﻿WEBVTT

00:01:41.450 --> 00:01:42.380
‫اوی!

00:01:44.630 --> 00:01:45.740
‫مسمومه!

00:01:47.660 --> 00:01:50.110
‫حرومزاده! کی پشت این قضیه‌ست؟!

00:01:51.150 --> 00:01:52.290
‫وایسا.

00:01:53.320 --> 00:01:55.330
‫اول به سربازها رسیدگی کنید.

00:02:04.800 --> 00:02:05.510
‫سم؟

00:02:05.510 --> 00:02:08.750
‫غذا توسط اهالی دهکده پخته شده بود.

00:02:08.750 --> 00:02:12.920
‫کدخدای دهکده به ‌خاطر کمک به وحشی‌ها تحت بازداشته.

00:02:12.920 --> 00:02:14.240
‫لطفاً راهنمایی بفرمایید.

00:02:14.240 --> 00:02:17.370
‫فهمیدم. یه لحظه امون بده.

00:02:17.370 --> 00:02:18.170
‫به چشم.

00:02:19.410 --> 00:02:20.570
‫راستی...

00:02:20.890 --> 00:02:25.280
‫شنیدم که ندیمه‌ی جدیدی برای خدمت به همنشین گیوکویو استخدام کردید.

00:02:25.280 --> 00:02:28.990
‫آره. همنشین گیوکویو فقط چهارتا ندیمه داره.

00:02:29.560 --> 00:02:31.430
‫در مقایسه با همنشین لیفا که اون‌هم عالی‌رتبه‌ست،

00:02:31.430 --> 00:02:34.540
‫و بیش‌از ده‌تا ندیمه داره، تعداد خیلی کمی‌ـه.

00:02:35.330 --> 00:02:38.590
‫این به شأن و منزلتش به‌عنوان یه همنشین عالی‌رتبه لطمه می‌زنه.

00:02:38.590 --> 00:02:43.400
‫بله. هرچند، همنشین گیوکویو صرفاً زیبا و نجیب نیستن،

00:02:43.400 --> 00:02:45.720
‫بلکه خردمند و محافظه‌کار هم هستن.

00:02:46.820 --> 00:02:50.220
‫اون هرگز کسی با پیشینه‌ی نامعلوم رو استخدام نمی‌کنه.

00:02:51.060 --> 00:02:55.290
‫تنها راه دووم آوردن همنشین‌های امپراتور...

00:02:55.290 --> 00:02:57.600
‫اینه که دائماً مراقب اطرافیان‌شون باشن.

00:02:58.000 --> 00:03:00.360
‫و این ندیمه‌ی جدید چه کسی‌ـه؟

00:03:01.700 --> 00:03:04.870
‫گائوشون، دقیقاً مهره‌ی مناسب رو پیدا کردم.

00:03:05.770 --> 00:03:07.910
‫همون دختر خدمتکار کک‌مکی‌ـه.

00:03:10.310 --> 00:03:13.740
‫دانشش در مورد داروها ارزشمندتر از اینه که بشه ازش گذشت.

00:03:13.740 --> 00:03:17.590
‫عجب. ولی اگه بخواد از اون دانش سوءاستفاده کنه...

00:03:18.690 --> 00:03:21.540
‫مطمئن می‌شم که نتونه چنین کاری بکنه.

00:03:21.540 --> 00:03:22.920
‫کار سختی نیست.

00:03:23.780 --> 00:03:26.810
‫فکر کنم محض احتیاط، باید یه‌کم اغواش کنم.

00:03:29.430 --> 00:03:32.570
‫چه خوبه که می‌تونی به یه همنشین عالی‌رتبه خدمت کنی.

00:03:32.570 --> 00:03:34.770
‫عــاه، از خدام نبوده که.

00:03:34.790 --> 00:03:39.790
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:40.180 --> 00:03:43.620
‫داروساز. آماده‌ای که نقل‌مکان کنی؟

00:03:43.620 --> 00:03:46.810
‫بله، به‌زودی حرکت می‌کنم به‌سمت کاخ یشم.

00:03:46.810 --> 00:03:48.460
‫چیزی لازم داشتید؟

00:03:48.460 --> 00:03:50.120
‫نه، چیزی نیست.

00:03:50.430 --> 00:03:51.180
‫هــا؟

00:03:52.470 --> 00:03:55.000
‫پس، اینجا چی می‌خواد؟ کار دیگه‌ای نداره؟

00:03:58.750 --> 00:04:02.040
‫مطمئن شو به‌ خوبی به همنشین گیوکویو خدمت می‌کنی.

00:04:06.520 --> 00:04:07.930
‫با اجازه‌تون.

00:04:09.480 --> 00:04:10.930
‫مائومائو، موفق باشی!

00:04:14.600 --> 00:04:16.430
‫عــــه، چندشم شد...

00:04:20.510 --> 00:04:22.320
تو مائومائویی؟

00:04:22.320 --> 00:04:23.650
‫اوه، بله.

00:04:24.120 --> 00:04:28.070
‫من ندیمه‌ی ارشدِ گیوکویو-ساما؛ هونیان هستم.

00:04:28.850 --> 00:04:31.950
‫برای شروع، اطراف کاخ یشم رو بهت نشون می‌دم. دنبالم بیا.

00:04:32.500 --> 00:04:33.660
‫چشم.

00:04:37.780 --> 00:04:43.040
‫به کاخ یشم خوش اومدی. منتظرت بودم، مائومائو.

00:04:44.790 --> 00:04:47.050
‫مثل اینکه شیائولینگ هم از دیدنت خوشحال شده.

00:04:47.600 --> 00:04:49.450
‫خوشحالیم که تو رو اینجا داریم.

00:04:52.450 --> 00:04:54.210
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:04:55.390 --> 00:04:59.580
‫اینجا اتاق پذیراییه، مهمان‌ها رو به اینجا میاریم.

00:04:59.580 --> 00:05:00.890
‫چه بزرگه...

00:05:00.890 --> 00:05:04.560
‫این آشپزخونه‌ست. اینجا باید بتونی کارهای پخت‌و‌پز ساده رو انجام بدی.

00:05:04.980 --> 00:05:05.900
‫عــــاه.

00:05:06.420 --> 00:05:07.760
‫این اتاق نشیمنه.

00:05:07.760 --> 00:05:11.450
‫این‌ها بقیه‌ی ندیمه‌ها هستن. بذار بهشون معرفیت کنم.

00:05:11.450 --> 00:05:13.070
‫بچه‌ها، جمع شید.

00:05:13.070 --> 00:05:14.320
‫چـشـم!

00:05:14.880 --> 00:05:19.370
‫از آشناییت خوش‌وقتم. من اینفاـم. هرچی خواستی ازم بپرس!

00:05:19.370 --> 00:05:23.020
‫سلام. من گوئیِنم. از آشناییت خوش‌وقتم.

00:05:23.020 --> 00:05:27.130
‫من آیلان هستم. از آشنایی‌تون خیلی خوش‌وقت شدم.

00:05:27.130 --> 00:05:29.880
‫منم مائومائوـم. مشتاق همکاری با شما هستم.

00:05:32.010 --> 00:05:35.500
‫توی کاخ یشم، دخترهای خدمتکار استخدام نمی‌کنیم.

00:05:35.500 --> 00:05:38.860
‫پس، خودمون تمام امور این اطراف رو انجام می‌دیم.

00:05:38.860 --> 00:05:43.150
‫این حداقل کاری‌ـه که می‌تونیم برای آسایش گیوکویو-ساما انجام بدیم.

00:05:43.640 --> 00:05:45.020
‫پس منم-

00:05:45.020 --> 00:05:47.100
‫تو برو توی اتاقت و استراحت کن.

00:05:47.100 --> 00:05:47.870
‫عـــه؟

00:05:47.870 --> 00:05:49.810
‫به خودت سخت نگیر.

00:05:49.810 --> 00:05:52.540
‫شما یه وظیفه‌ی ویژه در پیش داری.

00:05:52.540 --> 00:05:54.110
‫وظیفه‌ی ویژه؟

00:05:54.930 --> 00:05:57.200
‫مائومائو، من اتاقت رو بهت نشون می‌دم.

00:05:57.200 --> 00:05:58.450
‫اوه، بله.

00:06:01.800 --> 00:06:04.520
‫دیدین دست چپش چطوری بود؟

00:06:04.520 --> 00:06:08.280
‫با اون پانسمان‌ها مخفیش کرده بود،
‫ولی زیرش چندتا زخم داره، درسته؟

00:06:08.280 --> 00:06:11.040
‫حتماً توی خونه توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته،

00:06:11.040 --> 00:06:13.480
‫و به کاخ اندرونی فروختنش...

00:06:13.480 --> 00:06:17.100
‫تازه از اون مهم‌تر، اون کار وحشتناک هم هست...

00:06:17.810 --> 00:06:21.020
‫آخی، دختره‌ی طفلکی بیچاره!

00:06:23.290 --> 00:06:25.860
‫خب، تا زمانی که احضارت می‌کنن همین‌جا بمون، باشه؟

00:06:25.860 --> 00:06:26.730
‫عــه، می‌گم...

00:06:32.880 --> 00:06:36.030
‫عجب ترفیع رتبه‌ای گرفتم.

00:06:37.670 --> 00:06:40.640
‫کاخ یشم همیشه توسط نخبه‌های گلچین‌شده اداره می‌شده.

00:06:40.640 --> 00:06:44.250
‫معلومه که اصلاً یه تازه‌وارد رو تحویل نمی‌گیرن.

00:06:44.960 --> 00:06:46.420
‫ولی نگاه همه‌شون انگار...

00:06:48.360 --> 00:06:52.070
ترحم‌آمیز بود... چرا؟

00:06:54.040 --> 00:06:55.300
‫چشیدن سم.

00:06:55.850 --> 00:06:58.510
‫داروساز، این کار توـه.

00:06:59.490 --> 00:07:02.520
‫سم! چشیدن سم!

00:07:04.150 --> 00:07:05.230
‫ای‌ وای من.

00:07:06.930 --> 00:07:13.160
‫غذایی که برای همنشین پخته می‌شه، قبل‌از رسیدن
‫به اینجا چندبار دست‌به‌دست می‌چرخه.

00:07:15.450 --> 00:07:19.450
‫امکان داره در حین این روند مسموم شده باشه.

00:07:20.520 --> 00:07:23.230
‫در واقع، زمانی که همنشین گیوکویو باردار شدن،

00:07:23.740 --> 00:07:25.790
‫غذاشون حداقل دوبار مسموم شد.

00:07:26.800 --> 00:07:32.590
‫کسی که اون زمان غذا رو می‌چشید دچار آسیب عصبی شد
‫و هنوز نمی‌تونه دست یا پاهاش رو حرکت بده.

00:07:33.890 --> 00:07:37.460
‫پس که این‌طور. اون نگاه ترحم‌آمیز برای همین بود.

00:07:38.380 --> 00:07:41.410
‫خب با اجازه... بفرمایید.

00:07:42.950 --> 00:07:44.600
‫این کاسه‌ها...

00:07:46.100 --> 00:07:49.980
‫هیچ رنگ مشکوکی نداره. بویی نداره.

00:07:52.740 --> 00:07:54.110
‫گَس نیست.

00:07:56.450 --> 00:07:58.610
‫هیچ سمی رو حس نمی‌کنم.

00:08:00.790 --> 00:08:06.290
‫اون‌موقع‌ها که نزدیک منطقه‌ی سرگرمی زندگی می‌کردم،
‫آزمایش‌های زیادی رو روی دستم انجام دادم.

00:08:07.620 --> 00:08:09.790
‫دانشمند دیوونه؟

00:08:10.310 --> 00:08:15.810
‫بدنم رو رفته‌رفته به سم عادت دادم،
‫برای همین خیلی‌هاشون روم تأثیری ندارن.

00:08:15.810 --> 00:08:18.470
‫راستش رو بگم، من واسه تشخیص سم گزینه‌ی چندان مناسبی نیستم.

00:08:19.520 --> 00:08:23.690
‫اما خب، خوش‌شانسم هستم که این شغلو بهم دادن.

00:08:25.160 --> 00:08:26.540
‫داره می‌خنده...

00:08:28.110 --> 00:08:33.110
‫به‌نظرم باید از ظروف نقره استفاده کنین،
‫اونا به سموم واکنش نشون می‌دن.

00:08:33.560 --> 00:08:40.110
‫دقیقاً همون‌طوره که جینشی-ساما گفتن،
‫ما برای امتحان کردن تو از ظروف سرامیکی استفاده کردیم.

00:08:41.990 --> 00:08:43.800
‫پس حیله‌ی اون مرتیکه بوده!

00:08:45.450 --> 00:08:48.580
‫پس دانش‌ـت هم در مورد سموم‌ـه و هم دارو.

00:08:48.580 --> 00:08:51.320
‫من قبلاً به عنوان یه داروساز کار می‌کردم.

00:08:51.320 --> 00:08:56.230
‫اگه می‌گفتی سواد داری، دستمزد بیشتری بهت می‌دادن.

00:08:56.230 --> 00:08:58.400
‫منو دزدیدن و آوردن و این‌جا،

00:08:58.400 --> 00:09:04.510
‫همین الانم فکر اینکه بخشی از درآمدم
‫می‌ره تو جیب آدم‌رباهام خونمو به جوش میاره.

00:09:05.120 --> 00:09:10.920
‫پس ترجیح می‌دی خودت دستمزد کمتری بگیری
 تا ‫اینکه خرج ساکه‌یِ آدم‌رباهات رو بدی؟

00:09:20.780 --> 00:09:24.100
‫ای وای، این خیلی گرون بود.

00:09:24.640 --> 00:09:27.520
‫با این دستمزد ندیمگی‌ـت که نمی‌تونی خسارتش رو بدی.

00:09:27.520 --> 00:09:30.120
‫این‌طوری که دیگه نمی‌تونی واسه‌ خانواد‌ه‌ت پولی بفرستی.

00:09:30.930 --> 00:09:33.460
‫یا نکنه اصلاً باید بریم خسارت رو از خودشون بگیریم؟

00:09:34.960 --> 00:09:38.200
‫عـــه، خب خیلی متأسفم.

00:09:38.610 --> 00:09:41.090
‫باشه پس از پولی که واسه خانواده‌م می‌فرستم برش دارین.

00:09:41.090 --> 00:09:43.090
‫اگه بازم کفاف نداد، پس‌اندازمم هست.

00:09:43.930 --> 00:09:46.360
‫آره، پس می‌رم کاغذبازی‌هاش رو انجام بدم.

00:09:46.920 --> 00:09:52.390
‫راستی، یه دستمزد اضافه برای سختیِ خدمات
‫پیش مرگ غذایی که انجام می‌دی هم هست.

00:09:53.050 --> 00:09:55.350
‫تقریباً اندازه‌ی همون دستمزد همیشگی‌ـمه...

00:09:55.350 --> 00:09:59.530
‫حالا که آدم‌رباها ازش سهمی نمی‌برن،
‫همه‌ش مستقیم می‌ره توی جیب خودم.

00:10:00.770 --> 00:10:02.490
‫ازتون ممنونم.

00:10:03.990 --> 00:10:06.810
‫خوب بلده چطور به زیردستاش انگیزه بده.

00:10:17.400 --> 00:10:18.630
‫نمی‌خواد نمی‌خواد!

00:10:19.320 --> 00:10:20.420
‫فعلاً استراحت کن.

00:10:20.420 --> 00:10:22.420
‫همیشه آدم کافی داریم.

00:10:22.420 --> 00:10:24.680
‫حوصله‌م سر رفته!

00:10:25.360 --> 00:10:31.020
‫فقط دو وعده برای امتحان کردن غذا... و
‫یه‌بارم برای چای نیم‌روزی صدام می‌کنن.

00:10:31.020 --> 00:10:33.410
‫اگه حالا که اتاق خودمو دارم،

00:10:33.410 --> 00:10:36.590
‫یه مار سمی‌ای چیزی بود که می‌تونستم باهاش آزمایش انجام بدم...

00:10:36.590 --> 00:10:37.780
‫مائومائو...

00:10:39.550 --> 00:10:42.080
‫کارم داشتین، گیوکویو-ساما؟

00:10:42.080 --> 00:10:43.780
‫ایشون بله.

00:10:45.690 --> 00:10:46.580
‫اوق.

00:10:47.720 --> 00:10:49.080
‫چرا روش جواب نمی‌ده؟

00:10:54.260 --> 00:10:56.080
‫امروز چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

00:10:56.870 --> 00:11:00.800
‫اینا رو از یکی از افسرای نظامی گرفتم، می‌شه امتحانشون کنی؟

00:11:01.250 --> 00:11:02.420
‫نون بائوزی...

00:11:07.920 --> 00:11:09.640
‫توش داروی محرک جنسی‌ هست.

00:11:10.480 --> 00:11:12.100
بدون اینکه بخوریش فهمیدی؟

00:11:12.100 --> 00:11:16.030
‫ضرری نداره، با خیال راحت نوش جان کنید.

00:11:16.030 --> 00:11:20.050
‫با توجه به کسی که ازش گرفتمشون، خوردنش عقلانی نیست.

00:11:20.050 --> 00:11:24.740
‫شاید طرف شب بیاد سراغتون.

00:11:25.010 --> 00:11:27.360
عجب... پس فقط از بوش می‌فهمی؟

00:11:27.360 --> 00:11:32.580
‫نکنه این مرتیکه می‌دونست توش داروی محرک‌ جنسی
‫داره و از قصد می‌خواست وادارم کنه یکیشو بخورم؟

00:11:39.060 --> 00:11:42.090
‫یه سوال دیگه ازت دارم.

00:11:42.440 --> 00:11:44.360
‫بله، چه سوالی؟

00:11:44.360 --> 00:11:49.450
‫چند روز پیش یه گروه از سربازهایی که به یه مأموریت
‫برای حمله به وحشی‌ها رفته بودن مسموم شدن.

00:11:49.450 --> 00:11:50.350
‫مسموم؟

00:11:51.000 --> 00:11:53.260
‫چند نفرشون بعد از غذا بیمار شدن.

00:11:53.260 --> 00:11:57.620
‫علائمی که گزارش دادن؛ حالت ‌تهوع، تنگی نفس و چند چیز دیگه بود.

00:11:58.050 --> 00:12:00.610
‫حالت تهوع و تنگی نفس...؟

00:12:01.730 --> 00:12:03.980
‫غذا توی یکی از دهکده‌های اون اطراف آماده شده بود.

00:12:04.790 --> 00:12:07.990
‫کدخدای دهکده رو به‌خاطر همکاری با وحشی‌ها دستگیر کردن،

00:12:07.990 --> 00:12:10.030
‫اما یکی از افسرها موضوع رو حل‌وفصل کرد،

00:12:10.030 --> 00:12:11.700
‫و تصمیم‌گیری رو به تعویق انداخت.

00:12:12.390 --> 00:12:17.890
‫خیلی طبیعیه که برداشت بشه اهالی دهکده سربازها رو مسموم کردن، اما...

00:12:20.170 --> 00:12:23.500
‫جینشی-ساما، سربازها کجا داشتن غذا می‌خوردن؟

00:12:23.500 --> 00:12:25.760
‫توی کمپ بودن، پس احتمالاً بیرون.

00:12:25.760 --> 00:12:29.070
‫اهالی دهکده براشون ظرف و چاپ‌استیک بردن؟

00:12:29.070 --> 00:12:32.800
‫نه، هر سرباز باید مال خودش رو همراهش داشته باشه.

00:12:34.080 --> 00:12:35.540
‫متوجه چیزی شدی؟

00:12:36.520 --> 00:12:39.830
‫نظر شخص بنده‌ست.
‫ولی بذارید یه‌چیزی رو بگم.

00:12:40.860 --> 00:12:43.270
‫این گل، یه گل صدتومانی‌ـه.

00:12:44.370 --> 00:12:45.960
خوشمزه‌ست؟

00:12:45.960 --> 00:12:49.770
‫نه، خوردنش باعث حالت‌ تهوع و تنگی نفس می‌شه.

00:12:49.770 --> 00:12:50.280
‫اوی!

00:12:51.380 --> 00:12:55.680
‫همون‌طور که می‌بینین، حتی توی کاخ اندرونی ‫هم گیاه‌هایی هست که سمی باشن.

00:12:55.680 --> 00:12:59.990
‫این یکی گلبرگ‌های سمی داره، اما ‫بعضی‌هاشون شاخه‌ها و یا ریشه‌های سمی دارن.

00:12:59.990 --> 00:13:04.200
‫حتی بعضی چوب‌ها هم ممکنه موقع سوختن از خودشون سم ساطع کنن.

00:13:04.200 --> 00:13:05.830
‫موقع سوختن؟

00:13:09.690 --> 00:13:10.930
‫که این‌طور.

00:13:12.070 --> 00:13:14.570
‫مایه‌ی خوش‌شانسی‌ـه که اون افسر زیرک اون‌جا بوده.

00:13:14.570 --> 00:13:17.460
‫ممکن بود کل یه دهکده رو از دست بدیم.

00:13:17.910 --> 00:13:18.740
‫اوهوم.

00:13:19.410 --> 00:13:21.740
‫خب اگه همینا بود، بنده با اجازه‌ـ

00:13:21.740 --> 00:13:23.340
‫نه صبر کن.

00:13:23.340 --> 00:13:24.690
‫هنوزم هست؟

00:13:27.660 --> 00:13:29.780
‫می‌تونی برای من یه داروی محرک جنسی بسازی؟

00:13:31.380 --> 00:13:33.240
‫بسازم؟ یعنی...

00:13:34.480 --> 00:13:36.660
‫دارو درست کنم؟

00:13:42.440 --> 00:13:45.120
‫اگه زمان و مواد اولیه‌ی درخور و
‫ابزار مناسب در اختیار داشته باشم،

00:13:45.120 --> 00:13:48.170
‫از پس درست کردن همچین چیزی برمیام.

00:13:49.370 --> 00:13:51.880
‫جینشی-ساما، کجا می‌رین؟

00:13:54.920 --> 00:13:58.770
‫دارم به دفترم برمی‌گردم، کمکی ازم برمیاد؟

00:13:58.770 --> 00:14:01.840
‫نه...یه چای مهمون من باشین...

00:14:01.840 --> 00:14:05.520
‫متأسفانه، سرم با کارهای زیادی شلوغه، با اجازه‌تون.

00:14:10.850 --> 00:14:13.530
‫شاید خدمتکارها متوجه نباشن...

00:14:13.850 --> 00:14:18.620
‫که جینشی-ساما در واقع به عنوان آزمایشی برای وفاداری اون‌ها به امپراتور خدمت می‌کنن.

00:14:18.620 --> 00:14:20.780
‫فقط به‌خاطر اینکه امپراتور به دیدنش نمی‌ره،

00:14:20.780 --> 00:14:23.010
‫نباید تلاش کنه مردای دیگه رو به اتاقش بکشونه.

00:14:23.010 --> 00:14:24.650
‫چه بی‌خرد.

00:14:24.650 --> 00:14:26.090
‫بله،‌ واقعاً که.

00:14:26.090 --> 00:14:30.640
‫تنها شرط لازم برای یه صیغه ‫زیبایی یا داشتن تحصیلات عالی نیست.

00:14:30.640 --> 00:14:34.650
‫باید به امپراتور وفادار باشن، و ‫از نزدیکی به دیگران پرهیز کنن.

00:14:35.080 --> 00:14:40.810
‫اما منصوب‌کردن شما در کاخ شرقی و محک زدن‌شون با استفاده از زیبایی‌تون...

00:14:41.430 --> 00:14:43.640
‫امپراتورمون گه‌گداری حسابی سخت‌گیر می‌شن.

00:14:43.640 --> 00:14:46.560
‫ما همه از چیزی که در دسترس‌مون باشه استفاده می‌کنیم. ولی...

00:14:46.560 --> 00:14:50.150
‫اون نه تنها هیچ تمایلی بهم نداره،‌ بلکه نگاهش...

00:14:50.150 --> 00:14:52.610
‫چشم‌غره...

00:14:53.320 --> 00:14:56.840
‫تاحالا توی عمرم کسی به این تندی بهم نگاه نکرده بود.

00:14:57.840 --> 00:15:00.010
‫خب دیگه، بنده از حضورتون مرخص می‌شم.

00:15:05.250 --> 00:15:07.590
‫شاید شب بیاد سراغتون.

00:15:07.590 --> 00:15:10.490
‫بیاد سراغتون... بیاد سراغتون...

00:15:13.630 --> 00:15:15.430
‫من دیگه راه میفتم.

00:15:15.430 --> 00:15:17.420
‫بله... موفق باشی.

00:15:17.420 --> 00:15:18.410
‫چشم!

00:15:24.180 --> 00:15:25.720
‫با اجازه.

00:15:26.190 --> 00:15:28.410
‫حکیم شارلاتان،‌ و...

00:15:29.590 --> 00:15:32.120
‫مائومائو-ساما. اجازه بدین مجدداً خودم رو معرفی کنم.

00:15:32.120 --> 00:15:33.620
‫گائوشون هستم.

00:15:34.230 --> 00:15:36.650
‫دستیارِ‌ جینشی-ساما.

00:15:37.250 --> 00:15:38.820
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم.

00:15:39.780 --> 00:15:40.830
‫سلام.

00:15:41.120 --> 00:15:43.890
‫حتماً دستیار اون یارو بودن کار سختیه.

00:15:44.700 --> 00:15:49.080
‫این دختر خدمتکار تو قلمروی من چه غلطی می‌کنه؟

00:15:50.420 --> 00:15:51.640
‫بفرمایید از این طرف.

00:15:54.640 --> 00:15:58.640
‫بهم گفتن که می‌تونین از هرچیزی که توی این اتاق هست، استفاده کنین.

00:16:09.400 --> 00:16:11.820
‫این یه‌جور رقص نفرین‌شده‌‌‌ای چیزی‌ـه؟

00:16:15.440 --> 00:16:19.490
‫چه مرفه، فکرش رو بکن مثل علف خرس از این کاغذا استفاده کنی.

00:16:19.740 --> 00:16:21.670
‫یه‌چیز دیگه هم لازم دارم...

00:16:22.680 --> 00:16:24.170
‫اون‌جاست؟

00:16:25.450 --> 00:16:29.460
‫این بابا گیراییش چقدر بالاست.
‫برخلاف اربابش...

00:16:31.010 --> 00:16:33.460
‫اگه اینجا کاری نداری، بزن به چاک دیگه.

00:16:33.460 --> 00:16:34.410
‫خدمت شما.

00:16:35.830 --> 00:16:37.550
‫ممنونم.

00:16:38.810 --> 00:16:40.100
‫کافی نیست...

00:16:41.540 --> 00:16:42.700
‫این چیه؟

00:16:42.700 --> 00:16:43.920
‫کاکائوـه.

00:16:43.920 --> 00:16:46.890
‫اگر باز هم لازم داری، بیشتر فراهم می‌کنیم.

00:16:46.890 --> 00:16:51.020
‫ولی آخه از غرب و یه ناحیه‌ی دور جنوبی میاد.

00:16:51.020 --> 00:16:54.150
‫مطمئنم تو انبار کالاهای تجاری بیشتر پیدا می‌شه.

00:17:01.440 --> 00:17:06.650
‫شیر، کره، شکر، عسل و پودر کاکائو.

00:17:07.160 --> 00:17:08.790
‫همینا باید کافی باشن.

00:17:09.430 --> 00:17:11.220
‫همه‌شون مواد غذایی گرون‌قیمتن.

00:17:11.220 --> 00:17:13.690
‫یعنی چی داره درست می‌کنه؟

00:17:13.690 --> 00:17:15.250
خوراکی نیست؟

00:17:15.500 --> 00:17:17.460
شماها دارین چیکار می‌کنین؟

00:17:17.760 --> 00:17:19.470
‫برگردین سر کارتون!

00:17:19.470 --> 00:17:21.220
‫معذرت می‌خوایم!

00:17:22.530 --> 00:17:23.470
‫امان.

00:17:24.650 --> 00:17:26.930
‫دیگه وقتشه که جدی بریم تو کار داروی محرک جنسی!

00:17:31.170 --> 00:17:34.110
‫قبلاً فقط یه‌بار کاکائو رو چشیدم.

00:17:34.110 --> 00:17:38.030
‫به این می‌گن «شکلات»... مائومائو،‌ بگو «آه»!

00:17:39.800 --> 00:17:41.150
‫مائومائو؟!

00:17:43.240 --> 00:17:47.850
‫یحتمل یه مشتری نابه‌کار می‌خواسته
‫توجه یه روسپی محبوب رو به خودش جلب کنه.

00:17:47.850 --> 00:17:51.970
‫ولی زهی خیال باطل،‌ پیرزن موذی ورودش رو ممنوع کرد.

00:17:52.420 --> 00:17:53.800
‫به‌نظر خوبه.

00:17:53.800 --> 00:17:55.380
‫اینم از این.

00:17:57.220 --> 00:17:59.630
‫حالا فقط سردش می‌کنم و منتظر می‌مونم تا سفت شه.

00:18:00.420 --> 00:18:03.430
‫یه‌کمی زیاد آوردم. فهمیدم.

00:18:05.680 --> 00:18:08.100
‫این یکی احتمالاً نیازی نیست سرد شه.

00:18:10.640 --> 00:18:13.160
‫خب، بهتره دیگه اینجا رو جمع‌وجور کنم.

00:18:18.070 --> 00:18:19.910
‫هه، گیاهان دارویی؟!

00:18:19.910 --> 00:18:22.610
‫اون‌جام هست؟! و اون‌جا!

00:18:24.820 --> 00:18:27.330
‫ها، یه‌کم جوگیر شدم.

00:18:27.330 --> 00:18:29.350
‫شرمنده که دیر کردم!

00:18:41.390 --> 00:18:43.530
‫دست کم فهمیدیم جواب می‌ده.

00:18:44.120 --> 00:18:46.010
‫هی، اینجا چه خبره؟!

00:18:46.360 --> 00:18:48.510
‫خب،‌ خودتون ملاحظه می‌کنین دیگه...

00:18:49.540 --> 00:18:51.770
‫چیزی نشده، هنوز تا اون‌جا پیش نرفتن‌- آخ!

00:18:54.280 --> 00:18:56.400
‫این داروی محرک جنسی‌ـه؟

00:18:56.400 --> 00:18:59.230
‫خیر، این یکیه.

00:19:00.690 --> 00:19:02.570
‫پس اون یکیا چی‌ان؟

00:19:02.570 --> 00:19:04.110
‫خوراکی نصف‌شب واسه خودم.

00:19:05.820 --> 00:19:08.080
‫اگه به الکل و مواد محرک دیگه عادت داشته باشین،

00:19:08.080 --> 00:19:09.910
‫تأثیر چندانی روتون نمی‌ذاره.

00:19:10.170 --> 00:19:14.250
‫اوه، پس اگه من بخورمش چیزی نمی‌شه؟

00:19:14.250 --> 00:19:16.290
‫لطفاً‌ این‌کارو نکنین!

00:19:18.040 --> 00:19:19.710
‫هاها، شوخی کردم.

00:19:19.710 --> 00:19:23.820
‫با چه رویی جلوی همنشین امپراتور‫ همچین شوخی زشتی می‌کنه؟

00:19:23.820 --> 00:19:28.200
‫ولی اگه با یه صورت گل‌انداخته‌ی تحریک‌شده به کسی نزدیک شه...

00:19:30.160 --> 00:19:33.930
‫چه زن و چه مرد، هر آدمی بلافاصله مجذوبش می‌شه.

00:19:33.930 --> 00:19:35.520
‫به‌هرحال، قیافه‌ی جذابی داره.

00:19:36.640 --> 00:19:40.270
‫تأثیرش نسبتاً قویه، پس لطفاً ‫هربار فقط یکی ازش بخورین.

00:19:40.270 --> 00:19:43.990
‫درصورت زیاده‌روی، جریان خون ممکنه تا حد
‫زیادی ‫بالا بره و باعث خون‌ریزی بینی شه.

00:19:44.280 --> 00:19:48.800
‫شاید بشه دفعه‌ی دیگه برای امپراتور هم درست کنی
‫تا اوضاع رو از این حالت کسل‌کننده دربیاریم.

00:19:48.800 --> 00:19:52.530
‫از داروی محرک معمول باید نزدیک سه‌بار قوی‌تر باشه.

00:19:53.170 --> 00:19:56.430
‫سه‌بار؟ منظورش طول اثرشه...؟

00:19:56.920 --> 00:19:59.170
‫خودمو می‌زنم به نشنیدن.

00:19:59.520 --> 00:20:04.560
‫و ضمناً، لطفاً فقط وقتی با اون فرد مدنظر
‫تنها بودین، ازش استفاده کنین.

00:20:04.560 --> 00:20:05.610
‫که اینطور.

00:20:06.620 --> 00:20:09.720
‫خب پس، من دیگه می‌رم.

00:20:12.940 --> 00:20:15.730
پس این بچه می‌تونه دارو درست کنه؟

00:20:16.270 --> 00:20:17.780
‫خیلی قابل‌اعتماده.

00:20:22.520 --> 00:20:23.900
‫بالأخره تموم شد.

00:20:23.920 --> 00:20:28.920
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:29.670 --> 00:20:31.660
‫کارت خوب بود.

00:20:31.680 --> 00:20:38.680
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:39.510 --> 00:20:40.580
‫ممنونم.

00:20:46.640 --> 00:20:47.880
‫که اینطور.

00:20:48.590 --> 00:20:50.840
‫امیدوارم کشته‌ مرده پس نندازه.

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
2

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
داروساز خشک

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
2

00:01:32.270 --> 00:01:36.270 line:20%
داروساز خشک

00:22:35.070 --> 00:22:50.090
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
‫قسمــــــت

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
3

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
‫قسمــــــت

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
3

00:22:45.460 --> 00:22:50.050 line:20%
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

00:22:45.460 --> 00:22:47.790 line:20%
‫قسمت بعد: «داستان نارا‌حت‌کننده‌ی روح»