﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 59</i>

00:01:55.200 --> 00:01:58.920
چن میژیا قبلا هم یه مقدار اسلحه ی
غربی رو به عنوان خراج پیشکش کرد

00:01:58.920 --> 00:02:03.660
اونا نسبت به اسلحه هایی که از میدون
جنگ توقیف کردی درجه ی دوم هستن

00:02:04.970 --> 00:02:10.310
اسلحه هایی که تو جمع کردی میتونن به
نقاط دورتر و با دقت بیشتری شلیک کنن

00:02:10.310 --> 00:02:15.020
من به زرادخانه ی سلطنتی و کارگاه
سلطنتی دستور دادم از اونا استفاده کنن

00:02:16.240 --> 00:02:19.010
امپراتور ... ژانگ تینگ یو به
خاطر بیماری در رختخواب فوت کرد

00:02:19.010 --> 00:02:22.080
پسرش با جدیت درخواست اجازه داره
تا روحش رو به زادگاهشون برگردونه

00:02:22.080 --> 00:02:27.040
طی سال های آخر زندگیش اون خرفت
شده بود و اشتباهات زیادی مرتکب شد

00:02:27.040 --> 00:02:30.600
اما از همه چی گذشته اون یه خدمتگزار پیره
که امپراتوری چینگ رو به شایستگی رسوند

00:02:32.220 --> 00:02:33.850
دستورم رو اعلام کنین

00:02:34.900 --> 00:02:38.690
از آخرین دستور امپراتور سابق پیروی کنین و اجازه
بدین از یه مکان در معبد اجدادی امپراتوری لذت ببره

00:02:39.360 --> 00:02:42.240
من از طرف لرد ژانگ از شما ممنونم

00:02:42.240 --> 00:02:43.790
بلند شو

00:02:53.560 --> 00:02:55.390
... میدونم که

00:02:56.220 --> 00:02:59.390
... در طول 14 سال سلطنتم

00:02:59.390 --> 00:03:02.800
خیلی بهش تنزل مقام دادم و سرزنشش کردم

00:03:02.800 --> 00:03:07.310
همه ی شما پشت سرم درباره اش حرف
نمیزنین ؟ میگید من خیلی سنگدل و بی رحمم

00:03:07.310 --> 00:03:13.610
.. اما هروقت سختی های لیو تونگ ژون یادم میاد

00:03:13.610 --> 00:03:17.940
بیشتر از این موضوع که ژانگ تینگ یو
چقدر پیر و احمق بود عصبانی میشم

00:03:17.940 --> 00:03:23.590
هر دو ستون تثبیت کننده ی دولت چینگ هستن .. یکی
... از کار کردن زیاد تا حد خون بالا آوردن مریض شده

00:03:23.590 --> 00:03:29.660
در حالی که اون یکی فقط به افتخار
بعد از مرگ خودش اهمیت میده

00:03:29.660 --> 00:03:31.360
درک میکنم

00:03:35.450 --> 00:03:37.740
... من و اون

00:03:37.740 --> 00:03:41.520
.. سال ها در جنگ بودیم ... حالا که یه دفعه رفته

00:03:41.520 --> 00:03:46.020
احساس تنهایی و شرمندگی میکنم

00:03:46.020 --> 00:03:51.250
... امپراتور

00:03:51.250 --> 00:03:53.730
شما بهترین افتخاری هستین که یه خدمتگزار میتونه داشته باشه

00:03:53.730 --> 00:03:57.300
روح لرد ژانگ در بهشت حتما به خاطر این موضوع خیلی سپاسگزاره

00:03:57.300 --> 00:04:02.840
اون حتما به خاطر اینکه قبلا اینقدر ترسوندمش من رو نفرین میکنه

00:04:07.560 --> 00:04:12.840
شنیدم برای ملاقات با ملکه ی مادر به باغ یوان مینگ رفته بودی

00:04:12.840 --> 00:04:15.150
... برای ملاقات ملکه ی مادر رفته بودم

00:04:15.150 --> 00:04:18.400
اما از بخت بد ایشون داشت به درگاه بودا
دعا میکرد و من نتونستم ببینم اشون

00:04:18.400 --> 00:04:20.750
در عوض والاحضرت همسر لینگ رو دیدم

00:04:21.580 --> 00:04:26.910
بهشون گفتم که لرد آبیدا یه زیبای شهره ی عالم رو
برگردوند و اون رو به عنوان پیشکش به شما هدیه کرد

00:04:26.910 --> 00:04:30.690
در کمتر از سه روز همسر لینگ
وسایل اشون رو بستن و به قصر برگشتن
( خاک تو سرت ... واسه امپراتور دختر جور میکنی ؟ )

00:04:33.180 --> 00:04:34.740
واقعا ؟

00:04:38.680 --> 00:04:42.660
امپراتور ... هنوز تعداد زیادی عریضه
در دفتر شورای دولتی وجود داره

00:04:42.660 --> 00:04:47.720
باید فورا برگردم ... بعدا برمیگردم تا
جزئیات مهم رو باهاتون در جریان بذارم

00:04:48.230 --> 00:04:49.740
از حضورتون مرخص میشم

00:04:49.740 --> 00:04:51.540
فوخنگ ... همونجا وایستا

00:04:53.410 --> 00:04:55.300
امپراتور ... هنوز دستور دیگه ای دارین ؟

00:04:59.330 --> 00:05:01.700
تو معمولا سرت با کارهای رسمی شلوغه

00:05:01.700 --> 00:05:06.090
بذار فوچا آن آر وارد قصر بشه تا با شاهزاده ها درس بخونه

00:05:08.090 --> 00:05:10.650
از لطف اتون ممنونم امپراتور

00:05:19.830 --> 00:05:21.310
بلند شو

00:05:24.780 --> 00:05:27.160
اوضاع همسر لینگ چطوره ؟

00:05:27.160 --> 00:05:30.560
در جواب امپراتور باید بگم به
... جز اینکه شب ها نمیتونن بخوابن

00:05:30.560 --> 00:05:33.050
بین کبد و معده اشون هم علائم ناسازگاری هست

00:05:33.050 --> 00:05:37.610
من یه مقدار سوپ معطر معده و آویشن
تجویز کردم تا آروم آروم سلامتیشون برگرده

00:05:38.480 --> 00:05:39.630
عدم سازگاری بین کبد و معده ؟

00:05:39.630 --> 00:05:43.310
به خاطر وعده های غذایی نا منظم ، معده اشون درد میکنه

00:05:44.560 --> 00:05:48.660
شما چطوری بهش خدمت میکنین ؟
چرا وعده های غذاییش نامنظم شده ؟

00:05:48.660 --> 00:05:52.540
امپراتور ... همسر لینگ برای
رونویسی " " آواتامساکا " از خون استفاده کرد

00:05:52.540 --> 00:05:56.950
ایشون حتی در باغ یوان مینگ هم به این
... کار ادامه داد ... بعد از گذشت روزها

00:05:56.950 --> 00:06:01.990
ایشون خون و انرژی زیادی از دست داد و اشتهاشون کور
شد ... بنابراین این مشکل برای معده اشون پیش اومد

00:06:16.220 --> 00:06:20.350
... مینگ یو ... این 20 صفحه رو دسته بندی کن

00:06:20.350 --> 00:06:22.730
و به یه نفر بگو اونا رو به باغ یوان مینگ تحویل بده

00:06:28.930 --> 00:06:30.600
امپراتور ؟

00:06:31.520 --> 00:06:33.370
شما چرا اومدین اینجا ؟

00:06:34.570 --> 00:06:35.980
نیاز نیست

00:06:35.980 --> 00:06:39.430
تو الان مریضی ، پس فعالیت سخت رو بذار کنار

00:06:41.300 --> 00:06:43.410
از درک اتون ممنونم امپراتور

00:06:46.880 --> 00:06:49.220
دستت چی شده ؟

00:06:51.070 --> 00:06:54.650
چیزی نیست ... فقط یه زخم کوچیک به خاطر خونریزیه

00:06:54.650 --> 00:06:57.270
بهت دستور میدم نوشتن رو متوقف کنی

00:06:57.270 --> 00:07:01.760
امپراتور لطفا من رو ببخشید اما نمیتونم اطاعت کنم -
... تو -

00:07:01.760 --> 00:07:04.600
از اونجایی که به ملکه ی مادر
... قول دادم 80 صفحه رو کامل میکنم

00:07:04.600 --> 00:07:06.960
نمیتونم وسط راه ولش کنم

00:07:14.980 --> 00:07:16.570
... من

00:07:17.600 --> 00:07:20.120
فقط میخواستم بذارم هر کاری دلت میخواد
بکنی و خودت رو با دست خودت بکشی

00:07:21.180 --> 00:07:25.320
اما با توجه به اینکه چقدر با
... دقت مراقب ملکه ی مادر بودی

00:07:25.320 --> 00:07:29.890
برای همین همچین توصیه ای بهت کردم
... اما اگه خودت اصرار داری گوش نکنی

00:07:29.890 --> 00:07:33.880
باید تمام پیامدهاش رو تحمل کنی

00:07:34.790 --> 00:07:38.690
اگه در آینده ملکه ی مادر درباره اش
سوال کنه نباید پای هیچکس گیر بیفته

00:07:38.690 --> 00:07:40.820
میفهمم

00:07:47.560 --> 00:07:50.720
هنوز قول اتون رو یادتونه ؟

00:07:52.260 --> 00:07:56.560
شما گفتین ... اجازه نمیدین کسی برام قلدری کنه و اذیتم کنه

00:07:57.940 --> 00:08:02.400
امشب شما اومدین به قصر ین شی
همه در قصر داخلی این رو دیدن

00:08:02.400 --> 00:08:06.960
اگه الان بذارید برید چطوری میتونم جای
پام رو در حرمسرای سلطنتی محکم کنم ؟

00:08:06.960 --> 00:08:12.440
میترسم دیگه نتونم در شهر ممنوعه بمونم

00:08:19.440 --> 00:08:23.380
... امشب ... اینجا میمونم

00:08:23.380 --> 00:08:27.730
فقط برای اینکه آبروت رو حفظ کنم ... درباره ی
بقیه ی چیزا .. حتی بهشون فکرم نکن

00:08:32.420 --> 00:08:33.870
لی یو

00:08:33.870 --> 00:08:35.830
اینجا هستم

00:08:36.320 --> 00:08:39.540
برو و اتاق کناری رو تمیز کن

00:08:39.540 --> 00:08:42.710
امشب ... اینجا میخوابم

00:08:42.710 --> 00:08:44.110
... این

00:08:45.700 --> 00:08:47.210
بله

00:09:48.370 --> 00:09:49.900
برو بیرون

00:09:51.680 --> 00:09:53.400
امپراتور

00:09:54.820 --> 00:09:59.220
یه موش تو اتاق خوابمه ... میترسم

00:09:59.220 --> 00:10:01.040
اگه یه موش اونجا هست برو دنبال
یکی بگرد که اون رو برات بگیره

00:10:01.040 --> 00:10:03.300
نمیرم

00:10:03.300 --> 00:10:06.930
امپراتور ... امپراتور ... من کفش نپوشیدم

00:10:06.930 --> 00:10:10.170
اگه اینطوری بیام پایین ... پاهام یخ میزنه

00:10:10.170 --> 00:10:11.840
امپراتور

00:10:15.230 --> 00:10:19.770
وی یینگ لو .. من نبخشیدمت ... فورا برو بیرون

00:10:19.770 --> 00:10:22.390
نمیام پایین -
بیا پایین -

00:10:26.070 --> 00:10:27.530
... تو

00:10:28.330 --> 00:10:34.860
امپراتور ... من داروی ضد
بارداری استفاده میکردم چون میترسم

00:10:36.900 --> 00:10:38.230
از چی میترسی ؟

00:10:38.230 --> 00:10:39.730
میترسم بمیرم

00:10:41.330 --> 00:10:43.270
نمیفهمم چی میگی

00:10:43.270 --> 00:10:45.450
... وقتی یه زن زایمان میکنه

00:10:46.400 --> 00:10:49.940
یکی از پاهاش تا دروازه های جهنم میره

00:10:49.940 --> 00:10:54.800
من خودخواهم ... میترسم بمیرم

00:10:55.730 --> 00:10:58.720
.. نمیخوام مثل مادرم باشم

00:10:59.350 --> 00:11:04.570
در تخت به خاطر زایمان سخت بمیرم ... خیلی میترسم

00:11:06.420 --> 00:11:08.480
میترسم

00:11:12.700 --> 00:11:14.300
... بنابراین

00:11:15.760 --> 00:11:19.330
از یی تیان شی خواستم بهم داروی ضد بارداری بده

00:11:20.420 --> 00:11:25.980
امپراتور ... من شهامت ندارم باردار بشم و بچه به دنیا بیارم

00:11:27.650 --> 00:11:31.230
هنوز آمادگی ندارم مادر بشم

00:11:32.770 --> 00:11:35.130
چرا قبلا این موضوع رو بهم نگفتی ؟

00:11:35.130 --> 00:11:36.970
... وقتی مادرم فوت کرد

00:11:37.860 --> 00:11:44.980
همه گفتن کارش برای ادامه دادن نسل خانواده ی وی عالی بود

00:11:46.560 --> 00:11:51.600
اما یه زن فقط برای اینکه بچه به دنیا بیاره زندگی میکنه ؟

00:11:51.600 --> 00:11:55.070
بهم نگید زندگی اشون هیچ معنی و مفهموم دیگه ای نداره

00:11:55.070 --> 00:11:57.560
امپراتور

00:11:59.190 --> 00:12:01.600
... حالا که این رو بهتون گفتم

00:12:03.590 --> 00:12:07.080
فکر میکنین یه آدم کافرم ؟

00:12:18.920 --> 00:12:20.730
درک میکنم

00:12:22.330 --> 00:12:27.660
اگه تمایل نداری هیچکس وادارت نمیکنه

00:12:39.840 --> 00:12:42.440
امپراتور ... هنوز از دستم عصبانی هستین ؟

00:12:42.440 --> 00:12:44.770
... خودت خوب میدونی که

00:12:45.610 --> 00:12:50.820
فقط به خاطر این موضوع از دستت عصبانی نیستم

00:12:50.820 --> 00:12:52.940
... صرف نظر از اینکه دلیلش چیه

00:12:54.140 --> 00:12:56.980
این دیگه مال گذشته ست

00:12:59.560 --> 00:13:02.480
امپراتور دیگه از دستم عصبانی نباشید

00:13:30.690 --> 00:13:35.190
<i>یینگ لو ... خودت میدونستی چی میخواستم ازت بپرسم</i>

00:13:35.190 --> 00:13:37.550
<i>چرا از جواب دادن بهم طفره رفتی ؟</i>

00:14:20.900 --> 00:14:23.910
به چی داری میخندی ؟ -
کم پیش میاد ببینم استراتژیت شکست میخوره -

00:14:23.910 --> 00:14:27.060
امپراتور صبح رفت ... حتی سلام و احوالپرسی نکرد

00:14:27.060 --> 00:14:29.080
هنوزم خوشحالی ؟

00:14:30.490 --> 00:14:33.950
طرف کی هستی ؟ -
کافیه ... عصبانی نباش -

00:14:33.950 --> 00:14:36.580
اگه این دفعه اثر نکرد ، دفعه بعد دوباره امتحان کن

00:14:36.580 --> 00:14:40.840
با توانایی که تو داری بازم میترسی
نتونی امپراتور رو نگه داری ؟

00:14:43.880 --> 00:14:47.320
میترسم این بار به این راحتی نباشه

00:14:48.850 --> 00:14:50.410
بیا داخل

00:14:53.120 --> 00:14:59.010
والاحضرت ... امپراتور برای خوردن صبحانه با
صیغه ی سلطنتی شون به لی جینگ ژوان رفتن

00:15:09.600 --> 00:15:13.100
درود عرض میکنم والاحضرت

00:15:15.810 --> 00:15:19.040
میتونی تشریفات رو کنار بذاری -
ممنونم والاحضرت ملکه -

00:15:26.810 --> 00:15:31.530
خواهر لینگ مدت زیادی در باغ یوان مینگ
... مونده بود ... حالا که برگشته

00:15:31.530 --> 00:15:34.350
دیگه هیچ کدوم اتون نمیشناسیدش ؟

00:15:37.060 --> 00:15:41.300
همسر لینگ مغرور و متکبره

00:15:41.300 --> 00:15:44.440
امروز واقعا سر و کله اش اینجا پیدا شده ؟

00:15:44.440 --> 00:15:47.820
... مقامش رو به صیغه ی سلطنتی شون باخته

00:15:47.820 --> 00:15:50.430
و بعدش ما رو یادش اومده ؟

00:15:51.160 --> 00:15:56.320
همسر جیا ... کینه ی بین تو و
همسر لینگ دیگه مال گذشته ست

00:15:56.320 --> 00:16:00.710
تو بخشیده شدی ، شاهزاده ی
یازدهم رو داری و ارتقا مقام گرفتی

00:16:00.710 --> 00:16:03.890
دیگه برای چی هنوزم خجالت زده ای ؟

00:16:03.890 --> 00:16:07.650
.. درسته ... چه در گذشته دوست بودیم و چه دشمن

00:16:07.650 --> 00:16:11.470
الان یه دشمن مشترک داریم

00:16:11.470 --> 00:16:14.990
چرا نمیتونیم با هم همراه بشیم ؟

00:16:23.100 --> 00:16:29.310
خواهر لینگ ... من در گذشته
بارها رنجوندمت ... لطفا من رو ببخش

00:16:30.980 --> 00:16:35.240
همسر شو الان برخلاف گذشته یه همسر با رتبه ی چهارمه

00:16:35.240 --> 00:16:37.730
نیاز نیست اینقدر رسمی باشی

00:16:37.730 --> 00:16:40.430
... کافیه ... از اونجایی که اینجا هستین

00:16:40.430 --> 00:16:42.590
پس لطفا بشینید

00:16:49.660 --> 00:16:51.510
... در رفتار با صیغه ی سلطنتی شون

00:16:51.510 --> 00:16:54.180
امپراتور اون رو با احتیاط در دستای
خودش نگه داشته مبادا که بشکنه

00:16:54.180 --> 00:16:56.770
خیلی با دقت با دهانش نگهش داشته نکنه که گم بشه

00:16:57.870 --> 00:17:01.450
.. اگه بخوایم در مورد فضل الهی حرف بزنیم

00:17:02.730 --> 00:17:07.410
حتی اون موقع های خواهر لینگم با اون قابل مقایسه نیست

00:17:08.240 --> 00:17:10.470
اون فقط یه زن از کوهستان های وحشیه

00:17:10.470 --> 00:17:13.360
هنوزم فکر میکنه پری تشریف داره ؟

00:17:13.360 --> 00:17:17.550
ملکه ... ما فقط مثل مگس های بی سر و صدا هستیم

00:17:17.550 --> 00:17:21.370
بعد از مواجه شدن با این موضوع
هنوزم به تصمیم گیری شما نیاز داریم ؟

00:17:21.370 --> 00:17:26.290
همسرها و صیغه های زیادی در حرمسرا وجود دارن
من هیچوقت حسود نبودم و برای جلب توجه نجنگیدم

00:17:26.290 --> 00:17:30.040
هیچوقت نپرسیدم امپراتور به کی علاقه داره

00:17:30.040 --> 00:17:32.970
صیغه ی سلطنتی شون الان رفتار نادرستی داره

00:17:32.970 --> 00:17:35.680
اون خوندن و رقصیدن روزانه در لی جینگ ژوان رو کنار نمیذاره

00:17:35.680 --> 00:17:40.100
و امپراتور رو به زیاده روی در لذتای شهوانی میکشونه
و باعث شده دربار سلطنتی در این باره مباحثه کنه

00:17:40.100 --> 00:17:44.370
والاحضرت ملکه ... ما باید چیکار کنیم ؟

00:17:45.330 --> 00:17:48.920
برای اینکه چطوری با صیغه ی
سلطنتی شون برخورد کنیم یه پیشنهاد دارم

00:17:48.920 --> 00:17:52.060
وقتی زمانش برسه به همکاری هر سه نفر شما نیاز دارم

00:17:52.060 --> 00:17:55.620
شما فقط باید نصف کارها رو به عهده
بگیرین اما نتیجه اش دو برابر میشه

00:18:02.470 --> 00:18:07.210
یینگ لو ... من الان از همراهیت با جمع احساس ناراحتی میکنم

00:18:07.210 --> 00:18:10.210
این شبیه گردهمایی زن های بد نیست ؟

00:18:11.810 --> 00:18:15.250
... میخوام ببینم اونا چیکار میخوان بکنن

00:18:15.250 --> 00:18:19.650
تا واقعیت ها و دروغ ها رو درباره ی
صیغه ی سلطنتی شون مشخص کنم

00:18:19.650 --> 00:18:22.780
اما میترسم باعث سوتفاهم ملکه بشی و بیرون
اومدن از این اوضاع واسه ات سخت بشه

00:18:22.780 --> 00:18:25.090
اونوقت دیگه هیچوقت نمیتونی برگردی

00:18:31.600 --> 00:18:35.730
هر چی میخوام امپراتور اون رو بهم میده

00:18:36.450 --> 00:18:41.340
اما من هنوزم میخوام از قصر برم بیرون

00:18:43.760 --> 00:18:46.820
... کاشی های سبز روی دیوار قرمز شهر ممنوعه

00:18:48.650 --> 00:18:51.740
باعث میشه آدم احساس خفگی کنه

00:18:54.890 --> 00:18:57.720
... وقتی حوصله ام سر میره

00:18:58.650 --> 00:19:00.540
... سوار اسبم میشم

00:19:00.540 --> 00:19:03.410
و دور لی جینگ ژوان میچرخم

00:19:03.410 --> 00:19:06.100
دوباره و دوباره

00:19:06.100 --> 00:19:11.200
اینطوری به نظر میاد به گذشته برگشتم

00:19:11.200 --> 00:19:15.060
صیغه ی سلطنتی شون ... پایین تنه باید محکم باشه

00:19:16.700 --> 00:19:21.730
درسته ... به رو به رو نگاه کنین و به حرف زدن ادامه بدین

00:19:21.730 --> 00:19:25.130
... یینگ لو .. بهم بگو ... بعد از گذشت چند وقت

00:19:25.130 --> 00:19:28.740
... اگه به امپراتور بگم میخوام برای قدم زدن قصر برم بیرون

00:19:28.740 --> 00:19:30.970
ایشون موافقت میکنه ؟

00:19:33.190 --> 00:19:36.350
یینگ لو ... یینگ لو

00:19:37.950 --> 00:19:40.580
والاحضرت ... حالتون خوبه ؟

00:19:40.580 --> 00:19:42.840
یینگ لو ... حالت خوبه ؟

00:19:45.400 --> 00:19:47.700
یینگ لو ... حالت خوبه ؟

00:19:47.700 --> 00:19:51.350
... متاسفم ... من هنوز

00:19:51.350 --> 00:19:53.950
به این کفشای پاشنه بلند عادت ندارم

00:19:55.160 --> 00:19:57.130
واقعا حالت خوبه ؟

00:19:57.130 --> 00:20:00.430
صیغه ی سلطنتی شون ... شما
بی دقت بودین و این رو انداختین

00:20:00.430 --> 00:20:02.410
بهم نشونش بده

00:20:04.640 --> 00:20:09.320
امپراتور شخصا این رو حکاکی کردن و به بانوی من هدیه دادن

00:20:13.060 --> 00:20:17.720
سایه ی ماه در آب منعکس میشه . مثل یه تیکه یشم که "
در حال غرق شدنه " من این شعر رو کامل درک نمیکنم

00:20:17.720 --> 00:20:19.510
کنجکاوم معنیش چیه

00:20:19.510 --> 00:20:21.540
امپراتور داره ازت تعریف میکنه

00:20:21.540 --> 00:20:25.060
میگه تو مثل یشم تو آب هستی ... کامل و بی نقص

00:20:26.060 --> 00:20:30.220
من امروز خسته ام ... فردا دوباره یاد بگیر

00:20:30.220 --> 00:20:32.790
... اما من هنوز -
مهمون رو به بیرون هدایت کنین -

00:20:33.360 --> 00:20:38.870
یینگ لو ... چرا یه دفعه عصبانی شدی ؟

00:20:41.520 --> 00:20:44.060
به خاطر این یشمه ؟

00:20:45.270 --> 00:20:49.200
نمیتونی ببینی از اول ازت خوشم نمیاد ؟

00:20:52.440 --> 00:20:55.560
... بر اساس شخصیتت اگه واقعا ازم متنفر بودی

00:20:55.560 --> 00:20:58.110
زودتر پرتم میکردی بیرون

00:20:58.110 --> 00:21:03.100
تو به وراجی هام گوش کردی ... این
ثابت میکنه که ازم متنفر نیستی ... درسته ؟

00:21:03.100 --> 00:21:05.830
شما دو تا کر تشریف دارین ؟

00:21:05.830 --> 00:21:06.990
مهمون رو به بیرون راهنمایی کنین

00:21:06.990 --> 00:21:09.900
قصدم این نبود که بهت نزدیک بشم

00:21:09.900 --> 00:21:11.760
... فقط اینکه

00:21:13.500 --> 00:21:16.330
فقط اینکه خیلی تنها هستم

00:21:16.330 --> 00:21:18.810
فقط میخواستم یکی رو پیدا کنم که باهاش حرف بزنم

00:21:19.470 --> 00:21:23.660
از آوردن این یشم به اینجا هیچ هدفی نداشتم

00:21:23.660 --> 00:21:25.400
ژیائو ژوان زی

00:21:25.990 --> 00:21:30.030
صیغه ی سلطنتی شون .. چرا برای امروز از اینجا نمیرید ؟

00:21:32.560 --> 00:21:36.370
یی زو ... امروز چرا اینقدر حرف زدی ؟

00:21:37.130 --> 00:21:40.470
بانوی من ... این یه هدیه از طرف امپراتوره

00:21:40.470 --> 00:21:42.730
حرف اشتباهی نزدم

00:21:42.730 --> 00:21:47.660
اما با گفتن این حرف ، همسر
لینگ فکر کرد قصد دارم خودنمایی کنم

00:21:47.660 --> 00:21:50.180
همسر لینگ با شما صادق نیست

00:21:50.180 --> 00:21:54.850
حتی در آموزش قوانین به شما جدی نبود

00:21:55.550 --> 00:21:58.040
به خاطر اینه که ازش خوشم میاد

00:21:58.040 --> 00:22:02.000
من درک نمیکنم ... اون اصلا بهتون رو نداد

00:22:02.000 --> 00:22:04.110
چه چیزش رو دوست دارین ؟

00:22:04.110 --> 00:22:06.260
.. کسی که رو صورتش لبخند سرد داره

00:22:06.260 --> 00:22:10.120
از اون زنایی که لبخند شیطانی دارن خیلی بهتره

00:22:10.120 --> 00:22:12.890
نمیفهمم دارین درباره ی چی حرف میزنین

00:22:12.890 --> 00:22:17.160
هیچوقت نمیفهمی چی گفتم

00:22:31.840 --> 00:22:34.560
بانوی من ... چرا اصلا عوض نشدین ؟

00:22:34.560 --> 00:22:38.700
اگه غریبه ها این رو میدیدن دوباره
میگفتن شما اصلا رفتار و سلوک ندارین

00:22:44.290 --> 00:22:51.180
سرپیشکار یوآن ... در مورد نیازهای
... مراسم سالگرد مرگ شاهزاده خانم خی آن

00:22:52.450 --> 00:22:56.820
صیغه ی سلطنتی چینگ الان داره اونا رو آماده میکنه
و به زودی لیست رو به دفتر امور داخلی تحویل میده

00:22:56.820 --> 00:23:02.490
... غذاها ، شیرینی ها ، شیر چای ، شراب ها

00:23:02.490 --> 00:23:07.080
و میوه های تازه رو فقط بر اساس لیست آماده کنین

00:23:07.870 --> 00:23:09.640
... در مورد لامای دعا کننده

00:23:09.640 --> 00:23:14.230
یینگ لو ... فقط مراسم امپراتورها و
ملکه ها میتونه لامای دعا کننده داشته باشه

00:23:14.230 --> 00:23:18.360
در مورد همسرای سلطنتی رده پایین تر همچین رسمی وجود نداره

00:23:18.360 --> 00:23:22.010
حتی اگه دفتر امور داخلی سلطنتی موافقت
کنه ، اون سانسور کننده ها موافقت نمیکنن

00:23:22.010 --> 00:23:25.150
اونا جرات نمیکنن از ملکه ی مادر شکایت کنن
بنابراین حتما عصبانیت اشون رو سر تو خالی میکنن

00:23:25.150 --> 00:23:29.640
یوان چون وانگ ... خرفت شدی ؟

00:23:30.890 --> 00:23:33.730
جرات کردی مستقیما اسمم رو صدا کنی

00:23:34.940 --> 00:23:39.230
.. یوان چون وانگ .. از روزی که بهم خیانت کردی

00:23:40.290 --> 00:23:42.920
دیگه برادر قسم خورده ی من نیستی

00:23:45.590 --> 00:23:50.190
تو فقط یه خدمتکاری ... لطفا جایگاهت رو یادت باشه

00:23:51.210 --> 00:23:52.630
بله

00:23:52.630 --> 00:23:55.440
آوردن یه لامای دعا کننده واقعا مناسب نیست

00:23:58.260 --> 00:24:02.320
اما ما میتونیم با توجه به عشق
ملکه ی مادر به دخترش این اجازه رو بدیم

00:24:02.320 --> 00:24:06.530
به نظر من لامای دعا کننده رو بذاریم
جلوی مقبره ی شاهزاده خانم خی آن

00:24:06.530 --> 00:24:09.850
در عوض یه شمن زن رو به قصر دعوت کنیم

00:24:11.390 --> 00:24:15.830
به خاطر یه مسئله ی جزئی همسر لینگ رو
عصبانی کردی ... همین الان برو بیرون

00:24:15.830 --> 00:24:17.200
بله

00:24:18.450 --> 00:24:23.190
ملکه ... من نتونستم به طرز مناسب ازتون استقبال کنم

00:24:23.190 --> 00:24:25.430
لطفا من رو ببخشید

00:24:28.640 --> 00:24:31.540
ملکه ی مادر شخصا تو رو برای
برگزاری این مراسم انتخاب کرد

00:24:31.540 --> 00:24:34.140
این کار قراره واقعا برات خسته کننده باشه

00:24:34.140 --> 00:24:37.670
من قبلا بررسی کردم ... همه چی طبق دستوره

00:24:37.670 --> 00:24:42.390
همه اش به لطف توئه که ملکه ی مادر رو
خوب میشناسی که همه چی اینقدر راحت انجام شد

00:24:42.390 --> 00:24:44.770
از تعریف اتون ممنونم ملکه

00:24:44.770 --> 00:24:48.470
فقط دارم تمام تلاشم رو برای سر و سامون دادنش میکنم

00:24:48.470 --> 00:24:51.440
نمیدونم ملکه ی مادر ازش راضی میشه یا نه

00:24:52.550 --> 00:24:57.160
از اونجایی که اینجا هستین میتونین یه کم راهنماییم کنین ؟

00:24:58.730 --> 00:25:01.090
نباید تغییر زیادی صورت بگیره

00:25:01.090 --> 00:25:04.230
... فقط در مورد گل کوچیک بودایی

00:25:04.230 --> 00:25:08.460
اگه اون رو جلوی میز پیشکش بسوزونی
ممکنه ملکه ی مادر خوشحال تر بشه

00:25:08.460 --> 00:25:09.690
گل کوچیک بودایی ؟

00:25:09.690 --> 00:25:13.430
در هر مراسم سالگرد فوت یا نزدیک به سال نو
اونا از گل کوچیک بودایی استفاده میکردن

00:25:13.430 --> 00:25:18.350
با دیدن اینکه امپراتور چه اهمیتی به
... سالگرد شاهزاده خانم خی آن میده

00:25:18.350 --> 00:25:22.050
ملکه ی مادر و امپراتور حتما از آشتی کردن
با چیزی که بهش عادت داشتن خوشحال میشن

00:25:22.050 --> 00:25:27.040
از توصیه اتون ممنونم ملکه ... حتما به خاطر میسپارم

00:25:27.040 --> 00:25:29.220
ملکه ی مادر هنوز صیغه ی سلطنتی شون رو ندیده

00:25:29.220 --> 00:25:33.970
در طی اون روز لطفا خودت شخصا معرفیش کن همسر لینگ

00:25:43.120 --> 00:25:45.940
یینگ لو ... چی شده ؟

00:25:45.940 --> 00:25:48.430
ملکه داره حرکتش رو انجام میده

00:25:48.430 --> 00:25:50.320
حرکتش رو انجام میده ؟

00:25:50.880 --> 00:25:55.260
صیغه ی سلطنتی شون به زودی به مصیبت عظما گرفتار میشه

00:25:55.260 --> 00:25:59.250
ملکه ی مادر ... همسر لینگ در حال حاضر
در بخش امور داخلی سلطنتی داره وسایل
مورد نیاز برای مراسم پیشکش رو تایید میکنه

00:25:59.250 --> 00:26:02.750
ایشون بهم دستور داد بذارم دوباره لیست رو
ببینید و ببینید هنوز چیزی کم و کسر هست یا نه

00:26:02.750 --> 00:26:05.200
در اینصورت میتونه فورا آماده اشون کنه

00:26:05.200 --> 00:26:07.310
... حالا که بعد از 3 سال دارم میبینمت

00:26:07.940 --> 00:26:10.820
خیلی محتاط تر شدی

00:26:10.820 --> 00:26:12.530
... همسر لینگ گفت

00:26:12.530 --> 00:26:15.930
که تو تلاش زیادی برای این مراسم پیشکش کردی

00:26:15.930 --> 00:26:20.570
باعث افتخارمه که کاری برای شاهزاده خانم خی آن انجام بدم

00:26:22.570 --> 00:26:25.600
ملکه ی مادر ... شما برای اومدن
به اینجا زمان زیادی سفر کردین

00:26:25.600 --> 00:26:29.030
هنوز متوجه نشدین کلاه فرنگی
لی جینگ بازسازی شده ، درسته ؟

00:26:29.030 --> 00:26:31.310
کلاه فرنگی لی جینگ ؟

00:26:31.310 --> 00:26:35.260
دیشب شنیدم که کل شب از اونجا صدای آهنگ و رقص میومد

00:26:35.260 --> 00:26:37.470
به نظر میرسه صیغه ی سلطنتی شون
... یه رقص جدید طراحی کرده بود

00:26:37.470 --> 00:26:41.030
که کاملا افسانه ای بود ... حتی امپراتورم
نتونست جلوی تعریف کردن ازش رو بگیره

00:26:41.030 --> 00:26:44.870
اگه فرصتش باشه منم میخوام اون رو ببینم

00:26:44.870 --> 00:26:47.270
میترسم جرات تماشا کردنش رو نداشته باشی ؟

00:26:47.270 --> 00:26:49.230
چرا جراتش رو نداشته باشم ؟

00:26:49.230 --> 00:26:53.450
شنیدم در اون رقص زیبا هر بار که یه قسمت رقص
رو تموم کردی باید یه تیکه از لباست رو دربیاری
( یهو بگو استریب دیز بوده دیگه )

00:26:53.450 --> 00:26:57.660
وقتی رقص تموم میشه ... کل بدنت برهنه شده

00:26:57.660 --> 00:26:59.870
جرات داری تماشاش کنی ؟

00:27:02.280 --> 00:27:06.960
ملکه ... من مدت زیادی در شهر ممنوعه نبودم

00:27:06.960 --> 00:27:11.400
وقتی همچین شخصی وارد قصر
شد حتی سعی نکردی مداخله کنی ؟

00:27:15.410 --> 00:27:18.970
ملکه ی مادر لطفا من رو ببخشید
... من یه بار به امپراتور هشدار دادم

00:27:18.970 --> 00:27:21.480
که ایشون زیادی داره به صیغه ی سلطنتی شون علاقه نشون میده

00:27:21.480 --> 00:27:24.090
میترسم اگه زیادی ایشون رو نصیحت کنم ممکنه نتیجه ی عکس بده

00:27:24.090 --> 00:27:27.100
فقط میتونم آروم آروم بهش رسیدگی کنم

00:27:28.190 --> 00:27:31.740
امپراتور فقط به خاطر یه زن همچین حرکتای بزرگی انجام میده

00:27:31.740 --> 00:27:34.500
این واقعا غیر قابل تصوره

00:27:35.330 --> 00:27:39.400
به عنوان ملکه ... تو باید قدرت اداره
کردن حرمسرای سلطنتی رو داشته باشی

00:27:39.400 --> 00:27:42.940
... حالا که همچین زن افسونگری در قصر ظاهر شده

00:27:42.940 --> 00:27:47.300
داری از زیر سرزنش فرار میکنی
این خیلی عصبانی کننده ست

00:27:47.300 --> 00:27:49.880
ملکه ی مادر حق دارن برای من سخنرانی کنن

00:27:49.880 --> 00:27:54.420
من اخلاق ملایمی دارم و جرات ندارم
خیلی در مسائل شخصی امپراتور دخالت کنم

00:27:54.420 --> 00:27:57.710
میترسم به یه ملکه ی حسود معروف بشم

00:27:57.710 --> 00:28:02.620
حالا که شما به قصر برگشتین ، منم یه پشتیبان دارم

00:28:02.620 --> 00:28:06.000
بر اساس دستورات شما همه ی کارها رو انجام میدم

00:28:10.750 --> 00:28:12.640
خوبه

00:28:13.280 --> 00:28:17.600
.. بنابراین تو مثل بوداویستا در مقابل من ظاهر شدی

00:28:17.600 --> 00:28:23.600
تا یه مدت بعدش پاهای من رو در آغوش بگیری
( یعنی التماسم کنی مشکلت رو حل کنم )

00:28:24.490 --> 00:28:29.400
ملکه ... تو ارباب شش قصری

00:28:30.960 --> 00:28:35.970
تو تصمیم میگیری چیکار باید بکنی

00:28:39.130 --> 00:28:42.140
با احترام ملکه ی مادر رو مشایعت میکنم

00:28:48.950 --> 00:28:51.950
ملکه ... مقدمات مراسم پیشکش هنوز کامل نشده

00:28:51.950 --> 00:28:54.150
فعلا از حضورتون مرخص میشم

00:29:02.420 --> 00:29:06.270
قبلا ... اون به خاطر همسر لینگ ارتقا مقام گرفت

00:29:06.270 --> 00:29:10.540
حالا که مشکل پیش اومده هنوزم ضعیف و بی عرضه ست

00:29:10.540 --> 00:29:15.250
ملکه ... به نظر میاد ملکه ی مادر
علاقه ای به دخالت در این موضوع نداره

00:29:15.250 --> 00:29:16.970
باید چیکار کنیم ؟

00:29:16.970 --> 00:29:20.730
... درسته ملکه ... اگه ملکه ی مادر مداخله نکنه

00:29:20.730 --> 00:29:23.930
قراره اجازه بدیم صیغه ی سلطنتی شون به گستاخی خودش ادامه بده ؟

00:29:23.930 --> 00:29:29.220
بعد از سر گذروندن این همه مسائل
شما دو تا کی قراره عوض بشین ؟

00:29:29.220 --> 00:29:32.410
کی گفت ملکه ی مادر دخالت نمیکنه ؟

00:29:35.380 --> 00:29:37.810
مراسم پیشکش کاملا مهیا شده ؟

00:29:37.810 --> 00:29:40.370
همه چی کاملا ترتیب داده شده
لطفا نگران نباشید والاحضرت

00:29:40.370 --> 00:29:42.740
شمن زن چی ؟

00:29:42.740 --> 00:29:46.420
ترتیب اون رو هم دادم

00:29:48.290 --> 00:29:51.720
همیشه وقتی تو کارها رو انجام میدی خیالم راحته

00:29:51.720 --> 00:29:53.650
میتونی بری

00:29:53.650 --> 00:29:55.250
بله

00:30:04.290 --> 00:30:08.160
یینگ لو .. امپراتور به علاقه اش
به صیغه ی سلطنتی شون ادامه میده

00:30:08.160 --> 00:30:10.770
میترسم به این راحتی برنگرده

00:30:13.120 --> 00:30:16.230
... اگه نقشه ی ملکه موفقیت آمیز باشه

00:30:16.230 --> 00:30:18.550
خار چشمت رو از بین میبره

00:30:18.550 --> 00:30:23.350
به نظر من فقط یه جوری رفتار
کن انگار چیزی نمیدونی ... باشه ؟

00:30:26.140 --> 00:30:32.100
به هیچ کدوم اشون کمک نکن ... فقط بذار سرنوشت
صیغه ی سلطنتی شون براش تصمیم بگیره

00:30:50.710 --> 00:30:55.420
<i>من از نزدیک شدن بهت هیچ انگیزه ی
... دیگه ای ندارم ... فقط خیلی تنهام</i>

00:30:55.420 --> 00:31:00.340
<i>برای همین میخواستم یکی رو پیدا کنم که
...باهاش حرف بزنم ... در کل این شهر ممنوعه </i>

00:31:00.340 --> 00:31:03.390
<i>همه ی ما زیر یه ماسک پر زرق و برق زندگی میکنیم</i>

00:31:03.390 --> 00:31:06.080
<i>... اینکه بتونیم پیش همدیگه همونی که هستیم باشیم</i>

00:31:06.080 --> 00:31:08.630
<i>چیز خوبیه</i>

00:31:27.370 --> 00:31:30.780
این اولین باره که ملکه ی مادر
من رو به قصر شوکانگ دعوت کردن

00:31:30.780 --> 00:31:35.490
باید لباس های رسمیم رو بپوشم که احترامم رو نشون بدم

00:31:35.490 --> 00:31:40.750
شما حتی نمیتونین این کفش ها رو خوب بپوشین
اگه لیز بخورین و بیفتین خیلی خجالت آور نیست ؟

00:31:40.750 --> 00:31:44.800
همه اش تقصیر همسر لینگه که
در آموزش دادن به شما جدی نیست

00:31:44.800 --> 00:31:49.140
تقصیر اون نیست ... منم که باید سرزنش بشم

00:31:49.140 --> 00:31:52.020
اجازه نداری دوباره حرف بدی درباره اش بزنی

00:31:56.910 --> 00:31:59.390
یینگ لو -
همسر لینگ چیکار دارین میکنین ؟ -

00:31:59.390 --> 00:32:02.630
یینگ لو .. یینگ لو .. چیکار داری میکنی ؟ -
بانوی من ... بانوی من -

00:32:02.630 --> 00:32:05.250
زندگیت رو نجات میدم -
کجا دارید میرید ؟ بانوی من -

00:32:05.250 --> 00:32:08.060
شمن اینجاست

00:32:48.950 --> 00:32:51.380
این خیلی عجیبه

00:32:51.380 --> 00:32:55.040
در مراسم سالگرد یه شاهزاده خانم اونا ما رو اینجا
جمع کردن تا کتاب مقدس بودا رو تلاوت کنیم

00:32:55.040 --> 00:32:57.640
این خیلی نامناسب نیست ؟

00:32:57.640 --> 00:32:59.990
من فقط راجع به دعا کردن به بهشت ، زمین و اجداد شنیدم

00:32:59.990 --> 00:33:02.660
هیچوقت راجع به مراسم یادبود یه شاهزاده خانم مُرده نشنیده بودم

00:33:02.660 --> 00:33:05.320
امپراتور به خاطر فرزند خلف بود مشهوره

00:33:05.320 --> 00:33:09.510
در صورتی که این کار ملکه ی مادر رو خوشحال کنه
ایشون حاضره از هر هوا و هوس ایشون پیروی کنه

00:33:09.510 --> 00:33:11.860
... اگه امروز یه جلسه ی بزرگ دربار برقرار نبود

00:33:11.860 --> 00:33:14.540
ایشون حتی شخصا میومد اینجا

00:33:15.450 --> 00:33:19.400
ناراحتی ؟ پس برو به ملکه ی مادر بگو

00:33:20.980 --> 00:33:23.540
تو " بندهای اصلی سیتیگاربا بوداویستا " رو یادته ؟

00:33:23.540 --> 00:33:26.330
اجازه نده ملکه ی مادر بشنوه اونا رو اشتباه از بر کردی

00:33:26.330 --> 00:33:29.660
نه تنها تشویقت نمیکنه ، سرزنشم میشی -
... تو -

00:33:29.660 --> 00:33:33.200
لطفا از حرف زدن دست بردارین ... همینکه تونستی
... سوترا رو برای شاهزاده خانم رونویسی کنی

00:33:33.200 --> 00:33:37.170
کارمای خوبی برای خودت دست و پا کردی ... کجای این بده ؟

00:34:44.060 --> 00:34:47.400
درود عرض میکنم ملکه ی مادر

00:34:54.100 --> 00:34:57.590
این " بندهای اصلی سیتیگاربا بوداویستا " که
من برای شاهزاده خانم رونویسی کردم

00:34:57.590 --> 00:35:01.500
امیدوارم که شاهزاده خانم بتونن در غرب به بهشت برن

00:35:14.250 --> 00:35:17.690
آتیش ... آتیش

00:35:17.690 --> 00:35:18.940
زودتر آتیش رو خاموش کنین

00:35:18.940 --> 00:35:21.790
خی آن ... خی آن -
آتیش ... آتیش -

00:35:21.790 --> 00:35:24.760
خی آن -
زودتر آتیش رو خاموش کنین -

00:35:24.760 --> 00:35:27.670
عجله کنین ... خی آن -

00:35:27.670 --> 00:35:29.480
خی آن -
زودتر بیاید و آتیش رو خاموش کنین -

00:35:29.480 --> 00:35:31.490
خی آنِ من

00:35:31.490 --> 00:35:33.500
والاحضرت مراقب باشین ... زودتر آب رو بپاشین

00:35:33.500 --> 00:35:35.060
عجله کنین -
عجله کنین -

00:35:37.370 --> 00:35:39.140
... خی آن من

00:35:39.140 --> 00:35:42.690
سال هاست من برای خی آن مراسم سالگرد برگزار میکنم

00:35:42.690 --> 00:35:45.180
این موضوع قبلا هیچوقت اتفاق نیفتاده بود

00:35:45.180 --> 00:35:47.630
امروز چه خبره ؟

00:35:47.630 --> 00:35:49.780
این فقط یه حادثه ست

00:35:49.780 --> 00:35:52.740
نگران نباشین -
بانو شمن -

00:35:52.740 --> 00:35:54.610
... برگزاری مراسم پیشکشی مثل این

00:35:54.610 --> 00:35:57.220
روی خی آن من تاثیر میذاره ؟ تاثیر میذاره ؟

00:35:57.220 --> 00:35:59.770
به ملکه ی مادر اطلاع میدم که شاهزاده خانم در جوونی فوت کردن

00:35:59.770 --> 00:36:03.840
طول عمر ایشون به پایان رسیده ، هنوز تناسخ
پیدا نکرده و فرصتی برای رفتن به غرب نداره

00:36:03.840 --> 00:36:07.250
... چون شما میخواستین شاهزاده خانم به بهشت برن

00:36:07.250 --> 00:36:09.600
بنابراین در طول زندگی اتون مرتب
کارهای خیرخواهانه و خوب انجام دادین

00:36:09.600 --> 00:36:14.810
راستش تا دو سال دیگه به خواسته اتون
... میرسیدین ... اما بدبختانه امروز

00:36:14.810 --> 00:36:18.220
همه اش بوسیله ی این جادوگر شیطانی نابود شد

00:36:18.220 --> 00:36:20.690
کدوم جادوگر شیطانی ؟ -
... وقتی اون پیداش شد -

00:36:20.690 --> 00:36:24.150
گل بودایی و وسایل پیشکش همه اشون نابود شدن

00:36:26.180 --> 00:36:29.840
تو داری مزخرف میگی -
... صیغه ی سلطنتی شون متمرد نباش ... شمن -

00:36:29.840 --> 00:36:31.720
داری حقیقت رو میگی ؟

00:36:31.720 --> 00:36:33.320
همه اتون جرات کردین بهم شک کنین ؟

00:36:33.320 --> 00:36:35.160
من هیچ کاری نکردم

00:36:35.160 --> 00:36:39.000
ملکه ... من میدونم شما همیشه خیرخواه بودین

00:36:39.000 --> 00:36:41.960
اما این صیغه ی سلطنتی با همچین
... صورت بیش از حد زیبایی متولد شده

00:36:41.960 --> 00:36:44.160
و کارش افسون کردن امپراتوره

00:36:44.160 --> 00:36:46.060
شاید اون واقعا یه آدم شوم و بدیُمن باشه

00:36:46.060 --> 00:36:49.700
شمن فرستاده ایه که با ارواح و خدایان ارتباط برقرار میکنه

00:36:49.700 --> 00:36:52.620
چطور میتونیم به حرفاش شک کنیم ؟

00:36:53.620 --> 00:36:57.140
همسر لینگ ... چرا تو حرفی نمیزنی ؟

00:36:57.140 --> 00:37:02.380
ملکه ی مادر ... من چیز زیادی
درباره ی ارواح و خدایان نمیدونم

00:37:02.380 --> 00:37:04.810
نمیتونم با عجله نتیجه گیری کنم

00:37:04.810 --> 00:37:08.470
همسر لینگ ... تو به وضوح داری از اون زن شوم دفاع میکنی

00:37:08.470 --> 00:37:11.090
ملکه ی مادر اجازه بدین من چند کلمه حرف بزنم

00:37:11.090 --> 00:37:14.220
سی سال تلاش شما همه اش امروز نابود شد

00:37:14.220 --> 00:37:16.820
شاهزاده خانم خی آن بوسیله ی این زن شوم پایین کشیده شد

00:37:16.820 --> 00:37:20.770
رویای رفتن ایشون به غرب مثل حباب ترکید
... و به باد رفت ... اگه هنوزم تحملش کنین

00:37:20.770 --> 00:37:24.190
نمیدونم چند نفرمون بازم تحت تاثیرش قرار میگیریم

00:37:24.190 --> 00:37:26.090
ملکه ی مادر

00:37:28.870 --> 00:37:31.720
دستگیرش کنین -
ملکه ی مادر -

00:37:34.380 --> 00:37:37.620
ملکه ی مادر ... اون داره بهم تهمت میزنه

00:37:37.620 --> 00:37:39.590
من واقعا نمیدونم چه اتفاقی افتاد

00:37:39.590 --> 00:37:43.570
داری میگی بهت تهمت زدن ؟ -
بله ... این یه تهمته -

00:37:43.570 --> 00:37:45.660
... باید یه نفر به شمن رشوه داده باشه

00:37:45.660 --> 00:37:47.480
و میز مراسم پیشکش رو دستکاری کرده باشه

00:37:47.480 --> 00:37:50.600
حالا که همه چی سوخته من نمیتونم مدرکی ارائه بدم

00:37:50.600 --> 00:37:52.860
... اما در صورتی که از شمن بازجویی کنین

00:37:52.860 --> 00:37:55.720
حقیقت رو میفهمین -
شمن کیه ؟ -

00:37:55.720 --> 00:37:57.960
حتی ملکه ی مادرم باید بهش احترام بذاره

00:37:57.960 --> 00:37:59.970
چطور میتونی به خودت اجازه بدی
در اینجا شهرتش رو زیر سوال ببری ؟

00:37:59.970 --> 00:38:01.900
حتی اگه امپراتور هم اینجا باشه نمیتونه نجاتت بده

00:38:01.900 --> 00:38:06.100
اما من میتونم به بهشت قسم بخورم
که واقعا نمیدونم چه اتفاقی افتاد

00:38:06.100 --> 00:38:08.210
من آدم شومی نیستم

00:38:08.210 --> 00:38:10.260
زودتر ببریدش

00:38:11.090 --> 00:38:14.350
ولم کنین ... ولم کنین

00:38:14.350 --> 00:38:16.920
ملکه ی مادر ... ملکه ی مادر

00:38:16.920 --> 00:38:18.990
لطفا با دقت بهم نگاه کنین

00:38:18.990 --> 00:38:23.280
من یه آدم از گوشت و خونم ... یه انسان زنده ام

00:38:39.550 --> 00:38:40.620
ببریدش

00:38:40.620 --> 00:38:42.260
این کار رو نکنین -
صبر کنین -

00:38:45.850 --> 00:38:47.410
... تو

00:38:48.700 --> 00:38:50.540
همراهم بیا

00:38:59.520 --> 00:39:01.350
چه خبره ؟

00:39:01.350 --> 00:39:04.440
شمن گفت که اون یه موجود شومه

00:39:04.440 --> 00:39:07.530
پس چرا ملکه ی مادر به راحتی دست از سرش برداشت ؟

00:39:09.900 --> 00:39:12.640
... والاحضرت ملکه ... این

00:39:20.860 --> 00:39:24.320
با احترام ملکه رو مشایعت میکنیم

00:39:27.510 --> 00:39:30.600
کِی به دنیا اومدی ؟

00:39:31.890 --> 00:39:34.010
به سوالم جواب بده

00:39:37.330 --> 00:39:40.810
ساعت 11 شب روز پونزدهمِ ماه نهم

00:39:41.740 --> 00:39:44.440
چرا این رو ازم میپرسید ملکه ی مادر ؟

00:39:45.460 --> 00:39:47.900
روز پونزدهم ماه نهم

00:39:49.460 --> 00:39:51.050
... تو

00:39:52.880 --> 00:39:55.020
فعلا ببرش

00:40:01.990 --> 00:40:05.630
سرپرست لیو ... من باید چیکار کنم ؟

00:40:05.630 --> 00:40:08.460
لطفا یه مدت اینجا منتظر بمون

00:40:08.460 --> 00:40:12.010
وقتی زمان آزاد شدنت برسه ، آزاد میشی

00:40:14.570 --> 00:40:17.570
ملکه ی مادر -
بشین -

00:40:23.490 --> 00:40:27.140
شما اولش به حرفای شمن اعتماد داشتین

00:40:27.140 --> 00:40:29.970
چرا یه دفعه نظرتون رو عوض کردین ؟

00:40:29.970 --> 00:40:32.770
.. هنوز یادته که یه بار بهت گفتم

00:40:32.770 --> 00:40:35.360
... که وقتی خی آن به شدت بیمار بود

00:40:35.360 --> 00:40:38.460
... من برای التماس رحمت به همه ی معابد رفتم

00:40:38.460 --> 00:40:42.740
... به خاطر بودا همه جا زانو زدم و عود سوزوندم

00:40:42.740 --> 00:40:48.600
به امید اینکه در عوض زندگی خی آن 10
سال از زندگی من رو بگیره ؟

00:40:50.290 --> 00:40:54.210
... اون موقع یه راهب بزرگ بهم گفت

00:40:54.210 --> 00:40:58.560
که میتونم یه نشونه روی بچه ام بذارم

00:40:58.560 --> 00:41:01.220
... حتی اگه نتونم یه کاری کنم به زندگیش ادامه بده

00:41:01.220 --> 00:41:05.090
بازم میتونم یه فرصت داشته باشم که در زندگی بعدیش بهش ملحق بشم

00:41:05.760 --> 00:41:16.230
بنابراین قلبم رو سخت کردم و دو تا سوراخ
زیر لب هاش در حدود این ناحیه ایجاد کردم

00:41:16.230 --> 00:41:20.230
اما یه کم پیش وقتی صیغه ی
... سلطنتی شون خودش رو به طرفم پرت کرد

00:41:20.230 --> 00:41:22.690
... متوجه شدم که اون

00:41:24.710 --> 00:41:28.010
حرفایی که درباره ی تناسخ میزنن خیلی مزخرفه

00:41:28.010 --> 00:41:29.990
شما نباید همچین چیزایی رو باور کنین

00:41:29.990 --> 00:41:32.280
... اما زمان تولدش

00:41:32.280 --> 00:41:35.740
هم حول و حوش ساعت 11 روز پونزدهمه ماه نهمه

00:41:35.740 --> 00:41:39.060
همون زمان و تاریخ تولد ... همون علامت

00:41:39.060 --> 00:41:40.490
همه ی اینا تصادفی ان ؟

00:41:40.490 --> 00:41:42.470
سریعتر ... سریعتر

00:41:44.190 --> 00:41:46.280
سریعتر حرکت کنین

00:41:52.960 --> 00:41:56.760
به مادر سلطنتی درود عرض میکنم

00:41:58.160 --> 00:42:01.610
به امپراتور درود عرض میکنم

00:42:03.950 --> 00:42:07.540
مادر سلطنتی ... صیغه ی سلطنتی شون کجاست ؟

00:42:12.000 --> 00:42:16.900
مادر سلطنتی ... شما نباید حرفای اون شمن رو باور کنین

00:42:16.900 --> 00:42:19.710
چن بی مطمئنا یه موجود شوم نیست

00:42:19.710 --> 00:42:25.260
امپراتور ... تو به اون شمن عنوان عبادتگری دادی

00:42:25.260 --> 00:42:29.810
اما ازم میخوای حرفاش رو باور
نکنم ... اینا با هم متناقض نیست ؟

00:42:29.810 --> 00:42:35.070
مادر سلطنتی ... من به شمن مقام و عنوان دادم

00:42:35.070 --> 00:42:37.990
بنابراین اون میتونه وظایفش رو در
مراسم های پیشکش شبانه روز انجام بده

00:42:37.990 --> 00:42:40.150
این ادامه دادن آداب و رسوم قدیمی اجدادمونه

00:42:40.150 --> 00:42:43.760
اینطوری از همه میخوایم یادشون نره
این امپراتوری چقدر سخت به دست اومده

00:42:43.760 --> 00:42:47.640
اجازه ندین اون به افکارتون مسلط بشه
و تصمیمات خودش رو بهتون دیکته کنه

00:42:47.640 --> 00:42:52.100
لطفا باور کنین که چن بی فقط یه زن معمولیه

00:42:52.100 --> 00:42:54.850
اون مطمئنا یه موجود شوم نیست

00:42:54.850 --> 00:42:58.870
امپراتور نگران نباشید ... صیغه ی
سلطنتی شون الان در امن و امانه

00:43:00.290 --> 00:43:02.570
... من گذاشتم کنار ملکه ی مادر باشی

00:43:02.570 --> 00:43:06.370
نه برای اینکه اختلاف بندازی و رقیبت رو از میدون به در کنی

00:43:06.370 --> 00:43:10.280
من هیچوقت حرف بدی درباره ی صیغه ی سلطنتی شون نزدم

00:43:10.280 --> 00:43:14.350
تو درباره ی یینگ لو دچار سوتفاهم
شدی ... اون همچین آدمی نیست

00:43:14.350 --> 00:43:18.600
مادر سلطنتی ... شما بیش از حد روی این زن تعصب دارین

00:43:18.600 --> 00:43:22.980
شاید ... اون به حدی که شما فکر میکنین مهربون نباشه

00:43:33.110 --> 00:43:35.710
چن بی ... بیا اینجا

00:43:42.560 --> 00:43:46.820
بسیارخوب امپراتور .. ما این برگ رو برگردوندیم

00:43:46.820 --> 00:43:49.290
به شمن هم سخت نگیر

00:43:49.290 --> 00:43:52.850
همسر سلطنتی مورد علاقه ات رو با خودت ببر

00:43:52.850 --> 00:43:54.880
فورا از ملکه ی مادر به خاطر بخشندگیش تشکر کن

00:43:58.600 --> 00:44:00.980
از بخشندگی اتون ممنونم ملکه ی مادر

00:44:08.080 --> 00:44:09.510
بیا بریم

00:44:15.530 --> 00:44:17.250
صبر کن

00:44:21.000 --> 00:44:31.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:31.024 --> 00:44:51.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.