﻿WEBVTT

00:00:00.760 --> 00:00:02.760
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:02.780 --> 00:00:04.110
‫بله؟

00:00:04.110 --> 00:00:06.780
‫این نامه مال شماست، موسیو نوئه.

00:00:06.780 --> 00:00:08.570
‫واسه من؟

00:00:08.570 --> 00:00:12.160
‫بله، روی میز جامونده بود.

00:00:22.000 --> 00:00:24.970
‫با آبجی دومی منتظرت وایسادم!

00:00:34.200 --> 00:00:36.870
‫قبل از دونستنش، متوجه شدم

00:00:36.870 --> 00:00:40.710
‫فکر می‌کردم اراده‌ی خودمه، ولی این اراده چیزی جز یه چیز پیش‌ساخته‌‌شده نبود

00:00:40.710 --> 00:00:45.170
‫مثل یه رژه که مقصد به خودش بی‌توجه‌‌ـه

00:00:45.170 --> 00:00:48.920
‫در امتداد جاده‌ای که توسط ناخودآگاهم هموار شده بود، قدم زدم

00:00:49.700 --> 00:00:54.350
‫با بینش من در یه افول کامل

00:00:54.350 --> 00:00:56.070
‫دروغ گفتن درست مثل بقیه، حس خوبی داشت

00:00:56.070 --> 00:00:59.120
‫استدلال‌های غلطی که به یک‌دیگر می‌رسند

00:00:59.120 --> 00:01:04.100
‫چه موقع بود که قلبم به این صورت تکه‌تکه شد؟

00:01:04.100 --> 00:01:09.440
‫با همین اشتباه‌های بی‌جامون، راهی به هم پیدا می‌کنیم

00:01:11.490 --> 00:01:15.410
‫پشت این مسیرِ عاری از اشتیاق و رغبت ولی سرراست چه چیزی وجود داره؟

00:01:15.410 --> 00:01:19.870
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:01:19.870 --> 00:01:27.880
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:01:27.880 --> 00:01:37.650
احساسات‌مون مشابه‌ان

00:01:37.650 --> 00:01:47.870
‫این پیوند دقیقاً کجا می‌خواد ما رو به هم برسونه، در حالی که مدت‌هاست که از بین رفته؟

00:01:47.870 --> 00:01:50.450
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:02:00.310 --> 00:02:03.230
‫بذار معرفی‌تون کنم، نوئه.

00:02:03.230 --> 00:02:08.400
اینا، نوه‌های نازنینِ من، لویی
.و خواهر کوچکترش، دومینیک هستن

00:02:08.400 --> 00:02:11.860
‫ا-از آشنایی باهات خوشوقتم.

00:02:29.720 --> 00:02:32.720
‫می‌خوام ازت یه خواهشی بکنم، دومینیک.

00:02:32.720 --> 00:02:37.350
ازت می‌خوام وقتی زمانش
.رسید، اینو بدی به نوئه

00:02:37.350 --> 00:02:39.220
‫لویی؟

00:02:39.220 --> 00:02:41.690
‫تو واقعاً...

00:02:41.690 --> 00:02:44.060
‫... شبیه خودمی.

00:02:47.190 --> 00:02:48.150
‫دومی؟

00:02:48.150 --> 00:02:49.110
‫نوئه!

00:02:49.110 --> 00:02:50.070
‫دومی؟

00:02:50.070 --> 00:02:51.280
‫مینا...

00:02:51.280 --> 00:02:55.030
مینا فردا اعدام می‌شه؟
همین بود؟

00:02:56.280 --> 00:02:58.330
‫اما چرا؟

00:02:58.330 --> 00:03:02.620
‫چرا؟ چون اون یه حامل نفرین‌ـه.

00:03:02.620 --> 00:03:04.500
‫حامل نفرین؟

00:03:04.500 --> 00:03:09.460
حاملان نفرین سرشون توسط
جلاد زده می‌شه. این یه قانونه.

00:03:09.460 --> 00:03:13.930
‫نوئه، منم می‌خوام مینا رو نجات بدم.

00:03:13.930 --> 00:03:17.300
‫نمیشه توی فراری دادنِ مینا از روستا کمکش کنیم؟

00:03:23.770 --> 00:03:25.600
‫مینا؟

00:03:31.570 --> 00:03:34.280
‫دومی، نوئه...

00:03:35.990 --> 00:03:39.990
‫خون. خون می‌خوام.

00:03:39.990 --> 00:03:42.580
‫خون! بهم خون بدین.

00:03:42.580 --> 00:03:44.870
‫دومی، فرار کن.

00:03:44.870 --> 00:03:46.130
‫نوئه؟

00:03:46.130 --> 00:03:48.290
‫لویی، به خودت بیا!

00:03:48.290 --> 00:03:50.420
‫چِت شده؟

00:03:51.710 --> 00:03:56.140
‫بُکش منو. می‌خوام منو بُکشی... نوئه.

00:03:56.140 --> 00:03:58.720
‫اگه سرنوشتِ من اینه که بمیرم، نوئه...

00:03:58.720 --> 00:04:03.770
‫اگه سرنوشتم اینه، می‌خوام که تو...

00:04:03.770 --> 00:04:06.560
‫منو بُکشی!

00:04:06.560 --> 00:04:09.980
‫نمی‌تونم... لویی.

00:04:24.750 --> 00:04:29.670
،لویی گفت وقتی زمانش برسه
.می‌خواد اینا رو داشته باشی

00:04:29.670 --> 00:04:32.590
‫بهم گفت تا اون موقع نگه‌شون دار.

00:04:39.340 --> 00:04:42.430
‫میخ‌های چوبی؟

00:04:42.430 --> 00:04:44.600
‫نوئه!

00:04:52.070 --> 00:04:55.610
‫منو ببخش، نوئه.

00:05:03.410 --> 00:05:05.540
‫چیکار کنم؟

00:05:05.540 --> 00:05:09.750
پدربزرگ گفت شبیه
.شرایط روانی هست

00:05:09.750 --> 00:05:12.670
‫چیکار کنم آخه؟

00:05:12.670 --> 00:05:15.340
‫دو روزه که چشم‌هاشو باز نکرده.

00:05:15.340 --> 00:05:19.430
اگه چشم‌هاشو دوباره باز
کنه، باید چیکار کنم؟

00:05:19.430 --> 00:05:21.600
‫چیکار کنم؟!

00:05:21.600 --> 00:05:23.180
‫اگه...

00:05:23.180 --> 00:05:27.020
‫اگه اون روز نرفتم بودم نوئه رو ببینم،

00:05:27.020 --> 00:05:29.140
‫اگه خودم حلش می‌کردم...

00:05:29.140 --> 00:05:32.560
‫اگه مینا رو به‌حال خودش ول کرده بودم،

00:05:32.560 --> 00:05:36.110
‫احتمالاً اون سلاخی فجیع، اتفاق نمی‌افتاد.

00:05:37.190 --> 00:05:42.370
حداقلش، نوئه جلوی چشم‌های خودش
.قطع شدن سر لویی رو نمی‌دید

00:05:42.370 --> 00:05:44.410
‫دومی؟

00:05:44.410 --> 00:05:46.330
‫ خواهر ورونیکا؟!

00:05:46.330 --> 00:05:52.420
بعد از اینکه نیومدی خونه من این
.همه راه پاشدم اومدم که تو رو برگردونم

00:05:52.420 --> 00:05:55.210
‫اینجا عین همیشه کثیف و پر از خاکه.

00:05:55.210 --> 00:05:57.630
‫آماده شو بریم.

00:05:57.630 --> 00:06:00.430
‫نــ-نه!

00:06:03.510 --> 00:06:06.520
‫اون به‌خاطر من اینجوری شد.

00:06:06.520 --> 00:06:10.060
نمی‌تونم نوئه رو انقدر
.راحت ولش کنم

00:06:10.060 --> 00:06:14.270
‫برادر کوچیکت، لویی... مرده.

00:06:14.270 --> 00:06:17.030
‫هیچ حسی نداری، خواهر؟

00:06:17.030 --> 00:06:21.070
‫اول از همه، من یه برادر کوچیک ندارم.

00:06:22.030 --> 00:06:27.040
تازه، همون روزی که اون به‌دنیا
.اومد، باید کشته می‌شد

00:06:27.040 --> 00:06:31.460
باید شاکر باشی که اجازه دادن
.این همه مدت رو زندگی کنه

00:06:33.880 --> 00:06:38.300
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

00:06:38.300 --> 00:06:40.880
‫چی؟! شوخیت گرفته دومی جونم؟

00:06:40.880 --> 00:06:44.760
‫نکنه هیچی رو نمی‌دونستی؟!

00:06:44.760 --> 00:06:49.180
نکنه واقعاً باور کردی از کل جهان
پنهانش کردن چون مریض بوده؟

00:06:49.180 --> 00:06:52.560
‫نه خیر، نه خیر، نـــه خــیــــر!

00:06:52.560 --> 00:06:54.940
‫واقعاً که خیلی احمقی!

00:06:54.940 --> 00:06:58.150
‫اونو پنهان کردن...

00:06:58.150 --> 00:07:02.150
‫... چون دوقلوی تو بود!

00:07:02.150 --> 00:07:03.740
‫چی؟

00:07:03.740 --> 00:07:05.320
‫دوقلو؟

00:07:05.320 --> 00:07:08.080
‫الآن دیگه تو هم باید بدونی، نه؟

00:07:08.080 --> 00:07:10.910
‫دوقلو؟ من و لویی؟

00:07:10.910 --> 00:07:14.380
‫میگن که دوقلوها زندگی بیشتری رو از رحم مادر، می‌دزدند.

00:07:14.380 --> 00:07:17.380
‫توی جهان خون‌آشام‌ها، نماد بدشانسی‌ان.

00:07:17.380 --> 00:07:21.170
‫فکر می‌کردم لویی یکسال از من بزرگ‌تره.

00:07:21.170 --> 00:07:24.300
‫باید یکی به مادرت یاد می‌داد که دوقلو زاییدن،

00:07:24.300 --> 00:07:27.100
باعث می‌شه اعتبار خاندان
.د ساده، خدشه‌دار بشه

00:07:27.100 --> 00:07:30.890
‫واسه همین فقط یکی‌تونو انتخاب کردن.

00:07:32.310 --> 00:07:35.940
حقیقتاً یکی‌تون باید موقع
.تولدش، کشته می‌شد

00:07:35.940 --> 00:07:40.570
ولی یهویی پدربزرگ گفت «الکی
«.این کارو نکنید. خودم مراقبشم

00:07:40.570 --> 00:07:43.070
‫و اون‌موقع بود که لویی رو برد.

00:07:43.070 --> 00:07:47.410
حتی پدر هم نتونست از
.پدربزرگ سرپیچی کنه

00:07:47.410 --> 00:07:51.080
‫گفت می‌خواست یه چیزی رو امتحان کنه.

00:07:51.080 --> 00:07:53.370
‫چرا؟

00:07:53.370 --> 00:07:57.210
‫چرا منو انتخاب کردن؟

00:07:58.250 --> 00:08:00.090
‫نمی‌دونم.

00:08:00.090 --> 00:08:04.720
پدرو می‌شناسم، احتمالاً با‌توجه به
.حسی که اون لحظه داشته، تصمیم گرفته

00:08:06.260 --> 00:08:12.890
پس من وقتی رو ندارم که بخوام صرف
.فکر کردن به برادری بکنم که هیچ‌وقت نداشتم

00:08:12.890 --> 00:08:15.690
‫ولی اگه اون به‌جای تو انتخاب می‌شد،

00:08:15.690 --> 00:08:21.860
یعنی توقعاتی که ازش داشتیم رو
بیشتر از تو به‌جا می‌آورد یا نه؟

00:08:24.990 --> 00:08:26.410
‫لویی.

00:08:26.410 --> 00:08:30.660
‫لویی اینو می‌دونست؟

00:08:32.080 --> 00:08:33.870
‫لویی.

00:08:33.870 --> 00:08:38.080
آرزو می‌کنم کاش می‌تونستم
.همیشه اینجا زندگی کنم

00:08:38.080 --> 00:08:40.630
‫بهت حسودیم میشه، لویی.

00:08:44.010 --> 00:08:50.140
چجوری تونستم همچین چیز
بدی رو به لویی بگم؟

00:08:51.890 --> 00:08:55.890
‫نوئه، خوبی؟ منو می‌شناسی؟!

00:08:56.940 --> 00:08:59.400
‫نوئه!

00:08:59.400 --> 00:09:01.440
‫نوئه!

00:09:01.440 --> 00:09:03.900
‫لویی!

00:09:03.900 --> 00:09:05.280
‫خدا رو شکر.

00:09:05.280 --> 00:09:09.820
‫خواب دیدم که تو مردی.

00:09:09.820 --> 00:09:13.910
‫خدا رو شکر، لویی.

00:09:13.910 --> 00:09:17.790
‫واقعاً فقط خواب بود.

00:09:23.710 --> 00:09:25.510
‫نوئه.

00:09:26.840 --> 00:09:31.430
نوئه، تو هم آرزو می‌کنی
که لویی انتخاب می‌شد؟

00:09:36.520 --> 00:09:39.230
‫تو هم آرزو می‌کنی که

00:09:39.230 --> 00:09:42.400
‫لویی به‌جای من، زندگی می‌کرد؟

00:09:56.450 --> 00:09:57.960
‫بیچاره.

00:09:57.960 --> 00:10:00.750
‫بیا دیگه دنبالشون نگردیم.

00:10:00.750 --> 00:10:03.000
‫من یکم دیگه می‌گردم.

00:10:03.000 --> 00:10:08.170
‫چرا انقدر نگران ساحره‌ی جهنمی‌ای؟

00:10:08.170 --> 00:10:13.180
مگه واسه تو هم بهتر نیست
که یه چیزی بین اون دو تا پیش بیاد؟

00:10:13.180 --> 00:10:17.020
‫د-داری در مورد چی...؟

00:10:20.350 --> 00:10:22.900
‫ببخشید. حالت خوبه؟

00:10:22.900 --> 00:10:27.820
‫خب، من میرم؛ مادمازل دومینیک.

00:10:27.820 --> 00:10:32.490
‫اوه، اسمتون دومینیک‌ـه.

00:10:33.620 --> 00:10:35.990
‫میخائیل!

00:10:35.990 --> 00:10:40.830
‫اسمم اینه!

00:10:40.830 --> 00:10:45.250
‫چی؟ داری گریه می‌کنی آبجی؟

00:10:45.250 --> 00:10:47.630
‫بیچاره.

00:10:47.630 --> 00:10:49.340
‫ها؟

00:10:49.340 --> 00:10:53.010
‫دلم به‌حالت می‌سوزه، آبجی.

00:11:01.140 --> 00:11:06.020
آرزو می‌کنم اون کسی که حامل
.نفرین شد، من می‌بودم

00:11:06.020 --> 00:11:10.440
‫آرزو می‌کنم کاش سر من قطع می‌شد.

00:11:10.440 --> 00:11:12.910
‫آرزو می‌کنم که الآن

00:11:12.910 --> 00:11:15.570
‫لویی کنار نوئه می‌بود.

00:11:18.620 --> 00:11:21.870
‫چرا من نیستم؟

00:11:21.870 --> 00:11:24.880
‫بهتر بود بمیرم.

00:11:24.880 --> 00:11:29.420
‫اگه مرده بودم...

00:11:29.420 --> 00:11:33.470
‫منو ببخش، نوئه.

00:11:33.470 --> 00:11:35.300
‫نازی، نازی.

00:11:35.300 --> 00:11:39.390
‫نازی، نازی. گریه نکن آبجی.

00:11:39.390 --> 00:11:43.940
‫مطمئنم شاهزاده‌ت میاد دنبالت.

00:11:43.940 --> 00:11:48.480
‫بعدش شاهدخت غم‌دیده، خوش‌بختی رو پیدا می‌کنه؛

00:11:48.480 --> 00:11:52.360
و همه‌مون می‌تونیم دوباره
.برگردیم پیش خانواده‌هامون

00:11:52.360 --> 00:11:54.450
‫مگه نه، آبجی؟

00:11:55.020 --> 00:11:57.610
‫وانیتاس! بالاخره پیدات کردم!

00:11:57.610 --> 00:11:58.530
‫املیا؟

00:11:58.530 --> 00:12:02.030
‫یه اتفاق خیلی بد افتاده!
‫موسیو نوئه...!

00:12:20.800 --> 00:12:22.590
‫خوش اومدی!

00:12:22.590 --> 00:12:27.470
‫ممنون که اومدی، موسیو نوئه!

00:12:27.470 --> 00:12:28.180
‫- من...

00:12:28.180 --> 00:12:29.720
‫- دومی کجاست؟!

00:12:29.720 --> 00:12:31.310
‫ای وای!

00:12:35.230 --> 00:12:38.070
‫یه ماشین خودکار؟

00:12:38.070 --> 00:12:40.230
‫میخائیل؟

00:12:40.230 --> 00:12:43.400
‫واقعاً اون اسم روی نامه بود؟

00:12:45.700 --> 00:12:48.530
‫زنده‌س؟

00:12:48.530 --> 00:12:50.240
‫بده.

00:12:53.750 --> 00:12:55.250
‫ازش دور بمون!

00:12:55.250 --> 00:12:57.040
‫اون...

00:13:01.630 --> 00:13:04.430
‫حتی هنوز خودمون رو معرفی هم نکردیم.

00:13:04.430 --> 00:13:07.050
‫نمی‌تونی صبر کنی، نه؟

00:13:09.300 --> 00:13:13.730
‫یه جلدِ چرمیِ آبی،
‫صفحه‌هایی به تاریکی شب،

00:13:13.730 --> 00:13:17.810
‫چرخ‌دنده گریمور که
‫به یه زنجیر نقره‌ای متصل شده...

00:13:17.810 --> 00:13:21.440
‫یه بار دیگه امتحان کنیم. من میخائیل‌ام.

00:13:21.440 --> 00:13:26.070
‫تنها چیزی که از خون‌آشام ماه آبی
‫به ارث بردم، همین کتاب بود.

00:13:26.070 --> 00:13:28.740
‫با این حال، یه انسان معمولی‌ام!

00:13:33.160 --> 00:13:36.960
‫یه کتاب وانیتاس دیگه هم وجود داره؟

00:13:39.170 --> 00:13:44.510
‫شوخی کردم. فقط داشتم ادای برادر بزرگم رو درمی‌آوردم!

00:13:44.510 --> 00:13:48.390
‫البته که خودت می‌دونی کدوم موسیو رو میگم، موسیو نوئه؟

00:13:48.390 --> 00:13:53.770
‫برادر بزرگم همونیه که شماها وانیتاس صداش می‌زنین.

00:13:53.770 --> 00:13:58.100
‫حرف‌هایی که برادرم بهت زد رو به مادمازل دومی گفتی.

00:13:58.100 --> 00:14:02.190
‫و مادمازل دومی اونا رو به من گفت.

00:14:02.190 --> 00:14:05.780
‫این همه موسیو و مادمازل گیج‌کننده‌س، نه؟
میشه همون...

00:14:05.780 --> 00:14:07.660
‫... نوئه صدات بزنم؟

00:14:07.660 --> 00:14:11.370
‫برادربزرگه‌م، در مورد من چیزی بهت نگفته؟

00:14:11.370 --> 00:14:13.910
‫یه چیزی مثلِ «یه برادر کوچکِ ناز دارم.»

00:14:13.910 --> 00:14:16.830
‫یا به شماره‌ی 71 اشاره‌ای بکنه؟

00:14:16.830 --> 00:14:20.170
‫شماره‌ی 71 چیکار می‌کنه؟

00:14:20.170 --> 00:14:21.500
‫اون توئی؟!

00:14:21.500 --> 00:14:25.590
‫اینحا اومدم، تا ازت یه لطفی داشته باشم، نوئه.

00:14:30.470 --> 00:14:32.220
‫دومی!

00:14:32.220 --> 00:14:37.730
‫اگه کسی ذره‌ای آسیب به من بزنه،
‫آبجی دومی توی پریدن مکثی نمی‌کنه.

00:14:37.730 --> 00:14:39.230
‫چرا داره اینکار رو می‌کنه؟

00:14:39.230 --> 00:14:41.110
‫اینو نمی‌خوای، نه؟

00:14:41.110 --> 00:14:42.310
‫منم نمی‌خوام.

00:14:42.310 --> 00:14:43.190
‫نگو که...

00:14:43.190 --> 00:14:48.780
‫آبجی دومی خیلی مهربونه.
‫از این که ببینم

00:14:48.780 --> 00:14:51.070
‫با اسم حقیقیش کاری کرده؟

00:14:51.070 --> 00:14:55.330
‫پس، می‌خوام که خون برادرم رو بخوری.

00:14:55.330 --> 00:14:56.500
‫هااا؟

00:14:56.500 --> 00:15:00.670
‫یه چیزی هست که هرجور شده باید بدونمش.

00:15:00.670 --> 00:15:05.210
‫می‌خوام بدونم چرا برادرم اون روز پدرم رو کشت.

00:15:05.210 --> 00:15:09.930
‫اما هر بار از برادرم می‌پرسم، اصلاً جوابی رو بهم نمیده.

00:15:11.760 --> 00:15:16.020
‫پس می‌خوام که یه نگاه کوچولو برام، بندازی.

00:15:16.020 --> 00:15:20.310
‫توی اینجور چیزا خوبی، نه؟

00:15:20.310 --> 00:15:26.650
‫نیش‌هات رو در اون پوست رنگ‌پریده فرو ببر، نوئه.

00:15:26.650 --> 00:15:29.820
‫اون خاطره رو از خون وانیتاس آشکار کن.

00:15:29.820 --> 00:15:31.990
‫دومینیک گم شده؟!

00:15:31.990 --> 00:15:36.540
‫بله.وقتی در قلعه هم حاضر نشد...

00:15:36.540 --> 00:15:39.370
‫یک پیغام رسان به عمارت مارکوس دِ ساده فرستاده شد، ولی...

00:15:39.370 --> 00:15:44.130
‫اما سه روزی میشه که کسی اونو در عمارت اصلی یا
‫ویلا مشاهده نکرده.

00:15:45.170 --> 00:15:50.510
‫از اون جایی که از خاندان د ساده نیز هستن،
‫نمی‌تونیم این احتمال رو در نظر نگیریم که از سر هوس این کارو کرده.

00:15:50.510 --> 00:15:52.760
‫دومینیک هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کنه!

00:15:52.760 --> 00:15:57.560
‫اون هیچ‌وقت از وظیفه‌ش به عنوان یه نگهبان سلطنتی غافل نشده.

00:15:57.560 --> 00:16:00.770
‫سه روز پیش؟ اون همون موقع‌ایه که آخرین بار هم‌دیگر رو دیدیم.

00:16:00.770 --> 00:16:02.770
‫بعد اون دیدار اتفاقی برای مادمازل دومینیک افتاده؟

00:16:02.770 --> 00:16:04.940
‫جان.

00:16:04.940 --> 00:16:08.480
‫می‌تونم یه خواهشی ازت داشته باشم؟

00:16:14.070 --> 00:16:17.160
‫نمی‌فهمم.

00:16:17.160 --> 00:16:22.330
‫اونی که «پدر» صداش می‌زنی.

00:16:22.330 --> 00:16:27.630
‫یعنی میگی، وانیتاس اونو کُشت؟

00:16:27.630 --> 00:16:31.970
‫عه؟ یه لحظه وایسا.

00:16:31.970 --> 00:16:34.720
‫آهاااا...

00:16:36.430 --> 00:16:39.560
‫ببخشید، ببخشید. انتظار چنین چیزی رو ازت نداشتم.

00:16:39.560 --> 00:16:42.770
‫به‌نظر زود قضاوت کرده بودم.

00:16:43.770 --> 00:16:46.520
‫بعد این همه مدتی که با هم بودین...

00:16:47.820 --> 00:16:52.400
‫... تو هیچی در مورد برادرم نمی‌دونی، مگه نه، نوئه؟

00:16:53.650 --> 00:16:55.320
‫حالا گرفتم چی شد.

00:16:55.320 --> 00:17:00.080
‫اگه همینطور یه‌دفعه‌ای بهت بگن خونِ برادرم
‫رو بخور، فقط توی دردسر می‌اندازه‌ت، نه؟

00:17:01.750 --> 00:17:04.120
‫خودشه!

00:17:14.970 --> 00:17:19.930
‫پس به جای خونِ اون،
‫ از مال من استفاده کن.

00:17:22.600 --> 00:17:27.940
‫اول، با استفاده از خون خودم، هر چی
‫رو در مورد برادرم می‌دونم، رو بهت میگم.

00:17:27.940 --> 00:17:30.020
‫خب، زود باش دیگه.

00:17:31.110 --> 00:17:33.940
‫اگه نجُنبی، سرما می‌خورم، ها.

00:17:33.940 --> 00:17:37.160
‫آبجی هم همینطور.

00:17:39.450 --> 00:17:41.240
‫دومی.

00:17:41.240 --> 00:17:45.370
‫دومی. موهات چی شدن؟

00:17:45.370 --> 00:17:47.250
‫چرا...؟

00:17:47.250 --> 00:17:51.920
‫این؟ سر راهم بودن، پس بریدم‌شون.

00:17:51.920 --> 00:17:54.920
‫بهم میاد، نوئه؟

00:18:06.140 --> 00:18:09.770
‫باید برای محافظت از نوئه تمام تلاشم رو بکنم.

00:18:09.770 --> 00:18:11.770
‫حتی اگه...

00:18:11.770 --> 00:18:14.320
‫... بهاش زندگی خودم باشه.

00:18:16.900 --> 00:18:19.570
‫وقتشه، نوئه.

00:18:43.810 --> 00:18:47.730
‫اون دختره، نه اشتباه کردم، پسره همون بچه‌ایه که زنده مونده؟

00:18:47.730 --> 00:18:50.440
‫بله، در حالی که زیر تخت قایم شده بود، پیداش کردن.

00:18:50.440 --> 00:18:52.110
‫کلیسا، اون رو تحت مراقبت خودش قرار میده.

00:18:52.110 --> 00:18:55.280
‫مادرش یه فاحشه بود.

00:18:55.280 --> 00:18:57.150
‫چرا مثل دخترها لباس پوشیده؟

00:18:57.150 --> 00:19:02.910
‫به‌نظر می‌رسه بچه‌ش رو به بهترین مشتری‌هاش پیشنهاد می‌داده.

00:19:13.090 --> 00:19:15.300
‫نباید اونجا بری ها.

00:19:15.300 --> 00:19:18.970
‫زیرزمین جای پر پیچ‌و‌خمیه، وقتی
‫واردش بشی دیگه نمی‌تونی راه برگشت رو پیدا کنی.

00:19:18.970 --> 00:19:21.840
‫اون پائین، جای پر پیچ‌و‌خمیه و ترسناکیه.

00:19:22.850 --> 00:19:25.180
‫یه مومیایی!

00:19:25.180 --> 00:19:27.310
‫عه!

00:19:27.310 --> 00:19:30.480
‫الآن میام، می‌خورمت!

00:19:33.690 --> 00:19:35.110
‫موسیو؟

00:19:35.110 --> 00:19:36.280
‫بله؟

00:19:36.280 --> 00:19:40.030
‫کِی می‌تونی برم خونه؟

00:19:40.030 --> 00:19:45.120
‫از امروز به یه خونه جدید فرستاده میشی.

00:19:45.120 --> 00:19:49.410
‫شنیدم که بچه‌های زیادی که هم سِن‌ات هستن، اونجان.

00:19:49.410 --> 00:19:52.040
‫مطمئنم دوستای جدید پیدا می‌کنی.

00:19:52.040 --> 00:19:53.750
‫نمی‌فهمم.

00:19:53.750 --> 00:19:55.750
‫که اینطور...

00:19:57.340 --> 00:19:58.760
‫موسیو؟

00:19:58.760 --> 00:20:00.260
‫بله؟

00:20:00.260 --> 00:20:05.220
‫چرا باید اون خون‌آشام رو می‌کشتن؟

00:20:05.220 --> 00:20:10.180
‫اون خون‌آشامه مادرت رو کُشت؟

00:20:10.180 --> 00:20:14.480
‫همم، نه. اون نجاتش داد.

00:20:15.480 --> 00:20:20.820
‫مادرم وقتی منو می‌زد واقعاً چهره‌ی وحشتناکی داشت.

00:20:20.820 --> 00:20:23.200
‫اما من خوب می‌دونم.

00:20:23.200 --> 00:20:28.950
‫فقط وقتی این کار رو می‌کرد که
‫شیطان درونش تسخیرش می‌کرد.

00:20:28.950 --> 00:20:31.710
‫مادرم تمام وقتی که...

00:20:31.710 --> 00:20:35.040
‫اون خون‌آشام هم میومد، عصبانی بود.

00:20:35.040 --> 00:20:40.460
‫اما بعدش، کم کم صورتش به همون حالت مهربون برگشت.

00:20:40.460 --> 00:20:44.590
‫مادرم واقعاً خوشگل بود.

00:20:45.720 --> 00:20:51.520
‫مطمئنم اون خون‌آشام، شیطان درون مادرم رو بیرون کشید.

00:20:52.600 --> 00:20:54.230
‫این دیگه چه...

00:20:54.230 --> 00:20:56.480
‫موسیو، چیزی شده؟

00:20:56.480 --> 00:20:58.730
‫بچه‌ی طفلکی.

00:20:58.730 --> 00:21:02.860
‫خون‌آشام‌ها همین الآنش هم تو رو گمراه کرده‌اند.

00:21:02.860 --> 00:21:08.330
‫خدایِ من، ازت تمنا دارم، تمنا می‌کنم! این بچه را ببخش.

00:21:08.330 --> 00:21:09.660
‫خداوندا!

00:21:09.660 --> 00:21:11.500
‫رولند!

00:21:11.500 --> 00:21:15.000
‫بهت گفتم که!
‫تا وقتی کامل خوب نشدی، از جات جُم نخوری.

00:21:15.000 --> 00:21:19.250
‫- صبر کنین! داشتم به این بچه کمک می‌کردم!

00:21:15.000 --> 00:21:19.250
‫دزدکی از اتاقت نزنی، بیرون!

00:21:21.340 --> 00:21:28.010
‫بله، ولی بچه‌ای که دفعه پیش برام گیر آوردین،
‫تقریبا خیلی سریع شکست.

00:21:28.010 --> 00:21:31.270
‫و درست وقتی که انتظار یه جایگزین رو داشتم،

00:21:31.270 --> 00:21:34.850
‫این یکی رو در بهترین مکانی که میشد، پیدا کردم!

00:21:34.850 --> 00:21:38.110
‫نیازی به نگرانی نیست، چیزی نمیشه!

00:21:38.110 --> 00:21:41.980
‫اونا همه‌شون در حال حل‌و‌فصل پیامد‌هایِ
‫کشتن اون فاحشه‌اند.

00:21:41.980 --> 00:21:44.530
‫اگه یکی از بچه‌های تحت مراقبت‌شون گم بشه،

00:21:44.530 --> 00:21:48.240
‫اونا به عنوان یه فراری در نظرش می‌گیرنش و
‫همینطور رهاش می‌کنن.

00:21:48.240 --> 00:21:50.160
‫بچه بیدار شد!

00:21:50.160 --> 00:21:54.330
‫خب حالا، مراقبت از این کوچکه رو به تو می‌سپارم.

00:21:55.410 --> 00:21:58.460
‫روت حساب می‌کنم.

00:21:58.460 --> 00:22:01.000
‫شماره 69!

00:22:01.110 --> 00:22:05.010
‫  خاطره‌ی بیست‌ویکم
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:02.590 --> 00:22:05.010
دیگری - زخم

00:22:02.590 --> 00:22:05.010
‫دیگری - زخم

00:22:06.220 --> 00:22:10.980
‫قبل از دونستنش، متوجه شدم

00:22:10.980 --> 00:22:15.670
‫فکر می‌کردم اراده‌ی خودمه، ولی این اراده چیزی جز یه چیز پیش‌ساخته‌‌شده نبود

00:22:15.670 --> 00:22:20.430
‫مثل یه رژه که مقصد به خودش بی‌توجه‌‌ـه

00:22:20.430 --> 00:22:25.180
‫در امتداد جاده‌ای که توسط ناخودآگاهم هموار شده بود، قدم زدم

00:22:25.820 --> 00:22:29.860
‫با بینش من در یه افول کامل

00:22:29.860 --> 00:22:34.610
‫دروغ گفتن درست مثل بقیه، حس خوبی داشت

00:22:35.200 --> 00:22:38.770
‫استدلال‌های غلطی که به یک‌دیگر می‌رسند

00:22:38.770 --> 00:22:43.010
‫چه موقع بود که قلبم به این صورت تکه‌تکه شد؟

00:22:43.380 --> 00:22:45.870
‫با همین اشتباه‌های بی‌جامون، راهی به هم پیدا می‌کنیم

00:22:45.870 --> 00:22:52.640
‫پشت این مسیرِ عاری از اشتیاق و رغبت ولی سرراست چه چیزی وجود داره؟

00:22:52.640 --> 00:22:55.350
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:22:55.350 --> 00:23:04.640
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:02.320 --> 00:23:04.640
احساسات‌مون مشابه‌ان

00:23:04.640 --> 00:23:11.680
‫این پیوند دقیقاً کجا می‌خواد ما رو به هم برسونه، در حالی که مدت‌هاست که از بین رفته؟

00:23:11.680 --> 00:23:14.190
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:23:14.190 --> 00:23:23.780
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:27.530 --> 00:23:33.090
‫به روز رستگاری ایمان داشته باش

00:23:35.190 --> 00:23:40.030
‫خاطره‌ی بیست‌ودوم

00:23:36.620 --> 00:23:40.030
‫ماهِ آبی - دیدار

00:23:36.620 --> 00:23:40.030
ماهِ آبی - دیدار
