﻿WEBVTT

00:01:47.640 --> 00:01:49.540
‫ببین، مائومائو!

00:01:49.540 --> 00:01:51.840
‫وای، چه عالیه...

00:01:51.840 --> 00:01:53.480
‫مگه نه؟

00:01:53.480 --> 00:01:56.670
‫پس برای همین منو احضار کردن.

00:01:56.670 --> 00:01:58.940
‫آینه‌ی خیلی بزرگیه، نه؟

00:01:58.940 --> 00:02:01.100
‫می‌تونی بفهمی از چی ساخته شده؟

00:02:02.230 --> 00:02:05.270
‫این بازتاب... شیشه‌ست؟

00:02:06.290 --> 00:02:07.180
‫درسته.

00:02:07.520 --> 00:02:10.060
‫راستش، انگار که دوتا گیوکویو-ساما باشه.

00:02:10.700 --> 00:02:13.500
‫ساختن آینه از شیشه کار سختیه.

00:02:13.500 --> 00:02:15.800
‫تنها راه به دست‌آوردنشون از طریق تجارت با غربه.

00:02:15.800 --> 00:02:17.570
‫که یعنی خیلی گرونه.

00:02:18.250 --> 00:02:22.070
‫اگه بنا به دلیلی بشکنه، خیلی راحت می‌تونن سرمو بابتش بزنن.

00:02:22.070 --> 00:02:26.510
‫قبلاً یه آینه‌ی دستی داشتیم، اما اینفا شکستش.

00:02:26.510 --> 00:02:28.950
‫لطفاً یادم نیار!

00:02:28.950 --> 00:02:31.670
‫خوشحالم که گیوکویو-ساما آدم آرومی هستن...

00:02:35.390 --> 00:02:37.320
‫نظرتو جلب کرده، مائومائو؟

00:02:37.320 --> 00:02:40.470
‫بله. برام سواله چطور کار می‌کنه.

00:02:41.130 --> 00:02:44.940
‫اگه بتونیم خودمون ازش به‌طور انبوه تولید 
‫کنیم، می‌تونین پول زیادی به‌دست بیاریم...

00:02:44.940 --> 00:02:46.410
‫بله، درسته.

00:02:47.160 --> 00:02:51.480
‫این آینه یه هدیه از طرف یه مستشار‌‌ ویژه‌ی خارجیه.

00:02:51.480 --> 00:02:52.980
‫مستشار‌ ویژه؟

00:02:53.400 --> 00:02:55.930
‫راستی دکتر شارلاتان یه چیزایی گفت.

00:02:56.430 --> 00:03:01.990
‫کاروارن بزرگ یه گروه پیش‌رو از مستشار‌ ویژه بود یا یه همچین چیزی.

00:03:01.990 --> 00:03:05.390
‫ولی گمونم به همه‌ی همنشین‌های عالی‌رتبه یکی از اینا دادن.

00:03:05.390 --> 00:03:07.580
‫این‌طوری نگو.

00:03:08.440 --> 00:03:11.420
‫چهار همنشین عالی‌رتبه داریم، به اضافه‌ی گیوکویو-ساما.

00:03:11.420 --> 00:03:14.750
‫یه مستشار‌ ویژه نباید بینشون تبعیضی قائل شه.

00:03:15.590 --> 00:03:19.020
‫آوردن چهارتا از همچین آینه‌ای...

00:03:19.020 --> 00:03:22.760
‫چه از طریق صحرا چه دریا باید کار سختی باشه.

00:03:23.610 --> 00:03:26.140
‫وقتی برای همنشین‌ها تا این حد پیش رفتن،

00:03:26.140 --> 00:03:30.270
‫پس لابد سعی دارن با کشور ما معامله‌ی تجاری بزرگی راه بندازن.

00:03:31.350 --> 00:03:33.900
‫شائومائو، الان یه لحظه وقت داری؟

00:03:34.270 --> 00:03:36.860
‫گائوشون-ساما، چیزی شده؟

00:03:37.530 --> 00:03:41.340
‫یه چیزی هست که می‌خوام نظرتو در موردش بدونم.

00:03:41.340 --> 00:03:43.610
‫هونیان-ساما، می‌شه این اتاق رو قرض بگیرم؟

00:03:43.930 --> 00:03:47.790
‫بله، مشکلی نیست. اما موضوع به‌خصوصیه؟

00:03:51.940 --> 00:03:55.840
‫هونیان-ساما گفت نمی‌تونم باهاشون تنها باشم و خودش هم بهمون ملحق شد،

00:03:55.840 --> 00:04:00.210
‫اما از وقتی فهمیده گائوشون-ساما زن و بچه داره کلاً علاقه‌شو از دست داده.

00:04:01.570 --> 00:04:05.680
‫خب، نمی‌دونم کمکی ازم بر میاد یا نه، اما در مورد چی می‌خواستین صحبت کنین؟

00:04:06.370 --> 00:04:09.400
‫راستش یکی از آشناهای من توی دردسر افتاده.

00:04:10.190 --> 00:04:12.180
‫وضعیت خیلی عجیبیه، اما...

00:04:13.400 --> 00:04:16.480
‫یه خانواده‌ی ثروتمند دوتا دختر دارن.

00:04:16.780 --> 00:04:19.160
‫سنشون نزدیک به‌همه و چهره‌ی مشابهی هم دارن.

00:04:19.160 --> 00:04:23.070
‫والدینشون عمیقاً دوستشون داشتن، اما...

00:04:23.070 --> 00:04:24.990
‫ بیش از اندازه نگرانشون بودن.

00:04:25.740 --> 00:04:30.360
‫تنها که به هیچ عنوان، اما دو نفری هم حق بیرون رفتن از خونه نداشتن.

00:04:30.360 --> 00:04:32.450
‫یه خدمتکار برای نظارت بهشون استخدام شد،

00:04:32.450 --> 00:04:35.000
‫و روزهاشون رو توی خونه می‌گذروندن.

00:04:36.030 --> 00:04:39.500
‫خدمتکار گاهی اوقات دلش به‌حالشون می‌سوخت و با خودش بیرون می‌بردشون.

00:04:40.020 --> 00:04:42.010
‫اما پدرشون فهمید.

00:04:42.640 --> 00:04:45.010
‫بیرون از اتاق خدمتکارهای مردی گذاشت تا مراقبشون باشه،

00:04:46.180 --> 00:04:49.990
‫و کل شب درها رو قفل کردن، تا نتونن بیرون برن.

00:04:51.150 --> 00:04:56.100
‫دخترها از ابتدا به ساکن درونگرا بودن، 
‫برای همین هر روز رو صرف گل‌دوزی کردن،

00:04:56.550 --> 00:04:57.680
‫اما یک روز...

00:04:58.220 --> 00:04:59.940
‫پدر، خواهرم...

00:05:00.570 --> 00:05:02.730
‫بچه‌ی یه جادوگر رو بارداره.

00:05:02.754 --> 00:05:06.754
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:05:06.760 --> 00:05:08.060
‫این...

00:05:08.060 --> 00:05:10.220
‫داستان عجیبیه.

00:05:10.220 --> 00:05:13.080
‫خدمتکار دوباره مخفیانه بیرون نبردشون؟

00:05:13.400 --> 00:05:17.850
‫نه، خدمتکار برای درس عبرت بقیه همون‌موقع اخراج شد.

00:05:18.670 --> 00:05:21.880
‫خدمتکار جدید هم زیاد با دخترا ارتباطی برقرار نمی‌کرد.

00:05:22.200 --> 00:05:28.470
‫پس... شاید نامناسب باشه، 
‫اما خدمتکارهای مرد چی؟

00:05:28.740 --> 00:05:30.910
‫احتمال اون هم کمه.

00:05:30.910 --> 00:05:35.020
‫خدمتکارهای مرد حتی موقع نگهبانی هم حق نزدیک شدن به اتاق رو نداشتن.

00:05:35.500 --> 00:05:40.150
‫راستش واقعاً موضوع عجیبیه، اما خارج از حیطه‌ی دانش منه.

00:05:40.920 --> 00:05:45.340
‫برای مثال، اگه سوال این باشه که «امکانش هست بدون دیدن یه مرد باردار شد؟»

00:05:45.340 --> 00:05:46.920
‫می‌تونم توضیح بدم.

00:05:46.920 --> 00:05:48.780
‫همچین چیزی ممکنه؟

00:05:49.280 --> 00:05:51.640
‫بدن می‌تونه به خودش این باورو غالب کنه که بارداره...

00:05:51.640 --> 00:05:54.410
‫بدون اینکه واقعاً باردار باشی.

00:05:55.480 --> 00:05:58.160
‫توی روسپی‌خانه یه بار یه روسپی جوونی بود که...

00:05:58.160 --> 00:06:01.420
‫ادعا کرد از مردی که دوستش داره، بارداره.

00:06:01.420 --> 00:06:04.210
‫بدون اینکه واقعاً باردار باشه؟

00:06:04.210 --> 00:06:09.330
‫بله. ولی بازم عادت ماهیانه نمی‌شد، و سینه‌ها و شکمش حساس شده بودن.

00:06:09.330 --> 00:06:12.390
‫یه باور عمیق می‌تونه تأثیر قدرتمندی روی بدن داشته باشه.

00:06:13.830 --> 00:06:16.640
‫مطمئنین این خواهر کوچیکه بارداره؟

00:06:17.000 --> 00:06:19.100
‫خب، آره...

00:06:19.410 --> 00:06:21.610
‫بیا فرض کنیم که هست.

00:06:22.940 --> 00:06:28.260
‫مشکل اینه که، دختر چطوری تونسته مخفیانه نگهبانی رو دور بزنه؟

00:06:28.260 --> 00:06:32.520
‫خب، خبر دارین که چطوری بهشون نظارت می‌شد؟

00:06:32.520 --> 00:06:35.240
‫بله، یه نقشه همراهم دارم.

00:06:37.540 --> 00:06:40.640
‫خواهرها توی یه ساختمون مجزا توی ضلع شمالی زندگی می‌کنن،

00:06:40.640 --> 00:06:44.380
‫که با یه راهرو به از سمت غربی به ساخت اصلی وصله.

00:06:44.380 --> 00:06:45.950
‫دستشویی کجاست؟

00:06:45.950 --> 00:06:47.580
‫داخل ساختمون مجزا یکی دارن.

00:06:48.120 --> 00:06:50.940
‫اگه خواهر کوچیکه بخواد فرار کنه...

00:06:50.940 --> 00:06:53.950
‫تنها راه وارد یا داخل شدن راهروی غربیه.

00:06:53.950 --> 00:06:58.640
‫و اینکه قسمت شرقی و جنوبی پنجره هست، 
‫اما خدمتکارها از اون‌ها نگهبانی می‌دن.

00:06:59.710 --> 00:07:02.600
‫خدمتکارهایی که نگهبانی پنجره‌ها رو می‌دادن، کجا بودن؟

00:07:03.120 --> 00:07:05.860
‫پنجره‌ی جنوبی از طبقه‌ی سوم ساختمان اصلی نظارت می‌شد،

00:07:06.440 --> 00:07:09.860
‫و پنجره‌ی شرقی از طبقه‌ی اول نظارت می‌شد.

00:07:10.260 --> 00:07:14.210
‫هومم. به نظر زاویه‌ی دید خیلی محدودی دارن.

00:07:14.210 --> 00:07:16.480
‫نمی‌تونستن داخل اتاق رو ببینن، درسته؟

00:07:16.480 --> 00:07:22.370
‫بله، اما... دخترا عموماً کنار پنجره مشغول سوزن‌دوزی بودن.

00:07:22.370 --> 00:07:25.340
‫چه سرگرمی عجیبی... گل‌دوزی.

00:07:25.740 --> 00:07:28.090
‫در اصل یه فرهنگ شبانی‌ـه.

00:07:28.940 --> 00:07:33.620
‫هوممم.... به نظر داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه.

00:07:35.000 --> 00:07:38.990
‫به نظر پنجره‌های غربی و شرقی مال یک اتاقن.

00:07:38.990 --> 00:07:42.100
‫دخترها تخت مجزای خودشون رو داشتن.

00:07:42.620 --> 00:07:45.600
‫این ساختمان مجزا، در اصل برای مهمان‌ها بوده؟

00:07:45.600 --> 00:07:47.420
‫چه خوب متوجه‌ش شدی.

00:07:47.420 --> 00:07:49.420
‫چند مرد نگبهانی می‌دادن؟

00:07:49.420 --> 00:07:52.990
‫دو نفر. همیشه توی یه مکان بودن.

00:07:54.690 --> 00:07:57.070
‫خوب از جزئیات خبر داره.

00:07:57.070 --> 00:08:01.230
‫این حس که داره همه‌چیزو بهم نمی‌گه...

00:08:01.230 --> 00:08:04.420
‫این واقعاً داستان یه یکی از «آشنا»ـهاشه؟

00:08:04.940 --> 00:08:08.250
‫هوممم... نمی‌دونم می‌خوام مطرحش کنم یا نه...

00:08:10.010 --> 00:08:11.530
‫راستی شائومائو...

00:08:12.080 --> 00:08:14.030
‫یه پیام از جینشی-ساما دارم.

00:08:14.030 --> 00:08:17.010
‫می‌خواستن بابت اینکه هنوز پادزهر گاو رو تحویل ندادن، عذرخواهی کنن.

00:08:17.010 --> 00:08:17.560
‫هوم؟

00:08:18.510 --> 00:08:19.460
‫پادزهر گاو؟

00:08:19.460 --> 00:08:21.180
‫راستی، هنوز بهم نداده.

00:08:21.780 --> 00:08:25.690
‫نمی‌خواستم دوباره کله بخورم، برای همین دیگه چیزی نگفتم ولی واقعاً لفتش داده.

00:08:26.030 --> 00:08:29.900
‫شرمنده. مثل اینکه تقاضا براش یهو زیاد شد.

00:08:30.440 --> 00:08:32.040
‫یهویی چی شد؟

00:08:34.490 --> 00:08:36.800
‫شنیدم جینشی-ساما اخیراً...

00:08:36.800 --> 00:08:40.080
‫داروهای کم‌یابی رو از همه‌طور آدمی هدیه می‌گیرن.

00:08:40.420 --> 00:08:43.580
‫شایعه‌ها از این قراره که مشتاقانه دنبال این‌طور چیزان.

00:08:43.580 --> 00:08:47.480
‫خـ ـ خب، بگذریم، اینو بگیر.

00:08:59.650 --> 00:09:01.390
‫این چیه؟

00:09:01.790 --> 00:09:03.150
‫صفرای خرسه.

00:09:03.150 --> 00:09:04.820
‫کیسه‌ی صفرای یه خرسه که خشک شده،

00:09:04.820 --> 00:09:07.300
‫تلخه، اما به‌خاطر استفاده‌ش برای...

00:09:07.300 --> 00:09:08.920
‫داروهای سیستم گوارشی، ارزشمنده.

00:09:08.920 --> 00:09:11.310
‫خوشحالم که دوستش داشتی.

00:09:11.310 --> 00:09:14.440
‫راستش جینشی-ساما می‌خواست شخصاً بهت بده،

00:09:17.100 --> 00:09:20.240
‫خب، متوجه چیزی شده؟

00:09:21.490 --> 00:09:24.980
‫متوجه شدم. می‌شه کمی منتظر بمونین؟

00:09:32.270 --> 00:09:34.630
‫بیاید فرض کنیم این بادوم‌ها دوتا دخترن.

00:09:35.070 --> 00:09:38.510
‫که همیشه این دو جا نشستن.

00:09:38.510 --> 00:09:39.640
‫درسته.

00:09:40.010 --> 00:09:44.700
‫و دو خدمتکار هم همیشه از یه جا مراقبشونن.

00:09:44.700 --> 00:09:45.640
‫خب اگه...

00:09:45.640 --> 00:09:48.730
‫این‌جا یه آینه بذارم چی؟

00:09:50.600 --> 00:09:53.370
‫انگار یه بادوم دیگه اونجاست.

00:09:53.370 --> 00:09:58.740
‫اگه مثل این، یه آینه‌ی بزرگ نزدیک پنجره‌ی شرقی باشه چی؟

00:09:59.230 --> 00:10:01.570
‫از نگهبان‌ها فاصله‌ی معقولی داره،

00:10:01.570 --> 00:10:04.040
‫پس اگه یکم غیرطبیعی به‌نظر برسه هم تشخیصش راحت نیست.

00:10:04.490 --> 00:10:07.050
‫پس یعنی،توی اتاق فقط یه دختر بوده،

00:10:07.050 --> 00:10:10.210
‫و اون یکی تصویر توی آینه بوده؟

00:10:11.880 --> 00:10:13.520
‫اگه شبیه هم بوده باشن،

00:10:13.520 --> 00:10:16.510
‫ممکنه تشخیصشون برای نگهبان‌ها سخت بوده باشه.

00:10:16.850 --> 00:10:19.720
‫اما مائومائو، گل‌دوزی چی؟

00:10:19.720 --> 00:10:23.050
‫بالأخره داشتن دو تا گل‌دوزی متفاوت می‌کردن، نه؟

00:10:23.050 --> 00:10:28.220
‫بله، شنیدم داشتن نقش حیوون گل‌دوزی می‌کردن، مثل پرنده و خرگوش.

00:10:28.220 --> 00:10:29.650
‫مثلاً...

00:10:30.080 --> 00:10:32.220
‫اگه همچین تصویری باشه چی...؟

00:10:34.860 --> 00:10:39.740
‫وقتی من این‌ تصویر رو وارونه می‌کنم، 
‫چهره‌ی خندان تبدیل به یه چهره‌ی عصبانی می‌شه.

00:10:41.110 --> 00:10:44.030
‫پس یعنی... اون گل‌دوزی هم بخشی از حیله بوده؟

00:10:45.010 --> 00:10:47.500
‫شاید داشتن روی گل‌دوزی‌ای کار می‌کردن که...

00:10:47.900 --> 00:10:52.040
‫که وقتی از آینه دیده می‌شه، تصویر متفاوتی بشه.

00:10:52.330 --> 00:10:55.550
‫در این‌صورت، یکیشون واقعاً کنار پنجره‌ی شرقی گل‌دوزی می‌کرده،

00:10:55.550 --> 00:11:00.050
‫در حالی که اون یکی از خرجی جنوبی فرار کرده.

00:11:00.420 --> 00:11:01.550
‫که این‌طور.

00:11:01.550 --> 00:11:06.170
‫واقعاً با این روش می‌تونن برن بیرون و معشوقشون رو ببینن.

00:11:06.810 --> 00:11:11.860
‫آینه‌ی بزرگی که مستشار‌‌های خارجی آورده بودن خیلی زیبا بودن.

00:11:11.860 --> 00:11:14.960
‫از فاصله تشخیص بازتاب از واقعیت سخت بود.

00:11:15.480 --> 00:11:19.070
‫خیلی وقت پیش، وقتی که پدرم برای درس خوندن به غرب رفت،

00:11:19.070 --> 00:11:22.800
‫گفت گل‌دوزی بین دخترهای اشرافی‌های عالی‌رتبه، مرسوم بود.

00:11:23.490 --> 00:11:28.700
‫گائوشون-ساما گفت یه دختر از یه خانواده‌ی ثروتمند
‫مخفیانه از خونه بیرون رفته و باردار شده، اما...

00:11:29.210 --> 00:11:32.080
‫نمی‌دونم داستان تا چه حد حقیقت داره.

00:11:32.540 --> 00:11:36.710
‫شاید راز بزرگتری به جای بچه داشته.

00:11:37.750 --> 00:11:39.570
‫به نظرم گاهی اوقات یه نفر نیاز داره...

00:11:39.570 --> 00:11:42.220
‫شخصی که مظنون جاسوسی هست رو به عنوان مهمان بپذیره.

00:11:42.810 --> 00:11:46.770
‫ولی... من نمیام همچین سوالی بپرسم و خودمو توی دردسر بندازم.

00:11:46.770 --> 00:11:48.500
‫جدای اینا...

00:11:51.160 --> 00:11:54.550
‫با این صفرای خرس چی بسازم؟

00:11:58.940 --> 00:12:02.780
‫یک زیباروی ماورائی که مروارید اشک می‌ریزه؟

00:12:03.090 --> 00:12:06.950
‫مقام عالیرتبه‌ی مسئول مهمانی خوش‌آمدگویی اومدن کمک خواستن.

00:12:07.330 --> 00:12:10.700
‫جینشی-ساما، لازم نیست کار اضافه قبول کنین...

00:12:11.100 --> 00:12:12.700
‫خودم می‌دونم.

00:12:15.020 --> 00:12:19.950
‫فقط آینه‌ها نیست... 
‫مستشار‌ها چی تو سرشونه؟

00:12:21.890 --> 00:12:24.570
‫داروساز، تا حالا داستانی در مورد...

00:12:24.570 --> 00:12:27.140
‫زیباروی ماورائی که مروارید اشک می‌ریزه، شنیدی؟

00:12:29.220 --> 00:12:30.940
‫ها؟ چیه؟

00:12:30.940 --> 00:12:32.640
‫دوست دارم بگم،

00:12:32.640 --> 00:12:35.350
‫«جلوی چشمای من الان یه زیبا روی ماورائی هست...»

00:12:37.020 --> 00:12:39.480
‫منظورتون از «مروارید اشک می‌ریزه» چیه؟

00:12:40.120 --> 00:12:42.070
‫از جزئیاتش خبر ندارم، اما...

00:12:43.270 --> 00:12:45.670
‫یه دختر زیبا، مثل پری ماهه که،

00:12:46.040 --> 00:12:49.620
‫وقتی می‌رقصه، نورها هم باهاش می‌رقصن انگار که تبرکش می‌کنن.

00:12:49.980 --> 00:12:53.290
‫وقتی گریه می‌کنه، اشک‌هاش تبدیل به مروارید می‌شه و می‌ریزه.

00:12:54.290 --> 00:12:57.630
‫فکر کنم یه روسپی از منطقه‌ی سرگرمی باشه، اما...

00:12:57.630 --> 00:13:01.060
‫پری ماه؟ این دیگه از کجا در اومد؟

00:13:01.060 --> 00:13:03.720
‫یه خواسته‌ی مهمه که مستشار ویژه از ما داره.

00:13:04.280 --> 00:13:06.640
‫مستشار ویژه؟ از غرب؟

00:13:07.040 --> 00:13:10.740
‫آره. وقتی بچه بودن، پدربزرگشون بارها و بارها...

00:13:10.740 --> 00:13:13.740
‫داستان پری ماه رو براشون تعریف کرده.

00:13:14.640 --> 00:13:18.650
‫برای همین، ازم خواستن پیداش کنم چون می‌خوان باهاش ملاقات کنن.

00:13:18.970 --> 00:13:22.440
‫پدربزرگش؟ پس یعنی داستان قدیمیه؟

00:13:22.800 --> 00:13:27.240
‫آره. چیز سختیه، اما شرکای دیپلماتیک مهمی‌ان.

00:13:27.240 --> 00:13:28.910
‫می‌خوام تا حد توان تلاشمو بکنم.

00:13:29.590 --> 00:13:32.040
‫چیزی حتی شده شایعه رو به یادت نمیاره؟

00:13:33.480 --> 00:13:35.000
‫پنجاه سال پیش...

00:13:35.660 --> 00:13:38.790
‫یه رقصنده از منطقه‌ی سرگرمی... پری ماه...

00:13:39.230 --> 00:13:39.880
‫اوه!

00:13:40.170 --> 00:13:44.800
‫معلومه مال چند دهه پیشه، کی می‌دونه الان زنده‌ست یا نه...

00:13:44.800 --> 00:13:46.170
‫زنده‌ست.

00:13:46.650 --> 00:13:47.640
‫واقعاً؟

00:13:48.210 --> 00:13:53.060
‫راستش، شما هم قبلاً توی منطقه‌ی سرگرمی دیدینش.

00:13:53.400 --> 00:13:54.680
‫من؟

00:13:54.680 --> 00:13:55.230
‫بله.

00:13:55.570 --> 00:13:58.900
‫من یادم نمیاد کسی رو با این تفاسیر دیده باشم.

00:13:58.900 --> 00:14:02.020
‫تعجبی نداره که فوراً به یاد نیارینش.

00:14:02.900 --> 00:14:04.010
‫نکنه؟

00:14:04.010 --> 00:14:09.360
‫خودشه، ننه‌ی خانه‌ی یشم‌ـه.

00:14:11.320 --> 00:14:13.450
‫اوه، چطوریه؟

00:14:15.640 --> 00:14:20.340
‫اگه بهش پول بدین هروقت امر کنین میاد، چیکار می‌کنین؟

00:14:20.340 --> 00:14:22.380
‫خـ ـ خب، اون...

00:14:23.040 --> 00:14:27.920
‫مستشار‌ هم می‌دونه اون شخص مال پنجاه سال پیشه دیگه.

00:14:27.920 --> 00:14:30.090
‫نمی‌شه یه یه زن زیبای دیگه پیدا کنین؟

00:14:30.090 --> 00:14:35.020
‫خب، ما قبلاً میزبان یه مهمان خوش‌آمدگویی با زنای زیبارو بودیم.

00:14:35.800 --> 00:14:37.760
‫شاید پری ماه نباشن،

00:14:37.760 --> 00:14:40.350
‫ولی همچنان گمون می‌کنم زیباروهای بی‌رقیبی رو آوردیم.

00:14:44.810 --> 00:14:49.700
‫اما اصلاً نظرشون جلب نشد. گویا حتی به سخره هم گرفتنشون.

00:14:50.060 --> 00:14:52.100
‫این دیگه کیه؟

00:14:52.100 --> 00:14:55.860
‫جسارتاً، اما هیچ‌کدوم از اون زیباروها خدمات شبانه‌ای‌ـــ

00:14:55.860 --> 00:14:57.250
‫مائومائو!

00:14:57.250 --> 00:14:59.660
‫نه، نتونستیم اون کارو بکنیم.

00:15:00.270 --> 00:15:02.170
‫چون مستشار زنه.

00:15:02.540 --> 00:15:06.670
‫آها، پس برای همین برای کمک رفتن سراغ جینشی-ساما.

00:15:07.230 --> 00:15:11.340
‫زیبایی‌ای داره که هرکسی رو تحت تأثیر قرار می‌ده، و اساساً هم مرده.

00:15:11.850 --> 00:15:15.550
‫یک‌جا هرچیزی رو که می‌تونه عقل رو از سر یه زن بپرونه رو داره.

00:15:16.210 --> 00:15:18.880
‫اما... می‌تونه دردسرساز هم باشه.

00:15:19.310 --> 00:15:22.440
‫اگه اغواگریش رو جدی بگیره و بخواد شب رو باهاش بگذرونه چی؟

00:15:22.440 --> 00:15:23.900
‫کارایی نداره.

00:15:24.360 --> 00:15:28.500
‫البته، به عنوان یه مستشار‌ زن حتماً آموزش دیده تا...

00:15:28.500 --> 00:15:31.310
‫از همچین بی‌احتیاطی‌هایی دوری کنه.

00:15:31.310 --> 00:15:33.410
‫اما به خطرش می‌ارزه.

00:15:34.420 --> 00:15:38.330
‫اون مستشار تا چه اندازه مهم هستن؟

00:15:38.650 --> 00:15:42.790
‫بذار این‌طوری بگم که کنترل مراکز تجاری غرب و شمال دست اون‌هاست.

00:15:43.120 --> 00:15:45.700
‫آخرین کاروان خیلی بزرگ بود چون...

00:15:45.700 --> 00:15:48.920
‫هر دو کشور می‌خواستن صحبت‌هاشون در مورد تجارت‌های جدید رو پیش ببرن.

00:15:49.470 --> 00:15:50.970
‫که این‌طور...

00:15:50.970 --> 00:15:54.140
‫شنیدم توی سرزمین‌های دور، ازدواج خارج از مرزهای بین‌المللی انجام می‌شه،

00:15:54.140 --> 00:15:57.220
‫که باعث می‌شه وجود مرد‌ها و زن‌های زیبا یه امر رایج بشه.

00:15:58.100 --> 00:16:01.730
‫اینکه یه نفر از همچین کشوری به یکی بگه پری ماه...

00:16:02.640 --> 00:16:05.570
‫احیاناً توی عودشون داروی توهم‌زا گذاشته؟

00:16:05.570 --> 00:16:07.520
‫از این کارا هم می‌کنن؟

00:16:07.520 --> 00:16:09.820
‫عموماً که نه، اما سریع‌ترین راهه.

00:16:10.290 --> 00:16:12.950
‫همچین کاری فاجعه‌ی دیپلماتیک به بار میاره.

00:16:13.850 --> 00:16:17.950
‫از این کار آبی برامون گرم نمی‌شه. از اون‌موقع‌ها اطلاعاتی نیست؟

00:16:18.360 --> 00:16:20.850
‫واقعاً توی دردسر افتاده.

00:16:20.850 --> 00:16:23.460
‫خب، بذار یه کاری کنیم آبه گرم شه.

00:16:25.460 --> 00:16:27.420
‫شرمنده که تا این‌جا کشوندمت.

00:16:30.360 --> 00:16:32.920
‫درخواست خیلی عجیبی بود.

00:16:33.820 --> 00:16:37.820
‫چقدر کسل‌کننده‌ست اینجا. یه قلپ چای هم تعارفمون نمی‌کنین؟

00:16:38.290 --> 00:16:40.930
‫این‌جا یه‌طورایی اتاق ملاقاته.

00:16:41.640 --> 00:16:46.150
‫ننه، قدیما... با یه مستشار‌ خارجی دیداری داشتی؟

00:16:46.150 --> 00:16:50.510
‫آره، درسته. حرف پنجاه سال پیشه.

00:16:50.510 --> 00:16:53.030
‫قضیه مال دوران امپراتور قبلی نه، قبلیشه.

00:16:53.780 --> 00:16:56.980
‫شهر در اصل روی خرابه‌های قدیمی ساخته شده بود،

00:16:56.980 --> 00:16:59.710
‫یه عالمه توریست میومدن دیدنمون.

00:17:00.290 --> 00:17:04.610
‫وقتی یهویی تصمیم گرفتن این ناحیه‌ی محبوب رو پایتخت بکنن،

00:17:04.610 --> 00:17:07.120
‫یکمی جو آشفته شد.

00:17:07.630 --> 00:17:10.440
‫ولی پایتخت هنوز نوپا بود، برای همین قلعه‌ی دهن‌ پر کنی نداشتیم...

00:17:10.440 --> 00:17:13.050
‫به طبع جایی برای استقبال از مهما‌ن‌هامون هم نداشتیم.

00:17:13.050 --> 00:17:18.890
‫بالادستی‌ها هم چیزی به ذهنشون نرسید، برای همین خرابه‌های باقی‌مونده رو استفاده کردن.

00:17:18.890 --> 00:17:20.730
‫در اصل یه‌طور مکان تشریفاتی بود.

00:17:20.730 --> 00:17:24.560
‫یه حوض زیبا داشت با یه ساختمون بغل دست باغ میوه.

00:17:24.980 --> 00:17:26.310
‫اون...

00:17:26.990 --> 00:17:29.540
‫اون روزی که رفته بودم ضلع شمالی کاخ اندرونی...

00:17:29.540 --> 00:17:31.480
‫یه باغ میوه‌ی خالی و خرابه اون‌جا دیدم.

00:17:31.810 --> 00:17:36.490
‫اگه سالن مهمانی الان جزئی از کاخ اندرونی شده باشه، چیز عجیبی نیست.

00:17:36.760 --> 00:17:42.660
‫اونی که به عنوان رقصنده‌ی اصلی برای اجرا 
‫روی اون خرابه که مثلاً صحنه بود، انتخاب شد، من بودم.

00:17:43.120 --> 00:17:44.580
‫چرا تو انتخاب شدی؟

00:17:44.580 --> 00:17:46.380
‫خب اون‌موقع‌ها توی منطقه‌ی سرگرمی...

00:17:46.380 --> 00:17:48.960
‫من عالی‌ترین روسپی بودم.

00:17:48.960 --> 00:17:51.670
‫من رقصنده‌ی اصلی بودم یه ده نفر دیگه هم با من رقصیدن.

00:17:52.380 --> 00:17:56.200
‫ولی الان شبیه مرغ پرکند‌ه‌ست...

00:17:56.200 --> 00:17:59.640
‫ولی، فکر می‌کنم دلیل اصلیش اندامم بود.

00:18:01.260 --> 00:18:05.180
‫من خیلی قدم بلند بود، و بدنم هم حسابی برجستگی داشت.

00:18:05.690 --> 00:18:10.640
‫آره خب... برای رقصنده‌ی اصلی منطقیه کسی رو بذاری که بدن بزرگتری داره.

00:18:10.640 --> 00:18:11.680
‫ولی بازم...

00:18:12.020 --> 00:18:15.990
‫خیلی از مراسما بداهه بود، برای همین واسه آماد‌ه‌سازی دردسرا کشیدیم.

00:18:16.650 --> 00:18:19.160
‫باید همه‌‌چیزو با حالت‌های ماه برنامه‌ریزی می‌کردیم،

00:18:19.160 --> 00:18:23.490
‫و موانعو بر می‌داشتیم تا مهمون‌ها دید بهتری داشته باشن.

00:18:24.270 --> 00:18:27.220
‫بخاطر باغ میوه‌ی اون اطراف حشراتم زیاد بودن،

00:18:27.220 --> 00:18:31.000
‫برای همین رفتیم تک تک کرما رو از روی برگا جمع کردیم.

00:18:31.730 --> 00:18:36.080
‫هرچند آخرش حشره‌ها دور مشعلا جمع شدن.

00:18:36.780 --> 00:18:42.350
‫بعد از اون‌همه جون کندن، احمقایی بودن که اون شب لباسمو خراب کردن.

00:18:42.940 --> 00:18:45.720
‫لاشه‌ی حشره رو کشیدن روش.

00:18:46.440 --> 00:18:49.230
‫ولی من بیدی نبودم که به این بادا بلرزم.

00:18:49.230 --> 00:18:52.130
‫با مهارت لباسمو به کار گرفتم تا مخفیش کنم.

00:18:52.130 --> 00:18:57.020
‫تماشاچی‌ها کیف می‌کردن، اون احمقا هم خون خونشونو می‌خورد.

00:18:57.020 --> 00:19:00.490
‫این داستانا هزاربار شنیدم، چیز جدیدی تو دست و بالت نداری؟

00:19:00.780 --> 00:19:02.810
‫عجب بچه‌ی بیخودی هستی.

00:19:02.834 --> 00:19:09.834
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:19:10.130 --> 00:19:13.570
‫چه نقاشی زیبایی، بار اولیه می‌بینمش.

00:19:13.570 --> 00:19:16.050
‫حتماً برای ننه هم چیز ارزشمندیه.

00:19:17.310 --> 00:19:22.590
‫کی فکرشو می‌کرد این زیباروی محسور کننده‌ای... 
‫بشه همچین چرتکه‌اندازی...

00:19:24.660 --> 00:19:30.410
‫این نقاشی رو مستشار بعد از اینکه برگشت سفارش داد.

00:19:30.410 --> 00:19:32.560
‫گفته بود «الهه‌ی ماه» یا همچین چیزی رو دیده.

00:19:32.850 --> 00:19:36.360
‫آه، پس بگو چرا نقاشی انقدر خوشگله.

00:19:36.360 --> 00:19:38.020
‫چیزی نالیدی؟

00:19:38.020 --> 00:19:39.270
‫نخیر.

00:19:40.250 --> 00:19:43.630
‫هرچند اون مستشار دیگه پاشو توی این مملکت نذاشت،

00:19:44.580 --> 00:19:47.590
‫اما با کاروانش اینو واسه‌م فرستاد.

00:19:48.680 --> 00:19:52.560
‫اما ننه، تو فقط مثل همیشه داشتی کارتو می‌کردی، نه؟

00:19:52.560 --> 00:19:54.330
‫چرا انقدر دلش پیشت گیر بوده؟

00:19:54.330 --> 00:19:57.060
‫اونو منم نمی‌دونم.

00:20:00.170 --> 00:20:03.090
‫ننه آدمیه که می‌تونه بی‌طرف به قضایا نگاه کنه.

00:20:03.970 --> 00:20:05.600
‫احتمالاً اغراق تو کارش نیست.

00:20:06.090 --> 00:20:07.180
‫اما...

00:20:07.180 --> 00:20:10.520
‫حتی اگه ننه اون‌موقع‌ها زیبا بوده باشه هم،

00:20:11.500 --> 00:20:14.950
‫چی باعث شده الهه صداش بزنن؟

00:20:17.320 --> 00:20:19.970
‫هومم، نمی‌دونم.

00:20:19.970 --> 00:20:23.830
‫فعلاً کسی رو پیدا کنیم که شبیه آدم توی این نقاشیه؟

00:20:23.830 --> 00:20:26.240
‫فقط همین به ذهنم می‌رسه.

00:20:26.660 --> 00:20:31.800
‫راستش، پیدا کردن زنی به این بلندی کار سختی می‌شه.

00:20:32.200 --> 00:20:36.580
‫چطوره به جای اینکه از نظر چهره شبیه باشن، 
‫دنبال زن‌های قدبلند بگردیم؟

00:20:37.140 --> 00:20:42.760
‫الان یه مقدار آب رفته، اما گفت اون‌موقع حدود ۱۷۵ سانت بوده.

00:20:42.760 --> 00:20:44.510
‫خیلی بلنده.

00:20:44.930 --> 00:20:50.470
‫بله. رقصنده‌ی ماهری بوده، و اندام‌های بلندش کمک می‌کرده رقصش زیبا‌تر جلوه کنه.

00:20:50.730 --> 00:20:56.180
‫اما پیدا کردن زن بلندی که به زیبایی اون باشه کار سختیه.

00:20:56.180 --> 00:20:59.250
‫مستشار‌ها هم خودشون تقریباً قدشون همین‌ اندازه‌ست.

00:20:59.250 --> 00:21:02.570
‫اگه شخص خیلی ریزاندامی رو پیدا کنیم هم ممکنه شبیه بچه‌ها به‌نظر بیان.

00:21:03.700 --> 00:21:07.660
‫«مستشار‌ها»؟ یه نفر نیستن؟

00:21:08.150 --> 00:21:11.370
‫بله. دو عموزاده با یه پدربزرگ هستن.

00:21:12.380 --> 00:21:16.870
‫طبق چیزی که توصیف شد، این دو مستشار خودشون هم حتماً خیلی زیبان.

00:21:17.270 --> 00:21:21.290
‫پس باید کسی رو پیدا کنیم که قدش حدود ۱۷۵ سانت باشه،

00:21:21.290 --> 00:21:25.400
‫و انقدری زیبا باشه که بتونه زیبای دیگه‌ای رو تحت تأثیر قرار بده...

00:21:26.330 --> 00:21:26.720
‫اوه.

00:21:28.380 --> 00:21:31.760
‫پیداش کردم. یه مورد بسیار مناسب.

00:21:31.760 --> 00:21:35.480
‫یه شخص زیبا که حدود ۱۷۵ سانتی‌متر قدش باشه، درسته؟

00:21:35.480 --> 00:21:36.220
‫اوه!

00:21:40.290 --> 00:21:40.820
‫ها؟

00:21:42.060 --> 00:21:43.780
‫منظورت چیه؟

00:22:05.640 --> 00:22:07.020
‫وای!

00:22:07.044 --> 00:22:27.044
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:27.068 --> 00:22:47.068
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:56.580 --> 00:23:58.950
‫قسمت بعدی: «پری ماه»

00:01:30.980 --> 00:01:33.980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و... 
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
‫قسمت

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
قسمت

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
28

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
28

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
آیــــنه

00:01:57.680 --> 00:02:01.680 line:20%
آیــــنه

00:23:44.980 --> 00:23:59.910
‫قسمت بعدی

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
‫قسمت

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
قسمت

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
29

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
29

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
پـــــری ماه

00:23:56.450 --> 00:23:59.910 line:20%
پـــــری ماه