﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 47</i>

00:01:52.400 --> 00:01:54.370
پس چرا هنوز نرفتی ؟

00:01:54.370 --> 00:01:55.980
والاحضرت

00:01:59.590 --> 00:02:02.180
امپراتور 80 ضربه چوب بهم اعطا کردن

00:02:02.180 --> 00:02:06.120
من از مرگ فرار کردم اما جایی رو ندارم برم

00:02:06.120 --> 00:02:11.030
من به شما خیانت کردم و همسر نجیب زاده چون رو
رنجوندم و حتی صیغه جیا رو ول کردم

00:02:11.030 --> 00:02:15.350
کسی مثل من هر کجا که بره راهی برای زندگی نداره

00:02:16.240 --> 00:02:20.420
... بنابراین حتی اگه شما در قصر سرد زندگی کنین

00:02:20.420 --> 00:02:23.010
حالا من تا آخرش به شما خدمت میکنم

00:02:23.010 --> 00:02:27.580
تو خدمتکاری هستی که خیلی صریح و بی پرده صحبت میکنه

00:02:28.770 --> 00:02:30.670
واقعا دل و جرات داری

00:02:30.670 --> 00:02:34.160
والاحضرت من ارزش تعریف و تمجید شما رو ندارم

00:02:34.160 --> 00:02:36.260
... حتی اگه تمام خدمتکارا در قصر مُرده باشن

00:02:36.260 --> 00:02:39.570
بانوی من بازم یه نمک نشناسی مثل تو رو استخدام نمیکنه

00:02:39.570 --> 00:02:41.500
خودت وسایلت رو ببند و برو گم شو

00:02:41.500 --> 00:02:45.180
والاحضرت ... من واقعا مرتکب اشتباه شدم

00:02:45.180 --> 00:02:47.600
اما شهر ممنوعه ، شهر ممنوعه ست

00:02:47.600 --> 00:02:51.520
بالا رفتن با لگدمال کردن دیگران ، خیانت
و سرنگونی ، همه اشون اتفاقات عادی هستن

00:02:51.520 --> 00:02:55.460
بعد از این اتفاقات طناب زندگی من دست شماست

00:02:55.460 --> 00:02:57.600
دیگه هیچوقت جرات نمیکنم دوباره بهتون خیانت کنم

00:02:57.600 --> 00:03:00.960
... اگه من رو استخدام کنین

00:03:00.960 --> 00:03:04.380
برای خودتون یه سگ وفادار پیدا کردین

00:03:04.380 --> 00:03:08.730
من حاضرم مراقب خونه و باغ
شما باشم و تمام زندگیم وفادار باشم

00:03:13.600 --> 00:03:15.350
والاحضرت

00:03:18.990 --> 00:03:23.020
... چه تاسف آور ... حالا درهای من

00:03:23.020 --> 00:03:26.620
دیگه نیازی به نگهبان نداره

00:03:26.620 --> 00:03:30.340
والاحضرت ... امپراتور در حال حاضر فکرشون مغشوشه

00:03:30.340 --> 00:03:32.780
یه روز دوباره با ذهن باز فکر میکنن

00:03:32.780 --> 00:03:35.040
بانوی من شما بازم فرصت احیای دوباره پیدا میکنین

00:03:35.040 --> 00:03:37.770
شما نباید ناامید بشید

00:03:42.220 --> 00:03:43.660
اون تفاله ها

00:03:43.660 --> 00:03:47.100
چطور جرات میکنن همچین غذایی براتون بفرستن ؟

00:03:47.100 --> 00:03:48.970
همونجا وایستا

00:03:48.970 --> 00:03:50.820
یینگ لو

00:03:50.820 --> 00:03:54.860
طبق قوانین قصر سهم هر همسری مشخص شده

00:03:54.860 --> 00:03:57.240
اما اونها از این اساس پیروی کردن ؟

00:03:57.240 --> 00:04:00.460
کبود غذا و لباس کمتر
دارن در همه چی کم میذارن

00:04:00.460 --> 00:04:04.730
همچین زورگویی های روشنی
به وضوح لگدمال کردن توئه

00:04:04.730 --> 00:04:07.480
مگه ژیائو ژوان زی قبلا این رو نگفت ؟

00:04:07.480 --> 00:04:09.940
... در شهر ممنوعه صعود به بالا و لگدمال کردن دیگران

00:04:09.940 --> 00:04:12.920
خیانت و سرنگون شدن اتفاقات عادی هستن

00:04:12.920 --> 00:04:15.550
حتی اونم درک میکنه اما تو نه ؟

00:04:15.550 --> 00:04:17.940
من فقط خیلی احساس بی عدالتی میکنم

00:04:18.480 --> 00:04:20.840
امپراتور خوب میدونست صیغه جیا بود که برات پاپوش درست کرد

00:04:20.840 --> 00:04:23.640
اما چرا هنوزم باهات سرد رفتار میکنه ؟

00:04:23.640 --> 00:04:27.870
چون من و فوخنگ یه گذشته ای با هم داشتیم

00:04:29.130 --> 00:04:33.920
در گذشته اون در میدون جنگ بود اما حالا برگشته

00:04:33.920 --> 00:04:37.370
... هر بار امپراتور اون رو میبینه

00:04:37.370 --> 00:04:39.760
این موضوع بهش یادآوری میشه

00:04:40.400 --> 00:04:44.790
این قضیه مثل یه استخون ماهیه
که در گلوش گیر کرده و عذابش میده

00:04:44.790 --> 00:04:46.690
اما تو بی گناهی

00:04:46.690 --> 00:04:51.180
دنیا رو شونه های امپراتوره ، زود بیدار میشه و دیر میخوابه

00:04:51.180 --> 00:04:59.710
در صورتیکه یه زن زیبا و خوش رفتار باشه براش مهم
نیست چه جور زنی در تخت اژدهاش قرار میگیره

00:04:59.710 --> 00:05:04.960
کسی که بتونه فشار کارش رو سبک کنه براش کفایت میکنه

00:05:06.110 --> 00:05:12.010
... بنابراین در این حرمسرا هر ساقه گلی

00:05:12.010 --> 00:05:15.890
... با فریبندگی یا ظرافت یا وقار و نجابت

00:05:15.890 --> 00:05:18.630
... به جز اینکه احساس متفاوتی به وجود میارن

00:05:18.630 --> 00:05:21.690
... بعد از چند وقت برای امپراتور

00:05:21.690 --> 00:05:25.730
اونا فقط یه سری قیافه های تار و مبهم هستن

00:05:25.730 --> 00:05:28.370
... از اونجایی که امپراتور از دیدن من ناراحت میشه

00:05:28.370 --> 00:05:30.670
دیگه به دیدن من نمیاد

00:05:30.670 --> 00:05:34.220
... با این ارزیابی انتقام که جای خود داره

00:05:34.220 --> 00:05:37.030
تو حتی نمیتونی خودت رو حفظ کنی

00:05:37.030 --> 00:05:40.790
یینگ لو ... ما چیکار باید بکنیم ؟

00:05:41.950 --> 00:05:45.170
والاحضرت ... همسر نجیب زاده چون برای ملاقات اومدن

00:05:59.400 --> 00:06:02.990
درود عرض میکنم همسر نجیب زاده

00:06:06.420 --> 00:06:08.990
خیلی وقته ندیدمت

00:06:10.610 --> 00:06:13.160
خواهر لاغرتر شدی

00:06:13.160 --> 00:06:16.280
از نگرانی اتون ممنونم همسر نجیب زاده

00:06:16.280 --> 00:06:19.190
من کاملا خوبم

00:06:19.190 --> 00:06:21.190
پس خوبه

00:06:25.200 --> 00:06:27.830
... در راه اومدنم به اینجا

00:06:27.830 --> 00:06:31.080
... به جز یه خدمتکار قصر جلوی دروازه

00:06:31.080 --> 00:06:33.670
کس دیگه ای رو ندیدم

00:06:33.670 --> 00:06:36.360
این خیلی گستاخانه ست

00:06:37.160 --> 00:06:43.530
صیغه لینگ تو باید بهتر خدمتکارهات رو مدیریت کنی

00:06:44.890 --> 00:06:47.790
از توصیه اتون ممنونم همسر نجیب زاده

00:06:47.790 --> 00:06:50.660
اما هر کسی جاه طلبی خودش رو داره

00:06:50.660 --> 00:06:53.860
... حالا که قصر ین شی یه محل سرد شده

00:06:53.860 --> 00:06:56.500
همه اشون میخوان دنبال بلند پروازی هاشون باشن

00:06:56.500 --> 00:06:58.990
همه اش قابل درکه

00:07:00.490 --> 00:07:02.210
درسته

00:07:02.210 --> 00:07:05.610
در مقایسه با اینجا هر روز از قصر چو ژیو تیرهای
خشم و نارضایتی به اطراف پراکنده میشه

00:07:05.610 --> 00:07:08.200
اون صیغه جیا از آسمون ها شاکیه
و مردم رو به گریه و زاری میندازه

00:07:08.200 --> 00:07:12.610
صیغه لینگ تو واقعا آدم عاقل تری هستی

00:07:12.610 --> 00:07:15.340
حداقل تو از حرکات خودت خبر داری

00:07:15.340 --> 00:07:17.880
و از عالم و آدم اظهار خشم و تنفر نمیکنی

00:07:17.880 --> 00:07:23.550
همسر نجیب زاده ... دلیل اصلی ملاقات امروزتون چیه ؟

00:07:25.470 --> 00:07:30.550
ببین ... همه میگن تو اولش یه خدمتکار گلدوزی بودی

00:07:30.550 --> 00:07:34.300
گلدوزی تو ظریف تر و زیباتر از حد الهیه

00:07:34.300 --> 00:07:38.770
من از قصد یه قطعه از گلدوزی هات رو برای
هدیه به قصر شو کانگ انتخاب کردم

00:07:38.770 --> 00:07:42.100
ملکه ی مادر اون رو دید و خیلی ازش محظوظ شد

00:07:42.100 --> 00:07:47.630
ایشون خواسته یه پرتره از بودیساتوای بودایی گلدوزی کنی

00:07:47.630 --> 00:07:53.290
همسر نجیب زاده چون ... دست بانوی من قبلا آسیب دیده
بود بنابراین ایشون فقط میتونه کارهای زمخت انجام بده

00:07:53.290 --> 00:07:55.260
... یه پرتره ی ظریف مثل بودیساتوا

00:07:55.260 --> 00:07:59.130
چیکار میتونیم بکنیم ؟ من قبلا
این رو به ملکه ی مادر توصیه کردم

00:07:59.130 --> 00:08:05.190
الان نمیشه بدوم برم اونجا و به ملکه ی مادر بگم نمیتونی

00:08:05.190 --> 00:08:10.610
همسر نجیب زاده ... در طی چه مدت میخواین
این پرتره رو به ملکه ی مادر هدیه بدین ؟

00:08:11.810 --> 00:08:15.690
نه خیلی دیر و نه خیلی زود ... یه ماه

00:08:15.690 --> 00:08:17.940
همسر نجیب زاده لطفا خیالتون راحت باشه

00:08:17.940 --> 00:08:22.360
تمام تلاشم رو میکنم

00:08:25.260 --> 00:08:30.390
صیغه لینگ ... پس زحمتش با تو ... فعلا استراحت کن

00:08:41.900 --> 00:08:45.170
یینگ لو ... اون از قصد داره جراحتت رو بدتر میکنه

00:08:45.170 --> 00:08:47.000
چطور میتونی به همین راحتی بگی باشه ؟

00:08:47.000 --> 00:08:49.580
همسر نجیب زاده چون این موضوع رو روشن کرد

00:08:49.580 --> 00:08:52.920
این پرتره ی گلدوزی برای ملکه مادره

00:08:52.920 --> 00:08:57.210
اگه بگم " نه " بی احترامی به ملکه ی مادره

00:08:57.210 --> 00:09:00.910
اون منتظره تا زنده زنده دفنم کنه
چون تنها حامی یینگ لو فعلا ملکه ی مادره )
( اگه ملکه مادرم ولش کنه همه لهش میکنن

00:09:01.800 --> 00:09:04.190
... اما دستت

00:11:41.350 --> 00:11:43.100
ژیائو ژوان زی

00:11:44.650 --> 00:11:46.510
خواهر مینگ یو

00:11:48.470 --> 00:11:49.890
ذغال سنگ جدید رو از کجا گرفتی ؟

00:11:49.890 --> 00:11:51.610
از دفتر امور داخلی گرفتم

00:11:51.610 --> 00:11:53.070
داری دروغ میگی

00:11:53.070 --> 00:11:56.360
من صبح رفتم بگیرم اما اونا دست به سرم کردن

00:11:56.360 --> 00:11:59.580
حتی منم نتونستم ازشون بگیرم چه برسه به تو

00:12:03.500 --> 00:12:06.880
ذغال حتی عطر درخت سرو میداد

00:12:06.880 --> 00:12:11.030
بانو روی گلدوزی تمرکز کرده بود برای همین متوجه نشد

00:12:12.620 --> 00:12:15.040
اگه هنوزم نخوای بهم بگی میرم و همین الان به بانو میگم

00:12:15.040 --> 00:12:16.910
نه ... نه

00:12:17.610 --> 00:12:19.770
بهشون نگو

00:12:21.250 --> 00:12:23.780
نگهبان سلطنتی سولون برامون فرستادش

00:12:26.460 --> 00:12:29.290
چرا نیومدی داخل سراغم رو بگیری ؟

00:12:29.290 --> 00:12:33.140
الان قصر ین شی یه قصر سرده و همه ازش فراری ان

00:12:33.140 --> 00:12:37.700
بهتره نذاریم دیگران من و تو رو با هم ببینن

00:12:37.700 --> 00:12:41.520
چه احمقی هستی ... چی میشه
اگه اینجا از منتظر موندن یخ بزنی ؟

00:12:41.520 --> 00:12:45.100
من فقط میخوام تشکر کنم

00:12:45.100 --> 00:12:49.170
ذغال با عطر سرو و منقل آتیش برای شب

00:12:49.170 --> 00:12:52.520
بانو سرفه میکنن و حتی شربت لوکوآت هم برامون ارسال شد

00:12:52.520 --> 00:12:55.130
حتی ژیائو ژوان زی از هر لحاظ مراقبه

00:12:55.130 --> 00:12:59.180
ما به خاطر تمام کارهایی که کردی ممنونیم

00:12:59.180 --> 00:13:02.400
فقط اینکه ما الان به اندازه ی کافی ذغال داریم

00:13:02.400 --> 00:13:06.440
واقعا نمیتونیم بیشتر قبول کنیم

00:13:08.020 --> 00:13:10.440
داری در مورد اون چیزا حرف میزنی

00:13:11.420 --> 00:13:14.450
من گفتم بهت کمک میکنم و سر حرفم هستم

00:13:14.450 --> 00:13:16.480
ممنونم هایلان چا

00:13:16.480 --> 00:13:18.740
نمیدونم چطوری برات جبران کنم

00:13:18.740 --> 00:13:21.450
هوا خیلی سرده ... زود باش برگرد

00:13:26.660 --> 00:13:28.230
برو

00:13:32.770 --> 00:13:34.520
حالا بیا بیرون

00:13:38.630 --> 00:13:40.450
من ذغال ها رو تحویل دادم

00:13:40.450 --> 00:13:42.820
اما هیچ عطر سروی نفرستادم

00:13:42.820 --> 00:13:44.790
یا منقل آتیش یا شربت لوکوآت

00:13:44.790 --> 00:13:48.340
رشوه داد به ژیائو ژوان زی و بقیه ی
کارها ... معلومه که کار من نبود

00:13:48.340 --> 00:13:51.940
بهم بگو ... تو بی سر و صدا این همه کار براش کردی

00:13:51.940 --> 00:13:54.290
ولی چرا بهش نمیگی ؟

00:13:57.060 --> 00:13:59.800
فوخنگ ... تو داری همه ی این کارها رو میکنی

00:13:59.800 --> 00:14:02.940
تو اینطوری با یه نفر خوب هستی ؟
( یعنی وقتی یکی رو دوست داری اخلاقت اینطوریه )

00:14:04.200 --> 00:14:07.450
ما خیلی وقته مبارزه نکردیم ... بیا بریم

00:14:17.250 --> 00:14:20.890
به این پرتره ی بودیساتوا نگاه کن

00:14:20.890 --> 00:14:24.520
در سوگواری برای جهان و ترحم
به بشریت ، مهربون و خیرخواه

00:14:24.520 --> 00:14:27.790
این صورتِ سفید ، گرد و با ظرافته

00:14:27.790 --> 00:14:30.470
چین و شکن ها خیلی زنده هستن

00:14:30.470 --> 00:14:35.600
این بار کارگاه گلدوزی واقعا از خودش سبقت گرفته
( یعنی کارش رو بهتر از همیشه انجام داده )

00:14:35.600 --> 00:14:40.240
ملکه ی مادر تعارف میکنن ... این
پرتره ی گلدوزی شده یه هدیه به شماست

00:14:40.240 --> 00:14:42.310
اونا چطور جرات میکنن سختکوش نباشن ؟

00:14:42.310 --> 00:14:46.720
من فکر میکنم نقاشی اصلی همسر نجیب زاده چون الگوی خوبی بود

00:14:46.720 --> 00:14:50.510
برای همینم دخترای کارگاه گلدوزی
تونستن این کار برجسته رو کپی و خلق کنن

00:14:50.510 --> 00:14:54.730
برای نقاشی پرتره ی بودیساتوا، همسر نجیب زاده تمام
پرتره های بودیساتوای شهر ممنوعه رو آنالیز کرد

00:14:54.730 --> 00:14:58.030
ایشون بیشتر از یه ماه روی تعداد زیادی کاغذ نقاشی کرد

00:14:58.030 --> 00:15:01.240
در آخر بالاخره ایشون یکی رو که ازش راضی بود انتخاب کرد

00:15:01.240 --> 00:15:04.430
تلاشم برای ملکه ی مادر باعث خوشبختی منه

00:15:04.430 --> 00:15:06.420
این پرتره رو آویزون کنین

00:15:06.420 --> 00:15:08.080
بله

00:15:08.080 --> 00:15:10.560
درود عرض میکنم مادر سلطنتی

00:15:10.560 --> 00:15:12.150
بلند شو

00:15:12.150 --> 00:15:15.400
دارید به چی نگاه میکنین مادر
سلطنتی ... ممکنه منم ببینم ؟

00:15:15.400 --> 00:15:18.940
به این پرتره ی بودیساتوا نگاه میکنم

00:15:18.940 --> 00:15:22.950
باشکوه و مجلل ... بسیار واقعی

00:15:22.950 --> 00:15:26.940
در طی سال های گذشته کم پیش
اومده همچین اثر هنری خوبی ببینم

00:15:28.030 --> 00:15:33.840
موی این بودیساتوا خیلی واقعی
به نظر میاد ... به نظر نمیاد نخ باشه

00:15:33.840 --> 00:15:38.350
میتونه ... موی واقعی آدم باشه ؟

00:15:38.350 --> 00:15:41.890
خدمتکار گلدوزی این رو با موی خودش دوخته ؟

00:15:46.610 --> 00:15:49.070
منچوری ها و مردم هان با هم فرق میکنن

00:15:49.070 --> 00:15:51.390
برای منچوری ها کندن موی شخص بی احترامیه

00:15:51.390 --> 00:15:54.910
در حالی که مردم هان با موی خودشون گلدوزی میکنن

00:15:54.910 --> 00:15:57.220
تا از خودگذشتگی صمیمانه اشون رو بیشتر نشون بدن

00:15:57.220 --> 00:16:00.500
از اون زمان تا حالا این کار مرسوم
بوده ... بهش گلدوزی با مو میگن

00:16:01.240 --> 00:16:04.660
این نقطه به وضوح لکه ی خونِ

00:16:05.320 --> 00:16:08.210
امپراتور ... این ممکنه فقط یه تصادف باشه

00:16:08.210 --> 00:16:11.160
خدمتکار گلدوزی ترسیده خونش کار رو لکه دار کنه

00:16:11.160 --> 00:16:14.710
بنابراین اون رو داخل قلب گلدوزی کرده

00:16:15.660 --> 00:16:18.200
این خدمتکار گلدوزی خیلی باریک بینه

00:16:18.200 --> 00:16:21.120
خیلی دلم میخواد ملاقاتش کنم

00:16:23.450 --> 00:16:27.630
ملکه ی مادر ... این گلدوزی فقط بوسیله یه نفر انجام نشده

00:16:27.630 --> 00:16:31.560
این بوسیله ی برجسته ترین
دخترای گلدوزی کارگاه گلدوزی انجام شده

00:16:31.560 --> 00:16:35.810
اگر ملکه ی مادر میخوان اونها رو
ببین شخصا احضارشون میکنم

00:16:37.900 --> 00:16:39.610
... منظور ملکه ی مادر اینه که

00:16:39.610 --> 00:16:44.260
ایشون از مهارت و سختکوشی این
خدمتکار گلدوزی خیلی قدردانی میکنه

00:16:44.260 --> 00:16:46.180
فقط فرمان صادر کنین بهش پاداش بدن

00:16:46.180 --> 00:16:52.080
بله ... تعداد خیلی زیادی خدمتکار
گلدوزی بسیار ماهر اینجا در قصر هستن

00:16:52.080 --> 00:16:54.040
... اما کسی که اینقدر با دقته

00:16:54.040 --> 00:16:58.630
خیلی کمیابه ... اون واقعا باید پاداش سنگینی بگیره

00:17:06.980 --> 00:17:08.330
لی یو

00:17:08.330 --> 00:17:11.280
اینجا هستم ... امپراتور لطفا دستور بدید

00:17:14.690 --> 00:17:19.590
سر کارگاه گلدوزی خیلی شلوغه ... اونا
معمولا عجله دارن تا کارهاشون زودتر تموم بشه

00:17:19.590 --> 00:17:23.800
کی میتونه اونقدر دقیق باشه که حتی از
موی خودش برای کار هنری استفاده کنه ؟

00:17:23.800 --> 00:17:25.550
... خوب

00:17:27.460 --> 00:17:31.730
یادمه ... اونم یه خدمتکار گلدوزی بوده

00:17:31.730 --> 00:17:33.370
اون ؟

00:17:34.450 --> 00:17:38.490
امپراتور ... اون کیه ؟

00:17:40.150 --> 00:17:42.110
هیچکس

00:17:56.150 --> 00:17:57.730
امپراتور ... مراقب باشین

00:17:57.730 --> 00:18:00.560
من باعث ترس امپراتور شدم ... من مستحق مرگم

00:18:17.870 --> 00:18:19.490
فوخنگ

00:18:20.300 --> 00:18:23.000
خیلی از زمانی که شمشیر بازیت رو دیدم گذشته

00:18:23.000 --> 00:18:27.920
چرا امتحان نکنم که چقدر پیشرفت کردی ؟

00:18:56.900 --> 00:19:00.970
کم پیش میاد امپراتور همچین روحیه ای
داشته باشه ... دیگه دخالت نکن

00:19:08.290 --> 00:19:13.200
اگه بدون مبارزه عقب نشینی کنی به
جرم گول زدن امپراتور متهم میشی

00:19:22.160 --> 00:19:24.580
امپراتور -
امپراتور -

00:19:24.580 --> 00:19:27.050
چرا عمدا بهم اجازه دادی برنده بشم ؟

00:19:27.050 --> 00:19:30.910
امپراتور ... چیزایی که من در میدون جنگ یاد
گرفتم همه اشون مهارت های کشتن هستن

00:19:30.910 --> 00:19:34.660
میترسیدم بهتون صدمه بزنم و واقعا از قصد تسلیم نشدم

00:19:49.020 --> 00:19:51.650
... وقتی نیسین اینجا بود

00:19:52.250 --> 00:19:55.020
اون اغلب شخصا برای بحث درباره ی مسائل میومد دیدنم

00:19:55.020 --> 00:19:57.750
... اما وقتی تو به شورای ایالتی رسیدی

00:19:57.750 --> 00:20:01.640
میخوای همه ی وزرای بزرگ ایالتی هم زمان بیان دیدن من

00:20:04.080 --> 00:20:07.600
فوخنگ ... زیادی محتاط نیستی ؟

00:20:07.600 --> 00:20:12.070
... امپراتور ... من در گذشته یه اشتباه مرتکب شدم

00:20:12.070 --> 00:20:15.030
که به اشتباهات پشت سر هم منجر شد

00:20:15.030 --> 00:20:19.470
در امور خصوصیم اینطوریه پس در
امور سیاسیم هم همینطور خواهد بود

00:20:19.470 --> 00:20:23.930
حالا با دقت کردن و احتیاط بیشتر
سعی دارم اشتباهم رو جبران کنم

00:20:30.400 --> 00:20:32.570
... داری درباره ی

00:20:40.000 --> 00:20:43.410
فراموشش کن -
چرا نپرسیدین اشتباهم چی بوده ؟ -

00:20:43.410 --> 00:20:46.450
... اگه در گذشته با درخواست ازدواجم موافقت میکردین

00:20:46.450 --> 00:20:49.980
صیغه لینگ فعلی همسر من بود

00:20:49.980 --> 00:20:53.100
فوخنگ ... فورا خفه شو

00:20:56.270 --> 00:20:58.790
حرف اشتباهی زدم ؟

00:21:04.030 --> 00:21:07.230
فوچا فوخنگ ... تو خیلی گستاخی

00:21:07.230 --> 00:21:09.920
من واقعا عاشق وی یینگ لو بودم

00:21:10.850 --> 00:21:15.050
شاید برای شما این یه توهین و ناسزا باشه

00:21:15.050 --> 00:21:17.760
اما اون هرگز قبول نکرد باهام ازدواج کنه

00:21:17.760 --> 00:21:21.590
همه چی یه طرفه بود

00:21:21.590 --> 00:21:24.050
دیگه چی میخوای بگی ؟

00:21:24.980 --> 00:21:29.100
هیچکس نباید مرتب گذشته رو
یادآوری کنه ... شما همیشه بزرگوار بودین

00:21:29.100 --> 00:21:31.040
... صیغه ی سلطنتی بورگیگیت

00:21:31.040 --> 00:21:35.190
قبل از ورود به قصر بیوه بود اما هنگام ورودش
به قصر عنوان بانوی نجیب زاده بهش اعطا شد

00:21:35.190 --> 00:21:37.350
شما اهمیت ندادین قبلا ازدواج کرده بود

00:21:37.350 --> 00:21:41.660
چرا وقتی نوبت وی یینگ لو رسیده اینقدر خورده گیر هستین ؟

00:21:43.140 --> 00:21:44.680
... فوخنگ

00:21:45.880 --> 00:21:48.020
فکر میکنی نمیکشمت ؟

00:21:48.020 --> 00:21:51.160
چون این زن وی یینگ لوئه

00:21:51.160 --> 00:21:53.550
... شما نمیخواید گذشته اش رو به خاطر بیارین

00:21:53.550 --> 00:21:57.720
چون شما درگیرش نبودین ... شما درکش نکردین

00:21:57.720 --> 00:22:01.820
الان هر چی بیشتر عصبانی باشین و بیشتر
... با صیغه ی سلطنتی لینگ سرد رفتار کنین

00:22:02.400 --> 00:22:06.490
بیشتر نشون میده دارین حسودی
میکنین و سردرگم هستین چیکار کنین

00:22:07.790 --> 00:22:12.770
... فوچا فوخنگ ... من اون موقع مخالفت کردم چون

00:22:12.770 --> 00:22:17.590
به این خاطر نبود که تصور میکردین
وی یینگ لو حرص ثروت ، شکوه و قدرت داره ؟

00:22:17.590 --> 00:22:21.290
... اما خودتون خوب میدونین اگه همچین زنی بود

00:22:21.290 --> 00:22:25.690
مدت ها پیش از ملکه استفاده میکرد تا به مقام و
موقعیت برسه ... اما شما هنوزم دارین ادعا میکنین

00:22:25.690 --> 00:22:27.330
درست میگم ؟

00:22:30.540 --> 00:22:35.410
تو مشکوکی که من عمدا شما دو تا رو از هم جدا کردم ؟

00:22:36.750 --> 00:22:42.880
فوخنگ ... واقعا چطور میتونی
همچین حرفای بی معنایی بزنی ؟

00:22:42.880 --> 00:22:47.080
... جرات نمیکنم جسورانه نیات شما رو حدس بزنم ... شاید

00:22:47.080 --> 00:22:50.380
شما هم گاهی اوقات ناخودآگاه طبق احساسات اتون عمل میکنین

00:22:51.100 --> 00:22:57.380
<i>امپراتور ... واقعا برای مخالفت با
این ازدواج اهداف شخصی ندارین ؟</i>

00:22:57.380 --> 00:22:59.750
<i>... شاید شما</i>

00:23:00.450 --> 00:23:03.120
<i>وی یینگ لو رو دوست دارین</i>

00:23:03.960 --> 00:23:06.740
<i>و اون رو برای خودتون میخواید</i>

00:23:07.970 --> 00:23:09.550
... امپرتور

00:23:10.370 --> 00:23:13.810
از اونجایی که اون رو به دست آوردین باید قدرش رو بدونین

00:23:14.510 --> 00:23:18.800
... وگرنه من رو بیشتر پشیمون میکنین

00:23:18.800 --> 00:23:21.610
که چرا تا آخر اصرار نکردم به خاطرش بجنگم

00:23:30.250 --> 00:23:32.150
از حضورتون مرخص میشم

00:23:52.620 --> 00:23:55.490
درود عرض میکنم ملکه

00:23:59.100 --> 00:24:02.160
شاهزاده خی ... صاحب منصب بودن
در جنوب خوب و آروم پیش میره ؟؟

00:24:02.160 --> 00:24:03.800
از موهبت های شما ممنونم

00:24:03.800 --> 00:24:06.000
همه چی خوب پیش میره

00:24:06.000 --> 00:24:08.020
... از امپراتور شنیدم

00:24:08.020 --> 00:24:12.240
به جنوب رفتی تا در جیانگ نان درباره شیوه های
فساد تحقیق کنی و یه کار درخشان انجام دادی

00:24:12.240 --> 00:24:15.920
امپراتور خیلی احساس آرامش میکرد
ایشون مدام داره شما رو تحسین میکنه

00:24:15.920 --> 00:24:18.610
... اینکه بتونم ستایش امپراتور رو به دست بیارم

00:24:18.610 --> 00:24:20.920
یعنی کارم بیهوده نبوده

00:24:22.640 --> 00:24:26.450
اینجا اومدین تا به صیغه ی سلطنتی مادر یو ادای احترام کنین ؟

00:24:28.070 --> 00:24:32.910
من تازه برگشتم پایتخت ... داشتم میرفتم دیدن
ملکه ی مادر ، برای دیدن مادرم نیومدم

00:24:38.380 --> 00:24:40.830
... بای لینگ که به صیغه ی سلطنتی مادر خدمت میکرد

00:24:40.830 --> 00:24:43.260
به خاطر این موضوع دیوونه شده

00:24:43.260 --> 00:24:47.590
من به پزشک سلطنتی دستور دادم درمانش کنه اما فایده ای نداره

00:24:47.590 --> 00:24:52.920
اگه یه خدمتکار قصر مثل اون به تالار
آن لی فرستاده بشه فقط مرگ در انتظارشه

00:24:52.920 --> 00:24:57.340
اگه دلتون براش میسوزه از قصر بفرستیدش بیرون

00:24:58.360 --> 00:25:00.450
... هرچند بای لینگ دیوونه شده

00:25:00.450 --> 00:25:03.660
همچنان اصرار داده که وی یینگ لو بود که به مادر صدمه زد

00:25:04.440 --> 00:25:08.200
همیشه میخواستم این موضوع رو با اون زن روشن کنم

00:25:08.200 --> 00:25:11.750
شاهزاده خی ... وی یینگ لو الان صیغه ی سلطنتی لینگه

00:25:11.750 --> 00:25:14.080
بدون داشتن مدرک ... شما باید مراقب حرفاتون باشید

00:25:14.080 --> 00:25:16.060
اینطوری برای خودتون دردسر درست نمیکنین

00:25:16.060 --> 00:25:18.440
از نگرانی اتون ممنونم

00:25:18.440 --> 00:25:22.130
حتما مراقبت شما یادم میمونه

00:25:22.130 --> 00:25:26.110
حتی به خاطر صیغه ی سلطنتی مادر یو هم که
شده شما باید خوب مراقب خودتون باشین

00:25:26.110 --> 00:25:28.610
تحریک نشید و مشکل ایجاد نکنین

00:25:29.940 --> 00:25:31.790
والاحضرت ملکه

00:25:32.890 --> 00:25:35.490
شاهزاده ... چی میخواید بگید ؟

00:25:36.390 --> 00:25:40.070
بعد از این همه سال ... شما اصلا عوض نشدین

00:25:40.730 --> 00:25:44.110
شما هنوز همون شخصی هستین که به یاد دارم

00:25:44.110 --> 00:25:47.340
خیلی آروم ، مهربون ، درستکار و با فضیلت

00:25:47.340 --> 00:25:50.280
... به برادم به خاطر داشتن همسری مثل شما

00:25:50.280 --> 00:25:52.620
واقعا حسودیم میشه

00:26:00.890 --> 00:26:03.790
شاهزاده خی ... قدر کسایی که کنارتون هستن بدونین

00:26:03.790 --> 00:26:05.960
قدر هر چیزی که الان اطرافتونه بدونین

00:26:05.960 --> 00:26:10.650
فراموش نکنین صیغه ی سلطنتی مادر
فقط میخواست شما در امان و خوشحال باشین

00:26:10.650 --> 00:26:13.830
منم همین آرزو رو براتون دارم

00:26:19.520 --> 00:26:23.180
تموم کردن گلدوزی بودیستاوا کافی نبود
حالا باید کتاب مقدس بودا رو گلدوزی کنی

00:26:23.180 --> 00:26:25.770
واضحه قراره کلی سختی بکشی

00:26:25.770 --> 00:26:28.350
دست هات وقتی در اردوی کار بودی صدمه دیدن

00:26:28.350 --> 00:26:31.020
حالا شبانه روز داری گلدوزی میکنی

00:26:31.020 --> 00:26:33.490
جای زخمای روی دستت همگی سر باز کردن

00:26:33.490 --> 00:26:35.650
... وقتی به پارچه ی ابریشم صدمه میزنی

00:26:35.650 --> 00:26:38.160
مجبوری همه چی رو دوباره انجام بدی

00:26:38.160 --> 00:26:40.920
... امروز اگه به خاطر کمک سرپرست ژانگ نبود

00:26:40.920 --> 00:26:43.630
نمیتونستیم یه پارچه ی ابریشم جدید پیدا کنیم

00:26:43.630 --> 00:26:45.350
... اگه وقت گله و شکایت داری

00:26:45.350 --> 00:26:48.990
چرا به این فکر نمیکنی که چطوری پارچه صدمه نبینه ؟

00:26:50.230 --> 00:26:54.800
وی یینگ لو ... من قصد دارم خون رو با خون برات جبران کنم

00:27:03.320 --> 00:27:05.490
مینگ یو

00:27:11.830 --> 00:27:15.940
... شاهزاده خی ... اینطوری رفتار کردنت با یه زن

00:27:15.940 --> 00:27:18.190
کاملا بی شرمانه و بی ادبانه ست

00:27:18.190 --> 00:27:21.160
شاهزاده ... شما نباید اینطوری باشین

00:27:21.160 --> 00:27:25.810
این صیغه ی سلطنتی لینگ
الان محبت امپراتور رو از دست داده

00:27:25.810 --> 00:27:30.600
اون الان فقط یه سگ وحشیه
که همه دارن لگدمالش میکنن

00:27:30.600 --> 00:27:32.220
چی برای ترسیدن هست ؟

00:27:32.220 --> 00:27:34.390
... فراموش نکن

00:27:34.390 --> 00:27:38.230
یه سگ وحشی میتونه مردم رو گاز بگیره

00:27:39.430 --> 00:27:44.320
فکر میکنی من هنوز همون
شاهزاده ی خوش گذرون قبلی هستم ؟

00:27:49.240 --> 00:27:51.510
فوخنگ ؟

00:27:51.510 --> 00:27:54.840
دیوونه شدی ؟ جرات میکنی اینطوری باهام رفتار کنی ؟

00:27:55.690 --> 00:27:59.820
به احترام اینکه با هم بزرگ شدیم
الان دارم مودبانه باهات رفتار میکنم

00:27:59.820 --> 00:28:03.740
تو کلی کارهای خوب انجام دادی و
بالاخره نظر امپراتور نسبت بهت عوض شده

00:28:03.740 --> 00:28:06.630
چیه ؟ میخوای به گذشته برگردی ؟

00:28:06.630 --> 00:28:08.370
ولم کن

00:28:12.130 --> 00:28:16.170
... باشه ... بذار ببینم

00:28:16.170 --> 00:28:18.670
چه مدت میتونی ازش محافظت کنی

00:28:24.800 --> 00:28:29.470
یینگ لو ... صدمه دیدی ؟

00:28:29.470 --> 00:28:32.200
مینگ یو ... بیا برگردیم

00:28:32.200 --> 00:28:33.970
صبر کن

00:28:34.620 --> 00:28:38.690
هونگ ژو ازت کینه نگه داشته ... باید مراقب باشی

00:28:38.690 --> 00:28:42.320
درضمن من با امپراتور ملاقات کردم

00:28:42.320 --> 00:28:46.330
امیدوارم همه چی به میل تو پیش بره

00:28:47.670 --> 00:28:49.540
بیا بریم

00:29:03.030 --> 00:29:04.720
خواهر مینگ یو

00:29:05.570 --> 00:29:08.700
این دارو رو نگهبان سلطنتی سولون امروز صبح فرستاد

00:29:08.700 --> 00:29:11.040
اون گفت این بهترین کرم دسته

00:29:11.040 --> 00:29:13.310
از چوب هل و چوب صندل سفید ساخته شده

00:29:13.310 --> 00:29:16.320
این باعث میشه دستت به درخشندگی همیشه بشه

00:29:16.320 --> 00:29:19.700
عالیه ... این دقیقا چیزیه که لازم دارم

00:29:31.630 --> 00:29:34.010
حتی کسی به حماقت منم میتونه اینو بفهمه

00:29:34.010 --> 00:29:36.180
تو نمیتونی ؟

00:29:41.600 --> 00:29:44.280
اضافه کردن گل روی دستبند آسونه

00:29:44.280 --> 00:29:47.000
اما ارسال ذغال سنگ در برف سخته
[ کمک به کسی که به اون کمک نیاز داره سخته ]

00:29:47.000 --> 00:29:50.330
ای کاش منم یکی مثل اون داشتم که
در سرما و گرما بدونه چی لازم دارم

00:29:50.330 --> 00:29:54.100
اینقدر باملاحظه و مهربون باشه ... همیشه به من فکر کنه

00:29:54.100 --> 00:29:57.470
نگهبان سلطنتی سولون برات همچین کسی نیست ؟

00:29:57.470 --> 00:29:59.220
اون تیکه چوب ؟

00:29:59.220 --> 00:30:01.710
اون همیشه تو فکر رفتن به میدون جنگه
تا برای خودش اعتبار دست و پا کنه

00:30:01.710 --> 00:30:04.100
اون احساسات عاشقانه رو درک نمیکنه

00:30:04.100 --> 00:30:08.140
نگاه عاشقانه انداختن به اون ؟ بهتره
این کار رو برای یه مرد کور انجام بدی
( یعنی یه آدما کور بهتر احساساتت رو میبینه )

00:30:12.080 --> 00:30:14.840
فعلا بذارش کنار -
الان نمیخوای ازش استفاده کنی ؟ -

00:30:14.840 --> 00:30:18.240
بله ... ازش استفاده نمیکنم

00:30:18.240 --> 00:30:21.870
و منقل ذغال ... اینم ببرید بیرون

00:30:30.370 --> 00:30:32.700
<i>... شما نمیخواید گذشته اش رو به خاطر بیارین</i>

00:30:32.700 --> 00:30:36.690
<i>چون شما درگیرش نبودین ... شما درکش نکردین</i>

00:30:36.690 --> 00:30:38.590
<i>الان هر چی بیشتر عصبانی باشین</i>

00:30:38.590 --> 00:30:40.780
<i>... و بیشتر با صیغه ی سلطنتی لینگ سرد برخورد کنین</i>

00:30:40.780 --> 00:30:45.100
<i>بیشتر نشون میده دارین حسودی میکنین
و سردرگم هستین چیکار کنین</i>

00:30:52.910 --> 00:30:56.570
<i>... امپراتور ... از اونجایی که به دستش آوردین</i>

00:30:56.570 --> 00:30:59.220
<i>باید قدرش رو بدونین</i>

00:31:14.880 --> 00:31:17.000
چطوره که هیچکس اینجا نیست ؟

00:31:17.000 --> 00:31:19.810
اون خدمتکارها همه اشون خیلی گستاخن

00:33:00.660 --> 00:33:02.410
امپراتور

00:34:05.970 --> 00:34:09.320
امپراتور ... از اونجایی که تحمل
... جدایی از صیغه لینگ رو ندارین

00:34:09.320 --> 00:34:11.620
چرا نمیرید دیدنش ؟

00:34:11.620 --> 00:34:13.420
خفه شو

00:34:13.420 --> 00:34:16.800
من مستحق مرگم ... خیلی حرف میزنم

00:34:18.540 --> 00:34:22.890
من ؟ من بهش اهمیت نمیدم

00:34:23.570 --> 00:34:27.810
فقط نمیخوام کسی در حرمسرا خشن برخورد کنه

00:34:28.610 --> 00:34:31.420
اون تفاله ها در دفتر امور داخلی

00:34:32.490 --> 00:34:35.900
مهم نیست صیغه لینگ چقدر مورد بی توجهیه
هیچوقت حق اونا نیست باهاش با خفت رفتار کنن

00:34:35.900 --> 00:34:37.690
خیالتون راحت باشه امپراتور ... من
حتما به شدت مجازاتشون میکنم

00:34:37.690 --> 00:34:39.280
نیاز نیست

00:34:40.680 --> 00:34:44.940
از اونجایی که اون نمیاد التماس کنه
منم وانمود میکنم هیچوقت ندیدمش

00:34:45.830 --> 00:34:49.000
امپراتور

00:34:51.830 --> 00:34:55.330
این خیلی داغه ... بفرستش واسه اون

00:34:55.330 --> 00:34:57.630
یادت باشه ... من نبودم که خواستم این براش برده بشه

00:34:57.630 --> 00:35:01.960
میفهمم ... دفتر امور داخلی بی توجه
بود پس یه منقل ذغال جدید تحویل داد

00:35:01.960 --> 00:35:03.880
... این

00:35:12.330 --> 00:35:15.300
این فانوس صیقلی رو هم براش بفرست

00:35:15.300 --> 00:35:17.280
افراد کور نمیخوام

00:35:18.230 --> 00:35:18.600
بله

00:35:19.130 --> 00:35:21.130
عجله کنین و دنبالم بیاین

00:35:22.340 --> 00:35:25.040
فانوس و پتوها

00:35:26.960 --> 00:35:31.170
چیکار دارین میکنین ؟ -
خواهر مینگ یو ... مگه الان زمستون نیست ؟ -

00:35:31.170 --> 00:35:32.870
قصر ین شی هنوزم مجهز نیست

00:35:32.870 --> 00:35:35.940
نگاه کن چقدر کمبود وسیله هست

00:35:37.100 --> 00:35:38.490
اینجا

00:35:44.520 --> 00:35:46.380
شما دو تا ... سریعتر

00:36:00.520 --> 00:36:03.170
به صیغه لینگ درود عرض میکنم

00:36:03.170 --> 00:36:05.440
شما در رنج و عذاب مونده بودین

00:36:05.440 --> 00:36:08.830
من تازه فهمیدم و فورا اونها رو آوردم اینجا

00:36:08.830 --> 00:36:11.560
والاحضرت لطفا باگذشت باشین

00:36:11.560 --> 00:36:13.800
وقتی برگردم پوست اشون رو میکنم

00:36:13.800 --> 00:36:15.870
همین الانشم یه ماه از زمستون گذشته

00:36:15.870 --> 00:36:18.380
کدوم قصری یه منقل ذغال یا یه فانوس نداره ؟

00:36:18.380 --> 00:36:21.440
خودت حرفات رو باور میکنی سرپیشکار وو ؟

00:36:21.440 --> 00:36:23.390
اشتباه کردم

00:36:23.390 --> 00:36:27.040
همه اش از بی دقتی و غفلت منه

00:36:27.040 --> 00:36:28.970
لطفا بهم رحم داشته باشین

00:36:28.970 --> 00:36:30.850
... از حالا به بعد اگه چیزی نیاز داشتین

00:36:30.850 --> 00:36:33.500
فقط عنوان کنین و من حتما بهش رسیدگی میکنم

00:36:33.500 --> 00:36:36.540
اگه این موضوع یه بار دیگه
تکرار بشه خودم سرم رو تقدیم میکنم

00:36:36.540 --> 00:36:38.580
و میذارم ازش به عنوان چهار پایه استفاده کنین

00:36:38.580 --> 00:36:41.760
کافیه ناظر وو ... صیغه لینگ نمیخوان سر و صدا باشه

00:36:41.760 --> 00:36:43.260
افرادتون رو بردارین و برید

00:36:43.260 --> 00:36:45.390
پس من مرخص میشم

00:36:55.700 --> 00:36:58.380
... صیغه لینگ برای به دست آوردن لطف ملکه ی مادر

00:36:58.380 --> 00:37:01.920
واقعا یه متن بودایی رو در نصف ماه گلدوزی کرد

00:37:03.610 --> 00:37:05.540
... ملکه ی مادر هنوز فکر میکنه

00:37:05.540 --> 00:37:08.030
این کار دخترای کارگاه گلدوزیه

00:37:08.030 --> 00:37:12.370
این زحمت هاش فقط داره به هدر میره

00:37:14.140 --> 00:37:17.780
... ترسناکترین چیز درباره ی آدمایی مثل اون اینه که

00:37:17.780 --> 00:37:20.500
... مهم نیست چقدر پایین سقوط کنن

00:37:20.500 --> 00:37:23.310
هر چی هم که بشه همیشه یه
راهی برای بالا اومدن پیدا میکنن

00:37:23.310 --> 00:37:27.810
اون روز وقتی امپراتور فهمید
... موی سر بودیستاوا موی واقعیه

00:37:27.810 --> 00:37:30.040
حتی منم خیلی مبهوت شدم

00:37:30.040 --> 00:37:35.440
اگه کارش اینقدر فوق العاده نبود
ملکه ی فقید اینقدر نازپرورده اش نمیکرد

00:37:35.440 --> 00:37:39.360
اما فقط بعد از چند روز مورد توجه بودن
الان یه تیکه دستمال  کهنه و پوسیده ست

00:37:39.360 --> 00:37:43.410
امپراتور دیدش اما هنوزم اهمیت نداده

00:37:46.090 --> 00:37:50.010
یو هو ... صیغه لینگ کار گلدوزی بزرگی انجام داده

00:37:50.010 --> 00:37:52.450
ما باید از این آشغال استفاده کنیم

00:37:52.450 --> 00:37:58.300
برو ... صفحه ی گلدوزی منو هم براش ارسال کن

00:38:23.130 --> 00:38:24.650
سرپیشکار لی

00:38:24.650 --> 00:38:28.210
دی شنگ .. صیغه لینگ هنوز برای تشکر نیومده ؟

00:38:28.210 --> 00:38:31.530
ببینید چی داری میگین ... اون وسایل
بوسیله ی دفتر امور داخلی فرستاده شدن

00:38:31.530 --> 00:38:33.040
صیغه لینگ خبر نداره

00:38:33.040 --> 00:38:36.260
تو ... فکر میکنی صیغه لینگ مثل خودته ؟

00:38:36.260 --> 00:38:40.500
امپراتور دوباره عصبانیه .. ایشون سه بار در روز این
کار رو میکنه و دیگه کسی نمیتونه تحملش کنه

00:38:40.500 --> 00:38:44.060
عجله کن و به صیغه لینگ التماس کن بیاد .. عجله کن

00:38:56.460 --> 00:38:58.690
دوشیزه مینگ یو ... من اومدم
... صیغه لینگ رو دعوت کنم

00:38:58.690 --> 00:39:01.130
بانو در سالن نیست

00:39:01.840 --> 00:39:06.790
اما دیروقته ... اگه صیغه لینگ در
قصر ین شی نیست دیگه کجا میتونه باشه ؟

00:39:06.790 --> 00:39:08.590
حدس بزن

00:39:23.040 --> 00:39:25.760
سرپیشکار لی ... من رفتم قصر ین شی

00:39:25.760 --> 00:39:28.120
اما ایشون رو ندیدم

00:39:29.450 --> 00:39:33.270
داخل -
داخل ؟ -

00:39:34.360 --> 00:39:36.560
اون ژانگ تینگ یو

00:39:39.870 --> 00:39:43.690
اون جرات کرده درخواست کنه به معبد سلطنتی ملحق بشه ؟

00:39:43.690 --> 00:39:45.940
چه حرومزاده ای

00:39:49.650 --> 00:39:52.740
ژانگ تینگ یو رو احضار کنین تا فورا بهم گزارش کنه

00:39:52.740 --> 00:39:54.250
بله

00:39:55.080 --> 00:39:56.550
صبر کن

00:40:02.530 --> 00:40:05.200
ژانگ تینگ یو هر چی پیرتر میشه خرفت تر میشه

00:40:06.240 --> 00:40:09.760
چند کلمه از طرف مورخ و اون کارش تموم شده

00:40:10.410 --> 00:40:13.250
اون حتی فراموش کرده اسم خودش چیه

00:40:17.750 --> 00:40:23.660
یه پیرمرد زوار در رفته ... فراموشش کن

00:40:25.170 --> 00:40:27.790
در حمل و نقل دونه ی گوآنگ دونگ

00:40:27.790 --> 00:40:31.530
مینگ فو سی هزار نقره اختلاس کرده

00:40:33.410 --> 00:40:36.910
بازرس کلِ گوانگ دونگ ، یو جون خیلی ها رو پوشش میده

00:40:37.720 --> 00:40:40.310
لیو تونگ ژون این همه راه به
گوانگ دونگ سفر کرد تا تحقیق کنه

00:40:40.310 --> 00:40:42.640
اونقدر خسته بود که حتی خون سرفه کرد

00:40:43.950 --> 00:40:47.700
ادبای رسمی و فرمانده ی شهر پشت سر هم کشته شدن

00:40:47.700 --> 00:40:51.180
و در زی دونگ نشونه های خشکسالی شدید پیدا شده

00:40:51.830 --> 00:40:54.060
... ژانگ تینگ یو به عنوان مشاور عالی

00:40:54.060 --> 00:40:57.860
به جای اینکه فکر کنه چطور میتونه به ملت خدمت کنه

00:40:57.860 --> 00:41:00.730
فقط به فکر اینه که بعد از مرگ وارد
معبد سلطنتی بشه ... چه خوار و ذلیل

00:41:00.730 --> 00:41:02.820
چه خوار و ذلیل

00:41:12.090 --> 00:41:13.800
به ژانگ تینگ یو بگید بره گم شه

00:41:13.800 --> 00:41:16.260
بره گم شه آسمون

00:41:23.980 --> 00:41:25.410
آب

00:41:28.280 --> 00:41:29.780
آب

00:41:34.810 --> 00:41:36.910
تو یه پیام رسونی ... یه تیکه چوب نیستی

00:41:36.910 --> 00:41:39.220
گفتم آب بریز

00:41:39.220 --> 00:41:40.960
بله

00:41:48.510 --> 00:41:50.120
وی یینگ لو ؟

00:41:51.200 --> 00:41:53.310
کی اجازه داد بیای داخل ؟

00:41:53.310 --> 00:41:56.210
لی یو ... لی یو

00:41:56.210 --> 00:41:59.690
امپراتور ... دلم براتون تنگ شده بود

00:42:01.400 --> 00:42:03.100
خیلی وقته شما رو ندیدم

00:42:03.100 --> 00:42:06.480
امپراتور شما اصلا دلتون برام تنگ نشده بود ؟

00:42:14.450 --> 00:42:16.240
اون لی یوئه سگ

00:42:16.240 --> 00:42:18.500
با بی دقتی اجازه میده بیای داخل

00:42:18.500 --> 00:42:20.050
... و

00:42:21.670 --> 00:42:23.540
این چه چیز مسخره ایه پوشیدی ؟

00:42:23.540 --> 00:42:25.810
داری در تغییر لباس دادن بدتر و بدتر میشی

00:42:28.330 --> 00:42:31.290
واقعا دلتون برام تنگ نشده بود امپراتور ؟

00:42:32.470 --> 00:42:35.190
پس من میرم

00:42:40.490 --> 00:42:42.450
واقعا دارم میرما

00:42:52.840 --> 00:42:55.210
... اگه واقعا دنبال سرزنش کردنت بودم

00:42:55.210 --> 00:42:57.730
کی میدونه تا حالا چند بار سرت قطع شده بود ؟

00:42:57.730 --> 00:43:00.360
تا بازم همچین ظاهرسازی هایی برام بکنی ؟

00:43:02.770 --> 00:43:04.880
شما کسی بودین که حسادت میکرد

00:43:04.880 --> 00:43:07.040
چرا دارین من رو سرزنش میکنین ؟

00:43:07.040 --> 00:43:09.000
چرت و پرته

00:43:09.000 --> 00:43:11.370
... تو و فوخنگ به وضوح

00:43:16.310 --> 00:43:18.860
چرا امپراتور اینقدر ایراد گیره ؟

00:43:18.860 --> 00:43:22.530
شما خیلی وقته عصبانی هستین اما
هنوزم غبطه میخورین و کینه نگه داشتین ؟

00:43:24.780 --> 00:43:29.100
... درسته ... ملکه ی فقید قصد داشت

00:43:29.100 --> 00:43:32.250
من رو به ازدواج لرد فوخنگ دربیاره

00:43:32.250 --> 00:43:33.380
... تو

00:43:33.380 --> 00:43:37.660
اما امپراتور مگه شما خیلی وقت پیش ردش نکردین ؟

00:43:38.580 --> 00:43:41.950
دلیلش این بود که میترسیدم فوخنگ رو خراب کنی

00:43:41.950 --> 00:43:44.450
اصلا هیچ انگیزه ی شخصی وجود نداشت

00:43:48.040 --> 00:43:52.270
امپراتو میگه انگیزه ای وجود نداشته پس وجود نداشته

00:43:52.270 --> 00:43:57.090
امپراتور قطعا هیچوقت سعی نکرده
از قصد نامزدی من رو خراب کنه

00:43:57.090 --> 00:44:01.200
درضمن امپراتور قطعا هیچوقت از عمد سعی
نکرده حسودی کنه و با من سرد رفتار کنه

00:44:01.200 --> 00:44:05.480
امپراتور فدایی درستکار بودنه و به پهنای ذهن قابل احترامه

00:44:05.480 --> 00:44:08.680
هیچوقت انگیزه ی شخصی نداره -
متقلب -

00:44:09.230 --> 00:44:12.020
خیلی واضح داری با هر کلمه من رو دست میندازی

00:44:12.960 --> 00:44:16.940
اگه حرفام بهتون نیش میزنه پس معنیش اینه هر چی گفتم درسته

00:44:18.090 --> 00:44:20.020
امپراتور

00:44:24.210 --> 00:44:29.610
قبلا قبلنه ... الان الانه

00:44:30.990 --> 00:44:34.610
... از اونجایی که من زن امپراتور شدم

00:44:34.610 --> 00:44:37.540
هیچوقت بهتون خیانت نمیکنم

00:44:42.800 --> 00:44:52.800
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:52.824 --> 00:45:12.824
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.