﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:20.790
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.270 --> 00:01:30.430
عرصه عشق

00:01:30.430 --> 00:01:33.160
قسمت 17

00:01:33.600 --> 00:01:36.130
انتظار می ره که در زمان جنگ،ما به رهبران محترممون وفادار باقی بمونیم

00:01:36.130 --> 00:01:39.290
به عنوان ژنرال ارتش،وظیفه من پیروی از قوانین عه

00:01:39.290 --> 00:01:43.800
اگر که فکر می کنی من لایق مرگ هستم،پس من رو بکش

00:01:47.200 --> 00:01:49.570
روزی که وانچنگ تصرف شد

00:01:49.570 --> 00:01:51.640
می دونستم که این اتفاق می افته

00:01:51.640 --> 00:01:54.490
به لطف فرماندار بزرگ لیو بوشنگ

00:01:54.490 --> 00:01:58.380
تونستم که چند روزی بیشتر زنده بمونم.قدردان هستم

00:01:58.380 --> 00:02:01.170
تصور نکن که صرفا بخاطر اینکه پای برادر بزرگترم رو آوردی وسط جرئت نمی کنم که بکشمت

00:02:01.170 --> 00:02:02.670
معلومه که نه

00:02:02.670 --> 00:02:06.390
لیو بوشنگ قلب صافی داره و به راحتی دیگران رو می بخشه

00:02:06.390 --> 00:02:08.620
اون در زمان هرج و مرج آدم خردمندیه

00:02:08.620 --> 00:02:12.750
من حقیقتا ستایشش می کنم و می خوام که بهش خدمت کنم

00:02:14.000 --> 00:02:18.570
حیف...حیف که نخواهم تونست لطفش رو جبران کنم

00:02:20.000 --> 00:02:25.140
هرچند که دیگه اهمیتی نداره.ژنرال،اگه که می خوای من رو بکشی،سریع انجامش بده

00:02:36.100 --> 00:02:40.610
چرا یک خط اضافه روی این کلمه وجود داره؟

00:02:42.100 --> 00:02:47.660
وقتی که جوان بودم،متون گوی گو زی رو می خوندم، و استفاده از تکنیک های ارتش در زمان آشفتگی رو یاد گرفتم

00:02:47.660 --> 00:02:52.580
اون ها راجب خود جنگ نیستند.بلکه درمورد جلوگیری از نتایجی عه بعد از جنگ به وجود میاد

00:03:11.400 --> 00:03:13.930
اگه یه تکه از گره موت رو ببری

00:03:13.930 --> 00:03:16.920
می تونم از امروز همه چیز رو راجب دشمنیمون فراموش کنم

00:03:16.920 --> 00:03:20.420
اگه که جرئت کنی و به ارتش هان یا برادر بزرگترم خیانت کنی

00:03:20.420 --> 00:03:27.330
به جای موت سرت رو می برم.دیگه میرم

00:03:35.100 --> 00:03:39.350
اعلیحضرت پاداش های زیادی به لیو یان و لیو شیو دادن

00:03:39.350 --> 00:03:44.900
حتی دنگ چن و خانواده یین هم افتخارات زیادی کسب کردند. وانگ کوانگ گفته

00:03:44.900 --> 00:03:47.070
اگه که اون ها در آینده خدمات شایسته بیشتری ارائه بدن

00:03:47.070 --> 00:03:51.120
می ترسم که اعلیحضرت دیگه نتونه پاداشی بهشون بده

00:03:52.600 --> 00:03:54.690
لیو یان برای تسخیر وانچنگ تمام تلاشش رو کرد

00:03:54.690 --> 00:03:58.050
لیو شیو وانگ کون رو کشت،و نیروهای اصلی ارتش وانگ منگ رو شکست داد

00:03:58.050 --> 00:04:01.150
اون ها لیاقت پاداششون رو دارن

00:04:01.150 --> 00:04:02.900
وانگ کوانگ به چه حقی شکایت می کنه؟

00:04:02.900 --> 00:04:04.910
اعلیحضرت،حق با شماست

00:04:04.910 --> 00:04:07.980
ارتش هان شهرتی به دست آورده.اخیرا

00:04:07.980 --> 00:04:11.550
قهرمانان و مردان توانمند زیادی برای پیوستن به ارتش اومدند

00:04:12.700 --> 00:04:17.360
طبیعیه که وقتی ارتش این قدر قدرتمند و بانفوذه آدم های بیشتری بخوان بهش بپیوندند

00:04:17.360 --> 00:04:19.350
هرچند،همه اون ها برای حمایت از لیو یان این جا هستند

00:04:19.350 --> 00:04:22.570
اون ها چشمشون فقط به ژنرال لیو یان عه،و به شما وفادار نیستند،اعلیحضرت

00:04:23.800 --> 00:04:26.030
مگه در اصل همین طوری نبود؟

00:04:27.300 --> 00:04:32.200
درسته. ولی،اعلیحضرت قبلا حمایت وانگ کوانگ و مردان شجاع لولین رو داشتند

00:04:32.200 --> 00:04:35.810
برای همین، ارتش لیو یان تهدیدی حساب نمی شد

00:04:35.810 --> 00:04:39.530
با این وجود حالا،با توجه به موفقیت در تسخیر کونیانگ و وانچنگ، لیو یان داره حتی قدرتمندتر هم میشه

00:04:39.530 --> 00:04:44.960
حتی موقعیت شما هم داره به خطر می افته، چه برسه به وانگ کوانگ

00:04:46.400 --> 00:04:48.930
سلسله شین هنوز به طور کامل سقوط نکرده،و هنوز مونده تا ما دستاورد قابل توجهی به دست بیاریم

00:04:48.930 --> 00:04:52.610
لیو یان و لیو شیو اون قدر احمق نیستند که

00:04:52.610 --> 00:04:55.480
افکار خیانت در برابر من رو داشته باشن-
حتی اگه لیو یان نداشته باشه-

00:04:55.480 --> 00:04:58.710
سخت میشه گفت که لیو جی برای قانع کردنشون تلاش نمی کنه

00:04:58.710 --> 00:05:03.050
اعلیحضرت،آیا شرایط خارج از شهر رو فراموش کردید؟

00:05:07.600 --> 00:05:10.010
چطور می تونم فراموش کنم؟

00:05:12.400 --> 00:05:16.220
از وقتی که لیو شیو به وانچنگ اومده

00:05:16.220 --> 00:05:18.440
لیو یان ضیافت هایی برای ژنرال های زیردستش برگذار کرده

00:05:18.440 --> 00:05:21.400
همچنین لیو شیو به اقامتگاه کن پنگ رفته

00:05:21.400 --> 00:05:24.520
اون ها از زمان مشکل چانگان کوچک،با هم مشکل داشتند

00:05:24.520 --> 00:05:27.920
اما،اون از جون کن پنگ گذشت کرده واضحه که می خواد

00:05:27.920 --> 00:05:30.790
اون رو طرف ما بیاره.همچنین شایعاتی شنیدم

00:05:30.790 --> 00:05:34.500
...که لیو جی

00:05:36.300 --> 00:05:40.620
گفته که شما فقط بخاطر اینکه لیو یان کنار کشیده تونستید به تخت بشینید

00:05:41.900 --> 00:05:44.680
وانگ کوانگ فقط نگرانه که لیو یان تحت تاثیر زمزمه های اون ها قرار بگیره

00:05:44.680 --> 00:05:49.250
در نتیجه از من خواست تا به اعلیحضرت یادآوری کنم که عاقلانه نیست که برای مدت طولانی به حال خودش رهاش کنید

00:05:52.000 --> 00:05:55.460
اون ها می خوان که به دست من آدم بکشند

00:05:55.460 --> 00:05:57.800
می دونم که اعلیحضرت نمی خوان که به وسیله بقیه کنترل بشند

00:05:57.800 --> 00:06:00.260
و همچنین به عنوان کسی که زیردستان وفادارش رو می کشه قضاوت بشند

00:06:00.260 --> 00:06:03.930
هرچند،اعلیحضرت،شما خیلی قوی نیستید.زیردستانتون به هیچ طریقی نباید از شما قدرتمندتر باشند

00:06:03.930 --> 00:06:07.860
شما نمی تونید خوشبین باشید،و باعث به وجود آمدن مشکل برای آینده بشید

00:06:07.860 --> 00:06:10.990
از نظر شما،من چطور باید مجازاتش کنم؟

00:06:11.900 --> 00:06:17.130
اعلیحضرت،مگه شما قصد برگذاری یک مهمانی ندارید؟

00:06:21.600 --> 00:06:24.220
می خواهید که من مهمانی هونگمن رو شبیه سازی کنم؟
 توضیح:یک مهمانی که نشان دهنده لیو بانگ و شیانگ یو،رهبران برجسته نیروهای شورشی در برابر سلسه شین عه ؛همچنین یک قصد برای به قتل رسوندن قبلی

00:06:26.900 --> 00:06:32.260
حالا که وانگ کوانگ و طرفدارانش نقشه هاشون رو کشیدن،چرا زحمت اجازه گرفتن از من رو می کشی؟

00:06:35.000 --> 00:06:37.950
از اون جایی که مهمونی هونگمن عه،نمی تونیم بدون اجازه سرورمون اقدام کنیم

00:06:37.950 --> 00:06:41.490
اعلیحضرت،اون ها منتظر دستورات شما هستند

00:06:41.490 --> 00:06:44.550
قبل از اینکه نقشه قتل رو پیش ببرند

00:06:51.000 --> 00:06:53.050
!بفرمائید،بنوشید،برادران من

00:06:53.050 --> 00:06:56.260
الآن زمان شادی عه. به سلامتی

00:06:56.260 --> 00:06:59.040
!وزیران من،بیاید بنوشیم

00:06:59.040 --> 00:07:01.600
!به سلامتی-
همش رو بنوش-

00:07:01.600 --> 00:07:05.190
!پرش کن

00:07:05.190 --> 00:07:07.090
فقط مشغول نوشیدن نباش

00:07:07.090 --> 00:07:09.010
به سلامتی. نمی خوام که مستی از سرم بپره

00:07:09.010 --> 00:07:11.170
بفرمائید-
بفرمائید-

00:07:13.700 --> 00:07:15.730
جام من رو پر کن

00:07:15.730 --> 00:07:17.460
بفرمائید،لطفا

00:07:17.460 --> 00:07:20.560
بفرما،جام رو پر کنید

00:07:45.300 --> 00:07:49.490
بفرمائید. وزیران گرامی من !گوش کنید

00:07:49.490 --> 00:07:52.310
بیاید همگی بنوشیم-
برادر بزرگتر-

00:07:52.310 --> 00:07:56.200
لی هوا. تو به تازگی زخم جدی ای که داشتی بهبود پیدا کرده. نباید بنوشی

00:07:56.200 --> 00:08:00.100
لیو ون شو،با چه جایگاهی این حرف رو می زنی؟

00:08:00.100 --> 00:08:04.680
من شخصا خواهم اومد و برای عدم موفقیت در محافظت ازش عذرخواهی می کنم

00:08:04.680 --> 00:08:06.990
جرئت پذیرفتن پیشنهادت رو ندارم

00:08:10.600 --> 00:08:13.060
بفرمائید،بیاید بنوشیم

00:08:13.060 --> 00:08:17.940
برای چی برادر بزرگتر (لیو یان)  شمشیرش رو داخل آورده؟ممکنه که متهم به قصد قتل امپراطور بشه

00:08:17.940 --> 00:08:20.720
بهش گفتم،اما گوش نمیده

00:08:20.720 --> 00:08:24.630
گفت که شمشیرش هرگز از کنارش جدا نمیشه،و محافظ هم جرئت نکرد که متوقفش کنه

00:08:24.630 --> 00:08:26.710
مگه تو هم با خودت شمشیر نیاوردی؟

00:08:26.710 --> 00:08:29.730
اعلیحضرت خودشون این شمشیر رو به من دادند.فرق می کنه

00:08:29.730 --> 00:08:32.640
بیا،پرش کن

00:08:41.200 --> 00:08:43.290
بیا

00:08:44.700 --> 00:08:49.090
بدش به من. پرش کن

00:08:49.090 --> 00:08:51.400
این جا

00:08:53.500 --> 00:08:56.640
برادر بوشنگ،بیا

00:08:56.640 --> 00:09:00.320
تو به سختی کار کردی.یه نوشیدنی به افتخار تو

00:09:00.320 --> 00:09:02.590
اعلیحضرت، چقدر عالی

00:09:02.590 --> 00:09:05.050
!مراقب باش

00:09:05.050 --> 00:09:08.620
خیلی نوشیدم.اعلیحضرت،شما زیادی از من تعریف می کنید

00:09:08.620 --> 00:09:11.070
ما هر دو از نسل خاندان سلطنتی هان هستیم

00:09:11.070 --> 00:09:13.790
این وظیفه منه که

00:09:13.790 --> 00:09:18.400
وانگ منگ خائن رو شکست بدم و حکمرانی هان رو بازگردونم

00:09:18.400 --> 00:09:21.130
درست می گی. من هم همین طور فکر می کنم

00:09:21.130 --> 00:09:24.140
تا شکست وانگ منگ چیزی نمونده

00:09:24.140 --> 00:09:27.370
من هم همین طور حس می کنم. درسته

00:09:27.370 --> 00:09:29.760
بیا،به سلامتی

00:09:34.300 --> 00:09:37.020
بیش از حد نوشیدم

00:09:37.020 --> 00:09:41.450
برادر بوشنگ،شمشیرت خیلی خاص به نظر می رسه

00:09:41.450 --> 00:09:44.130
می تونم بهش نگاه بندازم؟

00:09:50.500 --> 00:09:55.600
باشه.بگیرش

00:10:14.110 --> 00:10:18.580
این شمشیر واقعا خوبه.خوب-
...شمشیر خوب-

00:10:24.000 --> 00:10:26.180
بیاید بنوشیم

00:10:41.830 --> 00:10:43.500
برادر بزرگتر

00:10:43.500 --> 00:10:46.640
چی کار می کنی؟-
تو همین حالا هم بیش از حد نوشیدی-

00:10:50.100 --> 00:10:55.260
برادر بزرگتر،تو مست شدی. برو و بخاطرش عذرخواهی کن و زودتر برو خونه

00:10:55.260 --> 00:10:58.390
من مست نیستم. هنوز دارم می نوشم

00:11:13.100 --> 00:11:18.500
اعلیحضرت،آویز یشمیتون رو انداختید

00:11:25.000 --> 00:11:26.750
!اعلیحضرت

00:11:37.400 --> 00:11:42.200
اعلیحضرت،من هم در نبرد کونیانگ شرکت کردم. اعلیحضرت هنوز به من پاداشی ندادند

00:11:46.700 --> 00:11:50.000
یین جی، به عنوان پاداش چی می خوای؟

00:11:50.000 --> 00:11:54.020
یک انسان متواضع و خویشتندار مثل یشم با وقار عه.من یشم خیلی دوست دارم

00:11:54.020 --> 00:11:56.250
با دیدن این آویز یشمی،یک جورهایی خیلی به دلم نشسته

00:11:56.250 --> 00:11:57.990
ممکنه که از اعلیحضرت بخوام که اون رو به عنوان پاداش به من بدهند؟

00:11:57.990 --> 00:12:00.000
!سرکش

00:12:00.000 --> 00:12:05.220
یه محافظ کوچک مثل تو چطور جرئت می کنه که از اعلیحضرت درخواست پاداش داشته باشه؟ هنوز هم نمی خوای پس بکشی؟

00:12:05.220 --> 00:12:10.890
دینگ گو گنگ،آخرین بار،این اعلیحضرت بود که من رو به کونیانگ فرستاد تا یک پیام ببرم و افتخار جنگی به دست بیارم

00:12:10.890 --> 00:12:12.810
آیا این طبیعی نیست که اعلیحضرت به من پاداش بدهند؟

00:12:12.810 --> 00:12:16.280
و به علاوه،اینکه پاداش داده بشه یا خیر تصمیم اعلیحضرت عه

00:12:16.280 --> 00:12:19.100
ممکنه که دینگ گو گنگ تو این هم دخالت کنه؟

00:12:19.100 --> 00:12:26.500
یین جی  کی اعلیحضرت گفت

00:12:26.500 --> 00:12:29.150
که اجازه داده بشه که تو پیام برسونی؟

00:12:29.150 --> 00:12:31.920
!من فکر می کنم که تو داری حکم سلطنتی رو تحریف می کنی

00:12:37.400 --> 00:12:42.760
در حال حاضر،به نظر می رسه که شما همگی دارید عادت می کنید که موقع دیدار با امپراطور شمشیر بیارید

00:12:43.700 --> 00:12:48.190
مگه دینگ گو گنگ و ژنرال ژانگ هم شمشیر هاشون رو نیاوردند؟

00:12:51.100 --> 00:12:53.530
این یک شمشیر دان ژائو عه که توسط اعلیحضرت به من داده شده

00:12:53.530 --> 00:12:57.220
تا به برادران کونیانگ ما ثابت بشه که ایشون خالصانه در تلاش هاشون با اون ها هستند و دشمن و تنفر مشترکی دارند

00:12:57.220 --> 00:13:00.190
اعلیحضرت،این طور نیست؟

00:13:14.100 --> 00:13:15.770
درسته

00:13:21.800 --> 00:13:26.220
از اون جایی که یین جی یشم رو دوست داره،پس برای اون

00:13:27.800 --> 00:13:29.750
ممنونم، اعلیحضرت

00:13:38.710 --> 00:13:40.380
می تونی بری

00:13:44.200 --> 00:13:47.070
فقط یک سوتفاهم بود. همگی،ادامه بدید

00:13:47.070 --> 00:13:49.090
چه عدالتی در پاداش دادن؟

00:13:49.090 --> 00:13:52.730
!خوب به نظر می رسه ولی فقط چرت و پرته

00:13:56.200 --> 00:13:57.630
چه پرت و پلایی داری به زبون میاری؟

00:13:57.630 --> 00:14:01.390
زیردست عزیزم،چی داری می گی؟

00:14:01.390 --> 00:14:05.020
اعلیحضرت،لیو جی خیلی نوشیده برای همین اون حرف های بی ملاحظه رو زد. امیدوارم که اعلیحضرت بتونند بخشنده باشند

00:14:05.020 --> 00:14:09.520
من بخاطر مستی بی ملاحظه صحبت نمی کنم. چه کسی ما رو رهبری کرد تا ارتش چهارصد و بیست هزار نفری شین رو شکست بدیم؟

00:14:09.520 --> 00:14:11.890
اون تو بودی لیو شیو. بخاطر همین بود که اون ها تونستند موقعیتشون این جا تو نان یانگ رو تثبیت کنند

00:14:11.890 --> 00:14:13.820
برای همینه که می تونن-
کافیه دیگه-

00:14:13.820 --> 00:14:18.330
لیو شیو بی ادب بود و به اعلیحضرت بی احترامی کرد. امیدوارم که اعلیحضرت بتونند جرم من رو ببخشند

00:14:20.800 --> 00:14:25.110
اعلیحضرت،لیو جی بی ادبانه صحبت کرد و به شما توهین کرد

00:14:25.110 --> 00:14:27.680
اما این موضوع در واقع داستانی پشتش وجود داره

00:14:27.680 --> 00:14:32.030
همه ما اعضای خاندان چوئنلینگ لیو پاداش دریافت کردیم

00:14:32.030 --> 00:14:34.610
اما جنگجوهای جیانگ هو که به ما پیوستند چی می شن؟

00:14:34.610 --> 00:14:37.590
هیچ کدوم از اون ها پاداشی نگرفتند

00:14:37.590 --> 00:14:41.380
برادر کوچک من لیو جی برای خودش پاداشی نمی خواد

00:14:41.380 --> 00:14:43.790
اون فقط می خواد که به اعلیحضرت بگه که

00:14:43.790 --> 00:14:47.350
اون ها هم در مبارزه اعمال شجاعانه ای انجام دادند

00:14:47.350 --> 00:14:51.260
در نتیجه،اون ها هم باید پاداش بگیرند

00:14:53.300 --> 00:14:56.140
ترتیب مناسبی در پاداش دادن وجود داره

00:14:56.140 --> 00:14:58.390
برادر بوشنگ،نگران نباش

00:14:58.390 --> 00:15:02.510
تا وقتی که شایستگی وجود داشته باشه،من فراموشش نمی کنم

00:15:02.510 --> 00:15:05.030
...در مورد ون شو

00:15:06.200 --> 00:15:11.280
هر وقت که تونست یین چوان رو برای من تسخیر کنه،یک ضیافت تبریک براش برگذار می کنم

00:15:13.100 --> 00:15:17.570
من مطمئنا اعلیحضرت رو ناامید نخواهم کرد

00:15:46.700 --> 00:15:50.920
خوب شد که اعلیحضرت واقعا قصد آسیب زدن له برادر بوشنگ رو نداشت

00:15:50.920 --> 00:15:53.520
شاید. بیاید وقتی که برگشتیم راجبش صحبت گنیم

00:16:04.800 --> 00:16:08.280
برادر بزرگتر،من برای یه مدت به اقامتگاه برادر بوشنگ می رم

00:16:08.280 --> 00:16:11.610
ممکن نیست. همین الان با من به خونه برگرد

00:16:11.610 --> 00:16:14.590
!ژنرال یین ژنرال یین

00:16:16.700 --> 00:16:20.260
ژنرال یین،لطفا صبر کنید.اعلیحضرت می خواد که شما رو ببینه

00:16:25.700 --> 00:16:29.420
پس شماها اول برگردید.من برای یه مدت می رم

00:16:32.000 --> 00:16:33.550
بفرمائید

00:16:48.300 --> 00:16:49.650
اعلیحضرت

00:16:51.500 --> 00:16:52.890
جای زخمت چطوره؟

00:16:52.890 --> 00:16:54.930
از داروهائی که برات فرستادم استفاده کردی؟

00:16:54.930 --> 00:16:59.790
داروها خیلی خوب بودند.جای زخم هم الآن بهتر شده

00:17:01.000 --> 00:17:04.760
کس دیگه ای این جا نیست پس بیا دیگه با هم رسمی صحبت نکنیم

00:17:04.760 --> 00:17:07.860
هردوی ما ازش آگاهیم برای همین در هر صورت معنایی نداره

00:17:07.860 --> 00:17:10.260
بعضی وقت ها،رسمی بودن هنوز نیازه

00:17:10.260 --> 00:17:13.100
امروز،من قطعا مقداری بی پروا و بی ادب بودم

00:17:13.100 --> 00:17:16.880
بهتره که این یشم رو به اعلیحضرت برگردونم

00:17:23.900 --> 00:17:25.970
این برای من نیست

00:17:27.100 --> 00:17:31.720
خوب شد که یکم پیش گرفتیش.وگرنه،واقعا نمی دونستم که چطور شرایط رو تموم کنم

00:17:31.720 --> 00:17:35.090
آیا اعلیحضرت توسط وانگ کوانگ تهدید می شند؟

00:17:36.600 --> 00:17:41.020
من تو این زندگی تنها هستم.فقط همین یک زندگی رو دارم.از چی می خوان برای تهدید کردن من استفاده کنن؟

00:17:41.020 --> 00:17:45.190
اعلیحضرت،شما همسر و پسر دارید.چطور ممکنه که شما تنها باشید؟

00:17:47.200 --> 00:17:51.090
برای من، مهمترین آدم ها همین حالا هم دیگه پیشم نیستند

00:17:51.090 --> 00:17:54.160
استاد،پدر،برادران

00:17:54.160 --> 00:17:57.020
فقط تنها من هستم که باقی موندم

00:17:57.020 --> 00:17:59.450
بعضی چیزها وجود دارند که واضحا نباید برای تو باشند

00:17:59.450 --> 00:18:02.500
اما وقتی که قبولشون کردی،دیگه راه برگشتی نیست

00:18:02.500 --> 00:18:05.020
اون هایی که می خوانش از زور استفاده خواهند کرد تا بدزدنش

00:18:05.020 --> 00:18:08.590
اون هایی که بتونند نگهش دارند نمی خوان از دستش بدنند

00:18:08.590 --> 00:18:12.970
بهش که فکر کنی،اکثر جنگ ها تو این دنیا به همین دلیل هستند

00:18:17.400 --> 00:18:20.300
اعلیحضرت...در نبرد کونیانگ

00:18:20.300 --> 00:18:22.870
با این شمشیر بود که من وانگ شون رو کشتم

00:18:22.870 --> 00:18:26.950
میشه این طور در نظر گرفت که ما در گرفتن انتقام برای مادر من و عزیزان اعلیحضرت با هم بودیم

00:18:26.950 --> 00:18:31.220
امروز...من این شمشیر رو به اعلیحضرت  برمی گردونم

00:18:36.700 --> 00:18:39.430
این در اصل مال مادرت بود.  بهتره که نگهش داری

00:18:39.430 --> 00:18:43.750
داشتن و نداشتن یه شمشیر برای امپراطوری مثل من که فقط اسمش وجود داره فرقی نداره

00:18:43.750 --> 00:18:45.660
اعلیحضرت،ناامید نباشید

00:18:45.660 --> 00:18:50.170
تا وقتی که اعلیحضرت به چیزی احتیاج داشته باشند،من قطعا همه تلاشم رو می کنم تا انجامش بدم

00:18:51.500 --> 00:18:53.490
در این دولت

00:18:53.490 --> 00:18:56.330
تنها تو خالصانه راجب مشکل من نگرانی

00:18:56.330 --> 00:19:01.050
اعلیحضرت،تمام جنگجوهای ارتش هان با وفاداری به شما خدمت خواهند کرد

00:19:02.300 --> 00:19:05.530
وفادار باشند یا نباشند،خودم حسش می کنم

00:19:05.530 --> 00:19:09.330
اما نگران نباش.حتی اگه که به درد نخور باشم،هنوز هم یک لیو هستم

00:19:09.330 --> 00:19:11.990
قطعا نمی گذارم که اون راهزن ها من رو کنترل کنند

00:19:12.900 --> 00:19:16.190
فقط...درمورد لیو یان و لیو جی

00:19:16.190 --> 00:19:17.990
تو با اون ها نزدیکتری

00:19:17.990 --> 00:19:20.430
اگه که می تونی،سعی کن مرتب بهشون یادآوری کنی

00:19:20.430 --> 00:19:23.450
که دست از پرت و پلا گفتن و منو تو شرایط سخت قرار دادن بردارند

00:19:27.850 --> 00:19:30.500
اقامتگاه وزیر نیروها

00:19:30.500 --> 00:19:34.330
در زمان جنگ،می گذارن که تو خط مقدم باشیم و کنترل رو به دست بگیریم

00:19:34.330 --> 00:19:38.770
حالا که بعد از پیروزی جنگ به خونه برگشتیم،به ما اهمیتی نمی دند-
به اندازه کافی گفتی؟-

00:19:38.770 --> 00:19:41.740
من-
اون امپراطور عه و ما زیردست هاشیم-

00:19:41.740 --> 00:19:45.200
حتی اگه که ما رو به مرگ بکشونه هم،باید بپذیریش

00:19:45.200 --> 00:19:47.770
بر چه اساسی؟-
!تو -

00:19:47.770 --> 00:19:50.630
با اون حرف هایی که یکم پیش زدی قصد داشتی که برادر بزرگتر رو به کشتن بدی؟

00:19:50.630 --> 00:19:54.530
مگه من فقط بخاطر بی عدالتی در حق برادر سوم عصبانی نیستم؟-
کافیه دیگه-

00:19:56.800 --> 00:20:00.190
برادر سوم،بگذار بره

00:20:13.100 --> 00:20:16.380
خوبه دیگه،برادر سوم.نگاه کن چقدر عصبانی به نظر می رسی

00:20:16.380 --> 00:20:18.720
لیو جی فقط آدم رکی عه.انگار که خودت نمی دونی

00:20:18.720 --> 00:20:22.500
برادر بزرگتر،مگه یکم پیش ندیدی؟اون آویز یشم یک دستور قتل بود

00:20:22.500 --> 00:20:26.160
امروز اگه بخاطر لی هوا نبود،این موقعیت در آرامش حل نمیشد

00:20:26.160 --> 00:20:28.070
خودم به وضوح می دونم

00:20:28.070 --> 00:20:32.000
این مهمونی هونگمن نفرت انگیزه که توسط وانگ کوانگ و بقیه طراحی شده

00:20:32.000 --> 00:20:34.190
اما اون ها چکار می تونند با من بکنند؟

00:20:34.190 --> 00:20:36.790
برادر بزرگتر،اون هنوز هم امپراطوره

00:20:36.790 --> 00:20:38.370
که چی؟

00:20:38.370 --> 00:20:42.360
برادر سوم،تا به حال بهش فکر کردی؟حتی اگه که حالا با احترام باهاش رفتار کنیم

00:20:42.360 --> 00:20:45.660
در آینده اون هنوز هم دست از سر ما بر نمی داره

00:20:45.660 --> 00:20:48.670
برادر سوم،من می دونم که چکار کنم.نگران نباش

00:20:48.670 --> 00:20:51.530
برادر بزگتر-
بسه دیگه-

00:20:51.530 --> 00:20:53.900
برادر سوم،تا وقتی که من هیچ خطایی نکنم

00:20:53.900 --> 00:20:57.270
تا وقتی که من بهونه ای دستشون ندم که علیه من استفاده کنند،اون ها با من چکار می تونند بکنند؟

00:20:57.270 --> 00:21:00.310
اما تو...به زودی به فوچنگ می ری

00:21:00.310 --> 00:21:04.840
نمی خوای از این موقعیت استفاده کنی و برای دیدن لی هوا به اقامتگاه یین بری؟

00:21:05.700 --> 00:21:09.900
برادر سوم،فکر می کنم که اگه نمی خوای که توسط یین ها بیرون بشی بهتره که دیگه به اون جا نری

00:21:09.900 --> 00:21:12.660
بو جی،چی داری میگی؟

00:21:12.660 --> 00:21:16.030
لی هوا قراره که به زودی زن برادر سومت بشه.باید باهاش با احترام بیشتری برخورد کنی

00:21:16.030 --> 00:21:19.550
برادر بزرگتر،برای زن داداش صدا کردنش حالا خیلی زوده،این طور نیست؟

00:21:19.550 --> 00:21:22.460
هنوز مطمئن نیستیم که خودش می خواد یا نه

00:21:22.460 --> 00:21:26.000
بوجی،همش به یین جی گیر می دی

00:21:26.000 --> 00:21:29.250
بهش حسودیت میشه؟-
من به اون حسودیم بشه؟-

00:21:29.250 --> 00:21:31.840
درسته. من مهارت های اون رو ندارم

00:21:31.840 --> 00:21:34.670
قابلیت خوش حال کردن اعلیحضرت و وزیر نیروها

00:21:34.670 --> 00:21:37.060
همچنین،نائب ژنرال که انقدر عاشقانه دوستش داره

00:21:37.060 --> 00:21:40.000
بو جی،داری تو حرف هات زیاده روی می کنی

00:21:40.000 --> 00:21:43.080
من قطعا تو صحبت کردن زیاده روی می کنم اما اون کسیه که تو رفتارهاش زیاده روی می کنه

00:21:43.080 --> 00:21:46.570
قبلا،شخصا دیدمش که چطور دور اعلیحضرت می چرخه و بهش می چسبه

00:21:46.570 --> 00:21:49.110
و حالا،مقام هایی که عطا میشه و پاداش هایی که داده میشه؟

00:21:49.110 --> 00:21:51.530
برادر سوم،تو هنوز بعد از پیروزی در جنگ هیچ پاداشی دریافت نکردی

00:21:51.530 --> 00:21:55.430
بر چه اساسی خانواده یین انقدر چیزهای خوب دریافت می کنه؟همش بخاطر یین لی هوا نیست؟

00:21:55.430 --> 00:21:58.790
بسه دیگه. بو جی،اجازه نداری که از این بیشتر پرت و پلا بگی

00:21:58.790 --> 00:22:03.040
لی هوا برادر سومت رو همراهی کرد و در کونیانگ جنگید.چیزی نمونده بود که جونش رو از دست بده

00:22:03.040 --> 00:22:07.400
اگه هنوز هم می خوای بهش تهمت بزنی،پس سریع وانچنگ رو ترک کن

00:22:08.600 --> 00:22:11.210
شما همه اون رو باور می کنید و من رو باور نمی کنید

00:22:11.210 --> 00:22:14.330
خیلی خوب. در هر صورت،وقتی که اون به خانواده ما بیاد،دیگه این جا،جایی برای من نیست

00:22:14.330 --> 00:22:16.180
میرم. می رم پس

00:22:16.180 --> 00:22:18.540
تو-
خواهر کوچکتر-

00:22:19.600 --> 00:22:21.050
اون که واقعا نمی ره،درسته؟

00:22:21.050 --> 00:22:24.920
نگران نباش.بعد از یه مدت دوباره برمی گرده

00:22:27.100 --> 00:22:29.130
برادر سوم،از طرف دیگه

00:22:29.130 --> 00:22:33.710
تو واقعا باید عجله کنی.نمی تونی ببینی که لیو شوان سعی داره که خانواده یین رو به سمت خودش بکشونه؟

00:22:33.710 --> 00:22:36.710
بعد از مهمونی،اون فقط از لی هوا خواست که باقی بمونه.چی میشه اگه

00:22:36.710 --> 00:22:41.570
لی هوا اون رو فقط به چشم یه دوست قدیمی می بینه.می دونم که چه حسی داره

00:22:41.570 --> 00:22:43.480
دقیقا.برادر بزرگتر،تو دیگه خیلی شکاکی

00:22:43.480 --> 00:22:47.040
بانو یین چندین بار جونش رو برای برادر سوم به خطر انداخته

00:22:47.040 --> 00:22:51.390
بانو یین و برادر سوم برای هم ساخته شدند

00:22:59.900 --> 00:23:02.420
دیروقته،هیچ کس هم نگران من نیست

00:23:02.420 --> 00:23:04.390
چجور برادری هستن؟

00:23:15.000 --> 00:23:16.580
بوجی؟

00:23:17.500 --> 00:23:19.060
برادر بزرگتر لی،برای چی این جایی؟

00:23:19.060 --> 00:23:22.390
خیلی دیر وقته،چطوریه که این بیرون تنهایی؟

00:23:22.390 --> 00:23:25.900
اهمیتی نداره. حالم خوب نیست،اومدم بیرون تا قدم بزنم

00:23:25.900 --> 00:23:30.070
حال بد؟با برادر بزرگترت بحث کردی؟

00:23:31.600 --> 00:23:34.650
یه نگاهی به اطرافت بنداز. همه

00:23:34.650 --> 00:23:36.700
برادر بزرگتر و برادر سومت رو به عنوان قهرمان ستایش می کنند

00:23:36.700 --> 00:23:40.160
برای چی خواهر کوچکتر قهرمان ها از دستشون عصبانیه؟

00:23:40.160 --> 00:23:41.960
چه خواهر کوچکتر قهرمانی؟

00:23:41.960 --> 00:23:45.470
در نظر اون ها،من یه خواهر کوچکتر بی اهمیتم

00:23:45.470 --> 00:23:49.230
غیرممکنه.چطور ممکنه که تو بی اهمیت باشی؟تو لیو بوجی ای هستی

00:23:49.230 --> 00:23:51.470
انتخاب کردی باهاشون شورش کنی،هر روز شمشیرزنی تمرین کنی

00:23:51.470 --> 00:23:54.040
و برای خانوادت انتقام بگیری

00:23:54.900 --> 00:23:59.480
تو تنها کسی هستی که فکر می کنی من با اهمیتم

00:24:00.300 --> 00:24:02.970
در حقیقت،بوشنگ همه این ها رو می دونه

00:24:02.970 --> 00:24:07.250
فقط سرش با هدایت ارتش شلوغه

00:24:07.250 --> 00:24:09.590
درسته. بانو بو

00:24:09.590 --> 00:24:11.670
ما همه آدم هایی هستیم که مرگ و زندگی رو تجربه کردیم

00:24:11.670 --> 00:24:13.770
رسیدن به این مرحله آسون نبوده

00:24:13.770 --> 00:24:17.330
قدر خانوادت رو بدون.بهشون سخت نگیر

00:24:17.330 --> 00:24:20.800
بعضی وقت ها،من هم نمی خوام که باهاشون بحث کنم

00:24:20.800 --> 00:24:24.520
هرچند،نمی تونم خودم رو کنترل کنم

00:24:26.200 --> 00:24:30.970
در این مورد.هر وقت عصبانی هستی،بیا و من رو پیدا کن.من به اندازه اون ها سرم شلوغ نیست

00:24:30.970 --> 00:24:32.800
هرچند نمی تونم آتش خشمت رو خاموش کنم

00:24:32.800 --> 00:24:37.170
می تونم باهات صحبت کنم

00:24:37.170 --> 00:24:40.170
برادر بزرگتر لی،چرا انقدر با من به خوبی رفتار می کنی؟

00:24:40.170 --> 00:24:43.050
احتمالا بخاطر اینکه

00:24:43.050 --> 00:24:47.050
تو من رو یاد خواهر کوچکترم جون ار می ندازی. اون هم به خوبی از برادر بزرگترش مراقبت می کرد

00:24:47.050 --> 00:24:50.080
هرچند،به عنوان برادر بزرگتر

00:24:50.080 --> 00:24:52.660
اجازه دادم که توسط ارتش شین کشته بشه

00:24:52.660 --> 00:24:55.760
در جیانگ،نگفتی که

00:24:55.760 --> 00:24:58.850
تمام اعضای خانوادمون تبدیل به ستاره شدند،و از آسمون ما رو نگاه می کنند؟

00:24:58.850 --> 00:25:03.230
سلسله شین هر لحظه ممکنه که نابود بشه.ما برای خانوادمون انتقام گرفتیم

00:25:03.230 --> 00:25:06.470
برادر بزرگتر لی،تو نباید بیشتر از این ناراحت باشی

00:25:06.470 --> 00:25:11.040
وگرنه،اعضای خانوادمون از اون بالا نگران می شن

00:25:11.040 --> 00:25:13.060
حق با توعه. بو جی

00:25:13.060 --> 00:25:17.030
داره دیر میشه.برادر بزرگترت حتما داره برای دنبالت گشتن آدم می فرسته

00:25:17.030 --> 00:25:20.450
از اون جایی که کار دیگه ای برای انجام دادن ندارم برت می گردونم-
ممنون-

00:25:23.900 --> 00:25:27.970
برادر بزرگتر لی،بعد از صحبت کردن با تو حالم خیلی بهتر شده

00:25:27.970 --> 00:25:29.720
واقعا؟

00:25:31.800 --> 00:25:35.920
به نظر می رسه که بانو لیو به برادرت علاقه منده

00:25:35.920 --> 00:25:39.830
باید صحبتمون رو یک راز نگه داری

00:25:39.830 --> 00:25:42.580
نیازی نیست که به برادر بزرگترت بگی

00:25:42.580 --> 00:25:47.500
عالیجناب،ما برادر ها همراه لیو یان یک ارتش تشکیل دادیم.ما رابطه خوبی با اون ها داریم

00:25:47.500 --> 00:25:49.490
اگه این کار رو بکنم می ترسم که

00:25:49.490 --> 00:25:52.040
تو اهمیت زیادی به دوستی می دی

00:25:52.040 --> 00:25:55.000
برادران لیو ممکنه که مثل تو فکر نکنند

00:25:55.000 --> 00:25:58.910
در نبرد کونیانگ،تو در قلمروی دشمن گیرافتاده بودی،و تصادفا فرار کردی

00:25:58.910 --> 00:26:01.930
با این وجود وقتی که به وانچنگ برگشتی،اون ها حتی راجب شرایطت هم ازت نپرسیدند

00:26:01.930 --> 00:26:05.560
عجیب نیست که اون ها در حقیقت دارن از تو دوری می کنند؟

00:26:05.560 --> 00:26:07.400
از ماوو پرسیدم

00:26:07.400 --> 00:26:10.560
کسی که به لیو شیو کمک کرد که تظاهر به تسلیم کنه فنگ یی بود

00:26:10.560 --> 00:26:13.010
اون دوست خوب لیو شیو عه

00:26:13.010 --> 00:26:16.950
و انتظار میره که جلوی اون در مورد تو حرف بزنه

00:26:16.950 --> 00:26:21.210
حالا لیو یان و لیو شیو هردو مشکوک هستند که تو به ارتش هان خیانت کردی و تسلیم نیروهای مقابل شدی

00:26:21.210 --> 00:26:23.180
اون ها فعلا یه راز نگهش داشتند

00:26:23.180 --> 00:26:25.540
من هیچ وقت به ارتش خیانت نکردم

00:26:26.500 --> 00:26:29.910
فنگ یی یه سرباز از ارتش شین بود.چرا باید باورش کنند؟

00:26:29.910 --> 00:26:33.790
اون ها به تو اعتماد ندارند،هرچند اعلیحضرت داره

00:26:33.790 --> 00:26:37.440
اگه که خاندان لیو حکمرانی کنه،اون وقت خاندان لی مشاوران وفادارش خواهند بود

00:26:37.440 --> 00:26:42.590
تو قطعا یک مقام دولتی مورداعتماد ما خواهی شد

00:26:45.800 --> 00:26:47.960
مگه تو از خواهر کوچکتر لیو یان خوشت نمیاد؟

00:26:47.960 --> 00:26:50.430
اگه که این دفعه به اعلیحضرت کمک کنی

00:26:50.430 --> 00:26:53.490
در آینده فرصت های بی شماری وجود خواهد داشت

00:26:55.700 --> 00:26:59.390
ممنون از توصیتون،عالیجناب

00:27:13.100 --> 00:27:18.040
خواهر بزرگتر. برای زخم هات دارو آوردم

00:27:18.040 --> 00:27:20.710
چه داروی مقدسی؟

00:27:20.710 --> 00:27:23.560
امیدوارم که دوباره یک هدیه از طرف اعلیحضرت نباشه

00:27:46.700 --> 00:27:49.960
عمو دنگ چن این جا آوردش،گفت که یه پزشک الهی پیدا کرده

00:27:49.960 --> 00:27:51.850
واقعا باورش کردم

00:27:51.850 --> 00:27:56.590
هرچیزی که می خوای بگی بگو،ولی سریع باش.نگذارید برادر بزرگتر و یین شین متوجه بشند

00:28:03.300 --> 00:28:07.040
تو دیگه اون مردی که بودی نیستی،اما هنوز هم انقدر از برادر بزرگتر می ترسی؟

00:28:08.700 --> 00:28:11.700
من از این می ترسم که نتونم تو رو ببینم

00:28:23.000 --> 00:28:26.180
برادر سوم،شنیدم که تو رفتی تا دنبال کن پنگ بگردی

00:28:26.180 --> 00:28:29.660
درسته. در ابتدا فکر می کردم

00:28:29.660 --> 00:28:33.220
که باید دشمنمون رو بکشم حتی اگه برای کشتن سربازانی که تسلیم شدند سرزنش بشم

00:28:33.220 --> 00:28:37.000
هرچند،دل انجام دادنش رو نداشتم

00:28:37.000 --> 00:28:42.450
منطقا اون درست میگه.اون سرباز خوبیه،و فقط به دستورات عمل می کنه

00:28:42.450 --> 00:28:47.060
شخصا،نمی تونم مرگ برادر دوم،زن داداش دوم

00:28:47.060 --> 00:28:50.220
و بقیه اعضای خانواده رو فراموش کنم

00:28:50.220 --> 00:28:52.500
برادر سوم،رها کردنش کار درستی بود

00:28:52.500 --> 00:28:56.820
برادر بزرگتر اون بیرون به بهترین آدم ها احتیاج داره. کشتن سربازهایی که تسلیم شدن به شهرتش کمکی نمی کنه

00:28:56.820 --> 00:29:00.260
به علاوه، ژو وی هنوز هم می خواد اون رو پایین بکشه

00:29:00.260 --> 00:29:03.160
می دونم. فردا صبح زود راهی ام

00:29:03.160 --> 00:29:07.460
می ترسم که ژو وی از قصد من رو فرستاده باشه ،بخاطر همین عه که که تمام مناسبات رو رها کردم و اومدم که ببینمت

00:29:07.460 --> 00:29:10.340
به این زودی؟-
برادر بزرگتر خیلی لجبازه-

00:29:10.340 --> 00:29:13.990
نگرانم که در این شرایط ناپایدار مشکلی درست کنه

00:29:13.990 --> 00:29:15.500
باید حواست بهش باشه

00:29:15.500 --> 00:29:18.970
بعضی وقت ها،تو باهوش تری

00:29:18.970 --> 00:29:22.840
تو همیشه باید در مقابل دشمنانمون و خیانت های ممکن مراقبت باشی

00:29:22.840 --> 00:29:26.280
در اون مورد نگران نباش. اعلیحضرت به من گفت که

00:29:26.280 --> 00:29:28.390
نمی خواد در مقابل برادر بزرگتر قرار بگیره

00:29:28.390 --> 00:29:31.900
به علاوه،سرزمین هنوز در آشوبه.دربار امپراطوری هنوز به خدمات تو احتیاج دارع

00:29:31.900 --> 00:29:34.990
اون گروه حمایتی حودش رو نابود نمی کنه

00:29:34.990 --> 00:29:37.860
نگران نباش. من به خوبی از برادر بزرگتر مراقبت می کنم

00:29:37.860 --> 00:29:40.860
اگه کسی جرئت کنه که بهش آسیب بزنه،همه تلاشم رو می کنم که

00:29:44.300 --> 00:29:46.260
من،من همه تلاشم رو می کنم که ازش محافظت کنم

00:29:46.260 --> 00:29:49.710
همه تلاشت؟ می ترسم که در این حین جون خودت رو به خطر بندازی

00:29:49.710 --> 00:29:51.570
هنوز زخم هات بهبود پیدا نکرده

00:29:51.570 --> 00:29:55.230
اگه از این بیشتر تلاش کنی،به حد مرگ می ترسم

00:29:59.100 --> 00:30:02.500
اگه اتفاقی افتاد،برام پیام بفرست

00:30:02.530 --> 00:30:06.770
اگه هم وقت کافی وجود نداره،می تونی با برادر بزرگترت مشورت کنی

00:30:06.770 --> 00:30:10.920
اطاعت میشه. چیز دیگه ای هم هست که نیاز باشه به من بگی؟

00:30:18.800 --> 00:30:22.720
هرچه سریعتر بر می گردم،وقتی که برگشتم

00:30:22.720 --> 00:30:25.130
دیگه از هم جدا نمی شیم

00:30:41.300 --> 00:30:43.410
یین شینگ،این جایی؟

00:30:43.410 --> 00:30:45.750
چرا نمی تونم این جا باشم؟

00:30:45.750 --> 00:30:48.160
!ساکت

00:30:50.800 --> 00:30:53.000
چرا انقدر مضطربی؟

00:30:53.000 --> 00:30:55.130
نیستم

00:30:55.130 --> 00:30:58.080
مگه پسرعمو دنگ یه پزشک با خودش نیاورد؟

00:30:58.080 --> 00:31:02.390
!چرا

00:31:02.390 --> 00:31:06.000
برادر بزرگتر یین کجاست؟-
داره با پسرعمو دنگ شطرنج بازی می کنه-

00:31:06.000 --> 00:31:08.560
خواهر بزرگتر حالش رو به بهبودیه؟چرا احتیاج به یه دکتر دیگه داره؟

00:31:08.560 --> 00:31:12.660
بگذار برم داخل

00:31:12.660 --> 00:31:14.660
نمی تونی الان بری داخل

00:31:14.660 --> 00:31:18.630
چرا نمی تونم برم داخل؟-
نمی تونم بگذارم که بری-

00:31:18.630 --> 00:31:21.510
دنگ فنگ،برو کنار. شنیدی چی گفتم؟

00:31:21.510 --> 00:31:23.930
سریع،برو-
حرکت کن-

00:31:23.930 --> 00:31:27.300
من،من نمیرم

00:31:27.300 --> 00:31:30.270
هیچ مشکلی نیست. فقط نمی تونی بری داخل

00:31:30.270 --> 00:31:34.560
بگذار بهت بگم. این پزشک خیلی عجیب و درونگراست

00:31:34.560 --> 00:31:37.910
مردم اجازه دیدن طریقه درمانش رو ندارن

00:31:37.910 --> 00:31:41.900
چطور می تونه اجازه ملاقات غریبه ها رو با خواهر بدی؟نمی دونی که زخمیه؟

00:31:41.900 --> 00:31:44.470
بگذار برم داخل-
درسته.یه اتفاقی افتاده-

00:31:44.470 --> 00:31:46.460
یه چیزی اتفاق افتاده. یه چیزی غلطه

00:31:46.460 --> 00:31:51.070
حالا چه مشکلی پیش اومده؟

00:31:51.070 --> 00:31:54.170
هوپو. هوپو چه مشکلی داره؟

00:31:54.170 --> 00:31:57.500
...هوپو-
دقیقا مشکل هوپو چیه؟-

00:31:57.500 --> 00:32:02.870
اون. اون امروز حالش خوب نیست

00:32:02.870 --> 00:32:06.530
هوپو امروز حالش خوب نیست؟ چرا من نمی دونم؟

00:32:06.530 --> 00:32:10.100
در واقع،این طور نیست که واقعا حالش بد باشه. فقط اینکه

00:32:10.100 --> 00:32:11.680
مشکل هوپو چیه؟

00:32:11.680 --> 00:32:15.620
اخیرا،اون اکثر وقتش رو با یو چی جون سپری می کنه

00:32:17.800 --> 00:32:20.710
هوپو با یو چی جون عه؟

00:32:21.700 --> 00:32:26.520
هوپو عضوی از خاندان یین،و خدمتکار شخصی من عه. چرا اون باید با یو چی جون باشه؟

00:32:26.520 --> 00:32:30.120
درسته. هوپو خدمتکار خانواده یین عه

00:32:30.120 --> 00:32:33.690
ولی،یو چی جون توسط برادر بزرگتر دعوت شده

00:32:33.690 --> 00:32:37.330
برادر بزرگتر خیلی بهش احترام می گذاره و وفاداریش رو می خواد. به همین خاطر

00:32:37.330 --> 00:32:39.540
حرف الکی نزن

00:32:44.300 --> 00:32:46.680
از خواهر بزرگتر به خوبی مراقبت کن

00:32:56.300 --> 00:33:01.360
خواهر بزرگتر، من حتی عموی کوچکم رو هم برای تو لیو شیو قربانی کردم

00:33:01.360 --> 00:33:04.130
دفعه بعد که عموی کوچک من رو سرزنش کرد

00:33:04.130 --> 00:33:07.000
باید برام پادرمیونی کنی

00:33:11.000 --> 00:33:13.310
این جا رو نگاه کن-
این جا؟-
درسته-

00:33:13.310 --> 00:33:15.730
به نظرم معقوله-
این موقعیت-

00:33:15.730 --> 00:33:18.010
و همچنین-
حس می کنم که می تونیم در این منطقه کمان دار قرا بدیم. چی فکر می کنی؟-

00:33:18.010 --> 00:33:19.640
این جا؟-
بله.چی فکر می کنی؟-

00:33:19.640 --> 00:33:21.100
به نظر ایده خوبیه

00:33:21.100 --> 00:33:24.520
نظرات ما با هم همخونی داره. قطعا این جا مناسب نیست

00:33:25.500 --> 00:33:28.390
ارباب جوان-
ارباب جوان دوم-

00:33:31.800 --> 00:33:33.400
شما ها چی کار می کنید؟

00:33:33.400 --> 00:33:36.940
ارباب ارشد از من درخواست کردند که درباره استقرار امنیت اقامتگاه با هوپو صحبت کنم

00:33:36.940 --> 00:33:39.610
صحبت کردنتون تموم شد؟-
نه هنوز.ارباب جوان به چیزی نیاز دارید؟-

00:33:39.610 --> 00:33:42.960
باید به تو اطلاع بدم که چیزی نیاز دارم یا نه؟

00:33:42.960 --> 00:33:46.730
تو هم همین طور. تو خدمتکار شخصی کی هستی؟چجوریه که من باید بیام این جا دنبال تو؟

00:33:46.730 --> 00:33:50.460
ارباب جوان، معذرت می خوام. بخاطر اینه که

00:33:50.460 --> 00:33:53.430
ارباب جوان دوم،این من بودم که به این جا اومدم تا از هوپو درخواست کمک کنم

00:33:53.430 --> 00:33:56.050
محافظان خانواده یین هرکدوم وظیفه خودشون رو دارند. اگه تو نتونی که وظیفه خودت رو به درستی انجام بدی

00:33:56.050 --> 00:33:58.190
می تونی از برادر بزرگتر درخواست کنی که افراد بیشتری رو برای کمک بهت بفرسته

00:33:58.190 --> 00:34:02.800
این کاریه که تو باید انجام بدی؟برات واضح نیست که چی وظیفه تو عه و چی نیست؟

00:34:02.800 --> 00:34:06.740
اگه یه اتفاق بد برای من بیفته، کی مسئولیتش رو به عهده می گیره؟

00:34:06.740 --> 00:34:10.670
تو-
من اشتباهاتم رو می دونم. از این به بعد رفتار مناسب رو تمرین می کنم-

00:34:10.670 --> 00:34:13.770
ارباب جوان دوم،من دیگه میرم

00:34:23.200 --> 00:34:25.390
از دست من عصبانی هستی؟

00:34:26.100 --> 00:34:27.940
جرئت نمی کنم

00:34:27.940 --> 00:34:32.200
از اول تا آخر،من فقط به دستورات ارباب جوان گوش می کنم

00:34:32.200 --> 00:34:35.790
ارباب جوان دستوری دارید،همین الان انجامش میدم

00:34:43.200 --> 00:34:47.320
برادر سوم،از وقتی که از اقامتگاه یین برگشتی،خیلی خوش حالی

00:34:47.320 --> 00:34:50.000
ما فردا صبح راه می افتیم

00:34:50.000 --> 00:34:54.090
و با این وجود ازم خواستی که امشب باهات بنوشم؟این شبیه خود همیشگیت نیست برادر سوم

00:34:54.090 --> 00:34:56.670
پس برادر بزرگتر فکر می کنه که من باید چه شکلی باشم؟

00:34:56.670 --> 00:35:00.330
برادر سوم،وقتی که کوچک بودی،خیلی مودب بودی

00:35:00.330 --> 00:35:04.280
وقتی پدر فوت کرد،حتی آرومتر هم شدی و هیچ دردسری درست نمی کردی

00:35:04.280 --> 00:35:08.370
همیشه کنار من می موندی،مثل یه کله هویجی

00:35:08.370 --> 00:35:11.390
واقعا؟اون موقع ها انقدر ساکت و احمق بودم؟

00:35:11.390 --> 00:35:15.380
فقط احمق نبودی،خنگ بودی

00:35:15.380 --> 00:35:17.520
اول،فکر می کردم که تو شبیه برادر دومی

00:35:17.520 --> 00:35:20.230
که فقط بلده چطور کشاورزی کنه و بخوره

00:35:20.230 --> 00:35:24.150
ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که تو یه چشم به هم زدن،بزرگ بشی

00:35:24.150 --> 00:35:28.920
تبدیل بشی به یک جوان آینده دار. آخرین نبرد در کونیانگ،تو واقعا عالی بودی

00:35:28.920 --> 00:35:30.700
واقعا متاثر شدم

00:35:30.700 --> 00:35:32.650
برادر بزرگتر،تو همین حالا هم خیلی از من تعریف کردی

00:35:32.650 --> 00:35:35.570
نبرد عالی کونیانگ به لطف تلاش زیاد و همکاری همه است

00:35:35.570 --> 00:35:37.560
فراموش نکن. تو فرمانده ای

00:35:37.560 --> 00:35:41.260
از جنبه ثبت تاریخی،تو باید بیشترین شایستگی رو دریافت کنی

00:35:41.260 --> 00:35:43.950
برادر سوم،در ابتدا من خیلی نگران بودم

00:35:43.950 --> 00:35:47.130
نگران بودم که بی عرضه،ترسو و دودل باشی

00:35:47.130 --> 00:35:49.170
...هیچ وقت فکرش رو نمی کردم

00:35:49.170 --> 00:35:50.650
اشتباه فکر می کردم

00:35:50.650 --> 00:35:54.760
تو نه تنها شجاع و باهوش هستی،بلکه توانایی حکمرانی بر یک کشور رو هم داری

00:35:54.760 --> 00:35:56.690
تو افتخار خاندان لیو هستی

00:35:56.690 --> 00:36:00.180
بیا. به افتخارت بنوشیم

00:36:00.180 --> 00:36:03.110
باشه. به سلامتی-
به سلامتی-

00:36:08.300 --> 00:36:13.630
برادر بزرگتر،من هم می خوام که به افتخارت بنوشم

00:36:14.480 --> 00:36:17.630
بدون برادر بزرگتر،من کنونی وجود نداشت

00:36:17.630 --> 00:36:20.500
ممنونم برادر بزرگتر-
برو بالا-

00:36:25.900 --> 00:36:30.510
برادر سوم،در آینده وقتی که کنارت نیستم

00:36:30.510 --> 00:36:33.310
می تونی خودت تصمیم بگیری

00:36:33.310 --> 00:36:36.640
برادر بزرگتر.نگران نباش. من بهترین عملکردم رو نشون میدم

00:36:36.640 --> 00:36:41.030
ولی...برادر بزرگتر،ژنرال های زیردست من خیلی نیستند

00:36:41.030 --> 00:36:43.490
نظرت چیه که لیو جی رو با خودم ببرم؟

00:36:43.490 --> 00:36:47.340
این کار رو نکن. فراموش نکن. لیو جی زیردست تو نیست.اگه اون رو با خودت ببری

00:36:47.340 --> 00:36:51.690
و اگه ژو وی و بقیه متوجه بشن،باهاش مشکل درست می کنند

00:36:51.690 --> 00:36:55.690
می دونم که نگرانی که لیو جی دردسر درست کنه

00:36:55.690 --> 00:36:58.380
نگران نباش‌من هم به زودی به میدان نبرد می رم

00:36:58.380 --> 00:37:00.550
من اون رو با خودم می برم. هیچ اتفاقی نمی افته

00:37:00.550 --> 00:37:03.300
اما تو،هنوزم همین طوری

00:37:03.300 --> 00:37:06.600
تعجبی نداره که لی هوا تو رو غرغرو صدا می زد

00:37:09.700 --> 00:37:11.350
حالا که اسم لی هوا رو آوردی

00:37:11.350 --> 00:37:16.540
برادر بزرگتر...می خوام از برادر بزرگتر بخوام که در یک موضوع کمکم کنه

00:37:17.500 --> 00:37:19.760
این بار وقتی که از فوچنگ برگشتم

00:37:19.760 --> 00:37:22.700
می خوام از برادر بزرگتر بخوام که کمکم کنه تا از خانواده یین درخواست ازدواج کنم

00:37:22.700 --> 00:37:25.860
البته. این موضوع رو بسپر به من

00:37:25.860 --> 00:37:30.240
نگران نباش. من قطعا برای شما دوتا یک عروسی مجلل برگزار می کنم

00:37:30.240 --> 00:37:32.380
برادر بزرگتر،نیازی نیست که مجلل باشه

00:37:32.380 --> 00:37:34.000
مگه میشه؟

00:37:34.000 --> 00:37:37.460
برادر سوم، تو سی ساله که مجرد موندی

00:37:37.460 --> 00:37:41.520
نگران نباش‌من قطعا مراسم ازدواجت رو بزرگ و تاثیرگزار می کنم

00:37:41.520 --> 00:37:43.260
می خوام همه تو این دنیا بدونند

00:37:43.260 --> 00:37:46.260
که برادر سومم،قهرمان نبرد بزرگ کونیانگ

00:37:46.260 --> 00:37:49.820
بالاخره به آرزوش برای ازدواج با لی هوا رسیده

00:37:49.820 --> 00:37:52.140
باشه. پس من از خواسته های برادر بزرگتر پیروی می کنم

00:37:52.140 --> 00:37:54.790
برادر سوم،این شایسته است که یه مرد یه خونه بسازه و دستاوردهایی داشته باشه

00:37:54.790 --> 00:37:57.210
هر وقت که چانگان رو تحت کنترل گرفتیم

00:37:57.210 --> 00:38:01.260
و دشمنان رو نابود کردیم.می گذارم هر مقامی که خواستی رو انتخاب کنی

00:38:01.260 --> 00:38:03.990
برادر بزرگتر،اگه حقیقت رو بخوای

00:38:03.990 --> 00:38:06.870
من هیچ مقام و شهرتی نمی خوام

00:38:10.100 --> 00:38:14.370
فقط می خوام که تا ابد برادر بزرگتر رو همراهی کنم

00:38:14.370 --> 00:38:17.810
با هم زندگی کنیم و با هم بمیریم. همدیگر رو رها یا ترک نکنیم

00:38:18.700 --> 00:38:21.960
خوبه. زندگی و مرگ با هم. ترک نکردن و دور ننداختن یکدیگر

00:38:21.960 --> 00:38:24.080
تا زمانی که ما دوتا برادر با  همدگیر یکی باشیم

00:38:24.080 --> 00:38:27.650
قطعا می تونیم که سلسله هان رو برگردونیم و رونقش بدیم

00:38:27.650 --> 00:38:29.880
به سلامتی-
به سلامتی-

00:38:45.700 --> 00:38:49.790
جراحاتت تازه خوب شد و به کجا قصد فرار داری حالا؟

00:38:53.800 --> 00:38:57.750
برادر بزرگتر...راستش

00:38:57.750 --> 00:39:00.240
بخاطر اینه که چندین روز میشه که تو خونه موندم

00:39:00.240 --> 00:39:02.210
انقدر حوصله ام سر رفته که چیزی نمونده علف روم سبز بشه

00:39:02.210 --> 00:39:05.280
فقط می خوام بیرون و یه چرخی بزنم

00:39:09.000 --> 00:39:11.880
انقدر حوصلت سر رفته که علف روت سبز شده؟

00:39:11.880 --> 00:39:13.930
دیروز،یه دکتر مشهور اومد

00:39:13.930 --> 00:39:16.520
کمکت نکرد که علف ها رو بکنی؟

00:39:24.930 --> 00:39:26.520
فنگ ار-
بله-

00:39:28.200 --> 00:39:32.580
خواهرت رو برای بیرون رفتن همراهی کن.اگه که دوباره تو دردسر افتادید،دیگه نیازی نیست زحمت برگشتن به خودتون بدید

00:39:32.580 --> 00:39:35.480
مستقیم شهر رو ترک کنید و به یویانگ برید

00:39:35.480 --> 00:39:38.390
بله-
بله. می ریم-

00:39:43.100 --> 00:39:45.200
تو هم می خوای بری؟

00:39:45.200 --> 00:39:49.060
من...من نمی خوام

00:39:49.060 --> 00:39:51.900
اگه نمی خوای بری،روی بازی تمرکز کن

00:39:56.600 --> 00:40:00.830
من دستور دادم که پوهو به یو چی جون در رابطه با دفاع اقامتگاه کمک کنه.تو مشکلی داری؟

00:40:00.830 --> 00:40:03.010
نه. ندارم

00:40:04.100 --> 00:40:08.680
فقط داشتیم فکر می کردم که پوهو از زمانی بچگی به من خدمت کرده

00:40:08.680 --> 00:40:12.020
که چی؟ پوهو فقط یه خدمتکاره

00:40:12.020 --> 00:40:14.050
اگه که حس می کنی دستورات من مشکلی دارند

00:40:14.050 --> 00:40:16.100
یه خدمتکار دیگه می فرستم که بهت خدمت کنه

00:40:16.100 --> 00:40:19.510
نه.نه.پوهو خیلی خوبه

00:40:19.510 --> 00:40:21.760
خودمم می دونم،برادر بزرگتر

00:40:29.100 --> 00:40:32.430
خوبه. نگاه کن.نگاه کن. این چرم رو

00:40:32.430 --> 00:40:36.920
این دفعه،تجهیزات اسب هامون با دقت انتخاب شدند.همشون بهترین هان

00:40:36.920 --> 00:40:39.030
بگذارید یک چیزی بهتون بگم،در جنگ

00:40:39.030 --> 00:40:41.590
اسب ها خواهران و برادران ما هستند

00:40:41.590 --> 00:40:44.500
با اون ها،ما مطمئنا پیروز میشیم.مطمئن شید که این ها رو به خوبی روشون قرار بدید

00:40:44.500 --> 00:40:45.290
حتما

00:40:45.290 --> 00:40:49.320
لی جی،فردا،اسبت رو حمام کن.مطمئن شو که به خوبی تمیزش کنی

00:40:49.320 --> 00:40:50.760
باشه

00:41:29.100 --> 00:41:31.120
قبلا،وقتی وانگ کوانگ برای حمله به شهر آدم فرستاد

00:41:31.120 --> 00:41:34.880
نگران بودم که اون بترسه از اینکه تو حالا هم شایستگی های فراوانی کسب کردی و نگذاره که این جا بیای

00:41:34.880 --> 00:41:36.330
اما هنوز همه چی آروم به نظر می رسه

00:41:36.330 --> 00:41:39.290
امپراطورت هنوز توانایی تشخیص اینکه چی مهم هست و چی نیست رو داره

00:41:39.290 --> 00:41:41.870
معلومه که اعلیحضرت می دونن.فراموش نکن

00:41:41.870 --> 00:41:45.040
ایشون قبلا شاگرد برتر مکتب تای بودند

00:41:45.040 --> 00:41:47.930
وانگ کوانگ فکر کرد که یک عروسک خیمه شب بازی رو منصوب کردند

00:41:47.930 --> 00:41:49.650
دیر یا زود،نتیجه اعمالشون رو می بینند

00:41:49.650 --> 00:41:53.440
در حال حاضر،چیزی که از همه بیشتر راجبش نگرانم اینه که سعی کنند به برادر بزرگتر آسیب بزنند

00:41:53.440 --> 00:41:56.800
از وقتی که وانچنگ رو ترک کردم،احساس ناآرومی می کنم

00:41:56.800 --> 00:41:59.550
احساس می کنم که یک امپراطور باید هنر کنترل و مقابله رو بدونه

00:41:59.550 --> 00:42:03.930
اگه اون واقعا کاری علیه برادرت بکنه،مگه وانگ کوانگ و ارتش لولینش نترس تر و بی پرواتر نمی شند؟

00:42:03.930 --> 00:42:06.170
به علاوه،لی هوا هم همراه برادر بزرگترته

00:42:06.170 --> 00:42:09.830
خودت هم به وضوح قدرت خانواده یین رو می دونی.در حال حاضر،نباید مشکلی وجود داشته باشه

00:42:13.320 --> 00:42:15.500
امیدوارم

00:42:17.000 --> 00:42:20.420
ژنرال لطفا کمی شراب بنوشید-
بانو دینگ رو؟-

00:42:22.700 --> 00:42:23.970
...اون

00:42:23.970 --> 00:42:26.330
آخرین بار که با تو به کونیانگ رفتم

00:42:26.330 --> 00:42:28.920
پدرم برای خودش تصمیم گرفت و برای من همسر انتخاب کرد

00:42:28.920 --> 00:42:33.540
فقط برای اینکه به با من بودن بتونه ادامه بده، آه رو تصمیم گرفت که یک خدمتکار بشه تا بتونه تو خونمون بمونه

00:42:36.100 --> 00:42:38.890
گنگ سون، من تو رو می شناسم

00:42:38.890 --> 00:42:42.340
تو اجازه نمی دی که اون تا ابد بدون یک جایگاه مناسب دنبالت کنه.برنامت چیه؟

00:42:42.340 --> 00:42:44.660
من قطعا بهش یک جایگاه میدم

00:42:46.000 --> 00:42:48.860
آه،درسته. جراحات لی هوا چطوره؟

00:42:48.860 --> 00:42:53.580
وقتی که ژنرال برگرده،حتما می خوای از خانواده یین درخواست ازدواج باهاش رو بکنی.درسته؟

00:42:53.580 --> 00:42:56.220
برادر بزگتر گفت وقتی که این بار برگردم

00:42:56.220 --> 00:42:59.010
اون آمادگی سازی های عروسی من و لی هوا رو انجام میده

00:43:00.400 --> 00:43:02.020
بیا

00:43:02.044 --> 00:43:14.044
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.