﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 56</i>

00:01:52.220 --> 00:01:56.330
درد داره ، درسته ؟ عصبانی هستی ، درسته ؟

00:01:56.330 --> 00:01:59.160
بله ... باید اینطوری باشه

00:02:00.000 --> 00:02:02.980
میتونم درک کنم چه حسی داری

00:02:02.980 --> 00:02:08.000
درست مثل احساسیه که وقتی میخواستی باغ یوآن مینگ رو
ترک کنی و به عنوان یه همسر وارد قصر بشی من داشتم

00:02:09.580 --> 00:02:15.750
وی یینگ لو ... باید صاف و صادق
باشی ... تو بودی که به من خیانت کردی

00:02:15.750 --> 00:02:17.880
من نبودم که به تو خیانت کردم

00:02:17.880 --> 00:02:21.410
تو قول دادی که تا آخر عمرمون در
باغ یوآن مینگ باهام زندگی میکنی

00:02:21.410 --> 00:02:24.930
میدونی اون قول چقدر برام ارزش داشت ؟

00:02:25.720 --> 00:02:32.520
بنابراین ... این یه خیانته .... من هیچوقت نمیبخشمت

00:02:36.280 --> 00:02:39.780
کِی به ملکه ملحق شدی ؟

00:02:39.780 --> 00:02:43.570
... از روز اولی که تصمیم گرفتم وارد شهر ممنوعه بشم

00:02:43.570 --> 00:02:46.990
احترامم رو به ملکه ابراز کردم

00:02:50.350 --> 00:02:56.200
من همیشه تو رو به عنوان برادر بزرگترم
قلمداد کردم و تو از پشت بهم خنجر زدی

00:02:56.200 --> 00:02:57.790
درست مثل خودت

00:02:57.790 --> 00:03:00.560
ما از همدیگه بهتر یا بدتر نیستیم

00:03:00.560 --> 00:03:02.380
والاحضرت ملکه

00:03:03.550 --> 00:03:06.480
چه منافعی بهش دادین ؟

00:03:06.480 --> 00:03:10.620
من خیلی سرپیشکارت رو تحسین میکنم

00:03:10.620 --> 00:03:15.860
از امروز به بعد اون جایگزین وو شو لای در انجام وظایفش میشه

00:03:16.890 --> 00:03:21.010
سرپیشکار وو قبل از اینکه به موقعیت فعلیش
برسه 30 سال از ورودش به قصر میگذشت

00:03:21.010 --> 00:03:24.950
در مورد یوآن چون وانگ ... اون تجربه و صلاحیت کافی نداره

00:03:24.950 --> 00:03:30.760
اون ماموریتش رو در  اردوی کار و
باغ یوآن مینگ فوق العاده انجام داد

00:03:30.760 --> 00:03:34.820
برای اینکه دلایل بیشتری بهش اضافه کنیم
همسر لینگ این قضیه رو یادت رفته ؟

00:03:34.820 --> 00:03:39.160
وو شو لای راز اینکه داروی ضد بارداری مصرف میکنی فاش کرد

00:03:39.160 --> 00:03:41.780
هروقت امپراتور اونو میبینه همیشه این ماجرا رو به یاد میاره

00:03:41.780 --> 00:03:44.460
فکر میکنی هنوزم میشه ازش استفاده کرد ؟

00:03:45.370 --> 00:03:50.690
اون یه مهره ی سوخته ست ... طبیعیه به
نفر نیاز دارم که جایگزینش بشه و کمکم کنه

00:03:50.690 --> 00:03:54.530
یوآن چون وانگ بهترین گزینه ست

00:03:55.350 --> 00:03:58.260
چه حیف که من کلی از مغزم کار کشیدم و تمام تلاشم رو کردم

00:03:58.260 --> 00:04:00.950
اما همه اش برای از بین بردن موانع سر راه ملکه بود

00:04:00.950 --> 00:04:04.350
همسر لینگ ... تو خسته ای

00:04:04.350 --> 00:04:06.420
برگرد و استراحت کن

00:04:06.420 --> 00:04:09.640
مهم نیست والاحضرت برای دفعه ی بعد چه نقشه ای دارن

00:04:10.460 --> 00:04:13.680
من امروز انتقامم رو گرفتم

00:04:13.680 --> 00:04:17.870
هیچ حسرتی ندارم که برم دنبال اعتبار و به دست آوردنش

00:04:20.130 --> 00:04:28.130
از امروز به بعد برای شما آرزوی
آرامش ، سلامتی و خوشبختی میکنم

00:04:43.890 --> 00:04:45.600
والاحضرت

00:04:46.660 --> 00:04:52.350
معتقدم در آینده ی نزدیک دوباره یه
شاهزاده در شهر ممنوعه متولد میشه

00:04:55.890 --> 00:05:00.470
... وی یینگ لو ... تو خوشایندترین بازنده ای هستی

00:05:00.470 --> 00:05:03.190
که من در تمام عمرم دیدم

00:05:03.190 --> 00:05:08.160
شما هم صبورترین شکارچی هستی که تا الان دیدم

00:05:19.830 --> 00:05:21.890
الان سرشار از پشیمونی هستی ؟

00:05:26.760 --> 00:05:31.730
خدمتکار یوآن چون وانگ زندگیش رو به والاحضرت تقدیم میکنه

00:05:31.730 --> 00:05:35.690
اگه بهتون خیانت کردم ، زمین و
آسمون برای نابود کردنم با هم متحد بشن

00:05:42.100 --> 00:05:47.170
امپراتور ... ملکه رفتن دیدن شاهزاده ی چهارم و هنوز برنگشتن

00:06:04.170 --> 00:06:08.410
از آخرین باری که یه قطعه ی گلدوزی کار
دست ملکه به دستم رسیده خیلی وقته میگذره

00:06:08.410 --> 00:06:11.830
امپراتور ... والاحضرت هر روز گلدوزی میکنن

00:06:11.830 --> 00:06:15.680
فقط دیگه اونا رو به کسی نمیدن

00:06:42.940 --> 00:06:43.980
<i>[ سیصد شعر تانگ ]</i>

00:06:46.830 --> 00:06:48.500
<i>[ شعر " قصر در قصر " سروده ی ژو چینگ ژوان ]</i>

00:06:48.500 --> 00:06:51.160
<i>[ حالا که دروازه های قصر به نرمی به روی گلهایش بسته شده ]</i>

00:06:51.160 --> 00:06:54.410
<i>[ زنان زیبا به غرفه های یشمی خودشون برمیگردن ]</i>

00:06:54.410 --> 00:06:57.260
<i>[ لب ها سرشار از شایعات قصر ]</i>

00:06:57.260 --> 00:07:00.190
اما با وجود اون طوطی در بین اشون ]</i>
<i>[ جرات ندارن اونها رو افشا کنن

00:07:00.190 --> 00:07:03.920
امپراتور ... امپراتور

00:07:11.640 --> 00:07:13.140
امپراتور ... امپراتور

00:07:13.140 --> 00:07:15.750
از کجا میدونستی من امپراتورم ؟

00:07:16.410 --> 00:07:21.510
صاحبت بهت چی گفته ؟

00:07:21.510 --> 00:07:24.570
امپراتور ... چی شما رو اینجا کشونده ؟

00:07:25.920 --> 00:07:27.620
شاهزاده ی چهارم چطوره ؟

00:07:27.620 --> 00:07:32.660
یونگ چنگ بعد از ظهر تب داشت ... پزشک سلطنتی
معاینه اش کرد ... جدی نیست ... جای نگرانی نیست امپراتور

00:07:32.660 --> 00:07:35.440
با مراقبت شما ، نیاز نیست نگران باشم

00:07:35.440 --> 00:07:39.950
اما این چی میخواد به من بگه ؟

00:07:43.690 --> 00:07:46.050
امپراتور ... امیدوارم ثروت و خوشبختی زیادی در انتظارتون باشه

00:07:46.050 --> 00:07:49.490
مدت زیادی بهش یاد دادم ... بالاخره تونست اینو بگه

00:07:51.070 --> 00:07:52.860
چه مدته داری بهش یاد میدی ؟

00:07:52.860 --> 00:07:55.270
خیلی طولانی نبود

00:07:59.570 --> 00:08:05.190
... ملکه ... چیزی که قبلا بهم گفتی

00:08:05.190 --> 00:08:10.450
فکر میکنم منطقی و مسئولانه باشه

00:08:12.170 --> 00:08:16.920
... حالا میفهمم که آب آروم در دریاچه

00:08:16.920 --> 00:08:19.590
احساسات عمیقی رو پنهان کرده

00:08:24.430 --> 00:08:29.140
تو تنها شخص در حرمسرا هستی که بهترین رفتار رو با من میکنی

00:08:29.140 --> 00:08:33.980
امپراتور ... من زیباترین زن حرمسرا نیستم

00:08:33.980 --> 00:08:36.460
باهوشترین اشون هم نیستم

00:08:36.460 --> 00:08:40.960
اما حرمسرا رو به خوبی مدیریت
خواهم کرد تا هیچ نگرانی نداشته باشین

00:08:40.960 --> 00:08:43.820
... اگه شما نخواید درباره ی بچه ها حرف بزنین

00:08:43.820 --> 00:08:47.050
دیگه هیچوقت درباره اش حرف نمیزنم

00:08:47.050 --> 00:08:51.750
تا وقتی شما در قلب اتون بفهمین که
هر کاری کردم برای خاطر شما بوده

00:08:51.750 --> 00:08:57.630
با عشقم به شما ، من یه ملکه ی بهتر برای چینگ بزرگ میشم

00:09:08.810 --> 00:09:15.780
شوشن ، ممنونم ... ممنونم

00:09:34.460 --> 00:09:38.810
این مینگ یو از قصر ین شی نیست ؟

00:09:38.810 --> 00:09:43.160
درود عرض میکنم صیغه شو ، بانوی نجیب زاده چینگ

00:09:43.160 --> 00:09:45.610
تو دستت چی داری ؟

00:09:45.610 --> 00:09:48.130
پرده هایی که تازه از دفتر امور داخلی گرفتم

00:09:49.290 --> 00:09:51.950
همه از پارچه ی ابریشمی زربافت استفاده میکنن

00:09:51.950 --> 00:09:58.070
چی شده ؟ برعکس همه ، بانوی قصر
ین شی از پارچه ی ساده استفاده میکنه ؟

00:09:58.070 --> 00:10:02.150
پارچه ی زربفت کافی نیست ... ما اول از این استفاده میکنیم

00:10:02.150 --> 00:10:04.300
بانوی من هنوز منتظرن برگردم

00:10:04.300 --> 00:10:07.130
فعلا از حضورتون مرخص میشم

00:10:10.360 --> 00:10:11.980
چیکار داری میکنی ؟

00:10:11.980 --> 00:10:14.990
خواهر نالان ... چیکار داری میکنی ؟

00:10:14.990 --> 00:10:16.930
همین الان ولش کن

00:10:16.930 --> 00:10:19.180
تو دخالت نکن

00:10:27.830 --> 00:10:30.690
... برگرد و به بانوت بگو

00:10:30.690 --> 00:10:33.930
... هر رنجی که در گذشته کشیدم

00:10:33.930 --> 00:10:40.140
از امروز به بعد همه اش رو برمیگردونم

00:10:40.140 --> 00:10:45.800
بهش بگو خوب گردنش رو بشوره و منتظر باشه

00:10:45.800 --> 00:10:47.430
مینگ یو

00:10:55.990 --> 00:10:57.570
صیغه شو

00:10:57.570 --> 00:11:03.760
نگهبان سلطنتی سولون ... تو الان خیلی برای امپراتور
با ارزشی ... یه آینده ی نویدبخش در انتظارته

00:11:03.760 --> 00:11:07.450
با همچین آدمای بداقبالی قاطی نشو

00:11:07.450 --> 00:11:11.500
نمیبینی الان همه در شش قصر از قصر ین شی دوری میکنن ؟

00:11:11.500 --> 00:11:13.850
والاحضرت خودتون رو با همچین نگرانی هایی به زحمت نندازین

00:11:15.030 --> 00:11:19.320
خواهر نالان ... اون یه نگهبان سلطنتی و دستیار مورد اعتماد امپراتوره

00:11:19.320 --> 00:11:22.620
لازمه از دستش عصبانی بشی ؟ ارزشش رو داره ؟

00:11:23.410 --> 00:11:25.590
تو درست میگی خواهر

00:11:26.360 --> 00:11:31.510
سرم شلوغه ... وقت ندارم از دست آدمای بیکار عصبانی بشم

00:11:33.920 --> 00:11:37.120
دوشیزه یینگ لو ... خواهر نالان مورد توجه امپراتوره

00:11:37.120 --> 00:11:38.940
اون هنوزم کینه های گذشته رو یادشه

00:11:38.940 --> 00:11:43.010
تو و همسر لینگ باید بیشتر مراقب باشین ... کمتر بیاید بیرون

00:11:45.780 --> 00:11:48.480
مینگ یو ... دستت خوبه ؟

00:11:48.480 --> 00:11:50.300
بذار یه نگاهی بندازم

00:11:50.300 --> 00:11:51.940
خوبم

00:12:00.840 --> 00:12:03.290
حالت بهتر شد ؟

00:12:03.290 --> 00:12:05.160
خیلی بهترم

00:12:06.250 --> 00:12:10.380
... صورتت -
زخم صورتم جدیه ؟ -

00:12:11.590 --> 00:12:14.670
نباید بذارم یینگ لو این رو ببینه ... همین الان بهم بگو

00:12:14.670 --> 00:12:18.830
زخم صورتم جدیه ؟ میتونم قایمش کنم ؟

00:12:20.650 --> 00:12:25.410
... مینگ یو ... این چند روز

00:12:26.070 --> 00:12:30.960
قصر ین شی خیلی ناراحته ؟  حقیقت رو بهم بگو

00:12:34.260 --> 00:12:36.090
صادقانه بگم چیز زیادی برای ناراحت بودن نیست

00:12:36.090 --> 00:12:39.470
حالا که دروازه ها بسته ست
یینگ لو داره بهم گلدوزی یاد میده

00:12:39.470 --> 00:12:44.020
اون داره به من و ژن ژو خوندن و نوشتن
یاد میده ... در مقابل ما اوقات فراغت داریم

00:12:51.790 --> 00:12:53.890
... اون افراد دفتر امور داخلی

00:12:53.890 --> 00:12:56.680
با مردم متفاوت رفتار میکنن
من تازگیا نفوذم رو از دست دادم

00:12:56.680 --> 00:12:59.050
و اونا جرات دارن من رو حقیر بشمارن

00:12:59.580 --> 00:13:04.050
بی عدالتی شروع شده ... غم ها به موقعش از بین میرن

00:13:04.050 --> 00:13:08.660
همسر لینگ اشتیاقی نداره به مورد
توجه بودن برگرده پس مشکلی نیست

00:13:09.720 --> 00:13:12.730
کافیه ... بهتره زودتر برگردم

00:13:24.940 --> 00:13:28.130
این باید یک نواخت باشه

00:13:28.130 --> 00:13:32.790
ژیائو ژوان زی ... تو باید قلم مو رو از وسط نگه داری

00:13:32.790 --> 00:13:36.940
ژن ژو ... تو اشتباه نگهش داشتی

00:13:36.940 --> 00:13:39.410
از ژیائو ژوان زی یاد بگیر

00:13:39.410 --> 00:13:41.520
وقت غذاست

00:13:58.180 --> 00:14:01.110
... مینگ یو ... صورتت

00:14:01.110 --> 00:14:05.750
امروز در آشپزخونه هیچ آشپزی نیست
اینا رو از چایخونه ی سلطنتی گرفتم

00:14:05.750 --> 00:14:10.010
بیاید الان غذا بخوریم -
شما دو تا فعلا برید -

00:14:12.520 --> 00:14:16.760
چایخونه ی سلطنتی اینا رو طبق کیفیت
تحت نظارت قانون و مقررات آماده کرده

00:14:16.760 --> 00:14:19.420
... با توجه به چیزایی که دوست نداری بخوری

00:14:19.420 --> 00:14:22.230
همینطوری یه چند تایی انتخاب کردم

00:14:22.230 --> 00:14:26.610
ریشه های نیلوفر آبی در این فصل خیلی تازه ان
در ضمن سبزیجات موندگاری بیشتری دارن

00:14:27.350 --> 00:14:31.640
این کیک ارزن خیلی خوشمزه ست ... بعدا امتحانش کن

00:14:37.840 --> 00:14:39.680
بشین و همراهم غذا بخور

00:14:39.680 --> 00:14:42.450
... هرچند امروز فقط ما دو تا هستیم

00:14:42.450 --> 00:14:44.450
هنوزم نمیتونم قوانین رو بشکنم

00:14:44.450 --> 00:14:47.510
من میرم بیرون با اونا غذا بخورم

00:15:03.820 --> 00:15:07.410
<i>اون احتمالا الان ندیدش</i>

00:15:12.110 --> 00:15:14.930
والاحضرت ... من قبلا بررسی کردم

00:15:14.930 --> 00:15:19.900
امروز وقتی مینگ یو رفته بود بیرون
بوسیله ی همسر شو زمان سختی رو گذروند

00:15:19.900 --> 00:15:23.400
اون به دستش صدمه زد و شرورانه رو صورتش خراش انداخت

00:15:23.400 --> 00:15:25.780
... اگه جناب سولون اونجا نبود

00:15:25.780 --> 00:15:27.970
میترسم اوضاع از اینم بدتر میشد

00:15:27.970 --> 00:15:31.620
... والاحضرت ... در این دو ماه گذشته

00:15:31.620 --> 00:15:34.580
... به جز ملکه از قصر چنگ چین

00:15:35.120 --> 00:15:38.030
صیغه شو مورد علاقه ترین شخصه

00:15:38.030 --> 00:15:40.910
بیاید در آینده ازش دوری کنیم

00:15:40.910 --> 00:15:42.580
فهمیدم

00:15:48.590 --> 00:15:50.800
... لرد فوخنگ و ژنرال ژائو هویی

00:15:50.800 --> 00:15:53.250
دو تا از اردوگاه های نظامی دشمن رو سوزوندن

00:15:53.250 --> 00:15:56.300
هو لانبو افرادش رو فرستاد تا برای صلح مذاکره کنه

00:15:56.300 --> 00:15:58.230
نظر اونا چیه ؟

00:15:58.230 --> 00:16:01.010
لرد فوخنگ توصیه کرده فقط در
... صورتی که هو لانبو اول تسلیم بشه

00:16:01.010 --> 00:16:02.820
و شهر چائو جین رو ترک کنه باید قبول کرد

00:16:02.820 --> 00:16:05.030
وگرنه نباید بهش فکر کرد

00:16:06.290 --> 00:16:10.390
این فقط یه تاکتیک برای زمان
خریدنه ... میدان جنگ هنوز پر تنشه

00:16:10.390 --> 00:16:13.390
تصمیمات ژائو هویی و فوخنگ رو دنبال کنین

00:16:13.390 --> 00:16:14.990
بله

00:16:16.930 --> 00:16:18.620
امپراتور

00:16:20.270 --> 00:16:22.030
چیز دیگه ای هست ؟

00:16:22.930 --> 00:16:27.230
امپراتور ... من امروز شاهد بودم افراد
قصر ین شی مورد بی احترامی قرار گرفتن

00:16:27.230 --> 00:16:30.240
میترسم که ... امپراتور لطفا عصبانی نشید

00:16:30.240 --> 00:16:34.060
هایلان چا .. میخوای سرت هنوز سرجاش باشه ؟

00:16:34.060 --> 00:16:36.870
من مرتکب جرم شدم ... امپراتور لطفا من رو ببخشید

00:16:39.170 --> 00:16:43.590
هایلان چا در مورد حرمسرا تبعیض قائل شدی
با یه سال قطع حقوق مجازاتت میکنم

00:16:43.590 --> 00:16:46.960
از پست نگهبانی سلطنتیت معلق میشی
این به رفتار آینده ات بستگی داره

00:16:47.640 --> 00:16:52.930
اگه دوباره از قصر ین شی حرف بزنی به شدت مجازات میشی

00:16:58.320 --> 00:17:01.520
نگهبان سلطنتی سولون ... شما هم این رو دیدین

00:17:01.520 --> 00:17:04.720
امپراتور الان دیگه اجازه نمیده کسی
درباره ی قصر ین شی حرف بزنه

00:17:04.720 --> 00:17:09.180
از امروز به بعد از صحبت کردن درباره اش
دست بردار یا دچار مشکل میشی

00:17:30.230 --> 00:17:36.790
من قبل از اینکه سرپیشکار دفتر امور داخلی
بشم برای سی سال برده ی اربابم بودم

00:17:37.860 --> 00:17:42.920
در روزهای عادی به اندازه ی کافی از
اخلاق اون پیرمرد ، لی یو رنج کشیدم

00:17:46.210 --> 00:17:48.670
حالا عالی شد

00:17:49.570 --> 00:17:53.240
... حالا یه تازه کار که حتی کاملا آموزش ندیده

00:17:53.240 --> 00:17:57.640
از سر من بالا رفت و با یه رفتار ظالمانه از قدرتش سواستفاده کرد

00:17:58.400 --> 00:18:02.000
خیلی ناراحتم

00:18:02.000 --> 00:18:06.640
استاد ... از نوشیدن دست بردارین ... پشیمون
میشین ... مراقب باشین که مست نشید

00:18:07.210 --> 00:18:11.420
خیلی ناراحتم

00:18:11.420 --> 00:18:13.220
استاد

00:18:13.220 --> 00:18:17.020
حالا فقط سرم رو روی دو تا شونه هام نگه میدارم

00:18:17.020 --> 00:18:20.720
خیالم راحت شد که از وظایف رسمی
خلاص شدم ... کی از اون عوضی میترسه ؟

00:18:20.720 --> 00:18:24.340
استاد .. صداتون رو بیارید پایین

00:18:26.430 --> 00:18:29.440
استاد ... مگه هنوز ملکه ی مادر رو ندارین ؟

00:18:29.440 --> 00:18:31.810
میتونین برای کمک خواستن برید قصر شو کانگ

00:18:31.810 --> 00:18:33.750
ملکه ی مادر ؟

00:18:37.000 --> 00:18:38.940
درسته

00:18:39.640 --> 00:18:43.250
هنوز ملکه ی مادر برای تصمیم گیری هست

00:18:45.340 --> 00:18:49.300
بذار بهت بگم ... من هنوز یه حقه تو آستینم دارم

00:18:49.300 --> 00:18:52.610
ملکه ی مادر حتما بهم کمک میکنه

00:18:59.760 --> 00:19:04.940
یوآن چون وانگ ... فقط صبر کن و ببین

00:19:04.940 --> 00:19:08.740
دیر یا زود پوستت رو میکنم

00:19:10.010 --> 00:19:13.440
و ازش یه پد زانو برای خودم درست میکنم

00:19:19.900 --> 00:19:23.470
وقتی زمانش برسه یکی هم به تو جایزه میدم

00:19:35.260 --> 00:19:39.760
کار کیه ؟ کی من رو بسته ؟

00:19:39.760 --> 00:19:43.220
همین الان آزادم کن ... آزادم کن

00:19:45.100 --> 00:19:50.140
منم ... سرپیشکار وو

00:19:51.580 --> 00:19:56.260
چون وانگ ... ولم کن ... باشه ؟

00:19:56.260 --> 00:19:58.820
چون وانگ ... چون وانگ

00:20:00.030 --> 00:20:04.090
در عوض جونم آتوی طلایی که دارم بهت میدم

00:20:05.140 --> 00:20:09.810
علاقه ای به حقه ای که تو آستینته ندارم

00:20:09.810 --> 00:20:14.700
این کار رو نکن ... من یه نامه مکتوب از بانو ون شو دارم

00:20:15.540 --> 00:20:17.570
بانو ون شو ؟

00:20:17.570 --> 00:20:20.040
بانو ون شو دایه ی امپراتور بود

00:20:21.840 --> 00:20:24.540
داری بهم دروغ میگی -
جرات ندارم -

00:20:24.540 --> 00:20:26.360
این راسته ... بهت دروغ نمیگم

00:20:26.360 --> 00:20:29.090
چون وانگ ... من بزرگترین راز پادشاهی رو بهت میگم

00:20:29.090 --> 00:20:31.680
بذار برم ... باشه ؟ بذار برم

00:20:31.680 --> 00:20:34.650
بذار برم ... بهت التماس میکنم

00:20:36.830 --> 00:20:40.700
ملکه ی مادر ... من شخصا اینو برای شما کپی کردم

00:20:40.700 --> 00:20:43.970
... این " گوان یین بودیستاوا " ست

00:20:45.340 --> 00:20:47.570
... برای آرزوی سلامتی و ثروت

00:20:47.570 --> 00:20:48.960
برای ملکه ی مادر

00:20:48.960 --> 00:20:51.860
این کار باید برات سخت بوده باشه صیغه شو

00:20:51.860 --> 00:20:53.730
تو خیلی با ملاحظه ای

00:20:53.730 --> 00:20:57.640
درضمن شنیدم ملکه ی مادر
کتاب مذهبی آواتامساکا " رو ندارن "

00:20:57.640 --> 00:20:59.220
... اگه ملکه ی مادر این رو دوست ندارن

00:20:59.220 --> 00:21:02.180
حاضرم اون رو براتون کپی کنم

00:21:02.180 --> 00:21:04.060
ضروری نیست

00:21:04.060 --> 00:21:07.910
همسر لینگ الان داره " آواتامساکا " رو کپی میکنه

00:21:07.910 --> 00:21:09.200
همسر لینگ ؟

00:21:09.200 --> 00:21:11.290
یینگ لو

00:21:17.060 --> 00:21:21.230
ملکه ی مادر ... امروز " آواتامساکا " رو کپی کردم

00:21:21.230 --> 00:21:23.670
من درک درستی ندارم ... خوش نویسیم ناجور و احمقانه ست

00:21:23.670 --> 00:21:28.640
به نظر میاد باید بیشتر راهنمای
خوشنویسی استاد چنگ گوان رو مطالعه کنم

00:21:30.950 --> 00:21:33.040
این کتاب مذهبی با خون نوشته شده

00:21:33.680 --> 00:21:36.870
تو از خون تازه برای کپی کردن کتاب مذهبی استفاده کردی ؟

00:21:36.870 --> 00:21:40.890
... رساله ی عالی در مورد کمال حکمت به ما درس میده

00:21:40.890 --> 00:21:45.060
اگه عاشق تعالیم بودایی هستی باید از پوستت به عنوان
... کاغذ و از استخونت به عنوان قلم مو استفاده کنی

00:21:45.060 --> 00:21:48.010
... و از خون به عنوان جوهر ... اینطوری

00:21:48.010 --> 00:21:49.930
خلوص نیتم رو نشون دادم

00:21:49.930 --> 00:21:52.570
در گذشته یه کتاب مذهبی دیدم که با خون نوشته شده بود

00:21:52.570 --> 00:21:55.110
حیف که خون سیاه شد

00:21:55.110 --> 00:21:59.470
اما مال تو به روشنی طلاست ... چطوری این کار رو کردی ؟

00:21:59.470 --> 00:22:05.240
فقط خون دستنویس یه راهب بزرگ و برجسته میتونه خالص باشه

00:22:05.240 --> 00:22:10.230
همسر لینگ حدس زد این به سال ها گیاهخوار بودن مربوط باشه

00:22:10.230 --> 00:22:13.700
بنابراین برای چند روز روزه گرفت

00:22:13.700 --> 00:22:18.190
این بچه خیلی بی ریاست

00:22:18.190 --> 00:22:20.410
اما هشت جلد " آواتامساکا " وجود داره

00:22:20.410 --> 00:22:22.830
و شما از خون برای کپی کردن اشون استفاده کردین ؟

00:22:22.830 --> 00:22:25.100
... هشت جلد

00:22:25.100 --> 00:22:28.630
ممکنه ده سال طول بکشه

00:22:28.630 --> 00:22:30.790
... اما اعتقاد داشتن به اخلاص بودا

00:22:30.790 --> 00:22:34.070
میتونه برای تحملش کافی باشه
... اگه به این موضوع فکر کنیم

00:22:34.070 --> 00:22:36.210
اونقدرهام طولانی نیست

00:22:36.800 --> 00:22:41.120
... اما این کاغذ خیلی معمولیه

00:22:41.120 --> 00:22:44.110
و تو روی اون برای ملکه ی مادر کپی انجام دادی ؟

00:22:44.110 --> 00:22:47.970
این کار بیش از حد نیمه صادقانه انجام نشده ؟

00:22:47.970 --> 00:22:52.730
صیغه شو شما از کاغذ آبی چینی استفاده کردین

00:22:52.730 --> 00:22:55.850
اون آبی تیره و با طراوته

00:22:55.850 --> 00:22:59.200
طبیعتا یه کاغذ معمولی باهاش قابل قیاس نیست

00:22:59.200 --> 00:23:02.430
مخصوصا وقتی یه تیکه از این کاغذ چند نقره ارزش داره

00:23:02.430 --> 00:23:06.480
اما یه خانواده ی معمولی میتونن با اون پول هشت کیلو برنج بخرن

00:23:06.480 --> 00:23:08.770
یا شاید 5 تا ماهی تازه

00:23:08.770 --> 00:23:11.380
... صیغه شو

00:23:11.380 --> 00:23:16.330
کپی کردن کتاب مذهبی یه کار برای پرورش درونه

00:23:16.330 --> 00:23:20.480
این نوع زیاده روی های افراطی اصلا زیبا نیست

00:23:20.480 --> 00:23:24.760
از امروز به بعد بهش دست نزن

00:23:26.390 --> 00:23:28.290
بله

00:23:29.360 --> 00:23:32.210
تو خیلی وارسته ای

00:23:32.210 --> 00:23:37.060
فردا باهام بیا معبد خوایان

00:23:40.130 --> 00:23:42.000
از لطف اتون خیلی ممنونم ملکه ی مادر

00:23:44.150 --> 00:23:46.260
خواهر نالان

00:23:47.150 --> 00:23:48.640
حالا میخوای چیکار کنی ؟

00:23:48.640 --> 00:23:50.390
اون وی یینگ لو

00:23:50.390 --> 00:23:52.270
اون دیگه نمیتونه رو امپراتور حساب کنه

00:23:52.270 --> 00:23:54.520
بنابراین حالا چرخیده و داره مجیز ملکه ی مادر رو میگه

00:23:54.520 --> 00:23:56.350
مگه همین الان نشنیدی ؟

00:23:56.350 --> 00:23:59.920
ملکه ی مادر میخواد اون روزانه
برای دعا به درگاه بودا همراهیش کنه

00:23:59.920 --> 00:24:01.330
خودم رو خسته کردم

00:24:01.330 --> 00:24:05.110
کاغذ آبی چینی آماده کردم و این اشتباهه ؟

00:24:05.110 --> 00:24:08.460
خواهر نالان ... ملکه ی مادر یه بودایی مذهبیه

00:24:08.460 --> 00:24:11.260
بقیه ی همسرای قصر هم تلاش میکنن توجهش رو جلب کنن

00:24:11.260 --> 00:24:13.650
اما تا جالا دیدی هیچ کدوم جرات کنه
کتاب مذهبی رو با خون رونویسی کنه ؟

00:24:13.650 --> 00:24:16.670
فقط یکی دو تا نیست بلکه 80 تا طوماره

00:24:16.670 --> 00:24:18.600
این به یه دهه رونویسی نیاز داره

00:24:18.600 --> 00:24:22.970
همچین ثبات قدمی ... حتی راهبای
عادی هم نمیتونن باهاش رقابت کنن

00:24:22.970 --> 00:24:26.850
اون این موضوع رو به ملکه ی مادر نشون داد
بنابراین ایشون هیچوقت نمیتونه نادیده اش بگیره

00:24:26.850 --> 00:24:29.720
اون نمیترسه از خونریزی بمیره ؟

00:24:29.720 --> 00:24:32.140
مُردن از خونریزی ؟

00:24:39.670 --> 00:24:41.690
همسر لینگ

00:24:43.690 --> 00:24:45.600
صیغه شو

00:24:46.750 --> 00:24:49.630
... به نظر میاد الان شنیدم

00:24:49.630 --> 00:24:52.510
همین الان نفرینم کردی

00:24:55.310 --> 00:25:00.520
همسر لینگ ... این رونویسی کتاب مذهبی موقتی نیست

00:25:00.520 --> 00:25:02.100
ماه ها و سال ها وقت میبره

00:25:02.100 --> 00:25:06.250
فقط نگران بودم به بدن خودت صدمه بزنی

00:25:18.450 --> 00:25:22.940
همه میگن وقتی ببر سقوط میکنه ، سگ سودش رو میبره

00:25:24.690 --> 00:25:27.340
... با این حال فکر میکنم

00:25:27.340 --> 00:25:30.160
... اگه یه ببر وحشی واقعی باشه

00:25:30.160 --> 00:25:34.140
یه سگ موذی نمیتونه اذیتش کنه

00:25:34.140 --> 00:25:39.850
صیغه شو ... شهر ممنوعه قوانین شهر ممنوعه رو داره

00:25:39.850 --> 00:25:42.490
... مهم نیست چقدر تو تنگنا قرار بگیرم

00:25:42.490 --> 00:25:46.480
مقام من هنوزم بالاتر از مقام توئه

00:25:47.930 --> 00:25:50.530
... دفعه ی بعد که جرات کنی دوباره زور بگی

00:25:51.420 --> 00:25:54.660
فقط به یه سیلی ساده ختم نمیشه

00:26:08.530 --> 00:26:11.090
زود باشین کمک کنین بلند بشم

00:26:11.090 --> 00:26:13.060
خواهر نالان

00:26:13.870 --> 00:26:15.590
حالت خوبه ؟

00:26:17.050 --> 00:26:18.340
برید گم شید

00:26:18.340 --> 00:26:20.720
همه اتون برید گم شید

00:26:24.710 --> 00:26:27.690
مغرور و مستبده

00:26:27.690 --> 00:26:30.110
غیر قابل بخششه

00:26:30.110 --> 00:26:31.520
... حتی اگه محبت سلطنتی رو از دست داده باشه

00:26:31.520 --> 00:26:35.220
هنوزم در رتبه ی چهارمه و خوشحالی ملکه ی مادر رو به دست آورده

00:26:35.220 --> 00:26:38.570
خواهر نالان ... الان دردسر درست نکن

00:26:41.430 --> 00:26:43.890
... من نمیتونم کنترلش کنم

00:26:44.530 --> 00:26:46.770
اما یه نفر میتونه

00:26:46.770 --> 00:26:50.950
ملکه ی مادر ، چرا میخواید از همسر لینگ حمایت کنین ؟

00:26:50.950 --> 00:26:55.000
وو شو لای شخصا بوسیله ی خودم رشد کرد

00:26:55.000 --> 00:26:58.810
ملکه عجله داشت عوضش کنه

00:26:58.810 --> 00:27:02.260
این نشونه ی حرص و طمعشه

00:27:02.260 --> 00:27:06.640
... در حال حاضر اگه همسر لینگ در شهر ممنوعه نباشه

00:27:06.640 --> 00:27:12.770
اونوقت دنیا واقعا فقط به ملکه تعلق میگیره

00:27:15.290 --> 00:27:18.450
... والاحضرت ... مقام من

00:27:18.450 --> 00:27:20.350
به بالایی مقام اون نیست

00:27:20.350 --> 00:27:23.810
اما نباید اینطوری مثل آشغال باهام برخورد کنه

00:27:24.490 --> 00:27:26.880
... والاحضرت ... این بار

00:27:26.880 --> 00:27:29.770
باید به نفع من یه حرفی بزنین

00:27:29.770 --> 00:27:33.990
همسر لینگ از قصرش بیرون نمیاد پس چطور تونسته اذیتت کنه ؟

00:27:33.990 --> 00:27:38.310
باید به خاطر این باشه که تو براش گردن کلفتی
کردی و برای خودت تحقیر به ارمغان آوردی

00:27:42.310 --> 00:27:47.880
والاحضرت ... شما ... چطور میتونین
هنوزم به نفع اون حرف بزنین ؟

00:27:47.880 --> 00:27:52.600
همسر لینگ قدرتش رو از دست داده اما
میدونه چطوری ملکه ی مادر رو خوشحال کنه

00:27:52.600 --> 00:27:54.960
... اگه وقت داری براش دردسر درست کنی

00:27:54.960 --> 00:27:59.630
باید برگردی و به خودت یاد بدی که کمتر دردسر درست کنی

00:27:59.630 --> 00:28:02.100
.. اگه امپراتور درباره ی امروز بفهمه

00:28:02.100 --> 00:28:04.990
به سختی میتونی از این قضیه که فکر کنه تو
هستی که دیگران رو عذاب میده اجتناب کنی

00:28:04.990 --> 00:28:08.880
... اون موقع ، توجهی که الان ازش برخورداری

00:28:16.480 --> 00:28:19.110
والاحضرت درس درستی بهم دادن

00:28:19.110 --> 00:28:22.230
وقارم رو فراموش کردم ... میرم و
دروازه هام رو میبندم تا به کارهام فکر کنم

00:28:22.230 --> 00:28:24.550
دیگه جرات نمیکنم دردسر درست کنم

00:28:24.550 --> 00:28:27.930
والاحضرت لطفا من رو ببخشید

00:28:27.930 --> 00:28:29.810
میتونی بری

00:28:46.550 --> 00:28:50.550
... بانوی من ... رفتار امروز همسر لینگ

00:28:50.550 --> 00:28:53.030
فقط سواستفاده اش از روابط برای ترسوندنه

00:28:53.030 --> 00:28:56.220
اون اعتبار ملکه ی مادر رو برای حمله به صیغه شو قرض گرفت

00:28:56.220 --> 00:28:58.870
این کار برای ترسوندن حرمسراست

00:28:58.870 --> 00:29:00.770
... داره به همه اطلاع میده

00:29:00.770 --> 00:29:06.940
که از امروز به بعد مهم نیست بانوی قصر ین شی علاقه ی
سلطنتی رو از دست داده ... نمیتونن بهش زور بگن

00:29:06.940 --> 00:29:11.270
چون ملکه ی مادر پشتش وایستاده

00:29:11.270 --> 00:29:17.810
به نظر میاد ملکه ی مادر برای
مخالفت با من شمشیر رو از رو بسته

00:29:19.200 --> 00:29:24.660
یوان چون وانگ ... تحقیقات در مورد موضوعی
که وو شو لای مطرح کرده در چه حاله ؟

00:29:36.760 --> 00:29:38.560
عالیه

00:29:39.690 --> 00:29:43.500
با جدا شدن پوست از استخون ، خز قراره به کجا بچسبه ؟

00:29:43.500 --> 00:29:45.960
خیلی باهوشی

00:29:45.960 --> 00:29:49.450
... والاحضرت ... من باید

00:29:49.450 --> 00:29:53.600
نه ... این نامه نمیتونه بوسیله ی تو تحویل داده بشه

00:29:54.230 --> 00:29:57.010
یه نفر بهتر رو سراغ دارم

00:30:01.790 --> 00:30:05.400
یینگ لو

00:30:05.400 --> 00:30:07.590
نذار اشکت داخل خون بیفته

00:30:07.590 --> 00:30:10.880
خون رو آلوده میکنه و باید دوباره خونریزی کنم

00:30:12.710 --> 00:30:15.400
دیگران میگن داری برای خودت قدرت بنا میکنی

00:30:15.400 --> 00:30:19.270
اما من میدونم داری برای خالی کردن عصبانیت من تلاش میکنی

00:30:19.270 --> 00:30:22.280
از امروز به بعد اگه بهت ظلم شد تحملش نکن

00:30:22.280 --> 00:30:25.860
یادت بمونه -
به جاش انگشت من رو زخم کن -

00:30:25.860 --> 00:30:28.970
من جات رو میگیرم ... باشه ؟

00:30:30.840 --> 00:30:32.890
این ابراز ارادت به بودا نیست

00:30:32.890 --> 00:30:36.770
پس میرم دفتر پزشکی تا یه مقدار سولفور
بگیرم ... اینطوری خون به سرعت لخته نمیشه

00:30:36.770 --> 00:30:38.740
پزشک سلطنتی خلع شده

00:30:38.740 --> 00:30:42.360
من قبلا گرفتارش کردم ... بیا بیشتر پاپیچش نشیم

00:30:43.250 --> 00:30:46.420
پس تو بنویس ... من اینجا هستم

00:30:46.420 --> 00:30:48.910
نمیذارم خون لخته بشه

00:30:58.770 --> 00:31:00.690
والاحضرت ملکه

00:31:00.690 --> 00:31:04.120
ملکه ی مادر دارن به درگاه بودا دعا
میکنن ... ملاقات مخل آسایش اشون میشه

00:31:04.120 --> 00:31:06.920
لطفا فعلا برید

00:31:06.920 --> 00:31:09.730
همسر لینگ میتونه وارد بشه اما ملکه نمیتونه ؟

00:31:09.730 --> 00:31:12.680
ژن آر ... لطفا بی ادب نباش

00:31:12.680 --> 00:31:14.790
همسر لینگ داره ملکه ی مادر رو در
دعا کردن به درگاه بودا همراهی میکنه

00:31:14.790 --> 00:31:18.360
اگه دیگران بتونن قلب اشون رو
... با آموزه های بودا خو بدن

00:31:18.360 --> 00:31:20.890
تا بتونن در مورد کتاب مذهبی و
... شایستگی با ملکه ی مادر گفتگو کنن

00:31:20.890 --> 00:31:23.450
طبیعتا اونا هم میتونن داخل بشن

00:31:23.450 --> 00:31:25.120
من رو ببخشید

00:31:29.220 --> 00:31:32.220
ملکه ... این خیلی زیاده رویه

00:31:42.250 --> 00:31:45.580
ملکه ... برای دیدن ملکه ی مادر اومدین اینجا ؟

00:31:45.580 --> 00:31:48.900
همسر لینگ داره همراه ملکه ی مادر به درگاه بودا
دعا میکنه بنابراین ایشون برای ملاقات وقت ندارن

00:31:48.900 --> 00:31:52.410
میترسم اومدن شما هم فایده ای نداشته باشه شاهزاده خی

00:31:53.220 --> 00:31:56.840
از وقتی دوباره اومدم قصر میخواستم بیام دیدن ملکه ی مادر

00:31:56.840 --> 00:32:00.230
از اونجایی که ایشون همدم دارن دیگه مزاحم نمیشم

00:32:00.230 --> 00:32:04.000
شاهزاده خی شما باید اومده باشین اینجا
تا از صیغه ی سلطنتی مادر یو تجلیل کنین

00:32:05.030 --> 00:32:08.170
شما خیلی بچه ی خلفی هستین
... روح صیغه ی مادر یو در بهشت

00:32:08.170 --> 00:32:10.420
باید خیلی در آرامش باشه

00:32:10.420 --> 00:32:12.560
پس من دیگه مزاحمتون نمیشم

00:32:23.880 --> 00:32:25.040
چیکار داری میکنی ؟

00:32:25.040 --> 00:32:27.860
در جواب شاهزاده باید بگم اینا وسایل
قدیمی صیغه ی سلطنتی مادر یو هستن

00:32:27.860 --> 00:32:31.060
دفتر امور داخلی تالار جینگان رو برای انبار کردن اشون معین کرده

00:32:33.260 --> 00:32:36.940
از اونجایی که این وسایل قدیمی هستن من به امپراتور گزارش میکنم

00:32:36.940 --> 00:32:40.630
همه اشون رو به عنوان یادبود به عمارت شاهزاده ببرین

00:32:40.630 --> 00:32:41.820
... این

00:32:41.820 --> 00:32:43.960
فهم و شعور داری ؟ شاهزاده حرفاشون رو زدن

00:32:43.960 --> 00:32:45.620
نمیخوای وسایل رو بذاری زمین ؟

00:32:45.620 --> 00:32:47.060
بله

00:33:05.140 --> 00:33:09.290
شاهزاده ... همه ی وسایل قدیمی صیغه ی مادر یو رو میبریم ؟

00:33:12.320 --> 00:33:14.610
در گذشته وظیفه ای نداشتم و فقط یه زندگی سبکسرانه داشتم

00:33:14.610 --> 00:33:16.500
بنابراین میتونستم زیاد برای ادای احترام بیام

00:33:16.500 --> 00:33:20.920
اما الان ... اغلب برای اداره ی امور بیرون از پایتخت هستم

00:33:21.860 --> 00:33:23.880
هر سفر ماه ها طول میکشه

00:33:25.300 --> 00:33:27.940
من وسایل مادرم رو پیشم نداشتم

00:33:29.440 --> 00:33:31.560
پس بیا همه اشون رو ببریم

00:33:50.780 --> 00:33:53.550
شاهزاده ... این وسیله چیه ؟

00:33:55.920 --> 00:33:57.760
... تصور نمیکردم

00:33:58.520 --> 00:34:01.420
مادر برای سال ها توسط ملکه ی مادر اذیت شده باشه

00:34:02.840 --> 00:34:05.380
اون یه طلسم به جا گذاشت تا خودش رو نجات بده

00:34:05.380 --> 00:34:07.540
طلسم برای نجات زندگی ؟

00:34:09.120 --> 00:34:13.020
نه ... این نشونه ی فشار مرگبار روی ملکه ی مادره

00:34:13.020 --> 00:34:15.250
... امپراتور ... معاون وزیر تشریفات چیان ژنگ یوان

00:34:15.250 --> 00:34:18.000
یه نقاشی آفتاب بهاری رو برای تماشای شما ارسال کرده

00:34:21.310 --> 00:34:23.610
نیاز ندارم گزارش رو ببینم

00:34:23.610 --> 00:34:26.390
همین الانشم میدونم اون چی میخواد

00:34:28.400 --> 00:34:33.040
من شنیدم مادر معاون وزیر چیان برای 40 سال بیوه بوده

00:34:33.040 --> 00:34:37.120
به مادرشوهر و پدر شوهرش خدمت
کرده و اون دو تا بچه رو بزرگ کرده

00:34:37.120 --> 00:34:40.190
به خاطر فقر خانواده اش همیشه پنبه ریسیده

00:34:40.190 --> 00:34:42.740
حالا هر دو تا چشماش کور شدن

00:34:42.740 --> 00:34:46.880
امپراتور عاقل هستن ... بانو چیان
امسال هشتاد سالگی رو جشن میگیرن

00:34:46.880 --> 00:34:51.630
معاون وزیر چیان یه نقاش معروف رو استخدام کرد تا این
آفتاب بهاری رو نقاشی کنه ، به امید اینکه به مادرش هدیه بده

00:34:51.630 --> 00:34:56.030
بنابراین جرات کرد از امپراتور درخواست
کنه چند کلمه به این نقاشی اضافه کنه

00:34:56.030 --> 00:34:57.870
کی میتونه از قلب گیاه بهاری صحبت کنه ؟

00:34:57.870 --> 00:35:00.150
باید با عشق سه چشمه ی آفتاب جبران بشه
( فکر کنم یه تیکه از یه شعر باشه )

00:35:00.700 --> 00:35:05.100
این بیوه برای بزرگ کردن پسراش از سختی رنج کشیده

00:35:05.100 --> 00:35:07.780
اون واقعا باعث میشه تحسینش کنم

00:35:08.470 --> 00:35:12.030
من حرفایی رو به نشونه ی آرزوی
خوشبختی برای تولدش مینویسم

00:35:12.580 --> 00:35:15.320
امپراتور ... شاهزاده خی اینجا هستن

00:35:16.030 --> 00:35:17.840
بذارید بیاد داخل

00:35:19.760 --> 00:35:24.150
امپراتور ... من دیگه مرخص میشم

00:35:29.720 --> 00:35:31.050
درود عرض میکنم امپراتور

00:35:31.050 --> 00:35:32.740
بلند شو

00:35:40.900 --> 00:35:42.810
دلیل تاخیرت در حرف زدن چیه ؟

00:35:42.810 --> 00:35:46.230
یه عالمه کار دارم ... وقت ندارم حدس بزنم چی تو فکرته

00:35:47.780 --> 00:35:52.710
امپراتور ... من وسایل قدیمی صیغه ی سلطنتی مادر یو رو مرتب کردم

00:35:53.330 --> 00:35:55.870
یه نامه پیدا کردم

00:35:57.620 --> 00:35:59.310
چه نامه ای ؟

00:36:00.530 --> 00:36:10.190
یه نامه که شخصا بوسیله ی
بانو ون شو قبل از مرگش نوشت شده

00:36:08.370 --> 00:36:10.190
دایه ی من ؟

00:36:10.190 --> 00:36:11.750
بله

00:36:13.350 --> 00:36:15.150
بدش به من

00:36:24.900 --> 00:36:26.560
امپراتور

00:36:28.050 --> 00:36:35.180
اگه این نامه احتمالا روی محبت مادر و پسری شما
و مادر سلطنتی تاثیر بذاره ... بازم میخونیدش ؟

00:36:36.250 --> 00:36:39.230
هیچی برای جبران محبتی که مادر داده کافی نیست

00:36:39.230 --> 00:36:41.240
... هیچی در این جهان

00:36:41.240 --> 00:36:45.150
نمیتونه روی محبت عمیق بین من و ملکه ی مادر تاثیر بذاره

00:36:51.200 --> 00:36:54.460
<i>مادر خونی شاهزاده ی چهارم بانو چیان از جیاژینگه</i>

00:36:54.460 --> 00:36:56.820
<i>بانو نیوهورو مادر رو کشت تا پسرش رو بدزده</i>

00:36:56.820 --> 00:36:59.140
<i>لطفا مراقب باشید شاهزاده</i>

00:37:00.300 --> 00:37:02.630
جنون آمیزه

00:37:24.300 --> 00:37:27.200
... امپراتور ... طبق دستور شما

00:37:27.200 --> 00:37:29.890
دفتر یشم سلطنتی رو بررسی کردم

00:37:31.350 --> 00:37:32.920
حرف بزن

00:37:33.700 --> 00:37:36.050
... دفتر یشم سلطنتی به وضوح توضیح داده

00:37:36.050 --> 00:37:39.450
امپراتور در 50 امین سال سلطنت امپراتور
... کانگ ژی به دنیا اومدن ... در سال خرگوش فلزی

00:37:39.450 --> 00:37:41.070
... روز سیزدهم آگوست

00:37:41.070 --> 00:37:44.370
... از ملکه ی مادر فعلی نیوهورو

00:37:44.370 --> 00:37:47.600
دختر لینگ ژو و در قصر یونگ خی به دنیا اومدن

00:37:53.030 --> 00:37:57.290
تولد وراث سلطنتی هر سه ماه یه بار گزارش میشه

00:37:57.290 --> 00:37:59.630
همراه ساعت تولد و مادر خونی ثبت میشه

00:38:00.710 --> 00:38:05.680
هر ده سال یه بار یه سند یشم رونویسی شده اضافه میشه

00:38:05.680 --> 00:38:08.870
... امپراتور ... حتی اگه هر 10 سال ویرایش بشه

00:38:08.870 --> 00:38:10.410
سند اصلی هنوز وجود داره

00:38:10.410 --> 00:38:14.530
این نمیتونه ثابت کنه سند یشم به وسیله ی کسی ویرایش نشده

00:38:17.280 --> 00:38:20.350
موضوعی که ازت خواستم در یادداشت های
روزانه ی امپراتور فقید بررسی کنی چی ؟

00:38:20.350 --> 00:38:23.350
یادداشت های روزانه و سند یشم کاملا با هم مطابقت دارن

00:38:23.350 --> 00:38:26.830
وزارت تشریفات اون موقع از ملکه ی مادر فرمان دریافت کرده

00:38:26.830 --> 00:38:29.050
تا بانو نیان رو به بانوی نجیب زاده ارتقا مقام بده

00:38:29.050 --> 00:38:31.670
بانو لی رو به عنوان همسر چی

00:38:31.670 --> 00:38:34.930
و همسر شاهزاده ، بانو نیوهورو به عنوان همسر ژی

00:38:38.560 --> 00:38:41.250
سوابق قابل بررسی نیست

00:38:42.150 --> 00:38:46.810
... به نظر میاد اینکه حرفای بانو ون شو درسته یا غلط رو

00:38:47.740 --> 00:38:50.350
فقط یه نفر میتونه بهم بگه

00:38:52.900 --> 00:38:57.620
امپراتور ... شما نمیتونین این کار رو
بکنین ... نباید این کار رو بکنین

00:38:58.150 --> 00:38:59.990
امپراتور

00:38:59.990 --> 00:39:01.690
... امپراتور داره اینطوری میره اونجا

00:39:01.690 --> 00:39:05.380
و این یه سوراخ بزرگ در آسمون ایجاد میکنه
( بین مادر و پسر دلخوری پیش میاره )

00:39:09.700 --> 00:39:12.130
درود عرض میکنم امپراتور

00:39:12.730 --> 00:39:16.810
چی شده امپراتور ... خیلی رنگ پریده به نظر میای

00:39:17.860 --> 00:39:20.460
باید در مورد یه مسئله ی فوری با ملکه ی مادر صحبت کنم

00:39:20.460 --> 00:39:22.650
همه اتون برید

00:39:24.310 --> 00:39:26.600
برید بیرون -
بله -

00:39:35.300 --> 00:39:38.440
بسیارخب ... اونا همه اشون رفتن

00:39:38.440 --> 00:39:42.110
موضوع چیه ؟ میتونی بگی

00:39:43.620 --> 00:39:46.940
... اون سال قبل از اینکه بانو ون شو بیمار بشه

00:39:46.940 --> 00:39:49.710
یه نامه برای من گذاشت

00:39:50.550 --> 00:39:55.390
مادر سلطنتی ... فقط یه چیز رو میخوام ازتون بپرسم

00:39:55.970 --> 00:40:00.880
... مادر واقعی من ... شما هستین

00:40:00.880 --> 00:40:02.390
یا بانوی قبیله ی چیان ؟

00:40:02.390 --> 00:40:04.650
امپراتور

00:40:04.650 --> 00:40:07.830
... اگه مادر تنی من واقعا یه زن از هان بوده

00:40:08.860 --> 00:40:11.540
... پس شما که در قصر شوکانگ ساکن هستین

00:40:12.540 --> 00:40:15.580
چطوری خودتون رو به جای مادرم جا زدین ؟

00:40:23.900 --> 00:40:29.960
امپراتور ... به حرفای وحشیانه گوش نده

00:40:29.960 --> 00:40:34.440
گزارشات یشم سلطنتی میتونه جعلی باشه ؟

00:40:34.440 --> 00:40:39.750
گزارشات یشم سلطنتی ، فرمان ها ، بعدا
میتونن بوسیله ی مردم ویرایش بشن

00:40:39.750 --> 00:40:42.130
هیچکس نمیدونه واقعا چه اتفاقی افتاده

00:40:42.130 --> 00:40:46.800
پس خودم شخصا اومدم دنبال جواب بگردم

00:40:47.760 --> 00:40:50.430
ملکه ی مادر لطفا صادقانه جواب بدین

00:40:50.430 --> 00:40:51.410
امپراتور

00:40:51.410 --> 00:40:53.010
ملکه ی مادر

00:40:53.900 --> 00:40:57.030
بانو ون شو دایه ی من بود

00:40:57.030 --> 00:41:01.400
من بهتر از هر کسی شخصیتش رو میشناسم

00:41:02.240 --> 00:41:04.410
... اگه شما نمیگید

00:41:04.900 --> 00:41:08.830
میتونم برم از خدمتکارهای قدیمی
عمارت شاهزاده در اون زمان تحقیق کنم

00:41:08.830 --> 00:41:11.150
میتونم همه و تک تک اشون رو پیدا کنم

00:41:11.800 --> 00:41:17.750
در اون مرحله ... اوضاع اونطوری که دلتون بخواد پیش نمیره

00:41:23.730 --> 00:41:27.770
بسیارخب

00:41:28.910 --> 00:41:35.020
امپراتور ... مادر واقعیت واقعا بانو چیان از جیاژینگ بود

00:41:41.600 --> 00:41:44.010
... پس چرا این همه سال

00:41:45.090 --> 00:41:47.590
کسی بهم نگفت ؟

00:41:50.450 --> 00:41:54.360
اون زمان ، امپراتور فقید هنوز شاهزاده یونگ بود

00:41:54.360 --> 00:41:58.060
بانو چیان فقط یه دختر خدمتکار در عمارت شاهزاده بود

00:41:58.060 --> 00:42:02.000
یه بار شاهزاده به یه بیماری مسری مبتلا شد

00:42:02.000 --> 00:42:06.180
اون با پشتکار شبانه روزی از ایشون مراقبت کرد

00:42:06.180 --> 00:42:11.600
شاهزاده خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و به طور
استثنا اون رو به همسر شاهزاده ارتقا مقام داد

00:42:12.660 --> 00:42:14.970
حیف

00:42:15.830 --> 00:42:17.130
چی حیف ؟

00:42:17.130 --> 00:42:22.080
حیف که طالع شما خیلی خوب بود

00:42:22.080 --> 00:42:24.120
نمیفهمم

00:42:25.150 --> 00:42:28.690
خرگوش فلزی ... خروس آتشین

00:42:28.690 --> 00:42:33.210
اسب فلزی ... موش آتشین

00:42:33.210 --> 00:42:35.490
هم آغوشی پنج بخت و اقبال بلند

00:42:35.490 --> 00:42:38.040
تولد همراه با ثروت و افتخار

00:42:38.040 --> 00:42:41.930
با توانایی کمک به شاهزاده که به اوج صعود کنه

00:42:41.930 --> 00:42:44.360
همچین سرنوشتی طلاست

00:42:45.060 --> 00:42:47.330
مقدر شده تا فوق العاده باشه

00:42:47.330 --> 00:42:52.200
چطور ممکنه بوسیله ی یه زن پایین رتبه ی متولد هان بزرگ بشه ؟

00:42:52.840 --> 00:42:57.180
... استاد طالع بینی گفت ، اگه شما بوسیله ی چیان بزرگ بشین

00:42:57.180 --> 00:42:59.480
اون سرنوشت شما رو مختل میکنه

00:42:59.480 --> 00:43:04.160
پس به محض تولد پیش من آورده شدین

00:43:04.160 --> 00:43:07.170
پسر من شدین

00:43:09.970 --> 00:43:12.060
پس بانو چیان چی شد ؟

00:43:14.750 --> 00:43:18.620
موقع به دنیا آوردن شما انرژی درونیش صدمه دید

00:43:18.620 --> 00:43:21.120
... طی دو تا سه سال

00:43:21.120 --> 00:43:26.130
نیروش تموم شد و جهان رو ترک کرد

00:43:26.130 --> 00:43:28.190
... وقتی مرگش نزدیک بود

00:43:28.190 --> 00:43:32.030
دستم رو محکم گرفته بود و چشماش رو نمیبست

00:43:38.800 --> 00:43:48.800
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:43:48.824 --> 00:44:08.824
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.