﻿WEBVTT

00:00:01.890 --> 00:00:03.100
‫آدام...

00:00:03.550 --> 00:00:05.260
‫دیـ ـ دیگه نمی‌تونم.

00:00:05.260 --> 00:00:07.610
‫آه، باشه.

00:00:07.610 --> 00:00:09.500
‫مشکلی نیست. برو یه‌کم بخواب.

00:00:11.600 --> 00:00:13.810
‫ارباب... این چیه؟

00:00:15.030 --> 00:00:16.130
- ‫یه بچه.
- ‫تازه متولد شده.

00:00:17.410 --> 00:00:18.440
‫یه نوزاده.

00:00:19.980 --> 00:00:21.480
‫چیزه...

00:00:21.480 --> 00:00:25.530
‫بگذریم، ازت می‌خوایم که توی
‫بزرگ کردنش بهمون کمک کنی.

00:00:26.560 --> 00:00:31.070
‫به‌خاطر شرایط‌مون نمی‌تونیم از کس دیگه‌ای کمک بخوایم.

00:00:31.760 --> 00:00:33.590
‫این فیلوملاست.

00:00:34.270 --> 00:00:35.380
‫لطفاً.

00:00:39.400 --> 00:00:41.950
‫من و ایریس هردو کم‌خوابی داشتیم.

00:00:42.510 --> 00:00:44.070
‫منم یه چرتی می‌زنم.

00:00:58.980 --> 00:01:02.000
‫فیلوملا... ساما.

00:01:39.950 --> 00:01:41.570
‫کم‌کم برگردیم؟

00:01:42.020 --> 00:01:44.080
‫بله، ارباب.

00:01:44.100 --> 00:01:51.100
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:38.720 --> 00:03:42.330
‫عنکبوتِ سطحِ آب، یک رشته‌ی نقره بچرخانید.

00:03:40.450 --> 00:03:46.620
- ‫عـــرصــه را بر بــی‌آزار تـــنـــگ مــکــن، که عاقبت گریبان‌گیر عصیانش شوی
- ‫عـــرصــه را بر بــی‌آزار تـــنـــگ مــکــن، که عاقبت گریبان‌گیر عصیانش شوی

00:03:42.760 --> 00:03:46.000
‫گوسفند شیشه‌ای، موهای نقره‌ای را ببافید.

00:03:46.520 --> 00:03:51.030
‫آینه‌ی نقره، شکلِ خطر را نمایان کن.

00:03:51.380 --> 00:03:54.240
‫خطراتی که ممکن است گریبان‌گیر
‫این کودک شوند را برپوشانید.

00:03:56.020 --> 00:03:58.070
‫این باید تبش رو کم کنه.

00:03:58.070 --> 00:03:59.630
‫منم بازی.

00:03:58.930 --> 00:04:01.230
- ‫یه‌کمش رو بذار توی یخچال باشه.
- ‫امروز نمی‌شه.

00:04:01.230 --> 00:04:01.910
‫چشم.

00:04:08.780 --> 00:04:12.140
‫مدتی می‌شه که ندیدم از جادوگری استفاده کنید،‌ ارباب.

00:04:12.520 --> 00:04:16.670
‫اون یه طلسم ابتدایی برای انتقال علائم به یه عروسک بود.

00:04:17.570 --> 00:04:21.010
‫طلسم‌ها بخش مورد علاقه‌م توی جادوگری هستن.

00:04:21.550 --> 00:04:24.040
‫هرچند که معمولاً نباید ازشون روی بچه‌ها استفاده کرد.

00:04:24.470 --> 00:04:28.020
‫اوه، داری توی این کارها پیشرفت می‌کنی.

00:04:28.830 --> 00:04:33.650
‫عموماً تصور نمی‌شه که پری‌های دست‌ساز
‫نسبت به تنظیمات اولیه‌شون تغییری داشته باشن.

00:04:34.040 --> 00:04:35.330
‫آفرین به خودم.

00:04:36.330 --> 00:04:39.080
‫یعنی من دارم رشد می‌کنم؟

00:04:39.570 --> 00:04:41.230
‫معلومه که کردی.

00:04:41.230 --> 00:04:42.900
‫همه توی این خانواده رشد کردن.

00:04:43.640 --> 00:04:46.420
‫شکست می‌خوری، برای پیدا کردن راه‌حل تلاش می‌کنی،

00:04:47.000 --> 00:04:49.670
‫و وقتی موفق شدی، دوباره شکست می‌خوری.

00:04:51.220 --> 00:04:54.580
‫توی خونه‌ی قبلی‌مون اجازه‌ی شکست خوردن نداشتیم.

00:04:55.130 --> 00:04:57.250
‫اون خونه چه خونه‌ای می‌شه؟

00:04:57.250 --> 00:05:01.100
‫آه، هنوز در موردش بهت چیزی نگفتم.

00:05:01.920 --> 00:05:05.580
‫سارجنت‌ها همیشه کسی رو داشتن که بهش خدمت کنن.

00:05:06.070 --> 00:05:08.190
‫تخصص ما انجام کثیف‌کاری‌های بقیه‌ی مردمه.

00:05:08.710 --> 00:05:11.870
‫خلاص شدن از شر افرادی که ارباب‌هامون ازشون خوششون نمیاد.

00:05:12.390 --> 00:05:15.400
‫شکنجه کردن مردم برای گرفتن اطلاعات.

00:05:15.930 --> 00:05:19.290
‫یه‌روزی، ایریس رو بهمون فروختن...

00:05:20.350 --> 00:05:22.910
‫به‌عنوان یه موش آزمایشگاهی برای جادوگریِ من.

00:05:25.900 --> 00:05:31.700
‫ازش برای تمرین خویشتن‌داری استفاده کن تا کسی رو نکشی.

00:05:32.950 --> 00:05:33.850
‫چشم.

00:05:47.880 --> 00:05:50.150
‫تکون نخور، لعنتی!

00:05:50.150 --> 00:05:55.920
‫من هیچ‌وقت جلوی امثال شماها سر خم نمی‌کنم!

00:06:04.460 --> 00:06:09.830
‫بگذریم، به لطف ایریس بود که من سربه‌راه شدم.

00:06:10.270 --> 00:06:15.080
‫وارث بالقوه مادرش، اصل‌و‌نسبش و اسم خاندانش رو رها کرد.

00:06:15.080 --> 00:06:16.630
‫و حالا هم اینجاست.

00:06:17.750 --> 00:06:19.020
‫مادرتون...

00:06:20.140 --> 00:06:24.050
‫اون من رو به چشم گستره‌ای از خودش می‌بینه.

00:06:24.500 --> 00:06:25.870
‫که این‌طور.

00:06:26.410 --> 00:06:27.900
‫راستی، ارباب...

00:06:28.870 --> 00:06:30.330
‫داره می‌سوزه.

00:06:37.910 --> 00:06:39.170
‫آروم شد؟

00:06:39.660 --> 00:06:40.500
‫بله.

00:06:40.830 --> 00:06:44.970
‫به‌نظر می‌رسه رفتاری که باهاش داشتم
‫چیزی نبود که امروز می‌خواست.

00:06:44.970 --> 00:06:47.190
‫ممنون، آلکیونه.

00:06:47.190 --> 00:06:48.350
‫نجاتم دادی.

00:06:49.760 --> 00:06:53.490
‫ارباب بهم گفتن که این مهم‌ترین وظیفه توی کل دنیاست.

00:06:53.490 --> 00:06:55.840
‫هیچ‌چیز اولویت بالاتری از این نداره.

00:06:59.660 --> 00:07:00.760
‫دختر خوب.

00:07:02.190 --> 00:07:05.920
‫پسر، دلم می‌خواست یه دوربین داشتم.

00:07:06.930 --> 00:07:09.930
‫تمام خنده‌ها، گریه‌ها، مسخره‌بازی‌ها...

00:07:09.930 --> 00:07:12.040
‫همه‌شون توی یه لحظه محو می‌شن.

00:07:12.040 --> 00:07:14.110
‫دوربین؟

00:07:14.110 --> 00:07:17.460
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم از عکسی علیه‌مون استفاده بشه، پس عکسی نداریم.

00:07:18.040 --> 00:07:21.150
‫هرچی نباشه، داریم از دست یه ساحره‌ی ترسناک فرار می‌کنیم.

00:07:21.580 --> 00:07:25.650
‫خانواده‌م عادت داشتن کلی عکس بگیرن.

00:07:25.650 --> 00:07:27.780
‫دیوارهای خونه ازشون پر بود.

00:07:27.780 --> 00:07:31.670
‫ارباب گفتن که مادرتون شما رو فروختن.

00:07:33.630 --> 00:07:36.260
‫شرایط مالی‌مون توی یه چشم‌به‌هم‌زدن به خاک رفت.

00:07:36.940 --> 00:07:39.900
‫ولی کی فکرشو می‌کرد آخرش با اون یارویی...

00:07:39.900 --> 00:07:42.850
‫که وقتی فروخته شدم از سر عصبانیت بهش کله زدم، فرار کنم؟

00:07:42.850 --> 00:07:46.040
‫حقا که زندگی غیر‌قابل پیش‌بینیه.

00:07:46.040 --> 00:07:47.270
‫عصبانیت؟

00:07:47.600 --> 00:07:51.160
‫اون یه بچه‌ی خوش‌پوش بود که توی دنیا هیچ دغدغه‌ای نداشت.

00:07:51.440 --> 00:07:55.470
‫و بهم گفتن که قراره موش آزمایشگاهیش بشم. معلومه که عصبانی بودم.

00:07:58.740 --> 00:08:00.830
‫شما از ارباب متنفرید؟

00:08:04.840 --> 00:08:06.190
‫خودمم نمی‌دونم.

00:08:06.910 --> 00:08:10.880
‫ولی... آخرش این دختر مامانی گیرمون اومد.

00:08:16.290 --> 00:08:17.780
‫ولی می‌ترسم.

00:08:18.400 --> 00:08:24.260
‫نمی‌دونم اگه واقعاً اتفاقی بیفته می‌تونم اون رو اولویت قرار بدم یا نه.

00:08:25.600 --> 00:08:32.120
‫بالأخره، خودمم بچه‌ی کسی هستم که بچه‌ی خودش رو فروخت.

00:08:39.590 --> 00:08:40.680
‫وظیفه‌ی من،

00:08:42.130 --> 00:08:49.130
‫اینه که اگه شما یا ارباب هم چنین کاری
‫انجام بدید، از فیلوملا-ساما محافظت کنم.

00:08:52.800 --> 00:08:58.400
‫می‌گم... آلکیونه، لطفاً امروز رو هم یادت بمونه.

00:08:59.090 --> 00:09:01.950
‫تا اگه روزی رسید که من یا آدام نتونستیم خودمون بهش بگیم،

00:09:02.370 --> 00:09:10.460
‫تو اونجا باشی تا براش در مورد
‫اوقات تلخ و خوش،‌ مثل امروز، تعریف کنی.

00:09:17.460 --> 00:09:21.980
‫ژامبون، پنیر، بیکن، سیب‌زمینی، هویج،

00:09:22.750 --> 00:09:25.090
‫فکر کنم تمام چیزهایی که لازم بوده رو خریدم.

00:09:28.650 --> 00:09:31.070
‫خب، این کارها مایه‌ی نگرانیه.

00:09:31.070 --> 00:09:32.220
‫اون هم توی شهر.

00:09:32.220 --> 00:09:37.040
‫بانو گفتن بهتون اطلاع بدم که زنگ تفریح دیگه تموم شده.

00:09:38.390 --> 00:09:39.920
‫زنگ تفریح،‌ ها؟

00:09:40.670 --> 00:09:42.920
‫بهش می‌خوره که همچین حرفی بزنه.

00:09:43.910 --> 00:09:45.990
‫یه حصار که آدم‌ها رو دور نگه داره.

00:09:45.990 --> 00:09:49.060
‫خب، هنوز که کسی رو نفرستاده دنبال‌مون.

00:09:49.060 --> 00:09:51.400
‫حدس می‌زدم که داره بازیمون می‌ده.

00:09:51.400 --> 00:09:53.760
‫خونه‌بازی دیگه تمومه.

00:09:53.760 --> 00:09:56.310
‫با دختری که به این سن و سال رسیده،

00:09:56.310 --> 00:09:58.490
‫دیگه نمی‌تونیم اجازه بدیم به‌حال خودت آزاد باشی.

00:09:58.720 --> 00:10:02.200
‫آدام-ساما، ازتون می‌خوایم که به عمارت برگردید.

00:10:02.640 --> 00:10:06.590
‫پس اون منتظر بود که نوه‌ش به‌اندازه‌ی کافی
‫بزرگ بشه تا بتونه ازش به‌عنوان گروگان استفاده کنه.

00:10:13.010 --> 00:10:15.000
‫لعنتی! داره بهمون شلیک می‌کنه!

00:10:15.930 --> 00:10:17.710
‫این در لعنتی رو باز کن!

00:10:18.210 --> 00:10:19.750
‫به دستگیره‌ی در شلیک کن.

00:10:19.750 --> 00:10:21.760
‫داریم میایم تو!

00:10:21.760 --> 00:10:22.720
- ‫ارباب...
- ‫ارباب.

00:10:23.890 --> 00:10:24.760
‫آلکیونه!

00:10:25.140 --> 00:10:26.760
‫ما بعداً میایم پیشتون.

00:10:26.760 --> 00:10:29.220
‫نذار دست اون‌ها به فیلوملا برسه!

00:10:29.550 --> 00:10:31.500
‫نه، مامان!

00:10:31.500 --> 00:10:32.770
‫من جایی نمی‌رم!

00:10:34.080 --> 00:10:35.770
‫مامان!

00:10:37.250 --> 00:10:39.250
‫جلوتر منتظرمون بمون.

00:10:41.020 --> 00:10:42.040
- ‫برو!
- ‫من صاف پشت‌سرت میام!

00:10:43.210 --> 00:10:44.390
- ‫مامان! - ‫شلیک نکنید!
- ‫بچه رو می‌زنید!

00:10:54.550 --> 00:10:57.230
‫نباید می‌ذاشتیم بچه از دست‌مون بره.

00:10:57.660 --> 00:10:59.680
‫انتظار نداشتیم که جونت رو فدا کنی.

00:11:02.570 --> 00:11:03.780
‫چی...

00:11:08.580 --> 00:11:13.720
‫یه‌جور طلسم که آسیبی که دیدی رو به حمله‌کننده برمی‌گردونه؟

00:11:18.050 --> 00:11:20.450
‫ولی خودت رو فدا کردی.

00:11:21.000 --> 00:11:22.290
‫که چی؟

00:11:23.200 --> 00:11:25.520
‫حالا که می‌دونم دنیای بیرون چه شکلیه...

00:11:25.520 --> 00:11:26.890
‫هرگز...

00:11:28.590 --> 00:11:30.190
‫به اون خراب‌شده برنمی‌گردم.

00:11:31.360 --> 00:11:34.740
‫از اون بیشتر از هرچیز دیگه‌ای مطمئنم.

00:11:35.800 --> 00:11:37.820
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا برگردم.

00:11:37.820 --> 00:11:38.980
- ‫نکنه...
- ‫نکن!

00:11:42.440 --> 00:11:47.280
‫مامان، چطوره آخرین شرط رو هم ببندیم؟

00:11:49.640 --> 00:11:53.770
‫بیا مطمئن شیم که دیگه هیچ‌وقت شماها رو نمی‌بینم.

00:11:58.950 --> 00:12:02.820
‫الحق که زندگیم گوهه.

00:12:03.870 --> 00:12:09.680
‫حروم‌زاده‌ها. می‌دونید چند‌وقته با اون یارو بودم؟

00:12:10.150 --> 00:12:12.360
‫تظاهر می‌کرد که از گل بهتره،

00:12:12.360 --> 00:12:16.370
- ‫ولی اون فقط یه تخم‌سگ مغروره ‫که نمی‌تونه دست از تلافی کردن برداره.
- TypeSet

00:12:22.410 --> 00:12:27.610
‫این نفرین ازت محافظت نمی‌کنه، انتقام می‌گیره.

00:12:29.830 --> 00:12:31.750
‫پس می‌خوای بهت اعتماد کنم؟

00:12:32.090 --> 00:12:33.260
‫ببخشید.

00:12:33.260 --> 00:12:35.580
‫مطمئنم تو در وهله اول نمی‌خوای آسیب ببینی.

00:12:37.580 --> 00:12:39.060
‫مهم نیست.

00:12:39.060 --> 00:12:43.390
‫کمکم می‌کنه خشم و تصمیمم به ترک اینجا رو فراموش نکنم.

00:12:44.710 --> 00:12:48.320
‫اگه احساس گناه واقعاً خِرِتو گرفته باشه،
‫می‌ری یه جادوگر خیلی‌خوب می‌شی...

00:12:49.030 --> 00:12:51.320
‫و یه‌روز من رو از این خراب‌شده نجات می‌دی!

00:13:29.810 --> 00:13:34.140
‫هنوز قصد مردن نداشتم.

00:13:38.920 --> 00:13:45.650
‫ارباب، آیریس-ساما، لطفاً خاطرتون جمع باشه،
‫چرا که این بچه من رو اینجا داره.

00:13:45.650 --> 00:13:50.340
‫حتی اگه از بین برم، فیلوملا-ساما بدون شک...

00:13:55.100 --> 00:13:58.730
‫پری دست‌ساز لعنتی،
‫مجبورمون کرد بیفتیم دنبالش...

00:14:10.320 --> 00:14:13.630
‫وظیفه‌ای بهم محول شده بود.

00:14:22.190 --> 00:14:25.270
‫پس من چرا...

00:14:37.060 --> 00:14:39.830
‫یه سگ باهوش با یه استاد جدید...

00:14:41.460 --> 00:14:44.120
‫تلاشت بیهوده‌ست.

00:14:44.480 --> 00:14:45.790
‫تو کی هستی؟

00:14:46.240 --> 00:14:50.490
‫من الان از دوشیزه فقط انتظار یه چیز رو دارم.

00:14:50.930 --> 00:14:53.210
‫که شاخه‌ی طلایی را با خودش اینجا بیاره.

00:14:53.210 --> 00:14:57.680
‫شاخه‌ای که پربار از میوه‌ی نیروی سفیده.

00:14:58.610 --> 00:15:00.510
‫شاخه‌ی طلایی؟

00:15:01.160 --> 00:15:07.090
‫چه صدای عجیبی. مثل عسل می‌مونه، شیرین و چسبناک.

00:15:07.090 --> 00:15:08.830
- ‫دارواش‌ها؛ یک سرده گیاه نیمه‌انگلی از تیره صندلیان است.
- ‫منظورش دارواش ـه.

00:15:09.350 --> 00:15:10.670
‫الیاس.

00:15:11.040 --> 00:15:12.510
‫قوی باش.

00:15:12.510 --> 00:15:14.030
‫نگاهت رو ندزد.

00:15:14.480 --> 00:15:16.130
‫اما توی چشم‌هاش خیره نشو.

00:15:16.560 --> 00:15:17.950
‫اوضاع خوب نیست.

00:15:18.870 --> 00:15:22.930
‫انتظار نداشتم خدایی مثل اون‫ توی همچین زمان حساسی پیداش شه.

00:15:22.930 --> 00:15:24.810
‫ای تلفیق.

00:15:24.810 --> 00:15:26.920
‫دُرد سایه‌های جنگل.

00:15:27.570 --> 00:15:31.090
‫انبوهی از شاخه‌‌ها و برگ‌های پوسیده، ‫مرگ و زمستان.

00:15:31.830 --> 00:15:34.360
‫فرزند قلمروی من.

00:15:34.360 --> 00:15:38.370
‫در رؤیاهایت چه رایحه‌ی گندیده‌ای را به مشام می‌کشی،

00:15:38.370 --> 00:15:40.500
‫درحالی که پوشیده از بی‌شمار پاره‌ی گوشت و پوست هستی؟

00:15:43.300 --> 00:15:47.970
‫بابت این جلوه‌ی بدمنظر پوزش می‌طلبم، الهه‌ی زمستان و شب.

00:15:48.320 --> 00:15:51.680
‫دخترم حتماً شما رو در جریان قرار داده...

00:15:51.680 --> 00:15:55.460
‫که در سال پیش‌رو، میوه‌تون رو به مادر می‌دید.

00:15:56.920 --> 00:15:57.830
‫هـــا؟

00:15:59.780 --> 00:16:02.600
‫حتماً یه اشتباهی شده.

00:16:04.810 --> 00:16:07.480
‫این دوشیزه هنوز جوانه.

00:16:08.040 --> 00:16:12.160
‫درحال حاضر، تقدیم قربانی به شما برام مسئله‌ی دشواریه.

00:16:13.530 --> 00:16:16.500
‫به‌زودی با آمادگی خدمت می‌رسم.

00:16:17.200 --> 00:16:19.550
‫لطفاً فعلاً من رو ببخشید.

00:16:21.810 --> 00:16:22.960
‫فایده‌ای نداشت؟

00:16:23.610 --> 00:16:25.970
‫ولی این تنها گزینه‌ای‌ـه که دارم.

00:16:25.970 --> 00:16:27.080
‫جنگ...

00:16:30.360 --> 00:16:33.270
‫جنگ قریب‌الوقوع به مشامم می‌رسه.

00:16:34.540 --> 00:16:40.160
‫هرچند، خبری از نیزه و شمشیر و سپر و کرنای جنگ نیست...

00:16:43.110 --> 00:16:44.930
‫عجب، عجب.

00:16:45.270 --> 00:16:50.010
‫تحت محاصره، هیچ‌کدوم برای ‫جست‌وجوی میوۀ عشق وقت ندارن.

00:16:50.010 --> 00:16:51.280
‫گندش بزنن...

00:16:51.280 --> 00:16:53.830
‫نمی‌خوام با هیچ‌کدومشون درگیر شم.

00:16:53.830 --> 00:16:54.860
‫در این صورت...

00:16:54.860 --> 00:16:56.780
‫چه مرادی داری،

00:16:56.780 --> 00:17:03.680
‫پرندۀ کوچکی که تنها به‌قصد پرواز کردن، شکل جانوری را
‫به خود می‌گیرد که مظهر نبرد با منافقین است؟

00:17:05.210 --> 00:17:06.240
‫چی...

00:17:06.660 --> 00:17:08.440
‫چی می‌خوام؟

00:17:08.440 --> 00:17:09.690
‫می‌خوام چیکار کنم؟

00:17:10.440 --> 00:17:11.280
- ‫من- - ‫چیسه.

00:17:12.590 --> 00:17:16.360
‫اگه حاضر نیستی از چیزی
‫که برات عزیزه دست بکشی،

00:17:16.360 --> 00:17:18.330
‫نباید از مرادت با یه خدا حرف بزنی.

00:17:20.670 --> 00:17:22.940
‫بچه ترسوی باهوش.

00:17:22.940 --> 00:17:27.360
‫پس، من فعلاً بهت کمک می‌کنم،

00:17:27.980 --> 00:17:31.360
‫اما فقط در ازای اینکه شاخه‌ی طلایی بعداً به دستم برسه.

00:17:31.360 --> 00:17:33.420
‫چیه؟ راجع‌به چی حرف می‌زنن؟

00:17:33.420 --> 00:17:35.200
‫اینجا چیکار می‌کنن؟

00:17:35.560 --> 00:17:38.040
‫در پی پیکرم باش.

00:17:38.040 --> 00:17:40.160
‫شکل اجمالی‌ام را بیآفرین.

00:17:40.160 --> 00:17:43.030
‫مرا به خویش پایبند کن.

00:17:43.030 --> 00:17:44.550
‫بگو.

00:17:49.270 --> 00:17:55.170
‫چیسه، هیچ‌کدوم از ما دوتا نمی‌تونه
‫درخواست‌های یه خدای باستانی رو رد کنه.

00:17:55.790 --> 00:18:00.040
‫نمی‌دونم این شرایط رو برامون ‫بهتر یا بدتر می‌کنه، ولی...

00:18:00.040 --> 00:18:03.710
‫اگه الان چاره‌ای جز انجامش ندارم، اول
‫انجامش می‌دم و بعد تصمیم می‌گیرم.

00:18:04.430 --> 00:18:06.870
‫با شناختی که ازت دارم می‌دونستم این رو می‌گی.

00:18:07.730 --> 00:18:09.190
‫از من پیروی کن.

00:18:10.540 --> 00:18:13.780
‫حالا که فراخونده شدی، بهتره اسمش رو بدونی.

00:18:17.080 --> 00:18:19.050
‫زیبا، نبردگاه است.

00:18:19.050 --> 00:18:21.360
‫زیبا، آسمانِ با لکه‌های خون است.

00:18:21.360 --> 00:18:22.500
‫جلوی طلسم خوندن‌شون رو بگیرید!

00:18:22.790 --> 00:18:24.780
‫اون یه خداست که تحلیل رفته!

00:18:25.670 --> 00:18:27.900
‫واسطه رو قبل از این‌که اسمش رو بهش بده، بکشید!

00:18:30.600 --> 00:18:32.370
‫فکر کردید اجازه می‌دم؟

00:18:32.730 --> 00:18:34.570
‫اندوهت را به گوش برسان.

00:18:34.570 --> 00:18:36.500
‫خون را از روی زرهت پاک کن.

00:18:36.860 --> 00:18:39.610
‫ملکۀ کابوس‌ها که در شب قهقهه می‌زند؛

00:18:39.610 --> 00:18:43.360
‫معشوقه‌ی قهرمانان، مادر جنگجویان...

00:18:43.860 --> 00:18:45.810
‫تاج خاردار را بر سرت بیاور.

00:18:46.250 --> 00:18:48.140
‫نامت را اینجا بیاور.

00:18:49.440 --> 00:18:52.810
‫نام موریگانِ الهه را اینجا بیاور.

00:18:57.760 --> 00:19:03.330
‫درطول هزاران سال، مردم و زبانم رو از دست دادم،

00:19:03.860 --> 00:19:06.010
‫و سرزمینم ازم گرفته شد.

00:19:07.270 --> 00:19:13.200
‫پس از هزاران سال، توسط دوشیزه‌ای
‫از دوردست‌ها احضار شدم.

00:19:14.950 --> 00:19:16.220
‫اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟!

00:19:16.570 --> 00:19:21.720
‫هم‌اکنون، مردان قوی و تازه‌نفسم،
‫این نبردی‌ست که منتظرش بودید.

00:19:22.030 --> 00:19:23.410
‫از هم بدردیدشون.

00:19:23.960 --> 00:19:28.210
‫تن‌شون رو بشکافید، استخوان‌هاشون رو
‫بشکنید و سر به نیستشون کنید.

00:19:28.210 --> 00:19:31.900
‫دلیرانه زندگی کنید و با ترحم‌برانگیزی دزدی کنید.

00:19:32.320 --> 00:19:35.400
‫به‌طرز اسف‌باری بگریزید و در کام شعله‌های آتش جان بسپارید.

00:19:35.820 --> 00:19:45.250
‫آگاه باشید که هیچ جنگجویی در نبردگاه
‫موریگانِ الهه راه فراری ندارد!

00:19:54.770 --> 00:19:57.250
‫آه،‌ طفلکی.

00:19:57.830 --> 00:20:00.910
‫به خوابت هم نمی‌دیدی که اولین نبردت
‫به این‌صورت خاتمه پیدا کنه، نه؟

00:20:05.670 --> 00:20:09.770
‫مثل این‌که به لطف اون می‌تونیم بدون
‫مورد حمله قرار گرفتن خودمون رو به عمارت برسونیم.

00:20:10.300 --> 00:20:16.280
‫آخرکار به نفع‌مون شد، ولی اعمال
‫یه خدا واقعاً غیرقابل پیش‌بینی‌ان.

00:20:16.680 --> 00:20:18.450
‫و همچنین مال تو.

00:20:18.890 --> 00:20:20.020
- ‫چیسه؟
- ‫چیزی نیست.

00:20:21.120 --> 00:20:22.230
‫بیا بریم.

00:20:23.700 --> 00:20:25.880
‫فکر نمی‌کردم چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشم.

00:20:25.880 --> 00:20:29.110
‫فقط از اینکه هیچ‌یک از افراد حاضر در اینجا رو نمی‌شناسم، خوشحالم.

00:20:29.500 --> 00:20:34.530
‫واقعاً می‌دونم که چطور انسان‌ها رو از گوسفندها متمایز کنم؟

00:20:39.090 --> 00:20:40.610
‫ا‌ ـ اومدیم بیرون؟

00:20:40.610 --> 00:20:42.110
‫ما کجائیم؟

00:20:42.110 --> 00:20:44.510
‫تو ملک خاندان سارجنت.

00:20:44.980 --> 00:20:48.780
‫خب،‌ حالا چی شد؟

00:20:48.780 --> 00:20:50.170
- ‫خیلی چیزها.
- ‫به‌نظر رنگت پریده.

00:20:52.040 --> 00:20:54.560
‫بچه‌ها، گوش کنید ببینید چی می‌گم.

00:20:54.560 --> 00:20:56.390
‫باید اهداف‌مون رو مشخص کنیم.

00:20:56.760 --> 00:20:57.690
‫اهداف‌مون؟

00:20:58.000 --> 00:20:59.790
‫چی برای ما در اولویته؟

00:20:59.790 --> 00:21:03.480
‫باید این موضوع رو روشن کنیم، وگرنه
‫ممکنه آخرسر از هم رو برگردونیم.

00:21:04.480 --> 00:21:07.970
‫چیسه و من فیلوملا رو زنده برمی‌گردونیم.

00:21:07.970 --> 00:21:08.950
- ‫باشه؟
- ‫آره.

00:21:10.140 --> 00:21:11.420
‫لوسی؟

00:21:11.420 --> 00:21:15.550
‫من از اون و خانواده‌ش یه‌عالمه سؤال دارم که بپرسم.

00:21:15.550 --> 00:21:16.660
‫زوئی؟

00:21:16.660 --> 00:21:21.750
‫من می‌خوام لو- همه صحیح‌وسالم به خونه برگردن.

00:21:21.750 --> 00:21:22.890
‫برای همین کمک‌تون می‌کنم.

00:21:23.410 --> 00:21:25.460
‫شما چی، اینزورث سنسه؟

00:21:25.460 --> 00:21:28.740
‫برای اینکه مطمئن بشم که شاگردم
‫به خودش دردسر اضافی نمی‌ده، هواشو دارم.

00:21:28.740 --> 00:21:30.540
‫زاکرونی سنسه... رو بیخیال.

00:21:30.540 --> 00:21:31.390
‫هوی!

00:21:32.030 --> 00:21:35.050
‫به‌نظرم همه‌ی علایق‌مون باهم همخونی دارن.

00:21:35.050 --> 00:21:36.700
‫پس قبل از هرچیزی، فیلوملا...

00:21:41.420 --> 00:21:42.560
‫گرگینه؟!

00:21:43.710 --> 00:21:44.870
‫خودشه!

00:21:44.870 --> 00:21:47.280
‫بچه‌ها، جلوتر می‌بینمتون!

00:21:47.280 --> 00:21:49.350
‫زوئی؟ چرا...

00:21:50.390 --> 00:21:54.270
‫این کار منه.

00:21:54.270 --> 00:21:55.490
‫بدون من برید!

00:21:58.890 --> 00:22:02.050
‫درسته که این بهترین راه برای زمان خریدنه...

00:22:02.050 --> 00:22:03.100
‫ولی...

00:22:11.700 --> 00:22:13.110
‫به خشکی شانس...

00:22:13.110 --> 00:22:16.610
‫امیدوار بودم که این رو وقتی لوسی
‫توی دردسر افتاد استفاده کنم، ولی...

00:22:18.310 --> 00:22:20.730
‫اوضاع هیچ‌وقت بر وفق مراد پیش نمی‌ره، مگه نه؟

00:22:20.750 --> 00:22:27.750
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:27.780 --> 00:22:34.780
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.