﻿WEBVTT

00:00:02.690 --> 00:00:03.850
‫نئنیا!

00:00:03.850 --> 00:00:07.190
‫همین الآن ازش دور شو!

00:00:07.690 --> 00:00:08.820
‫نئنیا؟

00:00:09.320 --> 00:00:11.690
‫ای جانم، اسمت اینه؟

00:00:12.190 --> 00:00:14.860
‫این چیزیه که اونا صدام می‌کنن.

00:00:16.320 --> 00:00:17.580
‫اینطوریاست؟

00:00:19.790 --> 00:00:21.330
‫اهمیت نده. بنشین.

00:00:21.830 --> 00:00:24.000
‫غذا اینجاست، نوئه.

00:00:24.620 --> 00:00:29.620
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:32.840 --> 00:00:35.090
‫این چیه؟

00:00:35.590 --> 00:00:36.840
‫اون...

00:00:37.340 --> 00:00:38.930
‫نه، اون چیز...

00:00:40.560 --> 00:00:42.110
‫لویی رو!

00:00:43.930 --> 00:00:45.190
‫مادمازل کلوئی.

00:00:45.690 --> 00:00:49.270
‫شما هیولای ژوودان هستید؟

00:00:49.770 --> 00:00:54.280
شایعات می‌گن که هیولای ژوودان
.یه خون‌آشام حامل نفرینه

00:00:54.780 --> 00:00:59.660
اگه اینطوریه، پس اون چیز، یعنی
.نئنیا، نام حقیقی شما رو ازتون دزدیده

00:01:00.160 --> 00:01:04.660
چطور می‌تونید در حالی که
لبخند می‌زنید کنارش بشینید؟

00:01:05.160 --> 00:01:07.380
‫به‌خاطر اینکه خودم اینو خواستم.

00:01:09.080 --> 00:01:10.000
‫چی؟

00:01:11.460 --> 00:01:13.710
‫بهای برآورده شدنِ آرزوم بود.

00:01:14.210 --> 00:01:17.640
من با اراده و خواست خودم به
.یک حامل نفرین تبدیل شدم

00:01:18.140 --> 00:01:20.850
‫آرزو؟

00:01:21.350 --> 00:01:23.100
‫درسته.

00:01:23.600 --> 00:01:25.980
اسم‌هایی هستن که حاضرم
.برای داشتنشون همه کار بکنم

00:01:26.480 --> 00:01:30.020
‫ولی با وجود خون‌آشام‌های قوی‌ای عین کلوئی،

00:01:30.520 --> 00:01:33.860
‫نمی‌تونم فقط با زور، اسمشون رو بگیرم.

00:01:34.360 --> 00:01:36.570
‫پس مؤدبانه می‌پرسم:

00:01:37.070 --> 00:01:42.910
،اگر یه آرزوت رو برآورده کنم»
«نام حقیقیت رو بهم میدی؟

00:01:43.410 --> 00:01:45.710
‫برای تو هم همینطوریه، نوئه.

00:01:46.210 --> 00:01:51.040
بارها امتحان کردم ولی نتونستم
.نام حقیقی تو رو به‌دست بیارم

00:01:51.540 --> 00:01:53.170
‫تو خیلی شگفت‌انگیزی.

00:01:54.840 --> 00:01:58.130
واسه همینه که باید
.از تو هم بپرسم

00:01:58.630 --> 00:01:59.930
‫بگو ببینم، نوئه.

00:02:00.430 --> 00:02:06.230
کدوم آرزو ارزش این رو داره که
نام حقیقیت رو بدی به من؟

00:02:06.730 --> 00:02:07.940
‫گفتی...؟

00:02:09.400 --> 00:02:12.770
‫همین قضیه رو، به لویی هم گفتی؟

00:02:13.270 --> 00:02:16.320
‫لویی، کاری هست که بتونم انجام بدم؟

00:02:16.820 --> 00:02:19.280
‫کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

00:02:21.200 --> 00:02:22.660
‫نوئه...

00:02:23.160 --> 00:02:25.240
‫من... ممم...

00:02:33.750 --> 00:02:34.970
‫تو چه کوفتی هستی دیگه؟!

00:02:35.300 --> 00:02:36.760
‫چی می‌خوای؟!

00:02:39.130 --> 00:02:41.340
‫چرا این کارا رو می‌کنی؟!

00:02:41.340 --> 00:02:42.720
‫چرا نام حقیقی رو می‌دزدی؟!

00:02:43.220 --> 00:02:43.890
‫بس کن!

00:02:44.390 --> 00:02:46.720
‫اونا رو ندزد!

00:02:47.220 --> 00:02:49.850
‫پسش بده. همین حالا!

00:02:51.400 --> 00:02:54.860
‫لویی رو به من و دومی، پس بده!

00:03:04.870 --> 00:03:05.870
‫گوش کن.

00:03:06.370 --> 00:03:09.540
از بچه‌هایی که غذا رو
.اسراف می‌کنن، بدم میاد

00:03:21.220 --> 00:03:23.890
«انقدر خودپسند نباش»

00:03:23.890 --> 00:03:27.730
‫یا شایدم، «انقدر مضطرب نباش»

00:03:27.730 --> 00:03:32.190
آینده‌ی این جهان درگیرِ کشمکش تضاد‌هاست

00:03:32.190 --> 00:03:35.940
در میان باد‌های مخالف است که همه‌چیز شکوفا می‌شوند

00:03:36.720 --> 00:03:41.370
اون چشم‌ها، اون صدا، به لرزه افتادن، دچار تردید شدن

00:03:41.370 --> 00:03:43.090
عیبی نداره؟

00:03:43.090 --> 00:03:46.140
روزهایی که در خاموشی از اعماق وجودشون فریاد سرمی‌دهند

00:03:46.140 --> 00:03:51.120
با این وجود، این احساسات انباشته‌شده، به ذهنم تراوش می‌کنند

00:03:51.120 --> 00:03:56.460
با دقت به این نشانه‌های امید گوش فرابده

00:03:58.510 --> 00:04:02.430
باید چیزی بیشتر از یه میل و خواسته باشه

00:04:02.430 --> 00:04:06.890
چیزی فراتر از یه عهد

00:04:06.890 --> 00:04:14.900
برام سواله که معنای حقیقیِ عشق و همینطور عاشق بودن چی می‌تونه باشه؟

00:04:14.900 --> 00:04:24.670
مطمئنم که اگه یه‌بارم، بتونم در قالب یه‌سری کلمه بیان‌شون کنم،

00:04:24.670 --> 00:04:34.890
ممکنه که همین براش کافی باشه و همه‌چیز به این صورت حل بشه

00:04:34.890 --> 00:04:37.470
سرگذشتِ من

00:04:45.630 --> 00:04:47.850
‫آخه چرا اون کارو کردی؟

00:04:48.010 --> 00:04:49.470
‫متأسفم.

00:04:49.470 --> 00:04:51.690
کلوئی وقتایی که عصبیه
.حسابی ترسناک می‌شه

00:04:51.690 --> 00:04:52.640
‫یادت بمونه.

00:04:52.640 --> 00:04:54.560
‫مادمازل کلوئی الآن کجاست؟

00:04:55.060 --> 00:04:57.150
‫پیش اون سایه‌ی سیاهه.

00:04:57.310 --> 00:04:59.480
‫فعلاً باید ازش دور بمونی.

00:04:59.980 --> 00:05:00.820
‫می‌دونم، ولی...

00:05:01.320 --> 00:05:04.610
‫نمی‌تونیم بذاریم با اون چیزِ خطرناکـ...

00:05:06.950 --> 00:05:11.330
خودت غذاها رو می‌ریزی روی زمین، بعد
از اون طرف شکمت قار و قور می‌کنه؟

00:05:11.450 --> 00:05:13.540
‫واقعاً متأسفم.

00:05:16.210 --> 00:05:17.340
‫اینا غذاهای باقی‌مونده‌ست.

00:05:17.670 --> 00:05:19.210
‫توی تمیزکاری کمکم کن.

00:05:30.140 --> 00:05:32.470
‫تو اینو پختی؟

00:05:32.970 --> 00:05:33.600
‫آره.

00:05:34.100 --> 00:05:36.810
‫و لباس‌هامم تو خشک کردی؟!

00:05:37.310 --> 00:05:38.150
‫آره.

00:05:38.150 --> 00:05:39.190
‫چه خفن!

00:05:39.690 --> 00:05:41.400
‫تو واقعاً خفنی، ژان ژاک!

00:05:41.730 --> 00:05:43.360
‫کاری هم هست که از پسش برنیای؟

00:05:43.860 --> 00:05:47.240
‫اینم عالیه! خیلی خیلی خوشمزه‌ست!

00:05:47.360 --> 00:05:49.580
‫چـ-چی؟!

00:05:49.740 --> 00:05:51.660
‫هیچم خفن نیست.

00:05:52.160 --> 00:05:55.410
‫من فقط تمام این مدت مراقبِ کلوئی بودم.

00:05:55.910 --> 00:05:58.120
‫من که عمراً بتونم غذا بپزم یا لباس بدوزم.

00:05:58.620 --> 00:06:00.250
‫برام قابل احترامی!

00:06:02.380 --> 00:06:05.090
‫چیزه، خیلی ممنونم، ژان ژاک.

00:06:05.590 --> 00:06:09.930
من و مور رو نجات دادی ولی تا همین
.لحظه، فرصت نشده بود که ازت تشکر کنم

00:06:09.930 --> 00:06:11.600
‫من باز هم معذرت می‌خوام.

00:06:12.100 --> 00:06:14.470
‫بذار خودم رو درست و حسابی معرفی کنم.

00:06:16.020 --> 00:06:18.140
‫اسم من نوئه هست.

00:06:18.640 --> 00:06:20.030
‫دستت چی می‌گه؟

00:06:20.100 --> 00:06:20.610
‫عه؟

00:06:21.110 --> 00:06:23.860
‫اگه بازم سوپ می‌خوای، خودت بردار.

00:06:24.360 --> 00:06:26.940
‫می‌خواستم باهات دست بدم.

00:06:31.160 --> 00:06:35.370
هیچ‌کس تا حالا نخواسته
.بود باهام دست بده

00:06:42.920 --> 00:06:45.630
‫چقدر راجع به خاندان د پشیه می‌دونی؟

00:06:46.130 --> 00:06:49.380
فقط در همون حدی که توی
.پرونده‌ای که بهم دادی، بود

00:06:49.880 --> 00:06:53.970
خاندانشون به‌خاطر اعمال
.هیولای ژوودان از بین رفت

00:06:54.470 --> 00:06:57.020
‫آره، ولی فقط همین نیست.

00:06:57.520 --> 00:07:01.310
خاندان د پشیه با وجود اینکه
،کلیسا این امر رو ممنوع کرده بود

00:07:01.310 --> 00:07:03.310
‫روی فرمول جهان تحقیق کردن.

00:07:03.810 --> 00:07:07.950
کارهای اونا باعثِ ساخت موتور دگرگون‌ساز
.شد، و وسیله‌ای‌ـه که فرمول جهان رو تغییر می‌ده

00:07:08.110 --> 00:07:12.450
گویا اون دستگاه باعث به‌وجود
.اومدن هیولای ژوودان شده

00:07:12.950 --> 00:07:15.540
‫خب، سؤال اینه که چیکار می‌تونیم بکنیم؟

00:07:16.040 --> 00:07:19.410
واسه همینه که هم انسان‌ها و هم
خون‌آشام‌ها انقدر بهش علاقه نشون دادن؟

00:07:19.910 --> 00:07:21.120
‫احتمالاً.

00:07:21.620 --> 00:07:24.380
‫خب، همه‌ی اینا رو از کجا شنیدی؟

00:07:24.880 --> 00:07:27.420
‫شماها دارید طبق دستورات کی، عمل می‌کنید؟

00:07:29.760 --> 00:07:31.550
‫جنابِ فرانسیس وارنی،

00:07:32.050 --> 00:07:35.260
‫یا همون، «مارکوس ماکینای منظمِ پلید».

00:07:35.760 --> 00:07:37.060
‫که اینطور.

00:07:37.560 --> 00:07:41.060
مارکوس ماکینا ازم خواست تو
،رو هم درگیر این ماجرا بکنم

00:07:41.560 --> 00:07:45.820
و بی‌شک دلیلش اینه که تو از
.اعضای خاندان ماه آبی هستی

00:07:46.320 --> 00:07:50.900
و تازه اون می‌خواد بدونه که موتورِ دگرگون‌سازِ
.خاندان د پشیه، واقعاً وجود داره یا نه

00:07:51.400 --> 00:07:54.990
‫و اگه ممکن بود، پیداش کنیم و براش ببریم.

00:08:01.040 --> 00:08:04.750
‫آخرین رئیس خاندان، هرمن د پشیه؛

00:08:05.250 --> 00:08:08.670
همسرش، فرزندانش و
...خواهر و برادرهاش

00:08:09.170 --> 00:08:11.470
‫... همگی مُردن.

00:08:11.970 --> 00:08:15.980
تنها عضو باقی‌مونده از خاندانِ
.د پشیه، کلوئی هست

00:08:17.350 --> 00:08:22.020
ژان ژاک، چقدر وقته که
مادمازل کلوئی اینجاست؟

00:08:22.520 --> 00:08:23.940
‫همیشه همینجا بوده.

00:08:24.440 --> 00:08:27.020
تا قبل از اینکه سر و کله‌ی
،هیولای ژوودان پیدا شه

00:08:27.520 --> 00:08:32.900
کلوئی تمام مدت اینجا، مشغول
.تماشای نسل به نسل خاندان د پشیه بود

00:08:33.400 --> 00:08:36.450
‫چرا شماها اومدید اینجا؟

00:08:36.950 --> 00:08:39.290
‫اومدید به کلوئی آسیب برسونید؟

00:08:39.790 --> 00:08:42.880
‫دشمن من نئنیاست، نه مادمازل کلوئی.

00:08:43.160 --> 00:08:47.670
ولی تو بازم می‌خوای اون سایه
.رو از کلوئی دور کنی

00:08:47.670 --> 00:08:48.960
‫طبیعتاً!

00:08:49.460 --> 00:08:53.170
کی می‌دونه اگه کاری انجام ندیم
قراره چه بلایی سر مادمازل کلوئی بیاد؟

00:08:53.670 --> 00:08:57.020
‫وانیـ... منظورم اینه، همراهِ من توی این سفر

00:08:57.020 --> 00:08:59.560
ممکنه قدرتی داشته باشه تا نامِ
.حقیقی مادمازل کلوئی رو پس بگیره

00:09:00.060 --> 00:09:01.470
‫اونو میارم اینجـ...

00:09:01.470 --> 00:09:02.640
‫تا چیکار کنه؟

00:09:04.180 --> 00:09:08.770
مطمئنی مشکلی نیست که نوئه
و اون پسره رو تنها بذاریم؟

00:09:09.270 --> 00:09:12.240
‫بله، موقعیت خوبی هست.

00:09:12.740 --> 00:09:16.490
‫ژان ژاک هم باید یکی دوتا دوست داشته باشه.

00:09:18.950 --> 00:09:23.330
کلوئی گفت تصمیم خودش بوده
.که نام حقیقیش رو داده به اون

00:09:23.830 --> 00:09:27.710
،تا قبل از اینکه اون سایه بیاد
.کلوئی هر روز داشت گریه می‌کرد

00:09:28.210 --> 00:09:31.300
‫هیچ‌کاری نمی‌تونستم بکنم.

00:09:31.800 --> 00:09:37.800
من که عمراً بتونم تحمل کنم یه نفر بدونِ
.اجازه‌م به چیزی که متعلق به منه دست بزنه

00:09:38.300 --> 00:09:40.350
‫تو خیلی بالغی، نه کلوئی؟

00:09:41.810 --> 00:09:43.850
‫اصلاً هم اینطور نیست.

00:09:44.350 --> 00:09:47.020
‫اگه این چیزیه که کلوئی آرزوش رو داره،

00:09:47.520 --> 00:09:51.820
،و جلوی گریه کردنش رو می‌گیره
.منم باهاش مشکلی ندارم

00:09:52.980 --> 00:09:57.790
،حتی اگه همه چیز در نهایت نابود بشه
.من باید تا‌ آخرش کنار کلوئی بمونم

00:09:59.570 --> 00:10:04.500
شاید متوجه‌ش نشی، ولی
.من یه زنِ خیلی حسودم

00:10:11.250 --> 00:10:14.510
زخم‌های باقی‌مونده از واقعه‌ی
بابِل، در نیمه‌ی پایانیِ قرن 16اُم

00:10:15.010 --> 00:10:17.220
‫یواش یواش شروع به محو شدن کردن.

00:10:18.590 --> 00:10:20.300
‫گوش کن، کلوئی.

00:10:20.800 --> 00:10:26.560
هیچ‌کس بیرون از این دیوارها
.نباید بفهمه که تو یه خون‌آشامی

00:10:27.060 --> 00:10:28.480
‫چشم.

00:10:28.980 --> 00:10:31.940
‫یک روز ویژگی‌های یه خون‌آشام، در من پدیدار شد.

00:10:28.980 --> 00:10:31.940
اطلاعات مانگا: کلوئی از 4 سالگی فهمید که خون‌آشامه

00:10:32.440 --> 00:10:35.320
‫بابِل باعث شد فرمول جهان ناپایدار شه،

00:10:35.820 --> 00:10:39.110
‫و روی این دنیا هم اثراتی گذاشت.

00:10:40.990 --> 00:10:43.740
‫نگران نباش. همه چیز حل می‌شه.

00:10:44.290 --> 00:10:48.400
‫من، دوباره انسانت می‌کنم.

00:10:49.420 --> 00:10:51.550
‫چشم، پدر جان.

00:10:52.670 --> 00:10:56.800
‫بدنم بعد رسیدن به 11 سالگی، دیگه رشد نکرد.

00:10:57.530 --> 00:11:01.360
‫به مردم گفته شد که کلوئی د پشیه مریض شد و مُرد.

00:11:01.360 --> 00:11:04.730
‫از اون روز خون‌آشامِ د پشیه، مخفی شد.

00:11:06.040 --> 00:11:16.070
‫در قلعه‌‌ای که در اعماق کوهستان داشتیم، پدرم جادوگران و کیمیاگرانِ
‫مشهوری رو به منظورِ مطالعه‌ی فرمول جهان جمع کرد.

00:11:17.090 --> 00:11:18.400
‫نگران نباش.

00:11:19.040 --> 00:11:21.790
‫همه چیز درست می‌شه، کلوئی.

00:11:23.390 --> 00:11:27.770
‫دوباره انسانت می‌کـ...

00:11:34.490 --> 00:11:37.180
‫کلوئی د پشیه دوباره انسان بشه.

00:11:37.810 --> 00:11:44.600
‫آخرین خواسته‌ی پدرم با گذر زمان به آرامی تغییر کرد.

00:11:45.030 --> 00:11:51.710
‫راز گشایی از اسرارِ فرمول جهان و همینطور تلاش برایِ
‫بدست آوردن چیزی که فقط در حیطه‌ی قدرت خداست...

00:11:51.710 --> 00:11:54.360
‫... تبدیل به همه‌ی اون چیزی شد که خاندان د پیشه می‌خواست.

00:11:55.310 --> 00:11:57.920
‫من شاهد همه‌ی این‌ها بودم؛

00:11:57.920 --> 00:11:59.370
‫و ازشون مراقبت می‌کردم.

00:12:00.440 --> 00:12:03.370
‫من در میون نسل‌های زیادی از خاندان د پشیه زندگی کردم.

00:12:05.290 --> 00:12:08.840
‫پس اون کلوئی د پشیه که میگن، توئی؟

00:12:09.880 --> 00:12:12.600
‫تو... خون‌‌آشامی، مگه نه؟

00:12:14.120 --> 00:12:20.160
توی این دوره زمونه، نباید اجازه بدین کلمات به‌راحتی
.از میون لب‌هاتون عبور کنن و بیرون بیان، مادمازل

00:12:20.160 --> 00:12:21.690
‫عذر می‌خوام.

00:12:21.690 --> 00:12:27.020
‫شما دیگه در سنی نیستین که کلمه‌ی مادمازل،
‫براتون مناسب باشه... ننه جان.

00:12:29.580 --> 00:12:31.690
‫اون خودش رو آگوست معرفی کرد.

00:12:31.690 --> 00:12:35.650
‫اون اولین بار بود. تا حالا خون‌‌‌آشامی رو ندیده بودم.

00:12:36.710 --> 00:12:43.500
‫عنصر کلیدی در تحقیقاتِ فرمول جهان اینه که،
‫چه چیزی رو به عنوان یه واسط برایِ دستکاریش استفاده کنی.

00:12:43.500 --> 00:12:46.660
‫خاندان د پشیه «صدا» رو به عنوان اون واسط انتخاب کردن.

00:12:46.960 --> 00:12:48.140
‫که اینطور.

00:12:48.140 --> 00:12:50.420
‫حتی بدون اینکه اینم بدونی، اومده بودی؟

00:12:50.420 --> 00:12:53.920
‫این نادانی‌ت حد‌و‌مرزی هم می‌شناسه، پسرک؟

00:12:56.330 --> 00:12:57.520
‫شرمنده‌م.

00:12:57.520 --> 00:13:00.680
‫بی‌ادبی بود که موسیو خطاب‌تون نکردم؟

00:13:03.800 --> 00:13:05.310
‫ایول، کلوئی.

00:13:05.310 --> 00:13:07.900
‫ما دوتا باید دوست‌های خوبی بشیم.

00:13:07.900 --> 00:13:08.930
‫دوست؟

00:13:08.930 --> 00:13:14.400
‫اگه ساختِ یه موتور دگرگون‌ساز که فرمول جهان رو بازنویسی کنه، واقعاً عملی باشه،

00:13:14.400 --> 00:13:17.570
‫یه دستاورد بزرگه که می‌تونه جهان رو به سمت یه آینده‌ی روشن هدایت کنه.

00:13:18.570 --> 00:13:20.070
‫جهان؟

00:13:22.640 --> 00:13:26.830
‫این قلعه و کوهستان ژوودان که احاطه‌ش کرده بود، دنیای منو تشکیل می‌داد.

00:13:27.360 --> 00:13:32.880
‫چیزی فراتر از این دنیا نمی‌دونستم و
‫تا حالا فکری هم درموردش نکرده بودم.

00:13:34.840 --> 00:13:41.730
در بیرون از این دیوارها، خون‌آشام‌ها درگیرِ یه نزاعِ
خشونت‌آمیز ‫با انسان‌ها هستن یا شاید بهتره بگم، کلیسا.

00:13:41.730 --> 00:13:44.700
‫سرتاسر زمین، خون‌آشام‌ها در حال شکار شدن‌اند.

00:13:44.700 --> 00:13:49.710
‫حتی انسان‌ها هم فقط به‌خاطر مشکوک بودن
‫ توسط کلیسا شکنجه می‌شن و حتی می‌میرن.

00:13:50.350 --> 00:13:55.610
‫از نظر کلیسا، خون‌آشام‌ها موجودات نفرت‌انگیزی
‫هستن که فقط ارزشِ مُردن دارن.

00:13:55.880 --> 00:14:00.110
‫تو طرفِ خون‌آشام‌هایی، یا انسان‌ها؟

00:14:00.710 --> 00:14:01.990
‫هیچ‌کدوم.

00:14:03.570 --> 00:14:05.480
‫بهم گوش بده، کلوئی.

00:14:05.480 --> 00:14:09.950
‫خون‌آشام‌ها رو دوست دارم، همونطوری که انسان‌ها رو دوست دارم.

00:14:09.950 --> 00:14:14.270
به‌خاطر همینم هست که می‌خوام به هر قیمتی
.که شده، به‌دنبالِ یه پایان برای این نزاع باشم

00:14:14.270 --> 00:14:16.340
‫تمام آرزوی من اینه.

00:14:19.910 --> 00:14:22.870
‫اون عقایدش رو به زبان خودش گفت.

00:14:22.870 --> 00:14:25.660
‫به‌خاطر اون حرف‌ها بهش غبطه خوردم.

00:14:25.660 --> 00:14:31.480
‫به مرور زمان و با رفتن دوستم، یه زمانی به خودم
‫اومدم و دیدم بی‌صبرانه منتظر بازگشتش هستم.

00:14:32.380 --> 00:14:35.850
‫از دیدارتون خوش‌وقتم!
‫اسم من جان‌ـه.

00:14:36.140 --> 00:14:39.940
‫مجلسی هست که قصد دارم با پدر‌و‌مادرِ این بچه در اون شرکت کنم.

00:14:39.940 --> 00:14:42.420
‫ازت می‌خوام که مدتی رو اینجا تحت مراقبتت باشه.

00:14:46.700 --> 00:14:48.080
‫این کار رو نکن، جان!

00:14:48.400 --> 00:14:49.350
‫برگرد.

00:14:49.350 --> 00:14:50.830
‫ما نباید بیرون بریم.

00:14:50.830 --> 00:14:54.210
‫یه جای فوق‌العاده رو از پنجره دیدم.

00:14:54.510 --> 00:14:56.210
‫کلوئی، بیا با هم بریم.

00:15:01.890 --> 00:15:03.380
‫ممم، وایسا.

00:15:19.530 --> 00:15:21.230
‫جان؟! کجا رفتی؟!

00:15:26.540 --> 00:15:27.740
‫گرفتمت!

00:15:51.820 --> 00:15:58.300
‫اولین بار بود که برخلاف خواست پدرم عمل کردم و صدای ضربان قلبم رو
‫انقدر بلند می‌شنیدم و بویِ زمین، باد و گل‌ها منو در آغوش خودش می‌کشید.

00:15:58.520 --> 00:16:03.280
‫اولین باری که دیدم آسمون انقدر بزرگ، زیبا و مملو از رنگ آبیه

00:16:03.280 --> 00:16:06.840
‫همه‌چیز اون روز فراتر از تصورم، بسیار تازه و جدید بود.

00:16:03.280 --> 00:16:08.840
‫در اینجا طبق مانگا؛ کلوئی با خودش می‌گفت: «چقدر خنده‌داره... ‫به این فکر کردم
«.که اگه یه روزی بود که دوست داشتم می‌مردم، اون همین روز بود

00:16:13.190 --> 00:16:18.030
‫خیلی دوست دارم وقتی که بزرگ شدی ببینمت؛ جان.

00:16:18.030 --> 00:16:18.920
‫هممم.

00:16:26.710 --> 00:16:31.980
‫اینجوری بود که آگوست، جان رو پیش پدر‌و‌مادرش برگردوند.

00:16:31.980 --> 00:16:33.820
‫از اون موقع دیگه چیزی ازش نشنیدم.

00:16:38.700 --> 00:16:44.730
‫نگران بودم که نکنه اتفاقی براش افتاده
‫باشه ولی نمی‌تونستم برم ببینمش.

00:16:47.580 --> 00:16:50.740
‫نمی‌تونستم خانواده‌م رو رها کنم.

00:16:50.740 --> 00:16:54.490
‫حتی با وجود اینکه به‌احتمال زیاد انسان‌ها رهات می‌کنن؟

00:16:58.880 --> 00:16:59.860
‫کلوئی.

00:17:03.420 --> 00:17:04.750
‫آگوست!

00:17:08.790 --> 00:17:11.680
‫کلوئی، تحقیقات چجوری پیش رفت؟

00:17:11.680 --> 00:17:12.570
‫ها؟

00:17:12.570 --> 00:17:15.260
‫موتور دگرگون‌ساز تکمیل شد؟

00:17:18.090 --> 00:17:20.260
‫من در اشتباه بودم.

00:17:21.040 --> 00:17:24.010
‫یه احمق بودم، فکر می‌کردم میشه با منطق باهاشون رفتار کرد.

00:17:24.010 --> 00:17:28.570
‫اما اینطور نبود. از اول کار در اشتباه بودم.

00:17:28.990 --> 00:17:32.550
‫پس باید، همه‌چیز رو درست کنم.

00:17:32.550 --> 00:17:36.490
‫اما برای این منظور، کلوئی، به تحقیقات د پشیه احتیاج دارم!

00:17:39.080 --> 00:17:39.450
‫نمی‌شه.

00:17:40.730 --> 00:17:43.210
‫تو نمی‌تونی داشته باشی‌شون، آگوست.

00:17:53.950 --> 00:17:56.610
‫نه، نکن!

00:17:56.610 --> 00:17:59.270
‫این کار رو نکن، آگوست!

00:18:03.360 --> 00:18:04.230
‫سوگند بخور.

00:18:05.150 --> 00:18:12.150
‫سوگند بخور که از قدرتت و دانش خاندانِ د پشیه
‫هر جوری که من بهت فرمان بدم، استفاده کنی!

00:18:17.580 --> 00:18:19.580
‫از اینجا دور شو، آگوست!

00:18:20.170 --> 00:18:24.040
‫این آرزویی بود که هر کدوم از بزرگ‌های خاندانِ
‫د پشیه با خودشون حفظ کردن.

00:18:24.640 --> 00:18:27.290
‫این تمام علت اینجا بودنِ منه!

00:18:40.360 --> 00:18:42.930
‫کلوئی، من...

00:18:48.450 --> 00:18:54.480
‫اون موقع بود که اولین دوستم رو برای همیشه از دست دادم.

00:18:56.000 --> 00:19:00.880
‫بعداً نامه‌ای رو از شخصی دریافت کردم که
‫ادعا می‌کرد دوستِ آگوست‌ـه.

00:19:00.880 --> 00:19:05.520
‫اون موقع بود که به این پی بردم که جنگِ
‫بین انسان‌ها و خون‌آشام‌ها تموم شده.

00:19:06.380 --> 00:19:10.470
‫نامه می‌گفت که آگوست دلیل اصلیِ این صلح بوده.

00:19:10.470 --> 00:19:13.970
‫تمام تلاشش رو در جهت بالا رفتن و گرفتن مقامی در سنا انجام داده بود.

00:19:14.520 --> 00:19:18.470
‫به‌نظر به آرزوی قلبی خودت رسیدی، آگوست.

00:19:18.940 --> 00:19:24.580
‫و اینجوری بود که من تحقیقاتم رو به‌تنهایی
‫دهه‌ای بعد از دهه‌ی دیگه ادامه دادم.

00:19:31.170 --> 00:19:33.450
‫دوست داشتم بدونم جان حالش چطوره!

00:19:35.430 --> 00:19:36.530
‫بی‌فایده‌س.

00:19:36.530 --> 00:19:38.310
‫نباید اینجا دراز بکشم.

00:19:38.310 --> 00:19:40.940
‫باید هر چه زودتر موتورِ دگرگون‌ساز رو تکمیل کنم.

00:19:41.870 --> 00:19:44.590
‫ولی، برای چی؟

00:19:44.590 --> 00:19:46.120
‫برای چی این کار رو دارم می‌کنم؟

00:19:46.120 --> 00:19:47.750
‫تنهایی، نه؟

00:19:48.630 --> 00:19:50.770
‫انقدر تنها که کاری ازت برنمیاد.

00:19:50.770 --> 00:19:53.490
‫برای فرار ازش هر کاری می‌کنی.

00:19:53.490 --> 00:20:00.490
‫خیلی بهتر بود اگه هیچ‌وقت دنیایِ بیرون یا
‫آسمون آبی زیبا رو نمی‌شناختی.

00:20:00.490 --> 00:20:04.770
‫اینجوری، هیچ‌وقت به این حقیقت که چقدر تنهایی پِی نمی‌بردی.

00:20:05.850 --> 00:20:07.980
‫باید تا الآن متوجه شده باشی.

00:20:07.980 --> 00:20:11.650
‫ژوودان یه قفس برای زندانی کردن توئه.

00:20:11.650 --> 00:20:14.780
‫اگه می‌خوای به این تنهاییت خاتمه بدی، باید نابودش کنی.

00:20:14.780 --> 00:20:15.510
‫تمومش کن.

00:20:15.510 --> 00:20:17.780
‫نیش‌هات رو عیان کن نه اون بال‌هات رو.

00:20:17.780 --> 00:20:18.490
‫تمومش کن.

00:20:18.490 --> 00:20:20.320
‫یه پرنده‌ی کوچک نباش.

00:20:20.870 --> 00:20:22.580
‫یه هیولا باش.

00:20:22.580 --> 00:20:23.790
‫خفه شو!

00:20:28.320 --> 00:20:29.040
‫جان؟

00:20:36.450 --> 00:20:37.810
‫آره، درسته.

00:20:37.810 --> 00:20:39.430
‫نزدیک لِز هوباک.

00:20:39.740 --> 00:20:42.300
‫شنیدم یه خدمتکار جوون کشته شده.

00:20:42.300 --> 00:20:44.720
‫می‌گفتن اسمش جان‌‌ـه.

00:20:45.810 --> 00:20:50.310
‫امعاء و احشائش هم خورده شده،
‫شاید یه گرگ یا یه هیولای دیگه‌ خورده‌ش.

00:20:54.550 --> 00:20:58.570
‫نه، ففط یه کابوسه.

00:20:59.900 --> 00:21:01.860
‫کدوم‌شون کابوسه؟

00:21:01.860 --> 00:21:04.580
‫من یا اون دنیایی که توش زندگی می‌کنی؟

00:21:08.480 --> 00:21:12.680
‫کلوئیِ طفلکی، آرزوت چی بود؟

00:21:13.280 --> 00:21:16.800
‫کلوئی کوچولویِ تنها، می‌خوای چیکار کنی؟

00:21:16.800 --> 00:21:17.380
‫خفه شو.

00:21:17.380 --> 00:21:18.630
‫بهم بگو.

00:21:18.630 --> 00:21:20.380
‫خفه شو، خفه شو.

00:21:20.380 --> 00:21:22.470
‫آرزو‌ی حقیقیت چیه؟

00:21:22.470 --> 00:21:23.970
‫خفه شو!

00:21:26.470 --> 00:21:29.500
‫سرانجام، زمانش رسید.

00:21:29.500 --> 00:21:32.480
‫بالأخره آرزو‌م رنگ حقیقت می‌گیره.

00:21:32.500 --> 00:21:36.500
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:44.880 --> 00:21:50.000
‫که اینطور، واقعا شروع شد، کلوئی.

00:21:52.720 --> 00:21:54.680
‫اون نوره دیگه چه کوفتی‌ـه؟

00:21:55.250 --> 00:21:58.220
‫پیدات کردم، کلوئی د پشیه.

00:21:59.130 --> 00:22:05.010
‫خاطره‌ی پانزدهم

00:22:00.550 --> 00:22:05.010
‫پرنده و آسمان - خون‌آشامِ د پشیه

00:22:06.220 --> 00:22:10.980
‫قبل از دونستنش، متوجه شدم

00:22:10.980 --> 00:22:15.670
‫فکر می‌کردم اراده‌ی خودمه، ولی این اراده چیزی جز یه چیز پیش‌ساخته‌‌شده نبود

00:22:15.670 --> 00:22:20.430
‫مثل یه رژه که مقصد به خودش بی‌توجه‌‌ـه

00:22:20.430 --> 00:22:25.180
‫در امتداد جاده‌ای که توسط ناخودآگاهم هموار شده بود، قدم زدم

00:22:25.820 --> 00:22:29.860
‫با بینش من در یه افول کامل

00:22:29.860 --> 00:22:34.610
‫دروغ گفتن درست مثل بقیه، حس خوبی داشت

00:22:35.200 --> 00:22:38.770
‫استدلال‌های غلطی که به یک‌دیگر می‌رسند

00:22:38.770 --> 00:22:43.010
‫چه موقع بود که قلبم به این صورت تکه‌تکه شد؟

00:22:43.380 --> 00:22:45.870
‫با همین اشتباه‌های بی‌جامون، راهی به هم پیدا می‌کنیم

00:22:45.870 --> 00:22:52.640
‫پشت این مسیرِ عاری از اشتیاق و رغبت ولی سرراست چه چیزی وجود داره؟

00:22:52.640 --> 00:22:55.350
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:22:55.350 --> 00:23:04.640
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:02.320 --> 00:23:04.640
احساسات‌مون مشابه‌ان

00:23:04.640 --> 00:23:11.680
‫این پیوند دقیقاً کجا می‌خواد ما رو به هم برسونه، در حالی که مدت‌هاست که از بین رفته؟

00:23:11.680 --> 00:23:14.190
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:23:14.190 --> 00:23:23.780
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:27.530 --> 00:23:33.090
‫به روز رستگاری ایمان داشته باش

00:23:35.020 --> 00:23:40.020
‫خاطره‌ی شانزدهم

00:23:36.520 --> 00:23:40.020
هیولا - شکار خون‌آشام
