﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 46</i>

00:02:05.650 --> 00:02:07.640
ژیائو ژوان زی

00:02:09.280 --> 00:02:11.320
صیغه لینگ احضارت کردن

00:02:28.680 --> 00:02:30.980
... تو یه بار گفتی

00:02:30.980 --> 00:02:32.810
... که تو

00:02:32.810 --> 00:02:36.250
از کوه چاقو بالا میری و وارد دریای آتیش میشی

00:02:36.250 --> 00:02:38.390
اون حرفا هنوز در گوشم زنگ میزنن

00:02:39.040 --> 00:02:40.660
فراموش که نکردی ؟

00:02:40.660 --> 00:02:45.350
والاحضرت لینگ ... نیاز دارین
خدمتکارتون چه کاری براتون انجام بده ؟

00:02:45.350 --> 00:02:50.280
تو یه چیزایی میدونی
( مسائل مخفی خواجه ها منظورشه )

00:02:59.390 --> 00:03:02.710
... ملکه ی مادر ... در این سه ماه گذشته

00:03:02.710 --> 00:03:05.650
مجموعه هدایای همه ی قصرها اینجا هستن

00:03:05.650 --> 00:03:10.860
به علاوه تعداد زیادی از دوشس ها و زن های نجیب زاده
با شنیدن خبر ، سر کیسه های پولشون رو باز کردن

00:03:10.860 --> 00:03:14.220
بازار قصر برای اولین روز اینجا برپا شده

00:03:15.030 --> 00:03:18.360
شرکت کننده ها همه اشون وزرای عالی رتبه و پرسنل قصر هستن

00:03:18.360 --> 00:03:22.090
وقتی اونها کاره اشون رو بیرون دروازه ی قدرت الهی
تموم کنن ، بازار قصر به اونجا منتقل میشه

00:03:22.090 --> 00:03:24.680
هم برای مردم بازه و هم برای بازرگان ها

00:03:24.700 --> 00:03:29.400
اون موقع تمام سود حاصله اهدا میشه

00:03:30.430 --> 00:03:34.950
ملکه ی مادر ... همسر نجیب زاده چون این
طرح رو از خیلی وقت پیش برنامه ریزی کردن

00:03:34.950 --> 00:03:37.140
وقتی امپراتور یه نگاهی بهش انداخت ، این طرح اجرایی میشه

00:03:37.140 --> 00:03:39.890
در آینده بازار در بیرون دروازه ی قدرت الهی هر
چهارم ، چهاردهم و بیست و چهارم ماه باز خواهد بود

00:03:39.890 --> 00:03:42.030
اونجا صدها کالا رد و بدل خواهد شد

00:03:42.030 --> 00:03:44.820
دیگه نیازی نیست کالاهای قدیمی دفتر
امور داخلی به جای دیگه ای منتقل بشن

00:03:44.820 --> 00:03:49.640
ما میتونیم از همینجا مستقیم ترخیص اشون کنیم و
درآمدش میتونه ضمیمه هزینه ها بشه یا کامل اهدا بشه

00:03:49.640 --> 00:03:52.220
... ملکه ی مادر ... اگه وقت دارین

00:03:52.220 --> 00:03:54.530
شما هم میتونید بیاید و اطراف بازار قصر قدم بزنین

00:03:54.530 --> 00:03:58.110
شما میتونین این کار رو به عنوان ادای
احساسات بازرگان ها در نظر بگیرین

00:03:58.110 --> 00:03:59.520
... البته

00:03:59.520 --> 00:04:02.070
من هنوز دارم کاملش میکنم

00:04:02.070 --> 00:04:05.090
تا به فرم و شکل خودش در سلسله ی قبلی شبیه بشه

00:04:05.090 --> 00:04:07.260
... ملکه ی مادر اگر فکر میکنین کمبودی هست

00:04:07.260 --> 00:04:10.060
فورا برطرفش میکنم -
باشه ... باشه -

00:04:10.060 --> 00:04:14.410
ایده های تو عالی هستن ... دوست اشون دارم

00:04:14.410 --> 00:04:16.050
خودت رو به دردسر انداختی

00:04:16.050 --> 00:04:19.470
اینطور نیست ... ملکه ی مادر بیاید بریم جلوتر رو ببینیم

00:04:19.470 --> 00:04:22.790
یه سری آثار برنزی از دوران امپراتور ژوان دی اونجا هست

00:04:22.790 --> 00:04:25.490
و همنیطور وسایل لعابی تازه ساز داخلی

00:04:25.490 --> 00:04:31.730
صیغه لینگ ... بازی کردن نقش یه پیشخدمت
میخونه که مشروب میفروشه چه حسی داره ؟

00:04:31.730 --> 00:04:36.090
حداقل بهتر از تماشا کردن یه اتاق خالی و ترش کردنه

00:04:37.240 --> 00:04:40.630
تو فقط یه مدت کوتاهه مورد
توجه قرار گرفتی ... اینقدر وحشی نباش

00:04:41.170 --> 00:04:45.190
تا وقتی هنوز مورد توجهی ازش بهره ببر
تا بعدا حسرت نخوری زندگیت هدر رفته

00:04:45.190 --> 00:04:48.350
این خیلی بهتر از وضع بعضیاست
که هیچوقت یه بارم مورد توجه نبودن

00:04:48.350 --> 00:04:51.050
... تو -
مینگ یو ... اون جام خیلی خوشگله -

00:04:51.050 --> 00:04:52.990
همینطوره

00:04:52.990 --> 00:04:54.840
اون وی یینگ لو

00:04:54.840 --> 00:04:56.820
تماشا میکنم و میبینم خوشحالیت چقدر طول میکشه

00:04:56.820 --> 00:05:00.030
بله ... بله -
ملکه ی مادر ... غرفه ی وسایل لعابی جلوتره -

00:05:00.030 --> 00:05:02.930
شنیدم کالاهای غربی زیادی به داخلش
منتقل شدن ... همه اشون خیلی کمیابن

00:05:08.730 --> 00:05:13.620
ملکه ی مادر ... مگه اینا وسایل
گم شده ی قصر شو کانگ نیستن ؟

00:05:15.080 --> 00:05:16.820
چطور ممکنه ؟

00:05:16.820 --> 00:05:18.950
ببینید ... اون حلقه ی یشم

00:05:18.950 --> 00:05:20.760
و اون عصای آرزوی یشم روشن

00:05:20.760 --> 00:05:22.920
و اون گلدون گل

00:05:22.920 --> 00:05:25.590
مگه همه اشون وسایل قدیمی قصر شو کانگ نیستن ؟

00:05:25.590 --> 00:05:28.200
همه اشون ناپدید شده بودن

00:05:28.200 --> 00:05:31.340
ما به طور کامل شهر ممنوعه رو
گشتیم اما هیچوقت اثری ازشون ندیدیم

00:05:31.340 --> 00:05:35.250
حالا اونا اینجا در بازار قصر به نمایش گذاشته شدن ؟

00:05:35.250 --> 00:05:39.530
بانوی من ... مگه اون کیسه ی کمری
گلدوزی شده ای نیست که شما گم کردین ؟

00:05:39.530 --> 00:05:43.510
ملکه ... دستبند یشم زمرد سبز و
گوشواره های مروارید شما هم اینجا هستن

00:05:44.370 --> 00:05:47.940
این بازار قصره ؟ این به وضوح آشیونه ی دزده

00:05:47.940 --> 00:05:51.940
وسایل گمشده ی قصرهای ما همه اشون
در این بازار برای فروش گذاشته شدن

00:05:51.940 --> 00:05:56.220
پولی که میگیریم قراره کسری قصر رو جبران کنه ؟

00:05:57.460 --> 00:06:00.460
چه برآورد هوشمندانه ای

00:06:02.450 --> 00:06:05.740
ملکه ی مادر ... یه نفر باید
... فهمیده باشه بازار قصر باز شده

00:06:05.740 --> 00:06:08.520
و اونا عمدا این جواهرات رو قاطی اجناسش کردن

00:06:08.520 --> 00:06:11.860
و از این فرصت برای فروششون استفاده کنن اما من واقعا خبر نداشتم

00:06:11.860 --> 00:06:15.320
ملکه ی مادر ... بازار در داخل و خارج قصر باز شده

00:06:15.320 --> 00:06:17.360
این قضیه به راحتی میتونه آشوب به پا کنه

00:06:17.360 --> 00:06:22.160
همسر نجیب زاده چون نمیتونه به همه چی نظارت کنه
پس کسی از این فرصت استفاده کرد اما اجتناب ازش سخته

00:06:22.160 --> 00:06:24.260
اونا در ملاعام قرارش دادن

00:06:24.260 --> 00:06:27.420
خواجه های قصر دست و پاشون بسته نیست

00:06:27.420 --> 00:06:30.160
تعداد زیادی اشون بی سر و صدا پشت سرمون دست به کار شدن

00:06:30.160 --> 00:06:34.110
چقدرشون باید جا به جا شده ، چقدرشون از دیوارها
خارج شده و چطور این کار انجام شده معلوم نیست

00:06:34.110 --> 00:06:38.690
و همینطور چطور سودش تقسیم شده
لایه بعد از لایه و برنامه بعد از برنامه

00:06:38.690 --> 00:06:43.580
کی میدونه همسر نجیب زاده امون از جایی سود گرفته یا نه

00:06:43.580 --> 00:06:46.220
تا به یکی از قلاب های این زنجیره تبدیل بشه ؟

00:06:50.240 --> 00:06:53.130
ملکه ی مادر ... من واقعا بی خبرم

00:06:53.130 --> 00:06:57.180
نمیدونم کدوم آدم پستی سعی داره از این فرصت استفاده کنه

00:06:58.030 --> 00:07:00.590
من حتما تا آخر ماجرا رو تعقیب میکنم

00:07:00.590 --> 00:07:02.960
ملکه ی مادر لطفا من رو ببخشید

00:07:05.970 --> 00:07:09.860
خسته شدم ... من اول میرم

00:07:16.560 --> 00:07:18.300
بانوی من

00:07:19.580 --> 00:07:24.030
همسر نجیب زاده چون ... کارهات رو خیلی بی دقت انجام میدی

00:07:24.030 --> 00:07:27.420
یه بازار خوب و مناسب قصر اما وسایل دزدی قاطیش شده

00:07:27.420 --> 00:07:29.930
ملکه ی مادر باگذشت و مهربونه که سرزنشت نکرد

00:07:29.930 --> 00:07:34.510
اما وقتی خبرش به بیرون درز کنه حتما به شهرتت صدمه میزنه

00:07:34.510 --> 00:07:39.000
امیدوارم تا آخر این ماجرا رو دنبال کنی و جزئیات دقیقش رو پیدا کنی

00:07:41.720 --> 00:07:43.460
بله

00:07:54.820 --> 00:07:57.490
این یکی ... اون دو تا

00:07:57.490 --> 00:07:59.760
و اون یکی

00:07:59.760 --> 00:08:03.220
همه اشون مال قصر ین شی هستن ... همینطور اون لوح

00:08:04.560 --> 00:08:07.380
من مثل دیگران خیلی پولدار و بخشنده نیستم

00:08:07.380 --> 00:08:09.120
من خیلی فقیرم

00:08:09.120 --> 00:08:12.170
باید تمام این گنجینه ها رو پس بگیرم

00:08:14.700 --> 00:08:16.920
همسر نجیب زاده چون

00:08:16.920 --> 00:08:20.730
یه کم پیش که از حرفام نرنجیدین ؟

00:08:23.840 --> 00:08:29.390
وی یینگ لو ... تو خیلی ماهری

00:08:29.390 --> 00:08:31.500
همسر نجیب زاده چون منظورتون چیه ؟

00:08:31.500 --> 00:08:33.090
من فقط مدعی اونایی هستم که مال خودم هستن

00:08:33.090 --> 00:08:35.970
شما چرا اینقدر عصبانی هستین ؟

00:08:35.970 --> 00:08:39.990
یعنی ممکنه حرفایی که اونا زدن درست باشه ؟

00:08:39.990 --> 00:08:43.460
شما پناهگاه خواجه های دزد هستین ؟

00:08:43.460 --> 00:08:48.050
نه ... نه ... شما یه هنرمند اهل سو ژو هستین

00:08:48.050 --> 00:08:49.980
پول خیلی کثیفه

00:08:49.980 --> 00:08:52.100
طبیعتا اجازه نمیدین شما رو آلوده کنه

00:08:52.900 --> 00:08:57.000
دیگران حرفتون رو باور نمیکنن ولی من باور میکنم

00:09:01.180 --> 00:09:04.430
بسیارخب ... بسیارخب

00:09:04.430 --> 00:09:08.040
همه ی وسایل قصر ین شی رو
برگردونین ... هیچ کدوم رو جا نذارین

00:09:08.040 --> 00:09:10.760
از همسر نجیب زاده تشکر میکنم

00:09:11.560 --> 00:09:13.500
حالا همه اشون رو بردار

00:09:32.260 --> 00:09:35.990
والاحضرت ... شاهزاده ی پنجم مریضه

00:09:35.990 --> 00:09:39.890
من فورا نیومدم ... لطفا من رو ببخشید

00:09:43.090 --> 00:09:45.260
همه چی رو شنیدی ؟

00:09:45.260 --> 00:09:46.980
شنیدم

00:09:46.980 --> 00:09:51.050
خیلی واضحه که یه نفر داره از قصد براتون پاپوش درست میکنه

00:09:51.050 --> 00:09:54.030
.. برای همین وسایل دزدی رو در بازار قصر گذاشته

00:09:54.030 --> 00:09:58.490
تا حال و هوای ملکه ی مادر رو به هم
بریزه و شایستگی شما رو زیر سوال ببره

00:09:58.490 --> 00:10:02.890
من با جدیت آماده سازی کردم تا ملکه ی مادر رو خوشحال کنم

00:10:02.890 --> 00:10:06.760
حالا با این موضوع شایستگی که جای خود داره

00:10:07.630 --> 00:10:10.120
خیلی باید شانس بیارم که به عنوان یه بی لیاقت به یاد نمونم

00:10:10.790 --> 00:10:14.020
.. الان همه دارن میگن ، خواجه ها به صورت خصوصی

00:10:14.020 --> 00:10:17.250
از بازار قصری که من ترتیب دادم استفاده میکنن تا اجناس رو بفروشن

00:10:17.250 --> 00:10:20.000
که شاید یه سری کلاهبرداری پشت پرده هم وجود داشته باشه

00:10:21.790 --> 00:10:24.290
... شهرت و اعتبار خوبی که سالها جمع کرده بودم

00:10:24.290 --> 00:10:26.640
همه اش با یه ضربه نابود شد

00:10:43.260 --> 00:10:46.850
والاحضرت ... لازم نیست نگران باشین

00:10:46.850 --> 00:10:50.290
ملکه ی مادر و امپراتور هنوز بهتون اعتماد دارن

00:10:50.290 --> 00:10:53.000
این فقط یه مانع زودگذر برای اعتبارتونه

00:10:53.000 --> 00:10:56.760
وقتی آشوب برطرف بشه همه چی درست میشه

00:10:57.650 --> 00:11:01.620
اون وی یینگ لو عاشق داد و بیداد راه انداختن و دیوونه بازیه

00:11:01.620 --> 00:11:04.160
اون رفت و دو سال در باغ یوآن مینگ موند

00:11:04.160 --> 00:11:07.020
و حالا دوز و کلک های شیطانی تری رو شروع کرده

00:11:07.020 --> 00:11:10.020
تو نگاه ناچیز پیروزمندانه اش رو ندیدی

00:11:10.020 --> 00:11:14.400
اونقدر عصبانی ام که قلبم درد میکنه -
عصبانی نباش خواهر -

00:11:14.400 --> 00:11:19.970
دیر یا زود به خاطرت ترتیب کارش رو میدم

00:11:25.360 --> 00:11:28.130
ژیائو ژوان زی ... کارت عالی بود

00:11:28.130 --> 00:11:31.170
... اون اجناس دزدی وقتی به خارج قصر منتقل میشن

00:11:31.170 --> 00:11:33.480
خوب میدونم اونها رو کجا میفروشن

00:11:33.480 --> 00:11:35.830
اما از اولش خیلی کنجکاو بودم

00:11:35.830 --> 00:11:38.720
چرا والاحضرت اونها رو خریدن و برای چی ؟

00:11:38.720 --> 00:11:40.920
فکر نمیکردم بانو یه شاخه رو به یه شاخه ی دیگه گره بزنن

00:11:40.920 --> 00:11:42.660
از ناکجا آباد یه ضربه ی شدید به همسر نجیب زاده چون وارد کنن

00:11:42.660 --> 00:11:44.060
باشه ... باشه

00:11:44.060 --> 00:11:45.820
با این شایستگی که نشون دادی گناهت رو جبران کردی

00:11:45.820 --> 00:11:49.220
در آینده باید صادقانه زندگی کنی نه که به دزدی کردن ادامه بدی

00:11:49.220 --> 00:11:52.330
جرات ندارم ... دیگه هیچوقت جرات نمیکنم

00:11:52.330 --> 00:11:53.330
میتونی بری

00:11:53.330 --> 00:11:54.360
بله

00:11:54.360 --> 00:11:56.170
همونجا وایستا

00:11:58.400 --> 00:12:00.130
والاحضرت

00:12:05.200 --> 00:12:06.800
جایزه ات

00:12:11.000 --> 00:12:13.600
از لطف اعلیحضرت ممنونم

00:12:13.600 --> 00:12:16.500
از حالا به بعد از کوه چاقو بالا میرم و وارد دریای آتیش میشم

00:12:16.500 --> 00:12:20.400
دوباره داری از بالا رفتن از کوه چاقو
و وارد شدن به دریای آتیش حرف میزنی

00:12:20.400 --> 00:12:24.200
تو از گفتنش خسته نشدی اما من از شنیدنش خسته شدم

00:12:25.400 --> 00:12:30.200
... نگران نباش ... حتی اگه تو نتونی به یادش بیاری

00:12:30.200 --> 00:12:33.800
من هنوزم به وضوح به خاطر خواهم داشت

00:12:35.590 --> 00:12:40.190
بله ... پس از حضورتون مرخص میشم

00:12:47.400 --> 00:12:52.200
یینگ لو ... تو ظهر صورت همسر نجیب زاده چون رو ندیدی

00:12:52.200 --> 00:12:55.600
با دیدن کالاهای دزدی بدجوری رنگش پرید

00:12:55.600 --> 00:12:59.800
وقتی ملکه ی مادر ازش سوال کرد مطلقا نتونست یه بهانه هم بیاره

00:12:59.800 --> 00:13:02.000
این تمام ناامیدی هام رو برطرف میکنه

00:13:02.000 --> 00:13:04.600
این فقط یه نمایش کوچیکه

00:13:05.300 --> 00:13:09.400
کی شایعاتی که کل شهر ممنوعه رو فرا گرفت پخش کرد ؟

00:13:10.200 --> 00:13:14.600
صرف نظر از صیغه سلطنتی جیا ، اون بود که رو
آتیش روغن ریخت و به شعله اش اضافه کرد

00:13:15.500 --> 00:13:18.200
میخوام خودشم طعمش رو بچشه

00:13:18.200 --> 00:13:22.600
بذار ببینه وقتی همه درباره اش حرف میزنن واقعا چه حسی داره

00:13:22.600 --> 00:13:24.800
بیا دیگه در موردش حرف نزنیم

00:13:24.800 --> 00:13:28.600
سه روز دیگه یادبود ملکه ی فقیده

00:13:28.600 --> 00:13:31.200
کیک ها و گل های تازه آماده میکنم

00:13:32.800 --> 00:13:34.200
... اما

00:13:35.200 --> 00:13:37.300
چرا حرفات رو قورت میدی ؟

00:13:39.000 --> 00:13:43.400
اون روز لرد فوخنگ حتما میره قصر چانگ چون تا ادای احترام کنه

00:13:43.400 --> 00:13:47.000
ما میتونیم دیرتر بریم تا بهش برنخوریم

00:13:50.800 --> 00:13:53.700
<i>[ برای پرورش روح سختگیر باشید ]</i>

00:14:09.700 --> 00:14:12.800
ارباب جوان ... دنبال چی میگردین ؟

00:14:12.800 --> 00:14:14.400
کیسه ی عطرم کجاست ؟

00:14:14.400 --> 00:14:18.500
اینجاست ... شما مرتب این رو همراه خودتون داشتین اما
وقتی داشتین لباس عوض میکردین تصادفا انداختینش

00:14:18.500 --> 00:14:21.700
دیدم کثیفه برای همین تمیزش کردم

00:14:23.000 --> 00:14:25.670
اجازه نداری دیگه با بی دقتی به وسایل من دست بزنی

00:14:30.390 --> 00:14:33.280
بسیارخب ... میتونی بری

00:14:45.200 --> 00:14:47.400
آن آر ... آن آر

00:14:47.400 --> 00:14:48.400
ارباب زاده ی کوچیک

00:14:48.400 --> 00:14:50.600
زود باشید بیاید بیرون ... مادرتون رو نترسونین

00:14:50.600 --> 00:14:52.200
آن آر ... آن آر -
ارباب زاده ی کوچیک -

00:14:52.200 --> 00:14:54.400
خانم نگران نباشید ... میرم اون طرف رو نگاه میکنم

00:14:54.400 --> 00:14:56.600
زودباش برو ... باید پیداش کنی -
بله -

00:14:56.600 --> 00:14:59.700
آن آر -
ارباب زاده ی کوچیک -

00:14:59.700 --> 00:15:01.200
ارباب زاده ی کوچیک

00:15:01.200 --> 00:15:02.600
آن آر ... بیا بیرون

00:15:02.600 --> 00:15:04.400
آن آر گم شده ؟

00:15:04.400 --> 00:15:08.200
من امروز ناراحت شدم و یه کم سرزنشش کردم و اونم رفت قایم شد

00:15:08.200 --> 00:15:11.000
التماست میکنم ... کمکم کن
پیداش کنم ... ما باید پیداش کنیم

00:15:11.000 --> 00:15:13.500
باشه ... حتما کمکت میکنم پیداش کنی

00:15:35.570 --> 00:15:38.990
مباشر ... مباشر

00:15:43.000 --> 00:15:44.700
ارباب جوان ... چه دستوری برام دارین ؟

00:15:44.700 --> 00:15:46.800
چرا ارباب زاده ی کوچیک اینجاست ؟

00:15:49.200 --> 00:15:51.400
ارباب زاده ی کوچیک ... بیاید بریم بیرون بازی کنیم

00:15:51.400 --> 00:15:53.400
بیاید بریم -
نه -
عجله کنین -

00:15:53.400 --> 00:15:54.900
زود باشین

00:15:55.800 --> 00:15:59.500
برو به دایه بگو بیاد بچه رو ببره

00:15:59.500 --> 00:16:01.100
بله

00:16:42.500 --> 00:16:44.000
آن آر

00:16:51.700 --> 00:16:53.300
میخوای چیکار کنی ؟

00:16:55.900 --> 00:16:57.900
فکر میکنی چیکار داشتم میکردم ؟

00:17:03.400 --> 00:17:07.200
من مثل تو نیستم ... به آدمای بیگناه صدمه نمیزنم

00:17:07.200 --> 00:17:10.400
و کارهای احمقانه نمیکنم تا از رو بدخواهی انتقام بگیرم

00:17:10.400 --> 00:17:13.800
... خیتارا آرچینگ ... از اونجایی که مادر شدی

00:17:13.800 --> 00:17:16.160
باید کاملا مسئولیتش رو به عهده بگیری

00:17:16.160 --> 00:17:18.500
بچه رو با بی توجهی سرگردون ول نکن

00:17:30.200 --> 00:17:32.000
تو آن آر رو پیدا کردی

00:17:42.500 --> 00:17:46.000
<i>بانوی جوان ... ارباب جوان یه
خانواده ی عالی و یه خلق و خوی عالی داره</i>

00:17:46.000 --> 00:17:51.200
<i>حالا ایشون همکاری شایسته ای در میدون
جنگ داشته و خودش رو برجسته و متمایز
کرده ... خیلی ها دارن بهتون حسودی میکنن</i>

00:17:51.200 --> 00:17:53.900
<i>... حتی اگه در گذشته هزارها سوتفاهم داشتین</i>

00:17:53.900 --> 00:17:56.200
<i>... حالا حداقل به خاطر ارباب زاده ی کوچیک</i>

00:17:56.200 --> 00:17:59.600
<i>شما باید بذارید همه اشون تموم بشن و
زندگی رو در یه توازن زیبا سپری کنین</i>

00:17:59.600 --> 00:18:04.400
<i>با دیدن اینکه ارباب جوان قبلا چطوری با ارباب زاده ی
کوچیک رفتار کرد شما هنوزم یه فرصت دارین</i>

00:18:04.400 --> 00:18:06.660
<i>شما باید خوب درباره اش فکر کنین</i>

00:18:06.660 --> 00:18:08.600
<i>به کسایی که آرزو دارن خواهرهاشون رو به اینجا هل بدن</i>

00:18:08.600 --> 00:18:11.800
<i>دخترهاشون رو به اینجا هل بدن . فکر میکنین تعدادشون کمه ؟</i>
( بگو فوخنگ واسه خودش یه پا امپراتوره دیگه )

00:18:11.800 --> 00:18:16.200
<i>اگه به این بن بست ادامه بدین اونوقت یه جایگاه به دیگران میدین</i>

00:18:36.600 --> 00:18:38.000
کی هستی ؟

00:18:43.900 --> 00:18:45.600
برای چی اینجایی ؟

00:18:45.600 --> 00:18:47.700
چون خوب فکر کردم

00:18:50.200 --> 00:18:52.400
من قبلا خیلی ازت متنفر بودم

00:18:53.200 --> 00:18:57.200
چون خیلی واله و شیدای وی یینگ لو بودی
و هیچوقت من رو به افکارت راه ندادی

00:18:57.200 --> 00:19:01.400
حالا اون صیغه ی سلطنتی لینگه و امکان نداره با تو باشه

00:19:01.400 --> 00:19:05.000
حتی اگه خیلی واله اش بودی بازم برمیگردی پیش من درسته ؟

00:19:06.700 --> 00:19:11.400
... در این زمان اگه به تنش باهات ادامه بدم

00:19:11.400 --> 00:19:14.000
هلت میدم تو آغوش دیگران

00:19:14.000 --> 00:19:16.800
اونوقت تبدیل به بزرگترین احمق میشم

00:19:16.800 --> 00:19:18.600
واقعا نمیدونم به چی داری فکر میکنی

00:19:18.600 --> 00:19:21.100
فوخنگ ... فوخنگ

00:19:21.100 --> 00:19:24.000
اشتباه کردم ... اشتباه کردم

00:19:24.000 --> 00:19:26.800
همه اش تقصیر منه

00:19:26.800 --> 00:19:30.600
... قبلا درست فکر نمیکردم و در این سه سال گذشته

00:19:31.200 --> 00:19:35.600
... تو در میدون جنگ بودی و هرچند با حرفام رنجوندمت

00:19:35.600 --> 00:19:39.200
اما دلم برات تنگ شده بود و تمام مدت در اشتیاقت بودم

00:19:39.200 --> 00:19:42.800
هر لحظه و هر ثانیه آرزو میکردم زودتر برگردی

00:19:43.700 --> 00:19:47.200
... هرچند میدونستم ازم متنفری

00:19:49.530 --> 00:19:52.280
اما هنوزم دلم برات تنگ شده بود

00:19:55.170 --> 00:19:57.320
دقیقا میخوای چیکار کنی ؟

00:19:59.200 --> 00:20:02.050
تو یه بار دلم رو شکستی

00:20:02.050 --> 00:20:04.000
و منم انتقامم رو گرفتم

00:20:04.000 --> 00:20:05.500
فوخنگ

00:20:07.200 --> 00:20:11.400
حالا میخوام باهات آشتی کنم ... میخوام
یه زندگی خوب باهات داشته باشم

00:20:11.400 --> 00:20:16.000
تضمین میدم که دیگه اوقات تلخی نمیکنم

00:20:17.170 --> 00:20:20.600
تضمین میدم عروس خوبی برای خانواده ی فوچا باشم

00:20:20.600 --> 00:20:22.800
همسر خوبی برای تو باشم

00:20:23.800 --> 00:20:26.800
میتونم خونه رو مدیریت کنم و از پدر و مادر مراقبت کنم

00:20:26.800 --> 00:20:29.600
دیگه مهمون بازی راه نمیندازم

00:20:29.600 --> 00:20:34.400
دیگه اخبار رو به پدربزرگم منتقل نمیکنم
هر چی تو بگی حاضرم انجام بدم

00:20:35.180 --> 00:20:39.780
بهت التماس میکنم ... من رو ببخش ... لطفا

00:20:46.200 --> 00:20:47.990
... مگه تو

00:20:48.900 --> 00:20:51.700
مگه تو با آن آر خوب نیستی ؟

00:20:52.800 --> 00:20:54.360
... به خاطر تو

00:20:54.360 --> 00:20:58.900
میتونم پسری به دنیا بیارم که کاملا مال خودمون باشه ... میتونیم ؟
( تو سریالا پررو زیاد دیدم اما ورژن این یکی برام جدیده )

00:21:03.700 --> 00:21:09.500
خیتارا آرچینگ ... دنیا به دلخواه تو نمیچرخه

00:21:09.500 --> 00:21:12.100
... وقتی عصبانی هستی

00:21:12.100 --> 00:21:15.800
میخوای همه رو تو گردابی از درد غوطه ور کنی

00:21:15.800 --> 00:21:18.890
... اما وقتی پشیمون شدی

00:21:18.890 --> 00:21:21.600
میخوای با یه نوازش خفیف درمانش کنی

00:21:21.600 --> 00:21:26.300
... بذار بهت بگم ... از لحظه ای که قدم اشتباه برداشتی

00:21:27.200 --> 00:21:30.600
تو دیگه هیچوقت و هرگز همسر فوچا فوخنگ نیستی

00:21:33.000 --> 00:21:36.600
فوخنگ ... فوخنگ

00:21:39.560 --> 00:21:43.130
نه ... نه

00:21:44.000 --> 00:21:46.400
یه کاری میکنم من رو ببخشی

00:21:46.400 --> 00:21:49.600
یه کاری میکنم من رو ببخشی

00:21:56.400 --> 00:21:59.190
<i>اونا میگن من و تو کثیف و آلوده هستیم</i>

00:21:59.190 --> 00:22:02.000
<i>تو یه خدمتگذار محترمی که
شایستگی های بالایی از خودش نشون داده </i>

00:22:02.000 --> 00:22:06.000
<i>طبیعتا امپراتور مشکلی برای تو درست نمیکنه</i>

00:22:06.000 --> 00:22:10.100
<i>اما عصبانیتش رو سر من خالی
میکنه ... پس لطفا ازم دور بمون</i>

00:22:12.970 --> 00:22:16.380
<i>هنوز اون روز برفی رو یادته ؟</i>

00:22:16.400 --> 00:22:19.000
<i>تو و آرچینگ کنار هم وایستاده بودین</i>

00:22:19.000 --> 00:22:23.000
<i>... یه جفتِ زیبا ... از اون روز به بعد</i>

00:22:23.000 --> 00:22:25.420
<i>با خودم قسم خوردم</i>

00:22:26.000 --> 00:22:29.030
<i>از حالا به بعد شمشیر میکشم و پیوندهام رو قطع میکنم</i>

00:22:29.030 --> 00:22:31.100
<i>مثل غریبه ها باهات برخورد میکنم</i>

00:22:32.500 --> 00:22:35.160
ارباب جوان ... باد میوزه

00:22:35.160 --> 00:22:37.400
مراقب سلامتی اتون باشین

00:22:45.200 --> 00:22:46.700
چینگ لینگ

00:22:49.200 --> 00:22:51.490
فکر میکنی اشتباه کردم ؟

00:22:52.510 --> 00:22:54.500
سه سال گذشته

00:22:55.900 --> 00:22:58.480
اون در حال حاضر زن امپراتوره

00:22:59.500 --> 00:23:01.700
اما من هنوزم نمیتونم فراموش کنم

00:23:02.600 --> 00:23:06.900
ارباب جوان ... شما مردی هستین که در گذشته زندگی میکنه

00:23:07.800 --> 00:23:09.600
در گذشته زندگی میکنم ؟

00:23:10.600 --> 00:23:12.800
من هیچوقت صیغه ی سلطنتی لینگ رو ندیدم

00:23:12.800 --> 00:23:16.200
اما اون در کمتر از یه نصف سال به اوج ( قدرت ) رسید

00:23:16.200 --> 00:23:19.000
این به وضوح نشون میده یه آدم با هوشیاری روشنه

00:23:20.000 --> 00:23:23.400
آدمی مثل اون معمولا آدم باهوشیه

00:23:23.400 --> 00:23:28.500
کسی که میدونه نمیشه دنبال گذشته رفت
و نگاهش رو فقط رو به آینده میدوزه

00:23:30.600 --> 00:23:32.240
حق با توئه

00:23:33.020 --> 00:23:35.800
یینگ لو کسیه که فقط به مسیر مقابل نگاه میکنه

00:23:35.800 --> 00:23:39.400
کسی به باهوشی اون معمولا سنگدله

00:23:39.400 --> 00:23:44.000
چون همه ی چیزای خوب و زیبای گذشته رو رها میکنه

00:23:44.000 --> 00:23:48.400
نه فقط خاطرات رو بلکه آدم ها رو هم همینطور

00:23:48.400 --> 00:23:50.280
... یعنی داری میگی

00:23:51.300 --> 00:23:53.800
من اون کسی هستم که دور انداخته شده ؟

00:23:53.800 --> 00:23:57.520
نه ... فقط اینکه شما اصرار دارین
رویای گذشته اتون رو نگه دارین

00:23:57.520 --> 00:23:59.800
و حاضر نیستین از خواب بیدار بشین

00:24:00.900 --> 00:24:02.800
... از وقتی شروع به خدمت به شما کردم

00:24:02.800 --> 00:24:06.300
فهمیدم شما مخصوصا چیزای قدیمی رو مثل گنج نگه میدارین

00:24:06.300 --> 00:24:09.490
حتی چیزای کوچیک مثل جوهردان یا یه کتاب نظامی

00:24:09.490 --> 00:24:13.590
یه تیکه لباس قدیمی ... شما اونها رو با دقت انبار میکنین

00:24:13.590 --> 00:24:17.840
اگه این فقط عشق به چیزای قدیمی باشه واقعا مانعی نداره

00:24:17.840 --> 00:24:20.690
اما ارباب جوان ... شما از خودتونم بیش از حد انتظار دارین

00:24:20.690 --> 00:24:23.400
تا جایی که خشن میشین

00:24:24.480 --> 00:24:26.100
چینگ لینگ

00:24:27.060 --> 00:24:29.420
داری سرزنشم میکنی ؟

00:24:29.420 --> 00:24:31.880
جرات ندارم

00:24:31.880 --> 00:24:34.670
... من شنیدم در طول راهپیمایی نظامی

00:24:34.670 --> 00:24:37.660
شما یه مسیر طولانی رو سوار بر اسب با زحمت پشت سر گذاشتین

00:24:37.660 --> 00:24:42.500
اما برای بحث در مورد استراتژی نظامی و نوشتن
گزارش اغلب اوقات تمام شب بیدار میموندین

00:24:42.500 --> 00:24:47.750
حتی امپراتور یه حکم صادر کرد تا
به زور جلوی این کاره اتون رو بگیره

00:24:47.750 --> 00:24:50.930
ارباب جوان ... شما خیلی نسب به کار
و نسبت به خودتون سختگیر هستین

00:24:50.930 --> 00:24:53.310
وقتی پای عشق میاد وسط دیگه نیاز به گفتن نداره

00:24:54.570 --> 00:24:56.720
من به اون خوبی که میگی نیستم

00:24:56.720 --> 00:25:00.410
.. نه ... حتی اگه یه میلیون نفر بگن شما خوب نیستین برای من

00:25:00.410 --> 00:25:03.210
شما بهترین ارباب زیر این آسمون هستین

00:25:06.790 --> 00:25:09.420
فردا یادبود خواهرمه

00:25:10.550 --> 00:25:12.760
کمک کن مقدمات رو آماده کنم

00:25:12.760 --> 00:25:14.430
بله

00:25:22.960 --> 00:25:28.320
ارباب جوان دیروقته ... زودتر برید و استراحت کنین

00:25:43.850 --> 00:25:48.090
تو میتونی اول بری ... میخوام یه کم با خواهرم بمونم

00:26:34.060 --> 00:26:39.090
خواهر ... همه چیز همونطور شد که پیش بینی میکردی

00:26:53.160 --> 00:26:56.290
چطوری این گوشت قربونی رو حمل میکنی
که تمامش رو ریختی روی لرد فوخنگ ؟

00:26:56.290 --> 00:26:58.900
من مستحق مرگم ... لطفا من رو ببخشید لرد فوخنگ

00:26:58.900 --> 00:27:03.530
لرد فوخنگ باید به تالار یانگ ژین بره ... این
در حضور امپراتور بی نزاکتی به نظر میرسه

00:27:03.530 --> 00:27:07.590
لرد فو ... اون تازه وارد قصر شده و هیچی نمیدونه

00:27:07.590 --> 00:27:09.280
همه اش تقصیر توئه ... صبر کن و ببین باهات چیکار میکنم

00:27:09.280 --> 00:27:12.650
بسیارخب ... اون فقط یه نوجوونه

00:27:12.650 --> 00:27:14.100
نیاز نیست سر این موضوع هیاهو به پا کنی

00:27:14.100 --> 00:27:17.520
اما لرد فو ... اینطوری چطور میخواید برید دیدن امپراتور ؟

00:27:17.520 --> 00:27:21.050
شاید من بتونم براتون بشورمش ... اشکالی نداره ؟

00:27:22.150 --> 00:27:23.580
من برای رفتن به تالار یانگ ژین عجله دارم

00:27:23.580 --> 00:27:26.810
شما میتونین لباس رو دربیارین و من فقط قسمت کثیفش رو میشورم

00:27:26.810 --> 00:27:30.170
و با آهن داغ روش میکشم و خیلی زود تموم میشه

00:27:37.650 --> 00:27:40.640
تو خیلی دست و پا چلفتی هستی و جرات کردی یه
بخش از وسایل پیشکشی به ملکه ی فقید رو بریزی

00:27:40.640 --> 00:27:42.920
بعدا به حسابت میرسم

00:27:42.920 --> 00:27:46.990
خواهر فی سویی بذارید من روش آهن بکشم تا اشتباهم رو جبران کنم

00:27:46.990 --> 00:27:49.000
خوشحالم که از اشتباهت خبر داری ... باهام بیا

00:27:49.000 --> 00:27:50.550
بله

00:28:01.400 --> 00:28:03.740
لرد فو ... لباس اتون آماده ست

00:28:03.740 --> 00:28:05.640
بذارش زمین

00:28:05.640 --> 00:28:08.180
لرد فو ... به کمکم نیاز دارین ؟

00:28:09.530 --> 00:28:11.600
نه ... فقط بذارش اونجا

00:28:11.600 --> 00:28:16.440
پس اگه دوست ندارین یه خدمتکار قصر بهتون خدمت کنه
اجازه بدین اون خواجه ی جوون اشتباهش رو جبران کنه

00:28:16.440 --> 00:28:17.880
ژیائو لوزی

00:28:17.880 --> 00:28:19.120
بله

00:28:19.120 --> 00:28:21.490
بیا لباس رو برای لرد ببر

00:28:21.490 --> 00:28:22.820
بله

00:28:34.270 --> 00:28:36.720
تو به وسیله ی یادبود ملکه ی فقید ضربه زدی

00:28:36.720 --> 00:28:39.130
این یه جرم بزرگه که مستحق مرگه

00:28:39.130 --> 00:28:42.550
بهتره درباره ی اتفاقی که امروز افتاد جایی حرف نزنی

00:28:42.550 --> 00:28:45.690
وقتی در قصر کار میکنی باید خیلی محتاط باشی

00:28:45.690 --> 00:28:46.990
بله

00:28:46.990 --> 00:28:49.800
اگه چیزی اشتباه پیش بره کسی باهات مثل یه بچه رفتار نمیکنه

00:28:49.800 --> 00:28:53.300
بله ... ممنونم لرد فوخنگ

00:28:57.020 --> 00:28:58.710
بایستین

00:29:02.240 --> 00:29:04.280
پس شما هنوز نرفتین

00:29:04.280 --> 00:29:06.740
من در راه تالار یانگ ژین هستم

00:29:06.740 --> 00:29:08.450
مرخص میشم

00:29:08.450 --> 00:29:10.190
صبر کن

00:29:14.740 --> 00:29:16.190
مینگ یو

00:29:17.410 --> 00:29:19.530
تو برو مراقب در باش

00:29:19.530 --> 00:29:20.920
یینگ لو

00:29:20.920 --> 00:29:22.240
برو

00:29:23.250 --> 00:29:27.080
پس سریع باش که مشکلی پیش نیاد

00:29:38.920 --> 00:29:41.360
چرا هنوز پایتخت رو ترک نکردی ؟

00:29:42.250 --> 00:29:44.110
... درباره ی این موضوع بعد از اینکه رفتم

00:29:44.110 --> 00:29:46.410
مدت ها بهش فکر کردم و فکر کردم

00:29:48.870 --> 00:29:51.560
من مرتب فکر میکردم تو با یه هدفی وارد قصر شدی

00:29:53.060 --> 00:29:54.940
... فکر میکردی

00:29:56.120 --> 00:29:58.330
برای چی وارد قصر شدم ؟

00:30:03.750 --> 00:30:07.730
فوخنگ ... زیادی فکر نکن

00:30:07.730 --> 00:30:12.300
من از موندن در باغ یوآن مینگ خسته شده بودم

00:30:13.940 --> 00:30:15.950
... نمیخواستم

00:30:15.950 --> 00:30:18.230
یه خدمتکار قصر باشم که پایین تر از دیگرانه

00:30:19.090 --> 00:30:23.890
و نمیخواستم تا ابد یه خدمتکار باشم

00:30:23.890 --> 00:30:26.050
دو تا احتمال وجود داره

00:30:26.050 --> 00:30:28.770
اول : به خاطر اینه که مرگ خواهرم مشکوک بوده

00:30:28.770 --> 00:30:32.190
ملکه ی فقید از خودکشی فوت کرد

00:30:33.120 --> 00:30:35.490
این چه ربطی به دیگران داره ؟

00:30:35.490 --> 00:30:37.790
... اگه دلیلش این نیست

00:30:37.790 --> 00:30:39.890
پس برای اینه که از من متنفری

00:30:41.020 --> 00:30:42.190
چی گفتی ؟

00:30:42.190 --> 00:30:43.780
یینگ لو

00:30:45.100 --> 00:30:46.720
تو تمام مدت ازم متنفر بودی

00:30:46.720 --> 00:30:48.380
نیستم

00:30:51.920 --> 00:30:54.520
من قسم خوردم تو رو به عنوان همسرم بگیرم

00:30:55.400 --> 00:30:57.980
اما به جاش با بانوی قبیله ی خیتارا ازدواج کردم

00:30:59.050 --> 00:31:01.310
... با خلق و خویی که تو داری

00:31:01.310 --> 00:31:04.220
هیچوقت من رو نمیبخشی

00:31:04.220 --> 00:31:06.490
تو خیلی خودت رو دست بالا میگیری

00:31:08.020 --> 00:31:10.090
... مسائل گذشته رو

00:31:11.300 --> 00:31:13.150
من مدت ها قبل فراموش کردم

00:31:13.150 --> 00:31:15.190
... اگه بهم شلاق بزنی و مستقیما محکومم کنی

00:31:15.190 --> 00:31:19.000
مسئله حل میشه اما تو این کار رو نمیکنی

00:31:19.890 --> 00:31:24.420
یینگ لو ... من خیلی خوب میشناسمت

00:31:24.420 --> 00:31:27.860
تمام کسایی که بهت بدهکارن ، هیچوقت اونها رو نمیبخشی

00:31:28.720 --> 00:31:32.550
نه ... من سرزنشت نمیکنم

00:31:33.790 --> 00:31:36.260
من خودم این بلا رو سر خودم آوردم

00:31:38.270 --> 00:31:40.790
حاضرم نتایجش رو تحمل کنم

00:31:41.720 --> 00:31:43.280
فوخنگ

00:31:45.520 --> 00:31:47.730
تو به شهر ممنوعه تعلق نداری

00:31:50.220 --> 00:31:55.560
اینجا پُر از تله و نقشه ست

00:32:00.360 --> 00:32:02.990
تو به میدون جنگ تعلق داری

00:32:02.990 --> 00:32:05.730
تو میتونی اعتبار کسب کنی و آینده ی خودت رو بسازی

00:32:06.360 --> 00:32:08.710
جاه طلبی های کل زندگیت رو گسترش بدی

00:32:09.720 --> 00:32:11.170
برو

00:32:12.490 --> 00:32:13.790
فورا برو

00:32:13.790 --> 00:32:18.080
... اما من نگرانتم ... اگه بمونم

00:32:18.080 --> 00:32:20.550
حداقل میتونم ببینمت

00:32:20.550 --> 00:32:24.420
وقتی با خطر مواجه شدی میتونم یه کاری برات انجام بدم

00:32:25.460 --> 00:32:30.330
فوخنگ -
یینگ لو ... مهم نیست میخوای چیکار کنی -

00:32:30.920 --> 00:32:33.370
من این رو فقط به تو میگم

00:32:34.820 --> 00:32:37.690
خواهرم واقعا دلش میخواست خوشحال باشی

00:32:40.090 --> 00:32:43.990
آزاد باشی تا بتونی خوشحال باشی

00:32:44.420 --> 00:32:46.960
اون تنها آرزوی خواهرم بود

00:32:50.270 --> 00:32:52.820
خودت رو قربانی هیچکس نکن

00:32:53.390 --> 00:32:55.690
... به خاطر خودت

00:32:55.690 --> 00:32:58.130
باید خوشحال زندگی کنی

00:32:58.130 --> 00:33:03.510
اگه با مشکلی روبه رو شدی فقط باید به من
بگی و هر اتفاقی که بیفته من کمکت میکنم

00:33:04.610 --> 00:33:07.490
همه چی رو خودت به دوش نکش

00:33:07.490 --> 00:33:09.370
تو یه انسانی

00:33:10.340 --> 00:33:11.750
خدا نیستی

00:33:11.750 --> 00:33:14.930
امپراتور ببینید ... حق با من بود ، درسته ؟

00:33:14.930 --> 00:33:17.680
اون دو تا واقعا اینجا قرار ملاقات داشتن

00:33:19.220 --> 00:33:20.800
به امپراتور درود عرض میکنم

00:33:20.800 --> 00:33:23.360
به امپراتور درود عرض میکنم

00:33:26.420 --> 00:33:28.570
امپراتور ... به این دو تا نگاه کنین

00:33:28.570 --> 00:33:32.090
در گذشته وقتی اونها در قصر
چانگ چون بودن همیشه به هم میچسبیدن

00:33:32.090 --> 00:33:35.780
حالا صیغه لینگ دیگه صیغه ی
شماست اما هنوز دست برنداشته

00:33:35.780 --> 00:33:37.970
اونا دوباره با هم قاطی شدن

00:33:37.970 --> 00:33:40.650
صیغه ی سلطنتی جیا لطفا حرفای بی معنی نزنین

00:33:40.650 --> 00:33:42.570
امروز یادبوی ملکه ی فقیده

00:33:42.570 --> 00:33:44.900
صیغه لینگ در خدمت ملکه بود

00:33:44.900 --> 00:33:47.390
اونها تصادفا اینجا به هم برخوردن

00:33:47.390 --> 00:33:50.320
اینقدر تصادف و هم زمانی در دنیا وجود نداره

00:33:50.320 --> 00:33:52.630
همه اش برای اینه که از قبل براش برنامه ریختین

00:33:54.220 --> 00:33:57.240
امپراتور ... امروز یادبود ملکه ی فقیده

00:33:57.240 --> 00:34:00.560
اونا انتخاب کردن اینجا همدیگه رو ملاقات کنن

00:34:00.560 --> 00:34:03.500
این فقط شرم آور نیست ... گستاخانه هم هست

00:34:03.500 --> 00:34:05.200
قرار ملاقات ؟

00:34:06.160 --> 00:34:09.430
تو خودت واضح دیدی که
همدیگه رو بغل کرده باشیم و ببوسیم ؟

00:34:10.320 --> 00:34:14.470
ما فقط چند کلمه حرف زدیم و این قرار ملاقاته ؟

00:34:15.190 --> 00:34:19.490
در کل قصر چانگ چون یه دو جین خواجه و خدمتکار قصر هست

00:34:19.490 --> 00:34:21.700
همه اشون مُردن ؟

00:34:26.700 --> 00:34:29.700
شما دو تا حساب کردین امپراتور مهربونه

00:34:30.530 --> 00:34:33.290
که ایشون مزخرفاتتون رو باور میکنه

00:34:33.290 --> 00:34:36.040
برای همین این محل رو برای ملاقاتتون انتخاب کردین

00:34:36.040 --> 00:34:38.670
امپراتور ... این دو نفر مدت هاست خاطرخواه همدیگه ان

00:34:38.670 --> 00:34:41.730
حالا ما اونا رو موقع ارتکاب جرم گرفتیم
اما هنوز جرات دارن زبون بازی کنن

00:34:41.730 --> 00:34:43.940
هر چی هم که بشه نباید حرفشون رو باور کنین

00:34:44.410 --> 00:34:48.600
به جز تصادف ... چه توضیح دیگه ای داری ؟

00:34:49.740 --> 00:34:51.660
هیچی

00:34:51.660 --> 00:34:53.000
وی یینگ لو

00:34:53.000 --> 00:34:57.060
امپراتور ... امروز یادبود خواهرمه و من اومدم ادای احترام کنم

00:34:57.060 --> 00:35:00.730
به خاطر شرایط پیش بینی نشده تاخیر کردم
و با صیغه ی سلطنتی لینگ برخورد کردم

00:35:00.730 --> 00:35:03.610
ما چند کلمه با هم حرف زدیم اما ه
مه اشون فقط درباره ی ملکه ی فقید بود

00:35:03.610 --> 00:35:07.230
از تو نپرسیدم ... دارم از اون میپرسم

00:35:07.230 --> 00:35:09.060
امپراتور

00:35:10.560 --> 00:35:14.060
من قبلا هر چی رو که لازم بود گفته بشه گفتم

00:35:15.130 --> 00:35:17.570
... اگه اصرار دارین حرفم رو باور نکنین

00:35:18.910 --> 00:35:21.270
منم اقدام دیگه ای نمیتونم بکنم

00:35:27.520 --> 00:35:29.340
این چیه ؟

00:35:32.130 --> 00:35:34.420
یه سنجاق موئه

00:35:35.810 --> 00:35:39.380
این سنجاق مو خیلی آشنا به نظر میاد

00:35:39.380 --> 00:35:43.090
بانوی من فراموش کردین ؟ این
سنجاق موی مورد علاقه ی صیغه لینگه

00:35:43.090 --> 00:35:47.190
یه نقش گل یاسمن خیلی منحصر به فرد بالاش هست

00:35:48.970 --> 00:35:51.280
و تو هنوزم میگی این یه قرار ملاقات نیست ؟

00:35:51.280 --> 00:35:54.010
تو حتی یه نشان عشق به معشوقت دادی

00:35:54.010 --> 00:35:59.350
حالا ما واقعا دزد و وسیله ی دزدی رو با هم
داریم  ... یه جفت زناکار با همدیگه دستگیر شدن

00:36:08.210 --> 00:36:13.850
وی یینگ لو ... این جوابیه که بهم میدی ؟

00:36:17.360 --> 00:36:20.810
امپراتور ... این سنجاق مو وسیله ایه که والاحضرت گم کردن

00:36:20.810 --> 00:36:24.040
یه نفر داره از قصد براشون پاپوش
درست میکنه ... این یه تله ست

00:36:24.040 --> 00:36:26.270
اون خواجه کجاست ؟

00:36:26.270 --> 00:36:28.380
فی سویی ... زود باش بیارش

00:36:28.380 --> 00:36:29.910
بله

00:36:29.910 --> 00:36:33.930
امپراتور ... اون خواجه قبلا داشت وسیله ی
قربانی رو حمل میکرد و به من برخورد کرد

00:36:33.930 --> 00:36:36.590
من لباسم رو درآوردم تا تمیزش کنن و اون فرصتش رو به دست آورد

00:36:36.590 --> 00:36:39.290
لرد فوخنگ واکنش سریعی داره

00:36:39.290 --> 00:36:42.260
حتی اگه اونطوری باشه که گفتین ، کسی
... که سعی داره شما رو به دام بندازه

00:36:42.260 --> 00:36:45.750
پس اون شخص اول باید سنجاق موی صیغه لینگ رو میدزدید

00:36:45.750 --> 00:36:49.050
... اما کی خودش رو اینقدر به دردسر میندازه

00:36:49.050 --> 00:36:51.180
تا برای شما دو تا پاپوش درست کنه ؟

00:36:52.310 --> 00:36:56.020
من اصلا سنجاق مویی ندیدم

00:36:56.020 --> 00:36:58.180
من خبر ندارم

00:37:04.660 --> 00:37:10.230
صیغه جیا ... نمایشی که راه انداختی خیلی ضعیفه

00:37:10.840 --> 00:37:12.970
دیگه نمیتونم تماشا کردنش رو تحمل کنم

00:37:12.970 --> 00:37:15.090
منظورت چیه ؟

00:37:15.850 --> 00:37:17.920
اون شخص رو بیارین

00:37:21.560 --> 00:37:23.160
حرف بزن

00:37:28.400 --> 00:37:32.810
اگه حرف نمیزنی ، از کوه چاقو برو بالا و وارد دریای آتیش شو

00:37:32.810 --> 00:37:35.350
تو واقعا باید تجربه اش کنی

00:37:36.020 --> 00:37:39.180
امپراتور ... کار صیغه جیا بود

00:37:39.180 --> 00:37:42.150
همه چی بوسیله ی صیغه جیا انجام شد

00:37:42.150 --> 00:37:45.360
ایشون بهم گفت سنجاق سر صیغه لینگ رو بدزدم

00:37:45.360 --> 00:37:50.060
من فقط یه لحظه حریص شدم و اشتباه کردم

00:37:50.060 --> 00:37:52.510
لطفا گذشت داشته باشین ... لطفا
از جون من بگذرین صیغه لینگ

00:37:52.510 --> 00:37:55.350
چرنده ... تو داری خون رو روی من میپاشی
( یعنی به دروغ گناه ها رو میندازی گردن من )

00:37:55.350 --> 00:37:58.330
امپراتور ... شما نباید حرف
این خواجه ی کم ارزش رو باور کنین

00:37:58.330 --> 00:38:01.150
شما باید حرف من رو باور کنین امپراتور

00:38:04.810 --> 00:38:07.830
<i>... اگه صادقانه اعتراف نکنی</i>

00:38:07.830 --> 00:38:11.610
<i>تو رو به همسر نجیب زاده چون هدیه میدم</i>

00:38:11.610 --> 00:38:16.020
<i>و میذارم بفهمه چطور وسایل رو واسه پاپوش
درست کردن برای اون در بازار مستقر کردی </i>

00:38:16.020 --> 00:38:18.830
<i>مطمئنم خوشحال میشه</i>

00:38:19.640 --> 00:38:22.300
<i>که تو رو که مقصر اصلی هستی دستگیر کنه</i>

00:38:22.300 --> 00:38:27.420
<i>والاحضرت ... من همه ی اون
کارها رو به دستور شما انجام دادم</i>

00:38:27.420 --> 00:38:30.270
<i>و حالا شما دارین من رو میفروشین ؟</i>

00:38:30.270 --> 00:38:32.440
<i>تو غذای قصر ین شی رو میخوری</i>

00:38:32.440 --> 00:38:36.390
<i>اما به قصر چو ژیو تمایل داری ... تو یه نمک نشناسی</i>

00:38:36.390 --> 00:38:37.950
<i>من قصد ندارم بهت پناه بدم</i>

00:38:37.950 --> 00:38:41.300
<i>... والاحضرت ... منظورتون اینه</i>

00:38:41.300 --> 00:38:43.290
<i>دارین یه حقه ی زنجیره وار به هم میبافین ؟</i>

00:38:43.290 --> 00:38:45.900
<i>خودت خوب بهش فکر کن</i>

00:38:45.900 --> 00:38:49.460
امپراتور ... من میتونم به بهشت قسم بخورم

00:38:49.460 --> 00:38:51.320
همه ی این کارها به خواست صیغه جیا انجام شد

00:38:51.320 --> 00:38:54.950
ایشون گفت دزدی کنم و خودم رو یه
جوری جا بزنم انگار حریص شده بودم

00:38:54.950 --> 00:38:57.350
تا از این فرصت برای گیج کردن اوضاع استفاده کنم

00:38:57.350 --> 00:39:01.660
من مرتکب یه جرم بزرگ شدم اما
صیغه لینگ بهم پشت سر هم فرصت دادن

00:39:01.660 --> 00:39:03.610
بنابراین دارم حقیقت رو میگم

00:39:03.610 --> 00:39:05.920
امپراتور ... همه ی اینا کار صیغه جیاست

00:39:05.920 --> 00:39:08.990
امپراتور ... این خواجه مال قصر ین شیه

00:39:08.990 --> 00:39:11.350
معلومه که به نفع صیغه لینگ حرف میزنه امپراتور

00:39:11.350 --> 00:39:15.850
صیغه جیا ... طلایی که بهم دادین گذاشتم زیر تخت خوابم

00:39:15.850 --> 00:39:19.820
خدمتکار قصر ارشدتون لان آر اون رو بهم
... داد ... امپراتور اگه حرفم رو باور نمیکنین

00:39:19.820 --> 00:39:23.690
میتونید از لان آر بازجویی کنین و اون همه چی رو اعتراف میکنه

00:39:24.530 --> 00:39:26.220
امپراتور

00:39:33.490 --> 00:39:36.430
امپراتور ... امپراتور

00:39:36.430 --> 00:39:39.220
من این کار رو نکردم ... من واقعا این کار رو نکردم

00:39:39.220 --> 00:39:44.330
از حالا به بعد صیغه جیا در قصر چو ژیو حصر میشه

00:39:44.330 --> 00:39:46.220
بدون دستور من اجازه نداره اونجا رو ترک کنه

00:39:46.220 --> 00:39:48.540
نه ... امپراتور ... امپراتور

00:39:48.540 --> 00:39:52.790
اشتباهم رو میدونم ... واقعا اشتباهم رو میدونم امپراتور

00:39:54.220 --> 00:39:58.280
امپراتور ... امپراتور

00:40:09.700 --> 00:40:14.960
وی یینگ لو ... جرات کردی من رو خراب کنی ؟

00:40:20.330 --> 00:40:25.510
خودت بودی که خودت رو خراب کردی یا من تو رو خراب کردم ؟

00:40:26.210 --> 00:40:30.520
فاحشه ... از کِی خبر داشتی ؟

00:40:35.700 --> 00:40:38.150
گنجینه های قصر داره دزیده میشه

00:40:38.150 --> 00:40:43.190
... اما چرا این دستمال انتخاب شده ؟ حدس زدم

00:40:43.190 --> 00:40:47.730
باید برای جعل کردن یه نشان عشق باشه

00:40:48.790 --> 00:40:53.020
پس به خوبی ژیائو ژوان زی رو برای خودم حفظ کردم

00:40:53.020 --> 00:40:55.990
این یه طعمه برای گول زدن تو بود

00:40:55.990 --> 00:41:00.210
پس واقعا باید ازت تشکر کنم

00:41:00.750 --> 00:41:05.320
ژیائو ژوان زی در کارش خیلی بی عیب و نقصه

00:41:05.320 --> 00:41:09.990
تو واقعا آدم با استعدادی بهم هدیه دادی

00:41:13.960 --> 00:41:16.190
فکر میکنی برنده شدی ؟

00:41:20.320 --> 00:41:26.200
بهت میگم ... امپراتور از من متنفر شد اما تو رو هم نبخشید

00:41:26.200 --> 00:41:30.180
قرار ملاقات شما حقیقته و امپراتور
دیگه هیچوقت نمیخواد تو رو ببینه

00:41:30.860 --> 00:41:33.960
... وی یینگ لو ... اگه کار من تمومه

00:41:33.960 --> 00:41:36.390
وضع تو هم بهتر از من نیست

00:42:16.280 --> 00:42:17.900
هووووووووف

00:42:37.200 --> 00:42:41.100
سرپیشکار لی ... واضحه این صیغه جیا بود
که برای صیغه لینگ پاپوش درست کرد

00:42:41.100 --> 00:42:43.630
چرا امپراتور هنوز عصبانیه ؟

00:42:43.630 --> 00:42:47.250
... درسته این پاپوشه اما اون موقع ها لرد فوخنگ

00:42:47.250 --> 00:42:50.900
التماس کرد تا با وی یینگ لو ازدواج کنه و اینم حقیقته

00:42:50.900 --> 00:42:53.240
اما همه ی اینا مال گذشته ست

00:42:53.240 --> 00:42:58.170
درضمن امپراتور قبل از اینکه صیغه
لینگ رو بگیره از این موضوع خبر داشت

00:42:58.170 --> 00:42:59.720
بگو ببینم تو احمقی ؟

00:42:59.720 --> 00:43:04.490
دونستن دونستنه اما اینکه اون دو تا رو با چشم
خودش با همدیگه ببینه یه موضوع متفاوته

00:43:04.490 --> 00:43:06.200
امپراتور ما اینطوریه

00:43:06.200 --> 00:43:09.680
ایشون ردای اژدها میپوشه ، درش
میاره و دفعه ی بعد یه جدیدش رو میپوشه

00:43:09.680 --> 00:43:12.520
پس در مورد زن ها چی ؟

00:43:13.670 --> 00:43:15.640
.. منظورتون اینه

00:43:16.540 --> 00:43:19.990
امپراتور به خاطر صلاح خودش از صیغه لینگ صرف نظر کرد ؟

00:43:21.400 --> 00:43:25.620
توئه حقه باز کارت خوبه ... حالا
میتونی افکار سلطنتی رو حدس بزنی

00:43:25.620 --> 00:43:31.200
آدم آینده داری هستی ... دور
خودت گیج نزن و من رو تمیز کن

00:43:38.900 --> 00:43:42.540
کی مسئول جوشوندن آبه ؟ این اصلا داغ نیست

00:43:42.540 --> 00:43:45.520
بیاید ... زود باشید بیاید

00:43:49.490 --> 00:43:53.470
متاسفم خواهر مینگ یو ... داشتم تو حیاط پشتی
لباس ها رو خشک میکردم و به موقع صدات رو نشنیدم

00:43:53.470 --> 00:43:56.900
تو یه خدمتکار داخلی هستی ... از
کِی نوبت تو شده که لباس خشک کنی ؟

00:43:56.900 --> 00:43:59.190
خواهر مینگ یو ... همه سرشون شلوغه

00:43:59.190 --> 00:44:01.250
شلوغه ؟

00:44:01.250 --> 00:44:05.580
هیچکس داخل سالن نیست ... هیچکس در اتاق چای نیست
هیچکس تو اتاق کناری نیست و تو حیاطم کسی نیست

00:44:05.580 --> 00:44:08.730
دیگران کجای قصر ین شی سرشون گرمه ؟

00:44:09.950 --> 00:44:11.990
خواهر مینگ یو

00:44:13.990 --> 00:44:18.040
همه ی افراد بوسیله ی بخش داخلی منتقل شدن

00:44:18.040 --> 00:44:21.790
گفتن قصر ژونگ سویی برای مرمت سقف به افراد نیاز داره

00:44:21.790 --> 00:44:25.280
قصر چینگ چینگ لازم داره کسی به حیاط داخلیش رسیدگی کنه

00:44:25.280 --> 00:44:28.260
باغ سلطنتی هم جاروکش کم داره

00:44:28.940 --> 00:44:31.390
بخش امور داخلی خدمتکارهای خیلی زیادی داره

00:44:31.390 --> 00:44:33.740
چرا اونا کارها رو گذاشتن به عهده ی افراد قصر ین شی ؟

00:44:33.740 --> 00:44:36.560
خواهر ... تو هنوز درک نمیکنی ؟

00:44:36.560 --> 00:44:41.240
رابطه ی صیغه لینگ با امپراتور سرد شده و
همه دنبال یه راه برای فرار کردن هستن

00:44:46.000 --> 00:44:56.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:47.024 --> 00:45:07.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.