﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:04.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:08.320 --> 00:00:12.120
- Animelist Translation Team - Animelist Translation Team - The Apothecary Diaries
- The Apothecary Diaries - C W T h i e r r y - D a w n - S a y a K a - S a y a K a

00:01:35.360 --> 00:01:38.360
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:37.560 --> 00:01:39.490
‫عود چوب صندل...

00:01:40.510 --> 00:01:42.980
‫اتاق خواب جینشی-ساما...

00:01:43.410 --> 00:01:45.730
‫چطوری از اینجا سر درآوردم...؟

00:01:53.090 --> 00:01:55.510
‫عه‌وا، بیدار شدی.

00:01:57.580 --> 00:01:59.160
‫به خودت فشار نیار.

00:01:59.160 --> 00:02:01.180
‫پونزده‌تا بخیه خوردی.

00:02:01.880 --> 00:02:06.640
‫جینشی-ساما آوردت اینجا، چون‌که از بهداری بهتره.

00:02:07.350 --> 00:02:09.100
‫خب، بفرما.

00:02:09.700 --> 00:02:11.370
‫خیلی ممنونم.

00:02:15.890 --> 00:02:19.550
‫ببخشید که تا بیدار شدی مزاحمت شدم، ولی می‌تونی لباس بپوشی؟

00:02:19.550 --> 00:02:21.160
‫می‌خوام که همه رو بیارم داخل.

00:02:22.830 --> 00:02:23.950
‫متوجه‌م.

00:02:24.940 --> 00:02:26.660
‫معلوم هست چه‌خبر شده؟!

00:02:27.310 --> 00:02:28.120
‫باسن!

00:02:29.790 --> 00:02:33.780
- ‫قسمـــت - ‫‫قسمـــت - 20 - 20 - تـــــاتــــوره -
تـــــاتــــوره - ‫معلومه دیگه، جون اربابش در خطر بود.

00:02:33.890 --> 00:02:37.630
‫بااین‌حال، لایق اینم نیستم که سرم داد بکشن.

00:02:39.930 --> 00:02:41.510
‫بابت بی‌ادبیم پوزش می‌طلبم.

00:02:42.140 --> 00:02:43.530
‫نگرانش نباش.

00:02:43.530 --> 00:02:47.610
‫خب، چطوری سر از اونجا درآوردی،

00:02:47.610 --> 00:02:50.360
‫و چطور خبر داشتی که ستون قراره سقوط کنه؟

00:02:50.360 --> 00:02:51.690
‫توضیح بده.

00:02:54.250 --> 00:02:55.360
‫اطاعت می‌شه.

00:02:56.790 --> 00:03:00.410
‫مسبب اون اتفاق چندین حادثه بودن که باهمدیگه همسو شدن.

00:03:00.410 --> 00:03:04.840
‫اما این‌طور به‌نظر می‌رسه که این حوادث عمداً کنارهم قرار گرفتن.

00:03:04.840 --> 00:03:08.600
‫از این نظر، این یه توطئه‌ست، نه یه اتفاق.

00:03:09.450 --> 00:03:11.900
‫اولین حادثه مربوط به مرگ کونن-ساما بود،

00:03:11.900 --> 00:03:15.410
‫یه مقام درباری عالی‌رتبه که سال گذشته توی هیئت تشریفات بود.

00:03:18.550 --> 00:03:21.850
‫دومیش، آتیش‌سوزی توی انباره،

00:03:21.850 --> 00:03:24.680
‫و دزدی تعدادی از وسایل مراسم که توی یه انبار دیگه اتفاق افتاد.

00:03:27.660 --> 00:03:30.640
‫و سومیش هم مدیر وسایل مربوط به مراسمات...

00:03:30.640 --> 00:03:33.810
‫که همون موقع‌ها به‌خاطر مسمویت غذایی مریض شد.

00:03:37.400 --> 00:03:41.200
‫تمام اون‌ها عمداً توسط شخص خاصی انجام شدن؟

00:03:41.800 --> 00:03:42.920
‫احتمالاً.

00:03:43.490 --> 00:03:46.960
‫همچنین احتمالاً یه مورد مهم دیگه هم وجود داره.

00:03:46.960 --> 00:03:47.650
‫چیه؟

00:03:48.210 --> 00:03:49.910
‫وسایل مراسم که سرقت شدن.

00:03:50.920 --> 00:03:54.920
‫در طول مراسم، ستون بالای محراب
‫به‌وسیله‌ی سیم‌های فلزی به بالا کشیده می شد،

00:03:54.920 --> 00:03:57.510
‫و با قطعات فلزی به زمین چفت شده بود.

00:03:58.210 --> 00:04:00.970
‫اگه هدف این بوده که این رو به شکل یه اتفاق جلوه بدن،

00:04:00.970 --> 00:04:03.430
‫هدف گرفتن اون قطعات فلزی بیشتر کارساز می‌بود.

00:04:04.060 --> 00:04:07.510
‫اگه کسی اون‌ها رو دزدیده بود،
‫می‌تونستن صرفاً جایگزین شو بسازن!

00:04:07.820 --> 00:04:10.270
‫البته که می‌تونستن.

00:04:11.050 --> 00:04:15.620
‫از اونجایی که اون‌ها برای مراسم استفاده شدن،
‫مطمئنم که طراحی استادانه‌ای داشته.

00:04:15.620 --> 00:04:18.440
‫یه فلزکار به ذهنم می‌رسه که می‌شه چنین امری رو بهش سپرد.

00:04:19.160 --> 00:04:20.940
‫همون فلزکاری که فوت شد؟

00:04:21.430 --> 00:04:27.050
‫بله. قطعات دزدیده‌شده توسط اون فلزکار بازسازی شده بودن.

00:04:28.790 --> 00:04:33.640
‫پس، چی‌ می‌شد اگه اون قطعات طوری
‫ساخته شده باشن که وقتی حرارت دیدن متلاشی بشن؟

00:04:36.580 --> 00:04:40.350
‫احمقانه‌ست! چه نوع فلزی می‌تونه...

00:04:44.050 --> 00:04:48.010
‫با استفاده از فنون سری فلزکار فقید...

00:04:48.010 --> 00:04:51.170
‫فلز می‌تونست طوری ساخته بشه
‫که صرفاً با نزدیک بودن به یه شومینه ذوب بشه.

00:04:53.370 --> 00:04:56.770
‫یعنی داری می‌گی فلزکار هم بخشی از این توطئه بوده؟

00:04:57.140 --> 00:05:00.020
‫نه، به‌ نظرم اون هیچی نمی‌دونست.

00:05:00.020 --> 00:05:03.110
‫و فقط قطعات فلزی‌ رو همون‌طور که بهش گفته شد ساخته.

00:05:04.090 --> 00:05:09.780
‫شاید بهش گفته بودن، «لطفاً یکی از این‌ها بساز،
‫ولی از اون فلز خاص استفاده کن.»

00:05:10.200 --> 00:05:14.420
‫ولی اگه حین یه مراسم حادثه‌ای رخ بده، مشخصاً به فلزکار مشکوک می‌شن.

00:05:15.170 --> 00:05:17.260
‫اگه فلزکار قبل از حادثه حذف بشه،

00:05:17.260 --> 00:05:19.610
‫هم هویت ارباب‌رجوعش...

00:05:19.610 --> 00:05:22.170
‫و هم راز فلزی که به‌راحتی ذوب می‌شه به‌همراه اون از بین می‌رن.

00:05:22.460 --> 00:05:24.540
‫این برای مغز متفکر ایده‌آل‌ترین حالت بوده.

00:05:25.030 --> 00:05:27.010
‫یعنی کشته شده؟

00:05:27.690 --> 00:05:29.300
‫اینش رو نمی‌دونم.

00:05:30.190 --> 00:05:33.890
‫می‌تونه جرمی باشه که شبیه یه حادثه جلوه داده شده.

00:05:35.060 --> 00:05:39.810
‫مشتری‌ای که از فلزکار خواسته اون قطعات رو بازسازی کنه...

00:05:39.810 --> 00:05:42.440
‫از فنونی که اون فلز رو ذوب می‌کرده باخبر بوده.

00:05:43.500 --> 00:05:45.940
‫این تمام چیزیه که می‌تونم بگم.

00:05:46.680 --> 00:05:47.780
‫متوجه شدم.

00:05:48.440 --> 00:05:52.700
‫اینا به کنار، کی‌ فکرشو می‌کرد که جینشی-ساما توی اون مراسم باشه؟

00:05:53.740 --> 00:05:56.410
‫اگه اون مراسم ادامه پیدا می‌کرد...

00:05:58.190 --> 00:06:00.210
‫این مرتیکه کیه آخه؟

00:06:00.950 --> 00:06:06.490
‫اگه اون کسیه که ارزش تلاش برای قتل
‫اون‌هم با چنین نقشه‌ی پیچیده‌ای رو داره...

00:06:08.590 --> 00:06:11.250
‫فهمیدن حقیقت صرفاً منو تو مخمصه‌ی بزرگ‌تری میندازه.

00:06:17.490 --> 00:06:20.070
‫این قضیه دیگه به من هیچ ربطی نداره.

00:06:29.710 --> 00:06:31.370
‫شائومائو.

00:06:31.370 --> 00:06:32.180
‫بله.

00:06:33.630 --> 00:06:35.020
‫مهمان داری.

00:06:37.880 --> 00:06:41.790
‫در مورد اون قضیه. یه بانوی درباری به اسم سوئیری یه ربطی به قضیه داشته...

00:06:42.280 --> 00:06:44.040
‫می‌دونستم که سوئیری بوده.

00:06:44.490 --> 00:06:45.960
‫جسدش رو پیدا کردن.

00:06:47.820 --> 00:06:48.470
‫عـــه؟

00:06:51.130 --> 00:06:53.300
‫وقتی یکی از افسرهای دادگستری وارد اتاقش شد،

00:06:53.300 --> 00:06:55.840
‫اون از قبل سم رو خورده بود و افتاده بود روی زمین.

00:06:56.540 --> 00:07:00.210
‫طبیب‌ها قبلاً معاینه‌ش رو تموم کردن و مرگش تأیید شده.

00:07:01.320 --> 00:07:02.670
‫بعدش چی شد؟

00:07:03.140 --> 00:07:07.190
‫فکر کنم فردا جسد، تابوت و این‌هاش رو می‌سوزونن.

00:07:07.480 --> 00:07:08.900
‫همدست دیگه‌ای هم بوده؟

00:07:09.210 --> 00:07:11.990
‫کسی نبوده. فقط سوئیری.

00:07:13.720 --> 00:07:17.290
‫خودش تنهایی چنین نقشه‌های پیچیده‌ای رو کشیده؟

00:07:17.660 --> 00:07:21.460
‫بگذریم، قضیه حل‌و‌فصل شد. فعلاً.

00:07:24.740 --> 00:07:26.840
‫خودش رو مسموم کرد و مرد؟

00:07:27.460 --> 00:07:29.840
‫یعنی واقعاً تهش همینه؟

00:07:29.840 --> 00:07:31.800
‫نه، از اون مهم‌تر،

00:07:32.590 --> 00:07:35.640
‫سوئیری از اون زنایی بودن که خودشونو بکشن؟

00:07:36.520 --> 00:07:42.170
‫چون می‌دونست هیچ آینده‌ای نداره این‌طوری با دلمردگی و بی‌تفاوتی رفتار می‌کرد؟

00:07:43.260 --> 00:07:46.440
‫ولی طوری که حرف می‌زد، انگاری که داشت امتحانم می‌کرد...

00:07:47.180 --> 00:07:49.410
‫چندوقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

00:07:55.310 --> 00:07:56.920
‫داروی زنده‌کردن آدم...

00:08:02.710 --> 00:08:05.500
‫نمی‌تونم بسپرمش دست حدس‌و‌گمان.
‫باید حتماً ازش مطمئن بشم!

00:08:06.230 --> 00:08:07.340
‫جینشی-ساما!

00:08:08.230 --> 00:08:09.990
‫یه درخواستی ازتون دارم!

00:08:10.570 --> 00:08:12.010
‫چـ ـ چی شده؟

00:08:15.480 --> 00:08:20.050
‫می‌خواستم با دکتری که جسد سوئیری رو معاینه کرده صحبت کنم.

00:08:20.050 --> 00:08:21.400
‫توی سردخونه.

00:08:21.400 --> 00:08:23.350
‫چرا داری می‌خندی...؟

00:08:24.600 --> 00:08:26.270
‫باز فضولیم گل کرد.

00:08:33.080 --> 00:08:36.030
‫جینشی-ساما، لازم نیست شماها باهاش برید داخل...

00:08:36.700 --> 00:08:39.100
‫اگه داروساز می‌ره، پس منم می‌رم.

00:08:40.760 --> 00:08:42.110
‫اطاعت می‌شه.

00:08:49.810 --> 00:08:51.340
‫شائومائو، بیا اینجا.

00:08:52.090 --> 00:08:53.630
‫خیلی ممنونم.

00:08:54.780 --> 00:08:57.180
‫از اینکه معطل شدید عذرخواهی می‌کنم.

00:08:57.820 --> 00:09:00.390
‫می‌دونستم. کسی که جنازه رو معاینه کرد، این طبیب بود.

00:09:00.930 --> 00:09:04.020
‫یه بانوی دربار که به‌نظر باهاش صمیمی می‌اومد، مرده،

00:09:04.020 --> 00:09:06.820
‫و گذشته از اون، مظنون به چندین جنایته.

00:09:06.820 --> 00:09:08.270
‫جای تعجب نداره که از کت و کول افتاده.

00:09:08.820 --> 00:09:10.770
‫ولی واقعاً فقط همینه؟

00:09:11.410 --> 00:09:13.550
‫رک و پوست‌کنده می‌گم.

00:09:13.550 --> 00:09:17.740
‫سمی که بانوی دربار قورت داد، حاوی تاتوره بود؟

00:09:18.520 --> 00:09:20.040
‫خب...

00:09:20.040 --> 00:09:22.240
‫تپه‌ی کوچیک نزدیک طویله.

00:09:23.160 --> 00:09:26.110
‫اونجا تاتوره نکاشت؟

00:09:27.060 --> 00:09:31.730
‫یه سم قوی داره، ولی از مقدار صحیحش می‌شه
‫به‌عنوان داروی بی‌هوشی استفاده کرد.

00:09:32.250 --> 00:09:34.670
‫مطمئنم داروخونه یه‌عالمه ازش داره.

00:09:36.270 --> 00:09:39.990
‫تاتوره شبیه یه نیلوفر سفیده.

00:09:41.000 --> 00:09:42.600
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

00:09:43.010 --> 00:09:47.390
‫باتوجه به علائم، احتمالش بالاست، ولی نمی‌تونم با قطعیت بگم.

00:09:48.270 --> 00:09:51.090
‫پس، بیاید با چشم‌های خودمون مطمئن شیم.

00:10:03.540 --> 00:10:05.210
‫چیـ‌ ـ چیکار داری می‌کنی؟!

00:10:06.180 --> 00:10:08.250
‫لطفاً دهنتونو ببندید و نگاه کنید!

00:10:08.250 --> 00:10:09.850
‫بـ ـ بس کن!

00:10:12.520 --> 00:10:13.710
‫باز شد.

00:10:18.450 --> 00:10:20.840
‫این سوئیری... نیست؟!

00:10:22.300 --> 00:10:23.850
‫چطور ممکنه...

00:10:25.490 --> 00:10:29.020
‫اون واقعاً... واقعاً سوئیری بود...

00:10:29.560 --> 00:10:31.520
‫واقعاً مطمئنید که سوئیری بود؟

00:10:32.110 --> 00:10:35.310
‫امکان نداره من اون رو اشتباه بگیرم.

00:10:37.510 --> 00:10:40.530
‫نبضش نمی‌زد. قلبش از تپش ایستاده بود.

00:10:41.290 --> 00:10:42.860
‫خیلی زیبا بود.

00:10:43.570 --> 00:10:46.450
‫به عبارتی، مورد سوءاستفاده قرار گرفتید.

00:10:47.340 --> 00:10:52.860
‫به فکرتون نرسید که جسدش رو کالبدشکافی کنید
‫تا سر دربیارید از چه سمی استفاده کرده.

00:10:53.770 --> 00:10:55.880
‫طبق انتظار سوئیری عمل کردید.

00:10:55.880 --> 00:10:57.140
‫تو!

00:10:57.620 --> 00:11:01.170
‫تاتوره تنها چیزی نبود که سوئیری خورد.

00:11:01.720 --> 00:11:04.270
‫با بررسی موجودی داروی داروخونه،

00:11:04.270 --> 00:11:06.550
‫باید بشه فهمید که از چی استفاده کرده.

00:11:07.700 --> 00:11:09.820
‫گمونم تنها چیزی که این طبیب رو می‌تونیم بابتش مقصر بدونیم،

00:11:09.820 --> 00:11:13.080
‫اینه که حساب دقیق داروها رو در دست نداشت.

00:11:13.080 --> 00:11:14.600
‫منظورت چیه؟

00:11:15.670 --> 00:11:17.860
‫از اینکه جنازه اشتباهه.

00:11:17.860 --> 00:11:19.980
‫حتی اگه قرار بود تابوت سوزونده بشه،

00:11:19.980 --> 00:11:22.380
‫خیلی مشکوک می‌شد اگه خالی بود.

00:11:22.380 --> 00:11:27.620
‫حتماً به‌جای اون، یه جنازه‌ی دیگه رو توی یه تابوت جدید گذاشته.

00:11:28.050 --> 00:11:30.310
‫پس، جنازه‌ی سوئیری چی؟

00:11:30.720 --> 00:11:32.840
‫بیرون بردنش جلب توجه می‌کرد.

00:11:32.840 --> 00:11:34.890
‫لازم نیست بیرون برده شه.

00:11:35.320 --> 00:11:36.290
‫منظورت چیه؟

00:11:44.040 --> 00:11:46.430
‫با پاهای خودش بیرون رفته.

00:11:47.970 --> 00:11:49.640
‫ولی مگه نمرده؟!

00:11:50.120 --> 00:11:53.060
‫یه داروی خاص هست که فرد با خوردنش به‌نظر میاد مرده.

00:11:53.530 --> 00:11:54.980
‫ازش اطلاع دارید؟

00:11:54.980 --> 00:11:58.580
‫راجع‌بهش شنیدم، ولی قطعاً خیالی‌ـه.

00:11:58.980 --> 00:12:00.030
‫چه شکلی‌ـه؟

00:12:00.440 --> 00:12:03.330
‫اون دارو، که بنا به گفته‌ها در یه سرزمین دوردست وجود داره،

00:12:03.330 --> 00:12:07.580
‫می‌تونه یه فرد رو بکشه، و بعد احیاءش کنه.

00:12:08.210 --> 00:12:10.290
‫از جزئیات اطلاع ندارم،

00:12:10.290 --> 00:12:13.770
‫ولی شنیدم تاتوره و ماهی پفی به‌عنوان مواد اولیه به کار می‌رن.

00:12:18.090 --> 00:12:19.310
‫شائومائو؟

00:12:19.310 --> 00:12:23.520
‫گائوشون-ساما، می‌شه لطفاً تابوت‌های خالی رو بررسی کنید؟

00:12:23.520 --> 00:12:24.130
‫بله.

00:12:32.350 --> 00:12:33.560
‫جای ناخن.

00:12:34.790 --> 00:12:38.150
‫مطمئناً سوئیریِ مرده توی اون بوده.

00:12:38.520 --> 00:12:42.740
‫تا وقتی که ناجی‌ش برسه و بازش کنه،

00:12:43.100 --> 00:12:44.990
‫دوباره زنده شده بود.

00:12:45.700 --> 00:12:48.840
‫یه تابوت جدید با یه جنازه‌ی دیگه ترتیب دیدن تا جایگزینش کنن،

00:12:48.840 --> 00:12:51.650
‫بعدش یه دست‌فروش جا زدنش تا خارج شن.

00:12:54.590 --> 00:12:57.670
‫همچین روش ریسک‌‌پذیری رو به کار گرفتن؟

00:12:58.020 --> 00:13:01.080
‫اگه گیرش مینداختن، درهرصورت اعدام می‌شد.

00:13:01.080 --> 00:13:03.170
‫خودمم تحت هر شرایطی این قمارو می‌کردم.

00:13:03.490 --> 00:13:06.410
‫نه، اگه تو بودی فرق می‌کرد...

00:13:06.410 --> 00:13:11.280
‫از اونجایی که هیچ جنازه‌ای اینجا نیست، سوئیری مطمئناً برنده‌ی قمار شده.

00:13:11.280 --> 00:13:15.890
‫اگه جنازه‌ی جایگزین هم سوزونده می‌شد که دیگه
‫براش نور علی نور می‌شد، ولی...

00:13:17.660 --> 00:13:19.770
‫تا من هستم، خیال واهی‌ـه.

00:13:21.290 --> 00:13:24.110
‫اگه هنوز زنده‌ست، دوست دارم ببینمش.

00:13:24.800 --> 00:13:26.620
‫نه برای اینکه دستگیرش کنم.

00:13:26.620 --> 00:13:29.930
‫هوشی که این امکان رو بهش داد که
‫چندین جنایت رو حادثه نشون بده.

00:13:29.930 --> 00:13:32.040
‫جسارتی که برای به انجام رسوندن همه‌ش داشت.

00:13:32.680 --> 00:13:38.500
‫مهم‌تر از همه، شهامت چشمگیری که با قمار کردن
‫سر زندگی خودش برای رودست زدن بهمون به خرج داد!

00:13:40.970 --> 00:13:44.920
‫خیلی حیفه که همچین آدمی انقدر زود بمیره!

00:13:47.360 --> 00:13:51.680
‫دارویی برای دوباره زنده کردن آدم‌ها!
‫هرطور شده طرز درست کردنشو بهم یاد می‌ده!

00:13:58.610 --> 00:13:59.910
- ‫عذر می‌خوام.
- ‫چـ ـ چیه؟

00:14:02.340 --> 00:14:03.940
‫می‌شه دوباره پامو بخیه بزنیم؟

00:14:04.420 --> 00:14:06.450
‫فکر کنم زخمش باز شده.

00:14:06.900 --> 00:14:08.990
‫خب اینو زودتر بگو!

00:14:15.140 --> 00:14:16.300
‫لولان-ساما.

00:14:32.940 --> 00:14:36.740
‫آخرش هم... در خفا به حادثه‌ی سوئیری رسیدگی کردیم.

00:14:37.990 --> 00:14:42.020
‫خیلی چیزا در مورد بانوی دربار سوئیری نامشخص باقی موند.

00:14:42.810 --> 00:14:47.280
‫طبق گفته‌ی طبیب، پدرش توصیه‌ش رو کرده.

00:14:47.810 --> 00:14:52.760
‫خیلی وقت پیش متوجه استعدادش شده، و اون رو به عنوان دخترخوانده به خونه برده.

00:14:52.760 --> 00:14:55.080
‫چیز زیادی از گذشته‌ش قبل از اون وجود نداره.

00:14:56.620 --> 00:14:58.580
‫خیلی زمان می‌بره.

00:15:01.480 --> 00:15:04.270
‫شائومائو رو تا خونه رسوندم.

00:15:04.270 --> 00:15:05.700
‫ببخشید که مثل همیشه بهت زحمت می‌دم.

00:15:06.290 --> 00:15:09.590
‫نمی‌تونیم بذاریم دوباره زخمش رو باز کنه.

00:15:10.310 --> 00:15:11.050
‫بله.

00:15:11.810 --> 00:15:15.010
‫ولی من فقط نگران زخمش نیستم.

00:15:15.530 --> 00:15:18.100
‫موضوع لاکان، اون عجیب‌غریبه هم هست.

00:15:20.440 --> 00:15:23.210
‫واضحه که پدر مائومائوـه،

00:15:23.210 --> 00:15:26.520
‫ولی با توجه به رفتار داروساز، حتماً یه قضیه‌ای وجود داره.

00:15:30.100 --> 00:15:31.660
‫فردا کاخ اندرونیه، درسته؟

00:15:32.270 --> 00:15:32.980
‫بله.

00:15:36.440 --> 00:15:39.510
‫به‌نظر مشکلی نداره، مثل همیشه‌ست.

00:15:40.130 --> 00:15:42.500
‫که یعنی بدمزه‌ست.

00:15:46.340 --> 00:15:49.150
‫اگه دوستش ندارین، مجبور نیستین بخورینش.

00:15:49.150 --> 00:15:52.300
‫به عنوان یه خواجه، وظیفه‌مه.

00:15:52.300 --> 00:15:56.130
‫نباید بینیتون رو اونطوری توی ملاء عام بگیرین.

00:15:56.780 --> 00:15:58.970
‫باعث می‌شه خیلی کم‌سن به‌نظر بیاین.

00:15:58.970 --> 00:16:00.270
‫می‌دونم.

00:16:00.810 --> 00:16:05.520
‫رفتارهای زیبا، لبخند‌های بهشتی، صدایی به شیرینی عسل.

00:16:06.380 --> 00:16:10.540
‫«مرد بیست چهارساله»ای که پنج سال پیش وقتی کاخ اندرونی،

00:16:10.540 --> 00:16:12.520
‫حرمسرای امپراتور فعلی شد، خواجه شد.

00:16:12.830 --> 00:16:14.530
‫اون «جینشی»ـه.

00:16:15.140 --> 00:16:17.670
‫از روزی که تصمیم گرفتم این نقاب رو به صورت بزنم،

00:16:18.360 --> 00:16:22.540
‫هر روز این دارو رو برای سرکوب مردانگیم می‌خورم.

00:16:22.890 --> 00:16:25.250
‫اون آخرش یه روزی واقعاً عقیمتون می‌کنه.

00:16:28.250 --> 00:16:30.120
‫واسه خودتم همینه.

00:16:30.120 --> 00:16:35.340
‫بچه‌های من دیگه بزرگ شدن. اخیراً حتی دوباره نو‌ه‌دار شدم.

00:16:36.150 --> 00:16:38.560
‫نوه‌دار؟ از پسر بزرگت؟

00:16:39.090 --> 00:16:44.010
‫بله. پسر کوچیکمم هم آماده‌ی ازدواجه، اما...

00:16:44.010 --> 00:16:47.400
‫کوچیک، منظورت باسنه؟ اون که فقط نوزده سالشه.

00:16:48.090 --> 00:16:52.570
‫بلـــه، مثل شما... نوزده‌سالشه.

00:16:53.790 --> 00:16:56.250
‫«جینشیِ خواجه» بیست‌وچهار سالشه.

00:16:58.370 --> 00:17:03.750
‫نگاهت داره بهم می‌گه هرچه زودتر یه زن ‫پیدا کنم و به این کار خاتمه بدم.

00:17:04.430 --> 00:17:06.650
‫دوست دارم وقت برای نوه‌هام هم داشته باشم.

00:17:07.740 --> 00:17:08.950
‫همه‌ی تلاشمو می‌کنم.

00:17:22.540 --> 00:17:25.270
‫روز بخیر، جینشی-ساما.

00:17:25.270 --> 00:17:28.020
‫باز هم لبا‌س‌های جذاب به تن دارین.

00:17:28.940 --> 00:17:30.520
‫ممنون.

00:17:31.350 --> 00:17:32.050
‫جینشی-ساما...

00:17:32.050 --> 00:17:34.960
‫امپراتور اغلب به همنشین لولان سر می‌زنن،

00:17:34.960 --> 00:17:37.070
‫اما گویا، زیاد ازش خوششون نمیاد.

00:17:37.770 --> 00:17:42.490
‫همنشین لولان خیلی مطابق مد لباس می‌پوشن،
‫و مدل موها و آرایششون رو تغییر می‌دن.

00:17:42.950 --> 00:17:47.360
‫گویا، هردفعه که می‌بیننش، تشخیصش نمی‌دن و گیج می‌شن.

00:17:48.340 --> 00:17:51.750
‫ولی بازم، هر ده روز یک‌بار به ملاقاتش می‌رن.

00:17:52.390 --> 00:17:55.690
‫پدر همنشین لولان یک مقام رسمی عالی‌رتبه‌ست...

00:17:55.690 --> 00:17:57.560
‫که از افراد مورد علاقه‌ی ملکه‌ی مادر پیشین بوده.

00:17:57.560 --> 00:18:00.010
‫باید در مقابلش محتاط باشن.

00:18:02.130 --> 00:18:05.180
‫در خصوص مورد علاقه نبودن، همنشین لیشو هم به همین سرنوشت دچاره.

00:18:05.860 --> 00:18:09.630
‫امپراتور فعلی علاقه‌ی پدر خودشون به
‫دختر‌های جوون رو نکوهش می‌کنن.

00:18:10.040 --> 00:18:12.370
‫هیچ قصدی در خصوص اینکه با همنشین لیشو نزدیکی داشته باشن، ندارن!

00:18:13.180 --> 00:18:14.560
‫ملکه‌ی مادر که وقتی صرفاً...

00:18:14.560 --> 00:18:16.670
‫یه دختر کوچیک بودن امپراتور فعلی رو به دنیا آوردن،

00:18:16.670 --> 00:18:20.350
‫ده و اندی سال بعد یه بچه‌ی دیگری هم به دنیا آوردن.

00:18:21.490 --> 00:18:25.020
‫اون‌موقع، طبیب تمام وقتش رو صرف ملکه‌ی مادر کرد،

00:18:25.690 --> 00:18:28.830
‫پس زایمان بدون هیچ مشکلی پیش رفت.

00:18:29.220 --> 00:18:35.930
‫هرچند، همنشین آدوئو که تقریباً توی همون موقع وضع حمل کرد،

00:18:35.930 --> 00:18:39.240
‫توجه لازم رو نگرفت، و در نهایت رحمش رو از دست داد.

00:18:39.240 --> 00:18:43.070
‫فرزند اول امپراتور هم چندوقت بعد گم شد.

00:18:44.290 --> 00:18:47.470
‫اگه اون بچه الان زنده می‌بود...

00:18:49.900 --> 00:18:51.530
‫نه، این فقط یه فکر بی‌خوده.

00:18:55.220 --> 00:18:59.150
‫باید هرچه زودتر برای یه خودش یه شاهزاده بیاره.

00:19:00.300 --> 00:19:02.490
‫اوه، اومدی.

00:19:03.050 --> 00:19:05.690
‫به‌نظر خسته میاین.

00:19:05.690 --> 00:19:08.750
‫خب خب، شماها برگردین سر کارتون.

00:19:08.750 --> 00:19:10.480
‫بـ ـ بله.

00:19:11.720 --> 00:19:12.940
‫راستش...

00:19:17.370 --> 00:19:18.760
‫کاخ اندرونی؟

00:19:18.760 --> 00:19:22.800
‫بله. عادت ماهیانه‌ی همنشین گیوکویو به تعویق افتاده.

00:19:23.250 --> 00:19:27.660
‫عادت ماهیانه، پس یعنی احتمال داره باردار باشن.

00:19:28.470 --> 00:19:29.980
‫از کی؟

00:19:30.410 --> 00:19:31.980
‫می‌تونی از امروز شروع کنی؟

00:19:32.280 --> 00:19:33.240
- ‫بله.
- ‫روت حساب می‌کنم.

00:19:36.730 --> 00:19:38.780
‫فرصت خوبیه برام.

00:19:38.780 --> 00:19:41.320
‫مردا اجازه‌ی ورود به کاخ اندرونی رو ندارن.

00:19:41.320 --> 00:19:45.410
‫اینطوری دیگه با اون یارو اسمشو نبر روبه‌رو نمی‌شم.

00:19:46.540 --> 00:19:49.750
‫الان یعنی جینشی-ساما هوامو داره؟

00:19:49.750 --> 00:19:53.020
‫به هر حال، بازم می‌ریم سم امتحان کنیم.

00:19:53.470 --> 00:19:55.710
‫اوه، کیفت کوکه انگار.

00:19:55.710 --> 00:19:58.260
‫ها؟ نه راستش.

00:19:58.260 --> 00:20:03.850
‫چقدر حیف. خیال کردم بالأخره یه آدم دل به کار بده گیرم اومده.

00:20:03.850 --> 00:20:04.950
‫نـــه؟

00:20:08.440 --> 00:20:12.810
‫زندگی توی کاخ اندرونی مثل سری قبلیه،

00:20:12.810 --> 00:20:15.100
‫هر روز مزه کردن سم.

00:20:15.830 --> 00:20:17.190
‫مشکلی نداره.

00:20:17.570 --> 00:20:21.500
‫جدای اینکه عادت ماهیانه‌ش قطع شده، هیچ علائم قطعی دیگه‌ای وجود نداره.

00:20:25.190 --> 00:20:27.490
‫موقعی که درگیر اتفاقات با همنشین آدوئو بودم هم این فکر به ذهنم رسید،

00:20:27.790 --> 00:20:30.740
‫ولی گویا چیزی جز یه مرد میان‌سال شهوت‌رانه.

00:20:34.970 --> 00:20:38.750
‫با رفتن همنشین آدوئو به عنوان یه مشاور معتمد،

00:20:39.090 --> 00:20:45.260
‫و جایگزین شدین ایشون با دختر دمدمی مزاجی که توی امور سیاسی دخالت داره،

00:20:45.550 --> 00:20:49.750
‫کسی که نمی‌تونه نادیده‌ش بگیره، اما اگر فرزندی بیاره باعث دردسر می‌شه...

00:20:50.550 --> 00:20:52.780
‫فکر کردن به‌ همه‌ی اینا باعث سردرده.

00:20:54.290 --> 00:20:55.810
‫هی هی شنیدی؟

00:20:56.090 --> 00:20:58.190
‫چی؟ یکی از سه شاهدخت؟

00:20:58.190 --> 00:21:00.730
‫آره! داره فروخته می‌شه!

00:21:01.510 --> 00:21:03.980
‫فروخته... می‌شه؟

00:21:04.000 --> 00:21:11.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:34.950 --> 00:22:49.970
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.300 --> 00:22:49.170
- ‫قسمت بعدی «چگونگی خرید یک قرارداد».
- قسمت - ‫‫قسمت - 21 - 21 - چگونگی خرید یک قرارداد - چگونگی خرید یک قرارداد