﻿WEBVTT

00:00:02.310 --> 00:00:06.310
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:06.830 --> 00:00:09.130
‫اگه قرار باشه که ماتیلدا رو از اینجا بیرون کنیم،

00:00:08.330 --> 00:00:12.580
‫گروه انتخاب شده، ۷ ساعت قبل از شروع نقشه

00:00:09.130 --> 00:00:10.710
‫این بندر تنها راه انجامشه.

00:00:10.710 --> 00:00:13.250
‫آره، ایدۀ خوبیه.

00:00:13.750 --> 00:00:16.380
‫یه کشتی باری ساعت 11 شب حرکت می‌کنه،

00:00:16.380 --> 00:00:18.210
‫و ما اونو مخفیانه می‌ذاریم لا به لای محموله‌ها.

00:00:18.630 --> 00:00:22.580
‫همون موقع، کلاوس و لیلی میرسن

00:00:18.880 --> 00:00:21.000
‫یه حواس پرتی درست می‌کنیم تا
‫حواسای سربازا پرت شن

00:00:21.000 --> 00:00:24.830
‫تا کارگرها رو مجبور به تخلیه کنن.

00:00:26.710 --> 00:00:28.750
‫آنته چطور؟
‫مشکلی نداره؟

00:00:28.750 --> 00:00:30.670
‫فکر کنم نداره.

00:00:30.670 --> 00:00:33.000
‫هتل گروه انتخاب شده

00:00:30.960 --> 00:00:35.330
‫اون تموم چیزای مورد نیازمون رو تا بعد از ظهر آماده می‌کنه.

00:00:36.250 --> 00:00:37.460
‫خوبه...

00:00:43.710 --> 00:00:49.460
‫مأموریت: فراموشکار ۴

00:00:51.630 --> 00:00:53.380
‫اینجا هنوز چه کار می‌کنی؟

00:00:53.380 --> 00:00:55.290
‫اینجا بوی خون میاد.

00:00:55.670 --> 00:01:00.670
‫ولتر، فرض می‌کنم حالا که اینجایی،
‫پای یه جاسوس وسط باشه، نه؟

00:01:08.960 --> 00:01:10.670
‫سلاحی که استفاده کرده سیم پیانو هستش.

00:01:11.210 --> 00:01:13.670
‫که ازش تو تلۀ انفجاری به
‫طرز وحشتناکی استفاده کرده.

00:01:14.540 --> 00:01:15.920
‫به گفتۀ مقامات محلی،

00:01:15.920 --> 00:01:19.500
‫اجساد انقدری تیکه تیکه شده بودن که
‫معلوم نبود کدوم تیکه برای کدوم بدن بود.

00:01:19.630 --> 00:01:23.750
‫دقیقاً همون روشیه که جاسوسای
‫امپراتوری ازش استفاده می‌کنن.

00:01:24.290 --> 00:01:25.790
‫عجیبه...

00:01:25.790 --> 00:01:28.040
‫بوی گاز اشک آور هم حس می‌کنم.

00:01:28.580 --> 00:01:30.960
‫این اتاق دوبار مورد حمله قرار گرفته.

00:01:30.960 --> 00:01:34.040
‫یه نفر سه روز پیش اونو با گاز اشک آور پر کرده،

00:01:34.040 --> 00:01:38.080
‫و دو روز پیش هم جاسوس دشمن
‫با سیم پیانو دست به قتل عام می‌زنه.

00:01:38.500 --> 00:01:39.710
‫قربانیان کیا بودن؟

00:01:40.790 --> 00:01:43.830
‫بهم گفته شده که اونا یکسری جنایت‌کار بودن
‫که گردشگران رو مورد آزار و اذیت قرار می‌دادن.

00:01:44.540 --> 00:01:48.710
‫اون عوضیا پاسپورت‌ها و چمدون‌هاشون
‫رو می‌دزدیدن تا بتونن کنترلشون کنن.

00:01:49.380 --> 00:01:50.710
‫که اینطور.

00:01:51.630 --> 00:01:52.920
‫صبر کن، آتش سوزی!

00:01:53.210 --> 00:01:54.920
‫نظرت چیه؟

00:01:54.920 --> 00:01:56.460
‫چیز خاصی نیست.

00:01:56.460 --> 00:01:58.710
‫فقط این پرونده برام پیچیده‌تر
‫از اونیه که بتونم هندلش کنم.

00:01:58.710 --> 00:02:00.040
‫بهم دروغ نگو!

00:02:00.580 --> 00:02:04.580
‫شما حرومزاده‌های اطلاعات خارجی تنها کسایی
‫نیستید که برای حفظ امنیت جمهوری مبارزه می‌کنید.

00:02:05.710 --> 00:02:08.540
‫یقیناً تو مدلو یکسری اتفاقای عجیبو غریبی داره رخ میده.

00:02:08.540 --> 00:02:11.290
‫می‌تونم بوی دردسر رو حس کنم،
‫جوری که باعث میشه بدنم بلرزه.

00:02:11.290 --> 00:02:12.500
‫دردسر؟

00:02:12.750 --> 00:02:18.210
‫آره، کسی که لبخند عادلانه می‌زنه و
‫از آدمای احمق برای رسیدن به هدفش استفاده می‌کنه.

00:02:18.210 --> 00:02:20.500
‫یه همچین کسی تو شهره،

00:02:20.500 --> 00:02:23.580
‫کسی که انقدری شروره که وجودش نجاسته.

00:02:23.790 --> 00:02:25.710
‫به عنوان ارتش، وظیفۀ ماست که اونو سرکوب کنیم.

00:02:25.710 --> 00:02:27.630
‫حالا، هرچی می‌دونی بهم بگو.

00:02:28.040 --> 00:02:30.170
‫احساس وظیفه شناسیت رو تحسین می‌کنم.

00:02:30.710 --> 00:02:32.710
‫اما، باید موضع خودمو در نظر بگیرم.

00:02:32.710 --> 00:02:34.130
‫از سر راه من برو کنار.

00:02:35.080 --> 00:02:36.540
‫حرومزاده...

00:02:40.080 --> 00:02:42.210
‫بذار یه هشدار بهت بدم.

00:02:42.210 --> 00:02:44.500
‫جاسوسی رو تو دریا تعقیب نکن.

00:02:44.500 --> 00:02:45.960
‫از دستت فرار می‌کنن.

00:02:54.830 --> 00:02:57.250
‫فعلاً دنبال دیگران نمی‌گردیم.

00:02:57.250 --> 00:02:58.380
‫چرا؟

00:02:58.380 --> 00:03:02.210
‫چهار نفرشون احتمال زیاد به فرار
‫آشنای آنته کمک می‌کنن.

00:03:02.210 --> 00:03:05.330
‫صرف نظر از اینکه کار درستی می‌کنن یا نه،

00:03:05.330 --> 00:03:07.250
‫چیزی که ما باید نگرانشش باشیم، متحد اون جاسوسه.

00:03:07.250 --> 00:03:10.460
‫پس یعنی، سنسه، از قبل فهمیدی که داستان از چه قراره؟

00:03:10.460 --> 00:03:12.630
‫به نحوی آره.

00:03:12.960 --> 00:03:17.670
‫ولتر و بقیه ارتش فکر می‌کنن که جاسوسای امپراتوری یه تیمه،

00:03:17.670 --> 00:03:18.960
‫اما اشتباه می‌کنن.

00:03:18.960 --> 00:03:21.630
‫طبق چیزی که فهمیدم، اون تک و تنهاست.

00:03:22.000 --> 00:03:26.130
‫و حالا که جاسوس تنهامون تیئا رو داره
‫و دیگران هم بهش کمک می‌کنن که فرار کنه،

00:03:26.130 --> 00:03:28.420
‫بدون شک از کشورش درخواست کمک کرده.

00:03:29.000 --> 00:03:33.540
‫دخترا احتمالاً متوجه نشدن،

00:03:33.540 --> 00:03:36.380
‫اما امپراتوری گالگاد یه کار بلد فرستاده.

00:03:37.960 --> 00:03:39.670
‫قیافه‌اش شبیه قارچه!

00:03:50.000 --> 00:03:51.210
‫قارچ؟

00:03:51.210 --> 00:03:54.750
‫عجب روشی برای اولین خوش آمدگویی انتخاب کردی.

00:03:54.750 --> 00:03:56.500
‫برای پشتیبانی اومدی؟

00:03:56.500 --> 00:03:57.920
‫خداروشکر...

00:03:58.500 --> 00:04:01.540
‫پس، امپراتوری ولم نکرده!

00:04:01.540 --> 00:04:02.750
‫مگه نه؟

00:04:02.750 --> 00:04:05.130
‫اومدم اینجا که یه ماموریتی رو کامل کنم.

00:04:06.250 --> 00:04:07.670
‫تو برام مثل یه سفر جزئی می‌مونی.

00:04:07.670 --> 00:04:09.880
‫تنها دلیلی که اصلاً تو این کشورم

00:04:09.880 --> 00:04:12.670
‫اینکه اینجا جایی بود که یکی به اسم آب‌های عمیق گم شده.

00:04:13.250 --> 00:04:17.130
‫اختیار کامل دارم که تو رو بکشم یا
‫هرطوری که دوست دارم بذارم بری.

00:04:17.960 --> 00:04:19.420
‫بوی خون میدی.

00:04:19.420 --> 00:04:21.170
‫جدیداً یکی رو کشتی؟

00:04:21.170 --> 00:04:23.580
‫اونم درست تو موقعی که توی یه عملیات مخفیانه هستی.

00:04:35.000 --> 00:04:37.380
‫درسته که من دردسر بزرگی‌ بودم.

00:04:37.380 --> 00:04:39.750
‫ارتش منو محاصره کرده بود،

00:04:39.750 --> 00:04:44.500
‫ابزارهامو دزدیدن، و تو ندونم کاری گیر کرده بودم.

00:04:44.500 --> 00:04:46.880
‫اما بعدش، یه معجزه رخ داد!

00:04:46.880 --> 00:04:48.540
‫ببین و لذت ببر،

00:04:48.540 --> 00:04:53.210
‫دختر گمشده‌ام رو پیدا کردم که جاسوس جمهوری شده بود!

00:04:54.830 --> 00:04:56.920
‫خب، تو بودی با این تجدید دیدار فوق العاده چی کار می‌کردی؟

00:04:56.920 --> 00:04:58.130
‫خوش بحالت.

00:04:58.130 --> 00:04:59.830
‫از اون برای ضربه زدن بهش استفاده کردم.

00:05:00.880 --> 00:05:04.830
‫زدمش، زدمش، انقدری که زدمش تا حافظه‌اش از دست داد،

00:05:04.830 --> 00:05:08.130
‫و سیاه و کبود ولش کردم.

00:05:08.130 --> 00:05:11.290
‫و حالا، اونو دوستاش دارن بهم کمک
‫می‌کنن که فرار کنم.

00:05:11.580 --> 00:05:14.960
‫باید بیایی و ببینی که چه ناز بهم میگه مامانی!

00:05:15.960 --> 00:05:18.500
‫اصلاً روحشم خبر نداره که دارم ازش سوء استفاده می‌کنم!

00:05:19.000 --> 00:05:25.880
‫چه دختر احمق و کودنیه!

00:05:27.170 --> 00:05:29.880
‫می‌دونستم همیشه یه تخته‌ات کمه،
‫اما حداقل از شر بوی خون خلاص شو.

00:05:30.210 --> 00:05:32.540
‫خیلی بوی بدی میدی،

00:05:32.540 --> 00:05:35.290
‫هرکسی که بتونه ضربان قلبت رو بو
‫کنه، می‌فهمه که دست به چه کارایی زدی.

00:05:37.670 --> 00:05:39.080
‫اوه، ببخشید.

00:05:39.080 --> 00:05:40.790
‫برای انتقام اونارو کشتم،

00:05:40.790 --> 00:05:43.130
‫یا بهتره بگم که، از ته دلم می‌خواستم همچین کاری کنم.

00:05:44.380 --> 00:05:45.920
‫خب، هرکاری که می‌خوای انجام بده.

00:05:46.580 --> 00:05:49.250
‫کارمو انجام میدم و برمی‌گردم امپراتوری.

00:05:49.250 --> 00:05:50.460
‫میگم...

00:05:51.080 --> 00:05:53.540
‫اصلاً حس مادری بهش داری؟

00:05:54.920 --> 00:05:56.580
‫حتی یه ذره هم نه.

00:05:56.580 --> 00:06:00.040
‫آخه، بچۀ عجیب و غریبیه.

00:06:05.630 --> 00:06:07.420
‫میگم، مشکلی پیش نمیاد؟

00:06:07.420 --> 00:06:09.830
‫چیزی از قایم شدن لا به لای بارها بلد نیستم...

00:06:12.920 --> 00:06:14.790
‫تا همین اواخر این کارا عملی نمی‌شد.

00:06:14.790 --> 00:06:16.630
‫نه حداقل با جعبه‌ها و بشکه‌های چوبی.

00:06:16.630 --> 00:06:19.960
‫قدری کوچیک هستش که کسی توش جا نمیشه،

00:06:19.960 --> 00:06:24.250
‫اما جدیداً حمل و نقل کانتینری تو دین شروع شده،

00:06:24.250 --> 00:06:26.330
‫و راحت می‌تونی بری توش جوری که انگار چیزی نیست.

00:06:26.540 --> 00:06:28.250
‫راه‌های جدیدی برای جاسوسا باز کرده.

00:06:28.250 --> 00:06:30.380
‫کشتی که قراره توش سوارت کنیم،
‫به سمت امپراتوری نمیره،

00:06:30.380 --> 00:06:32.790
‫سمت پادشاهی لیلات میره.

00:06:33.880 --> 00:06:36.880
‫اونا کشتی‌هایی که به سمت گالگاد میرن رو زیر نظر دارن.

00:06:37.210 --> 00:06:39.460
‫بهت کمک می‌کنیم تا از کشور خارج بشی،

00:06:39.460 --> 00:06:43.210
‫اما باید خودت تنهایی از لیلات به امپراتوری بری.

00:06:43.710 --> 00:06:44.920
‫فهمیدم.

00:06:45.960 --> 00:06:47.750
‫آنته اینو برات درست کرده.

00:06:47.750 --> 00:06:50.670
‫می‌تونی ازش برای سوزاندن قفل کانتینر از داخل استفاده کنی.

00:06:51.540 --> 00:06:53.750
‫میدونم که می‌تونی!

00:06:55.750 --> 00:06:56.960
‫مرسی.

00:06:58.710 --> 00:07:00.460
‫اوضاع چطوره، مونیکا؟

00:07:05.710 --> 00:07:06.710
‫مونیکا؟

00:07:06.710 --> 00:07:07.920
‫عا، آره.

00:07:07.920 --> 00:07:10.920
‫محموله تازه وارد شده،
‫و تونستم کانتینر مورد نظرمون رو ببینم.

00:07:10.920 --> 00:07:13.830
‫یه کانتینر حمل و نقل آبی شک با شمارۀ 3-896.

00:07:13.830 --> 00:07:15.040
‫آنته...

00:07:15.040 --> 00:07:17.040
‫حله!
‫بمب داره میاد!

00:07:19.380 --> 00:07:20.420
‫چی بود؟!

00:07:20.420 --> 00:07:23.080
‫آتیشه؟
‫کارگرها رو بجای امن ببرید!

00:07:23.080 --> 00:07:24.210
‫عجله کن!

00:07:24.210 --> 00:07:25.790
‫مرحلۀ اول انجام شد.

00:07:26.290 --> 00:07:30.630
‫بعدی، باید سرباز ها رو دور کنیم،
‫اما کار سختیه.

00:07:30.920 --> 00:07:33.380
‫فکر کنم اون
‫کاپیتان ولتر بارت هستش.

00:07:34.080 --> 00:07:35.670
‫برم تو کارش؟

00:07:35.670 --> 00:07:38.290
‫دو دقیقه دستتو تو شلوار کسی نکن.

00:07:38.290 --> 00:07:41.000
‫شایعات میگن که اون یکی از باهوش‌ترین
‫و بهترین آدمای ارتش هستش.

00:07:41.000 --> 00:07:43.880
‫و باور دارم که افرادش رو خیلی خوب مدیریت می‌کنه.

00:07:44.210 --> 00:07:46.500
‫اما، هنوز نمی‌تونیم تسلیم شیم.

00:07:48.750 --> 00:07:49.960
‫صبر کن.

00:07:52.540 --> 00:07:54.040
‫تحت نظریم؟

00:07:54.040 --> 00:07:55.250
‫اما کی؟!

00:07:55.750 --> 00:07:57.130
‫و از کجا؟

00:07:57.710 --> 00:08:00.460
‫فکر نکنم الان موقع خوبی برای رفتن باشه.

00:08:00.460 --> 00:08:03.250
‫واقعاً احساس بدی راجع بهش دارم.

00:08:05.080 --> 00:08:06.460
‫جاخالی داد؟

00:08:06.460 --> 00:08:07.670
‫چطوری؟

00:08:08.000 --> 00:08:10.710
‫دختر... جاسوس جمهوری خواه...

00:08:11.170 --> 00:08:13.210
‫گروهی از دخترای جوون...

00:08:13.960 --> 00:08:15.170
‫نکنه که...

00:08:18.540 --> 00:08:20.460
‫همونا هستن؟

00:08:20.710 --> 00:08:23.290
‫خب، می‌تونم یکیشون رو بکشم
‫و ببینم اوضاع چطور پیش میره.

00:08:31.380 --> 00:08:32.630
‫متوجه‌ام شدی.

00:08:33.670 --> 00:08:36.830
‫مثل اینکه شکارم بزرگ‌تر از چیزیه که انتظار داشتم.

00:08:38.630 --> 00:08:42.210
‫تنها کسایی که با دیدن قیافه‌ام این مدلی
‫واکنش نشون میدن که جاسوسای امپراتوری باشن.

00:08:42.630 --> 00:08:47.380
‫بین این و مهارت عالی تیراندازی که نشون دادی...

00:08:51.250 --> 00:08:53.540
‫تو ابلیس هستی؟

00:08:58.250 --> 00:09:00.210
‫پله‌ها رو بستم.

00:09:01.880 --> 00:09:03.960
‫اونا کف سمی هستن؟

00:09:07.750 --> 00:09:08.960
‫سنسه...

00:09:09.250 --> 00:09:11.040
‫لعنتـــی!

00:09:11.380 --> 00:09:14.000
‫چرا باید با این

00:09:14.960 --> 00:09:17.960
‫هیولا بجنگم؟!

00:09:18.580 --> 00:09:20.130
‫فقط فرار کردن بلدی؟

00:09:20.130 --> 00:09:22.210
‫با مهارت‌هایی که داری،
‫مطمئنم کارای بیشتری از پست بر میاد.

00:09:22.210 --> 00:09:23.920
‫هرچی دوست داری بگو!

00:09:23.920 --> 00:09:25.670
‫کارا رو اینطوری پیش میبرم!

00:09:28.080 --> 00:09:30.210
‫خطر رفع شد؟

00:09:30.210 --> 00:09:31.500
‫خب، خوبه.

00:09:31.500 --> 00:09:32.710
‫عجله کنیم.

00:09:44.460 --> 00:09:46.790
‫راهی وجود نداره که ازشون رد بشیم.

00:09:47.750 --> 00:09:49.830
‫بده من وسایلت رو می‌برم.

00:09:49.830 --> 00:09:51.040
‫مرسی.

00:09:51.040 --> 00:09:53.500
‫نمی‌دونستم که قراره اوضاع انقدر جالب بشه.

00:09:53.500 --> 00:09:55.080
‫به خودم بسپارش.

00:09:56.080 --> 00:09:57.080
‫آنته،

00:09:57.080 --> 00:09:59.330
‫هر بمب و دودزایی که داری رو بهم بده.

00:10:03.750 --> 00:10:05.210
‫چی شده؟!

00:10:09.710 --> 00:10:12.080
‫شلیک کنید! نذارید جاسوسه فرار کنه!

00:10:15.040 --> 00:10:16.830
‫وقتی که اونا تو مبارزه بودن،

00:10:16.830 --> 00:10:19.460
‫کلاوس جلوی گلولۀ جسد رو با چاقو گرفت.

00:10:19.920 --> 00:10:21.790
‫یعنی منم می‌تونم؟

00:10:23.500 --> 00:10:26.830
‫زاویه... فاصله... سرعت... زمان بندی...

00:10:26.830 --> 00:10:29.250
‫باید خوشحال باشم که هیچ پشیمونی ندارم.

00:10:40.380 --> 00:10:42.670
‫عا، آسون بود.

00:10:45.250 --> 00:10:47.130
‫نترسید! احاطه‌شون کنید!

00:10:47.130 --> 00:10:48.330
‫اینجام، احمقا!

00:10:48.330 --> 00:10:49.540
‫نمی‌خوام شماها رو بکشم،

00:10:49.540 --> 00:10:51.080
‫اما دلیل نمیشه که کمی خوش نگذرونیم.

00:10:55.830 --> 00:10:59.920
‫مونیکا، حالا که سمت منو گرفتی،
‫همه چی خیلی برام راحت‌تر شد!

00:11:02.830 --> 00:11:04.960
‫بیایید از همدیگه جدا شیم و دنبال کانتینر بگردیم.

00:11:05.420 --> 00:11:08.330
‫اگه 3-896 رو پیدا کردید، تو رایدو بهم بگید.

00:11:10.460 --> 00:11:11.670
‫پشت سرت!

00:11:13.920 --> 00:11:16.130
‫نگران نباش، با منه.

00:11:17.130 --> 00:11:20.460
‫پس تعجبی نداره که بوی بدی حس نکردم.

00:11:20.960 --> 00:11:23.040
‫بعداً بهت جایزۀ بزرگی میدم،

00:11:23.040 --> 00:11:25.710
‫پس می‌تونی تشکیلات استقرار فعلی خودتون رو بهم بگی؟

00:11:25.710 --> 00:11:27.460
‫معلومه!

00:11:33.830 --> 00:11:35.750
‫میرم اونجا رو نگاه کنم.

00:11:35.750 --> 00:11:37.630
‫منم میرم اون طرفی.

00:11:38.040 --> 00:11:39.460
‫پس بهتره که منم برم.

00:11:40.290 --> 00:11:41.500
‫صبر کن.

00:11:42.000 --> 00:11:44.380
‫ببخشید که اینطور فکر می‌کنم...

00:11:45.130 --> 00:11:46.330
‫چیه؟

00:11:47.540 --> 00:11:49.170
‫ماتیلدا، تو...

00:11:51.170 --> 00:11:53.630
‫می‌خواستی اون سرباز رو بکشی؟

00:11:54.670 --> 00:11:56.540
‫تونستم هالۀ خون خواهیت رو حس کنم.

00:11:56.540 --> 00:11:57.750
‫موضوع از چه قراره؟

00:11:57.750 --> 00:12:01.040
‫پس اگه یه قاچاقچی هستی،
‫چرا مثل آب خوردن اومدن سراغت؟

00:12:05.880 --> 00:12:07.540
‫خیلی دیر فهمیدی.

00:12:07.540 --> 00:12:10.710
‫برای پرسیدن چنین سوالاتی خیلی دیر شده.

00:12:10.710 --> 00:12:13.040
‫خیلی دیر فهمیدی چی به چیه.

00:12:13.040 --> 00:12:14.250
‫تو!

00:12:14.750 --> 00:12:16.710
‫تیئا، عزیزم، تو اصلاً مهم نیستی.

00:12:16.710 --> 00:12:20.420
‫خیلی آدم ساده‌ای، و این باعث شد که خیلی راحت گولت بزنم.

00:12:20.420 --> 00:12:26.080
‫تو تموم زندگیم، تا حالا ندیدم کسی به همین
‫راحتیا گول بخوره.

00:12:27.540 --> 00:12:28.960
‫شوخی کردم!

00:12:29.170 --> 00:12:34.170
‫واقعاً ازت سپاس گزارم،
‫و واقعاً عاشق دخترمم.

00:12:34.460 --> 00:12:37.710
‫حس خون خواهی نبود، فقط یکم تعجب کردم.

00:12:37.960 --> 00:12:40.630
‫متأسفم، به عنوان کسی که مدت
‫بیشتری جاسوس بوده،

00:12:40.630 --> 00:12:42.580
‫می‌خواستم کمی اذیتت کنم.

00:12:44.790 --> 00:12:48.670
‫بخاطر یه شوخی کوچیک بهم شلیک نمی‌کنی که؟

00:12:48.670 --> 00:12:53.130
‫نه وقتی که یکی از هم تیمی‌هات با عشق بهم میگه مامانی.

00:12:54.670 --> 00:12:56.790
‫کانتینر حمل و نقلو پیدا کردم.

00:12:56.790 --> 00:12:58.040
‫صدامو داری؟

00:12:58.040 --> 00:12:59.420
‫تمام.

00:13:00.960 --> 00:13:03.040
‫بریم، تیئا-سان؟

00:13:18.880 --> 00:13:20.250
‫عقب وایستا، هیولا!

00:13:23.080 --> 00:13:27.250
‫اگه یه قدم دیگه نزدیک باشی، با این یه غیر نطامی رو می‌کشم!

00:13:27.710 --> 00:13:29.460
‫اون به زور یه خطر جدی حساب میشه.

00:13:29.460 --> 00:13:32.210
‫با اینجور کور کورانه زدن قرار نیست هیچکسو بزنی.

00:13:33.250 --> 00:13:35.830
‫خب، هیچوقت امتحانش نکردم.

00:13:35.830 --> 00:13:37.580
‫ولی مطمئنم میزنم.

00:13:39.040 --> 00:13:43.250
‫تازشم یه بمب توی اون هتل کار گذاشتم.

00:13:43.250 --> 00:13:45.500
‫۵ دقیقه دیگه، منفجر میشه.

00:13:45.880 --> 00:13:47.210
‫خالی می‌بندی.

00:13:47.210 --> 00:13:49.830
‫مطمئنم میتونی بفهمی که نمیگم.

00:13:50.080 --> 00:13:54.750
‫و نمیخوای که یکی از شهروندایی که برزخ عاشقشون
‫بود و ازشون مراقب میکرد رو فدا کنی، نه؟

00:13:54.750 --> 00:13:57.040
‫این ضعفته.

00:13:57.040 --> 00:14:00.460
‫ببخشید، ولی من کوچیک‌ترین اطلاعات
‫درباره تو رو هم میدونم.

00:14:00.460 --> 00:14:03.630
‫اون مربیت وقتی خیانتکار از آب در اومد ماجرا رو لو داد.

00:14:04.000 --> 00:14:05.420
‫جوابمو بده.

00:14:05.420 --> 00:14:07.580
‫چرا به کشورش خیانت کرد؟

00:14:07.580 --> 00:14:08.790
‫چه میدونم.

00:14:08.790 --> 00:14:11.710
‫حالا بهتره عجله کنی بری.

00:14:11.710 --> 00:14:13.960
‫وگرنه سروقت نمیرسی، آتش سوزی.

00:14:13.960 --> 00:14:19.420
‫آب‌های عمیق، همون رونالد، احتمالا
‫باهات مبارزه کرد و شکست خورد،

00:14:19.880 --> 00:14:23.920
‫ولی من مستقیم مبارزه نمیکنم،
‫و برای همین شکست نمیخورم.

00:14:24.330 --> 00:14:26.750
‫بهترین راهیه که دارم.

00:14:27.210 --> 00:14:29.000
‫چهرت رو حفظ کردم.

00:14:29.580 --> 00:14:32.790
‫دفعه بعد که ببینمت تمومت می‌کنم، مرد قارچی.

00:14:32.790 --> 00:14:34.960
‫لطفا اونو صدام نکن.

00:14:34.960 --> 00:14:37.130
‫ترجیح میدم از عنکبوت سفید استفاده کنی.

00:14:44.250 --> 00:14:46.000
‫این جاییه که راهمونو جدا میکنیم.

00:14:46.000 --> 00:14:47.790
‫از همتون خیلی ممنونم.

00:14:47.790 --> 00:14:50.130
‫آنته، ۳۰ ثانیه بهت وقت میدم.

00:14:50.130 --> 00:14:51.670
‫برای چی؟

00:14:52.290 --> 00:14:54.080
‫برای خدافظی کردن.

00:14:54.080 --> 00:14:56.540
‫زود باش و از صمیم قلب بگو.

00:15:07.000 --> 00:15:09.290
‫درسته! یادم رفت!

00:15:09.670 --> 00:15:11.420
‫اینم جعبه ابزارت.

00:15:12.630 --> 00:15:14.460
‫میخوای بیای؟ با من؟

00:15:14.460 --> 00:15:15.630
‫رد میکنم.

00:15:15.630 --> 00:15:18.130
‫دوست دارم با این بچه‌ها باشم.

00:15:18.380 --> 00:15:19.380
‫باشه.

00:15:19.380 --> 00:15:22.460
‫پس لازم نیست جعبه ابزارمو پس بدی.
‫میتونی نگهش داری.

00:15:22.460 --> 00:15:23.670
‫واقعا؟

00:15:24.420 --> 00:15:27.290
‫اگه اینطوره، مال خودمو بعنوان هدیه بهت میدم!

00:15:27.880 --> 00:15:29.080
‫بیا مبادله!

00:15:31.580 --> 00:15:32.920
‫اونا دقیقا یکین.

00:15:33.170 --> 00:15:35.830
‫اوه پس اینو ساختی.

00:15:35.830 --> 00:15:38.580
‫آره! مطابق دستگاهته، مامان.

00:15:43.540 --> 00:15:44.540
‫خدافظ.

00:15:44.540 --> 00:15:45.880
‫خدافظ.

00:15:49.170 --> 00:15:50.380
‫آنیکی!

00:15:50.880 --> 00:15:54.380
‫ممنونم که کمک کردی به آرزوم برسم!

00:15:55.080 --> 00:15:58.040
‫خب فایده‌ای نداره دربارش حرف بزنم.

00:15:58.040 --> 00:16:01.420
‫تمام این مدت، هدف اصلیم محافظت
‫از اون خنده بود.

00:16:01.920 --> 00:16:04.540
‫واو، اون واقعا بمب کار گذاشته بود.

00:16:04.540 --> 00:16:09.330
‫درصورتیکه یکی مثل من بره دنبالش، آره.

00:16:10.290 --> 00:16:13.420
‫باورم نمیشه یکی تونسته واقعا از سنسه فرار کنه.

00:16:14.710 --> 00:16:16.250
‫باید همینجا باشه.

00:16:17.290 --> 00:16:21.080
‫به ولتر هشدار دادم که جاسوسو توی دریا تعقیب نکنه...

00:16:21.080 --> 00:16:24.080
‫به این امید که غرورش اونو مجبور به
‫انجام این کار بکنه.

00:16:24.080 --> 00:16:25.290
‫و اگه کرده باشه...

00:16:29.460 --> 00:16:31.500
‫اوه سلام کلاوس.
‫مدتی میشه ندیدمت.

00:16:31.500 --> 00:16:33.580
‫مـ-مانیکا؟! داری چیکار...

00:16:33.580 --> 00:16:34.790
‫بو گوه میدی!

00:16:35.750 --> 00:16:36.960
‫عالیه.

00:16:39.630 --> 00:16:42.920
‫مأموریت: فراموشکار ۴

00:16:42.930 --> 00:16:49.930
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:16:45.130 --> 00:16:46.500
‫زود باش!

00:16:46.500 --> 00:16:48.920
‫نمیتونی از اینکارا بکنی، ارنا!

00:16:48.920 --> 00:16:50.500
‫گم شدی و حتی زنگ نزدی؟!

00:16:50.500 --> 00:16:52.290
‫کلی نگرانت بودم!

00:16:56.630 --> 00:16:58.880
‫خیلی زشت بود کلاوس.

00:16:58.880 --> 00:17:01.420
‫میتونستی بهمون بگی که یکی مثل اون
‫توی تیم‌مون داریم.

00:17:01.420 --> 00:17:03.750
‫برای هیچی نگران بودم.

00:17:04.170 --> 00:17:07.790
‫تو گذاشتی خودمو مسخره کنم که بگم تیم
‫بی‌رحمی کم داره.

00:17:18.290 --> 00:17:20.420
‫به اندازه کافی دور شدم که احتمالا حالا جام امنه.

00:17:20.420 --> 00:17:22.830
‫دوس دارم بدونم اون عجوزه تونست فرار کنه؟

00:17:23.040 --> 00:17:27.630
‫درضمن، اون حتی دختر واقعیم نیست.

00:17:27.630 --> 00:17:30.880
‫فقط یه بچه‌ست که توی سطل آشغال یه ایستگاه
‫قطار دور انداخته شده بود پیدا کردم.

00:17:30.880 --> 00:17:33.880
‫فقط بخاطر این برداشتمش چون فکر کردم برای
‫کارای جاسوسیم بکار میاد.

00:17:33.880 --> 00:17:35.830
‫یکم حس بدی گرفتم...

00:17:35.830 --> 00:17:40.330
‫وقتی چشمش حین جراحی پلاستیک له شد تا بنظر
‫برسه ما باهم نسبت داریم.

00:17:40.670 --> 00:17:44.960
‫ولی وجود اون دختر نجاسته.

00:17:45.250 --> 00:17:49.130
‫همینطور که بزرگ شد، شروع کرد به تبدیل شدن به
‫چیزی وحشتناک که قابل درک نبود.

00:17:49.380 --> 00:17:51.670
‫انقد بد ترسوندم که انقدر زدمش،

00:17:51.670 --> 00:17:54.880
‫و خوشبختانه، خاطراتشو از دست داد تا بتونم ولش کنم.

00:17:55.880 --> 00:17:57.920
‫ولی حالا که بهش فکر میکنم،

00:17:57.920 --> 00:18:01.000
‫فهمیدم که وقتی که یه مدل معیوب داری،
‫باید مطمئن بشی درست از شرش خلاص میشی.

00:18:01.000 --> 00:18:03.880
‫اینو بهش میدم تا به یاد مادرش باشه.

00:18:04.250 --> 00:18:07.080
‫داخلش یه بمب جاسازی کردم.

00:18:07.080 --> 00:18:13.500
‫تا آخر نقش مادر دلسوزو بازی میکنم،
‫بعد دخترمو تیکه تیکه میکنم.

00:18:16.170 --> 00:18:17.580
‫کلاوس! آنیکی!

00:18:17.580 --> 00:18:19.210
‫بهتره فرار کنم!

00:18:19.750 --> 00:18:21.040
‫گرفتمت.

00:18:21.040 --> 00:18:22.670
‫این گرگم به هوا تمومه.

00:18:23.290 --> 00:18:25.710
‫بلأخره گرفتنم!

00:18:27.040 --> 00:18:28.380
‫چطور بود؟

00:18:28.380 --> 00:18:30.790
‫از تعطیلاتت لذت بردی؟

00:18:31.210 --> 00:18:33.330
‫قوق‌العاده رضایت‌بخش بود!

00:18:33.330 --> 00:18:35.380
‫کلی چیز یاد گرفتم.

00:18:35.710 --> 00:18:41.130
‫اول نمیفهمیدم چرا بقیه انقد مسئله درباره
‫مامانو بزرگ میکردن.

00:18:41.130 --> 00:18:44.040
‫ولی حالا، باهوش‌تر شدم!

00:18:44.290 --> 00:18:45.290
‫توضیح بده.

00:18:45.290 --> 00:18:48.960
‫بعضی وقتا از دستم عصبانی میشه،
‫گاهی ازم تعریف میکنه،

00:18:48.960 --> 00:18:52.330
‫و توی چیزی که میخوام انجام بدم ازم حمایت میکنه.

00:18:52.710 --> 00:18:54.210
‫این چیزیه که یه مامانه!

00:18:54.670 --> 00:18:59.250
‫پس وقتی مامان ناراحت میشه، من عصبانی میشم.

00:18:59.540 --> 00:19:00.880
‫این ارزشش برای منه!

00:19:00.880 --> 00:19:04.670
‫و این مامانت، ماتیلدائه، زنی که بهش ملحق شدی؟

00:19:04.670 --> 00:19:07.460
‫نه خیر! تیئائه!

00:19:08.380 --> 00:19:10.580
‫اون زن برای مامان من شدن مناسب نیست.

00:19:11.420 --> 00:19:17.080
‫روز بعد از اینکه متوجه شدیم که یه جاسوسه،
‫فهمیدم واقعا چه آدمیه.

00:19:17.420 --> 00:19:20.460
‫وقتی کنار ساحل همدیگه رو دیدیم،
‫بوی خون میداد.

00:19:20.460 --> 00:19:21.960
‫خیلی عصبانی بودم!

00:19:21.960 --> 00:19:23.420
‫از ناکجا آباد پیداش میشه،

00:19:23.420 --> 00:19:25.750
‫و وقتی جعبه ابزارشو از سخاوتمندی براش میگیریم،

00:19:25.750 --> 00:19:27.380
‫میره ازش برای کشتن مردم استفاده میکنه!

00:19:27.380 --> 00:19:29.630
‫انگار داشت حسن نیت تیئا رو به صورتش میزد!

00:19:29.630 --> 00:19:30.880
‫کی اینکارو میکنه؟!

00:19:31.250 --> 00:19:34.790
‫ولی تصمیم نگرفتی که به ارتش تحویلش بدی.

00:19:36.380 --> 00:19:41.540
‫یه جاسوس امپراطوری از ابزاری که ما براش برگردوندیم
‫برای کشتن شهروندان جمهوری استفاده کرد.

00:19:41.920 --> 00:19:46.790
‫اگه اون ارتشیای احمق میفهمیدن،
‫یه روسوایی بزرگ برای روشنایی چراغ بود.

00:19:47.330 --> 00:19:50.330
‫به عبارت دیگه، یه وضعیت بدو درست میکرد.

00:19:51.080 --> 00:19:54.630
‫اگه ماتیلدا گرفتار ارتش میشد،
‫اونا مواد باج خواهی ازمون میگرفتن.

00:19:54.920 --> 00:19:56.830
‫با محدودیت زمانی داشتین مواجه میشدین.

00:19:56.830 --> 00:20:00.080
‫و مهم‌تر از همه، خون‌تون به جوش اومده بود.

00:20:00.290 --> 00:20:02.330
‫برای همینه که تصمیم گرفتی بکشیش.

00:20:02.750 --> 00:20:04.540
‫با جلوه دادن اینکه دارین بهش کمک میکنین فرار کنه،

00:20:04.540 --> 00:20:06.460
‫تونستین داخل یه کانتینر حمل و نقل گرفتارش کنین.

00:20:06.460 --> 00:20:09.540
‫خودشه! باریکلا، آنیکی!

00:20:10.080 --> 00:20:11.960
‫شماره رو تغییر دادی نه؟

00:20:11.960 --> 00:20:13.710
‫احتمالا با رنگ حل شدنی در آب.

00:20:14.080 --> 00:20:18.580
‫اونجوری، تونستی ببریش داخل کانتینر بدون اینکه
‫تیئا و بقیه بفهمن.

00:20:18.580 --> 00:20:20.750
‫بعدا، بارون رنگو پاک کرد و اعداد واقعیو مشخص کرد.

00:20:20.750 --> 00:20:22.630
‫واو، دوباره خودشه!

00:20:23.040 --> 00:20:26.170
‫اون کانتینر درحال بارگیری به کشتی عازم
‫به قاره دیگه‌ایه.

00:20:26.170 --> 00:20:27.580
‫ممکنه اون فرار کنه؟

00:20:27.580 --> 00:20:31.540
‫مشعلی که بهش دادمو تنظیم کردم که تقریباً
‫بلافاصله خراب بشه.

00:20:31.540 --> 00:20:32.920
‫محکوم به فناس!

00:20:33.290 --> 00:20:36.040
‫پس ماتیلدا ۱۰ روزو داخل سفر بین قاره‌ای سپری میکنه...

00:20:36.040 --> 00:20:38.710
‫حبس شده داخل کانتینرش، و از گشنگی میمیره.

00:20:38.710 --> 00:20:40.880
‫و اون چیزیه که برای عصبانی کردنم میگیره!

00:20:41.250 --> 00:20:42.710
‫مطمئنی به اندازه کافی دور شدی؟

00:20:43.460 --> 00:20:46.830
‫ماتیلدا ممکنه وقتی بفهمه چه اتفاقی افتاده
‫درخواست کمک بکنه،

00:20:46.830 --> 00:20:49.540
‫و یه احتمال غیر صفر وجود داره که یکی خارج
‫از کانتینر صداشو بشنوه.

00:20:49.540 --> 00:20:51.670
‫اون عمل کوچیکم، از لطفم بوده.

00:20:51.670 --> 00:20:55.080
‫براش یه درصد احتمال زنده موندن گذاشتم!

00:20:56.500 --> 00:21:00.330
‫و حالا اون یه درصدم نیست!

00:21:00.880 --> 00:21:03.750
‫اون بمبو خودش ساخت.

00:21:04.080 --> 00:21:06.710
‫اون کسیه که جاسازش کرد،
‫و کسی که منفجرش کرد.

00:21:06.710 --> 00:21:09.750
‫با یه چیز مشابه تغییرش دادی؟

00:21:09.750 --> 00:21:10.790
‫آره!

00:21:10.790 --> 00:21:13.210
‫چه زن رقت انگیزی که با بمب خودش به بالا میره.

00:21:13.210 --> 00:21:15.790
‫اگه سعی نکرده بود منفجرم کنه،

00:21:15.790 --> 00:21:17.790
‫ممکن بود زنده بمونه!

00:21:20.790 --> 00:21:25.290
‫قراره نجاست صدام کنی، آنیکی؟

00:21:25.880 --> 00:21:27.330
‫منظورت چیه؟

00:21:27.330 --> 00:21:29.250
‫کسی اینو صدات کرده؟

00:21:29.250 --> 00:21:30.460
‫اونا..

00:21:31.290 --> 00:21:32.880
‫هان؟

00:21:34.540 --> 00:21:36.460
‫کسی که انقدری شروره که...

00:21:36.460 --> 00:21:38.170
‫وجودش نجاسته.

00:21:38.170 --> 00:21:39.580
‫اینطور نیست.

00:21:39.580 --> 00:21:42.080
‫با اینکه تصمیم‌های آنته بی‌رحمانه بودن...

00:21:42.080 --> 00:21:45.380
‫جمهوریو به بهترین نتیجه ممکن رسوندن.

00:21:46.080 --> 00:21:47.500
‫کلاوس؟ آنیکی؟

00:21:49.080 --> 00:21:51.670
‫میدونی 'فراموشکار' به چه معنیه، آنته؟

00:21:52.960 --> 00:21:54.380
‫بهم بگو لطفا.

00:21:54.380 --> 00:21:56.630
‫وقتی کسی خودشو فراموش کنه،
‫به حالتی اشاره داره...

00:21:56.630 --> 00:21:59.540
‫که هیچ چیز دیگه‌ای وارد میدان دیدشون نمیشه.

00:22:00.210 --> 00:22:01.830
‫همه چیزو غیر از خودشون فراموش میکنن،

00:22:01.830 --> 00:22:03.710
‫و وقتی همه چیزشونو وقف...

00:22:03.710 --> 00:22:05.500
‫برآورده کردن امیال‌شون کردن،

00:22:05.880 --> 00:22:08.380
‫تمام چیزی که باقی میمونه نفس خالصه.

00:22:08.380 --> 00:22:11.540
‫این عمل نهایت خودخواهیه.

00:22:13.420 --> 00:22:16.380
‫آنته، بی‌رحمی‌ای که داری یه سلاحه...

00:22:16.380 --> 00:22:18.880
‫که تو و فقط خودت توی تیم داری.

00:22:18.880 --> 00:22:21.000
‫هیچ چیز نجسی دربارش وجود نداره.

00:22:21.000 --> 00:22:22.500
‫عالیه.

00:22:22.630 --> 00:22:24.830
‫خیلی بهت افتخار میکنم.

00:22:27.250 --> 00:22:29.420
‫برای همینه که دوست دارم، آنیکی!

00:22:29.630 --> 00:22:33.290
‫در مقابلش، یه راز خاصو بهت میگم.

00:22:33.290 --> 00:22:37.000
‫یه دلیل دیگه هست که چرا ماتیلدا رو کشتم!

00:22:37.330 --> 00:22:38.330
‫چیه؟

00:22:38.330 --> 00:22:40.290
‫'اون اصلا تغییر نکرده.'

00:22:40.290 --> 00:22:44.330
‫ما همدیگه رو ۴ سال ندیدیم، و این چیز
‫وحشتناکیه که بهم گفت!

00:22:44.330 --> 00:22:46.710
‫حتی کشتنش برای فرو نشوندن خشمم کافی نبود!

00:22:47.420 --> 00:22:50.790
‫میدونم قرار نیست بلندتر بشم،
‫و خیلی بده.

00:23:04.630 --> 00:23:07.750
‫اگه اعمالت نتیجه پایبندیت به باورهاته،

00:23:07.750 --> 00:23:09.130
‫پس باید بهشون افتخار کنی.

00:23:10.920 --> 00:23:12.210
‫سنسه بهم بگو.

00:23:12.500 --> 00:23:16.670
‫چیکار کنم که این ناامیدی از بین بره؟

00:23:17.330 --> 00:23:18.710
‫برای اون،

00:23:19.130 --> 00:23:23.000
‫شاید بهتر باشه که بجای جواب خودم جواب
‫رئیسو بهت بدم.

00:23:23.580 --> 00:23:24.790
‫جواب اجاق-سان؟

00:23:25.330 --> 00:23:28.210
‫درسته.
‫اون احتمالا برات بهتره.

00:23:28.790 --> 00:23:31.710
‫'مطمئن شو که مأموریت بعدیو انجام میدی
‫و حتما تمومش میکنی.'

00:23:32.040 --> 00:23:33.250
‫این تمام چیزیه که میگم.

00:23:35.170 --> 00:23:36.540
‫مصداق دقیق اجاق-سان...

00:23:37.290 --> 00:23:38.830
‫چه جواب عالی‌ای.
