﻿WEBVTT

00:01:35.490 --> 00:01:37.320
‫بابا!

00:01:40.160 --> 00:01:41.240
‫بابا!

00:01:41.260 --> 00:01:53.260
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:53.700 --> 00:01:56.340
‫یعنی بابا... حالش خوبه.

00:01:59.610 --> 00:02:02.850
‫راستی. دیروز، بعد ضیافت باغ...

00:02:02.850 --> 00:02:04.310
‫چی داری می‌گی؟!

00:02:04.310 --> 00:02:07.100
‫وزیری که از سم خورد الان توی وضعیت بحرانی به‌سر می‌بره!

00:02:07.100 --> 00:02:08.640
‫کسالت داری. هرچقدر می‌تونی بخواب!

00:02:10.900 --> 00:02:13.550
‫به‌ لطف اون‌ها، یه دل سیر خوابیدم.

00:02:13.550 --> 00:02:15.650
‫ولی تا ظهر خوابیدن هم زیاده‌روی‌ـه.

00:02:21.200 --> 00:02:24.180
‫حالا دیگه نمی‌تونم بدون آرایش برم.

00:02:28.720 --> 00:02:29.370
‫عه‌وا.

00:02:29.790 --> 00:02:31.920
‫می‌تونستی یه روز مرخصی بگیری.

00:02:32.220 --> 00:02:36.080
‫نمی‌تونم چنین چیزی رو قبول کنم.
‫لطفاً کاری بهم محول کنید.

00:02:36.420 --> 00:02:38.420
‫ها؟ کک‌ومک‌هات.

00:02:38.420 --> 00:02:42.680
‫بدون این‌ها احساس راحتی نمی‌کنم.
‫می‌شه بذارم بمونن؟

00:02:42.680 --> 00:02:44.650
‫می‌فهمم چی می‌گی.

00:02:44.650 --> 00:02:49.240
‫همه مدام اصرار داشتن بدونن اون ندیمه کیه.

00:02:49.240 --> 00:02:51.080
‫عذر می‌خوام.

00:02:51.080 --> 00:02:52.430
‫اشکالی نداره.

00:02:52.430 --> 00:02:55.880
‫راستی، گائوشون از صبح اومده اینجا
‫و هنوز تشریف نبرده. می‌خوای چیکار کنی؟

00:02:56.670 --> 00:03:00.490
‫به‌نظر حوصله‌ش سر رفته بود، برای همین
‫ازش خواستم علف‌های هرز رو بِکنه.

00:03:01.300 --> 00:03:02.870
‫علف‌های هرز...

00:03:02.870 --> 00:03:06.760
‫توی ضیافت باغ که جایگاه نسبتاً بالایی داشت.

00:03:06.760 --> 00:03:08.370
‫واقعاً که آدم باملاحظه‌ایه.

00:03:09.040 --> 00:03:14.140
‫مطمئنم به نوبه خودش دل ندیمه‌ها رو برده.

00:03:15.730 --> 00:03:19.090
‫می‌تونم از اتاق پذیرایی استفاده کنم؟

00:03:19.470 --> 00:03:22.120
‫مشکلی نیست. هونگ‌نیانگ.

00:03:22.120 --> 00:03:22.720
‫چشم.

00:03:22.720 --> 00:03:26.720
‫شاید اشتباه می‌کنم، ولی انگار
‫چشم‌های هونگ‌نیانگ هم داره برق می‌زنه.

00:03:27.240 --> 00:03:29.390
‫جینشی-ساما ازم خواستن این رو بیارم خدمتتون.

00:03:31.140 --> 00:03:35.150
‫این همون سوپی‌ـه که گیوکویو-ساما
‫قرار بود میل کنن، درسته؟

00:03:35.670 --> 00:03:36.640
‫بله.

00:03:36.640 --> 00:03:38.520
‫لطفشون رو می‌رسونه.

00:03:39.670 --> 00:03:40.990
‫لطفاً ازش نخورید.

00:03:40.990 --> 00:03:42.030
‫نمی‌خورم.

00:03:42.640 --> 00:03:48.490
‫نقره فوراً زنگ می‌زنه.
‫این الان اکسیده شده و دیگه مزه‌ی خوبی نمی‌ده.

00:03:48.490 --> 00:03:50.060
‫مزه‌ی خوب...

00:03:50.060 --> 00:03:52.410
‫این رو با دست‌هات برداشتی؟

00:03:52.410 --> 00:03:55.040
‫خیر، به کاسه دست نزدم.

00:03:55.040 --> 00:03:58.040
‫فقط یه قاشق از محتویاتش برداشتم
‫تا از سم بودنش مطمئن شم.

00:03:58.040 --> 00:04:00.570
‫شوپ شوپ شوپ.

00:03:58.040 --> 00:04:01.010
‫بعدش، بلافاصله توی پارچه پیچیدمش.

00:04:02.960 --> 00:04:04.760
‫لطفاً یه‌لحظه منتظر بمونید.

00:04:04.760 --> 00:04:06.040
‫چلیک چلیک چلیک.

00:04:06.040 --> 00:04:06.930
‫تلق تلق تلق.

00:04:08.310 --> 00:04:10.800
‫پنبه، پودر سفیدکننده و یه فرچه.

00:04:10.800 --> 00:04:11.940
‫بله.

00:04:11.940 --> 00:04:13.440
‫می‌خواید با این‌ها چیکار کنید؟

00:04:13.880 --> 00:04:15.740
‫توی عطاری‌ای که قبلاً‌ کار می‌کردم،

00:04:15.740 --> 00:04:20.360
‫ظرف‌هایی رو که نمی‌شد لمس کنیم رو
‫به رنگ آغشته می‌کردیم.

00:04:20.360 --> 00:04:22.240
‫این هم روشی مشابه همونه.

00:04:22.590 --> 00:04:26.740
‫کاری نداره. این گلوله‌ی پنبه رو با کمی پودر می‌پوشونم.

00:04:27.350 --> 00:04:29.190
‫به کاسه پودر می‌زنم...

00:04:29.760 --> 00:04:33.140
‫و در مرحله‌ی آخر، اون مقدار اضافی رو پاک می‌کنم.

00:04:36.030 --> 00:04:36.960
‫اینم نتیجه.

00:04:36.960 --> 00:04:38.880
‫یه‌سری لکه‌های سفید هست.

00:04:39.180 --> 00:04:41.530
‫اون لکه‌ها متعلق به فردی‌ان که لمسش کرده.

00:04:42.230 --> 00:04:46.380
‫وقتی این کاسه رو با انگشت‌هات
‫لمس می‌کنی، لکه‌ای به‌جا می‌ذاره.

00:04:46.380 --> 00:04:49.880
‫علی‌الخصوص روی نقره قابل‌مشاهده‌ست که زود زنگ می‌زنه.

00:04:50.280 --> 00:04:53.770
‫برای همینه که نقره‌جات رو قبل از استفاده کامل پاک می‌کنیم.

00:04:54.200 --> 00:04:57.560
‫به عبارت دیگه، اثرانگشت‌هایی که اینجا موندن

00:04:57.560 --> 00:05:00.770
‫متعلق به کسی‌‌ان که کاسه رو
‫بعد از تمیز شدن لمس کرده؟

00:05:01.120 --> 00:05:02.480
‫همین‌طوره.

00:05:03.120 --> 00:05:08.340
‫از روی اندازه و جای قرارگیری اثرانگشت‌ها،
‫می‌شه به نحوه‌ی گرفتن کاسه توسط اون شخص پی برد.

00:05:09.110 --> 00:05:10.490
‫کاسه به‌صورت...

00:05:12.060 --> 00:05:13.250
‫چی شده؟

00:05:17.640 --> 00:05:18.330
‫هیچی.

00:05:19.340 --> 00:05:23.280
‫گمون می‌کنم کاسه رو چهارنفر به دست گرفتن.

00:05:23.280 --> 00:05:24.650
‫چهارنفر.

00:05:25.340 --> 00:05:28.520
‫اول،‌ سه‌نفر که دو سمتِ کاسه رو لمس کردن.

00:05:28.960 --> 00:05:30.710
‫کسی که سوپ رو ریخته،

00:05:31.350 --> 00:05:32.950
‫کسی که کاسه رو برده،

00:05:33.670 --> 00:05:35.620
‫و پیش‌مرگ لیشو-ساما.

00:05:36.690 --> 00:05:38.640
‫ولی یکی دیگه هم بود.

00:05:38.640 --> 00:05:41.510
‫یه «فرد ناشناس» که لبه‌ی کاسه رو لمس کرده.

00:05:41.860 --> 00:05:46.610
‫به عقیده‌ی من کسی که غذا رو
‫مسموم کرده این فرد ناشناس بوده.

00:05:47.560 --> 00:05:53.190
‫اگه این‌طوره، پس اثرانگشت پیش‌مرگ
‫روی کاسه‌ی همنشین عالی‌رتبه چیکار می‌کنه؟

00:05:53.650 --> 00:06:00.110
‫مشخصه. پیش‌مرگ لیشو-ساما به‌نوعی
‫برای آزارواذیت ایشون، از قصد عوضش کرده،

00:06:00.110 --> 00:06:01.880
‫بدون اینکه از مسموم بودنش باخبر باشه.

00:06:01.880 --> 00:06:02.880
‫عوضش کرده؟

00:06:04.040 --> 00:06:05.340
‫زورگویی‌ـه.

00:06:05.340 --> 00:06:08.460
‫یه ندیمه به یه همنشین عالی‌رتبه زور می‌گه؟

00:06:08.460 --> 00:06:10.220
‫مثل اینکه باورتون نمی‌شه.

00:06:10.820 --> 00:06:12.350
‫می‌شه شفاف‌سازی کنید؟

00:06:13.490 --> 00:06:18.320
‫قبل از هرچیزی باید بگم که
‫این‌ها همه صرفاً حدس‌وگمان منه.

00:06:18.320 --> 00:06:19.840
‫مشکلی نیست.

00:06:19.840 --> 00:06:23.880
‫شما لباسی که لیشو-ساما توی
‫ضیافت باغ به تن داشتن رو یادتونه؟

00:06:23.880 --> 00:06:26.860
‫بله. تاجایی که یادمه صورتی پررنگ بود.

00:06:27.350 --> 00:06:29.120
‫معمولاً، این‌طور تصور می‌شه که

00:06:29.120 --> 00:06:32.160
‫اگه یه همنشین رنگی انتخاب می‌کرد که
‫با لباس گیوکویو-ساما در تضاد بود،

00:06:32.510 --> 00:06:35.440
‫ندیمه‌هاش رنگ دیگه‌ای بهش پیشنهاد می‌کردن.

00:06:35.440 --> 00:06:40.170
‫یا لاأقل، خودشون چیزی می‌پوشیدن
‫که باهاش همخونی داشته باشه.

00:06:40.680 --> 00:06:44.670
‫اما با این‌حال، همه‌ی ندیمه‌هاشون
‫لباس سفید به تن کرده بودن.

00:06:46.280 --> 00:06:52.580
‫با این‌‌کار، لیشو-ساما رو تبدیل به
‫مضحکه‌ای می‌کنن که از درک شرایط عاجزه.

00:06:52.580 --> 00:06:54.560
‫ندیمه‌ها نباید جلوی درخشش بانوشون رو بگیرن.

00:06:55.270 --> 00:06:57.810
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون روز...

00:06:57.810 --> 00:07:03.540
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

00:07:04.810 --> 00:07:07.420
‫ندیمه‌های آئودو-ساما داشتن ندیمه‌های لیشو-ساما رو

00:07:07.420 --> 00:07:10.170
‫بابت شونه خالی کردن از کار سرزنش می‌کردن.

00:07:10.820 --> 00:07:12.970
‫کاخ اندرونی مملو از دشمنه،

00:07:12.970 --> 00:07:17.670
‫پس تنها کسایی که یه همنشین می‌تونه
‫بهشون اعتماد کامل داشته باشه،‌ ندیمه‌هاشه.

00:07:17.670 --> 00:07:22.790
‫حدس می‌زنم ندیمه‌ها اون لباس رو
‫به بانوی جوان‌شون لیشو-ساما پیشنهاد کردن،

00:07:23.200 --> 00:07:26.320
‫و ایشون اون لباس رو بدون اینکه بفهمه
‫هدف ازش تحقیر کردنشه، پوشیده.

00:07:26.320 --> 00:07:28.170
‫ذره‌ای شک به دلش راه نداده.

00:07:28.800 --> 00:07:35.240
‫نه فقط این، بلکه حتی سعی کرده با عوض کردن غذا
‫ایشون رو بیشتر مورد آزارواذیت قرار بده؟

00:07:35.240 --> 00:07:38.040
‫بله، هرچند از مسموم بودنش مطلع نبود.

00:07:38.040 --> 00:07:40.550
‫عاقبت باعث نجات جونش شد.

00:07:42.690 --> 00:07:44.500
‫اما بازم کار خیلی زننده‌ایه.

00:07:46.390 --> 00:07:48.230
‫چرا باید دست به همچین کاری بزنن؟

00:07:48.800 --> 00:07:52.350
‫لیشو-ساما زمانی که خیلی کم‌سن‌وسال بودن
‫همنشین امپراتور پیشین شدن.

00:07:52.350 --> 00:07:55.960
‫و بعدش بلافاصله کاخ اندرونی رو ترک کردن.
‫وضعیت ایشون با همه فرق داره.

00:07:55.960 --> 00:07:58.940
‫یه زن باید از همه‌چیزش برای وقف خودش به همسرش بگذره.

00:07:58.940 --> 00:08:01.140
‫ما همه این رو تو سنین خیلی پایین یاد گرفتیم.

00:08:01.560 --> 00:08:05.440
‫به گمونم، از این منظر که بهش نگاه کنی،
‫وصلت با پسر همسر مرحومش

00:08:05.440 --> 00:08:07.750
‫اوج بی‌شرمی به حساب میاد.

00:08:09.680 --> 00:08:11.780
‫به‌نظرم اثرانگشتی که نزدیک گوشه‌ی کاسه‌ست

00:08:12.190 --> 00:08:15.180
‫از فردی که سم رو اضافه کرده به جا مونده.

00:08:15.520 --> 00:08:18.890
‫حتماً وقتی که داشته سم رو هم می‌زده
‫از گوشه‌ی کاسه گرفته بوده.

00:08:18.890 --> 00:08:19.930
‫که این‌طور.

00:08:20.710 --> 00:08:25.320
‫انگشت‌ها نباید محلی رو که قراره پذیرای
‫لب‌های اشرافی باشه، لمس کنن.

00:08:25.320 --> 00:08:26.940
‫این رو از هونگ‌نیانگ یاد گرفتم.

00:08:27.830 --> 00:08:29.930
‫عقلم بیشتر از این قد نمی‌ده.

00:08:31.680 --> 00:08:34.280
‫می‌شه یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

00:08:34.280 --> 00:08:35.370
‫چه سؤالی؟

00:08:37.250 --> 00:08:40.950
‫دیروز چرا سعی داشتی از اون پیش‌مرگ محافظت کنی؟

00:08:43.830 --> 00:08:47.210
‫صرفاً جهت کنجکاوی می‌پرسم.
‫بازجویی یا امثالهم نیست.

00:08:50.660 --> 00:08:55.720
‫زندگی یه دختر خدمتکار درمقایسه با
‫زندگی یه همنشین پشیزی نمی‌ارزه.

00:08:58.080 --> 00:09:01.850
‫به‌خصوص اگه زندگی یه پیش‌مرگ باشه...

00:09:08.480 --> 00:09:11.050
‫سعی می‌کنم این رو به جینشی-ساما توضیح بدم.

00:09:11.620 --> 00:09:13.160
‫خیلی ممنونم.

00:09:16.790 --> 00:09:21.740
‫به‌هرحال،‌ باید ازش ممنون باشم که دردسرِ
‫عوض کردن غذاها رو به جون خرید.

00:09:23.360 --> 00:09:25.780
‫به لطفش تونستم اون سم رو بچشم.

00:09:26.880 --> 00:09:31.380
‫ای کاش واقعاً اون سوپ رو قورت می‌دادم.

00:09:35.400 --> 00:09:36.510
‫همه‌ش همین بود.

00:09:36.510 --> 00:09:41.560
‫عجب. همیشه از نحوه‌ی بیانت، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم.

00:09:41.920 --> 00:09:43.140
‫که این‌طور؟

00:09:43.140 --> 00:09:46.680
‫این به‌وضوح کار خودی‌ـه، نه؟

00:09:46.680 --> 00:09:49.060
‫شرایط که حاکی از اینه.

00:09:50.310 --> 00:09:52.380
‫خیلی ساده جلوه‌ش می‌دی.

00:09:53.090 --> 00:09:55.660
‫این قضیه خواب رو از چشمام گرفته.

00:09:55.660 --> 00:09:57.470
‫حتی توان عوض کردن لباس‌هامم نداشتم.

00:09:57.470 --> 00:09:58.950
‫می‌خوام دست از فکر کردن بردارم.

00:09:59.590 --> 00:10:01.860
‫دارید می‌شید خود همیشگی‌تون.

00:10:01.860 --> 00:10:04.400
‫چه اهمیتی داره؟ اینجا که کسی نیست.

00:10:04.400 --> 00:10:05.450
‫من که هستم.

00:10:05.860 --> 00:10:07.580
‫می‌شه یکم راحتم بذاری؟

00:10:07.580 --> 00:10:09.120
‫خیر.

00:10:09.120 --> 00:10:11.180
‫هیچ حرفم روت جواب نمی‌ده، نه؟

00:10:11.180 --> 00:10:12.950
‫رابطه‌ی طولانی‌ مدتی داشتیم.

00:10:13.360 --> 00:10:17.590
‫داشتنِ یه‌نفر که از بدو تولد
‫مراقبته هم سختی‌های خودش رو داره.

00:10:18.710 --> 00:10:21.600
‫جینشی-ساما، یادتون رفت گیره‌ی سرتون رو بردارین.

00:10:21.600 --> 00:10:24.600
‫آه، ای بابا. پاک فراموش کرده بودم.

00:10:24.600 --> 00:10:26.730
‫توی موهاتون گم شده بود.

00:10:26.730 --> 00:10:29.920
‫فکر نکنم کسی از مقام واقعی‌تون بویی برده باشه.

00:10:29.920 --> 00:10:31.670
‫ترتیبشو بده.

00:10:32.750 --> 00:10:35.320
‫دوباره دارید با بی‌دقتی ازش استفاده می‌کنید.

00:10:36.480 --> 00:10:41.320
‫این چیزیه که فقط افراد خاصی می‌تونن
‫به سرشون بزنن، پس لطفاً خوب مراقبش باشید.

00:10:41.760 --> 00:10:43.280
‫خودم می‌دونم.

00:10:43.280 --> 00:10:44.700
‫نمی‌دونید.

00:10:46.360 --> 00:10:48.160
‫خب دیگه، از حضورتون مرخص می‌شم.

00:10:53.720 --> 00:10:55.130
‫بریم تو کارش...

00:10:58.630 --> 00:11:01.580
‫عه راستی، هیچ گیره‌ی مویی گرفتی؟

00:11:01.580 --> 00:11:02.430
‫یه چندتا.

00:11:04.900 --> 00:11:06.280
‫که این‌طور!

00:11:06.280 --> 00:11:07.180
‫پس...

00:11:08.260 --> 00:11:10.140
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون!

00:11:12.040 --> 00:11:14.590
‫هـا؟ الان چی‌گفتی؟

00:11:14.590 --> 00:11:16.660
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون؟

00:11:17.150 --> 00:11:19.030
‫لطفاً بیشتر توضیح بده!

00:11:20.690 --> 00:11:22.030
‫باشه...

00:11:24.050 --> 00:11:27.200
‫وقتی توی کاخ اندرونی هستی
‫نمی‌تونی مردی رو از بیرون ملاقات کنی،

00:11:27.560 --> 00:11:32.360
‫ولی اگه اجازه‌ی ویژه داشته باشی،
‫یه مرد می‌تونه یه زن رو به بیرون همراهی کنه.

00:11:32.360 --> 00:11:36.880
‫هوم هوم، پس اون گیره سرهایی
‫که توی ضیافت باغ می‌دادن همچین داستانی داشت.

00:11:36.880 --> 00:11:43.470
‫دقیقاً! تازه می‌تونی از گیره سرها استفاده کنی
‫تا از یکی بخوای از کاخ اندرونی ببرت بیرون.

00:11:43.790 --> 00:11:47.970
‫گرفتم. ممنونم، شائولان. یه امتحانی می‌کنم.

00:11:49.170 --> 00:11:50.560
‫قابلتو نداره.

00:11:51.200 --> 00:11:53.770
‫مائومائو، ممنون واسه زالزالکا!

00:11:54.170 --> 00:11:55.940
‫خوشمزه بود!

00:12:00.180 --> 00:12:03.070
‫سرجمع چهارتا گیره‌ سر گرفتم.

00:12:03.070 --> 00:12:05.410
‫دوتاشون از دست مردها بودن.

00:12:06.050 --> 00:12:08.960
‫یا نه، از اونجایی که یکی‌شون
‫عضو مهمش رو از دست داده،

00:12:08.960 --> 00:12:11.250
‫شاید بهتره «مرد» صداش نکنم؟

00:12:11.750 --> 00:12:13.290
‫داروساز!

00:12:14.440 --> 00:12:15.540
‫خب!

00:12:20.630 --> 00:12:23.930
‫لی‌هاکو-ساما، یکی از خانم‌های کاخ اندرونی این رو فرستادن.

00:12:23.930 --> 00:12:25.530
‫اوه، فهمیدم.

00:12:26.950 --> 00:12:31.200
‫خدایا، نکنه اون گیره سری که
‫بابت دلگرمی دادمو جدی گرفته؟

00:12:31.200 --> 00:12:34.140
‫ولی اگه یه خانم خوشگل باشه، حیف می‌شه...

00:12:36.150 --> 00:12:39.980
‫فقط یه‌ دونه گیره سر به کاخ یشم دادم...

00:12:39.980 --> 00:12:41.260
‫که یعنی...

00:12:43.120 --> 00:12:44.650
‫اون یکی؟

00:12:45.750 --> 00:12:48.910
‫خب... چطوری باید دست‌به‌سرش کنم...

00:12:51.270 --> 00:12:52.620
‫عذر می‌خوام.

00:12:55.780 --> 00:12:57.000
‫ممنون که منتظر موندید.

00:12:57.400 --> 00:12:59.340
‫هوم؟ تو دیگه کی هستی؟

00:12:59.800 --> 00:13:01.310
‫اینو خیلی بهم می‌گن.

00:13:01.310 --> 00:13:04.810
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫آرایش از این رو به اون روت می‌کنه؟

00:13:04.810 --> 00:13:06.380
‫این یکی هم زیاد بهم می‌گن.

00:13:08.200 --> 00:13:11.210
‫ولی بگذریم، من رو خبر کردی...

00:13:11.840 --> 00:13:14.140
‫دلم می‌خواد برگردم پیش خانواده‌م.

00:13:14.140 --> 00:13:15.380
‫خانواده‌ت؟

00:13:15.960 --> 00:13:18.520
‫هیچ می‌دونی معنی این‌ها چیه؟

00:13:18.520 --> 00:13:23.490
‫بهم گفتن به شرط اینکه شما
‫ضمانتم رو بکنید، می‌تونم موقتاً برم خونه.

00:13:23.490 --> 00:13:25.400
‫خوب رویی هم داری.

00:13:25.400 --> 00:13:29.450
‫تو که صرفاً یه ندیمه‌ای، از منی که
‫یه افسر نظامی‌ام می‌خوای ضمانتتو کنم؟

00:13:29.990 --> 00:13:30.900
‫بله.

00:13:32.720 --> 00:13:36.280
‫و صرفاً برای همین صدام کردی؟

00:13:36.280 --> 00:13:37.180
‫بله.

00:13:37.180 --> 00:13:40.650
‫نمی‌دونم کله‌خری یا خودِ خری.

00:13:42.340 --> 00:13:48.510
‫خب دخترجون، داری سعی می‌کنی
‫از من برای خونه رفتنت سوءاستفاده کنی؟

00:13:48.510 --> 00:13:52.970
‫نه، یقین دارم که می‌تونم در ازاش
‫چیز ارزشمندی بهتون پیشنهاد کنم.

00:13:53.430 --> 00:13:54.560
‫هـــا؟

00:13:57.480 --> 00:14:00.480
‫می‌تونم نظرتون رو به یه بازدید
‫از گل‌های خانه‌ی یشم جلب کنم؟

00:14:02.410 --> 00:14:05.340
‫خـ ـ خونه‌ی یشم؟! حتماً شوخیت گرفته!

00:14:05.340 --> 00:14:08.320
‫یه شب توی اون فاحشه‌خونه‌ی اعیونی
‫اندازه‌ی دستمزد یه‌سالم خرج برمی‌داره!

00:14:08.320 --> 00:14:12.950
‫اگه نگرانید، می‌تونی یکی
‫از این معرفی‌نامه‌ها رو بهشون نشون بدید.

00:14:12.950 --> 00:14:16.200
‫پایرین. جوکا. می‌می.

00:14:17.250 --> 00:14:19.080
‫این‌طوری که بیشتر غیرقابل‌باوره!

00:14:19.080 --> 00:14:22.670
‫اونا سه شاهدختی‌ان که حتی مقامات
‫عالی‌رتبه هم دستشون بهشون نمی‌رسه!

00:14:22.670 --> 00:14:25.390
‫اگه باور نمی‌کنید که کاریش نمی‌شه کرد.

00:14:25.390 --> 00:14:25.960
‫هــا؟!

00:14:26.240 --> 00:14:29.180
‫عمیقاً عذر می‌خوام که وقت‌تون رو گرفتم.

00:14:29.180 --> 00:14:30.360
‫و ـ وایسا...

00:14:30.360 --> 00:14:33.400
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، ولی باید از شخص دیگه‌ای بپرسم.

00:14:33.400 --> 00:14:35.600
‫لطفاً این موضوع رو فراموش کنید.

00:14:37.080 --> 00:14:40.220
‫این دختره... آدمای دیگه‌ای هم داره؟!

00:14:40.220 --> 00:14:43.320
‫تازه اونم گیره سر نقره و کوارتز سرخ؟

00:14:43.320 --> 00:14:46.000
‫اونا قطعاً مال کسایین که خرشون بیشتر از من می‌ره.

00:14:46.000 --> 00:14:48.170
‫این دختره دیگه کیه؟!

00:14:48.170 --> 00:14:50.820
‫اگه این‌طوره، شاید حرفی که زد...

00:14:50.820 --> 00:14:53.070
‫نه نه، بدجوری مشکوکه!

00:14:53.370 --> 00:14:59.580
‫ولی اگه راست بگه، عمراً دیگه شانس اینو
‫داشته باشم که سه شاهدخت رو ببینم...

00:14:59.900 --> 00:15:01.910
‫چه شکری بخورم؟!

00:15:03.600 --> 00:15:05.750
‫خب، چیکار می‌کنید؟

00:15:13.730 --> 00:15:15.680
‫تسلیمم.

00:15:15.680 --> 00:15:17.970
‫تبریک می‌گم، مائومائو!

00:15:17.970 --> 00:15:20.700
‫کی فکرشو می‌کرد تو قبل از ما بری...

00:15:20.700 --> 00:15:22.190
‫خیلی خوشحالم!

00:15:22.190 --> 00:15:24.190
‫حتماً باید شخص خوبی رو دیده باشی!

00:15:24.190 --> 00:15:26.440
‫هوم، خیلی ممنون؟

00:15:26.440 --> 00:15:28.830
‫چرا این‌قدر در موردش عادی رفتار می‌کنی؟!

00:15:28.830 --> 00:15:31.450
‫نگران نباش، با خودم سوغاتی میارم.

00:15:31.450 --> 00:15:33.560
‫چطوری با این یارو آشنا شدی؟

00:15:33.560 --> 00:15:35.050
‫تصادفی گمونم؟

00:15:35.050 --> 00:15:39.080
‫مطمئنم روحشم خبر نداره معنی گیره سرها چیه.

00:15:39.370 --> 00:15:44.330
‫آره، مطمئنم. ای وای... دلم برای اون بنده خدا می‌سوزه.

00:15:46.970 --> 00:15:48.510
‫واقعاً که سرگرم‌کننده‌ست.

00:15:50.070 --> 00:15:52.460
‫موندم یعنی چه قیافه‌ای به خودش می‌گیره...

00:15:52.460 --> 00:15:56.030
‫به گمونم که باز یه جروبحث دیگه تو راهه...

00:15:56.470 --> 00:16:01.210
‫جینشی بالأخره موفق شد کارش را
‫به پایان برساند و زمانی برای ملاقات پیدا کند...

00:16:01.210 --> 00:16:04.850
‫آن هم یک روز پس از اینکه مائومائو رفته بود.

00:16:04.850 --> 00:16:09.140
‫مائومائو با یه نفر از اینجا رفت...

00:16:15.520 --> 00:16:17.660
‫یه سفر سه‌روزه به خونه‌شون.

00:16:18.690 --> 00:16:22.410
‫منطقه‌ی سرگرمی؛ جایی که
‫توش بزرگ شدم خیلی دور نبود.

00:16:23.190 --> 00:16:28.170
‫با کاخ اندرونی فاصله‌ی زیادی نداره،
‫درست بعد از دیوارها و خندق بود.

00:16:30.040 --> 00:16:32.920
‫کالسکه گرفته؟ چه ولخرجه.

00:16:32.920 --> 00:16:35.740
‫خب، سه شاهدخت خانه‌ی یشم...

00:16:35.740 --> 00:16:39.720
‫برای عموم تبدیل به بت شدن. حتی می‌پرستنشون.

00:16:40.340 --> 00:16:43.600
‫فقط دیدنشون به تنهایی باعث افتخاره.

00:16:43.600 --> 00:16:45.940
‫اوه، دارم می‌بینمش...

00:16:47.460 --> 00:16:48.900
‫منطقه‌ی سرگرمیه!

00:16:51.910 --> 00:16:56.460
‫دخترهایی هستن که وارد فاحشه‌خونه‌ها
‫می‌شن تا بتونن شبیه اون‌ها بشن.

00:16:56.460 --> 00:16:58.410
‫ولی به این آسونی نیست.

00:16:59.080 --> 00:17:01.770
‫حتی اگه به یه خدمتکار تبدیل بشن،
‫یا یه روسپی در حال آموزش،

00:17:01.770 --> 00:17:03.750
‫هیچ تضمینی وجود نداره که موفق بشن.

00:17:06.250 --> 00:17:08.510
‫پس اینجا خونه‌ی یشمه...

00:17:08.510 --> 00:17:09.130
‫بله.

00:17:09.720 --> 00:17:12.460
‫چه‌قدر باشکوهه.

00:17:12.460 --> 00:17:14.640
‫اینجا یه فاحشه‌خونه‌ی قدیمی و پرآوازه‌ست،

00:17:14.640 --> 00:17:17.840
‫هرچیزی برای عرضه دارن؛
‫از روسپی‌های میان‌رتبه بگیر تا فوق عالی‌رتبه.

00:17:19.640 --> 00:17:21.100
‫اوه، یه مدتی می‌شه، ننه‌جون.

00:17:22.040 --> 00:17:23.350
‫بچه‌ها حالشون چطـ ـ

00:17:28.650 --> 00:17:31.780
‫منظورت چیه که «یه مدتی‌ می‌شه» دختره‌ی کودن؟!

00:17:31.780 --> 00:17:35.160
‫حالت خوبه؟! این پیرزنه مشکلش چیه؟!

00:17:35.160 --> 00:17:39.080
‫این خانم پیر صاحب خانه‌ی یشمه.

00:17:39.080 --> 00:17:43.200
‫یادش به‌خیر کمکم می‌کرد هرچی
‫سم خورده بودم رو بیارم بالا.

00:17:43.640 --> 00:17:45.830
‫هـا، این همون مشتریه خوبیه که گفتی؟

00:17:46.350 --> 00:17:50.250
‫صورتش که خوشگله و جثه‌ی خوبی هم داره.

00:17:50.250 --> 00:17:52.990
‫شنیدم که داری پله‌های ترقی رو هم طی می‌کنی.

00:17:52.990 --> 00:17:56.840
‫ننه جون، چرا داری اینا رو صاف تو روش می‌گی؟

00:17:56.840 --> 00:17:59.050
‫هوی، پایرینو خبر کن.

00:17:59.050 --> 00:18:00.760
‫امروز باید چای درست کنه.

00:18:00.760 --> 00:18:01.720
‫چشم!

00:18:01.720 --> 00:18:02.910
‫پایرین...

00:18:02.910 --> 00:18:06.330
‫لی‌هاکو-ساما، زور بازوهاتون چه‌قدر زیاده؟

00:18:06.330 --> 00:18:08.580
‫مرتب تمرین می‌کنم.

00:18:09.190 --> 00:18:11.940
‫این‌طوری که...

00:18:11.940 --> 00:18:13.380
‫از این‌طرف لطفاً.

00:18:14.370 --> 00:18:15.530
‫دارم استرس می‌گیرم...

00:18:16.150 --> 00:18:18.350
‫خوب خودتو نشون بده، باشه؟

00:18:18.350 --> 00:18:19.110
‫باشه.

00:18:21.370 --> 00:18:27.500
‫خب، چرا بدون اینکه یه کلمه بگی
‫ده ماهِ تموم غیبت زده بود؟

00:18:27.500 --> 00:18:31.240
‫کاریش نمی‌شد کرد. نامه‌ای که فرستادم رو نخوندی؟

00:18:31.240 --> 00:18:33.760
‫معلومه که خوندم! برای همینه که هواشو دارم،

00:18:33.760 --> 00:18:35.820
‫اونم با اینکه فقط سلام‌علیک کردیم!

00:18:35.820 --> 00:18:43.100
‫فهمیدم بابا. نصف حقوقم رو از کاخ اندرونی
‫به‌عنوان یه معامله‌ی ویژه، جلوجلو گرفتم.

00:18:43.100 --> 00:18:47.150
‫این که برای پایرین کفایت نمی‌کنه.

00:18:47.150 --> 00:18:49.580
‫نمی‌شه حالا در حد یه چای خوردن حسابش کنی؟

00:18:49.580 --> 00:18:54.020
‫احمق! پایرین که اون عضله‌ها رو
‫ولشون نمی‌کنه به امون خدا.

00:18:54.020 --> 00:18:57.000
‫می‌دونستم. ولی کاری از دست من برنمیاد...

00:18:57.000 --> 00:19:00.970
‫این که نشد حرف! می‌زنم پای حساب خودت.

00:19:00.970 --> 00:19:02.590
‫من که از این پول‌ها ندارم...

00:19:02.590 --> 00:19:05.040
‫اگه این‌طوره، بازم مشتری خوب برامون بیار.

00:19:05.040 --> 00:19:09.040
‫مثل همین یارو. جوونم باشه،
‫که بتونیم تا مدت زیادی بدوشیمش.

00:19:09.880 --> 00:19:12.470
‫یعنی یه خواجه مشتری قابل‌قبولی می‌شه؟

00:19:12.900 --> 00:19:15.720
‫راه نداره. روسپی‌ها هرکاری
‫برای به چنگ آوردنش می‌کنن...

00:19:15.720 --> 00:19:17.160
‫و فاحشه‌خونه رو از کار بیکار می‌کنن.

00:19:17.570 --> 00:19:20.800
‫ولی دلم به حال گائوشون یا
‫اون حکیم شارلاتان می‌سوزه...

00:19:22.000 --> 00:19:26.260
‫مائومائو، بابات باید خونه باشه. برو یه سری بهش بزن.

00:19:30.180 --> 00:19:34.770
‫یه خیابون می‌ری پایین و چهره‌ی شهر به‌کل عوض می‌شه.

00:19:35.430 --> 00:19:39.530
‫آلونک‌های داغون، گداها و ولگردهای آبله‌زده.

00:19:41.480 --> 00:19:43.530
‫اوضاع همونه که بود.

00:19:57.760 --> 00:19:59.920
‫من اومدم، بابا.

00:19:59.920 --> 00:20:03.930
‫اوه، خوش اومدی. یه مدتی می‌شه نیستی.

00:20:05.940 --> 00:20:07.930
‫بالأخره اومدم خونه.

00:20:08.630 --> 00:20:13.900
‫راستی، اون روز رفته بودم بیرون
‫برای کک‌و‌مک‌هام رنگ بگیرم، که...

00:20:13.920 --> 00:20:24.920
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:25.400 --> 00:20:29.230
‫هنوز مدت زمان خدمتم تموم نشده،
‫پس باید دو روز دیگه برگردم به کاخ اندرونی.

00:20:29.230 --> 00:20:29.990
‫که این‌طور.

00:20:30.380 --> 00:20:33.110
‫خوابم میاد، ولی دلم می‌خواد یه دوشم بگیرم.

00:20:33.500 --> 00:20:36.970
‫فردا باید از حموم خونه‌ی یشم استفاده کنی.

00:20:38.160 --> 00:20:40.510
‫باشه، همین‌کارو می‌کنم.

00:20:40.530 --> 00:20:52.530
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:20:58.920 --> 00:21:03.580
‫کاخ اندرونی؟ چرخ روزگارو ببین.

00:12:34.140 --> 00:12:36.150
‫مائومائو
‫از کاخ یشم

00:13:56.180 --> 00:13:57.140 position:80% line:20%
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - پایرین
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - جوکا
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - می‌می

00:01:32.190 --> 00:01:35.190
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
7

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
بازگشت به خانه

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
7

00:01:46.870 --> 00:01:50.840 line:20%
بازگشت به خانه

00:22:35.040 --> 00:22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
‫قسمـــت

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
8

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
ساقه‌ی گندم

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
‫قسمـــت

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
8

00:22:46.630 --> 00:22:50.050 line:20%
ساقه‌ی گندم

00:22:46.520 --> 00:22:48.820
‫قسمت بعد: «ساقه‌ی گندم»