﻿WEBVTT

00:00:01.040 --> 00:00:04.100
‫رنتارو-کون، لطفا...

00:00:04.100 --> 00:00:06.110
‫لطفا بیا رابطه‌مون رو به هم بزنیم.

00:00:07.110 --> 00:00:09.590
‫هاکاری ناگهان درخواست
‫تموم کردن رابطه‌اش رو داد.

00:00:10.580 --> 00:00:17.370
‫این تصمیم سخت رو گرفت تا از رنتارو
‫در مقابل مادر افراطیش محافظت کنه.

00:00:18.360 --> 00:00:21.750
‫رنتارو نتونست فشاری که ناتوان بودنش
‫در این قضیه بهش وارد کرد رو تحمل کنه.

00:00:22.120 --> 00:00:26.130
‫ولی تنها کسی هم نبود که به هاکاری اهمیت می‌داد.

00:00:27.280 --> 00:00:31.760
‫اعضای خانواده رنتارو سوگند خوردن
‫که هاکاری رو برگردونن.

00:00:31.760 --> 00:00:36.180
‫و این‌گونه بود که قدرت عشق و ارتباطی که
‫باهم داشتن به چالش کشیده شد.

00:00:41.770 --> 00:00:45.040
‫ایول! خونه‌شون فواره داره!

00:00:45.040 --> 00:00:47.290
‫حیاط خونه آدم پولدار...

00:00:47.290 --> 00:00:50.780
‫خیلی کار منطقی‌ای بود که با استفاده از
‫سروصدای فواره یواشکی وارد شدیم.

00:00:51.270 --> 00:00:55.030
‫این‌جا از نظر امنیتی زیادی سخت‌گیرن.
‫باید حواسمون رو جمع کنیم.

00:00:55.960 --> 00:00:57.660
‫«حله داداش.»

00:01:00.030 --> 00:01:03.200
‫بزنین بریم پیش هاکاری.

00:01:03.920 --> 00:01:07.080
‫خانواده رنتارو، ماموریتشون شروع میشه!

00:01:07.080 --> 00:01:09.770
‫انگار با این سن هنوزم کودک درونت فعاله.

00:01:51.580 --> 00:01:53.420
‫رد شدن از خیابان

00:01:53.440 --> 00:02:00.440
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:02.510 --> 00:02:03.720
‫با جون و دل برات ناهار درست کردم 3&gt;

00:02:43.200 --> 00:02:44.300
‫هاکاری...

00:02:45.290 --> 00:02:48.240
‫خب، مثل این‌که هنوز موبایلشو بهش ندادن.

00:02:48.240 --> 00:02:49.350
‫حالا که این‌طوره...

00:02:52.310 --> 00:02:53.650
‫توپ پلاستیکی؟

00:02:54.140 --> 00:02:56.360
‫اینو پرت می‌کنم تا بتونم توجه‌اش رو جلب کنم.

00:02:56.360 --> 00:02:58.150
‫بعدش که فهمید، می‌تونه با طناب بیاد پایین.

00:02:59.840 --> 00:03:00.650
- ‫اه...
- ‫نزدیک بود.

00:03:02.040 --> 00:03:04.680
‫باید یکم بالاتر پرتش کنم پس.

00:03:05.460 --> 00:03:07.040
‫توپ کجاست؟

00:03:07.470 --> 00:03:08.700
- ‫تو دید من نیست.
- ‫«کجا رفت؟»

00:03:09.740 --> 00:03:12.040
‫تو این تاریکی چیزی نمی‌بینم.

00:03:13.730 --> 00:03:15.540
‫ا-اون...

00:03:16.050 --> 00:03:18.050
‫گربه‌ی یه آدم پولداره؟

00:03:18.050 --> 00:03:20.060
‫پسش بده.

00:03:20.550 --> 00:03:22.650
‫وایسا ببینم!

00:03:22.650 --> 00:03:24.200
‫بگیرینش!

00:03:25.190 --> 00:03:27.180
‫زمان‌بندیت خیلی بد بود،

00:03:27.180 --> 00:03:28.680
‫ببخشید.

00:03:29.650 --> 00:03:31.190
‫جلوی یه گربه رو گرفتن...

00:03:31.190 --> 00:03:33.660
‫کارآمدترین راهش اینه که
‫یه لگد بهش بزنی و سقطش کنی.

00:03:33.660 --> 00:03:36.440
‫از این‌کارا نکن! نمی‌خوام سازمان حمایت از حیوانات بیفته دنبالمون!

00:03:36.440 --> 00:03:38.360
- ‫وایسا، وایسا، وایسا!
- ‫از مجرم دفاع نکن.

00:03:38.680 --> 00:03:39.440
‫کی اون‌جاست؟

00:03:47.330 --> 00:03:48.790
‫گربه‌ي...

00:03:52.580 --> 00:03:54.330
‫اع تویی که.

00:03:54.750 --> 00:03:57.340
‫دوباره داری با توپت بازی می‌کنی؟

00:03:57.340 --> 00:03:59.390
‫آخه چی‌کارت کنم؟

00:03:59.390 --> 00:04:02.040
‫بیا ببینم. منم باهات بازی می‌کنم.

00:04:02.900 --> 00:04:04.620
- ‫هی، فرار نکن!
- ‫توپمون رو از دست دادیم.

00:04:05.090 --> 00:04:07.160
- ‫توپو بده!
- ‫«اتاق شاهزاده هم قابل دسترسی نیست.»

00:04:08.470 --> 00:04:11.480
‫با این وضع باید یه جوری خودمونو برسونیم به اتاقش.

00:04:11.480 --> 00:04:14.040
‫اصلا چطوری می‌خوایم بریم تو؟

00:04:14.040 --> 00:04:17.340
‫اگه گربه دارن پس حتما باید
‫از اونا هم داشته باشن.

00:04:19.110 --> 00:04:21.490
‫ایناهاش. در ورودی برای حیوونا.

00:04:22.950 --> 00:04:24.840
‫قفل هم نیست.

00:04:24.840 --> 00:04:28.160
‫«ولی فقط یه بچه می‌تونه از همچین جایی رد بشه.»

00:04:28.160 --> 00:04:28.740
‫کوسوری.

00:04:29.200 --> 00:04:32.220
‫داروت می‌تونه کسیو در این حد کوچیک کنه؟

00:04:32.220 --> 00:04:35.720
‫امم، این دارویی نیست که سایز بدن رو کوچیک کنه.

00:04:35.720 --> 00:04:38.200
‫قرار بود داروی نامیرا شدن باشه ولی ساختش با شکست مواجه شد.

00:04:38.200 --> 00:04:40.660
‫هربار این جمله رو می‌شنوم
‫بیشتر از دفعه قبلی سورپرایز میشم.

00:04:42.470 --> 00:04:44.380
‫نانو؟ اونا چیه دستت؟

00:04:44.900 --> 00:04:45.900
‫سنگ؟

00:04:46.320 --> 00:04:47.890
‫از حیاط جمعشون کردم.

00:04:58.840 --> 00:04:59.650
- ‫باز شد.
- ‫دقیقا چی‌کار کردی؟!

00:05:00.900 --> 00:05:04.400
‫با توجه به ساختار در، تونستم موقعیت
‫و نوع قفل رو تشخیص بدم،

00:05:04.720 --> 00:05:10.730
‫بعدش این سنگ‌ها رو با زاویه و
‫سرعت مناسب پرت کردم تا قفل باز شه.

00:05:10.730 --> 00:05:12.580
‫ماشالا واس خودت رباتی هستی!

00:05:12.910 --> 00:05:17.670
‫هرچی بیشتر ماموریت نجات هاکاری
‫رو طول بدیم، شانس شکست خوردنمون هم بیشتر میشه.

00:05:17.670 --> 00:05:19.130
- ‫سریع بیاین داخل.
- ‫نانو.

00:05:20.030 --> 00:05:21.300
‫دستت چی‌شده؟

00:05:24.640 --> 00:05:26.430
‫از ناخنت داره خون میاد!

00:05:28.400 --> 00:05:30.720
‫تو کیفم ضدعفونی‌کننده و پانسمان دارم.

00:05:30.720 --> 00:05:31.930
‫الان بر می‌دارمشون.

00:05:33.220 --> 00:05:34.180
‫خنگول.

00:05:34.180 --> 00:05:36.910
‫این‌ چه کاری بود کردی؟

00:05:36.910 --> 00:05:40.440
‫باید از ناخنم برای ایجاد دقت و سرعت کافی استفاده می‌کردم.

00:05:40.440 --> 00:05:42.360
‫نیازی نبود همچین کاری بکنی!

00:05:42.360 --> 00:05:44.440
‫من به هانازونو هاکاری مدیونم.

00:05:44.440 --> 00:05:48.460
‫هیچ‌کدوممون قرار نیست با شما بیاد!

00:05:49.420 --> 00:05:50.280
‫نه.

00:05:51.430 --> 00:05:53.700
‫من خودم می‌خوام که کمکش کنم.

00:05:56.720 --> 00:05:58.950
‫خب،‌ آروم و بادقت حرکت کنین.

00:06:02.240 --> 00:06:03.460
‫این چیه دیگه؟

00:06:05.040 --> 00:06:05.710
‫خ...

00:06:05.710 --> 00:06:07.340
‫خرس!

00:06:07.340 --> 00:06:08.340
‫نه، اون...

00:06:11.030 --> 00:06:12.850
‫سگ نگهبان آدم پولداراست!

00:06:12.850 --> 00:06:15.530
‫اگه بهمون حمله کنه کارمون تمومه!

00:06:15.530 --> 00:06:17.520
‫همگی برید بیرون!

00:06:19.280 --> 00:06:23.770
‫آقا خرسه نزدیک بود به‌خاطر
‫عسل همه‌مونو بکشه.

00:06:23.770 --> 00:06:25.610
‫گفتم که، سگ بود نه خرس.

00:06:25.610 --> 00:06:28.300
‫تازه هرچیز زردی هم عسل نیست.

00:06:29.350 --> 00:06:30.200
‫ها؟

00:06:30.650 --> 00:06:32.120
‫شیزوکا-چان کجاست؟

00:06:33.730 --> 00:06:35.370
‫نگو که...

00:06:36.200 --> 00:06:39.580
‫«داداش من اصلا خوراکی خوبی نیستما!»

00:06:39.580 --> 00:06:42.630
‫از ترس نتونسته تکون بخوره!

00:06:43.590 --> 00:06:44.860
‫شیزوکا—

00:06:45.550 --> 00:06:49.390
‫داد زدن فقط باعث تحریک کردن سگ
‫و به‌صدا در آوردن دزدگیر میشه.

00:06:49.390 --> 00:06:51.300
‫علاوه بر اون،‌ فکرنکنم نیاز باشه کاری بکنیم.

00:06:51.300 --> 00:06:55.690
‫از اولشم معلوم بود قرار نیست کمکی بکنم!

00:06:56.840 --> 00:07:00.810
‫اگه قرار بود انقدر به‌درد نخور باشم
‫نباید اصلا باهاشون میومدم...

00:07:05.240 --> 00:07:06.400
‫نه.

00:07:06.720 --> 00:07:10.280
‫من خودم باهاشون اومدم چون
‫می‌خواستم به هاکاری-سان کمک کنم.

00:07:10.820 --> 00:07:14.590
‫رنتارو-کون هم گفت که
‫نمی‌دونه تا چه حد می‌تونه پیش بره،

00:07:14.590 --> 00:07:16.920
‫ولی با حداکثر توانش تلاش خودش رو می‌کنه!

00:07:16.920 --> 00:07:19.660
‫منم دقیقا برای همین اومدم!

00:07:20.870 --> 00:07:25.790
‫و تمام کاری که الان می‌تونه بکنم، اینه!

00:07:26.240 --> 00:07:28.360
‫«خدانگهدار ای دنیای ظالم.»

00:07:28.050 --> 00:07:30.550
- ‫فداکاری قهرمانانه - ‫فداکاری قهرمانانه.
- ‫شیزوکا-چان؟!

00:07:44.870 --> 00:07:45.780
‫ها؟

00:07:46.490 --> 00:07:51.130
‫می‌دونستم. گویا از اولش هم نمی‌خواست
‫به یوشیموتو شیزوکا حمله کنه.

00:07:51.130 --> 00:07:52.460
‫چه اتفاقی داره میفته؟

00:07:52.460 --> 00:07:57.450
‫سگ‌ها به‌‌طور غریزی علاقه دارن که از
‫موجودات ضعیف، مثل نوزادها، محافظت کنن.

00:07:57.450 --> 00:08:00.040
‫حتی اگه اون موجود وارد قلمروشون شده باشه؟

00:08:01.100 --> 00:08:02.460
‫احتمالا...

00:08:02.460 --> 00:08:09.100
‫ضعف غیرطبیعی و شدید یوشیموتو شیزوکا
‫بر غریزه قلمرو طلبیش غلبه کرده.

00:08:10.210 --> 00:08:12.270
‫شیزوکا-چان خودمونه!

00:08:12.270 --> 00:08:13.100
‫باریکلا.

00:08:13.100 --> 00:08:16.220
- ‫مثل نظریه انتخاب طبیعیه،‌ ولی برعکسش!
- ‫*دارن ازش تعریف می‌کنن

00:08:16.680 --> 00:08:18.170
‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟

00:08:18.170 --> 00:08:21.940
‫احتمالا اگه ما سعی کنیم وارد شیم
‫دوباره بهمون حمله می‌کنه.

00:08:23.730 --> 00:08:24.400
‫آخ!

00:08:24.400 --> 00:08:27.210
‫باید از یوشیموتو شیزوکا بخوایم که در
‫اولین فرصت چشمشو از حدقه دربیاره.

00:08:27.210 --> 00:08:30.110
‫اینا حیوونای هاکاری‌ان ها،
‫چرا انقدر اصرار داری بزنیم ناقصشون کنیم؟!

00:08:30.110 --> 00:08:32.400
‫بسپرینش به کوسوری.

00:08:34.280 --> 00:08:37.370
‫کوسوری-سنپای؟ اون چه داروییه؟

00:08:37.370 --> 00:08:41.370
‫هه هه. این دارو....

00:08:41.370 --> 00:08:45.000
‫دارویی که هر حیوونی رو بلافاصله می‌خوابونه!

00:08:45.720 --> 00:08:47.880
‫که این‌طور! می‌تونیم ازش استفاده کنیم و سگه رو بخوابونیم!

00:08:51.130 --> 00:08:55.060
‫شیزوکا! از اون دارو استفاده کن!

00:09:02.740 --> 00:09:04.200
- ‫خودش خوردش!
- ‫...ZZZ

00:09:04.770 --> 00:09:08.060
‫احمق! چرا بهش نگفتی که باید
‫روی سگه استفاده کنش؟!

00:09:08.060 --> 00:09:09.770
‫گند زدم!

00:09:09.770 --> 00:09:13.180
‫چی‌کار کنیم؟ حالا که شیزوکا خوابیده
‫دیگه هیچ راهی برامون نمونده!

00:09:13.150 --> 00:09:15.530
- ‫...ZZZ - ‫عجب
خرشانسی‌ای آوردیم!

00:09:15.530 --> 00:09:18.570
‫خـ-خوبه. حالا می‌تونیم بریم تو.

00:09:18.570 --> 00:09:21.290
‫و شیزوکا رو با داروی خنثی‌کننده بیدار کنیم.

00:09:26.290 --> 00:09:28.570
‫چقدر راهروش طولانیه.

00:09:28.570 --> 00:09:30.760
‫راهروی آدمای پولدار...

00:09:32.050 --> 00:09:34.440
‫باز این گربه آدم پولداراست که!

00:09:34.440 --> 00:09:35.800
‫توپمونو چی‌کار کردی؟

00:09:36.140 --> 00:09:38.940
‫دیگه بهش نیازی نداریم. ولش کن.

00:09:41.170 --> 00:09:42.580
‫صدای دزدگیر!

00:09:43.680 --> 00:09:47.100
‫نه، فرار هم نمی‌تونیم بکنیم.
‫راهروش زیادی طولانیه!

00:09:48.460 --> 00:09:49.860
‫کی اون‌جاست؟!

00:09:51.070 --> 00:09:52.620
‫باز دوباره تو؟!

00:09:52.620 --> 00:09:56.240
‫تا الان چندبار باعث شدی حسگرهای مادون قرمز دزدگیر فعال بشن؟!

00:09:56.240 --> 00:10:00.310
‫ای بابا. بیا کلوچه بزن.

00:10:01.370 --> 00:10:05.580
‫از کجا هی پیداش میشه؟

00:10:14.460 --> 00:10:16.480
‫این نگهبانه گفت حسگر مادون قرمز؟

00:10:16.480 --> 00:10:19.210
‫«نگهبانا به این راحتیا قرار نیست بذارن رد شیم.»

00:10:19.210 --> 00:10:23.400
‫رد شدن بدون عینک مادون قرمز به احتمال
‫۹۹٪ شکست می‌خوره.

00:10:25.880 --> 00:10:27.980
‫خوب شد اینو همراهم دارم.

00:10:31.350 --> 00:10:33.530
‫کوسوری با خودش داروی دید مادون قرمز آورده.

00:10:33.530 --> 00:10:36.030
‫داروهات یکم زیادی مناسب اتفاقات داستانن!

00:10:36.030 --> 00:10:38.910
‫هی،‌ مجبورت نکردم استفاده کنیش که.

00:10:38.910 --> 00:10:41.030
‫باشه باشه. استفاده می‌کنمش!

00:10:41.030 --> 00:10:43.230
‫اتفاقه دیگه،‌ چرا بهش گیر میدی؟

00:10:43.230 --> 00:10:45.310
‫شانس اتفاق افتادن بیگ بنگ،
‫به‌وجود اومدن زندگی

00:10:45.310 --> 00:10:47.960
‫و اصلا این موضوع که ما وجود داریم هم
‫۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰٪ـه.

00:10:47.960 --> 00:10:49.240
‫«به‌اندازه کافی از خودت مایه گذاشتی. برگرد پیشمون.»

00:10:49.240 --> 00:10:52.090
‫تو هر چشم یه قطره بریزی،‌ باشه؟

00:10:52.090 --> 00:10:55.280
‫مواظب باش! فقط باید ۲ قطره ازش استفاده کنی!

00:10:55.280 --> 00:10:56.050
‫اوه.

00:10:56.050 --> 00:10:57.980
‫راستی،‌ عارضه جانبی داروش هم

00:10:57.980 --> 00:11:02.030
‫اینه که تا وقتی فعاله به‌جز مادون قرمز نمی‌تونی
‫هیچ چیز دیگه‌ای رو ببینی، پس مواظب خودت باش.

00:11:02.030 --> 00:11:04.050
‫نمیشد از اول اینو بگی؟!

00:11:04.050 --> 00:11:08.090
‫خب،‌ تا وقتی اثر می‌کنه چشماتو ببند.

00:11:11.120 --> 00:11:13.800
‫کوسوری،‌ اینو انداختی.

00:11:14.330 --> 00:11:15.240
‫آدرسش برای...

00:11:15.240 --> 00:11:17.570
‫اوه،‌ بی‌خیال این!

00:11:18.940 --> 00:11:21.280
‫چـ-چیز خاصی نیست.

00:11:21.560 --> 00:11:24.170
‫ها؟ چرا قایمش می‌کنی؟

00:11:24.170 --> 00:11:26.350
‫آدرسش به انگلیسی نوشته شده بود، درسته؟

00:11:26.350 --> 00:11:31.420
‫آدرس یه تیم تحقیقاتی با
‫تاسیسات بزرگ دارویی بود.

00:11:31.420 --> 00:11:32.920
‫صبرکن ببینم، یعنی...

00:11:32.920 --> 00:11:39.340
‫ولی حداکثر تلاشم خرج اونی میشه که
‫برای «تیم تحقیقاتی» رویاییم دارم می‌سازم!

00:11:39.610 --> 00:11:41.660
‫تیم تحقیقاتی رویاییش؟

00:11:42.420 --> 00:11:45.370
‫فکرکنم امروز آخرین مهلت ارسال تقاضاشه...

00:11:45.370 --> 00:11:46.600
‫دیگه فرصت نداره؟

00:11:46.600 --> 00:11:48.140
‫هی، کوسوری!

00:11:48.140 --> 00:11:51.120
‫«تمام این مدت کوسوری-سنپای...»

00:11:51.120 --> 00:11:54.480
‫انقدر داروی مهمی بود؟
‫مطمئنی ایرادی نداشت استفاده کردمش؟

00:11:55.360 --> 00:12:02.740
‫کوسوری با دارو‌هاش برای هاکاری دردسر
‫درست کرد ولی با این‌وجود هاکاری دوستش موند.

00:12:03.460 --> 00:12:09.210
‫دوست عزیزیه، حتی مهم‌تر از تیم تحقیقاتی رویایی.

00:12:10.640 --> 00:12:15.380
‫تک تکشون هاکاری رو دوست دارن
‫و می‌خوان بهش کمک کنن.

00:12:15.380 --> 00:12:18.140
‫دارو دیگه باید اثر کرده باشه.

00:12:18.140 --> 00:12:20.620
‫خب،‌ بیاین بریم هاکاری رو نجات بدیم!

00:12:20.620 --> 00:12:23.010
‫نجاتش می‌دیم،‌ هرجور شده نجاتش می‌دیم!

00:12:25.030 --> 00:12:26.010
‫وایسا ببینم.

00:12:26.010 --> 00:12:29.010
- ‫مترجم: اشاره به سری فیلم‌های ماموریت غیرممکن
- ‫رد شدن ازشون برای تام کروز هم غیرممکنه که!

00:12:32.390 --> 00:12:35.020
‫تا چشم کار می‌کنه همه جا پر مادون قرمزه.

00:12:35.020 --> 00:12:38.040
‫حسگرهای مادون قرمز آدم پولدارا...

00:12:38.040 --> 00:12:42.110
‫ها؟ قبلش سقف بالاتر نبود؟

00:12:42.460 --> 00:12:46.240
‫حالا که نمی‌تونم چیزی به‌جز مادون قرمز ببینم
‫انگار یه چیزی تغییر کرده.

00:12:46.240 --> 00:12:49.480
‫«به‌نظر میاد از هفت آسمون هم بلندتره.»

00:12:49.480 --> 00:12:52.250
‫انقدر پول داشتن همه جا لوسترم گذاشتن!

00:12:52.750 --> 00:12:55.690
‫حالا فهمیدم! من فکرکردم سقف پایین‌تر اومده

00:12:55.690 --> 00:12:58.620
‫چون جایی که لوستر هست نتونستن حسگر بذارن!

00:12:58.620 --> 00:13:00.510
‫باید از همون‌جا رد بشیم!

00:13:00.510 --> 00:13:03.750
‫باشه، ولی دقیقا چطوری می‌خوایم بریم اون‌جا؟

00:13:04.260 --> 00:13:07.550
‫راست میگی... اگه فضا بسته‌تر بود میشد یه کاریش کرد،

00:13:07.550 --> 00:13:09.720
‫ولی دیوارای این‌جا زیادی فاصله دارن.

00:13:09.720 --> 00:13:15.000
‫به‌صورت تئوری اگه دو نفر با
‫نیروی کافی داشته باشیم میشه یه کاریش کرد.

00:13:15.000 --> 00:13:15.640
‫ها؟

00:13:16.000 --> 00:13:21.450
‫ولی متاسفانه به‌جز آیجو رنتارو همه‌مون این‌جا دختریم.

00:13:22.520 --> 00:13:23.480
- ‫اوه.
- ‫ها؟

00:13:24.530 --> 00:13:26.310
‫آها!

00:13:26.310 --> 00:13:28.460
‫چی؟ چی‌شده؟

00:13:29.620 --> 00:13:30.780
‫ایندا کارانه.

00:13:31.270 --> 00:13:32.430
‫تو توانایی انجامش رو داری.

00:13:32.430 --> 00:13:35.040
‫منم خیرسرم دخترم ها.

00:13:35.040 --> 00:13:38.290
‫برای این‌که موفقیتتون حتمی بشه
‫با طناب به هم می‌بندمتون.

00:13:38.290 --> 00:13:40.640
‫امکان نداره جواب بده!

00:13:40.640 --> 00:13:44.810
‫آره. اگه کامل باهم هماهنگ نباشین، احتمال موفقیتش...

00:13:44.810 --> 00:13:46.220
‫خب پس مشکلی نیست.

00:13:46.220 --> 00:13:47.850
‫هرچی نباشه من و کارانه‌ایم.

00:13:49.080 --> 00:13:51.220
‫ای بابا، باشه!‌ بزن بریم!

00:13:51.480 --> 00:13:54.060
‫پس آماده‌ای؟

00:13:54.060 --> 00:14:06.110
‫یک، دو...

00:13:56.770 --> 00:13:59.070
‫مواظب باشین، خب؟

00:13:59.070 --> 00:14:00.570
‫«انگار وزن تمام دنیا رو دارم حس می‌کنم.»

00:14:06.710 --> 00:14:10.510
‫خب، رسیدیم بالای حسگرها.
‫حالا باید ازشون رد شیم.

00:14:10.510 --> 00:14:12.030
‫باشه.

00:14:12.030 --> 00:14:22.670
‫یک، دو...

00:14:22.670 --> 00:14:23.770
- ‫یک...
- ‫دو...

00:14:24.880 --> 00:14:27.030
‫یک، دو...

00:14:27.030 --> 00:14:27.880
‫اع؟!

00:14:28.690 --> 00:14:30.600
‫کارانه، خوبی؟

00:14:30.600 --> 00:14:32.650
‫آ-آره، چیزی نیست!

00:14:32.650 --> 00:14:34.140
- ‫مطمئنی؟
- ‫میگم...

00:14:35.480 --> 00:14:39.770
‫کارانه-چان، نمی‌دونم چرا انگار لباسات یهو
‫زیادی نرم و گرم شدن.

00:14:39.770 --> 00:14:42.480
‫جـ-جـ-جـ-جنس لباسام همین‌طوریه!

00:14:42.480 --> 00:14:44.940
‫اع؟ خب پس لباساتن.

00:14:44.940 --> 00:14:47.370
‫از اون‌جایی که چیزی نمی‌بینم
‫با خودم داشتم فکر اشتباه می‌کردم.

00:14:47.370 --> 00:14:49.780
‫خب پس، بریم ادامه بدیم.

00:14:50.120 --> 00:14:53.820
‫حاضری کارانه؟

00:14:53.820 --> 00:14:57.080
‫یک، دو...

00:14:57.080 --> 00:15:01.040
‫آه، انقدر محکم فشار نده!

00:14:57.080 --> 00:15:18.970
‫یک، دو...

00:15:01.040 --> 00:15:05.260
‫گونه رنتارو روی شکمم‌ـه!

00:15:05.260 --> 00:15:08.050
‫همین‌طوری داره روش سر می‌خوره!

00:15:13.440 --> 00:15:17.060
‫نه، بس کن، بس کن، بس کن، بس کن!

00:15:17.060 --> 00:15:20.570
‫بسه، بسه، بسه، بسه!

00:15:21.110 --> 00:15:22.980
‫بسههه!

00:15:26.480 --> 00:15:28.570
‫موفق شدن!

00:15:29.380 --> 00:15:31.450
‫خیلی باشکوه بود!

00:15:31.450 --> 00:15:33.190
- ‫«تلاشی قابل تحسین.»
- ‫اون دیگه چه کوفتی بود؟!

00:15:35.560 --> 00:15:39.140
‫مطمئنم این خونه با انرژي اون زنیکه منحرف پر شده!

00:15:38.040 --> 00:15:40.330
‫زنیکه منحرف

00:15:40.330 --> 00:15:42.840
‫خب، ما جلوتر میریم.

00:15:42.840 --> 00:15:46.170
‫بقیه‌تونم یه جایی بیرون قایم شین
‫و آماده فرار باشین.

00:15:49.460 --> 00:15:50.460
‫«اطاعت.»

00:15:51.810 --> 00:15:53.980
‫نگران نباش. همه‌مون باهم میریمو

00:15:53.980 --> 00:15:55.100
‫هاکاری رو برمی‌داریم

00:15:55.100 --> 00:15:56.660
‫و حتما برمی‌گردیم پیشتون.

00:16:05.680 --> 00:16:06.360
‫این‌جاست.

00:16:06.720 --> 00:16:08.020
‫این‌جا اتاق هاکاریه.

00:16:08.560 --> 00:16:09.760
‫موفق شدیم.

00:16:09.760 --> 00:16:11.490
‫خب، درو باز می‌کنم.

00:16:16.960 --> 00:16:19.740
‫هاکاری، تو...

00:16:20.280 --> 00:16:44.080
‫بانو هاکاری داره فرار می‌کنه.

00:16:20.800 --> 00:16:22.250
‫این‌جا چه خبره؟

00:16:22.250 --> 00:16:24.350
‫ها؟‌چی؟

00:16:24.350 --> 00:16:27.180
‫روی در زنگ خطر گذاشتن که
‫هاکاری نتونه فرار کنه.

00:16:27.750 --> 00:16:30.760
‫کی با دختر خودش همچین کاری می‌کنه اخه؟!

00:16:31.070 --> 00:16:32.600
‫شما دو تا این‌جا چی‌کار می‌کنین؟

00:16:32.600 --> 00:16:35.450
‫اومدیم تو رو نجات بدیم!
‫بیا از این‌جا بریم هاکاری!

00:16:36.440 --> 00:16:38.480
‫امکان نداره رنتارو.

00:16:39.440 --> 00:16:41.240
‫محاصره شدیم.

00:16:44.940 --> 00:16:46.770
‫شما دو تا.

00:16:47.120 --> 00:16:48.680
‫شما این‌جا چی‌کار می‌کنین؟

00:16:49.720 --> 00:16:51.020
- ‫اون صدا...
- ‫مادر!

00:16:57.160 --> 00:16:59.790
‫«سکوت همه جا رو فرا گرفته است.»

00:16:59.790 --> 00:17:01.540
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:17:01.540 --> 00:17:04.640
‫آیجو رنتارو. ایندا کارانه.

00:17:04.640 --> 00:17:05.900
‫کی اون‌جاست؟

00:17:09.430 --> 00:17:10.400
- ‫میو.
- ‫میوون.

00:17:11.740 --> 00:17:13.640
‫«میو میو،‌گریه‌اش گرفت.»

00:17:13.640 --> 00:17:15.680
‫باز دوباره گربه است که.

00:17:17.000 --> 00:17:19.960
‫رنتارو-کون بی‌خیال نمیشه.

00:17:20.640 --> 00:17:25.240
‫هیچ‌وقت بی‌خیال خوشحال کردن من نمیشه.

00:17:25.560 --> 00:17:28.650
‫و مادر هم هیچ‌وقت کوتاه نمیاد.

00:17:29.040 --> 00:17:33.740
‫رنتارو-کون تا ابد گیر من و مادرم میفته.

00:17:33.740 --> 00:17:36.300
‫کل زندگیش رو حروم می‌کنه!

00:17:37.160 --> 00:17:42.010
‫اگه وجود داشتنم باعث ناراحتی رنتار-کون ای میشه که عاشقشم...

00:17:42.460 --> 00:17:48.470
‫اگه زنده بودنم فقط باعث میشه مثل
‫قفل و زنجیر قبلش رو زندانی کنم...

00:17:49.920 --> 00:17:53.320
‫اولین باره که رودرو همدیگه رو
‫ملاقات می‌کنیم، آیجو رنتارو-کون.

00:17:53.320 --> 00:17:55.420
‫و ایندا کارانه-سان.

00:17:55.420 --> 00:17:58.710
‫من مادر هاکاری‌ام، هانازونو هاهاری.

00:17:59.150 --> 00:18:02.400
‫تا الان باهاتون کاری نداشتم
‫چون دوستای هاکاری هستین.

00:18:02.400 --> 00:18:06.520
‫ولی از الان به‌بعد اگه کاری
‫ازتون سر بزنه دیگه کوتاه نمیام.

00:18:09.190 --> 00:18:13.240
‫اگه باعث ناراحتی هاکاری نمیشد تا الان
‫از دستشون خلاص شده بودم.

00:18:14.080 --> 00:18:18.110
‫راستی، چرا چشمات این شکلیه؟
‫قابلیت مخصوصته؟

00:18:18.110 --> 00:18:20.820
‫نه، چشم افسانه‌ای یا همچین چیزی که ندارم.

00:18:21.700 --> 00:18:24.090
‫توی نجات دادن هاکاری شکست خوردیم.

00:18:24.090 --> 00:18:25.200
‫با این وضع،

00:18:25.720 --> 00:18:27.380
‫فقط یک کار هست که می‌تونم انجام بدم.

00:18:28.760 --> 00:18:32.250
‫میشه لطفا برای من و هاکاری
‫دعای خیر کنین؟

00:18:32.250 --> 00:18:35.210
‫قول میدم خوشحالش کنم!

00:18:35.550 --> 00:18:38.350
‫اونم اینه که روراست باشم
‫و احساسات واقعیم رو بیان کنم!

00:18:38.350 --> 00:18:41.970
‫واقعا فکرکردی با همچین قول الکی و پوچی
‫می‌تونی نظر منو عوض کنی؟

00:18:41.970 --> 00:18:43.370
‫قول الکی نیست!

00:18:43.370 --> 00:18:48.230
‫من سال دوم راهنمایی،‌ یعنی ۱۳ ساله، بودم که
‫هاکاری رو به‌دنیا آوردم.

00:18:48.230 --> 00:18:50.100
‫فکر می‌کنی چرا این‌کارو کردم؟

00:18:51.830 --> 00:18:54.230
- ‫چون بچه‌ها رو بیشتر از هرچیزی دوست دارین...
- ‫اشتباهه.

00:18:55.670 --> 00:18:57.990
‫چون کسی که عاشقش شدم بیمار شد

00:18:57.990 --> 00:19:00.680
‫و قرار بود بمیره.

00:19:01.950 --> 00:19:06.490
‫نیاز به یه چیزی داشتم که
‫وجودش رو برای خودم اثبات کنم.

00:19:06.840 --> 00:19:09.520
‫برای همینم بهترین بیمارستانو پیدا کردم،

00:19:09.520 --> 00:19:15.020
‫و خطر القاح مصنوعی و زایمان
‫رو در سن ۱۳ سالگی به جون خریدم.

00:19:15.500 --> 00:19:19.350
‫الان که بهش فکر می‌کنم،
‫از بی‌پروایی خودم می‌ترسم.

00:19:20.410 --> 00:19:22.340
‫ولی این چیزیه که تو خونمونه.

00:19:23.560 --> 00:19:25.080
‫هم من و هم هاکاری.

00:19:25.080 --> 00:19:29.560
‫وقتی عاشق میشیم،
‫کاملا منطقمون رو از دست میدیم.

00:19:29.560 --> 00:19:31.000
‫بدون این‌که بتونیم چیز دیگه‌ای رو ببینیم،

00:19:31.000 --> 00:19:34.840
‫خودمون رو قانع می‌کنیم که
‫تنها راه رسیدن به یه زندگی خوب همین عشق و عاشقیه.

00:19:35.470 --> 00:19:38.180
‫ولی اون فوت کرد،

00:19:39.120 --> 00:19:40.780
‫من تنها موندم،

00:19:41.180 --> 00:19:42.970
‫تا وقتی که مادر شدم.

00:19:44.060 --> 00:19:48.520
‫کل زندگیم رو وقف هاکاری کردم.

00:19:48.520 --> 00:19:52.220
‫مشخصا، با تمام وجودم عاشقشم،

00:19:52.220 --> 00:19:55.290
‫و از همون موقع تنها امید من به زندگی هاکاری بوده.

00:19:56.640 --> 00:19:57.750
‫اما...

00:19:58.770 --> 00:20:01.300
‫هاکاری جایگیزین اون نیست.

00:20:01.580 --> 00:20:04.540
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه جای خالی اون رو پر کنه.

00:20:06.040 --> 00:20:11.200
‫ «آیا زندگی خوشی که برای خودم می‌خواستم همین بود؟»

00:20:11.200 --> 00:20:13.810
‫از وقتی فوت کرده، حتی یک روز هم نشده
‫که این سوال رو از خودم نپرسم.

00:20:14.170 --> 00:20:18.940
‫نمی‌خوام هاکاری هم اون چیزی
‫که من کشیدم رو تجربه کنه.

00:20:19.450 --> 00:20:23.690
‫ولی هاکاری خودش نمی‌تونه متوجه این موضوع بشه.
‫می‌دونم که خودم تو گذشته متوجه نمیشدم.

00:20:24.170 --> 00:20:27.950
‫برای همینم هست که باید قبل از
‫این‌که دیر بشه بهش بفهمونم.

00:20:27.950 --> 00:20:33.960
‫بفهش بفهمونم که یه مرد خیانتکار که همزمان
‫با ۵ تا دختر هست، نمی‌تونه بهش زندگی خوشی که آرزوش رو داره بده!

00:20:36.580 --> 00:20:39.930
‫حالا فهمیدی؟
‫من این‌کارا رو به‌خاطر یه خشم گذرا انجام ندادم.

00:20:39.930 --> 00:20:45.590
‫طبق تجربیات زندگی خودم
‫تصمیم گرفتم شما دو تا رو از هم جدا کنم.

00:20:46.000 --> 00:20:49.910
‫برای همینم هست که نمی‌تونی با حرفات
‫نظرم رو عوض کنی.

00:20:51.080 --> 00:20:52.600
‫رنتارو...

00:20:53.090 --> 00:20:54.350
‫رنتارو؟!

00:20:54.720 --> 00:20:56.990
‫نذار داستانش روت تاثیر بذاره!

00:20:56.990 --> 00:21:00.090
‫قرار بود مثلا تو قانعش کنی!

00:21:00.090 --> 00:21:02.040
‫ولی، ولی...

00:21:02.040 --> 00:21:04.460
‫هاهاری-سان و هاکاری...

00:21:04.460 --> 00:21:08.650
‫این همه بهشون سخت گذشته!

00:21:09.990 --> 00:21:12.410
‫ولی منم همین حس رو دارم.

00:21:12.410 --> 00:21:16.220
‫منم نمی‌خوام هاکاری بعدا دچار پشیمونی بشه.

00:21:16.220 --> 00:21:19.380
‫و اجازه همچین چیزی هم نمیدم،
‫حتی اگه باعث مردنم بشه!

00:21:21.210 --> 00:21:24.380
‫ها؟ بالاخره دوباره می‌تونم ببینم.

00:21:24.380 --> 00:21:28.380
‫آها، احتمالا اشک‌هام باعث شدن
‫دارو اثرش رو از دست بده.

00:21:38.340 --> 00:21:43.180
‫برای هاهاری، که معشوقش رو
‫در سن ۱۳ سالگی از دست داده بود،

00:21:43.180 --> 00:21:47.530
‫۱۶ سال از آخرین باری که
‫عشق رو حس کرده می‌گذره.

00:21:48.150 --> 00:21:51.780
‫در گذشته، این حس بهش غلبه و کورش کرده بود.

00:21:51.780 --> 00:21:56.560
‫انقدر که کل زندگیش رو پشیمونی فرا گرفته،

00:21:56.560 --> 00:21:58.290
‫و به همین دلیل هم از اون حس متنفر شده بود.

00:21:58.920 --> 00:22:02.810
‫اما بعد از این همه مدت،
‫وقتی دوباره با اون حس روبه‌رو شد، هاهاری...

00:22:03.380 --> 00:22:07.560
‫رنتارو-چان! لطفا باهام وارد رابطه شو!

00:22:07.560 --> 00:22:09.510
‫... دوباره به همون اندازه کورش کرد. بله.

00:22:09.530 --> 00:22:16.530
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.