﻿WEBVTT

00:00:09.530 --> 00:00:13.330
- Animelist Translation Team - Animelist Translation Team - The Apothecary Diaries
- The Apothecary Diaries - C W T h i e r r y - D a w n - S a y a K a - S a y a K a

00:00:13.970 --> 00:00:20.970
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:31.690 --> 00:01:34.690
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:37.040 --> 00:01:39.780
‫چت شده، لی‌هاکو. تمرکز کن!

00:01:39.780 --> 00:01:42.000
‫آه، شرمنده.

00:01:43.370 --> 00:01:47.330
- ‫قسمـــت - ‫‫قسمـــت - 21 - 21 - چگونگی
خرید یک قرارداد - چگونگی خرید یک قرارداد

00:01:43.870 --> 00:01:45.200
‫نظافت؟!

00:01:45.490 --> 00:01:49.350
‫لازم نیست تو این‌کارو بکنی،
‫می‌تونی از کس دیگه‌ای بخوای-

00:01:49.350 --> 00:01:54.110
‫اگه از کس دیگه‌ای بخوایم، و اون دارو رو عوض کنه، چی؟

00:01:55.280 --> 00:01:59.590
‫یه طبیب توی داروخونه‌ی دربار بود که...

00:01:59.590 --> 00:02:03.520
‫به‌خاطر مدیریت نامناسب داروها، برای مجازات از دستمزدش کسر شد.

00:02:06.450 --> 00:02:11.650
‫باید تا رطوبت بالا نرفته، اینجا رو تر و تمیز کنیم.

00:02:12.150 --> 00:02:12.860
‫بله...

00:02:22.230 --> 00:02:23.950
‫بالأخره می‌تونیم یه دل سیر استراحت کنیم.

00:02:24.760 --> 00:02:28.050
‫همیشه وقتی خسته‌ای،‌ شیرینی می‌چسبه!

00:02:28.050 --> 00:02:31.310
‫این یارو حتماً بچه‌ی یه خانواده‌ی مایه‌داره.

00:02:31.310 --> 00:02:34.800
‫الان فصل سیب‌زمینی‌های شیرین نیست،

00:02:35.210 --> 00:02:37.630
‫و از کاغذ به‌عنوان ظرف استفاده می‌کنه، انگار که کاملاً عادیه...

00:02:38.030 --> 00:02:38.800
‫هوم؟

00:02:39.790 --> 00:02:41.730
‫عجب کاغذ خوبیه.

00:02:41.730 --> 00:02:43.920
‫اوه، متوجه شدی؟

00:02:43.920 --> 00:02:47.270
‫خانواده‌ی من سرپرست تولید این کاغذ توی روستامونه.

00:02:47.790 --> 00:02:50.520
‫ما تأمین‌کننده‌ی کاخیم.

00:02:50.920 --> 00:02:52.100
‫محشره، نه؟

00:02:52.100 --> 00:02:54.050
‫جداً محشره.

00:02:54.050 --> 00:02:57.280
‫موندم که به حساب آشنا بودن می‌تونم تخفیف بگیرم.

00:02:57.730 --> 00:03:01.830
‫ما درگذشته با تولید بیشتر، سودهای کلانی می‌کردیم.

00:03:04.240 --> 00:03:06.480
‫به کشورهای دیگه هم صادر می‌کردیم.

00:03:07.140 --> 00:03:11.640
‫وقتی بچه بودم، خانواده‌م هر تنقلاتی که می‌خواستم برام می‌خریدن.

00:03:12.230 --> 00:03:17.430
‫ولی وقتی‌که ملکه مادر پیشین قطع درختان رو قدغن کرد،

00:03:17.430 --> 00:03:19.670
‫رفته به رفته در کسب‌وکارمون پس‌رفت کردیم.

00:03:20.110 --> 00:03:24.390
‫شروع به استفاده از مواد جایگزین کردیم،
‫و این باعث افت کیفیت محصول شد.

00:03:24.390 --> 00:03:27.350
‫خانواده‌م مسئولیتشو گردن گرفت.

00:03:27.900 --> 00:03:31.690
‫از اونجایی که دیگه آه در بساط نداشتیم،
‫خواهر بزرگم به کاخ اندرونی رفت.

00:03:32.130 --> 00:03:36.850
‫وقتی خواهر کوچیکم گفت که اون هم میره، من داوطلب شدم که به‌جاش بیام.

00:03:37.470 --> 00:03:41.200
‫خواجه شدن کمتر باب بود و بیشتر می‌ارزید.

00:03:41.790 --> 00:03:45.360
‫البته، هیچ‌وقت نتونستم خواهر بزرگم رو ببینم.

00:03:45.360 --> 00:03:49.200
‫هوم. بیشتر از چیزی که انتظار داشتم سرد و گرم چشیده.

00:03:59.710 --> 00:04:02.570
‫شرمنده مزاحم می‌شم. اومدم نظافت رو ادامه بدم.

00:04:02.570 --> 00:04:04.140
‫آه، خانم کوچولو.

00:04:07.390 --> 00:04:09.170
‫خواهر کوچیکم یه نامه برام فرستاده.

00:04:09.170 --> 00:04:12.770
‫ممکنه دیگه خانواده‌ی ما تأمین‌کننده‌ی کاخ نباشه.

00:04:13.150 --> 00:04:17.720
‫این واقعاً در حد کیفیت کاخ نیست.

00:04:17.720 --> 00:04:22.750
‫از حیث فروش که نگاه کنی، از دست دادنِ
‫موقعیت تأمین‌کنندگی مسئله‌ی مهمی محسوب می‌شه.

00:04:22.750 --> 00:04:24.410
‫یعنی چرا؟

00:04:24.410 --> 00:04:28.580
‫همین تازگی‌ها بهم گفتن که راهی برای تولید بیشتر کاغذ پیدا کردن.

00:04:29.030 --> 00:04:33.710
‫تولید بیشتر؟ از سر و ته‌ش زدن؟

00:04:33.710 --> 00:04:38.540
‫البته که نه! شروع به استفاده از گاوهای نر برای کارهای پرمشقت کردن.

00:04:39.460 --> 00:04:42.740
‫مواد اولیه یا روند تولید رو تغییر ندادن...

00:04:43.590 --> 00:04:46.050
‫گمونم الان وقت نظافت نیست.

00:04:46.520 --> 00:04:50.110
‫درمقایسه با کالاهای نامرغوبی که همه‌جا فروخته می‌شه،

00:04:50.110 --> 00:04:56.060
‫این اصلاً ناخالصی‌ نداره، الیاف به‌طور یک‌نواخت
‫له شده و ازنظر ضخامت یک‌دسته.

00:04:56.060 --> 00:04:58.690
‫تنها مشکلش، سائیدگی سطح و...

00:05:00.420 --> 00:05:01.690
‫استحکامشه!

00:05:02.460 --> 00:05:04.760
‫این روند تغییرنیافته دقیقاً به چه صورته؟

00:05:04.760 --> 00:05:07.430
‫درست مثل شیوه‌ی عادی تولید کاغذ.

00:05:07.430 --> 00:05:12.490
‫ولی البته، خانواده‌ی ما روش خاصی برای
‫له کردن مواد اولیه و ایجاد چسب داره...

00:05:12.490 --> 00:05:14.460
‫آه، ولی یه رازه.

00:05:14.870 --> 00:05:17.540
‫پس در این‌مورد دهن‌لق نیست.

00:05:18.370 --> 00:05:20.900
‫به آب توجه خاصی می‌شه؟

00:05:20.900 --> 00:05:26.300
‫بله. ما آب بهاره‌ی ذخیره‌شده به کار می‌بریم
‫تا چسب رو کاملاً سفت کنیم.

00:05:26.300 --> 00:05:28.800
‫برای کنترل رطوبته، ولی...

00:05:29.310 --> 00:05:31.460
‫بقیه‌ش رازه.

00:05:32.070 --> 00:05:36.070
‫گاوهای نر، آب‌های بهاره ذخیره‌شده...

00:05:41.690 --> 00:05:45.470
‫از آب برنج پخته‌شده برای چسب استفاده می‌کنین؟

00:05:45.470 --> 00:05:48.660
‫نه، قاعدتاً از آرد گندم استفاده می‌کنیم.

00:05:48.940 --> 00:05:51.830
‫وگرنه، در فرآیند سفت شدن... آه!

00:05:52.680 --> 00:05:55.830
‫خانم کوچولو، لطفاً حرفی که زدمو نشنیده بگیر، باشه؟!

00:05:55.830 --> 00:05:56.550
‫چشم.

00:05:57.920 --> 00:06:00.540
‫خب، گاوهای نر رو کجا نگه‌داری می‌کنین؟

00:06:00.890 --> 00:06:03.800
‫چیزی در این‌مورد نمی‌دونم.

00:06:03.800 --> 00:06:04.850
‫که اینطور.

00:06:07.230 --> 00:06:08.000
‫بفرمائید.

00:06:09.040 --> 00:06:10.220
‫حریرۀ کودزو؟

00:06:13.600 --> 00:06:16.390
‫خانم کوچولو، نسبت‌ها رو درست درنیاوردی.

00:06:16.800 --> 00:06:19.600
‫توی فنجون گیر کرده و نوشیدنش سخته.

00:06:19.870 --> 00:06:24.260
‫عذر می‌خوام. بهتون نشون می‌دم که چطوری می‌شه راحت‌تر نوشیدش.

00:06:24.260 --> 00:06:25.870
‫می‌تونین کاری که می‌کنم رو تکرار کنین؟

00:06:30.280 --> 00:06:33.760
‫این‌طوری، قاشق رو لیس بزنین و قاطیش کنین.

00:06:33.760 --> 00:06:35.810
‫به‌نظر دور از ادب میاد.

00:06:42.980 --> 00:06:45.790
‫عه، دیگه چسبناک نیست.

00:06:46.220 --> 00:06:47.300
‫مگه نه؟

00:06:47.720 --> 00:06:51.390
‫حریرۀ کودزه نوعی چسب به حساب نمیاد؟

00:06:51.390 --> 00:06:54.750
‫هوم، گمونم همین‌طوره.

00:06:54.750 --> 00:06:58.850
‫شاید وقتی بزاق رو با چسب هم ترکیب کنی، باعث کاهش چسبندگی‌ش بشه.

00:06:59.400 --> 00:07:00.980
‫دقیقاً.

00:07:02.270 --> 00:07:03.730
‫دقیقاً چی؟

00:07:04.480 --> 00:07:06.190
‫این حکیم تقلبی واقعاً دوزاریش کجه.

00:07:06.900 --> 00:07:11.720
‫گاوهای نر بزاق زیادی توی دهن‌شون دارن.

00:07:12.250 --> 00:07:17.180
‫شاید بهتره بررسی کنین و ببینین اون گاوهای نر از کجا آب می‌نوشن.

00:07:19.520 --> 00:07:22.020
‫باید به خواهرم یه نامه بفرستم!

00:07:23.700 --> 00:07:25.620
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

00:07:31.100 --> 00:07:33.090
‫من برگشتم.

00:07:33.090 --> 00:07:34.470
‫آه، مائومائو.

00:07:34.850 --> 00:07:37.810
‫یه‌نفر پیغام فرستاده که فوراً باید خودتو برسونی.

00:07:39.020 --> 00:07:40.560
‫کجا باید برم؟

00:07:42.060 --> 00:07:45.160
‫آزاد کردن یه روسپی چقدر خرج برمی‌داره؟

00:07:47.070 --> 00:07:49.900
‫منو باش که فکر می‌کردم قضیه‌ی سوئیری‌ـه...

00:07:49.900 --> 00:07:51.390
‫الحق که یه سگ منگله.

00:07:51.390 --> 00:07:53.390
‫گوش کن ببین چی می‌گم، خانم کوچولو!

00:07:53.390 --> 00:07:54.980
‫اون‌روز توی خانه‌ی یشم،

00:07:54.980 --> 00:07:58.160
‫شایعاتی حول اینکه آزادی یکی از سه شاهدخت داره خریده می‌شه، شنیدم!

00:07:58.470 --> 00:08:01.980
‫پس به‌خاطر پایرین نه-چان داره حرص و جوش می‌خوره.

00:08:02.860 --> 00:08:04.460
‫والا قیمتش بستگی داره.

00:08:04.460 --> 00:08:05.990
‫تهشو بهم بگو.

00:08:05.990 --> 00:08:10.300
‫متوجه‌م. لطفاً این هم در نظر داشته باشید که بازار خیلی نوسان داره،

00:08:10.300 --> 00:08:12.170
‫بنابرین این صرفاً یه قیمت تقریبیه.

00:08:12.170 --> 00:08:13.680
‫صاف و صادقانه بهم بگو.

00:08:14.800 --> 00:08:15.680
‫چه‌قدر می‌شه؟

00:08:16.300 --> 00:08:18.350
‫از اون سخت‌هاشه.

00:08:18.930 --> 00:08:26.180
‫هزینه‌ی خریدن یه روسپی به این بستگی داره
‫که چه‌قدر بتونه توی فاحشه‌خانه درآمدزایی کنه،

00:08:26.180 --> 00:08:28.770
‫به اضافه‌ی یه‌کم شیرینی، که دوبرابرش می‌کنه. پس...

00:08:31.870 --> 00:08:32.610
‫خانم کوچولو...

00:08:35.970 --> 00:08:41.870
‫اگه کسی بخواد پایرین نه-چان رو بخره،
‫دوتا کاندید داریم که از مشتری‌های خوب قدیمی‌مون هستن.

00:08:42.240 --> 00:08:44.000
‫د ـ‌ دوتا...

00:08:44.530 --> 00:08:47.340
‫یکی‌شون یه تاجر ثروتمنده،

00:08:47.700 --> 00:08:52.010
‫یه مرد مسن خوش‌مشرب که وقتی
‫خانه‌ی یشم اوضاع بدی داشت هم بهمون سر می‌زد.

00:08:53.010 --> 00:08:58.140
‫اون‌یکی یه مقام درباری عالی‌رتبه‌ست،
‫که هنوز جوونه، توی دوره‌ی سی سالگیشه.

00:08:58.140 --> 00:09:02.110
‫پایرین می‌گفت که برای حال‌و‌هول توی تخت هم زوج خوبیه،

00:09:02.520 --> 00:09:06.230
‫ولی اینکه روز بعدش چه‌قدر خسته به‌نظر میاد، یه‌کم نگران‌کننده‌ست.

00:09:06.230 --> 00:09:11.880
‫فکر کردن به زندگی‌ای که بعد از خریدنش دارن... هیچ‌کدومشون... همم.

00:09:11.880 --> 00:09:13.860
‫خستگی؟ منظورت چیه؟

00:09:14.290 --> 00:09:18.060
‫پایرین نه-چان نه تنها که رقصنده‌ی ماهریه،

00:09:18.060 --> 00:09:21.080
‫بلکه به شکست‌ناپذیر بودنش مثل یه سپهسالار توی تخت هم معروفه.

00:09:21.080 --> 00:09:24.990
‫وقتی که «عطشش» بالا می‌گیره، به هر کسی حمله‌ور می‌شه...

00:09:24.990 --> 00:09:26.370
‫به عبارتی، اون به‌شدت شهوت‌رانه.

00:09:26.680 --> 00:09:27.760
‫نــــــه!

00:09:28.840 --> 00:09:29.750
‫ولی...

00:09:31.330 --> 00:09:32.590
‫ولی؟

00:09:33.590 --> 00:09:38.550
‫قبل از اینکه پدرم منو به فرزندی قبول کنه، کسایی که
‫توی خانه‌ی یشم ازم مراقبت می‌کردن...

00:09:39.030 --> 00:09:41.160
‫ننه‌جون و سه‌تا شاهدخت بودن.

00:09:43.000 --> 00:09:48.990
‫پایرین، که تا حالا زایمان نکرده بود تونست بهم شیر بده،

00:09:49.590 --> 00:09:51.890
‫تقریباً برام شبیه یه مادر بود.

00:09:53.350 --> 00:09:56.320
‫نمی‌دونم خودش در این مورد چه ذهنیتی داشت، ولی...

00:09:57.200 --> 00:10:00.570
‫وقتی به اون روزها فکر می‌کنم، به‌نظرم یه‌کمی حیف میاد.

00:10:01.400 --> 00:10:08.040
‫اون قطعاً یه زن شهوت‌رانه، ولی به همون اندازه هم حس مادرانه داره.

00:10:08.870 --> 00:10:10.880
‫ولی، چی؟

00:10:14.230 --> 00:10:19.300
‫لی‌هاکو-ساما می‌دونه که نه-چان
‫برای امرارمعاش چیکار می‌کنه، ولی بازم عاشقشه.

00:10:19.300 --> 00:10:22.680
‫شاید شبیه یه سگ منگل باشه، ولی آدم صادق و سخت‌کوشی به‌نظر میاد.

00:10:22.680 --> 00:10:26.930
‫تلاشش برای ارتقاء درجه به‌خاطر معشوقه‌ش
‫قابل تحسینه، حتی اگه احمقانه باشه.

00:10:27.680 --> 00:10:29.810
‫مهم‌تر از همه، اون استقامت شگفت‌انگیزی داره.

00:10:32.140 --> 00:10:33.090
‫همم.

00:10:34.910 --> 00:10:37.610
‫با تمام این تفاسیر، انتخاب بدی از آب در نمیاد.

00:10:38.370 --> 00:10:42.360
‫لی‌هاکو-ساما، می‌تونم بپرسم چه‌قدر حقوق می‌گیرید؟

00:10:42.360 --> 00:10:44.760
‫چی شد یهویی اینو پرسیدی؟

00:10:44.760 --> 00:10:46.620
‫شاید سالی ۸۰۰ سکه‌ی نقره؟

00:10:46.620 --> 00:10:48.210
‫هوی، هوی.

00:10:48.210 --> 00:10:49.500
‫پس شاید ۱۲۰۰ تا؟

00:10:50.470 --> 00:10:53.110
‫پس تقریباً سالی ۱۰۰۰ سکه‌ی نقره یا همین حدودها.

00:10:53.590 --> 00:10:54.830
- ‫کافی نیست؟
- ‫متأسفانه نه.

00:10:55.880 --> 00:10:58.390
‫اون‌ها دست‌کم ۱۰،۰۰۰ تایی نقد ازت می‌خوان.

00:10:59.400 --> 00:11:00.710
‫د ـ ده‌هزارتا؟

00:11:01.470 --> 00:11:03.990
‫یه روسپی ارزون‌قیمت حدود ۴۰۰ سکه خرج برمی‌داره.

00:11:03.990 --> 00:11:09.330
‫یکی از سه شاهدخت خانه‌ی یشم؟ حداقلش، ۱۰،۰۰۰ تا نقره می‌خواد.

00:11:10.830 --> 00:11:12.100
‫ده‌هزارتا...

00:11:13.220 --> 00:11:16.600
‫می‌گم... فرض کنیم من این پولو از یه‌جایی جور کردم.

00:11:16.600 --> 00:11:19.030
‫فکر می‌کنی بتونم با اون مقدار بخرمش؟

00:11:19.370 --> 00:11:23.660
‫منظورتون اینه؛ فکر می‌کنم چه‌قدر
‫احتمال داره که دست رد به سینه‌ت بزنه؟

00:11:27.680 --> 00:11:29.440
‫چاره‌ای نیست گمونم.

00:11:30.800 --> 00:11:34.140
‫لی‌هاکو-ساما، می‌شه لباس‌هاتون رو دربیارید؟

00:11:35.390 --> 00:11:37.650
‫اگه دربیارم، احتمال اینکه رد بشم کم‌تر می‌شه؟

00:11:37.650 --> 00:11:42.180
‫یه‌چیزی که ازش مطمئنم، نوع بدنیه که پایرین نه-چان دوست داره.

00:11:43.410 --> 00:11:44.280
‫لخت می‌شم!

00:11:48.530 --> 00:11:50.020
‫شلوار هم دربیارید، لطفاً.

00:11:50.580 --> 00:11:51.710
- ‫شلوارم؟
- ‫بله، شلوار.

00:11:53.510 --> 00:11:58.580
‫بعدش می‌شه بازوهاتون رو تا سر شونه بیارید بالا
‫و عضله‌هاتون رو سفت کنید؟

00:12:00.440 --> 00:12:01.490
‫این‌طوری؟

00:12:01.890 --> 00:12:08.160
‫پایرین نه-چان سخت‌پسند نیست، ولی یه توقعاتی هم داره.

00:12:08.160 --> 00:12:10.700
‫همم،‌ بدک هم نیست...

00:12:11.200 --> 00:12:14.330
‫بعدش، دست‌هاتون رو بیارید پایین، دوباره ژست بگیرید.

00:12:15.160 --> 00:12:16.100
‫این‌طوری؟

00:12:18.000 --> 00:12:20.800
‫مثل هر نظامی کاردرستی، اونم زیاد تمرین می‌کنه.

00:12:21.570 --> 00:12:23.840
‫عضله‌بندیش خوبه.

00:12:24.480 --> 00:12:26.520
‫شاید یه شانسی داشته باشه.

00:12:27.100 --> 00:12:28.600
‫بعدش...

00:12:28.900 --> 00:12:31.560
‫حالا، لطفاً آخرین تیکه رو هم دربیارید.

00:12:31.560 --> 00:12:32.310
‫باشه!

00:12:35.500 --> 00:12:39.600
‫شما دوتا... دارید چه غلطی می‌کنید؟

00:12:40.150 --> 00:12:43.330
‫درود و عرض ادب، جینشی-ساما.

00:12:47.200 --> 00:12:50.080
‫دقیقاً چه برنامه‌ای داشتی؟

00:12:50.080 --> 00:12:53.080
‫آدمای خوشگل وقتی عصبانی می‌شن خیلی ترسناکن.

00:12:53.560 --> 00:12:56.230
‫می‌فرمایید، چه برنامه‌ای؟

00:12:56.230 --> 00:12:59.770
‫خب، بابت اظهار نظرم در مورد یه موضوعی احضار شدم.

00:12:59.770 --> 00:13:02.370
‫چرا اون مرتیکه اون‌طوری لخت شده بود؟

00:13:02.370 --> 00:13:04.220
‫هیچ داستان خارج از شرعی در جریان نبود.

00:13:04.500 --> 00:13:06.140
‫فقط داشتم قشنگ بررسیش می‌کردم.

00:13:08.340 --> 00:13:11.960
‫قشنگ بررسیش می‌کردی؟

00:13:11.960 --> 00:13:14.290
‫بله، فقط نگاه می‌کردم.

00:13:14.290 --> 00:13:15.600
‫بابت چی؟

00:13:15.600 --> 00:13:17.690
‫می‌فرمایید، بابت چی؟

00:13:18.030 --> 00:13:20.190
‫تا ببینم بدنش به‌اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه.

00:13:20.190 --> 00:13:22.570
‫چه راهی بهتر از اینکه خودم بررسیش کنم وجود داره؟

00:13:22.840 --> 00:13:24.740
‫گفتی که ببینی بدنش «به‌اندازه‌ی کافی خوبه»؟

00:13:25.200 --> 00:13:29.260
‫بله. ظاهر تنها بخشی از چیزیه که یه شخص رو تعریف می‌کنه،

00:13:29.260 --> 00:13:31.740
‫اما مناسبِ ذائقه‌ی یه شخص بودن خودش همیشه یه مزیته.

00:13:31.740 --> 00:13:35.740
‫می‌خواستم آخرین نگاهم به بخش‌های مهمش بندازم...

00:13:35.740 --> 00:13:39.570
‫برای اینکه تشخیص بدم چطور به دل نه-چان می‌شینه، ولی...

00:13:42.750 --> 00:13:47.470
‫خب، نظرت در مورد ظاهر اون مرد چیه؟

00:13:48.030 --> 00:13:50.990
‫بدن‌شون تناسب خیلی خوبی داشت.

00:13:50.990 --> 00:13:55.410
‫به‌نظر می‌رسه آدم سخت‌کوشی باشه که با پشت‌کار تمرین می‌کنه.

00:13:55.410 --> 00:13:58.980
‫حدس می‌زنم حتی در مقایسه با
‫سایر مردهای نظامی هم جنگجوی ماهری باشه.

00:13:59.960 --> 00:14:03.980
‫فقط از روی هیکل یه نفر می‌تونی از شخصیتش سر در بیاری؟

00:14:05.160 --> 00:14:08.950
‫ظاهر یه نفر به‌طور خیلی دقیقی منعکس‌کننده‌ی
‫روتین روزانه‌ی اون فرده.

00:14:08.950 --> 00:14:13.240
‫به عنوان یه داروساز، کم پیش نمیاد مشتری‌هایی به
‫ تورمون بخورن که زیاد در مورد خودشون بهمون نمی‌گن.

00:14:13.510 --> 00:14:15.280
‫پس کار ایجاب می‌کنه تا یاد بگیرم.

00:14:16.270 --> 00:14:19.580
‫می‌تونی از روی هیکل منم بگی؟

00:14:19.930 --> 00:14:20.540
‫ها؟

00:14:21.020 --> 00:14:24.780
‫وایسا ببینم، الان به لی‌هاکو-ساما حسودیش شده؟

00:14:24.780 --> 00:14:26.760
‫این پسره رسماً تو کت نروـه.

00:14:27.800 --> 00:14:31.010
‫فقط می‌خواد پُز خوشگلیشو بده ـده ـده...

00:14:31.660 --> 00:14:34.420
‫خودم می‌دونم که بدن زیبایی داره.

00:14:34.420 --> 00:14:37.390
‫یه‌کم جاخوردم که چطور انقدر ورزیده‌ست.

00:14:38.080 --> 00:14:38.890
‫اما...

00:14:39.510 --> 00:14:43.520
‫جینشی-ساما دلیلی نداره بخوایم از بدن شما چیزی بفهمیم.

00:14:45.180 --> 00:14:50.620
‫متأسفانه فکر نمی‌کنم شما زیاد با خواهر من کنار بیاین جینشی-ساما.

00:14:50.620 --> 00:14:51.370
‫ها؟!

00:14:54.680 --> 00:14:59.000
‫اینطوری که من دارم وقت هدر می‌دم، ممکنه پایرین رو بدن بره.

00:14:59.440 --> 00:15:03.800
‫ولی هنوز کاری از من... بر نمیاد.

00:15:07.570 --> 00:15:08.990
‫پایرین...

00:15:11.280 --> 00:15:12.300
‫هوممم؟

00:15:15.500 --> 00:15:17.470
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:15:18.030 --> 00:15:20.550
اشتباه نکنم جینشی بود دیگه؟

00:15:20.550 --> 00:15:23.630
‫می‌گن سوگلی امپراتوره...

00:15:24.370 --> 00:15:27.320
‫ممنون که اون روز از ملازم من پذیرایی کردی.

00:15:27.940 --> 00:15:30.440
‫نه... قابلی نداشت...

00:15:30.440 --> 00:15:34.280
‫شنیدم در حال حاضر به لحاظ عاطفی دنبال شخصی هستی.

00:15:36.200 --> 00:15:39.140
نکنه اون دختره دهن‌لقی کرده؟

00:15:39.660 --> 00:15:42.440
برای همین اینطوری واسه‌م می‌خنده؟

00:15:43.880 --> 00:15:50.530
‫با این سن کم، مقام بالاش و اینکه همه زیباترین آدم کل کشور صداش می‌زنن،

00:15:50.530 --> 00:15:53.680
‫خریدن یه روسپی براش باید یه‌طور شوخی باشه.

00:15:54.710 --> 00:15:56.600
‫برام مهم نیست منو دست بگیره.

00:15:57.150 --> 00:16:01.060
‫اما اگه به پایرین توهینی بکنه، کلاهمون می‌ره تو هم.

00:16:01.430 --> 00:16:03.810
‫اگه بهش توهین کنه...

00:16:03.810 --> 00:16:04.780
‫بیست‌هزار تا.

00:16:06.190 --> 00:16:10.190
‫نظرت چیه من مبلغ لازم برای خرید دختر مورد‌علاقه‌ت رو بهت بدم؟

00:16:13.510 --> 00:16:16.150
‫منظورتون از این حرف چیه؟

00:16:16.150 --> 00:16:17.490
‫دقیقاً همینی که گفتم.

00:16:23.300 --> 00:16:25.040
‫ممنون از سخاوتمندیتون.

00:16:25.620 --> 00:16:30.600
‫ولی مشکلی نیست ناگهانی به یه افسری که
‫شناخت درستی ازش ندارین، همچین پیشنهادی بدین؟

00:16:30.600 --> 00:16:34.510
‫گربه‌ی من... عموماً خیلی محتاطه.

00:16:34.930 --> 00:16:37.240
‫ولی بازم، مایله تا تو رو راهنمایی کنه،

00:16:37.240 --> 00:16:43.240
‫و همچنین تو رو یه گزینه برای شریک زندگی خواهرش می‌دونه.

00:16:43.900 --> 00:16:50.180
‫به عبارتی، اگه گربه‌ی محتاطتون به من
‫پنجول نکشه، یعنی من قابل اعتمادم؟

00:16:53.740 --> 00:16:55.990
‫حرف بدی زدم؟

00:16:56.680 --> 00:17:00.420
‫تعریفت به گوشم خورده.

00:17:01.500 --> 00:17:03.750
‫تو پیشینه‌ی خانوادگی خوبی داری،

00:17:03.750 --> 00:17:07.500
‫ولی هنوزم باید برات سخت باشه که
‫ اینجا توی پایتخت یه افسر نظامی بشی.

00:17:08.070 --> 00:17:13.730
‫شنیدم رزم‌آرای تیزبینمون تو رو کشف کردن
‫و مسئولیت رهبری یه واحد رو بهت سپردن.

00:17:14.430 --> 00:17:15.180
‫بله.

00:17:16.150 --> 00:17:18.850
‫حقیقت امر اینه که مسئول قبلی واحد بازنشسته شدن...

00:17:18.850 --> 00:17:20.600
‫من هم صرفاً ارتقاء گرفته بودم، اما...

00:17:21.270 --> 00:17:26.140
‫هرکسی باشه دلش نمی‌خواد با یه افسر آینده‌دار در رابطه باشه؟

00:17:26.910 --> 00:17:30.920
‫ولی بازم، بیست‌هزارتا سکه‌ی نقره برای من خیلی زیاده.

00:17:30.920 --> 00:17:35.570
‫من فقط به نصف اون‌قدر... نه،
‫حتی یک‌چهارمش هم جوابه.

00:17:41.390 --> 00:17:45.670
‫خیلی خوشحالم که در مورد من چنین نظری دارین.

00:17:45.670 --> 00:17:48.960
‫از نظر منم پیشنهادتون خیلی وسوسه‌کننده‌ست.

00:17:49.410 --> 00:17:53.210
‫ولی توی این موقعیت نمی‌تونم اون نقره‌ها رو بپذیرم.

00:17:54.370 --> 00:17:57.160
‫برای شما، اون شاید صرفاً یه روسپی باشه،

00:17:57.620 --> 00:18:00.720
‫اما برای من، اون تنها زن توی کل دنیاست.

00:18:01.540 --> 00:18:06.230
‫اینکه بخوام با پول یه نفر دیگه زنم رو به خونه بیارم...

00:18:08.720 --> 00:18:10.940
‫اونوقت که دیگه نمی‌شه بهم گفت مرد.

00:18:15.900 --> 00:18:18.710
‫که اینطور. پس با اجازه.

00:18:18.710 --> 00:18:19.530
‫ها؟

00:18:19.530 --> 00:18:22.870
‫شاید بازم همین روزا لازم شد باهات صحبتی داشته باشم.

00:18:23.420 --> 00:18:24.500
‫مشکلی نداری؟

00:18:26.440 --> 00:18:27.080
‫بله.

00:18:33.340 --> 00:18:34.840
- ‫جینشی-ساما.
- ‫بله.

00:18:36.420 --> 00:18:38.070
‫چیزی برای نگرانی وجود نداشت.

00:18:41.460 --> 00:18:43.540
‫این دیگه چه اوضاعی بود؟

00:18:44.100 --> 00:18:46.770
‫حالا چه گلی به‌ سر بگیرم؟

00:18:48.050 --> 00:18:53.560
‫گمونم باید توی رزمایش بعدی حسابی خودنمایی کنم...

00:18:54.200 --> 00:18:56.570
‫یا شاید باید درخواست اضافه‌کاری کنم...

00:18:58.430 --> 00:19:00.820
‫یا... خیلی‌خب.

00:19:06.700 --> 00:19:10.000
‫براش نامه می‌نویسم، حتی اگه ندونم
‫دفعه‌ی دیگه کی می‌تونم ببینمش.

00:19:15.960 --> 00:19:20.510
‫نمی‌تونم خواسته‌ی خودمو بهش تحمیل کنم
‫باید ببینم نظر اون چیه.

00:19:30.730 --> 00:19:32.900
‫برام مهم نیست جوابش کاملاً دیپلماتیک باشه.

00:19:32.900 --> 00:19:35.730
‫باور کردن حرفاش کمک می‌کنه بتونم روزامو بگذرونم.

00:20:01.390 --> 00:20:05.040
‫فقط باید از راهی که بهش باور دارم برم دنبالش.

00:20:08.320 --> 00:20:13.090
‫«ننه هرچی می‌خواد بگه. من هنوز از دور بیرون نیفتادم...

00:20:13.490 --> 00:20:18.730
‫به‌علاوه، هنوز منتظرم شاهزاده‌م بیاد دنبالم.»

00:20:19.660 --> 00:20:21.990
‫آره، منم همین فکرو می‌کردم.

00:20:21.990 --> 00:20:27.590
‫اگه پایرین نه-چان دوستش داشته باشه،
‫به ده هزار تا نقره نیازی نداره.

00:20:27.590 --> 00:20:29.230
‫بقیه‌ش دیگه فقط شانسه.

00:20:31.630 --> 00:20:34.730
‫«گمونم وقتی همون مرده برای خریدن یه نفر اومده بود،

00:20:34.730 --> 00:20:37.170
‫یکی از دخترای خدمتکار اشتباه برداشت کرده.»

00:20:45.580 --> 00:20:46.860
‫اون مرد.

00:20:49.870 --> 00:20:51.020
‫لاکان-ساما.

00:20:51.780 --> 00:20:53.520
‫بالأخره پیداتون کردم.

00:20:54.150 --> 00:20:56.920
‫لاکان-ساما، جلسه داره شروع می‌شه.

00:20:57.730 --> 00:20:59.020
‫رز آبی.

00:21:00.580 --> 00:21:01.530
‫چی گفتین؟

00:21:01.550 --> 00:21:08.550
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:36.200 --> 00:22:51.220
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:47.840 --> 00:22:51.220
- قسمت - ‫‫قسمت - 22 - 22 - رز آبــــــی
- رز آبــــــی - ‫قسمت بعدی: «رز آبی»