﻿WEBVTT

00:00:01.610 --> 00:00:05.610
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:05.830 --> 00:00:07.500
‫دوازده تا سرباز می‌بینم.

00:00:07.500 --> 00:00:10.710
‫نه، صبر کن، یه هفت نفر دیگه
‫هستن که لباس شخصی ان.

00:00:11.000 --> 00:00:12.630
‫ترکیب قوی دارن.

00:00:12.630 --> 00:00:14.710
‫فرمانده‌شون می‌دونه که باید چی کار کنه.

00:00:15.460 --> 00:00:17.130
‫یعنی میدونه که کیا اینجان؟

00:00:17.290 --> 00:00:18.130
‫ها؟

00:00:18.130 --> 00:00:21.960
‫اگه جاش بودی، چطوری از بینشون رد می‌شدی؟

00:00:21.960 --> 00:00:23.540
‫سوپرایزشون می‌کردم؟

00:00:24.040 --> 00:00:27.460
‫خـ-خب، سعی میکردم با یه سم هرکسی
‫که شبیه رئیسشون بود رو بکشم‌ـ

00:00:27.460 --> 00:00:31.500
‫درست همین لحظه، مثل ماهی
‫که تو خشکی هستش کشته می‌شدی.

00:00:31.500 --> 00:00:33.790
‫مطمئن نیستم که منظورتو فهمیده باشم،
‫یعنی چی که کشته می‌شدم؟!

00:00:38.790 --> 00:00:41.790
‫آ-آتش سوزی! اینجا چی کار می‌کنی؟!

00:00:41.790 --> 00:00:44.580
‫اگه قرار بود از ادارۀ اطلاعاتِ
‫خارجی کمک بگیریم، حتماً درخواست می‌دادیم!

00:00:44.580 --> 00:00:46.670
‫نمی‌خواد صداتو برام بلند کنی.

00:00:46.670 --> 00:00:47.880
‫کَرَم کردی.

00:00:47.880 --> 00:00:49.080
‫حرومزاده...

00:00:49.790 --> 00:00:51.000
‫بیا اینجا!

00:00:57.000 --> 00:00:59.500
‫من باغ گل، از ادارۀ اطلاعات خارجی هستم.

00:01:00.130 --> 00:01:04.080
‫ایشون ولتر بارت، کاپیتان وزارت اطلاعات نظامی هستش.

00:01:04.080 --> 00:01:05.330
‫باعث افتخاره.

00:01:05.540 --> 00:01:09.080
‫تموم اطلاعاتی که ارتش
‫راجع به این وضعیت داره رو میخوام.

00:01:10.580 --> 00:01:13.290
‫این همون جاسوس امپراتوری هستش که دنبالشیم.

00:01:13.290 --> 00:01:16.080
‫حدسم اینه که دارن با یه تیم کار میکنن.

00:01:18.130 --> 00:01:21.920
‫رؤسای منو میکشن تا بتونن نقطعه ضعفت رو پیدا کنن.

00:01:22.210 --> 00:01:25.750
‫اگه شما دوتا سر راه ما قرار بگیرید
‫و جاسوسشون بتونه فرار کنه،

00:01:25.750 --> 00:01:29.040
‫تا قبل اینکه بتونی پلک بزنی،
‫ادارۀ اطلاعات خارجی رو نابود میکنن.

00:01:29.580 --> 00:01:31.250
‫باید بیخیال این یکی بشی.

00:01:31.250 --> 00:01:34.880
‫آدم طاقت فرسایی هستی، اما به این معنی نیست که
‫بخوام که کل سازمانتون تعطیل بشه.

00:01:35.420 --> 00:01:37.210
‫از نصیحتتون ممونم.

00:01:39.250 --> 00:01:40.460
‫هوی!

00:01:40.920 --> 00:01:42.540
‫به امید دیدار.

00:01:47.080 --> 00:01:49.880
‫پس، این جاسوس که ارتش می‌خواد بگیرتش...

00:01:49.880 --> 00:01:51.920
‫چی؟ چیزی فهمیدی؟

00:01:51.920 --> 00:01:55.880
‫تو پرونده عکس یه زنی رو دیدم
‫که شبیه آنته بود.

00:01:57.420 --> 00:01:59.670
‫ممکنه که ربطی بهم داشته باشن.

00:02:01.580 --> 00:02:05.540
‫عملیات: فراموشکار ۳

00:02:02.750 --> 00:02:05.330
‫جلوتر میرم که به کلاوس گزارش بدم.

00:02:05.670 --> 00:02:10.710
‫عملیات: فراموشکار ۳

00:02:06.170 --> 00:02:10.670
‫بالاخره ما این مسئولیت رو داریم که
‫ماتیلدا رو بدست ارتش بسپاریم.

00:02:12.790 --> 00:02:14.210
‫یه چی هست که باید یادتون باشه.

00:02:14.380 --> 00:02:16.380
‫وقتی یه جاسوس دستگیر بشه،

00:02:16.750 --> 00:02:19.000
‫سرنوشتی در انتظارشونه که
‫حتی از مرگ هم تاریک‌تره.

00:02:21.130 --> 00:02:24.790
‫وایسا! اصلاً میدونی داری چی کار می‌کنی؟

00:02:24.790 --> 00:02:26.330
‫منم همین سوال رو ازت دارم.

00:02:26.330 --> 00:02:29.000
‫بالاخره یه جاسوسیه که به مرزمون نفوذ کرده.

00:02:29.000 --> 00:02:30.540
‫دشمن ماست.

00:02:30.920 --> 00:02:34.080
‫به هر حال، مادر آنته هم هستش!

00:02:35.630 --> 00:02:37.130
‫خودتو جمع و جور کن.

00:02:37.130 --> 00:02:39.920
‫برای الان، باید اول نظر کلاوس رو بپرسیم.

00:02:39.920 --> 00:02:44.420
‫و اگه سنسه بهت دستور بده، ماتیلدا رو تحویل میدی؟

00:02:44.540 --> 00:02:45.830
‫گمونم.

00:02:45.830 --> 00:02:47.710
‫حتی نیازی نیست تلاشی کنیم.

00:02:47.710 --> 00:02:49.960
‫تنها کاری که باید کنیم
‫اینه که به ارتش بگیم کجاست.

00:02:50.080 --> 00:02:53.880
‫ممکنه که مادرش رو بکشن،
‫و می‌خوای که آنته با این کار کنار بیاد؟

00:02:53.880 --> 00:02:55.380
‫همینطوره.

00:02:55.380 --> 00:02:57.290
‫سنسه... سنسه میدونه که باید چی کنیم!

00:02:57.290 --> 00:03:01.460
‫مطمئنم که یه راه حل خوبی پیشنهاد می‌کنه.

00:03:01.460 --> 00:03:05.630
‫همین خیلی ایدۀ خوبیه؛
‫نیازی نیست باهم دعوا کنید.

00:03:05.790 --> 00:03:08.130
‫اوه، از ایدۀ ارنا خوشم اومد.

00:03:08.130 --> 00:03:10.580
‫راست میگه؛
‫داریم راجع به کلاوس صحبت می‌کنیم.

00:03:10.750 --> 00:03:14.750
‫مطمئنم یه ایدۀ خوبی بهمون میده که
‫حتی خودمون نمی‌تونیم به اون ایده برسیم.

00:03:14.750 --> 00:03:16.830
‫هیچ تضمینی براش وجود نداره!

00:03:17.080 --> 00:03:19.210
‫ببین بذار یه هشداری بهت بدم.

00:03:19.210 --> 00:03:22.670
‫اگه بخوای به ماتیلدا کمک کنی،
‫در اصل به کشور خودت خیانت کردی.

00:03:22.670 --> 00:03:25.830
‫به عبارتی، به روشنایی چراغ خیانت کردی.

00:03:26.750 --> 00:03:29.960
‫اما فکر نکنم تو کسی باشی که باید
‫باهاش تماس بگیرم.

00:03:30.210 --> 00:03:32.580
‫آنته، تو هم متوجه شدی؟

00:03:33.830 --> 00:03:35.380
‫من...

00:03:37.460 --> 00:03:38.960
‫من...

00:03:38.960 --> 00:03:40.380
‫بسه!

00:03:40.830 --> 00:03:44.420
‫فکر می‌کنی می‌تونه سر تکون بده
‫و موافقت کنه اونم وقتی اینطوری بهش فشار وارد می‌کنی؟!

00:03:44.420 --> 00:03:47.790
‫باشه، پس بخاطرش، یک روز فرصت داری.

00:03:48.580 --> 00:03:52.170
‫اما با غروب فردا، بهش زنگ میزنم.

00:03:52.170 --> 00:03:53.960
‫تا اون موقع وقت داری.

00:03:54.580 --> 00:03:57.420
‫تئا، آنته، و تو ارنا...

00:03:57.420 --> 00:04:00.210
‫مطمئنم که به عنوان یه جاسوس
‫تصمیم درستی می‌گیرید.

00:04:00.330 --> 00:04:01.750
‫خائن باشه یا نه،

00:04:01.750 --> 00:04:04.710
‫باعث به دردسر افتادن یکی از هم تیمی‌هات میشه.

00:04:09.670 --> 00:04:10.710
‫آنته...

00:04:10.710 --> 00:04:12.170
‫مونیکا راست می‌گه.

00:04:12.170 --> 00:04:13.960
‫این مسئلۀ خودته که باهاش کنار بیایی.

00:04:14.250 --> 00:04:17.130
‫شاید هیچ چاره‌ای جز زنگ زدن به سنسه نداشته باشم،

00:04:17.130 --> 00:04:21.630
‫اما اگه همچین کاری کنیم، شاید دیگه
‫ماتیلدا رو نتونی ببینی.

00:04:22.210 --> 00:04:23.500
‫چی کار می‌کنی؟

00:04:23.500 --> 00:04:24.790
‫من...

00:04:25.960 --> 00:04:29.080
‫می‌خوام یکبار دیگه ماتیلدا رو ببینم.

00:04:32.330 --> 00:04:33.330
‫باشه.

00:04:34.540 --> 00:04:36.880
‫پس فردا صبح میریم پیشش.

00:04:37.210 --> 00:04:39.170
‫بابت دادی که زدم ببخشید.

00:04:39.170 --> 00:04:40.830
‫عا، تئا اونه-چان...

00:04:52.250 --> 00:04:54.380
‫صبح بخیر، تئا-سان.

00:04:55.460 --> 00:04:57.750
‫شکمم به قار و غور افتاده.

00:05:01.500 --> 00:05:03.920
‫الان بریم به شیرینی پزی.

00:05:04.250 --> 00:05:05.880
‫عا، یه مرغ دریایی!

00:05:07.170 --> 00:05:10.790
‫پس، امروز قراره همتون برگردید به مدرسه؟

00:05:10.790 --> 00:05:12.000
‫بله.

00:05:12.170 --> 00:05:14.710
‫لطفاً از طرفم خوب مراقب دخترم باشید.

00:05:15.290 --> 00:05:18.460
‫وقتی کارم تموم شد، میام و بهتون سر میزنم.

00:05:18.670 --> 00:05:20.540
‫یه چیزی هست که می‌خوام مستقیم از خودتون بپرسم.

00:05:20.960 --> 00:05:23.710
‫در واقع، نیازی نیست که انقدر باادب باشیم.

00:05:24.040 --> 00:05:27.460
‫دوستم پاسپورتت رو پیدا کرد،

00:05:28.170 --> 00:05:30.500
‫و اسم داخلش ماتیلدا نبود.

00:05:31.790 --> 00:05:33.000
‫در واقع،

00:05:33.250 --> 00:05:35.420
‫تو یه جاسوس خارجی هستی، نه؟

00:05:36.790 --> 00:05:39.880
‫نگران نباش، نمی‌خوام تحویلت بدم.

00:05:40.420 --> 00:05:44.040
‫ولی می‌خوام بدونم دنبال چی هستی.

00:05:46.420 --> 00:05:48.250
‫شما راست میگی.

00:05:48.580 --> 00:05:51.080
‫من جاسوس امپراتوری گالگاد هستم.

00:05:51.670 --> 00:05:54.000
‫میدونستم که نمی‌تونم پیش دخترم
‫از یه اسم تقلبی استفاده کنم،

00:05:54.000 --> 00:05:56.130
‫پس اسم واقعی خودمو گفتم، ماتیلدا.

00:05:56.630 --> 00:06:02.040
‫قبلاً مهندس امپراتوری بودم، ولی وقتی شوهرم فوت کرد،

00:06:02.040 --> 00:06:05.250
‫داوطلب شدم که یه جاسوس بشم
‫تا بتونم از دخترم محافظت کنم.

00:06:05.460 --> 00:06:09.880
‫بیشتر کارای جاسوسیم مربوط به انتقال پول بوده.

00:06:10.830 --> 00:06:15.670
‫داشتن یه دختر کوچیک بهم این اجازه
‫رو میده که کمتر تو چشم باشم.

00:06:16.080 --> 00:06:20.500
‫اما بعدش، وقتی تو سرکار بودم،
‫درگیر یه تصادف وحشتناکی شدیم.

00:06:21.710 --> 00:06:26.630
‫فکر می‌کردم که دخترم مرده،
‫و بعدش، با سردرگمی به زندگی کردن ادامه دادم.

00:06:26.630 --> 00:06:29.170
‫بعدش، ابزار کارم هم به سرقت رفت،

00:06:29.170 --> 00:06:32.670
‫و تا قبلش که بفهمم، ارتش منو محاصره کرد.

00:06:33.040 --> 00:06:35.630
‫اما لطفاً، تئا، باید درک کنی.

00:06:36.130 --> 00:06:37.580
‫چیو؟

00:06:37.920 --> 00:06:40.130
‫میدونم که بهت دروغ گفتم،

00:06:40.130 --> 00:06:44.790
‫اما وقتی که گفتم میخوام دخترم رو پس بگیرم، دروغ نگفتم.

00:06:44.960 --> 00:06:46.380
‫واقعاً؟

00:06:46.380 --> 00:06:51.080
‫آنته خاطرات چهار سال گذشته‌اش رو از دست داده.

00:06:51.080 --> 00:06:56.130
‫حتی نمی‌تونیم مطمئن باشیم که آنته با دختری
‫که ازش حرف می‌زنی یکی هستن یا نه.

00:06:56.630 --> 00:06:59.540
‫نه، مطمئنم.
‫یک ذره هم تغییر نکرده.

00:06:59.540 --> 00:07:02.830
‫شخصیتش یکم فرق کرده، و
‫حافظه‌اش رو از دست داده،

00:07:02.830 --> 00:07:04.250
‫اما هنوز دخترمه.

00:07:06.960 --> 00:07:08.380
‫بهت قول میدم.

00:07:08.960 --> 00:07:12.380
‫وقتی که برگشتیم به خونه، بیخیال جاسوسی میشم.

00:07:12.830 --> 00:07:17.920
‫میخوام با دخترم یه زندگی آرومی داشته باشم
‫و دیگه دوباره از هم جدا نشیم.

00:07:18.330 --> 00:07:21.380
‫اصلاً می‌تونی برگردی خونه؟

00:07:21.710 --> 00:07:23.170
‫نمیدونم...

00:07:23.580 --> 00:07:26.630
‫درخواست کمک زیادی به کشورم دادم،

00:07:26.630 --> 00:07:28.420
‫اما تنها چیزی که عایدم شد سکوت بود.

00:07:28.880 --> 00:07:31.580
‫فکر کنم اونا بیخیالم شدن.

00:07:32.630 --> 00:07:34.750
‫که اینطور.

00:07:41.250 --> 00:07:44.500
‫با این دید بهشون نگاه کنی، واقعاً شبیه خانواده‌ها بنظر میرسن.

00:07:44.830 --> 00:07:49.080
‫ماتیلدا قراره به همین شکل شکنجه و کشته بشه.

00:07:49.710 --> 00:07:51.790
‫اما اگه کمکش کنم...

00:07:52.420 --> 00:07:56.460
‫مونیکا منو به عنوان یه خائن معرفی می‌کنه و منو می‌کشه.

00:07:56.750 --> 00:07:58.330
‫"از این اختلافات لذت ببرید."

00:07:58.330 --> 00:08:00.920
‫"تفاوت بین هم تیمی‌ها، کلید قوی‌تر شدن تیمه."

00:08:01.380 --> 00:08:03.920
‫این چیزی بود که از رئیس شنیدم.

00:08:04.330 --> 00:08:05.880
‫اجاق-سان همچین گفت؟

00:08:06.130 --> 00:08:07.750
‫یه دروغه.

00:08:07.920 --> 00:08:10.330
‫وقتی ارزش‌های مردم خیلی فرق داشته باشه،

00:08:10.330 --> 00:08:12.080
‫تنها اتفاقی که میوفته، پاشیدن تیمه.

00:08:13.540 --> 00:08:16.170
‫چی کار کنم، اجاق-سان؟

00:08:18.880 --> 00:08:21.790
‫پس، اون دختر رئیس
‫شرکت روزنامه‌ست؟

00:08:21.790 --> 00:08:23.460
‫دلم برات میسوزه، دخترک.

00:08:23.460 --> 00:08:26.790
‫اگه از دست کسی میخوای ناراحت باشی، باید از
‫دست اون پیری ناراحت باشی که چرت و پرت تو روزنامه می‌نویسه.

00:08:56.080 --> 00:08:58.670
‫تو همون دختره‌ای، نه؟
‫همونی که دزدیده شده؟

00:08:59.290 --> 00:09:03.500
‫دوستای من الان دارن بقیه آدمایی
‫که دست داشتن رو پیدا می‌کنن.

00:09:04.000 --> 00:09:06.630
‫احتمالاً فقط یه عروسک گردانی
‫بود که داشته تارها رو می‌کشید.

00:09:06.630 --> 00:09:09.130
‫ازت مراقبت میکنم تا موقعی که
‫اونا رو پیدا کنیم، باشه؟

00:09:11.500 --> 00:09:12.750
‫میتونی حرف بزنی؟

00:09:14.330 --> 00:09:16.880
‫عه، بخاطر آدم‌ربایی آسیب بهت وارد شده.

00:09:16.880 --> 00:09:20.790
‫پس، می‌تونی تو ذهنت به جمله‌ای فکر کنی؟
‫هر جمله‌ای که شده.

00:09:26.040 --> 00:09:28.250
‫"داره راجع به چی حرف می‌زنه؟"

00:09:29.210 --> 00:09:31.920
‫قیافه‌ات که اینو میگه؛ مگه نه؟

00:09:34.420 --> 00:09:36.630
‫هرچی نباشه، تو این زمینه تجربه‌هایی دارم.

00:09:36.630 --> 00:09:39.000
‫اون پسره کسی که چند
‫سال پیش باهاش آشنا شدم.

00:09:39.380 --> 00:09:43.130
‫اولش، تنها راهی که میتونستم باهاش ارتباط
‫برقرار کنم فقط دیدن صورتش بود.

00:09:43.630 --> 00:09:46.080
‫خبر بد اینه که،

00:09:46.080 --> 00:09:49.040
‫انقدری لوس بارش اوردم که هنوز
‫تا الان هم از حرف زدن بدش میاد.

00:09:49.750 --> 00:09:54.000
‫باید در نهایت یاد بگیریم که
‫از کلمات به عنوان بخشی از کارمون استفاده کنیم،

00:09:54.000 --> 00:09:56.710
‫اما تو مهارت خاصی هم داری، نه؟

00:10:06.330 --> 00:10:09.920
‫وقتی به چشمای کسی نگاه کنم،
‫می‌تونم چیزی که تو قلبشه رو ببینم.

00:10:09.920 --> 00:10:12.330
‫مثلاً می‌تونم حس کنم که چی میخوان.

00:10:12.540 --> 00:10:15.540
‫ایول، خیلی عالیه.

00:10:17.540 --> 00:10:20.040
‫اما سعی میکنم زیاد ازش استفاده نکنم.

00:10:20.040 --> 00:10:21.790
‫مردم فکر می‌کنن که عجیب و غریبه.

00:10:22.000 --> 00:10:24.830
‫پس چرا سعی نمی‌کنی به قلب من نگاه کنی؟

00:10:25.710 --> 00:10:27.380
‫یعنی کنجکاو نیستی؟

00:10:27.380 --> 00:10:29.080
‫نمی‌خوای بدونی که با چه آدمی سرو کله میزنی؟

00:10:32.960 --> 00:10:35.750
‫ایول! قلب قشنگی داری.

00:10:36.040 --> 00:10:37.790
‫خوشحالم که می‌شنومش.

00:10:38.080 --> 00:10:40.750
‫تو کی هستی؟

00:10:40.750 --> 00:10:42.250
‫یه جاسوسم.

00:10:42.670 --> 00:10:45.710
‫و هر کاری که لازم باشه برای محافظت
‫ازت انجام میدم.

00:10:47.960 --> 00:10:50.830
‫به عنوان جاسوس، هدفت چیه؟

00:10:50.830 --> 00:10:54.750
‫گمونم، جنگ رو به مرحلۀ بعدی ببریم.

00:10:54.750 --> 00:10:56.960
‫مگه جنگ تموم نشده؟

00:10:57.710 --> 00:11:00.040
‫نه؛ جنگ هیچوقت تمومی نداره.

00:11:00.460 --> 00:11:04.460
‫اما چیزی که راجع به آدما وجود داره،
‫اینه که می‌تونیم شکلی که تو جنگ به خودمون می‌گیریم رو تغییر بدیم.

00:11:04.460 --> 00:11:05.750
‫منظورت چیه؟

00:11:05.960 --> 00:11:08.000
‫جنگ بزرگ تموم شده،

00:11:08.000 --> 00:11:10.790
‫و حالا، جنگ بین جاسوسان شروع شده.

00:11:11.540 --> 00:11:14.670
‫ام، میدونی چیه؟
‫یکم توضیح دادنش سخته.

00:11:14.670 --> 00:11:17.580
‫اصولاً نمی‌خواستم جاسوس بشم.

00:11:17.580 --> 00:11:19.290
‫می‌خواستم قهرمان بشم.

00:11:19.790 --> 00:11:21.040
‫یه قهرمان؟

00:11:21.330 --> 00:11:24.210
‫جاسوسان می‌تونن فقط مردم خودشون رو نجات بدن.

00:11:24.790 --> 00:11:27.330
‫اما قهرمانان، می‌تونن همه رو نجات بدن.

00:11:29.290 --> 00:11:30.710
‫من...

00:11:31.580 --> 00:11:36.210
‫میخوام مثل تو باشم.

00:11:36.460 --> 00:11:38.580
‫عه وا، میبینم که صدات باز شد!

00:11:39.500 --> 00:11:41.960
‫داری ازم تقلید می‌کنی؟

00:11:42.460 --> 00:11:46.210
‫فکر کردم که اگه مثل لحن شما حرف بزنم،
‫شاید بتونم دوباره حرف بزنم.

00:11:46.630 --> 00:11:49.130
‫الان تو شبیه تو بودن نزدیک‌تر شدم؟

00:11:51.040 --> 00:11:54.080
‫این توانایی داری که خیلی بهتر از من شی.

00:11:55.540 --> 00:11:58.460
‫قرار نیست برای همیشه باهم باشیم.

00:11:58.460 --> 00:12:01.000
‫اما فکر کنم باید
‫یکی دوتا حقه بهت یاد بدم.

00:12:02.420 --> 00:12:04.750
‫حالا که دارم به گذشته‌ها فکر
‫می‌کنم، فهمیدم که فقط مهربون نبود.

00:12:04.750 --> 00:12:06.710
‫شاید یکم هم غیرعادی بوده.

00:12:06.960 --> 00:12:08.250
‫هی تئا!

00:12:10.540 --> 00:12:12.580
‫اینم یه جایزه از طرفم به تو!

00:12:13.920 --> 00:12:16.420
‫مـ-مرسی...

00:12:16.420 --> 00:12:18.000
‫ماتیلدا کجاست؟

00:12:18.000 --> 00:12:19.210
‫اونجا.

00:12:22.170 --> 00:12:24.330
‫مثل اینکه خوب باهم حرف زدید.

00:12:24.330 --> 00:12:26.040
‫همش به لطف خودته.

00:12:27.710 --> 00:12:30.040
‫پس، میشه جوابتو بهم بدی؟

00:12:30.420 --> 00:12:33.460
‫چیکار میخوای بکنی؟
‫میخوای ماتیلدا رو نجات بدی؟

00:12:34.040 --> 00:12:35.250
‫یا...

00:12:41.000 --> 00:12:42.210
‫نگران نباش.

00:12:43.210 --> 00:12:45.830
‫اون مسیری نیست که هتل ماتیلدا داخلشه.

00:12:47.250 --> 00:12:49.040
‫نگرانش هستی، نه؟

00:12:49.330 --> 00:12:50.830
‫فکر میکنم اشکالی نداره.

00:12:50.830 --> 00:12:54.170
‫باید کاریو بکنی که قلبت بهت میگه.

00:12:54.170 --> 00:12:59.920
‫آنه، چرا همۀ اینکارا رو برام میکنی؟

00:13:00.170 --> 00:13:04.250
‫چون وقتی نگات میکنم،
‫چیزیه که قلبم بهم میگه.

00:13:05.920 --> 00:13:07.790
‫اگه میخوای میتونی خودخواه باشی.

00:13:07.790 --> 00:13:10.130
‫هرچی که باشه، قبولش میکنم.

00:13:12.000 --> 00:13:13.000
‫من...

00:13:13.540 --> 00:13:15.210
‫میخوام به مامانم کمک کنم!

00:13:18.750 --> 00:13:20.920
‫پس بقیش با من.

00:13:25.420 --> 00:13:28.960
‫عملیات: فراموشکار ۳

00:13:41.420 --> 00:13:43.460
‫چقد دیگه میخوای منو ببری؟

00:13:43.460 --> 00:13:47.580
‫باید چند ساعت پیش به کاخ
‫مه گرما برمیگشتیم.

00:13:48.500 --> 00:13:50.130
‫قراره به روشنایی چراغ خیانت کنی؟

00:13:50.630 --> 00:13:52.830
‫اگه همینطوره، خوشحال میشم اگه بهم بگی.

00:13:53.380 --> 00:13:56.290
‫یکم زمان میخوام که جسدتو دور بریزم.

00:14:01.130 --> 00:14:02.830
‫نظرت چیه حال و هوامونو عوض کنیم؟

00:14:03.920 --> 00:14:05.420
‫بیا دربارش حرف بزنیم.

00:14:05.420 --> 00:14:08.630
‫موضوع اینه که، فکر میکنم هیچکدوم‌مون
‫اشتباه نمیکنیم.

00:14:08.960 --> 00:14:13.540
‫هردوی ما چیزی داریم که قبول نمیکنیم ازش خودداری
‫کنیم، و طبقش عمل میکنیم.

00:14:14.080 --> 00:14:17.670
‫میخوام کسایی که به نجات دادن نیاز دارنو نجات بدم،
‫حتی اگه به این معنی باشه که قوانینو زیر پا بذارم.

00:14:17.920 --> 00:14:22.040
‫تو میخوای چیزی که برای تیم درسته رو انجام بدی،
‫و نمیخوای هیچ استثنایی قائل بشی.

00:14:22.330 --> 00:14:24.710
‫نظرت چیه از موضع احترام متقابل شروع کنیم؟

00:14:24.710 --> 00:14:26.710
‫تموم شد؟

00:14:27.170 --> 00:14:29.040
‫ببین، تصمیمتو گرفتی؟

00:14:29.040 --> 00:14:32.790
‫قراره ماتیلدا رو تحویل بدی،
‫یا قراره به تیم خیانت کنی؟

00:14:32.960 --> 00:14:34.630
‫گزینه ۳ رو انتخاب میکنم؟

00:14:34.630 --> 00:14:35.630
‫ها؟

00:14:35.630 --> 00:14:37.170
‫قراره مجبورت کنم تسلیم بشی.

00:14:37.170 --> 00:14:38.880
‫تمام کاری که باید بکنم اینه که ساکت نگهت دارم،

00:14:38.880 --> 00:14:41.330
‫و میتونم بدون اینکه ماتیلدا رو...

00:14:41.330 --> 00:14:44.130
‫تحویل بدم، دوگانگیم کشف بشه.

00:14:44.460 --> 00:14:45.920
‫تو رو به دوئل دعوت میکنم.

00:14:47.880 --> 00:14:49.080
‫۵۰ درصد شانس داری.

00:14:49.080 --> 00:14:51.630
‫۵تا بیشتر میشد اگه یه حمله ناگهانی انجام میدادی.

00:14:52.000 --> 00:14:55.130
‫اگه فکر میکنی به سطح من نزدیکی که بتونی
‫با مبارزه عادلانه منو شکست بدی، داری خواب میبینی.

00:14:55.130 --> 00:14:57.960
‫پس بیا ناعادلانش کنیم، نه؟

00:14:59.710 --> 00:15:01.290
‫باشه، صبر کن.

00:15:01.290 --> 00:15:04.290
‫من حرفه‌ای نیستم، ولی مطمئنم دوئل نباید شامل...

00:15:04.290 --> 00:15:06.920
‫۲تا گولاخ باشه که حریفتو بزنن.

00:15:07.670 --> 00:15:10.380
‫من به زور میتونم عادلانه مبارزه کنم وقتی
‫انقدر نامساوی هستیم، نه؟

00:15:10.670 --> 00:15:11.880
‫سگ تو روح خراب.

00:15:11.880 --> 00:15:15.040
‫حالا هرکی شکستش بده یه جایزه خاص میگیره.

00:15:15.420 --> 00:15:17.670
‫وقتی کارمون اینجا تموم شد،
‫عمیق‌ترین و شوم‌ترین خواسته‌هاتو میبینم...

00:15:17.670 --> 00:15:20.040
‫و بر وفق دلت برآوردشون میکنم.

00:15:22.250 --> 00:15:23.750
‫گمشین پلشتا!

00:15:28.210 --> 00:15:29.420
‫این یکی.

00:15:29.420 --> 00:15:30.420
‫گوه توش!

00:15:31.380 --> 00:15:32.580
‫و تموم.

00:15:32.580 --> 00:15:35.540
‫واقعا این تمام چیزی بود که تو آستینت داشتی؟

00:15:37.210 --> 00:15:39.210
‫اگه همینطوره، این عمرا یه چالش باشه.

00:15:39.210 --> 00:15:42.170
‫هی، بخاطر من دریغ نکن.
‫از تفنگت استفاده کن.

00:15:42.170 --> 00:15:43.960
‫خب، یکی از خودش خیلی مطمئنه.

00:15:53.710 --> 00:15:57.040
‫درسته، ارنارو به یکی از نوچه‌هات تبدیل کردی.

00:15:57.040 --> 00:15:58.710
‫اصطلاح 'همکار' رو بیشتر میپسندم.

00:15:58.710 --> 00:16:00.710
‫و کمک آنته هم دارم.

00:16:02.790 --> 00:16:04.500
‫این مبارزه واقعا ۳ به ۱ هست.

00:16:04.500 --> 00:16:05.790
‫حالا تسلیم شو.

00:16:05.790 --> 00:16:08.710
‫واقعا دوست ندارم که بهت آسیب بزنم.

00:16:09.330 --> 00:16:12.420
‫نمیفهمم چرا انقد مخالف اینی.

00:16:12.420 --> 00:16:15.040
‫خودتو بهتر از ما میبینی، دائماً دعوا میکنی،

00:16:15.040 --> 00:16:17.210
‫حقایق تلخی که هیچکس ازت نخواسته رو
‫توی صورتمون میگی...

00:16:17.540 --> 00:16:20.080
‫چرا اصلاً توی روشنایی چراغ موندی؟

00:16:20.080 --> 00:16:23.130
‫و چرا باید به کسی توضیح بدم که از خودم ضعیف‌تره؟

00:16:23.130 --> 00:16:25.080
‫عقب بمون، وگرنه...

00:16:25.080 --> 00:16:27.040
‫فایده‌ای نداره، من همه چیو میبینم.

00:16:28.040 --> 00:16:29.880
‫امکان نداره! چطوری؟!

00:16:30.790 --> 00:16:31.790
‫یه آینه؟

00:16:31.790 --> 00:16:33.750
‫فهمیدم، اینطوری دید تله‌ها کجان!

00:16:35.750 --> 00:16:37.830
‫کارمون اینجا تمومه.
‫بدتر از این نمیتونستی شکست بخوری.

00:16:44.290 --> 00:16:45.960
‫واقعا فکر کردی اون جواب میده؟

00:16:46.540 --> 00:16:47.830
‫راهی نیست که من برنده بشم.

00:16:47.830 --> 00:16:52.330
‫به هر حال، در مقابل قوی‌ترین دختر روشنایی
‫چراغ هستم، ولی...

00:16:52.630 --> 00:16:56.040
‫دقیقاً برای همینه که انقدر میخواستم که
‫مسائل رو مثل من ببینی.

00:16:56.040 --> 00:16:58.630
‫سعی میکنی با احساساتم ور بری؟
‫برات متأسفم.

00:16:59.630 --> 00:17:01.170
‫آماده‌ای بیخیال شی؟

00:17:01.170 --> 00:17:02.380
‫یا چی؟

00:17:02.380 --> 00:17:05.040
‫باید بکشمت تا توی کلت فرو کنم؟

00:17:05.040 --> 00:17:08.790
‫باید یکم فاصله بین‌مون بندازم، و مطمئن بشم
‫که ایندفعه توی تله میوفته.

00:17:11.830 --> 00:17:13.960
‫داری عقب نشینی میکنی؟ از حالا؟

00:17:13.960 --> 00:17:15.460
‫رقت انگیزه.

00:17:17.290 --> 00:17:19.130
‫خب چه راهی دارم؟

00:17:19.130 --> 00:17:20.540
‫من مثل مونیکا نیستم.

00:17:20.540 --> 00:17:23.000
‫سلاحی ندارم.

00:17:23.420 --> 00:17:25.380
‫و قابلیت خاص من نمیتونه...

00:17:26.290 --> 00:17:30.710
‫اگه تواناییتو تقویت کنی،
‫قوی‌ترین جاسوس خواهی شد.

00:17:32.000 --> 00:17:33.630
‫ازت میخوام یه قهرمان بشی.

00:17:33.880 --> 00:17:35.500
‫از اون اختلاف لذت ببر.

00:17:35.500 --> 00:17:38.830
‫بهترین روش اینکه مستقیماً
‫با هم تیمی‌هات سرو کله بزنی.

00:17:43.750 --> 00:17:46.750
‫ول کن دیگه، هرزه لعنتی!

00:17:47.250 --> 00:17:49.250
‫یه قهرمان هیچوقت ناامید نمیشه.

00:17:49.250 --> 00:17:52.500
‫از اینکه منو دشمن خودت کردی پشیمون میشی.

00:17:52.500 --> 00:17:53.500
‫تو...

00:17:56.040 --> 00:17:59.880
‫اسم من گوینده رویاس،
‫و وقتشه که اونا رو به مرگشون بکشونم.

00:18:05.880 --> 00:18:08.790
‫میکشمت، میکشمت، میکشمت،
‫میکشمت، میکشمت!

00:18:08.790 --> 00:18:09.880
‫عاشق شدی؟
‫میکشمت لعنتی!

00:18:09.880 --> 00:18:11.710
‫عاشق شدی؟

00:18:11.710 --> 00:18:13.880
‫وایسا، چی...

00:18:13.880 --> 00:18:16.420
‫برای پنهان کردنش تلاش زیادی کردی.

00:18:16.420 --> 00:18:19.420
‫اون احساسات باارزشو برداشتی،
‫و از همه پنهانشون کردی.

00:18:19.540 --> 00:18:21.790
‫و چرا؟ ساده‌ست.

00:18:21.790 --> 00:18:23.790
‫چون اون یه نفر همین نزدیکیاست.

00:18:24.040 --> 00:18:27.080
‫تو عاشق یکی از روشنایی چراغ شدی، نه؟

00:18:27.080 --> 00:18:28.290
‫میکشمت...

00:18:28.290 --> 00:18:29.500
‫نمیتونی منو بکشی.

00:18:29.500 --> 00:18:31.250
‫فکر کن چقد اونا رو  ناراحت میکنه.

00:18:31.500 --> 00:18:35.130
‫دلیلی که میخوای ماتیلدا رو حذف کنی
‫اینه که از روشنایی چراغ محافظت کنی،

00:18:35.130 --> 00:18:37.880
‫جاییه که کسی که دوسش داری بهش میگه خونه.

00:18:37.880 --> 00:18:43.040
‫اگه بهش کمک کنیم، درنهایت تیم ممکنه به
‫کمک کردن به یه جاسوس امپراطوری متهم بشه.

00:18:44.710 --> 00:18:46.750
‫واقعا توی عشقت یک دنده‌ای.

00:18:47.500 --> 00:18:49.960
‫انقدر قلبمو زیر پا نذار.

00:18:49.960 --> 00:18:51.960
‫البته نمیکنم.

00:18:51.960 --> 00:18:54.000
‫پس بهم کمک کن.

00:18:54.500 --> 00:18:56.580
‫من به احساساتت احترام میذارم!

00:18:56.580 --> 00:18:59.250
‫حالا ازت میخوام تو هم مال منو در نظر بگیری!

00:18:59.880 --> 00:19:01.080
‫گوه توش!

00:19:01.670 --> 00:19:03.080
‫شرط اول...

00:19:04.000 --> 00:19:06.170
‫به هیچکس درباره رازم نگو.

00:19:06.170 --> 00:19:07.210
‫البته که نه.

00:19:07.210 --> 00:19:10.540
‫دیگه نمیگمش،
‫و سعی هم نمیکنم که بفهمم کیه.

00:19:10.540 --> 00:19:14.210
‫شرط دو: اگه بفهمم که ارتش داره میفهمه
‫که داری چیکار میکنی،

00:19:14.210 --> 00:19:16.380
‫همون لحظه ماتیلدا رو تحویل میدم.

00:19:16.380 --> 00:19:17.790
‫اینم به همون اندازه غیرقابل مذاکرست.

00:19:17.790 --> 00:19:19.500
‫قبوله، درواقع لطفاً همینکارو بکن.

00:19:19.630 --> 00:19:20.830
‫شرط سوم!

00:19:20.830 --> 00:19:22.460
‫چقد شرایط.

00:19:23.080 --> 00:19:24.290
‫درباره، میدونی...

00:19:25.580 --> 00:19:28.670
‫به کسی نگو که ما همو بوس کردیم.

00:19:29.330 --> 00:19:30.630
‫اونم در نظر میگیرم.

00:19:31.920 --> 00:19:33.580
‫میخوای دوباره دعوا کنی؟

00:19:33.580 --> 00:19:34.790
‫شوخی کردم.

00:19:34.790 --> 00:19:36.500
‫اگه دوباره مبارزه کنیم، تهش من میمیرم.

00:19:36.880 --> 00:19:39.330
‫اگه میتونی همه این ۳تا شرطو قبول کنی...

00:19:40.830 --> 00:19:43.460
‫پس باشه، تسلیم میشم.

00:19:44.040 --> 00:19:45.380
‫عالیه.

00:19:46.630 --> 00:19:48.670
‫چرا یهویی داری مثل سنسه حرف میزنی؟

00:19:49.750 --> 00:19:51.130
‫حس کردم باید اینطوری کنم.

00:19:52.380 --> 00:19:55.960
‫راستش من شخص اشتباهی بودم که مجبور
‫شدم این نقشو بازی کنم.

00:19:56.920 --> 00:20:02.000
‫اعضای روشنایی چراغ همشون دچار کمبود
‫شدید بی‌رحمی هستن.

00:20:02.000 --> 00:20:03.460
‫ما خیلی لطیفیم.

00:20:04.080 --> 00:20:09.330
‫حتی اینجا، باید احساساتمو کنار بذارم و
‫جلوی تو رو بگیرم.

00:20:11.210 --> 00:20:13.540
‫این قراره ما رو تو دردسر بندازه.

00:20:14.540 --> 00:20:17.880
‫بلاخره، ما قراره مقابل دشمنی بریم که از مهربونی
‫سوءاستفاده میکنه.

00:20:24.630 --> 00:20:27.380
‫آنه چان، همه چی خوب بود؟

00:20:27.380 --> 00:20:28.750
‫عالی بود.

00:20:28.750 --> 00:20:32.380
‫مونیکا قبول کرد که کمک کنه ماتیلدا رو نجات بدیم.

00:20:33.580 --> 00:20:35.130
‫آنه!

00:20:35.500 --> 00:20:37.540
‫نپر روم.
‫تو حال بدیم.

00:20:37.540 --> 00:20:38.880
‫نیازی نیست خجالت بکشی.

00:20:38.880 --> 00:20:40.670
‫قراره یه ماچ آبدار بکنمت!

00:20:40.670 --> 00:20:43.000
‫برای یه روز به اندازه کافی آسیب دیدم، ممنون!

00:20:43.460 --> 00:20:45.330
‫تو هیچ تعهدی برای شرکت داخل این کار نداری ارنا.
‫هی، بابا انقد فرار نکن دیگه!

00:20:45.330 --> 00:20:46.540
‫تو هیچ تعهدی برای شرکت داخل این کار نداری ارنا.{\
‫برو عقب! برو عقب!

00:20:46.540 --> 00:20:47.750
‫تو هیچ تعهدی برای شرکت داخل این کار نداری ارنا.{\
‫مشکلت چیه؟

00:20:47.750 --> 00:20:49.330
‫میشه بگی درباره اینا چه حسی داری؟

00:20:51.540 --> 00:20:53.540
‫یه شرط دارم.

00:20:53.540 --> 00:20:54.540
‫برگرد اینجا!

00:20:54.540 --> 00:20:56.210
‫انقد بهم نچسب پلشت!

00:20:56.580 --> 00:20:59.920
‫آنته، باید قول بدی که دیگه
‫مسخرم نمیکنی.

00:21:00.250 --> 00:21:05.170
‫از حالا به بعد، ازت میخوام مثل یه د-دوست
‫عادی باهام رفتار کنی.

00:21:05.170 --> 00:21:08.290
‫اگه قبولش کنی، پس منم کمک میکنم.

00:21:08.290 --> 00:21:12.580
‫من فکر میکردم تمام این مدت دوستیم.

00:21:12.580 --> 00:21:13.790
‫عه!

00:21:13.810 --> 00:21:17.810
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:23.710 --> 00:21:27.080
‫مامان، باید جاسوسیت رو بذاری کنار.

00:21:28.170 --> 00:21:29.960
‫آنته داره جدی میگه.

00:21:29.960 --> 00:21:31.750
‫باید بهمون اینو قول بدی.

00:21:32.540 --> 00:21:36.710
‫ممکنه تا الان فهمیده باشی،
‫ولی ما برای امپراطوری جاسوسی میکنیم.

00:21:37.170 --> 00:21:39.330
‫ما تمام این مدت رقیب بودیم؟

00:21:39.330 --> 00:21:40.540
‫درسته.

00:21:40.540 --> 00:21:42.710
‫پس، ما نمیتونیم به جاسوسای دشمن کمک کنیم.

00:21:42.710 --> 00:21:44.210
‫برای همینه که تو باید بازنشسته بشی.

00:21:44.500 --> 00:21:49.080
‫اگه میتونی اینو قول بدی،
‫ما بهت کمک میکنیم از مرز رد بشی.

00:21:49.080 --> 00:21:50.710
‫ولی چطوری؟

00:21:50.710 --> 00:21:53.540
‫قراره مستقیم از محاصره دشمن بیرون بریم.

00:21:53.540 --> 00:21:54.790
‫این تمام چیزیه که هست.

00:21:54.790 --> 00:21:57.750
‫خب؟ بلاخره به کلاوس گزارش دادی؟

00:21:57.750 --> 00:21:58.960
‫البته که نه.

00:21:59.330 --> 00:22:01.920
‫واضحه که اون به کاری که ما میکنیم اعتراض میکنه.

00:22:02.630 --> 00:22:04.460
‫احتمالا نگران ما هست.

00:22:04.460 --> 00:22:07.420
‫الان صبح شده، و ما هنوز برنگشتیم.

00:22:07.420 --> 00:22:09.040
‫همینه که هست.

00:22:09.040 --> 00:22:12.000
‫وقتشه که همه ما ناپدید بشیم.

00:22:12.000 --> 00:22:13.580
‫گفتنش ترسناکه.

00:22:14.040 --> 00:22:15.580
‫ولی میدونی چیه؟

00:22:15.580 --> 00:22:16.830
‫ازش بدم نمیاد.

00:22:16.830 --> 00:22:19.290
‫هر ۴تای ما گم میشیم.

00:22:19.290 --> 00:22:21.250
‫مثل بچه‌های گم شده میشیم.
