﻿WEBVTT

00:00:00.380 --> 00:00:10.760
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:27.780 --> 00:01:30.580
عرصه عشق

00:01:30.580 --> 00:01:32.980
قسمت 28

00:01:51.080 --> 00:01:55.600
هوا خیلی سرده. چطوری میتونی تنهایی
 اینجا بمونی؟ نمیترسی سرما بخوری؟

00:01:55.600 --> 00:01:59.930
آدمایی که توی جنگ میجنگن
 اونقدرا هم ظریف نیستن

00:02:00.950 --> 00:02:04.660
به نظرم اینجا تو از همه ظریف تر میای

00:02:06.000 --> 00:02:08.370
بیا برگردیم داخل

00:02:21.490 --> 00:02:23.760
من قبلا رن گوان و آه رو رو برای گرفتن
 سرباز های جدید فرستادم

00:02:23.760 --> 00:02:25.760
اون دوتا منو ناامید نکردن

00:02:25.760 --> 00:02:29.350
توی مدت زمان کوتاهی اونا تونستن بیشتر از
 هزاران سرباز جدید رو استخدام کنن

00:02:29.350 --> 00:02:31.000
بیا

00:02:35.730 --> 00:02:39.420
لی هوا من آماده شدم که دربرابر شمال بجنگم

00:02:39.420 --> 00:02:42.180
خوبه. تو بالاخره سرباز های خودت رو داری

00:02:42.180 --> 00:02:45.990
وانگ لانگ و لیو لین، اون آدم های کوچیک
 مطمئنا رقیب تو نیستن

00:02:45.990 --> 00:02:49.840
اما ایندفعه من نمیتونم باهات بیام

00:02:49.840 --> 00:02:53.200
نگران من نباش

00:02:53.200 --> 00:02:55.490
مراقب زخم پات باش

00:02:56.960 --> 00:03:00.750
ما خیلی وقته داریم پات رو درمان میکنیم
چطوره که هیچ بهبودی نداشتیم؟

00:03:00.750 --> 00:03:02.670
به نظرم رنگ صورتت هم رفته

00:03:02.670 --> 00:03:04.860
دارو جواب نمیده؟

00:03:04.860 --> 00:03:07.170
چطور یه آسیب تاندون میتونه
اینقدر زود خوب بشه؟

00:03:07.170 --> 00:03:09.880
اما از قبل بهتره

00:03:09.880 --> 00:03:12.020
اگه باور نمیکنی نگاه کن

00:03:12.020 --> 00:03:13.750
آروم تر آروم تر

00:03:13.750 --> 00:03:15.420
بشین

00:03:16.360 --> 00:03:18.470
بهت گفتم سعی نکنی شجاع باشی

00:03:18.470 --> 00:03:22.700
همیشه اینقدر عجولی. چطوری
 میتونم نگرانت نباشم

00:03:22.700 --> 00:03:25.480
برادر سوم، وانگ لانگ هنوز موقعیتش رو
 توی منطقه ثابت نکرده

00:03:25.480 --> 00:03:27.240
الان بهترین وقتیه که میتونی بهش حمله کنی

00:03:27.240 --> 00:03:29.250
تو نباید فقط بخاطر من فرصت
 جنگت رو از دست بدی

00:03:29.250 --> 00:03:33.100
تو باید شکستش بدی و
از طرف من انتقامم رو بگیری

00:03:33.100 --> 00:03:36.110
باشه قول میدم

00:03:36.110 --> 00:03:39.830
من حتما برای بردن این جنگ تمرکز میکنم

00:03:40.330 --> 00:03:44.220
اما تو باید یه چیزی رو بهم قول بدی

00:03:44.220 --> 00:03:45.830
ادامه بده

00:03:45.830 --> 00:03:50.500
وقتی من نیستم تو باید روی بهبودیت تمرکز کنی
و زیاد رو ی خودت فشار نیاری

00:03:50.500 --> 00:03:54.380
مطمئن شو تا قبل از اینکه من برگردم
 زخمت بهتر شه

00:03:54.380 --> 00:03:56.350
منتظرم باش تا برگردم

00:03:57.670 --> 00:03:59.340
قبوله

00:04:15.930 --> 00:04:17.800
بانو مراقب باش

00:04:19.110 --> 00:04:22.030
یو چی، تو اینجا چیکار میکنی؟

00:04:22.030 --> 00:04:25.970
همونطور که ارباب بزرگتر دستور داد من توی
 هبی هستم تا مخصوصا از بانو محافظت کنم

00:04:25.970 --> 00:04:28.660
خوبه، خونه چطوره؟

00:04:28.660 --> 00:04:30.400
مامان و  برادربزرگترم خوبن؟

00:04:30.400 --> 00:04:33.030
اونا همشون حالشون خوبه. بانو
 لازم نیست نگران باشه

00:04:35.550 --> 00:04:37.760
پاتون

00:04:37.760 --> 00:04:39.890
پام خوبه

00:04:41.060 --> 00:04:45.290
وقتی دفعه ی پیش دیدم بانو داره با لیو شیو اسب سواری میکنه
 متوجه شدم که پاتون یه مشکلی داره

00:04:45.290 --> 00:04:47.710
فقط فکر نمیکردم اینقدر جدی باشه

00:04:47.710 --> 00:04:52.280
مگه شما از دکتر چنگ یو نخواستین درمانت کنه؟
 چطوریه که هیچ پیشرفتی نداشتین؟

00:04:52.280 --> 00:04:54.250
تو این موضوع رو فهمیدی؟

00:04:55.490 --> 00:05:00.990
بانو هنوز اون کسی که توی جنگل لباس سفید
 پوشیده بود رو یادشه؟

00:05:00.990 --> 00:05:02.500
معلومه که یادم میاد

00:05:02.500 --> 00:05:07.440
اونموقع ما هیچ امیدی نداشتیم
ولی یه مرد پیر که لباس سفید پوشیده بود راه رو بهمون نشون داد

00:05:07.440 --> 00:05:10.690
اون شخص تو بودی؟

00:05:10.690 --> 00:05:12.690
آره

00:05:12.690 --> 00:05:15.700
برای همین بود که اونموقع فکر کردم
 صداش آشنا بود

00:05:15.700 --> 00:05:18.900
اما هیچ وقت فکر نمیکردم اون تو باشی

00:05:18.900 --> 00:05:26.360
راستی اون مردی که بهمون کمک کرد
دروازه رائویانگ رو باز کنیم هم تو بودی؟

00:05:26.360 --> 00:05:29.550
بانو واقعا باهوشه من نمیتونم
 چیزی رو ازش پنهون کنم

00:05:29.550 --> 00:05:31.650
پس تو کل راه داشتی بهمون کمک میکردی

00:05:31.650 --> 00:05:33.920
واقعا عالیه

00:05:34.530 --> 00:05:35.880
درواقع من اهل هبی هستم

00:05:35.880 --> 00:05:40.070
ارباب بزرگتر بهم دستور داد که به مسائل هبی رسیدگی کنم
 و از بانو توی سفرش محافظت کنم

00:05:40.070 --> 00:05:42.570
الان من توی ارتش شین دو نفوذ کردم

00:05:42.570 --> 00:05:44.820
الان میتونی از این فرصت استفاده کنی
 و بزاری من پیشت کار کنم

00:05:44.820 --> 00:05:47.910
اینجوری میتونم ازت محافظت کنم

00:05:50.380 --> 00:05:53.330
من دوباره باعث شدم شینگ آر
و برادر بزرگتر نگرانم باشن

00:05:54.180 --> 00:05:58.410
فرقی نداره تو با چه خانواده ای ازدواج میکنی
 خانواده یین همیشه ازت محافظت میکنه

00:06:01.950 --> 00:06:06.260
راستی از کمپ لیو شوان خبری شده؟

00:06:06.260 --> 00:06:10.420
دیروز من خبری دریافت کردم که میگفت امپراتور گنگ شی
شروع به انتقال پایتخت به چانگان کرده

00:06:10.420 --> 00:06:12.610
اون این کار رو شروع کرده؟

00:06:13.160 --> 00:06:18.460
لیو شوان به لیو شونگ دستور داده که اول چندتا از وزیرها و
خانواده هاشون رو به چانگان ببره و در مسیر راه ازشون محافظت کنه

00:06:18.460 --> 00:06:21.740
فکر میکنی این خبر خوبی نیست؟

00:06:21.740 --> 00:06:23.960
نه واقعا

00:06:23.960 --> 00:06:28.240
اما اگه اون همین الانشم پایتخت رو منتقل کرده پس این یعنی
ما دیگه نمیتونیم به لویانگ برگردیم

00:06:28.240 --> 00:06:30.400
ما دیگه مسیر عقب نشینی نداریم

00:06:30.400 --> 00:06:34.050
برادر سوم فقط میتونه اینجا توی شین دو بمونه و
 تا آخر با وانگ لانگ مبارزه کنه

00:06:36.070 --> 00:06:40.220
راستی برادر بزرگتر خواهر دینگ و
 خانواده فنگ یی رو نجات داده؟

00:06:40.220 --> 00:06:42.570
ارباب دوم و هوپو هنوز دارن
 دنبال یه راه میگردن

00:06:42.570 --> 00:06:46.440
اونا امیدوارن که بتونن از این مسئله انتقال پایتخت
 استفاده کنن و اون ها رو نجات بدن

00:06:47.450 --> 00:06:49.930
امیدوارم همه بتونن به یه جای امن برن

00:06:51.080 --> 00:06:55.710
اعلیحضرت، لیو شیو و رن گوانگ سوار اسبشون شدن و
 با افرادشون به سمت شمال رفتن در راه به شهر ها

00:06:55.710 --> 00:06:58.460
استان های نزدیکشون فراخوان نظامی دادن
 تا سرباز جدید جذب کنن

00:06:58.460 --> 00:07:00.400
و به همه فراخوان دادن که بیان و ارتش رو برای
 تسلیم کردن وانگ مانگ حمایت کنن

00:07:00.400 --> 00:07:02.030
توی چند روز اونا هزاران سرباز جمع کردن

00:07:02.030 --> 00:07:06.990
و شهر های توی راه رو فتح کردن و تانگ یانگ و بقیه ناحیه هارو
به تسلیم درآوردن و برای خودش شهرت زیادی جمع کرده

00:07:13.720 --> 00:07:17.220
لیو ون شو واقعا استاده تبدیل کردن
 موقعیت های بد به موقعیت پیروزیه

00:07:17.220 --> 00:07:20.200
ایندفعه هم دوباره تونسته از
یه موقعیت بد نجات پیدا کنه

00:07:20.200 --> 00:07:22.030
نه تنها سرباز جدید جذب کرده

00:07:22.030 --> 00:07:28.530
من این رو هم شنیدم که حتی لیو ژِی و لیو شین که قبیله های
 نجیب جولو و چنگ چنگ هستن و حتی بقیه قبیله های ثروتمند گنگ چون

00:07:28.530 --> 00:07:30.330
قبیله شون رو برای حمایت لیو شیو دادن

00:07:30.330 --> 00:07:35.280
اگه قدرت لیو شیو زیاد تر بشه ما باید درمقابلش محافظت کنیم

00:07:35.280 --> 00:07:38.960
سریع لیو یی یه و شیه گونگ رو بفرست
 تا از منطفه هه دانگ محافظت کنه

00:07:38.960 --> 00:07:41.620
با دقت حرکات لیو شیو رو زیر نظر داشته باش

00:07:42.720 --> 00:07:47.660
اگه بعد جنگ لیو شیو و وانگ مانگ اون شکست خورد
و خواست از هبی فرار کنه

00:07:47.660 --> 00:07:51.210
از پاکسازی منطقه به عنوان دلیل استفاده کن
و بدون هیچ تردیدی اون رو بکش

00:07:52.900 --> 00:07:56.970
اگه برنده شد سریع به شیه گونگ
دستور بده وارد هبی بشه

00:07:56.970 --> 00:07:59.940
و قدرت ارتش رو از اونا بگیره
 باشه

00:08:13.920 --> 00:08:17.430
تو داری با لیو شوان به چانگان میری پس
 چرا من رو باخودت نمیبری؟

00:08:18.650 --> 00:08:21.910
همتون مرخصین

00:08:24.040 --> 00:08:27.270
اعلی حضرت تو این مورد به من نیاز داره پس باید باهاش بیام

00:08:27.270 --> 00:08:29.370
درمورد تو هم

00:08:29.370 --> 00:08:32.360
میدونم که تو حاضر نیستی با من بیای. من یکی رو
 میفرستم تو رو تا چون لینگ همراهی کنه

00:08:32.360 --> 00:08:34.010
برو پیش خواهر بزرگترت لیو هوانگ

00:08:34.010 --> 00:08:36.370
من نمیخوام برم میخوام باهات به چانگان بیام

00:08:36.370 --> 00:08:37.920
چرا؟

00:08:39.080 --> 00:08:41.710
هیچ دلیلی ندارم  الکی فکرهای دیگه نکن

00:08:41.710 --> 00:08:45.510
فکر کردم بعد از اینکه به چانگان رفتم
 میتونم خودم اخبار رو بگیرم

00:08:45.510 --> 00:08:47.390
و به برادر سوم اطلاع بدمشون

00:08:47.390 --> 00:08:51.660
امکان نداره لیو شوان از اولش برنامه داشته
تو رو بگیره تا باهات برادر سوم رو تهدید کنه

00:08:51.660 --> 00:08:52.790
هنوزم نمیتونی بری

00:08:52.790 --> 00:08:55.520
درمورد موضوع گرفتن خبر هم
بزار من انجامش بدم

00:08:55.520 --> 00:08:57.900
خیلی خوب. من از اول فهمیدم

00:08:57.900 --> 00:09:00.250
تو معمولی و ترسویی

00:09:00.250 --> 00:09:02.580
فقط به این فکر میکنی که یه مقام رسمی
 زیر نظر بیو شوان داشته باشی

00:09:02.580 --> 00:09:07.570
اگه واقعا میخوای به برادر سوم کمک کنی چرا
مثل برادر آه یو نرفتی به هبی تا بهش بپیوندی؟

00:09:08.500 --> 00:09:14.010
دنگ یو خیلی بااستعداده من
مطمئنا نمیتونم به پاش برسم

00:09:14.010 --> 00:09:17.110
اما اگه من هم برم دیگه کی میتونه
 از داخل براش خبر بیاره؟

00:09:17.110 --> 00:09:19.530
کی از قبیله لیو مراقبت میکنه؟

00:09:20.320 --> 00:09:22.810
چطوری درمورد موضوع دنگ یو میدونی؟

00:09:24.190 --> 00:09:27.170
من شنیدم ژو یو درموردش حرف میزد

00:09:27.170 --> 00:09:29.720
ما از همون اولشم از بچگی
 همدیگه رو میشناختیم

00:09:29.720 --> 00:09:35.140
برادر دنگ یو خطر براش مهم نبود و به برادر سوم
 پیوست این واقعا دوستی بینشون رو نشون میده

00:09:42.400 --> 00:09:43.910
اینم درسته

00:09:43.910 --> 00:09:47.150
اینکه نگران برادر سومتی قابل درکه

00:09:47.150 --> 00:09:51.640
درسته، پس من باید با تو به چانگان بیام

00:09:52.140 --> 00:09:55.180
از اونجایی که روی این موضوع اصرار
 داری پس من با خودم میبرمت

00:09:55.180 --> 00:10:00.500
اما باید یادت باشه وقتی به چانگان رسیدیم دردسر
درست نکنی و خودت رو توی خطر نندازی

00:10:06.350 --> 00:10:09.120
من فقط به برادر دنگ اشاره کردم
و اون اینقدر حساسیت نشون داده

00:10:09.120 --> 00:10:11.140
واقعا خیلی بیچاره هست

00:10:18.400 --> 00:10:20.620
ژنرال لطفا وایستا

00:10:21.930 --> 00:10:25.420
من تو رو یادمه تو خدمتکار یین جی هستی

00:10:25.420 --> 00:10:29.380
ژنرال تو حافظه خوبی داری
خانواده پسرم میخوان ببیننت

00:10:41.120 --> 00:10:44.640
برادر لی
برادر یین

00:10:44.640 --> 00:10:46.540
برادر بزرگتر لی
برای اینکه من رو میبینی حس بدی نداشته باش

00:10:46.540 --> 00:10:50.070
ما خانواده ایم فقط حرفت رو بگو

00:10:50.070 --> 00:10:53.960
من میخوام تو بهم توی نجات دادن
 خانواده فنگ یی کمک کنی

00:10:53.960 --> 00:10:56.020
خانواده فنگ یی؟

00:10:58.710 --> 00:11:04.200
من از لی یی شنیدم که خانواده فنگ
 از قصر شمالی میرن به عمارت ژو وی

00:11:04.200 --> 00:11:07.520
اما الان ژو وی توی مجلس قدرت داره

00:11:07.520 --> 00:11:11.990
اگه عجولانه رفتار کنیم
 میترسم دشمن رو باخبر کنیم

00:11:11.990 --> 00:11:16.170
برادر لی درست میگه اما لیو شوان داره پایتخت رو
 منتقل میکنه فکر میکنم این بهترین فرصت باشه

00:11:16.170 --> 00:11:20.280
اگه اونا به چانگان برن میترسم
 نجات دادنشون سخت تر بشه

00:11:20.280 --> 00:11:24.520
درسته، الان ژو وی سرش با انتقال پایتخت گرمه

00:11:24.520 --> 00:11:26.550
بهترین وقت برای نجات دادنشونه

00:11:26.550 --> 00:11:31.670
اینطوری میتونم از اسم اعلیحضرت استفاده کنم
 تا جفتتون رو داخل عمارت ببرم

00:11:31.670 --> 00:11:35.470
این برنامه خوبیه
اینجوری میتونیم از فرصت برای نجات دادنشون استفاده کنیم

00:11:35.470 --> 00:11:37.960
ما مجبوریم به برادر لی زحمت بدیم
 تا حرکات عمارت ژو زیر نظر بگیره

00:11:37.960 --> 00:11:40.650
وقتی وقتش برسه من و هوپو
 میریم و نجاتش میدیم

00:11:40.650 --> 00:11:45.070
باشه قبوله منتظر خبر من باشین خداحافظ

00:11:56.790 --> 00:12:00.620
زخمت هنوز خوب نشده بزار من انجامش بدم

00:12:02.610 --> 00:12:08.360
بانو من اینجام که ازت مراقبت کنم

00:12:08.360 --> 00:12:10.590
چطور میتونم بزارم تو کاری بکنی

00:12:10.590 --> 00:12:14.890
تو نتونستی یه لحظه زندگی آروم و خوبی
 توی خانواده فنگ ما داشته باشی

00:12:14.890 --> 00:12:18.490
الان تو مجبور شدی باهامون زجر بکشی

00:12:19.300 --> 00:12:21.350
من حس خیلی بدی دارم

00:12:21.350 --> 00:12:24.610
دینگ رو از خانواده سطح پایینی اومده

00:12:24.610 --> 00:12:28.710
همین الانشم این از خوش شانسی منه
 که میتونم ازت مراقبت کنم

00:12:28.710 --> 00:12:33.060
شیائو رو از اونجایی که تو و شوهرت عاشق همین

00:12:33.720 --> 00:12:36.000
تو هم عضو خانواده فنگ منی

00:12:36.000 --> 00:12:38.860
از الان به بعد جوری رفتار نکن
که انگار یه مجسمه جلوته

00:12:38.860 --> 00:12:42.850
بیا به همدیگه خواهر بگیم

00:12:43.680 --> 00:12:45.300
دینگ رو همچین جراتی نداره

00:12:45.300 --> 00:12:47.200
چرا جرات نمیکنی

00:12:47.200 --> 00:12:49.680
تو حاضری این کار ها رو برامون بکنی

00:12:49.680 --> 00:12:53.120
این نشون میده تو شخصی هستی
 که به روابط اهمیت میده

00:12:53.120 --> 00:12:58.180
دفعه دیگه بیا باهم از پدر مراقبت کنیم
 و منتظر شوهرت بمونیم

00:12:58.180 --> 00:12:59.970
بانو

00:13:00.660 --> 00:13:05.160
بانو از پیشینه سطح پایین من بدش نمیاد
 و حاضره من رو به عنوان خواهرش صدا کنه

00:13:05.160 --> 00:13:09.020
دینگ رو هیچوقت نمیتونه این کار رو جبران کنه

00:13:09.020 --> 00:13:13.790
خیلی خوب ما یه خانواده ایم یه همچین
حرف هایی نزن، انگار باهم غریبه ایم

00:13:13.790 --> 00:13:17.200
دخترم، اینکه پسرم باهات ازدواج کرد

00:13:17.200 --> 00:13:20.290
از خوش شانسی خانواده مائه

00:13:22.830 --> 00:13:24.350
وایستا

00:13:26.200 --> 00:13:27.540
شماها دارین چی کار میکنین؟

00:13:27.540 --> 00:13:30.060
من افسر نظامی ارتش یو لین هستم
با دستور اعلیحضرت اومدم اینجا

00:13:30.060 --> 00:13:33.150
که این زندانی هارو برای
بازجویی به قصر امپراتوری ببرم

00:13:33.900 --> 00:13:36.940
چرا من قبلا در این باره نشنیدم؟

00:13:36.940 --> 00:13:38.140
مزخرفه

00:13:38.140 --> 00:13:41.180
اعلیحضرت میخواد این زندانی هارو ببینه
باید بیاد به ارباب تو بگه؟

00:13:41.180 --> 00:13:43.720
برو کنار برو کنار

00:13:56.640 --> 00:13:58.110
ساکت

00:14:02.120 --> 00:14:03.550
ببرینشون

00:14:17.280 --> 00:14:19.520
دارین کجا میبریمون؟

00:14:19.520 --> 00:14:23.140
پدر نترس اینا افراد خانواده یین هستن
 اومدن تا نجاتمون بدن

00:14:23.840 --> 00:14:26.840
آقا، این بده
ژو وی زودتر اومد اون الان جلوی در جلوییه

00:14:26.840 --> 00:14:28.650
آقا

00:14:28.650 --> 00:14:30.260
سریعتر از در عقبی برین

00:14:30.260 --> 00:14:32.070
سریع برین سریع

00:14:32.070 --> 00:14:35.030
اونا عضو ارتش یو لین نیستن
سریع بگیرینشون

00:14:35.030 --> 00:14:37.570
آقای یین تو اون هارو از اینجا
ببر من گروگان میشم

00:14:37.570 --> 00:14:38.910
نه ما باید با هم بریم

00:14:38.910 --> 00:14:41.210
بهم گوش کن
اگه من اینجا بمونم شما شانس این رو دارین که نجات پیدا کنین

00:14:41.210 --> 00:14:43.200
نه بانو این خیلی خطرناکه

00:14:43.200 --> 00:14:46.160
سریع تر برین اگه این کار رو نکنین
 هیچکی نمیتونه بره سریع تر برین

00:14:46.160 --> 00:14:47.430
بانو

00:14:47.430 --> 00:14:49.560
سریع تر برین برین

00:14:49.560 --> 00:14:53.690
عجله کنین نزارین فرار کنن

00:15:05.970 --> 00:15:09.140
همشون رفتن فقط تو اینجا موندی

00:15:09.140 --> 00:15:11.580
نمیترسی اعلیحضرت از سر عصبانیت بکشتت؟

00:15:11.580 --> 00:15:15.690
اعلیحضرت به من نیاز داره
 که گونگ سون رو تهدید کنه

00:15:15.690 --> 00:15:18.030
چطوری میتونه من رو بکشه؟

00:15:20.290 --> 00:15:23.690
من نمیدونستم که صیغه ای
 مثل تو همچین جراتی داره

00:15:23.690 --> 00:15:26.590
اما به نظرت داری خودت رو
زیادی دسته بالا نمیگیری؟

00:15:26.590 --> 00:15:31.280
یکی بیاد، برین و پدر پیر و همسر و
 بچه ها رو برگردونین نزارین کسی در بره

00:15:31.280 --> 00:15:33.660
آقا من بهت التماس میکنم بزار اونا در برن

00:15:33.660 --> 00:15:37.040
بااینکه من فقط یه صیغه ام
اما شوهرم خیلی بهم علاقه داره

00:15:37.040 --> 00:15:40.820
اون حتما نجاتم میده  بهت التماس میکنه

00:15:40.820 --> 00:15:43.720
من قبلا درموردت شنیدم

00:15:43.720 --> 00:15:46.030
تو رقاص وانگ شون بودی

00:15:46.030 --> 00:15:47.930
تو خیلی توی جنگ کان یانگ کمک کردی

00:15:47.930 --> 00:15:51.050
تو یه قهرمانی

00:15:52.170 --> 00:15:54.170
اما من باید بهت یاداوری کنم

00:15:55.240 --> 00:15:59.090
وقتی اعلیحضرت بخواد تقصیر رو گردن
 تو بندازه و سرت رو بزنه

00:15:59.090 --> 00:16:01.710
هیچکی نمیتونه جلوش رو بگیره

00:16:04.280 --> 00:16:06.320
وزیر

00:16:07.530 --> 00:16:11.920
دینگ رو از وقتی بچه بوده
 خدمتکار سلطنتی بوده

00:16:11.920 --> 00:16:16.360
اگه بخاطر یین جی و گونگ سو نبود من میمردم

00:16:17.150 --> 00:16:21.230
خانواده گونگ سو مثل خانواده خودشون
 باهام رفتار میکنن

00:16:22.450 --> 00:16:25.980
من میتونم براشون بمیرم

00:16:26.510 --> 00:16:28.450
ارزشش رو داره

00:16:31.710 --> 00:16:34.520
اینطوری

00:16:37.880 --> 00:16:41.480
اینطوری، میتونین تا چانگان دنبالم بیاین

00:16:43.940 --> 00:16:46.080
خیلی ممنون وزیر

00:16:55.800 --> 00:16:58.160
این طرف چطوره؟

00:16:58.160 --> 00:16:59.920
حسی نداره

00:17:08.940 --> 00:17:10.730
اینجا چی؟

00:17:12.000 --> 00:17:14.080
هنوز بی حسه

00:17:14.830 --> 00:17:18.570
طبیب، وضعیت چطوره؟ تو خیلی وقته داری
 درمانش میکنی چطور هنوز هیچ پیشرفتی نداشته؟

00:17:18.570 --> 00:17:21.450
جراحتش باید آروم درمان بشه

00:17:21.450 --> 00:17:25.730
یکی بهم اعتماد هم کرده پس من حتما تمام
 تلاشم رو میکنم تا بانو رو درمان کنم

00:17:25.730 --> 00:17:28.090
نیازی نیست نگران باشی

00:17:28.090 --> 00:17:30.060
یو چی نگران جراحت پامه

00:17:30.060 --> 00:17:33.330
اون مضطربه
مقصر ندونسش

00:17:33.330 --> 00:17:36.060
بعد از اینهمه مدت پا های بانو
 نشونه ای از بهبود نداره

00:17:36.060 --> 00:17:38.490
منم نگرانم

00:17:39.370 --> 00:17:42.600
شاید جراحتش خیلی جدیه

00:17:42.600 --> 00:17:44.970
طبیب چنگ خودت رو مقصر ندون

00:17:44.970 --> 00:17:50.140
اما گفتی یکی بهت اعتماد کرده. اون کیه؟

00:17:50.140 --> 00:17:52.490
این موضوع مناسبی برای حرف زدن نیست

00:17:52.490 --> 00:17:55.370
بانو تو جراحت جدید و قدیم زیادی
 داری خیلی نگران نشو

00:17:55.370 --> 00:18:00.750
هبی هوای سرد بیشتری داره تو باید به
 شین یی بری تا بیماریت رو درمان کنی

00:18:00.750 --> 00:18:03.640
نه من به شین یه برنمیگردم

00:18:05.390 --> 00:18:08.430
بانو طبیب درست میگه
ما اینجا داریم وقتمون رو تلف میکنیم

00:18:08.430 --> 00:18:11.410
چطوره به شین یه بریم تا بیماریت رو
درمان کنیم و وقتی خوب شدی برگردیم

00:18:11.410 --> 00:18:15.400
من مطمئنا نمیرم اینقدر
 این موضوع رو مطرح نکن

00:18:16.890 --> 00:18:19.790
خیلی خوب. من میرم برای بانو دارو تجویز کنم

00:18:19.790 --> 00:18:21.620
ممنون طبیب

00:18:26.710 --> 00:18:31.290
بانو، ارباب دوم خبرهای جدید آورده
خانواده فنگ نجات پیدا کرده

00:18:31.290 --> 00:18:34.500
اما ژو وی بانو دینگ رو گرفت و به چانگان برد

00:18:36.310 --> 00:18:38.870
فکر میکردم ایندفعه میتونیم
 با موفقیت نجاتشون بدیم

00:18:38.870 --> 00:18:40.780
که اینجوری گونگ سون دیگه نگران نشه

00:18:40.780 --> 00:18:44.460
بانو نگران نباش ارباب دوم و هو پو مطمئن
 میشن که بانو دینگ توی امنیت باشه

00:18:44.460 --> 00:18:47.460
الان تو باید به حرف طبیب چنگ گوش کنی
 و اینقدر نگران نباشی

00:18:47.460 --> 00:18:49.580
این برای جراحتت خوب نیست

00:18:51.760 --> 00:18:54.630
من نمیدونم کی جراحتم درمان میشه

00:18:56.830 --> 00:19:00.020
بانو بزار یه چیزی بهت نشون بدم

00:19:02.120 --> 00:19:03.440
بیا

00:19:05.040 --> 00:19:08.940
آروم بیا

00:19:10.470 --> 00:19:11.900
این چیه؟

00:19:12.980 --> 00:19:15.230
من میترسیدم توی خونه حوصله ات سر بره
 و برات خوب نباشه که بیای بیرون

00:19:15.230 --> 00:19:17.290
پس از یکی خواستم این رو درست کنه

00:19:18.160 --> 00:19:20.120
بزار این رو امتحان کنم
 حتما

00:19:33.510 --> 00:19:35.630
صندلی به نظر معمولی میاد

00:19:35.630 --> 00:19:38.320
اما با دستگاه های خانواده مو ترکیب شده

00:19:38.320 --> 00:19:40.940
خیلی عالیه کی درستش کرد؟

00:19:40.940 --> 00:19:44.490
استاد چنگ یو، یه شخص گوشه نشین و مرد نجیبیه

00:19:48.550 --> 00:19:50.860
اگه پام درمان نشه

00:19:50.860 --> 00:19:54.300
چطوری میتونم برادر سوم
 رو توی جنگ همراهی کنم؟

00:19:54.300 --> 00:19:57.010
باید برای تمام زندگیم روی این صندلی بشینم؟

00:19:58.650 --> 00:20:00.870
داشتی پشت سرم چه حرف های بدی میزدین؟

00:20:01.580 --> 00:20:04.160
برادر سوم تو برگشتی

00:20:04.160 --> 00:20:07.000
ببین کی رو برات آوردم

00:20:08.850 --> 00:20:11.500
پسر خاله؟ ژونگ یو

00:20:12.090 --> 00:20:14.170
لیو شوان به چانگان اومده

00:20:14.170 --> 00:20:16.820
بو جی هم دنبالش اومده

00:20:16.820 --> 00:20:22.550
اون تازه به قصر چانگ له اومده و به  6 نفر از قبیله سلطنتی
 لقب دوک و به 14 نفر از خانواده مختلف هم لقب دوک داده

00:20:22.550 --> 00:20:26.540
این 6 نفر دوک دینگ تائو، لیو جی، دوک وان، لیو کی

00:20:26.540 --> 00:20:29.160
دوک یان لیو چینگ، دوک یوان شی، لیو شی

00:20:29.160 --> 00:20:32.030
دوک هان جونگ، لیو جیا و دوک رو
یین لیو شین هستن

00:20:32.030 --> 00:20:36.710
بقیه دوک ها که از خانواده های مختلف هستن
 دوک بی یانگ، وانگ کوانگ، دوک یی جنگ وانگ فنگ

00:20:36.710 --> 00:20:40.530
دوک دنگ  وانگ چانگ، دوک جیائو دونگ  ژو وی، دوک شی پینگ  لی تونگ

00:20:40.530 --> 00:20:43.350
دوک هوایی یانگ  جانگ کائو، دوک وو یین لی یی هستن

00:20:43.350 --> 00:20:47.930
لی یی؟
 جانگ مائو و لی یی هم برای دوک شدن مناسبن؟

00:20:47.930 --> 00:20:50.450
این 14تا دوک به غیر از ژو وی

00:20:50.450 --> 00:20:52.840
میگن که جزو خانواده لیو نیستن

00:20:52.840 --> 00:20:57.140
اونها این جا به جایی رو قبول نمیکنن
 اما بقیه قبول کردن

00:20:57.140 --> 00:21:01.860
چند روز دیگه این دستور به مناطق مختلف
 ابلاغ میشه و تمامی جرایم بخشیده میشه

00:21:02.830 --> 00:21:05.180
همه ی اینا قراره برای بوشنگ باشه

00:21:05.180 --> 00:21:08.830
اونا فراموش کردن که اینا در
ازای جون برادر بوشنگ به دست اومده؟

00:21:08.830 --> 00:21:11.610
همه دارن از پادشاهی ای که برادر بوشنگ
 زندگی خودش رو براش داده لذت می برن

00:21:11.610 --> 00:21:13.760
لقب دوک و مرزبان رو گرفتن
و همه جا شهرت پیدا کردن

00:21:13.760 --> 00:21:16.910
کی دیگه توی دنیا لیو یان که با اسم لیو بوشنگ
 شناخته میشه رو به یاد میارن؟

00:21:18.530 --> 00:21:24.220
یه روزی میاد که اونایی که باعث شدن برادر بوشنگ
 جونش رو بده تقاصش رو پس بدن

00:21:24.220 --> 00:21:28.720
از یکی یکشون میخوام با خونشون تقاص پس بدن

00:21:28.720 --> 00:21:31.820
تا وقتی که ما توی قلبمون برادر بزرگتر
رو به یاد داشته باشیم

00:21:31.820 --> 00:21:33.950
کافیه

00:21:33.950 --> 00:21:37.720
دیگه به چیزی که بقیه فکر میکنن اهمیت نده

00:21:38.680 --> 00:21:42.410
تو دوباره زخمی شدی پس دیگه
 اینقدر خودت رو عذاب نده

00:21:42.410 --> 00:21:46.940
از الان به بعد ژو یو محافظ اصلی ون شو
 میشه تو باید برای یه مدت استراحت کنی

00:21:46.940 --> 00:21:50.060
پسر خاله، مگه تو یه شهردار
توی منطقه چانگ شان نیستی؟

00:21:50.060 --> 00:21:52.840
چطوری میتونی به این
 آسونی از اونجا بری؟

00:21:52.840 --> 00:21:55.910
موقعیت شهر دار چانگ شان بودن من فقط یه اسمه

00:21:55.910 --> 00:21:58.320
این دوک زندینگ  لیو یانگ یه
 ارتش بزرگ رو رهبری میکنه

00:21:58.320 --> 00:22:01.340
من نمیتونم اون رو کنترل کنم

00:22:01.340 --> 00:22:05.120
من شنیدم لیو یانگ به هاندان رفت
 تا از وانگ لانگ  حمایت کنه

00:22:05.120 --> 00:22:08.930
نمیدونم این حقیقت داره یا نه
 اگه حقیقت داره

00:22:08.930 --> 00:22:10.890
پس واقعا با یه دشمن سختی رو به رو هستیم

00:22:19.710 --> 00:22:25.230
تو هزاران محافظ رو آوردی که به نیروم اضافه کنم
واقعا نمیتونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم

00:22:25.230 --> 00:22:29.550
اما نیازی نیست بزاریم
 اعضای قبیله خونه هاشون و

00:22:29.550 --> 00:22:32.070
و حتی تابوت نوادگانشون رو
 بسوزونن تا بیان اینجا درسته؟

00:22:32.070 --> 00:22:37.520
بعد از اینکه به اربابم پیوستم من دیدم که تو
 چطور فقط با تعداد کمی از پیروانت به هبی رفتی

00:22:37.520 --> 00:22:40.250
تو هیچوقت به ثزوت یا پولت اتکا نکردی
 که مردم رو سمت خودت بکشی

00:22:40.250 --> 00:22:43.100
اما با این حال تونستی هزاران
 قهرمان رو یه جا جمع کنی

00:22:43.100 --> 00:22:46.370
این از طرف همه هست که از صمیم قلب
 از اخلاق خیرخواهانه شما یاد میکنن

00:22:46.370 --> 00:22:50.790
الان که قدرت وانگ لانگ اینقدر زیاده همه توی
هبی ازشون ترسیدن

00:22:50.790 --> 00:22:54.570
بااینکه من کل قبیله ام رو اینجا آوردم
و از دستوراتت پیروی کردم

00:22:54.570 --> 00:22:57.570
ولی هنوز نگرانم که بعضی هاشون
 به اندازه کافی قاطع نباشن

00:22:57.570 --> 00:23:01.270
بخاطر همینه که بهتره خانه اجدادی رو بسوزونن و
مسیر عقب رفتنشون رو خراب کنن

00:23:01.270 --> 00:23:04.950
من واقعا نمیتونم به اندازه کافی از
رفاقت بوشان تشکر کنم

00:23:05.740 --> 00:23:08.050
ارباب من قبلا همسر و بچه ام رو نجات داده

00:23:08.050 --> 00:23:11.980
از الان قول میدم تا وقتی بمیرم
 به اربابم خدمت کنم

00:23:11.980 --> 00:23:14.570
و هیچوقت ازش پشیمون نمشم

00:23:14.570 --> 00:23:18.160
بوشان عجله کن و بلند شو بیا

00:23:18.160 --> 00:23:19.860
ممنون ارباب من

00:23:23.200 --> 00:23:24.670
بیا خواهر کوچولو

00:23:24.670 --> 00:23:27.290
ممنون
 خواهش میکنم

00:23:28.450 --> 00:23:29.940
ولم کنین برم

00:23:29.940 --> 00:23:31.480
بیا بریم اونجا مراقب باش

00:23:31.480 --> 00:23:34.600
ولم کنین برم ولم کنین برم

00:23:34.600 --> 00:23:37.170
قبلا مارشال بزرگ لیو شیو قهرمانانه
 بهمون کمک کرد

00:23:37.170 --> 00:23:42.350
برای همینه که من و پسرم نجات پیدا کردیم اینکه شوهرم داره
 ازش پیروی میکنه فقط بخاطر این هبی نیست بیشتر بخاطر دنیاست

00:23:42.350 --> 00:23:44.410
این جاه طلبی یه شخصه

00:23:44.410 --> 00:23:49.930
بااینکه پیرم اما هنوز گیج نشدم

00:23:49.930 --> 00:23:55.640
من علیه خدمت کردن بوشانگ نیستم

00:23:55.640 --> 00:24:00.410
من فقط میترسم که همین الانشم پیر و ضعیفم

00:24:00.410 --> 00:24:07.640
وقتی جنگ شروع شه من فقط یه سربار برای مارشال بزرگ لیو و نوه هام هستم
که من رو روی شونه هاشون حمل میکنن

00:24:07.640 --> 00:24:10.830
من فقط یه سربار میشم میفهمی؟

00:24:12.560 --> 00:24:15.420
ولم کنین برم

00:24:23.210 --> 00:24:26.360
لیو شیو دنگ یو راه هاشون رو از هم جدا کردن

00:24:26.360 --> 00:24:31.660
اونا شخصا نیروهاشون رو به سمت شمال هدایت کردن و تونستن
 چویانگ رو فتح کنن و نیروهاشون رو با هم یکی کنن

00:24:31.660 --> 00:24:34.020
اونا تونستن ده ها هزار سرباز جذب کنن

00:24:34.020 --> 00:24:39.110
بعدش با نیرو ی زیادی که دشمن فرصت نکرد درمقابلش دفاع کنه
اونا تونستن چانگ چن از لو نو رو فتح کنن

00:24:39.110 --> 00:24:42.440
همینطور منطقه جونگ شانگ گو لون چنگ و

00:24:42.440 --> 00:24:46.030
و منطقه هه جیان گو از شهر
 له چنگ رو هم فتح کردن

00:24:46.030 --> 00:24:51.220
توی فقط دو ماه کوتاه، یه بخش منطقه بو های
 منطقه شین دو از کشور آن پینگ

00:24:51.220 --> 00:24:57.230
و همچنین بخش شمالی منطقه جولو
 منطقه هه لو، همش به کنترل لیو شیو در اومد

00:25:01.700 --> 00:25:06.720
چی؟ جونگ شانگ گو، چانگ شان گو
 و هه جین گو این سه سرزمین

00:25:06.720 --> 00:25:09.330
تحت کنترل لیو شیو دراومده؟

00:25:10.310 --> 00:25:15.650
گنگ چون جو لو و لیو جی چانگ چنگ، این قبیله های ثروتمند هبی همه به حمایت اون رفتن

00:25:17.420 --> 00:25:20.990
اما اعلیحضرت نترسین، مردان لیو همه سرباز هایی هستن که تازه استخدام شدن

00:25:20.990 --> 00:25:23.780
تجربه نبرد زیادی ندارن بیشترشون فقط آدمای خیابونی هستن

00:25:23.780 --> 00:25:28.090
در حال حاضر ارتش ما فقط باید نیروهای زبده خودش رو بفرسته و ما مطمئنا میتونیم جلوی حملات لیو شیو رو بگیریم

00:25:28.090 --> 00:25:31.840
من از قبل برای دوک چن دینگ نامه فرستادم تا حمایتش رو بگیریم

00:25:31.840 --> 00:25:36.500
تا اون موقع با دو نیرو از هر دو طرف حتما میتونیم مسیر عقب نشینیشون رو ببندیم

00:25:51.030 --> 00:25:55.110
ارباب من، لیو یانگ صد ها هزار نفر رو تحت فرمانش داره میشه گفت یه رژیم مستقل به حساب میاد

00:25:55.110 --> 00:25:59.020
اگه درکنار وانگ لانگ بمونه و  ارتباط ما با شیندو قطع کنه

00:25:59.020 --> 00:26:03.510
میترسم به ارتش از همه طرف حمله بشه و اینجوری شاهد قتل عام صدها هزار نفر میشیم

00:26:03.510 --> 00:26:08.440
ارتشی که ما تازه تاسیس کردیم اکثرا مزدور و خدمتکارهایی هستن که به ما پیوستن

00:26:08.440 --> 00:26:13.660
میترسم قدرتشون کافی نباشه اگه با تمام نیرو به جنگ بریم نمیتونیم تحمل باخت رو داشته باشیم

00:26:15.950 --> 00:26:20.260
چیزی که گونگ سو گفت منطقی میاد
ما نمیتونیم با زور این کار رو بکنیم

00:26:20.260 --> 00:26:26.690
ارباب من، لیو یانگ دوست داره با فریب فکری حمله کنه اون خیلی توی قضاوت کردن ساعت و استفاده از موقعیت خوبه

00:26:26.690 --> 00:26:30.690
اما من تمام تلاشم رو میکنم تا بیارمش سمت خودم

00:26:30.690 --> 00:26:34.330
حتی اگه یارمون نشه به همین آسونی دشمنمون هم نمیشه

00:26:34.330 --> 00:26:38.780
خوبه. پس یکی رو به لیو یانگ بفرست تا درخواست بیعت بده

00:26:38.780 --> 00:26:43.730
ارباب من، من با لیو یانگ رو میشناسم بزارین به عنوان فرستنده اونجا بفرستین تا قانعش کنم

00:26:43.730 --> 00:26:46.510
باشه پس اول به چن دینگ برو

00:26:46.510 --> 00:26:49.750
و دوک رو قانع کن. پس مجبوریم به بوشیان زحمت بدیم

00:26:49.750 --> 00:26:52.580
من حتما تمام تلاشم رو میکنم

00:27:07.200 --> 00:27:12.770
برادر بزرگتر فکر میکنه کی احتمالش بیشتره که به چیزهای بزرگ دست پیدا کنه لیو شیو یا جی یو؟

00:27:12.770 --> 00:27:16.830
لیو شیو فقط از یه ماه استفاده کرد

00:27:16.830 --> 00:27:21.890
از زمانی که تعقیبش میکردن تا زمانی که هزاران سرباز به دست آورد

00:27:21.890 --> 00:27:26.230
و سه منطقه اصلی شمال استان جی رو به کنترل خودش در آورد

00:27:26.230 --> 00:27:29.710
و ارتشش رو بزرگ تر کرد

00:27:29.710 --> 00:27:36.100
اون واقعا عالیه. برای همینه که قهرمان بزرگ جنگ کونیانگ شده

00:27:36.100 --> 00:27:40.120
واقعا نمیشه نادیده اش گرفت

00:27:40.120 --> 00:27:44.970
منظور برادر بزرگتر اینه که میخواد با لیو شیو بیعت کنه؟

00:27:47.400 --> 00:27:53.480
لیو شیو یه فرستنده فرستاد تا بخواد ما باهاش بیعت کنیم من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

00:27:53.480 --> 00:27:58.950
اما اینکه همینجوری درخواستش رو قبول کنیم

00:27:59.840 --> 00:28:02.670
حس میکنم این خیلی عجله ایه

00:28:02.670 --> 00:28:07.800
مگه خواهر کوچیک نگفت تو یه بار تونستی لیو شیو رو ببینی؟

00:28:07.800 --> 00:28:13.590
تو معمولا توی شناخت افراد خوبی نظرت درباره ی اون چی بود؟

00:28:13.590 --> 00:28:19.750
اون قبلا من و شان تونگ رو نجات داد. از نظر من میشه گفت اون یه ناجیه

00:28:19.750 --> 00:28:23.960
با اینکه فقط یه بار همدیگه رو دیدیدم ولی به نظر میاد رفتارش غیر عادیه

00:28:23.960 --> 00:28:29.120
اون نگاه امپراتور ها رو داره مطمئنا در آینده به چیزهای عالی ای دست پیدا میکنه

00:28:29.120 --> 00:28:33.240
خواهر کوچیک هنوز به یاد میاری

00:28:33.240 --> 00:28:37.610
قبل از اینکه سلسله شین از بین رفت یه پیشگویی بود

00:28:37.610 --> 00:28:40.760
میگفت که لیو شیو پادشاه فرستاده هفت بهشت میشه

00:28:40.760 --> 00:28:46.440
نخست وزیر لیو شیو حتی بخاطر این اسمش رو عوض کرد و سرش زده شد

00:28:47.510 --> 00:28:49.750
الان که بهش نگاه میکنم

00:28:49.750 --> 00:28:56.840
لیو شیو اون پیشگویی شاید همون لیو شیویی هست که توی هبی هستش

00:28:57.660 --> 00:29:07.700
و شاید من بتونم مغز متفکر یک وسیله سودجویی باشم

00:29:14.340 --> 00:29:20.130
مگه برادر بزرگتر نگفت سریع باهاشون موافقت کردن درست نیست؟

00:29:20.130 --> 00:29:22.920
من یه جورایی یه فکری دارم

00:29:23.930 --> 00:29:25.490
چه فکری؟

00:29:25.490 --> 00:29:30.670
از ازدواج برای صلح با لیو شیو استفاده کن

00:29:32.490 --> 00:29:34.380
ازدواج برای بیعت؟

00:29:36.010 --> 00:29:40.970
خواهر کوچیک داره میگه بزاریم
 شان تونگ با لیو شیو ازدواج کنه؟

00:29:42.140 --> 00:29:45.890
دو خانواده ای که به وسیله ی ازدواج با هم
 ارتباط برقرار کردن یه خانواده میشن

00:29:45.890 --> 00:29:49.240
من نگران این نیستم که
 لیو شیو بهمون وفادار نباشه

00:29:49.240 --> 00:29:52.960
اینجوری برادر بزرگتر هم میتونه
 بهتر کنترلش کنه

00:29:52.960 --> 00:29:56.430
درسته اگه شان تونگ همسر لیو شیو بشه

00:29:56.430 --> 00:30:01.360
ما میتونیم از اسم لیو شیو استفاده کنیم تا
 تاج و تخت رو بگیریم

00:30:01.360 --> 00:30:05.400
خوبه خوبه فکر خوبیه

00:30:05.400 --> 00:30:08.330
من به یکی میگم لیو جی رو بیاره اینجا

00:30:10.890 --> 00:30:14.090
بیا بیا بیا

00:30:17.090 --> 00:30:18.800
واقعا خوبه

00:30:18.800 --> 00:30:21.020
بیا دهنت رو باز کن

00:30:24.610 --> 00:30:26.050
بیا

00:30:28.910 --> 00:30:31.820
اونا واقعا دارن با خوشحالی غذا میخورن
نگاشون کن

00:30:36.340 --> 00:30:39.220
چطوره؟
 خیلی قشنگه

00:30:41.420 --> 00:30:43.280
اقامتگاه دوک چن دینگ

00:30:43.280 --> 00:30:47.820
بوشیان برو و به مارشال بزرگ خبر بده

00:30:47.820 --> 00:30:50.640
که من حاضرم با اعلیحضرت گنگ شی بیعت کنم

00:30:50.640 --> 00:30:55.090
و با مارشال بزرگ تو یه مسیر باشم

00:30:55.090 --> 00:30:59.400
پس عالیه من همینجا از دوک تشکر میکنم

00:31:00.160 --> 00:31:04.130
اما...من یه شرط کوچیک دارم

00:31:04.130 --> 00:31:07.750
نمیدونم که ژنرال میتونه
اونو به مارشال بزرگ برسونه

00:31:07.750 --> 00:31:11.370
دوک، چه درخواستی داری؟

00:31:12.580 --> 00:31:17.470
من یه خواهرزاده به اسم گونگ شان تونگ دارم

00:31:17.470 --> 00:31:20.840
اون در حال حاضر توی اقامتگاه من زندگی میکنه
 و هنوز قرار نیست با کسی ازدواج کنه

00:31:20.840 --> 00:31:24.400
نمیدونم مارشال بزرگ چه فکری
 درباره اش میکنه؟

00:31:24.920 --> 00:31:26.650
اگه ارباب لیو مایل باشه

00:31:26.650 --> 00:31:30.990
میتونم بزارم اون راه رو برام باز کنه؟

00:31:31.610 --> 00:31:33.880
پس...پس این چیز خوبیه

00:31:33.880 --> 00:31:36.230
بزار اول برگردم و به مارشال بزرگ خبر بدم

00:31:36.230 --> 00:31:38.150
من تمام تلاشم رو میکنم که بهت کمک کنم
به این دست پیدا کنی

00:31:38.150 --> 00:31:40.750
فقط همینجا بشین و توی چن دینگ چنگ
 منتظر خبر خوبم بمون

00:31:40.750 --> 00:31:44.850
اگه این موفقیت آمیز باشه
 من خواهرزاده ام رو میدم

00:31:44.850 --> 00:31:48.300
پس من فقط منتظر می مونم
 تا شراب عروسی رو بخورم

00:31:53.850 --> 00:31:55.480
ازدواج برای بیعت؟

00:31:55.480 --> 00:31:59.920
امکان نداره
 مارشال بزرگ این چیز خوبیه. چرا نمیتونی اجازه اش رو بدی؟

00:31:59.920 --> 00:32:02.670
من همین الانشم یه همسر دارم
چطوری میتونم بازم ازدواج کنم؟

00:32:02.670 --> 00:32:04.680
با یکی دیگه ازدواج کن دیگه

00:32:04.680 --> 00:32:07.130
اگه لیو وانگ خواهرزاده خودش رو
برای ازدواج به ارباب من بده

00:32:07.130 --> 00:32:10.550
پس شما دوتا میتونین یه خانواده بشین. اون بیشتر از
 صد هزار سرباز تحت کنترلش داره

00:32:10.550 --> 00:32:13.910
اون موقع، مارشال بزرگ یه ببر با بال میشه
 فقط شکست وانگ لانگ که هیچی

00:32:13.910 --> 00:32:16.210
با اون میتونی کل هبی رو پاکسازی کنی

00:32:16.210 --> 00:32:18.290
اصلا امکان نداره. بیاین
 دیگه راجبش حرف نزنیم

00:32:18.290 --> 00:32:21.860
مارشال بزرگ ازدواج یه مسئله کوچیکیه اما بیعت کردن مسئله بزرگیه

00:32:21.860 --> 00:32:25.750
اگه مارشال بزرگ درخواست لیو یانگ رو قبول نکنه اون
 مطمئنا درخواست بیعت ما رو قبول نمیکنه

00:32:25.750 --> 00:32:29.820
و امکان داره بخاطر عصبانیتش، اون بره طرف
 وانگ لانگ و برعلیه ما میشه

00:32:29.820 --> 00:32:34.080
اون موقع دشمن تعدادش زیاده و ما تعدادمون کمه
 ارتشمون درخطر از بین رفتن قرار میگیره

00:32:34.080 --> 00:32:37.160
از چیزی که شنیدم، خواهرزاده
لیو یانگ گو شان تونگ

00:32:37.160 --> 00:32:39.610
دختر یه خانواده معروف با پیشینه سطح بالاییه

00:32:39.610 --> 00:32:41.740
مادرش گو شی هم یکی از نوادگان قبیله لیوئه

00:32:41.740 --> 00:32:44.020
خوب از آداب و رسوم خبر داره
 و یه مادر نمونه هست

00:32:44.020 --> 00:32:46.710
تعداد کسایی که از خانواده گو
درخواست ازدواج کردن زیاده

00:32:46.710 --> 00:32:51.910
اگه مارشال بزرگ با این دختر ازدواج کنه اینجوری یه دختر زیبا با یه
 قهرمان ازدواج میکنه همه درباره این موضوع حسودی میکنن

00:32:53.360 --> 00:32:57.850
لیو بوشیان همونجوری که قبلا گفته شده
 ارباب همین الانشم یه همسر داره

00:32:57.850 --> 00:33:00.440
چطوری میتونه بازم ازدواج کنه؟

00:33:00.440 --> 00:33:03.910
اینکه یه مرد سه همسر و
چهارتا صیغه داشته باشه عادیه

00:33:03.910 --> 00:33:08.010
و کسی که داره با اون ازدواج میکنه گو شان تونگه
این بی انصافی در حق ارباب من نیست

00:33:09.320 --> 00:33:12.590
من یه همسر دارم دیگه نمیخوام توی این زندگی
با کس دیگه ای ازدواج کنم

00:33:12.590 --> 00:33:16.440
دوستان ژنرال من، ما قبلا فقط
سه هزار سرباز داشتیم

00:33:16.440 --> 00:33:19.230
و یه ارتش  420 هزار نفره رو شکست دادیم

00:33:19.230 --> 00:33:23.000
الان چرا باید از آدمایی مثل
 لیو یانگ و وانگ لانگ بترسیم؟

00:33:24.650 --> 00:33:27.780
الان مثل قبلا نیست
تو الان فرمانروا هفت ژنرالی

00:33:27.780 --> 00:33:31.790
بعد از اینکه تقریبا تا پای مرگ رفتی الان بالاخره ارتش
 هبی خودت رو داری و این موقعیت الانه

00:33:31.790 --> 00:33:35.870
چطوری میتونی فقط برای مسئله شخصی
 خودت جون افرادت رو به خطر بندازی؟

00:33:35.870 --> 00:33:39.550
بیعت کردن با لیو یانگ بهترین
 راه حل برای این بحرانه

00:33:39.550 --> 00:33:42.940
امیدوارم مارشال بزرگ برای خوبی اکثریت
 تصمیمش رو بگیره

00:33:42.940 --> 00:33:47.250
ارباب من با ازدواج با یه
دختر شما صد هزار سرباز میگیری

00:33:47.250 --> 00:33:50.770
مارشال بزرگ لطفا خوب بهش فکر کن

00:33:55.910 --> 00:34:00.530
بانو  کسایی هستن که
 از خانواده سرباز ها مراقبت میکنن
نگرانشون نباش

00:34:00.530 --> 00:34:02.940
این دارو رو باید هر سه روز مصرف کنی

00:34:02.940 --> 00:34:07.720
نباید وسطش ول کنی. اما این
 دارو خیلی قویه خیلی اثرات داره

00:34:07.720 --> 00:34:10.800
بانو باید وقتی داری میخوریش تحمل کنی

00:34:11.410 --> 00:34:13.260
چه تلخی ای رو تحمل نکردم؟

00:34:13.260 --> 00:34:16.300
درد نوشیدن دارو میتونه از
جراحت تیرکمون بیشتر باشه؟

00:34:16.300 --> 00:34:20.990
فقط جراحت پام رو درمان کن
هرچقدرم تلخ باشه تحمل میکنم

00:34:21.960 --> 00:34:23.500
پس بیا

00:34:27.960 --> 00:34:29.280
واقعا خیلی تلخه

00:34:29.280 --> 00:34:31.090
دارو های خوب معمولا تلخن

00:34:52.000 --> 00:34:56.750
یه همچین داروی قوی ای واقعا تحملش سخته

00:34:56.750 --> 00:34:59.890
بانو واقعا تحمل بالایی داره
این دارو خیلی قویه

00:34:59.890 --> 00:35:04.040
اگه بتونی خوردنش رو
 ادامه بدی تاثیر زیادی داره

00:35:04.590 --> 00:35:08.380
یه داروی خوب معمولا تلخه
من میتونم تحملش کنم

00:35:17.520 --> 00:35:21.530
بانو تحمل کن تو باید تحمل کنی بانو

00:36:06.140 --> 00:36:09.160
بانو با من به چنگ چنگ بیا

00:36:09.160 --> 00:36:12.090
چی شد؟ اتفاقی برای برادر سوم افتاده؟

00:36:12.090 --> 00:36:13.950
بانو حتما باید بره وگرنه پشیمون میشی

00:36:13.950 --> 00:36:16.340
امکان نداره بانو فعلا داره درمان
 میشه نمیتونه خودش رو خسته کنه

00:36:16.340 --> 00:36:19.600
نه حتی اگه باید کولش کنم این کار رو میکنم

00:36:31.950 --> 00:36:32.880
...لی هوا

00:36:32.880 --> 00:36:37.270
آه یویی، چه اتفاقی داره می افته؟ برادر سوم درخطره؟
 چه اتفاقی براش افتاده؟

00:36:37.270 --> 00:36:41.140
ون شو در خطر نیست

00:36:41.140 --> 00:36:43.290
پس موضوع چیه؟

00:36:44.070 --> 00:36:47.590
لیو یانگ قبول کرد باهامون بیعت کنه

00:36:47.590 --> 00:36:49.310
اما اون یه شرطی داره

00:36:49.310 --> 00:36:51.030
چه شرطی؟

00:36:52.010 --> 00:36:54.260
اون میخواد با ون شو یه

00:36:56.100 --> 00:36:57.630
ازدواج ترتیب بده

00:37:03.580 --> 00:37:04.470
من میخوام ببینمش
 بانو

00:37:04.470 --> 00:37:06.710
لی هوا لی هوا لی هوا
بانو

00:37:06.710 --> 00:37:08.350
نیازی نیست

00:37:08.350 --> 00:37:12.530
یه همچین چیز خوبی. چرا نمیتونی این کار رو کنی؟
 من قبلا ازدواج کردم

00:37:12.530 --> 00:37:14.160
میدونم میدونم

00:37:14.160 --> 00:37:18.580
همه حرف ارباب لیو رو میدونن
همسر من فقط میتونه لی هوا باشه

00:37:18.580 --> 00:37:22.830
ما نمیخوایم تو ازدواج کنی فقط میخوایم
خواهرزاده لیو یانگ رو به عنوان صیغه ات بگیری

00:37:22.830 --> 00:37:27.190
لیو یانگ چه جور آدمیه؟ خواهرزاده اش چه جور آدمیه؟
 چطوری میتونه به همین سادگی فقط یه صیغه بشه

00:37:27.190 --> 00:37:30.490
مارشال بزرگ وقتی بحث صیغه و همسر باشه
یه سری قواعد پی در پی هستش

00:37:30.490 --> 00:37:34.560
موقعیت یین جی از خیلی وقت پیش گذاشته شده

00:37:34.560 --> 00:37:36.530
نباید عوض بشه

00:37:36.530 --> 00:37:42.350
من یه همسر دارم
نیازی به صیغه ندارم

00:37:42.350 --> 00:37:45.300
ارباب من، من پنج روز با دوک جن دینگ حرف زدم

00:37:45.300 --> 00:37:47.600
و تهش اون بالاخره قانع شد
بزاره خواهر زاده اش با شما ازدواج کنه

00:37:47.600 --> 00:37:49.840
این ازدواج فرستاده شده از طرف بهشته که میتونه
جنگ رو به یه دوستی تبدیل کنه

00:37:49.840 --> 00:37:52.800
ارباب من چرا اینقدر لجبازیی؟

00:37:54.880 --> 00:37:58.510
من از قبل با لی هوا ازدواج کردم
پس درخواست دیگه ای ندارم

00:37:58.510 --> 00:38:03.190
یه مرد واقعی میتونه با موقعیت های مختلف خودش رو
 وفق بده با اینکه به نظر میاد توی این موقعیت مارو مجبور کردن

00:38:03.190 --> 00:38:06.460
اما یه ازدواج با بیعت انجام دادن، و با
 یه زن ازدواج کردن و صد هزار سرباز گرفتن

00:38:06.460 --> 00:38:08.840
چه چیز بدی میشه توش دید؟ از نظر من

00:38:08.840 --> 00:38:12.720
این کلی مزایا داره و فقط یه عیب داره چرا ارباب من داره میزاره
 تصمیمش تحت تاثیر احساساتش قرار بگیره

00:38:12.720 --> 00:38:15.360
درسته. یه امپراتور میتونه در
 یه زمان 9 تا همسر داشته باشه

00:38:15.360 --> 00:38:18.870
ارباب لیو فقط قراره
 دوتا داشته باشه. این زیاد نیست

00:38:18.870 --> 00:38:21.710
لیو یانگ خودش شخصا گفت اگه
با ازدواج باهاش بیعت نکنیم

00:38:21.710 --> 00:38:23.910
چطور میتونه برای خدمت کردن به ما خیالش راحت باشه؟

00:38:23.910 --> 00:38:28.010
ما همه میدونیم تو عاشق همسرت یین شی هستی
همه توی آسمون ها و زمین میتونن این رو ببینن

00:38:28.010 --> 00:38:32.000
من میدونم خانم یین آدم بزرگیه
اون حتما این موضوع براش مهم نیست یا بخاطرش حسادت نمیکنه

00:38:32.000 --> 00:38:34.540
و اینکه خانم گو زن معمولی ای نیست

00:38:34.540 --> 00:38:38.110
اون مقدر شده با ارباب من باشه
ارباب من لطفا نزارین این فرصت از بین بره

00:38:38.110 --> 00:38:42.310
چیزی که بوشیان میگه درسته
اخلاق و پیشینه خانوادگی بانو گو خیلی بالاست

00:38:42.310 --> 00:38:44.720
تازه صیغه هم نه باید همسر رسمی باشه

00:38:44.720 --> 00:38:47.110
بهتره. شماها برای هم ساخته شدین

00:38:47.110 --> 00:38:49.920
ازدواج کردن با بانو گو میتونه
 صد هزار سرباز برات بیاره

00:38:49.920 --> 00:38:54.210
امیدوارم ارباب من بهش فکر کنه

00:39:01.050 --> 00:39:04.950
ارباب من قبلا گفته یه صیغه نمیخواد چزا اینقدر سر
این موضوع بهش فشار میارین؟

00:39:04.950 --> 00:39:07.610
تو کی هستی؟
جرات میکنی اینجا بدرفتار کنی؟

00:39:07.610 --> 00:39:10.230
میدونی دوک چن دینگ لیو یانگ
 فرمانروا منطقه چن دینگه؟

00:39:10.230 --> 00:39:12.280
اون یه ارتش بیشتر از صد هزار نفره رو رهبری میکنه

00:39:12.280 --> 00:39:16.230
برادر کوچیکش دوک لین یی لیو رانگ و برادر قبیله ای لیو شی هر کدومشون ده ها هزار سرباز دارن

00:39:16.230 --> 00:39:18.320
اونا یه ترکیب مثلثی تشکیل میدن و از هم حمایت میکنن

00:39:18.320 --> 00:39:20.010
الان که لیو یانگ با این هان دان پیمان بیعت خورده

00:39:20.010 --> 00:39:22.890
اگه بخوایم هان دان رو بگیریم باید از لیو یانگ رد بشیم

00:39:22.890 --> 00:39:24.520
اگه نتونیم کاری کنیم اون سمتت باشه

00:39:24.520 --> 00:39:28.710
اگه چن دینگ ارتشش رو بفرسته، صد هزار سرباز یهو دنبال مرز های ما میان و به شهرمون حمله میکنن

00:39:28.710 --> 00:39:33.080
اگه بتونیم باهاش یه ازدواج برای بیعت تشکیل بدیم این صد هزار  ارتش دشمن میشن یارمون

00:39:33.080 --> 00:39:35.940
و به جای ما ازشون استفاده میکنیم تا هان دان رو شکست بدیم

00:39:35.940 --> 00:39:39.980
تو خودت مزایا و معایب این کار رو حساب کن
 دیگه نیاز نیست چیزی رو حساب کنیم

00:39:43.170 --> 00:39:46.080
ممنون ژنرال های مورد علاقه ام

00:39:46.080 --> 00:39:49.520
من خیلی از نیت های خوبتون ممنونم

00:39:52.600 --> 00:39:56.440
من از اول فقط یه پسر کشاورز بودم

00:39:56.440 --> 00:40:00.090
اینکه تونستم با همسرم لی هوا
توی این زندگیم ازدواج کنم

00:40:00.090 --> 00:40:02.330
همین الانشم آرزوم برآورده شده

00:40:04.450 --> 00:40:10.780
این بانو گو خیلی ارزشمندم
 جرات ندارم باهاشون ارتباط برقرار کنم

00:40:13.790 --> 00:40:15.400
بیا بریم

00:40:42.330 --> 00:40:44.350
جراحت پات چطوره؟

00:40:45.080 --> 00:40:49.090
اینهمه راه رو سفر کردی تا بیای اینجا
نمیترسی دوباره آسیب ببینی؟ بزار ببینم

00:40:51.260 --> 00:40:54.080
اگه من نمی اومدم تو میرفتی
با اون بانو گو ازدواج میکردی درسته؟

00:41:02.700 --> 00:41:06.660
همسر من فقط لی هوا میتونه باشه
باورم نمیکنی؟

00:41:10.280 --> 00:41:12.840
من نمیخوام با یه زن دیگه ازدواج کنی

00:41:14.490 --> 00:41:17.000
باشه باشه

00:41:17.000 --> 00:41:20.050
من با یه زن دیگه ازدواج نمی‌کنم

00:41:20.050 --> 00:41:23.830
به غیر از لی هوا من زن دیگه ای نمیخوام

00:41:24.540 --> 00:41:27.500
شاید من دارم خیلی خودخواهانه رفتار میکنم

00:41:27.500 --> 00:41:31.150
اما من واقعا هیچ راهی ندارم که بتونم تو رو
 با یه زن دیگه تقسیم کنم

00:41:31.790 --> 00:41:34.100
نمیتونم این کار رو کنم

00:41:34.100 --> 00:41:38.100
حتی فکر کردن بهش قلبم رو درد میاره

00:41:38.100 --> 00:41:42.800
من میتونم بهت اجازه بدم کار های دیگه
 بکنی اما این رو نمیتونم

00:41:42.800 --> 00:41:44.500
ببخشید

00:41:45.700 --> 00:41:49.500
دختر احمق چرا داری ازم عذرخواهی میکنی؟

00:41:50.520 --> 00:41:53.850
کسی که باید معذرت بخواد من هستم

00:41:54.430 --> 00:41:58.200
تو یه همچین جراحت بدی داری ولی با این حال من
 حتی نمیتونم کنارت باشم

00:41:58.200 --> 00:42:02.280
و حتی گذاشتم
 یه همچین خبرهایی رو بشنوی

00:42:07.390 --> 00:42:09.540
من کسیم که باید معذرت خواهی کنه

00:42:10.760 --> 00:42:14.320
اما لی هوا...باور کن

00:42:14.320 --> 00:42:17.920
غیر از تو قلبم کس دیگه ای رو
 نمیتونه توش جا بده

00:42:17.920 --> 00:42:20.210
برام مهم نیست بقیه چی میگن

00:42:20.210 --> 00:42:22.240
من هدف اصلیم رو تغییر نمیدم

00:42:22.240 --> 00:42:26.910
من باور دارم که این موضوع حتما

00:42:27.620 --> 00:42:30.490
مطمئنم راه دیگه ای برای حل کردنش هست

00:42:44.190 --> 00:42:45.970
بسه دیگه

00:42:46.110 --> 00:43:18.690
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.