﻿WEBVTT

00:00:14.149 --> 00:00:18.149
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.618 --> 00:00:22.618
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:22.619 --> 00:00:23.382
سال 2010

00:00:23.407 --> 00:00:26.140
‫صدای به هم خوردن ظروف

00:00:26.209 --> 00:00:30.011
‫سم لیپمن-استرن: خیلی خوب. آآ... بزار ببینم.

00:00:30.079 --> 00:00:34.282
‫خوب من دقیقاً همینجا نشسته بودم. حالم خیلی خیلی

00:00:34.351 --> 00:00:37.088
‫درست همینجا بود. حالم خیلی خراب و داغون بود.

00:00:39.530 --> 00:00:42.463
‫من می خواستم یک مستند
‫در مورد CDG بسازم.

00:00:42.526 --> 00:00:43.559
‫بهش خیلی فکر کردم...

00:00:43.634 --> 00:00:45.966
‫از همون بچگی این فکر کوفتی تو سرم بود.

00:00:46.029 --> 00:00:48.595
‫♪ (پخش موسیقی آرام) ♪

00:00:49.733 --> 00:00:52.599
‫سام: خیلی جای به هم ریخته
‫و دیوونه کننده ای بود.

00:00:53.870 --> 00:00:55.570
‫عجیبه، من حتی

00:00:55.639 --> 00:00:57.142
‫خودم را در فیلم نمی شناسم.

00:01:01.379 --> 00:01:02.313
‫(آه می کشد)

00:01:03.380 --> 00:01:06.184
‫(نفس عمیق و سنگین می‌کشد.)

00:01:08.586 --> 00:01:11.619
‫من هفت سال در CDG کار کردم

00:01:11.688 --> 00:01:14.189
‫ ولی اصلا تصورش رو هم نمیکردم که

00:01:14.258 --> 00:01:18.260
‫من بخشی از بزرگترین کلاهبرداری

00:01:18.329 --> 00:01:20.098
‫بازاریابی تلفنی در
‫تاریخ آمریکا باشم.

00:01:21.164 --> 00:01:24.836
‫اما پت دقیقاً از همون
‫اول کار می‌دونست.

00:01:26.803 --> 00:01:30.271
‫پت انگار خبرچین به دنیا آمده
‫بود.

00:01:30.346 --> 00:01:34.181
‫هفت سال پیش
‫پاتریک جِی. پسپاس:
‫گشنمه، گشنمه!  اوه، گشنمه!

00:01:34.244 --> 00:01:35.944
‫-سام: پاتریک. بگو ببینم...
‫-سلام... چه خبرا؟

00:01:36.019 --> 00:01:37.985
‫این جایی که قراره بریم چطوریه؟

00:01:38.048 --> 00:01:39.280
‫دقیقا کجا داریم میریم و چه کار میکنیم؟

00:01:39.305 --> 00:01:41.806
‫اوه، ما داریم میریم توی گروه توسعه مدنی

00:01:41.919 --> 00:01:44.852
‫و قراره از طرف یه سازمان کوفتی

00:01:44.921 --> 00:01:47.722
‫به مردم زنگ بزنیم...

00:01:47.791 --> 00:01:49.490
‫و جیبشون رو خالی کنیم.

00:01:49.559 --> 00:01:52.827
‫-(سام می خندد) -پت، اگر از این برچسب ها برات پست کنن،

00:01:52.896 --> 00:01:54.829
‫ میخوای باهاش چه کار کنی؟

00:01:54.898 --> 00:01:56.832
‫رفیق، من اینقدر از اینها
‫دارم، واقعا حال آدم گرفته میشه.

00:01:56.901 --> 00:01:58.032
‫هر روز پستشون می‌کنم.

00:01:58.101 --> 00:02:00.636
‫هر روز... می فرستمشون به خونه خودم.

00:02:00.705 --> 00:02:02.471
‫جهنم! آره من یک کلکسیون کامل از

00:02:02.540 --> 00:02:05.172
‫این برچسب های مزخرف و آشغال دارم

00:02:05.241 --> 00:02:07.809
‫سام: پت، الان نعشه‌ای؟ یه کم مواد زدی؟

00:02:07.878 --> 00:02:09.110
‫-اره یه کم

00:02:09.179 --> 00:02:10.878
‫-سام: یه کم؟ پس خوبه!
‫-گفتم یه کم فقط.

00:02:10.947 --> 00:02:12.781
‫سام: بزن بریم.
‫بزن بریم - بیا بریم تو کارش

00:02:12.850 --> 00:02:14.183
‫بریم کله خرابا! بیایین کلک این
‫برچسبا رو بکنیم و بفروشیمششون.

00:02:14.252 --> 00:02:15.484
‫-بچه ها آماده اید؟
‫-پاتریک: من که آماده ام.

00:02:15.553 --> 00:02:17.719
‫-سام: باشه، پس بریم تو کارش.
‫-بیلی فدور:بزن بریم.

00:02:17.788 --> 00:02:21.026
‫آهنگ ♪ ("OH HAIL NO"
‫BY EL-P PLAYING) ♪

00:02:27.432 --> 00:02:32.471
‫(تلفن به زنگ زدن ادامه میدهد)

00:02:32.819 --> 00:02:36.819
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:37.508 --> 00:02:39.340
‫گیرنده: سلام.

00:02:39.409 --> 00:02:40.975
‫جیمز چستنات: جیمز چستنات هستم.

00:02:41.044 --> 00:02:42.176
‫و از طرف ایالت
‫نیوجرسی تماس می گیرم

00:02:42.245 --> 00:02:43.880
‫انجمن افسران مجری قانون.

00:02:43.949 --> 00:02:45.080
‫عصر شما بخیر.

00:02:45.149 --> 00:02:47.182
‫پاتریک: کمک ها و هدایا
‫مشمول کسر مالیات نمیشن.

00:02:47.251 --> 00:02:49.888
‫نود و پنج، خیابان مالکوم.
‫ مثل سنگ سفته.

00:02:58.028 --> 00:02:59.865
‫-آه!  اووو
‫-(بازاریابهای تلفنی می خندند)

00:03:06.304 --> 00:03:07.806
‫(اد هیلگر فریاد می زند)

00:03:12.910 --> 00:03:14.709
‫(پچ پچ نامشخص)

00:03:14.778 --> 00:03:16.144
‫♪ (آهنگ به پایان می رسد) ♪

00:03:16.213 --> 00:03:19.714
‫-(پچ پچ نامشخص)
‫-♪ (پخش موسیقی آرام) ♪

00:03:19.783 --> 00:03:22.116
‫-سلام.  مم  مم
‫-(حباب آب)

00:03:22.185 --> 00:03:27.155
‫سام: وقتی یه بچه 14 ساله
‫بودم،کارم رو در CDG شروع کردم.

00:03:27.224 --> 00:03:28.856
‫دوست سام: اوه، ببین چقدر دود بلند شده!

00:03:28.925 --> 00:03:32.159
‫سام: دیگه کلاس نهم رو نرفتم.

00:03:32.228 --> 00:03:35.731
‫-(شتاب موتور)
‫-سام: وای، وای، وای!

00:03:35.800 --> 00:03:38.399
‫من اصلا دلم نمی خواست تو اون خراب شده کار کنم.

00:03:38.468 --> 00:03:41.803
‫من فقط دلم میخواست
‫دور هم جمع بشیم، بریم دیوارنویسی و از خودم و

00:03:41.872 --> 00:03:45.807
‫رفقای درب و  داغونم فیلم بگیرم.

00:03:45.876 --> 00:03:48.743
‫اما پدر و مادرم گفتند که باید شغل پیدا کنم.

00:03:48.812 --> 00:03:52.313
‫و تنها جایی بود که
‫همسن و سالهای من را استخدام می کرد...

00:03:52.382 --> 00:03:56.213
‫گروه توسعه مدنی، (CDG) بود.

00:03:56.282 --> 00:03:59.157
‫(پچ پچ نامشخص)

00:04:01.287 --> 00:04:03.257
‫خوب بود عزیزم

00:04:03.326 --> 00:04:06.097
‫بازاریاب تلفن 1: امروز، روز منه.
‫-(Telemarketer 2 Cheers)

00:04:07.497 --> 00:04:11.867
‫سام: قبل از اینکه به
‫CDG بیایم، یک تصویر ذهنی متفاوتی

00:04:11.936 --> 00:04:15.440
‫از بازاریابی تلفنی  داشتم.

00:04:17.242 --> 00:04:18.139
‫آره

00:04:18.208 --> 00:04:20.642
‫-سام: هر چی بود این جورش دیگه تو ذهنم این نبود!
‫بازاریاب تلفن: اوه!

00:04:20.711 --> 00:04:25.808
‫بیلی: انگار اینها بازاریابی تلفنی آمریکایی را دوباره اختراع کردند.
‫ یه چیز کاملا متفاوت!

00:04:25.877 --> 00:04:29.387
‫تمام این هنر بازاریابی نتیجه‌ی  این عملیات بود.

00:04:31.321 --> 00:04:34.617
‫اگه شما رو دیوونه میکنه

00:04:34.686 --> 00:04:38.263
‫به خاطر CDG است.

00:04:40.630 --> 00:04:44.632
‫سام: گروه توسعه
‫مدنی از دهه 90 وجود

00:04:44.701 --> 00:04:47.469
‫داشت و دفاتری در
‫سراسر جرسی داشت.

00:04:47.538 --> 00:04:51.740
‫تام وایت: سی‌دی‌جی ایده
‫فوق‌العاده‌ای ارائه کرد.

00:04:51.809 --> 00:04:55.209
‫آنها شرکت جمع آوری
‫کمک های مالی برای

00:04:55.278 --> 00:04:59.080
‫بسیاری از سازمان
‫های خیریه بودند.

00:04:59.149 --> 00:05:01.550
‫فرض کنید شما یک سازمان آتش نشانی

00:05:01.619 --> 00:05:02.850
‫در نیوجرسی دارید.

00:05:02.919 --> 00:05:04.819
‫و وقتی این سازمان آتش نشانی

00:05:04.888 --> 00:05:06.355
‫ کمک مالی
‫خود را جمع آوری می‌کند

00:05:06.424 --> 00:05:10.525
‫فرضاً 175000
‫دلار در سال گیرشون میاد.

00:05:10.594 --> 00:05:13.327
‫CDG اینجا وارد عمل می‌شه و می‌گه:

00:05:13.396 --> 00:05:17.999
‫"بوم! شما بچه ها فقط باید
‫این چک 350000 دلاری را قبول کنید

00:05:18.068 --> 00:05:22.438
‫و به ما اجازه بدید که
‫از نام شما استفاده کنیم.

00:05:22.507 --> 00:05:25.206
‫و دیگه همه چیز رو به ما بسپارید."

00:05:25.275 --> 00:05:27.408
‫سام: آنها به من گفتند
‫که کار من برقراری

00:05:27.477 --> 00:05:31.880
‫تماس از طرف گروه های
‫خیریه پلیس هست.

00:05:31.949 --> 00:05:35.050
‫دستمزدم هم ساعتی ده دلار، بدون کمیسیون.

00:05:35.119 --> 00:05:36.784
‫سلام، سابرینا هستم

00:05:36.853 --> 00:05:38.787
‫از طرف ایالت نیوجرسی تماس می‌گیرم

00:05:38.856 --> 00:05:41.823
‫انجمن افسران مجری قانون.

00:05:41.892 --> 00:05:44.993
‫اونا میخوان
‫ توی پاییز صندوق سرمایه گذاری راه بندازن.

00:05:45.062 --> 00:05:46.428
‫-(پچ پچ نامشخص)
‫-سی و پنج دلار

00:05:46.497 --> 00:05:48.430
‫برای سطح طلا، 25 دلار برای نقره.

00:05:48.499 --> 00:05:50.466
‫تنها چیزی که آنها می
‫خواهند این است که به محض

00:05:50.535 --> 00:05:52.601
‫دریافت بسته تعهد از طریق
‫پست، 55 دلار را پس فرستید.

00:05:52.670 --> 00:05:53.768
‫شما این کار میکنید؟ آنها میتونند روی اون حساب کنند؟

00:05:53.837 --> 00:05:54.836
‫(می خندد بازاریاب تلفنی)

00:05:54.905 --> 00:05:58.540


00:05:58.609 --> 00:06:02.544


00:06:02.613 --> 00:06:06.348
‫سام: ما ازطرف ده ها سازمان مختلف

00:06:06.417 --> 00:06:08.350
‫تماس می گرفتیم، اما بیشترشون نهادهای دولتی بودن مثل

00:06:08.419 --> 00:06:12.053
‫سازمان فرمان برادری پلیس.

00:06:12.122 --> 00:06:14.055
‫گزارشگر 1: فرمان برادری پلیس،

00:06:14.124 --> 00:06:16.858
‫بزرگترین اتحادیه
‫مجری قانون در جهان،

00:06:16.927 --> 00:06:20.562
‫با بیش از 325000
‫عضو در سراسر کشور.

00:06:20.631 --> 00:06:22.067
‫(تشویق حضار)

00:06:22.933 --> 00:06:24.031
‫برایان گوتز: واقعیت
‫این است که آیا مردم

00:06:24.100 --> 00:06:26.134
‫می خواهند به پلیس
‫کمک کنند؟

00:06:26.203 --> 00:06:28.670
‫عده ای هستند که میگویند بله

00:06:28.739 --> 00:06:29.832
‫حالا هر چی بود مهم نیست.

00:06:29.901 --> 00:06:32.274
‫تو می‌تونی بزرگ‌ترین
‫فروشنده‌ای باشی

00:06:32.343 --> 00:06:34.976
‫که تا الان زندگی کرده.
‫مردم عاشق پلیس هستن.

00:06:35.045 --> 00:06:36.243
‫سابرینا راس: اینجا جاییه که

00:06:36.312 --> 00:06:38.480
‫می دونید قطعاً می تونین یه شغلی برا خودتون دست و پا کنین.

00:06:38.549 --> 00:06:41.783
‫می دونی چیه فقط کافیه بتونی بخونی و حرف بزنی، همین! اونجا استخدامی.

00:06:41.852 --> 00:06:44.456
‫و زمانی که برا خودتون یه اسم و رسمی دست و پا کردین
‫میتونین اونجا بمونین.

00:06:44.929 --> 00:06:52.514
‫سام: هدفتون از کار کردن توی CDG چی بود؟ چون هیچ کمیسیونی هم که نمیگرفتید. پس چرا اونجا کار می کردین؟

00:06:53.063 --> 00:06:55.064
‫چون جای سرگرم کننده ای بود.

00:06:55.133 --> 00:06:56.230
‫(هیاهوی نامشخص)

00:06:56.299 --> 00:06:57.799
‫بازاریاب تلفن: ♪ تو
‫نمی تونی منو ببینی،  ♪

00:06:57.868 --> 00:07:00.636
‫ ♪ من دوست دارم برای همیشه  توی CDG کار کنم ♪

00:07:00.705 --> 00:07:03.771
‫درست مثل این بود که شما دارین به یک پیک نیک خفن می‌رین!

00:07:03.840 --> 00:07:05.074
‫هر روز خدا آدم بره پیک نیک!

00:07:05.143 --> 00:07:06.440
‫(پچ پچ نامشخص)

00:07:06.509 --> 00:07:09.311
‫تام: تو باید یه چیزی رو بدونی،
‫CDG مثل یک ​​آزمایشگاه بود.

00:07:09.380 --> 00:07:11.713
‫یه سری افراد خاص نیاز بود

00:07:11.782 --> 00:07:13.848
‫تا فقط بشینن پشت کامپیوتر

00:07:13.917 --> 00:07:15.952
‫جلوی مانتیتور و

00:07:16.021 --> 00:07:17.486
‫و فقط تلفن بزنن...

00:07:17.555 --> 00:07:19.554
‫و همینطور تلفن بزنن... همین.

00:07:19.623 --> 00:07:24.593
‫به خاطر همین، ما به بچه‌ها
‫اجازه می‌دادیم هر کاری دلشون میخواد بکنن.

00:07:24.662 --> 00:07:26.094
‫تا شیفت کاریشون تمام بشه.

00:07:26.163 --> 00:07:28.095
‫بازاریاب تلفنی: این خیلی خوبه.

00:07:28.164 --> 00:07:30.531
‫شان هستم.
‫امروز چطور میتونم کمکت کنم رفیق؟

00:07:30.600 --> 00:07:33.168
‫بیلی: وقت داری امروز آبجو بزنیم و ماریجوانا بکشیم؟

00:07:33.237 --> 00:07:34.964
‫اونا اصلا براشون مهم نبود شما چه کاری اونجا می‌کردین.

00:07:35.033 --> 00:07:38.507
‫تنها چیزی که مهم بود این بود که اگر میتونستی چیزی بفروشی، خوبی. اگر نمیتونستی، بدرد نمی خوری.

00:07:38.576 --> 00:07:40.008
‫(پچ پچ نامشخص)

00:07:40.077 --> 00:07:41.377
‫سام: می‌دونی، من اینجا کار می‌کنم.

00:07:41.446 --> 00:07:43.045
‫و با خودم می گفتم:
‫«باید این رو ثبتش کنم.

00:07:43.114 --> 00:07:45.116
‫این کار کوفتی آدم رو دیونه میکنه."

00:07:48.018 --> 00:07:49.752
‫برایان: تو نمی خواستی اونجا باشی.

00:07:49.821 --> 00:07:51.723
‫(می خندد)

00:07:53.089 --> 00:07:54.923
‫اما مسئله این بود که
‫تو همیشه  آدم باهوشی بودی.

00:07:54.992 --> 00:07:56.424
این برای من خیلی مهمه.

00:07:56.493 --> 00:07:59.361
‫باید صدای خوبی داشته
‫باشی، باید باهوش باشی.

00:07:59.430 --> 00:08:01.863
‫-(پچ پچ نامشخص)
‫-سلام؟

00:08:01.932 --> 00:08:03.800


00:08:03.869 --> 00:08:05.504
‫سلام، درک.

00:08:07.304 --> 00:08:11.139
‫اوه، سم لیپمن-استرن هستم از طرف
‫واشنگتن دی سی تماس می گیرم.

00:08:11.208 --> 00:08:13.776
‫فرمان برادرانه لژ پلیس شماره یک.

00:08:13.845 --> 00:08:15.443
‫عصر بخیر.

00:08:15.512 --> 00:08:19.180
‫فقط در همین سال گذشته،
‫163 افسر پلیس در حین

00:08:19.249 --> 00:08:22.250
‫انجام وظیفه در سراسر
‫ایالات متحده کشته شدند.

00:08:22.318 --> 00:08:24.453
‫و هروقت یه افسر پلیس دلاور در حین

00:08:24.522 --> 00:08:26.588
‫انجام وظیفه مجروح یا کشته بشه

00:08:26.657 --> 00:08:30.059
‫صندوق کمک ایالت به آنها و خانواده هایشان

00:08:30.128 --> 00:08:31.627
کمک مالی می کنه.

00:08:31.696 --> 00:08:34.466
‫حالا، لیزا، این خانواده ها،
‫به حمایت شما نیاز دارند.

00:08:35.566 --> 00:08:36.398
‫کلیک.

00:08:36.467 --> 00:08:37.732
‫♪ (پخش موسیقی با تنش) ♪

00:08:37.801 --> 00:08:40.469
‫جیمز: این سخت ترین شغلیه که تا حالا داشتین.

00:08:40.537 --> 00:08:41.503
‫من یک شارلاتان هستم.

00:08:41.572 --> 00:08:44.634
‫من موقع شام دارم
‫اذیتت میکنم و تو توی دلت داری بهم میگی:

00:08:44.703 --> 00:08:47.212
‫"برو بمیر! دیگه به ​​من زنگ نزن."

00:08:47.711 --> 00:08:49.748
‫

00:08:53.784 --> 00:08:55.416
‫برایان: همیشه مجبور
‫بودی بگی: "از طرف"

00:08:55.485 --> 00:08:57.451
‫چون تو هیچوقت بخشی از
‫فرمان برادری پلیس نبودی.

00:08:57.520 --> 00:09:00.021
‫تو هیچ وقت پلیس نبودی  و فقط داشتی
‫از طرف اونا تماس می گرفتی.

00:09:00.090 --> 00:09:01.457
‫شما باید می دونستی که از طرف کی داری زنگ می زنی.

00:09:01.526 --> 00:09:03.124
‫چون اگر این رو نمی‌گفتی،

00:09:03.193 --> 00:09:04.593
‫ بلافاصله تلفن رو قطع می‌کردند.

00:09:04.662 --> 00:09:07.496
‫سام: قانون دیگر این بود که باید به مردم می‌گفتی

00:09:07.565 --> 00:09:10.399
‫که خیریه چقدر درآمد دارد.

00:09:10.468 --> 00:09:12.738
‫که معمولاً حدود ده درصد بود.

00:09:13.238 --> 00:09:14.336
‫این مبلغ به نظر کم می آمد، اما

00:09:14.405 --> 00:09:16.438
‫مدیرهامون همیشه می‌گفتند:

00:09:16.507 --> 00:09:18.240
‫"ده درصد چیزی بهتر از

00:09:18.309 --> 00:09:20.508
‫100 درصد هیچ است."

00:09:20.577 --> 00:09:23.411
‫فاروق دیویس: اما ما
‫مجبور نبودیم همه جزئیات را

00:09:23.480 --> 00:09:26.075
‫فاش کنیم، مگر اینکه اونا سؤال می‌پرسیدند.

00:09:26.144 --> 00:09:27.649
‫شخصی که باهاش تماس می‌گرفتیم،
‫ ممکن  بود بگه:

00:09:27.718 --> 00:09:31.452
‫"اوه، پس آنها فقط ده درصد می‌گیرند، شما 90 را نگه می‌دارید؟

00:09:31.521 --> 00:09:36.458
‫یعنی، اگر من به شما 100 دلار بدم، شما فقط ده دلار به آنها می‌دین؟"

00:09:36.527 --> 00:09:38.560
‫شما باید میگفتید: "آره"،
‫چون واقعیت همین بود.

00:09:38.629 --> 00:09:41.896
‫   این کار واقعا مهارت‌ "حاضرجوابی و استدلال "
‫شما را آزمایش کرد، متوجه‌اید چی میگم؟

00:09:41.965 --> 00:09:46.001
‫اصلا "نه" رو به عنوان جواب قبول نمی‌کردیم.

00:09:46.070 --> 00:09:48.406
اونا برای همه چیز یه جوابی  داشتند.

00:09:49.374 --> 00:09:51.005
‫مهم نیست تو چی...

00:09:51.074 --> 00:09:52.274
‫مثلا  میگفتید:
‫"مادر من تازه مرده."

00:09:52.343 --> 00:09:53.908
‫اونا برای اینم جواب داشتن.

00:09:53.977 --> 00:09:56.745
‫خونه ات سوخته جان؟

00:09:56.814 --> 00:09:58.980
‫کامل از بین رفته؟

00:09:59.049 --> 00:10:00.449
‫حالا جان، نمی‌خواهم
‫خیلی مزاحمت بشم

00:10:00.518 --> 00:10:02.919
‫کنم، اما یک برنز 20 دلاری داریم.

00:10:02.988 --> 00:10:04.656
‫یه تقویت کننده15 دلاری هم هست.

00:10:05.884 --> 00:10:06.788
‫برایان: و اگر خاطرتون باشه

00:10:06.857 --> 00:10:09.290
‫یه سری "جواب" در اتاقک آویزان بود،

00:10:09.359 --> 00:10:11.627
‫طوری بود که کامل بتونی بخونیش

00:10:11.696 --> 00:10:13.962
‫مثلا وقتی اینو گفتن تو سریع جوایشون رو بدی

00:10:14.031 --> 00:10:16.298
‫و دهنشون رو ببندی.

00:10:16.367 --> 00:10:17.666
‫میدونی همیشه به من میگفتن

00:10:17.735 --> 00:10:19.768
‫ "اوه ما اینو امتحان کردیم، جواب میده.
‫ اینو امتحان می کنیم، اون رو آامتحان می کنیم."

00:10:19.837 --> 00:10:23.138
‫من نمی تونم این روش لعنتی رو زیر سوال ببرم، مرد.
‫  این روش لعنتی واقعا جواب می‌داد.

00:10:23.207 --> 00:10:24.338
‫به عنوان یک وکیل حقوقی در CDG،

00:10:24.407 --> 00:10:26.441
‫من یک برچسب پلیس نو
‫رو براتون می فرستم.

00:10:26.510 --> 00:10:29.711
‫لطفا برای نشان دادن حمایت
‫خودتون اون رو با افتخار به همه نشون بدین.

00:10:29.780 --> 00:10:32.146
‫اون برچسب، فقط
‫ورقه‌ی نازک بود.

00:10:32.215 --> 00:10:35.216
‫شما خودتون هم می‌تونید، آن را در OfficeMax  درست کنید.

00:10:35.285 --> 00:10:37.051
‫برای تشکر از حمایت شما،

00:10:37.120 --> 00:10:41.122
‫من یک کارت پلیس و برچسب
‫جدید 2007 برای شما می‌فرستم.

00:10:41.191 --> 00:10:42.991
‫لطفی به من بکنید و فقط

00:10:43.060 --> 00:10:44.226
‫برچسب را به پشت خودرو بچسبونید.

00:10:44.295 --> 00:10:45.727
‫یک لطفی به من بکنید،
‫برچسب رو در پشت

00:10:45.796 --> 00:10:49.030
‫خودرو بچسبونید و کارت را
‫داخل کیف خود بذارید.

00:10:49.099 --> 00:10:51.167
‫برای نشان دادن حمایت افتخاری

00:10:51.236 --> 00:10:53.168
‫خود از این افسران کشته شده.

00:10:53.237 --> 00:10:55.571
‫وقتی از ما
‫می پرسیدند که این برچسب‌ها

00:10:55.639 --> 00:10:57.672
‫ واقعاً به چه درد می‌خورن... (خنده)

00:10:57.741 --> 00:10:59.841
‫...خب به ما گفته بودن که نگیم

00:10:59.910 --> 00:11:01.843
‫"این یعنی دیگه شما جریمه رانندگی نمیشید!"  ما می‌گفتیم:

00:11:01.912 --> 00:11:05.480
‫"این برچسب ممکنه باعث جلوگیری از جرایم رانندگی بشه."

00:11:05.549 --> 00:11:07.916
‫برایان: مردی که به من آموزش می داد می‌گفت:

00:11:07.985 --> 00:11:09.217
‫"من برچسب می فروشم."

00:11:09.286 --> 00:11:10.652
‫ما این برچسب لعنتی را به شما می‌دیم

00:11:10.721 --> 00:11:12.220
‫ تا روی ماشینتون
‫بچسبونید. شما فکر می‌کنید

00:11:12.289 --> 00:11:13.788
‫این برچسب باعث می‌شه که دیگه جریمه نشید.

00:11:13.857 --> 00:11:16.991
‫و این همان دقیقا همون CDG بود.
‫ CDG اینطوری ساخته شد.

00:11:17.060 --> 00:11:20.929
‫سطوح کمک مالی برای کمک
‫کردن:  طلا، و بالاترین مبلغ هم 35 دلاره.

00:11:20.998 --> 00:11:24.499
‫نقره هم کمتره و تا 25 دلار راه داره.

00:11:24.568 --> 00:11:26.501
‫ می‌تونی بیای بالا و با طلا
‫کار کنی؟

00:11:26.570 --> 00:11:28.536
‫یا می خوای روی همون
‫نقره بمونی؟

00:11:28.605 --> 00:11:31.172
‫این 35 فوق العاده است، پاتریشیا.

00:11:31.241 --> 00:11:33.541
‫و من می خواهم از شما
‫به عنوان یکی از قهرمانان ایالت

00:11:33.610 --> 00:11:35.777
‫نیوجرسی و این خانواده ها بسیار تشکر کنم.

00:11:35.846 --> 00:11:37.346
‫(پاتریشیا به طور نامفهوم
‫از طریق تلفن صحبت می کند)

00:11:37.415 --> 00:11:39.147
‫اجازه دهید آدرس
‫پستی را دوباره چک کنم

00:11:39.216 --> 00:11:40.415
تا مطمئن شم به
‫دستتون می رسه...

00:11:40.484 --> 00:11:42.617
‫من روزانه حدود 1000 دلار

00:11:42.686 --> 00:11:45.524
‫با این خرده کاریها درمی‌آوردم.

00:11:46.791 --> 00:11:50.759
‫اصلا فکر نمی کردم که دارم کار بدی میکنم.

00:11:50.828 --> 00:11:54.195
‫من فقط فکر می کردم که این شغل واقعا شغل مزخرفیه.

00:11:54.264 --> 00:11:57.032
‫و پلیس پولش رو از این طریق جمع کرده.

00:11:57.101 --> 00:11:59.667
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:11:59.736 --> 00:12:02.774
‫سام: وقتی تقریباً 16
‫ساله بودم با اد گنده‌بک آشنا شدم.

00:12:03.907 --> 00:12:05.373
‫برایان: اغراق نمی‌کنم وقتی می‌گم که اون

00:12:05.442 --> 00:12:08.176
‫ 180 کیلو وزن داشت.

00:12:08.245 --> 00:12:10.179
‫بامزه ترین رفیقی بود که تا الان دور و برم بوده.

00:12:10.248 --> 00:12:11.580
‫اون یکی از بهترین فروشنده ها بود.

00:12:11.649 --> 00:12:14.449
‫اگر اون لعنتی رو توی یه اتاق در مقابل هر کسی قرار می‌دادی،

00:12:14.518 --> 00:12:17.388
‫اون مادربه‌خطا برنده می‎شد.
‫
‫واقعاً چندش بود.

00:12:18.055 --> 00:12:21.290
‫سام: تو اد رو یادت می‌آد، وقتی فیلم میگرفت؟

00:12:21.358 --> 00:12:22.524
‫اوه، کاملا

00:12:22.593 --> 00:12:24.293
‫  سام: آخه اصلاً اینطوری شروع شد.

00:12:24.362 --> 00:12:25.461
‫ اد: چیه، مرد؟

00:12:25.530 --> 00:12:27.096
‫سام: او به من گفت که چند بار

00:12:27.165 --> 00:12:28.730
‫از CDG فیلم گرفته است.

00:12:28.799 --> 00:12:30.602
‫-مثلاً چند سال پیش
‫اد: مگنوم پی آی.

00:12:31.702 --> 00:12:34.870
‫-به این آشغال نگاه کن
‫-( بازاریاب تلفنی خمیازه می کشد.}

00:12:34.939 --> 00:12:37.772
‫ ED: کثافت عو...
‫نگاش کن... وینتر پیری!

00:12:37.841 --> 00:12:39.341
‫-وینتر: چه خبر؟
‫-(پچ پچ نامشخص)

00:12:39.410 --> 00:12:40.746
‫(اد می خندد.)

00:12:40.883 --> 00:12:44.643
‫خیلی وقته با لباس جلوی دوربین نبودم!

00:12:45.550 --> 00:12:47.916
‫اینجا من معمولاً خودم و تر و تمیز می‌کنم.

00:12:47.985 --> 00:12:49.888
‫(می خندد)

00:12:51.221 --> 00:12:55.057
‫سام: در واقع این ایده اد بود
‫که باهم از CDG فیلم بگیریم.

00:12:55.126 --> 00:12:56.124
‫

00:12:56.193 --> 00:12:57.892
‫-اد: ری لیوتا.
‫-(پچ پچ نامشخص)

00:12:57.961 --> 00:12:59.795
‫سام: حقیقتش ایدمون این بود که "بیایید فقط از عجیب بودن این

00:12:59.864 --> 00:13:02.231
‫مکان فیلم بگیریم و اون
‫رو در یوتیوب بذاریم."

00:13:02.300 --> 00:13:03.632
‫(بازاریاب‌های تلفنی می‌خندند)

00:13:03.701 --> 00:13:05.500
‫-پاتریک: زوم کن. بزرگش کن.
‫-سام، این برای فیلم پسپاس بده.

00:13:05.569 --> 00:13:06.702
‫

00:13:06.771 --> 00:13:08.704
‫...اگر می خواهید ارسال شود.

00:13:08.773 --> 00:13:10.272
‫بنابراین، فقط به آنها
‫بگویید که می خواهید بفرستید...

00:13:10.341 --> 00:13:11.673
‫سام: این یک لاک پشت زنده است؟

00:13:11.742 --> 00:13:14.276
‫بازاریاب تلفنی: برنز بیست
‫دلاری و یک تقویت کننده 15 دلاری.

00:13:14.345 --> 00:13:17.613
‫توی این دفترچه اسم مشتریهایی هست که

00:13:17.682 --> 00:13:20.582
‫ازشون خوشم نمیامد. ممکن بود ادرسشون رو اینجا بنویسم یا

00:13:20.651 --> 00:13:23.455
‫و حتی با جزئیات بنویسم که چطوری باعث عصبانیتم می‌شدن.

00:13:24.589 --> 00:13:26.721
‫اگر یه روزی اعصابم خراب باشه دقیقا می دونم باید دنبال کی برم!

00:13:26.790 --> 00:13:29.427
‫

00:13:30.461 --> 00:13:32.628
‫-سام: سابرینا چه خبر؟
‫-سلام.

00:13:32.697 --> 00:13:34.529
‫سام: تو دنبال چطور مردی می‌گردی؟

00:13:34.598 --> 00:13:36.702
‫دنبال چطور مردی می‌گردم...

00:13:37.835 --> 00:13:40.129
‫دنبال مردی که دیوونه نباشه...

00:13:40.198 --> 00:13:42.904
‫دنبال مردی میگردم که کار داشته باشه،

00:13:42.973 --> 00:13:45.340
‫یعنی شاغل باشه... حالا هر شغلی.

00:13:45.409 --> 00:13:47.373
‫اونجاشم بزرگ باشه...

00:13:48.313 --> 00:13:50.482
‫تا حسابی با دهنش بهم حال بده.

00:13:52.216 --> 00:13:53.652
‫-SAM: ام---جلو و عقب.

00:13:54.785 --> 00:13:57.823
‫مثل توله سگ گازش نگیره!
‫من که از این وحشی بازیها خوشم نمیاد.

00:13:58.522 --> 00:13:59.721
‫و اون وسطم لیس بزنه...

00:13:59.790 --> 00:14:01.760
‫فقط نخواد با سوراخها ور بره...

00:14:03.994 --> 00:14:06.594
‫سام: با وجود اینکه هیچ کس
‫حق کیمیسیونی دریافت نمیکرد،

00:14:06.663 --> 00:14:09.897
‫بعضی ها فکر می کردند که خیلی فروشنده ماهری هستند.

00:14:09.966 --> 00:14:12.838
‫و این کار را واقعا با جدیت انجام می‌دادن.

00:14:13.537 --> 00:14:15.574
‫CDG برای من خوب بوده.

00:14:16.440 --> 00:14:18.574
‫واقعا برای من خوب بوده.

00:14:18.643 --> 00:14:20.709
‫(پچ پچ نامشخص)

00:14:20.778 --> 00:14:23.145
‫سام: اینها کسانی بودنن که  اد گنده بک دوست داشت

00:14:23.214 --> 00:14:24.716
‫شکنجه شون کنه!

00:14:26.216 --> 00:14:29.921
‫- (اد که داد می زند، می خندد)
‫-من... گمشو برو اون طرف...

00:14:32.290 --> 00:14:35.757
‫اد: لری، اوم، به طور کلی در مورد

00:14:35.826 --> 00:14:38.594
‫بازاریابی تلفنی چه احساسی داری؟

00:14:38.663 --> 00:14:40.529
‫خوب، خیلی ها به این سرویس نیاز دارن.

00:14:40.598 --> 00:14:43.899
‫-یعنی...
‫-اد: یعنی چه کسایی؟

00:14:43.968 --> 00:14:48.636
‫خوب، خیلی ها...
‫خیلی از مشاغل بهش نیاز دارن...

00:14:48.705 --> 00:14:52.074
‫منظورم این است که CDG، خدمات عمومی ارائه می‌کنه.

00:14:52.143 --> 00:14:53.608
‫خیلی تصادفی...

00:14:53.677 --> 00:14:55.643
‫اد: یعنی چه کاری انجام میده؟

00:14:55.712 --> 00:14:59.047
‫ایجاد شغل برای افرادی که بیکار هستند.

00:14:59.116 --> 00:15:01.683
‫منظورم خیلی واضحه

00:15:01.752 --> 00:15:04.553
‫اکثر افرادی که در CDG کار میکردند،

00:15:04.622 --> 00:15:07.354
‫ گذشته مشکوکی داشتند.

00:15:07.423 --> 00:15:11.554
‫بیلی: فقط دانش‌آموزان دبیرستانی،
‫افرادی که زندگیشون تغییر کرده بود،

00:15:11.623 --> 00:15:14.596
‫ معلمان، یا افراد دیگری میخواستند پول بیشتری به در بیاورند،

00:15:14.665 --> 00:15:16.665
‫اما بیشتر مواقع، کارکنان درواقع مجرمانی بودند که

00:15:16.734 --> 00:15:18.233
‫نتونسته بودند شغل دیگری پیدا کنند.

00:15:18.302 --> 00:15:19.734
‫چون سابقه کیفری داشتند.

00:15:19.803 --> 00:15:22.069
‫اونجا یه مشت مجرم داشتن کار میکردن، مرد!

00:15:22.138 --> 00:15:25.106
‫توی اتاق ما مجرم بود...

00:15:25.175 --> 00:15:27.876
‫احتمالاً توی بقیه اتاقها هم بود.
‫متوجه منظورم میشین؟

00:15:27.945 --> 00:15:29.678
‫شما اصلا نمیدونستید با کی همکار شدین.

00:15:29.747 --> 00:15:33.749
‫هیچ بررسی سوابقی ازت نمیخواستن...
‫هیچ آزمایش عدم اعتیادی ازت نمیگرفتن...

00:15:33.818 --> 00:15:35.783
‫با کوچکترین چیزی یهو فیوز می‌پروندن

00:15:35.852 --> 00:15:37.218
‫شما فقط باید باهاشون کنار می اومدین.

00:15:37.287 --> 00:15:40.689
‫سابرینا: CDG دقیقاً مثل یه فیلم گانگستری بود

00:15:40.758 --> 00:15:43.958
‫که درست جلو چشمتون داشت اتفاق میافتاد.

00:15:44.027 --> 00:15:45.827
‫مثل این بود که بگی "کی امروز قراره تیر بخوره،

00:15:45.896 --> 00:15:48.997
‫یا از کی قراره دزدی بشه؟"  هر روز یک ماجراجویی جدید داشتیم.

00:15:49.066 --> 00:15:51.099
‫از هر دو نفر یکی ساقی مواد مخدر بود.

00:15:51.168 --> 00:15:53.669
‫اینطور بگم، ساقی موادی که هنوز نگرفتنش!

00:15:53.738 --> 00:15:56.438
‫یا ساقی موادی که
‫تازه از زندان اومده بیرون.

00:15:56.507 --> 00:15:57.805
‫مثلا تازه دیروز آزاد شده یا یک هفته پیش.

00:15:57.874 --> 00:15:59.941
‫شما میتونستید بیایین تو شرکت و کوکایین بخرین،

00:16:00.010 --> 00:16:02.711
‫یا اگر اونجاتون درست کار نمی‌کرد، میتونستین

00:16:02.780 --> 00:16:04.780
‫بنگ و ویاگرا بخرین.

00:16:04.849 --> 00:16:07.449
‫مادربه‌خطاها، اونجا حتی سگ پیتبول هم میفروختن.

00:16:07.518 --> 00:16:10.652
‫هر چیزی که میخواستی
‫اونجا پیدا می‌کردی، گربه...

00:16:10.721 --> 00:16:12.987
‫اد: چه مرگته؟

00:16:13.056 --> 00:16:14.956
‫بیلی: CDG مدیران خود را می فرستاد

00:16:15.025 --> 00:16:18.126
‫و افراد سابقه دار که در مراکز بازپروری برای بازگشت به اجتماع بودند، را استخدام میکرد.

00:16:18.195 --> 00:16:20.361
‫و این یعنی هیچ همیشه می تونست کارمند استخدام کنه و هیچ زمان به مشکل نمیخورد.

00:16:20.430 --> 00:16:23.098
‫من خودم زمانی که از مرکز بازپروری اومدم بیرون CDG رو پیدا کردم.

00:16:23.167 --> 00:16:25.800
‫مثلا من در 23 سالگی
‫زندانی شدم، و 30 سالگی آزاد شدم.

00:16:25.869 --> 00:16:27.902
‫وقتی اومدم بیرون هیچی نداشتم، متوجه اید؟

00:16:27.971 --> 00:16:33.108
‫نه جایی، نه غذایی، نه حتی لباسی.

00:16:33.177 --> 00:16:35.777
‫ولی ظرف شش روز کار پیدا کردم.

00:16:35.846 --> 00:16:39.248
‫من از طرف پلیسها به این و اون زنگ میزنم درحالیکه خودم مواد زدم و نعشه ام!

00:16:39.317 --> 00:16:40.648
‫

00:16:40.717 --> 00:16:42.645
‫سرم تو هواست و دارم به مردم میگم: "پلیسها محتاج پول شما هستن."

00:16:42.714 --> 00:16:44.753
‫اون مادر به خطایی که انور خط هست میگه:
‫"من با پلیس شوخی ندارم."

00:16:44.822 --> 00:16:47.154
‫منم بهشون میگم: "من هم ندارم."

00:16:47.223 --> 00:16:51.393
‫فاروق: یه سری افراد اونجا بودند که داخل و خارج شرکت

00:16:51.462 --> 00:16:54.262
‫کارهای خلاف می‌کردند،

00:16:54.331 --> 00:16:56.798
‫ولی به وقتی به مردم زنگ میزدیم میگفتیم ما از طرف پلیس باهاتون تماس گرفتیم.

00:16:56.867 --> 00:16:59.168
‫وقتی از بیرون به این مساله نگاه میکنید

00:16:59.237 --> 00:17:00.502
‫می بینید که اصلا با عقل جور درنمیاد.

00:17:00.571 --> 00:17:03.472
‫توی جامعه به ما مثل یه آشغال نگاه میکنن،

00:17:03.541 --> 00:17:06.107
‫اما همین کسایی که مسئول امنیت این مردم هستن،

00:17:06.176 --> 00:17:09.344
‫به ما متوسل شدن تا جیبشون پر پول بشه!

00:17:09.413 --> 00:17:11.980
‫سام: موافقم.  کاملا.  باحاله.

00:17:12.049 --> 00:17:14.516
‫این دوپینگ بود حالا برگرد سر کارت.

00:17:14.585 --> 00:17:15.850
‫(می خندد)

00:17:15.919 --> 00:17:20.221
‫-♪ (پخش موسیقی) ♪

00:17:20.290 --> 00:17:22.791
‫برایان: مردم می تونن کل روز در مورد چیزهای منفی حرف بزنن.

00:17:22.860 --> 00:17:24.759
‫و با خودشون بگن: "این افراد
‫همشون آشغالن هستند" یا هر چیز دیگه‌ای بگن،

00:17:24.828 --> 00:17:26.928
‫آنها رفاقت بین آدم هایی که در

00:17:26.997 --> 00:17:28.897
‫این شرکت هستن رو نمی فهمند،

00:17:28.966 --> 00:17:31.132
‫شما اینجا با هم کار میکنید
‫انگار همسنگر هستید.

00:17:31.201 --> 00:17:33.001
‫اینجا درست مثل اینه که توی ارتش هستی.

00:17:33.070 --> 00:17:35.237
‫انگار داری دوران زندان رو میگذرونی.

00:17:35.306 --> 00:17:37.839
‫(پچ پچ نامشخص)

00:17:37.908 --> 00:17:40.342
‫این موچین چطوری اون رو اینقدر کشید بیرون؟

00:17:40.411 --> 00:17:42.043
‫(با تمسخر می خندد)

00:17:42.112 --> 00:17:43.745
‫سام: رفیق، خیلی خفنی.
‫سرت رو تکون بده.

00:17:43.814 --> 00:17:45.980
‫سابرینا: اونجا مثل یک خانواده
‫بزرگ ناقص بود.

00:17:46.049 --> 00:17:48.117
‫-تو هم بخشی از اون بودی سام.
‫-سام: آره.

00:17:48.186 --> 00:17:48.983
‫سابرینا: یادته؟

00:17:49.052 --> 00:17:50.451
‫- (پچ پچ نامشخص)
‫- داریم فیلم میگیریم.

00:17:50.520 --> 00:17:52.821
‫-اینجا چه خبره. ؟
‫ بازاریاب تلفنی: (می خندد) اوه، لعنتی.

00:17:52.890 --> 00:17:55.891
‫-طوری رفتار نکن که انگار نمیدونی سام.
‫-(سام چالز)

00:17:55.960 --> 00:17:56.828
‫لعنتی

00:17:57.728 --> 00:17:59.694
‫سام: توی این کار باید واقعاً کله خر می‌بودی،

00:17:59.763 --> 00:18:02.797
‫تا بتونی از عهده‌ی این کار بربیای، چون خیلی ها نمیتونن.

00:18:02.866 --> 00:18:05.700
‫زمانی که در CDG کار می
‫کردم، وضعیت خوبی نداشتم.

00:18:05.769 --> 00:18:07.603
‫فکر ‌کنم بیشتر افرادی که اونجا بودن، اوضاعشون خوب نبود.

00:18:07.672 --> 00:18:10.137
‫اما شاید صاحبان شرکت،دوست داشتن اوضاع همینجوری باشه.

00:18:10.206 --> 00:18:11.773
‫برایان: بهترین دفتر توی شرکت مال ما بود.

00:18:11.842 --> 00:18:13.742
‫

00:18:13.811 --> 00:18:18.346
‫برای شام مهمونی میرفتیم بیرون و همه چیز و میبردیم.

00:18:18.415 --> 00:18:20.109
‫نمیدونم یادت هست یا نه،

00:18:20.178 --> 00:18:22.050
‫-اما اون جامی مزخرف و که آوردیم شبیه جام استنلی بود.
‫-سام: آره.

00:18:22.119 --> 00:18:23.317
‫برایان: توی اون دفتر کوفتی نگهش می‌داشتیم.

00:18:23.386 --> 00:18:25.353
‫من و پیت توی اون آبجو می‌خوردیم.

00:18:25.422 --> 00:18:28.089
‫شبیه جام سوپر بول بود.
‫همه همین کار را کردند.

00:18:28.158 --> 00:18:32.027
‫-(تشویق بازاریابان تلفنی)
‫-دفتر ما امسال تکه!

00:18:32.096 --> 00:18:34.729
‫بازاریاب تلفن: اوه، بله، ما این کار رو کردیم.
‫-(تبلیغات بازاریابان)

00:18:34.798 --> 00:18:36.298
‫♪ (صدای موسیقی کم میشود) ♪

00:18:36.367 --> 00:18:37.836
‫سام: سلام، پت.

00:18:41.339 --> 00:18:43.133
‫-اوضاع چطوره؟
‫-خوبه

00:18:43.202 --> 00:18:45.774
‫سام: خوب.  داری میفروشی؟

00:18:45.843 --> 00:18:47.776
‫-آره امروز حالم خوبه
‫-سام: خوبه.

00:18:47.845 --> 00:18:52.381
‫(صدای پچ پچ نامفهوم )

00:18:52.450 --> 00:18:55.116
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:18:55.185 --> 00:18:58.253
‫بیلی: احمقانه ترین چیزی که تا به حال در CDG دیدم، احتمالاً

00:18:58.322 --> 00:19:01.890
‫این بود که به پت اجازه دادند از زیرش در بره.

00:19:01.959 --> 00:19:04.626
‫می‌دونی، پت نعشه میکرد و توی حمام هروئین میکشید،

00:19:04.695 --> 00:19:06.094
‫همه هم می دونستن.

00:19:06.163 --> 00:19:09.096
‫مچ پت فش فشو رو درست همونجا گرفتیم.

00:19:09.165 --> 00:19:11.666
‫سام: بیا، پت. بیا این برچسبها را بفروش.

00:19:11.735 --> 00:19:14.102
‫پت پسپاس. کاکاسیاه خودمی. مرد خودتی!

00:19:14.171 --> 00:19:15.770
‫بهش پت فش فشو میگفتیم.

00:19:15.839 --> 00:19:17.809
‫آکا، و پت قراضه هم صداش می‌کردیم.

00:19:18.743 --> 00:19:19.911
‫سلام.

00:19:22.212 --> 00:19:24.079
‫بیلی: یهو میدیدی پشت میزش داره از حال میره ولی

00:19:24.148 --> 00:19:26.381
‫ولی بازم همونطور خواب آلود به فروختن ادامه میداد.

00:19:26.450 --> 00:19:29.921
‫خیلی باحاله، داری چرت نئشگی میزنی، ولی بازم مخ مردم رو به کار بگیری.

00:19:31.389 --> 00:19:32.357
‫سلام.

00:19:34.125 --> 00:19:35.857
‫سلام، اوه، سیرین؟

00:19:35.926 --> 00:19:40.395
‫این کاکاسیاه رو دوست دارم! یهو میپرید وسط و میگفت: "سلام، من پت هستم."

00:19:40.464 --> 00:19:42.096
‫خب من میفهمم، اوم...

00:19:42.165 --> 00:19:44.031
‫X: میدونی منظورم
‫چیه؟  مثلاً یهو میومد وسط کار!

00:19:44.100 --> 00:19:45.667
‫تماسهایی که میگرفت خوب بود.

00:19:45.736 --> 00:19:47.001
‫کمک مالی...

00:19:47.070 --> 00:19:48.335
‫بیلی: من خداوکیلی نمی‌دونم نصف بیشتر موقع ها

00:19:48.404 --> 00:19:50.005
‫ پشت تلفن داره چی به ناف مردم میبنده!

00:19:50.074 --> 00:19:51.573
‫ولی مردم بهش پول می دادن.

00:19:51.642 --> 00:19:52.774
‫یعنی کولاک بود!

00:19:52.843 --> 00:19:55.510
‫پت از این شرکت پول زیادی درآورد.

00:19:55.579 --> 00:19:57.412
‫اونا همیشه پاچه خواری پت رو میکردن.

00:19:57.481 --> 00:19:59.814
‫پت پساس، حدود دو هفته پیش،

00:19:59.883 --> 00:20:02.751
‫تمام روز رو حدود ساعتی 350 دلار درآورد!

00:20:02.820 --> 00:20:05.553
‫-اد: صحبت از دوپ شد.
‫-پت پساس لعنتی.

00:20:05.622 --> 00:20:08.285
‫-بیلی: اوه، همه پت را دوست داشتن.
‫-♪ (موسیقی آرام می شود) ♪

00:20:08.354 --> 00:20:09.625
‫با اینکه معتاد بود، اما

00:20:09.694 --> 00:20:11.526
‫باز هم، همه به همان اندازه دوستش داشتن.

00:20:11.595 --> 00:20:13.131
‫ پت، پت، پت.

00:20:16.734 --> 00:20:19.601
‫لعنتی، همچین چیزی رو تو تلویزیون نباید نشون بدی!
‫نه نه نه.

00:20:19.670 --> 00:20:21.269
‫♪ (موسیقی محو می شود) ♪

00:20:21.338 --> 00:20:24.340
‫من و رفیقم گلدانی توی یه آشغالدونی

00:20:24.409 --> 00:20:26.108
‫ کنار بزرگراه بزرگ شدیم.

00:20:26.177 --> 00:20:28.610
‫تازه بهمون اتهامم زدن!

00:20:28.679 --> 00:20:32.648
‫انگار حالا ما کارخونه دار منطقه ایم.

00:20:32.717 --> 00:20:34.982
‫- حالا هم که اینجام
‫-سو اورین: اتهامت چی بود؟

00:20:35.051 --> 00:20:38.320
‫هیچی بابا دو سه تا دونه گیاه ماریجوانا رو انداختم کنار جاده،

00:20:38.389 --> 00:20:39.655
‫حالا بزرگراه بود از شانس ما.

00:20:39.724 --> 00:20:42.056
‫خیلی اتفاقی اینا هم رشد کردن و بزرگ شدن...

00:20:42.125 --> 00:20:43.892
‫سو: فکر نمیکنی داری کارت رو کوچیک جلوه میدی؟!

00:20:43.961 --> 00:20:45.694
‫خوب،راستش چرا!

00:20:45.763 --> 00:20:47.062
‫ولی فقط یه کمی ها...

00:20:47.131 --> 00:20:49.063
‫سو: 22 کیلو دانه ماریجوانا

00:20:49.132 --> 00:20:51.733
کنار جاده کاشتی!
‫-آره، ولی در حد کارخانه داری که نیست، هست؟!

00:20:51.802 --> 00:20:55.036
‫خداوکیلی، کوتاه بیایین!

00:20:55.105 --> 00:20:56.605
‫-هی سو بیا اینجا
‫-سو: چی؟

00:20:56.674 --> 00:20:57.873
‫-فقط بیا اینجا.
‫-سو: شام آماده است.

00:20:57.942 --> 00:20:59.574
‫-باشه بیا اینجا
‫-سو: چی؟

00:20:59.643 --> 00:21:01.246
‫بیا اینجا.  بیا اینجا.

00:21:02.374 --> 00:21:03.482
‫بیا اینجا.  بیا اینجا.

00:21:04.582 --> 00:21:05.514
‫بچرخ.

00:21:05.583 --> 00:21:08.584
‫این زن عزیز من، سو هستش! خدایشش عزیز نیست؟

00:21:08.653 --> 00:21:10.956
‫(سم میخندد)

00:21:11.388 --> 00:21:13.088


00:21:13.157 --> 00:21:15.557
‫♪ (پخش موسیقی آرام) ♪

00:21:15.626 --> 00:21:19.994
‫پت خیلی شیرین بود، دلش خیلی صاف بود.

00:21:20.063 --> 00:21:23.969
‫هیچوقت به کسی بدی نکرد. واقعا آدم نازنینی بود.

00:21:26.103 --> 00:21:29.238
‫یادمه پت درباره عدالت حرف میزد.

00:21:29.307 --> 00:21:32.106
‫و میگفت هیچ چیز سر جاش نیست.

00:21:32.175 --> 00:21:35.844
‫پاتریک: اگر گرمای جهانی خیلی هزینه روی دست شرکتهای بزرگ بذاره

00:21:35.913 --> 00:21:38.946
‫پس خیالتون تخت که این مشکل

00:21:39.015 --> 00:21:40.915
‫حالا حالاها حل نمیشه.

00:21:40.984 --> 00:21:44.686
‫در واقع، زمانی که بوش به قدرت رسید،

00:21:44.755 --> 00:21:47.722
‫کلا گفت گرمایش جهانی چیه؟!

00:21:47.791 --> 00:21:52.560
‫الانم خیلی کم و کوتاه اشاره میکنه که

00:21:52.629 --> 00:21:54.463
‫"بله، احتمال گرمایش جهانی هست!"

00:21:54.532 --> 00:21:57.265
‫-آره، درسته رفیق
‫-سام: حالا این یعنی، آآ...

00:21:57.334 --> 00:22:00.135
‫جهان قراره با این گرمایش از بین بره؟

00:22:00.204 --> 00:22:01.969
‫من چه میدونم... خب آره.

00:22:02.038 --> 00:22:04.740
‫-اگر الان کاری نکنیم، آره.
‫سام: قرار رستوران که سرجاشه؟

00:22:04.809 --> 00:22:07.776
‫من و پت بلافاصله با هم رفیق شدیم،

00:22:07.845 --> 00:22:09.945
‫بهم می گفت: "تو باید
‫از من فیلم بگیری."

00:22:10.014 --> 00:22:11.313
‫از اینجا خوشتون میاد.

00:22:11.382 --> 00:22:12.881
‫سام: بیایین یک فیلم درباره

00:22:12.950 --> 00:22:14.649
‫زندگی یک کارمند توی  CDGبسازیم.

00:22:14.718 --> 00:22:16.588
‫فیلم پاتریک جی پسپاس.

00:22:17.654 --> 00:22:19.688
‫چه حسی نسبت به دوربین
‫داری؟  مثل رفقیقت هست یا نه؟

00:22:19.757 --> 00:22:21.288
‫-مثل دوستمه.
‫-(پچ پچ نامشخص)

00:22:21.357 --> 00:22:23.258
‫سام: اوه، خوبه.
‫خوبه که اینطوری رفتار میکنی.

00:22:23.327 --> 00:22:25.430
‫دوربین بهترین دوست توئه.

00:22:28.032 --> 00:22:30.727
‫یه مصاحبه خیلی کمیاب با مامان.

00:22:30.796 --> 00:22:33.568
‫از جلوی تلویزیون بلند نشید اصلاً.
‫(می خندد )

00:22:33.637 --> 00:22:35.437
‫-حالت چطوره؟
‫-مامان پت: خوبه.  تو چطوری؟

00:22:35.506 --> 00:22:37.406
‫-پاتریک: سو اینجاست.
‫-مامان پت: این کیه دیگه؟

00:22:37.475 --> 00:22:39.240
‫-پاتریک: اسمش سم لیپمن استرنه.
‫-سام: سلام.

00:22:39.309 --> 00:22:41.877
‫پاتریک: تهیه کننده فیلمه. و امروز

00:22:41.946 --> 00:22:44.179
‫با دوربین فیلمبرداریش افتاده دنبال من.

00:22:44.248 --> 00:22:45.915
‫اصلا با این ​​چیکار داری؟

00:22:45.984 --> 00:22:47.615
‫این برای چی؟ جریان چیه؟

00:22:47.684 --> 00:22:48.945
‫سام: خب، ما تقریباً...

00:22:49.014 --> 00:22:52.086
‫هر دو تامون توی شرکت بازاریابی تلفنی کار می کنیم.

00:22:52.155 --> 00:22:54.956
‫-آره
-سام: و اوه،
‫ما سعی می کنیم...

00:22:55.025 --> 00:22:56.258
‫یه شرکت خیلی عجیبه...

00:22:56.327 --> 00:22:57.826
‫اسمش رو شنیدید؟ پت چیزی درباره اش بهتون گفته؟

00:22:57.895 --> 00:22:59.861
‫از اینجایی که ما توش کار میکنیم؟

00:22:59.930 --> 00:23:00.996
‫آره  خوب، جریانش چیه؟

00:23:01.065 --> 00:23:02.597
‫پاتریک: باورت نیمشه کیا به مردم زنگ میزنن.

00:23:02.666 --> 00:23:03.693


00:23:03.762 --> 00:23:06.868
‫سازمان های مجری قانون و

00:23:06.937 --> 00:23:11.407
‫موسسات خیریه ظاهراً خوب،

00:23:11.476 --> 00:23:13.875
‫ولی در اصل دارن سر مردم یه کلاه گشاد و گنده میذارن.

00:23:13.944 --> 00:23:17.212
‫(مامان پت نامفهوم صحبت می کند)

00:23:17.281 --> 00:23:18.780
‫پاتریک: خب حالا، ما داریم

00:23:18.849 --> 00:23:20.247
‫یک مستند می سازیم و حالا...

00:23:20.316 --> 00:23:22.050
‫مامان پت: برای چی؟
‫چی میخوای بگی؟

00:23:22.119 --> 00:23:23.589
‫-پاتریک: اوم، خب...
‫-نمی‌فهمم.

00:23:23.632 --> 00:23:27.098
‫مردم وبسایت آشغال خودشون رو درست میکنند. وب کم دارن.

00:23:27.123 --> 00:23:30.662
‫من میفههم، اما
‫هدفتون از این کار چیه؟

00:23:30.782 --> 00:23:32.328
‫سرگرمی!

00:23:33.325 --> 00:23:34.691
‫سام: خوبه.

00:23:34.760 --> 00:23:36.464
‫-مامان پت: اوه.
‫-سم: من می خواهم بپرسم که،

00:23:36.533 --> 00:23:39.801
‫"نظر شما در مورد بازاریابی تلفنی چیه؟"

00:23:39.870 --> 00:23:42.837
‫-(می خندد)
‫- واقعاً اعصاب خرد کنن!

00:23:42.906 --> 00:23:44.306
‫- ازخواب آدم بیدار می کنن.
‫-(سرفه میزند)

00:23:44.375 --> 00:23:46.408
‫سام: خوب، یک سوال دیگه.

00:23:46.477 --> 00:23:50.148
‫نظرتون درباره پت به عنوان
‫یک بازاریاب تلفنی چیه؟

00:23:51.316 --> 00:23:54.849
‫خوب، من... شنیدم که کارش درسته.

00:23:54.918 --> 00:23:57.022
‫پشت تلفن دروری های قشنگی میگه.

00:23:57.488 --> 00:23:58.753
‫آره  آره

00:23:58.822 --> 00:24:02.327
‫آهنگ♪ ("CARRY ON WAYWARD SON"
‫BY KANSAS PLAYING OVER RADIO) ♪

00:24:03.594 --> 00:24:05.296
‫وقت مهمانیه، رفیق.

00:24:09.966 --> 00:24:11.132
‫سام: باشه رفیق.

00:24:11.201 --> 00:24:13.068
‫-حالا، ما---
سام: حالا برمیگردیم به...

00:24:13.137 --> 00:24:16.304
‫حالا، باید به CDG برگردیم،
‫اما همه چیز درست میشه.

00:24:16.373 --> 00:24:20.342
‫دیگه اول یه کم دیونه بازی درمیاریم بعدش میریم سراغ زنگ زدن.

00:24:20.411 --> 00:24:22.444
‫-سام: باشه.
‫-چند خانم سن بالا رو میزنیم زمین

00:24:22.513 --> 00:24:25.684
‫البته فقط برای اینکه پول سیگارشون دربیاد!  (می خندد)

00:24:26.578 --> 00:24:27.619
‫سام: تو درست بشو نیستی، رفیق.

00:24:30.755 --> 00:24:32.854
‫می خوای همینجا بکشی؟
‫یا من رانندگی کنم؟

00:24:32.923 --> 00:24:33.988
‫پاتریک: ازش فیلم بگیر!

00:24:34.057 --> 00:24:35.490
‫سام: باشه، باحاله. چه میدونم، اره باحاله.

00:24:35.559 --> 00:24:37.392
‫-پاتریک: باید این را جلوی دوربین بگیری.
‫-سم: دارم فیلم میگیرم، رفیق.

00:24:37.461 --> 00:24:39.428
‫-پاتریک: ما از این برای فیلمبرداری استفاده میکنیم.  آره
‫ -سام: اوه، آره.

00:24:39.497 --> 00:24:45.804
‫♪ (آهنگ سافت راک در
‫حال پخش از رادیو است) ♪

00:24:47.405 --> 00:24:51.239
‫(دماغش را بالا میکشد.)

00:24:51.308 --> 00:24:54.245
‫پاتریک: برانکس.  برانکس

00:24:54.946 --> 00:24:56.143
‫سام: برانکس.

00:24:56.212 --> 00:25:00.048
‫پاتریک: بینندگان عزیز، این رو توی خونه امتحان نکنین.  (می خندد)

00:25:00.117 --> 00:25:02.450
‫حالا باید لیست رو بترکونیم!

00:25:02.519 --> 00:25:06.725
‫یا توی یک ساعت 200 دلار می گیریم یا می ریم خانه.

00:25:07.925 --> 00:25:13.098
‫(پچ پچ نامشخص)

00:25:15.431 --> 00:25:18.032
‫سلام.  عصر بخیر.
‫من پاتریک جی پسپاس هستم.

00:25:18.101 --> 00:25:20.535
‫و از طرف ایالت نیوجرسی تماس می گیرم.

00:25:20.604 --> 00:25:23.338
‫انجمن افسران مجری قانون.

00:25:23.407 --> 00:25:25.406
‫و باور کنید یا نه، دلیل تماسم اینه که،

00:25:25.475 --> 00:25:28.910
‫امروز سه تا افسر شجاع نیوجرسی

00:25:28.979 --> 00:25:30.746
‫در حین انجام وظیفه جون خودشون رو از دست دادن.

00:25:30.815 --> 00:25:31.947
‫ایالت نیوجرسی

00:25:32.016 --> 00:25:33.982
‫انجمن افسران مجری قانون

00:25:34.051 --> 00:25:35.584
‫یک صندوق داره

00:25:35.653 --> 00:25:37.352
‫که برای کمک مالی به خانواده های افسران کشته شده در حین

00:25:37.421 --> 00:25:41.023
‫

00:25:41.092 --> 00:25:42.461
‫ انجام وظیفه، تاسیس شده است.

00:25:45.095 --> 00:25:48.263
‫و اوه، امسال، بهترین کمک سال

00:25:48.332 --> 00:25:49.531
‫پلاتین سطح 95 دلاری هست.

00:25:49.600 --> 00:25:52.267
‫اما طلا با قیمت 75 دلار هم هست.

00:25:52.336 --> 00:25:53.268
‫امسال میتونید میزان کمکتون رو افزایش بدید؟

00:25:53.337 --> 00:25:54.840
‫و برید سطح بالاتر؟

00:25:56.740 --> 00:25:59.545
‫95 درصد که براتون مشکلی قطعا نداره، مگه نه؟

00:26:01.044 --> 00:26:03.177
‫اوه، فوق العاده اس. این مبلغ واقعا کمک زیادی می کنه.

00:26:03.246 --> 00:26:04.981
‫ازت ممنونم کالین، شما واقعا حامی این خانواده ها هستین.

00:26:05.050 --> 00:26:06.883
‫خدا حفظت کنه.  متشکرم.

00:26:06.952 --> 00:26:10.819
‫(پچ پچ نامشخص)

00:26:10.888 --> 00:26:11.857
‫(می خندد)

00:26:14.125 --> 00:26:15.457
‫

00:26:15.526 --> 00:26:19.527
‫گرفتید چی شد؟ قبل از اینکه اون گرد رو از دماغم بکشم بالا...

00:26:19.596 --> 00:26:23.498
‫حالا گرفتید چی شد؟ قبل از اینکه آن گرد رو از دماغم بکشم بالا اصلا نمی تونستم هیچی بفروشم.

00:26:23.567 --> 00:26:25.537
‫(می خندد)

00:26:26.337 --> 00:26:28.170
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:26:28.239 --> 00:26:31.039
‫سام: همه ما به نوعی

00:26:31.108 --> 00:26:33.675
‫در پایینترین سطح جامعه بودیم.

00:26:33.744 --> 00:26:35.978
‫بازاریاب تلفن: بذار پاره‌اش کنه.
‫-(سم، دماغش را بالا میکشد)

00:26:36.047 --> 00:26:39.013
‫من واقعا جای بدی بودم.

00:26:39.082 --> 00:26:41.453
‫و اصلا در جایگاهی نبودم که بخوام قضاوت کنم.

00:26:48.659 --> 00:26:51.826
‫پاتریک: خب، من با تهیه
‫کننده ام به اینجا برگشتم.

00:26:51.895 --> 00:26:54.933
‫سام: ما بازاریاب تلفنی هستیم.
‫ما دهن همه رو صاف میکنیم  (می خندد)

00:26:57.001 --> 00:26:59.834
‫خوب، من می خوام
‫این یکی رو همینجا نقاشی کنم.

00:26:59.903 --> 00:27:02.471
‫از پت خواستم تا وقت ناهار بامن بیاد روی دیوار نقاشی بکشیم.

00:27:02.540 --> 00:27:05.072
‫روی دیوار پشت CDG.

00:27:05.141 --> 00:27:07.276
‫و پت یک کم مضطرب بود.

00:27:07.345 --> 00:27:08.877
‫می گفت: "میگیرنمون، دردسر میشه.

00:27:08.946 --> 00:27:13.115
‫این جور چیزها کار من رو خراب میکنه."
‫اما بلاخره همراهم آمد.

00:27:13.184 --> 00:27:15.253
‫آه، این دیگه چیه؟  گندش بزنن.

00:27:19.056 --> 00:27:22.191
‫سام: من حس میکردم که توی زندگی من، شاید اون تنها کسی

00:27:22.260 --> 00:27:23.695
‫بود که به من ایمان داشت.

00:27:24.962 --> 00:27:26.297
‫پاتریک: آه، حالا شد.

00:27:28.632 --> 00:27:29.601
‫خوشگله.

00:27:32.871 --> 00:27:33.868
‫خوب شد.

00:27:33.937 --> 00:27:35.574
‫-سام: آره.
‫-پاتریک: خوب شد.

00:27:36.941 --> 00:27:38.877
‫وای!

00:27:40.010 --> 00:27:41.103
‫اول کار، با خودم میگفتم،

00:27:41.172 --> 00:27:42.911
‫"اوه، من می خوام یک مستندساز بشم."

00:27:42.980 --> 00:27:44.746
‫اما پعدش پت می گفت،
‫"آآآ، راستش اینجا یه جوریه...

00:27:44.815 --> 00:27:47.382
‫- برایان: بله، قطعا.

00:27:47.451 --> 00:27:48.617
‫سام: به خاطر پت، این کار بیشتر

00:27:48.686 --> 00:27:50.452
‫به یه نوع تحقیقات تبدیل شد.

00:27:50.521 --> 00:27:51.720
‫-واقعا؟
‫-سام: آره رفیق.

00:27:51.789 --> 00:27:55.918
‫-طرح داره جون دار تر میشه.  (می خندد)
‫- (سام می خندد)

00:27:55.987 --> 00:27:57.459
‫سلام بچه ها.
‫دوباره پاتریک جی پسپاس اومده.

00:27:57.528 --> 00:28:00.662
‫من اینجا با مارک هستم.
‫این پسر تازه اومده توی CDG.

00:28:00.731 --> 00:28:04.065
‫سام: خوب نظرت در رابطه با کار کردن با افراد سابقه دار چیه؟

00:28:04.134 --> 00:28:06.568
‫بد نیست.  من خودم آزادی مشروط دارم.

00:28:06.637 --> 00:28:09.204
‫پاتریک: آه، خوبه، خوبه.  من هم همینطور.
‫-سام: خوبه، باشه.

00:28:09.273 --> 00:28:10.439
‫-منم همینطور.
‫-سم: منم همینطور.

00:28:10.508 --> 00:28:11.873
‫آره  میدونی چیه؟
‫میدونید چیه بچه ها؟

00:28:11.942 --> 00:28:14.676
‫اینو نشون بده  اینو نشون
‫بده. ببینین، این می گه،

00:28:14.745 --> 00:28:16.477
‫-"گروه توسعه مدنی."
‫مارک سیوارن: معنیش یعنی

00:28:16.546 --> 00:28:18.514
‫- توسعه گروه جنایی.
‫-پاتریک: نه، نه، نه، نه، نه.

00:28:18.583 --> 00:28:22.151
‫ CDG مخفف
‫"Criminals Doing Good"است. یعنی مجرمان کارهای خوب میکنن!

00:28:22.220 --> 00:28:23.485
‫-(سم می خندد)
‫-(مارک می خندد)

00:28:23.554 --> 00:28:26.254
‫-♪ (پخش موسیقی) ♪
‫-پاتریک: اوه، مرد.

00:28:26.323 --> 00:28:28.790
‫عجب جایی بود. سروران عزیز بذارید بهتون بگم.

00:28:28.859 --> 00:28:31.426
‫سو: باید بتونی بگیش،
‫اون کلمه چیه؟  اوه...

00:28:31.495 --> 00:28:32.794
‫اوه... خیرخواه...  آره

00:28:32.863 --> 00:28:35.897
‫این تنها چیزیه که برای استخدام توی CDG لازمه، "خیرخواهی".

00:28:35.966 --> 00:28:38.970
‫شما باید بتونین کلمه "خیرخواه" را تلفظ کنید.

00:28:40.004 --> 00:28:42.571
‫آنها افرادی مثل من رو توی CDG می خوان.

00:28:42.640 --> 00:28:44.939
‫چون میتونن تمام کارهای بودارشون رو لاپوشونی کنن.

00:28:45.008 --> 00:28:47.169
‫چون فکر میکنن
‫شما اصلا در این باره هیچ کاری نمیکنین.

00:28:47.238 --> 00:28:50.912
‫چون خودتون هم کارهای بودار انجام میدین.

00:28:50.981 --> 00:28:56.651
‫سام: من چیز زیادی در مورد اینکه واقعاً چه کسی CDG را اداره می‌کرد نمی‌دونستم.

00:28:56.720 --> 00:28:59.521
‫مردم می گفتنن که دو گروه برادر هستن.

00:28:59.590 --> 00:29:01.760
‫کیزر و پاشِز.

00:29:03.093 --> 00:29:04.792
‫تنها چیزی که میدونستم این بود که یکی از

00:29:04.861 --> 00:29:07.229
‫آنها توی یه گروه راک مسیحی خیلی وحشناکی عضو بود.

00:29:07.298 --> 00:29:09.334
‫با یه پسری از اسپین داکترز.

00:29:10.567 --> 00:29:13.135
‫ولی تو به من گفتی که با چندتا از صاحبای

00:29:13.204 --> 00:29:14.401
‫ اونجا توی یه دبیرستان بودین.

00:29:14.470 --> 00:29:16.170
‫پاتریک: آره، من و پاشزها توی یه مدرسه بودیم.

00:29:16.239 --> 00:29:20.075
‫البته اونا با داداشم مهمونی میگرفتن، و کلی حال و هول میکردن.

00:29:20.144 --> 00:29:22.477
‫دیوونه بازی درمیاوردن.

00:29:22.546 --> 00:29:24.011
‫بیلی: این افراد خیلی مبتکر بودن.

00:29:24.080 --> 00:29:27.716
‫کارشون رو از گاراژ خونه اشون شروع کردن.

00:29:27.785 --> 00:29:31.453
‫مثل تاسیس شرکت اپل.

00:29:31.522 --> 00:29:33.459
‫کولاک بود... کولاک!

00:29:34.359 --> 00:29:36.324
‫پاتریک: وقتی به CDG رفتم،

00:29:36.393 --> 00:29:38.359
‫همون روز اولی که مشغول شدم.

00:29:38.428 --> 00:29:41.429
‫اونا دنبال یک سازمان مسیحی

00:29:41.498 --> 00:29:43.933
‫و حروف اول یه سازمان مسیحی بودند.

00:29:44.002 --> 00:29:44.866
‫مخففش میشد CASH. (به معنی پول نقد)

00:29:44.935 --> 00:29:47.702
‫ و اونا به ما میگفتن که به مردم بگین،

00:29:47.771 --> 00:29:52.241
‫که چکشون رو به نام
C-A-S-H بکشن!

00:29:52.310 --> 00:29:55.344
‫که این حروف مخفف باهم میشد CASH! (یعنی پول نقد.)

00:29:55.413 --> 00:29:57.346
‫سو: و چند نفر احمق
‫این کار رو کردن؟

00:29:57.415 --> 00:30:01.016
‫-اوه،زیاد بودن!
‫-سو: احمقها!

00:30:01.085 --> 00:30:02.650
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:30:02.719 --> 00:30:04.152
‫بیلی: اون زمان در دهه

00:30:04.221 --> 00:30:06.120
‫90، این ادمها هر چه دلشون میخواست، می گفتند.

00:30:06.189 --> 00:30:08.990
‫اونا مثلا می گفتند: "سلام،
‫من ستوان کالاهان

00:30:09.059 --> 00:30:11.526
‫هستم و از FOP 48
‫محلی تماس می گیرم."

00:30:11.595 --> 00:30:13.395
‫برایان: اون قدیما، اونا خیلی راحت

00:30:13.464 --> 00:30:15.191
‫به مردم می گفتنن که پلیس هستن.

00:30:15.260 --> 00:30:17.499
‫میگفتن:"ما توی کار پخش و جمع آوری جلیقه ضدگلوله هستیم."

00:30:17.568 --> 00:30:20.069
‫"کمکهای شما برای فراهم کردن جلیقه ضد گلوله برای

00:30:20.138 --> 00:30:21.703
‫افسران در سطح شهر مصرف میشه."

00:30:21.772 --> 00:30:25.501
‫پاتریک: این کار واقعا مردم را عصبانی کرد.

00:30:25.570 --> 00:30:28.277
‫صاحب خانه فرانک:
‫این افراد خودشون رو به جای

00:30:28.346 --> 00:30:30.612
‫افسر پلیس، آتش
‫نشان، و کلانتر جا میزدند.

00:30:30.681 --> 00:30:34.583
‫اینها از مردم پول می گیرند ولی

00:30:34.652 --> 00:30:36.150
‫کاری رو که میگن انجام نمیدن.

00:30:36.219 --> 00:30:39.120
‫داگ میز: اسلحه‌ی اونا تلفنه، نه اسلحه،

00:30:39.189 --> 00:30:41.556
‫و محل کارشون، یا همون  اتاقهای شستشوی مغزی،

00:30:41.625 --> 00:30:43.825
‫هیچ فرقی با محل کار خلافکارهای واقعی نداره.

00:30:43.894 --> 00:30:46.661
‫پاتریک:اینا به ارزش 20/20 مال باربارا والترز بودن.

00:30:46.730 --> 00:30:49.964
‫آره، اوه، عجب رسوایی به بار اومده...

00:30:50.033 --> 00:30:52.468
‫گزارشگر: شرکتی به نام گروه توسعه مدنی

00:30:52.537 --> 00:30:54.569
از سمت سه تا ایالت متهم شده است

00:30:54.638 --> 00:30:57.505
‫و اتهامش گمراه کردن مردم است، ولی این شرکت این اتهام را رد می کند.

00:30:57.574 --> 00:31:00.109
‫مصاحبه شونده: اونا گفتند که فلان پلیس

00:31:00.178 --> 00:31:01.310
‫تیر خورده

00:31:01.379 --> 00:31:03.011
‫و خانواده اش به کمک نیاز دارند.

00:31:03.080 --> 00:31:05.114
‫شما چقدر به این بازاریابهای تلفنی داده اید؟

00:31:05.183 --> 00:31:06.916
‫

00:31:06.985 --> 00:31:08.284
‫هزاران دلار.

00:31:08.353 --> 00:31:09.879
‫خبرنگار: اوه،اصلا اینقدر

00:31:09.948 --> 00:31:11.686
‫پول دارید که بخواهید ببخشید؟

00:31:11.755 --> 00:31:13.789
‫نه، باید برم قرض بکنم.
‫(می خندد)

00:31:13.858 --> 00:31:18.093
‫اگر کسی زنگ زد و ادعا کرد

00:31:18.162 --> 00:31:20.229
‫که پلیس است و پول می خواهد،

00:31:20.298 --> 00:31:22.064
‫با پلیس تماس بگیرید.

00:31:22.133 --> 00:31:23.665
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:31:23.734 --> 00:31:27.072
‫سام: دولت در واقع آنها را
‫به دادگاه کشید و پیروز شد.

00:31:29.106 --> 00:31:33.041
‫دیگر خبری از جلیقه ضد گلوله و اینا نبود و اونا دیگه نگفتن که پلیسن.

00:31:33.110 --> 00:31:36.845
‫تا کنون گروه توسعه مدنی
‫به هیچ تخلفی اعتراف نکرده است،

00:31:36.914 --> 00:31:41.182
‫اما با پرداخت 35 هزار دلار جریمه موافقت کرد.

00:31:41.251 --> 00:31:44.086
‫پاتریک: اما من راز CDG را به شما می گم.

00:31:44.155 --> 00:31:45.820
‫آنها هرگز تغییر نمی کنند.

00:31:45.889 --> 00:31:50.061
‫استراتژی اینه: "خوب حالا میتونیم سرمون رو تو کدوم سوراخ دیگه بکنیم؟!"

00:31:51.061 --> 00:31:53.328
‫برایان: همه مدیران اومدن پیشمون،

00:31:53.397 --> 00:31:55.397
‫انگار آدم رفته باشه ملاقات حضرت عیسی.

00:31:55.466 --> 00:31:56.598
‫اونا می گفتن، "هی، برای همه چی

00:31:56.667 --> 00:31:58.567
‫یه راه حلی هست."

00:31:58.636 --> 00:32:00.402
‫واندا، که در کاسیمی زندگی میکنه،

00:32:00.471 --> 00:32:03.366
‫یه پاپاسی هم به نام خودش نداره، ولی

00:32:03.435 --> 00:32:06.274
‫ده دلار بهمون برای کمک به "بچه ها" داد. (منظور پلیسها یا انجمن هست)

00:32:06.343 --> 00:32:07.576
‫ببینید شما اصلا نباید به اونا بگید

00:32:07.645 --> 00:32:10.473
‫افسر، پلیس یا "انجمن".

00:32:10.542 --> 00:32:12.146
‫باید بگین "بچه ها." مثلا بگین:  "هی، بچه ها می توانند روی شما حساب کنند؟"

00:32:12.215 --> 00:32:14.316
‫"وقتی برچسب رو بگیرید شما 35 دلار رو برای این بچه ها پست میکنید؟"

00:32:14.385 --> 00:32:15.550
‫حالا، اگر در قرعه‌کشی
‫شرکت کنین، می‌تونین

00:32:15.619 --> 00:32:17.253
‫آخرش چند تا صفر هم بهش اضافه کنین."

00:32:17.322 --> 00:32:18.586
‫

00:32:18.655 --> 00:32:20.256
‫-(سم می خندد)
‫-(می خندد)

00:32:20.325 --> 00:32:23.059
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:32:23.128 --> 00:32:24.526
‫اونا-- همیشه می خندند.

00:32:24.595 --> 00:32:27.562
‫مت پتزولد: هدف این بود که مثل یک

00:32:27.631 --> 00:32:29.298
‫پلیس حرف بزنی بدون
‫اینکه بگی پلیس هستی.

00:32:29.367 --> 00:32:30.365
‫مثلا با صدای کلفت بگی: "سلام مری."

00:32:30.434 --> 00:32:31.533
‫می دونین این یعنی اینکه

00:32:31.602 --> 00:32:32.834
‫فقط باید یکم صدات رو کلفت تر کنی،

00:32:32.903 --> 00:32:35.737
‫تا اونا باورکنن پلیسی. درست مثل

00:32:35.806 --> 00:32:38.807
‫صدای پلیس توی کارتون!

00:32:38.876 --> 00:32:40.846
‫یعنی تا اونجایی که میشه این کار رو بکنین.

00:32:41.279 --> 00:32:42.644
‫(آه می کشد) این...

00:32:42.713 --> 00:32:45.447
‫بله، این چیزی بود که اونجا بهتون یاد میدادن.

00:32:45.516 --> 00:32:46.882
‫چیزی که بهتون واقعا تحمیل میکردن.

00:32:46.951 --> 00:32:49.851
‫لری لازار: من فقط اون تیکه اش رو دوست نداشتم.

00:32:49.920 --> 00:32:52.415
‫یه جورایی باعث شد که احساس کنم، کلاهبردار هستم.

00:32:52.484 --> 00:32:54.322
‫سلام، جیمز چستنات هستم و از طرف

00:32:54.391 --> 00:32:55.591
‫فرمان برادری پلیس تماس میگیرم.

00:32:55.660 --> 00:32:56.995
‫امروز عصر حالتون چطوره؟

00:32:57.929 --> 00:32:59.027
‫بسیار عالی.

00:32:59.096 --> 00:33:01.197
‫بیلی: مردم وقتی کلمه‌ی "پلیس" رو میشنون،

00:33:01.266 --> 00:33:02.630
‫خوف می‌کنن.

00:33:02.699 --> 00:33:04.132
‫جدی میگم. واقعا میترسیدن.

00:33:04.201 --> 00:33:07.302
‫منظورم اینه که مردم واقعاً از

00:33:07.371 --> 00:33:08.703
‫روی ترس یا ناچاری کمک میکردن.

00:33:08.772 --> 00:33:11.206
‫شما یک کاکاسیاه رو
‫مجبور می کنین که بگه "آره".

00:33:11.275 --> 00:33:13.675
‫و این دقیقا همان چیزی است که توی خیابون اتفاق میافته.

00:33:13.744 --> 00:33:15.143
‫اینم دقیقا مثل همونه. ما این مادربه خطاها رو مجبور میکنیم

00:33:15.212 --> 00:33:16.911
‫چیزی رو که ما می خواهیم
‫بخرن. متوجه اید چی میگم؟

00:33:16.980 --> 00:33:19.214
‫-یادته که ما کل بخش اسپانیایی رو گرفتیم، رفیق.
‫-سام: اوه، آره.

00:33:19.283 --> 00:33:21.082
‫(فروشندگان تلفنی که به زبان اسپانیایی صحبت می کنند)

00:33:21.151 --> 00:33:23.184
‫برایان: می دونید که اسپانیاییها چه واکنشی نشان می دادن؟

00:33:23.253 --> 00:33:25.587
‫مخصوصاً توی این دوره ICE و این مزخرفات؟

00:33:25.656 --> 00:33:26.755
‫خوب طرف ممکنه مدارکش کافی نباشه، شاید

00:33:26.824 --> 00:33:29.023
‫غیرقانونی در این کشور باشه،

00:33:29.092 --> 00:33:31.693
‫بعد یهو ما شماره اش رو میگرفتیم و با زبان اسپانیایی میگفتیم:

00:33:31.762 --> 00:33:34.196
‫"سلام، ما داریم برای پلیس پول جمع می کنیم."

00:33:34.265 --> 00:33:36.097
‫"باشه. دمت گرم."  بووووم.

00:33:36.166 --> 00:33:38.034
‫برای من مهم نیست که شما فکر میکنید که اونا شارلاتان بودند.

00:33:38.103 --> 00:33:39.162
‫ به نظرم این ایده واقعا هوشمندانه بود.

00:33:39.231 --> 00:33:40.101
‫وقتی پول باشه،

00:33:40.170 --> 00:33:42.638
‫مردم هم یه راهی برای رسیدن بهش پیدا میکنن.

00:33:42.707 --> 00:33:45.072
‫

00:33:45.141 --> 00:33:48.377
‫پاتریک: هر دو سال یکبار، یک
‫دادستان کل جدید از اونا

00:33:48.446 --> 00:33:50.545
‫شکایت می‌کرد، اما هر بار هم
‫همین مزخرفات اتفاق میافته.

00:33:50.614 --> 00:33:52.714
‫یعنی دادستان فقط با یه جریمه کوفتی موافقت میکنه

00:33:52.783 --> 00:33:55.016
‫سروتهش هم میاد و هیچی تغییر نمیکنه.

00:33:55.085 --> 00:33:57.752
‫و امثال من همچنان از طرف پلیس با شما تماس خواهند گرفت تا

00:33:57.821 --> 00:33:59.186
‫پول اهدا کنید!

00:33:59.255 --> 00:34:01.956
‫پلیسهای بیچاره اصلا پولی گیرشون نمیاد.  (میخندد)

00:34:02.025 --> 00:34:06.795
‫منظورم اینه که آی مردم چه کار میکنید؟
‫چشماتون رو باز کنید، از خواب بیدار شید.

00:34:06.864 --> 00:34:08.597
‫سام: مردم همیشه از من میپرسن:،

00:34:08.666 --> 00:34:11.128
‫"اگر شماها فکر می کردین که کار این خیلی اشتباهه،

00:34:11.197 --> 00:34:12.868
‫پس چرا این کار را ول نکردین؟"

00:34:12.937 --> 00:34:15.040
‫اما به این سادگی هم نبود.

00:34:16.106 --> 00:34:18.407
‫خب من 50 سالمه و معلولم.

00:34:18.476 --> 00:34:20.045
‫چهار سال پیش هم سکته قلبی کردم.

00:34:20.878 --> 00:34:23.411
‫پت باید قبضهای ما را بپردازه.

00:34:23.480 --> 00:34:27.014
‫اون دیگه چاره ای نداره جز اینکه بره اونجا

00:34:27.083 --> 00:34:30.117
‫برای این افراد وحشتناک کار کنه.

00:34:30.186 --> 00:34:34.789
‫بیاین بگید ببینم با سابقه کیفری اصلا میتونید شغلی پیدا کنید؟

00:34:34.858 --> 00:34:38.355
‫اون تمام این کارها رو فقط به خاطر حمایت از ما انجام میداد.

00:34:38.424 --> 00:34:41.229
‫وگرنه ما جامون تو خیابون بود.

00:34:41.298 --> 00:34:44.700
‫سام: از یک طرف، پت برای
‫گذران زندگیش به این شغل نیاز داشت.

00:34:44.769 --> 00:34:48.470
‫و از طرف دیگه هم، می گفت: "اوه، این کار واقعا حقه‌بازیه.

00:34:48.539 --> 00:34:52.439
‫و خیلی وقته که ادامه داره.

00:34:52.508 --> 00:34:57.412
‫و من و تو تنها کسانی هستیم که درنهایت می تونیم جلوش رو بگیریم."

00:34:57.481 --> 00:34:58.714
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:34:58.783 --> 00:35:02.187
‫پاتریک: (از طریق تلفن همراه) اول و آخر این بیشرفا. دارن مثل چی پول درمیارن.

00:35:02.601 --> 00:35:07.441
‫همین برونسویک روزی 100 هزارتا درمیاره.

00:35:08.488 --> 00:35:10.501
‫دیگه نمیشه این کار رو انجام بدیم....

00:35:10.588 --> 00:35:13.134
‫باید از درون متلاشیشون کنیم.

00:35:13.597 --> 00:35:16.167
‫-سام:منظورت چیه؟
‫-این باید اینجوری پیش بره  تماشا کن.

00:35:17.768 --> 00:35:20.138
‫سام: چند تا حرکت سامورایی اینجا بزنیم.

00:35:22.439 --> 00:35:26.742
‫سلام، بچه ها، پاتریک جی پسپاس هستم.
‫اینم جو مک کو هستش.

00:35:26.811 --> 00:35:29.010
‫نظرت درباره CDG چیه؟

00:35:29.079 --> 00:35:30.778
‫اوه، اینجا برای کار فوق العاده است، مرد.

00:35:30.847 --> 00:35:33.048
‫-بهترین جاست.
‫پاتریک: دیونه بازاریه برای خودش، مگه نه؟

00:35:33.117 --> 00:35:35.517
‫اوه، اینجا واقعا دیوانه خونه است، متوجه ای؟

00:35:35.586 --> 00:35:36.884
‫پاتریک: این مساله اذییت نمیکنه

00:35:36.953 --> 00:35:39.220
‫که فقط 12 درصد پول به دست افراد واقعی و خیریه ها میرسه و

00:35:39.289 --> 00:35:42.023
‫بقیه اش میره به جیب

00:35:42.092 --> 00:35:43.925
‫ این سازمان و شرکتهای مشکوکش؟

00:35:43.994 --> 00:35:46.260
‫من چیزی در مورد این درصدها نمی دونم.

00:35:46.329 --> 00:35:48.797
‫بستگی داره از چه زاویه ای بهش نگاه کنی.

00:35:48.866 --> 00:35:50.198
‫تو میدونی همه چیز اونجا چطوریه.

00:35:50.267 --> 00:35:52.034
‫-پاتریک: من می فهمم.
‫-تا زمانی که سههم را بگیرم،

00:35:52.103 --> 00:35:53.400
‫-میدونی؟
‫-پاتریک: آره.

00:35:53.469 --> 00:35:55.206
‫-تا زمانی که سهمت رو بگیری همه چی اوکیه، درسته؟
‫-درسته.

00:35:55.469 --> 00:35:57.757
‫وقتی ازت میپرسن چند درصد به خیریه ها میرسه؟

00:35:58.030 --> 00:36:01.237
‫باید یه جوابی داشته باشی.

00:36:02.012 --> 00:36:03.845
‫وقتی ازت درباره درصد میپرسن، جوابت چیه؟

00:36:03.914 --> 00:36:05.446
‫

00:36:05.515 --> 00:36:08.650
‫-سام: درصدش رو بهشون میگم و اونا هم پول نمی دن.  (می خندد)
‫-درسته.

00:36:08.719 --> 00:36:10.686
‫-سام: این برای منه؟
‫-این برای توست.

00:36:10.755 --> 00:36:12.620
‫-سام: و باهاش ​​چیکار کنم؟
‫-بکش!

00:36:12.689 --> 00:36:13.855
‫سام: شکلش مثل سیگاره!

00:36:13.924 --> 00:36:15.724
‫-(پاتریک استامرز)
‫-میخوایم ماریجوانا بزنیم؟

00:36:15.793 --> 00:36:18.193
‫-پاتریک: میخوای؟
‫-اینکارو میکنی؟

00:36:18.262 --> 00:36:20.365
‫-پاتریک: نمی دونم. تو چی؟
‫-خب اول از همه...

00:36:21.565 --> 00:36:22.598
‫اون دوربین رو بذار زمین

00:36:22.667 --> 00:36:26.267
‫♪پخش آهنگ)♪

00:36:26.336 --> 00:36:29.170
‫خیریه در آمریکا.
‫ همه چیز از کجا شروع میشود؟

00:36:29.239 --> 00:36:32.602
‫خوب، اوه، من به سمت محل کارم می رم،

00:36:32.671 --> 00:36:35.413
‫و همانطور که می بینین،
‫یک انبار بزرگ است.

00:36:39.016 --> 00:36:41.482
‫خوب آمریکاییها، اینا دارن تق تق شماره شماها رو میگیرن،

00:36:41.551 --> 00:36:45.554
‫این شرکتی که من توش کار
‫می کنم، هیچ چیزی یادش نمیره.

00:36:45.623 --> 00:36:47.154
‫ما به مشخصات شما دسترسی داریم.

00:36:47.223 --> 00:36:49.624
‫شما از طرف یک موسسه خیریه به ما

00:36:49.693 --> 00:36:51.125
‫پول دادید که اون خیریه حتی پولش رو هم نمی گیره.

00:36:51.194 --> 00:36:53.928
‫اوه، شما 25 دادید؟
‫الان دلم میخواد که 55 تا کمک کنید.

00:36:53.997 --> 00:36:56.465
‫اوه، و تو آنقدر احمق بودی
‫که این پول رو به من دادی؟

00:36:56.534 --> 00:36:58.065
‫اوه، فوق العاده‌اس!

00:36:58.134 --> 00:37:00.001
‫وقتی نام شما در
‫صفحه مانیتور من بالا میاد،

00:37:00.070 --> 00:37:03.437
‫به من می گه که حداقل 125 دلار رو از شما بخواهم.

00:37:03.506 --> 00:37:06.641
‫دفعه بعد که باهات تماس میگیرم

00:37:06.710 --> 00:37:08.109
‫بهم میگه 225 دلار ازت بخوام.

00:37:08.178 --> 00:37:10.345
‫و بعد از سه ماه، روز از نو روزی از نو.

00:37:10.414 --> 00:37:13.084
‫ما از الان تا روز قیامت بهتون زنگ می زنیم.

00:37:15.219 --> 00:37:16.679
‫سام: اوایل کارم فقط از طرف

00:37:16.748 --> 00:37:20.325
‫سازمان پلیس،تماس میگرفتیم.

00:37:21.859 --> 00:37:26.264
‫فدراسیون آتش نشانان ایالت مین.

00:37:26.997 --> 00:37:29.264
‫سام: اما با گذشت زمان،

00:37:29.333 --> 00:37:31.470
‫ما از طرف هر ننه قمری زنگ میزدیم.

00:37:32.703 --> 00:37:33.835
‫سم لیپمن استرن هستم،

00:37:33.904 --> 00:37:35.598
‫از طرف بخش جنوب،

00:37:35.667 --> 00:37:37.773
‫از طرف انجمن شرقی جانبازان فلج.

00:37:37.842 --> 00:37:39.144
‫عصر بخیر.

00:37:40.210 --> 00:37:42.477
‫ممنون عالیم.
‫حال شما چطوره؟

00:37:42.546 --> 00:37:44.879
‫من می خوام به شما
‫یادآوری کنم که این مردان

00:37:44.948 --> 00:37:46.348
‫و زنان دلیر برای کشور ما بسیار مایه گذاشته اند.

00:37:46.417 --> 00:37:48.417
‫و حالا وقتش رسیده که
‫ما هم چیزی بهشون بدیم.

00:37:48.486 --> 00:37:51.653
‫کمک های مالی شما صرف برگزاری رویدادهای ورزشی برای معلولین روی ویلچر میشه

00:37:51.722 --> 00:37:53.555
‫و کمکشون میکنه تا عزت نفسشون بالا بره.

00:37:53.624 --> 00:37:55.322
‫پل، من پاتریک جی پسپاس هستم.

00:37:55.391 --> 00:37:57.759
‫من از طرف فدراسیون

00:37:57.828 --> 00:37:59.527
‫آتش نشانی ایالت مین هستم.

00:37:59.596 --> 00:38:01.029
‫خانم همیلتون، همین ماه می گذشته

00:38:01.098 --> 00:38:03.498
‫یک آتش نشان 53 ساله اسپرینگفیلد

00:38:03.567 --> 00:38:05.066
‫در حین انجام وظیفه بر اثر

00:38:05.135 --> 00:38:06.903
‫واژگونی تانکرش کشته شد.

00:38:06.972 --> 00:38:08.169
‫سقف کمک اینا هستش:

00:38:08.238 --> 00:38:11.640
‫سطح بالا میشه طلایی 35 دلار و سطح نقره ای  25 دلار.

00:38:11.709 --> 00:38:13.775
‫من برای شما یک
‫برچسب جدید می فرستم.

00:38:13.844 --> 00:38:15.444
خانم لطفاً این برچسب را به احترام

00:38:15.513 --> 00:38:18.480
‫و حمایت از این قهرمانان
‫جاوید نام، بپذیرید.

00:38:18.549 --> 00:38:19.715
‫ابتدا به شما از طرف فرمان برادری

00:38:19.784 --> 00:38:22.017
‫پلیس نیوجرسی زنگ میزنیم.

00:38:22.086 --> 00:38:24.186
‫اگر پول بدین، حدود یک هفته بعدش دوباره

00:38:24.255 --> 00:38:26.688
‫از طرف انجمن افسران مجری قانون نیوجرسی

00:38:26.757 --> 00:38:28.523
‫بهتون زنگ میزنیم.

00:38:28.592 --> 00:38:29.991
‫سو: چند تا هات داگ میخوای؟

00:38:30.060 --> 00:38:31.626
‫سپس انجمن افسران پلیس.

00:38:31.695 --> 00:38:32.762
‫
-چی؟

00:38:32.831 --> 00:38:33.862
‫سو: گفتم چند تا هات داگ؟

00:38:33.931 --> 00:38:35.997
‫اوه، همشون رو بپز.

00:38:36.066 --> 00:38:38.334
‫ما از بابت شیر مرغ تا جون آدمیزاد، زنگ میزدیم، فقط بگو چی میخوای؟

00:38:38.403 --> 00:38:40.702
‫اول آتش نشانان داوطلب

00:38:40.771 --> 00:38:45.310
‫بعدش آتش نشانان بازنشسته،  بعدش روسای آتش نشانی

00:38:46.209 --> 00:38:47.476
‫سام: تقریباً هر روز برای

00:38:47.545 --> 00:38:51.279
‫سازمان‌های جدید اطلاعیه میگرفتیم.

00:38:51.348 --> 00:38:54.016
‫و برخی از آنها فقط شبیه نسخه های تقلبی

00:38:54.085 --> 00:38:55.987
‫سازمان های خیریه موجود به نظر می رسید.

00:38:57.320 --> 00:38:59.754
‫مثلا بنیاد شارلاتان آرزوی کودکان.

00:38:59.823 --> 00:39:04.358
‫نه اون بنیاد اصلی (برای کودکان آرزو کنید) بلکه بنیاد آرزوی کودکان.

00:39:04.427 --> 00:39:07.662
‫فاروق: اما وقتی که صندوق سرطان

00:39:07.731 --> 00:39:08.630
‫شروع به همچین کثافتکاریهایی کرد،

00:39:08.699 --> 00:39:10.598
‫با خودم گفتم "اوه، مرد ما از طرف این سرطانیهای بدبخت

00:39:10.667 --> 00:39:13.802
‫زنگ میزنیم و اینا حتی نصف این پول هم گیرشون نمیاد؟"

00:39:13.871 --> 00:39:15.302
‫آره  اوه... (آه می کشد)

00:39:15.371 --> 00:39:17.940
‫بعدش از طرف صندوق
‫سرطان آمریکا تماس میگرفتیم--

00:39:18.009 --> 00:39:20.141
‫صندوق بازماندگان سرطان

00:39:20.210 --> 00:39:22.811
‫سو: منظورم اینه
‫که وقتی شما از سرطان جان سالم به در برده اید،

00:39:22.880 --> 00:39:25.512
‫دیگه چی از زندگی می خواهین؟

00:39:25.581 --> 00:39:28.450
‫-چرا پول می خواهی؟
‫-اوه، هر سازمان مزخرفی

00:39:28.519 --> 00:39:30.186
‫که فکرشو بکنی.
‫-سو: اوه، چون تو زنده موندی.

00:39:30.255 --> 00:39:32.253
‫حالا یه صورت حساب تپل داری.

00:39:32.322 --> 00:39:37.025
‫-♪ (آهنگ محو می شود) ♪
‫-(پچ پچ نامشخص)

00:39:37.094 --> 00:39:39.260
‫برایان: سی دی جی در حال ساخت بود.
‫آنها همیشه یه قدم جلو بودن.

00:39:39.329 --> 00:39:42.130
‫همیشه یه قدم جلوتر بودن.  مارک کیزر رو  یادم میاد،

00:39:42.199 --> 00:39:43.899
‫گلن پاشز ، اونا کلی ورقه و اینا

00:39:43.968 --> 00:39:45.100
‫روی یکی از میزها داشتن.

00:39:45.169 --> 00:39:46.268
‫مدلشون مثل

00:39:46.337 --> 00:39:47.669
‫مک دونالد بود.

00:39:47.738 --> 00:39:48.936
‫وقتی توی شرکت شروع به کار کردم،

00:39:49.005 --> 00:39:50.839
‫فکر کنم پنج تا دفتر توی
‫نیوجرسی داشتن.

00:39:50.908 --> 00:39:53.341
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:39:53.410 --> 00:39:56.414
‫تام: و کم کم به ایالت های مختلف دیگه هم رفتیم.

00:39:58.015 --> 00:40:01.017
‫بیلی: استراتژی CDG باز کردن دفتر

00:40:01.086 --> 00:40:02.651
‫ در مناطقی بود که مردمش افسرده بودن.

00:40:02.720 --> 00:40:06.288
‫و یا مناطقی که هیچ نوع صنعتی نداشتند

00:40:06.357 --> 00:40:08.056
‫و بسیار ناامید کننده بودند.

00:40:08.125 --> 00:40:10.459
‫اونا فقط می خواستن این مشاغل رو ایجاد کنند که

00:40:10.528 --> 00:40:12.126
‫ دستمزد تقریبا مناسبی داشتند.

00:40:12.195 --> 00:40:15.164
‫تام: ما تجارت بسیار عظیمی رو انجام میدادیم

00:40:15.233 --> 00:40:17.766
‫و ما اولین شرکت بازاریابی تلفنی جمع آوری کمک های مالی

00:40:17.835 --> 00:40:21.306
‫ در کشور، شدیم.

00:40:22.239 --> 00:40:23.838
‫و شرکت مثلاً رقیبمون

00:40:23.907 --> 00:40:25.073
‫نصف ما درآمد داشت.

00:40:25.142 --> 00:40:26.608
‫منظورم اینه که ما اصلا رقیب نداشتیم.

00:40:26.677 --> 00:40:28.510
‫(صدای جیرجیرک)

00:40:28.565 --> 00:40:31.536
‫تام: اوضاع توی CDG واقعاً شروع به تغییر کرد.

00:40:34.450 --> 00:40:36.251
‫برایان: اونا یه سری اعداد داشتنتد که میتونستن براساسشون آینده رو حدس بزنن.

00:40:36.320 --> 00:40:37.985
‫یه لیست بود که باید بهش عمل میکردی.

00:40:38.054 --> 00:40:40.054
‫مثلا می گفتن: "این لیست باید به 180 دلار در ساعت برسد."

00:40:40.123 --> 00:40:41.356
‫و اگر نتونی بهش برسی، داداش...

00:40:41.425 --> 00:40:42.757
‫خوب حالا وقتشه بگیم فشار یعنی چی،

00:40:42.826 --> 00:40:43.993
‫یعنی اینکه من به خاطر این لیست سکته قلبی کردم.

00:40:44.062 --> 00:40:46.293
‫مت: مادربه خطا!

00:40:46.362 --> 00:40:50.232
‫پاتریک: اینجا خیلی خر تو خره.
‫من اینجا اوردوز کردم.

00:40:50.301 --> 00:40:52.033
‫مدیر منطقه می گفت: پت، پت، بیدارشو

00:40:52.102 --> 00:40:55.837
‫شو، می توانی بایستی؟ "آره."

00:40:55.906 --> 00:40:57.473
‫"میتونی صحبت کنی؟"  "آره."

00:40:57.548 --> 00:40:58.546
‫"خب، به زنگ زدنت ادامه بده!

00:40:58.609 --> 00:41:01.738
‫چه کار می کنی؟
‫زنگ بزن، زنگ بزن  پول بیار.  بیا دیگه.

00:41:01.807 --> 00:41:03.277
‫شما نمی خواهین آخرش برید تو مک دونالد کار کنید."

00:41:03.346 --> 00:41:06.181
‫دقیقا همینه.  اگر مادرت گشنه باشه، دیگه هیچی برات مهم نیس.

00:41:06.250 --> 00:41:07.815
‫اگر پول نداشته باشی،

00:41:07.884 --> 00:41:09.585
‫برقت رو قطع میکنن.

00:41:09.654 --> 00:41:11.523
‫و باید گورت رو گم میکردی.

00:41:12.596 --> 00:41:15.166
‫مدیر: هر طور دلتون میخواد کار کنید فقط زنگ بزنید.

00:41:16.114 --> 00:41:21.207
‫با هر روشی که دوست دارید زنگ بزنید. من مشکلی ندارم.

00:41:21.345 --> 00:41:24.607
‫باید بتونید قانعشون کنید.
‫اگر ببینم کسی بیکاره سه روز میفرستمش خونه.

00:41:24.725 --> 00:41:31.651
‫اگر ظرف نیم ساعت به اونی که باید، نرسه، هرکس مسئولشه میره خونه.

00:41:31.915 --> 00:41:33.587
‫فکر نکنید شما فقط اینجا زبونتون درازه.

00:41:33.634 --> 00:41:37.523
‫یعنی ما باید جلو شما کمر خم کنیم؟

00:41:37.548 --> 00:41:39.581
‫سابرینا: راستش یه جورایی مثل برده داری نوین بود.

00:41:39.650 --> 00:41:41.148
‫«یا کاری رو که بهت میگیم انجام میدی،

00:41:41.217 --> 00:41:43.318
‫یا با افسر پرونده ات توی آزادی مشروط تماس میگیریم

00:41:43.387 --> 00:41:45.253
‫ و میگیم که تو اینجا نبودی.

00:41:45.322 --> 00:41:48.259
‫پس مثل آدم بشین به فروشت برس یا برمیگردی زندان.»

00:41:49.527 --> 00:41:51.260
‫مت: صاحبای شرکت به ما گفتن قراره تغییراتی

00:41:51.329 --> 00:41:53.094
‫توی روش کار ایجاد بشه.

00:41:53.163 --> 00:41:55.296
‫آنها دیگه به ما بازاریاب تلفنی نمیگفتند.

00:41:55.365 --> 00:41:58.670
‫ حالا ما مشاور مدیریت
 حرفه ای بودیم.

00:42:00.003 --> 00:42:01.069
‫زمانی که این اتفاق افتاد،

00:42:01.138 --> 00:42:03.672
‫روش کار هم کاملاً متفاوت شد.

00:42:03.741 --> 00:42:07.242
‫دیگه لازم نبود پشت تلفن بگید که از طرف کسی تماس گرفته‌اید.

00:42:07.311 --> 00:42:08.410
‫دیگه لازم نبود که بگید

00:42:08.479 --> 00:42:09.945
‫شما بخاطر مشاوره ای که میدید حقوق میگیرید.

00:42:10.014 --> 00:42:11.948
‫بهتون اجازه داده بودن که بگید
‫"ما"، می توانستید بگویید "خودمون".

00:42:12.017 --> 00:42:13.114
‫می تونستید بگید "مال ما".

00:42:13.183 --> 00:42:16.285
‫ما مثلا می گفتیم، "اوه، آره.
‫سلام، خانم اسمیت.

00:42:16.354 --> 00:42:17.619
‫اوه، این بیل فدور است.

00:42:17.688 --> 00:42:20.222
‫من از طرف ایالت
‫نیوجرسی تماس می گیرم

00:42:20.291 --> 00:42:21.690
‫فرمان برادرانه پلیس."

00:42:21.759 --> 00:42:23.258
‫این خیلی چنگی به دل نمیزد.

00:42:23.327 --> 00:42:24.959
‫می خواستیم آن را به نقطه‌ای

00:42:25.028 --> 00:42:26.360
‫برسونیم که در
‫واقع بتونیم بگیم:

00:42:26.429 --> 00:42:29.167
‫"ما خودمون فرمان برادری
‫پلیس نیوجرسی هستیم."

00:42:30.100 --> 00:42:32.233
‫این خواسته در واقع در فلوریدا محقق شد.

00:42:32.302 --> 00:42:35.470
‫اونجا بود که آزمایش رو شروع کردند.

00:42:35.539 --> 00:42:38.844
‫برایان: و اونا مدام تلاش میکردند من رو وادار کنند که یکی از دفترها رو اداره کنم.

00:42:41.278 --> 00:42:43.445
‫اسمش CDG نبود.

00:42:43.514 --> 00:42:46.748
‫بهش گشت بزرگراه فلوریدا می گفتند.

00:42:46.817 --> 00:42:48.687
‫انجمن افسران فرماندهی.

00:42:49.353 --> 00:42:51.086
‫سام: این مساله چقدر به فروش کمک کرد؟

00:42:51.155 --> 00:42:52.453
‫اوه، ما ترکوندیم، سام.

00:42:52.522 --> 00:42:56.124
‫سام: ما فقط شایعاتی در
‫مورد موضوع "مشاور مدیریتی" شنیده بودیم.

00:42:56.193 --> 00:42:58.060
‫ اما می دونستیم که اونا دارن توی چند دفتر نیو جرسی

00:42:58.129 --> 00:43:00.165
‫فعلابه صورت آزمایشی انجامش میدن.

00:43:01.097 --> 00:43:03.632
‫مت: ما از CDG به
‫مرکز جمع آوری کمکهای مالی نیوجرسی

00:43:03.701 --> 00:43:06.902
‫(FOP) تغییر نام دادیم.

00:43:06.971 --> 00:43:08.435
‫همممون یک شب موندیم
‫تا به همه، مثلاً،

00:43:08.504 --> 00:43:12.207
‫یک شماره ورود و فایل جدید بدن.

00:43:12.276 --> 00:43:14.109
‫و همه‌ی چیزهای قبلی رو پاک کنن.

00:43:14.178 --> 00:43:15.610
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:43:15.679 --> 00:43:18.546
‫سام: استفاده از صدای پلیس یک چیز بود،

00:43:18.615 --> 00:43:22.451
‫بود، اما مدل صدای مشاور کاملاً یه سطح متفاوت بود.

00:43:22.520 --> 00:43:25.721
‫توی همون جوابهای از پیش تعیین شده نوشته شده بود.

00:43:25.790 --> 00:43:27.990
توی چه شرکتی مشغول به کارید؟

00:43:28.059 --> 00:43:31.329
‫خانم من مستقیما برای فرمان برادری پلیس نیوجرسی کار می کنم.

00:43:31.915 --> 00:43:36.215
‫من برای یه موسسه خیریه کارنمیکنم.

00:43:37.696 --> 00:43:38.668


00:43:38.737 --> 00:43:42.899
‫سام: خوب،
‫اگر میگفتند چقدر پول برای کمک به دستشون میرسه؟
‫ شما جوابتون چی بود؟

00:43:42.968 --> 00:43:46.068
‫"هی، خوب، به عنوان
‫یک کارمند اونجا

00:43:46.137 --> 00:43:48.243
‫من با افتخار به شما
‫می گویم که صد در صد

00:43:48.312 --> 00:43:51.613
‫کمک مالی شما مستقیماً
‫به سازمان می رسد."

00:43:51.682 --> 00:43:54.786
‫پاتریک: هر کسی که توی CDG بود،

00:43:55.170 --> 00:43:57.397
‫به اونایی که توی دفترش کار می کردن، آموزش میداد.

00:43:57.570 --> 00:44:03.404
‫که به خیرین بگن 100 درصد پولتون به سازمان مربوطه میرسه.

00:44:04.095 --> 00:44:06.395
‫بدون شک لعنتی

00:44:06.470 --> 00:44:10.575
‫-(زنگ تلفن)
‫-(گفتگوی نامشخص)

00:44:14.711 --> 00:44:16.544
‫پاتریک: من هنوز
‫نامه اونا را دارم که

00:44:16.607 --> 00:44:18.906
‫حتی به صورت مکتوب  در این باره گفتن.

00:44:18.975 --> 00:44:20.375
‫صد در صد پول به سازمان مربوطه میرسه.

00:44:20.444 --> 00:44:22.247
‫-سام: امکان نداره!  جدی میگی؟
‫-رفیق...

00:44:23.347 --> 00:44:25.747
‫سام: من و پت فهمیدیم
‫که چرا این کار رو کردند.

00:44:25.816 --> 00:44:27.716
‫مردم درواقع میخوان به پلیس

00:44:27.785 --> 00:44:29.851
‫کمک کنن، نه بازاریاب تلفنی.

00:44:29.920 --> 00:44:33.789
‫اما ما واقعاً نفهمیدیم که آنها
‫چطوری این کار رو می کنن.

00:44:33.858 --> 00:44:35.925
‫مثلا ما نمی‌دانستیم که آیا

00:44:35.994 --> 00:44:37.426
‫CDG یه راه جدیدی پیدا کرده؟

00:44:37.495 --> 00:44:40.331
‫یا داشتن یه روش کاملا جدید رو امتحان میکردن؟

00:44:41.565 --> 00:44:44.032
‫سام: هیچوقت مشکوک نشدی که
‫چرا ما اجازه داشتیم اینقدر چرت و پرت بگیم؟

00:44:44.101 --> 00:44:46.401
‫چرا... ولی واقعاً صداقت برام مهم نبود.

00:44:46.470 --> 00:44:48.337
‫خوب، من جوون بودم و اگر

00:44:48.406 --> 00:44:50.139
‫خیلی سوال می پرسیدم
‫اخراجم میکردن.

00:44:50.208 --> 00:44:51.706
‫می گفتن: "هی، این مساله توی دستورالعمل اجرایی اومده"

00:44:51.775 --> 00:44:53.942
‫منم چون آموزش دیده بودم، شرطی شده بودم.

00:44:54.011 --> 00:44:57.646
‫"به جهنم، اگر توی دستورالعمل گفته که پول مستقیماً

00:44:57.715 --> 00:45:00.643
‫به انجمن افسران گشت
‫بزرگراه فلوریدا می رسد،

00:45:00.712 --> 00:45:01.753
‫پس میرسه دیگه، همین."

00:45:05.055 --> 00:45:09.861
‫♪ (پخش موسیقی ) ♪

00:45:11.962 --> 00:45:16.568
‫پاتریک:شنیدم یه پلیس برای دفتر اوشن استخدام کردن.

00:45:16.628 --> 00:45:19.901
‫این دیگه چه مدلشه؟!

00:45:22.740 --> 00:45:26.107
‫مت: اف او پی یک افسر
‫بازنشسته را فرستاد اونجا.

00:45:26.176 --> 00:45:29.815
‫تقریبا مسئول نظم و انضباط اونجا بود.

00:45:30.581 --> 00:45:32.280
‫و خوب یه جورایی

00:45:32.349 --> 00:45:34.749
‫دیگه جلوی اون کارهای اضافی توی دفتر

00:45:34.818 --> 00:45:35.884
‫خواه ناخواه گرفته می شد.

00:45:35.953 --> 00:45:38.487
‫یه پلیس مسئول اینجاس، بنابراین ما باید...

00:45:38.556 --> 00:45:41.023
‫و خوب همه باید درست رفتار کنیم.

00:45:41.092 --> 00:45:43.926
‫سرپرست: اون دوربین رو بزار کنار پسر.

00:45:43.995 --> 00:45:44.963
‫(پچ پچ نامشخص)

00:45:45.142 --> 00:45:46.462
‫ببرش اونور.

00:45:46.530 --> 00:45:48.066
‫سام: دارم روزنامه نگاری
 می کنم.

00:45:51.469 --> 00:45:55.236
‫مدیر منطقه با من تماس گرفت

00:45:55.305 --> 00:45:57.939
‫و گفت: "سام، من
‫همه فیلم ها رو دیدم.

00:45:58.008 --> 00:46:01.043
‫باید پاکشون کنی.
‫باید ویدیوها را از روی یوتیوب حذف کنی."

00:46:01.112 --> 00:46:04.379
‫(پچ پچ نامشخص)

00:46:04.448 --> 00:46:05.780
‫(تشویق بازاریابان تلفنی)

00:46:05.849 --> 00:46:08.049
‫سام: «همه می گن
‫تو با دوربین همه جا هستی.

00:46:08.118 --> 00:46:10.485
‫و داری باعث میشی که شایعه پخش بشه،

00:46:10.554 --> 00:46:12.521
‫تو داری فیلم میگیری و

00:46:12.590 --> 00:46:13.988
رؤسا دارن در موردش صحبت می کنن.

00:46:14.057 --> 00:46:15.484
‫یعنی همه دارن موردش صحبت می کنند."

00:46:15.553 --> 00:46:19.661
‫من اینطور گفتم: "هیچکس به هیچ جاش نیست اصلا.
‫من در کل 40 تا بازدید دارم."

00:46:19.730 --> 00:46:23.030
‫یک روز به CDG رفتم و صاحبش

00:46:23.099 --> 00:46:24.600
‫به من گفت که دیگه نیا اینجا.

00:46:24.669 --> 00:46:26.702
‫اما پت اینطور گفت:
‫"اوه، نگرانش نباش.

00:46:26.771 --> 00:46:29.771
‫من اطلاعات را از اونجا بهت میرسونم."

00:46:29.840 --> 00:46:32.341
‫و این به من زمان بیشتری
‫داد تا درباره‌ی همه چیز توی CDG

00:46:32.410 --> 00:46:34.676
‫سرک بکشم.

00:46:34.745 --> 00:46:36.939
‫و بعد سعی کردم ته و توی ماجرا رو دربیارم.

00:46:37.008 --> 00:46:38.546
‫-(زنگ تلفن)
‫-سلام؟

00:46:38.615 --> 00:46:40.081
‫گزارشگر: وقتی یک
‫بازاریاب تلفنی از طرف اداره

00:46:40.150 --> 00:46:44.085
‫پلیس یوتا تماس گرفت،
‫سندی وارد گفت: نه.

00:46:44.167 --> 00:46:48.103
‫از آن زمان بود که تهدیدها
‫روی منشی تلفنی او شروع شد.

00:46:48.166 --> 00:46:51.570
‫بازاریاب تلفنی: (در حال ضبط) خسته نباشی سندی، کارت تمومه. گور خودت رو کندی.

00:46:51.682 --> 00:46:55.575
‫گروه عملیات ویژه تا چند دقیقه دیگه میاد درخونه ات.

00:46:55.633 --> 00:46:57.332
‫گزارشگر: ما تمام شرکتهای جمع آوری کمک های مالی

00:46:57.401 --> 00:46:59.535
‫در اینجا تا نیوجرسی دنبال کردیم و به شرکتی به نام

00:46:59.604 --> 00:47:00.935
‫گروه توسعه مدنی رسیدیم.

00:47:01.004 --> 00:47:02.837
‫این شرکت تماس را تکذیب کرد.

00:47:02.906 --> 00:47:05.107
‫ولی حالا کمیسیون تجارت فدرال

00:47:05.176 --> 00:47:06.474
‫شاکی این شرکت شده بود.

00:47:06.543 --> 00:47:09.011
‫و متهمش کرده بود که از سال 1998 به مصرف کنندگان

00:47:09.080 --> 00:47:11.380
‫ توضیحات اشتباه میدهد.

00:47:11.449 --> 00:47:15.450
‫CDG به مصرف کنندگان
‫می گوید که 100 درصد

00:47:15.519 --> 00:47:18.553
‫کمک مالی آنها مستقیماً
‫به خیریه می رود.

00:47:18.628 --> 00:47:20.427
‫ولی ادعای ما اینه که اصلا اینطور نیست.

00:47:20.490 --> 00:47:22.958
‫و در واقع 80 تا 90
‫درصد کمک های مالی

00:47:23.027 --> 00:47:24.025
‫به جیب خود CDG می رود.

00:47:24.094 --> 00:47:26.060
‫مدیرم با من تماس
‫گرفت و گفت: "هی،

00:47:26.129 --> 00:47:28.396
‫گفتم که بدونی این همهش شایعه اس، بهشون گوش نده.»

00:47:28.458 --> 00:47:30.725
‫منم گفتم: "من اصلا نمی دونم
‫داری در مورد چی حرف می زنی."

00:47:30.801 --> 00:47:32.867
‫و اون گفت: "خب، شایعه کردن که

00:47:32.936 --> 00:47:34.703
‫شرکت رو به خاطر این شکایت دارن می بندن،

00:47:34.772 --> 00:47:36.070
‫و از این حرفا."
‫و راستش رو بگم،

00:47:36.139 --> 00:47:38.706
‫اصلا نمیدونستم داره چی زر میزنه.

00:47:38.775 --> 00:47:41.677
‫فاروق: شایعه که همیشه بود و خوب من میگفتم:

00:47:41.746 --> 00:47:44.211
‫خوب  که چی؟ قبلاً هم اینو گفتن. به من چه.

00:47:44.280 --> 00:47:46.548
‫اونا... اونا یه جوری رفع و رجوعش میکنن. متوجه این چی میگم؟

00:47:46.617 --> 00:47:48.683
‫کل این مدت داشتن سر مردم کلاه میگذاشتن.

00:47:48.752 --> 00:47:50.185
‫کی میگه الان قراره تموم بشه؟

00:47:50.254 --> 00:47:51.519
‫

00:47:51.594 --> 00:47:54.429
‫صدای اوپراتور: پیام شما در صندوق صوتی

00:47:54.492 --> 00:47:56.094
‫سام: (در حال ضبط)
‫سام لیپمن-استرن ذخیره شد.

00:47:56.359 --> 00:47:59.245
‫این لعنتی رو ببین، مرد.

00:47:59.534 --> 00:48:03.454
‫طرح مشاوره رو دارن توی دفتر ما پیاده میکنن.

00:48:04.235 --> 00:48:05.435
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:48:05.602 --> 00:48:07.613
‫همه جا شروع شده.

00:48:07.638 --> 00:48:10.272
‫-(تلفن زنگ می زند)
‫-(پچ پچ نامفهوم)

00:48:10.341 --> 00:48:17.048
‫ من مستقیما برای فرمان برادری کارولینای شمالی کار میکنم.

00:48:23.721 --> 00:48:25.487
‫تام: نمی‌دونم چرا، شاید

00:48:25.556 --> 00:48:28.089
‫چون خیلی حریص شده بودن.

00:48:28.158 --> 00:48:30.962
‫اما وقتی فهمیدم که شرکت داره تعطیل میشه،

00:48:32.530 --> 00:48:34.863
‫تنها چیزی که میتونستم بگم همین بود. اونا زیادی حریص شده بودن.

00:48:34.932 --> 00:48:38.228
‫-(گفتگوی نامفهوم)
‫-(زنگ تلفن)

00:48:38.297 --> 00:48:43.272
‫بازاریاب تلفنی: سلام...
‫(من برای فرمان برادری کار میکنم.)

00:48:43.341 --> 00:48:45.141
‫گیرنده: (از طریق تلفن) شما براشون کار میکنید؟

00:48:45.210 --> 00:48:47.779
‫بازاریاب تلفنی: بله درسته.

00:48:48.082 --> 00:48:53.325
‫بهتون اطمینان میدم که 100 درصد کمک شما به دستشون میرسه.

00:48:53.369 --> 00:48:55.840
‫گیرنده: باشه. من 25 دلار میدم.

00:48:56.166 --> 00:49:00.419
‫ 2 دسامبر 2009

00:49:00.686 --> 00:49:02.657
‫برایان: آره، انگار
‫دیروز بود، رفیق.

00:49:02.726 --> 00:49:04.593
‫تو تختم بودم

00:49:04.662 --> 00:49:06.695
‫یکی از منابع انسانی با من
‫تماس گرفت و گفت: "هی،

00:49:06.764 --> 00:49:08.697
‫گوش کن، ما داریم تعطیل میکنیم و همه چیز رو می‌بندیم.

00:49:08.766 --> 00:49:10.598
‫دفتر شما هم تا سه شنبه
‫بسته میشه.»

00:49:10.667 --> 00:49:13.134
‫اولین واکنش من این بود که "اوه، ما که کارمون خوبه. آخه چرا ما؟"

00:49:13.203 --> 00:49:15.371
‫بعد فهمیدم نه. کل شرکت داره تعطیل میشه.

00:49:15.440 --> 00:49:16.975
‫توی کل کشور.

00:49:18.041 --> 00:49:20.575
‫فاروق: این تعطیلی خیلی از مادرها رو ناراحت کرد، مرد.

00:49:20.644 --> 00:49:21.843
‫چون اینطور به نظر میرسید که بهمون گفتن،

00:49:21.912 --> 00:49:23.841
‫"کار شما مادربه خطاها دیگه اینجا تموم شده، برید رد کارتون."  (می خندد)

00:49:23.910 --> 00:49:24.779
‫همه چی تموم شد.

00:49:24.848 --> 00:49:26.881
‫منظورم رو گرفتی؟

00:49:26.950 --> 00:49:30.152
‫گزارشگر: از این شرکت به عنوان بزرگترین کلاهبرداری

00:49:30.221 --> 00:49:31.620
‫بازاریابی تلفنی در
‫تاریخ آمریکا یاد می شود.

00:49:31.689 --> 00:49:32.821
‫گروه توسعه مدنی، یک شرکت

00:49:32.890 --> 00:49:35.023
‫بازاریابی تلفنی مستقر در نیوجرسی

00:49:35.092 --> 00:49:39.428
‫توسط کمیسیون تجارت فدرال
‫برای همیشه تعطیل شده است.

00:49:39.497 --> 00:49:41.763
‫داشتم کاغذها رو توی دفتر خرد می کردم که

00:49:41.832 --> 00:49:45.467
‫یکدفعه این ون های سفید بزرگ اومدن.

00:49:45.536 --> 00:49:47.001
‫مثل  فیلم "مردان سیاهپوش" لباس پوشیده بودن.

00:49:47.070 --> 00:49:50.133
‫و کمد فایلها را میرختن بیرون، میزها بهم میریختن.

00:49:50.202 --> 00:49:51.943
‫یه جورایی پاکسازی میکردن.

00:49:52.309 --> 00:49:55.280
‫سام: وقتی CDG تعطیل شد، چه حسی داشتی؟

00:49:56.214 --> 00:49:58.112
‫شروع کردم به دست زدن.

00:49:58.181 --> 00:50:01.049
‫گزارشگر 1: CDG توی 189 میلیون از تماس هاش

00:50:01.118 --> 00:50:03.485
‫ از طرح مدل مشاور استفاده کرده بود.

00:50:03.554 --> 00:50:06.188
‫و این یعنی به مردم میگفتن که 100 درصد کمکها

00:50:06.257 --> 00:50:07.322
‫ صرف امور خیریه میشده.

00:50:07.391 --> 00:50:08.556
‫و طی سه سال، کمک های مالی از

00:50:08.625 --> 00:50:12.259
‫پنج میلیون به 250
‫میلیون افزایش پیدا کرد.

00:50:12.328 --> 00:50:16.264
‫و CDG  تقریباً تمام پول
‫را برای خودش نگه می‌داشت.

00:50:16.333 --> 00:50:18.328
‫گزارشگر 2: کمیسیون
‫تجارت فدرال از این شرکت

00:50:18.397 --> 00:50:20.168
‫به دلیل گمراه کردن
‫اهداکنندگان شکایت کرد.

00:50:20.237 --> 00:50:22.604
‫و چند ماه پیش، شرکت
‫با پرداخت 19 میلیون دلار جریمه

00:50:22.673 --> 00:50:24.673
‫موافقت کرد.

00:50:24.742 --> 00:50:26.908
‫و از کار جمع آوری کمک مالی خارج شد.

00:50:26.977 --> 00:50:28.471
‫گزارشگر 3: هیچ کس قرار نیست به زندان بره

00:50:28.540 --> 00:50:30.679
‫و هیچ اتهامات جنایی هم مطرح نشده است.

00:50:30.748 --> 00:50:34.015
‫اما صاحبان CDG، دیوید
‫کیزر و اسکات پاشز، به صورت

00:50:34.084 --> 00:50:37.547
‫مادام العمر از بازاریابی
‫تلفنی منع شده اند.

00:50:37.616 --> 00:50:39.253
‫گزارشگر 4: کیزر و
‫پاشز همچنین مجبور شدند

00:50:39.322 --> 00:50:42.757
‫تا دارایی های خود را به مدیر
‫نقدینگی منصوب دادگاه تحویل دهند،

00:50:42.826 --> 00:50:44.859
‫از جمله، صبر کنید تا این را

00:50:44.928 --> 00:50:46.662
‫بشنوید، دو عمارت
‫چند میلیون دلاری،

00:50:46.731 --> 00:50:50.598
‫دو نقاشی اصلی ون گوگ و پیکاسو به ارزش 1.5 میلیون،

00:50:50.667 --> 00:50:52.466
‫یک مجموعه گیتار یک میلیون دلاری،

00:50:52.535 --> 00:50:56.938
‫سه ماشین مرسدس، دو ماشین بنتلی، یک رنجروور

00:50:57.007 --> 00:50:59.308
‫و یک ماشین اسکالید به همراه شراب عالی

00:50:59.377 --> 00:51:01.676
‫ به ارزش یک چهارم میلیون دلار.

00:51:01.745 --> 00:51:04.513
‫آنها به من گفتند که فقط این گربه‌ی لعنتیشون

00:51:04.582 --> 00:51:06.815
‫یک خونه در دو سمت دریاچه داره.

00:51:06.884 --> 00:51:09.551
‫و یک قایق کوفتی هم داشت که باهاش می رفت--

00:51:09.620 --> 00:51:11.486
‫با خودش میگفت:"خوب، من این سمت دریاچه دارم،

00:51:11.555 --> 00:51:12.788
‫پس الان سوار قایق می شیم

00:51:12.857 --> 00:51:15.189
‫تا بریم به خونه‌ی اون سمت دریاچه!"

00:51:15.258 --> 00:51:18.694
‫بعدش با خودش گفت که باید تمام آثار هنری خودش را منحل کند.

00:51:18.763 --> 00:51:22.164
‫و حالا من چکار میکردم؟!به خانم های مسن برای ده دلار کمک التماس میکردم!

00:51:22.233 --> 00:51:23.268
‫ای گند بزنن بهش.

00:51:24.193 --> 00:51:27.113
‫یک سال بعد

00:51:27.371 --> 00:51:30.067
‫

00:51:30.136 --> 00:51:33.344
‫

00:51:38.349 --> 00:51:39.350
‫(بوق زدن ماشین)

00:51:42.085 --> 00:51:44.052
‫سام: چی شده... (می خندد) چه خبر؟

00:51:44.121 --> 00:51:45.687
‫-هی سام
‫-سام: حالت چطوره؟

00:51:45.756 --> 00:51:48.690
‫خوب  این عاقبت پس از...

00:51:48.759 --> 00:51:51.726
‫سی دی جی مرده، رفته، دفن شده.

00:51:51.795 --> 00:51:54.866
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:51:55.928 --> 00:51:57.165
‫سام: برای چینی ها کار میکنی اینجا؟

00:51:57.234 --> 00:51:58.900
‫پاتریک: آره، همین جاست.

00:51:58.969 --> 00:52:02.399
‫هان هین  -سام: مممم.
‫(خنده می زند)

00:52:02.468 --> 00:52:04.839
‫پاتریک: پیچ سمت راست.

00:52:04.908 --> 00:52:08.409
‫سام: (با خنده) سی دی جی قدیمی.

00:52:08.478 --> 00:52:10.712
‫پاتریک: رفیق، من هنوز فکر میکنم
‫که انگار دارم میرم سر کار.

00:52:10.781 --> 00:52:11.980
‫- راستش همین الان.
‫-سام: میدونم.

00:52:12.049 --> 00:52:14.148
‫اوه  و علامتش هنوز همونجاست.

00:52:14.217 --> 00:52:15.550
‫پاتریک: آره، بیا
‫بریم یه نگاهی بهش بندازیم.

00:52:15.619 --> 00:52:16.855
‫آره، آره، آره

00:52:18.789 --> 00:52:22.324
‫اوه اینجا مثل یک گاو شیرده بود!

00:52:22.393 --> 00:52:24.559
‫این جا انگار مرکز کمکهای شخصی به

00:52:24.628 --> 00:52:29.130
‫پاشز و کیزر بود.

00:52:29.199 --> 00:52:32.801
‫"اوه، لطفا به من کمک کنید.
‫من یه کوروت جدید میخوام."

00:52:32.870 --> 00:52:35.103
‫اونا نمی خواستن با هیچکس شریک بشن.
‫اونا تمامش رو می خواستن-

00:52:35.172 --> 00:52:39.040
‫اونا با 90 درصد پول
‫نمی تونستن زندگی کنن.

00:52:39.109 --> 00:52:42.109
‫100 درصدش رو میخواستن!

00:52:42.178 --> 00:52:45.212
‫بعد به شما دروغ میگفتن که پولتون صرف چی میشه.

00:52:45.281 --> 00:52:48.183
‫به نظر شما این  جریمه هیچ
‫معنی خاصی نداشت؟

00:52:48.252 --> 00:52:51.953
‫برای اونا که چیزی نبود،
‫ انگار برای کار بدشون زده باشی پشت دستشون!

00:52:52.022 --> 00:52:56.327
‫صاحب این شرکت
‫یک باند موسقی داشت که خیلی مزخرف بود.

00:52:57.193 --> 00:52:59.695
‫حالا هم یه برنامه تبلیغاتی آشغال دارن.

00:52:59.764 --> 00:53:00.895
‫♪ (نواختن موسیقی راک شاداب) ♪

00:53:00.964 --> 00:53:02.300
‫گوینده: این واقعی است.

00:53:03.267 --> 00:53:04.435
‫این بلند است.

00:53:05.203 --> 00:53:07.172
‫این جی هنری است.

00:53:08.906 --> 00:53:11.407
‫من اهل پارتی ام و توی کار راک اند رول هستم.

00:53:11.476 --> 00:53:12.707
‫من دوست دارم مشروب بخورم،

00:53:12.776 --> 00:53:14.242
‫دوست دارم هر روز موسیقی بزنم.

00:53:14.311 --> 00:53:16.612
‫گوینده: این پیشنهاد ویژه

00:53:16.681 --> 00:53:17.846
‫تلویزیونی شامل سه...

00:53:17.915 --> 00:53:19.313
‫پاتریک: می تونی تصور
‫کنی؟

00:53:19.382 --> 00:53:21.884
‫مثلا شما یک خانم مسن هستی و فکر میکنی
‫که پولت به دست پلیس میرسه.

00:53:21.953 --> 00:53:23.551
‫ و این دلقک خان پایین همین خیابون

00:53:23.620 --> 00:53:26.053
‫ پولها رو به جیب میزنه و

00:53:26.122 --> 00:53:28.226
‫این آهنگهای چرت و پرت رو باهاش میسازه.

00:53:29.294 --> 00:53:31.359
‫چیزی که من نمی فهمم اینه که

00:53:31.428 --> 00:53:34.996
‫چطوری اینها از زندون قسر در رفتن؟

00:53:35.065 --> 00:53:38.066
‫منظورم اینه
‫که اگر من اون همه پول رو

00:53:38.135 --> 00:53:41.169
‫به اسم پلیس برداشته بودم الان قطعا  داشتم آب خنک میخوردم.

00:53:41.238 --> 00:53:43.004
‫اما این عوضیا، حدس
‫می زنم،

00:53:43.073 --> 00:53:44.606
‫حدس می زنم، اون چیزی که درباره اشون میگن درسته.

00:53:44.675 --> 00:53:46.642
‫اگر تو این کشور پول

00:53:46.711 --> 00:53:48.514
‫دارین، دیگه نگران چیزی نباشین.

00:53:49.147 --> 00:53:49.978
‫(می خندد)

00:53:50.047 --> 00:53:51.380
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:53:51.449 --> 00:53:54.281
‫سام:من و پت به این دلیل دیگه پی این ماجرا رو نگرفتیم

00:53:54.350 --> 00:53:58.386
‫چون دیگه چیزی برای بررسی باقی نمونده بود.

00:53:58.455 --> 00:54:01.956
‫و دیگه وقتش بود که بچسبیم به زندگی خودمون.

00:54:02.025 --> 00:54:04.993
‫اما بعدها  اد گنده بک باهام تماس گرفت.

00:54:05.062 --> 00:54:07.298
‫-♪ (پخش موسیقی) ♪ بازاریاب تلفن:...
‫و می گیرند.

00:54:08.699 --> 00:54:09.731
‫میدونین چرا؟

00:54:09.800 --> 00:54:12.333
‫زیرا در حال حاضر بسیاری از قهرمانان جنگ

00:54:12.402 --> 00:54:14.869
‫باید به خونه هاشون برگردن، و
‫به مراقبت پزشکی نیاز دارند.

00:54:14.938 --> 00:54:18.440
‫آره  سلام.
‫شما آقای لی هستین؟  آقای لی؟

00:54:18.509 --> 00:54:21.076
‫سام: اون توی یه مرکز تلفنی جدید مشغول به کار شده بود.

00:54:21.145 --> 00:54:24.779
‫و دقیقا
‫مثل CDG بود.

00:54:24.848 --> 00:54:28.583
‫باشه.  ما یک 50 دلار و یک 75 دلار داریم.

00:54:28.652 --> 00:54:30.085
‫امسال می تونید بالاترین سطح رو اهدا کنید؟

00:54:30.154 --> 00:54:32.086
‫ببینم میتونم شما رو قانع کنم
‫که حداقل توی سطح ده دلاری شرکت کنید؟

00:54:32.155 --> 00:54:35.457
‫سام: همان لیستها، همان
‫دستورالعملها.  همان تماس گیرندگان

00:54:35.526 --> 00:54:38.494
‫اِد: (با صدای بلند) آه، شروع میکنیم...

00:54:38.563 --> 00:54:40.696
‫آقای.  اسمیت: به نظرم شیطونی کافیه.

00:54:40.765 --> 00:54:42.831
‫اد: یک پا بالا.

00:54:42.900 --> 00:54:44.366
‫آقای.  اسمیت: لطفا بهش
‫بگو که دیگه اینکار رو نکنه.

00:54:44.435 --> 00:54:46.468
‫من به استنلی می گم.
‫- (اد می خندد)

00:54:46.537 --> 00:54:47.669
‫اد: من که کاری نمیکنم...

00:54:47.738 --> 00:54:49.304
‫بیلی: پس از بسته شدن CDG،

00:54:49.373 --> 00:54:51.940
‫منظورم اینه که مردم
‫دیدن که خوب دستورالعملش که هست،

00:54:52.009 --> 00:54:54.509
‫پس اونا هم این کار رو شروع کردن.

00:54:54.578 --> 00:54:56.678
‫سام: اد به من گفت که اگر بخوام

00:54:56.747 --> 00:54:57.746
‫می تونه من رو هم
‫اونجا استخدام کنه.

00:54:57.815 --> 00:54:59.114
‫و یکم وسوسه کننده بود.

00:54:59.183 --> 00:55:01.850
‫منظورم اینه که صادقانه
‫بگم دلم برای CDG تنگ شده بود.

00:55:01.919 --> 00:55:03.284
‫(نامفهوم)

00:55:03.353 --> 00:55:07.225
‫سام: من در موردش  به پت گفتم
‫و اون گفت: "بره به درک."

00:55:11.161 --> 00:55:14.730
‫" CDG رو فراموش کن.
‫این کار جدید رو هم فراموش کن.

00:55:14.799 --> 00:55:17.302
‫بیا اصلا کل این صنعت رو پاکش کنیم"

00:55:18.336 --> 00:55:20.569
‫خوب. حرکت.

00:55:20.638 --> 00:55:23.942
‫♪ (پخش موسیقی) ♪

00:55:25.075 --> 00:55:27.142
‫سام: پت و سام.
‫ما دوباره باهم برگشتیم.

00:55:27.211 --> 00:55:29.545
‫-آره  خوب، ما هنوز خیلی کار داریم.
‫-آره

00:55:29.614 --> 00:55:32.381
‫باید همه جا بریم. ولی خوب، در حال حاضر

00:55:32.450 --> 00:55:34.516
‫ما در بریج واتر، نیوجرسی هستیم.

00:55:34.585 --> 00:55:36.050
‫-آره، نیوجرسی.
‫-آره

00:55:36.119 --> 00:55:37.919
‫به نظرم خیلی خوب
‫میشه اگر بتونیم با افرادی

00:55:37.988 --> 00:55:40.054
‫که سازمان‌ها را اداره
‫می‌کنند مصاحبه کنیم...

00:55:40.123 --> 00:55:41.757
‫-آره  این کار...
‫-...خیلی خوبه.

00:55:41.826 --> 00:55:43.491
‫این کار خیلی خوبه...
‫باید حقیقت رو فاش کرد.

00:55:43.560 --> 00:55:45.994
‫-احساس می کنم ما مثل مایکل مور هستیم.
‫-آره

00:55:46.063 --> 00:55:48.199
‫-عالیه.  آره رفیق.
‫-آره رفیق.

00:55:49.133 --> 00:55:51.867
‫(زنگ تلفن)

00:55:51.936 --> 00:55:53.071
‫جف: (با صدای تغییر یافته)

00:55:53.704 --> 00:55:57.208
‫سام: ممنون که با این کار موافقت کردی.

00:55:57.319 --> 00:56:00.619
‫چه مدت توی کار جمع آوری کمک بودی؟

00:56:00.711 --> 00:56:03.348
‫جف: سرجمع یه بیست سالی میشه.

00:56:03.577 --> 00:56:06.126
‫از مدیر فروش گرفته تا صاحب مشاغل.

00:56:06.371 --> 00:56:09.377
‫تقریبا توی همه قسمتهاش کار کردم.

00:56:09.453 --> 00:56:12.514
‫سام: چه میزان پول برای این سازمانها درآوردی؟

00:56:12.540 --> 00:56:14.755
‫100 میلیون؟

00:56:14.780 --> 00:56:15.758
‫جف: برو بالاتر

00:56:15.827 --> 00:56:17.062
‫سام: 300 میلیون؟

00:56:17.257 --> 00:56:18.630
‫جف: تقریبا

00:56:18.772 --> 00:56:20.328
‫سام: چرا این کار رو میکنی؟

00:56:20.397 --> 00:56:23.811
‫جف: چون همه چیز خیلی درب و داغونه.

00:56:23.884 --> 00:56:25.932
‫سام: کدوم قسمتش؟

00:56:26.204 --> 00:56:27.072
‫جف:همش

00:56:27.422 --> 00:56:33.662
‫به همین دلیله که نمیخوام چهره ام یا صدام واضح باشه، داداش.

00:56:33.812 --> 00:56:35.487
‫برام بد میشه.

00:56:35.512 --> 00:56:40.101
‫سام:یعنی میگی باید مراقب باشم؟

00:56:40.385 --> 00:56:41.340
‫جف: آره.

00:56:41.365 --> 00:56:43.753
‫مراقب باش. بهش فکر کن

00:56:44.400 --> 00:56:46.149
‫- (آژیرها به صدا در می آیند) -
‫(پچ پچ رادیویی پلیس نامشخص)

00:56:46.218 --> 00:56:49.327
‫جف: یه مشت قاتل  این اطراف هستن.

00:56:49.394 --> 00:56:52.171
‫فکر میکنی اجیر کردنشون سخته؟

00:56:52.196 --> 00:56:53.131
‫سام: واقعا نمیدونم، مرد.

00:56:53.408 --> 00:56:56.600
‫کیزر و پاشز

00:56:57.120 --> 00:57:02.027
‫به نظرم ترسوتر از این حرفا باشن.

00:57:02.379 --> 00:57:04.371
‫جف:فکر کنم منظورم رو نمیگیری.

00:57:04.765 --> 00:57:07.765
‫منظورم بازیابهای تلفنی نیست.

00:57:07.789 --> 00:57:11.789
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:57:12.011 --> 00:57:16.011
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.