﻿WEBVTT

00:00:-04.-520 --> 00:00:00.-350
___________________________

00:00:-06.-940 --> 00:00:00.-350
ادویه و گرگ

00:00:-06.-940 --> 00:00:00.-350


00:00:-06.-940 --> 00:00:00.-350
2

00:00:00.320 --> 00:00:07.320
سپیده دم می آید، آرام تر از نفسی در خواب

00:00:00.320 --> 00:00:07.320
سپیده دم می آید، آرام تر از نفسی در خواب

00:00:08.030 --> 00:00:15.370
رویاهایت، هم اکنون از میان جنگل ها می گذرند

00:00:08.030 --> 00:00:15.370
رویاهایت، هم اکنون از میان جنگل ها می گذرند

00:00:15.370 --> 00:00:22.380
تو از خواب بر می خیزی و به دنبال نور می گردی

00:00:15.370 --> 00:00:22.380
تو از خواب بر می خیزی و به دنبال نور می گردی

00:00:22.510 --> 00:00:30.140
اگر نمی توانی آن را پیدا کنی، من نور را برای تو خواهم یافت

00:00:22.510 --> 00:00:30.140
اگر نمی توانی آن را پیدا کنی، من نور را برای تو خواهم یافت

00:00:30.260 --> 00:00:39.710
آن نوری که در آینده ما پنهان شده است

00:00:30.260 --> 00:00:39.710
آن نوری که در آینده ما پنهان شده است

00:00:40.820 --> 00:00:48.190
اگر هم اکنون، در اینجا دست های یکدیگر را بگیریم

00:00:40.820 --> 00:00:48.190
اگر هم اکنون، در اینجا دست های یکدیگر را بگیریم

00:00:48.370 --> 00:00:55.620
دیگر هرگز از هم جدا نخواهند شد، حتی اگر به دور دست ها برویم

00:00:48.370 --> 00:00:55.620
دیگر هرگز از هم جدا نخواهند شد، حتی اگر به دور دست ها برویم

00:00:55.750 --> 00:01:03.670
به یاد روزی در گذشته های بسیار دور

00:00:55.750 --> 00:01:03.670
به یاد روزی در گذشته های بسیار دور

00:01:03.800 --> 00:01:10.470
روزی که در آن داستان سرزمینی آبی رنگ شکل گرفت

00:01:03.800 --> 00:01:10.470
روزی که در آن داستان سرزمینی آبی رنگ شکل گرفت

00:01:10.600 --> 00:01:14.220
با چشمانی درخشان

00:01:10.600 --> 00:01:14.220
با چشمانی درخشان

00:01:14.350 --> 00:01:18.400
با طنینی آواز گونه

00:01:14.350 --> 00:01:18.400
با طنینی آواز گونه

00:01:18.400 --> 00:01:21.180
من آن را برای تو خواهم گفت

00:01:18.400 --> 00:01:21.180
من آن را برای تو خواهم گفت

00:01:58.160 --> 00:02:03.140
گرگ و لبخند غریبانه

00:01:39.230 --> 00:01:40.710
!لورنس

00:01:42.190 --> 00:01:43.460
!لورنس

00:01:46.830 --> 00:01:48.120
عرقت رو با این پاک کن

00:01:48.120 --> 00:01:50.180
اوه، ممنون

00:01:52.860 --> 00:01:55.140
باید بوی خودم رو روی تو بزارم

00:01:56.400 --> 00:01:58.140
داری کم کم نگرانم میکنی

00:01:58.160 --> 00:02:05.160
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:05.440 --> 00:02:07.900
اون ازم خواست توی یه نقشه تجاری بزرگ باهاش همکاری کنم

00:02:09.000 --> 00:02:10.680
منظورت اون روباهه؟

00:02:10.680 --> 00:02:12.150
دقیقتر بخوایم بگیم، ایو

00:02:12.610 --> 00:02:16.410
و آرولدو، صاحب اینجا هم باهاش توی اینکار شریکه

00:02:16.990 --> 00:02:20.410
،هنوز چک نکردم ببینم این معامله قابل اعتماد هست یا نه
 و البته فعلا هم موافقت نکردم که باهاشون همکاری کنم

00:02:20.770 --> 00:02:21.560
...ولی

00:02:21.560 --> 00:02:22.860
ولی؟

00:02:22.860 --> 00:02:23.670
...سود این معامله

00:02:23.670 --> 00:02:25.420
اونقدر ارزش داره که من رو از خودت ناراحت کنی؟

00:02:29.980 --> 00:02:31.060
بله

00:02:32.720 --> 00:02:39.180
به نظر میاد جلسه پنجاه مرد تصمیم گرفته که اجازه خریداری خز به بازرگان های خارجی رو بده، ولی فقط با یک شرط

00:02:39.680 --> 00:02:40.710
منبع این اطلاعات چیه؟

00:02:40.710 --> 00:02:42.340
کلیسا

00:02:42.340 --> 00:02:44.390
مگه اونا بهت خیانت نکرده بودن؟

00:02:44.390 --> 00:02:48.690
،ما ممکنه در شرایط غیر دوستانه ای از هم جدا شده باشیم
ولی من هنوز چند نفری رو داخل کلیسا میشناسم

00:02:48.690 --> 00:02:50.970
حالا اون شرط چی هست؟

00:02:50.970 --> 00:02:55.730
اگه بازرگان های خارجی میخوان خز بخرن، باید بهای اون رو حتما به صورت پول نقد پرداخت کنن

00:02:56.910 --> 00:03:00.210
هیچکس پیدا نمیشه که موقع سفر به یه جای دور، این همه پول نقد همراه خودش حمل کنه

00:03:01.690 --> 00:03:07.220
که یعنی اگه کسی بتونه مقدار زیادی پول نقد فراهم کنه و به صورت عمده و زیاد خز بخره

00:03:07.220 --> 00:03:11.630
...و بعد با کشتی به پایین رودخانه رم بره و اونها رو زودتر از بقیه بفروشه

00:03:11.630 --> 00:03:13.020
...بزار ببینم

00:03:13.020 --> 00:03:14.970
حتی با حساب عوارض گمرکی

00:03:15.240 --> 00:03:16.970
میتونه اونها رو سه برابر قیمت خریدشون بفروشه

00:03:18.350 --> 00:03:20.350
یعنی سود، دو برابر سرمایه اولیه میشه؟

00:03:23.110 --> 00:03:24.100
...ولی

00:03:24.840 --> 00:03:28.060
تو حتی نمیدونستی که مردی به نام ریگورو وجود داره

00:03:28.060 --> 00:03:31.610
حدس میزنم تو اینجا هیچ آشنایی که بتونه بهت پول قرض بده نداری، درسته؟

00:03:31.990 --> 00:03:35.860
اگه به یه شهر دیگه برگردم، میتونم مقدار نسبتا زیادی پول فراهم کنم

00:03:35.860 --> 00:03:38.870
ما وقت کافی برای فراهم کردن پول با همچین روشی نداریم

00:03:39.580 --> 00:03:42.620
بعد از شروع فروش، تمام خزهای شهر در چشم بر هم زدنی فروش میره

00:03:42.940 --> 00:03:46.160
ولی مگه هدف اون جلسه این نبود که جلوی فروخته شدن خزها رو بگیره؟

00:03:46.160 --> 00:03:48.130
بله، هدف ظاهری جلسه همین بود

00:03:49.050 --> 00:03:52.380
ولی تجارت خز در این شهر در معرض فروپاشیه

00:03:52.870 --> 00:03:56.880
افراد ثروتمند زیادی در این شهر هستن که میخوان تمام موجودی خز شهر رو بخرن

00:03:57.660 --> 00:03:59.920
تا سرمایه ای بشه برای خارج شدن از تجارت خز؟

00:04:00.640 --> 00:04:06.140
به همین خاطره که من میخوام اونقدر پول فراهم کنم تا بتونم تا جاییکه که ممکنه خز بخرم

00:04:06.630 --> 00:04:09.150
این یه درگیری تمام عیار بین بازرگان هاست

00:04:09.150 --> 00:04:10.650
یه جنگ تجاری

00:04:11.320 --> 00:04:12.770
یه جنگ تجاری؟

00:04:13.660 --> 00:04:16.900
کسانی که پشت این قضیه هستن از قبل خودشون رو آماده کردن

00:04:17.160 --> 00:04:18.030
تصورش رو میکردم

00:04:18.030 --> 00:04:20.160
به همین خاطر باید از همسفر تو استفاده بکنیم

00:04:21.370 --> 00:04:25.040
اگه ادعا کنیم که همسفر تو، دختر یک خانواده اشرافزادس، میتونیم بفروشیمش

00:04:25.950 --> 00:04:27.920
فکر میکنی این کار ممکن نیست؟

00:04:32.310 --> 00:04:35.960
اسم من فلور فان اِترزنتال بولانه

00:04:36.530 --> 00:04:42.740
من یازدهمین سرکرده خانواده بولان هستم، خانواده ای که به پادشاه سرزمین وینفیل سوگند وفاداری یاد کرده

00:04:42.740 --> 00:04:45.470
خانواده من واقعا مقام اشرافزادگی داره

00:04:46.040 --> 00:04:49.830
البته ما اشرافزاده های تنزل پیدا کرده ای هستیم که حتی پول برای وعده غذای بعدیمون رو هم نداریم

00:04:49.830 --> 00:04:51.480
ولی حداقل اسم پر ابهتی داریم، مگه نه؟

00:04:51.900 --> 00:04:55.790
بعد از اونکه مقدار قرض هامون اونقدر زیاد شد که حتی دیگه نمیتونستیم یه تیکه نون بخریم

00:04:55.790 --> 00:04:58.940
خانوادم تصمیم گرفت من رو به یه تاجر ثروتمند بفروشه

00:05:01.240 --> 00:05:08.370
من اسم خودم رو حفظ کردم که یعنی حق دارم در صورت داشتن دختری، اون رو هر موقع بخوام بفروشم

00:05:09.490 --> 00:05:10.460
نظرت چیه؟

00:05:12.460 --> 00:05:16.850
اگه ما بگیم که همسفرت یه اشرافزادس، به خاطر ظاهر و رفتارش همه راحت قبول میکنن

00:05:16.850 --> 00:05:19.720
به عنوان یه اشرافزاده، این رو تضمین میکنم

00:05:20.570 --> 00:05:22.950
البته هدف ما فروختن واقعی اون نیست

00:05:22.950 --> 00:05:28.480
من یه شرکت تجاری رو میشناسم که حاضر به ازای قسمتی از سود معامله، بهمون پول قرض بده

00:05:28.480 --> 00:05:32.170
در اینجا فروختن دختر یه اشرافزاده فقط یه روش برای رسیدن به هدفمونه

00:05:32.770 --> 00:05:38.210
ما فقط میخوایم از اون به عنوان وثیقه وامی که میخوام بگیریم استفاده کنیم

00:05:38.210 --> 00:05:40.990
من هم به عنوان رییس خانواده موضوع رو تایید میکنم تا جای شکی باقی نمونه

00:05:43.860 --> 00:05:49.190
ما ازت نمیخوام راستی راستی همسفرت رو بفروشی

00:05:50.690 --> 00:05:54.630
فکر میکنم این آخرین فرصت من برای رفتن به یه سفر باشه

00:05:55.830 --> 00:05:58.670
در گذشته فرصت های زیادی داشتم

00:05:58.670 --> 00:06:00.380
ولی نمیتونستم عزم خودم رو برای اینکار جزم کنم

00:06:03.020 --> 00:06:05.430
من این مسافرخونه رو هم بهت میدم

00:06:06.340 --> 00:06:10.330
مگه این...دقیقا همون رویایی نیست که همیشه داشتی؟

00:06:10.330 --> 00:06:11.290
درسته

00:06:11.290 --> 00:06:13.310
پس چرا مرددی؟

00:06:13.620 --> 00:06:17.190
یادمه که رویای تو همیشه داشتن یه فروشگاه بود

00:06:17.190 --> 00:06:20.320
و من حق هیچ گونه اعتراضی به این موضوع رو ندارم

00:06:20.740 --> 00:06:22.250
...ولی من نمیتونم ازت بخوام که

00:06:22.250 --> 00:06:23.740
احمق

00:06:27.270 --> 00:06:28.120
برای چی؟

00:06:29.160 --> 00:06:31.500
تو حتی دوست نداشتی من توی این شهر تجارت کنم

00:06:35.780 --> 00:06:39.630
ممکنه اینطور به نظر نیاد ولی گفتن این حرف هایی که میخوام بزنم برام سخته

00:06:42.100 --> 00:06:43.630
واقعا که

00:06:44.060 --> 00:06:48.140
خوشحال ترین لحظات من، زمانیه که دارم با تو مسافرت میکنم

00:06:48.470 --> 00:06:54.600
بودن همراه تو در این سفر بهترین پاداش برای من بوده. چیزهایی که من از تو کسب کردم همیشه بیشتر از چیزهایی بوده که بهت دادم

00:06:55.660 --> 00:06:58.110
و راستش اگه این لحظات رو از دست بدم، قلبم میشکنه

00:06:58.480 --> 00:07:03.110
تو همیشه سود و خطر یه معامله رو با هم مقایسه میکنی و اگه خوب به نظر بیان سریع معامله رو قبول میکنی

00:07:03.580 --> 00:07:07.870
و در این قبول کردن معامله، حتی لحظه ای هم تردید نمیکنی

00:07:07.870 --> 00:07:10.890
و اگه به نظر بیاد شخصی که داری باهاش معامله میکنی، سعی داره فریبت بده

00:07:10.890 --> 00:07:12.870
تو با استفاده از حیله خودشون، سود بیشتری به دست میاری

00:07:13.670 --> 00:07:17.150
تو عادت داشتی مستقیم به جلو حرکت کنی ، بدون اینکه از چیزی بترسی، درسته؟

00:07:17.150 --> 00:07:18.880
اون شهامتت کجا رفته؟

00:07:19.890 --> 00:07:21.880
چرا یکدفعه داری محتاطانه رفتار میکنی؟

00:07:22.850 --> 00:07:25.580
تا الان من تقریبا خیلی خودخواه بودم

00:07:26.890 --> 00:07:30.640
فکر میکنم حالا دیگه نوبت توئه که کمی خودخواه بشی

00:07:33.340 --> 00:07:36.050
...ولی باز این باعث نمیشه که من حق پیدا کنم تو رو گرو بزارم

00:07:36.050 --> 00:07:39.840
یعنی میخوای بگی دلیل اینکه توی خواب داشتی عرق میکردی همین بود؟

00:07:39.840 --> 00:07:40.900
این درخواست تو رو عصبانی نمیکنه؟

00:07:41.370 --> 00:07:43.900
من از اینکه تو اینجوری فکر کردی عصبانی میشم

00:07:44.810 --> 00:07:47.160
واقعا متوجه نمیشی؟

00:07:49.780 --> 00:07:50.570
نه

00:07:50.570 --> 00:07:52.540
...واقعا که آدم هایی مثل تو

00:07:52.540 --> 00:07:55.040
مگه من شریک تو نیستم؟

00:07:55.650 --> 00:07:58.290
یا نکنه من فقط یه دختر کوچولوئم که تو ازش خوشت میاد؟

00:08:00.290 --> 00:08:03.600
من قبلا یک بار خودم رو برای تو قربانی کردم

00:08:03.600 --> 00:08:06.470
ولی اون بار برای جبران مهربونی هات بود

00:08:07.210 --> 00:08:09.220
اینبار اما بخاطر قدردانی نیست

00:08:09.470 --> 00:08:10.490
...هولو

00:08:10.960 --> 00:08:14.300
خب، چیز دیگه ای هست که تو دربارش نگران باشی؟

00:08:14.830 --> 00:08:18.230
البته، میترسم که نکنه این یه تله باشه

00:08:18.870 --> 00:08:22.570
اگه شخصی که داری باهاش معامله میکنی نقشه ای تو سرش داره، فقط لازمه جلوتر براش برنامه ریزی کنی

00:08:22.650 --> 00:08:25.240
...هر چقدر نقشه اونا بزرگتر باشه

00:08:25.740 --> 00:08:28.460
سود بیشتری موقع خنثی کردنش نصیبت میشه...

00:08:29.360 --> 00:08:32.090
تعجب میکنم که حرفم رو از اون موقع یادته

00:08:32.090 --> 00:08:33.990
من گرگ خردمند هولو هستم

00:08:34.460 --> 00:08:37.750
اصلا خوب نیست که شریک من یه بازرگان خسته کننده و بی عرضه باشه

00:08:41.980 --> 00:08:43.250
...خب پس

00:08:43.600 --> 00:08:45.010
!درسته

00:08:45.550 --> 00:08:47.050
اول صبحانه، نه؟

00:08:55.070 --> 00:08:57.640
بیشتر شبیه یه قلعه میمونه تا کلیسا

00:09:06.270 --> 00:09:08.150
رحمت خدا بر تو

00:09:10.780 --> 00:09:13.030
ای بابا، تو که از طرف خیرات نیستی

00:09:13.820 --> 00:09:16.040
شرمنده، من از اعضای کلیسا نیستم

00:09:17.610 --> 00:09:19.460
ولی چیزی هست که میخوام ازت بپرسم

00:09:24.550 --> 00:09:26.380
سوالت رو بپرس

00:09:26.780 --> 00:09:28.500
...مربوط به کلیسا میشه

00:09:29.410 --> 00:09:32.640
خیلی وقت پیش ها افرادی مثل تو زیاد این دور و اطراف پیدا میشدن

00:09:32.640 --> 00:09:35.140
تو میخوای بدونی اونا چقدر توی تجارت اینجا، قدرت و نفوذ دارن، نه؟

00:09:35.570 --> 00:09:37.390
خوشحالم سریع متوجه منظور همدیگه میشیم

00:09:37.390 --> 00:09:40.650
این بزرگترین کلیسا توی این نواحیه

00:09:40.650 --> 00:09:44.780
اونا همه چی خیرات میدن، از نون خوب گرفته تا نخود و لوبیا

00:09:44.780 --> 00:09:45.400
...ولی

00:09:45.700 --> 00:09:46.650
ولی؟

00:09:49.700 --> 00:09:54.870
اسقف این کلیسا فقط غذا نیست که بین بقیه پخش میکنه، اون تو کار پول دادن به بقیه هم هست

00:09:55.590 --> 00:09:56.920
چطور همچین چیزی رو میدونی؟

00:09:56.920 --> 00:09:58.130
البته که میدونم

00:09:58.890 --> 00:10:02.640
اغلب میبینم که کالسکه های قشنگ قشنگ اینجا پشت سر هم صف میکشن

00:10:02.640 --> 00:10:06.120
و افرادی از شهر با ظاهر مجلل ازشون بیرون میان

00:10:06.120 --> 00:10:10.530
از آشغال هایی که بیرون میریزن قشنگ میتونی بفهمی که شام اونها فقط نون و لوبیا نبوده

00:10:11.530 --> 00:10:12.260
چطور بود؟

00:10:12.690 --> 00:10:16.010
اگه از این اطلاعات درست استفاده کنی، نمیتونی کاری کنی که از وضع الانت بیرون بیای؟

00:10:17.010 --> 00:10:20.270
نشنیدی که پروردگار میگه : «همانا که نیک کامان و رستگاران، فقیرانند»؟

00:10:20.950 --> 00:10:27.770
افرادی مثل تو واقعا می تونن به خاطر فقط یه نون قهوه ای و دو تا سکه برنزی، اینقدر خوشحال بشن؟

00:10:29.160 --> 00:10:31.010
ولی من میتونم

00:10:33.450 --> 00:10:35.660
نمیدونم تو چه نقشه ای تو سرت داری

00:10:35.660 --> 00:10:41.370
ولی سعی کردن برای به دست اوردن لطف اونا باعث میشه تمام اموالت رو از دست بدی، این رو از روی تجربه دارم بهت میگم

00:10:42.400 --> 00:10:47.380
تا اونجایی که من میدونم تا حالا فقط یه نفر تونسته بود برای یه مدت طولانی با اونا کنار بیاد

00:10:47.710 --> 00:10:51.380
که اون هم چند روز پیش داشت با داد کشیدن سر اونا خودش رو خفه میکرد

00:10:51.690 --> 00:10:53.380
منظورت یه مردیه که تو کار تجارت مجسمه های سنگیه؟

00:10:53.380 --> 00:10:54.660
مجسمه های سنگی؟

00:10:54.660 --> 00:10:57.940
اوه، آره، اون یارو از این چیزها هم معامله میکرد

00:10:57.940 --> 00:10:59.390
پس میشناسیش؟

00:10:59.390 --> 00:11:01.390
خب، یه جورایی

00:11:01.670 --> 00:11:04.520
فکر میکردم که تو کار تجارت نمکه

00:11:04.520 --> 00:11:06.070
نمک؟

00:11:06.070 --> 00:11:07.520
چرا نمک؟

00:11:08.000 --> 00:11:13.030
بعضی وقت ها از بارهایی که برای کلیسا میبرد، نمک روی زمین میریخت

00:11:13.640 --> 00:11:16.810
من میتونم کیفیت نمک رو از روی بوش تشخیص بدم

00:11:17.530 --> 00:11:20.040
و اون نمک، کیفیت بالایی نداشت

00:11:21.650 --> 00:11:25.920
هر چقدر از دریا دورتر بشی، ارزش نمک هم بیشتر میشه

00:11:27.080 --> 00:11:28.570
...ایو

00:11:28.570 --> 00:11:30.020
تاجر نمکه؟...

00:11:32.710 --> 00:11:34.770
دوباره خیلی زود اومدی

00:11:35.180 --> 00:11:39.030
فکر میکنی چند تا بازرگان دیگه مثل تو، همینجوری بی سر و صدا برای دیدن من اومدن؟

00:11:39.030 --> 00:11:42.030
با توجه به اینکه قشنگی، میتونم بگم خیلی

00:11:42.030 --> 00:11:46.280
دیگه حساب افراد بی ادبی که با سکه های برنزیشون یه دفعه طرف من حمله ور شدن، از دستم در رفته

00:11:46.910 --> 00:11:49.540
متاسفانه من هم اومدم تا در کمال بی ادبی، چیزی ازت بپرسم

00:11:49.540 --> 00:11:51.360
خودم میدونم

00:11:51.360 --> 00:11:53.290
خب پس، چی میخوای بپرسی؟

00:11:53.690 --> 00:11:55.290
درباره جلسه پنجاه مرد

00:11:55.290 --> 00:11:57.620
به نظر میاد که اونا به یه تصمیم نهایی رسیدن

00:11:57.620 --> 00:12:00.800
شنیدم تصمیم گرفتن که فروش خز مانعی نداره

00:12:00.800 --> 00:12:03.800
اگر چه انگار چکی یا نسیه خریدن خز، ممنوعه

00:12:03.800 --> 00:12:06.010
خز ها فقط به صورت نقدی فروخته میشه

00:12:07.490 --> 00:12:08.310
درست همونطور که اون گفت

00:12:09.300 --> 00:12:10.400
اوه، هیچی

00:12:10.400 --> 00:12:13.810
در ضمن میخوام درباره کلیسای این شهر هم سوال کنم

00:12:17.140 --> 00:12:17.690
...اوم

00:12:22.950 --> 00:12:24.860
من چیز بدی پشت سرشون نمیگم

00:12:24.860 --> 00:12:26.880
ولی بهتره خودت رو با کلیسای این شهر قاطی نکنی

00:12:26.880 --> 00:12:29.450
پس واقعا یه جنگ قدرتی این وسط در جریانه

00:12:30.260 --> 00:12:32.810
من از جزییات دقیقش زیاد سر در نمیارم

00:12:32.810 --> 00:12:35.710
ولی به نظر میاد اونا دارن افراد مهم رو از همه جا برای شام به کلیسا دعوت میکنن

00:12:36.780 --> 00:12:43.220
اونا من رو دو شب و روز کامل برای تهیه غذا استخدام کردن، چون افراد بلند بالایی رو از کلیساهای مهم اطراف دعوت کرده بودن

00:12:43.810 --> 00:12:46.220
اونا کم کم دارن پایه های قدرت خودشون رو محکم میکنن

00:12:46.550 --> 00:12:49.220
و به همین خاطر خیلی نسبت به وجهه خودشون بین مردم حساسن

00:12:49.850 --> 00:12:51.220
اونا خیلی دارن خیرات پخش میکنن

00:12:52.340 --> 00:12:55.440
ولی اگه سعی کنی بفهمی که پول این همه خیرات داره از کجا میاد و دربارش پرس و جو کنی

00:12:56.060 --> 00:12:59.110
معلوم نیست چه بلایی سرت میارن

00:12:59.810 --> 00:13:03.100
وقتی توجه کلیسا بهت جلب بشه، دیگه زیاد نمیتونی توی این شهر بمونی

00:13:03.590 --> 00:13:05.860
حداقل این چیزیه که همه فکر میکنن

00:13:07.830 --> 00:13:09.870
عیبی نداره که داری این چیزها رو به من میگی؟

00:13:10.920 --> 00:13:14.620
من دوست دارم باهات صحبت کنم، فقط همین. چون باعث میشه فکر کنم آدم خاصی هستم

00:13:15.700 --> 00:13:19.000
متوجه نمیشم، کجای این، تو رو آدم خاصی میکنه؟

00:13:20.010 --> 00:13:22.170
اگه بخوام دلیل اصلیش رو بگم

00:13:22.640 --> 00:13:25.590
حدس میزنم بخاطر اون دختر دیگه ایه که دارم بوش رو از تو حس میکنم

00:13:26.220 --> 00:13:31.140
تو از اون دست افرادی هستی که دخترهایی که کمی اعتماد به نفس داشته باشن، دوست دارن باهاشون لاس بزنن

00:13:31.500 --> 00:13:33.110
تا حالا کسی این رو بهت نگفته بود؟

00:13:33.820 --> 00:13:36.140
خوشبختانه یا بدبختانه، تو اولین نفر هستی

00:13:37.310 --> 00:13:39.260
پس این فقط یه معنی میده

00:13:39.260 --> 00:13:42.400
تو اخیرا با اون دختری که الان همراهته ملاقات کردی، درسته؟

00:13:43.600 --> 00:13:46.180
به نظر تو آدم خیلی مهربونی هستی

00:13:47.000 --> 00:13:51.860
وقتی تنهایی سفر میکردی، مطمئنم که هیچ دختری زیاد به حضور تو اهمیتی نمیداد

00:13:51.860 --> 00:13:53.910
ولی حالا که میبینن یه دختر کنار توئه

00:13:55.040 --> 00:13:57.920
بقیه دختر ها نظرشون بهت جلب میشه

00:13:58.600 --> 00:14:02.670
اگه یه گوسفند، تک و تنها وسط یه دشت باشه، همه به خودشون میگن که شکار کردنش وقت تلف کردنه

00:14:03.120 --> 00:14:08.430
،ولی به محض اینکه یه گرگ بهش نزدیک میشه
همه به خودشون میگن : «چیه اون طعمه اینقدر خوبه؟» و دلشون میخواد که شکارش کنن

00:14:10.200 --> 00:14:13.680
به همین خاطر میخوام همسفرت رو به اینجا دعوت کنم تا ببینمش

00:14:14.590 --> 00:14:17.480
با کمال افتخار این دعوت رو قبول میکنم

00:14:17.480 --> 00:14:20.190
اون قیافه خونسرد تو بدجوری میره رو اعصاب من

00:14:20.640 --> 00:14:24.570
خوب پس، همه چیز رو همونجور که اتفاق افتاد برام تعریف کردی، درسته؟

00:14:24.570 --> 00:14:26.190
من چیزی برای پنهان کردن ندارم

00:14:26.540 --> 00:14:31.690
انگار باید به این دختر یاد بدم که بی اجازه وارد قلمروی یه گرگ شدن، چقدر خطرناکه

00:14:32.570 --> 00:14:36.190
ولی انگار خوب تونستی ته و توی همه ماجرای اینجا رو دربیاری

00:14:36.390 --> 00:14:41.660
اگه میخوای یه اسب سریع تر حرکت کنه، بهتره بعضی وقت ها کلا افسار رو ول بکنی

00:14:41.660 --> 00:14:42.710
خب پس؟

00:14:43.430 --> 00:14:45.210
درباره این ماجرا چی فکر میکنی؟

00:14:46.290 --> 00:14:50.470
شکی نیست که کلیسا سعی داره تا یک کرسی برای اسقف در این شهر ایجاد کنه

00:14:50.470 --> 00:14:51.820
کرسی برای اسقف؟

00:14:51.820 --> 00:14:53.990
این یکی از اجزای حیاتی در ساختار کلیساست

00:14:53.990 --> 00:14:58.740
اگه در کلیسای شهر یکی داشته باشن، مقام اسقف اینجا از کسی که به این مقام منسوب شده به کسی که میتونه بقیه رو به مقام های دیگه منسوب کنه، تغییر پیدا میکنه

00:14:58.740 --> 00:15:03.330
اسقف، اختیارات و امتیازات زیادی به دست میاره و میتونه هر جور دلش میخواد از قدرتش استفاده کنه

00:15:03.330 --> 00:15:10.260
حالا میفهمم که چرا اون زن روباه میخواد از این شهر که قراره دشمنش قدرت رو در دست بگیره، بره

00:15:10.260 --> 00:15:14.690
چیزی که من نمیفهمم اینه که اونا چرا اصلا رابطشون بهم خورد

00:15:14.690 --> 00:15:17.000
اگه من جای اون بودم، یه جوری باهاشون کنار می اومدم

00:15:17.520 --> 00:15:20.550
قدرتی که کلیسا در دست داره، ارزش این تحمل و سماجت رو داره

00:15:22.160 --> 00:15:23.500
تو چی فکر میکنی؟

00:15:24.530 --> 00:15:27.130
انگار دلت میخواد نظر من رو بدونی

00:15:27.130 --> 00:15:28.380
...منظورت اینه که

00:15:31.660 --> 00:15:33.260
خب وقتی قراره یه معامله بزرگ انجام بدم

00:15:33.980 --> 00:15:37.020
دلم میخواد نظر یه نفر دیگه رو هم بشنوم، حالا هر چی میخواد باشه

00:15:37.020 --> 00:15:40.490
اگه من با گریه بهت التماس کنم، نظرت رو درباره این معامله عوض میکنی؟

00:15:40.490 --> 00:15:42.520
حتی اگه تقاضات رو رد کنم

00:15:43.230 --> 00:15:45.020
تو باز توی مسافرخونه منتظر من میمونی

00:15:45.680 --> 00:15:48.680
و من بعد از اینکه معالمه رو با موفقیت تموم کردم برمیگردم و دوباره با هم آشتی میکنیم

00:15:48.680 --> 00:15:50.030
همین

00:15:51.660 --> 00:15:55.370
وقتی میشه گفت کاملا بزرگ شدی که بتونی این حرف ها رو بدون اینکه چهرت قرمز بشه بزنی

00:15:55.370 --> 00:15:57.040
روی اون قسمت هم کار میکنم

00:15:57.710 --> 00:16:00.410
امروز خیلی پر انرژی هستی

00:16:00.410 --> 00:16:03.740
مردها واقعا وقتی در بهترین حالت خودشون هستن که دنبال طعمه شون افتادن

00:16:03.740 --> 00:16:04.540
...ولی

00:16:04.880 --> 00:16:07.230
تو دوست داری که بعضی وقت ها هم دنبال تو بیوفتن، درسته؟...

00:16:07.230 --> 00:16:08.460
درست گفتی

00:16:08.460 --> 00:16:09.550
...ولی

00:16:09.880 --> 00:16:13.930
فکر کردی که اگه معامله شکست بخوره، چه اتفاقی برای من میوفته؟

00:16:14.720 --> 00:16:16.430
چون داریم تو رو به عنوان وثیقه، گرو میزاریم

00:16:16.720 --> 00:16:19.430
اگه نتونیم پولشون رو پس بدیم، اونا تو رو برای برگردوندن سرمایه شون میفروشن

00:16:20.300 --> 00:16:23.310
به همین خاطر اینقدر نگران بودی که توی خواب ناله میکردی؟

00:16:24.240 --> 00:16:26.060
قسمتیش به همین خاطره

00:16:26.360 --> 00:16:31.150
اگه این اتفاق بیوفته امیدوارم که حداقل شریک بعدیم کمی باهوش تر باشه

00:16:31.150 --> 00:16:32.390
درسته

00:16:32.390 --> 00:16:36.570
احمق هایی که نمیتونن پولی که قرض گرفتن رو پس بدن، هر بلایی سرشون بیاد حقشونه

00:16:37.850 --> 00:16:43.330
با اینکه همون بچه کوچولویی هستی که وقتی داشتم میرفتم، به پام افتاده بود و التماس میکرد که ترکش نکنم، حرف خوبی زدی

00:16:53.920 --> 00:16:57.100
من دارم بهت کمک میکنم چون با تمام قلبم بهت ایمان دارم

00:16:57.100 --> 00:16:58.600
البته که داری

00:17:09.450 --> 00:17:11.190
خب، دیگه باید بریم

00:17:11.190 --> 00:17:15.450
فکر نمیکنی دیگه بیش از حد داری اجازه میدی که بی قراریت معلوم بشه؟

00:17:15.910 --> 00:17:18.600
اگه قرار باشه حتی داخل اتاق خودم هم نقش بازی کنم

00:17:18.600 --> 00:17:20.200
پس دیگه کجا میتونم با خیال راحت خودم باشم؟

00:17:20.200 --> 00:17:22.350
وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم

00:17:22.350 --> 00:17:24.690
نه، حتی تا این اواخر سفرمون

00:17:24.690 --> 00:17:28.460
بدون توجه به اینکه کجا بودیم، تو همیشه سعی میکردی جلوی من نقش بازی کنی

00:17:28.840 --> 00:17:31.460
خب هر چی نباشه این اولین باری بود که من داشتم با یه زن مسافرت میکردم

00:17:31.460 --> 00:17:33.570
و کم کم دارم بهش عادت میکنم

00:17:34.500 --> 00:17:40.600
روزهای اول سفرمون، حتی گشتن با من توی شهر باعث میشد پریشون و عصبی بشی

00:17:40.840 --> 00:17:45.440
اگه من هم حالا با زن های دیگه بگردم، باعث میشه دمت باز با پریشونی تکون بخوره؟

00:17:46.580 --> 00:17:50.610
مردها مثل پیاز هستن، خیلی لایه دارن و همه اونا تو رو گریه میندازه

00:17:51.780 --> 00:17:55.400
و در آخر هم تمام چیزی که میتونی بگی اینه که اصلا انتظار نداشتی رابطت با مردها اینطور پیش بره

00:17:55.400 --> 00:17:59.100
ولی وقتی با کسی رابطه نزدیکی پیدا میکنی، همیشه آخر ماجرا اینطور میشه، مگه نه؟

00:18:00.300 --> 00:18:03.870
این مثل طعمه دادن به ماهی ای میمونه که قبلا صیدش کردی

00:18:04.410 --> 00:18:06.290
ولی واقعا همچین کاری میکنی؟

00:18:06.290 --> 00:18:12.380
فکر میکنم میشه گفت که عنوان «ماهی صید شده» زیاد درست نیست چون تو خودت سوار گاری من شدی، درسته؟

00:18:12.620 --> 00:18:14.570
به جای طعمه دادن به تو

00:18:14.570 --> 00:18:16.630
!من باید ازت هزینه سوار شدنت رو بگیرم

00:18:20.050 --> 00:18:20.760
چی شده؟

00:18:22.750 --> 00:18:26.140
خلاصه بگم، اون احساسات اولیه خودت موقعی که تازه ملاقات کرده بودیم رو فراموش نکن

00:18:27.900 --> 00:18:29.280
زودباش، باید بریم، مگه نه؟

00:18:29.280 --> 00:18:30.670
اوم، باشه

00:18:37.750 --> 00:18:43.370
البته من فقط به این خاطر میتونم دستت رو اینجوری بگیرم چون مسافت زیادی رو با هم مسافرت کردیم

00:18:44.160 --> 00:18:44.700
...ولی میدونی

00:18:45.680 --> 00:18:50.170
شاعر ها همیشه توی شعرهاشون میگن «دلم میخواد دوباره همه چی مثل همون اول که همدیگه رو ملاقات کردیم بشه»، مگه نه؟

00:18:50.570 --> 00:18:52.420
ممکن تو با این موضوع مشکلی نداشته باشی

00:18:52.820 --> 00:18:57.420
ولی اگه قرار بود همه چی مثل همون اول که همدیگه رو تازه دیده بودیم میموند، من از شدت اضطراب و پریشونی میمردم

00:18:57.420 --> 00:18:59.050
داری چی میگی؟

00:18:59.640 --> 00:19:02.730
وقتی داری نفس آخرت رو میکشی، من کنارت خواهم بود. پس نگران نباش

00:19:09.330 --> 00:19:11.850
خب پس، تصمیمت بعد از پرس و جو و تحقیق توی شهر چیه؟

00:19:12.360 --> 00:19:17.490
شم من به عنوان یه بازرگان بهم میگه، چیزی که میگی حقیقت داره

00:19:18.120 --> 00:19:19.180
خب؟

00:19:19.180 --> 00:19:19.980
ولی

00:19:20.540 --> 00:19:22.660
هنوز یه مسئله هست که نگرانم میکنه

00:19:22.660 --> 00:19:23.490
و اون چیه؟

00:19:23.770 --> 00:19:26.830
دلیل اینکه با کلیسا دعوات شد و از هم جدا شدین

00:19:30.710 --> 00:19:32.960
خب، نگرانیت منطقیه

00:19:33.660 --> 00:19:36.960
اسقف اینجا تشنه قدرته

00:19:37.310 --> 00:19:39.920
اون میخواد در کلیسای این شهر یه کرسی برای مقام اسقف ایجاد بکنه

00:19:39.920 --> 00:19:43.220
و در نهایت به دنبال اسقف اعظم شدنه

00:19:43.220 --> 00:19:44.240
اسقف اعظم؟

00:19:44.240 --> 00:19:45.280
بله

00:19:45.280 --> 00:19:52.220
وقتی داشتم دنبال معامله های تجاری خوب میگشتم، از داد و ستد های پنهانیش با خبر شدم

00:19:52.220 --> 00:19:56.710
اون موقع اون داشت با سو استفاده از پول های اهدا شده به کلیسا و شرکتی که از مدت ها پیش خریده بود، توی تجارت خز فعالیت میکرد

00:19:56.710 --> 00:19:59.990
ولی به خاطر ناشی بودن تو تجارت، همیشه مشکلات مالی داشت

00:19:59.990 --> 00:20:03.620
پس من بهش پیشنهادی دادم که بتونه با یه تیر، دوتا نشون رو بزنه

00:20:03.930 --> 00:20:05.500
معامله مجسمه های سنگی

00:20:05.500 --> 00:20:06.620
درسته

00:20:06.620 --> 00:20:09.220
ولی مسئله فقط فروختن مجسمه های سنگی نبود

00:20:09.220 --> 00:20:12.620
هر چی نباشه من جز اشراف زاده های وینفیل هستم

00:20:13.210 --> 00:20:17.130
من اسقف اعظم اونجا که تمام انتصاب های مهم سیاسی رو نظارت میکنه رو میشناسم

00:20:17.660 --> 00:20:22.630
پس در عوض معرفی کردن مجسمه سازهای  ماهر به تو، بهش پیشنهاد دادی که از آشناییت با اسقف اعظم برای اون استفاده بکنی

00:20:22.900 --> 00:20:26.640
و اجازه پیدا کردی که مجسمه ها رو بعد از تراشیده شدن به کلیسا شهر بفروشی

00:20:26.640 --> 00:20:31.400
سود اینکار زیاد نبود ولی من به نفع هایی که تبدیل شدن اسقف اینجا به اسقف اعظم برام داشت، امید بسته بودم

00:20:31.890 --> 00:20:35.980
ولی وقتی پایه های قدرتش محکم شد، اون شروع کرد به خلاص کردن خودش از چیزهایی که ممکن بود براش مزاحمت ایجاد کنن

00:20:35.980 --> 00:20:39.650
حتی من رو هم با بهانه قرار دادن اتفاقات اخیر از معاملات بیرون انداخت

00:20:39.920 --> 00:20:43.660
،از الان پیش بینی کرد که اگه تو رو پیش خودش نگه داره
مجبور میشه با تقاضاهای پر زحمت تو کنار بیاد

00:20:43.660 --> 00:20:45.910
البته درست پیش بینی کرده بود چون قصد من هم همین بود

00:20:46.570 --> 00:20:49.410
ولی به جای صبر کردن برای رشد فقط یه فرد تاجر

00:20:49.950 --> 00:20:54.040
اون به این نتیجه رسید که کار کردن با یه شرکت تجاری که از قبل بزرگ باشه، راحت تره

00:20:54.440 --> 00:20:57.040
دلیل اینکارش رو متوجه میشم ولی این باعث نمیشه که بتونم قبولش کنم

00:20:57.620 --> 00:20:59.300
که اینطور

00:20:59.300 --> 00:21:03.300
پس به همین خاطر، دیگه الان به سختی میتونی مجسمه های خودت رو بفروشی

00:21:03.660 --> 00:21:07.610
و نمیتونی همینجوری هم منتظر اعزام نیروی نظامی به شمال در سال بعد باشی

00:21:15.800 --> 00:21:16.810
متوجه شدم

00:21:17.100 --> 00:21:20.140
پس بهتره یه جلسه برای بعدا ترتیب بدیم تا درباره جزییات نقشه بحث کنیم

00:21:20.140 --> 00:21:21.690
از همکاری باتو خوشحال میشم

00:21:30.920 --> 00:21:32.790
دست های اون روباه می لرزیدن، مگه نه؟

00:21:32.790 --> 00:21:35.790
حدس میزنم که حتی اون هم یه جورایی نگرانه

00:21:36.720 --> 00:21:38.540
بهتره امیدوار باشیم که موضوع فقط همین باشه

00:21:41.590 --> 00:21:42.630
شرمنده که معطل شدین

00:21:42.630 --> 00:21:44.020
بریم

00:21:46.200 --> 00:21:48.890
در ازای تو حداقل میتونیم 1500 سکه نقره بگیریم

00:21:48.910 --> 00:21:58.910
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:41.570 --> 00:23:44.900
قسمت بعدی : گرگ و تصمیم جدایی

00:23:42.900 --> 00:23:44.900
گرگ و تصمیم جدایی

00:22:14.140 --> 00:22:19.390
و اینگونه، ما که عاشق یکدیگر هستیم

00:22:20.640 --> 00:22:25.350
از کنار هم گذشتیم، بدون آن که عشق یکدیگر را بدانیم

00:22:27.030 --> 00:22:31.550
من میخواهم به تو بگویم، ولی لبانم بسته می ماند

00:22:31.850 --> 00:22:34.640
من را ببر، من را ببر

00:22:34.640 --> 00:22:37.160
به دنیایی عالی

00:22:39.800 --> 00:22:45.530
اگر ما از این تپه به سوی آسمان بالا برویم

00:22:46.190 --> 00:22:52.220
به دریاچه ای از ستارگان دنباله دار خواهیم رسید

00:22:52.600 --> 00:22:57.780
چون ما جوان و ناکامل هستیم

00:22:57.830 --> 00:23:04.400
نمی توانیم از صدمه زدن به یکدیگر جلوگیری کنیم

00:23:04.290 --> 00:23:10.380
اگر بتوانی مرا نزدیک خود نگه داری

00:23:10.630 --> 00:23:16.860
آنگاه میتوانیم همدیگر را لمس کنیم

00:23:17.020 --> 00:23:23.080
اگر بتوانی مرا در آغوش بگیری

00:23:23.860 --> 00:23:29.610
آنگاه کسی را که عاشقش هستی مطمئنا در کنار خود خواهی داشت

00:23:30.270 --> 00:23:36.070
آنگاه چیزهایی را که برایت مهم هستند برای همیشه در کنار خود خواهی داشت