:52.840
الآن هیچ راهی برای عقب نشینی نداریم

00:10:52.840 --> 00:10:55.980
دفاع از کونیانگ و جنگ تا پای مرگ

00:10:55.980 --> 00:10:57.950
تنها امید ماست

00:10:57.950 --> 00:11:02.120
حتی اگه مطمئن نباشیم که می تونیم جون خودمون رو نجات بدیم

00:11:02.120 --> 00:11:05.420
چطور میتونیم از جون عزیزامون محافظت کنیم ؟

00:11:05.420 --> 00:11:11.380
لیو شیو ، من و دوک چنگگو جایگاهمون از تو بالاتره

00:11:11.380 --> 00:11:15.250
فقط یه نایب ژنرال کوچیک مثل تو میتونه اینطوری وقیحانه حرف بزنه

00:11:15.250 --> 00:11:18.190
و اینجوری برای ما سخرانی کنه ! به نظرت خیلی جسور نیستی؟

00:11:18.190 --> 00:11:22.890
این تویی که خیلی جسوری ! امپراطور وظیفه بزرگی بهت داد تا به ارتش اصلی هان کمک کنی

00:11:22.890 --> 00:11:25.660
الآن از ترس مقابله با دشمن میخوایی فرار کنی ؟

00:11:25.660 --> 00:11:30.040
خفه شو! تو فقط یه سرباز حقیری
چطور جرئت میکنی اینجا اینجوری صحبت کنی

00:11:30.820 --> 00:11:33.050
امپراطور به من دستور دادن برای رسوندن پیام بیام

00:11:33.050 --> 00:11:36.230
همه کسایی که از فرار حرف بزنن در این مکان اعدام میشن

00:11:36.230 --> 00:11:41.140
از اونجا که امپراطور می‌دونستن لشکر بزرگ دشمن به ما فشار میارن ، پس باید برای پشتیبانی نیروی میفرستادن

00:11:41.140 --> 00:11:43.810
اون هیچ نیرویی نفرستاد یعنی اصلا به فکر ما نیست

00:11:43.810 --> 00:11:46.720
بذار راه خودمون رو بریم

00:11:46.720 --> 00:11:50.900
فایده اون شمشیر و بیرون آوردنش چیه؟

00:11:50.900 --> 00:11:53.260
اگه امپراطور از مردن می‌ترسه،  همه ما از مردن میترسیم

00:11:53.260 --> 00:11:57.510
درسته،  اگه میخوایی بجنگی برو بجنگ فکر کن ما نیستیم

00:11:57.510 --> 00:12:01.660
اگه جون خودت برات مهم نیست ، ما خانواده داریم باید ازشون محافظت کنیم

00:12:01.660 --> 00:12:03.230
...یین جی

00:12:03.230 --> 00:12:07.440
دوک چنگگو و من در این مورد بحث میکنیم

00:12:07.440 --> 00:12:10.390
تو اول برو

00:12:10.390 --> 00:12:15.420
این به زندگی هزارتا از برادرهای ما در کونیانگ مربوط میشه
بذار اول در موردش فکر کنیم

00:12:15.420 --> 00:12:18.980
برادر یین ، الآن برو استراحت کن

00:13:36.110 --> 00:13:38.090
لی هوا ، وایسا

00:13:39.240 --> 00:13:41.920
ما همه با هم هم طرفیم  ، دعوا نکنین

00:13:43.110 --> 00:13:46.270
همه با همیم ؟ پس چرا سعی کرد من رو بکشه ؟

00:13:46.270 --> 00:13:48.860
وانگ فنگ سربازهایی برای پیدا کردن من می‌فرسته

00:13:48.860 --> 00:13:50.650
...من فکر میکنم تو

00:13:50.650 --> 00:13:53.120
من باید شبیه یه مرد محکم باشم ، نه مثل سربازهای اون

00:13:53.120 --> 00:13:55.340
خانم شما برای اینکه جزو مردای وانگ فنگ باشین

00:13:55.340 --> 00:13:57.890
خیلی زیبا بنظر میرسین

00:13:57.890 --> 00:14:01.060
ببخشید که بهتون توهین کردم ، خانم

00:14:01.060 --> 00:14:03.520
از کجا میدونی که من یه زنم ؟

00:14:04.110 --> 00:14:06.150
فنگ یی مدت زیادی که زیر نظر دارت و چشم های خوبی داره

00:14:06.150 --> 00:14:09.110
طبیعه که اون بفهمه

00:14:09.110 --> 00:14:12.530
اما...اما برادر بزرگ هم من رو نشناخت‌

00:14:12.530 --> 00:14:14.520
هیچی از خودم نشون ندادم

00:14:14.520 --> 00:14:17.470
بذار بهتون معرفی کنم ،اون فنگ یی ، فنگ گنگسون

00:14:17.470 --> 00:14:20.480
اون فرماندار شهرستان فوچنگه

00:14:20.990 --> 00:14:25.380
راستش ، شما ها سال های قبل باهم آشنا شدین

00:14:28.080 --> 00:14:31.460
شاگرد خصوصی

00:14:31.460 --> 00:14:33.280
اون بود که با شمشیر تو کلاس ما می شنست

00:14:33.280 --> 00:14:36.770
درسته، اون افسر جوان ارتش بود

00:14:36.770 --> 00:14:38.400
تویی؟

00:14:38.400 --> 00:14:40.080
لی هوا

00:14:40.080 --> 00:14:41.810
تو یین لی هوا از خاندان یین هستی؟

00:14:41.810 --> 00:14:43.540
درسته ، وون شو

00:14:43.540 --> 00:14:46.250
تو گفتی فقط با یین لی هوا ازدواج میکنی

00:14:46.250 --> 00:14:50.070
حالا اون از زندگیش برای محافظت از تو استفاده میکنه،  همه به شما دو تا حسودی میکنن

00:14:51.920 --> 00:14:55.280
انتظار نداشتم بعد ار سالها دوباره همو ببینیم

00:14:55.280 --> 00:14:57.040
ما واقعا سرنوشت همیم

00:14:57.040 --> 00:15:01.360
لی هوا ، سرنوشت ما فقط این نیست

00:15:01.360 --> 00:15:04.290
هنوز خانمی به اسم دینگ رو یادت هست؟

00:15:10.010 --> 00:15:11.730
پس ، تو خواهر دینگ زو نجات دادی؟

00:15:11.730 --> 00:15:14.880
پس تعجبی نداره چرا برادرم نمیتونه اون رو توی ارتش نانگ یانگ پیدا کنه

00:15:14.880 --> 00:15:17.040
اون حالش چطوره؟

00:15:17.040 --> 00:15:20.160
به کمک خاندان یین ، ما با نامه با هم درارتباط بودیم

00:15:20.160 --> 00:15:25.000
وانگ شون دوست داره توی جنگ هم رقصنده هاشو با خودش بیاره

00:15:25.000 --> 00:15:26.800
امیدوارم اون بین اون ها باشه

00:15:26.800 --> 00:15:30.020
شاید دوباره با هم آشتی کردیم

00:15:35.930 --> 00:15:38.780
ژنرال ، ارتش شین در حال نزدیک شدنه

00:15:51.520 --> 00:15:53.500
خدای من

00:16:16.200 --> 00:16:18.620
ارتش شین نزدیکمونه

00:16:18.620 --> 00:16:20.690
اونها ما رو محاصره کردن

00:16:20.690 --> 00:16:22.390
حتی اگه بخواییم فرار کنیم دیگه خیلی دیر شده

00:16:22.390 --> 00:16:27.490
فکر کنم فقط میتونیم دفاع کنیم و منتظر کمک باشیم

00:16:27.490 --> 00:16:28.890
کمک از کجا بیاد؟

00:16:28.890 --> 00:16:33.040
نزدیک ترین شهر بهمون دینگلینگ و شهر یوانه
 که کمتر از 20000 سرباز دارن

00:16:33.040 --> 00:16:35.060
فقط این حد توان ماست

00:16:35.060 --> 00:16:37.690
ناگفته نمونه که جرئت کنن و بیان مارو نجات بدن

00:16:37.690 --> 00:16:39.040
شهر وان چی؟

00:16:39.040 --> 00:16:43.070
فکر میکنم شهر وان 100000 سرباز داره،  نمی تونن افرادشون رو بفرستن ما رو نجات بدن؟

00:16:43.070 --> 00:16:45.510
به هیچ وجه ، ون شو تازه توضیح داد

00:16:45.510 --> 00:16:47.690
مگه اینکه ژنرال بوشنگ شهر وان رو تصرف کنه

00:16:47.690 --> 00:16:50.720
در غیر اینصورت اون بین راه گرفتار میشه و توخطر میفته

00:16:50.720 --> 00:16:54.360
اونها تو خطرن ، مگه نه؟

00:16:54.360 --> 00:16:58.090
ما فقط همین مقدار سرباز و غذا تو شهر داریم

00:16:58.090 --> 00:17:00.070
چقدر دیگه میتونیم زنده بمونیم ؟

00:17:00.070 --> 00:17:03.100
یه نگاه به اطراف بنداز ، محاصره شدیم

00:17:03.100 --> 00:17:05.250
اگه واقعا بهمون حمله کنن ، هممون می‌میریم

00:17:05.250 --> 00:17:07.620
اگه از مردن میترسی ، چرا به جنگ اومدی؟

00:17:07.620 --> 00:17:10.890
چرا مثل ترسوها تسلیم نمی شی؟

00:17:10.890 --> 00:17:15.750
من ترجیح میدم یه بزدل باشم و جونمو نجات بدم تا مثل تو مرد احمقی باشم

00:17:15.750 --> 00:17:17.460
وانگ مانگ ، دوباره حرفتو بگو ؟

00:17:17.460 --> 00:17:19.920
تو یه احمقی
خفه شو

00:17:22.760 --> 00:17:24.620
نترسین

00:17:24.620 --> 00:17:27.550
درسته که ما فقط 6000تا 7000 سرباز داریم و به سختی میتونیم پیروز بشیم

00:17:27.550 --> 00:17:30.450
اما کونیانگ یه قلعه محکمه ، دفاع کردن ازش آسونه و حمله کردن بهش سخته

00:17:30.450 --> 00:17:36.000
تا زمانی که دروازه شهر رو ببندیم میتونیم یه مبارزه طولانی مدت رو تحمل کنیم

00:17:36.000 --> 00:17:38.260
گفتنش راحته

00:17:38.260 --> 00:17:42.430
غذامون کمه و فقط برای شش ماه کافیه

00:17:42.430 --> 00:17:46.430
به همین دلیل مهمترین کاری که باید بکنیم

00:17:46.430 --> 00:17:49.330
اینکه که سربازهای خودمون رو برای کمک به شهرهای دینگلینگ و یان بفرستیم

00:17:49.330 --> 00:17:54.500
فکر کنم برادرم ، لیویان  میتونه شهر وان در عرض نصف ماه بگیره

00:17:54.500 --> 00:17:58.800
تا اون موقع ارتش1000000 می تونه به اونجا بیاد و با کمک های بقیه

00:17:58.800 --> 00:18:02.190
می تونیم بهشون حمله هماهنگ کنیم و پیروز بشیم

00:18:02.190 --> 00:18:04.340
ون شو درست میگه

00:18:04.340 --> 00:18:07.530
رهبر چنگ، چون نمی تونیم فرار کنیم

00:18:07.530 --> 00:18:11.330
شاید فقط باید دفاع کنیم و منتظر رسیدن کمک باشیم
شاید اوضاع خوب پیش بره

00:18:12.320 --> 00:18:13.960
فکر میکنم این تنها راهمونه

00:18:13.960 --> 00:18:18.840
اما کی برای کمک بیرون میره؟

00:18:29.530 --> 00:18:32.190
از بین نرفتن کونیانگ به این مسئله بستگی داره

00:18:32.190 --> 00:18:35.920
درسته من خیلی قوی نیستم اما من میرم و کمک میگیرم

00:18:35.920 --> 00:18:39.960
این سفر خطرناکیه و شانس زنده موندن کمه

00:18:39.960 --> 00:18:42.890
برای همین مجبورتون نمی کنم

00:18:42.890 --> 00:18:45.050
هر کس بمونه از شهر دفاع می‌کنه

00:18:45.050 --> 00:18:49.360
فقط امیدوارم همه شما با هم برای دفاع از کونیانگ تا آخر بجنگین

00:18:49.930 --> 00:18:53.820
در آینده اگه زنده موندیم

00:18:53.820 --> 00:18:57.690
همه با هم با نوشیدنی جشن بگیریم

00:18:58.630 --> 00:19:03.060
کسایی که میخوان مثل من در برابر خطر شجاعت به خرج بدن

00:19:03.060 --> 00:19:08.180
زندگیمو بهشون واگذار میکنم

00:19:08.180 --> 00:19:10.560
یین جی، ژنرال رو دنبال میکنه

00:19:15.430 --> 00:19:16.410
شوخی میکنی؟

00:19:16.410 --> 00:19:19.250
چطور میتونم به یه زن ببازم ؟ منم تو رو دنبال میکنم

00:19:19.250 --> 00:19:22.210
زن ؟ منظورت اینه ما مثل یه زن ترسوییم ؟

00:19:22.210 --> 00:19:25.980
بهت نشون میدم مرد واقعی یعنی چی! ژنرال لیو منم حساب کن

00:19:25.980 --> 00:19:27.840
منم میام

00:19:27.840 --> 00:19:29.180
منم میام

00:19:29.180 --> 00:19:31.270
منم میام
منم همینطور

00:19:31.270 --> 00:19:32.580
منم

00:19:32.580 --> 00:19:34.240
منم میام

00:19:34.240 --> 00:19:36.340
منم میام
منم همینطور

00:19:36.340 --> 00:19:39.850
منم حساب کن
ون شو من تو رو دنبال میکنم

00:19:40.380 --> 00:19:42.910
لیو شیو،  خیلی ممنونم

00:19:42.910 --> 00:19:46.640
همه ما در برابر خطر جسور و قوی میمونیم و عهد میکنم که با هم زندگی کنیم و با هم میمیرم

00:19:46.640 --> 00:19:49.410
عهد میکنیم با هم زندگی کنیم و با هم می‌میریم

00:19:57.980 --> 00:20:01.920
وقتی نیرو گرفتین ، نگران ما نباشین برگردین

00:20:01.920 --> 00:20:03.720
ما نزدیک شما رو دنبال می‌کنیم

00:20:03.720 --> 00:20:08.890
لی هوا ، تو با من بیا

00:20:08.890 --> 00:20:10.520
من ، شیو

00:20:11.910 --> 00:20:13.950
بدون هیچ حسرتی میمیره

00:20:13.950 --> 00:20:16.420
از مرگ حرف نزن

00:20:16.990 --> 00:20:19.130
ما همه زنده میمونیم

00:20:22.200 --> 00:20:26.140
ژنرال لیو ، من میتونم با شما بیام؟

00:20:26.140 --> 00:20:27.710
ژنرال فنگ

00:20:27.710 --> 00:20:29.430
وانگ فنگ همیشه سعی می‌کرد منو بکشه

00:20:29.430 --> 00:20:33.050
اگه کونیانگ سقوط کنه ، منم دچار مشکل میشم

00:20:33.050 --> 00:20:34.660
من نمیخوام اینجا منتظر مرگم باشم

00:20:34.660 --> 00:20:37.140
چرا همچین فکرهای منفی میکنی؟

00:20:38.070 --> 00:20:43.040
ون شو اون افسر سلسله شینه نمیشه به اون اعتماد کرد

00:20:43.040 --> 00:20:46.530
این به خودتون بستگی داره که بهم اعتماد. کنین یا نه

00:20:46.530 --> 00:20:49.190
از اونجایی که گونگسون هم بهمون اضافه شده

00:20:49.190 --> 00:20:52.030
ما قبلا با هم برادرهای خونی بودیم

00:20:53.020 --> 00:20:54.760
برادرا

00:20:56.660 --> 00:21:01.640
ما سیزده نفر باید ارتش هان رو در هم بشکنیم و حمله کنیم

00:21:01.640 --> 00:21:05.630
بشکنیم تا نیرو برسه

00:21:26.030 --> 00:21:32.080
حمله

00:21:56.100 --> 00:21:58.840
حمله

00:22:47.550 --> 00:22:49.730
سریع

00:23:49.910 --> 00:23:52.480
حمله

00:26:19.930 --> 00:26:23.570
برادر، موفق شدیم

00:26:23.570 --> 00:26:28.260
این حس خوبیه گونگسون من قبلا در موردت اشتباه فکر میکردم

00:26:28.260 --> 00:26:31.150
من ، ما وو ازت عذرخواهی میکنم

00:26:37.130 --> 00:26:38.260
همه خوب استراحت کردن ؟

00:26:38.260 --> 00:26:40.410
بله

00:26:40.410 --> 00:26:42.080
ما اینجا تقسیم میشیم

00:26:42.080 --> 00:26:45.260
رن گوانگ، لیو لانگ و سربازهاتون ، پنج نفر از شما به شهر یان برین

00:26:45.260 --> 00:26:49.960
بقیه شما با من به دینگلینگ بیایین
بعد از گرفتن کمک، بیایین دوباره بیرون شهر کونیانگ همو میبینیم

00:26:49.960 --> 00:26:51.410
باشه

00:26:51.410 --> 00:26:52.810
بریم

00:27:01.280 --> 00:27:02.940
...برادر سوم

00:27:05.130 --> 00:27:06.690
خوبم

00:27:06.690 --> 00:27:08.260
اما

00:27:22.900 --> 00:27:26.310
قربان،  یکی از کونیانگ فرار کرد

00:27:26.310 --> 00:27:27.990
من نگرانم اون ها فرار کرده باشن تا از بیرون کمک بگیرن

00:27:27.990 --> 00:27:30.540
ما باید مراقبشون باشیم

00:27:31.820 --> 00:27:34.060
اونها فقط آدم های ضعیفین

00:27:34.060 --> 00:27:37.560
وقتی که ما در حال استراحت توی اردوگاه خودمون بودیم فرار کردن

00:27:37.560 --> 00:27:43.330
قربان ، در بین اون فراری ها وانگ فنگ و افرادش تهدیدی برای ما به حساب نمیان

00:27:43.330 --> 00:27:46.360
اما برادرهای لیو یان و لیو شیو

00:27:46.360 --> 00:27:48.750
اون ها استراتژی های جنگ رو به خوبی میدونن ، اون ها رو دست کم نگیرین

00:27:48.750 --> 00:27:50.350
مخصوصا لیو شیو

00:27:50.350 --> 00:27:52.960
وقتی توی چانگان درس میخوند چند باری دیدمش

00:27:52.960 --> 00:27:56.450
اون خیلی شجاعه و قدرت قضاوت بالایی داره

00:27:56.450 --> 00:27:58.040
اون آدم معمولی نیست

00:27:58.040 --> 00:28:00.150
...ژنرال یان ، من شنیدم که

00:28:00.150 --> 00:28:03.710
شما و چونلینگ، لیو لیانگ به هم نزدیک هستین

00:28:03.710 --> 00:28:07.330
نمی دونستم که لیو شیو فراری رو هم می شناسی

00:28:07.330 --> 00:28:10.650
این...این مال وقتیه که اون دانشجو بود

00:28:10.650 --> 00:28:15.290
انتظار نداشتم شورش کنه

00:28:15.290 --> 00:28:18.620
ژنرال های اصلی کونیانگ وانگ فنگ و وانگ مانگ هستن

00:28:18.620 --> 00:28:21.390
لیو شیو فقط دستیار اون هاست که اصلا ارزش گفتن هم نداره

00:28:21.390 --> 00:28:24.980
علاوه بر این ، ارتش ما ده برار اونهاست

00:28:24.980 --> 00:28:28.340
شکست دادن کونیانگ فقط مسئله زمانه

00:28:28.340 --> 00:28:35.440
درسته،  الآن ارتش متحد ما از شهر های دیگه دارن به اینجا میان

00:28:35.440 --> 00:28:40.310
من قبلا اونجا رو با سربازهام محاصره کردم

00:28:40.310 --> 00:28:44.200
من مطمئن شدم که شهر کوچیک کونیانگ کاملا محاصره شده

00:28:44.200 --> 00:28:46.760
حتی اگه کمک هم بگیرن

00:28:46.760 --> 00:28:51.270
من میتونم با نیرو های کمکیشون هم شهر کونیانگ رو نابود کنم

00:28:51.270 --> 00:28:56.060
قربان ، شهر کونیانگ کوچیکه اما خیلی محکم و قویه

00:28:56.060 --> 00:28:59.970
اگه اون ها بخوان تمام مدت دفاع کنن ، خیلی طول میکشه تا بتونیم شکستشون بدیم

00:28:59.970 --> 00:29:03.310
اگه جنگ توی شهر وان طولانی شد

00:29:03.310 --> 00:29:05.980
ارتش و آذوقه ژنرال سن پنگ ما ممکنه تمام بشه

00:29:05.980 --> 00:29:08.860
به نظرم باید زودتر براشون کمک بفرستیم

00:29:08.860 --> 00:29:10.470
بیایین با سن پنگ

00:29:10.470 --> 00:29:12.840
ارتش لیو یان رو شکست بدیم

00:29:12.840 --> 00:29:17.340
اون موقع کونیانگ هم بی دردسر دست ما میفته

00:29:19.030 --> 00:29:23.890
ژنرال یان، ارتش ما به تازگی اینجا مستقر شده

00:29:23.890 --> 00:29:27.850
ما بدون جنگ باید مسیر عوض کنیم ؟

00:29:27.850 --> 00:29:32.020
به نطر میرسه تو مشتاقی به شهر وان بری
میخوای انتقام گمشده خودت رو از اونجا بگیری؟

00:29:34.780 --> 00:29:38.350
امپراطور به ما دستور دادن شهر وان رو نجات بدیم

00:29:38.350 --> 00:29:42.090
نیازی نیست وقت خودمون رو توی کونیانگ تلف کنیم

00:29:42.090 --> 00:29:48.480
لطفا تجدید نظر کنین ، قربان

00:29:49.720 --> 00:29:55.940
:ژنرال یان ، اعلی حضرت نه تنها به من دستور داد شهر وان رو نجات بدم بلکه

00:29:55.940 --> 00:29:58.940
همینطور از من خواستن اون فراری ها رو بکشم

00:29:58.940 --> 00:30:03.140
ایشون میخواستن به روحیه ارتش افتخار کنن و قدرتمون رو نشون بدن

00:30:04.210 --> 00:30:07.170
با قدرت ارتش ما و شصت و سه استراتژی

00:30:07.170 --> 00:30:10.010
حتی نمی تونیم شهر کونیانگ رو شکست بدیم ؟

00:30:10.010 --> 00:30:15.210
اگه اینطوریه، ما مایه خنده دنیا میشیم و امپراطور هم شرمنده میشن

00:30:15.210 --> 00:30:19.140
افسر ارشد ، نظر شما چیه؟

00:30:20.620 --> 00:30:23.840
حق با شماست

00:30:24.690 --> 00:30:30.330
ژنرال یان، وقتی که آماده سازی اردوگاه ارتش رو کامل کردیم فوراً به شهر حمله می کنیم

00:30:33.210 --> 00:30:34.940
باشه

00:30:37.670 --> 00:30:41.270
ژنرال لیو، شما بهتره به این سفر نیایین توی همین چادر بمونین و  استراحت کنین

00:30:41.270 --> 00:30:42.510
چرا استراحت کنم؟

00:30:42.510 --> 00:30:45.640
نیرو توی خط مقدم واجبه فقط ارتش رو برای کمک به ما بفرستین

00:30:45.640 --> 00:30:47.180
فانگ ار

00:30:51.090 --> 00:30:55.100
شهر کونیاگ تو خطره  اون ها به کمک نیاز دارن

00:30:55.100 --> 00:30:58.330
با تاخیر ارتش رو برای کمک بفرستم ، مشکلی ندارین؟

00:30:58.330 --> 00:31:01.550
ژنرال لیو، سربازهای دینگلینگ ما کمتر از 5000 نفر هستن

00:31:01.550 --> 00:31:03.480
...اگه اون ها تا کونیانگ بیان

00:31:03.480 --> 00:31:07.370
و با ارتش وانگ منگ بجنگین، مثل فرستادن اونها به طرف مرگه

00:31:07.370 --> 00:31:10.570
خانواده ها و خونه های ما اینجا در دینگلینگ هستن

00:31:10.570 --> 00:31:14.080
اگر شما رو نجات دادیم اما دینگلینگ را از دست دادیم، چکار باید بکنیم؟

00:31:14.080 --> 00:31:15.780
ژنرال وانگ

00:31:24.180 --> 00:31:27.680
شما فکر می کنین ارتش شین توی این راه نمی جنگه؟

00:31:28.500 --> 00:31:33.500
ژنرال وانگ، ممکنه ما با هم مسیر و هم فکر نباشیم ، اما همه ما ارتش هان هستیم

00:31:33.500 --> 00:31:35.670
همه ما به هم وابسته بودیم

00:31:35.670 --> 00:31:40.870
اگر کونیانگ به دست دشمن بیفته، دینگلینگ هم می افته

00:31:42.920 --> 00:31:45.210
اما حتی اگه موفق بشیم

00:31:45.210 --> 00:31:47.420
سربازهای من ممکنه اینطوری فکر نکنن

00:31:47.420 --> 00:31:50.910
حتی مورچه ها هم می خوان زنده بمونن اگه از همون اول بدونن که این یک جنگ کشته اس

00:31:50.910 --> 00:31:52.600
اون ها احمقن اگه موافقت کنن

00:31:52.600 --> 00:31:57.440
اگه از من بپرسن با چندتا سرباز به جنگ میریم، می خواین به اونها دروغ بگم؟

00:31:57.440 --> 00:32:00.900
...به نطر من چرا پول هامون رو تقسیم نکنیم و

00:32:00.900 --> 00:32:05.450
از ارتش اصلی دشمن دوری کنیم ، به جنوب بریم و به ارتش شهر وان اضافه بشیم

00:32:05.450 --> 00:32:09.220
بیایین دنبال ژنرال لیو یان بگردیم و هدف بعدیمون رو برنامه ریزی کنیم چرا باید خودمون رو به کشتن بدیم؟

00:32:09.220 --> 00:32:11.330
...وانگ آن فراموش نکن که

00:32:11.330 --> 00:32:15.510
وقتی که توسط امپراطور ترفیع گرفتی

00:32:15.510 --> 00:32:17.380
اون موقع خیلی ممنون بودی

00:32:17.380 --> 00:32:20.300
حالا که یه مشکلی پیش اومده

00:32:20.300 --> 00:32:22.460
تو تصمیم گرفتی اینجا در دینگلینگ مثل یه ترسو بمونی

00:32:22.460 --> 00:32:24.410
گوش کن

00:32:24.410 --> 00:32:28.990
وقتی ارتش وانگ منگ بیاد اینجا هیچ کدوم از شما نمی تونین فرار کنین

00:32:28.990 --> 00:32:31.310
ببینیم کی میان

00:32:31.310 --> 00:32:33.410
خلاصه ، من افرادم رو برای کمک نمیفرستم

00:32:33.410 --> 00:32:35.900
لطفا برو

00:32:36.790 --> 00:32:39.760
چرا؟ وقتی موافق نیستم می خوای منو مجبور کنی؟

00:32:39.760 --> 00:32:41.580
فکر میکنی ازت میترسم ؟

00:32:41.580 --> 00:32:46.470
...ژنرال وانگ، اگه ارتش شین رو شکست بدیم

00:32:46.470 --> 00:32:49.880
اون پول کمی که الآن داری هم به از دست میدی

00:32:49.880 --> 00:32:54.460
به قدرت و افتخاری که به دست میاری فکر کن

00:32:55.410 --> 00:32:59.900
ژنرال لیو، هدف شما از دریافت کمک ما اینه  که ارتش
...شین رو معطل کنین  تا

00:32:59.900 --> 00:33:02.840
برادر شما لیو یان زمان بیشتری به دست بیاره

00:33:02.840 --> 00:33:06.110
چرا باید برای برادرت بمیرم؟

00:33:12.510 --> 00:33:15.700
چی میخوای؟ شورش کنین؟

00:33:17.810 --> 00:33:20.680
افسر کم سن و سالی مثل تو چطور جرات میکنه من رو تهدید کنه ؟

00:33:20.680 --> 00:33:24.020
بیا اگه جرات داری من رو بکش

00:33:30.260 --> 00:33:35.900
وایسا ، اگه جرات داشته باشی و حرکت کنی مثل اون میشی

00:33:39.590 --> 00:33:45.180
ژنرال وانگ به دلیل سرپیچی از دستور نظامی کشته شد

00:33:46.400 --> 00:33:48.800
اگه تو  هم مقاومت کنی مثل اون میشی

00:33:52.380 --> 00:33:57.840
ما وو و وانگ با، استراژی نظامی رو  دست بگیرین و مسئولیت ارتش دینگلینگ را بر عهده بگیرین

00:33:57.840 --> 00:34:00.370
برادر، تو و فنگ یی

00:34:00.370 --> 00:34:03.360
به ارتش برین و سربازاتون رودلداری بدین تا فرار نکن

00:34:03.360 --> 00:34:05.160
باشه

00:34:14.770 --> 00:34:16.260
درد داره؟

00:34:17.750 --> 00:34:19.730
تحمل کن

00:34:20.650 --> 00:34:23.570
ون شو
گانگ سون

00:34:23.570 --> 00:34:26.960
ژنرال دینگینگ مرده و اینجا احترام زیادی براش قائل
نیستن اکثر سرباز هاش تصمیم گرفتن ما رو دنبال کنن

00:34:26.960 --> 00:34:30.010
اونا به ما کمک میکنن تا کونیانگ رو نجات بدیم

00:34:31.380 --> 00:34:32.690
خوبه

00:34:32.690 --> 00:34:34.480
زخمت چطوره؟

00:34:34.480 --> 00:34:39.030
عمیق نیست اما عفونت کرده چون اون موقع  درمانش نکردم

00:34:40.570 --> 00:34:44.790
من می دونم که شما ستون اصلی ما هستی اما نباید جون خودت رو به خطر بندازی

00:34:44.790 --> 00:34:49.770
من نمی خواستم بگم زخمی شدم که روحیه سربازها ضعیف بشه

00:34:49.770 --> 00:34:50.980
چیزی نیست

00:34:50.980 --> 00:34:53.460
کمکم کن لباسم رو بپوشم

00:35:00.450 --> 00:35:03.980
وضعیت شهر یان چطوره؟

00:35:03.980 --> 00:35:06.570
هنوز هیچ خبری نیست

00:35:06.570 --> 00:35:10.300
ژنرال شهر یان، شی گونگ، آدم وفاداریه

00:35:10.300 --> 00:35:13.280
مطمئنم مشکلی پیش نمیاد

00:35:13.280 --> 00:35:18.490
شهرشون خیلی بزرگتر از دینگینگ نیست
مگه میتونن چند تا سرباز میتونن جمع کنن؟

00:35:18.490 --> 00:35:21.820
اونها باید 3000 - 5000 سرباز داشته باشن

00:35:21.820 --> 00:35:26.580
حتی اگه بتونیم سربازهای  هر دو تا شهر رو جمع کنیم،بازم کمتر از 10000 سرباز داریم

00:35:26.580 --> 00:35:29.450
اگر به کونیانگ حمله بشه ، سربازهای بیشتری رو از دست میدیم

00:35:29.450 --> 00:35:31.870
ما با هم کمتر از 20000 سرباز داریم

00:35:31.870 --> 00:35:35.600
برای مبارزه با ارتش  420000 نفری دشمن، این افراد خیلی کمن

00:35:35.600 --> 00:35:38.380
این یه نبرده صد در صد باخته

00:35:38.380 --> 00:35:41.060
،نه خیلی ، زمان جنگ استاد بزرگ شیانگ یو

00:35:41.060 --> 00:35:43.260
ارتش بزرگی با 400000 سرباز رو
.تنها با 20000 تا سرباز شکست داد

00:35:43.260 --> 00:35:46.610
پیروز شدن در جنگ با سربازهای کمتر غیرممکن نیست

00:35:46.610 --> 00:35:49.710
بیست هزارتاشون جزو نخبگان هستن

00:35:49.710 --> 00:35:54.910
ولی سربازای ما کسی نیستن و حتی 100% هم به ما وفادار نیستن

00:35:56.990 --> 00:36:02.660
اشکالی نداره
قبل از جنگ نمی تونیم از نتیجه مطمئن باشیم

00:36:02.660 --> 00:36:05.040
حتی اگه فقط 1000 سرباز داشته باشیم، نباید ناامید بشیم

00:36:05.040 --> 00:36:10.290
علاوه بر این، حمله کردن خیلی سخت تره تا وقتیکه که به دفاع ادامه بدیم و

00:36:10.290 --> 00:36:12.500
10000تا از سربازای ما می تونن تمرکز اون ها رو بهم بریزن

00:36:12.500 --> 00:36:15.530
ما امیدواریم کونیانگ رو نجات بدیم

00:36:15.530 --> 00:36:19.110
آره. مهم نیست چ میشه، من مطمئنم که می تونیم برای مدتی بجنگیم

00:36:19.110 --> 00:36:22.190
هر چه بیشتر تحمل کنیم، برادر بوشنگ شانس بیشتری برای نبرد خودش داره

00:36:22.190 --> 00:36:25.050
وقتی شهر وان را تصرف کرد و به کونیانگ برگشت

00:36:25.050 --> 00:36:28.390
ما شانس پیروزی در نبرد رو داریم

00:36:28.390 --> 00:36:30.900
امیدوارم کونیانگ بتونه تا اون موقع دووم بیاره

00:36:30.900 --> 00:36:35.100
از نظر من، وانگ فنگ یه ترسوعه و دوست داره هی نظرش رو تغییر بده

00:36:35.100 --> 00:36:38.550
فکر می‌کنم کونیانگ نمی‌تونه به این راحتی دووم بیاره

00:36:39.520 --> 00:36:41.470
ما دیگه نمی تونیم منتظر رن گوانگ باشیم

00:36:41.470 --> 00:36:43.450
بیایین سریع برگردیم

00:36:53.680 --> 00:36:56.480
اراب چنگ، ارتش شین بعد از چند بار حمله به ما، حمله اصلی رو شروع کرده

00:36:56.480 --> 00:36:59.990
خیلی وقته دارن تیر میزنن

00:36:59.990 --> 00:37:04.520
ما مجبوریم از تخته های چوبی برای محافظت از خودمون استفاده کنیم اگه به همین منوال پیش بره دیگه نمی تونیم تحمل کنیم

00:37:04.520 --> 00:37:08.420
اما با این شرایط چیکار میتونیم بکنیم؟

00:37:08.420 --> 00:37:10.160
ارباب چنگ

00:37:11.760 --> 00:37:15.030
ارباب چنگ ، عجله کنین، بجنگین من نمیتونم خیلی دووم بیارم

00:37:16.810 --> 00:37:18.870
جنگ چطور پیش میره؟

00:37:22.130 --> 00:37:25.970
دیگه چطور می تونه پیش بره؟ محاصره‌ شدیم
مثل اینکه اونا علیه ما تیم تشکیل دادن

00:37:25.970 --> 00:37:29.960
خوشبختانه قبل از اینکه ونشو از شهر خارج بشه ، به من یادآوری کرد که مراقب دشمن هایی که تونل حفر می کنن، باشم

00:37:29.960 --> 00:37:33.690
خوشبختانه موفق شدیم اونها رو مسدود کنیم اگه این کار رو نمی کردیم، واقعاً خیلی خطرناک بود

00:37:34.550 --> 00:37:38.620
لیو شیو... اون ایده های زیادی داره

00:37:38.620 --> 00:37:41.080
ما نمی دونیم که اون واقعاً از مرز دشمن خارج شده  یا نه

00:37:41.080 --> 00:37:42.300
معلومه که رد شده

00:37:42.300 --> 00:37:46.460
اگه این کار رو نکرده بود، دشمن جلومون رو می بست اینجوری برامون رژه
می رفتن تا ما رو تهدید به تسلیم شدن شهر کنن

00:37:46.460 --> 00:37:50.160
ما باید مراقب این شهر باشیم اون به زودی با نیروهای کمکی میاد

00:37:50.160 --> 00:37:54.640
ده هزار سرباز به این شهر حمله می کنن حتی اگه لیو شیو با نیروهای کمکی بیاد

00:37:54.640 --> 00:37:59.120
ما نمی تونیم از اینجا دفاع کنیم بهتره تسلیم بشیم

00:37:59.120 --> 00:38:04.780
ژانگ مائو! اگه جرات کردی یک بار دیگه کلمه تسلیم شدن رو به زبان بیاری خودم تو رو می کشم

00:38:04.780 --> 00:38:07.020
برادر وانگ چنگ

00:38:07.020 --> 00:38:09.680
ژانگ مائو فقط به تمام مرگ ها و جراحاتی که به سربازان ما وارد شده فکر می کنه

00:38:09.680 --> 00:38:12.850
اون فقط داره حرف میزنه چرا انقدر عصبانی میشی؟

00:38:13.810 --> 00:38:15.490
اگه میخوایین تسلیم شین خوب تسلیم بشین

00:38:15.490 --> 00:38:18.340
من تسلیم نمیشم حتی زمانی که تو جنگ بمیرم

00:38:18.340 --> 00:38:21.550
برادرهای من برای جنگ

00:38:28.610 --> 00:38:34.930
ارباب چنگ، شاید اونها هیچ تردیدی در مورد مردن ندارن
اما ما نمی تونیم اینجا منتظر مرگمون باشیم

00:38:34.930 --> 00:38:37.360
ما نمی تونیم این کارو انجام بدیم حتی اگه لیو شیو نیروی کمکی بیاره

00:38:37.360 --> 00:38:41.050
حتی اگه لیو شیو نیروی کمکی بیاره ، میتونه  دیوارهای شهر رو بشکنه؟

00:38:41.050 --> 00:38:45.120
لرد چنگ، ما باید به آینده خودمون فکر کنیم

00:38:56.890 --> 00:38:59.670
من نمیرم ، اگه دوباره میخوای نظرم رو عوض کنی

00:38:59.670 --> 00:39:03.700
این با اون فرق داره ، الآن شما فقط میتونین این کارو انجام بدین

00:39:03.700 --> 00:39:07.500
ما نزدیکه شهر کونیانگ رو از دست بدیم من باید ارتش دینگلینگ رو به کونیانگ برگردونم تا نیروهای اونجا رو تقویت کنم

00:39:07.500 --> 00:39:09.930
فقط اینطوریه  که می‌تونیم به نیروهای مدافع در کونیانگ انرژی بدیم

00:39:09.930 --> 00:39:13.250
در مورد اون دهبر از شین یه ، اون پنج هزار سرباز داره که می تونه به نیروهای قدرتمندی در کنار ما تبدیل بشه

00:39:13.250 --> 00:39:16.890
فقط تو می تونی برلی درخواست کمک به شین یه بری

00:39:16.890 --> 00:39:20.770
هر کسی میتونه بره چرا من باید برم ؟

00:39:22.840 --> 00:39:27.370
کی دیگه غیر از خاندان یین میتونه خاندان شین یه رو متقاعد کنه؟

00:39:28.670 --> 00:39:33.060
لی هوا ، اگه تو بری ، ممکنه تصمیم بگیره به ماکمک کنه

00:39:33.060 --> 00:39:37.290
اما اگه کس دیگه ای بره به احتمال زیاد حتی نمیتونه اون رو ببینه

00:39:43.690 --> 00:39:46.190
چرا علامت افسر بزرگ وانگ رو ندارین؟

00:39:47.390 --> 00:39:51.730
شی لینگ خیلی وقت پیش اون رو دزدید

00:39:51.730 --> 00:39:55.090
اون رو برای امنیتم به من داد حالا من اون رو به تو میدم

00:39:55.090 --> 00:39:58.890
اگه توی راه با نیروهای شین مواجه شدی حداقل می تونی از اون برای رفع خطر استفاده کنی

00:39:59.870 --> 00:40:02.890
من چیزی برای برگشتن به شین برای درخواست کمک کردن نشنیدم

00:40:02.890 --> 00:40:06.050
همین الآن این تصمیم رو گرفتی ؟ بذار یه نگاه کنم

00:40:07.500 --> 00:40:09.250
لی هوا

00:40:12.590 --> 00:40:16.540
من قبلا در موردش حرف نزدم چون میترسیدم روحیه نیروهامون ضعیف بشه

00:40:17.610 --> 00:40:21.400
راستش ، من اصلا مطمئن نیستم چون تعداد نیروهای ما خیلی کمه

00:40:21.400 --> 00:40:25.500
علاوه بر این، ما در حال حاضر چیزی در مورد وضعیت شین یه نمی دونیم اگه هیچ نیروی کمکی نداشته باشیم

00:40:25.500 --> 00:40:29.370
این پنج هزار سرباز باید مثل گوسفندی که توسط ببر کشته می شن بمیرن

00:40:30.960 --> 00:40:32.520
لی هوا ، باید بدونی

00:40:32.520 --> 00:40:37.280
هزارتا سرباز  بیشترم نمیتونه به معنی شانس بیشتری برای زنده موندن باشه

00:40:37.280 --> 00:40:41.020
حداقل هزار سرباز از پرچمداران و نگهبانان خانواده یین هستن

00:40:41.020 --> 00:40:45.970
شاید بتونم از داج خواهش کنم که  چند سرباز برای این وضعیت اضطراری بخواد

00:40:50.700 --> 00:40:53.420
درسته ، من میرم

00:40:53.420 --> 00:40:58.590
اما باید به من قول بدی که وقتی با نیروی کمکی برگردم، دوش به دوش هم در میدان نبرد بجنگیم

00:40:58.590 --> 00:41:02.510
مطمئن باش من این پنح هزار سرباز رو به مرگ حتمی نمی‌برم

00:41:02.510 --> 00:41:04.460
من بیرون شهر کونیانگ منتظرم

00:41:04.460 --> 00:41:08.230
وقتی نیروی کمکی آوردی، حرکت بعدی خودم رو برنامه ریزی میکنم

00:41:10.050 --> 00:41:15.580
من زندگی میکنم و میمیرم مثل تو که زنده میکنی و میمیری
.تو نباید به من دروغ بگی

00:41:58.770 --> 00:42:02.500
ونشو! زخمت کاملا خوب نشده درسته؟

00:42:02.500 --> 00:42:05.350
خوبن ، مشکلی نیست

00:42:06.990 --> 00:42:08.990
ژنرال ، خواهرم کجاست؟

00:42:08.990 --> 00:42:11.030
اون به شین یه برگشت

00:42:18.430 --> 00:42:20.960
همه افراد ، آماده این ؟

00:42:20.960 --> 00:42:23.560
بیایین برای کونیانگ بجنگیم

00:42:23.560 --> 00:42:25.000
چشم،  فرمانده

00:42:26.440 --> 00:42:27.820
منتظر خواهرم نمیمونیم؟

00:42:27.820 --> 00:42:31.530
ون شو این کار رو کرد چون می ترسید به لی هوا آسیب برسونه
بیایین عجله کنیم و حرکت کنیم

00:42:58.010 --> 00:42:59.190
همه ، بریم

00:42:59.190 --> 00:43:00.790
خانم ؟

00:43:00.814 --> 00:43:12.814
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:12.838 --> 00:43:24.838
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.