﻿WEBVTT

00:01:24.960 --> 00:01:31.960
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:32.780 --> 00:01:35.780
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

00:01:38.440 --> 00:01:40.300
‫به اون یارو اعتمادی نیست!

00:01:39.240 --> 00:01:43.160
- ‫قسمـــــت - 9 - خودکشی یا قتل - قسمـــــت - 9 -
خودکشی یا قتل - ‫این خودش صدتا داستان دیگه دنبالش میاره.

00:01:49.500 --> 00:01:52.420
‫ساکه! بازم ساکه بیارید...

00:01:52.750 --> 00:01:55.560
‫خیلی عوض شده.

00:01:55.560 --> 00:01:59.080
‫دیدن صورتش باعث می‌شه نوشیدنی زهرمار بشه.

00:01:59.080 --> 00:02:00.970
‫تو این مورد باهات موافقم.

00:02:07.880 --> 00:02:11.000
‫اوه... زحمت کشیدی.

00:02:19.950 --> 00:02:22.360
‫تا کی می‌خواید کج‌خلقی کنید؟

00:02:22.360 --> 00:02:23.740
‫کج‌خلقی نمی‌کنم.

00:02:24.000 --> 00:02:27.160
‫لطفاً فراموش نکنید که هنوز درحال کارید.

00:02:27.160 --> 00:02:28.370
‫حواسم هست.

00:02:29.960 --> 00:02:31.460
‫هیچم حواسش نیست.

00:02:32.180 --> 00:02:36.710
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫به چنین شکل کودکانه‌ای جواب نمی‌ده.

00:02:37.350 --> 00:02:41.050
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫خودش رو به‌ این شکل وابسته‌ی یه بازیچه نمی‌کنه.

00:02:42.450 --> 00:02:44.470
‫کارهای جدید خدمت شما.

00:02:48.760 --> 00:02:50.720
‫اون‌موقع، تلاش زیادی طلبید تا...

00:02:50.720 --> 00:02:53.860
‫همنشین گیوکویو دست از
‫یه‌بند خندیدن برداره و توضیح بده.

00:02:55.940 --> 00:02:58.490
‫سوء... تفاهم؟

00:02:58.490 --> 00:03:01.050
‫بازپرداختی که اون در ازای گرفتن ضامن ازش حرف زد...

00:03:01.050 --> 00:03:02.700
‫ملاقات با یکی از روسپی‌های مشهور بود.

00:03:02.700 --> 00:03:05.630
‫کی باورش می‌شد اون دختر چنین ارتباطاتی داشته باشه؟

00:03:05.630 --> 00:03:08.860
‫خدا می‌دونه چه تصوراتی به خیال ارباب اومدن.

00:03:10.320 --> 00:03:11.870
‫جوونی واقعاً چیز ترسناکیه.

00:03:13.760 --> 00:03:17.590
‫این به کنار، چُنین پشت‌کاری برای زود تموم‌کردن کارشون...

00:03:18.070 --> 00:03:19.800
‫و رفتن به ملاقات اون...

00:03:21.350 --> 00:03:24.050
‫به فهمیدن اینکه با یه مرد دیگه رفته خونه، ختم شد.

00:03:24.610 --> 00:03:27.560
‫قطع به یقین شوک بزرگی بهشون وارد شده.

00:03:34.640 --> 00:03:37.900
‫باید یکم بیشتر در مورد این مسائل فکر کنن...

00:03:38.390 --> 00:03:42.920
‫خیلی از دیوان‌سالارها سعی می‌کنن
‫لایحه‌هایی تصویب کنن که به نفع خودشون باشه.

00:03:43.520 --> 00:03:48.160
‫دلم برای اربابم می‌سوزه که مجبوره
‫بابت چنین لایحه‌های بی‌مصرفی اضافه‌کاری کنه.

00:03:55.220 --> 00:03:56.380
‫جینشی-ساما!

00:03:56.380 --> 00:03:59.550
‫دیگه از ساعت اداری گذشته. می‌شه بذاریش برای بعداً؟

00:03:59.550 --> 00:04:03.510
‫عه... مسئله مربوط به کار نیست... راستش...

00:04:08.450 --> 00:04:09.600
- ‫کونِن-دونو؟!
- ‫جینشی-ساما.

00:04:11.080 --> 00:04:11.850
‫بریم!

00:04:15.460 --> 00:04:17.860
‫چه قدر ناراحت‌کننده...

00:04:18.310 --> 00:04:21.360
‫مثل اینکه یه کله‌گنده‌ای ریق رحمتو سر کشیده.

00:04:21.720 --> 00:04:25.160
‫شاید بی‌رحمانه باشه، ولی نمی‌تونم...

00:04:25.160 --> 00:04:27.490
‫تو غم مرگ کسی که حتی یه‌بار هم ندیدمش، شریک بشم.

00:04:27.900 --> 00:04:32.250
‫مردی که سنش از پنجاه گذشته،
‫و به‌خاطر نوشیدن زیادی ساکه مرده.

00:04:32.250 --> 00:04:34.040
‫معلومه آشیه که خودش پخته.

00:04:36.540 --> 00:04:42.170
‫از اونجایی که به‌ خودش زحمت داده
‫و ندیمه‌ی ارشد رو فرستاده دنبال نخود سیاه...

00:04:42.550 --> 00:04:45.880
‫داروساز، فکر می‌کنی واقعاً الکل بوده که باعث مرگش شده؟

00:04:46.640 --> 00:04:47.960
‫می‌دونستم می‌پرسه.

00:04:49.760 --> 00:04:54.420
‫هرکسی که ساکه دوست داره باید بدونه که
‫زیاده‌روی توی نوشیدن خودش اصلِ سمه.

00:04:54.940 --> 00:04:58.250
‫نوشیدن مداوم می‌تونه به اعضای داخلی آسیب بزنه.

00:04:58.250 --> 00:05:02.170
‫نوشیدن زیادی یک‌جا خودش می‌تونه باعث مرگ بشه.

00:05:02.170 --> 00:05:05.990
‫شنیدم یه دورهمی با همکار‌هاش بوده و ساکه‌ی زیادی خورده.

00:05:05.990 --> 00:05:07.610
‫همون می‌تونه باعث مرگش باشه.

00:05:08.310 --> 00:05:10.940
‫ولی کونِن-دونو می‌دونستن کی دست بردارن.

00:05:10.940 --> 00:05:12.700
‫فکر نمی‌کنم زیاده‌روی دلیل مرگشون باشه.

00:05:16.150 --> 00:05:18.330
‫مردی که مرده اسمش کونِن بوده.

00:05:18.880 --> 00:05:21.930
‫یه جنگجوی پرانرژی بوده که
‫کوزه‌های ساکه رو سر می‌کشیده،

00:05:21.930 --> 00:05:23.840
‫و علاوه‌بر این شخصیت محبوبی هم بوده.

00:05:23.840 --> 00:05:25.080
- ‫گائوشون.
- ‫چشم.

00:05:26.470 --> 00:05:29.060
‫این نوشیدنی از همون دورهمیه.

00:05:31.390 --> 00:05:33.220
‫اوه، سـاکـه!

00:05:33.220 --> 00:05:35.600
‫اون کوزه‌ای که کونِن-دونو ازش خوردن...

00:05:35.600 --> 00:05:38.270
‫افتاد روی زمین و محتویاتش از دست رفته.

00:05:39.960 --> 00:05:44.100
‫پس، اگه داخل کوزه سمی بوده باشه،
‫راهی نیست که ازش باخبر بشیم.

00:05:44.440 --> 00:05:45.980
‫دقیقاً همین‌طوره.

00:05:46.650 --> 00:05:51.120
‫چه متواضع. می‌دونه که درخواست غیرممکنی می‌کنه.

00:05:51.120 --> 00:05:54.390
‫بهتره همون‌طوری مثل همیشه‌ پر زرق و برق باشه.

00:05:54.910 --> 00:05:59.580
‫الان یه‌مدتی می‌شه که جینشی-ساما
‫بیشتر از قبل شبیه بچه‌ها به‌نظر می‌رسه.

00:06:04.760 --> 00:06:07.930
‫در عین شیرین بودن شورم هست.

00:06:07.930 --> 00:06:11.510
‫انگاری که یه‌نفر نمک برداشته و ریخته توی یه ساکه‌ی شیرین...

00:06:12.040 --> 00:06:13.120
‫چی شده؟

00:06:13.120 --> 00:06:15.220
‫طعم غیرمعمولی داره.

00:06:15.220 --> 00:06:19.960
‫آره. مگه شیرین نیست؟
‫کونِن-دونو این‌طوری می‌پسندید.

00:06:19.960 --> 00:06:21.420
‫به شدت به شیرینی‌جات علاقه داشتن.

00:06:21.420 --> 00:06:26.170
‫حتی به بهترین گوشت‌های دودی و سنگ‌های نمک هم دست نمی‌زد.

00:06:26.170 --> 00:06:27.390
‫عـه...

00:06:27.390 --> 00:06:32.330
‫شنیدم که قبلاً غذاهای تند دوست داشتن،
‫ولی یه‌دفعه علاقه‌شون به شیرینی‌جات زیاد شد.

00:06:32.910 --> 00:06:35.490
‫حتی همه‌ی غذاهاشون هم شیرین شده بودن.

00:06:35.490 --> 00:06:37.370
‫این باعث قند خون می‌شه.

00:06:37.370 --> 00:06:40.010
‫می‌شه با واقعیت نزنی تو سر خاطراتم؟

00:06:40.720 --> 00:06:41.790
‫بازم داری می‌خوری؟

00:06:42.060 --> 00:06:44.730
‫از تندی رفته سراغ شیرینی،‌ ها؟

00:06:46.070 --> 00:06:48.340
‫توی مهمونی نمک هم در دسترس بوده؟

00:06:48.620 --> 00:06:53.600
‫آره. سنگ نمک، کیک ماه و گوشت خشک‌شده.

00:06:54.180 --> 00:06:56.140
‫اون‌ها رو هم می‌خوای؟

00:06:56.140 --> 00:06:59.160
‫نه، تا اون‌موقع نوشیدنی رو تموم کردم.

00:06:59.160 --> 00:07:00.890
‫نه، منظورم این نبود ها...

00:07:01.200 --> 00:07:04.800
‫می‌تونید کوزه‌ای که کونِن-ساما ازش خورده رو بیارید؟

00:07:04.800 --> 00:07:07.160
‫شکست و تکه‌تکه شد.

00:07:07.160 --> 00:07:08.240
‫مشکلی نداره.

00:07:14.870 --> 00:07:19.800
‫و اینکه، یه چیز دیگه هم هست که ازتون می‌خوام بررسیش کنید.

00:07:24.160 --> 00:07:25.500
‫با اجازه.

00:07:29.780 --> 00:07:31.440
‫گزارش خدمت شما.

00:07:31.440 --> 00:07:32.930
‫خیلی ممنونم.

00:07:37.880 --> 00:07:39.000
‫می‌دونستم.

00:07:40.890 --> 00:07:41.960
‫اینم کوزه‌ی ساکه.

00:07:49.670 --> 00:07:50.940
خوردنش مشکلی نداره؟

00:07:51.360 --> 00:07:53.260
‫این سمی نیست.

00:07:59.560 --> 00:08:00.540
‫نمک؟

00:08:00.540 --> 00:08:08.190
‫بله. جینشی-ساما، ذکر کردین نه؟ که کونِن-ساما
‫چطور ناگهانی به شیرینی‌جات علاقه‌مند شدن...

00:08:08.190 --> 00:08:10.750
‫و بعد از اون دیگه فقط غذاهای شیرین می‌خوردن؟

00:08:10.750 --> 00:08:11.420
‫بله.

00:08:11.820 --> 00:08:17.300
‫اما این کوزه‌ی ساکه انقدر نمک داشت که بعد
‫از خشک شدن بلورهاش به‌جا مونده.

00:08:19.220 --> 00:08:24.090
‫نمک برای بدن ضروریه، اما نمک بیش از اندازه هم می‌تونه سمی باشه.

00:08:24.090 --> 00:08:26.060
‫بنابراین، علت مرگش...

00:08:26.530 --> 00:08:30.840
‫با توجه به مقداری که نوشیدن و میزان نمکی که داشته،

00:08:30.840 --> 00:08:33.570
‫راحت می‌شه نتیجه گرفت علتش این بوده.

00:08:33.570 --> 00:08:38.140
‫بله، ولی وقتی یه‌چیزی انقدر شوره باید بتونی تشخیص بدی.

00:08:38.140 --> 00:08:41.290
‫اما ایشون نتونستند. لطفاً یه نگاهی به این بندازید.

00:08:42.610 --> 00:08:46.060
‫این یه گزارش از سبک زندگی کونِن-ساما هست.

00:08:47.440 --> 00:08:49.040
‫با قضاوت چیزی که این‌جا نوشته،

00:08:49.040 --> 00:08:53.390
‫گویا کونِن-ساما توانایی چشیدنِ نمک رو از دست دادن.

00:08:53.390 --> 00:08:54.470
‫اوه، نه...

00:08:55.240 --> 00:08:59.240
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

00:08:59.240 --> 00:09:00.930
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

00:09:05.930 --> 00:09:10.610
‫سال‌ها پیش زن و فرزندش رو در اثر یه بیماری همه‌گیر از دست داد.

00:09:11.620 --> 00:09:14.050
‫از اون روز شب و روزش به کار ختم می‌شد.

00:09:14.050 --> 00:09:17.990
‫تنها سرگرمیش ساکه و شیرینی‌جات بود.

00:09:19.380 --> 00:09:21.490
‫بیماری‌ای هست که قدرت چشایی رو از بین می‌بره.

00:09:22.000 --> 00:09:25.310
‫که می‌تونه ناشی از رژیم غذایی نامتعادل و استرس باشه.

00:09:25.310 --> 00:09:27.900
‫افراد جدی گاهی‌اوقات احساساتشون رو سرکوب می‌کنن،

00:09:27.900 --> 00:09:30.250
‫و اون اضطراب ممکنه منجر به بیماری بشه.

00:09:30.620 --> 00:09:34.340
پس... کی توی کوزه‌ی ساکه نمک ریخته؟

00:09:35.720 --> 00:09:39.090
‫تشخیص این کار بنده نیست.

00:09:39.520 --> 00:09:44.100
‫هرچند، توی ساکه‌ای که من دیروز خوردم هم نمک بود.

00:09:44.850 --> 00:09:47.770
‫شاید کسی توی دورهمی، که ساکه‌ی شیرین دوست نداشته...

00:09:47.770 --> 00:09:50.150
‫داخلش ریخته.

00:09:50.800 --> 00:09:55.260
‫از طرفی، آدم‌های زیادی هستند که از همکار
‫بی‌‌اندازه جدی‌ـشون کینه به دل دارن.

00:09:55.800 --> 00:09:58.940
‫شاید کمی نمک توی نوشیدنی‌ـشون ریختن،

00:09:58.940 --> 00:10:02.240
‫چون از ایشون دل خوشی نداشتن و می‌خواستن سربه‌سرشون بذارن.

00:10:03.560 --> 00:10:07.000
‫ولی چون ایشون در ظاهر بدون مشکل به نوشیدن ادامه دادن،

00:10:07.000 --> 00:10:10.180
‫شاید به امید اینکه متوجه بشن، نمک بیشتر و بیشتری اضافه کردن.

00:10:12.670 --> 00:10:13.660
- ‫گائوشون.
- ‫بله.

00:10:15.450 --> 00:10:16.280
‫اطاعت می‌شه.

00:10:18.450 --> 00:10:20.360
‫عجب بزدلی‌ام.

00:10:20.760 --> 00:10:25.500
‫با این‌همه نشونه‌ای که ردیف کردم، تشخیص مجرم دیگه آب خوردنه.

00:10:26.900 --> 00:10:30.870
‫ولی نمی‌خوام من مستقیماً مسئول مجازات‌شدن کسی باشم.

00:10:31.690 --> 00:10:34.540
‫شرمنده که به زحمت افتادی. کمک‌حال بودی.

00:10:34.540 --> 00:10:35.150
‫مشکلی نیست.

00:10:36.080 --> 00:10:38.150
‫آویز شیشه‌ی آتش‌فشان...

00:10:38.830 --> 00:10:40.820
‫غمباد گرفته.

00:10:41.370 --> 00:10:43.410
‫انقدر شخص محترمی بودن؟

00:10:44.260 --> 00:10:46.910
‫آره. دوران جوونیم خیلی کمکم کردن.

00:10:52.080 --> 00:10:54.520
‫شبیه یه مرد جوون عادیه.

00:10:55.620 --> 00:10:58.410
‫این هم آخرش آدمیزاده ها.

00:11:00.930 --> 00:11:01.800
‫راستی!

00:11:02.730 --> 00:11:03.560
‫ها؟

00:11:05.620 --> 00:11:06.520
- ‫جایزه‌ت.
- بطری؟

00:11:07.930 --> 00:11:10.390
‫آره. مثل دیروزی نیست البته.

00:11:11.030 --> 00:11:12.120
‫ساکه!

00:11:12.690 --> 00:11:14.410
‫جلوی ملت نخوریش.

00:11:14.750 --> 00:11:17.380
‫بله! ممنون از شما!

00:11:23.060 --> 00:11:25.420
‫اون‌قدرا به‌نظر قدردان نمیای.

00:11:25.420 --> 00:11:30.120
‫این‌طوریه؟ ولی شاید بهتر باشه شما دیگه برگردین سر کارتون.

00:11:31.560 --> 00:11:33.830
‫واکنشو ببین... داره شونه خالی می‌کنه.

00:11:33.830 --> 00:11:36.560
‫بهتره قبل از اینکه روی همدیگه تلنبار شن تمومشون کنید.

00:11:36.560 --> 00:11:38.050
- ‫من دارم با جدیت تمام کار می‌کنم...
- ‫چطور کاری؟

00:11:39.380 --> 00:11:43.220
‫آه... مثلاً یه‌طور لایحه‌ی ویژه هست.

00:11:43.220 --> 00:11:46.520
‫ایده از این قراره که یه‌طور محدودیت سنی برای مصرف ساکه برقرار بشه،

00:11:46.520 --> 00:11:49.080
‫تا از غرق‌شدن جوان‌ها توی خوردن ساکه جلوگیری بشه.

00:11:49.080 --> 00:11:50.100
‫ها؟

00:11:50.490 --> 00:11:53.860
‫لایحه ممنوعیت مصرف ساکه تا سن بیست سالگی رو پیشنهاد می‌کنه.

00:11:59.190 --> 00:12:00.500
‫جینشی-ساما...

00:12:01.610 --> 00:12:04.030
‫ببینین... تو رو خدا تحت هیچ شرایطی نذارید این لایحه تصویب شه.

00:12:08.290 --> 00:12:11.600
‫خب، این چیزی نیست که من سرخود درموردش تصمیم بگیرم.

00:12:11.600 --> 00:12:13.040
‫جـ ـ جینشی-ساما!

00:12:45.220 --> 00:12:46.340
‫حکیم!

00:12:49.790 --> 00:12:50.790
‫از این‌طرف!

00:12:55.370 --> 00:12:56.980
‫ایـ ـ این‌جاست!

00:13:02.340 --> 00:13:04.680
‫شانس آوردیم الان زمستونه.

00:13:04.680 --> 00:13:07.420
‫با وجودی که یه جسد غرق شده‌ست، ولی وضعیت خوبی داره.

00:13:07.420 --> 00:13:09.640
‫چطور می‌تونی مستقیم بهش نگاه کنی؟

00:13:09.640 --> 00:13:11.010
‫کجا پیدا شده؟

00:13:11.260 --> 00:13:13.180
‫توی خندق بیرونی شناور بود.

00:13:13.180 --> 00:13:15.940
‫باتوجه به لباسش، مطمئن شدیم از خدمتکارهای کاخ اندرونی‌ـه.

00:13:16.280 --> 00:13:19.400
‫که این‌طور. برای همین حکیم ما رو صدا زدن.

00:13:19.890 --> 00:13:22.010
‫ولی دکتری که مسئول کالبد شکافی‌ـه این‌طور رفتار می‌کنه...

00:13:22.010 --> 00:13:23.650
‫الحق که چاخانه.

00:13:23.650 --> 00:13:26.170
‫بانوی کوچک، می‌تونم اینو بسپرم به تو؟

00:13:26.170 --> 00:13:27.080
- ‫نخیر.
- ‫ها؟

00:13:27.850 --> 00:13:30.490
‫به من دستور دادن به اجساد دست نزنم.

00:13:30.860 --> 00:13:32.670
‫غیرمنتظره بود.

00:13:32.670 --> 00:13:33.750
‫جینشی-ساما!

00:13:34.030 --> 00:13:36.150
‫روز بخیر، جینشی-ساما!

00:13:37.140 --> 00:13:39.150
‫به‌نظر کنار جسدا معذب نیستی.

00:13:39.150 --> 00:13:41.130
‫بهشون عادت کردم.

00:13:41.130 --> 00:13:44.510
‫تو کوچه‌ پس‌کوچه‌های منطقه‌ی سرگرمی بی‌قانونی بیداد می‌کنه.

00:13:44.890 --> 00:13:47.070
‫چرا نمی‌تونی به اجساد دست بزنی؟

00:13:47.070 --> 00:13:49.430
‫استادم از این کار منعم کرده.

00:13:49.800 --> 00:13:51.710
‫یه‌جور مرگ‌گریزی‌ـه؟

00:13:51.710 --> 00:13:52.580
‫نه...

00:13:53.160 --> 00:13:56.230
‫واسه اینه که می‌شه از آدم‌ها هم به‌عنوان
‫مواد اولیه‌ی دارویی استفاده کرد.

00:13:57.020 --> 00:13:59.370
‫به‌خاطر حس کنجکاویت، اگه فقط یه‌بار امتحانش کنی،

00:13:59.370 --> 00:14:02.720
‫طولی نمی‌کشه که شروع کنی به کندن قبر مرده‌ها.

00:14:02.720 --> 00:14:05.480
‫به‌هیچ‌وجه سراغ این کار نرو.

00:14:05.480 --> 00:14:06.820
‫چ‍ـ ــ چشم.

00:14:07.070 --> 00:14:08.280
‫که این‌طور.

00:14:09.120 --> 00:14:10.700
‫چه جواب گستاخانه‌ای.

00:14:11.020 --> 00:14:14.070
‫حکیم، می‌شه لطفاً از نزدیک یه نگاه بهش بندازی؟

00:14:14.760 --> 00:14:15.950
‫الساعه...

00:14:18.080 --> 00:14:19.580
‫وای!

00:14:19.580 --> 00:14:21.260
‫ای داد بیداد...

00:14:23.400 --> 00:14:29.650
‫قدش بلنده. یه پاش کفش چوبی و زمختی پوشیده...
‫و پای دیگه‌ش باندپیچی شده...

00:14:29.650 --> 00:14:31.480
‫انگشت‌هاش همه قرمز شدن.

00:14:33.680 --> 00:14:37.210
‫آبه حتماً خیلی یخ بوده.

00:14:42.190 --> 00:14:46.680
‫اون دختر یه خدمتکار بود و دیروز مثل همیشه مشغول به کار بود.

00:14:47.200 --> 00:14:52.200
‫به عقیده‌ی نگهبان‌ها دیشب از دیوار بالا رفته و خودشو پرت کرده توی آب.

00:14:52.200 --> 00:14:54.280
‫به عبارتی خودکشی کرده.

00:14:54.680 --> 00:14:56.750
‫خودکشی...

00:14:57.170 --> 00:14:58.200
‫نظرت چیه؟

00:14:58.520 --> 00:15:00.920
‫مطمئن نیستم که خودکشی کرده باشه،

00:15:00.920 --> 00:15:03.770
‫اما به‌نظرم امکان نداشت تنهایی از پسش بربیاد.

00:15:03.770 --> 00:15:05.090
‫منظورت چیه؟

00:15:05.450 --> 00:15:10.880
‫پای دیوار هیچ نردبون یا وسیله‌ی دیگه‌ای برای بالارفتن نبود.

00:15:10.880 --> 00:15:14.350
‫طول دیوارهای کاخ اندرونی کمِ کمش چهاربرابر قد منه.

00:15:14.670 --> 00:15:16.930
‫یعنی می‌گی که بدون داشتن وسیله نمی‌تونست بالا بره.

00:15:17.490 --> 00:15:18.980
‫در حالت عادی.

00:15:19.980 --> 00:15:24.300
‫اما اگه بخوایم دقیق شیم، می‌شه بدون وسیله هم از دیوار بالا رفت.

00:15:24.960 --> 00:15:28.330
‫اون قضیه‌ی روح چندوقت پیش رو یادتونه؟

00:15:28.330 --> 00:15:29.770
- ‫همنشین فویو؟
- ‫بله.

00:15:30.960 --> 00:15:34.750
‫برام سؤال بود که چطوری از دیوار بالا رفتن،

00:15:34.750 --> 00:15:37.660
‫واسه همین با دقت تمام بررسیش کردم.

00:15:38.090 --> 00:15:43.080
‫همون‌جا بود که پیش‌آمدگی‌هایی رو پیدا کردم
‫که به گمونم کارگرها ازشون استفاده می‌کردن.

00:15:44.210 --> 00:15:47.870
‫با این‌حال، بالا رفتن از اون‌ها کار هر زنی نیست،

00:15:47.870 --> 00:15:51.090
‫به‌خصوص زن‌هایی با پای باندپیچی‌شده،‌ مثل اون خدمتکار.

00:15:52.120 --> 00:15:56.440
‫باندپیچی پاها یه رسم با ریشه در این باوره
‫که پاها هرچه کوچک‌تر باشن، زیباترن.

00:15:57.060 --> 00:16:00.170
‫این روی همه‌ی زن‌ها صورت نمی‌گیره،

00:16:00.170 --> 00:16:04.150
‫اما توی کاخ اندرونی هم هرازگاهی چشمم
‫به این سبک راه رفتن خاص می‌افته.

00:16:04.610 --> 00:16:06.340
‫پس اگه خودکشی نیست،

00:16:07.200 --> 00:16:08.780
‫یعنی می‌گی که قتله؟

00:16:08.780 --> 00:16:10.680
‫از این بابت مطمئن نیستم.

00:16:11.150 --> 00:16:15.160
‫اما به‌نظرم می‌تونیم با قطعیت بگیم که
‫موقع افتادن توی خندق زنده بوده.

00:16:16.370 --> 00:16:19.380
‫حتماً در تلاش برای بیرون کشیدن خودش از آب به دیوار چنگ انداخته.

00:16:19.850 --> 00:16:23.040
‫انگشت‌هاش خونی و قرمز بودن.

00:16:25.140 --> 00:16:26.040
‫بله...

00:16:27.300 --> 00:16:30.100
‫خودکشی، یا قتل...

00:16:38.780 --> 00:16:43.180
‫فکر کشتن خودم هرگز به ذهنم خطور نمی‌کنه.

00:16:43.800 --> 00:16:46.390
‫و ذره‌ای هم دلم نمی‌خواد کس دیگه‌ای این‌کارو بکنه.

00:16:47.290 --> 00:16:50.480
‫اگه می‌مردم، نمی‌تونستم دارو یا سم دیگه‌ای رو امتحان کنم.

00:16:53.490 --> 00:16:57.130
‫ولی اگه خودم می‌مردم...

00:16:58.660 --> 00:17:00.330
‫به چی فکر می‌کنی؟

00:17:00.630 --> 00:17:02.950
‫این‌که از چه نوع سمی برای مردن استفاده می‌کردم.

00:17:03.450 --> 00:17:04.460
‫می‌خوای بمیری؟!

00:17:05.010 --> 00:17:09.790
‫اصلاً و ابداً. اما هیچکس از زمان مرگش خبر نداره.

00:17:11.500 --> 00:17:15.580
‫حتی اگه چیزی نباشه که خواستارش بوده، یه شخص سوم خبیث...

00:17:15.580 --> 00:17:18.060
‫می‌تونه باعث یه مرگ ناخواسته شه.

00:17:18.630 --> 00:17:19.890
‫مثل ماجرای کونِن-ساما.

00:17:22.630 --> 00:17:26.100
‫هیچکس از زمان احتمالی وقوعش خبر نداره.

00:17:26.500 --> 00:17:29.730
‫به هیچ وجه نمی‌شه جلوی سرنوشت ایستاد...

00:18:42.690 --> 00:18:43.980
‫جینشی-ساما.

00:18:44.980 --> 00:18:45.890
‫چیه؟

00:18:48.040 --> 00:18:52.610
‫اگه یه‌وقت مسئولیت اعدام من به شما محول شد،
‫می‌شه مطمئن شید که با سم انجام شه؟

00:18:53.190 --> 00:18:54.360
‫این حرف از کجا اومد؟!

00:18:54.790 --> 00:18:59.950
‫اگه یه‌وقت من مرتکب اشتباهی شم، احتمالاً شما
‫کسی باشید که دستور رو صادر می‌کنه.

00:19:10.360 --> 00:19:13.210
‫نکنه الان دخالت بیجا کردم؟

00:19:13.610 --> 00:19:16.220
‫عذر می‌خوام، من در جایگاهی نیستم که حق انتخاب داشته باشم.

00:19:16.820 --> 00:19:19.550
‫اگه به دار آویختن یا گردن زدن هم باشه شکایتی نمی‌کنم.

00:19:19.550 --> 00:19:21.820
‫نه، آخه واقعاً این حرف‌ها برای چیه؟!

00:19:23.610 --> 00:19:25.820
‫چون‌که جزو عوام محسوب می‌شم.

00:19:25.820 --> 00:19:28.640
‫زندگی من به جزئی‌ترین اشتباه بنده.

00:19:28.640 --> 00:19:30.270
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

00:19:30.270 --> 00:19:34.480
‫مسئله‌ی «کردن یا نکردن» نیست. «تونستن یا نتونستن»ـه.

00:19:36.130 --> 00:19:38.540
‫مثل اینکه حرفم باعث رنجشش شد.

00:19:40.110 --> 00:19:43.100
‫اگه امر دیگه‌ای ندارید، از حضورتون مرخص می‌شم.

00:20:00.760 --> 00:20:04.320
‫بعداً، ازطریق شایعات فهمیدم...

00:20:04.320 --> 00:20:08.840
‫که خدمتکار مرده، توی ضیافت باغی که
‫جریان مسمومیت پیش اومد حضور داشت.

00:20:09.700 --> 00:20:12.040
‫وصیت‌نامه‌ای با محتوای مرتبط پیدا کردن،

00:20:12.040 --> 00:20:14.870
‫درنتیجه پرونده به عنوان خودکشی بسته شد.

00:20:22.280 --> 00:20:25.160
‫گزارش مربوط به اون روز بالأخره آماده‌ست.

00:20:25.500 --> 00:20:29.410
‫دوماه از وقتی که ازت خواستم کسی رو
‫با جای سوختگی روی ساعدهاش پیدا کنی، می‌گذره.

00:20:30.290 --> 00:20:31.910
‫زیادی طولش دادی.

00:20:31.910 --> 00:20:33.660
‫خیلی عذر می‌خوام.

00:20:33.660 --> 00:20:35.580
‫خب، کی بود؟

00:20:36.010 --> 00:20:39.210
‫بله. درواقع مقام‌شون بالاتر از حد انتظارم بود.

00:20:40.390 --> 00:20:42.470
‫فنگ‌مینگ، از کاخ لعل.

00:20:47.930 --> 00:20:51.220
‫ندیمه‌ی ارشد همنشین آدوئو.

00:20:53.250 --> 00:20:54.230
‫که این‌طور.

00:20:55.410 --> 00:20:56.490
‫مرخصی.

00:21:02.530 --> 00:21:03.800
‫همنشین آدوئو...

00:22:34.990 --> 00:22:50.010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.450 --> 00:22:48.970
- ‫قسمت بعدی: «عسل» - ‫قسمـــت -
10 - عســـل - ‫قسمـــت - 10 - عســـل