﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.560
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.730 --> 00:01:30.620
عرصه عشق

00:01:30.620 --> 00:01:33.060
قسمت شانزدهم

00:01:43.270 --> 00:01:44.960
مثل این

00:01:53.070 --> 00:01:54.780
ببین

00:01:55.620 --> 00:01:59.020
بازوتو اینجوری بزار، دستتو هم اینجوری

00:02:00.540 --> 00:02:02.240
باید این شکلی باشی

00:02:06.880 --> 00:02:08.700
خوبه

00:02:13.470 --> 00:02:17.530
خواهر دینگ، من از عهده تمرینای هنرهای رزمی برمیام ولی واقعا نمیتونم برقصم

00:02:17.530 --> 00:02:21.210
راه دیگه ای برای نزدیک شدن به وانگ شون هست؟

00:02:23.880 --> 00:02:27.700
ولی وانگ شون امشب برای زیردستاش یه مهمونی گرفته

00:02:27.700 --> 00:02:32.370
فقط درصورتی که بعنوان رقاص همراه من باشی میتونی ترور رو انجام بدی

00:02:39.650 --> 00:02:42.360
چطوره تمرینو ادامه بدیم؟

00:02:42.360 --> 00:02:46.290
اگه بازم نتونستی، اونوقت یه راه دیگه پیدا میکنیم

00:02:50.550 --> 00:02:54.150
خواهر دینگ، مهم نیست که امشب من چجوری اون کارو انجام بدم

00:02:54.150 --> 00:02:55.600
به من توجه نکن

00:02:55.600 --> 00:02:58.600
یو چی جون رو میزارم که مراقبت باشه چیزیت نشه

00:03:00.330 --> 00:03:01.490
من نمیرم

00:03:01.490 --> 00:03:03.720
پدر و مادر و خونوادم

00:03:04.450 --> 00:03:06.530
همشون قربانی حکومتن

00:03:06.530 --> 00:03:11.410
سلسله شین دشمن خونی منه

00:03:11.410 --> 00:03:16.170
واسه همین، هرکاری که ازم بربیاد واسه کمک به این ترور انجام میدم

00:03:16.170 --> 00:03:20.120
خیالت راحت، حاضرم از جون خودم بگذرم تا جون تو در امان باشه

00:03:24.410 --> 00:03:27.620
اوه نه، وانگ شون اجازه ورود هیچ سلاحی رو

00:03:27.620 --> 00:03:30.430
توی مهمونیایی که خودش میزبان باشه نمیده

00:03:31.390 --> 00:03:34.440
پس چجوری باید ترور رو انجام بدیم؟

00:03:56.890 --> 00:03:58.530
علامت ورودتونو نشون بدین

00:04:00.350 --> 00:04:02.120
سلاحاتونو تحویل بدین

00:04:10.750 --> 00:04:12.390
نشان ورود

00:04:22.290 --> 00:04:27.370
ژنرال ها، اعليحضرت به سختی کاری که برای خوابوندن شورشا انجام دادین بسیار همدردی میکنن

00:04:27.370 --> 00:04:30.340
ایشون دستور دادن که شراب خوب بیارن

00:04:30.340 --> 00:04:32.330
و به من، ارتشبد اعظم، دستور دارم به همه هدیه بدم

00:04:32.330 --> 00:04:35.940
ژنرالا، امشب برای خوشی دل خودمون مشروب میزنیم

00:04:35.940 --> 00:04:39.960
فردا باهم میریم که شهر کون یانگو بگیریم

00:04:39.960 --> 00:04:42.620
و مقتدرانه این نبردو ببریم

00:04:42.620 --> 00:04:47.460
درود بر امپراتور، زندگی ما فدای شما ارتشبد اعظم

00:05:49.360 --> 00:05:51.710
بطور ترسناکی اینجا ساکته

00:06:00.470 --> 00:06:03.430
وانگ با، به بقیه بگو

00:06:03.430 --> 00:06:05.580
که تا جایی که میشه مراقب باشن و ساکت بمونن

00:06:05.580 --> 00:06:10.800
بیاین آروم عقب برگردیم و به جاش به دروازه کناری حمله کنیم-
چشم ژنرال-

00:07:41.060 --> 00:07:43.490
جدا میشیم، بریم

00:08:06.610 --> 00:08:08.140
وایسین

00:08:15.450 --> 00:08:20.830
من، ارتشبد اعظم، بهت دستور میدم که برای من یه قطعه جدا بزنی

00:08:27.280 --> 00:08:29.160
زود باش بزن

00:08:56.810 --> 00:09:02.430
تو سازش رو بگیر و برام بیارش

00:09:05.700 --> 00:09:07.350
بله

00:09:32.610 --> 00:09:36.500
از اونجایی که تو نمیخوای یه قطعه موسیقی برام بزنی

00:09:36.500 --> 00:09:41.280
پس من باید برات یه قطعه بزنم

00:09:55.590 --> 00:09:58.840
تحسین برانگیزه، یه شمشیر در پوشش ساز

00:09:58.840 --> 00:10:01.950
تو کی هستی؟ چرا میخواستی منو بکشی؟

00:10:01.950 --> 00:10:04.050
توی عوضی کی هستی؟

00:10:04.800 --> 00:10:06.950
نیروی دشمن به اردوگاهمون حمله کرده، برین به ارتشبد اعظم خبر بدین

00:10:06.950 --> 00:10:09.190
زود باشین، دنبال ارتشبد اعظم بگردین

00:10:31.720 --> 00:10:34.550
امروز من انتقام پدر و مادرمو میگیرم

00:10:41.230 --> 00:10:43.090
خواهر سریع از اینجا برو

00:10:57.510 --> 00:10:59.080
شورشیا چطوری تونستن به اردوگاهمون نفوذ کنن؟

00:10:59.080 --> 00:11:03.160
هیچ نظری ندارم، ارتشبد اعظم لطفا به اردوگاه غربی برگردین و کنترل اوضاعو به دست بگیرین

00:11:21.730 --> 00:11:23.500
تو باید لیو شیو باشی؟

00:11:23.500 --> 00:11:26.280
چطوری تونستی با یه همچین نیروی کمی به اردوگاهمون شبیخون بزنی؟

00:11:26.280 --> 00:11:28.760
باهوش باش، اسلحه هاتونو تحویل بدین و خودتونو تسلیم کنین

00:11:28.760 --> 00:11:33.280
ما سربازای سلسله هان بزرگیم، تو واقعا فکر کردی خودمونو به یه خائن و پادوی سلسله شینی مثل تو تسلیم میکنیم؟

00:11:33.280 --> 00:11:34.940
بکشینشون

00:11:46.630 --> 00:11:48.280
روشن کنین

00:11:52.460 --> 00:11:54.100
آتش

00:12:14.970 --> 00:12:17.250
لی هوائه-
قوای پشتیبانی رسیدن-

00:12:17.250 --> 00:12:18.600
با کمک خدایان سلسله شین تموم میشه

00:12:18.600 --> 00:12:22.390
برادرا، باهم پیش میریم، همشونو بکشین

00:12:46.220 --> 00:12:48.800
زودباش، زود باش از اردوگاه شرقی درخواست کمک کن

00:12:48.800 --> 00:12:50.630
بله

00:12:54.150 --> 00:12:58.650
برادرا، بُکشین

00:13:20.800 --> 00:13:23.840
یه خبر بد، ارتشبد اعظم کشته شده و اردوگاه شرقی درخطره

00:13:23.840 --> 00:13:28.330
وانگ شون کشته شده، وانگ یی امروز روز مرگ توئه

00:13:42.120 --> 00:13:44.750
بُکشین

00:14:04.790 --> 00:14:06.360
سریع تر

00:14:08.340 --> 00:14:10.090
سریع بدو

00:14:17.170 --> 00:14:18.770
آه رو

00:14:25.710 --> 00:14:27.640
تویی

00:15:37.600 --> 00:15:39.630
برادر سوم

00:17:00.440 --> 00:17:02.230
خواهر

00:17:06.810 --> 00:17:08.610
تیرارو رها کنین

00:17:37.840 --> 00:17:39.630
خواهر

00:17:50.780 --> 00:17:52.620
لی هوا

00:17:54.490 --> 00:17:56.290
لی هوا

00:17:58.230 --> 00:18:00.250
خواهر، خواهر، خواهر

00:18:00.250 --> 00:18:02.520
حالت خوبه؟ خواهر، خواهر

00:18:02.520 --> 00:18:03.750
خواهر

00:18:03.750 --> 00:18:05.510
خواهر حالت خوبه؟ خواهر

00:18:05.510 --> 00:18:06.820
خواهر

00:18:06.820 --> 00:18:09.370
خواهر منو نترسون

00:18:11.860 --> 00:18:13.640
خواهر

00:18:18.510 --> 00:18:19.670
خواهر خوبه

00:18:19.670 --> 00:18:21.880
خواهر خوبه، اون حالش خوبه

00:18:21.880 --> 00:18:23.760
خواهر حالش خوبه، خواهر

00:18:23.760 --> 00:18:26.500
ما بردیم-
ما پیروز شدیم-

00:18:26.500 --> 00:18:30.010
ما پیروز شدیم

00:18:30.010 --> 00:18:33.640
ما بردیم، پیروزی

00:18:33.640 --> 00:18:36.020
پیروزی

00:18:36.020 --> 00:18:39.080
ما بردیم

00:19:01.240 --> 00:19:06.190
میخوای بزاری مثل یه اکسسوری روم بمونه؟

00:19:06.190 --> 00:19:09.820
اگه دلشو نداری بگو یین شینگ بیاد درش بیاره

00:19:09.820 --> 00:19:12.140
نمیخوام اینجوری ببینمت

00:19:12.670 --> 00:19:17.200
سر تیر خیلی عمیق فرو رفته، باید تحملش کنی

00:19:17.200 --> 00:19:19.750
دارم از درد میمیرم، اونوقت ازم میخوای تحملش کنم؟

00:19:19.750 --> 00:19:22.000
میرم یه نگاهی بندازم

00:19:22.000 --> 00:19:25.490
نگران نباش، عمو لیو نمیزاره اتفاقی برای خواهر بیفته

00:19:28.920 --> 00:19:31.960
اگه نمیخوای بِکشیش بیرون، پس خودت برو بیرون

00:19:52.440 --> 00:19:56.210
♫ هیشکی نمیدونه عشق چیه ♫

00:19:56.210 --> 00:20:00.040
♫ هیشکی نمیدونه آخر داستانمون چی میشه ♫

00:20:00.040 --> 00:20:07.100
♫ به نظر میرسه که من توی راحتی ام ولی واقعیت اینه که از وقتی همه چیزو فهمیدم مغزم تقریبا خالی شده ♫

00:20:07.620 --> 00:20:10.690
♫ دنیای من در تو خلاصه میشه ♫

00:20:10.690 --> 00:20:12.820
درد داره

00:20:15.420 --> 00:20:17.170
دراز بکش

00:20:19.190 --> 00:20:23.830
♫ عشق بازی مثل برق و باد میگذره ♫

00:20:26.000 --> 00:20:29.150
♫ تک تک لحظه های زندگیمو میدم ♫

00:20:29.150 --> 00:20:31.020
یه کم بخواب

00:20:31.020 --> 00:20:33.550
♫ که بتونم با تو زندگی کنم ♫

00:20:33.550 --> 00:20:38.560
♫ لطفا همه اون قسمتا و کارایی که برای بهبود زخمامون انجام دادیمو ببخش ♫

00:20:38.560 --> 00:20:41.350
♫ که همشونم با اومدنت ترک شدن ♫

00:20:41.350 --> 00:20:45.990
♫ اگه تقدیرمون باهم بودن باشه، هیچوقت از تناسخ پشیمون نمیشم ♫

00:20:45.990 --> 00:20:49.040
♫ خاطره هارو شعر بگیم و توی مغزمون حک کنیم ♫

00:20:49.040 --> 00:20:56.140
♫ تو تنها کسی هستی که میتونه قلبمو اکلیلی کنه ♫

00:20:58.390 --> 00:21:01.100
خیلی دردناکه

00:21:01.100 --> 00:21:02.890
معذرت میخوام

00:21:07.860 --> 00:21:13.730
اگه دوباره منو تنها بزاری، دیگه هیچوقت نمیبخشمت

00:21:16.730 --> 00:21:20.830
تو زنده باشی، منم زنده ام

00:21:24.930 --> 00:21:29.660
تو بمیری، منم میمیرم

00:21:31.080 --> 00:21:33.340
دیگه نمیرم

00:21:33.340 --> 00:21:40.710
♫ صورت خندونت ♫

00:21:55.830 --> 00:21:59.320
چقدر از بعد اینکه جنگ تموم شده عجله داری زود برگردی

00:21:59.320 --> 00:22:02.390
هممون میخوایم چند روز دیگه بمونی

00:22:02.390 --> 00:22:05.530
درباره لی یی میخوای چکار کنی؟

00:22:07.930 --> 00:22:11.650
وقتی اون و لی سی یوآن رفتن که داجه رو برای شورش راضی کنن

00:22:11.650 --> 00:22:13.870
تقریبا همه خاندان لی کشته شده بودن

00:22:13.870 --> 00:22:16.970
اون حتی جونشو هم به خطر انداخت که موقع جنگیدن برای شکستن خط دفاعی دشمن و محاصره کون یانگ کنارم باشه

00:22:19.060 --> 00:22:21.110
مگه میتونم کاریش کنم؟

00:22:21.110 --> 00:22:23.600
میزارمش پای اینکه از عصبانیت یه کاری کرده

00:22:23.600 --> 00:22:28.120
میفهمم، ایندفعه رو میتونی بخشنده باشی و ببخشیش

00:22:28.120 --> 00:22:30.510
گرچه، این آدم دیگه نمیتونه قابل اعتماد باشه

00:22:33.620 --> 00:22:36.550
گون سون، اگه تو بخاطر نبود که جونتو به خطر انداختی که کمکم کنی

00:22:36.550 --> 00:22:38.340
ایندفعه بران خیلی سخت میشد که جنگو پیروز شم

00:22:38.340 --> 00:22:40.390
الآن که دیگه داجه وان چنگ رو تصرف کرده

00:22:40.390 --> 00:22:42.970
چرا با ما برنمیگردی؟

00:22:42.970 --> 00:22:45.450
اعلیحضرت قطعا بهت پاداش خوبی میده

00:22:46.480 --> 00:22:48.170
پاسش میدم

00:22:48.170 --> 00:22:52.910
بعد از این  اتفاق، بررسی واضحی درباره کسی که توی ارتش هانه و میتونه به یه چیز عالی ای برسه کردم

00:22:52.910 --> 00:22:54.660
لیو ون شو، مایلم اعتراف کنم که تو تنها کسی هستی که توانایی و لیاقتشو داری

00:22:54.660 --> 00:22:57.240
...با توجه به امپراتور گنگ شی

00:23:01.520 --> 00:23:04.220
تو و برادرت کسایی هستین که وان چنگ رو گرفتین

00:23:04.220 --> 00:23:06.380
و بقیه، نیروی ارتش شین رو شکست دادن

00:23:06.380 --> 00:23:08.040
این تنها درخشیدن امپراتوری شما نیست

00:23:08.040 --> 00:23:12.290
ون شو، تو باید وقتی به وان چنگ برگشتی مراقب باشی

00:23:15.380 --> 00:23:16.850
از اونجایی که بخشایی از نان یانگ تحت کنترل در اومدن

00:23:16.850 --> 00:23:20.760
هدف بعدی ارتش هان، بخش یین چوان و فو چنگه

00:23:20.760 --> 00:23:22.950
خیالت راحت، به طور کلی

00:23:22.950 --> 00:23:25.100
دشمن ارتش هان نمیشم

00:23:25.100 --> 00:23:28.950
الآن به فو چنگ برمیگردم که خویشاوندام صحبت کنم و مدافعای شهرو متقاعدشون کنم که ورود ارتش هان رو قبول کنن

00:23:28.950 --> 00:23:32.680
من بدون شک قولمو که تحویل دادن افراد تسلیم پنج تا شهره رو انجام میدم

00:23:35.270 --> 00:23:37.130
درطول سفرت مراقب باش

00:23:42.310 --> 00:23:44.470
سوپت خیلی خوشمزست خواهر بزرگه

00:23:44.470 --> 00:23:48.770
ولی خیلی ناراحت کننده ست که با گنگ سون میخوای به فو چنگ برگردی

00:23:49.980 --> 00:23:53.020
خواهر کوچولو، اگه طاقت نمیاری که من برم، خب نمیرم

00:23:53.020 --> 00:23:54.660
و میمونم که پیشت باشم، چطوره؟

00:23:54.660 --> 00:23:55.980
چطوری آخه؟

00:23:55.980 --> 00:23:57.880
تو تازه دوباره گنگ سون رو ملاقات کردی

00:23:57.880 --> 00:24:01.100
اونایی که عاشق هم باشن، سرنوشتشون بهم گره خورده که آخرش باهم بمونن، چطور میتونم انقدر خودخواه باشم که تو رو برای خودم نگهت دارم؟

00:24:01.100 --> 00:24:03.500
قطعا گنگ سون کَلمو میکَنه

00:24:05.290 --> 00:24:08.140
خواهر، گنگ سون خیلی دوستت داره

00:24:08.140 --> 00:24:13.590
گرچه، خیلی بده که پدرش ازدواجتونو قبول نمیکنه

00:24:19.470 --> 00:24:24.110
به نظرت بحث مرگ و زندگیم باشه به این چیزا اهمیت میدم؟

00:24:24.110 --> 00:24:26.070
بهش فکر کردم

00:24:26.070 --> 00:24:29.840
اگه پدرش قبول نکنه

00:24:30.380 --> 00:24:32.900
میرم خونش و بعنوان یه خدمتکار میمونم

00:24:32.900 --> 00:24:35.590
تا وقتیکه بتونم با گنگ سون بمونم

00:24:36.580 --> 00:24:41.440
به چیزایی مثل مقام اهمیت نمیدم، یعنی درواقع هیچوقت به این چیزا اهمیت نمیدم

00:24:41.440 --> 00:24:44.620
تازه، شناختن کسی زمان میبره

00:24:44.620 --> 00:24:50.370
شاید پدرش بعد از یه مدت رابطمونو قبول کنه

00:24:53.560 --> 00:24:55.390
خواهر تو خیلی روشن فکری

00:24:55.390 --> 00:24:58.490
تعجبی نداره که گنگ سون انقدر عمیقا عاشقت شده

00:24:58.490 --> 00:25:02.540
مطمئنم پاک و بی ریا بودنت خانوادشو تحت تاثیر میزاره

00:25:02.540 --> 00:25:05.030
اونقدری که با ازدواج شما دوتا موافقت کنن

00:25:09.210 --> 00:25:11.270
لی هوا

00:25:11.900 --> 00:25:14.070
همه این سالا

00:25:14.640 --> 00:25:17.600
ما خیلی سختی جدایی کشیدیم

00:25:19.110 --> 00:25:23.560
اینکه زنده بمونی و با کسی باشی که عاشقشی

00:25:24.880 --> 00:25:28.520
واقعا انگار لطف خدا بوده

00:25:29.350 --> 00:25:34.680
واسه همین باید قدر اونا و چیزایی که دورتنو بدونی

00:25:35.670 --> 00:25:37.300
اوهوم

00:25:37.830 --> 00:25:40.550
من که به همه اطرافیانم لطف دارم

00:25:41.060 --> 00:25:45.340
حالا که ون شو برای خودش بهنوان یه ژنرال حریص اسم انتخاب کرده

00:25:45.340 --> 00:25:47.770
“اگه بخوام یه مقامی داشته باشم میخوام جی ژین وو باشم (همون شهردار)”

00:25:47.770 --> 00:25:50.200
دیگه اینو فهمیده

00:25:50.200 --> 00:25:54.610
وقت" اگه بخوام ازدواج کنم با یین لی هوا میخوام ازدواج کنم" نیست؟

00:25:54.610 --> 00:25:57.350
خواهر درباره چی حرف میزنی؟ من بازم باید به جنگ برم

00:25:57.350 --> 00:25:59.010
بازم میخوای بجنگی؟

00:25:59.010 --> 00:26:01.670
تقریبا بخاطر این تیر داشتی میمردی

00:26:01.670 --> 00:26:04.030
از الآن به بعد از فشار آوردن به خودت منعت میکنم

00:26:04.030 --> 00:26:07.560
باشه به خودم فشار نمیارم

00:26:07.560 --> 00:26:13.090
حالا ارزش یه زندگی دیگه رو هم دارم
(مترجم: منظورش اینه که ون شو بهم ابراز علاقه کرده و مسئول زندگی اونم هستم)

00:26:59.310 --> 00:27:00.900
شما کی هستین؟

00:27:00.900 --> 00:27:03.810
ایشون همسرته، بانو لو

00:27:06.140 --> 00:27:09.140
چطور تونستی برای بچت هیچ احترامی قائل نشی و وقتی من اینجا نبودم اون دخترو بعنوان عروست بگیری؟

00:27:09.140 --> 00:27:12.060
عروسم خیلی ام سخاوتمنده که این ازدواجو که ارزششو پایین آورده قبول کرده

00:27:12.060 --> 00:27:13.430
دیگه واسه چی ناراضی ای؟

00:27:13.430 --> 00:27:15.050
من قبلا گفته بودم نمیخوام ازدواج کنم

00:27:15.050 --> 00:27:17.310
خیلی زود نامه طلاقو مینویسم و دیگه نمیتونی بهم بگی که من براش ارزشی ندارم

00:27:17.310 --> 00:27:19.100
چطور جرئت میکنی

00:27:19.100 --> 00:27:20.760
همیشه از خونه دور بودی

00:27:20.760 --> 00:27:24.110
اون بچه بیچاره، ژانگ ار، بدون عشق پدر و مادرش بزرگ شده

00:27:24.110 --> 00:27:27.830
من، پدرت، تصمیم گرفتم که بانو لو عضوی از خانوادمون بشه و از ژانگ ار مراقبت کنه

00:27:27.830 --> 00:27:31.350
همه این چند روز، جوری ازش مراقبت کرده انگار که بچه خودس بوده

00:27:31.350 --> 00:27:34.000
ژانگ ار دیگه تقریبا اونو بعنوان مادر واقعیش قبول کرده

00:27:34.000 --> 00:27:35.790
ولی پدر-
ولی-

00:27:35.790 --> 00:27:38.370
تو اون خدمتکار پستو آوردی خونه، نیوردی؟

00:27:38.370 --> 00:27:39.910
اون یه خدمتکار پست نیست

00:27:39.910 --> 00:27:41.870
سلسله شین تموم شده، اون دیگه یه زن آزاده

00:27:41.870 --> 00:27:45.340
پدر تو نمیدونی اون چجوری جونشو برای من به خطر انداخت، من نمیتونم ناسپاس باشم

00:27:45.340 --> 00:27:47.860
تو، تو میخوای من از عصبانیت بمیرم

00:27:47.860 --> 00:27:52.070
اگه از همسرت طلاق بگیری و با اون دختر خدمتکار ازدواج کنی، جلوی چشمات خودمو میکشم

00:27:52.070 --> 00:27:53.750
پدر

00:27:55.050 --> 00:28:00.310
پدر، لطفا بخاطر من با ارباب دعوا نکنین، ما باید این خونواده رو کنار هم و صمیمی نگه داریم

00:28:00.310 --> 00:28:02.270
من فقط یه دختر از یه خونواده معمولیم

00:28:02.270 --> 00:28:05.680
که عزت و احترام زیادی برای ارباب داشتم، من خیلی خوش شانسم که با خونواده فنگ وصلت کردم

00:28:05.680 --> 00:28:07.820
ارباب، من جریت نمیکنم بخوام برای شما مشکل بشم

00:28:07.820 --> 00:28:12.180
ارباب، من میدونم شما یکیو دارین که عاشقشین

00:28:13.480 --> 00:28:19.330
اگه واقعا منو دوست نداشته باشین، با اینکه طلاقم بدین هیچ مخالفتی ندارم

00:28:25.150 --> 00:28:29.580
سرورم، من دینگ رو، میخوام که توی خونه شما یه خدمتکار باشم

00:28:29.580 --> 00:28:34.310
سرورم، بانوی من، امیدوارم بزارین به این خواسته ام برسم

00:28:34.310 --> 00:28:36.180
آه رو-
صبر کن-

00:28:36.180 --> 00:28:38.870
اگه میخوای پس بعنوان یه خدمتکار توی خونواده فنگ نگهش دار

00:28:38.870 --> 00:28:41.400
اگرم نمیخوای پس از خونه شوتش کن بیرون

00:28:41.400 --> 00:28:43.250
پدر، من اینجوری نمیتونم

00:28:43.250 --> 00:28:46.170
سرورم، ممنونم که منو به خواسته ام رسوندین

00:28:50.320 --> 00:28:52.780
فکر میکردم که بعد از این همه سختی و عذاب یه پایان شادی داشته باشیم

00:28:52.780 --> 00:28:55.340
ولی کی فکرشو میکرد همچین اتفاق غیرمنتظره ای بیفته

00:28:56.810 --> 00:29:00.070
آه رو، من نمیخوام تو یه صیغه باشی

00:29:01.130 --> 00:29:03.610
کلا نمیخوام اینجوری توی این وضعیت باشی

00:29:06.210 --> 00:29:07.920
گنگ سون

00:29:08.820 --> 00:29:12.130
بانو لو دیگه رسما یکی از اعضای خونوادتونه

00:29:12.130 --> 00:29:15.830
اون همسرته، مادر بچته

00:29:15.830 --> 00:29:18.020
حقیقتیه که نمیشه عوضش کنیم

00:29:18.020 --> 00:29:23.100
تازه، پدرتو بیشتر از این بخاطر من عصبانی نکن

00:29:23.100 --> 00:29:26.230
...آه رو، ولی من

00:29:30.550 --> 00:29:34.610
حال قلبتو درک میکنم

00:29:36.350 --> 00:29:39.370
تو هم باید حال قلبمو درک کنی

00:29:39.370 --> 00:29:43.280
حالا همسر باشه یا خدمتکار

00:29:43.990 --> 00:29:46.840
برام مهم نیست

00:29:46.840 --> 00:29:48.950
مهم اینه که

00:29:50.780 --> 00:29:53.210
با تو باشم

00:29:59.430 --> 00:30:03.500
من به ون شو قول دادم که پنج تا شهرو بهش بدم

00:30:03.500 --> 00:30:06.140
وقتی ون شو بیاد، تو رو میبرمت

00:30:06.140 --> 00:30:08.710
دیگه از هم جدا نمیشیم

00:30:24.790 --> 00:30:29.820
تقریبا یه ماه طول میکشه که تجهیزات و تدارکاتی که توی کون یانگ بودنو جا به جا کنیم

00:30:29.820 --> 00:30:33.840
الآن دیگه مشکل تجهیزات ارتش هان حل شده

00:30:33.840 --> 00:30:38.230
بنظرت وقتی به وان چنگ برگردیم اعلیحضرت بهمون چی پاداش میده؟

00:30:38.230 --> 00:30:40.060
میتونی انقدر کوته فکر نباشی؟

00:30:40.060 --> 00:30:43.350
فنگ یی و وانگ با، با عجله به یین چوآن برگشتن که کارای خونوادگیشونو کنترل کنن

00:30:43.350 --> 00:30:45.470
اصلا به این پاداش و نسبتا اهمیت ندادن

00:30:45.470 --> 00:30:47.790
الآن دیگه همه نسبت و اعتبارا به ما میرسه

00:30:47.790 --> 00:30:49.680
ولی ما از اونایی نیستیم که برای همه چی دندون گرد کنیم

00:30:49.680 --> 00:30:52.440
در اصل میخوام به هممون پاداش داده بشه

00:30:52.440 --> 00:30:55.860
هیچی نباشه. ما 13 سوار باهم دیگه خط دشمنو شکستیم و از بینش عبور کردیم

00:30:55.860 --> 00:30:59.130
ما باهم توافق کردیم که چه زنده چه مرده همه چی بینمون تقسیم بشه

00:31:03.080 --> 00:31:05.310
لی یی حتی یه کلمه ام حرف نزده

00:31:05.310 --> 00:31:07.170
آره

00:31:07.170 --> 00:31:11.160
لی یی تمام این مدت ساکت بودی

00:31:11.160 --> 00:31:14.060
هنوزم شاش بندی؟
(م: همون ترسیدی ولی شدیدترش)

00:31:15.750 --> 00:31:17.790
همه ما برادرا باهمدیگه از دل یه تجربه سخت بیرون اومدیم

00:31:17.790 --> 00:31:20.560
وقتی به وان چنگ رسیدیم هممون از امپراتور درخواست میکنیم

00:31:20.560 --> 00:31:23.160
که فنگ یی و وانگ با هم مثل ما پاداش بده

00:31:23.160 --> 00:31:28.980
آره درسته، با چشمای خودم دیدم که ژنرال لیو شیو اسم و سند هر سربازی که توی کون یانگ جنگیدو توی یه دفترچه یادداشت کرد

00:31:28.980 --> 00:31:30.870
هیشکی بدون پاداش نمیمونه

00:31:30.870 --> 00:31:32.540
ولی چیزی که من حس میکنم عجیبه

00:31:32.540 --> 00:31:35.240
اینه که از اونجایی که لیاقت ژنرال لیو شیو بالاترین مقامه

00:31:35.240 --> 00:31:40.880
این دفعه که برگرده دیگه یه جانشین ژنرال باقی نمونه

00:31:43.280 --> 00:31:44.730
ژنرال لیو شو کجاست؟

00:31:44.730 --> 00:31:46.310
...ژنرال سوم و یین

00:31:46.310 --> 00:31:48.090
ژنرال لیو و ژنرال یین باهمن

00:31:48.090 --> 00:31:50.110
ژنرال یین

00:31:50.110 --> 00:31:52.150
ژنرال یین، ژنرال یین

00:31:57.410 --> 00:31:59.680
اینو وسط اینجا بزارش

00:32:00.210 --> 00:32:03.520
میدونستی که وقتی داشتم به اردوگاه دشمن توی کون یانگ حمله میکردم

00:32:03.520 --> 00:32:06.200
فکر میکردم دیگه نتونم دوباره ببینمت؟

00:32:06.200 --> 00:32:10.760
بعدش یه آسمون پر از شعله آتیش دیدم و اونجا فهمیدم که تویی

00:32:11.390 --> 00:32:15.910
اون لحظه فهمیدم که خدایان خیلی بهم لطف دارن

00:32:16.420 --> 00:32:18.880
من بهت لطف ندارم؟

00:32:21.510 --> 00:32:22.660
حالت خوبه؟

00:32:22.660 --> 00:32:24.120
هی آروم

00:32:24.120 --> 00:32:25.480
آروم، مگه نمیشنوی؟

00:32:25.480 --> 00:32:27.510
شنیدم

00:32:29.480 --> 00:32:30.490
چطوره؟

00:32:30.490 --> 00:32:33.700
چیزی نیست خوبه، اونقدرام ضعیف نیستم

00:32:33.700 --> 00:32:35.220
همیشه خدا به خودت فشار میاری

00:32:35.220 --> 00:32:37.790
گوش کن، ایندفعه دیگه خوب استراحت میکنی و میزاری که زخمت کاملا خوب شه

00:32:37.790 --> 00:32:40.690
تا قبل اینکه این صد روز تموم شه حق نداری اسلحه دست بگیری، حق نداری مشروب بخوری

00:32:40.690 --> 00:32:43.020
...حق نداری-
حق نداری به من بگی که حق ندارم چکار کنم-

00:32:46.140 --> 00:32:47.990
برادر سوم، به زودی وارد شهر میشیم

00:32:47.990 --> 00:32:50.800
برادر بو شنگ و بقیه منتظر شما دوتان

00:32:50.800 --> 00:32:52.340
چیه؟

00:32:54.660 --> 00:32:57.570
برو داجه رو ببین، من اینجا توسط دوتا از برادرام مراقبت میشم

00:32:57.570 --> 00:32:59.370
چیزی نمیشه

00:32:59.880 --> 00:33:01.570
همینجا منتظرش میمونم

00:33:01.570 --> 00:33:03.290
نه

00:33:04.450 --> 00:33:09.090
برادر بزرگ اگه منو اینجوری زخمی ببینه نگران میشه

00:33:10.420 --> 00:33:14.720
نگران اینی که داجه بخاطر بی احتیاطی زیادت سرزنش و توبیخت کنه؟

00:33:15.960 --> 00:33:17.680
خیلی خب

00:33:19.860 --> 00:33:22.170
زود برمیگردم

00:33:36.420 --> 00:33:38.580
به چی میخندین؟

00:33:44.100 --> 00:33:45.800
برادر سوم

00:33:46.930 --> 00:33:48.690
برادر بزرگ

00:33:48.690 --> 00:33:51.020
بزار ببینم، تو که چیزیت نشده؟

00:33:51.020 --> 00:33:51.930
من خوبم

00:33:51.930 --> 00:33:54.630
عالیه، برادر سوم میدونستم که کون یانگ محاصره شده

00:33:54.630 --> 00:33:56.770
ولی نتونستم بیام و نجاتت بدم و خودت جنگیدی

00:33:56.770 --> 00:33:59.000
برادر بزرگ معذرت میخواد

00:33:59.000 --> 00:34:00.190
برادر بزرگ این حرفو نزن

00:34:00.190 --> 00:34:03.260
ببین من خوبم

00:34:03.260 --> 00:34:05.910
برادر سوم، راستش، داجه از خیلی وقت پیش میخواست که یه عده نیرو بفرسته به کون یانگ کمک کنه

00:34:05.910 --> 00:34:06.990
ولی وانگ کوآنگ بهش اجازه نداد

00:34:06.990 --> 00:34:11.310
هیچ راه دیگه ای نداشتم جز اینکه صبر کنیم تا وان چنگ محاصره شه، مصادف شد با وقتی که داشتیم آماده میشدیم به کون یانگ رهبری و باشما ملاقات کنیم

00:34:11.310 --> 00:34:14.120
که شماهم ارتش شین رو کاملا شکست دادین

00:34:14.120 --> 00:34:16.620
سه هزار در برابر 420,000

00:34:16.620 --> 00:34:18.450
برادر سوم خیلی عالی هستی

00:34:18.450 --> 00:34:20.610
سه هزارتا نه، بیست هزارتا

00:34:20.610 --> 00:34:22.370
تازه، فقط بخاطر کارای من نبود

00:34:22.370 --> 00:34:25.430
برادر سوم دوباره داری شکسته نفسی میکنی

00:34:25.430 --> 00:34:27.970
برادر سوم، الهه جنگ نبرد بزرگ کون یانگه

00:34:27.970 --> 00:34:30.460
داجه، شما جنگ سالاری، برادر سوم شما الهه جنگی

00:34:30.460 --> 00:34:34.150
شما دوتا که باهامون باشین، هیچ دشمنی نمیتونه مارو شکست بده و ما دشمنو مثل یه بازی بچگونه کنارش میزنیم

00:34:34.150 --> 00:34:36.520
برادرا درست میگم؟-
آره-

00:34:36.520 --> 00:34:38.820
برادر سوم زنده باد، برادر بزرگ زنده باد

00:34:38.820 --> 00:34:55.050
برادر سوم زنده باد، برادر بزرگ زنده باد

00:34:55.050 --> 00:34:58.020
اعلیحضرت شما فروتنی کردین و خودتون اومدین که به لیو شیو خوشامد بگین

00:34:58.020 --> 00:35:00.750
ولی این آدما خیلی گستاخن

00:35:00.750 --> 00:35:02.970
حتی جرئت کردن که داد بزنن زنده باد

00:35:02.970 --> 00:35:05.030
حرکت خائنانه ایه

00:35:05.960 --> 00:35:09.260
اون دوتا برادر جونشونو به خطر انداختن که برای من بجنگن

00:35:09.260 --> 00:35:11.800
اونا ارتش شین رو با تلاش زیاد شکست دادن و بیشتر از اینا لایق قدردانی ان

00:35:11.800 --> 00:35:14.660
چرا باید به مسائل ریزی مثل این اهمیت بدم؟

00:35:15.370 --> 00:35:19.620
بیاین پایین دنبالم تا ورود ژنرال لیو شیو رو به شهر خوشامد بگیم

00:35:23.400 --> 00:35:26.090
داجه، این امپراتور واقعا خیلی احمقه

00:35:26.090 --> 00:35:29.150
باتوجه به این شرایط، اگه دنیا توی دست این دوتا برادر باشه

00:35:29.150 --> 00:35:31.010
اونوقت دیگه چه عنی گیر ما میاد؟

00:35:31.010 --> 00:35:33.220
تو و وانگ فنگ از ژنرالای اصلی بودین که جنگ کون یانگو کنترل میکردین

00:35:33.220 --> 00:35:34.920
ولی شما اجازه دادین یه جانشین ژنرال کل اعتبارو برداره

00:35:34.920 --> 00:35:38.180
دقیقا چه غلطی دارین میکنین؟ تفاله به درد نخور

00:35:46.810 --> 00:35:48.560
بانو

00:35:58.520 --> 00:35:59.500
...چه

00:35:59.500 --> 00:36:01.650
این اقامتگاه خانواده یین در وان چانگه

00:36:01.650 --> 00:36:04.410
داجه مخصوصا درخواست کرد که اینجا کاملا مثل مثل خونه خودمون در شین یه ساخته شه

00:36:04.410 --> 00:36:05.790
خواهر، ما هممون منتظرت بودیم که برگری

00:36:05.790 --> 00:36:08.290
درسته، خواهر خوب استراحت کن تا زخمت خوب شه

00:36:08.290 --> 00:36:12.840
برادر بزرگ هم برگشته، اونم الآن یه ژنرال در رتبه سرهنگ ارتش هانه

00:36:14.080 --> 00:36:16.690
برادر بزرگ-
برادر بزرگ-

00:36:17.350 --> 00:36:19.310
حالت چطوره؟ زخمت چطوره؟

00:36:19.310 --> 00:36:22.860
یه زخم کوچولوئه، زود خوبش میکنم

00:36:22.860 --> 00:36:24.650
اصلا ام یه زخم کوچولو نیست

00:36:24.650 --> 00:36:26.160
خوشبختانه مادر اینجا نیست

00:36:26.160 --> 00:36:29.750
اگه بود، نمیشه فکرشو کرد که چقدر ناراحت میشد

00:36:31.280 --> 00:36:33.020
مادر خوبه؟

00:36:33.020 --> 00:36:37.250
داجه، چجوری سرهنگ ارتش هان شدی؟

00:36:37.250 --> 00:36:38.760
داستانش طولانیه

00:36:38.760 --> 00:36:41.690
شینگ ار، به خواهرت کمک کن تا بشینه

00:36:45.180 --> 00:36:49.420
توی نبرد کون یانگ، شینگ ار داشت گارد خانواده شین رو رهبری میکرد

00:36:49.420 --> 00:36:51.650
همین موضع خانواده یین رو بدون اینکه ما رسما اعلام حمایت از طرفی کنیم مشخص کرد

00:36:51.650 --> 00:36:55.770
لیو شوآن شخصا حکم نوشت که سرهنگی رو به من داده و برای من استثنا قائل شده که پاداش بگیرم

00:36:55.770 --> 00:36:58.830
الآن ما هیچ چاره ای بجز ملحق شدن به ارتش هان نداریم

00:36:58.830 --> 00:37:01.770
ببین حتی خونمونو هم اینجا آوردیم

00:37:01.770 --> 00:37:03.660
مادرم اینجاست؟

00:37:03.660 --> 00:37:04.860
مادر اینجا نیست

00:37:04.860 --> 00:37:08.070
من مادر و اعضای غیر جنگجوی خونواده رو به یو یانگ فرستادم

00:37:08.070 --> 00:37:10.960
اینجوری حداقل همه خونوادمون مجبور به تبعیت از ارتش هان نیستن

00:37:11.850 --> 00:37:15.290
امپراتور قصد داره خونواده یین رو به کار بگیره؟

00:37:16.420 --> 00:37:20.540
داجه، من باعث همه این دردسرا براتون شدم؟

00:37:21.170 --> 00:37:23.120
اونقدر جدی نیست

00:37:23.700 --> 00:37:28.710
لی هوا راستش کاری که تو کردیو خودمم میخواستم انجام بدم

00:37:29.390 --> 00:37:31.780
تو انتقام پدر و مادرتو گرفتی

00:37:31.780 --> 00:37:36.850
خیلی خوشحالم که خانواده یین همچین دختری داره

00:37:36.850 --> 00:37:40.590
خیالت راحت، با اینکه الآن تحت فرمان کسی دیگه ایم

00:37:40.590 --> 00:37:42.830
لازم نیست با کسی درگیر بشیم

00:37:42.830 --> 00:37:45.680
مهم نیست توی چه وضعیتی هستیم، من بازم ازت مراقبت میکنم

00:37:45.680 --> 00:37:48.670
که حداقل یه کاری نکنی که زخم عمیق و جدی ای مثل این برداری

00:37:50.920 --> 00:37:52.700
این فقط بخاطر اینه که به اندازه کافی حواسم نبود

00:37:52.700 --> 00:37:54.000
هنوزم داری ازش دفاع میکنی؟

00:37:54.000 --> 00:37:57.420
اگه برای لیو شو نبود بازم تیر میخوردی؟

00:38:00.060 --> 00:38:03.130
برادر بزرگ، اینکه کل خونواده اینجا توی وان چنگ هست

00:38:03.130 --> 00:38:05.480
اشکالی داره؟

00:38:06.090 --> 00:38:08.460
دقیقا نمیتونم بگم

00:38:08.460 --> 00:38:14.640
هرچند ارتش هان نان یانگ رو پس گرفته، ولی مشکل به نظر من بیشتر از ایناست

00:38:14.640 --> 00:38:19.280
تو و پسر عمو دنگ چنگ هنوزم به اسم پسرعمو و دخترعموی لیو یان هستین

00:38:19.280 --> 00:38:22.820
لیو یان الآن از تسلطی که روی امپراتور داره خیلی راضیه و داره از نفوذ بی حد و اندازش لذت میبره

00:38:22.820 --> 00:38:27.170
تو فکر میکنی که وانگ کوانگ و لی شوآن نسبت بهش محتاطن؟

00:38:27.170 --> 00:38:30.390
تو فکر میکنی که اون دوتا بزارن لیو یان قدرتش بیشتر و بیشتر شه؟

00:38:31.100 --> 00:38:32.930
واسه همین باید یادت باشه

00:38:32.930 --> 00:38:37.760
که از الآن به بعد بیرون میری خیلی مراقب باشی

00:38:42.190 --> 00:38:45.150
[عمارت ارتشبد اعظم]

00:38:48.360 --> 00:38:50.660
حالت چطوره؟ زیاد از حد مشروب خوردی؟

00:38:50.660 --> 00:38:52.850
مستی؟

00:38:52.850 --> 00:38:56.240
برادر سوم بزار مست باشم

00:38:56.240 --> 00:38:59.360
وگرنه نمیتونم حس بهتری داشته باشم

00:38:59.360 --> 00:39:03.580
مگه تازه یه نبردو پیروز نشدیم؟ پس چرا حس خوبی نداری؟

00:39:08.530 --> 00:39:09.860
چت شده؟

00:39:09.860 --> 00:39:15.970
برادر سوم خلقم تنگ شده

00:39:15.970 --> 00:39:17.890
میخوام آدمارو بکشم

00:39:17.890 --> 00:39:19.870
میخوام انتقام بگیرم

00:39:19.870 --> 00:39:20.820
چرا میخوای بکشی؟

00:39:20.820 --> 00:39:22.490
سنگ پنگ

00:39:22.490 --> 00:39:25.790
اگه بخاطر اون نبود، توی ملاقات مون توی چانگان کوچک

00:39:25.790 --> 00:39:30.630
مجبور نبودیم خیلی از اعضای خونواده هامونو مثل خوک قتل عام کنیم

00:39:46.670 --> 00:39:49.770
اون الآن تحت فرمان داجه عه

00:39:49.770 --> 00:39:51.230
میدونم

00:39:51.230 --> 00:39:53.440
داجه گفت نمیتونیم کاریش کنیم

00:39:53.440 --> 00:39:56.120
و اینو هم گفت که برادر سرم تو کسی هستی که میتونه بالغانه رفتار کنه

00:39:56.120 --> 00:39:59.680
شما میتونین باهاش زندگی کنین من نمیتونم

00:39:59.680 --> 00:40:02.670
من نمیتونم زندگی رو با این بغض و تنفر تحمل کنم

00:40:02.670 --> 00:40:07.140
مهم نیست چی بشه، امشب میکشمش و سرشو میبرم

00:40:07.140 --> 00:40:10.080
و جونشو میگیرم که ارواح خویشاوندامون خوشحال بشن

00:40:11.430 --> 00:40:14.820
تو مستی-
نه نیستم-

00:40:14.820 --> 00:40:16.990
خیلی بهش فکر کردم

00:40:16.990 --> 00:40:19.480
امشب عملیش میکنم

00:40:19.480 --> 00:40:24.450
قسم میخورم سرشو جلوی سنگ قبر خویشاوندامون بزارم که بهشون بگم انتقامشون گرفته شده

00:40:24.450 --> 00:40:26.310
نه

00:40:26.310 --> 00:40:28.070
تو نمیتونی بری، تو باید به حرف برادر سومت گوش کنی

00:40:28.070 --> 00:40:30.780
برادر سوم، تو باید به حرف من گوش کنی

00:40:30.780 --> 00:40:34.320
داجه تحملشو نداره اما من دارم

00:40:34.320 --> 00:40:36.200
من میرم

00:40:38.190 --> 00:40:41.700
تو مستی، جلوی سنگ پنگ دووم نمیاری

00:40:43.170 --> 00:40:44.570
خودم میرم

00:40:44.570 --> 00:40:45.760
...برادر سوم

00:40:45.760 --> 00:40:50.480
آروم باش، خودم درستش میکنم

00:40:51.180 --> 00:40:54.270
بخاطر تو، بخاطر خاندان لیو

00:40:55.690 --> 00:41:00.650
و بخاطر همه خویشاوندای مرده مون، نمیزارم مرگشون بیهوده باشه

00:41:03.390 --> 00:41:05.950
ژنرال، ژنرال لیو شیو میخوان شمارو ببینن

00:41:05.950 --> 00:41:07.610
بفرستش داخل

00:41:40.620 --> 00:41:45.300
ژنرال، برای ملاقات خیلی دیره، نکنه میخوای منو بکشی؟

00:41:45.300 --> 00:41:47.020
دقیقا همینه

00:41:48.100 --> 00:41:50.290
میدونستی که میخوام بیام؟

00:41:51.070 --> 00:41:54.590
شنیده بودم که لیو ون شو برای اقوامش خیلی خیلی ارزش قائله

00:41:54.590 --> 00:41:57.780
برادرای بزرگ تر و خواهرات همشون توی چانگان کوچک کشته شدن

00:41:57.780 --> 00:42:00.820
واسه همین، پیش بینی کرده بودم که امشب قطعا میای

00:42:00.820 --> 00:42:02.710
...اگه موضوع اینه

00:42:08.230 --> 00:42:09.940
سنگ پنگ

00:42:09.940 --> 00:42:13.910
دویست و سیزده روز از اون حادثه چانگان کوچک میگذره

00:42:13.910 --> 00:42:20.320
امشب سرتو از تنت جدا میکنم و انتقام خونوادمو میگیرم

00:42:23.520 --> 00:42:25.480
به چی میخندی؟

00:42:26.740 --> 00:42:33.580
طبق منطق تو، اصلا هیچ سرباز و ژنرالی هست که توی این زمانای آشفته دستش به خون آغشته نشده باشه و زنده باشه؟

00:42:34.530 --> 00:42:37.710
سربازای شین که طی نبرد کون یانگ کشته شدن

00:42:37.710 --> 00:42:41.420
سربازای تحت امر من که توی محاصره وان چنگ از گرسنگی مردن

00:42:41.420 --> 00:42:43.200
کدومشون هیچ پدر و مادر یا خواهر و برادری نداشتن؟

00:42:43.200 --> 00:42:45.810
کدومشون هیچ همسر و فرزندی نداشتن؟

00:42:50.880 --> 00:42:53.510
وقتی دوتا ارتش میجنگن، برای دوتا ارباب میجنگن

00:42:53.510 --> 00:42:56.710
بعنوان یه افسر نظامی، وظیفه منه که وظایف نظامیم رو قبول کنم

00:42:56.710 --> 00:43:01.020
ژنرال، اگه فکر میکنی که من، سنگ پنگ، باید بمیرم آزادی که منو بکشی

00:43:02.470 --> 00:43:21.530
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:21.554 --> 00:43:33.554
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.