﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:08.320 --> 00:00:12.740
- The Apothecary Diaries
- The Apothecary Diaries

00:01:30.480 --> 00:01:33.530
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:37.490 --> 00:01:45.800
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

00:01:45.800 --> 00:01:54.910
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره.

00:01:55.930 --> 00:01:59.890
- مشاور - فیل

00:01:57.680 --> 00:02:01.690
- ‫قسمت - قسمت - 23 - 23 - گل حنا
و ترشک درختی - گل حنا و ترشک درختی

00:02:06.220 --> 00:02:07.940
‫مایلید برای چند دست بازی بهم ملحق شید؟

00:02:10.450 --> 00:02:16.570
‫مگه می‌شه درخواست دختر نازنینمو رد کنم؟

00:02:17.710 --> 00:02:20.450
‫حدأکثر پنج دست بازی می‌کنیم، قانون خاصی هم نیست.

00:02:20.450 --> 00:02:23.880
‫به عبارتی، برنده کسیه که سه دست رو اول ببره.

00:02:24.200 --> 00:02:28.600
‫ارفاق چی؟ کدوم مهره‌ها رو بندازم؟

00:02:28.600 --> 00:02:29.960
‫نیازی به این‌کار نیست.

00:02:30.440 --> 00:02:32.590
‫می‌تونست راحت قبول کنه.

00:02:32.850 --> 00:02:36.000
‫مهم‌تر از اون، بیاید یه شرط تعیین کنیم. یه جایزه.

00:02:36.000 --> 00:02:37.970
‫ای جان، مستقیم رفتی سر اصل مطلب!

00:02:38.990 --> 00:02:42.600
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

00:02:45.330 --> 00:02:47.580
‫قول دادید که دخالت نکنید.

00:02:47.580 --> 00:02:48.660
‫ولی-

00:02:51.610 --> 00:02:52.880
‫مشکلی نیست.

00:02:52.880 --> 00:02:55.340
‫هرچند، من الان تحت خدمتم.

00:02:55.340 --> 00:02:57.190
‫باید تا پایان قراردادم منتظر بمونید.

00:02:57.190 --> 00:03:01.320
‫تحت خدمت؟ یعنی جداً به کار گرفته شدی؟

00:03:01.320 --> 00:03:02.160
‫بله.

00:03:02.160 --> 00:03:05.680
‫هـــــــــه...

00:03:06.160 --> 00:03:08.910
‫درعوض، اگه من ببرم،

00:03:09.580 --> 00:03:13.420
‫می‌شه آزادی یه روسپی رو از خانه یشم بخرید؟

00:03:15.290 --> 00:03:17.630
‫با اینکه کلی گزینه داشتی...

00:03:17.950 --> 00:03:23.300
‫نمی‌گم کیه، ولی ننه‌جون می‌خواد از شر یه روسپی سالخورده خلاص شه.

00:03:23.730 --> 00:03:25.950
‫پس حرکت اولت اینه.

00:03:26.930 --> 00:03:31.370
‫اگه لازمه‌ش اینه، گمونم باید قبول کنم.

00:03:31.370 --> 00:03:33.580
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

00:03:33.580 --> 00:03:35.940
‫پس، دو قانون دیگه هم اضافه می‌کنم.

00:03:42.170 --> 00:03:45.070
‫بوش که می‌گه، یه مشروب قوی تقطیری‌ـه؟

00:03:51.170 --> 00:03:53.330
‫دلم بدجور شور می‌زنه.

00:03:53.580 --> 00:03:55.290
‫اون دیگه چیه؟

00:03:55.800 --> 00:03:57.810
‫دارویی به مقدار کم.

00:03:57.810 --> 00:04:00.840
‫البته، با سه جرعه تبدیل به یه سم مرگبار می‌شه.

00:04:01.490 --> 00:04:04.830
‫توی سه‌تا از این فنجان‌ها می‌ریزمش.

00:04:05.810 --> 00:04:08.640
‫و قاطی‌شون می‌کنم به‌طوری که نشه از هم تشخیص‌شون داد.

00:04:09.030 --> 00:04:15.510
‫بعد از هر دست بازی، برنده یه فنجان رو انتخاب می‌کنه،
‫و بازنده به یه نفس اون رو سر می‌نوشه.

00:04:15.510 --> 00:04:17.520
‫این قانون اوله.

00:04:17.870 --> 00:04:20.230
‫چه قانون بی‌رحمانه‌ای...

00:04:20.660 --> 00:04:24.450
‫قانون دوم اینه که اگه یه بازیکن به هر دلیلی از یه بازی کنار بکشه،

00:04:24.450 --> 00:04:28.410
‫می‌بازه.

00:04:29.320 --> 00:04:30.530
‫اعتراضی ندارید؟

00:04:35.420 --> 00:04:36.880
‫مشکلی نیست.

00:04:37.180 --> 00:04:38.770
‫می‌خواد هراسونش کنه؟

00:04:39.400 --> 00:04:42.420
‫مسلماً این یه فرد عادی رو می‌ترسونه.

00:04:42.420 --> 00:04:43.130
‫اما...

00:04:44.140 --> 00:04:47.250
‫طرف حساب‌مون، رزم‌آرای مرموز سرشناسه.

00:04:47.250 --> 00:04:50.640
‫بعید می‌دونم این‌طوری تحت فشار گذاشتنش
‫باعث شه خونسردی‌شو از دست بده.

00:04:53.370 --> 00:04:55.700
‫یعنی چه فکری تو سرشه؟

00:05:42.330 --> 00:05:43.690
‫دوباره باخت!

00:05:44.330 --> 00:05:46.200
‫این دومین بازی پشت‌سرهمه.

00:05:46.820 --> 00:05:50.210
‫از اونجایی که تصمیم گرفت استاد شطرنج شکست‌ناپذیر رو توی شطرنج به چالش بکشه،

00:05:50.210 --> 00:05:52.950
‫پیش خودم فکر کردم توی بازی یه مهارت‌هایی داره.

00:05:53.370 --> 00:05:57.710
‫انگار فقط قوانین رو سرش می‌شه و تابه‌حال تجربه‌ی یه بازی واقعی رو نداشته.

00:05:58.750 --> 00:06:00.180
‫دو فنجان...

00:06:00.770 --> 00:06:04.760
‫چنان با اشتیاق می‌نوشه که نمی‌فهمم مسمومه یا نه.

00:06:05.400 --> 00:06:08.470
‫اجازه هست دست سوم هم من شروع کنم؟

00:06:08.470 --> 00:06:10.550
‫البته، هرجور میلته.

00:06:12.100 --> 00:06:14.330
‫هیچ معلوم هست چه فکری تو سرشه؟

00:06:14.860 --> 00:06:17.230
‫قرار نیست دست سوم هم ببره.

00:06:17.730 --> 00:06:21.060
‫اگر دو فنجانی که قبلاً ازشون نوشید مسموم بودن،

00:06:21.430 --> 00:06:23.730
‫نوشیدنِ سومی خیلی خطرناک می‌شه.

00:06:24.610 --> 00:06:28.340
‫لاکان این موقعیت رو از قبل پیش‌بینی کرده بود؟

00:06:31.120 --> 00:06:32.250
‫کیش و مات.

00:06:34.170 --> 00:06:35.700
‫تسلیمم.

00:06:36.440 --> 00:06:39.620
‫برد برده، حتی اگه خودتون عمداً بازی رو واگذار کرده باشین، مگه نه؟

00:06:39.920 --> 00:06:45.840
‫البته. نمی‌تونم ریسک سم دادن به دخترم رو به جون بخرم.

00:06:46.270 --> 00:06:48.500
‫می‌تونی یه فنجان رو انتخاب کنی؟

00:06:48.500 --> 00:06:50.340
‫لطفاً هرکدوم رو می‌خواید بردارید.

00:06:50.620 --> 00:06:54.040
‫این دارو، مزه‌ی خاصی داره؟

00:06:54.040 --> 00:06:57.350
‫یه جرعه بنوشید متوجه طعم بدش می‌شید.

00:06:58.090 --> 00:07:00.830
‫لاکان می‌تونه یه‌بار دیگه ببازه.

00:07:01.270 --> 00:07:03.850
‫اگه حتی محتوای یکی از اون فنجان‌ها طعم متفاوتی داشته باشه،

00:07:03.850 --> 00:07:06.610
‫می‌دونه که دخترش می‌تونه از سم پیش‌گیری کنه.

00:07:07.080 --> 00:07:12.110
‫برای همین عمداً می‌بازه، الحق که مرد زیرکی‌ـه.

00:07:12.590 --> 00:07:14.250
‫پس، این یکی.

00:07:29.320 --> 00:07:31.130
‫واقعاً‌ مزه‌ی افتضاحی داره.

00:07:32.890 --> 00:07:37.760
‫مسمومه! حالا دیگه ریسک نوشیده شدنِ
‫سومین سم توسط داروساز رفع شده.

00:07:38.390 --> 00:07:42.990
‫به عبارتی لاکان دیگه لازم نیست عمداً ببازه.

00:07:44.290 --> 00:07:46.520
‫الان دیگه داروساز هیچ شانسی برای برد نداره.

00:07:47.060 --> 00:07:50.360
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

00:07:51.900 --> 00:07:54.360
‫راستی، هوا چه گرمه.

00:08:09.320 --> 00:08:10.880
‫جریان چیه؟

00:08:11.270 --> 00:08:13.780
‫خیال می‌کردم یه فنجان از اون دارو بی‌خطره!

00:08:13.780 --> 00:08:16.910
‫جداً مسمومش کردی؟!
‫یعنی انقدر ازش متنفر-

00:08:16.910 --> 00:08:21.050
‫داروـه. ساکه سلطان تمام داروهاست، مگه نه؟

00:08:21.050 --> 00:08:23.410
‫ساکه؟ منظورت چیه؟

00:08:23.870 --> 00:08:27.650
‫جینشی-ساما، اینطور که پیداست صرفاً مست شدن.

00:08:28.040 --> 00:08:28.620
‫ها؟

00:08:34.940 --> 00:08:37.450
‫مطلقاً از ساکه پرهیز می‌کنه.

00:08:38.120 --> 00:08:39.540
‫الان که فکرشو می‌کنم...

00:08:40.490 --> 00:08:44.520
‫همیشه فقط آب‌میوه می‌خوره، تابه‌حال ندیدم لب به ساکه بزنه.

00:08:45.420 --> 00:08:47.720
‫پس، اون چه مایعی بود؟

00:08:47.720 --> 00:08:49.100
‫الکل.

00:08:49.510 --> 00:08:50.870
‫خب دیگه...

00:08:52.470 --> 00:08:57.890
‫بیاید این یارو رو از اینجا ببریم تا گلی از روسپی‌خانه انتخاب کنه.

00:09:04.580 --> 00:09:08.560
‫از وقتی چشم باز کردم، نمی‌تونستم آدم‌ها رو از هم تشخیص بدم.

00:09:09.450 --> 00:09:12.030
‫نه تنها دایه‌مو با مادرم اشتباه گرفتم،

00:09:12.410 --> 00:09:14.680
‫بلکه حتی نمی‌تونستم زن و مرد رو از هم تشخیص بدم.

00:09:15.720 --> 00:09:22.140
‫پدرم اعتقاد داشت که بی‌مصرفم،
‫و با انزجار خونه رو ترک کرد تا پیش معشوقه‌ش بره.

00:09:23.220 --> 00:09:26.920
‫مادرم برای برگردوندش به هر دری می‌زد.

00:09:28.120 --> 00:09:31.980
‫درنتیجه، باوجود اینکه فرزند ارشد یه خانواده‌ی بانفوذ بودم،

00:09:31.980 --> 00:09:35.420
‫می‌تونستم آزادانه زندگی کنم،
‫زمان خودمو به گو و شطرنج اختصاص بدم،

00:09:35.420 --> 00:09:37.960
‫که در اوقات فراغتم یاد گرفتم.

00:09:38.990 --> 00:09:44.430
‫آدم‌ها رو به‌جای قیافه، از روی صدا، رفتار و اندام‌شون تشخیص بده.

00:09:45.170 --> 00:09:47.480
‫تو می‌تونی از مهره‌های شطرنج استفاده کنی.

00:09:45.310 --> 00:09:45.390
- سرباز - سرباز -
سرباز - سرباز - سرباز

00:09:45.730 --> 00:09:47.480
سرباز

00:09:48.150 --> 00:09:51.980
‫عموم تنها کسی بود که من رو درک می‌کرد.

00:09:52.670 --> 00:09:56.380
‫به لطف عموم، که لاابالی اما بسیار زیرکه،

00:09:56.380 --> 00:09:59.990
- ‫کم کم یاد گرفتم که صورت آدم‌ها رو مثل مهره‌های شطرنج ببینم.
- سرباز - سرباز

00:10:01.490 --> 00:10:09.250
قلعه

00:10:02.280 --> 00:10:04.670
‫وقتی شروع به دیدن عموم به‌عنوان مهره‌ی قلعه کردم،

00:10:04.670 --> 00:10:08.390
‫بار دیگه بهم ثابت شد که حقیقتاً مرد بزرگیه.

00:10:09.940 --> 00:10:13.420
‫بعد از اینکه بالغ شدم، به لطف نام خانوادگی‌م،

00:10:13.420 --> 00:10:16.530
‫به یکباره رهبری یه گردان زرهی بهم محول شد،
‫درصورتی که هیچ استعدادی در جنگیدن نداشتم.

00:10:17.010 --> 00:10:18.810
‫حتی با اینکه ضعیف بودم،

00:10:18.810 --> 00:10:21.750
‫با استفاده از زیردستانم به نحو احسن
‫بیشتر از اون‌چه که باید می‌تونستم جبرانش کنم.

00:10:23.300 --> 00:10:28.350
‫ از همه‌ مهم‌تر، تابه‌حال هیچ بازی‌ای برام لذت‌بخش‌تر
‫از شطرنج بازی کردن با مهره‌های انسانی نبوده.

00:10:28.350 --> 00:10:32.610
- خانه یشم - ‫همون‌طور که زنجیره‌ی موفقیت‌های
پی‌درپی‌م ‫رو هم در کار و هم بازی‌ها ادامه می‌دادم،

00:10:33.340 --> 00:10:37.990
‫به دنبال همراهانم به یه روسپی‌خانه رفتم تا یه روسپی پرآوازه رو به چالش بکشم.

00:10:39.160 --> 00:10:45.470
‫در دنیای مملو از سیاهی و سفیدی، اون تنها رنگ روشنی بود که چشمم بهش روشن شد.

00:10:46.610 --> 00:10:49.120
‫اسمش فنگ‌شن بود.

00:10:52.090 --> 00:10:53.970
‫در مقابل من، شخص شکست‌ناپذیر ارتش.

00:10:54.430 --> 00:10:58.130
‫صرف نظر از اینکه کی می‌بازه، بیننده‌ها اوقات خوشی رو تجربه می‌کردن.

00:10:58.970 --> 00:11:04.090
‫الحق که قویه، اما... فقط توی دنیای کوچیک خودش.

00:11:06.220 --> 00:11:07.670
‫باختم.

00:11:08.300 --> 00:11:10.500
‫کاملاً له‌ولورده شدم.

00:11:10.500 --> 00:11:13.360
‫آخرین باری که انقدر بد باختم کی بود؟

00:11:22.060 --> 00:11:28.020
‫آه، پس آدمیزاد... همچین چهره‌ای داره؟

00:11:30.340 --> 00:11:38.250
‫چشم‌های سرکشش، مثل گل حناست...
‫انگار ‫اگه لمسشون کنم از هم می‌پاشن...

00:11:46.830 --> 00:11:48.640
‫دفعه‌ی دیگه، نمی‌بازم.

00:11:49.380 --> 00:11:55.980
‫بعد از اون... ملاقات ما برای بازی کردن گو و شطرنج... برای سال‌ها ادامه پیدا کرد.

00:12:01.310 --> 00:12:03.630
‫فنگ‌شین که توی روسپی‌خانه به دنیا اومده بود،

00:12:03.630 --> 00:12:06.660
‫شخصیتی داشت که تماماً از غرور ساخته شده بود.

00:12:07.420 --> 00:12:11.660
‫من مادری ندارم. یه زنی منو به دنیا آورد،

00:12:12.380 --> 00:12:15.500
‫اما توی منطقه‌ی سرگرمی، یه روسپی ‫هیچوقت نمی‌تونه یه مادر بشه.

00:12:18.700 --> 00:12:24.760
‫وقتی یک روسپی مستعد محبوبیت به‌دست میاره،
‫روسپی‌خانه دیگه رغبتی برای فروشش نشون نمی‌ده.

00:12:25.820 --> 00:12:28.010
‫فنگ‌شین کاملاً درخورد این جایگاه بود.

00:12:29.350 --> 00:12:33.340
‫رفتار تندش برای همه نبود،

00:12:33.340 --> 00:12:36.170
‫اما اون فرد مورد علاقه‌ی خیلی‌ از عشاق‌ شد.

00:12:37.350 --> 00:12:39.780
‫قیمتش رفته‌رفته بالا رفت،

00:12:40.420 --> 00:12:43.640
‫و من فقط تونستم هر سه ماه یک‌بار به دیدنش برم.

00:12:50.860 --> 00:12:54.630
‫گل حنا، و... اون چیه؟

00:12:54.630 --> 00:12:58.380
‫ترشک که به اسم پای گربه هم شناخته می‌شه.

00:12:58.380 --> 00:13:01.320
‫شنیدم داروییه که به درمان سموم و نیش حشرات کمک می‌کنه.

00:13:03.070 --> 00:13:09.020
‫مثل گل حنا، دست زدن به یه میوه‌ی رسیده باعث از هم باز شدن هسته‌هاش می‌شه.

00:13:10.530 --> 00:13:11.970
‫اوه... چه جالب.

00:13:13.570 --> 00:13:15.910
دفعه‌ی دیگه کی می‌تونین بیاین؟

00:13:20.500 --> 00:13:22.610
‫بازم... سه‌ ماه دیگه.

00:13:23.970 --> 00:13:25.240
‫متوجه شدم.

00:13:27.340 --> 00:13:31.180
‫اونموقع بود که در مورد خریداری شدن فنگ‌شین شنیدم.

00:13:32.580 --> 00:13:37.380
‫با رقابت عشاق با همدیگه قیمت فنگ‌شین بالا می‌رفت.

00:13:38.880 --> 00:13:41.150
‫من به عنوان یه مقام نظامی مسیر شغلی خوبی در پیش رو داشتم،

00:13:41.150 --> 00:13:45.060
‫اما از اونجایی که جایگاه وراثت رو به برادر ناتنیم باخته بودم،

00:13:45.060 --> 00:13:48.490
‫قیمت اون لقمه‌ی بزرگتر از دهنم بود.

00:13:50.180 --> 00:13:52.350
‫دوست داری محض تنوع با هم یه شرط ببندیم؟

00:13:53.580 --> 00:13:57.000
‫اگه تو بردی، هرچیزی که بخوای بهت می‌دم.

00:13:57.670 --> 00:14:01.200
‫اگه من ببرم، هرچیزی که بخوام می‌گیرم.

00:14:02.670 --> 00:14:04.790
‫لطفاً یه تخته انتخاب کن.

00:14:06.260 --> 00:14:09.320
‫یه فکر وحشتناک... به ذهنم رسید.

00:14:11.660 --> 00:14:13.370
‫گو، خوبه؟

00:14:13.370 --> 00:14:14.330
‫آره.

00:14:15.150 --> 00:14:18.630
‫می‌می، من می‌خوام روی بازی تمرکز کنم.

00:14:19.090 --> 00:14:19.830
‫بله.

00:14:58.020 --> 00:15:01.650
‫قبل از اینکه بفهمم، دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد.

00:15:03.740 --> 00:15:07.190
‫هیچ حرف شیرینی از جانب فنگ‌شین گفته نشد.

00:15:08.100 --> 00:15:10.570
‫خودم هم آدم این حرف‌ها نبودم.

00:15:10.570 --> 00:15:13.860
‫توی این مورد، خیلی شبیه هم بودیم.

00:15:15.460 --> 00:15:16.890
‫می‌خوام گو بازی کنم.

00:15:17.590 --> 00:15:21.610
‫منم داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر دلم می‌خواست شطرنج بازی کنم.

00:15:22.520 --> 00:15:29.320
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

00:15:30.120 --> 00:15:37.580
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره...

00:15:38.240 --> 00:15:45.180
‫توتو کوچولو خیلی معصومه...

00:15:45.890 --> 00:15:53.470
‫تنهایی می‌ره... یه جای دور.

00:15:54.230 --> 00:15:58.870
‫سه ماه بعد از اون، عموی ظاهراً باهوش من از جایگاهش برکنار شد.

00:15:59.220 --> 00:16:02.940
‫اولش یه دکتر توی کاخ اندرونی شدی و حالا تبعید شدی؟

00:16:02.940 --> 00:16:04.600
‫تو باعث شرم خانواده‌ی مایی!

00:16:05.720 --> 00:16:09.190
‫علی‌رغم همه‌ی هوشش، آدم‌ بی‌دست‌وپاییه.

00:16:09.630 --> 00:16:12.540
‫تو همیشه بهش نزدیک بودی.

00:16:12.540 --> 00:16:15.260
‫یه مدت از خونه برو، برو خارج از کشور درس بخون.

00:16:15.260 --> 00:16:16.650
‫درس بخونم؟

00:16:16.650 --> 00:16:18.160
‫فقط برای یه مدت.

00:16:18.610 --> 00:16:19.410
- ‫اما...
- ‫چیه؟

00:16:21.210 --> 00:16:23.860
‫نه، هیچی.

00:16:24.810 --> 00:16:29.630
‫ تحت هیچ شرایطی نمی‌تونستم روی حرف
‫پدرم، که رئیسم هم بود حرفی بزنم.

00:16:30.770 --> 00:16:32.110
‫حول و حوش همون ایام،

00:16:32.110 --> 00:16:35.890
‫فنگ‌شین برای من نامه نوشته که موضوع فروشش منتفی شده.

00:16:36.700 --> 00:16:41.490
‫من هم خیال می‌کردم ظرف شش ماه یا این حدود... برمی‌گردم.

00:16:43.350 --> 00:16:44.440
‫اما، اون‌موقع...

00:16:50.870 --> 00:16:56.030
‫روحمم خبر نداشت برگشتم سه سال آزگار زمان می‌بره.

00:16:59.420 --> 00:17:02.070
‫یه‌عالمه نامه از فنگ‌شین...

00:17:16.820 --> 00:17:20.500
‫گِله؟ نه، یه شاخه‌ست؟

00:17:20.980 --> 00:17:22.670
‫دوتا هم هستن؟

00:17:25.540 --> 00:17:28.190
‫نه، این..

00:17:30.490 --> 00:17:31.820
‫قطع انگشت...

00:17:31.820 --> 00:17:34.940
‫می‌دونستم یه راه محبوب برای نفرین کردن آدم هست.

00:17:35.550 --> 00:17:38.160
‫دلیل اینکه موضوع فروشش منتفی شد...

00:17:38.650 --> 00:17:42.450
‫اون انگشت کوچیک دیگه‌ی توی کیسه...

00:17:42.860 --> 00:17:44.620
‫چرا متوجه نشدم؟

00:17:45.460 --> 00:17:47.870
‫تنها چیزی که توی سرم می‌گذشت گو و شطرنج بود.

00:17:49.880 --> 00:17:54.450
‫حتی نتونستم به همچین نتیجه‌ی پیش‌پا افتاده‌ای برسم.

00:17:57.060 --> 00:17:58.840
‫فنگ‌شین کجاست؟

00:17:59.200 --> 00:18:00.220
‫تو!

00:18:00.540 --> 00:18:02.560
‫فنگ‌شین دیگه رفته!

00:18:02.560 --> 00:18:04.480
‫همه‌ی این مدت کدوم گوری بودی؟

00:18:04.480 --> 00:18:06.700
‫سه سال تموم ولش کردی!

00:18:06.700 --> 00:18:10.900
‫برات پشیزی اهمیت نداره چی به سر
‫یه روسپی بی‌ارزش میاد، نه؟

00:18:13.510 --> 00:18:16.830
‫اگه فقط یه‌ذره در موردش فکر کرده بودم!

00:18:16.830 --> 00:18:20.140
‫دلیل اینکه فروخته نمی‌شد...

00:18:20.660 --> 00:18:22.450
‫دلیلش توی شکمش بود...

00:18:23.310 --> 00:18:29.080
‫با لکه‌دار کردن اسم روسپی‌خونه‌ش،
‫اعتبار و شهرتش از بین رفت.

00:18:30.590 --> 00:18:33.160
‫تنها کاری که تونست بکنه این بود که
‫مشتری‌هایی مثل ولگرد‌های خیابونی رو قبول کنه،

00:18:34.970 --> 00:18:36.090
‫و...

00:18:44.380 --> 00:18:48.380
‫من هرچقدر هم که زار زدم، باز هم راهی برای برگشت نبود.

00:18:49.900 --> 00:18:54.530
‫همه‌ش تقصیر من بود، برای اینکه انقدر کوته‌بین بودم.

00:19:06.840 --> 00:19:10.760
‫اینجا... خانه‌ی یشمه؟

00:19:12.750 --> 00:19:14.230
‫بیدار شدین؟

00:19:16.220 --> 00:19:17.510
‫می‌می.

00:19:18.020 --> 00:19:21.860
‫خدمتکار یه نجیب‌زاده شما رو به اینجا آورد.

00:19:22.240 --> 00:19:27.000
‫حالت صورتتون خیلی بد بود. ‫نمی‌دونم قرمز بود یا آبی.

00:19:27.000 --> 00:19:30.280
‫منم فکر نمی‌کنم عاقبتم این بشه.

00:19:30.280 --> 00:19:33.780
‫انتظار نداشتم همچین ساکه‌ی سنگینی باشه.

00:19:35.510 --> 00:19:39.960
‫می‌می قدیم‌ها ملازم فنگ‌شین بود.

00:19:41.090 --> 00:19:43.620
‫با می‌می هم زیاد بازی کردم.

00:19:44.690 --> 00:19:48.200
‫وقتی از استعدادش تعریف کردم، گل از گلش شکفت.

00:19:48.980 --> 00:19:50.250
‫راستی...

00:19:50.680 --> 00:19:52.580
‫چیزی شده؟

00:19:53.250 --> 00:19:55.170
‫نه، هیچی.

00:19:58.070 --> 00:19:59.550
- ‫بفرمایید.
- ‫بله.

00:20:04.430 --> 00:20:05.890
‫خیلی تلخه!

00:20:05.890 --> 00:20:07.520
این دیگه چیه؟

00:20:07.520 --> 00:20:09.560
‫یه چیزی که مائومائو درست کرده.

00:20:10.560 --> 00:20:13.760
- ‫قاطی قاطی قاطی - ‫پس
بگو، کار دست مائومائوـه...

00:20:15.500 --> 00:20:18.320
‫جدای اون، مائومائو این جعبه رو هم براتون گذاشت.

00:20:28.020 --> 00:20:29.880
‫یه رز پژمرده؟

00:20:30.440 --> 00:20:34.960
‫حتی وقتی پژمرده می‌شه هم می‌تونه شکلش رو حفظ کنه.

00:20:41.210 --> 00:20:42.590
‫می‌می نه-سان.

00:20:43.960 --> 00:20:45.340
‫با اجازه‌تون.

00:20:48.560 --> 00:20:55.560
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:27.720 --> 00:22:34.720
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:35.040 --> 00:22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.590 --> 00:22:50.050
- ‫قسمت بعدی: «جینشی و مائومائو» - ‫قسمـــت - ‫‫قسمـــت
- 24 - 24 - جینشی و مائومائو - جینشی و مائومائو