﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.110 --> 00:00:12.700
‫میگم، میگم...

00:00:12.700 --> 00:00:15.860
‫اسمت چیه؟

00:00:15.860 --> 00:00:19.990
‫من میخائیلم، ولی می‌تونی بهم بگی میشا!

00:00:19.990 --> 00:00:23.330
‫اسمت دیگه میخائیل نیست.

00:00:23.330 --> 00:00:26.130
‫شماره‌ی 71‌ـه.

00:00:26.130 --> 00:00:29.550
‫ما فقط موش‌های آزمایشگاهیِ موروییم!

00:00:43.390 --> 00:00:49.020
‫درد داره!

00:00:57.370 --> 00:01:00.040
«انقدر خودپسند نباش»

00:01:00.040 --> 00:01:03.880
‫یا شایدم، «انقدر مضطرب نباش»

00:01:03.880 --> 00:01:08.340
آینده‌ی این جهان درگیرِ کشمکش تضاد‌هاست

00:01:08.340 --> 00:01:12.090
در میان باد‌های مخالف است که همه‌چیز شکوفا می‌شوند

00:01:12.870 --> 00:01:17.520
اون چشم‌ها، اون صدا، به لرزه افتادن، دچار تردید شدن

00:01:17.520 --> 00:01:19.240
عیبی نداره؟

00:01:19.240 --> 00:01:22.290
روزهایی که در خاموشی از اعماق وجودشون فریاد سرمی‌دهند

00:01:22.290 --> 00:01:27.270
با این وجود، این احساسات انباشته‌شده، به ذهنم تراوش می‌کنند

00:01:27.270 --> 00:01:32.610
با دقت به این نشانه‌های امید گوش فرابده

00:01:34.660 --> 00:01:38.580
باید چیزی بیشتر از یه میل و خواسته باشه

00:01:38.580 --> 00:01:43.040
چیزی فراتر از یه عهد

00:01:43.040 --> 00:01:51.050
برام سواله که معنای حقیقیِ عشق و همینطور عاشق بودن چی می‌تونه باشه؟

00:01:51.050 --> 00:02:00.820
مطمئنم که اگه یه‌بارم، بتونم در قالب یه‌سری کلمه بیان‌شون کنم،

00:02:00.820 --> 00:02:11.040
ممکنه که همین براش کافی باشه و همه‌چیز به این صورت حل بشه

00:02:11.040 --> 00:02:13.620
سرگذشتِ من

00:02:19.360 --> 00:02:20.820
‫ نـههههههههههه!

00:02:20.820 --> 00:02:23.620
‫ دکتر مورد آزمایش زیادی جوونه.

00:02:23.620 --> 00:02:25.410
‫اینطوری زیاد دووم نمیاره.

00:02:25.410 --> 00:02:30.500
‫خب، اینطوری فقط می‌ریم سراغِ بچه‌ی بعدی.

00:02:30.500 --> 00:02:34.550
‫خیلی به ساختن چیزی که می‌خوام نزدیک شدم.

00:02:35.800 --> 00:02:39.840
‫انسان‌هایی که بشه به عنوان لینک ازشون استفاده کرد!

00:02:42.890 --> 00:02:45.930
‫کمکم کن، داداشی!

00:02:45.930 --> 00:02:47.640
‫کمک!

00:02:47.640 --> 00:02:49.890
‫داداشی!

00:02:53.230 --> 00:02:54.900
‫دکتر!

00:02:56.280 --> 00:02:59.070
‫من انجامش میدم.

00:03:00.200 --> 00:03:05.700
‫به جای اون بچه‌ی ننر از من استفاده کنید!

00:03:05.700 --> 00:03:11.540
‫دکتر، اجازه بدین در رسیدن به این
‫هدف غرور‌آمیزتون کمک کنم.

00:03:14.210 --> 00:03:17.380
‫فوق‌العاده‌‌س!

00:03:17.380 --> 00:03:20.380
‫تا حالا یه بچه هم بوده که مثل تو...

00:03:20.380 --> 00:03:23.220
‫با میل خودش در تحقیقات من مشارکت کنه؟!

00:03:23.220 --> 00:03:24.850
‫نه، نبوده!

00:03:24.850 --> 00:03:28.680
‫البته که چنین کسی هست، شماره‌ی 69!
‫ چه ایده‌ی شگفت‌آوری!

00:03:28.680 --> 00:03:31.100
‫همراه با هم، یه قدم به دانش عظیمِ...

00:03:31.100 --> 00:03:34.730
‫خون‌آشام‌ها و همینطور دنیا نزدیک‌تر می‌شیم!

00:03:40.360 --> 00:03:44.820
‫ممنونم، داداشی.

00:03:44.820 --> 00:03:48.790
‫می‌شه امشب رو کنارت بخوابم؟

00:03:55.960 --> 00:03:58.340
‫چه گرمه!

00:04:01.010 --> 00:04:03.260
‫تادا!

00:04:04.510 --> 00:04:09.100
‫بالأخره، آزمایشم به فاز آخر رسید!

00:04:09.100 --> 00:04:14.230
‫با استفاده از این، شما دوتا رو با کتابِ وانیتاس لینک می‌کنم.

00:04:14.230 --> 00:04:16.520
‫کتاب وانیتاس؟

00:04:16.520 --> 00:04:19.730
‫درسته، سؤال بسیار خوبی بود، شماره‌ی 69!

00:04:19.730 --> 00:04:24.450
‫این کتاب‌ها رو خون‌آشام ماهِ آبی ساخته.

00:04:24.450 --> 00:04:28.120
‫اما همینطوری که می‌بینین، این ساخته‌های افسانه‌ای
‫حتی از وجود اون خون‌آشام افسانه‌ای، افسانه‌ای ترن.

00:04:28.120 --> 00:04:30.540
‫منشأ قدرت‌شون یه نوع خاص از آسترمایته.

00:04:30.540 --> 00:04:35.920
‫اونا جادو، کیمیاگری و انواع دیگری از
‫تکنولوژی‌ها رو در یه ماشین کوچک جا دادن.

00:04:35.920 --> 00:04:39.130
‫اونا موتورهای تحلیلی‌ای هستن که به فرم یک کتاب دراومدن.

00:04:39.130 --> 00:04:43.170
‫انگاری، اونی که از این کتاب‌ها استفاده می‌کنه...

00:04:43.170 --> 00:04:45.680
‫حتی می‌تونه فرمول جهانی رو هم تغییر بده!

00:04:45.680 --> 00:04:47.760
انگاری؟

00:04:50.430 --> 00:04:53.730
‫درسته! هر چقدر تلاش کردم، نتونستم بازشون کنم!

00:04:53.730 --> 00:04:59.940
‫طبق اون چیزی که شنیدم، فقط اعضایِ
‫خاندان خون‌آشام ماهِ آبی می‌تونن بازش کنن.

00:04:59.940 --> 00:05:01.610
‫ظالمانه‌‌س، نه؟!

00:05:01.610 --> 00:05:05.280
‫بی‌انصافیه!

00:05:07.610 --> 00:05:10.240
‫به‌خاطر همینم...

00:05:10.240 --> 00:05:17.420
‫تصمیم گرفتم شما رو به صورت مصنوعی درست کنم و
‫شبیه اعضایِ خاندان ماهِ آبی، بکنم‌تون!

00:05:18.420 --> 00:05:19.460
‫ها؟

00:05:19.460 --> 00:05:24.260
‫می‌خوام شما رو به کلید‌های انسانی‌ای تبدیل کنم که،
‫تنها هدف وجودشون باز کردن این کتاب‌هاست.

00:05:24.260 --> 00:05:28.260
‫اون مایع آبی رنگی که معمولاً بهتون
‫تزریق می‌کنم رو، یادتون میاد؟

00:05:28.260 --> 00:05:30.640
‫می‌دونین چیه؟

00:05:30.640 --> 00:05:31.680
‫تیک.

00:05:31.680 --> 00:05:32.810
‫تیک.

00:05:32.810 --> 00:05:33.640
‫تیک.

00:05:33.640 --> 00:05:37.560
‫ببخشید، وقت دیگه تموم شد! سوختین!

00:05:37.560 --> 00:05:39.520
‫آماده‌ی شگفت‌زده‌شدن باشین!

00:05:39.520 --> 00:05:41.320
‫چیزی نیست جز...

00:05:41.320 --> 00:05:45.690
‫خونِ خون‌آشام ماهِ آبی!

00:05:46.780 --> 00:05:48.610
‫اوه، عزیزم، چیزی شده؟

00:05:48.610 --> 00:05:51.830
‫انقدر جا خوردی که زبونت بند اومد؟!

00:05:51.830 --> 00:05:54.080
‫می‌فهممت!

00:05:54.080 --> 00:05:55.160
‫داداشی!

00:05:55.160 --> 00:05:57.790
‫برای اینکه بدن‌تون پسش نزنه و پاسخ‌کشنده‌ای نداشته باشه،

00:05:57.790 --> 00:06:01.750
‫به تدریج خونِ خون‌آشام رو همراه با...

00:06:01.750 --> 00:06:05.960
‫داروهای خاص بهتون تزریق کردم.

00:06:07.510 --> 00:06:09.470
‫داداشی!

00:06:09.470 --> 00:06:14.310
‫متوجه نشدی زخم‌هاتون زودتر از قبل دارن خوب می‌شن؟

00:06:14.310 --> 00:06:18.310
‫حالا دیگه شما یه قدم از مرز‌های انسانیت هم فراتر هستین!

00:06:18.310 --> 00:06:21.980
‫الآن دیگه یه نوع خیلی خاص از موجوداتین!

00:06:21.980 --> 00:06:23.900
‫می‌کشمت.

00:06:23.900 --> 00:06:28.450
‫دو تا کتاب وانیتاس و شماها رو دارم.

00:06:28.450 --> 00:06:30.570
‫خیلی خوبه، نه؟

00:06:37.200 --> 00:06:38.790
‫نمی‌خوام!

00:06:38.790 --> 00:06:39.960
‫درد داره!

00:06:39.960 --> 00:06:41.330
‫نمی‌خوام!

00:06:41.330 --> 00:06:42.710
‫می‌کشمت!

00:06:42.710 --> 00:06:46.090
‫قسم می‌خورم تک‌تک‌تون رو می‌کشم!

00:06:46.090 --> 00:06:50.550
‫به چه جرئتی اینکار رو با من می‌کنی؟!

00:06:51.590 --> 00:06:54.600
‫اوه، راستی، یه چیزی رو یادم رفت بگم.

00:06:54.600 --> 00:06:56.810
‫وقتی این ماشین رو فعال کنم،

00:06:56.810 --> 00:07:00.440
‫شوک وارده به‌خاطر لینک‌کردن‌تون به این کتاب‌ها
‫ممکنه مغزتون رو نابود کنه.

00:07:00.440 --> 00:07:03.480
‫پس بذارین توی این فرصت،
‫ازتون قدردانی کنم.

00:07:03.480 --> 00:07:07.650
‫ممنونم ازتون، شماره‌ی 69 و 71.

00:07:07.650 --> 00:07:11.700
‫هیچ‌وقت فراموش‌تون نمی‌کنم!

00:07:25.500 --> 00:07:27.340
‫چی شده؟!

00:07:31.380 --> 00:07:34.220
‫این شعله‌ها دیگه چی‌ان؟!

00:07:54.820 --> 00:07:56.580
‫داداشی!

00:08:01.040 --> 00:08:03.120
‫ای خدا.

00:08:03.120 --> 00:08:09.590
‫بعضی انسان‌ها، ایده‌های بسیار مضحکی به ذهن‌شون می‌رسه.

00:08:12.050 --> 00:08:17.680
‫خب حالا دیگه، گمونم به اندازه کافی خسارت به بار آوردم.

00:08:17.680 --> 00:08:22.520
‫باید قبل از اومدن شکارچی‌ها برم.

00:08:22.520 --> 00:08:24.810
‫وایسا، نرو!

00:08:24.810 --> 00:08:27.060
‫ما رو هم با خودت ببر!

00:08:30.440 --> 00:08:33.950
‫ما رو هم ببر.

00:08:41.250 --> 00:08:43.330
‫عزیزکم.

00:08:46.460 --> 00:08:51.340
‫اگه به‌خاطر من نبود، چنین اتفاقی نمیفتاد.

00:08:54.130 --> 00:08:57.550
‫چطور ممکنه انقدر بی‌رحم باشه؟

00:08:57.550 --> 00:09:00.470
‫اینا فقط بچه‌ن.

00:09:00.470 --> 00:09:02.980
‫میخائیل.

00:09:02.980 --> 00:09:06.350
‫خب، تو چیکار می‌کنی؟

00:09:09.480 --> 00:09:11.610
‫تو هم...

00:09:12.740 --> 00:09:15.820
‫... با من میای؟

00:09:20.450 --> 00:09:22.160
‫داداشی.

00:09:48.060 --> 00:09:52.270
‫به اندازه کافی دور شدیم.
‫حالا دیگه باید در امان باشیم.

00:09:52.270 --> 00:09:56.320
‫هنوز از اون شهر خیلی دور نشدیم.

00:09:56.320 --> 00:09:58.570
‫شکارچی‌ها میان دنبال‌مون...

00:09:58.570 --> 00:10:00.320
‫اینطور نیست.

00:10:01.330 --> 00:10:05.290
‫اون محققه... مورو بود، نه؟

00:10:05.290 --> 00:10:11.290
‫اون در حال انجام اعمالی بود که،
‫برخلاف آموزه‌های کلیساست و ممنوع‌شده بود.

00:10:11.290 --> 00:10:14.380
‫به محض اینکه شکارچی‌ها از راه برسن
‫و از کارهایی که کرده بویی ببرن-

00:10:14.380 --> 00:10:19.430
‫سعی می‌کنن اول خسارت‌وارده رو تا جای
‫ممکن کاهش بدن، تا اینکه ما رو تعقیب کنن.

00:10:19.430 --> 00:10:26.230
‫و اکثر اون محقق‌ها هم احتمالاً کشته می‌شن.

00:10:26.230 --> 00:10:31.730
‫حالا که دیگه در خطر نیستیم،
‫می‌خوام که خودمون رو معرفی کنیم.

00:10:31.730 --> 00:10:36.940
‫- می‌دونی! اسم من میخائیله!
‫می‌تونی میشا صدام بزنی.

00:10:34.190 --> 00:10:36.940
‫- وایسا، میخائیل!

00:10:36.940 --> 00:10:37.990
‫میشا؟

00:10:37.990 --> 00:10:39.740
‫بله؟!

00:10:39.740 --> 00:10:44.450
‫متأسفانه، اسمی ندارم که بتونم
‫خودم رو بهتون معرفی کنم.

00:10:44.450 --> 00:10:46.700
‫شایدم بهتر باشه که اینطور بگم...

00:10:46.700 --> 00:10:51.000
‫هنوز اسمی ندارم که ازش راضی باشم.

00:11:02.760 --> 00:11:07.020
‫من خون‌آشام ماهِ آبی‌ام.

00:11:10.520 --> 00:11:16.190
‫اطرافیانم هم منو وانیتاس صدا می‌زنن.

00:11:16.190 --> 00:11:18.030
‫چقدر خوشگل.

00:11:20.780 --> 00:11:24.990
‫خون‌آشام... ماهِ آبی؟

00:11:29.410 --> 00:11:30.370
‫داداشی؟!

00:11:30.370 --> 00:11:33.630
‫درست رفتی سراغ چشمام، ها.

00:11:33.630 --> 00:11:37.800
‫اینطوریه پس. پس فرض رو بر این می‌ذارم که
‫از بچه‌هایی باشی که شکارچی‌ها تعلیم دادن.

00:11:37.800 --> 00:11:41.470
‫ما رو آوردی تا بخوری‌مون؟

00:11:42.590 --> 00:11:45.010
‫خونِ آبی؟

00:11:46.390 --> 00:11:47.390
‫اشتباه می‌کنی.

00:11:47.390 --> 00:11:48.970
‫خب پس چی؟

00:11:48.970 --> 00:11:54.310
‫اومدی تا خونی رو که بهمون تزریق شده، پس بگیری؟

00:11:54.310 --> 00:11:56.690
‫آوردم‌تون، چون...

00:11:56.690 --> 00:12:00.360
‫... ازم کمک خواستی.

00:12:03.490 --> 00:12:08.790
‫نـ-نه... من هیچ‌وقت...

00:12:08.790 --> 00:12:11.120
‫ازت...

00:12:11.120 --> 00:12:12.670
‫داداشی!

00:12:12.670 --> 00:12:14.630
‫عزیزکم.

00:12:27.810 --> 00:12:30.430
‫داداشم بیدار شده!

00:12:36.810 --> 00:12:39.110
‫نگران نباش.

00:12:39.110 --> 00:12:42.900
اینجا منزل انسانی‌ـه که مدت
.زیادی هست باهاش آشنام

00:12:42.900 --> 00:12:45.030
‫مزخرف نگو.

00:12:45.030 --> 00:12:50.330
‫چرا یه خون‌آشام با یه انسان آشنا باشه؟

00:12:50.330 --> 00:12:52.080
‫بی‌سابقه نیست.

00:12:52.080 --> 00:12:55.250
‫خانواده‌های کیمیاگرها و ساحره‌ها

00:12:55.250 --> 00:13:00.380
همیشه رابطه‌ی بهتری با
.خون‌آشام‌ها داشتن تا با کلیسا

00:13:01.840 --> 00:13:04.930
این اتفاق واسه این افتاد
.که گارد خودت رو آوردی پایین

00:13:04.930 --> 00:13:09.760
همیشه داشتی مقاومت می‌کردی تا توی
لحظات حساس از میشا محافظت کنی، نه؟

00:13:09.760 --> 00:13:13.350
‫ولی الان فقط باید استراحت کنی.

00:13:16.350 --> 00:13:20.860
برات یه لالایی می‌خونم تا
.راحت‌تر بتونی بخوابی

00:13:20.860 --> 00:13:23.070
‫منم می‌خوام بخونم.

00:13:23.070 --> 00:13:25.240
‫خیلی خب.

00:13:25.240 --> 00:13:30.700
‫مادرت برات چه‌جور لالایی‌هایی می‌خوند؟

00:13:30.700 --> 00:13:31.870
‫چی؟

00:13:31.870 --> 00:13:34.370
‫همم؟ اوه...

00:13:34.370 --> 00:13:38.750
‫بارها موقع هذیان‌گوییت، گفتی «مامان».

00:13:40.500 --> 00:13:42.210
‫دروغ نگو.

00:13:42.210 --> 00:13:44.470
‫نه، نمی‌گم.

00:13:44.470 --> 00:13:46.090
‫دروغه.

00:13:46.090 --> 00:13:50.640
‫امکان نداره بگم. آخه...

00:13:50.640 --> 00:13:54.310
‫وقتی به‌دنیا اومدم، مادرم مُرد.

00:13:54.310 --> 00:13:59.150
‫هیچ‌وقت صداش نمی‌کنم. هیچ‌وقت...

00:14:09.950 --> 00:14:12.080
‫داداشی...

00:14:26.510 --> 00:14:28.300
‫پس...

00:14:28.300 --> 00:14:33.510
‫... تمام مدت تنهایی با پدرت زندگی کردی؟

00:14:34.850 --> 00:14:37.890
‫فقط ما دو تا نبودیم.

00:14:37.890 --> 00:14:40.060
‫همراه‌هامون هم بودن.

00:14:40.060 --> 00:14:41.940
‫همراه‌هاتون؟

00:14:41.940 --> 00:14:46.990
پدرم توی یه خانواده‌ی خوب
.متولد، و بعداً یه پزشک شد

00:14:46.990 --> 00:14:49.660
ولی بعد از اینکه مادرم با
،یه گروه بازیگر اومده بود سفر

00:14:49.660 --> 00:14:53.580
‫پدرم اون رو دید و خانواده‌شو رو رها کرد.

00:14:53.580 --> 00:14:55.700
‫چه حرکت خفنی.

00:14:55.700 --> 00:14:57.910
‫گروه بازیگری چیه؟

00:14:57.910 --> 00:15:00.670
‫انگار سیرکه.

00:15:00.670 --> 00:15:03.540
‫اوضاع خیلی قابل احترامی هم نبود.

00:15:03.540 --> 00:15:08.590
این حس بهم دست داد که
.بابام خیلی هم از اونا خوشش نمی‌اومد

00:15:08.590 --> 00:15:12.640
‫با اون گروه، همه‌جایی رفتیم.

00:15:12.640 --> 00:15:14.890
‫عــــه؟

00:15:14.890 --> 00:15:18.810
‫بهم گفتن خیلی شبیه مادرم هستم.

00:15:18.810 --> 00:15:21.520
‫آها. پس خیلی زیبا بوده.

00:15:21.520 --> 00:15:23.940
‫به‌نظر منم!

00:15:23.940 --> 00:15:28.360
‫ولی اون به‌خاطر من مُرد.

00:15:28.360 --> 00:15:33.660
‫بابام باید از من متنفر می‌شد، ولی...

00:15:37.450 --> 00:15:39.910
‫وقتی خون‌آشام‌ها حمله کردن،

00:15:39.910 --> 00:15:43.380
‫بابام ازم محافظت کرد و کشته شد!

00:15:43.380 --> 00:15:44.920
‫چرا؟

00:15:44.920 --> 00:15:47.710
‫می‌خوام ازش بپرسم ولی نمی‌تونم.

00:15:47.710 --> 00:15:52.010
‫هیچ‌وقت جوابش رو نمی‌فهمم.

00:15:55.550 --> 00:15:57.260
‫از خون‌آشام‌ها متنفری؟

00:15:57.260 --> 00:15:59.100
‫معلومه که هستم!

00:15:59.100 --> 00:16:01.810
می‌خوام همه‌شونو از این
!جهان نیست و نابود کنم

00:16:01.810 --> 00:16:04.690
‫می‌خوام این دنیا رو دوباره تمیز کنم!

00:16:04.690 --> 00:16:08.110
واسه همین زندگیم رو پای
!شکارچی شدن گذاشتم

00:16:08.110 --> 00:16:09.820
‫من...

00:16:11.950 --> 00:16:16.950
اونا معمولاً روی خون‌آشام‌هایی که آورده
.بودن توی آزمایشگاه مورو، آزمایش می‌کردن

00:16:18.080 --> 00:16:21.540
‫اولش حس کردم همه‌ی اینا حقشونه.

00:16:21.540 --> 00:16:23.960
‫اما رفته‌رفته،

00:16:23.960 --> 00:16:28.800
‫فهمیدم که انسان‌ها ترسناک‌ترین هیولاها هستن.

00:16:32.130 --> 00:16:39.310
حتماً برای یکی مثل تو راحت بوده
که بخواد از اونجور جایی فرار کنه، نه؟

00:16:39.310 --> 00:16:42.020
‫پس چرا موندی؟

00:16:42.020 --> 00:16:48.360
مورو کاری کرد که شکارچی‌ها
.باور کنن من توی یه نبرد مُردم

00:16:48.360 --> 00:16:52.400
یه فرد ناشناس رو کشت و
.گفت جسدش مال منه

00:16:52.400 --> 00:16:58.490
و بهم گفت اگه برم خیلی راحت
.یه بچه‌ی دیگه رو هم گیر میاره

00:16:58.490 --> 00:17:03.790
پس حس کردم هیچ چاره‌ای
.جز اونجا موندن ندارم

00:17:09.090 --> 00:17:12.090
نمی‌خواستم به هیچ‌کدوم
.از اون چیزا فکر کنم

00:17:12.090 --> 00:17:14.220
‫متوجه نشدم.

00:17:14.220 --> 00:17:17.180
‫هنوزم متوجه نمی‌شم.

00:17:17.180 --> 00:17:20.850
‫الان باید چیکار کنم؟

00:17:22.140 --> 00:17:25.310
‫من یه چیزی رو فهمیدم.

00:17:26.690 --> 00:17:30.690
‫واقعاً بچه‌ی مهربونی هستی.

00:17:37.240 --> 00:17:38.620
‫نه، نیستم.

00:17:38.620 --> 00:17:41.740
‫هستی.

00:17:41.740 --> 00:17:46.710
‫نه، اصلاً اینجوری نیستم. نه...

00:17:58.970 --> 00:18:00.430
‫داداشی؟

00:18:00.430 --> 00:18:02.890
‫چیزی که گفتمو فراموش کن!

00:18:02.890 --> 00:18:08.560
!هر چی که دیروز گفتم رو فراموش کن
!کامل از اون کله‌ت پرتش کن بیرون

00:18:08.560 --> 00:18:12.190
‫دیروز؟ از کِی تا کِی؟

00:18:12.190 --> 00:18:14.230
‫از موقعی که از آزمایشگاه رفتیم؟

00:18:14.230 --> 00:18:19.780
یا از اون موقعی که تب داشتی و هی داد می‌زدی
و با چشم گریون می‌گفتی «نه، نــــــــه، نـــــــــــــه»؟

00:18:19.780 --> 00:18:21.660
‫گفتم فراموشش کن کله‌پوک!

00:18:21.660 --> 00:18:24.790
‫اوه، بیدار شدی؟ چه خوب موقع.

00:18:24.790 --> 00:18:26.910
‫صبحونه رو الان حاضر کردم.

00:18:26.910 --> 00:18:30.000
‫صبحونه؟ دارم از گشنگی می‌میرم!

00:18:32.670 --> 00:18:37.420
بخور عزیزم! باید همه‌ی مواد
.لازمه رو جذب بدنت کنی

00:18:41.550 --> 00:18:44.310
واقعاً می‌خوای ما رو
بکُشی، مگه نه؟

00:18:44.520 --> 00:18:46.060
‫چرا آخه؟

00:18:46.060 --> 00:18:49.560
این آشغالی که معلوم نیست توش
زهرمار ریختی یا چی، چه کوفتیه دیگه؟

00:18:49.560 --> 00:18:51.060
‫بهش می‌گن سوپ.

00:18:51.060 --> 00:18:54.610
کلی گیاه‌های دارویی بهش اضافه
.کردم تا واسه‌ت خوب باشه

00:18:54.610 --> 00:18:58.570
‫این شیر رو هم تازه دوشیدم، خوشمزه‌ست.

00:18:58.570 --> 00:19:01.320
چرا این شیر انقدر سیاه
!و حال‌به‌هم‌زنه؟

00:19:01.320 --> 00:19:04.870
!و این اتاق هم خیلی کثیفه
!پر از عنکبوت و موشه

00:19:04.870 --> 00:19:06.620
‫دیروز متوجه‌ش نشدم.

00:19:06.620 --> 00:19:11.130
ولی اگه می‌خوای خونه‌ی یکی بمونی
!تمیز نگه‌ش دار! باورم نمی‌شه

00:19:13.920 --> 00:19:15.920
‫خیلی خب. همه‌ی کارا رو خودت بکن.

00:19:15.920 --> 00:19:18.720
‫با من قهر نکن ببینما!

00:19:25.010 --> 00:19:26.560
‫چطوره؟!

00:19:28.350 --> 00:19:30.640
‫خوشمزه‌ست!

00:19:30.640 --> 00:19:33.770
‫ای وای من، کامل شکستم دادی.

00:19:33.770 --> 00:19:36.280
‫واقعاً بچه‌ی شگفت‌انگیزی هستی.

00:19:38.190 --> 00:19:39.900
‫بازم می‌خوایم!

00:19:43.620 --> 00:19:47.540
‫دلیلی برای مخفی کردنش نیست.

00:19:47.540 --> 00:19:52.710
‫شما دو نفر خیلی زود می‌میرید.

00:19:52.710 --> 00:19:55.920
‫شاید یک ماه دیگه، شش ماه دیگه،

00:19:55.920 --> 00:19:59.670
‫یا حتی پنج سال دیگه. کی می‌دونه؟

00:19:59.670 --> 00:20:04.260
‫ولی اون روز می‌رسه.

00:20:04.260 --> 00:20:08.560
آزمایش‌های مورو بدن شما رو به
.چیزی ورایِ انسان بودن تبدیل کرده

00:20:08.560 --> 00:20:13.400
و حالا دارید بیشتر از قبل
.به نژاد خون‌آشام‌ها شبیه می‌شید

00:20:13.400 --> 00:20:17.900
ولی بدن‌تون به‌طور ناپایداری
.لبه‌ی یه تیغ، متزلزله

00:20:17.900 --> 00:20:22.070
و هر لحظه ممکنه این تعادل
...درهم‌بشکنه و رقابت بینِ

00:20:22.070 --> 00:20:26.240
حالت فعلی و طبیعی‌تون ...
.برای بدنتون قابل تحمل نباشه

00:20:26.240 --> 00:20:32.040
‫و اینجوریه که بدنتون از هم می‌پاشه.

00:20:32.040 --> 00:20:37.420
اگه جایی برای رفتن
.ندارید، با من بیاید

00:20:37.420 --> 00:20:43.470
باهمدیگه یه راهی پیدا
.می‌کنیم تا نجاتتون بدیم

00:20:49.220 --> 00:20:53.980
‫پدر، قراره بمیرم؟

00:20:53.980 --> 00:20:59.780
‫یه راهی هست که بهش اشاره نکردم.

00:20:59.780 --> 00:21:04.320
‫می‌تونم شماها رو بخشی از خاندانم کنم.

00:21:04.320 --> 00:21:06.870
‫ولی...

00:21:06.870 --> 00:21:10.660
این چیزی نیست که می‌خواستم
.بهش متوسل بشم

00:21:12.710 --> 00:21:16.250
می‌خوام بخشی از
.خاندانت بشم، پدر

00:21:16.250 --> 00:21:22.340
آخه یعنی اینجوری سه‌تایی‌مون
می‌تونیم تا آخرش با هم باشیم، نه؟

00:21:22.340 --> 00:21:26.340
‫هیچ‌وقت نمی‌خوام بخشی از خاندانت بشم،

00:21:26.340 --> 00:21:29.930
‫حتی اگه فردا بمیرم هم نمی‌خوام.

00:21:29.930 --> 00:21:33.850
‫می‌خوام تا‌ آخرش یه انسان بمونم.

00:21:45.530 --> 00:21:47.780
بالأخره اومدی؛

00:21:47.780 --> 00:21:49.660
‫داداشی!

00:21:57.000 --> 00:21:59.880
‫باهاش چیکار کردی؟

00:22:01.110 --> 00:22:05.010
‫خاطره‌ی بیست‌ودوم

00:22:02.590 --> 00:22:05.010
دیدار - ماهِ آبی

00:22:06.220 --> 00:22:10.980
‫قبل از دونستنش، متوجه شدم

00:22:10.980 --> 00:22:15.670
‫فکر می‌کردم اراده‌ی خودمه، ولی این اراده چیزی جز یه چیز پیش‌ساخته‌‌شده نبود

00:22:15.670 --> 00:22:20.430
‫مثل یه رژه که مقصد به خودش بی‌توجه‌‌ـه

00:22:20.430 --> 00:22:25.180
‫در امتداد جاده‌ای که توسط ناخودآگاهم هموار شده بود، قدم زدم

00:22:25.820 --> 00:22:29.860
‫با بینش من در یه افول کامل

00:22:29.860 --> 00:22:34.610
‫دروغ گفتن درست مثل بقیه، حس خوبی داشت

00:22:35.200 --> 00:22:38.770
‫استدلال‌های غلطی که به یک‌دیگر می‌رسند

00:22:38.770 --> 00:22:43.010
‫چه موقع بود که قلبم به این صورت تکه‌تکه شد؟

00:22:43.380 --> 00:22:45.870
‫با همین اشتباه‌های بی‌جامون، راهی به هم پیدا می‌کنیم

00:22:45.870 --> 00:22:52.640
‫پشت این مسیرِ عاری از اشتیاق و رغبت ولی سرراست چه چیزی وجود داره؟

00:22:52.640 --> 00:22:55.350
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:22:55.350 --> 00:23:04.640
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:02.320 --> 00:23:04.640
احساسات‌مون مشابه‌ان

00:23:04.640 --> 00:23:11.680
‫این پیوند دقیقاً کجا می‌خواد ما رو به هم برسونه، در حالی که مدت‌هاست که از بین رفته؟

00:23:11.680 --> 00:23:14.190
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:23:14.190 --> 00:23:23.780
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:27.530 --> 00:23:33.090
‫به روز رستگاری ایمان داشته باش

00:23:35.190 --> 00:23:40.030
‫خاطره‌ی بیست‌وسوم

00:23:36.620 --> 00:23:40.030
‫بارش - اشک‌هایی چون باران

00:23:36.620 --> 00:23:40.030
بارش - اشک‌هایی چون باران
