﻿WEBVTT

00:01:37.790 --> 00:01:38.990
‫مائومائو؟

00:01:30.860 --> 00:01:34.020
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

00:01:41.250 --> 00:01:44.460
‫فاحشه‌خانه

00:01:41.250 --> 00:01:44.460
‫می‌شه یکم دارو ببری خانه‌ی یشم؟

00:01:45.500 --> 00:01:46.710
‫هوم باشه بابا.

00:01:48.050 --> 00:01:50.630
‫اخیراً زنای زیادی دارن دزدیده می‌شن.

00:01:50.720 --> 00:01:52.510
‫مراقب خودت باش.

00:01:52.590 --> 00:01:54.180
‫چیزی نمی‌شه.

00:01:54.260 --> 00:01:55.470
‫سر راه می‌رم مزرعه.

00:01:56.050 --> 00:01:57.720
‫آره. ممنون.

00:01:58.430 --> 00:01:59.720
‫من رفتم.

00:01:59.740 --> 00:02:19.740
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:23.750 --> 00:02:25.080
‫همه‌ش همین؟

00:02:25.170 --> 00:02:27.750
‫دار و ندارمه، جان عزیزت!

00:02:31.880 --> 00:02:34.380
‫با این‌ حساب حرف‌زدنمون راه به‌جایی نمی‌بره.

00:02:34.470 --> 00:02:36.970
‫اون یکی از سه‌تا بهترین شاهدخت‌های خانه‌ی یشم،

00:02:37.050 --> 00:02:38.550
‫پایرین دلرباست.

00:02:38.640 --> 00:02:40.350
‫مفتکی دید نزنین!

00:02:49.980 --> 00:02:52.940
‫درمانش داره طول می‌کشه. ‫دستورساختش رو یه تغییری می‌دم.

00:02:53.030 --> 00:02:54.570
‫اوه، مائومائو.

00:02:55.280 --> 00:02:56.820
‫پایرین نه‌چان.

00:02:56.910 --> 00:02:58.870
‫باز دوباره خودتو زخمی کردی؟

00:02:58.950 --> 00:03:00.330
‫اوه، اینا؟

00:03:00.410 --> 00:03:02.450
‫مال همون آزمایشات همیشگی‌ـم برای داروان.

00:03:03.620 --> 00:03:05.250
‫خوب غذا می‌خوری؟

00:03:05.330 --> 00:03:07.960
‫این چیزای نه‌چان مثل همیشه حرف ندارن.

00:03:08.040 --> 00:03:11.050
‫مائومائو! اگه یکی از این آزمایشای کوچولوت...

00:03:11.130 --> 00:03:13.840
‫این اتاق رو روی سرمون خراب کنه، ‫پدرتو در میارما!

00:03:16.340 --> 00:03:18.930
‫یا نکنه به‌جاش ترجیح می‌دی این‌جا به عنوان روسپی کار کنی؟

00:03:19.510 --> 00:03:20.850
‫جــان!؟

00:03:20.930 --> 00:03:22.680
‫ننه، داروها رو گذاشتم این‌جا!

00:03:22.770 --> 00:03:24.390
‫از بابات تشکر کن.

00:03:24.480 --> 00:03:25.980
‫امان.

00:03:26.060 --> 00:03:27.690
‫صدای مائومائو رو شنیدم.

00:03:27.770 --> 00:03:29.230
‫عه... مائومائو کو؟

00:03:29.230 --> 00:03:30.900
‫فرار کرد!

00:03:30.980 --> 00:03:32.570
‫عجب عجوزه‌ی بی‌خودی‌ـه.

00:03:32.650 --> 00:03:34.650
‫هر فرصتی گیرش میاد می‌گه بیا روسپی شو.

00:03:50.920 --> 00:03:52.380
‫نکنه آدم‌ربان؟

00:03:58.630 --> 00:04:01.600
‫الان بابا نگرانم می‌شه؟

00:04:18.900 --> 00:04:20.820
‫وارث کاخ شرقی به دنیا اومد!

00:04:20.910 --> 00:04:22.910
‫لیفا-ساما... تبریک می‌گم!

00:04:30.580 --> 00:04:33.500
‫بچه‌شون بدون هیچ مشکلی به‌دنیا اومد.

00:04:33.590 --> 00:04:35.500
‫واقعاً؟... خداروشکر.

00:04:48.810 --> 00:04:51.730
‫هوس اون سیخ‌کبابی‌های بازار رو کردم...

00:04:52.730 --> 00:04:55.480
‫امیدوارم بابا درست غذا بخوره.

00:04:57.150 --> 00:05:01.240
‫درست نمی‌دونم به عنوان برده فروخته شدم،
‫یا اینکه دارن از طریقم باج می‌گیرن اما...

00:05:01.240 --> 00:05:03.490
‫چیزی که رومخمه اینه که دیگه سه‌ماه شده.

00:05:04.240 --> 00:05:07.410
‫قصر و منطقه‌ی سرگرمی فرق چندانی با همدیگه ندارن.

00:05:07.490 --> 00:05:11.250
‫اگه به من بود که می‌خواستم تا حد امکان سر و کارم به کاخ اندرونی نیفته، اما...

00:05:12.630 --> 00:05:15.250
‫حالا که این‌جام دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

00:05:15.960 --> 00:05:19.670
‫اونم وقتی که زندگی خوبی به عنوان یه‌ داروساز داشتم...

00:05:21.180 --> 00:05:25.430
‫کاخ اندرونی، یه محیط کاملاً زنونه برای ‫به‌دنیا آوردن فرزند امپراتوره.

00:05:25.510 --> 00:05:28.180
‫ورود مردا به این منطقه اکیداً ممنوعه.

00:05:28.890 --> 00:05:33.060
‫تنها کسایی که می‌تونن وارد بشن اشراف‌زاده‌های
‫عالی‌رتبه و خویشاوندان نزدیک‌شونن.

00:05:33.650 --> 00:05:36.110
‫جدای اون، خواجه‌ها یا همون «مردای سابق»...

00:05:36.190 --> 00:05:38.690
‫که «عضو ارزشمند»ـشون رو از دست دادن می‌تونن وارد بشن.

00:05:39.490 --> 00:05:42.570
‫همه‌ی همنشین‌ها و زنای توی کاخ سر جمع دوهزار نفرن،

00:05:42.660 --> 00:05:45.160
‫به اضافه‌ی هزارتا خواجه‌. در کل آدمای زیادی این‌جا زندگی می‌کنن.

00:05:45.700 --> 00:05:49.200
‫برعکس صیغه‌های رتبه‌پایین، میان‌رتبه و عالی‌رتبه،

00:05:49.290 --> 00:05:52.040
‫ما خدمتکارها مشغول خرحمالی هستیم،

00:05:52.120 --> 00:05:54.210
‫و هر آن ممکنه زندگیمونو از دست بدیم.

00:05:56.090 --> 00:05:58.960
‫بعد از ما همنشین‌های رتبه‌پایین منزوی‌ان.

00:05:59.050 --> 00:06:02.380
‫خب حداقل ما یه دستمزدی می‌گیریم.

00:06:02.470 --> 00:06:04.640
‫هی، مائومائو!

00:06:04.720 --> 00:06:07.220
‫می‌دونی این نشان مال کدوم اتاقه؟

00:06:08.220 --> 00:06:11.270
‫مال اقاقیای نُه‌ـه، پس... اون‌طرفه.

00:06:11.850 --> 00:06:13.520
‫ممنونم!

00:06:14.140 --> 00:06:16.690
‫خیلی از خدمتکارها سواد خوندن‌نوشتن ندارن.

00:06:17.560 --> 00:06:19.150
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

00:06:19.150 --> 00:06:22.000
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

00:06:22.030 --> 00:06:25.280
‫ولی یاد‌گرفتن خوندن‌نوشتن یه داستان جداست.

00:06:25.360 --> 00:06:28.160
‫حتی اگه به‌خاطر سوادم دستمزد بیشتری بهم بدن،

00:06:28.240 --> 00:06:31.450
‫فقط باعث می‌شه آدم‌رباها سهم بیشتری از حقوقم بگیرن.

00:06:32.580 --> 00:06:34.250
‫ولی موقعیت‌های نادری هم هست که خدمتکارها...

00:06:34.330 --> 00:06:36.420
‫به یه صیغه‌ی‌ رتبه‌پایین ارتقاء مقام پیدا می‌کنن.

00:06:36.500 --> 00:06:37.460
‫ساده بگم...

00:06:40.090 --> 00:06:41.210
‫خرجش فقط قیافه‌ست.

00:06:41.300 --> 00:06:43.720
‫کک‌ومک، سینه‌ی تخت.

00:06:44.340 --> 00:06:45.680
‫بدنی که مثل زمین ‌بایر صافه.

00:06:45.760 --> 00:06:48.100
‫پس ما که عمراً از این شانس‌ها نداریم.

00:06:53.140 --> 00:06:56.650
‫اگه زیادی تو چشم باشم، ممکنه جونم به‌خطر بیفته.

00:06:56.730 --> 00:06:57.980
‫بهتره سرم تو کار خودم باشه.

00:06:59.360 --> 00:07:02.570
‫اگه دهنمو ببندم و کارمو بکنم، یکی دو سال دیگه می‌‌زنم به‌ چاک.

00:07:04.400 --> 00:07:06.660
‫دلم ساکه مـی‌خواد.

00:07:09.240 --> 00:07:10.440
‫هی هی شنیدی؟

00:07:10.440 --> 00:07:11.040
‫ها؟

00:07:11.120 --> 00:07:15.040
‫مثل اینکه یه خواجه‌ی خیلی جیگر توی ناحیه‌ی مرکزی هست.

00:07:15.120 --> 00:07:18.460
‫این‌روزا همه دارن در موردش حرف می زنن.

00:07:18.540 --> 00:07:20.000
‫عجب.

00:07:20.090 --> 00:07:24.010
‫اگه انقدری که می‌گن جیگره، منم دوست ‌دارم
‫یه‌بارم که شده ببینمش، تو نمی‌خوای؟

00:07:25.170 --> 00:07:27.090
‫یه خواجه؟

00:07:55.250 --> 00:07:57.700
‫از دفعه‌ی قبلی خیلی وزن کم کردن.

00:07:57.700 --> 00:07:58.500
‫آره.

00:08:04.880 --> 00:08:06.170
‫شیائولینگ...

00:08:06.260 --> 00:08:08.630
‫متأسفانه باید بگم،

00:08:08.720 --> 00:08:11.720
‫حکیم در حال حاضر سرشون حسابی با کاخ شرقی شلوغه.

00:08:13.810 --> 00:08:15.350
‫که این‌طور.

00:08:16.930 --> 00:08:19.600
‫فقط سه ماه و شش ماه‌ـشونه، درسته؟

00:08:19.690 --> 00:08:23.610
‫آره آره... هم شاهزاده‌ی کاخ شرقی و هم شاهدخت لینگ‌لی.

00:08:23.690 --> 00:08:25.940
‫یعنی واقعاً نفرینه؟

00:08:27.280 --> 00:08:28.200
‫داری چیو می‌گی؟

00:08:28.280 --> 00:08:30.740
‫مائومائو خبر نداری؟

00:08:30.820 --> 00:08:34.660
‫ورد زبون همه توی کاخ اندرونی‌ـه.

00:08:34.740 --> 00:08:38.210
‫همون قضیه‌ی مرگای پشت سر هم وارث‌ها توی کاخ اندرونی.

00:08:38.290 --> 00:08:40.960
‫تا الان هر سه فرزند امپراتور...

00:08:41.040 --> 00:08:43.960
‫بعد از تولد به مرور ضعیف‌تر شدن و از دنیا رفتن!

00:08:44.040 --> 00:08:45.590
‫عجیب نیست؟

00:08:45.670 --> 00:08:46.920
‫هرسه‌تاشون؟

00:08:47.010 --> 00:08:49.340
‫ظاهراً این اتفاق الان باز داره تکرار می‌شه.

00:08:49.430 --> 00:08:50.590
‫بچه حالش خوش نیست؟

00:08:50.680 --> 00:08:54.390
‫دقیقاً! بعدم این دفعه...

00:08:54.470 --> 00:08:57.720
‫حکیمان دربار توی هردوی اقامتگاه‌های گوکویو-ساما و لیفا-ساما حضور دارن.

00:08:59.520 --> 00:09:02.060
‫امپراتور فعلی ملکه نداره،

00:09:02.150 --> 00:09:05.150
‫پس طبعاً لیفا-ساما که وارث کاخ شرقی ‫رو به‌دنیا آوردن، ملکه می‌شن!

00:09:05.940 --> 00:09:07.780
‫خب اینکه معلومه!

00:09:07.860 --> 00:09:11.860
‫اگه امپراتور ملکه نداشته باشه، ‫مادر وارث کاخ شرقی،

00:09:11.950 --> 00:09:14.370
‫یعنی لیفا-هیمه، ‫صاحب بالاترین جایگاه در کاخ شرقی‌ـه.

00:09:14.450 --> 00:09:17.160
‫ولی بنا به شایعات همنشین محبوب امپراتور...

00:09:17.240 --> 00:09:19.460
‫گوکویو-ساماست.

00:09:19.540 --> 00:09:23.290
‫توی قصر پیچیده که این ممکنه یه ربطی به این قضایا داشته باشه.

00:09:23.380 --> 00:09:25.880
‫کشمکش‌ سیاسی بر سر قدرت،‌ ها؟

00:09:26.460 --> 00:09:29.800
‫موندم که وضعیت سلامتی لیفا-ساما تا چه ‌حد وخیمه.

00:09:29.880 --> 00:09:32.590
‫شنیدم حکیم روز و شب رو توی اقامتگاه ایشون سر می‌کنه.

00:09:32.680 --> 00:09:34.260
‫لیفا-ساما هم ناخوش‌احوالن؟

00:09:34.340 --> 00:09:35.970
‫آره. هردوی مادر و بچه.

00:09:36.050 --> 00:09:40.140
‫بعدم شنیدم هم  سردرد و هم دل‌درد و هم حالت تهوع دارن.

00:09:41.270 --> 00:09:44.940
‫سردرد، دل‌درد و حالت تهوع...

00:09:45.020 --> 00:09:48.360
‫پس بگو قطعاً نفرینه!

00:09:49.940 --> 00:09:52.350
‫نفرین چیه بابا؟ سر به سرمون نذار.

00:09:52.350 --> 00:09:53.740
‫عـــــــــــه.

00:09:58.080 --> 00:10:01.160
‫سردرد، دل‌درد و حالت‌ تهوع...

00:10:01.250 --> 00:10:03.540
‫احتمال قتل ازطریق سم رو می‌شه درنظر گرفت؟

00:10:03.620 --> 00:10:07.960
‫نه. اگه دنبال تاخ‌وتخت باشن، دلیلی نداره
‫شاهدخت رو هم هدف قرار بدن.

00:10:08.050 --> 00:10:10.880
‫احتمال مسموم شدن‌شون خیلی پایینه.

00:10:10.960 --> 00:10:13.430
‫ممکنه یه‌‌نوع بیماری باشه، یا...

00:10:14.550 --> 00:10:16.970
‫شاید توی خون‌شون باشه؟

00:10:18.430 --> 00:10:22.350
‫چرا دارم انقدر شایعات رو جدی می‌گیرم؟

00:10:22.940 --> 00:10:25.940
‫این‌ها فقط یه‌سری حدس و گمانن.

00:10:26.560 --> 00:10:28.730
‫حدس و گمانن ولی...

00:10:29.650 --> 00:10:32.110
‫می‌تونم برم یه کوچولو سرک بکشم.

00:10:36.570 --> 00:10:39.830
‫از عمارتی که محل زندگیِ همنشینانِ
‫عالی‌رتبه‌ست،‌ کمتر از این انتظار نمی‌رفت،

00:10:39.910 --> 00:10:42.790
‫حتی یه ستونِ اینجا هم خوش‌ترکیب‌تر از

00:10:42.870 --> 00:10:45.080
‫ساختمونی‌ـه که ما توش زندگی می‌کنیم.

00:10:47.500 --> 00:10:48.710
‫تقصیر توـه.

00:10:48.790 --> 00:10:50.170
‫گوکویو-ساما!

00:10:50.800 --> 00:10:52.630
‫چون خودت دختر به‌دنیا آوردی،

00:10:52.710 --> 00:10:54.800
‫قصد داری پسرم رو با نفرین کردن به کام مرگ بکشونی!

00:10:54.880 --> 00:10:58.260
‫خودتم می‌دونی که این امکان‌ نداره.

00:10:58.350 --> 00:11:00.930
‫شیائولینگ هم درست به‌اندازه‌ی پسرت درد می‌کشه.

00:11:01.640 --> 00:11:04.060
‫لیفا-ساما عصبانی‌ان.

00:11:04.140 --> 00:11:06.020
‫بیچاره گوکویو-ساما.

00:11:06.100 --> 00:11:07.690
‫جینشی-ساما...

00:11:10.400 --> 00:11:14.240
‫برای همین می‌خوام دختر من هم معاینه کنین.

00:11:14.320 --> 00:11:16.490
‫آره، ولی... آخه...

00:11:16.570 --> 00:11:20.490
‫اون خواجه که اون وسط دستپاچه شده، حکیمه؟

00:11:20.580 --> 00:11:22.080
‫عقل توی کله‌ش نیست، این شیاد؟

00:11:22.160 --> 00:11:26.580
‫کل روز رو پیش اون دوتا همنشین شب می‌کنه ‫و جدی هنوز متوجه نشده؟

00:11:27.250 --> 00:11:30.340
‫یا... شاید، اصلاً نمی‌دونه؟

00:11:31.130 --> 00:11:35.220
‫مرگ نوزادها. سردرد، دل‌درد و حالت تهوع.

00:11:35.300 --> 00:11:39.340
‫و به ویژه،‌ قیافه‌ی خسته و رنگ‌پریده‌ی لیفا-ساما.

00:11:39.430 --> 00:11:42.600
‫این اصلاً و ابداً نفرین و این‌چیزا نیست.

00:11:43.220 --> 00:11:44.890
‫مشکل اینجاست که چطور باید بهشون بگم؟

00:11:46.140 --> 00:11:48.190
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

00:12:31.360 --> 00:12:34.780
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

00:12:34.780 --> 00:12:37.820
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

00:12:41.870 --> 00:12:44.450
‫به‌نظر می‌خوای یه‌چیزی ازم بپرسی.

00:12:45.240 --> 00:12:46.410
‫این...

00:12:47.200 --> 00:12:49.370
‫مال روزیه که به کاخ بلور رفتم،

00:12:49.460 --> 00:12:52.170
‫تا ازشون بخوام دخترم رو معاینه کنن.

00:12:52.670 --> 00:12:55.460
‫این رو بعدش لب پنجره‌م گذاشته بودن.

00:12:55.550 --> 00:12:57.050
‫به این شاخه بسته شده بود.

00:12:58.090 --> 00:12:59.930
‫گل صدتومانی؟

00:13:01.050 --> 00:13:04.390
‫«پودر آرایشی سمه. ‫نذار به بچه بخوره.»

00:13:05.720 --> 00:13:07.520
‫غفلت گناهه.

00:13:08.350 --> 00:13:12.730
‫یه حکیم دربار چنین پیام سری‌ای نمی‌ذاره.

00:13:12.810 --> 00:13:17.610
‫بله، ظاهراً ایشون هیچوقت راهی
‫برای درمان وارث کاخ شرقی پیدا نکردن.

00:13:17.690 --> 00:13:19.780
‫پس این نامه رو... کی نوشته؟

00:13:20.650 --> 00:13:23.070
‫می‌خوام برام پیداش کنین.

00:13:27.370 --> 00:13:29.290
‫الان که فکرشو می‌کنم، اون‌‌موقع...

00:13:30.460 --> 00:13:33.500
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

00:13:37.670 --> 00:13:38.800
‫متوجه شدم.

00:13:39.340 --> 00:13:42.470
‫می‌تونم این رو برای مدت کوتاهی پیش خودم نگه‌ دارم؟

00:13:48.390 --> 00:13:51.810
‫خاطر شاهدختی که زنده موند ‫خیلی برای امپراتور عزیزه،

00:13:51.890 --> 00:13:54.230
‫برای همین اکثر اوقات به دیدن گوکویو-ساما می‌رن.

00:13:54.810 --> 00:13:56.570
‫لیفا-ساما چی؟

00:13:56.650 --> 00:13:59.190
‫هیچ خبری از ایشون ندارم.

00:13:59.280 --> 00:14:01.450
‫خوش به حال امپراتور شده که.

00:14:01.530 --> 00:14:03.950
‫آه، این‌جایی پس.

00:14:04.030 --> 00:14:07.490
‫فوراً به دفتر سرپرست زنان خدمتگزار برو.

00:14:07.580 --> 00:14:08.580
‫چی؟

00:14:08.660 --> 00:14:10.250
‫احضار شدی؟

00:14:10.330 --> 00:14:12.000
‫یعنی چه خبر شده.

00:14:13.040 --> 00:14:16.750
‫خیلی‌خب، همه‌ی کسایی که اینجا گرد اومدن،‌ وارد شن.

00:14:17.340 --> 00:14:20.130
‫خدمتکارهایی که یه مقام عالی‌رتبه احضارشون کرده؟

00:14:20.210 --> 00:14:22.470
‫حس خوبی بهش ندارم.

00:14:23.550 --> 00:14:25.090
‫نکنه فقط مستخدم کم آوردن؟

00:14:36.650 --> 00:14:39.320
‫عذر می‌خوام که همه‌تون رو این‌طوری خبر کردم.

00:14:43.900 --> 00:14:46.570
‫این زن پرافاده‌ی درباری کیه دیگه؟

00:14:49.330 --> 00:14:52.540
‫من سرپرست کاخ اندرونی؛ جینشی هستم.

00:14:57.170 --> 00:14:58.920
‫طرف مَرده؟

00:14:59.000 --> 00:15:04.720
‫فکر کنم این همون خواجه‌ی خوش‌بَرورویی باشه
‫که شائولان داشت در موردش حرف می‌زد.

00:15:04.800 --> 00:15:06.890
‫خیلی حیف شد که...

00:15:06.970 --> 00:15:09.720
‫همچین جیگری باشی و نتونتی بچه‌ای داشته باشی.

00:15:13.480 --> 00:15:15.730 line:20%
‫دختر... کک‌مکی...

00:15:16.730 --> 00:15:18.230
‫ای وای!

00:15:20.150 --> 00:15:23.570
‫کارمون برای امروز تمومه. برگردید به اتاق‌هاتون.

00:15:23.650 --> 00:15:25.490
‫عــه؟ موضوع چیه؟

00:15:25.570 --> 00:15:29.030
‫یعنی گاف بزرگی دادم که باعث جلب‌توجهش شده؟

00:15:29.120 --> 00:15:31.620
‫نکنه مربوط به نامه‌ای باشه که اون‌موقع نوشتم...

00:15:32.450 --> 00:15:36.250
‫فهمیدم! اینجا من تنها خدمتکاریم که خوندن بلده.

00:15:36.330 --> 00:15:39.580
‫اون جمله رو نوشت تا بتونه همین قضیه رو بفهمه!

00:15:39.670 --> 00:15:41.340
‫بدبخت شدم، باید فرار کنم...

00:15:41.420 --> 00:15:45.800
‫فرار در کار نیست. گفتم که، تو اینجا می‌مونی.

00:15:46.630 --> 00:15:48.180
‫ساکت باش و دنبالم بیا.

00:15:54.140 --> 00:15:55.850
‫دستمو خوند...

00:15:56.430 --> 00:15:57.520
‫عجیبه.

00:15:57.600 --> 00:16:02.190
‫سوابق رو بررسی کردم و گفته بودن که تو خوندن بلد نیستی.

00:16:02.270 --> 00:16:04.990
‫بله، من به‌عنوان یه رعیت به دنیا اومدم.

00:16:05.070 --> 00:16:07.240
‫احتمالاً باید اشتباهی رخ داده باشه.

00:16:08.030 --> 00:16:09.780
‫واسه چی باید بهت بگم؟

00:16:09.870 --> 00:16:13.240
اگه وانمود کنی چیزی حالیت نیست
‫راحت‌تر می‌تونی با این دنیا کنار بیای.

00:16:13.330 --> 00:16:17.750
‫بگذریم، این مرتیکه از کجا سر از نامه‌ی من در آورده؟

00:16:17.830 --> 00:16:20.500
‫من که قشنگ حواسم به دوروبَرم بود!

00:16:24.170 --> 00:16:25.960
‫چرا این‌قدر مشکوکه آخه؟

00:16:27.340 --> 00:16:29.800
‫قربونش برم چه‌قدرم که وقت آزاد داره!

00:16:30.930 --> 00:16:31.470
‫بفرمایید.

00:16:31.930 --> 00:16:32.930
‫با اجازه.

00:16:33.560 --> 00:16:36.060
‫یعنی می‌خوان بابت چی سرم غر بزنن؟

00:16:36.140 --> 00:16:38.100
‫امیدوارم بتونم زنده از اینجا برم بیرون...

00:16:42.440 --> 00:16:44.730
‫دختره رو با خودم آوردم.

00:16:44.820 --> 00:16:45.860
‫بیا داخل.

00:16:51.110 --> 00:16:52.740
‫بابت اذیت شدنت عذرخواهی می‌کنم.

00:16:57.750 --> 00:16:58.790
‫خدا رو شکر...

00:17:00.290 --> 00:17:01.790
‫پس تویی...

00:17:02.420 --> 00:17:05.130
‫تو زندگی لینگ‌لی رو نجات دادی.

00:17:05.210 --> 00:17:06.800
‫سپاسگزارم.

00:17:06.880 --> 00:17:10.300
‫من توی جایگاهی نیستم که
‫بخواید در برابرم چنین کاری انجام بدید!

00:17:11.300 --> 00:17:14.930
‫نه. هرچه‌قدر تشکر کنم کافی نیست.

00:17:15.510 --> 00:17:17.810
‫بچه‌م زندگیش رو به تو مدیونه.

00:17:17.890 --> 00:17:20.640
‫حتماً من رو با شخص دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

00:17:20.730 --> 00:17:22.900
‫احتمالاً سوءتفاهمی پیش اومده.

00:17:23.520 --> 00:17:25.770
‫از اینکه بخوام سرمو به‌خاطر مخالفت باهاش از دست بدم، متنفرم،

00:17:25.860 --> 00:17:27.860
‫ولی دلمم نمی‌خواد قاطی این ماجرا بشم!

00:17:31.530 --> 00:17:34.950
‫راستش... من چیزی دارم که متعلق به همنشین گیوکویوـه.

00:17:37.580 --> 00:17:42.000
‫می‌دونی که از این پارچه توی لباس خدمتکارها استفاده می‌شه، درسته؟

00:17:42.580 --> 00:17:45.040
‫آره گمونم... نمونه‌شو دیدم...

00:17:45.130 --> 00:17:49.010
‫آره، خدمتکارهای توی رخت‌شورخونه ازش استفاده می‌کنن.

00:17:49.090 --> 00:17:52.930
‫برای مثال، دختری مثل تو که توی رخت‌شورخونه مشغوله...

00:17:53.010 --> 00:17:56.680
‫شاید این تیکه رو از دامنش کنده باشه.

00:17:59.600 --> 00:18:01.810
‫حتی از این‌ هم خبر داره؟

00:18:02.480 --> 00:18:04.270
‫توضیح بده ببینم.

00:18:04.350 --> 00:18:07.320
‫چرا یه شاخه گل صدتومانی گذاشته بودی لب پنجره؟

00:18:18.080 --> 00:18:21.500
‫چون حقیقت پشت این اتفاقات رو کشف کردم.

00:18:21.580 --> 00:18:23.160
‫دلیلش پودر آرایشی‌ـه.

00:18:24.750 --> 00:18:26.960
‫جایی که من توش بزرگ شدم، منطقه‌ی سرگرمی،

00:18:27.040 --> 00:18:30.170
‫روسپی‌های زیادی بودن که از پودرهای گرون‌قیمت استفاده می‌کردن.

00:18:31.010 --> 00:18:32.590
‫و بیشترشون...

00:18:32.670 --> 00:18:36.090
‫با سمی که توی اون پودرها بود مسموم می‌شدن،

00:18:36.180 --> 00:18:37.470
‫و جون‌شون رو از دست می‌دادن.

00:18:39.850 --> 00:18:42.600
‫اون‌ها زندگی‌ و زیباییشون رو توی یه کفه‌ی ترازو می‌ذاشتن،

00:18:42.680 --> 00:18:44.810
‫و در نهایت هر دو رو از دست می‌دادن.

00:18:53.490 --> 00:18:56.530
‫من قبلاً داروساز بودم،

00:18:57.240 --> 00:18:58.910
‫سم‌ها رو خوب می‌شناسم.

00:18:58.930 --> 00:19:06.930
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:19:07.380 --> 00:19:09.090
‫اون پودر آرایشی...

00:19:09.170 --> 00:19:12.010
‫دایه‌ی بچه‌م ازش استفاده کرده بود.

00:19:12.090 --> 00:19:14.800
‫می‌گفت سفیدی این پودر بیشتر از همه به چشم میاد،

00:19:14.880 --> 00:19:16.510
‫برای همین دوست داشت ازش استفاده کنه.

00:19:17.090 --> 00:19:20.850
‫حتی دایه هم مریض شده بود،
‫برای همین مرخصش کردم.

00:19:20.930 --> 00:19:22.640
‫مقدار زیادی پول هم بهش دادم.

00:19:23.770 --> 00:19:25.270
‫که این‌طور.

00:19:25.350 --> 00:19:27.900
‫غفلت گناهه.

00:19:27.980 --> 00:19:31.940
‫باید بیشتر مراقب می‌بودم که بچه‌م چه چیزی توی دهنش می‌ذاره.

00:19:32.690 --> 00:19:34.360
‫من هم همین‌طور.

00:19:34.440 --> 00:19:36.650
‫اگه زودتر متوجه این موضوع می‌شدم،

00:19:36.740 --> 00:19:40.780
‫می‌تونستیم جون افراد بیشتری رو نجات بدیم.
‫کاخ شرقی رو هم...

00:19:42.370 --> 00:19:44.200
‫نامه رو که پیدا کردم...

00:19:44.290 --> 00:19:47.830
‫به همنشین لیفا هم در مورد پودر گفتم، ولی...

00:19:51.090 --> 00:19:54.840
‫اون به هیچ‌کدوم از حرف‌هام گوش نمی‌کرد.

00:19:56.470 --> 00:19:57.800
‫پس حالا...

00:19:58.930 --> 00:20:02.600
‫می‌خواین که من چه کاری انجام بدم؟

00:20:09.690 --> 00:20:12.770
‫از امروز، تو می‌شی ندیمه‌ی جدید من!

00:20:14.230 --> 00:20:15.190
‫جـان؟

00:20:16.650 --> 00:20:18.950
‫چیزی که مائومائو نمی‌تونه ازش دست بکشه...

00:20:19.030 --> 00:20:22.080
‫کنجکاوی و اشتیاقش برای فراگیری دانش‌ـه.

00:20:22.160 --> 00:20:25.700
‫و همچنین، مقداری هم حس عدالت‌طلبی...

00:20:31.000 --> 00:20:33.460
‫وای وای وای وای وای

00:20:33.550 --> 00:20:36.050
‫نه، ای کاش فقط سرم به کار خودم می‌بود.

00:20:36.130 --> 00:20:38.170 line:20%
‫این‌طوری می‌تونستم...

00:20:36.130 --> 00:20:38.170
‫خوش اومدی، مائومائو!

00:20:38.260 --> 00:20:39.680
‫چطور پیش رفت؟

00:20:39.760 --> 00:20:44.470
‫این داستان چگونه ندیمه شدن مائومائو برای...

00:20:44.560 --> 00:20:46.810
‫همنشین مورد علاقه‌ی امپراتور؛ گیوکویو است.

00:20:46.890 --> 00:20:49.980
‫به عبارتی دیگر، او ترفیع رتبه گرفت!

00:20:50.000 --> 00:20:58.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:58.650 --> 00:20:59.780
‫اوی!

00:21:01.410 --> 00:21:02.820
‫این سمه!

00:22:34.870 --> 00:22:49.890
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:04:40.590 --> 00:04:43.770
‫سه ماه بعد

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
2

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
داروساز خشک

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
2

00:22:46.340 --> 00:22:49.890 line:20%
داروساز خشک

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
‫قسمـــــــت

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
1

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
مائومائو

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
قسمـــــــت

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
1

00:04:44.100 --> 00:04:48.060 line:20%
مائومائو

00:15:12.390 --> 00:15:15.770
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.

00:15:12.390 --> 00:15:15.770
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.