﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 51</i>

00:01:50.010 --> 00:01:53.050
میدونین بقیه ی مراکز امدادرسانی چیکار کردن ؟

00:01:54.000 --> 00:01:55.930
... اون خانواده های ثروتمند کشور

00:01:55.930 --> 00:02:00.170
یا مردم محلی رو استثمار کردن و یا از
ریشه ی چمن و پوست درخت استفاده کردن

00:02:00.170 --> 00:02:04.230
بعدش یه نیروی نظامی قوی برای سرکوب قربانی ها
اضافه کردن که جرات نکنن حرف بزنن

00:02:04.230 --> 00:02:08.160
پدر من احمق ترین بود ... به تک تک انبارها سفر کرد

00:02:08.160 --> 00:02:10.590
اما نتونست تهدید کنه یا وعده بده

00:02:10.590 --> 00:02:13.070
بنابراین نتیجه ی کمی به دست آورد

00:02:13.070 --> 00:02:17.390
واسه همین تمام دارایی های خودش رو وسط گذاشت

00:02:17.390 --> 00:02:19.800
حتی مزارعی که امپراتور بهش اعطا کرده بود

00:02:19.800 --> 00:02:22.570
عمارتش و همه چیز رو ... اون همه رو فروخت

00:02:22.570 --> 00:02:25.950
حتی خونه و مزرعه قدیمی خانوادگی رو

00:02:25.950 --> 00:02:30.770
اون مزرعه ی خانوادگی نسل به نسل منتقل شده بود

00:02:33.570 --> 00:02:38.470
وقتی قربانی ها غم و اندوه اشون رو ابراز
میکردن ، پدرم از نیروی نظامی استفاده نمیکرد

00:02:38.470 --> 00:02:41.610
میترسید به قربانی هایی که هیچی ندارن صدمه بزنه

00:02:41.610 --> 00:02:44.360
اما اونا تقریبا تا حد مرگ کتکش زدن

00:02:44.360 --> 00:02:47.920
این اقدامات قربانی های فاجعه بود که سربازها رو تحریک کرد

00:02:47.920 --> 00:02:52.470
بنابراین مرگ هایی که بعدا اتفاق
افتادن ، رخ داد ... اون فقط بی کفایته

00:02:52.470 --> 00:02:56.500
فقط نتونست تحمل کنه ... فقط نتونست

00:03:00.390 --> 00:03:02.410
میدونم

00:03:02.410 --> 00:03:06.510
امپراتور ... میدونم شما در وضعیت سختی قرار دارین

00:03:06.510 --> 00:03:08.930
برای همین جرات ندارم تقاضای بخشش کنم

00:03:08.930 --> 00:03:13.360
اما به خاطر فداکاریش ، لطفا از زندگیش صرف نظر کنین

00:03:18.430 --> 00:03:24.370
امپراتور ... من فقط یه بار در این زندگی بهتون التماس کردم

00:03:24.370 --> 00:03:27.800
ازش بگذرین ... خواهش میکنم

00:03:42.090 --> 00:03:46.770
امپراتور ... بهتون التماس میکنم

00:03:56.100 --> 00:03:57.640
بسیارخب

00:03:59.080 --> 00:04:03.520
نمیکشمش

00:04:05.850 --> 00:04:07.850
بلند شو

00:04:15.630 --> 00:04:17.110
والاحضرت -
ملکه -

00:04:17.110 --> 00:04:18.510
ملکه

00:04:23.140 --> 00:04:26.650
شاهزاده خی ... لطفا بایستین

00:04:34.170 --> 00:04:37.310
ملکه ... سلامتی اتون هنوز بهبود پیدا نکرده

00:04:37.310 --> 00:04:39.180
چرا در باد ایستادین ؟

00:04:39.180 --> 00:04:41.400
میدونم حکم سلطنتی همراه اتونه

00:04:41.400 --> 00:04:43.770
تا برید و جون پدرم رو نجات بدین

00:04:43.770 --> 00:04:47.500
ملکه ... من بی مصرفم

00:04:47.500 --> 00:04:50.500
نتونستم اتهام اشتباه لرد ناربو رو پاک کنم

00:04:50.500 --> 00:04:55.070
نه ... شما زحمت کشیدین و سفر کردین تا تحقیق کنین

00:04:55.070 --> 00:04:58.980
به خاطر اتفاق پدرم خیلی ها رو رنجوندین
این رو تو قلبم به خاطر میسپارم

00:04:58.980 --> 00:05:02.480
اینکه بتونم کاری براتون انجام بدم باعث افتخارمه

00:05:02.480 --> 00:05:05.850
و یه مسئله ی دیگه هست که میخوام به خاطرش ازتون کمک بگیرم

00:05:05.850 --> 00:05:07.560
ژن آر

00:05:11.690 --> 00:05:12.990
این چیه ؟

00:05:12.990 --> 00:05:17.170
پدرم به نینگ گوتا تبعید میشه که سرمای گزنده ای داره

00:05:17.170 --> 00:05:20.530
من برای آب و هوای سرد لباس و دارو حاضر کردم

00:05:20.530 --> 00:05:23.940
پاهاش از کتک خوردن زخمی شده
در طی سفر پزشک خوبی پیدا نمیشه

00:05:23.940 --> 00:05:25.990
و هیچ وقتی برای رسیدگی به زخمش نیست

00:05:25.990 --> 00:05:29.480
امیدوارم این داروهای آسیب دیدگی بتونه به دردش بخوره

00:05:29.480 --> 00:05:33.390
خیالتون راحت باشه ملکه .. حتما اینا رو براشون میبرم

00:05:34.040 --> 00:05:37.460
چیز دیگه ای هست که دلتون بخواد به لرد ناربو بگین ؟

00:05:37.460 --> 00:05:40.380
بهش بگید ... دخترش بچه ی خلفی نیست

00:05:40.380 --> 00:05:42.500
نمیتونم شخصا بدرقه اش کنم

00:05:42.500 --> 00:05:44.940
لطفا خوب مراقب خودش باشه

00:05:44.940 --> 00:05:46.540
بله

00:05:57.130 --> 00:06:00.280
والاحضرت ... بیاید برگردیم

00:06:00.810 --> 00:06:05.400
... ژن آر .. لباسی که برای پدرم تهیه کردیم

00:06:05.400 --> 00:06:07.450
به اندازه ی کافی ضخیمه ؟

00:06:07.450 --> 00:06:10.960
والاحضرت .. شما چرم و خز رو برای زمستون تهیه کردین

00:06:10.960 --> 00:06:13.120
معلومه که اونا به قدر کافی ضخیم هستن

00:06:14.420 --> 00:06:17.260
اما نینگ کوتا واقعا خیلی سرده

00:06:18.160 --> 00:06:20.050
خیلی سرده

00:06:21.360 --> 00:06:23.200
باز کن

00:06:30.350 --> 00:06:32.060
لرد ناربو

00:06:35.590 --> 00:06:38.850
قربان ... امپراتور حکم مرگ رو بهتون بخشید

00:06:38.850 --> 00:06:42.430
و به تبعید تغییرش داد ... زود
باشید و از لطف اشون تشکر کنین

00:06:48.500 --> 00:06:49.990
قربان

00:07:02.190 --> 00:07:04.870
فرمانم یه قدم عقب بود

00:07:11.010 --> 00:07:17.150
قبلا دستور یه مراسم تدفین خوب رو صادر کردم

00:07:18.880 --> 00:07:23.540
اگه میخوای شخصا ترتیبش رو بدی میتونم با اینم موافقت کنم

00:07:30.940 --> 00:07:33.620
شما اون رو کشتین ؟

00:07:35.290 --> 00:07:36.960
نه

00:07:38.610 --> 00:07:41.300
پس کار ملکه ی مادر بوده

00:07:47.860 --> 00:07:51.620
... ملکه ... پدرت

00:07:51.620 --> 00:07:53.880
خودش رو کشت

00:07:55.440 --> 00:08:00.540
پدرم وفادار بود ... احمق بود

00:08:00.540 --> 00:08:03.930
اما انسان بود و به زندگی احترام میذاشت

00:08:03.930 --> 00:08:07.840
برای زنده موندن ، غرورش رو زیر پا
گذاشت تا بیاد از من التماس کنه

00:08:07.840 --> 00:08:10.610
حالا اون به وضوح به دروغ متهم شده بود

00:08:10.610 --> 00:08:14.660
پس چرا باید خودکشی میکرد ؟

00:08:19.690 --> 00:08:24.350
ملکه ... اون دیگه رفته

00:08:24.940 --> 00:08:28.940
پیگیری این موضوع فایده ای نداره

00:08:31.940 --> 00:08:33.500
امپراتور

00:08:34.750 --> 00:08:42.130
پدرم رنج کشید و در نظر همه فاسدترین
... صاحب منصب شد ... در زندان

00:08:42.130 --> 00:08:45.140
... خودکشی کرد ... دخترش باید

00:08:45.140 --> 00:08:47.800
این قضیه رو بدون گریه تحمل کنه و ساکت بمونه ؟

00:08:47.800 --> 00:08:50.810
... شما خوب میدونستین اون فاسد نیست

00:08:50.810 --> 00:08:54.330
و از خانواده اش استفاده کرد تا کسری بودجه رو جبران کنه

00:08:55.180 --> 00:08:57.730
در آخر هنوزم لازم بود با زندگیش جبران مافات کنه

00:08:58.660 --> 00:09:02.630
اون بیشتر از 20 سال محتاط و یه رهبر بزرگ بود

00:09:02.630 --> 00:09:07.330
در پایان مقام و شهرتش رو از
دست داد و مورد نفرین همه قرار گرفت

00:09:07.930 --> 00:09:12.060
عدالت بهشت و زمین کجاست ؟

00:09:19.600 --> 00:09:24.780
ملکه ... میدونم خیلی ناراحتی

00:09:26.700 --> 00:09:29.600
میتونی من رو سرزنش کنی و ازم متنفر باشی

00:09:30.720 --> 00:09:32.340
اما ملکه ی مادر رو نه

00:09:32.340 --> 00:09:38.890
امپراتور ... شما فکر میکنین ملکه ی مادر خودخواه نیست ؟

00:09:40.400 --> 00:09:42.020
ملکه

00:09:43.800 --> 00:09:49.200
مهم نیست چقدر ناراحتی ... نباید
نسبت به ملکه ی مادر بی ادب باشی

00:09:50.670 --> 00:09:54.510
برادر زاده ی ملکه ی مادر هم در این فساد سهم داشت

00:09:55.190 --> 00:09:57.920
... قبل از اینکه قضیه ی پدرم پیش بیاد

00:09:57.920 --> 00:10:00.610
برادر بزگتر ایشون و همسرش برای
درخواست بخشندگی به قصر اومدن

00:10:00.610 --> 00:10:03.910
وقتی این موضوع بررسی بشه
پای خانواده ی ملکه ی مادر گیر میفته

00:10:03.910 --> 00:10:06.620
... بنابراین ملکه ی مادر بدون هیچ تردیدی

00:10:06.620 --> 00:10:08.610
پدرم رو هل داد تا گوسفند قربونی بشه

00:10:08.610 --> 00:10:10.530
به اندازه ی کافی حرف زدی ؟

00:10:10.530 --> 00:10:12.420
والاحضرت ... دیگه چیزی نگید

00:10:12.420 --> 00:10:16.100
امپراتور جرات داره به چیزی که جرات دارم بگم گوش کنه ؟

00:10:16.100 --> 00:10:18.810
قبلا تا اینجا گفتی

00:10:18.810 --> 00:10:21.660
هنوز جرات شنیدنش رو ندارم ؟

00:10:21.660 --> 00:10:25.390
... امپراتور ... مقامات قصر متوسط ، بی کفایت و حریص

00:10:25.390 --> 00:10:27.390
و حیله گرن

00:10:27.390 --> 00:10:30.200
حرمسرای زیبا و سرسبزم همینطوره

00:10:30.200 --> 00:10:35.630
همه یه خواننده ان ... ترانه ی یه دنیای
سعادتمند با عدالت و نظم و روشنایی رو میخونن

00:10:36.060 --> 00:10:39.160
و دسته جمعی به شما دروغ میگن و گول اتون میزنن

00:10:39.160 --> 00:10:43.340
... حتی اگه شما کوشا باشین و سخت کار کنین

00:10:43.340 --> 00:10:46.810
هنوزم نمیتونین از خدمتگزارتون که
به دروغ متهم شده محافظت کنین

00:10:46.810 --> 00:10:49.960
و حتی نمیتونین حشراتی که حرص و طمع بی پایان دارن بکشید

00:10:55.160 --> 00:10:56.900
لی یو

00:10:58.180 --> 00:11:00.820
ملکه بیماره

00:11:00.820 --> 00:11:02.680
به پزشک سلطنتی بگو ایشون رو معاینه و درمان کنه

00:11:02.680 --> 00:11:04.280
اطاعت میکنم

00:11:05.210 --> 00:11:07.710
امپراتور جرات گوش دادن نداره

00:11:08.900 --> 00:11:12.060
والاحضرت ... بهتون التماس
میکنم از حرف زدن دست بردارین

00:11:16.730 --> 00:11:18.420
ملکه

00:11:20.150 --> 00:11:23.000
دنیا رضایت بخش نیست

00:11:24.430 --> 00:11:29.710
امروز بیش از حد غمگین بودی ... این بار میتونم ببخشمت

00:11:29.710 --> 00:11:32.610
... اگه دوباره بدون ترس حرفی بزنی و کاری انجام بدی

00:11:34.330 --> 00:11:37.050
ازت نمیگذرم

00:11:51.970 --> 00:11:54.090
ملکه بیمار نیستن

00:11:54.090 --> 00:11:56.280
چرنده

00:11:56.280 --> 00:11:58.590
ملکه از حمله ی عصبی بدن اشون منقبض شده بود

00:11:58.590 --> 00:12:01.430
ایشون شروع به گفتن حرفای دیوانه وار
کرد ... چطور ممکنه بیمار نباشه ؟

00:12:01.430 --> 00:12:03.630
اما من نبض اشون رو گرفتم

00:12:03.630 --> 00:12:06.250
اون واقعا واضح و شفافه

00:12:06.250 --> 00:12:10.670
اگه واقعا حالشون خوب بود چطور تونست با
امپراتور مخالفت کنه و بهشون توهین کنه ؟

00:12:10.670 --> 00:12:14.200
امپراتور احساس گناه میکنه برای همین ایشون رو بخشید

00:12:15.920 --> 00:12:17.070
اما این رو حمله ی عصبی در نظر بگیرم ؟

00:12:17.070 --> 00:12:19.510
بله ... همین کار رو بکن

00:12:21.010 --> 00:12:23.600
... شاهزاده ... برای بررسی این پرونده

00:12:23.600 --> 00:12:25.530
شما روزها نخوابیدین

00:12:25.530 --> 00:12:27.740
حالا موضوع حل شده

00:12:27.740 --> 00:12:30.690
شما باید برگردین و استراحت کنین

00:12:30.690 --> 00:12:34.630
حل شده ؟ واضحه که اونا میترسیدن پوشش اشون لو بره

00:12:34.630 --> 00:12:36.950
بنابراین زود کشتنش تا ساکتش کنن

00:12:38.240 --> 00:12:40.020
اون شخص از بین رفته

00:12:40.020 --> 00:12:42.260
الان دیگه به پرونده امیدی نیست

00:12:42.260 --> 00:12:43.870
شاهزاده ... لطفا خودتون رو نگه دارین

00:12:43.870 --> 00:12:46.220
این موضوع مشکل شما نیست

00:12:48.450 --> 00:12:51.500
ژن آر ... اینجا چیکار میکنی ؟

00:12:52.130 --> 00:12:54.410
شاهزاده خی

00:12:54.410 --> 00:12:56.640
... من داشتم

00:12:56.640 --> 00:12:59.630
داشتم میرفتم دفتر امور داخلی یه چیزی بگیرم

00:12:59.630 --> 00:13:03.270
تو همیشه از نزدیک مراقب ملکه ای

00:13:03.270 --> 00:13:06.500
از کِی وظیفه ی تو شده که کارهای عادی انجام بدی ؟

00:13:07.400 --> 00:13:10.100
... شاهزاده خی ... من واقعا باید به دستور ملکه

00:13:10.100 --> 00:13:13.870
برم دفتر امور داخلی ... لطفا از سر راهم برید کنار

00:13:13.870 --> 00:13:16.370
شاهزاده ... دروازه های قصر به زودی بسته میشه

00:13:16.370 --> 00:13:18.510
بیاید همین الان بریم

00:13:19.100 --> 00:13:22.510
تو در دروازه ی قدرت الهی منتظرم
بمون ... من باید یه کاری انجام بدم

00:13:22.510 --> 00:13:25.020
شاهزاده -
شاهزاده -

00:13:25.020 --> 00:13:26.800
شاهزاده

00:13:26.800 --> 00:13:28.550
شاهزاده ... چیکار دارین میکنین ؟

00:13:28.550 --> 00:13:30.430
چه اتفاقی برای ملکه افتاده ؟

00:13:31.560 --> 00:13:35.590
بهم بگو ... میخوای وانمود کنی هیچ اتفاقی نیفتاده ؟

00:13:36.650 --> 00:13:39.480
شاهزاده ... ملکه ناپدید شدن

00:13:39.480 --> 00:13:42.090
من همه جای قصر چنگ چین و باغ سلطنتی رو نگاه کردم

00:13:42.090 --> 00:13:43.910
اما ردی ازشون پیدا نکردم

00:13:43.910 --> 00:13:45.690
جرات نکردم به دیگران بگم

00:13:45.690 --> 00:13:48.140
بنابراین فقط میتونم تنهایی بگردم

00:13:52.380 --> 00:13:53.890
بیا جدا بشیم و بگردیم

00:13:53.890 --> 00:13:57.520
باید قبل از اینکه دیگران موضوع رو بفهمن ملکه رو پیدا کنیم

00:14:49.610 --> 00:14:51.380
ملکه

00:14:52.930 --> 00:14:54.770
شما اینجایین

00:14:55.310 --> 00:14:58.770
چیکار دارین میکنین ؟ همین الان بیاید پایین

00:14:59.680 --> 00:15:02.880
شما که فکر نمیکنین ممکنه از اینجا بپرم پایین ؟

00:15:04.860 --> 00:15:06.590
ملکه

00:15:07.320 --> 00:15:09.110
همین الان بیاین پایین

00:15:12.830 --> 00:15:14.830
میخواین چیکار کنین ؟

00:15:18.870 --> 00:15:21.740
من تمام روز اینجا موندم

00:15:24.160 --> 00:15:27.240
از دور چشم انداز رو تماشا کردم

00:15:27.240 --> 00:15:30.120
... یه دفعه دلم خواست بدونم فوچا رونگ یین

00:15:30.120 --> 00:15:33.150
وقتی اینجا ایستاده بود چه حسی داشت

00:15:33.790 --> 00:15:37.650
بنابراین شخصا اومدم اینجا تا تجربه اش کنم

00:15:37.650 --> 00:15:39.520
شما واقعا دیوونه شدین

00:15:44.870 --> 00:15:47.550
... فوچا رونگ یین و من

00:15:48.920 --> 00:15:54.190
پشت سر هم وارد عمارت شاهزاده شدیم

00:15:55.420 --> 00:15:59.360
اون همسر اصلی شاهزاده بود که ملایم و مهربون بود

00:16:00.350 --> 00:16:04.560
من دومین همسر شاهزاده بودم که محتاط و هوشیارم

00:16:04.560 --> 00:16:09.350
ما از جهات زیادی شبیه هم بودیم اما
از خیلی نظرات با هم فرق داشتیم

00:16:10.040 --> 00:16:12.370
... ما شبیه بودم

00:16:13.350 --> 00:16:16.670
از این نظر که هر دومون قلب واقعی امون
رو به شوهرمون واگذار کردیم

00:16:17.260 --> 00:16:19.970
تفاوت امون در اینه که اون از اینجا پرید

00:16:19.970 --> 00:16:23.420
درحالی که من ملکه ای شدم که والامقام و بلندمرتبه ست

00:16:24.750 --> 00:16:26.910
این موضوع مال خیلی وقت پیشه

00:16:27.760 --> 00:16:30.250
چرا دوباره درباره اش صحبت میکنین ؟

00:16:30.250 --> 00:16:31.960
شما فوچا رونگ یین نیستین

00:16:31.960 --> 00:16:34.580
بله ... من فوچا رونگ یین نیستم

00:16:34.580 --> 00:16:38.130
چون حتی با اینکه اینجا ایستادم
هیچوقت به این فکر نمیکنم که بپرم

00:16:38.130 --> 00:16:40.420
میدونی چرا ؟

00:16:44.990 --> 00:16:47.460
چون راضی و خوشحال نیستم

00:16:48.720 --> 00:16:54.070
فکر میکردم اگه حرمسرا و ارباب
.... چینگ بزرگ رو مدیریت کنم

00:16:55.640 --> 00:16:59.070
هیچوقت زیر پای دیگران لگدمال نمیشم
و هرگز مجبور نیستم محتاط باشم

00:16:59.070 --> 00:17:01.500
اما اشتباه میکردم

00:17:01.500 --> 00:17:03.440
... همسر شیانِ گذشته

00:17:03.440 --> 00:17:06.530
نتونست مادر و برادرش رو حفظ کنه و نجات بده

00:17:06.530 --> 00:17:09.470
ملکه ی فعلی بازم مثل همون موقع
نتونست پدرش رو حفظ کنه و نجات بده

00:17:10.620 --> 00:17:13.750
چون قدرت من خیلی کمه

00:17:13.750 --> 00:17:16.300
خیلی کم

00:17:19.670 --> 00:17:21.160
نه

00:17:21.890 --> 00:17:24.190
اینطور نیست

00:17:24.190 --> 00:17:26.170
... به خاطر اینه که

00:17:27.010 --> 00:17:29.460
شما به امپراتور اعتماد دارین و تحسینش میکنین

00:17:29.460 --> 00:17:32.250
میخواین براش یه ملکه ی خوب باشین

00:17:33.750 --> 00:17:35.420
والاحضرت

00:17:37.080 --> 00:17:38.730
بیاین پایین

00:17:49.210 --> 00:17:50.970
ملکه

00:17:50.970 --> 00:17:54.690
قلب من نسبت به سرورم رو راسته

00:17:54.690 --> 00:17:57.960
به رو راستی ابری که از آسمون آبی میگذره

00:18:23.680 --> 00:18:25.690
زمان برگشتنه

00:18:30.060 --> 00:18:31.920
ملکه

00:18:32.920 --> 00:18:35.470
... اگه بعد از امروز نیازی بهم داشتین

00:18:36.190 --> 00:18:41.270
لطفا بهم بگین ... میخوام یه کاری براتون بکنم

00:19:09.630 --> 00:19:12.370
درود عرض میکنم امپراتور

00:19:18.010 --> 00:19:19.710
حال ملکه چطوره ؟

00:19:19.710 --> 00:19:24.180
والاحضرت دارن به غم از دست دادن خویشاوند
بعدی اشون غلبه میکنن برای همین اون حرفای
اهانت آمیز رو بهتون زدن امپراتور

00:19:24.180 --> 00:19:26.280
حالا ایشون خیلی پشیمون هستن

00:19:26.280 --> 00:19:30.110
اگه بفهمن امپراتور اومدن خیلی خوشحال میشن
اجازه بدین همین الان بهشون اعلام کنم

00:19:30.110 --> 00:19:31.710
نیازی نیست

00:19:35.940 --> 00:19:38.180
خوب از ملکه مراقبت کن

00:19:57.190 --> 00:20:01.280
ملکه ... امپراتور از دست دادن
خونسردی اتون رو دنبال نکردن

00:20:01.280 --> 00:20:03.620
چرا هنوز اینقدر سخت و جدی هستین ؟

00:20:04.540 --> 00:20:08.780
نگران نباش ... امپراتور من رو سرزنش نمیکنه

00:20:08.780 --> 00:20:10.440
چرا نه ؟

00:20:10.440 --> 00:20:13.150
چون احساس گناه میکنه

00:20:13.150 --> 00:20:14.920
والاحضرت

00:20:15.530 --> 00:20:18.130
فکر میکنی من واقعا دیوونه شدم ؟

00:20:18.130 --> 00:20:20.070
... حتی اگه همه ی دنیا دیوونه بشن

00:20:20.070 --> 00:20:23.230
من هنوزم سالم میمونم

00:20:23.230 --> 00:20:27.460
پدرم فوت کرده ... اگه میخوای یه طوری
... رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

00:20:27.460 --> 00:20:31.430
اونوقت بازم مثل یه انسان زندگی میکنم ؟

00:20:31.430 --> 00:20:34.350
... والاحضرت ... منظورتون اینه

00:20:34.350 --> 00:20:37.290
در گذشته یه نفر بود که طبق قوانین رفتار میکرد

00:20:37.290 --> 00:20:41.830
یه اتفاق بد که خیلی کم پیش میاد
میفته و قضیه واسه امپراتور مهم میشه

00:20:42.610 --> 00:20:44.820
... تا وقتی امپراتور غم و شکایتم رو به یاد داشته باشه

00:20:44.820 --> 00:20:47.220
... خشم ناامیدیم رو به یاد بیاره

00:20:47.220 --> 00:20:50.390
کل حرمسرا هم به یاد خواهد داشت

00:20:55.660 --> 00:20:59.730
ملکه ... امپراتور بوسیله سرپیشکار لی اینو ارسال کردن

00:21:00.540 --> 00:21:02.470
بذارش زمین

00:21:07.270 --> 00:21:11.880
والاحضرت -
امپراتور چونگ ژن و ملکه ژو یه بار دچار عدم تفاهم شدن -

00:21:11.880 --> 00:21:14.440
ملکه ژو دست به اعتصاب غذا و نافرمانی زد

00:21:14.440 --> 00:21:17.610
بنابراین چونگ ژن یه تشک چرمی قدیمی رو براش فرستاد

00:21:17.610 --> 00:21:20.480
اون دو تا به خوبی قبل با هم آشتی کردن

00:21:21.430 --> 00:21:24.220
حالا امپراتور این لباس قدیمی رو برام فرستاده

00:21:24.220 --> 00:21:26.020
... این بهم میگه

00:21:26.020 --> 00:21:28.870
اون هنوز بی عدالتی که در حقم شده به یاد داره

00:21:28.870 --> 00:21:32.450
اون هنوز به دلبستگی چند ساله امون اهمیت میده

00:21:32.450 --> 00:21:35.400
پس شما ازم میخواید برم دیدن شاهزاده خی ؟

00:21:35.400 --> 00:21:38.870
شاهزاده خی به ظاهر هرزه و متمرده

00:21:38.870 --> 00:21:41.500
اما در واقعیت احساساتی و درستکاره

00:21:41.500 --> 00:21:44.290
... اگه بخوام رامش کنم

00:21:44.290 --> 00:21:46.760
باید درباره اش فکر کنم

00:21:46.760 --> 00:21:51.080
والاحضرت ... شما واقعا ناراحت نیستین ؟

00:21:51.080 --> 00:21:54.460
ماجرا دیگه اتفاق افتاده ... فایده ی غم و اندوه چیه ؟

00:21:55.180 --> 00:21:59.240
... بهتره به این فکر کنم که چطور ازش استفاده کنم

00:21:59.870 --> 00:22:03.110
تا بیشترین نفع رو برام داشته باشه

00:22:04.290 --> 00:22:07.750
بسیارخب ... میتونی بری

00:22:27.100 --> 00:22:31.140
به مادر لینگ درود عرض میکنم ... امیدوارم
در آرامش باشید و عمر طولانی داشته باشین

00:22:31.140 --> 00:22:32.970
بلند شو

00:22:36.360 --> 00:22:38.730
... در یه چشم به هم زدن

00:22:38.730 --> 00:22:41.420
شاهزاده ی پنجم اینقدر بزرگ شده

00:22:41.420 --> 00:22:43.190
یونگ چی

00:22:44.020 --> 00:22:47.230
وقتی تازه به دنیا اومده بودی از سر تا پا طلایی بودی

00:22:47.230 --> 00:22:50.150
همه فکر میکردن یه هیولا هستی

00:22:50.150 --> 00:22:53.230
... اگه مادر لینگ نبود که با جون خودش ازت محافظت کرد

00:22:53.230 --> 00:22:56.060
امروز شاید حتی زنده نبودی

00:22:58.560 --> 00:23:00.530
مادر لینگ ممنونم که نجاتم دادین

00:23:00.530 --> 00:23:02.160
... وقتی بزرگ بشم

00:23:02.160 --> 00:23:04.790
حتما وظیفه ی فرزندی رو در حق اتون به جا میارم

00:23:06.540 --> 00:23:08.450
... این بچه خیلی جوونه

00:23:08.450 --> 00:23:10.780
و اینقدر جدی صحبت میکنه

00:23:10.780 --> 00:23:14.060
بلند شو ... بلند شو

00:23:16.470 --> 00:23:18.050
بیا اینجا

00:23:23.110 --> 00:23:26.430
مادر لینگ ... خیلی صدمه دیده ؟

00:23:26.430 --> 00:23:28.940
بله ... خیلی صدمه دیده

00:23:28.940 --> 00:23:31.560
اما من میتونم تحملش کنم

00:23:31.560 --> 00:23:35.610
وقتی قبلا مادرم صدمه دید چشماش از درد قرمز شده بودن

00:23:35.610 --> 00:23:37.690
اما بهم گفت صدمه ندیده

00:23:37.690 --> 00:23:40.280
مادر لینگ ... شما با مادرم فرق دارین

00:23:40.280 --> 00:23:44.650
یونگ چی ... حرفای بی معنی نزن

00:23:44.650 --> 00:23:50.120
شاهزاده ی پنجم ... اگه اون صدمه دیده بود
... اما خودش رو مجبور میکرد تحملش کنه

00:23:50.120 --> 00:23:52.930
به خاطر اینه که مادرت نگران تو بود

00:23:52.930 --> 00:23:57.400
مادرت تو رو باارزش ترین گنج دنیا میدونه

00:23:57.400 --> 00:24:00.370
در آینده باید بچه ی خیلی خوب و خلفی براش باشی

00:24:00.370 --> 00:24:04.710
بچه ی خلفی برای مادر میشم اما میتونم
بچه ی خلفی برای شما هم باشم ؟

00:24:05.600 --> 00:24:08.120
بانوی من بچه ی خودش رو خواهد داشت تا نسبت
بهش وظیفه ی فرزندی رو به عمل بیاره و خلف باشه

00:24:08.120 --> 00:24:10.660
ما نیاز نداریم شما رو به زحمت بندازیم شاهزاده ی پنجم

00:24:10.660 --> 00:24:14.730
مینگ یو ... چرا اینقدر خشن صحبت میکنی ؟

00:24:14.730 --> 00:24:18.230
دیشب مرتب سر و صداهای عجیب
میشنیدم ... فکر میکردم این عجیبه

00:24:18.230 --> 00:24:21.580
سان نو هنوز نرسیده اما جونور زرد از الان اینجاست

00:24:21.580 --> 00:24:23.220
مینگ یو

00:24:30.120 --> 00:24:33.300
این دختره مینگ یو ... سالها گذشته

00:24:33.300 --> 00:24:37.280
اما اصلا عوض نشده و هنوز همون اخلاق رو داره

00:24:49.170 --> 00:24:51.100
کی داره میخنده ؟

00:24:51.100 --> 00:24:53.390
چی شده ؟ عجب خلق و خویی

00:24:53.390 --> 00:24:57.100
اون فقط یه خائنه پس چرا از
خودش چهره ی خوب نشون میده ؟

00:24:57.100 --> 00:24:58.970
کی خائنه ؟

00:24:59.950 --> 00:25:02.710
بهم بگو ... یینگ لو دیوونه ست ؟

00:25:02.710 --> 00:25:04.990
که همسر یو رو بخشیده ؟

00:25:04.990 --> 00:25:07.200
اون نمیتونه علنی با همسر یو بجنگه

00:25:07.200 --> 00:25:11.460
یادت نره ... این همسر لینگ بود که
زندگی شاهزاده ی پنجم رو حفظ کرد

00:25:11.460 --> 00:25:15.870
نمیتونه تحمل کنه و ببینه همچین
بچه ی کوچیکی مادرش رو از دست میده

00:25:16.420 --> 00:25:20.000
یینگ لو عوض شده ... قبلا
هر کاری دلش میخواست میکرد

00:25:20.000 --> 00:25:23.770
حالا آدم دیگه ای شده ... با آرامش
خیال و یه لبخند با دشمن حرف میزنه

00:25:23.770 --> 00:25:25.690
اون بزرگ شده

00:25:25.690 --> 00:25:29.010
مینگ یو ... تو هم همینطور -
من ؟ -

00:25:29.010 --> 00:25:31.980
... قبلا اگه همچین شرایطی بود

00:25:31.980 --> 00:25:36.250
تا الان همسر یو و شاهزاده ی پنجم رو
از قصر ین شی پرت کرده بودی بیرون

00:25:36.250 --> 00:25:39.180
اما من هنوز لجباز و بی تجربه ام

00:25:39.180 --> 00:25:43.340
بهش نمیگن لجبازی و بی تجربه
 بودن ... بهش میگن متظاهر نبودن

00:25:43.340 --> 00:25:46.310
همسر لینگ برای انجام این کارها دلیل داره

00:25:46.310 --> 00:25:48.830
... حدس میزنم داره به همسر یو نزدیک میشه

00:25:48.830 --> 00:25:52.770
چون میخواد یه راهی برای افشای
کارهای همسر نجیب زاده چون پیدا کنه

00:25:52.770 --> 00:25:57.650
هر چی بیشتر به دشمنت نزدیک بشی
راحت تر میتونی پیداش کنی ، درسته ؟

00:25:59.000 --> 00:26:03.100
عجله کن و زودتر برگرد تا همسر لینگ نگران نشه

00:26:03.100 --> 00:26:06.150
من یه ماه ازت بزرگترم ... میدونستی ؟

00:26:06.150 --> 00:26:08.340
از کجا میدونی ؟

00:26:08.340 --> 00:26:10.380
... من

00:26:10.380 --> 00:26:12.690
قایمکی به برگه ی سنم نگاه کردی

00:26:12.690 --> 00:26:15.010
من بهت اهمیت نمیدم

00:26:25.250 --> 00:26:28.110
... آرومتر والاحضرت ... هرچند آتل باز شده

00:26:28.110 --> 00:26:30.830
شما باید حرکاتتون رو خیلی با دقت و احتیاط انجام بدین

00:26:30.830 --> 00:26:34.230
یه پماد براتون تجویز میکنم تا به موقع درمان بشین

00:26:34.230 --> 00:26:36.880
اینطوری میتونین کاملا خوب بشین

00:26:42.180 --> 00:26:44.770
چطوره ؟ خیلی بهتره ؟

00:26:46.510 --> 00:26:47.920
ممنونم پزشک سلطنتی یی

00:26:47.920 --> 00:26:50.140
پس من مرخص میشم

00:27:18.700 --> 00:27:20.650
هنوزم از دستم عصبانی هستی ؟

00:27:20.650 --> 00:27:22.240
نوچ

00:27:23.980 --> 00:27:27.710
... اگه نیستی پس تگ اسمم رو بیار

00:27:27.710 --> 00:27:30.060
... و شخصا برو بخش امور داخلی

00:27:30.060 --> 00:27:32.250
و یه چیزی بگیر

00:27:36.880 --> 00:27:38.910
اینجا ... به چپ

00:27:39.490 --> 00:27:41.840
بله ... به راست

00:27:50.550 --> 00:27:54.380
مینگ یو ... بچرخ

00:27:56.920 --> 00:28:00.210
این چیزی نیست که معلم یین گفت ... برگرد ... این طرف

00:28:00.210 --> 00:28:01.970
بله ... درسته

00:28:01.970 --> 00:28:03.700
آرومتر

00:28:03.700 --> 00:28:06.780
نمیخوام برقصم ... نمیتونم برقصم

00:28:06.780 --> 00:28:09.120
مینگ یو

00:28:10.100 --> 00:28:11.770
دوباره امتحان کن

00:28:12.700 --> 00:28:14.040
بله

00:28:28.630 --> 00:28:30.220
امپراتور

00:28:32.780 --> 00:28:34.290
درود عرض میکنم امپراتور

00:28:34.290 --> 00:28:35.840
بلند شو

00:28:37.090 --> 00:28:38.980
الان چیکار داری میکنی ؟

00:28:38.980 --> 00:28:42.530
این وسیله ی غربی داشت در دفتر امور داخلی خاک میخورد

00:28:42.530 --> 00:28:45.960
... پس از معلم یینِ فرانسوی درخواست کردم

00:28:45.960 --> 00:28:50.150
و اون یه رقص بهم نشون داد

00:28:50.150 --> 00:28:54.550
من اون تکنیسین فرانسوی رو در قصر
جا دادم تا روی تقویم و سلاح گرم کار کنه

00:28:54.550 --> 00:28:57.000
اون برای بازی و سرگرمی تو نیست

00:28:57.000 --> 00:29:00.670
امپراتور شما میدونین چطوری برقصین ؟ من یادتون میدم

00:29:00.670 --> 00:29:02.110
علاقه ندارم

00:29:02.110 --> 00:29:04.110
منم به اسب سواری کردن علاقه نداشتم

00:29:04.110 --> 00:29:07.240
اما به خاطر شما منم رفتم یاد بگیرم

00:29:07.240 --> 00:29:09.880
با انصاف باشین

00:29:10.420 --> 00:29:12.570
امپراتور هم باید یاد بگیره

00:29:14.230 --> 00:29:17.660
داری مسخره بازی درمیاری -
قدم ... پای چپ -

00:29:18.410 --> 00:29:22.470
بریم ... یک ... دو

00:29:22.470 --> 00:29:24.320
چپ

00:29:24.320 --> 00:29:26.330
سرتون رو بلند کنین امپراتور

00:29:30.850 --> 00:29:34.830
امپراتور .. رقصیدن خیلی جالب نیست ؟

00:29:37.340 --> 00:29:40.600
اون غربی هم دستش رو گذاشته بود رو کمرت ؟

00:29:40.600 --> 00:29:44.900
معلم یین و یه خواجه جوون این شکلی نشونم دادن

00:29:47.720 --> 00:29:50.560
بانوی تو یه چیز دیگه ست

00:29:50.560 --> 00:29:53.120
امپراتور یه روز ناراحت کننده داشت

00:29:53.120 --> 00:29:57.000
حالا به این سرعت سر ذوق اومد

00:30:01.070 --> 00:30:02.560
این درست نیست

00:30:02.560 --> 00:30:04.560
چی درست نیست ؟

00:30:04.560 --> 00:30:06.500
صبر کن

00:30:07.790 --> 00:30:11.830
... شنیدم وقتی غربی ها میرقصن

00:30:11.830 --> 00:30:15.040
مَرده که کمر زن رو نگه میداره

00:30:15.040 --> 00:30:18.420
وی یینگ لو ... دوباره من رو دست انداختی ؟

00:30:20.890 --> 00:30:23.020
بهت صدمه زدم ؟

00:30:25.690 --> 00:30:28.840
داشتم سعی میکردم شما رو سر ذوق بیارم امپراتور

00:30:28.840 --> 00:30:31.600
با آموزش دادنم به عنوان طرف زن ؟

00:30:33.520 --> 00:30:37.680
پس جامون رو عوض میکنیم ... دیگه عصبانی نباشید

00:30:43.300 --> 00:30:45.090
با پای چپ قدم بردار

00:30:47.500 --> 00:30:49.660
اینطوریه ... درسته ؟

00:30:50.830 --> 00:30:53.890
امپراتور پس شما میدونین چطوری برقصین

00:30:53.890 --> 00:30:57.870
شما میدونستین چطوری برقصین ... من رو گول زدین

00:31:06.820 --> 00:31:08.890
دوباره ناراحتین امپراتور ؟

00:31:09.560 --> 00:31:15.020
... یینگ لو ... اگه یه نفر باید کشته بشه

00:31:15.020 --> 00:31:17.090
چیکار میکنی ؟

00:31:18.160 --> 00:31:19.770
میکشمش

00:31:22.970 --> 00:31:25.830
اگه به دروغ متهم شده باشه ؟

00:31:26.400 --> 00:31:27.830
آزادش میکنم

00:31:29.320 --> 00:31:31.770
... چی میشه اگه به دروغ متهم شده باشه

00:31:33.130 --> 00:31:35.460
... اما به خاطر تصویر بزرگتر

00:31:37.250 --> 00:31:39.020
اون باید کشته بشه ؟

00:31:39.020 --> 00:31:41.470
هم میکشمش و هم آزادش میکنم

00:31:41.470 --> 00:31:44.010
این چه جور حرفیه ؟

00:31:44.010 --> 00:31:46.990
در ظاهر قاطعانه میکشمش

00:31:46.990 --> 00:31:49.530
اما در خلوت جاش رو عوضش میکنم

00:31:51.750 --> 00:31:56.710
امپراتور شما میتونین یه نفر با ظاهر
... مشابه پیدا کنین که در ملاعام اعدام بشه

00:31:56.710 --> 00:31:59.000
و مخفیانه جاشون رو عوض کنین

00:31:59.000 --> 00:32:00.860
این کار جواب میده ، درسته ؟

00:32:02.550 --> 00:32:05.690
تو فکر میکنی وزارت دادگستری بازار سبزیجاته ؟

00:32:05.690 --> 00:32:08.410
باید قبل از اینکه سر کسی رو بزنی هویتش رو ثابت کنی

00:32:10.660 --> 00:32:14.270
امپراتور واقعا دارن درباره ی لرد ناربو صحبت میکنن

00:32:14.270 --> 00:32:16.280
پس شما میخواستین اون کشته بشه

00:32:16.280 --> 00:32:20.070
چرنده ... هیچوقت همچین فکری نمیکردم

00:32:20.070 --> 00:32:27.270
امپراتور ... حتی اگه به ملکه با عوض کردن حکم
... اعدام به تبعید منت گذاشتین ، اما در طول تبعید

00:32:27.270 --> 00:32:29.790
اون میتونست در امان باشه ؟

00:32:29.790 --> 00:32:32.720
در دنیا هیچکس نیست که امپراتور نتونه ببخشه

00:32:32.720 --> 00:32:36.320
امپراتور شما واقعا نمیخواستین اون زنده بمونه

00:32:42.380 --> 00:32:45.510
... ممکنه چون حقیقت رو گفتم

00:32:46.420 --> 00:32:49.520
تصمیم بگیرین من رو بکشید که ساکتم کنین ؟

00:32:55.530 --> 00:32:56.840
امپراتور

00:32:56.840 --> 00:32:59.340
پس تو هم از مرگ میترسی ؟

00:33:04.120 --> 00:33:06.450
چیزی که گفتم درست بود ؟

00:33:09.290 --> 00:33:11.090
حق با توئه

00:33:11.700 --> 00:33:15.240
ناربو به فاجعه امدادرسانی نکرد

00:33:15.240 --> 00:33:18.930
اما اولین اشتباهش این بود که وقتی
ماجرا رو فهمید اون رو گزارش نکرد

00:33:19.480 --> 00:33:23.320
دومین اشتباهش گیج بودن و بی کفایتی بود

00:33:25.210 --> 00:33:29.830
خیلی از مناطق در ژی جیانگ شرقی با موقعیت مشابهی مواجهن

00:33:29.830 --> 00:33:34.500
اما هیچ کدوم شورش یا کشته شدن قربانی های فاجعه نداشتن

00:33:36.440 --> 00:33:40.160
... گاهی اوقت یه افسر گیج و بی کفایت

00:33:40.160 --> 00:33:44.030
ممکنه خطرش کمتر از یه افسر حریص نباشه

00:33:44.030 --> 00:33:47.580
من اون رو به تبعید محکوم کردم

00:33:47.580 --> 00:33:50.550
این همه اش به خاطر ملکه بود

00:33:52.190 --> 00:33:54.890
تا بهش یه مرگ شرافتمندانه بدم

00:33:55.740 --> 00:34:00.600
فکر نمیکردم ملکه ی مادر یه قدم از من جلوتر باشه

00:34:03.680 --> 00:34:05.280
یینگ لو

00:34:06.880 --> 00:34:12.290
فکر میکنی من یه پادشاه ظالم هستم ؟

00:34:12.290 --> 00:34:13.790
بله

00:34:14.850 --> 00:34:19.100
خوب چی میشه اگه اینطوری فکر کنم ؟
شما همیشه میخواید کامل باشین

00:34:19.100 --> 00:34:21.650
اما چطور ممکنه کسی کامل باشه ؟

00:34:21.650 --> 00:34:24.730
اگه افسر حریص رو بکشین اون افسر حریص ازتون متنفر میشه

00:34:24.730 --> 00:34:27.680
اگه یه خدمتگزار معمولی رو بکشین
اون خدمتگزار معمولی ازتون عصبانی میشه

00:34:27.680 --> 00:34:31.480
بذارید متنفر بشن و بذارید عصبانی بشن

00:34:31.480 --> 00:34:35.170
یه بذر افتاده هیچوقت پشیمون نمیشه . هیچوقت تغییر جهت ندین
( یعنی از تصمیمت پشیمون نشو و عوضش نکن )

00:34:45.480 --> 00:34:47.300
دوباره به خودت فشار آوردی مگه نه ؟

00:34:47.300 --> 00:34:49.440
دیشب اصرار داشتی برقصی

00:34:53.720 --> 00:34:55.410
... وقتی یه افسر مریضه

00:34:55.410 --> 00:34:57.630
هنوزم باید در دربار حاضر بشه

00:34:58.300 --> 00:35:02.670
وقتی یه همسر بیماره ، هنوزم باید امپراتور رو سر حال بیاره

00:35:02.670 --> 00:35:04.630
به این میگن وظیفه

00:35:05.950 --> 00:35:08.080
تو پُر از منطق های عجیب غریبی

00:35:08.080 --> 00:35:11.430
میرم پزشک سلطنتی یی رو پیدا کنم ... تکون نخور

00:35:18.020 --> 00:35:20.750
چرا یه دفعه اینقدر درد گرفت ؟

00:35:20.750 --> 00:35:23.400
بهش میگن رجزخونی بیش از حد

00:35:31.530 --> 00:35:32.780
دستت رو بده من

00:35:32.780 --> 00:35:34.450
برادر

00:35:35.750 --> 00:35:38.770
چطوری اومدی اینجا ؟ -
همسر لینگ -

00:35:38.770 --> 00:35:41.130
حالا درجه ی همسری داری

00:35:41.130 --> 00:35:44.540
اما هنوزم برادر صدام میکنی ؟ جرات ندارم قبول کنم

00:35:45.190 --> 00:35:48.330
هر چی هم که بشه ، تو هنوزم برادرم هستی

00:35:48.330 --> 00:35:50.530
بسیار خب ... همسر لینگ

00:35:50.530 --> 00:35:54.130
بشینید ... آروم

00:35:56.250 --> 00:36:00.380
حقته که تا حد مرگ درد بکشی -
برادر ... آرومتر -

00:36:03.640 --> 00:36:05.710
خیلی آرامش بخشه

00:36:06.720 --> 00:36:08.660
میدونی که عصبانیتم هنوز از بین نرفته

00:36:08.660 --> 00:36:11.450
کل شش ماه گذشته از دستت عصبانی بودم

00:36:11.450 --> 00:36:14.290
چیزایی که برام فرستادی مثل کوه رو هم تلنبار شدن

00:36:14.290 --> 00:36:15.640
اما خودت هیچوقت نیومدی

00:36:15.640 --> 00:36:17.680
میترسیدم بیشتر عصبانیت کنم

00:36:17.680 --> 00:36:19.420
... تو اون موقع بهم قول دادی

00:36:19.420 --> 00:36:22.910
که با همدیگه مشکلات رو به دوش
بکشیم و با هم از ثروت لذت ببریم

00:36:22.910 --> 00:36:25.670
من خوب بهش فکر کردم و حالا ... تو همسر لینگ هستی

00:36:25.670 --> 00:36:29.500
پس من در قصر ین شی میمونم و یه سرپرست میشم

00:36:29.500 --> 00:36:31.130
موافقی ؟

00:36:32.650 --> 00:36:34.440
خوبه

00:36:35.920 --> 00:36:39.670
همسر لینگ در قصر به این راحتی من رو برادر صدا نزن

00:36:39.670 --> 00:36:41.980
اینجا کلی آدم و دهان های پر از دوز و کلک هست

00:36:41.980 --> 00:36:44.250
من رو فقط به اسم صدا کن

00:36:44.250 --> 00:36:46.250
دیدن تو واقعا از بدبختی منه

00:36:46.250 --> 00:36:51.020
برادر دیدن تو ... خوشبختی کل زندگیمه

00:37:10.100 --> 00:37:14.010
ملکه ... ملکه ... رحم داشته باشین و نجاتم بدین

00:37:14.010 --> 00:37:17.360
من دارم میمیرم ملکه

00:37:17.360 --> 00:37:21.060
ملکه ما رو ببخشید ... این خدمتکار
متمرده و نیاز به آموزش داره

00:37:21.060 --> 00:37:23.250
هوپو ... چطور جرات میکنی خودت
رو بندازی سر راه والاحضرت ؟

00:37:23.250 --> 00:37:24.650
دلت میخواد شلاق بخوری ؟

00:37:24.650 --> 00:37:27.460
ملکه ... من قبلا در قصر چانگ چون کار میکردم

00:37:27.460 --> 00:37:29.220
... به خاطر اینکه اشتباه کردم

00:37:29.220 --> 00:37:31.970
مجازات شدم به اردوی کار فرستاده بشم
و انواع عذاب ها رو تحمل کردم

00:37:31.970 --> 00:37:36.090
ملکه ... لطفا رحم داشته باشین و من رو نجات بدین

00:37:36.090 --> 00:37:38.710
ملکه ... نجاتم بدین

00:37:38.710 --> 00:37:40.330
... اون

00:37:40.330 --> 00:37:44.150
والاحضرت ... اون هوپو هست که
قبلا در قصر چانگ چون کار میکرد

00:37:44.150 --> 00:37:46.230
هوپو ؟

00:37:46.230 --> 00:37:48.110
الان یادم اومد

00:37:48.110 --> 00:37:50.450
چطوری به این بدبختی گرفتار شدی ؟

00:37:50.450 --> 00:37:53.840
ملکه ... اون مقرر شده بود در قصر ین شی کار کنه

00:37:53.840 --> 00:37:55.650
اما به همسر لینگ اهانت کرد

00:37:55.650 --> 00:37:57.620
و برای انجام کار سخت به اردوی کار فرستاده شد

00:37:57.620 --> 00:37:59.060
اما نمیتونه هیچ کار سختی رو تحمل کنه

00:37:59.060 --> 00:38:01.910
اما نگران نباشید ملکه ... درست بهش آموزش میدم

00:38:01.910 --> 00:38:06.130
ملکه ... لطفا رحم داشته باشین و نجاتم بدین

00:38:06.130 --> 00:38:08.740
خفه شو -
اون خدمتکار قدیمی ملکه ی فقیده -

00:38:08.740 --> 00:38:10.800
پس باید خوب باهاش رفتار بشه

00:38:10.800 --> 00:38:13.070
کارهای سبک تری بهش بدین

00:38:13.070 --> 00:38:16.010
و دیگه بهش شلاق نزنین -
بله -

00:38:16.010 --> 00:38:18.740
بریم -
ملکه -

00:38:18.740 --> 00:38:22.420
ملکه ... ملکه ... والاحضرت

00:38:22.420 --> 00:38:24.760
ملکه ... ملکه -
از خواب و خیال دست بردار -

00:38:24.760 --> 00:38:27.730
والاحضرت -
حتی ملکه هم نمیتونه نجاتت بده -

00:38:27.730 --> 00:38:30.020
ملکه -
خفه شو -

00:38:30.020 --> 00:38:32.230
والاحضرت

00:38:33.180 --> 00:38:36.560
به مادر لینگ درود عرض میکنم
شنیدم شما الان میتونین بلند بشید

00:38:36.560 --> 00:38:39.110
برای همین اومدم براتون آرزوی سلامتی کنم

00:38:50.110 --> 00:38:54.300
مادر لینگ ... فکر نکنم خواهر مینگ یو ازم خوشش بیاد

00:38:55.700 --> 00:38:56.600
درسته

00:38:56.600 --> 00:39:00.900
طبق قواعد شما نباید بگید اینا همه اش سوتفاهمه ؟
( ای جان ... چه بچه ی بانمکی )

00:39:00.900 --> 00:39:02.680
چرا باید گولت بزنم ؟

00:39:02.680 --> 00:39:05.270
اما همه در قصر این کار رو میکنن

00:39:05.270 --> 00:39:07.960
مادر لینگ از این کار خوشش نمیاد

00:39:10.100 --> 00:39:14.300
بشین

00:39:20.160 --> 00:39:21.920
بخور

00:39:27.150 --> 00:39:29.440
واضحه که واقعا دلت میخواد ازش بخوری

00:39:29.440 --> 00:39:32.620
این کنار دستته ... پس چرا برنمیداری ؟

00:39:32.620 --> 00:39:36.420
مادر بهم گفته برداشتن بدون سوال کرد کار درستی نیست

00:39:42.420 --> 00:39:43.940
بخور

00:39:45.140 --> 00:39:47.570
" مادر لینگ گفت " بله

00:39:51.000 --> 00:39:52.740
خوبه ؟

00:40:01.650 --> 00:40:05.540
... یونگ چی ... از اونجایی که داری سرفه میکنی

00:40:05.540 --> 00:40:09.370
دیگه نباید چیزای شیرین بخوری ... فهمیدی ؟

00:40:21.990 --> 00:40:27.050
<i>[ قصر ین شی ]</i>

00:40:45.750 --> 00:40:47.730
چای سرده

00:40:48.290 --> 00:40:50.400
میرم عوضش کنم

00:41:00.550 --> 00:41:02.110
این

00:41:06.270 --> 00:41:09.760
بدش من

00:41:46.440 --> 00:41:47.400
به چی داری میخندی ؟

00:41:47.400 --> 00:41:49.000
دارم به اینکه یه تخم مرغ احمقی میخندم

00:41:49.000 --> 00:41:50.620
اون دو تا مهره ی شطرنج خیلی معلومت رو دزدید

00:41:50.620 --> 00:41:53.020
اما تو نمیتونی ببینیش ؟

00:41:53.020 --> 00:41:55.660
یینگ لو ... تو خیلی زیاده روی میکنی

00:41:55.660 --> 00:41:57.990
دفعه ی قبل دو تا مهره ی شطرنج امپراتور رو دزدیدی

00:41:57.990 --> 00:41:59.820
امپراتور اونقدر عصبانی بود که تا دو روز نادیده ات گرفت

00:41:59.820 --> 00:42:02.980
حالا داری تکرارش میکنی ؟ -
من عاشق دیدن قیافه ی عصبانیش هستم -

00:42:02.980 --> 00:42:05.580
عاشق وقتی ام که عصبانیه

00:42:05.580 --> 00:42:07.790
تو خیلی عجیب غریبی

00:42:11.210 --> 00:42:12.860
منم نمیدونم چرا

00:42:12.860 --> 00:42:15.890
فقط دوست دارم آدمایی که جدی هستن اذیت کنم

00:42:23.090 --> 00:42:24.150
سرپیشکار لی

00:42:24.150 --> 00:42:25.680
چی شما رو کشونده اینجا ؟

00:42:25.680 --> 00:42:28.460
همسر لینگ ... امپراتور ازتون دعوت کردن برید قصر یونگ خی

00:42:28.460 --> 00:42:30.590
قصر یونگ خی ؟

00:42:30.590 --> 00:42:32.000
چرا الان باید برن قصر یونگ خی ؟

00:42:32.000 --> 00:42:34.990
والاحضرت لطفا فورا حرکت کنین

00:42:34.990 --> 00:42:36.360
من همراهتون میام

00:42:36.360 --> 00:42:37.720
نه

00:42:38.940 --> 00:42:41.460
من والاحضرت رو همراهی میکنم

00:42:43.550 --> 00:42:47.200
مینگ یو ... تو بمون و مراقب قصر ین شی باش

00:42:47.200 --> 00:42:50.500
عصبی نباش ... اتفاقی نمیفته

00:43:01.060 --> 00:43:03.960
امپراتور ... همسر لینگ اینجا هستن

00:43:11.200 --> 00:43:13.910
درود عرض میکنم امپراتور

00:43:16.590 --> 00:43:18.290
شاهزاده ی پنجم مریضه ؟

00:43:18.290 --> 00:43:20.120
چیکار میخوای بکنی ؟

00:43:20.120 --> 00:43:23.400
همسر یو ... این کار برای چی بود ؟

00:43:24.530 --> 00:43:28.810
امپراتور ... مگه شاهزاده ی پنجم چند سالشه ؟

00:43:28.810 --> 00:43:31.210
اون واقعا با دست خودش مسمومش کرد

00:43:31.210 --> 00:43:33.480
اون خیلی شروره

00:43:33.480 --> 00:43:35.690
مسمومش کردم ؟

00:43:35.690 --> 00:43:37.530
معنی این حرف چیه ؟

00:43:37.530 --> 00:43:43.750
همسر لینگ ... شاهزاده ی پنجم امروز اومده بود قصر ین شی ؟

00:43:43.750 --> 00:43:45.660
بله

00:43:45.660 --> 00:43:47.950
همسر یو بهش گفته بود به ملاقات من بیاد

00:43:47.950 --> 00:43:50.160
و برام رِی شی و شاخ گوزن بیاره

00:43:50.160 --> 00:43:52.950
اونجا خوراکی خورد ؟

00:43:54.470 --> 00:43:57.920
یه تیکه کیک نیلوفر آبی خورد -
پس همینه -

00:43:58.580 --> 00:44:00.610
پزشک سلطنتی لیو

00:44:01.340 --> 00:44:05.310
همسر لینگ ... شاهزاده ی پنجم این اواخر سرفه میکنن

00:44:05.310 --> 00:44:07.880
من بیماری ایشون رو عمدتا با پیاز گل زنبق کنترل میکنم

00:44:07.880 --> 00:44:09.880
اما پیاز زنبق یه خاصیتی داره

00:44:09.880 --> 00:44:12.390
هر اتفاقی هم که بیفته نباید هم زمان
با چیزایی مثل تاج الملوک خورده بشه

00:44:12.390 --> 00:44:17.640
هینطور زهره ی گرگ ، کلاه شیطان ( یه نوع گیاه )
و امثال اینها ... از همه اشون باید اجتناب کرد

00:44:17.640 --> 00:44:20.260
اگه اونا با هم مصرف بشن چه اتفاقی میفته ؟

00:44:20.260 --> 00:44:22.430
... در جواب ملکه باید بگم

00:44:22.430 --> 00:44:26.990
اگه با هم مصرف بشن احتمالش زیاده که به خاطر
داشتن خواص دارویی باعث مسمومیت شخص بشن

00:44:26.990 --> 00:44:32.150
چیزایی مثل فلج شدن کل بدن ، درد غیر قابل تحمل یا مرگ

00:44:32.150 --> 00:44:34.380
من نبض شاهزاده ی پنجم رو گرفتم

00:44:34.380 --> 00:44:37.130
فهمیدم ایشون علائم مسمومیت با زهره ی گرگ رو داره

00:44:37.130 --> 00:44:39.280
... کیک نیلوفر آبی قصر ین شی

00:44:39.280 --> 00:44:41.600
حاوی زهره ی گرگ بوده ؟

00:44:41.600 --> 00:44:44.480
فقط همسر لینگ اینو میدونه

00:44:48.000 --> 00:44:58.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:58.024 --> 00:45:18.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.