﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.490 --> 00:01:49.280
<i>داستان قصر ین شی
قسمت 15</i>

00:02:49.730 --> 00:02:51.730
از وابستگان خاندان سلطنتی بودن واقعا تفاوت ايجاد ميکنه

00:02:51.730 --> 00:02:54.430
بعد از ارتکاب اشتباه اون هنوز اجازه
داره در مراسم پيشکش حاضر بشه

00:02:54.430 --> 00:02:55.700
هايلان چا

00:02:55.700 --> 00:02:59.150
حالا که حرفش شد تو هم يه وابسته ی
مشروع خانواده ی سلطنتی هستی

00:02:59.150 --> 00:03:01.480
اما خصوصيات بد و زشت هونگ ژيائو رو نداری

00:03:01.480 --> 00:03:04.580
... اين نشون ميده موقعيت نجيب زادگی شاهزاده يی

00:03:04.580 --> 00:03:06.610
چيز خاصی نيست
( يعنی خون سلطنتی داره اما آدم نيست )

00:03:07.440 --> 00:03:09.870
موقع زمان استراحت بيا درباره ی اينجور مسائل حرف نزنيم

00:03:14.450 --> 00:03:16.280
چه اتفاقی افتاده ؟

00:03:16.280 --> 00:03:18.510
خيلی عجله داشت

00:03:27.410 --> 00:03:29.070
امپراتور

00:03:40.390 --> 00:03:42.070
بررسيش کن -
بله -

00:03:55.360 --> 00:03:57.990
<i>چه خبره ؟ چرا اين همه آدم اينجاست ؟</i>

00:03:57.990 --> 00:03:59.520
<i>بايد اتفاقی افتاده باشه</i>

00:04:36.510 --> 00:04:39.360
امپراتور ... ما پيداش کرديم

00:04:52.720 --> 00:04:58.190
هونگ ژيائو .. چرا سلسله ی چينگ با خوردن
گوشت خير و برکت رو با هم شريک ميشن ؟

00:04:58.190 --> 00:05:00.670
هنوز يادته ؟

00:05:00.670 --> 00:05:04.280
يادمه ... امپراتور تای ژو قبل از اينکه مجبور
... بشه در جوانی از خانواده اش جدا بشه

00:05:04.280 --> 00:05:07.000
برادرش رو برد کوهستان تا جينسينگ جمع کنن و شکار کنن

00:05:07.000 --> 00:05:09.120
اونها با پختن گوشت در آب جوش زنده موندن و نجات پيدا کردن

00:05:09.120 --> 00:05:12.420
از اون به بعد ما اين سنت رو حفظ کرديم ... بعد از
... اينکه چينگ وارد دیار این سوی ديوار بزرگ شد

00:05:12.420 --> 00:05:14.830
قصر کانينگ دو تا مراسم پيشکش شب و روز داره

00:05:14.830 --> 00:05:17.680
و هر سه ماه يه مراسم پيشکش بزرگ انجام
... ميشه ... دلیلش اينه که نسل خاندان چينگ

00:05:17.680 --> 00:05:19.870
سختی های اجدادمون برای سازماندهی
يه تعهد بزرگ رو به ياد داشته باشه

00:05:19.870 --> 00:05:21.750
تاسيس کردن امپراتوری چينگِ بزرگ سخت بود

00:05:21.750 --> 00:05:24.330
... از اونجايی که خودت همه ی اينا رو ميدونی

00:05:24.330 --> 00:05:26.970
پس چرا به گوشت نمک اضافه کردی ؟

00:05:28.180 --> 00:05:31.610
اضافه کردن نمک ؟ من اين کار رو نکردم

00:05:31.610 --> 00:05:33.640
خودت مزه اش کن

00:05:46.020 --> 00:05:48.470
... اجداد ما تونستن تحملش کنن

00:05:49.270 --> 00:05:51.340
در حالی که تو نميتونی

00:05:51.340 --> 00:05:57.300
اضافه کردن نمک به گوشت پيشکشی به
وضوح تحقیر کردن اجدادمون و خدایانه

00:05:57.300 --> 00:05:59.160
تو خيلی گستاخی

00:05:59.160 --> 00:06:04.020
افراد ! شاهزاده يی به اجدادمون بی احترامی
کرد و گوشت پيشکشی رو خراب کرد

00:06:04.020 --> 00:06:07.710
موقعيتش به عنوان نگهبان سلطنتی
دروازه ی خلوص آسمانی لغو ميشه

00:06:07.710 --> 00:06:09.300
بذاريد دادگاه قبيله ی امپراتوری به کارش رسيدگی کنه

00:06:09.300 --> 00:06:12.630
امپراتور ! امپراتور ! من واقعا اين کار رو نکردم

00:06:12.630 --> 00:06:15.590
من واقعا نمک نياوردم داخل قصر ... من بی گناهم

00:06:15.590 --> 00:06:20.390
امپراتور ! امپراتور ! من بی گناهم

00:06:26.810 --> 00:06:30.660
، انجام مراسم پيشکش شب و روز
... شريک شدن گوشت پيشکشی

00:06:32.450 --> 00:06:34.540
اينها دعاهای خير از طرف اجدادمونه

00:06:34.540 --> 00:06:36.820
حفاظت از خدايانه

00:06:37.880 --> 00:06:44.000
اما اصالتاً شجاعت و مهارت جنگی فرزندان
.. هشت خاندانی که تحت رهبری شاهزاده یی هستن

00:06:44.570 --> 00:06:47.960
الان تبديل شدن به حشراتی که به
قابليت های اجدادشون متکی هستن

00:06:47.960 --> 00:06:49.800
فقط با پرنده ها بازی ميکنن يا با سگ ها ميرن پياده روی

00:06:49.800 --> 00:06:51.960
و محل خدمت اشون رو ترک ميکنن

00:06:51.960 --> 00:06:54.670
... نه تنها رفتن به ميدون جنگ و کشتن دشمنان امون

00:06:55.600 --> 00:07:00.320
حتی خوردن يه تيکه گوشت پيشکشی براشون کار سختی شده

00:07:05.410 --> 00:07:07.680
بايد به همه اتون هشدار بدم

00:07:09.280 --> 00:07:11.960
تاسيس سلسله ی چينگ کار آسونی نبود

00:07:11.960 --> 00:07:15.280
... من هرگز اجازه نميدم اين امپراتوری بزرگ

00:07:15.280 --> 00:07:17.920
... به دست يه گروه از پسرای ولخرج

00:07:17.920 --> 00:07:20.950
که فقط دنبال عيش و نوش هستن نابود
بشه و به اجدادمون بی احترامی کنن

00:07:24.150 --> 00:07:25.780
بررسی کنين

00:07:27.050 --> 00:07:29.820
نگهبان های بيرون رو هم بررسی کنين

00:07:30.530 --> 00:07:33.710
... ميخوام از نزديک ببينم ديگه کی

00:07:33.710 --> 00:07:35.630
جرات کرده همچين کاری انجام بده

00:07:49.450 --> 00:07:51.080
بررسی اشون کنين

00:07:56.270 --> 00:07:59.850
چه خبره ؟ از کی تا حالا خدمتکارايی
مثل شما ما رو بررسی ميکنن ؟

00:07:59.850 --> 00:08:01.470
هايلان چا

00:08:04.060 --> 00:08:06.450
جناب لرد ... ببخشيد که می رنجونم اتون

00:08:06.450 --> 00:08:08.120
بررسيش کنيد

00:08:13.250 --> 00:08:15.090
لرد فوخنگ ... لطفا

00:08:41.720 --> 00:08:42.960
کس ديگه ای رو گرفتين ؟

00:08:42.960 --> 00:08:46.630
باديگاردهای سلطنتی و نگهبان های سلطنتی
دروازه ی خلوص آسمانی همه اشون بررسی شدن

00:08:46.630 --> 00:08:49.800
کس ديگه ای جرات نداشته چيزی به گوشت اضافه کنه

00:08:53.630 --> 00:08:56.190
بالاخره آدمای عاقل هم وجود دارن

00:08:57.730 --> 00:08:59.100
به خوردن گوشت ادامه بدين

00:08:59.100 --> 00:09:00.540
بله

00:09:04.650 --> 00:09:08.260
همگی لطفا به خوردن گوشت ادامه بدين

00:09:12.320 --> 00:09:15.360
<i>چرا فوخنگ گير نيفتاد ؟</i>

00:09:24.380 --> 00:09:28.130
ارباب جوان ... شما حالتون خوبه ؟

00:09:29.910 --> 00:09:32.130
قبلا خيلی ترسيده بودم

00:09:32.130 --> 00:09:34.520
شاهزاده يی تنزل مقام گرفت و برای بازپرسی فرستاده شد

00:09:34.520 --> 00:09:38.760
اونم فقط به خاطر يه مقدار نمک
حتی فرستادنش دادگاه قبيله ی امپراتوری

00:09:38.760 --> 00:09:42.840
اگه از قبل خبر داشتم نبايد بهتون ميگفتم
اون نمک ادويه دار رو با خودتون بياريد

00:09:42.840 --> 00:09:46.500
خوشبختانه شما امروز نياوردينش

00:10:01.880 --> 00:10:06.120
پس از قبل متوجه موضوع شده بودی

00:10:06.120 --> 00:10:08.200
تو کسی بودی که گزارش شاهزاده يی رو داد

00:10:08.200 --> 00:10:09.980
بله

00:10:09.980 --> 00:10:11.200
... تو

00:10:11.200 --> 00:10:15.080
... من چی ؟ ميخوای بگی نبايد گزارشش رو ميدادم

00:10:15.080 --> 00:10:17.500
.. چون اون يه شاهزاده کلاه آهنی از سلسله ی چينگه

00:10:17.500 --> 00:10:20.600
يه عضو خانواده ی سلطنتيه ، يه نوه ی
سلطنتيه و موقعيت نجيب زادگی داره ؟

00:10:20.600 --> 00:10:22.800
بنابراين وقتی بهم گفت زانو بزنم ، من بايد زانو بزنم

00:10:22.800 --> 00:10:25.590
وقتی به عنوان يه شخص پايين رتبه بهم فحش
ميده فقط بايد همه اش رو قبول کنم ... درسته ؟

00:10:25.590 --> 00:10:28.790
بذار بهت بگم که من واقعا از يه خانواده ی پايين رتبه اومدم

00:10:28.790 --> 00:10:31.270
اما نميذارم هيچکس برام گردن کلفتی کنه

00:10:31.270 --> 00:10:33.100
اون هنوز يه شاهزاده ست

00:10:33.100 --> 00:10:36.340
درياها به زمين های توت تبديل ميشن
همه چی در اين دنيا عوض ميشه

00:10:36.340 --> 00:10:40.000
چيزی که يه وقتی نوک قله ی کوهه
ممکنه در آينده يه دشت بی انتها بشه

00:10:40.490 --> 00:10:43.210
تغيير تنها چيز ثابت اين دنياست

00:10:43.210 --> 00:10:46.270
... نه تنها دنبال انتقام کوچيکترين کينه ات هستی

00:10:46.270 --> 00:10:47.980
خيلی هم بی پروا و گستاخی

00:10:47.980 --> 00:10:49.770
فقط ميخواستم يه درس بهش بدم

00:10:49.770 --> 00:10:56.330
بهش گفتم که حتی يه مورچه ميتونه يه
... فيل رو بلرزونه ... هر گردن کلفتی

00:10:57.340 --> 00:11:00.120
بالاخره در آينده ديگران براش گردن کلفتی ميکنن

00:11:00.120 --> 00:11:01.730
پس من چی ؟

00:11:04.380 --> 00:11:06.420
... اين بار تونستی فرار کنی

00:11:07.450 --> 00:11:09.090
چون از قبل مشکوک شده بودی ؟

00:11:09.090 --> 00:11:14.320
... نه ... فقط نميخواستم از تعاليم اجدادم سرپيچی کنم

00:11:16.110 --> 00:11:18.550
بنابراين اون نمک ادويه دار رو انداختم دور

00:11:18.550 --> 00:11:20.460
... در ظاهر

00:11:21.790 --> 00:11:24.140
تو واقعا يه نجيب زاده هستی

00:11:26.120 --> 00:11:29.530
اما نجیب زاده ای در این دنیا هست که
بتونه عفت دیگران رو لکه دار کنه ؟

00:11:30.200 --> 00:11:34.440
به خاطر آ مان مرتب داری عليه
من نقشه ميکشی ... درست ميگم ؟

00:11:34.440 --> 00:11:36.160
بله

00:11:39.130 --> 00:11:43.180
اگه بهت بگم من اون کار رو نکردم حرفم رو باور ميکنی ؟

00:11:43.180 --> 00:11:45.200
شما فکر ميکنين باور ميکنم ؟

00:11:54.280 --> 00:11:58.590
ميتونم به آسمون قسم بخورم که اين موضوع ربطی به من نداره

00:11:58.590 --> 00:12:00.480
... اگه حرفم رو باور نميکنی

00:12:01.760 --> 00:12:03.800
ميتونی همين الان من رو بکشی

00:12:04.990 --> 00:12:06.920
فکر کردی جراتش رو ندارم ؟ -
جراتش رو داری -

00:12:07.950 --> 00:12:10.460
کاری در اين دنيا هست که جرات انجامش رو نداشته باشی ؟

00:12:10.460 --> 00:12:15.360
اما نه يعنی نه ... من به خواهرت صدمه نزدم

00:12:15.380 --> 00:12:19.260
... من به آ مان صدمه نزدم ... اگه باور نميکنی

00:12:19.260 --> 00:12:23.800
ميتونی با اين خنجر همين الان قفسه سينه ام رو بشکافی

00:12:34.710 --> 00:12:38.370
يينگ لو ... دوباره اين رو ميگم

00:12:38.370 --> 00:12:41.230
هيچوقت کاری نميکنم که بی احترامی به خدا و شعور باشه

00:12:41.230 --> 00:12:43.160
هيچوقت اين کار رو نکردم

00:13:14.700 --> 00:13:22.900
خواهر ... متاسفم ... نتونستم بکشمش

00:13:26.570 --> 00:13:28.870
<i>اما اينجا قصر سلطنتيه</i>

00:13:28.870 --> 00:13:32.880
<i>اگه واقعا کسی رو بکشم پدر چی ميشه ؟</i>

00:13:34.230 --> 00:13:39.550
<i>با اين حال يه اشتباه بزرگ مرتکب شدم</i>

00:13:39.550 --> 00:13:42.550
<i>نميتونم به موندن در قصر چانگ چون ادامه بدم</i>

00:13:49.710 --> 00:13:51.720
ملکه ميخواد تو رو ببينه

00:13:52.920 --> 00:13:57.180
ميدونستم ... آخرش ميفتی پايين و تيکه تيکه ميشی

00:14:00.270 --> 00:14:03.710
وی يينگ لو ... اشتباه خودت رو قبول ميکنی ؟

00:14:06.590 --> 00:14:11.120
يينگ لو ... والاحضرت به ندرت عصبانی ميشه

00:14:11.120 --> 00:14:13.720
زودتر حقيقت رو بهشون بگو

00:14:13.720 --> 00:14:15.480
همين الانم قبول کردنش خيلی دير شده

00:14:15.480 --> 00:14:18.850
بعد از ارتکاب همچين جرم بزرگی فقط صبر کن تا سرت قطع بشه

00:14:18.850 --> 00:14:21.960
... اين جرم رو خودم انجام دادم

00:14:21.960 --> 00:14:23.890
و پای کس ديگه ای وسط نيست

00:14:24.550 --> 00:14:28.570
به شدت از والاحضرت ملکه ميخوام مجازاتم کنن

00:14:28.570 --> 00:14:30.920
... تو

00:14:30.920 --> 00:14:33.030
جيگر خرس خوردی يا کيسه صفرای ققنوس ؟

00:14:33.030 --> 00:14:35.560
چرا اصلا به نظر نمياد ترسيده باشی ؟

00:14:35.560 --> 00:14:37.200
تو به چی داری ميخندی ؟

00:14:38.310 --> 00:14:41.090
والاحضرت شما هنوز تحملش رو نداريد يينگ لو رنج بکشه

00:14:41.090 --> 00:14:45.840
اون در حق شاهزاده يی مرتکب جرم شد اما
شما نميتونيد تحمل کنيد مجازات بشه

00:14:45.840 --> 00:14:48.190
با توجه به اينکه شاهزاده يی دفعه ی
... پيش برای يينگ لو پاپوش درست کرد

00:14:48.190 --> 00:14:51.960
اين سيلی زدن به قصر چانگ چون هم
بود ... معلومه که منم از دستش ناراحت شدم

00:14:51.960 --> 00:14:54.560
منم اميدوار بودم اون مجازات بشه

00:14:54.560 --> 00:14:57.750
اما از همه چی گذشته اون پسرعموی تنی امپراتوره

00:14:57.750 --> 00:15:00.740
اگر امپراتور اجازه ندن منم نميتونم تنبيهش کنم

00:15:00.740 --> 00:15:03.070
اما اين بچه خيلی پررو و گستاخه

00:15:03.070 --> 00:15:06.020
تو حتی جرات کردی به يه شاهزاده ی کلاه آهنی دست بزنی

00:15:07.620 --> 00:15:12.250
والاحضرت ملکه فقط به خاطر اين موضوع داريد سرزنشم ميکنين ؟

00:15:13.060 --> 00:15:15.330
چيز ديگه ای هم هست ؟

00:15:16.260 --> 00:15:18.490
<i>يعنی فوخنگ هيچی به ملکه نگفته ؟</i>

00:15:18.490 --> 00:15:20.760
<i>چطور ممکنه ؟</i>

00:15:21.860 --> 00:15:23.490
تو واقعا واسه خودت يه چيزی هستی وی يينگ لو

00:15:23.490 --> 00:15:25.670
ديگه چيکار کردی ؟ زودباش بهم بگو

00:15:25.670 --> 00:15:28.480
اينطوری دوباره شوکه نميشم

00:15:28.480 --> 00:15:30.190
شما چطور از اين موضوع خبردار شدين ؟

00:15:30.190 --> 00:15:32.360
چطور خبردار شدم ؟

00:15:33.040 --> 00:15:36.300
... فوخنگ برام يه نامه نوشت که بگه تو خيلی بی پروايی

00:15:36.300 --> 00:15:38.270
و ازم خواسته بود ادبت کنم

00:15:38.270 --> 00:15:40.200
اين کار رو به خاطر خير و صلاح تو نکرده ؟

00:15:40.200 --> 00:15:42.620
وگرنه معلوم نيست چه مشکلات ديگه ای درست ميکنی

00:15:42.620 --> 00:15:45.270
نگهبان سلطنتی فوچا چيز ديگه ای نگفتن ؟

00:15:45.270 --> 00:15:49.110
نگهبان سلطنتی فوچا رو چی فرض کردی ؟
چطور ميتونه وقتش رو سر تو هدر بده ؟

00:15:49.110 --> 00:15:53.340
اگه واقعا اتفاقی بيفته امپراتور احتمالا خيلی خوشحال ميشن

00:15:54.340 --> 00:15:55.920
منظورت چيه ؟

00:15:55.920 --> 00:15:59.380
مقامات بلند پايه مزه گوشت پيشکشی رو دوست
ندارن و برای خوردنش کلی کلک سوار ميکنن

00:15:59.380 --> 00:16:01.640
اين اتفاق فقط يکی دو بار نيفتاده

00:16:01.640 --> 00:16:04.440
.. امپراتور از حادثه ی مجازات شاهزاده يی استفاده کرد

00:16:04.440 --> 00:16:06.640
تا به بقيه ی مقامات رسمی هشدار بده

00:16:06.640 --> 00:16:09.090
وگرنه ايشون ميتونست شاهزاده رو فقط تقبيح و سرزنش کنه

00:16:09.090 --> 00:16:11.500
چرا بايد اون رو ميفرستاد دادگاه قبيله ی امپراتوری ؟

00:16:15.320 --> 00:16:17.400
وی يينگ لو

00:16:17.400 --> 00:16:19.390
... حتی اگه چيزی که گفتی درست باشه

00:16:19.390 --> 00:16:22.020
... اگه رو جزئيات هر کاری که ميکنی زيادی دقيق باشی

00:16:22.020 --> 00:16:24.310
نميتونی خوشحال زندگی کنی

00:16:24.310 --> 00:16:28.240
قبل از انجام هر کاری یه قدم عقب بکش تا افق دیدت افزایش پیدا کنه

00:16:28.240 --> 00:16:32.580
تنبيهت ميکنم بری و 100 بار کلمه ی " بخشش " رو بنويسی
( چه تنبيه شديدی ... اصلا کله پا شدم )

00:16:32.580 --> 00:16:35.150
... والاحضرت ، با وجود حرکت گستاخانه اش

00:16:35.150 --> 00:16:37.570
ميخوايد بذاريد راحت از زيرش در بره ؟

00:16:38.450 --> 00:16:41.530
من همين الان بهش ياد دادم يه قدم عقب نشينی کنه

00:16:41.530 --> 00:16:44.610
... حالا اگه به شدت مجازاتش کنم

00:16:44.610 --> 00:16:46.260
معنيش مخالفت کردن با گفته ی خودم نيست ؟

00:16:46.260 --> 00:16:48.330
شما مرتب براش تبعيض قائل ميشيد و
اون رو تحت پناه خودتون ميگيريد

00:16:48.330 --> 00:16:49.950
مينگ يو

00:16:53.060 --> 00:16:55.290
... هر چيزی امروز اينجا اتفاق افتاد

00:16:55.290 --> 00:16:57.750
فقط خودمون 4 نفر ازش خبر داريم

00:16:57.750 --> 00:17:00.410
هيچکس نبايد ازش مطلع بشه

00:17:00.410 --> 00:17:04.170
يادتون باشه ... نبايد به اطلاع کسی برسه

00:17:04.170 --> 00:17:07.830
وگرنه هيچوقت به سادگی نميبخشم اتون

00:17:07.830 --> 00:17:11.490
بله -
بله -

00:17:13.550 --> 00:17:16.620
ديگه برو -
بله -

00:17:19.860 --> 00:17:21.480
صبر کن

00:17:22.900 --> 00:17:25.640
والاحضرت ملکه لطفا دستور بديد

00:17:25.640 --> 00:17:29.320
فوخنگ موقع تمرین زخمی شده ... خيلی نگرانم

00:17:29.320 --> 00:17:31.850
از طرف من براش يه مقدار سوپ جينسينگ ببر

00:17:31.850 --> 00:17:33.870
والاحضرت بذاريد من اين کار رو بکنم

00:17:33.870 --> 00:17:37.290
تو بری ؟ اگه تو بری تا 2 ساعت ديگه ام برنميگردی

00:17:37.290 --> 00:17:39.660
فقط خودت رو شرمنده ميکنی

00:17:39.660 --> 00:17:42.550
يينگ لو تو برو ... زود برگرد

00:17:42.550 --> 00:17:44.300
بله

00:17:47.680 --> 00:17:50.670
تو گفتی در زمين تمرين صدمه ديدی ؟

00:17:50.670 --> 00:17:52.080
چرا من خبر نداشتم ؟

00:17:52.080 --> 00:17:54.830
من فقط موقع يه تمرين مبارزه ی تن به تن تصادفا صدمه ديدم

00:17:54.830 --> 00:17:57.090
خيلی وقته داری به خاطرش نق ميزنی ... خسته نشدی ؟

00:17:57.090 --> 00:18:01.060
... درست نيست ... بين باديگاردهای سلطنتی

00:18:01.060 --> 00:18:04.840
و نگهبان های سلطنتی دروازه ی خلوص آسمانی
هنوزم کسی هست که بتونه به تو صدمه بزنه ؟

00:18:04.840 --> 00:18:06.920
مگه اينکه طرف از يه حرکت شيطانی استفاده کرده باشه

00:18:06.920 --> 00:18:09.370
بهم بگو کيه ... به جای تو حسابش رو ميذارم کف دستش

00:18:09.370 --> 00:18:13.890
اگه حاضری شرط ببندی پس بايد حاضر
باشی شکست رو قبول کنی ... اين مسئله ی
منه ... لازم نيست تو دخالت کنی

00:18:13.890 --> 00:18:16.010
تو اصلا بلد نيستی قدر نگرانی ديگران رو بدونی

00:18:18.740 --> 00:18:20.940
دوشيزه يينگ لو

00:18:20.940 --> 00:18:22.830
تو چرا اينجايی ؟

00:18:27.900 --> 00:18:31.830
والاحضرت ملکه بهم دستور دادن
يه مقدار سوپ جينسينگ براتون بيارم

00:18:31.830 --> 00:18:35.210
از اونجايی که تحويلش دادم ديگه مرخص ميشم

00:18:35.210 --> 00:18:36.970
هی ... دوشيزه يينگ لو

00:18:36.970 --> 00:18:40.300
والاحضرت ملکه بهت دستور
ندادن کارهای ديگه ای انجام بدی ؟

00:18:40.300 --> 00:18:41.530
چی ؟

00:18:41.530 --> 00:18:45.490
معلومه ... اينکه همدرديت رو به خاطر
زخمی شدن نگهبان سلطنتی فوچا ابراز کنی

00:18:52.060 --> 00:18:54.660
من شما دو تا رو تنها ميذارم

00:19:04.140 --> 00:19:06.040
... چرا به والاحضرت ملکه نگفتی

00:19:06.040 --> 00:19:07.950
که من بودم بهت صدمه زدم ؟

00:19:12.620 --> 00:19:14.300
من به آ مان صدمه نزدم

00:19:14.300 --> 00:19:17.540
از اونجايی که وجدانم راحته حقيقت دير يا زود روشن ميشه

00:19:17.540 --> 00:19:20.330
... فکر ميکنی با اين محبت های کوچيک

00:19:20.330 --> 00:19:22.520
ميتونی دل مردم رو به دست بياری ؟

00:19:23.330 --> 00:19:27.500
بذار بهت بگم ... من آدم سنگدلی ام

00:19:27.500 --> 00:19:31.510
فقط چون چند تا حرف از تو شنيدم باورشون نميکنم

00:19:31.510 --> 00:19:34.250
يينگ لو ... بذار دوباره اين رو بهت بگم

00:19:34.250 --> 00:19:37.790
من هرگز به خواهرت صدمه نزدم
... از اون بيشتر اينکه نميخواستم

00:19:39.730 --> 00:19:41.750
نميخواستم به تو صدمه بزنم

00:19:43.220 --> 00:19:45.990
... وقتی اولين بار ازت پرسيدم

00:19:45.990 --> 00:19:50.560
که آ مان رو ميشناسی يا نه ، چرا
وانمود کردی اون رو نميشناسی ؟

00:19:51.960 --> 00:19:56.070
پرونده ی آ مان رسوايی بزرگی در شهر ممنوعه به بار آورد

00:19:56.070 --> 00:20:00.990
حتی وقتی قصر رو ترک کرد شايعات به راحتی از بين نرفتن

00:20:00.990 --> 00:20:04.870
من در مورد اين مسئله شنيده بودم
اما هيچوقت اون رو نديده بودم

00:20:04.870 --> 00:20:06.880
معلومه که ميگم اون رو نميشناسم

00:20:06.880 --> 00:20:10.400
چرا آويز يشم تو همراهش بود ؟

00:20:12.310 --> 00:20:15.660
واقعا اون آويز يشم رو گم کرده بودم

00:20:15.660 --> 00:20:19.480
اما اينکه چرا آخرش همراه اون بود منم نميدونم

00:20:22.140 --> 00:20:24.470
... هر حرفی که گفتی

00:20:25.320 --> 00:20:30.020
از صداقت قلبت مياد ؟ يکيش هم دروغ نيست ؟

00:20:30.020 --> 00:20:32.280
نياز ندارم گولت بزنم

00:20:32.280 --> 00:20:36.460
اگه واقعا قاتل باشم ميتونم به ملکه بگم

00:20:36.460 --> 00:20:38.900
فکر ميکنی بازم شانسش رو داری ازم انتقام بگيری ؟

00:20:41.600 --> 00:20:45.880
باشه ... موقتا حرفت رو باور ميکنم

00:20:46.890 --> 00:20:50.410
... اگه يه روز بفهمم داری دروغ ميگی

00:20:50.410 --> 00:20:54.000
حتی اگه به يه روح خبيث تبديل بشم بازم
وادارت ميکنم با زندگيت تاوانش رو بدی

00:20:55.110 --> 00:20:56.550
صبر کن

00:20:57.540 --> 00:20:59.210
ديگه چی نياز داری ؟

00:20:59.210 --> 00:21:03.490
قبلا وقتی دنبال انتقام گرفتن ازم بودی
... هرچند صادقانه نبود اما مودب بودی
هميشه وقتی ازم استقبال ميکردی لبخند ميزدی

00:21:03.490 --> 00:21:06.840
حالا که فکر ميکنی برات بی فايده ام
فورا بيخيال اهميت دادن بهم شدی

00:21:06.840 --> 00:21:10.060
يينگ لو ... ميدونی چهره ات چقدر عوض شده ؟

00:21:13.130 --> 00:21:17.260
از اولين باری که تلاش کردی بهم صدمه
بزنی بهت مشکوک شده بودم

00:21:17.940 --> 00:21:21.500
بعدش مهربونيت رو نسبت به ژو چيو ديدم

00:21:21.990 --> 00:21:24.520
پس دوباره خودم رو گول زدم

00:21:25.770 --> 00:21:28.900
يينگ لو ... اين تو نبودی که تونستی من رو گول بزنی

00:21:28.900 --> 00:21:31.280
من بودم که خودم رو گول زدم

00:21:33.780 --> 00:21:35.410
ارباب جوان

00:21:37.190 --> 00:21:40.290
متاسفم که بهتون صدمه زدم

00:21:40.290 --> 00:21:42.820
معذرت خواهی رو قبول نميکنم

00:21:42.820 --> 00:21:46.420
فقط عمل واقعی رو قبول ميکنم

00:21:51.620 --> 00:21:54.100
مگه ملکه بهت دستور نداده برام سوپ بياری ؟

00:22:05.430 --> 00:22:07.390
من صدمه ديدم

00:22:10.080 --> 00:22:12.780
چی شده ؟ -
قفسه ی سينه ام صدمه ديده -

00:22:12.780 --> 00:22:15.850
پزشک سلطنتی گفت بايد تو تخت دراز بکشم تا تجديد قوا کنم

00:22:15.850 --> 00:22:18.190
حتی نميتونم بازوم رو بلند کنم

00:22:18.190 --> 00:22:21.720
ممکنه از دوشيزه يينگ لو تقاضا کنم از
موضع خودشون پايين بيان تا ازم مراقبت کنن ؟

00:22:21.720 --> 00:22:23.520
ازم ميخوای بهت غذا بدم ؟

00:22:24.250 --> 00:22:27.720
اين طرز برخورد درست در مراقبت از يه بيماره

00:22:27.720 --> 00:22:30.560
درضمن طرز برخورد درست کسی که ميخواد
به خاطر اشتباهش عذرخواهی کنه هم هست

00:22:46.990 --> 00:22:48.650
داغه

00:23:01.830 --> 00:23:07.250
... يينگ لو ... راستش هر حرفی بهم گفتی

00:23:07.250 --> 00:23:09.490
... هر لبخندی که بهم زدی

00:23:10.160 --> 00:23:13.010
در ذهنم مرتب تکرارشون کردم

00:23:15.210 --> 00:23:19.160
... هرچند ميدونستم داری بهم دروغ ميگی

00:23:20.020 --> 00:23:22.250
بازم حاضر نبودم باورش کنم

00:23:26.160 --> 00:23:28.110
... بهم بگو

00:23:28.750 --> 00:23:31.290
... فقط يه دهم خنجر وارد قفسه ی سينه ام شد

00:23:31.290 --> 00:23:34.120
.. چون ميترسيدی اگه منو بکشی به دردسر بيفتی

00:23:36.690 --> 00:23:39.250
يا تو هم يه کم احساسات صادقانه نسبت بهم داری ؟

00:23:48.720 --> 00:23:53.060
... ارباب جوان ... رفتار فعليتون

00:23:53.060 --> 00:23:55.300
يه کم نامناسبه

00:23:58.140 --> 00:24:01.480
عاشقای دوست داشتنی ... با هم بودن شيرينه

00:24:01.480 --> 00:24:04.110
مچ اتون رو گرفتم

00:24:05.270 --> 00:24:08.970
کلی کار در قصر چانگ چون هست ... من ديگه ميرم

00:24:08.970 --> 00:24:12.570
نرو ... فقط داشتم شوخی ميکردم

00:24:15.660 --> 00:24:17.240
متاسفم داداش

00:24:17.240 --> 00:24:20.380
کی ميدونست اون تحمل دست انداخته شدن رو نداره ؟

00:24:20.380 --> 00:24:23.550
بذار من بهت غذا بدم ... مشکلی نيست
تو من رو داری ... دهانت رو باز کن

00:24:23.550 --> 00:24:25.400
خودم انجامش ميدم

00:24:27.420 --> 00:24:30.480
داغه

00:24:31.920 --> 00:24:35.010
هی ... درد ميکنه

00:24:35.010 --> 00:24:36.810
کافيه

00:24:37.410 --> 00:24:39.340
<i>ولم کن</i>

00:24:41.280 --> 00:24:45.830
<i>فوچا فوخنگ ... ميتونم بهت اعتماد کنم ؟</i>

00:24:51.980 --> 00:24:54.560
شاهزاده ی چهارم اينقدر وول نخورين
بچه ی خوبی باشين و داروتون رو بخورين

00:24:54.560 --> 00:24:58.040
شاهزاده ی چهارم

00:24:58.040 --> 00:25:01.340
شاهزاده ی چهارم -
يونگ چنگ چی شده ؟ -

00:25:01.340 --> 00:25:03.680
والاحضرت همسر شيان

00:25:05.210 --> 00:25:08.320
همسر شيان ... شاهزاده ی چهارم سرما خورده

00:25:08.320 --> 00:25:12.060
اما از مصرف هر دارويی که پزشک
سلطنتی تجويز کرده خودداری ميکنه

00:25:12.060 --> 00:25:15.020
همچين بچه ی کوچيکی معلومه
که دوست نداره دارو مصرف کنه

00:25:15.020 --> 00:25:18.230
از پزشک سلطنتی بپرس ميتونه
مقدار شيرين بيان رو افزايش بده يا نه

00:25:18.230 --> 00:25:20.220
اينطوری مصرفش برای شاهزاده ی چهارم راحت تر ميشه

00:25:20.220 --> 00:25:21.400
زودتر برو

00:25:21.400 --> 00:25:23.300
بله

00:25:26.880 --> 00:25:29.160
يونگ چنگ ... چی شده ؟

00:25:29.160 --> 00:25:31.930
تو رو نميخوام زن بد ... مادرم رو ميخوام

00:25:31.930 --> 00:25:33.770
مادرم رو ميخوام -
والاحضرت لطفا ببخشيدش -

00:25:33.770 --> 00:25:36.360
شاهزاده ی چهارم هنوز خيلی کوچيکه و نميفهمه

00:25:36.360 --> 00:25:39.740
اگه شما رو ناراحت کرد من از طرفش معذرت ميخوام

00:25:39.740 --> 00:25:41.880
شاهزاده کوچيکه اما تو که نيستی

00:25:41.880 --> 00:25:45.210
چه زن بدی ؟ کی بهش اون کلمه رو ياد داده ؟

00:25:45.210 --> 00:25:47.140
فراموشش کن ژن آر

00:25:47.140 --> 00:25:50.500
برای يه بچه به اين کوچيکی عاديه که دلش واسه مادرش تنگ بشه

00:25:50.500 --> 00:25:52.330
از يه بچه ايراد نگير

00:25:52.330 --> 00:25:55.800
والاحضرت -
يونگ چنگ ! يونگ چنگ -

00:25:56.630 --> 00:26:01.400
يونگ چنگ ! يونگ چنگ ! من اينجام

00:26:01.400 --> 00:26:03.290
يونگ چنگ

00:26:05.990 --> 00:26:09.140
يونگ چنگ ... به من نگاه کن

00:26:09.140 --> 00:26:12.610
خدای من ، ما فقط دو روزه همديگه رو نديديم

00:26:12.610 --> 00:26:15.460
چرا لاغرتر شدی ؟

00:26:15.460 --> 00:26:18.900
چطوری ازش مواظبت کردين ؟ يه شاهزاده بدن با ارزشی داره

00:26:18.900 --> 00:26:21.170
چطور به خودتون اجازه دادين نابودش کنين ؟
( برو بابا ... چقدر مسخره بازی درمياره )

00:26:21.170 --> 00:26:23.120
بانوی نجيب زاده من جراتش رو ندارم

00:26:23.120 --> 00:26:26.580
من به دقت مراقب شاهزاده بودم و وظيفه ام رو پشت گوش ننداختم

00:26:26.580 --> 00:26:30.080
... با دقت مراقب بودی ؟ پس بهم بگو

00:26:30.080 --> 00:26:34.190
چرا شاهزاده اين شکلی شده ؟ بايد به خاطر
اين باشه که درست ازش مراقبت نکردين

00:26:34.190 --> 00:26:36.870
بانوی نجيب زاده جيا چی داريد ميگين ؟

00:26:36.870 --> 00:26:39.060
والاحضرت نگران و دلواپس شاهزاده چهارم بودن

00:26:39.060 --> 00:26:41.700
ما به طور مداوم از پزشکای سلطنتی دعوت
کرديم بيان ايشون رو چک کنن ... منظورتون
چيه که درست ازش مراقبت نکرديم ؟

00:26:41.700 --> 00:26:45.660
يونگ چنگ نگران نباش ... من اينجام

00:26:45.660 --> 00:26:49.890
با بودن من در اينجا ديگه کسی جرات نميکنه اذيتت کنه

00:26:53.690 --> 00:26:55.200
من رو ترسوندی

00:26:55.200 --> 00:26:57.670
از اونجايی که بانوی نجيب زاده جيا برای
... ديدن شاهزاده چهارم اومدن اينجا

00:26:57.670 --> 00:26:59.640
بيا ما فعلا بريم بيرون

00:27:00.280 --> 00:27:02.760
بذار خوب نگاهت کنم

00:27:21.810 --> 00:27:25.070
والاحضرت ... بانوی نجيب زاده جيا رفتن

00:27:26.810 --> 00:27:29.260
اون به وضوح واسه اين گريه ميکرد که شما ببينيد

00:27:29.260 --> 00:27:32.620
ژن آر -
حرف اشتباهی نزدم -

00:27:32.620 --> 00:27:34.250
شاهزاده ی چهارم فقط نصف يه ماهه که اينجاست

00:27:34.250 --> 00:27:38.060
اون هر 2 يا 3 روز مياد اينجا تا آشوب به پا کنه و
هميشه همچين رفتارهايی از خودش بروز ميده

00:27:38.060 --> 00:27:42.660
اين باعث ميشه مردم شايعه درست کنن که
شما با شاهزاده ی چهارم بدرفتاری ميکنين

00:27:42.660 --> 00:27:45.600
بانوی نجيب زاده جيا عاشق پسر عزيزشه
و فقط داره نگرانی مفرطش رو نشون ميده

00:27:45.600 --> 00:27:47.820
اين چيز عجيبی نيست

00:27:49.660 --> 00:27:53.530
شاهزاده چهارم اينجا در قصر چنگ ژيان تحت
مراقبته چون امپراتور اينطور تصميم گرفتن

00:27:53.530 --> 00:27:55.420
اگه اون اينقدر قدرت داره بايد بره مخل آسايش امپراتور بشه

00:27:55.420 --> 00:27:57.210
چرا بايد مرتب کارها رو برای شما سخت کنه ؟

00:27:57.210 --> 00:27:59.730
برای اين نيست که ميدونه شما مهربون
هستين و راحت ميشه اذيت اتون کرد ؟

00:27:59.730 --> 00:28:02.320
برام مهم نيست بانوی نجيب زاده جيا چی فکر ميکنه

00:28:02.320 --> 00:28:05.960
... به هرحال بچه بی گناهه ... از اونجايی که اينجاست

00:28:05.960 --> 00:28:08.170
پس ما بايد خوب ازش مراقبت کنيم

00:28:08.170 --> 00:28:12.170
بله ... شما هميشه همينقدر خوش قلب بودين
( پس چرا من حس نميکنم که مهربون و خوش قلبه ؟ )

00:28:12.170 --> 00:28:14.710
منم که بی ملاحظه ام

00:28:15.370 --> 00:28:17.260
يونگ چنگ ... بيا

00:28:17.260 --> 00:28:19.490
باشه ... نخور

00:28:20.220 --> 00:28:23.710
شيربرنجی که خواسته بودم بفرستن اينجا کجاست ؟

00:28:23.710 --> 00:28:28.860
شاهزاده ی چهارم دوست ندارن شيربرنج بخورن
پس به آشپزخونه دستور دادم سوپ درست کنن

00:28:28.860 --> 00:28:32.530
نگران نباشيد ... اين سوپ از برنج
و يه مقدار گوشت درست شده

00:28:32.530 --> 00:28:34.740
شاهزاده حتی يه لقمه از پوره رو هم نخورده

00:28:34.740 --> 00:28:38.130
ميترسم ايشون دچار کمبود انرژی بشن

00:28:38.880 --> 00:28:40.890
بذار من انجامش بدم

00:28:44.920 --> 00:28:48.350
يونگ چنگ بچه ی خوبی باش و سوپت رو بخور

00:28:48.350 --> 00:28:51.130
... يونگ چنگ ، اگه بچه ی خوبی باشی و غذات رو بخوری

00:28:51.130 --> 00:28:55.080
ميذارم مادرت هر روز بياد ديدنت ... باشه ؟

00:28:55.080 --> 00:28:57.400
شاهزاده ی چهارم نبايد اينطوری باشی

00:28:57.400 --> 00:29:00.190
نه تنها مادرت حتی پدرت هم

00:29:00.190 --> 00:29:04.740
در صورتیکه مطيع باشی از ايشون ميخوام بياد ديدنت

00:29:36.240 --> 00:29:39.350
والاحضرت ... از اين گيره ی مو استفاده ميکنين ؟

00:29:40.210 --> 00:29:41.980
شاهزاده چهارم هنوز مريضه

00:29:41.980 --> 00:29:46.570
حوصله آرايش کردن ندارم ... خودت تصميم بگير

00:29:46.570 --> 00:29:49.720
والاحضرت شما خيلی مهربون هستين

00:29:49.720 --> 00:29:53.730
شما خيلی خوب با شاهزاده ی چهارم
رفتار ميکنين اما ديگران درکش نميکنن
من به جای شما حس ميکنم بهم ظلم شده

00:29:53.730 --> 00:29:55.420
کافيه

00:29:56.910 --> 00:29:59.380
بعدا برو آکادمی پزشکی سلطنتی

00:29:59.380 --> 00:30:04.860
از بازرس پزشکی ژانگ بخواه بياد اينجا و نبضش -
رو چک کنه ... اون متخصص اطفاله و اين مناسب تره
بله -

00:30:04.860 --> 00:30:08.260
... والاحضرت ... شاهزاده ی چهارم ... اون

00:30:08.260 --> 00:30:10.470
زودتر برو ببين

00:30:16.680 --> 00:30:19.610
همسر شيان بچه من اينقدر مريضه

00:30:19.610 --> 00:30:21.010
تو يه جوری رفتار ميکنی انگار مشکلی وجود نداره

00:30:21.010 --> 00:30:23.780
پسر سالمم رو بهم برگردون

00:30:23.780 --> 00:30:26.320
بانوی نجيب زاده جيا چيکار دارين ميکنين ؟

00:30:27.010 --> 00:30:29.180
... همه در قصر ميگن

00:30:29.180 --> 00:30:32.050
که تو مهربون ، بافضيلت و نجيبی و رفتار ناشايستی نميکنی

00:30:32.050 --> 00:30:35.880
اما چطوری ازش مراقبت کردی ؟ خودت برو ببين

00:30:36.450 --> 00:30:40.470
والاحضرت ، شاهزاده همچنان
تب دارن ... اين خيلی ترسناکه

00:30:40.470 --> 00:30:42.910
يونگ چنگ دوباره تب داره ؟ بذار ببينم

00:30:42.910 --> 00:30:45.440
به پسر من دست نزن

00:30:46.030 --> 00:30:47.460
سر چی داد و هوار ميکنين ؟

00:30:47.460 --> 00:30:49.550
درود عرض ميکنم امپراتور

00:30:49.550 --> 00:30:51.970
امپراتور زودتر نگاه کنين

00:30:59.070 --> 00:31:00.140
برو و بازرس پزشکی ژانگ رو خبر کن

00:31:00.140 --> 00:31:01.800
بله

00:31:05.650 --> 00:31:07.730
امپراتور همه اش به خاطر اينه که
من نتونستم درست مراقبش باشم

00:31:07.730 --> 00:31:11.570
بنابراين شاهزاده ی چهارم مريض شد ... من
گناهکارم ... امپراتور لطفا من رو ببخشيد

00:31:11.570 --> 00:31:15.300
والاحضرت ... شما ديشب تا نزديک صبح داشتين
از شاهزاده ی چهارم نگهداری ميکردين

00:31:15.300 --> 00:31:17.110
اون موقع حال شاهزاده ی چهارم هنوز خوب بود

00:31:17.110 --> 00:31:20.410
هيچکس نميتونست پيش بينی کنه ايشون دوباره
تب ميکنه ... چطور ميتونه اشتباه شما باشه ؟

00:31:20.410 --> 00:31:22.880
ژن آر خفه شو

00:31:25.600 --> 00:31:29.080
امپراتور من مرتکب اشتباه شدم

00:31:29.080 --> 00:31:31.100
نبايد برای بخشش بهتون التماس کنم

00:31:31.100 --> 00:31:33.790
... حتی وقتی ازم خواستين يونگ چنگ رو تحويل بدم

00:31:33.790 --> 00:31:35.580
فقط تونستم دستور شما رو قبول کنم

00:31:35.580 --> 00:31:38.570
اما همسر شيان مادر واقعی يونگ چنگ نيست

00:31:38.570 --> 00:31:41.590
ايشون هيچ تجربه ای در مراقبت از يه بچه نداره

00:31:41.590 --> 00:31:45.240
يونگ چنگ فقط يه نصف ماهه که
اينجاست و تا حالا 2 بار مريض شده

00:31:45.240 --> 00:31:49.210
امروز صبح زود اومدم ديدنش و فهميدم تب مداوم داره

00:31:49.210 --> 00:31:52.280
" اون مرتب زمزمه ميکرد " مادر

00:31:52.280 --> 00:31:53.940
" مادر "

00:31:54.580 --> 00:31:56.530
" مادر "

00:31:57.780 --> 00:32:01.230
امپراتور قلب من فقط از شنيدنش تيکه تيکه شد

00:32:01.230 --> 00:32:04.370
... حتی اگه اشتباهات زيادی کرده باشم

00:32:04.370 --> 00:32:07.750
شما ميتونين سرزنش يا مجازاتم کنين

00:32:07.750 --> 00:32:10.280
اما اين بچه بی گناهه

00:32:10.280 --> 00:32:12.820
مگه الان چند سالشه ؟

00:32:12.820 --> 00:32:16.720
چطور ميتونه از مادر واقعيش دور باشه ؟

00:32:21.430 --> 00:32:24.930
... والاحضرت همسر شيان

00:32:24.930 --> 00:32:27.650
من قبلا ديدم که يونگ چنگ تب بالايی داشت

00:32:27.650 --> 00:32:31.400
بنابراين برای يه لحظه عقلم رو از دست
... دادم و به شما بی احترامی کردم ... لطفا

00:32:31.400 --> 00:32:35.310
... قلب مادر رو درک کنيد ... با ديدن رنج کشيدن بچه

00:32:35.310 --> 00:32:38.810
به عنوان مادرش دلتون ميخواد جای اون باشين

00:32:38.810 --> 00:32:41.390
... همسر شيان بهتون التماس ميکنم

00:32:41.390 --> 00:32:43.820
بهم کمک کنيد از امپراتور تقاضای تخفيف مجازات کنم

00:32:43.820 --> 00:32:46.050
بذاريد يونگ چنگ رو برگردونم پيش خودم

00:32:46.050 --> 00:32:48.770
بهتون التماس ميکنم والاحضرت -
بانوی نجيب زاده جيا فعلا بلند شو -

00:32:48.770 --> 00:32:51.250
نميتونم تحمل کنم تعظيمت رو بپذيرم ... بلند شو

00:32:54.080 --> 00:32:58.070
همسر شيان همه ميدونن تو مهربونی

00:32:58.070 --> 00:33:02.260
اما چطور ميتونی فقط تماشا کنی اون از بچه اش جدا بشه ؟

00:33:04.630 --> 00:33:06.660
... امپراتور

00:33:07.430 --> 00:33:09.650
بانوی نجيب زاده جيا واقعا مرتکب اشتباه شد

00:33:09.650 --> 00:33:13.020
منم قصد ندارم به خاطر اون تقاضای تخفيف مجازات کنم

00:33:13.020 --> 00:33:17.530
اما آدما حکيم و دانشمند نيستن ... کيه که اشتباه نکنه ؟

00:33:17.530 --> 00:33:21.120
شما به ملت خير و برکت دادين و روشن فکرين

00:33:21.120 --> 00:33:23.310
... فقط به خاطر يونگ چنگ هم که شده

00:33:23.310 --> 00:33:26.490
نميتونين يه فرصت ديگه به بانوی نجيب زاده جيا بديد ؟

00:33:26.490 --> 00:33:30.250
حتی اگه نميخوايد بانوی نجيب زاده جيا ، يونگ چنگ رو بزرگ کنه

00:33:30.250 --> 00:33:32.840
من هنوز اينجام

00:33:32.840 --> 00:33:36.870
ميتونم ضمانت کنم وقتی يونگ چنگ
... رو به قصر چو ژيو بردم

00:33:36.870 --> 00:33:38.880
حتما خوب تربيتش کنم

00:33:38.880 --> 00:33:42.310
اينطوری با بودن مادر واقعيش
... بانوی نجيب زاده جيا در اونجا

00:33:42.310 --> 00:33:45.830
اون ميتونه در تربيتش بهم کمک کنه
... اينطوری مادر و بچه از هم جدا نميشن

00:33:45.830 --> 00:33:49.880
و باعث ايجاد بيماری روانی هم نميشه -
امپراتور رحم داشته باشين -

00:33:49.880 --> 00:33:52.250
بذاريد شاهزاده ی چهارم رو برگردونم پيش خودم

00:33:52.250 --> 00:33:55.800
چرا بانوی نجيب زاده جيا اينقدر عجله
داره شاهزاده ی چهارم رو ببره ؟

00:33:56.700 --> 00:33:59.630
درود عرض ميکنم امپراتور

00:33:59.630 --> 00:34:01.750
درود عرض ميکنم امپراتور

00:34:01.750 --> 00:34:03.970
... نيازی به تشريفات نيست .. بازرس پزشکی ژانگ

00:34:03.970 --> 00:34:05.230
فورا شاهزاده ی چهارم رو معاينه کن

00:34:05.230 --> 00:34:06.570
امپراتور -
بله -

00:34:06.570 --> 00:34:10.010
اين برای شاهزاده ی چهارم عاديه که در يه محل ناآشنا
مثل قصر چنگ ژين حس ناخوشايندی داشته باشه

00:34:10.010 --> 00:34:12.810
بذاريد من فعلا شاهزاده ی چهارم
... رو برگردونم قصر چو ژيو

00:34:12.810 --> 00:34:14.180
قبل از اينکه بذاريم بازرس پزشکی ژانگ معاينه اش کنه

00:34:14.180 --> 00:34:16.590
بذاريد بازرس پزشکی ژانگ معاينه اش کنه

00:34:16.590 --> 00:34:18.790
مگه اين چقدر طول ميکشه ؟

00:34:18.790 --> 00:34:21.640
بانوی نجيب زاده جيا زيادی نگران نيستی ؟

00:34:33.740 --> 00:34:37.790
به غير از تب ، شاهزاده ی چهارم علائم ديگه ای نداشت ؟

00:34:37.790 --> 00:34:39.530
... اين

00:34:41.760 --> 00:34:43.480
شاهزاده ی چهارم مرتب ميگفت همه جاش درد ميکنه

00:34:43.480 --> 00:34:46.230
اما نميتونست درست بگه کجاش درد ميکنه

00:34:46.230 --> 00:34:47.890
بنابراين منم نتونستم بفهمم

00:34:47.890 --> 00:34:50.870
پوشش زبون شاهزاده ی چهارم
کمرنگه و پيشونيش به شدت داغه

00:34:50.870 --> 00:34:55.060
در مورد نبض ، ناحيه ی سمت چپ ناآروم و
سبکه در حالی که ناحيه ی راست صاف و آرومه

00:34:55.060 --> 00:34:57.240
ايشون به احتمال زياد در معرض باد سرد بوده

00:34:57.240 --> 00:34:59.750
... وقتی بذاريد دارويی که تجويز ميکنم مصرف کنه

00:34:59.750 --> 00:35:01.680
فکر ميکنم فورا حالشون بهتر بشه

00:35:01.680 --> 00:35:03.940
ممنونم بازرس پزشکی ژانگ

00:35:03.940 --> 00:35:07.440
امپراتور بذاريد شاهزاده ی چهارم رو برگردونم قصر چو ژيو

00:35:07.440 --> 00:35:12.460
امپراتور ببينيد ... شاهزاده ی چهارم خيلی داره رنج ميکشه

00:35:12.460 --> 00:35:16.660
قلبم ... واقعا نميتونم تحملش کنم

00:35:19.000 --> 00:35:22.580
همسر شيان تو چی فکر ميکنی ؟

00:35:23.600 --> 00:35:25.360
من نتونستم به خوبی از شاهزاده ی چهارم مراقبت کنم

00:35:25.360 --> 00:35:28.080
... خيلی حس گناه ميکنم ... تا وقتی شاهزاده خوب بشه

00:35:28.080 --> 00:35:30.360
من حرف ديگه ای برای گفتن ندارم

00:35:31.530 --> 00:35:34.360
خواهر شيان تو خيلی راحت متقاعد ميشی

00:35:34.360 --> 00:35:39.320
ميدونی که بانوی نجيب زاده جيا تمام راه
تا اومدن به اينجا داشت گريه ميکرد ؟

00:35:39.320 --> 00:35:42.950
حالا در کل قصر شايعه شده که تو
با شاهزاده ی چهارم بدرفتاری کردی

00:35:42.950 --> 00:35:45.890
... اگه اجازه بدی با موفقيت بچه رو ببره

00:35:45.890 --> 00:35:47.830
اين شايعات رو ثابت نميکنه ؟
( نميدونم چرا از اين همسر چون خوشم نمياد )

00:35:47.830 --> 00:35:50.240
... همسر چون ميدونم که نگران منی

00:35:50.240 --> 00:35:52.400
اما شايعه روی افراد باهوش تاثير نميذاره

00:35:52.400 --> 00:35:54.460
همينقدر که وجدانم راحته کافيه

00:35:54.460 --> 00:35:56.730
... وجدان تو واقعا راحته

00:35:56.730 --> 00:35:59.620
اما داری شاهزاده ی چهارم رو پرت ميکنی تو گودال آتيش

00:35:59.620 --> 00:36:03.650
والاحضرت همسر چون منظورتون چيه ؟

00:36:03.650 --> 00:36:07.300
يعنی من به پسر خودم صدمه ميزنم ؟

00:36:08.110 --> 00:36:12.260
همسر چون ... اگه ميخوای اتهام بی اساس
بزنی بهتره وقت مناسبی رو انتخاب کنی

00:36:12.260 --> 00:36:14.600
شاهزاده ی چهارم الان مريضه

00:36:14.600 --> 00:36:18.840
هدفت از گفتن همچين حرفای تندی چيه ؟

00:36:18.840 --> 00:36:20.920
... بازرس پزشکی ژانگ يه کم پيش گفت

00:36:20.920 --> 00:36:23.770
شاهزاده ی چهارم به خاطر باد سرد مريض شده

00:36:23.770 --> 00:36:26.920
اما ببينيد الان در چه فصلی هستيم ؟

00:36:26.920 --> 00:36:29.730
تمام پنجره های اين اتاق محکم بسته شده

00:36:29.730 --> 00:36:31.490
حتی کل بدنش با پتو پوشيده شده

00:36:31.490 --> 00:36:35.320
ميشه بپرسم باد سرد از کجا اومده ؟

00:36:35.320 --> 00:36:38.210
در جواب والاحضرت چون بايد بگم يه
... حرف بين روستايی ها هست که ميگه

00:36:38.210 --> 00:36:41.820
اگه ميخوايد يه بچه مريض بشه فقط بذاريد
گرسنگی بکشه يا يه کم سرما بخوره

00:36:41.820 --> 00:36:45.560
اگه خيلی بهش لباس بپوشونيد يا پتوی زيادی
... روش بندازين اون کلی عرق ميکنه

00:36:45.560 --> 00:36:46.930
و بيماری های زيادی ميگيره

00:36:46.930 --> 00:36:49.260
... پس معنيش اينه که هر چی بيشتر بپوشونيمش

00:36:49.260 --> 00:36:51.430
اون راحت تر مريض ميشه ؟

00:36:51.430 --> 00:36:53.560
.. من مثل هميشه مراقب شاهزاده ی چهارم بودم

00:36:53.560 --> 00:36:56.050
اما اون هيچوقت مريض نشده بود

00:36:56.050 --> 00:36:58.580
غذايی که خورده چی ؟

00:36:58.580 --> 00:37:01.860
ديشب ديدم که پرستارش بهش سوپ مرغ داد

00:37:01.860 --> 00:37:04.180
شاهزاده ی چهارم بدن ضعيفی داره و نميتونه شب راحت بخوابه

00:37:04.180 --> 00:37:05.810
ايشون بايد پوره ی سبک بخوره

00:37:05.810 --> 00:37:08.480
گوشت مرغ يه غذای محرک و خيلی مغذيه

00:37:08.480 --> 00:37:10.030
مطمئنا بچه هر چی بيشتر ازش بخوره
بيشتر احساس ناخوشی ميکنه

00:37:10.030 --> 00:37:12.050
من به آشپزخونه دستور داده بودم
... يه مقدار پوره ی سبک بياره

00:37:12.050 --> 00:37:14.280
اما شاهزاده اون رو نميخورد

00:37:14.280 --> 00:37:16.930
... اين چند روز فرنی سبکی که آشپزخونه تحويل ميداد

00:37:16.930 --> 00:37:19.500
پرستار برشون ميگردوند آشپزخونه

00:37:19.500 --> 00:37:21.850
پرستار حتی ميخواست بهشون سوپ ماهی بده

00:37:21.850 --> 00:37:25.280
وقتی همسر شيان اينجا نبودن من
مخفيانه اون رو بهشون ميدادم

00:37:25.280 --> 00:37:26.750
اين حرکت خيلی بی ملاحظه ست

00:37:26.750 --> 00:37:29.900
اين بچه مريضه پس بدنش ضعيفه
معده و روده اش با هم هماهنگ نيستن

00:37:29.900 --> 00:37:33.230
حتی سوپ ماهی به خوردش دادين ؟ اون حتما اسهال ميگيره

00:37:33.230 --> 00:37:36.040
درسته ... شاهزاده ی چهارم يه کم پيش اسهال داشت

00:37:36.040 --> 00:37:38.390
حتی مرتب ميگفت شکمش درد ميکنه

00:37:39.970 --> 00:37:42.890
الان داری بهمون ميگی شاهزاده ی
چهارم از درد شکم شکايت داشت

00:37:42.890 --> 00:37:45.160
چرا اين رو زودتر نگفتی ؟

00:37:50.380 --> 00:37:52.770
اون رو ببريد و ازش بازجويی کنين

00:37:52.770 --> 00:37:56.320
ميخوام بدونم شاهزاده چرا مريض شده

00:37:57.230 --> 00:37:59.370
ببريدش -
امپراتور رحم کنيد -

00:37:59.370 --> 00:38:02.570
امپراتور رحم کنيد ... کار بانوی نجيب زاده جيا بود

00:38:02.570 --> 00:38:05.130
بانوی نجيب زاده جيا بهم دستور داد
... ايشون رو اينطوری بپوشونم و

00:38:05.130 --> 00:38:09.730
تا وقتی ايشون عرق بريزه ، تب کنه و تب
داشته باشه شديدا روشون رو بپوشونم

00:38:09.730 --> 00:38:12.600
من چاره ای نداشتم بنابراين فقط اطاعت کردم

00:38:12.600 --> 00:38:14.370
تو داری دروغ ميگی

00:38:14.370 --> 00:38:16.850
... بهمون بگو اين همسر شيان بود

00:38:16.850 --> 00:38:18.660
که بهت دستور داد اين کار رو انجام بدی ؟

00:38:18.660 --> 00:38:22.820
بانوی نجيب زاده جيا چطور ميتونين توافق امون رو انکار کنين ؟

00:38:22.820 --> 00:38:24.530
... اين به وضوح شما بودين که گفتين

00:38:24.530 --> 00:38:28.990
اين تنها راهه که بتونيم شاهزاده ی
چهارم رو برگردونيم قصر چو ژيو

00:38:28.990 --> 00:38:32.850
نه ... امپراتور اينطوری نيست

00:38:32.850 --> 00:38:34.450
من مادر واقعی شاهزاده ی چهارمم

00:38:34.450 --> 00:38:37.150
چطور ميتونم به پسر خودم صدمه بزنم ؟

00:38:37.150 --> 00:38:40.220
بانوی نجيب زاده جيا ... شاهزاده ی چهارم فقط 2 سالشه

00:38:40.220 --> 00:38:42.000
چطور تونستی همچين کاری بکنی ؟

00:38:42.000 --> 00:38:47.630
اون خيلی به شما وابسته ست ... تو حتی
جرات کردی به پسر خودت صدمه بزنی ؟

00:38:48.430 --> 00:38:51.620
معلومه که بانوی نجيب زاده جيا قصد
نداشت به شاهزاده ی چهارم صدمه بزنه

00:38:51.620 --> 00:38:54.340
فقط ميخواست پسرش رو از همسر شيان پس بگيره

00:38:54.340 --> 00:38:57.290
... چه بد ... از نظر ايشون

00:38:57.290 --> 00:39:00.430
شاهزاده ی چهارم پسر واقعی به حساب نمياد

00:39:00.430 --> 00:39:02.340
... اون بيشتر مثل يه برگ برنده ست

00:39:02.340 --> 00:39:04.710
... برای مبادله با قدرت ، ثروت

00:39:04.710 --> 00:39:08.700
نه ... اينطوری نيست

00:39:08.700 --> 00:39:10.380
امپراتور

00:39:10.380 --> 00:39:14.000
امپراتور من واقعا اين کار رو نکردم

00:39:14.000 --> 00:39:16.030
همه چيز فقط يه اتهام دروغ از طرف همسر شيانه

00:39:16.030 --> 00:39:18.180
نه ... همسر چون هم هست

00:39:18.180 --> 00:39:20.600
شما هم در اين قضيه دخالت دارين

00:39:20.600 --> 00:39:24.710
من تمام اين مدت در قصر چو ژيو زندگی ميکردم
چطور ميتونستم در اين کار دست داشته باشم ؟

00:39:24.710 --> 00:39:27.810
اين بايد ... کار همسر شيان باشه

00:39:27.810 --> 00:39:29.760
يونگ چنگ هميشه از همسر شيان دوری ميکرد

00:39:29.760 --> 00:39:33.890
با انجام اين کار ميخوان يونگ چنگ برای هميشه از من متنفر بشه

00:39:33.890 --> 00:39:37.020
با انجام اين کار اون ميتونه يونگ چنگ
رو کاملا برای خودش داشته باشه

00:39:37.020 --> 00:39:38.870
والاحضرت همسر شيان بچه نداره

00:39:38.870 --> 00:39:41.600
معلومه که ايشون نميدونه چطور غذای يه بچه رو حاضر کنه

00:39:41.600 --> 00:39:43.930
پرستار کسيه که بهتر از همه شاهزاده ی چهارم رو ميشناسه

00:39:43.930 --> 00:39:46.490
تو داری از اين نکته استفاده ميکنی تا به دروغ همسر شيان رو متهم کنی

00:39:46.490 --> 00:39:47.950
تو خيلی بی شرمی

00:39:47.950 --> 00:39:50.790
... نه ... امپراتور

00:39:51.510 --> 00:39:55.360
موضوع به اينجا کشيده اما تو هنوز نميخوای راهت رو اصلاح کنی

00:39:55.360 --> 00:40:00.220
من فکر ميکنم بزرگترين بدبختی يونگ چنگ داشتن مادری مثل توئه

00:40:00.220 --> 00:40:06.670
افراد ... بانوی نجيب زاده جيا شايسته و خوش قلب
نيست ... اون لياقتش رو نداره مادر کسی باشه

00:40:06.670 --> 00:40:08.680
... از امروز به بعد عنوانش گرفته ميشه

00:40:08.680 --> 00:40:11.500
به يه ملازم درجه دو تنزل مقام ميگيره
و به قصر سرد فرستاده ميشه

00:40:11.500 --> 00:40:14.960
امپراتور من اين کار رو نکردم ... واقعا اين کار رو نکردم

00:40:14.960 --> 00:40:17.920
افراد هر دوشون رو ببريد -
امپراتور من نميخوام برم -

00:40:17.920 --> 00:40:22.150
امپراتور رحم داشته باشين -
امپراتور -

00:40:22.150 --> 00:40:24.190
والاحضرت همسر نجيب زاده

00:40:24.190 --> 00:40:28.300
والاحضرت همسر نجيب زاده نجاتم بدين

00:40:28.300 --> 00:40:30.410
واقعا خوبه بانوی نجيب زاده جيا

00:40:30.410 --> 00:40:33.720
تو واقعا اونقدر بی رحمی که به پسر خودت صدمه ميزنی

00:40:33.720 --> 00:40:35.810
خيلی نااميدم کردی

00:40:35.810 --> 00:40:39.580
حالا حتی ازم ميخوای برات تقاضای تخفيف مجازات کنم ؟

00:40:39.580 --> 00:40:41.340
من نبايد اين کار رو بکنم

00:40:41.340 --> 00:40:45.830
... والاحضرت همسر نجيب زاده ... شما

00:40:45.830 --> 00:40:48.960
... اما با توجه به محبت گذشته امون

00:40:48.960 --> 00:40:52.530
به جای تو به خوبی از شاهزاده ی چهارم مراقبت ميکنم

00:40:52.530 --> 00:40:55.530
حالا برو

00:40:55.530 --> 00:40:57.370
امپراتور

00:40:57.370 --> 00:41:00.370
امپراتور ... امپراتور

00:41:00.370 --> 00:41:04.610
يونگ چنگ ... پسرم يونگ چنگ

00:41:04.610 --> 00:41:07.390
يونگ چنگ

00:41:07.390 --> 00:41:12.830
امپراتور زندگی ... واقعا غيرقابل پيش بينيه
و قلب آدم ها خيلی شروره

00:41:12.830 --> 00:41:14.940
... هيچوقت حدس نميزدم

00:41:14.940 --> 00:41:18.660
... بانوی نجيب زاده جيا از مهربونی من استفاده کنه

00:41:18.660 --> 00:41:21.090
تا عليه همسر شيان پاپوش درست کنه

00:41:21.090 --> 00:41:26.120
يه زن مثل اون واقعا لياقتش رو نداره مادر يونگ چنگ باشه

00:41:26.120 --> 00:41:30.410
اما يونگ چنگ در قصر چو ژيو زندگی ميکرده

00:41:30.410 --> 00:41:34.960
با يه دفعه ترک کردن اونجا حتما حس ناراحتی بهش دست داده

00:41:35.650 --> 00:41:38.120
... به نظر من

00:41:38.120 --> 00:41:41.520
... چرا نميذاريد من

00:41:41.520 --> 00:41:46.580
يونگ چنگ رو برگردونم قصر چو ژيو و ازش مراقبت کنم ؟

00:41:46.580 --> 00:41:50.910
وگرنه همسر شیان نميدونه چطور يه بچه رو بزرگ کنه

00:41:50.910 --> 00:41:53.010
اين تقريبا مشکل درست کرد

00:41:53.010 --> 00:41:57.970
امپراتور شما چی فکر ميکنين ؟

00:42:00.320 --> 00:42:04.270
همسر نجيب زاده گائو ... همسر شيان واقعا
... طرز مراقبت از بچه ها رو بلد نيست

00:42:04.270 --> 00:42:06.150
اما تمرين باعث تکامل ميشه

00:42:06.150 --> 00:42:10.380
صداقت مطلقش در مقابل اين بچه چيزيه که
حتی با مال مادر واقعيش قابل مقايسه نيست

00:42:16.140 --> 00:42:19.660
يونگ چنگ همينجا در قصر چنگ ژين ميمونه

00:42:19.660 --> 00:42:23.580
فکر ميکنم همسر شيان به خوبی ازش مراقبت ميکنه

00:42:24.290 --> 00:42:26.320
ممنونم امپراتور

00:42:34.950 --> 00:42:40.360
شنيده بودم همسر چون خيلی باهوشه
و در شناخت داروها مهارت داره

00:42:40.360 --> 00:42:44.920
امروز واقعا خيلی چيزا ياد گرفتم

00:42:44.920 --> 00:42:46.580
همسر نجيب زاده از تحسين اتون ممنونم

00:42:46.580 --> 00:42:49.970
من شرمنده ام و جرات ندارم همچين افتخاری رو بپذيرم

00:42:56.000 --> 00:43:06.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:43:06.024 --> 00:43:26.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.